ghaemiyeh.com
سرشناسه : مهريزي، مهدي، ۱۳۴۱ -
عنوان و نام پديدآور : سهم زنان در نشر حديث / مهدي مهريزي.
مشخصات نشر : قم: موسسه علمي فرهنگي دارالحديث، سازمان چاپ و نشر، ۱۳۸۷.
مشخصات ظاهري : ۲۷۶ ص.: جدول، نمودار.
فروست : مركز تحقيقات دارالحديث؛ ۱۶۸.
شابك : ۲۷۰۰۰ ريال : 978-964-493-339-4
يادداشت : كتابنامه: ص. [۲۵۹] - ۲۶۸ ؛ همچنين به صورت زيرنويس.
موضوع : محدثان زن
موضوع : حديث -- تاريخ
شناسه افزوده : موسسه علمي - فرهنگي دارالحديث. سازمان چاپ و نشر
رده بندي كنگره : BP۵۲/۵/م۹س۹ ۱۳۸۷
رده بندي ديويي : ۲۹۷/۲۹۲
شماره كتابشناسي ملي : ۱۷۰۶۰۶۷
درآمدى بر نقش زنان در علوم اسلامىرشد و بالندگى زنان ، پس از بعثت رسول خدا صلى الله عليه و آله و در پرتو آيين اسلام ، جاى ترديد ندارد . جهت گيرى كلى آيات قرآنى و سخنان و سيره پيامبر ، عامل اصلى اين حركت تكاملى به شمار مى رود . ورود زنان را به عرصه هايى كه پيش از آن سابقه نداشت ، چون تعليم و تعلّم ، بايد يكى از شواهد عينى اين بالندگى قلمداد كرد . آشكار است كه مصدر تعليم و تعلّم و روى آوردن به دانش و معرفت ، در آن عصر ، قرآن و حديث بود و بررسى تعامل زنان با اين دو مصدر و دانش هاى مرتبط با آنها در طول تاريخ اسلام ، مى تواند اين حقيقت را بيشتر روشن سازد . در بررسى اين تعامل ، توجّه به چند نكته ، فضاى بحث را بهتر روشن مى سازد . يك . مسئله زن و علوم اسلامى را از دو سو مى توان بررسى كرد . يكى ، جايگاه زن در علوم اسلامى ، بدان معنا كه دانش هاى كلام ، فقه ، عرفان و . . . درباره زن چه مى گويند . دوم ، آن كه زنان در علوم اسلامى و پيدايش ، تحوّل و گسترش آن ، چه نقشى داشته اند . آنچه در اين نوشته بدان پرداخته مى شود ، امر دوم است . دو . مراد از علوم اسلامى ، دانش هايى است كه بر محور دو منبع اصلى دين ، يعنى قرآن و سنّت ، شكل گرفته اند و به تشريح و تبيين آموزه هاى اين دو منبع مى پردازند و يا به گزارش حوادث مربوط به اسلام و پيشوايان دينى مربوط مى شوند . برپايه اين
.
تعريف ، علوم اسلامى در شش حوزه دسته بندى مى شود : ۱ . علوم قرآن و تفسير ؛ ۲ . حديث و علوم حديث ؛ ۳ . كلام و فلسفه ؛ ۴ . اخلاق و عرفان ؛ ۵ . فقه و اصول ؛ ۶ . تاريخ و سيره . سه . براى بررسى نقش زنان در پيدايش ، گسترش و تحوّل علوم اسلامى و مقايسه آن با نقش مردان ، بايد شرايط فرهنگى و اجتماعى حاكم بر گذشته را در نظر داشت تا به تحليل و ارزيابى منصفانه و واقع بينانه رسيد . اين شرايط را اين گونه مى توان ترسيم كرد :
۱ . محدوديت هاى ذهنى و فرهنگى براى آموزش و كارهاى علمى زنانروايات فراوانى دلالت دارد بر اين كه به زنان نوشتن مياموزيد و يا از قرآن تنها سوره نور را به آنها ياد دهيد . چنين رواياتى ، گذشته از صحّت و سقم آن ، در شكل گيرى ذهنيت فرهنگى مسلمانان تأثيرگذار بوده است . از سوى ديگر ، باور و تلقّى عمومى و برخى از متفكّران چنين بوده كه زن براى رفع نيازهاى جنسى مرد و يا حداكثر توليد مثل خلق شده است . اين باور و تلقى ، بر ذهنيت زنان و جامعه انسانى تأثير منفى مى گذارد و اصالت را در كاركردِ زن به همين امور تقليل مى دهد . به اين نمونه ها بنگريد : علّامه سيد محمّدحسين تهرانى معتقد است : وظيفه زن ، در خانه نشستن و در خانه ماندن است . سلامت و سعادت زن در اين است كه يا حامله باشد يا بچه در زير پستان خود داشته باشد . (1). . . زن ، بايد مانند مرد ، پيوسته راه تقرّب بپيمايد ، و آن وقتى است كه دوش به دوش مرد نماز
.
1) .انوار الملكوت ، ج ۱ ، ص ۱۷۸ .
بخواند ، و روزه بگيرد ، و طواف كند ، و اين فقط در وقتى است كه حامله باشد يا طفل خود را شير دهد . اين زن ، قرين رحمت خداست كه حايض نيست و اجازه ركوع و سجود و قيام و طهارت به وى داده شده است ، و اجازه صيام به وى داده شده است ، و اجازه طواف گِرد كعبه به وى داده شده است . بنا بر اين ، زنان بايد پيوسته يا حامله باشند يا شير دهند ؛ تا در كاروان انسانيت و حركت به سوى معبود و محبوب و قبله مشتاقان و كعبه عاشقان و پويندگان به سوى حرم و حريم امن و امان او ، با مردان هم آهنگ باشند . اگر زنى به جاى دخول و شركت در كارها و فنون و صنايع اجتماعى ، بچه بزايد و بزرگ كند و تحويل اجتماع دهد ، با خدمات وجودى ، خود را در اعلاترين درجه ، با ضريب تعداد فرزندان خود ، بالا برده است . اينها همه به جاى خود محفوظ ، و در عين حال ، تحصيل كمالات معنوى و علوم الهى و تحصيل دانش هايى كه به درد بانوان مى خورد ، از قبيل خانه دارى ، خياطى ، غذاپزى ، بهداشت و حفظ الصحه ، قابلگى و پزشكى زنان و علوم فراگيرى تربيت فرزند و غيرها كه بسيار است ، ابدا با بچه دارى منافات ندارد ؛ بلكه كمال ملايمت را نيز دارد (1)آية اللّه سيّد حسن مدرّس ، در مجلس دوم شوراى ملّى (۱۳۲۹ق) ، در مورد انتخاب زنان به عنوان نماينده ، با اعتراض مى گويد : از اول عمر تا حال ، بسيار در برّ و بحر ممالك ، اتفاق افتاده بود براى بنده ، بدن بنده به لرزه نيامد و امروز بدنم به لرزه آمد . اشكال بر كميسيون اين كه اولاً نبايد نسوان را در منتخبين برد ، [چرا] كه از كسانى كه حقّ انتخاب ندارند ، نسوان هستند ؛ مثل اين كه بگويند از ديوانه ها نيستند ، سفها نيستند . اين اشكال است بر كميسيون ، و امّا جواب ، ما بايد بدهيم ، از روى برهان . نزاكت و غير نزاكت! رفاقت است! از روى برهان بايد صحبت كرد و برهان ، اين است كه امروز ما هر چه تأمل مى كنيم مى بينيم خداوند ، قابليت در اينها قرار نداده است كه لياقت حقّ انتخاب [شدن] را داشته باشند . مستضعفين و مستضعفات و آنها ، از آن نمره اند كه عقول آنها استعداد ندارد . . . . (2)
.
در همان دوران ، زنى در پاسخ بدان انديشه ، چنين نظر داد : آخر ، برادران غيور! اى صاحبان ناموس! اى طالبان علم و ترقّى و تربيت و تمدّن! قدرى تأمل و تفكّر فرماييد . . . . آيا مى دانيد كه تا طايفه نسوان ، تربيت نشوند ، ترقّى و تمدّن مملكت غير ممكن است؟ . . . آخر ، عدم قابليت ما را در چه موقع امتحان فرموديد؟ كدام مدرسه را براى ما مظلومان تأسيس فرموديد؟ كدام معلم و معلمه تعيين نموديد؟ . . . كه عدم قابليت و بى استعدادى ما بر شما معلوم شد؟ چه باعث شده كه تمام راحتى ها و نعمت ها و سياحت ها و علوم و صنايع را از براى خود پسنديده ايد و ما را از جميع اين نعمات ، محروم نموده ايد و مى گوييد : طايفه نسوان در مملكت ما هنوز قابل هيچ گونه تربيت و علوم و صنايع نشده اند . . . وا اسفا! وا عجبا! وا حيرتا! . . . اى برادران عزيز! بياييد همتى نماييد تا بنيان ظلم نسبت به ما طايفه اناثيه را براندازيد و ما از عادات رذيله و رفتار تقليدى مضحكه ، نفوس خود را منزّه كنيم . . . . (1)برخى از شخصيت هاى دينى و مذهبى در دوره مشروطيت ، افتتاح مدارس نسوان و دبستان دوشيزگان را در رديف اباحه مسكرات و اشاعه فاحشه خانه ها مى دانستند و آن ، مايه وحشت و حيرت رؤساى روحانى ، ائمه جماعت و قاطبه مقدسان و متدينان شده بود . (2)سيد محمّد طباطبايى ، از سران روحانى مشروطه ، تشكيل انجمن نسوان را خلاف شرع مى داند ؛ با اين كه او از برخى ديگر از شخصيت هاى روحانى ، پيشگام تر است و آموختن و تعليم و تعلّم زنان را مطلوب مى داند . به اين استفتا و پاسخ ايشان توجّه كنيد .
صورت استفتابه عرض عالى مى رساند : لابد خاطر عالى از همه جا مستحضر است به خدمات و جان نثارى هاى فدوى در ملازمت بندگان حضرت عالى و مشروطيت و تحمّل زحمات در راه ملّت و بر اين كه پيوسته در حفظ اين اساس مقدس كوشش داشته و دارم . تا اين اوان كه مسلما به عرض حضور مبارك
.
رسيده است كه به تهيّج و راهنمايى بعضى از مفسدين و مغرضين ، در كوچه قاپچى باشى ، انجمنى از طايفه نسوان مُنعقد ، به اسم «انجمن همّت خواتين» ، بليط ها چاپ كرده به اسم پدر و خود آن زن و سن آن و محل اقامت . به هر زنى كه داخل شود ، مى دهند . اين بنده ، چون اين كار را خلاف شرع و مايه فسادهاى كلى در امر مشروطه دانسته ، در بعضى از منابر ، نهى و مردمان را بر مفاسد آن آگاه كرده ام . به اين واسطه ، آنانى كه خود ، محرّك اين كار بوده ، زبان به طعن و ردّ قول بنده گشوده و نسبت امضاى اين كار را به حضرت مستطاب عالى داده و مى دهند . استدعا آن كه اگر واقعا با استحضار خاطر مبارك و امر عالى است ، بنده نيز از گفته ساكت باشم واگر نه ، رأى مبارك را در جواب عريضه ، دستخط بفرماييد ؛ تا عموم مردمان بدانند كه اين گونه نسبت ها به وجود مبارك عالى ، كذب محض است و اين جان نثار نيز در گفته خود و نهى از اين عمل ، مفتخر و سرافراز باشم . ايام افاضت ، مستدام باد ، بربّ العباد!
صورت دستخط حضرت مستطاب حجة الاسلام آقاى طباطبايى ـ مد ظله العالى ـبسم اللّه الرحمن الرحيم . زحمات و خدمات شما ، همه وقت منظور نظر بوده و هست . در باب انجمن نسوان ، اول كسى كه منكر شد من بودم ؛ تغيّرها كردم ، داد و فريادها كردم ، معايب آن را مبرهن كردم . هر كس نسبت همراهى از آن انجمن مشئوم را به من داده است ، جز عداوت ، غرضى نداشته است . خداوند ، جزايش را دهد! غرض ، باز مى گويم : انجمن نسوان ، مخالف شرع و موجب بسى قضاياى ناگوار است و ديگر كسى جلو زنش را نمى تواند بگيرد . بر عامّه مسلمين باغيرت لازم است كه در بر هم زدن آن انجمن ، همّت كنند . والسلام . ۲۳ صفر الخير ۱۳۲۶ / محمّدصادق الحسينى الطباطبائى
۲ . وظايف خانه دارى ، همسردارى ، زادن ، شيردادن و رسيدگى به فرزنداندر دوران گذشته ، اين امور ، عمده فرصت زن ها را به خود ، اختصاص مى داده و وقتى را براى كارهاى علمى و آموزشى ، باقى نمى گذاشته است ، چنان كه مرسوم نبوده زنان ، در تعليم و تعلّم ، ممحّض گردند و از آنان ، وظايف ديگرى درخواست نشود ، آن گونه كه براى مردان طالب علم ، چنين بود و اگر به كار علم و علم آموزى اشتغال
.
داشتند ، زندگانى آنان تأمين مى شد و ديگر لازم نبود به شغل و حرفه و پيشه اى بپردازند .
۳ . تاريخ مذكّراز همه اينها كه بگذريم ، تاريخ را مردان نوشته اند و از اين رو ، بسيارى از زواياى زندگى علمى زنان ، در كتب تاريخ به ثبت نرسيده و يا در لابه لاى مطالب فراوان مربوط به مردان ، گم شده است . آية اللّه عبد اللّه جوادى آملى ، در اين زمينه مى نويسد : بايد توجّه داشت كه تبليغات پيرامون اشخاص ، بسيار مؤثر است . سرّ اين كه اباذر ـ رضوان اللّه عليه ـ از جهت مبارزه شهره آفاق شده است ، براى آن است كه مبارزات قولى و عملى او در كتاب ها به ثبت رسيده و در سخنرانى ها طرح گرديده است ، چندين بار به صورت فيلم و غير فيلم درآمده و به صورت هاى تبليغى عرضه شده است . زنانى هم بودند اباذر گونه ، كه اولاً در صحنه جنگ ، كاملاً حضور داشتند ، و براى تشجيع نيروهاى اعزامى و رزمى ، از آيات قرآن و احاديث رسول خدا صلى الله عليه و آله استمداد مى نمودند و دعوت و رهبرى اينها بر محور قرآن كريم بود . آنان از آيات قرآن به اندازه كافى اطّلاع داشتند و به موقع ، آيات را در جاى خود تلاوت مى كردند و از آنها به عنوان دليل استفاده مى كردند ؛ و نه تنها در زمان قدرت ، بلكه در زمان ضعف نيز حضور ذهنيشان نسبت به قرآن باعث شد كه بتوانند از آيات ، مدد بگيرند و اباذرگونه اعتراض كنند ، چه اين كه به هنگام قدرت نيز همچون مالك اشتر دفاع مى كردند . اگر كارهايى كه زنان اباذرگونه ، در جنگ ها و صحنه هاى سياسى اسلام كردند ، ده ها بار گفته مى شد و به صورت فيلم تبليغى درمى آمد و ده ها كتاب در آن زمينه نوشته مى شد ، آنگاه مشخص مى شد كه زن ها در پيشبرد مسائل نظامى در صدر اسلام ، همچون اباذر و مالك اشتر ، در صحنه بوده اند . (1)رضا براهنى ، در كتاب تاريخ مذكّر مى نويسد : تاريخ ما ، به شهادت خودش ، در طول قرون ، بويژه پيش از مشروطيت ، تاريخى مذكّر بوده است ؛ يعنى تاريخى بوده است كه هميشه مرد ، ماجراهاى مردانه ، زور و ستم ها و عدل و عطوفت هاى
.
1) .زن در آينه جلال و جمال ، ص ۲۹۷ و ۲۹۸ .
مردانه ، نيكى ها و بدى ها ، محبت ها و پلشتى هاى مردانه بر آن حاكم بوده اند . زن ، اجازه نقش آفرينى نيافته است ، به همين دليل از عوامل مؤنث در اين تاريخ چندان خبرى نيست . مرد ، از نظر بزرگ ترين مورخ ايران ، يعنى ابوالفضل بيهقى ، بزرگ ترين عنصر سازنده تاريخ است ، و به همين دليل هر كجاى تاريخ مسعودى را كه ورق بزنيد ، اعمال مردانى را مى بينيد كه در حال ساختن يا نابود كردن چيزهايى هستند ؛ و اين چيزها همه عناصر تاريخى هستند . در هر لحظه اين بزرگ ترين تاريخ ايران ، مردى مى ميرد ، مردى پيمان مى بندد ، مردى پيمان مى شكند ، مردى در قلعه اى زندانى مى گردد ، مردى به دار آويخته مى شود ، قومى غالب مى شوند از مردان ، و قومى منهزم مى شوند از مردان . تاريخ بيهقى ، تاريخ مردان است و اگر از زن ياد مى شود ، يا مادر حسنك است و يا مادرانى چون مادر حسنك هستند كه هيچ گونه تحرّك واقعى ندارند و يا اگر تحرّك ناچيزى داشته باشند ، در حدود حلوا و شيرينى پختن براى مردان و يا اميران جوان ، محمّد و مسعود ، تحرّك دارند . زن در تاريخ بيهقى خنثى است ؛ نه از نظر فرهنگى چيزى به وجود مى آورد و نه از نظر تاريخى نقشى دارد . (1)چهار . پژوهش و بررسى تاريخى درباره نقش زنان در علوم اسلامى ، مى تواند اين فوايد و نتايج را به دنبال داشته باشد : ۱ . استعداد و توانايى زنان را به نمايش مى گذارد و بر تلقّى ناتوانى و بى استعدادى زنان در اين عرصه ها خط بطلان مى كشد . ۲ . ميزان حضور اجتماعى زنان را نشان مى دهد . ۳ . نگاه فرهنگ هاى مختلف مسلمانان را در دوره هاى مختلف تاريخى ، نسبت به زن ، نشان مى دهد ؛ چرا كه حضور علمى زنان در ادوار مختلف تاريخى و فرهنگ هاى مختلف ، يكسان نبوده است . ۴ . الگويى از تاريخ و ميراث گذشته ، براى نسل امروز ، ارائه مى كند كه مى تواند به پاره اى بى هويّتى هاى فرهنگى و از خودبيگانگى ها پاسخ مناسب دهد . پنج . تأليفات مستقل در زمينه تأثير و نقش زنان در علوم اسلامى بسيار اندك است .
.
1) .تاريخ مذكر ، ص ۲۷ .
برخى آثار ، به صورت كلى به اين امر پرداخته اند و برخى ، به يكى از آن شش حوزه پيش گفته در علوم اسلامى ، اختصاص دارد . در اين جا اشاره اى گذرا به اين منابع مى تواند براى پژوهشگران ، سودمند باشد : ۱ . زنان نامى در تاريخ ، فرهنگ و تمدّن اسلامى ، عبد الرحيم عقيقى بخشايشى ، با همكارى حبيبه عقيقى بخشايشى ، قم : دفتر نشر نويد اسلام ، ۱۳۸۲ . اين كتاب ، ۱۵۱۴ زن را در عرصه هاى : ۱ . تفسير قرآن ، ۲ . حديث ، ۳ . فقه ، ۴ . عرفان ، ۵ . نثر و ادب ، ۶ . علم و دانش ، ۷ . تأليف و پژوهش ، ۸ . هنر و خوش نويسى ، ۹ . سياست و اجتماع ، ۱۰ . تربيت و سازندگى ، ۱۱ . جهاد و شهادت ، ۱۲ . خيرخواهى و نيكوكارى ، ۱۳ . طبّ و پرستارى ، ۱۴ . عمران و آبادانى ، ۱۵ . انقلاب و تحولات اجتماعى ، معرفى كرده است . ۲ . كتاب شناسى آثار مذهبى زنان ايران ، مجيد فرخ زادى . در اين كتاب ، آثار مذهبى ۱۷۸ زن كه ۲۵۶ اثر را در فاصله سال هاى ۱۳۰۶ تا ۱۳۷۲ش ، تأليف كرده اند ، شناسانده است . موضوع اين آثار ، علوم اسلامى از قبيل ، تفسير ، حديث ، اخلاق و . . . است . ۳ . گنجينه نور ، معرفى و فهرست ۲۰۰۰ اثر پژوهشى و پايان نامه قرآنى بانوان ، مؤسسه معارف اسلامى امام رضا عليه السلام ، آذر ۱۳۸۴ . ۴ . آيينه داران خورشيد ، مهدى مهريزى ، تهران : سازمان تبليغات اسلامى ، تابستان ۱۳۷۲ . در اين كتاب ، پنجاه زن كه كار قرآنى يا خدمتى به ساحت قرآن كرده اند ، معرفى شده است . ۵ . فقهاى زن در اسلام ، اكرم مهربان ، معاونت فرهنگى سازمان تبليغات اسلامى ، دى ۱۳۶۹ . ۶ . الجهود العلمية للمرأة خلال القرنين الخامس والسادس الهجريين ، ناجية عبد اللّه ابراهيم ، اردن :
.
۱۹۹۶م . نويسنده كتاب ، تلاش هاى علمى زنان را در بغداد ، در قرن هاى پنجم و ششم هجرى ، جستجو كرده و در زمينه علوم دينى و علوم عربى ، ۱۸۹ زن را معرفى كرده است . همين نويسنده ، آثار ديگرى نيز در معرفى تلاش هاى علمى زنان در قرن چهارم و نيز نيشابور دارد كه نگارنده بر آنها دست نيافته است . (1)از فعاليت هاى حديثى زنان كه در اين كتاب آمده است ، در ادامه به تفصيل ، سخن خواهيم گفت . كتاب حاضر ، مى كوشد روزنه اى را براى نشان دادن سهم زنان در نشر حديث ، دانش هاى حديثى و معارف ويژه حديث ، در پانزده قرن تاريخ اسلامى ، بگشايد تا سرمايه تتبّع و جستجو و تحليل عميق تر باشد ؛ چرا كه نشان دادن تمامى زواياى آن ، در توان محدود يك تَنْ و چند تَنْ نمى گنجد . مباحث اين كتاب در چهار بخش تنظيم شده است : بخش نخست ، به منبع شناسى اختصاص دارد . در بخش دوم ، عرصه هاى خدمت زنان به حديث به تفصيل بازگو شده است . در بخش سوم ، فهرست روايت هاى زنان شيعى در مصادر اصلى حديث شيعه ، گزارش شده است و آخرين بخش با عنوان گزارش تفصيلى چند پژوهش ، حاوى چند مبحث تكميلى در اين موضوع است .
.
1) .الجهود العلمية للمرأة خلال القرنين الخامس والسادس الهجريين ، ص ۱ و ۲ .
. .
بخش يك : منبع شناسى سهم زنان در نشر حديثبراى بررسى سهم زنان در نشر حديث ، بايد همه منابع تفسيرى ، حديثى و تاريخى ، مورد مطالعه و مراجعه قرار گيرد ، امّا در اين جا به معرفى منابعى اهتمام مى شود كه تمامى اثر يا بخشى از آن ، ويژه اين مسئله است . اين منابع را مى توان در چهار گروه دسته بندى كرد : الف . كتب طبقات و رجال (شيعه و اهل سنّت) ؛ ب . كتاب هاى ويژه معرّفى زنان راوى ؛ ج . كتاب هاى حديثى خاصّ احاديث زنان ؛ د . منابع تحليلى با موضوع سهم زنان در نشر حديث .
الف . كتب طبقات و رجال (شيعه و اهل سنّت)يك . اهل سنّت۱ . الطبقات الكبرى ، محمّد بن سعد (۱۶۸ ـ ۲۳۰ق) ، بيروت : دار بيروت ، ۱۴۰۵ ق / ۱۹۸۵ م . جلد هشتم كتاب (۵۱۷ ص) ، به زنان اختصاص دارد . ۲ . الجرح و التعديل ، ابن ابى حاتم الرازى (۳۲۷ ق) ، بيروت : دار احياء التراث العربى ، ۹ ج . در جلد نهم (ص ۴۶۱ ـ ۴۶۷) ، از بيست زن كه به كنيه معروف اند ، ياد كرده است .
.
۳ . كتاب الثقات ، محمّد ابن حبّان (م ۳۵۴ ق) ، حيدر آباد : مؤسسة الكتب الثقافية ، ۱۰ ج . در اين كتاب ، از ۸۵ زن راوى ، ياد شده است (ر .ك : تمام الانعام بترتيب ما ورد فى كتاب الثقات لابن حبان ، ص ۶۲۵ ـ ۶۲۸) . مؤلّف ، راويان زن را در پايان هر يك از حروف الفبا و پس از راويان مرد ، آورده است . ۴ . الاستيعاب ، ابن عبد البرّ (۳۶۸ ـ ۴۶۳ق) ، تحقيق : على محمّد البجاوى ، القاهرة : نهضة مصر . در جلد چهارم كتاب (ص ۱۷۸۷ ـ ۱۹۶۶) ، شرح حال هزار زن صحابى بيان شده است . ۵ . اسد الغابة ، على بن ابى الكرم المعروف بابن الأثير (۵۵۵ ـ ۶۳۰ق) ، بيروت : دار احياء التراث العربى . در جلد پنجم كتاب (۳۸۹ تا آخر) نام بانوان ، به ترتيب الفبا ، همراه گوشه هايى از زندگى آنان ذكر شده است . ۶ . التحبير فى المعجم الكبير ، عبد الكريم السمعانى (م ۵۶۲ ق) ، تحقيق : منيرة ناجى سالم . سمعانى ، در جلد دوم كتاب (ص ۳۹۶ ـ ۴۳۵/ ش ۱۱۲۴ تا ۱۱۹۳) با عنوان «النسوة اللواتى كتبت عنهنّ» ، نام هفتاد زن را به ترتيب حروف الفبا آورده است و چنان كه از عنوان پيداست ، خود ، حضورا از اين زنان سماع كرده يا اجازه حديث گرفته است . ۷ . تهذيب الكمال ، ابوالحَجّاج يوسف المزّى (۶۵۴ ـ ۷۴۲ ق) ، بيروت : دارالفكر ، ۱۴۱۴ق ـ ۱۹۹۴م . در جلد ۳۵ كتاب (ص ۱۲۳ ـ ۴۰۱ / ش ۷۷۸۰ ـ ۸۰۴۵) ، ۲۶۵ زن راوى حديث و اسامى استادان آنان مذكور است . ۸ . ميزان الاعتدال فى نقد الرجال ، محمّد بن احمد بن عثمان الذهبى (م ۷۴۸ ق) ، بيروت :
.
دارالمعرفة . در جلد چهارم كتاب (ص ۶۰۶ ـ ۶۱۶ / ش ۱۰۹۳۲ تا ۱۱۰۵۳) ، ۱۰۶ زن راوى ، در ذيل سه عنوان «المجهولات» ، «الكنى» و «من لم يسم» معرفى شده است . مقصود از «مجهولات» ، كسانى اند كه وصف آنان شناخته شده ، نيست . در عنوان اين فصل آمده است : «و ما علّمتُ فى النساء مَن اتهمت و لا مَن تركوها ؛ زنى را نمى شناسم كه متهم شده باشد و يا وى را در نقل حديث رها كرده باشند» . (ج ۴ ، ص ۶۰۴) و مقصود از «من لم يسم» ، كسانى اند كه نامشان دانسته نشده است . ۹ . الاصابة فى تمييز الصحابة ، احمد بن على العسقلانى المعروف بابن حجر (۷۷۳ ـ ۸۵۲ ق) ، بيروت : دار الكتب العلمية . در جلد هشتم كتاب (۲۹۱ص) ، نام ۱۵۴۵ زن به ترتيب الفبا آمده است . ۱۰ . الضوء اللّامع لأهل القرن التاسع ، محمّد بن عبد الرحمان السخاوى (۸۳۱ ـ ۹۰۲ق) ، القاهرة : دار الكتاب الاسلامى ، ۱۲ ج . جلد دوازدهم كتاب (معجم النساء) ، به معرفى ۱۰۷۵ زن اختصاص دارد كه بيشتر آنان داراى اجازه يا سماع حديث بوده اند . ۱۱ . تهذيب التهذيب ، ابن حجر عسقلانى (م ۸۵۲ ق) ، حيدر آباد : ۱۳۲۷ ق . جلد دوازدهم كتاب (ص ۳۹۷ ـ ۵۰۴) ، به معرفى زنان راوى اختصاص دارد و از ۲۷۱ زن ، نام برده شده است . ۱۲ . لسان الميزان ، احمد بن على بن حجر العسقلانى (م ۸۵۲ ق) ، بيروت : دار الكتب العلمية ، بيروت ، ۱۴۱۶ ق / ۱۹۹۶ م ، ۷ ج . در جلد هفتم (ص ۵۵۷ ـ ۵۷۱) ، از ۱۱۵ زن راوى ، ياد شده است .
تحليل۱ . گفتنى است كه در سه كتاب : الكامل فى ضعفاء الرجال ، ابن عدى الجرجانى
.
(م ۳۶۵ ق) ؛ الضعفاء الكبير ، محمّد بن عمرو العقيلى المكى (م ۳۲۲ ق) و الضعفاء و المتروكين ، ابن جوزى (۵۰۸ ـ ۵۹۷ ق) ، از زنان نام برده نشده است . ۲ . در ساير كتاب ها نيز براى زنان ، قدحى ذكر نشده ؛ گرچه توثيق يا مدحى نيز برايشان مذكور نباشد . ۳ . ديگر آثار طبقاتى و رجالى اهل سنّت ، بخش معرفى زنان ، ندارد . ۴ . جمع تمامى زنان ذكر شده در هفت كتاب اخير ، با نام هاى مكرر ، ۱۹۳۷ تَنْ است . ۵ . كتاب هاى مربوط به معرفى صحابه و طبقات ، از آن رو معرفى شده است كه در منابع اهل سنّت ، جزو كتب رجال به شمار مى رود ، وگرنه بسيارى از زنان موجود در آنها راوى حديث نيستند و بدين جهت در شمارش كلى ، از آنها صرف نظر شد .
دو . شيعه۱ . رجال البرقى ، احمد بن محمّد بن خالد البرقى (م ۲۷۴ق) ، قم : مؤسسة القيوم ، ۱۴۱۹ ق . اين كتاب (ص ۱۴۵ ـ ۱۴۷/ ش ۱۶۷۸ ـ ۱۷۰۷) ، از ۲۹ زن نام مى بَرَد . ۲ . اختيار معرفة الرجال ، ابوجعفر محمّد بن الحسن بن الطوسى (۳۸۵ ـ ۴۶۰ق) ، تحقيق : حسن المصطفوى ، مشهد : دانشگاه مشهد ، ۱۳۴۸ . در اين اثر ، تنها از سه زن ياد شده است : حبابة الوالِبيّة (ش ۱۸۲) ، سعيدة (ش ۶۸۱) ، حُبَّى (۷۹۱) . ۳ . الرجال ، ابوجعفر محمّد بن الحسن الطوسى (۳۸۵ ـ ۴۶۰ق) ، قم : منشورات الرضى . شيخ طوسى ، در اين اثر در ذيل هر باب ، اسامى راويان زن را بدين شرح گزارش كرده است : ـ اصحاب النبى صلى الله عليه و آله ، ص ۳۲ ـ ۳۴ ، ۳۸ زن ؛
.
ـ اصحاب علىّ عليه السلام ، ص ۶۶ ، ۳ زن ؛ ـ اصحاب الحسن بن علىّ عليه السلام ، ص ۷۱ ، ۱ زن ؛ ـ اصحاب الحسين بن علىّ عليه السلام ، ص ۸۱ ، ۱ زن ؛ ـ اصحاب علىّ بن الحسين عليه السلام ، ص ۱۰۲ ، ۱ زن ؛ ـ اصحاب الباقر عليه السلام ، ص ۱۴۲ ، ۲ زن ؛ ـ اصحاب الصادق عليه السلام ، ص ۳۴۱ ـ ۳۴۲ ، ۱۲ زن ؛ ـ اصحاب الكاظم عليه السلام ، ص ۳۶۶ ، ۱ زن ؛ ـ اصحاب الرضا عليه السلام ، ندارد ؛ ـ اصحاب الجواد عليه السلام ، ص ۴۰۹ ، ۲ زن ؛ ـ اصحاب الهادى عليه السلام ، ص ۴۲۷ ، ۱ زن ؛ ـ اصحاب العسكرى عليه السلام ، ندارد ؛ ـ فيمن لم يرو عن الائمة عليهم السلام ، ص ۵۲۱ ، ۱ زن . در مجموع ، از ۶۳ زن راوى حديث ياد شده است . ۴ . الرجال ، تقى الدين حسن بن على بن داوود الحلى (۶۴۷ ـ ۷۰۷ق) ، قم : منشورات الرضى . در اين كتاب (ص ۲۲۳ ـ ۲۲۴) از ۲۲ زن راوى حديث ، نام برده شده است . ۵ . نقد الرجال ، السيد مصطفى الحسينى التفرشى (م ۱۰۱۵ق) ، قم : مؤسسة آل البيت لاحياء التراث ، ۱۴۱۸ ق ، ۵ ج . مؤلف ، در جلد پنجم (ص ۳۰۵ ـ ۳۱۵) ، از ۶۴ زن راوى ، ياد كرده است . ۶ . مجمع الرجال ، ملّا عناية اللّه القهپايى(زنده در ۱۰۲۱ق) ، اصفهان : ۷ جلد . در جلد هفتم (ص ۱۷ ـ ۱۸۲) ، از ۱۱۱ زن ، نام برده شده است . ۷ . جامع الرواة ، محمّد بن على الأردبيلى (م ۱۱۰۱ق) ، بيروت : دار الأضواء ، ۱۴۰۳ ق / ۱۹۸۳ م ، ۲ جلد .
.
در جلد دوم (ص ۴۵۵ ـ ۴۵۹ / ش ۳۶۰۹ ـ ۳۶۹۷) ، از ۸۸ زن ، نام برده است . ۸ . منتهى المقال ، ابوعلى الحائرى (۱۱۵۹ ـ ۱۲۱۵ق) ، قم : مؤسسة آل البيت لاحياء التراث ، ۱۴۱۶ ق ، ۷ ج . در جلد هفتم (ص ۴۵۷ ـ ۴۷۰) ، از ۲۵ زن نام برده كه اكثر آنان مورد مدح يا توثيق واقع شده اند . ۹ . تنقيح المقال فى علم الرجال ، عبد اللّه المامقانى (۱۲۵۲ ـ ۱۳۱۱ق) ، نجف : مطبعة المرتضوية ، ۱۳۵۲ ق ، ۳ج . ضميمه جلد سوم (ص ۶۹ ـ ۸۳) به زنان اختصاص دارد و نويسنده از ۱۹۱ زن ، نام مى بَرَد . مؤلّف در آغاز مى نويسد : «تنها نام بانوانى را كه از طريق شيعه روايتى از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل كرده اند ، آورده ايم ، اما زنان صحابى را كه از پيامبر صلى الله عليه و آله سخنى را از غير طريق شيعه نقل كرده اند ، يا از غير پيامبر صلى الله عليه و آله چيزى را نقل كرده باشند ، در اين كتاب ياد نكرده ايم ، و در كتاب هاى اُسدُ الغابة ، الاصابة فى تمييز الصحابة و الاستيعاب ، اين زنان به صورت گسترده مطرح شده اند (ج ۲ ، ص ۶۹) . ۱۰ . مستدركات علم الرجال ، على النمازى الشاهرودى (۱۲۹۳ ـ ۱۳۶۳ش) ، تهران : حيدرى ، ۱۴۱۵ ق ، ۸ ج . در جلد هشتم (ص ۵۴۴ ـ ۶۰۲ / ش ۱۷۹۳۷ ـ ۱۸۱۸۹) ، از ۲۵۲ زن نام مى بَرَد و شرح حال آنان را بازگو مى كند . گفتنى است اين اثر ، تكمله اى بر تنقيح المقال مامقانى ، معجم رجال الحديث خويى و جامع الرواة اردبيلى است . ۱۱ . معجم رجال الحديث ، سيد ابوالقاسم الخويى (۱۲۷۸ ـ ۱۳۷۱ش) ، بيروت : مدينة العلم ، چهارم ، ۱۴۰۹ق / ۱۹۸۹ م ، ۲۳ ج . در جلد ۲۳ (ص ۱۷۰ ـ ۲۰۱) ، ۱۳۴ زن معرفى شده است . ۱۲ . قاموس الرجال ، محمّدتقى التسترى (۱۲۸۲ ـ ۱۳۷۴ش) ، تهران : مركز نشر كتاب ،
.
۱۳۸۹ ق ، ۱۴ ج . در جلد دهم (ص ۳۷۷ ـ ۴۸۰) و جلد يازدهم (ص ۲ ـ ۴۱) ، از ۱۹۱ زن نام برده است . ۱۳ . المرأة المسلمة و اجازة الحديث عند الفريقين ، امّ على مشكور ، هفتمين كنفرانس بين المللى وحدت اسلامى (شهريور ۱۳۷۳) ، ۲۲ ص . در اين اثر ، ۲۰ زن صاحب اجازه ، معرفى شده اند .
تحليل۱ . در هيچ يك از اين كتب ، هيچ يك از زنان تضعيف نشده است ، بلكه يا توثيق و مدح دارد و يا درباره آنان سكوت شده است . ۲ . كتاب الرجال ابن غضائرى كه ويژه معرفى ضعفاست ، از معرفى زنان خالى است . ۳ . تعداد راويان زن در اين منابع ، با تكرار ۹۹۶ تَنْ است . ۵ . ساير منابع رجالى شيعه ، از معرفى زنان تُهى است .
ب . كتاب هاى ويژه معرّفى زنان راوى۱ . محدّثات شيعه ، دكتر نهلا غروى نائينى ، دانشگاه تربيت مدرس ، تهران ، ۱۳۷۵ . در اين اثر ، ۱۹۶ زن كه ناقل گفتار ، احاديث و فضايل معصومان و اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام بوده اند ، به ترتيب حروف الفبا معرفى شده اند . در معرفى هر زن ، نخست ، شرح حال اجمالى وى و سپس فضايلش آورده شده ، آن گاه سخنان بزرگان درباره او نقل مى شود . از چه كسى روايت كرده و چه كسى از او روايت كرده ، عنوان بعدى در ذيل هر نام است . در پايان نيز احاديث هر راوى ، برشمرده مى شود . فهارس پايان كتاب ، چون فهرست آيات ، روايات و صاحبان اجازه ، روايات به ترتيب عصر حيات ، و راويان بر پايه طبقه ، بر اتقان و استحكام اثر افزوده است . ۲ . زنان دانشمند و راوى حديث ، احمد صادقى اردستانى ، قم : انتشارات دفتر تبليغات
.
اسلامى ، ۱۳۷۷ . در اين كتاب ، ۱۷۷ زن راوى حديث ، به ترتيب طبقه ، معرفى شده است . نخست ، زنان راوى حديث پيامبر صلى الله عليه و آله و سپس راويان ساير امامان عليه السلام معرفى شده اند . براى هر يك ، شرح حال و ترجمه اى نسبتا مبسوط گزارش شده است . ۳ . اعلام النساء المؤمنات ، محمّد الحسون ـ امّ على مشكور ، تهران : اسوه ، ۱۴۱۹ ق ، ۷۲۰ ص . اين كتاب ، ويژه معرفى زنان راوى نيست ، امّا از آن رو كه در بخش فهارس كتاب ، فهرست رُوات زن و زنان صاحب اجازه را آورده ، در شمار كتب اختصاصى معرفى گرديد . مجموع زنان راوى و صاحب اجازه كه در اين اثر معرفى شده اند ، ۱۶۸ زن است . ۴ . حضور بانوان در نقل حديث غدير ، سيد ضياء مرتضوى ، فصل نامه علوم حديث ، ش ۷ . در اين مقاله ، هجده زن از صحابه و غير صحابه كه جزوِ راويان حديث غدير به شمار مى روند ، به اجمال معرفى شده اند .
ج . كتاب هاى حديثى خاص احاديث زناندر اين بخش ، منابعى معرفى خواهد شد كه روايت هاى زنان را گرد آورده باشند ؛ خواه زنان مصدر حديث باشند خواه راوى . از اين رو منابعى كه به گردآورى سخنان حضرت فاطمه عليهاالسلامپرداخته يا سخنان برخى از زنان صحابه و ساير زنان را جمع آورى كرده اند ، معرفى خواهند شد . برخى منابع روايى زنان ، اختصاص به يك يا چند زن دارند و برخى ديگر به گردآورى عمومى نظر داشته اند . در اين جا به ترتيب ، كتاب هاى عمومى و سپس اختصاصى آورده مى شود :
.
۱ . كتاب هاى عمومى۱ . جامع مسانيد النساء ، ابراهيم محمّد الجمل ، القاهرة : الدار المصرية اللبنانية ، ۱۴۱۲ ق ، ۲ ج ، ۳۰۷ + ۳۲۰ ص . در اين مجموعه دو جلدى ، ۱۷۵۲ حديث غير مكرر جمع شده كه از اين تعداد ، ۸۱۴ حديث در جلد اول و ۹۳۸ روايت در جلد دوم ، قرار دارد . زنانى كه اين احاديث را روايت كرده اند ، بيش از صد نفر هستند . كتبى كه مؤلّف ، مبنا قرار داده و احاديث را از آن استخراج كرده ، ۲۸ عنوان است : ۱ . صحيح البخارى ، ۲ . صحيح مسلم ، ۳ . سنن ابن ماجة ، ۴ . صحيح سنن ابن ماجة ، ۵ . المستدرك للحاكم ، ۶ . سنن الدار قطنى ، ۷ . مصنّف ابن ابى شيبة ، ۸ . صحيح ابن حبّان ، ۹ . صحيح ابن خزيمة ، ۱۰ . مسند الشافعى ، ۱۱ . مسند ابى حنيفة ، ۱۲ . مصنّف عبد الرزاق ، ۱۳ . مسند الدارمى ، ۱۴ . حلية الاولياء ، ۱۵ . صحيح ابن عوانة ، ۱۶ . سنن البيهقى ، ۱۷ . سنن ابى داوود ، ۱۸ . سنن الترمذى ، ۱۹ . صحيح ابى داوود ، ۲۰ . مسند الامام احمد ، ۲۱ . الفتح الربانى ، ۲۲ . موطّأ الامام مالك ، ۲۳ . معاجم الطبرانى ، ۲۴ . مسند ابى يعلى ، ۲۵ . مسند البزّاز ، ۲۶ . نيل الاوطار ، ۲۷ . مجمع الزوائد للهيثمى ، ۲۸ . جامع الأصول لابن اثير . در جلد اول اين كتاب ، روايات صحيح بخارى و صحيح مسلم و در جلد دوم ، ساير احاديث جمع شده است . ترتيب و تبويب روايات ، به شيوه صحيح بخارى است . نويسنده ، مدعى است رواياتى كه ضعف آن معلوم بوده در اين مجموعه نيامده است (ج ۲ ، ص ۸) . در مقدمه جلد اول و دوم ، شرح كوتاهى از مهم ترين زنان راوى ، ارائه شده است . عدد زنان ترجمه شده ، چهل تن است كه ۲۷ نفر در جلد نخست و سيزده تن در جلد دوم ، ترجمه شده است . شرح حال مختصرى نيز از همسران پيامبر ، در آغاز جلد نخست آمده است . نويسنده ، در پانوشت ها ، مأخذ احاديث را ذكر مى كند و نيز
.
توضيحاتى پيرامون سند ، راويان و برخى لغات ، اضافه مى كند . وى ، تعداد روايات عايشه را ۲۲۱۰ گفته است (ج ۱ ، ص ۱۱) . در پايان كتاب ، فهارس اعلام النساء ، اطراف الحديث و موضوعات آمده است كه بهره بردن از كتاب را آسان مى كند . ۲ . الآحاد و المثانى ، ابن ابى عاصم (۲۰۶ ـ ۲۸۷ ق) ، تحقيق : د . باسم فيصل احمد الجوابرة ، الرياض : دار الراية ، ۱۴۱۱ ق ، ۶ ج . در جلد پنجم (ص ۳۵۴ تا آخر) و جلد ششم (ص ۱ ـ ۲۶۳) ـ يعنى از شماره ۱۰۵۴ تا ۱۲۵۰ ـ ، ۱۹۶ زن راوى را معرفى كرده كه براى هر كدام ، يك يا دو روايت نقل كرده است . البته گاه براى يك حديث ، اسناد متعدد مى آورد ، چنان كه به صورت نادر براى يك نفر ، بيش از دو حديث نقل مى كند . در مجموع ، ۵۵۷ حديث از زنان نقل شده است .
۲ . روايات حضرت فاطمه عليهاالسلام۱ . مسند فاطمة الزهراء عليهاالسلام ، جلال الدين السيوطى (۸۴۹ ـ ۹۱۱ق) . اين اثر ، با تصحيح و تعليق هاى مختلف ، بارها به چاپ رسيده است كه مى توان از اين موارد ياد كرد : الف . تصحيح : حافظ عزيز بيك ، حيدرآباد : المطبعة العزيزية ، ۱۴۰۶ ق . ب . تحقيق : فوّاز احمد زمرْلى ، بيروت : دار ابن حزم ، ۱۴۱۴ ق . ج . بيروت : مؤسسة الكتب الثقافية ، ۱۴۱۳ ق . در اين كتاب ، سيوطى ، ۲۸۴ حديث را گرد آورده كه برخى به سيره حضرت فاطمه عليهاالسلامبرمى گردد ؛ سخنان پيامبر درباره ايشان و نيز روايت هايى كه ايشان از رسول خدا نقل كرده است . ۲ . مسند فاطمة الزهراء عليهاالسلام ، عزيز اللّه العطاردى ، تهران : انتشارات عطارد ، ۱۴۱۲ ق . اين كتاب ، سه فصل دارد . در فصل نخست ، زندگى نامه حضرت فاطمه عليهاالسلام و مناقب و
.
فضايل حضرت گردآورى شده است كه ۳۶ باب دارد . فصل دوم ، به روايات نقل شده از ايشان اختصاص دارد كه در ۱۷ باب تنظيم شده است . و فصل سوم ، نيز به مدح راويان از ايشان اختصاص دارد و در آن ۲۹ راوى معرفى شده است . ۳ . مسند فاطمة الزهراء ، سيد حسين شيخ الاسلامى ، قم : مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى ، ۱۴۱۹ ق / ۱۳۷۷ ش . نويسنده ، ۴۹۶ سخن از سخنان حضرت را گرد آورده و اين احاديث را در ۴۵ باب منظم نموده كه از آن جمله است : الآيات القرآنية فى رواياتها ، خطبها ، مقام أبيها و أمّها ، قبل الولادة و بعدها ، علمها ، الأخلاق و نصايحها ، الأحكام الشرعية ، زهدها و مخمصتها ، حجابها و سترها ، ايثارها ، طعام الجنة ، صلواتها ، تسبيحها ، دعواتها ، الصلاة و السلام عليها و على ابيها ، فاطمة بضعة منّى ، إنّها سيدة نساء العالمين ، مشيّتها مشية رسول اللّه ، عملها فى بيتها ، حملها ، لكل نبىّ عصبة ، الاحسان إلى ذريتها و . . . . ۴ . كلمة فاطمة الزهراء عليهاالسلام ، سيد حسن الشيرازى ، بيروت : مؤسسة ابى الفضل العباس ، ۱۴۲۱ ق . احاديث پيرامون فاطمه عليهاالسلام و روايات نقل شده از ايشان ، در اين كتاب گردآورى شده است . عناوين كلى مباحث ، بدين ترتيب است : نبويات ، ولائيات ، عقايد ، معارف ، اخلاق ، عبادات ، احكام ، اجتماعيات ، ادعية ، مناقضات ، سياسيات ، مناظرات ، حِكَم ، وصايا ، متفرقات . ۵ . نهج الحياة (فرهنگ سخنان فاطمه عليهاالسلام) ، محمّد دشتى ، قم : مؤسسه تحقيقاتى اميرالمؤمنين ، ۱۳۷۲ش . در اين اثر ، ۲۱۳ حديث از حضرت فاطمه عليهاالسلام ، به ترتيب موضوعى و الفبايى ، گرد آمده است . ترجمه فارسى و پاره اى توضيحات نيز از مزاياى اين اثر به شمار مى رود .
.
۶ . مسند فاطمه عليهاالسلام ، مهدى جعفرى ، تهران : نشر مرضيه ، ۱۴۱۴ ق / ۱۳۷۲ ش . در اين كتاب ، ۱۴۴ حديث از سخنان و سيره عملى آن حضرت ، گردآورى شده و ترجمه فارسى آنها نيز به همراه احاديث است . كتاب ، مقدمه اى طولانى در شرح حال حضرت فاطمه عليهاالسلام دارد (۱۶۰ صفحه) و مطالب كتاب ، در چهارده فصل بدين شرح سامان يافته است : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و فاطمه عليهاالسلام ، محمّد صلى الله عليه و آله و على عليه السلام ، على عليه السلام ، فرزندان فاطمه عليهاالسلام ، اهل بيت عليهم السلام ، حديث كساء ، شيعيان ، رستخيز ، مواعظ و حكم ، احكام ، آداب ، نيايش ، اختصاصات فاطمى ، سخنان منظوم . ۷ . صحيفة الزهراء عليهاالسلام ، أسعد عبود ، بيروت : الارشاد للطباعة و النشر ، ۱۴۲۰ ق . مؤلّف ، پس از باب اول كه به شرح حال آن حضرت اختصاص دارد ، در باب دوم ، دعاها ، خطبه ها و سخنان آن حضرت را گرد آورده است . باب سوم ، به اشعار حضرت فاطمه عليهاالسلام و اشعارى كه درباره ايشان سروده شده ، اختصاص دارد . ۸ . صحيفة الزهراء عليهاالسلام ، جواد قيومى اصفهانى ، قم : دفتر انتشارات اسلامى ، ۱۳۷۶ . اين كتاب ، شامل ادعيه ، خطبه ها و استغاثه هاى حضرت فاطمه عليهاالسلام است . ۶۸ دعا ، ۳ خطبه ، ۴۰ سخن و ۵ استغاثه در اين كتاب گرد آمده است .
۳ . روايات عايشه۱ . مسند عايشة ، ابن حجر عسقلانى ، تحقيق : ابومطيع عطاء اللّه بن عبد اللّه عبد الغفار ، القاهرة : مكتبة السنة ، ۱۴۱۶ ق . در اين اثر ، ۱۰۸۱ حديث از عايشه نقل شده كه ابن حجر آن را بر پايه مسند ابن حنبل و زيادات فرزندش عبد اللّه ، فراهم آورده است . ترتيب روايات ، به ترتيب الفبايى نام راويان از عايشه ، است . اين اثر ، از جهت موضوعى ، چنان كه در فهرست پايان كتاب آمده ، شامل تمامى ابواب فقه و ساير معارف است .
.
۲ . الاجابة لايراد ما استدركته عايشة على الصحابة ، الزركشى ، دمشق : مطبعة الهاشمية ، ۱۹۳۹ م . در اين اثر ، نود حديث از عايشه نقل شده كه بر نقل سى تَنْ از صحابه ، خُرده گرفته است .
۴ . روايات امهات المؤمنين۱ . موسوعة امهات المؤمنين ، عبد الصبور شاهين ، تصحيح : عبد السلام الرفاعى ، الزهراء للاعلام العربى ، ۱۴۱۲ ق ، ۵۶۷ ص . دراين اثر ، نخست ، شرح زندگى همسران رسول خدا صلى الله عليه و آله و سپس ، روايات آنان گرد آمده است . همسرانى كه از آنان ياد شده ، عبارت اند از : خديجه ، سوده ، عايشه ، حفصه ، زينب بنت جحش ، امّ سلمه ، زينب بنت خزيمه ، امّ حبيبه ، صفيه ، ميمونه ، ريحانه ، امّ ابراهيم . در اين كتاب ، ۱۴۷۰ حديث كه همسران پيامبر ، راوى آن بوده اند ، گرد آمده است .
د . منابع تحليلى درباره سهم زنان در نشر حديثمراد از منابع تحليلى ، منابعى است كه به تحليل نقش زنان در نشر حديث پرداخته و به صورت كتاب و مقاله منتشر شده اند . اينك به معرفى اين منابع مى پردازيم : ۱ . عناية النساء بالحديث النبوى ، ابى عبيدة مشهور بن حسن آل سلمان ، المملكة العربية السعودية : دار ابن عفان ، الطبعة الثانية ، ۱۴۱۷ ق . اين اثر ، از يك مقدمه و چهار فصل تشكيل شده است . در فصل نخست ، همتايى زنان را با مردان در روايت ، آورده است و مقصود نويسنده آن است كه زنان ، از قرون اوليه به علم آموزى و فراگيرى روايت اهتمام داشتند . مؤلّف ، در ادامه از پانزده شخصيت برجسته عالم اسلامى ياد مى كند كه از زنان ، حديث آموختند ؛ كسانى چون
.
زهرى ، مالك بن انس ، احمد بن حنبل ، ابويعلى ، سمعانى ، ابن جوزى ، ذهبى ، ابن قيم ، ابن حجر و . . . . نويسنده ، در فصل دوم ، راويان حديث در عصر پيامبر و صحابه را آورده و جايگاه عايشه در نقل حديث را گوشزد مى كند كه وى ، ۲۲۱۰ حديث روايت كرده است . آن گاه ساير زنان اين عصر را ، با ذكر عدد احاديث نقل شده توسط آنان ، برمى شمرد . فصل سوم ، به معرفى زنان راوى پس از دوره صحابه ، اختصاص دارد . نويسنده ، ابتدا زنان راوى حديث در دوره تابعين و پس از آن ، راويان قرن هاى دوم و سوم تا قرن نهم را معرفى مى كند . (وى ، معتقد است ، از قرن نهم به بعد ، تمايل و رغبت زنان به فراگيرى حديث ، رو به كاهش مى گذارد) . سپس به قرن هاى دهم تا سيزدهم مى پردازد . فصل چهارم كه صورتى جُنگ گونه دارد ، به بيان نمونه هايى از اهتمام علما به تعليم زنان ، اختصاص يافته است . ۲ . جهود المراة فى رواية الحديث فى القرن الثامن الهجرى ، صالح يوسف معتوق ، بيروت : دار البشائر الاسلامية ، ۱۴۱۸ ق ، ۳۷۶ ص . كتاب ، در يك مقدمه و دو فصل و يك خاتمه ، سامان يافته است . نويسنده ، در مقدمه ، اوضاع سياسى ، اجتماعى و علمى قرن هشتم را بازگو مى كند و در ادامه ، گوشه هايى از تلاش هاى علمى مردان و زنان را در اين قرن باز مى گويد . در فصل اول ، پس از اشاره به اهتمام زنان به علم حديث از قرون اوليه تا قرن هشتم ، به معرفى تلاش هاى حديثى زنان در اين قرن مى پردازد . نويسنده ، در اين زمينه از ۲۳۲ زن به ترتيب دهه ها نام برده است : دهه اول قرن هشتم ، ۲۹ زن ، دهه دوم ، ۳۱ زن ، دهه سوم ، ۱۸ زن ، دهه چهارم ، ۳۲ زن ، دهه پنجم ، ۲۶ زن ، دهه ششم ، ۱۰ زن ، دهه هفتم ، ۱۴ زن ، دهه هشتم ، ۱۳ زن ، دهه نهم ، ۱۵ زن ، دهه آخر ، ۱۲ زن .
.
وى ، در ادامه از ۳۱ زن نام برده كه سال هاى وفات و تاريخ حديث گويى آنان معلوم نيست . در فصل دوم ، شرح حال پانزده تَنْ از زنان برجسته اين قرن كه تأثير فراوانى در نشر حديث داشته اند ، بازگو شده است . اينان عبارت اند از : فاطمة بنت سليمان ، فاطمة بنت ابراهيم ، هدية بنت على ، ست الوزراء ، فاطمة بنت احمد ، زينب بنت احمد ، وجيهة بنت على ، زينب بنت يحيى ، عايشة بنت محمّد ، زينب بنت احمد ، فاطمة بنت ابراهيم ، زينب بنت اسماعيل ، ست العرب ، جويرية بنت احمد ، فاطمة بنت احمد . ۳ . دور المرأة فى خدمة الحديث فى القرون الثلاثة الاولى ، آمال قرداش بنت الحسين ، قطر : كتاب الامة ، سال ۱۹ ، ش ۷۰ ، ۱۴۲۰ ق . نويسنده ، سهم زنان را در حديث در سه قرن اول اسلامى ، به بحث مى گذارد . وى ، كتابش را به دو فصل تقسيم كرده است ؛ در فصل نخست ، سهم زنان را در رواية الحديث بيان مى كند و در فصل دوم ، نقش زنان را در دراية الحديث طرح مى كند . در فصل نخست ، ابتدا تعداد روايات زنان پيامبر و شاگردان آنان را شرح مى دهد ، آن گاه ديگر زنانى را كه در اين سه قرن ، به نقل حديث پرداخته اند ، معرفى مى كند . در ادامه ، سفرهاى زنان را براى فراگيرى و بازگو كردن حديث ، به اجمال گزارش كرده است . پايان بخش اين فصل ، سهم زنان در روايات كتب ستّه اهل سنّت است كه در آن ، تعداد رُوات ، تعداد راويان ، موضوعاتى كه زنان در آن باره روايت دارند ، به تفصيل شرح داده شده است . در فصل دوم ، ابتدا نمونه هايى از تحمّل و اداى حديث توسط زنان را بيان مى دارد و از سماع ، قرائت ، اجازه ، وصيت و وجاده نام مى بَرَد . در ادامه ، به نقد متن حديث توسط زنان مى پردازد و نمونه هايى از احاديث عايشه را در اين زمينه شاهد مى آورد . در پايان نيز نمونه هايى را از جرح و تعديل هايى كه توسط زنان در اين دوره ها انجام
.
شده ، ياد مى كند . در مجموع ، اين اثر مى تواند الگويى براى استمرار بحث در ديگر قرون و ادوار تاريخ اسلامى قرار گيرد . ۴ . صفحات مشرفة من عناية المرأة بصحيح الامام البخارى (رواية و تدريسا) ، محمّد بن عزوز ، بيروت : دار ابن حزم ، ۱۴۲۳ ق . اين كتاب ، داراى يك درآمد و دو فصل است . در درآمد ، به شرح حال بخارى ، اهتمام محدّثان به آموزش خانواده بويژه آموختن صحيح بخارى ، پرداخته است . در فصل نخست ، روايت صحيح بخارى توسط زنان را به بحث گذاشته و راويان آن را از دو طريق ابن زبيدى و حجّار ، معرفى كرده است . نُه زن ، صحيح بخارى را از ابن زبيدى و بيست زن ، آن را از حجّار ، روايت كرده اند و اين همه در دار الحديث الاشرفية در دمشق ، اتفاق افتاده است . فصل دوم ، به تدريس صحيح بخارى توسط زنان اختصاص دارد . در اين فصل ، از يازده زن ياد كرده و شرح حال آنان را باز گفته است . اين يازده تن عبارت اند از : كريمه مروزية ، فاطمة بنت البغدادى ، شُهدة بنت احمد البغدادى ، كريمة بنت عبد الوهاب ابن بيرية ، فاطمة بنت جوهر البعلبكى ، هدية بنت عسكر ، ست الوزراء ، عايشة بنت محمّد بن عبد الهادى ، زينب بنت احمد بن عمر بن ابى بكر ، جويرية بنت احمد الهكارية القاهرية ، فاطمة بنت احمد بن قاسم الحرازى . ۵ . النساء المحدّثات فى العصر المملوكى و دورهن فى الحياة الادبية و الثقافية ، امينة جمال الدين ، القاهرة : دار الهداية ، ۱۴۲۳ ق . قسمتى از اين كتاب ، نخست به صورت مقاله با اين مشخصات به چاپ رسيد : تراجم المحدّثات فى العصر المملوكى دراسة اولية فى المصادر ، امينة محمّد جمال الدين ، مجلة مركز بحوث السنّة و السيرة (قطر) ، العدد ۶ ، ۱۴۱۳ ق ، ص ۴۴۴ ـ ۴۶۵ . نويسنده ، در اين كتاب مى كوشد تحليلى از كتاب الدرر الكامنة فى أعيان المأة الثامنة ،
.
نوشته ابن حجر عسقلانى ، درباره زنان محدّث به دست دهد . وى ، بر اين باور است كه ابن حجر ، به گزارش شرح حال زنان راوى ، اهتمام ويژه داشته و از اين رو در آثار رجالى اش بسيار بدان مى پردازد . از شواهد اين امر نيز آن است كه وى كتابى دارد به نام معجم الشيخة مريم ، در ۱۳ جزء ، كه نسخه خطى آن در دار الكتب المصرية ، موجود است . وى ، مى نويسد : «ابن حجر ، در اين اثر ، به شيوه ديگر تراجم نويسان عمل نكرده ، بلكه اطّلاعات و تحليل هاى دقيقى درباره زنان راوى به دست مى دهد» . اين كتاب ، داراى سه بخش است . در بخش نخست ، اهتمام ابن حجر را به شرح حال زنان در كتب متعدد و روش و منهج اش در اين كتب ، بررسى مى كند . در بخش دوم ، جدولى را در معرفى زنان محدّث در قرن هشتم ، آورده و از ۲۳۴ زن ياد مى كند . و در بخش سوم ، اطّلاعات بخش دوم را تجزيه و تحليل مى كند . ۶ . جهود المرأة الدمشقية فى رواية الحديث الشريف ، محمّد بن عزوز ، دمشق : دارالفكر ، ۱۴۲۷ ق . چنان كه از نام كتاب آشكار است ، نويسنده ، تلاش هاى زنان دمشقى را درباره حديث به بحث گذارده است . اين كتاب ، داراى دو بخش است : در بخش اول ، اهتمام خانواده هاى دمشقى را به زنان و چهره هاى مشهور زنان را در حوزه حديث ، معرفى كرده است . محدّثات دمشقى را از دوره صحابه تا پس از قرن نهم ، به تفكيك قرون و نيز محدّثات مهاجر به دمشق را شناسانده است . در بخش دوم ، شرح حال بزرگ ترين محدّثات دمشقى را بر حسب تاريخ فوت ، باز گفته است . در اين بخش ، ۲۵ زن معرفى شده كه مربوط به قرن هاى هفتم تا نهم هستند . ۷ . المحدّثات فى التاريخ الاسلامى ، اميمة ابوبكر ، مصر : مجله هاجر (كتاب المرأة : ۵ ـ ۶) ۱۹۹۸ م ، ص ۱۲۵ ـ ۱۳۹ .
.
اين مقاله ، به تحليل زنان محدّث در قرن چهاردهم و پانزدهم ميلادى (هشتم و نهم هجرى) ، بر پايه دو كتاب الدرر الكامنة فى اعيان المأة الثامنة ، نوشته ابن حجر عسقلانى ، و الضوء اللامع لاهل القرن التاسع ، نوشته سخاوى ، مى پردازد . نويسنده مقاله ، در صدد استخراج اسامى رُوات و يا بازگويى شرح حال آنان نيست ؛ بلكه به تحليل محتواى داده هاى اين دو كتاب درباره زنان محدّث ، توجّه دارد . وى ، مى نويسد : «نخستين چيزى كه در تراجم و شرح حال زنان در اين دو اثر به چشم مى خورد ، مدح و ستايش زنان به عنوان ذات فهم و عقل ، عاقلة ، مستوية العقل ، كانت تدرى الفقه جهدا و . . . است» (ص ۱۳۱) . از ثبت اين اوصاف و ويژگى ها ، به دست مى آيد كه اين زنان به دقّت ، علوم دينى را مى دانستند و در آن غور و وارسى مى كردند . از ديگر ويژگى هايى كه در سخنان سخاوى و ابن حجر به چشم مى خورد ، تعبيرهايى چون «رئيسة» ، «مدبرة» ، «وجيهة» ، «ذات رياسة» ، «ذات وجاهة» و... است كه بر شخصيت بلند و جلالت و وقار اين زنان ، دلالت دارد . منظور سخاوى و ابن حجر از وجاهت و تدبير ، اداره رباط ها و مكان ها براى بيوه زنان ، يتيمان و . . . است . ۸ . طبقات النساء المحدّثات من الطبقة الاولى الى الطبقة السادسة ، عبد العزيز سيد الاهل ، القاهرة : مطابع الاهرام ، ۱۹۸۱ م . اين كتاب را نگارنده نديده و در منابع ، از آن ياد شده است .
.
بخش دو : عرصه هاى سهم زنان در نشر حديثدر اين بخش ، تلاش مى شود سهم زنان در حفظ ، نشر حديث و دانش هاى حديثى گزارش شود . اين گزارش ، هم مى تواند براساس قرن ها تنظيم گردد و هم بر پايه موضوعات ، امّا به نظر مى رسد موضوع محورى ، بيشتر سودمند است كه البته در آن ، ترتيب زمانى نيز رعايت خواهد شد . موضوعاتى كه مى بايد در لا به لاى متون ، جستجو كرد و حضور زنان را در آنها به دست آورد ، عبارت اند از : ۱ . اجازات حديثى ؛ ۲ . كتابت حديث ؛ ۳ . تأليف كتب حديثى و علوم حديث ؛ ۴ . تصحيح و تحقيق ؛ ۵ . تدريس حديث و دانش هاى حديث . گفتنى است اين استقصا را نمى توان كامل دانست و جاى تتبع هاى گسترده تر باقى است . بدان اميد كه با طرح مسئله و همّت محققان ، اين مباحث به كمال بايسته اش رسد .
.
۱ . اجازات حديثى زناندر دوران گذشته ، يكى از راه هاى فراگيرى حديث و حفظ و نشر آن ، اجازه محدّثان و راويان بوده است . در اين طريق ، فرد اجازه گرفته ، مجاز مى شد روايت هاى اجازه دهنده را ـ خواه مكتوب و خواه مسموع ـ براى ديگران گزارش كند . اجازه ، پيش از دوره تدوين هاى رسمى حديث ، در حراست و سلامت احاديث ، سهم بسيار داشت و پس از آن نيز در انتساب كتب و نوشته ها مؤثر بود ، چنان كه گنجينه اى از اطّلاعات حديثى به شمار مى رود . (1)در اجازات حديثى ، زنان نيز مانند مردان سهم داشته اند ؛ گرچه سهم آنان بدان پايه و اندازه نبوده است . البته اين مطلب نيازمند تحليل هاى اجتماعى و فرهنگى است . اينك به گزارش اجمالى اجازه نامه هاى زنان ، نزد شيعيان و اهل سنّت مى پردازيم . در اين گزارش ، نظر بر آن است كه زنانى كه اجازه دريافت كرده اند و يا به ديگران اجازه نقل حديث داده اند معرفى شوند و اگر متن اجازه نامه ها موجود باشد ، نقل گردد . در معرفى زنان صاحب اجازه ، ترتيب زمانى را ملاك قرار داده و نوشته را در دو بخش شيعه و اهل سنّت سامان داده ايم .
يك . اجازات زنان شيعىنگارنده ، پيش از قرن پنجم ، به موردى دست نيافته است : ۲
.
1) .ر . ك : ميراث حديث شيعه ، دفتر سوم ، ص ۷ ـ ۹ .
قرن پنجم۱ و ۲ . دو دختر شيخ طوسىنويسنده رياض العلماء ، مى نويسد : دو دختر شيخ طوسى ، فاضل و دانشمند بودند و برخى از علما ، بدانان اجازه دادند ، و احتمال دارد اين اجازه ، از سوى برادرشان ، ابوعلى و يا پدرشان ، شيخ طوسى بوده باشد . (1)و نيز نوشته است : مادر سيد بن طاووس ، از بزرگان اهل دانش بود . يكى از شاگردان شيخ على كركى ، در نوشته اى كه به معرفى مشايخش اختصاص دارد ، نوشته است : يكى از آنان ، مادر سيد بن طاووس ، دختر شيخ طوسى است كه پدرش ، [نقل ]تمامى آثار و رواياتش را به وى اجازه داد . (2)علّامه امينى در اعيان الشيعة ، مى نويسد : در شرح حال سيد احمد بن موسى بن طاووس ، گذشت كه مادرش ، دختر شيخ طوسى است كه او و خواهرش ، مادر ابن ادريس ، از سوى پدرشان شيخ طوسى ، اجازه روايت تمام آثار خود و شيعيان را دريافت كردند . (3)يادآور مى شود ، بر حسب نقل هاى ياد شده ، در اين كه دو دختر شيخ طوسى صاحب اجازه بوده اند ترديدى نيست ، ليكن اين كه يكى از آنان ، مادر سيد بن طاووس و ديگرى ، مادر ابن ادريس بوده باشد ، قابل تأمل است و برخى محققان چون حاجى
.
نورى و ديگران ، بر اين سخن خرده گرفته اند . (1)
قرن هفتم۱ و ۲ . شرف الاشراف و فاطمه ، دختران سيد بن طاووسنويسنده رياض العلماء ، در اين باره مى نويسد : اين دو زن ، اهل فضل و دانشمند بودند ؛ چنان كه پدرشان نويسنده اهل صلاح ، سيد بن طاووس ، به اين دو تَنْ و دو برادرشان محمّد و على ، [روايت ] كتاب امالى شيخ طوسى را اجازه داد . (2)
قرن هشتم۱ . فاطمه عُكْبرىصاحب رياض العلماء ، درباره اش مى نويسد : فاطمه ، دختر محمّد بن احمد بن عبد اللّه بن حازم عكبرى ، فاضل ، دانشمند و فقيه بود . وى ، از استادان سيد تاج الدين محمّد بن معية الحسينى به شمار مى رود و شهيد ، به واسطه همان سيد تاج الدين از وى نقل حديث مى كند . ظاهر امر آن است كه اين زن ، شيعى بود . اين زن را شيخ عبد الصمد بن احمد بن عبد القادر بن ابى الجيش ، اجازه نقل روايت داد . (3)
۲ . فاطمه ، دختر شهيد اولشيخ حرّ عاملى در كتاب امل الامل ، درباره اش مى نويسد : وى ، دانشمند ، فاضل ، فقيه ، اهل صلاح و عبادت پيشه بود . وى ، از پدرش و از ابن معيه ، با اجازه ، نقل حديث مى كرد . پدرش ، وى را گرامى داشت و زنان را در فراگيرى احكام دينى به وى ، ارجاع مى داد . (4)
.
شهيد ثانى ، مى نويسد : اجازه نامه سيد تاج الدين را به شهيد اول ، شمس الدين محمّد بن مكى و فرزندانش محمّد ، على و فاطمه ، خودم رؤيت كردم . (1)وى ، در كتاب درايه ، نوشته است : استاد ما ، شهيد اول ، از استادش سيد تاج الدين بن معيه ، براى تمامى فرزندانش اجازه روايت گرفت و او هم با خط خود اين اجازه را نگاشت . (2)و نيز مى نويسد : استاد ما ، شهيد اول ، براى تمامى فرزندانش كه در شام به دنيا آمدند ، از استادان خودش اجازه روايت گرفت و اين اجازه نامه ها ، نزد من موجود است . (3)
قرن دهمام الحسن ، دختر شَدْقَمْصاحب رياض العلماء ، درباره اش مى نويسد : وى ، زنى دانشمند و فاضل و كامل بود كه شيخ عزّ الدين حسينى ، فرزند عبد الصمد ، فرزند شيخ شمس الدين محمّد جبل عاملى (م ۹۸۴ ق) ، به وى اجازه نقل حديث داد . همچنين پدرش حسن بن على بن الحسين ، معروف به ابن شَدْقم ، براى وى و برادرانش سيد محمّد و سيد على و سيد حسين ، اجازه نامه حديث نوشت . وى ، اين اجازه نامه را كه مختصر بود ، در سال ۹۸۳ ، پس از عيد غدير و هنگامى كه ابن شَدقَم به مكه مشرف شده بود ، نگاشت . (4)
.
قرن يازدهمحميده رويدشتى (م ۱۰۸۷ ق)وى ، دختر محمّد شريف بن شمس الدين محمّد رويدشتى اصفهانى است . پدرش ، به ملّا شريف نيز معروف بود و از شاگردان شيخ بهايى است . وى ، از مشايخ علّامه مجلسى است . صاحب رياض العلماء ، مى نويسد : چنان كه مجلسى دوم نيز از وى اجازه داشته و در بعضى از اسناد اجازاتش ، تصريح كرده است . (1)
قرن دوازدهمفاطمه كاشانى ، مكنّى به امّ سلمه (۱۰۸۸ ـ ۱۱۱۴ ق)وى ، از زنان فاضل ، محدّث ، اديب ، و شاعر اين دوره و دختر شيخ محمّد علم الهدى و نوه ملّا محسن فيض كاشانى است . او ، مقدمات علوم اسلامى را نزد خواهرانش و فقه و اصول را از عموهايش ابوحامد ، مشهور به نور الهدى و معين الدين احمد فراگرفت و به تكميل علوم نزد پدرش پرداخت . فاطمه ، از پدر و دو عمويش ، اجازه روايت داشت و از آنان روايت مى كرد . (2)
قرن چهاردهم۱ . قرائت شيرازى (م ۱۳۴۱ ق)آية اللّه نجفى مرعشى ، در اجازات خود ، مى نويسد : يكى از كسانى كه از او نقل حديث مى كنم ، دانشمند و مدرس ، خانم قرائت شيرازى است . وى ، در شيراز متولد شد و نزد ميرزا ابراهيم محلّاتى و ميرزا هدايت اللّه شيرازى ، درس آموخت . سپس ساكن كربلا شد و در آن جا به زنان ، كتب اربعه مى آموخت . وى ، در سال ۱۳۴۱ در كربلا از دنيا رفت و
.
همان جا مدفون شد . (1)
۲ . ضيافت شيرازى (م ۱۳۴۲ ق)آية اللّه نجفى مرعشى ، در اجازات خود ، مى نگارد : يكى از كسانى كه از وى روايت مى كنم ، دانشمند بزرگوار ، اديب و شاعر ، خانم ضيافت شيرازى است . وى ، در شيراز به دنيا آمد و ادبيات را نزد شيخ مفيد ـ كه از اديبان و شاعران بود ـ فراگرفت (اين شيخ مفيد ، در شعر به «داور» تخلص مى كرد و در يكى از حجره هاى صحن شاه چراغ سكونت داشت . وى ، استاد فرصت الدوله شيرازى ، نويسنده كتاب آثار العجم ، و سيد محمّد مقدسى خطاط بود كه ديوان حافظ را به خط خوش ، نوشت و منتشر گشت . وى ، همچنين شرحى بر زيارت عاشورا دارد) . خانم ضيافت شيرازى ، سپس به كربلا مهاجرت كرد و به فراگيرى فقه و اصول پرداخت و مدارج علمى را طى كرد . وى ، حدود سال ۱۳۴۲ در كربلا از دنيا رفت و همان جا مدفون شد . اين خانم ، از افرادى روايت مى كند كه يكى از آنان علّامه سيد مرتضى كشميرى است . (2)
۳ . ثريّا خانم محسنىآية اللّه نجفى مرعشى ، در اجازات خود ، مى نويسد : يكى از كسانى كه از وى روايت مى كنم ، فاضل دانشمند و بزرگوار ، ثريّا خانم محسنى است . وى ، ساكن كربلا بود و نزد ميرزا محمّد هندى ، امام جماعت بالا سر امام حسين عليه السلام ، در فقه و اصول و حديث درس آموخت . وى ، از استادش ميرزا محمّد هندى ، حاجى نورى ، مير حامد حسين هندى ، سيد محمّدحسين مرعشى شهرستانى ، نقل روايت مى كند . وى ، به زنان فقه ، اصول و حديث مى آموخت . (3)
.
قرن پانزدهم۱ . بانو امين اصفهانى (۱۳۰۸ ـ ۱۴۰۳ ق)آية اللّه نجفى مرعشى ، درباره وى نوشته است : دانشمند جليل القدر ، محدّث متكلم ، فقيه اصولى و حكيم ، نويسنده آثار فراوان ، حاج نصرت بيگم ، دختر سيد محمّدعلى امين تجار ، در سال ۱۳۰۸ق ، در اصفهان زاده شد و دروس مقدمات را فراگرفت و به درس دانشمند بزرگ ، شيخ محمّدرضا اصفهانى مسجد شاهى و مير سيد على نجف آبادى و سيد محمّد نجف آبادى و ديگران حضور يافت و درس هاى فقه ، اصول و علوم عقلى را فراگرفت و به رتبه اجتهاد رسيد . او ، نوشته هاى فراوانى دارد كه از آن جمله است : الاربعين الهاشمية ، النفحات الرحمانية ، المعاد ، مخزن اللئالى ، آخرين سير بشر . وى ، در اصفهان و در آغاز ماه رمضان سال ۱۴۰۳ از دنيا رفت . او ، از عالمان بسيارى حديث روايت كرده است . (1)اين بانوى بزرگ ، از عالمانى اجازه نقل حديث دريافت كرده و شخصيت هايى نيز از وى ، اجازه نقل حديث دارند :
استادان اجازه بانو امين۱ . سيد ميرزا آقا اصطهباناتى ؛ ۲ . شيخ محمّد كاظم شيرازى ؛ ۳ . شيخ عبد الكريم حائرى يزدى ؛ ۴ . شيخ محمّدرضا نجفى ابوالمجد اصفهانى ؛ ۵ . شيخ مرتضى مظاهرى اصفهانى ؛ ۶ . آية اللّه سيد شهاب الدين نجفى مرعشى ؛
.
1) .همان ، ص ۲۴۵ و ۲۴۶ . درباره شرح حال ايشان ، ر . ك : بانوى مجتهد ايرانى ، ناصر باقرى بيدهندى ؛ اعلام النساء المؤمنات ، ص ۲۳۳ ، ش ۱۴۵ ؛ المسلسلات فى الاجازات ، ج ۲ ، ص ۴۵۲ و ۴۵۳ .
۷ . سيد على نجف آبادى . (1)
اجازه گيرندگان بانو امين۱ . آية اللّه سيد شهاب الدين نجفى مرعشى ؛ ۲ . خانم زينت سادات همايونى ؛ ۳ . شهيد سيد محمّدعلى قاضى تبريزى ؛ ۴ . علّامه عبد الحسين امينى ؛ ۵ . شيخ عبد اللّه سُبَيتى ؛ ۶ . شيخ زُهير حَسّون ؛ ۷ . علّامه سيد محمّدعلى روضاتى ؛ ۸ . سيد عباس كاشانى . (2)در اين جا ، اجازه نامه هايى كه در دسترس است ، با خلاصه ترجمه فارسى ، درج مى گردد .
اجازه آية اللّه شيخ محمّد كاظم شيرازى (3)بسم اللّه الرحمن الرحيم الحمد للّه وحده ، و الصلاة و السلام على من لا نبى بعده و على آله و صحبه . و بعد ، فإن شرف العلم لايخفى و فضله لايحصى ، و لذا اشتاقت إلى تحصيله نفوس ، و ممّن صرفت مدة مديدة من عمرها ، و برهة كثيرة من دهرها ، فى طلبه السيدة الجليلة النبيلة الحسيبة العالمة الفاضلة غرة ناصية عصرها ، و اُعجوبة دهرها الحاجية خانم ـ دامت تأييداتها ـ بنت المرحوم المغفور الحاج
.
سيد محمّدعلى أمين التجار الأصبهانى ـ طاب ثراه ـ ، و لقد استجازت منّى و أتتنا بعض ما صنفها (1)فى المسائل الامتحانية الفقهية و الاُصولية ، و من الشروح على بعض الأخبار و بعد ما ثبت ـ بشهادة بعض الأعلام الثقات ـ أنه منها ، كشف عن مراتب فضلها و طول يدها فى المعقول و المنقول ، و بلوغها مرتبة من مراتب الاجتهاد ، فلها العمل بما استنبطها (2)من الأحكام على الطريقة المألوفة بين الأعلام ، و لتحمد اللّه على هذه النعمة الجلية و المرتبة العلية ، و عليها بالاجتهاد و سلوك طريق الاحتياط ، و قد أجزت لها أن تروى عنّى ما صحت لى روايته بطرقى المتصلة إلى الأئمة المعصومين ـ صلوات اللّه عليهم أجمعين ـ و السلام عليها و على كافة إخوانى و أخواتى من المؤمنين و المؤمنات و رحمة اللّه و بركاته . و قد حررت هذه الوجيزة فى العتبة المتبركة العلوية ـ على مشرّفها الصلاة و السلام و التحية ـ فى السابع من صفر سنة ألف و ثلاثمئة و أربع و خمسين من الهجرة النبويّة ـ صلى اللّه عليه و آله ـ . الأحقر ، محمّد كاظم بسم اللّه الرحمن الرحيم دختر مرحوم حاج سيد محمّدعلى امين التجار اصفهانى ـ طاب ثراه ـ كه بانويى بزرگوار ، شريف ، اصيل ، عالم و فرزانه ، برگزيده زنان زمان و مايه شگفتى دورانش مى باشد ، از كسانى است كه مدت مديدى از عمرش و زمان درازى از زندگى اش را ، صرف تحصيل نموده است . ايشان ، از بنده اجازه خواست . من بعضى از آنچه را كه ايشان در پاسخ به سؤالات امتحانى فقه و اصول و نيز شرح هايى را كه بر برخى اخبار نوشته بود ، ديدم . پس از آن كه به شهادت تنى چند از بزرگان مورد اطمينان ، ثابت شد كه آنها از اوست ، مراتب فضل و طول يد وى در علوم معقول و منقول و نيز دستيابى ايشان به مرتبه اى از مراتب اجتهاد را دريافتم . پس بر ايشان باد عمل به احكامى كه به روش هاى شناخته شده بين بزرگان و دانشمندان اسلامى ، استنباط مى كند . و بايد خداى را بر اين نعمت گرامى و مرتبه عالى سپاس گويد . بر او باد اجتهاد و نگهدارى جانب احتياط . به ايشان اجازه دادم كه روايت كند از من ، تمامى آنچه را كه روايتش براى من صحيح است ، به طرقى كه متصل به ائمه معصوم ـ صلوات اللّه عليهم اجمعين ـ باشد . درود ، رحمت و بركت خدا بر او
.
و بر تمامى خواهران و برادران مؤمنم باد . (1)نجف ، حرم مطهر اميرالمؤمنين على عليه السلام هفتم صفر ۱۳۵۴ هـ ، محمّدكاظم شيرازى
اجازه آية اللّه حاج شيخ عبد الكريم حائرى يزدىوى ، در حاشيه اجازه مرحوم شيرازى مى نويسد : صحّ ما رقمه ـ دام تأييده ـ و المرجو منها أن لا تنسانى من الدعوات الصالحات فى مظان الاجابات كما إنى لا أنسيها . عبد الكريم حائرى آنچه آقاى محمّدكاظم شيرازى نوشته اند ، صحيح است . اميدوارم آن بانو مرا از دعاى خير ، در جاهايى كه گمان اجابت مى رود ، فراموش نكند ، همان طور كه بنده ايشان را از دعاى خير فراموش نمى كنم .
اجازه آية اللّه ميرزا آقا اصطهباناتىبسم اللّه الرحمن الرحيم الحمد للّه رب العالمين ، و أفضل الصلوات و أكمل التحيات على أشرف الأنبياء و المرسلين ، و أكمل السفراء و المبلّغين محمّد ـ صلى اللّه عليه و آله ـ الكهف الحصين ، و غياث المضطر المستكين ، و لعنة اللّه على أعدائهم أبد الآبدين ، و دهر الداهرين . و بعد ، فانّ السيدة الجليلة النبيلة ، الحسيبة النسيبة ، العالمة العاملة ، الجامعة للمعقول و المنقول ، فريدة الدهر و حجة نساء العصر ، الحاجية خانم ـ دامت تأييداتها ـ ، بنت المرحوم المبرور الحاج السيد محمّدعلى أمين التجار الأصبهانى ـ طاب ثراه ـ ، ممّن صرفت مدة وافية من عمرها الشريف و برهة كافية من دهرها المنيف فى تحصيل العلوم الشرعية و المعارف الدينية ، و تكميل مكارم الأخلاق السنية ، و تنقيح القواعد الاُصولية و الفقهية حتى فازت بالمراتب العالية من العلم و الفضل العيان ، و صارت ممّن يشار اليها بالبنان ، و قد استجازت من الأحقر فاختبرتها فى مسائل الاُصولية و الفقهية ، فأرسلت إلىّ بأجوبتها ، و هى بعد ما صح و ثبت عندى بشهادة بعض الثقات الأجلاء من أنها منها ، كاشفة عن طول باعها ، و
.
1) .اين ترجمه و سه ترجمه بعد ، از كتاب بانوى مجتهد ايرانى (ص ۱۰۱ ـ ۱۱۶) ، برگرفته شده است .
وفور اطلاعها ، و واجدتها لقوة الاستنباط ، و بلوغها الى درجة من الاجتهاد ، فلها العمل بما استنبطته من الأحكام على النهج المألوف بين الأعلام ، و ذلك فضل اللّه يؤتيه من يشاء من الرجال و النساء و لنعم ما قال : فلو كن النساء بمثل هذهلفضلت النساء على الرجال فلا التأنيث لاسم الشمس عارو لا التذكير فخر للهلال فلتحمد اللّه على ما أعطاها من الفضل و الإنعام ، و أولاها من النعم الجسام ، و قد أجزت لها أن تروى عنّى كلّما صحّت لى روايته ، و جازت لى اجازته بطرقى المنتهية إلى المشايخ الفخام ، و أرباب الجوامع العظام ـ أعلى اللّه تعالى مقامهم فى دار السلام ـ ، سيما المتقدمة التى عليها المدار فى الأعصار و الأمصار و المتأخرة المشتهرة غاية الاشتهار ، و اُوصيها بأن لا تدع جانب الاحتياط فى موارد الشبهات ، فإنه الواقى عن زلل الصراط ، و أرجو أن لا تنسانى عن صالح الدعاء . الأحقر ، إبراهيم الحسينى الشيرازى الاصطهباناتى ، الشهير بالميرزا فى شهر صفر الخير ۱۳۵۴ ق بسم اللّه الرحمن الرحيم بانوى گرامى ، شريف ، اصيل ، عالم عامل ، جامع علوم عقلى و نقلى ، گوهر روزگار و حجّت زنان زمان ، دختر مرحوم حاج سيد محمّدعلى امين التجار اصفهانى ـ طاب ثراه ـ ، از كسانى است كه مدت مديدى از عمر عزيز ، و زمان درازى از زندگى گرانقدرش را در تحصيل علوم شرعى و معارف دينى و تكميل مكارم اخلاق حسنه و تحقيق و تنقيح قواعد فقه و اصول ، گذرانده است ؛ تا جايى كه به مراتب عالى علم و دانش نايل آمد و از كسانى گرديد كه او را با انگشت به يكديگر نشان مى دهند . ايشان ، از اين حقير ، اجازه خواست و اين بنده ، از وى در مسائل فقه و اصول كسب اطّلاع نمودم . پاسخ هاى ارسالى ، كه به گواهى تعدادى از بزرگان مورد اطمينان ، ثابت مى كرد آن جواب ها از خود ايشان است ، از طول يد و كثرت اطّلاعات و وجود قوه استنباط و دستيابى ايشان به درجه اى از اجتهاد خبر مى داد . او ، بايد خداى را بر اين نعمت ها و بخشش هاى گرانقدر كه به او عطا كرده است ، سپاس گزار باشد . به ايشان اجازه دادم كه روايت كند از من آنچه را كه روايتش براى من صحيح است ، به طرقى كه به مشايخ بزرگ و دانشمندان جامع علوم ـ كه خدا
.
مقامشان را در بهشت عالى گرداند ـ منتهى گردد . ... توصيه ام به ايشان اين است كه در موارد شبهات ، جانب احتياط را رها نكند ، زيرا اين راه ، نگاه دارنده انسان است . و اميدوارم كه مرا از دعاى خير فراموش نكند . صفر الخير ۱۳۵۴ ابراهيم حسينى شيرازى اصطهباناتى
اجازه بانوى اصفهانى ، به آية اللّه فقيد سيد شهاب الدين مرعشى نجفىبسم اللّه الرحمن الرحيم الحمد للّه وحده ، و الصلاة و السلام على من لا نبىّ بعده ، و على آله و صحبه الناهجين منهجه و بعد . فإنّ جناب السيّد العالم العلّام و الفاضل المؤيّد الهمام ، عمدة العلماء العاملين ، السيّد السند ، السيّد شهاب الدين الحسينى المرعشى الغروى النسّابة المكنّى بأبى المعالى و المشتهر بآقا نجفى ـ دامت إفاضاته ـ ، قد استجاز من الحقيرة فاستخرت اللّه تعالى فى إجازته ، و أجزت له أن يروى عنّى جميع ما صحّت له روايته من كتب التفسير و الأدعية و الحديث و الفقه ، و غير ذلك من مصنّفات أصحابنا ، و ما رووه عن غيرنا بجميع طرقى المعلومة المضبوطة فى محالّها عن مشايخى الكرام منها : ما أخبرنى به إجازةً حجة الإسلام الشيخ محمّد الرضا النجفى الاصفهانى ـ دامت بركاته ـ ، عن السيّد حسن الصدر العاملى ، عن الشيخ العالم الحاج مولى على بن المرحوم ميرزا خليل ، عن الشيخ عبد العلى الرشتى ، عن كاشف الغطاء و السيّد على ـ صاحب رياض ـ ، كلاهما ، عن المولى محمّدباقر البهبهانى ، عن والد الماجد محمّد أكمل ، عن العلّامة الشيروانى و المولى جمال الدين الخونسارى و الشيخ جعفر القاضى و المولى محمّدباقر المجلسى ، جميعا ، عن المولى محمّد تقى المجلسى ، عن الشيخ بهاء الدين العاملى ـ قدّس اللّه تعالى أسرارهم ـ ، بطرقه المسطورة فى أوّل كتاب أربعينه ، و اُوصيه ـ دامت إفاضاته ـ بما أوصى به جدّى أميرالمؤمنين ـ صلوات اللّه عليه و على آله الطاهرين ـ إلى ابنه الحسن عليه السلام ـ فيما كتب إليه عند انصرافه من صفّين ـ و هو قوله ـ عليه السلام ـ :
.
«فاُوصيك بتقوى اللّه تعالى يا بنىّ ، و لزوم أمره ، و عمارة قلبك بذكره ، و الاعتصام بحبله ، و أىّ سبب أوثق من سبب بينك و بين اللّه ـ جلّ جلاله ـ . إن اخذت به ، فَاَحْىِ قلبك بالموعظة ، و اَمته بالزهد ، و قوّهِ باليقين ، و ذِّللّه بذكر الموت ، و قررّه بالفناء ، و اسكنه بالخشية ، و اشعره بالصّبر ، و بصّره فجائع الدّنيا ، و حذّره صولة الدهر و فحش تقلّب الليالى و الأيّام ، و اعرض عليه أخبار الماضين ، و ذكّره بما أصاب من كان قبلك من الأوّلين ، و سر فى ديارهم و اعتبر آثارهم ، و انظر فيما فعلوا و اين حلّوا و نزلوا ، و عمّن انتقلوا فإنّك تجدهم قد انتقلوا عن الأحبّة و حلّوا دار الغربة ، و كأنّك عن قليل قد صرت كأحدهم ، فاصلح مثواك و لا تبع آخرتك بدنياك» . و اُوصيه أن يكثر التدبّر فيما تضمّنته هذه الوصيّة المباركة ، و التفكّر فيما أورده فى النهج من كلامه ـ عليه السلام ـ بعد قوله : «أَلْهَـلـكُمُ التَّكَاثُرُ» ، فما من أحدٍ جعله نصب عينيه إلّا و قد صارت الدنيا بجميع ما فيها عنده كجناح بعوضة . و أسئل اللّه تعالى أن يوفقنا جميعًا لذلك ، و أن لايكلنا إلى أنفسنا طرفة عين بالنبىّ و آله الطاهرين ـ صلوات اللّه عليهم أجمعين ـ و السلام عليه و على جميع إخواننا المؤمنين و رحمة اللّه و بركاته . حررّته فى غرّة شهر محرّم الحرام ۱۳۵۸ ، و انا الحقيرة الفقيرة إلى رحمة ربّها الغنىّ ، العلويّة بنت الحاج سيد محمّدعلى الملقّب بأمين التجار الاصفهانى . (1)بسم اللّه الرحمن الرحيم . . . عالم علّامه ، فاضل مؤيد ، ركن عالمان عامل ، سيد سند ، جناب آقاى سيد شهاب الدين حسينى غروى ، عالم به علم نسب ، مكنى به ابوالمعالى و مشهور به آقا نجفى ـ دامت افاضاته ـ ، از اين جانب اجازه خواست . پس از استخاره از خداوند تعالى ، به ايشان اجازه دادم كه روايت كند از من هر چه را كه روايتش براى من صحيح است ، از كتب تفسير و ادعيه و حديث و فقه ، و غير اين ها از تأليفات شيعه و آنچه اصحاب ما از غير شيعه روايت كرده اند ، به جميع طرقى كه معلوم و در جاى
.
1) .المسلسلات فى الاجازات ، ج ۱ ، ص ۳۰۸ .
خود مضبوط است . . . . به ايشان ، سفارش مى كنم كه در سفارش هاى اميرالمؤمنين ، بسيار تفكر كند . . . ، و در سخنان آن حضرت در نهج البلاغه بعد از آيه «أَلْهَـلـكُمُ التَّكَاثُرُ» ، زياد تأمل كند . كسى نيست كه آن سخن را نصب العين خود قرار دهد ، مگر دنيا و همه آنچه در اوست ، نزد او همانند بال مگس پست و بى ارزش گردد . از خداوند متعال ، توفيق همگان را در عمل به اين سفارش ها مسئلت مى نمايم و از او مى خواهم كه به حقّ پيامبر و خاندان پاكش ، ما را به اندازه يك مژه به هم زدن ، به خود وانگذارد . و السلام عليه و على جميع اخواننا المسلمين و رحمة اللّه و بركاته . اول محرم ۱۳۵۸ ه علويه امينيه ، دختر حاج محمّدعلى امين التجار اصفهانى
اجازه آية اللّه محمّدرضا ابوالمجد اصفهانىبسم اللّه الرحمن الرحيم ما الروضُ ـ إذا طابَ شَميمهُ ، و تدّبجّ أديمهُ ، و صَحَّ هواءهُ فاعتلَّ نَسيمُهُ ، و تسَلسَلَتْ فى ظلاله جداولُهُ ، و حدّثتْ بحديث قُدرة القديم تعالى عنادلُهُ ـ بِأذكى و أزكى و أحسنَ و أبهى مِنْ حَمْدِ اللّه الذى كتَبَ على صفحات الإمكان حديثَ وجوب وُجُودِهِ [و دوت] بمُضطَرب أمواجها ، أخبارَ كرمه وَجوده . نحمدُهُ و نُثنى عليه ، و لا نُطيقُ أداءَ واجب حمده و ثنائه ، و نشكرهُ على مُتواتِر نَعمائه و مُستَفيض آلائه . و نُصلّى و نسلّمُ على جميع رُسُلِهِ و أنبيائِهِ و مبلّغى وَحيهِ و أنبائه . لا سيّما على واسطة عِقْدهم المفصل ، و الاخر فى الرسالة و المخلوق فى الطِراز الأَوَّل ، أبى القاسم محمّد ، و آله الذين رَوَوْا عنه آثارَ الشَرَف و السَداد ، مُسَلْسَلاً بالاباء و الأجداد الذين مرفوعُ الطاعاتِ مَوْقُوفٌ على ولايتهم ، و مَقبُول الطاعات منوطٌ بمعرفتهم . و رحمته و رضوانه على مشايخنا الصالحين ، و أسلافنا الماضين ، الذين اقتفَوْا نَارهم ، و أدوا إلينا علومهم و آثارهم ، فجزاهم اللّه أفضل الجزاء ، على ماكابدوه من التَعَب و العَناء ، حتى حفظوا مُتونها عن التحريف بالمناولة و السماع ، و أسانيدها
.
بالتحديث عن الانقطاع . و بعد ، فإنّ السيّدة الشريفة العالية ، و الدرّة المكنونة الغالية ، ثمرة الشجرة التى (أصلها ثابتٌ و فرعها فى السماء) و زهرة روضة بَنى الزهراء ، رَبّة المفاخر و المناقب ، و عقيلة آل أبى طالب ، المقتفية آثار آبائها و أجدادها ، و الجامعة بين طريف المكارم و تِلادها ، و الاخذة بطَرَفى الفَخار من الحَسَب و النَسَب ، و البالغة منه أعلى الرُتَب [العالمة الفاضلة الفقيهة الحكيمة العارفة الكاملة ] ذات الشرف الباذخ ، اُمّ الفضل ، سَتّ المشايخ ، كريمة الواصل إلى رحمة الرحمن ، و الساكن فى جوار أجداده غرف الجنان (السيّد محمّد على أمين التجّار) ـ قدّس اللّه روحه ـ و جعل من الرحيق المختوم غَبوقه و صَبوحَه ، أهدتْ إلىّ كتابها الكريم ، الذى سمّتْهُ : «الأربعين الهاشميّة » ولو كان أمرُ التَسْمية إلىّ لسمّيتُهُ «الأربعين الفاطميّة » . فوجدتُه عقدا منظّمًا من غوالى الفرائد ، و مسرحًا تُجنى منه ثمارُ الفوائد ، مَصَنفًا يشهد كلّ مُنْصِفٍ أنّه حوى صُنوف العلوم ، و أحيا من الاثار المعاهدَ و الرُسُوم . كما قيلَ ـ من المتقارب ـ : تَزِينُ مَعانيهِ ألْفاظَهُوألفاظُهُ زائِناتُ المعانيْ فكم كنز خفىَ من الأسرار أوْضَحَتْهُ ، و مُشْكل من الأخبار فَسَّرتْهُ ، و حديث مُعضلٍ أزاحتْ عنه الإعضال ، و أصابت الحقّ إذا اختلفتْ فيه الأقوال ، و لا غَرْوَ ؛ فأهل البيت أدرى بما فيهِ ، و أعرفُ بظاهره و خافِيه . قوام الكتاب أنّها أمُّ الكتاب ، الذى لو صدر من رُحَلةٍ يخترقُ الافاق ، و يجوبُ البلادَ من الشام و العراق ، و يختلف إلى مدارس العلم و يجالس العلماء . . . لحقَّ له التَقْريظُ و الإطراءُ ! فكيف بمن أرخَتْ سِتْرها ، و لم تُبارِحْ خِدْرَها !! فيحقٌّ أنْ تَفْتَخرَ بها رَبّاتُ الخُمُرِ و الحِجال ، على لابِسى العمائم من الرجال ، و تُباهى بمن لم تُفارقْ خَمْسُها ـ و هى خُماسيّة ـ الأَقلامَ و المزابرَ ، و لم تُجالسْ إلّا الكتبَ و الدفاتر ، صَرَفَتْ فى إنشاء العلوم ثمينَ أوقاتِها ، إذا صَرَفْنَهُ فى اللعب باللُعبة أترابُها ولِداتُها . ولكنّها ـ وفّقها اللّه ـ لم تذكر السَنَدَ الذى تَمُتّ به إلى الثِقات الأَثْبات ، من سَدَنَة علوم الائمّة الهُداة ، و الأسانيدُ إذا لم تُعرض على أهلها لا يعرفُ صحيحُها من معتلّها من
.
البسيط : لايعرِف الشَوقَ إلّا مَنْ يُكابدُهُو لا الكناية إلّا من معانيها فإذا وقعَ لمثل صاحب «إشارات الاُصول» غَلَطان واضِحان فى سَنَدٍ واحد ـ و هو النَيْقدُ الخبيرُ ـ فما ظنُّك بمنة . . . . و كان من اهتمام السَلَف بنَقْد الأسانيد ، و الجِدّ فى أمرها ما يعرفه أهل العلم . فكانوا يضربون آباطَ الإبِل ، و يشدُّون الرِحال ، و يطوفُون البلادَ ، لتحصيل العالى من الأسناد [لأنّه أبعد من الفساد] . و ربّما قلبُوا بعضَ الأسانيد ، أو ركّبوا بعضَها من بعض ، لامتحان مُدَّعى العلم ، فإذا خفى عليه لم يلتفتوا إليه . و قد قالوا : الإسناد من الدين ، و ما حُوريت البِدع بمثل الأسانيد ، و لو لا ها لنَقَلَ مَنْ شاءَ ما شاءَ و عَزاه إلى مَنْ شاءَ . فاستخرتُ اللّه تعالى ، و أهديتُ إليها نبذةٌ من الأسانيد [الصحيحة ، أجزت لها الرواية عنّى ]بحقّ روايتى عن [علية ]الشيوخ الأثبات ، و [ائمّة الحديث ]سَدنَة علوم الأئمّة الهداة : ۱ . أخبرنى الشيخ العالم العارف السالك ، و الورع التقىّ الناسك ، جامع أشتات الفضائل ، و نموذج الأوائل ، إمامُ زمانه بل الأزمان فى علوم الحديث ، و مَنْ لم يكتمل طَرْفُ الدهر بمثله فى القديم و الحديث ، أبومحمّد ، الآقا ميرزا حسين النورىّ الطبرسىّ أعلى اللّه فى درجات الجنات رُتْبَته ، و عطّر بأنسام الرحمة تُرْبَته ، فى الحائر الشريف ممّا يلى الرأس المبارك . قال : أخبرنى الشيخ الإمام الحاج الشيخ مرتضى الأنصارى ، عن المولى أحمد النراقى ، عن السيّد مهدى الطباطبائى بحر العلوم ، [عن المولى الاغا محمّدباقر الوحيد الاصبهانى الشهير بالبهبهانى] . ۲ . (ح) و أخبرنى شيخى و أستادى ، و مَنْ عليه فى العلوم اعتمادى ، (و عنه إسناد) العلّامة الثانى الحاج الشيخ فتح اللّه النمازىّ الأصبهانى ، الملقّب بشيخ الشريعة المعروف بشريعت [ طاب ثراه] . ۳ . و السيّد العالم الثقة ، صدوق عصره ، السيّد حسن صدر الدين العاملىّ أصلاً ، الكاظمىّ موطنًا . ۴ . و السيّد الرئيس فى الدنيا و الدين ، الحاج السيّد محمّد القزوينىّ ثمّ الحلّى ، (عن)
.
والده الحاج السيّد مهدى القزوينىّ الحلّى ، (عن) عمّه السيّد باقر ، (عن) خاله بحرالعلوم ، (عن) الفريد آغا محمّدباقر الأصبهانى المعروف بالبهبهانىّ . (ح) و (عن) السيّد مهدى القزوينى ، (عن) جدّ أولاده الشيخ على شارح اللُمعَتَين ، (عن) والده الشيخ جعفر كاشف الغطاء ، (عن) الفريد البهبهانىّ . (ح) و أخبرنى شيخ الشريعة «شريعت» ، (عن) الفقيه التقىّ الشيخ محمّدحسين الكاظمىّ أصلاً و النجفىّ موطنًا ، صاحب هداية الأنام فى شرح شرائع الإسلام ، فى سَبْعٍ و عشرين مجلدة ، (عن) الشيخ محمّدحسن الأصبهانى أصلاً النجفىّ موطنًا ، صاحب جواهر الكلام ، (عن) شيخيه الجليلين : كاشف الغطاء ، و السيّد جواد العاملى ، صاحب مفتاح الكرامة ، عن بحر العلوم . (ح) و أخبرنى السيّد حسن صدر الدين . ۵ . و الحاج الشيخ باقر البهارى الهمدانى ، (عن) الميرزا حسين ابن المرحوم الميرزا خليل الطبيب ، (عن) الاخوند مُلّا محمّد تقىّ الجرفادقانى الگلپايگانى ، (عن) جدّى[العلّامة ] الإمام الشيخ محمّد تقى [الرازىّ النجفىّ ثمّ الاصفهانى ] ، صاحب هداية المسترشدين ، (عن) جدّ أولاده كاشف الغطاء . (ح) و (عن) الميرزا حسين ، (عن) خال والدتى السيّدة الصالحة ، الحاج السيّد أسد اللّه ، (عن) والده ، و جدّها الحاج السيّد محمّدباقر الرشتى ثمّ الأصبهانى «حُجّة الإسلام» ، (عن) الأمير السيّد علىّ صاحب رياض المسائل ، (عن) خاله الفريد [الآغا محمّدباقر ]البهبهانى . (ح) و أخبرنى السيّد حسن الصدر ، (عن) الشيخ الفقيه العابد العارف الزاهد الحاج المُلّا علىّ بن الميرزا خليل الطبيب ، (عن) الشيخ عبد العلىّ الرشتى ، (عن) كاشف الغطاء ، و صاحب رياض المسائل ، [كلاهما] ، (عن) المولى الفريد الآغا محمّدباقر ، (عن) والده المولى محمّد أكمل ، (عن) العلّامة الشيروانى ، و المولى جمال الدين الخونسارى ، و الشيخ جعفر القاضى ، و المولى محمّدباقر المجلسى ، جميعًا ، (عن) المولى محمّد تقى المجلسىّ ، (عن) الشيخ بهاء الدين العاملىّ ، (عن) والده الشيخ حسين بن عبد الصمد ، (عن) الشيخ زين الدين الشهيد الثانى ، (عن) الشيخ على بن عبد العالى الميسىّ العاملى ، (عن) سميّه الشيخ على بن عبد العالى الكركىّ «المحقّق
.
الثانى» ، (عن) الشيخ الثقة المعمِّر ، ملحق الأحفاد بالأجداد : علىّ بن هِلال الجزائرى ، (عن) الشيخ أحمد بن فَهد الحلّى ، (عن) الشيخ على بن الخازن ، (عن) الشيخ الشهيد محمّد بن مكّى «الشهيد الأوّل» . (ح) و (عن) الميسىّ ، (عن) الشيخ شمس الدين محمّد الشهير بابن المؤذّن الجزيّنى ، (عن) الشيخ ضياء الدين على بن الشهيد الأول ، (عن) والده ، (عن) فخر الدين محمّد ، و السيّد عميد الدين ، و النقيب تاج الدين محمّد بن معيّة الديباجىّ ، و السيّد نجم الدين مُهَنّا بن سِنان المدنىّ ، و السيّد أبى طالب ، أحمد بن محمّد بن الحسن بن زُهرة الحلبىّ ، و الشيخ رَضىّ الدين علىّ المعروف بالمزيدى ، و ملك العلماء المحقّقين قطب الدين محمّد الرازى صاحب المحاكمات و شرحى المطالع و الشمسيّة ، جميعًا ، (عن) آية اللّه العلّامة حسن بن يوسف بن المطهّر ، (عن) خاله أبى القاسم جعفر بن سعيد «المحقق» ، (عن) الشيخ حسن بن الدُربى ، (عن) الشيخ محمّد بن علىّ بن شهر آشوب ، (عن) جدّه شهر آشوب ، (عن) محمّد بن الحسن الطوسىّ «شيخ الطائفة» و «الشيخ» على الإطلاق . (ح) و (عن) المحقّق ، (عن) السيّد شمس الدين فخار بن مَعَدّ الموسوى ، (عن) الشيخ سديد الدين شاذان بن جبرئيل القُمّى ، (عن) المعاد الطبرى (عن) الشيخ أبى على ابن الشيخ الطوسىّ ، (عن) والده . و إلى «الشيخ» ينتهى جميع الروايات مَنْ تقدّم من أصحاب النبىّ و الأئمّة و علمائنا ، و هى ـ كلّها ـ داخلة فى رواياته ، و طرقه إليهم معلومة مذكورة فى كتبه ، كما قاله الشيخ حسن بن الشهيد الثانى . و نخُصُّ بالذكر طريقه إلى كلينى : فإنّه يروى الكافى [الشريف ] و سائر كتب الكلينى ، (عن) الشيخ المفيد ، (عن) جعفر بن محمّد بن قولويه ، (عنه) . و يروى كتب الصدوق ، (عن) المفيد أيضًا ، (عن) الصدوق . و يروى كتب المفيد ، و ابن الغضائرىّ ، و الشريفين المرتضى و الرضى ، (عنهم) بلا واسطةٍ . فأجزتُها ـ خارَ اللّهُ لها و أحسن جزاءها ـ أن تروى بهذه الطرق و غيرها ممّا لم أذكرها حَذَرَ الإطالة ، و جُلّها بل كلّها مذكورة فى خاتمة مستدرك الوسائل لاستادى العلّامة النورى . فَلْتَرْوِ عنّى بها جميع مصنّفات أصحابنا المتقدمين و المتأخّرين ، ممّا صحّت
.
لى روايتهُ ، بحقّ إجازتى عنهم و أنا أوصيها بالوصايا الثلاث التى أوصانى بها مشايخى ، و أوصاهم بها مشايخهم ، و هى : ۱ . تقوى اللّه فى السرّ و العلانية ، ۲ . و السعى فى قضاء حوائج أهل الإيمان ، ۳ . و سلوك طريق الاحتياط . (فصل) و لنا إلى كتب المخالفين ، طُرُقُ كثيرةٌ مذكورة فى مطوّلات الإجازات ، نقتصر على طُرق المهمّ من كتب رواياتهم : أمّا الطريق إلى صحيح البخارى ، فإنّا نروى بطرقنا السابقة ، إلى العلّامة ، (عن) والده ، (عن) الشيخ علىّ بن محمّد الواسطى ، (عن) القاضى أبى بكر محمّد بن علىّ المحتسب بواسط ، (عن) نور الهدى الزينبى ، (عن) العالمة كريمة بنت أحمد المروزى ، (عن) أبى الهيثم محمّد بن مكى ، (عن) محمّد بن يوسف الفربرى ، (عن) محمّد بن اسماعيل البخارى . و أمّا الطريق إلى صحيح مسلم ، (فعن) العلّامة ، (عن) السيّد رضىّ الدين بن طاووس ، (عن) الحسن بن الدربىّ ، (عن) محمّد بن شهر آشوب ، (عن) أبى عبد اللّه الفَرّاوى ، (عن) أبى الحسين عبد الغافر الفارسى ، (عن) أبى أحمد الجلودى ، (عن) إبراهيم بن محمّد بن سفيان ، (عن) أبى الحسين ، مسلم بن الحجّاج . و إلى مسند أحمد بن حنبل ، (عن) العلّامة ، (عن) والده ، (عن) علىّ بن محمّد الواسطى ، (عن) والده ، (عن) أمين الحضرة هبة اللّه بن محمّد الشَيْبانى ، (عن) أبى علىّ ابن المذهب ، (عن) أحمد بن جعفر بن حَمدان ، (عن) عبد اللّه بن أحمد بن حنبل ، (عن) أبيه . و أمّا الطريق إلى كتاب الجمع بين الصحاح الستَة ـ و هى : موطّأ مالك ، و صحيحا البخارى و مسلم ، و سنن أبى داوود ، (و الترمذى) و صحيح النسائى ـ لأبى الحسن رَزْين بن معاويه السرقسطى لأندلسى ، (فعن) العلّامة ، بإسناده (عن) ابن البِطْريق ، (عن) عبد اللّه [بن ] منصور الباقلانى ، (عن) رزين بن معاوية الأندلسى . و أمّا الطريق إلى كتاب الشهاب فى السنن و الاداب ، من كلام رسول اللّه صلى الله عليه و آله ، تأليف القاضى أبى عبد اللّه بن سلامة القُضاعى ، (فعن) العلّامة ، (عن) أبيه ، (عن) السيّد فخار بن معدّ الموسوى ، (عن) القاضى ابن أبى الفتح محمّد بن أحمد ، (عن) أبى القاسم بن
.
الحصين ، (عن) القاضى أبى عبد اللّه القضاعى . و أمر هذا الكتاب ، عجيب ! لأنّ الظاهر أنّه من كتب المخالفين ، و جمع ذلك اعتنى به مع من أصحابنا ، فشرحوه و نقلوا عنه ، و دعا ذلك إلى أنْ زعم استادى العلّامة النورىّ : «أنّه من كتب الشيعة ، و جعله لذلك من مدارك كتابه مستدرك الوسائل فراجع» . و لأصحابنا طرقُ إلى سائر كتب المخالفين ، غير كتب الروايات من اللغة و القراءات و التفسير و غيرها ، ممّا لا فائدة فى ذكرها . فَلْتَروِ المجازةُ العالمةُ ما شاءت منها ، عنّى ، بالطرق التى ذكرتها . أسأل اللّه تعالى لى و لها التوفيق! كتبها العبد أبوالمجد محمّد الرضا آل العلّامة الإمام الشيخ محمّد تقى ، صاحب هداية المسترشدين ، حامدا مصلّيًا مسلّمًا . العاشر من شهر ربيع الأول ، من شهور سنة (۱۳۵۷) ببلدة أصبهان . [و قد جاء فى ذيل النسخة المطبوعة ما نصّه ] بسم اللّه و بحمده و بالصلاة على محمّد و آله أخبرنى اُستادى العلّامة الشيخ فتح اللّه (شريعت) ، (عن) الميرزا محمّدباقر الخونسارى ، (عن) جدّى حجّة الإسلام الحاج السيّد محمّدباقر الرشتى ، (عن) صاحبى الرياض و القوانين (عن) الفريد البهبهانى ، (عن) والده محمّد أكمل ، (عن) المولى محمّدباقر المجلسى ، (عن) المولى محسن الفيض ، (عن) صدر المتألّهين (الملّا صدرا) ، (عن) أستاده الأمير محمّدباقر الداماد ، (عن) خاله الشيخ عبد العالى ، (عن) والده الشيخ على بن عبد العالى الكركى ، (عن) علىّ بن هلال الجزائرى ، (عن) أحمد بن فهد الحلّى ، (عن) على بن الخازن الحائرى ، (عن) محمّد بن مكى الشّهيد الأول ، (عن) قطب الدين الرازى صاحب المحاكمات ، (عن) العلّامة ، (عن) أستاده نصير الدين الطوسى ، (عن) والده محمّد ، (عن) السيّد الجليل فضل اللّه الراوندى ، (عن) المجتبى بن الداعى الحسينىّ ، (عن) الشيخ الطوسى ، (عن) المفيد ، (عن) محمّد بن على بن بابويه ، (عن) جعفر بن محمّد بن قولويه ، (عن) الكلينى ، (عن) الحسين بن محمّد الأشعرى ، (عن) معلّى بن محمّد ، (عن) محمّد بن جمهور العمّى ، (عن) عبد الرحمن بن أبى نجران ، (عمّن) ذكره ، (عن) أبى عبد اللّه عليه السلام ، قال : «من حفظ من
.
أحاديثنا أربعين حديثًا ، بعثه اللّه يوم القيامة عالمًا فقيهًا» . و أرجو من فضل اللّه أن تكون هذه السيّدة صاحبة الأربعين ممّن شملته هذه البشارة . (1). . . پس از حمد و سپاس الهى ، خانم بزرگوار و بلند مرتبه ، و گوهر ارزشمند ، ميوه درختى كه ريشه اش ثابت و شاخه هايش در آسمان است ، و شكوفه باغ فرزندان زهرا ، صاحب منقبت ها و افتخارات ، دختر خردمند تبار ابى طالب ، پيروِ راهِ پدران و اجداد ، صاحب مكارم خُرد و كلان ، و دارنده اصالت و نسب ، كسى كه مراتب كمال را به خود اختصاص داده ، بانوى فرزانه ، حكيم ، عارف ، كامل ، صاحب فضايل ، سيده مشايخ بانوى گرانقدر واصل به رحمت الهى ، صاحب شرف عالى ، . . . كتابش را كه الاربعين الهاشمية ناميده بود ، به من هديه كرد ، و اگر نام گذارى كتاب به من سپرده مى شد ، آن را الاربعين الفاطمية ناميده بودم . آن را گنجينه اى از گوهرهاى گران بها يافتم كه از آن بهره هاى فراوان به دست مى آيد ، نوشته اى كه هر صنفى گواهى دهد كه علوم عديده در خود دارد و آثار و سنن و رسوم را زنده كرد . . . . به وى ، اجازه دادم كه روايت كند از من ، به طريقى كه از مشايخ و بزرگان حديث روايت كرد .
۲ . امّ جعفر الخطيبدر كتاب اعلام النساء المؤمنات ، درباره وى آمده است : او ، در شهر بغداد متولد شد و به همراه برادرش شيخ عبد الكريم خطيب ، به نجف اشرف مهاجرت نمود . وى ، همسر دوم شيخ زهير حسون مى باشد كه نزد برادر و همسرش درس آموخت . آية اللّه العظمى سيد شهاب الدين مرعشى ، در منزل ايشان حضور يافته و از وى
.
1) .اين اجازه در كتاب جامع الشتات (ص ۱۲۸ ـ ۱۴۱) ، اثر بانو امين به چاپ رسيده است و استاد سيد محمّدرضا جلالى حسينى ، با تصحيح و تحقيق ، آن را در مجله علوم الحديث ، ش ۴ ، ص ۳۴۷ ـ ۳۵۷ ، منتشر كرده است كه متن فعلى ، بر اساس آن تصحيح است .
امتحان گرفته و به او اجازه نامه روايت ، داده است . و من آن اجازه نامه را ديده و خوانده ام . (1)
۳ . امّ علاء حسوندر كتاب اعلام النساء المؤمنات ، چنين آمده است : امّ علاء ، دختر حاج جعفر حسون و همسر مهندس عبد الحسين حسون است . وى ، در شهر بغداد به دنيا آمد و همان جا پرورش يافت و پس از ازدواج با پسر عموى پدرش ، به شهر كوفه رفت و در آن جا فراگيرى علوم دينى را آغاز كرد . او ، نزد عمويش شيخ زهير حسون ، درس خواند . آية اللّه نجفى مرعشى ، به هنگام حضور در منزل عمويش شيخ زهير در قم ، از وى امتحان گرفت و به وى اجازه روايت داد . و ما اين اجازه را ديده و خوانده ايم . (2)
۴ . امّ على حسونكتاب اعلام النساء المؤمنات ، چنين مى نويسد : او ، دختر حاج محمّدعلى حسون و همسر شيخ زهير حسون است . وى ، در نجف اشرف در خانواده اى اصيل و متدين ، زاده شد . آية اللّه نجفى مرعشى ، آن گاه كه در منزل ايشان حضور يافت ، از وى امتحان گرفت و به وى اجازه روايت داد . ما اين اجازه را ديده و خوانده ايم . (3)
۵ . خانم زينت سادات همايونى ، معروف به علويه همايونىوى ، در سال ۱۲۹۶ ش ، در اصفهان زاده شد . پدرش ، سيد رحيم ، از سادات موسوى است . او ، از محضر اساتيدى همچون صدر كوپايى ، حاج شيخ على محقق ، مرحوم نور الدين رشتى و بانو امين ، استفاده كرد .
.
وى ، از مرحوم آية اللّه خادمى (1)و مرحومه بانو امين ، (2)اجازه روايت دارد .
۶ . خانم زهره صفاتىوى ، در سال ۱۳۴۹ ش ، وارد حوزه علميه قم شده و نزد اساتيدى چون آية اللّه شهيدى ، آية اللّه حقى ، آية اللّه مشكينى و آية اللّه احمدى فقيه يزدى ، شاگردى كرد . ايشان ، در سال ۱۴۱۷ ق ، اولين اجازه روايى خود را از مرحوم آية اللّه آقاعلى عليارى غروى تبريزى ـ كه از شاگردان مرحوم آية اللّه نايينى بود ـ دريافت كرد . همچنين آية اللّه محمّد فاضل لنكرانى و آية اللّه لطف اللّه صافى گلپايگانى و نيز آية اللّه محمّدحسن احمدى يزدى ، به ايشان اجازه روايت داده اند . او ، شرحى بر زيارت عاشورا دارد كه به چاپ رسيده است . به گفته خودشان ، حدود چهل نفر ، از ايشان اجازه روايى گرفته اند . (3)متن اجازه نامه هايى كه به وى داده شده ، از اين قرار است :
۱ . اجازه آية اللّه غروى عليارىبسم اللّه الرحمن الرحيم الحمد للّه الذى رفع قدر العلماء ، و جعل مدادهم أفضل من دماء الشهداء ، و صلّى اللّه على حبيب اله العالمين ، أفضل الأنبياء و المرسلين أبى القاسم محمّد صلّى اللّه [عليه ] و آله أئمة المعصومين ـ صلوات اللّه عليهم اجمعين ـ أمّا بعد : فإنّ العالمة الفاضلة العاملة زهره خانم صفاتى ، قد سئلت عنّى أن أكتب إجازة روائية ، فأجبت مسؤولها أن تروى عنّى كما رويت الرواية عن أساطيننا العظام الأجلاء الإمامية الخمسة ، لا سيما الآيات العظام ، فقيه عصره و فريد دهره ، الآقا السيد ابوالحسن الموسوى الإصفهانى ـ قده ـ و السيد الفقيه الآقا السيد ابراهيم الإصطهباناتى و الآية المحقق الشيخ اسد اللّه
.
الزنجانى و الآية المحقق المدقق الآقا الميرزا محمّدحسين النائينى و الآية المحقق المدقق الآقا شيخ ضياء الدين العراقى النجفى ـ قده و قدس اللّه اسرارهم و نضر اللّه مراقدهم و حشرهم مع الائمة الطاهرين المعصومين صلوات اللّه عليهم اجمعين ـ فى نقل الأحاديث المروية عن الكتب الصادرة عن الأئمة الأربعة ، كلّما صحت روايته التى عليها مدار الاسلام و ما رووه عن الكتب المنتهية إلى أرباب الجوامع العظام و الكتب و الأصول ، و منهم إلى أهل بيت النبوة و مهبط الرسالة و معدن العصمة و الرسالة و الطهارة ـ صلوات اللّه عليهم أجمعين ـ . و عليها بملازمة التقوى و الاحتياط ، و ليس بناكب عن الصراط من سلك سبيل الاحتياط و النجاة ، و أرجوها أن لاتنسانى عن دعاء الخير و استدعاء شفاء امرأتى من اللّه تعالى فى مظان الاجابة كما لا انساها ، ان شاء اللّه ! و كان تحرير ذلك ، فى يوم سادسة عشر من الصيام المبارك ، و أنا الأحقر الجانى الفانى ، على الغروى العليارى ، سنة ۱۴۱۷ . سپاس خداى را كه ارزش دانشمندان را بلندمرتبه ساخت و قلم آنان را از خون شهيدان برتر دانست . و درود بر حبيبِ خداوند عالم ، برترينِ پيامبران و رسولان ، ابوالقاسم محمّد و دودمان معصومش باد . از آن جا كه دانشمند فاضل و عامل ، خانم زهره صفاتى ، از من خواست برايش اجازه اى روايى بنويسم ، خواسته اش را پاسخ گفتم . از من روايت كند ، همان گونه كه من از اسطوانه هاى پنجگانه بزرگ شيعه روايت مى كنم ، بويژه فقيه دوران و يگانه روزگار آية اللّه سيد ابوالحسن موسوى اصفهانى و آية اللّه سيد ابراهيم اصطهباناتى و آية اللّه محقق شيخ اسد اللّه زنجانى و آية اللّه محقّق و مدقّق ميرزا محمّدحسين نايينى و آية اللّه محقّق و مدقّق شيخ ضياء الدين عراقى نجفى كه قبرشان نورانى باد و جايگاهشان با امامان معصوم . [به وى اجازه دادم ]در نقل روايت هاى منقول از كتب اربعه كه مدار اسلام اند و نيز آنچه آنان از كتب منسوب به صاحبان جوامع بزرگ ، روايت كردند كه اين كتب به امامان اهل بيت منتهى مى شود . بر اين خانم باد به رعايت تقوا و احتياط ؛ چراكه هر كس راه احتياط را برگزيند ، از راه صواب نلغزد . اميدوارم مرا به هنگامه هاى اجابت ، از دعاى خير فراموش نكند و
.
شفاى همسرم را از خداوند بخواهد ؛ چنان كه من او را ـ ان شاء اللّه ـ از دعاى خير فراموش نكنم . اين اجازه ، در شانزدهم ماه مبارك رمضان ، تحرير شد . على غروى عليارى ۱۴۱۷
۲ . اجازه آية اللّه فاضل لنكرانىبسمه تعالى بعد الحمد و الصلاة ، لجنابها ، الرواية عنّى عن شيخ مشايخ الاجازة بطرقه المتكثرة و المتعددة إلى الكتب المعتبرة و عليها الاحتياط فى جميع الحالات ، و السلام عليها و رحمة اللّه و بركاته . (1)۱ / ۲ / ۱۳۷۶ مطابق با دهم ذيحجة الحرام ۱۴۱۷ ، محمّد فاضل پس از حمد و درود ، به سركار خانم ، اجازه روايت از من از طريق مشايخ اجازه با راه هاى فراوان و منتهى به كتب معتبر دادم . بر او باد در تمام حالت ها به احتياط . درود و رحمت و بركت خداوند بر او باد . محمّد فاضل ، دهم ذى حجه ۱۴۱۷ ، ۱ / ۲ / ۱۳۷۶
۳ . اجازه آية اللّه احمدى فقيهباسمه سبحانه و تعالى لا يخفى إنّها قد بذلت نقد عمرها فى تحصيل العلوم الشرعية و تكميل المعارف الدينية ، معتكفة بجوار حضرة كريمة أهل بيت العصمة و الطهارة عليهاالسلامو اشتغلت شطرا من دهرها بتدريس الكتب الفنّية العلميّة ، بل اتعبت نفسها بتبليغ الشريعة الكاملة ، فأجزت لها عنّى الرواية عن مشايخى بطرقى المتصلة الى شجرة النبوة و الامامة عليهم السلام . و قد صدر متن هذه الاجازة الروائية من أهلها و وقعت فى محلها ، فهى فى نقل الأحاديث و الزيارات و الأدعية ، مجازةٌ بشرط تمييز الرواية الصحيحة و
.
1) .زيارت در پرتو ولايت (شرحى بر زيارت عاشورا) ، زهره صفاتى ، ص ۱۹۶ ؛ كيهان فرهنگى ، ش ۱۹۹ ، (ارديبهشت ۱۳۸۲) ص ۲۳ .
حسن الدراية التامة و من اللّه تعالى العناية . (1)المحتاج الى رحمة البارى ، محمّدحسن الأحمدى الفقيه مخفى نماند كه اين خانم ، عمرش را در كسب علوم شرعى و تكميل معارف دينى سپرى كرد و در جوار مرقد كريمه اهل بيت عصمت و طهارت اقامت گزيد و بخشى از روزگارش را به تدريس كتب علمى گذراند و خود را در راه تبليغ شريعت كامل ، به رنج و زحمت انداخت . پس به وى ، اجازه دادم تا روايت كند از من از طريق مشايخم به طرقى كه به اهل بيت پيامبر متصل مى گردد . [اجازه آية اللّه عليارى ] به مورد صادر شد . اين خانم ، مى تواند احاديث و روايات و ادعيه را روايت كند ، به شرط آن كه روايت صحيح را بشناسد و آن را درست فهم كند . توفيق و عنايت از خداوند است . نيازمند رحمت پروردگار ، محمّدحسن احمدى فقيه
۴ . اجازه آية اللّه لطف اللّه صافىبسم اللّه الرحمن الرحيم الحمد للّه ربّ العالمين و صلّى اللّه على خير خلقه محمّد و عترته الطاهرين و لعنة اللّه على اعدائهم أجمعين . و بعد ، فإن شرف العلم لايخفى و فضله لايحصى ، قد ورثه أهله من الأنبياء و فُضِّل مدادهم على دماء الشهداء و نالوا بذلك نيابة خاتم الأوصياء و جعل منهم فى كل خلف من أمة خاتم الأنبياء عدول ينفون عن الدين تحريف الغالين و انتهال المبطلين و يدفعون شبهات الضالين المضلين . و لهذا فإنّ الفاضلة الجليلة النبيلة الحاجة المسماة (زهره صفاتى) ـ أيدها اللّه تعالى ـ التى صرفت شطرا من عمرها الشريف فى تحصيل العلوم الدينية الاسلامية كالفقه و التفسير و الحديث ، فنالت مرتبة سامية يليق بها أن تكون أسوة حسنة لنساء عصرها . و قد استجازتنا فى رواية أحاديث أهل البيت عليهم السلام فاستخرنا اللّه تعالى فى اجازتها و ساعدت على ذلك ، فأجزناها أن تروى عنّا جميع ما صحت لنا روايته عن مشايخنا
.
1) .همان جا (اين اجازه ، در حاشيه اجازه آية اللّه عليارى نوشته شده است) .
العظام ـ أعلى اللّه مقامهم فى دارالسلام ـ بأسانيدهم المنتهية إلى أهل بيت الوحى و النبوة ـ صلوات اللّه عليهم أجمعين ـ و هم : ۱ . المرحوم المبرور والدنا ، العلامة الكبير آية اللّه الآخوند ملّا محمّدجواد ابن المولى عباس الگلپايگانى ـ نورهما اللّه بغفرانه ـ من مشايخه الكرام ؛ منهم العلامة الجليل الفقيه آية اللّه السيد محمّدتقى ابن العالم الشهير حجة الاسلام السيد حسن المدرس ، عن شيخه استاذ العلماء و أسوة الزاهدين الشيخ زين العابدين المازندرانى و الشيخ الجليل ابن الحاج الميرزا خليل ، فقيه عصره الحاج ميرزا محمّدحسين و غيرهما من الفقهاء عن استاذهم صاحب جواهر الكلام ، عن استاذه العماد العلماء السيد جواد ، عن بحرالعلوم و محى الرسوم ، عن استاذه الشهير الآقا محمّدباقر ، عن والده الافضل محمّد ، كل ، عن مولانا العلامة المجلسى ، عن والده الزكى النقى مولانا محمّدتقى ، عن الشيخ بهاء الملة و الدين ـ اعلى اللّه مقامهم ـ ، باسناده المذكور فى الاربعين ؛ و منهم شيوخه الاخوة الثلاثة ، آيات اللّه العظام المجاهدون الشيخ محمّد تقى المعروف بآقا نجفى و الشيخ محمّدعلى المعروف ثقة الاسلام و الحاج آقا نور اللّه ـ رضوان اللّه تعالى عليهم ـ . ۲ . شيخى الجليل حبر الطائفة صاحب موسوعة الذريعة ، عن مشايخه الأعلام القاطنين فى العراق و مصر و البلد الحرام ؛ منهم اول مشايخه و اوثقهم و اتقاهم خاتمة المحدثين مولانا الحاج ميرزا حسين النورى ، بجميع طرقه المسطورة فى خاتمة المستدرك . ۳ . و منهم العلامة الجليل و البحّاثة النبيل الشيخ محمّد صالح الحائرى المازندرانى ، عن مشايخه ؛ منهم الحاج ميرزا حسين النجفى الطهرانى ابن الميرزا خليل ، عن شيخه صاحب جواهر الكلام ، عن شيخه الاكبر كاشف الغطاء ، عن بحرالعلوم . ۴ . و منهم العلامة الفقيه الورع التقى آية اللّه السيد جمال الدين الهاشمى الگلپايگانى ـ اعلى اللّه مقامه الشريف ـ ، عن مشايخه العظام ـ قدس اللّه اسرارهم . و نوصيها ـ ايدها اللّه تعالى ـ بما أوصانا به السلف الصالح من التحفظ و التثبت و سلوك سبيل الاحتياط و التجنب عن الشبهات ، فانه ليس بناكب عن الصراط من سلك
.
سبيل الاحتياط و المأمول منها و من امثالها فى عصرها الحاضر ـ الذى دخلت طائفة غير قليلة من النساء المسلمات فيما ليس لهن الدخول فيه و فيما يخل بكرامتهن من الاختلاط بالرجال الاجانب و الاشتراك معهم فيما لم يكلفهن اللّه تعالى به ابعادا لهن عنه و صونًا لحشمتهن و حفظًا لصالحهن ـ ان يكنّ على الطريق السوى و الصراط المستقيم ، ذوات مواضع قويمة ، مستنات بسنن الشريعة ، متأسيات بربات الخدور و لا سيما سيدة نساء العالمين فاطمة الزهراء ـ عليها و على ابيها و بعلها و بنيها افضل التحية و السلام ـ و أن يكنّ حجة على نساء عصرهن ، يذكرن غيرهن بما اكرم اللّه تعالى على نساء النبى ـ صلى اللّه عليه و آله ـ و المؤمنات ـ . و المرأة فى عصرنا الحاضر ، قد امتحنت بما لم تمتحن به من قبل . قد وقعت من حيث تشعر أو لا تشعر ، فى احابيل المستغربين و المستشرقين مخدوعة بالدعايات المضللة حول (حقوق المرأة و تحريرها) . و اللّه ـ تبارك و تعالى ـ نسأل و اياه نرجو أن يوفقها لتحقيق مقاصد الدين الحنيف ، انّه خير موفق و معين و السلام عليها و رحمة اللّه و بركاته . (1)قم المقدسه ، فى ۲۵ ذى الحجة ۱۴۱۷ ق لطف اللّه الصافى سپاس ، ويژه پروردگار جهانيان است و درود خدا بر بهترين مخلوقش محمّد و دودمان طاهرش باد . و نفرين خدا بر دشمنان آنها باد . به راستى كه شرف علم ، بر كسى پنهان نيست و فضيلت دانش ، شماره نگردد . دانشمندان ، علم را از پيامبران به ارث برده و قلم آنان ، بر خون شهيدان برترى دارد . و با اين فضايل ، به جانشينى خاتم پيامبران دست يافتند و خداوند از ميان عالمان در هر دوره از امت پيامبر خاتم ، عالمانى عادل قرار داد كه تحريف را از چهره دين بزدايند و از شبهات گمراه كننده دفاع كنند . از اين رو ، فاضله بزرگوار و خردمند حاجيه خانم زهره صفاتى ـ كه خداوند او را تأييد
.
1) .كيهان فرهنگى ، ش ۱۱۹ ، (ارديبهشت ۱۳۸۲) ، ص ۲۹ .
كند ـ پاره اى از عمر گرانمايه اش را در كسب علوم اسلامى ، از قبيل فقه و تفسير و حديث ، سپرى كرد و به مرتبه اى بلند دست يافت كه مى تواند الگوى نيكو براى زنان دورانديش باشد . وى ، از ما اجازه روايت احاديث اهل بيت را درخواست كرد . استخاره كرده و خداوند همراهى كرد . پس به وى ، اجازه داديم كه روايت كند از ما تمام آنچه را براى ما روايتش از طريق مشايخ بزرگ به اثبات رسيده است ، با سندهايى كه به اهل بيت وحى و نبوت ـ صلوات اللّه عليهم أجمعين ـ منتهى مى گردد : ۱ . مرحوم والد علّامه ، ملّا محمّدجواد گلپايگانى ، از مشايخش . . . . ۲ . استاد بزرگوار [ شيخ آقا بزرگ تهرانى ] صاحب الذريعة ، از مشايخش . . . . ۳ . علّامه بزرگوار شيخ محمّد صالح حائرى مازندرانى ، از مشايخش . . . . ۴ . علّامه پارسا آية اللّه سيد جمال الدين هاشمى گلپايگانى ، از مشايخش . . . . به اين خانم ـ كه خداوند او را مؤيد بدارد ـ سفارش مى كنيم همان را كه پيشينيان سفارش كرده اند ، يعنى مراقبت و مواظبت و انتخاب راه احتياط و پرهيز از امور مشتبه ؛ چراكه هر كس راه احتياط گزيند ، از طريق صواب نلغزد . از وى و مانند ايشان ، انتظار مى رود در اين زمان كه گروهى فراوان از زنان مسلمان به امورى پرداخته اند كه در شأن آنان نيست و خداوند آنان را بدان مكلّف نساخته است ـ يعنى مشاركت با مردان نامحرم در كارها ـ كه راه درست را بپيمايد و موضع گيرى هاى درست داشته باشد ، به سنت هاى شرعى پايبند باشد و به خانم هاى بزرگ بويژه سيده زنان عالم حضرت فاطمه زهرا ـ كه بر او و بر شوهر و فرزندانش بهترين درودها باد ـ اقتدا كنند و براى زنان دورانش حجتى باشند و به آنان آنچه را خداوند بر زنان پيامبر و مؤمن سفارش كرده ، يادآور شوند . زن ، در زمان ما با امتحانى بى سابقه آزموده مى شود و خواسته و يا ناخواسته در دام غرب گراها و شرق گراها افتاده و فريب تبليغات گمراه كننده درباره حقوق و آزادى زن را خورده است . از خداوند تبارك و تعالى ، مى خواهيم اين خانم را براى تحقق مقاصد دين پاكش ، موفّق بدارد كه او بهترين ياور و توفيق دهنده است .
.
درود و رحمت و بركت خداوند بر او باد قم مقدسه ، ۲۵ ذى حجه ۱۴۱۷ لطف اللّه صافى
۵ . اجازه آية اللّه احمدى فقيهباسمه سبحانه و تعالى لقد صدر من أهله و الأمر كما حُرِّر و رُقِّم و لا يخفى أنّ كثرة اشتغال جناب العالمة المذكورة فى المتن ، بالتدريس و التحقيق و التتبع فى الأخبار المأثورة و الآثار الشرعية و كتابة الكتب القيّمة الفقهية و غيرها ، دليل قوى على بلوغ مرتبة من الاجتهاد فهنيئًا لجنابها ـ دامت افاضاتها ـ و هى مجازة للرواية عنّى بطرقى المتكثرة المنتهية الى أرباب الكتب المعتبرة ، و منهم الى أهل بيت النبوة و العصمة و الطهارة ـ وفقها اللّه تعالى لما يحب و يرضى ـ . و أرجو من فضله تعالى ، التوفيق لها و ملازمة الاحتياط و ليس بناكب عن الطرق من سلك سبيل الاحتياط . (1)قم المشرفة محمّدحسن الاحمدى الفقيه اين اجازه ، به جا نوشته شده است و واقعيت همان گونه است كه نويسنده اجازه نگاشته است . پنهان نباشد كه اشتغال فراوان دانشمند ياد شده در متن ، به تدريس و پژوهش و تتبع در اخبار و آثار شرعى و نگارش كتب ارزشمند فقهى ، نشانى استوار است كه وى به مرتبه اجتهاد رسيده است . مبارك باد بر او . وى ، اجازه دارد روايت كند از من با طرق فراوان كه منتهى به كتب معتبر است و از آنها به اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام . خداوند او را بر آنچه مى پسندد و دوست دارد موفق بدارد . و از خداوند برايش درخواست توفيق دارم . بر او باد رعايت تقوا كه هر كس راه احتياط گزيند ، از طريق حق نلغزد .
.
1) .كيهان فرهنگى ، ش ۱۹۹ (ارديبهشت ۱۳۸۲) ، ص ۲۹ (اين اجازه ، در حاشيه اجازه آية اللّه صافى نوشته شده است) .
قم مشرفه محمّدحسن احمدى فقيه
دو . اجازات زنان اهل سنّت (1)نگارنده ، به نمونه اى از اجازات زنان اهل سنّت ، كه پيش از قرن سوم صادر شده باشد ، دست نيافته است . به همين دليل ، آنچه در پى مى آيد ، اجازات قرن سوم و پس از آن است .
قرن سوم۱ . فاطمه ، دختر محمّد بن على بن شريعة اللخمى ، خواهر ابومحمّد الباجى الاشبيلى . وى و برادرش ، از برخى اساتيدْ اجازه روايت داشتند كه يكى از آنها محمّد بن فطيس الالبيرى (م ۳۲۹ ق) است . او ، تمامى روايت هايش را به اين دو نفر اجازه كرده است . (2)۲ . غدا ، دختر عبد الرحمن بن حمدون ، از مردمان قرطبه . وى ، به صورت اجازه ، از سعيد بن عثمان اعناقى (۲۳۳ ـ ۳۰۵ ق) حديث روايت مى كند . (3)
.
1) .راقم اين سطور ، در آثار علوم حديثى اهل سنّت ، به نوشته اى كه مستقلاً به اجازات زنان پرداخته باشد ، دست نيافته ، و اين موارد را با جستجو در منابع محتمل و مظنون ، گرد آورده است و البته ادعاى استقصاى تام نيز ندارد . برخى از كتب مورد استفاده عبارت اند از : التحبير فى المعجم الكبير ؛ الضوء اللامع فى اعلام القرن التاسع ؛ الجواهر و الدرر ؛ جهود المرأة فى رواية الحديث ؛ دور المرأة فى خدمة الحديث ؛ عناية النساء بالحديث النبوى .
2) .دور المرأة فى خدمة الحديث فى القرون الثلاثة الأولى ، ص ۱۶۸ (به نقل از : بغية الملتمس فى تاريخ رجال الاندلس ، ص ۱۳۵) .
3) .دور المرأة فى خدمة الحديث فى القرون الثلاثة الأولى ، ص ۱۶۸ (به نقل از : تاريخ العلماء و الرواة بالاندلس ، ص ۳۴۷) .
قرن ششم۱ . فخر النساء ، دختر رستم بن ابى الرجا الاصفهانى . محى الدين عربى ، مى گويد : در سال ۵۹۸ ق ، وارد مكه شدم و فضلا و دانشمندان بسيارى ديدم كه از ميان آنان ، مكين الدين ابوشجاع زاهر بن رستم و خواهرش ، به جز علم ، به تهذيب و خودسازى مشغول بودند . از برادرش ، سنن ترمذى و برخى اجزاى حديثى را سماع كردم . از فخر النساء ، بلكه فخر الرجال و العلماء نيز تقاضاى سماع حديث كردم ، ولى او در جواب گفت : آرزوها بر باد رفته و مرگ نزديك است و من به جاى پرداختن به روايت حديث ، به عمل رو آورده ام . گويا مرگ را مى بينم كه ناگهان مى آيد و سنّ پشيمانى دق الباب مى كند . محى الدين ، گويد : وقتى اين پيغام را از او شنيدم ، اين شعر را برايش نوشتم : حالى و حالك فى الرواية واحدما القصد إلّا العلم و استعماله روزگار من و تو يكى است ، مقصود من از دانش نيز به كار گرفتن آن است . وقتى اين شعر به دستش رسيد ، به برادرش اجازه داد كه به نيابت از وى ، اجازه اى درباره تمام روايت هايش برايم بنويسد و او چنين كرد و اجازه اى از جانب خواهرش برايم ، قلمى ساخت . (1)۲ . امّ عبد الكريم ، فاطمه ، دختر ابوالحسن سعد الخير (م ۶۰۰ ق) . منذرى ، مى گويد : در دمشق و قاهره ، حديث مى گفت و ما از او اجازه روايت داريم . (2)۳ . امّ الحياة ، فرحه ، دختر قرطاش بن طنطاش الظفرى العونى (م ۵۹۸ ق) . وى ، به منذرى اجازه روايت داده است . (3)
.
۴ . امّ العلاء ، عاتكه ، دختر ابوالعلاء حسن بن احمد عطار همدانى (م ۶۰۹ ق) . وى ، نيز به منذرى اجازه روايت داده است . (1)۵ . تقيه ، دختر فضل . سمعانى ، گويد : در سال ۵۳۲ ق ، براى من اجازه حديث نوشت . (2)۶ . امّ الفتح ، جليلة السجزية . سمعانى ، گويد : در سال ۵۳۰ ق ، براى من اجازه حديث نوشت . (3)۷ . خديجة ، دختر ابوسعيد نيشابورى . سمعانى ، گويد : در سال ۵۱۲ ق ، براى من اجازه حديث نوشت . (4)۸ . امّ محمّد ، زليخا الاصفهانى . سمعانى ، گويد : به من ، اجازه حديث داد . (5)۹ . امّ فتح ، زينب ، دختر ابن شجاع شيرويه . سمعانى ، گويد : براى من ، اجازه حديث نوشت . (6)۱۰ . امّ احمد ، طرفة ، دختر عبد اللّه گرجى . سمعانى ، گويد : در سال ۵۲۹ ق ، به من اجازه حديث داد . (7)۱۱ . امّ فتح ، ظفر ، دختر ابونصر كاتب . سمعانى ، گويد : در سال ۵۳۲ ق ، براى من اجازه حديث نوشت . (8)۱۲ . امّ فتوح ، ظهياء ، دختر احمد بن فضل اصفهانى . سمعانى ، گويد : در سال ۵۳۲ ق ، براى من اجازه حديث نوشت . (9)۱۳ . امّ البنين ، دختر عبد اللّه جوزدانى اصفهانى . سمعانى ، گويد :
.
تمام رواياتش را به من ، اجازه روايت داد و آن را نوشت . (1)
قرن هفتم۱ . امّ محمّد ، سيده ، دختر موسى بن عثمان مارانى (م ۶۹۵ ق) . وى ، از ابن ابى يسر جمال الدين بن مالك ، زهير بن عمر اوزاعى و گروهى ديگر ، اجازه روايت دارد . (2)ذهبى ، درباره اش مى گويد : كنت اتلهف على لقيها و رحلت إلى مصر ، علمى أنها باقية ، فدخلت فوجدتها قد ماتت من عشرة ايام ؛ (3)مشتاق بودم او را ببينم ، و به مصر رفتم و گمان داشتم كه او زنده است وقتى وارد مصر شدم دريافتم كه ده روز قبل از دنيا رفته است . ۲ . امّ الفضل ، كريمه ، دختر عبد الوهاب بن على بن خضر (م ۶۴۱ ق) . منذرى ، گويد : وى ، بسيار حديث نقل مى كرد و گفته شده شصت و اندى سال ، حديث مى گفت . او را در بيت لهيا در بيرون دمشق ، ملاقات كردم و از او سماع نمودم . وى ، در سال ۵۹۵ ق ، به من اجازه روايت داد . (4)۳ . خديجه ، دختر ابوطاهر احمد بن محمّد بن احمد سلفى اصفهانى (م۶۲۳ق) . وى ، به منذرى ، اجازه حديث داده است . (5)۴ . امّ عبد الرحمن ، سيدة الكتبة ، دختر ابوالبقاء يحيى بن على بن حسن همدانى (م ۶۱۱ ق) . وى ، به منذرى ، اجازه روايت داد . (6)۵ . امّ حياء حفصه ، دختر احمد بن محمّد بن منصور ثابت (م ۶۱۲ ق) . وى ، به منذرى ، اجازه روايت داد . ۷
.
۶ . ضوء الصباح ، لامعه ، دختر شيخ مفيد ابوبكر بن مبارك بن كامل بغدادى (م ۶۱۲ ق) . وى ، به منذرى ، اجازه روايت داد . (1)۷ . قرة العين ، دختر يعقوب بن يوسف بن عمر بغدادى (م ۶۲۴ ق) . وى ، به منذرى ، اجازه روايت داد . (2)۸ . امّة الواحد ، صفية ، دختر عبد الجبار بن هبة اللّه بغدادى (م ۶۲۵ ق) . وى ، به منذرى ، اجازه روايت داد . ۳ ۹ . امّ الفضل ، لبابة ، دختر ابوالعباس احمد بن ابى الفضل ، معروف به ابن الثلاجى (م ۶۲۵ ق) . وى ، به منذرى ، اجازه روايت داد . ۴ ۱۰ . شرف النساء ، امة اللّه آمنه ، دختر ابوالحسن احمد بن عبد اللّه بن على (م ۶۲۸ق) . وى ، به منذرى ، اجازه روايت داد . ۵ ۱۱ . امّ على ، فرحه ، دختر ابوسعد ابن احمد بن تميرة (م ۶۲۹ ق) . وى ، به منذرى ، اجازه روايت داد . ۶ ۱۲ . فاطمه ، دختر ابوبكر بن مراهب بن عبد الملك ، معروف به ابن زنگى (م ۶۳۷ ق) . وى ، به منذرى ، اجازه روايت داد . ۷ ۱۳ . امّ عثمان ، صفيه ، دختر عبد العزيز بن هبة اللّه ، معروف به ابن حديد . وى ، به منذرى ، اجازه روايت داد . ۸ ۱۴ . امّ هانى ، عفيفه ، دختر احمد بن عبد اللّه بن محمّد اصفهانى (م ۶۰۶ ق) . وى ، به منذرى ، اجازه روايت داد . ۹
.
۱۵ . امّ حبيبه ، عايشه ، دختر حافظ ابواحمد معمر بن عبد الواحد اصفهانى (م ۶۰۷ ق) . وى ، به منذرى ، اجازه روايت داد . (1)۱۶ . امّ النور ، عين الشمس ، دختر احمد بن ابوالفرج ثقفى (م ۶۱۰ ق) . منذرى ، درباره اش گويد : أجازت لنا جميع مسموعاتها و مجازاتها من إصبهان ، فى صفر سنة تسع و ست مأة ؛ (2)تمام مسموعات و اجازه هايش را به من در اصفهان ، در ماه صفر سال ۶۰۹ اجازه كرد . ۱۷ . امّ المؤيد ، زينب ، دختر عبد الرحمن بن حسن نيشابورى (م ۶۱۵ ق) . وى ، به منذرى ، اجازه روايت داد . (3)۱۸ . فاطمه ، دختر حسن بن احمد همدانى (م ۶۱۷ ق) . وى ، به منذرى ، اجازه روايت داد . (4)۱۹ . امّ الفضل ، زينب ، دختر ابراهيم بن محمّد بن احمد قيس (م ۶۱۰ ق) . وى در سال ۵۹۵ ق ، وى ، به منذرى ، اجازه روايت داد . ۵ ۲۰ . امّ محمّد ، رابعة ، دختر احمد بن محمّد بن قدامه مقدسى (م ۶۲۰ ق) . وى ، به منذرى ، اجازه روايت داد . ۶ ۲۱ . امة ، دختر محمّد بن احمد بن محمّد بن قدامة مقدسى (م ۶۳۱ ق) . وى ، به منذرى ، اجازه روايت داد . ۷ ۲۲ . امّ فتيان ، جهمة ، دختر مفرج بن على دمشقى (م ۶۳۸ ق) . وى ، به منذرى ،
.
اجازه روايت داد . (1)۲۳ . ستهم ، دختر ابوطاهر بركات بن ابراهيم خشوعى (م ۶۴۰ ق) . وى ، به منذرى ، اجازه روايت داد . (2)۲۴ . امّ كرام ، زهراء ، دختر ابومحمّد عبد القادر بن عبد اللّه رهاوى (م ۶۳۲ ق) . وى ، به منذرى ، اجازه روايت داد . (3)
قرن هشتماز آن رو كه كتاب محققانه دكتر صالح يوسف معتوق ، در مورد سهم زنان در حديث در قرن هشتم ، از تتبع فراوان برخوردار است و تمامى مصادر خاص و عام را چون : الدرر الكامنة فى أعلام المأة الثامنة ابن حجر ، الوفيات ابن رافع سلامى ، العقد الثمين فاسى ، العبر ، شذرات الذهب و اعلام النساء عمر رضا كحاله ، را بررسى كرده ، در گزارش صاحبان اجازه در قرن هشتم ، مبنا را همين كتاب قرار داده ، تنها از شماره ۸۶ به بعد ، از منابع ديگر استخراج شده است . ۱ . خديجه ، دختر محمّد بن سعد مقدسى (۶۲۴ ـ ۷۰۱ ق) . وى ، به ابن جابر الوادى آشى ، اجازه روايت داده است . ۴ ۲ . خديجه ، دختر عبد الرحمن بن محمّد مقدسى (۶۱۷ ـ ۷۰۱ ق) . ابن جابر الوادى آشى ، از او با اجازه روايت مى كند . ۵ ۳ . زينب ، دختر سليمان بن ابراهيم إسْعَرْدى (م ۷۰۵ ق) . وى را بسيارى از محدّثان ، اجازه روايت داده اند . ۶
.
۴ . شُهْدة ، دختر صاحب كمال الدين بن عدم (۶۱۹ ـ ۷۰۹ ق) . وى ، به محمّد بن احمد بن عبد الرحمن منبجى ، اجازه حديث داد . (1)۵ . فاطمه ، دختر على بن على بن حسين واسطى بغدادى (م ۷۱۰ ق) . بسيارى از محدّثان ، به وى اجازه حديث دادند . از جمله مى توان شهاب الدين عمر بن محمّد سُهْرَوردى را نام برد . او نيز به ابوالعباس احمد بن محمّد كازرونى ، اجازه حديث داد . (2)۶ . وزيرة ، دختر يحيى بن محمّد تغلبى . وى ، از على بن محمّد سخاوى ، اجازه حديث داشت و بر همان اساس در سال ۷۰۵ ق ، محمّد الوافى ، كتاب العوالى المنتقاة قاسم بن فضل ثقفى را از وى سماع كرد . (3)۷ . ست الوزراء ، دختر يحيى بن محمّد تغلبى دمشقى (۷۳۹ ـ ۷۱۵ ق) . گروهى از محدّثان شام ، به وى اجازه حديث دادند و او نيز به ابن جابر الوادى آشى ، اجازه حديث داد . (4)۸ . فاطمه ، دختر عبد الرحمن بن محمّد عياشى (م ۷۱۶ ق) . وى را گروهى از محدّثان ، اجازه روايت حديث دادند . (5)۹ . عايشه ، دختر ابراهيم بن احمد قوامى دمشقى (۶۴۵ ـ ۷۱۸ ق) . وى ، به برهان ابراهيم بن احمد بعلى شامى ، اجازه حديث داد . (6)۱۰ . ست القضاة ، دختر محمّد بن على بن عوانه ، از ابن الحاسب اجازه حديث داشت و در سال ۷۱۱ ق ، الوانى آن را از وى سماع كرد . (7)۱۱ . ست الفقهاء ، امة الرحمن ، دختر ابراهيم بن على الواسطى (۶۳۲ ـ ۷۲۶ ق) .
.
وى ، داراى اجازات عالية الاسناد است . از جمله از عبد العزيز ، ابن العُلّيق ، جعفر الحضرمى ، اجازه حديث دارد . همچنين به عايشه ، دختر محمّد بن عبد الهادى المقدسى (۷۲۳ ـ ۸۱۶ ق) ، اجازه حديث داده است . (1)۱۲ . فاطمه ، دختر على بن مسعود صالحى (۶۴۸ ـ ۷۲۷ ق) . وى ، از تعدادى از محدّثان ، اجازه حديث دارد . (2)۱۳ . زينب ، دختر محى الدين الخطيب الحَرسْتانى . او ، از ابن العُلّيق ، اجازه حديث دارد و الوانى ، در سال ۷۲۲ ق ، از وى سماع كرده است . (3)۱۴ . كمالية ، دختر ابوالذكر احمد بن عبد القادر دمراوى (۶۵۱ ـ ۷۳۱ ق) . وى ، از عبد اللّه بن برطله اندلسى و محمّد جراح و شرف مرسى ، اجازه حديث دارد . (4)۱۵ . فاطمه ، دختر عبد اللّه بن محمّد مقدسى (۶۶۰ ـ ۷۳۲ ق) . وى ، داراى اجازه حديث است . (5)۱۶ . اسماء ، دختر محمّد بن سالم بعلبكى (۶۳۹ ـ ۷۳۳ ق) . وى ، به ابراهيم بن محمّد بن صديق دمشقى (۷۱۹ ـ ۸۰۶ ق) ، عبد اللّه بن خليل حَرسْتانى (۷۲۸ ـ ۸۰۵ ق) ، اجازه حديث دارد . (6)۱۷ . حبيبه ، دختر عبد الرحمن بن ابى بكر مقدسى (۶۵۴ ـ ۷۳۳ ق) . وى ، از محدّثان بغداد ، اجازه حديث دارد . (7)۱۸ . خديجه ، دختر عثمان بن محمّد هورى (م ۷۳۴ ق) . وى ، داراى اجازه حديث است و اجازات را با خط خود كه زيبا بود ، مى نگاشت . (8)۱۹ . زينب ، دختر عبد الرحمن بن محمّد مقدسى (م ۶۵۹ ـ ۷۳۹ ق) . وى ، به ابن
.
جابر الوادى آشى ، اجازه حديث داد . (1)۲۰ . آمنة ، دختر ابراهيم بن على واسطى (م ۶۶۴ ـ ۷۴۰ ق) . وى ، به صلاح صفدى در سال ۷۲۹ ق ، اجازه نقل حديث داد . (2)۲۱ . فاطمه ، دختر عبد الرحمن بن عيسى دَبَهى (۶۵۶ ـ ۷۴۰ ق) . وى ، به عبد اللّه بن خليل حَرَسْتانى ، اجازه حديث داد . (3)۲۲ . فيروزه ، دختر مظفر (م ۷۴۰ ق) . وى ، داراى اجازات عالى است . (4)۲۳ . فاطمه ، دختر صفى الدين احمد بن محمّد طبرسى . وى ، در سال ۶۷۴ ق ، با درخواست قطب قسطلانى ، براى وى و گروهى ، اجازه حديث صادر شد و در سال ۷۳۶ ق ، چهل حديث به نام او و برخى ديگر نشر يافت . (5)۲۴ . فاطمه ، دختر عبد اللّه بن احمد طبرى ، در سال ۶۶۴ ق ، گروهى از علما به درخواست قطب قسطلانى ،به وى اجازه حديث دادند و در سال ۷۳۶ ، چهل حديث به نام او و برخى ديگر نشر يافت . (6)۲۵ . مريم ، دختر عبد اللّه بن محمّد طبرى . در سال ۶۷۴ ق ، اجازه اى برايش صادر شد و در سال ۷۳۶ ق ، چهل حديث به نامش نشر يافت . (7)۲۶ . فاطمه ، دختر احمد بن عبد اللّه طبرى . وى ، در سال ۷۳۷ ق ، براى برخى اجازه حديث نگاشت . (8)۲۷ . رقيه ، دختر محمّد بن على قشيرى (م ۷۴۱ ق) . وى ، به جعفر بن ثعلب ، اجازه حديث داد و از او نقل حديث دارد . ۹
.
۲۸ . صفيه ، دختر احمد بن احمد مقدسى (۶۶۰ ـ ۷۴۱ ق) . وى ، به ابن الملقن ، اجازه صحيح مسلم داد . (1)۲۹ . زينب ، دختر محمّد بن احمد بَجِدى (۶۵۳ ـ ۷۴۲ ق) . وى ، از گروهى اجازه نقل حديث دارد . (2)۳۰ . صفيه ، دختر ابراهيم بن احمد زبيدى مكى (م ۷۴۳ ق) . وى ، به قطب قسطلانى ، اجازه حديث داد . (3)۳۱ . امة العزيز ، دختر على بن محمّد يونينى بعلبكى (۶۵۷ ـ ۷۴۵ ق) . وى ، را گروهى از محدّثان قرن ، اجازه حديث داده اند . (4)۳۲ . نفيسه ، دختر ابراهيم بن سالم خباز (۶۶۳ ـ ۷۴۹ ق) . وى ، از بزرگان محدّثان ، اجازه حديث دارد ، چنان كه به عبد الرحمن بن محمّد بن طولوبغا و على بن احمد بن عبد العزيز ، اجازه حديث داده است . (5)۳۳ . سيده ، دختر ابراهيم بن محمّد طبرى مكى (م ۷۵۷ ق) . وى ، به زين الدين عراقى در سال ۷۵۵ ق ، اجازه حديث داده است . (6)۳۴ . فاطمه ، دختر ابراهيم بن داوود هكارى كردى (۶۸۳ ـ ۷۵۸ ق) . وى ، به فاطمه حنبلى ، استاد ابن حجر ، اجازه حديث داده است . (7)۳۵ . مريم ، دختر عبد الرحمن بن احمد نابلسى (۶۹۲ ـ ۷۵۸ ق) . وى ، به فرزندش شمس الدين بن عبد القادر و فاطمه حنبلى ، استاد ابن حجر ، اجازه حديث داده است . اين همان زنى است كه ابن حجر ، مسندى را به نام وى نگاشته است . ۸ ۳۶ . عايشه ، دختر نصر الدين ابن محمّد سلامى (۷۶۲ ق) . وى را گروهى از
.
محدّثان ، اجازه حديث داده اند . (1)۳۷ . فاطمه ، دختر احمد بن عطية بن ظهيرة قرشى مكى . وى ، در سال ۷۶۲ق ، به موسى بن يحيى بن يوسف خالدى ، اجازه نقل حديث داد . (2)۳۸ . زينب ، دختر عبد العزيز بن محمّد بن جماعة كنانى (۷۱۶ ـ ۷۷۶ ق) . وى ، به تقى الدين مقريزى و پسر برادرش عبد اللّه بن عمر بن عبد العزيز ، اجازه حديث داد . (3)۳۹ . عايشه ، دختر عبد اللّه بن احمد طبرى مكى . وى ، در سال ۶۸۷ ق ، از گروهى از محدّثان مكه ، اجازه حديث دريافت كرد و در سال ۷۶۱ق براى گروهى ، از جمله علاء الدين بن حجى حسبانى و محب الدين نويرى ، اجازه حديث داد . و نيز در سال ۷۶۲ ق ، به موسى بن عيسى بن يوسف خالدى و برادرانش ، اجازه حديث داد . (4)۴۰ . فاطمه ، دختر على بن عمر مخزومى . وى ، تا سال ۷۷۰ ق ، زنده بود و به تقى الدين مقريزى ، اجازه حديث داد . (5)۴۱ . زينب ، دختر احمد بن ميمون تونسى . وى ، حدود سال ۷۸۰ ق ، وفات كرد و به طاهر بن ابراهيم بن احمد مرشدى ، اجازه حديث داد . (6)۴۲ . ساره ، دختر محمّد بن حسن حمصى . وى ، پس از ۷۸۰ ق ، وفات يافت و به ابوحامد ظهيره ، اجازه حديث داد . (7)۴۳ . فاطمه ، دختر عمر بن يحيى مدنى (م ۷۹۳ ق) . وى را گروهى از مُسْنِدين ، اجازه حديث داده اند . (8)۴۴ . اسماء ، دختر خليل بن كَيْكلدى علايى (۷۲۵ ـ ۷۹۵ ق) . وى ، به نوه اش ، قرقشندى ، اجازه داد . (9)
.
۴۵ . منصوره ، دختر شريف على بن محمّد فاسى (۷۳۳ ـ ۷۹۵ ق) . وى ، به تقى الدين فاسى ، اجازه حديث داد . (1)۴۶ . اَسَنْ ، دختر احمد بن محمود شماع (۷۲۰ ـ ۷۹۸ ق) . وى ، به ابن حجر ، اجازه حديث داد . (2)۴۷ . عايشه ، دختر محمّد بن اسماعيل ويرى (م ۷۹۸ ق) . وى ، به ابن حجر ، اجازه حديث داد . (3)۴۸ . فاطمه ، دختر يحيى بن عفيف بصرى (۷۹۸ ق) . ذهبى و برزالى ، به وى اجازه حديث دادند . (4)۴۹ . زينب ، دختر عبد اللّه بن عبد الحليم بن تيميه (۷۲۲ ـ ۷۹۹ ق) . وى ، به ابن حجر ، اجازه حديث داده است . ۵ ۵۰ . زينب ، دختر محمّد بن عثمان دمشقى (م ۷۹۹ ق) . وى ، به ابن حجر و ابوالفتح عثمانى ، اجازه داده است . ۶ ۵۱ . امة القاهر ، دختر قاسم بن محمّد بعلى (۷۱۷ ـ ۸۰۰ ق) . وى ، داراى اجازه است و به ابن حجر نيز اجازه داده است . ۷ ۵۲ . زينب ، دختر عثمان بن محمّد لؤلؤ دمشقى (م ۸۰۰ ق) . وى ، به ابن حجر اجازه داده است . ۸ ۵۳ . دام السرور . وى ، به برهان حلبى ، نوه ابن العجمى ، اجازه داده است . ۹ ۵۴ . زهره ، دختر عمر بن حسين ختنى . وى ، به ساره ، دختر تقى الدين سبكى ،
.
اجازه داد . (1)۵۵ . ست البنين ، دختر محمّد بن محمود . بعلية دمياطى ، به وى اجازه داد . (2)۵۶ . زينب ، دختر عبد اللّه بن ابراهيم صالحى بن فاطمه حنبلى . وى ، به شيخ ابن حجر اجازه داد . (3)۵۷ . زينب ، دختر اسماعيل بن احمد مقدسى . وى ، اجازه حديثى دريافت كرد . (4)۵۸ . ست الشام ، دختر رواحة بن على بن الحسين بن رواحة (م ۶۳۷ ق) . وى ، به ابن رافع سلامى اجازه داد . (5)۵۹ . فاطمه ، دختر اسماعيل بن محمّد بعلبكى (متولد پس از ۷۲۰ ق) . وى ، به ابوحامد بن ظهيره و ابن حجر ، اجازه داد . (6)۶۰ . مؤمنة ، دختر عبد اللّه بن يحيى فاسى . او ، به عبد اللّه بن عمر بن عز بن جماعة ، اجازه داد . (7)۶۱ . فاطمه ، دختر سليمان بن عبد الكريم بن عبد الرحمن انصارى (۶۲۰ ـ ۷۰۸ ق) . وى ، از بيش از صد نفر ، اجازه حديث دريافت كرد ؛ (8)چنان كه به تقى الدين محمّد بن رافع سلامى و محمّد بن محمّد بن عبد اللّه حنبلى و ديگران ، اجازه داد . (9)۶۲ . فاطمه ، دختر ابراهيم بن محمود بن جوهر بعلبكى (۶۲۵ ـ ۷۱۱ ق) . ابن رشيد سبْتى (م ۷۲۱ ق) ، مى نويسد : در سال ۶۸۴ق ، در مسجد النبى ، وى را ملاقات كردم و تمام مروياتش را با خط خود ، اجازه داد . ۱۰
.
همچنين به محمّد بن احمد بن عبد الرحمن منبجى ، محمّد بن رافع سلامى و فرزندان رشيد ، اجازه داده است . (1)۶۳ . هديه ، دختر على بن عسكر هرّاس بغدادى (۶۲۶ ـ ۷۱۲ ق) . وى ، به محمّد بن جابر وادى آشى (2)و ابن حجر ، اجازه داد . (3)۶۴ . ست الوزرا ، دختر عمر بن اسعد بن منّحا (۶۲۴ ـ ۷۱۶ ق) . وى ، به شش نفر از شاگردانش اجازه داده است . (4)۶۵ . فاطمه ، دختر محمّد بن احمد بن على قيسى قسطلانى (۶۴۰ ـ ۷۲۱ ق) . وى ، از چهار نفر ، اجازه حديث دارد ، (5)چنان كه به دو نفر ، اجازه حديث داده است . (6)۶۶ . زينب ، دختر احمد بن عمر بن ابى بكر مقدسى (۶۲۸ ـ ۷۲۲ ق) . وى ، به چهار نفر ، اجازه داده است . (7)۶۷ . وجيهيه ، دختر على بن يحيى بن على بن سلطان انصارى (۶۳۹ ـ ۷۳۲ ق) . وى ، از جمال الدين مصرى ، ابن رواج و يعقوب بن محمّد هذبانى ، اجازه حديث دارد ، (8)چنان كه برخى از كتب قراءت را از استادش ، عبد الكريم صعيدى ، به صورت اجاره ، روايت مى كند . (9)همچنين به سه نفر از شاگردانش ، اجازه داده است . (10)۶۸ . زينب ، دختر احمد بن عبد الرحيم بن عبد الواحد (۶۴۶ ـ ۷۴۰ ق) . وى ، از ۲۳ نفر از محدّثان ، اجازه حديث دارد ، (11)چنان كه به ۲۳ نفر نيز اجازه روايت داده است . (12)۶۹ . فاطمه ، دختر ابراهيم بن عبد اللّه بن ابى عمر مقدسى (۶۵۴ ـ ۷۴۷ ق) . وى ، را
.
پنج نفر از محدّثان ، اجازه حديث داده اند و او نيز به برخى از شاگردانش چون ابن سُكر ، اجازه حديث داده است . (1)۷۰ . زينب ، دختر اسماعيل بن ابراهيم بن سالم انصارى ، معروف به ابن خباز (۶۵۹ ـ ۷۴۹ ق) . وى ، محمّد بن احمد بن محمّد الطبرى را اجازه روايت داد . (2)۷۱ . ست العرب ، دختر محمّد بن على بن احمد مقدسى (م ۷۶۷ ق) . وى ، ناصر الدين عبد الرحيم بن محمّد بن عبد الرحيم را اجازه روايت داده است . (3)۷۲ . جويرية ، دختر احمد بن احمد بن حسين (۷۰۴ ـ ۷۸۳ ق) . وى ، به ۲۱ نفر از شاگردانش ، اجازه روايت داد . (4)۷۳ . فاطمه ، دختر احمد بن قاسم بن عبد الرحمن العمرى (۷۱۰ ـ ۷۸۳ ق) . وى ، به دو نفر از شاگردانش ، اجازه نقل حديث داده است . (5)۷۴ . امة الرحيم ، دختر يحيى بن عيسى السبى . وى را گروهى از محدّثان ، اجازه نقل حديث داده اند . (6)۷۵ . زين العرب ، دختر عبد الرحمن بن عمر . وى را گروهى از محدّثان ، اجازه روايت داده اند . (7)۷۶ . زينب ، دختر محمّد بن عبد الكريم وستانى (م ۷۲۷ ق) . گروهى از محدّثان ، به وى اجازه نقل روايت داده اند . (8)۷۷ . زينب ، دختر محمّد بن عمر قسطلانى . گروهى از محدّثان ، در بغداد به سال ۶۴۹ق ، به وى اجازه روايت داده اند . (9)
.
۷۸ . ست الاهل ، دختر عبد اللّه بن عبد الحق مخزومى (م ۷۴۱ ق) . عز فاروثى ، به وى اجازه روايت داده است . (1)۷۹ . ست العرب ، دختر سليمان بن حمزه مقدسى (م ۷۴۹ ق) . گروهى ، وى را اجازه روايت داده اند . (2)۸۰ . شريفه ، دختر احمد بن محمّد حسنى فاسى (م ۷۸۶ ق) . گروهى از عالمان مصر و شام ، به وى اجازه روايت داده اند . (3)۸۱ . علماء ، دختر عفيف احمد بن عبد الحق دلاصى (م ۷۷۵ ق) . عز فاروثى ، به وى اجازه روايت داد . (4)۸۲ . فاطمه ، دختر احمد بن ظهيره (م ۷۹۷ ق) . در سال ۷۵۶ ق ، گروهى از محدّثان ، به وى اجازه نقل روايت داده اند . (5)۸۳ . فاطمه ، دختر شريف محمّد بن محمّد فاسى (زنده در ۷۲۷ ق) . گروهى از علماى مصر و شام ، به وى اجازه روايت داده اند . (6)۸۴ . فاطمه ، دختر شريف محمّد بن محمّد فاسى ، خواهر فاطمه . وى ، تا حدود سال ۷۷۰ق ، زنده بود و گروهى از محدّثان ، به وى اجازه روايت داده اند . ۷ ۸۵ . امّ كلثوم ، دختر محمّد بن عبد اللّه بن فهد قرشى (م ۷۷۷ ق) . در سال ۷۲۱ق ، رضى طبرى ، حجار و گروهى ديگر ، به وى اجازه روايت دادند . ۸ ۸۶ . ست الركب ، دختر على بن محمّد بن محمّد بن حجر (م ۷۹۸ ق) ، خواهر ابن حجر عسقلانى . وى ، از عالمان مكّه ، دمشق ، بعلبك و مصر ، اجازه حديث دريافت كرد . ۹
.
سخاوى ، در كتاب الجواهر و الدرر ، شرح حال ابن حجر را نوشته و از ۳۳ زن نام مى بَرَد كه به ابن حجر ، اجازه روايت داده اند . در اين جا نام آنها را فهرست وار مى آوريم . ۸۷ . تنز ، دختر عز محمّد بن محمّد منجى (م ۸۰۳ ق) . (1)۸۸ . حلّه ، دختر حسن بن محمّد بن محمّد دمشقى . (2)۸۹ . خاتون ، دختر محمّد بن احمد بن محمّد دارانى . ابن حجر ، وى را در سال ۷۹۷ ق ، ملاقات كرد . (3)۹۰ . خديجه ، دختر ابوبكر بن يوسف خليلى (م ۸۰۱ ق) . (4)۹۱ . خديجه ، دختر محمّد بن ابى بكر بن محمّد قوام (م ۸۰۳ ق) . ۵ ۹۲ . خديجه ، دختر محمّد بن ابى الحسن بن ابى عبد اللّه يونينى . ۶ ۹۳ . رقيه ، دختر محمّد بن على ثعلبى (م ۷۴۰ ق) . ۷ ۹۴ . رقيه ، دختر يحيى بن عبد السلام (م ۸۱۵ ق) . ۸ ۹۵ . زينب ، دختر عبد اللّه بن عبد الحليم بن تيميه (۷۲۲ ـ ۷۹۹ ق) . ۹ ۹۶ . زينب ، دختر عثمان بن محمّد بن لؤلؤ دمشقى (م ۸۰۰ ق) . ۱۰ ۹۷ . زينب ، دختر محمّد بن عثمان معروف به ابن سكرى (م ۷۹۹ ق) . ۱۱ ۹۸ . ست القضاة ، دختر عبد الوهاب بن عمر بن كثير (۷۲۰ ـ ۸۰۱ ق) ، خواهر ابن كثير . ۱۲
.
۹۹ . شمس الملوك ، دختر محمّد بن عماد ايوبى (م ۸۰۳ ق) . (1)۱۰۰ . صفيه ، دختر اسماعيل بن محمّد بن محمّد كشك (م ۸۰۹ ق) . (2)۱۰۱ . صفيه ، دختر غازى بن على الكورى . (3)۱۰۲ . عايشه ، دختر عبد اللّه بن احمد بن محمّد (ت ۷۶۰ ق) . (4)۱۰۳ . عايشه ، دختر على بن محمّد بن عبد الغنى وانى (م ۸۱۵ ق) . ۵ ۱۰۴ . عايشه ، دختر على بن محمّد بن عبد اللّه عسقلانى . ۶ ۱۰۵ . عايشه ، دختر محمّد بن اسماعيل بن محمّدحريرى (م ۷۹۸ ق) . ۷ ۱۰۶ . عايشه ، دختر محمّد بن عيسى بن عبد اللّه بعلى (م ۸۲۹ ق) . ۸ ۱۰۷ . فاطمه ، دختر حافظ ابى محمود احمد بن محمّد بن ابراهيم مقدسى (۷۶۰ ـ ۸۱۵ ق) . ۹ ۱۰۸ . فاطمه ، دختر احمد بن محمّد بن احمد حسينى (۷۳۲ ـ ۸۱۳ ق) . ۱۰ ۱۰۹ . فاطمه ، دختر اسماعيل بن محمّد بن على بعلى (ت ۷۲۰ ق) . ۱۱ ۱۱۰ . فاطمه ، دختر خليل بن احمد بن محمّد عسقلانى (۷۵۰ ـ ۸۳۸ ق) . ۱۲ ۱۱۱ . فاطمه ، دختر سليمان بن ابى بكر مقدسى (زنده در ۸۱۵ ق) . ۱۳ ۱۱۲ . فاطمه ، دختر محمّد بن احمد بن سيف (م ۸۰۱ ق) . ۱۴ ۱۱۳ . فاطمه ، دختر محمّد بن احمد بن محمّد حنبلى (م ۸۰۳ ق) . ۱۵
.
۱۱۴ . فاطمه ، دختر ابومحمود . (1)۱۱۵ . قطلو ملك ،دختر محمّد بن ابراهيم ايوبى (م ۷۴۴ ق) . (2)۱۱۶ . قفجاق ، دختر عبد اللّه بن احمد بن على . (3)۱۱۷ . كلثوم ، دختر محمّد بن رافع سلامى (م ۸۰۵ ق) . (4)۱۱۸ . لطيفه ، دختر محمّد بن محمّد بن عثمان آماسى (۷۴۴ ـ ۸۲۵ ق) . (5)۱۱۹ . ملكه ، دختر شرف عبد اللّه بن عز ابراهيم (م حدود ۸۰۰ ق) . ۶ ۱۲۰ . هند ، دختر محمّد بن احمد بن عمر سكرى . ۷
قرن نهماز آن رو كه شمس الدين محمّد بن عبد الرحمن سخاوى ، كتاب الضوء اللامع را جهت معرفى شخصيت هاى قرن نهم نگاشت و جلد دوازدهم آن را به زنان اختصاص داد ، در معرفى اجازات زنان در اين قرن ، همين كتاب را مبنا قرار داديم . ۱ . آسيه ، دختر جار اللّه بن صالح (۷۹۶ ـ ۸۷۳ ق) . وى را گروهى از قبيل محمّد بن محمّد سخاوى ، سعد بن يوسف نووى ، محمّد بن ابى بكر بن سليمان بكر ، عايشه دختر عبد الهادى ، ابن صديق عراقى و هيثمى ، اجازه حديث داده اند و او نيز به سخاوى ، اجازه حديث داد . ۸ ۲ . آمنه ، دختر ابوالفضل احمد بن على بن محمّد بن حجر (۸۳۵ ـ ۸۳۶ ق) . وى ، در سن دو سالگى از دنيا رفت و گروهى از جمله حسين بوصيرى برايش اجازه حديث نگاشتند . ۹
.
۳ . آمنه ، دختر ابى بكر بن عبد اللّه بن ظهيره . در سال ۸۳۶ ق ، گروهى به وى اجازه روايت دادند . (1)۴ . آمنه ، دختر محمّد بن عبد اللّه بن محمّد رشيدى (م ۸۶۷ ق) . وى را گروهى چون ابو هريره ابن الذهبى ، ابوالخير بن العلايى ، اجازه روايت دادند و او نيز به سخاوى ، اجازه داد . (2)۵ . آمنه ، دختر موسى بن احمد بن ابى القاسم (م ح ۸۶۰ ق) . عبد اللّه بن ابى بكر دمامينى ، به وى اجازه روايت داد و او به سخاوى ، اجازه نقل حديث داده است . (3)۶ . انس ، دختر قاضى كريم الدين عبد الكريم بن عبد العزيز (۷۸۰ ـ ۸۶۰ ق) ، همسر ابن حجر عسقلانى . ابن حجر ، براى وى از برخى حافظان ، اجازه حديث گرفت ؛ مانند : ابوالخير ابن الحافظ العلايى و ابوهريرة عبد الرحمن بن حافظ الذهبى . (4)۷ . زين خاتون (۸۰۲ ـ ۸۳۳ ق) ، دختر ابن حجر عسقلانى . پدرش ، براى او از برخى محدّثان ، اجازه حديث گرفت . (5)۸ . آمنه ، دختر ناصر الدين ابوالفتح نصر اللّه بن احمد (ح ۷۷۰ ـ ۸۵۳ ق) . گروهى از جمله ابوبكر بن عمر بن سلار و احمد بن ابى بكر ، به وى اجازه روايت داده اند . (6)۹ . اسماء ، دختر احمد بن اسماعيل بن عمر بن كثير (م ح ۸۶۰ ق) . وى ، به سخاوى ، اجازه روايت داده است . ۷ ۱۰ . اسماء ، دختر ابوبكر بن حسين بن عمر (زنده در ۸۷۷ ق) . ابن هبل ، ابن اميله ،
.
صلاح بن عمر ، كامل بن حبيب و گروهى ديگر ، به وى اجازه روايت دادند . (1)۱۱ . اسماء ، دختر عبد اللّه بن محمّد (م ۸۶۷ ق) . در سال ۷۸۹ ق ، بيست و شش نفر ، به وى اجازه روايت دادند . (2)۱۲ . اسماء ، دختر اسماعيل بن على بن حسين قلقشندى (۷۷۹ ـ ۸۶۵ ق) . گروهى از قبيل غياث عاقولى و صدر مناوى ، به وى اجازه روايت دادند . (3)۱۳ . الف ، دختر عبد اللّه بن على بن محمّد (۸۰۲ ـ ۸۷۹ ق) . گروهى به وى اجازه روايت دادند . (4)۱۴ . اَمَةُ الخالق ، دختر زين عبد اللطيف بن صدقه (م ۸۱۲ ق) . عايشه دختر عبد الهادى ، به وى اجازه روايت داد و او نيز به سخاوى ، اجازه حديث داده است . (5)۱۵ . امة الخالق ، دختر محمّد بن يوسف خزرجى (م ۸۵۰ ق) . گروهى به وى ، اجازه روايت داده و او نيز به سخاوى ، اجازه حديث داد . ۶ ۱۶ . امة اللطيف ، دختر محمّد بن محمّد بن احمد مقدسى (م ۸۴۰ ق) . ابوالهول ، محب صامت ، ناصر الدين داوود و كمال بن نحاس و گروهى ديگر ، به وى اجازه روايت دادند . ۷ ۱۷ . امة اللّه ، دختر علاء على بن شهاب احمد كردى ؛ سخاوى ، گويد : او را در حدود سال ۸۶۰ ق ، در بعلبك ديدم و به من اجازه روايت داد . ۸ ۱۸ . امة الواحد ، دختر علاء على بن عمر بن على العطار . موفق آبى ، وى را در سال ۸۱۵ ق ، ملاقات كرد و به وى اجازه روايت داد . ۹
.
۱۹ . آى ملك ، دختر ابراهيم بن خليل بن عبد اللّه بن محمود (م ۸۱۵ ق) . ابن جوخى ، ابن سيرجى ، احمد بن عبد الكريم بعلى ، ابن حبل ، ابن قواليج ، صلاح بن ابى عمر ، زينب دختر قاسم و گروهى ديگر ، به وى اجازه روايت دادند . (1)۲۰ . بدور ، دختر عبد اللّه يا احمد مريسى (م ۸۵۰ ق) . عايشه دختر عبد الهادى ، مجد اللغوى ، زين المراغى و جمال بن ظهيره ، در سال ۷۸۸ ق ، به وى اجازه روايت دادند . (2)۲۱ . بركت ، دختر احمد بن عبد الرحيم بن حسين (۷۹۳ ـ ۸۴۱ ق) . ابوهريرة بن ذهبى ، ابوالخير بن علايى ، ابن ابى المجد و گروهى ديگر ، به وى اجازه روايت دادند . (3)۲۲ . بركت ، دختر سعد بن احمد (م حدود ۷۶۰ ق) . عايشه دختر عبد الهادى و گروهى ديگر ، به وى اجازه روايت دادند . او نيز به سخاوى ، اجازه حديث داده است . (4)۲۳ . بركت ، دختر احمد بن محمّد . عايشه دختر عبد الهادى و گروهى ديگر ، به وى اجازه روايت دادند و او نيز به سخاوى ، اجازه حديث داد . (5)۲۴ . تتر ، دختر عز محمّد بن احمد بن محمّد عثمان (۷۳۴ ـ ۸۰۳ ق) . وى ، به ابن حجر اجازه حديث داد . (6)۲۵ . جويريه ، دختر بدر محمّد بن احمد بن على بن حجر . وى ، نوه پسرى ابن حجر است و در سال ۸۳۰ ق ، گروهى به وى اجازه روايت دادند . (7)۲۶ . حبيبه ، ست الاهل ، دختر رضى محمّد بن محب طبرى . در سال ۸۱۴ ق ،
.
عايشه دختر عبد الهادى ، زين مراغى ، عبد القادر ارموى و گروهى ديگر ، به وى اجازه روايت دادند . (1)۲۷ . حسنه ، دختر ابوالايمن محمّد بن شهاب (م ۸۰۸ ق) . در سال ۷۷۰ ق ، صلاح بن ابى عمر ، ابن النجم ، ابن اميله و گروهى ديگر ، به وى اجازه روايت دادند . (2)۲۸ . حكيمه ، دختر محمود بن محمّد (ت ۶۹۸ ق) . وى ، در سال ۸۱۸ ق ، زنده بود . طاووسى ، با اجازه عام از حجار ، علاء الدوله سمنانى و مِزّى ، نزد وى قرائت حديث كرد . (3)۲۹ . حلّه ، دختر حسن بن محمّد بن محمّد . وى ، در سال ۸۰۷ ق ، به ابن حجر ، اجازه روايت داد . (4)۳۰ . حليمه ، دختر ابوعلى مزملاتى . گروهى ، به وى اجازه روايت دادند . (5)۳۱ . حليمه ، دختر محمّد بن محمّد بن على الجعيرى الخليلى . قبايى ، تدمرى و ابن حجر ، به وى اجازه روايت دادند . (6)۳۲ . حنيفه ، دختر عبد الرحمن بن احمد القمنى . گروهى ، به وى اجازه روايت داده و گروهى نيز از او اجازه حديث دريافت كردند . ۷ ۳۳ . حنيفه ، دختر زين عبد الرحمن بن محمّدعلى العريانى (م ح ۸۶۰ ق) . وى ، به سخاوى ، اجازه روايت داد . ۸ ۳۴ . خاتون عايشه ، دختر عبد الرحمن بن على . در سال ۸۰۵ ق ، ابن صديق ، عراقى ، هيثمى و گروهى ديگر ، به وى اجازه روايت دادند . ۹
.
۳۵ . خاتون ، دختر محمّد بن احمد بن محمّد . وى ، به ابن حجر در سال ۷۹۷ ق ، اجازه روايت داد . (1)۳۶ . خديجه ، دختر ابراهيم بن اسحاق (قبل از ۷۲۰ ـ ۸۰۳ ق) . وى را ابونصر بن شيرازى ، اسحاق آمدى ، الوانى ، دبوسى ، ابن سيد ، قطب حلبى ، عبد اللّه بن على صنهاجى و گروهى از علماى شام و مصر ، اجازه روايت دادند . (2)۳۷ . خديجه ، دختر احمد بن سليمان بن برهان (حدود ۸۰۰ ـ ۸۸۸ ق) . وى ، از احمد بن جبرئيل ، عبد الرحمن بن خطيبى و يوسف الازرقى ، اجازه روايت دارد. (3)۳۸ . خديجه ، دختر شهاب بن احمد بن على بن خلف (م ۸۸۹ ق) . وى را گروهى ، در شعبان سال ۸۰۰ ق ، اجازه روايت داده اند و او نيز به سخاوى اجازه حديث داده است . (4)۳۹ . خديجه ، معروف به مرفقيه ، دختر شهاب احمد بن نجم محمّد بن جهان محمّد (۷۴۰ ـ ۸۱۴ ق) . وى را گروهى ، اجازه روايت داده اند . ۵ ۴۰ . خديجه ، دختر ابوبكر بن عبد اللّه بن ظهيره . وى را پدرش ، اجازه روايت داد و در سال ۸۰۵ ق ، ابن صديق ، زين المراغى ، عراقى ، هيثمى ، فرسيسى ، عايشه دختر عبد الهادى و گروهى ديگر ، اجازه روايت دادند . ۶ ۴۱ . خديجه ، دختر ابوبكر بن محمّد قلقشندى مقدسى (۸۳۳ ـ ۸۹۲ ق) . وى را قبايى ، تدمرى ، واسطى ، حسين بوصيرى ، فاطمه كنانى ، عايشه حنبلى ، عايشه دختر شرايحى ، ابوذر زركشى ، برهان حلبى ، ابن بردس ، ابن طحان ، ابن ناظر ، محمّد بن ابراهيم مرشدى ، زينب دختر يافعى و گروهى ديگر ، اجازه روايت دادند . ۷ ۴۲ . خديجه ، دختر عماد ابوبكر بن يونس بن عبد القادر (م ۸۰۱ ق) . وى ، به ابن
.
حجر ، اجازه روايت داد . ۴۳ . خديجه ، معروف به سعيده دختر عبد الرحمن بن على (۷۹۷ ـ ۸۷۶ ق) . وى را عايشه دختر عبد الهادى ، بدر بهنسى ، كمال دميرى و گروهى ديگر ، اجازه روايت دادند ، چنان كه وى سخاوى را اجازه نقل حديث داد . (1)۴۴ . خديجه ، معروف به سعاده ، دختر وجيه عبد الرحمن ابن ابى الخير (۷۸۷ ـ ۸۶۰ق) . وى را گروهى ، اجازه روايت دادند . (2)۴۵ . خديجه ، دختر موفق عبد الكريم بن محمّد (م ۸۹۶ ق) . وى ، به سخاوى اجازه روايت داد . (3)۴۶ . خديجه ، دختر فرج زيلعى (ولادت ۸۰۵ ق) . وى ، به عايشه دختر عبد الهادى ، اجازه روايت داد و او نيز به سخاوى ، اجازه حديث داده است . ۴ ۴۷ . خديجه ، معروف به توفيق دختر زين محمّد بن زين احمد . وى را در سال هاى ۷۶۹ ق ، به بعد ، گروهى اجازه روايت داده اند . ۵ ۴۸ . خديجه ، دختر نور محمّد بن ابى بكر (م ۸۰۳ ق) . وى ، به ابن حجر ، اجازه روايت داد . ۶ ۴۹ . خديجه ، دختر ابوعبد اللّه محمّد بن حسين بن زين محمّد (م ۸۴۶ ق) . وى ، را در سال هاى ۷۸۸ ق ، به بعد ، نشاورى ، عزيز الدين مليحى ، صردى ، ابن حاتم ، ابن الشيخة ، اميوطى و دختر عبد الهادى ، اجازه روايت دادند ، چنان كه وى ، به ابن فهد و ديگران ، اجازه حديث داد . ۷ ۵۰ . خديجه ، دختر محمّد سمنطح بن عبد الكريم . وى را گروهى در سال ۸۰۵ ق ،
.
اجازه روايت داده اند . (1)۵۱ . خديجه ، دختر محمّد بن عبد اللّه بلكام (۸۹۷ ق) . وى را گروهى ، اجازه روايت داده اند . (2)۵۲ . خديجه ، دختر شمس محمّد بن على بن محمّد (م ۸۶۹ ق) . وى را تقى بن حاتم ، اجازه روايت داد ، چنان كه وى به سخاوى ، اجازه حديث داده است . (3)۵۳ . خديجه يا علا ، دختر محب محمّد بن رضى محمّد (م ۸۴۹ ق) . وى را شرف مراغى ، زين اميوطى ، ابوجعفر بن عجمى و گروهى ديگر ، اجازه روايت دادند . (4)۵۴ . رجب ، دختر شهاب احمد بن محمّد (م ۸۶۹ ق) . وى ، به سخاوى ، اجازه روايت داد . ۵ ۵۵ . رقيه ، دختر شيخ عبد القوى (م ۸۷۴ ق) . وى ، به سخاوى ، اجازه روايت داد و نيز از سال ۸۰۵ ق ، به بعد ابن صديق ، زين مراغى ، عراقى و هيثمى ، به وى ، اجازه روايت دادند . ۶ ۵۶ . رقيه ، دختر على بن محمّد بن موسى (م ۸۸۰ ق) . وى را در سال ۸۱۱ ق ، برهان انباسى ، عراقى ، هيثمى ، بلقينى ، ابن الملقى ، صدر مناوى ، نمارى ، مجد اسماعيل حنفى و ديگران ، اجازه روايت داده اند . چنان كه وى ، به سخاوى ، اجازه حديث داد . ۷ ۵۷ . رقيه ، دختر شرف محمّد بن مسند (۷۴۱ ـ ۸۳۲ ق) . وى را گروهى از مشايخ عصر ، اجازه روايت داده اند و برخى نيز عقيده دارند كه از ابن المصوى هم ، اجازه دريافت نمود . ۸
.
۵۸ . رقيه ، دختر شمس محمّد بن محمّد ابى الخير (م ۸۵۸ ق) . گروهى به وى ، اجازه روايت دادند . ۵۹ . رقيه ، دختر يحيى بن عبد السلام (۷۲۶ ـ ۸۱۵ ق) . وى را يوسف الختنى ، على بن اسماعيل ابن المصرى ، ابن شاهد ، زينب بنت الكمال ، بند نيجى ، مزى ، ذهبى ، برزالى ، ابن سيد ، قطب حلبى و گروهى ديگر ، اجازه روايت داده اند ، چنان كه سخاوى نيز از وى اجازه روايت دارد . (1)۶۰ . زينب ، دختر ابراهيم بن احمد (م ۸۴۱ ق) . در سال هاى ۷۸۸ ق و پس از آن ، نشاورى ، ابن حاتم ، ابوهريره بن ذهبى ، مليجى ، مطرز ، آمدى ، صروى ، تنوخى و زفنارى ، به وى اجازه روايت داده اند . (2)۶۱ . زينب ، دختر احمد بن محمّد بن موسى (۷۹۹ ـ ۸۸۶ ق) . از سال ۸۰۵ ق به بعد ، عراقى ، هيثمى ، مراغى ، فرسيسى ، شهاب جواهرى ، ابوالطيب سمولى ، عايشه دختر عبد الهادى و شريف بن كويك ، به وى اجازه روايت داده اند . (3)۶۲ . زينب ، دختر عبد الرحيم (۷۹۱ ـ ۸۶۵ ق) . در سال هاى ۷۹۵ ق . به بعد ، گروهى از جمله شهاب احمد ، ابوالخير بن علاء ، احمد بن محمّد بن راشد ، ابوبكر بن محمّد بن عبد الرحمن مزى ، ابوهريرة بن ذهبى و تاج بن موسى السكندرى ، به وى اجازه روايت داده اند . (4)۶۳ . زينب ، دختر عبد اللّه بن احمد بن على (۷۸۰ ـ ۸۵۶ ق) . سخاوى، مى نويسد: بعيد نمى دانم از قدما ، اجازه روايت داشته باشد . (5)۶۴ . زينب ، دختر عبد اللّه بن زين احمد (م ۸۳۸ ق) . وى را ابن هبل و صلاح بن ابى عمر ابن اميله ، اجازه روايت دادند و وى ، به ابن فهد و ديگران ، اجازه حديث داده
.
است . (1)۶۵ . زينب ، دختر عبد العزيز بن عبد العلى (م ۸۴۵) . در سال ۸۳۶ ق به بعد ، گروهى به وى ، اجازه روايت داده اند . (2)۶۶ . زينب ، دختر عبد اللّه بن اسعد بن على (۷۶۸ ـ ۸۴۶ ق) . وى را ابن اميله ، صلاح بن ابى عمر ، ابن السوقى ، ابن النجم ، ابن الهبل ، ابن قاضى زيدانى ، اذرعى ، اسنوى ، ابوالبقاء سبكى ، ابن القارى ، تقى البغدادى و نشاورى ، اجازه روايت داده اند . (3)۶۷ . زينب ، دختر عبد اللّه بن خليل . وى ، در سال ۸۶۵ ق ، به سخاوى ، اجازه روايت داده و در سال ۸۷۳ ق ، به برخى ديگر اجازه داده است . (4)۶۸ . زينب ، دختر عبد الهادى . در سال ۸۲۶ ، قبابى ، شمس شامى ، تاج بن بردس و علاء ، به وى اجازه روايت دادند . ۵ ۶۹ . زينب ، دختر على بن احمد بن عبد العزيز (۷۷۵ ـ ۸۲۷ ق) . وى را محب صامت ، محمّد بن احمد بن عبد الرحمن ، ابوالهول جزرى و گروهى ديگر ، اجازه روايت دادند . ۶ ۷۰ . زينب ، دختر ابوالبركات محمّد بن احمد بن ابى الخير (م ۸۴۵ ق) . در سال ۸۵۴ ق ، ابن اميوطى ، ابوجعفر بن عجمى و گروهى ديگر ، به وى اجازه روايت دادند . ۷ ۷۱ . زينب ، دختر ابواليمن محمّد بن ابى بكر (م ۸۵۹ ق) . در سال ۷۹۳ ق به بعد ، گروهى چون تنوخى ، ابن شيخه ، صردى ، شهاب بن منقر ، بلقينى ، ابن المقن ، عراقى
.
و هيثمى ، اجازه روايت دادند . (1)۷۲ . زينب ، دختر ابوالسعود . در سال ۸۰۵ ق ، گروهى به وى ، اجازه روايت دادند . (2)۷۳ . زينب ، دختر ابوالفضل محمّد بن عبد الرحمن . گروهى وى را در سال ۸۳۷ ق ، اجازه روايت داده اند . (3)۷۴ . زينب ، دختر رضى ابوالسعادات (۷۹۴ ـ ۸۶۲ ق) . وى را تنوخى ، بلقينى ، ابن الملقن عراق ، هيثمى و گروهى ديگر ، اجازه روايت داده اند . (4)۷۵ . زينب ، دختر قاضى ناصر الدين محمّد (م ۸۸۸ ق) . ابن طحان ، ابن بروس و ابن ناظر ، به وى اجازه روايت داده اند . ۵ ۷۶ . زينب ، دختر ابواليمين محمّد بن محمّد (۸۳۴ ـ ۸۵۲ ق) گروهى به وى ، اجازه روايت داده اند . ۶ ۷۷ . زينب ، دختر تاج محمّد بن يوسف . وى ، داراى اجازه حديث بود . ۷ ۷۸ . زينب ، دختر امين يحيى بن محمّد (م ۸۸۷ ق) . به وى در سال ۸۳۷ ق ، اجازه روايت داده اند . ۸ ۷۹ . زينب ، دختر يوسف بن ابراهيم (م ۸۴۹ ق) . وى ، زير آوار از دنيا رفت و او را شهيد لقب داده اند . ابوهريره بن ذهبى ، ابن قوام ، ابن ابى المجد و گروهى ديگر ، به وى اجازه روايت داده اند . ۹ ۸۰ . ساره ، دختر صدر احمد بن بدر . ابن زعيوب ، در سال ۷۹۵ ق ، به وى اجازه
.
روايت داد و او به سخاوى ، اجازه حديث داده است . (1)۸۱ . ساره ، دختر تقى على بن عبد الكافى (م ۷۳۴ ق) . مزى ، بزرالى ، ذهبى ، ابن نباته عبد القادر بن قريشه ، عبد الرحيم بن ابى السير و گروهى ديگر ، به وى اجازه روايت داده اند . (2)۸۲ . ساره ، دختر عمر بن عبد العزيز بن محمّد ، معروف به ابنة ابن جماعة (ح ۷۶۰ ـ ۸۵۵ ق) . وى را صلاح بن ابى عمرو ، ابن اميله ، ابن السومى ، احمد بن عبد الكريم ، ابن النجم ، ابن القارى و محمّد بن حسن بن قاضى ، اجازه روايت داده اند . سخاوى ، گويد : بعيد نيست از جدش ، جماعه نيز اجازه روايت داشته اند . (3)۸۳ . ساره ، دختر شرف محمّد بن على بن محمّد (م ۷۶۲ ق) . سخاوى ، گويد : وى ، به من اجازه شفاهى داد و او از سرآمدان زمانه اش در ديندارى ، خردمندى ، اصالت و ريشه دارى بود . (4)۸۴ . ست الاهل ، دختر عبد اللّه بن احمد بن حسن . گروهى به وى ، در سال ۸۱۴ ق ، اجازه روايت داده اند . (5)۸۵ . ست الاهل ، دختر عبد الكريم بن احمد بن عطيه (م ۸۴۹ ق) . وى را در سال هاى ۷۸۸ ق به بعد ، نشاورى ، صردى ، ابن حاتم ، عراقى ، هيثمى و ديگران ، اجازه روايت داده اند . ۶ ۸۶ . ست الجميع ، دختر عطيه بن محمّد (۸۳۱ ـ ۸۷۱ ق) . وى را قبايى ، تدمرى ، زين الزركشى ، واسطى ، ابن ناظر ، ابن طحان ، علاء بن بردس ، برهان الحلبى و ديگران ، اجازه روايت داده اند . ۷
.
۸۷ . ست التقى ، دختر عبد الحىّ القيوم . وى را جماعة در سال ۸۳۶ ق ، اجازه روايت داد . (1)۸۸ . ست الجميع ، دختر على بن ابى البركات (م ۸۳۵ ق) . وى و خواهرش زينب را گروهى ، اجازه روايت داده اند . (2)۸۹ . ست الجميع ، دختر ابى اليمين محمّد بن محمّد (م ۸۳۸ ق) . وى را جماعة ، اجازه روايت داد . (3)۹۰ . ست العمائم ، دختر عبد اللّه بن ابى بكر . وى را در سال ۸۳۶ ق ، جماعتى اجازه روايت داده اند . (4)۹۱ . ست قريش ، دختر على بن محمّد بن احمد . وى را جماعتى در سال ۸۳۶ ق ، اجازه روايت داده اند . (5)۹۲ . ست قريش ، دختر ابواليمن محمّد بن محمّد طويل (م ۸۵۸ ق) . وى را جماعتى در سال ۸۳۶ ق ، اجازه روايت داده اند . ۶ ۹۳ . ست قريش ، دختر نجم محمّد بن ابى البركات (م ۸۵۴ ق) . وى را جماعتى در سال ۸۴۶ ق ، اجازه روايت داده اند . ۷ ۹۴ . ست القضاة ، دختر ابوبكر بن عبد الرحمن (۷۹۷ ـ ۸۶۴ ق) . وى را ابوهريرة بن ذهبى ابوالخير بن علايى ، عبد اللّه بن حرستانى ، فاطمه دختر ابن المنجا ، فاطمه دختر عبد الهادى و گروهى ديگر ، اجازه روايت داده اند . ۸ ۹۵ . ست القضاة ، دختر عبد الوهاب بن عمر (ح ۷۲۰ ـ ۸۰۱ ق) . وى را قسم بن عساكر ، حجار ، الوافى ، مزى ، شرف بن حافظ و ديگران ، اجازه روايت داده اند . ۹
.
۹۶ . ست الكل ، دختر رضى محمّد بن محب (م ۸۶۷ ق) . وى را ابن صديق ، مراغى ، عراقى ، هيثمى ، عايشه دختر عبد الهادى و ديگران ، اجازه روايت داده اند . (1)۹۷ . ست الكل ، دختر احمد بن امام الدين محمّد (م ۸۰۳ ق) . وى را در سال ۷۳۰ ق ، گروهى چون يحيى بن مصرى ، زينب ابنة الكمال ، مزى ، برزالى ، ابن قمام و ابن غال ، اجازه روايت داده اند . (2)۹۸ . ستيته ، دختر زين ابن عبد اللّه محمّد بن محمّد (م ۸۷۹ ق) . وى ، به سخاوى ، اجازه روايت داد . (3)۹۹ . ستيت ، دختر عبد اللّه بن على بن عبد اللّه (م ۸۵۹ ق) . وى را ابن صديق ، مراغى ، عراقى ، هيثمى ، فرسيس ، ابوطيب سمولى ، ابوالعباس جوهرى ، احمد بن محمّد ماكسينى و ديگران ، اجازه روايت داده اند و او نيز به سخاوى ، اجازه روايت داده است . (4)۱۰۰ . ستيت ، دختر عبد اللّه بن ابى سرور محمّد بن عبد الرحمن فاسى (۸۴۰ ـ ۸۸۰ ق) . جماعتى از جمله زينب دختر يافعى ، به او اجازه روايت داده اند . (5)۱۰۱ . ستيت ، دختر عبد الهادى بن ابى يمين . جماعتى به او اجازه روايت داده اند . (6)۱۰۲ . ستيت ، دختر ابى عبد اللّه محمّد بن على بن احمد . جماعتى به او اجازه روايت داده اند . ۷ ۱۰۳ . ستيت ، دختر ابى حامد محمّد بن ابى خير (۸۴۳ ـ ۸۶۸ ق) . او را زين زركشى ، ابن فرات ، ابن ناظر ، ابن بروس ، ابوجعفر بن عجمى و ديگران ، اجازه روايت داده اند . ۸
.
۱۰۴ . سعاده ، دختر عبد اللطيف بن محمّد بن احمد (م ۸۸۲ ق) . وى را تمامى مشايخ ستيت دختر عبد اللّه بن سرور فاسى ، اجازه روايت داده اند . (1)۱۰۵ . سعاده ، دختر ابن سرور فاسى (۸۲۰ ـ ۸۷۶ ق) . جماعتى به وى ، اجازه روايت داده اند . (2)۱۰۶ . سعيده ، دختر زين محمّد بن احمد بن محمّد (م ۸۲۶ ق) . كمال بن حبيب ، به او اجازه روايت داده است . (3)۱۰۷ . سمراء ، دختر عبد الرحمن بن ابى بكر (م۸۳۲ ق) . جماعتى به وى در سال ۸۲۶ ق ، اجازه روايت داده اند . (4)۱۰۸ . شريفه ، دختر سراج عبد اللطيف بن ابى الفتح (۸۱۰ ـ ۸۸۲ ق) . عايشه دختر ابن عبد الهادى و ابن كويك ، به وى اجازه روايت داده اند . (5)۱۰۹ . شمس الملوك ، دختر ناصر الدين محمّد بن عباد (۷۳۰ ـ ۸۰۳ ق) . او به ابن حجر ، اجازه روايت داده است . (6)۱۱۰ . صالحه ، دختر بهاء احمد بن تقى بن على بن عبد الكافى سبكى . ابن اميله و گروهى از اصحاب ابوالفضل بن عساكر ، به وى اجازه روايت داده و او نيز به پسر ابن حجر ، اجازه روايت داده است . (7)۱۱۱ . صفيه ، دختر عماد اسماعيل بن محمّد بن محمّد (م ۸۰۱) . وى را حجار و ايوب كحال ، اجازه روايت داده اند و او نيز به ابن حجر ، اجازه روايت داده است . (8)۱۱۲ . صفيه ، دختر محمّد بن محمّد بن عمر (م ۸۴۵ ق) . ابوهريره بن ذهبى ، تنوخى ، ابن ابى المجد و جماعتى ديگر ، به وى اجازه روايت داده اند . ۹
.
۱۱۳ . صفيه ، دختر ياقوت حبشى (۸۰۴ ـ ۸۷۲ ق) . وى را ابن صديق ، زين مراغى ، عايشه دختر ابن عبد الهادى ، عراقى ، هيثمى و ديگران ، اجازه روايت داده اند و او نيز به سخاوى ، اجازه روايت عطا نموده است . (1)۱۱۴ . عايشه ، دختر صارم ابراهيم بن خليل (حدود ۷۶۰ ـ ۸۴۲ ق) . خلاطى ، ابن جوفى ، محمّد بن موسى بن سيرجى ، ابن سوقى ، ابن نجم ، زغلش ، ابن هبل ، عمر بن ابراهيم نقبى ، زينب دختر دماميسى ، دختر نباته ، ابن قواليح و ديگران ، به وى اجازه روايت داده اند . (2)۱۱۵ . عايشه ، دختر ابراهيم بن عبد اللّه ، مادر عبد اللّه حمامى دمشقى (۷۷۰ ـ حدود ۸۵۰ ق) . ابن اميله ، صلاح بن ابن عمر ، ابن هبل ، محب صامت و ديگران ، به وى اجازه روايت داده اند . (3)۱۱۶ . عايشه ، دختر ابى بكر بن حسين بن عمر ، جماعتى چون صلاح بن ابى عمر ، ابن اميله ، ابن هبل ، بهاء بن خليل و حواوى ، به او اجازه روايت داده اند . (4)۱۱۷ . عايشه ، دختر ابى بكر بن عمر بن عرفات (۷۹۴ ـ ۸۸۰ ق) . ابوهريرة ذهبى ، ابن قوام ، تاج بن موسى ، احمد بن محمّد بن خراط و ديگران ، به وى اجازه روايت داده اند . (5)۱۱۸ . عايشه ، دختر تاج عبد اللّه بن شهاب احمد بن محمّد (۷۶۰ ـ ۸۲۴ ق) . وى را در سال ۷۶۷ ق ، اميدون بن عبد الكريم بعلى ، ابن يوسف خلاطى ، ابن نجم ، حسن بن هبل ، بهاء بن خليل ، موفق حنبلى ، محمود منبجى ، حراوى و گروهى ديگر ، اجازه روايت داده اند . ۶ ۱۱۹ . عايشه ، دختر عبد الوهاب بن عبد اللّه بن اسعد (۷۸۹ ـ ۸۶۶ ق) . وى پس از آن
.
كه از تنوخى ، ابن ذهبى ، ابن علايى و ديگران ، اجازه روايت دريافت نمود ، به سخاوى ، اجازه روايت عطا كرد . (1)۱۲۰ . عايشه ، دختر على بن محمّد بن عبد الغنى . او ، به محمّد بن هارون حضرمى و خواهرانش و نيز سخاوى و جمعى ديگر ، اجازه روايت داده است . (2)۱۲۱ . عايشه ، دختر على بن محمّد بن عبد اللّه (۷۶۱ ـ ۸۴۰ ق) . ابن قاضى جيلى ، خلاطى و گروهى از علماى اهل شام و مصر ، به وى اجازه روايت داده اند . (3)۱۲۲ . عايشه ، دختر محمّد بن ابراهيم بن احمد (۷۹۸ ـ ۸۴۶ ق) . او ، در همان سالى كه به دنيا آمد ، از سوى شمس بسكرى و سپس نور على بن حسن خزرجى ، به دريافت اجازه روايت نايل گرديد . (4)۱۲۳ . عايشه ، دختر محمّد بن عبد الهادى بن عبد الحميد (۷۲۳ ـ ۸۱۶ ق) . ابن زراد ، اسماعيل بن عمر بن حموى ، ست الفقها دختر واسطى ، يحيى بن فضل اللّه ، برهان جعبرى ، برهان بن فركاح ، ابوالحسن بندنيجى ، عبد اللّه بن محمّد بن يوسف ، شرف بن بارزى ، ابراهيم بن صالح بن عجمى و ديگران ، به وى اجازه روايت داده اند و جمع زيادى نيز از او اجازه روايت ، دريافت داشته اند . (5)۱۲۴ . عايشه ، دختر محمّد بن عيسى بن عبد اللّه (م ۸۲۹ ق) . وى از ابن قيم ، قلانسى ، مظفر و گروهى ديگر ، اجازه روايت دريافت نمود . (6)۱۲۵ . عزيزه ، دختر شاهين كركى . گروهى از مشايخ اجازه ، به وى در سال ۸۳۰ ق ، اجازه روايت داده اند . ۷ ۱۲۶ . عصمت ، دختر محمّد بن رشيد الدين (۷۱۱ ـ ۸۳۵ ق) . او ، در سال ۸۳۳ ق ،
.
اجازه روايت از سوى طاووسى دريافت نمود . (1)۱۲۷ . علماء ، دختر شهاب بن ابى العباس (م ۸۱۶ ق) . وى ، در سال ۷۵۵ ق و پس از آن ، از علايى ، عز بن جماعة ، قلانسى ، ناصر الدين فاروقى ، خلاطى ، معين بن رصاص و محمّد بن على القطروانى ، اجازه روايت دريافت نمود . (2)۱۲۸ . علماء ، دختر محب احمد بن محمّد بن عبد اللّه (۸۱۸ ـ ۸۸۲ ق) . وى را ابن طولوبغا ، تاج بن بردس ، شمس عسقلانى و جماعتى ديگر ، اجازه روايت داده اند . (3)۱۲۹ . علماء ، دختر ابى يمن محمّد بن احمد (۷۷۴ ـ ۸۲۶ ق) . نشاورى ، ابن حاتم ، و ديگران ، به وى اجازه روايت داده اند . (4)۱۳۰ . علماء ، دختر محب محمّد بن رضى محمّد بن محب (م ۸۵۳ ق) . گروهى به وى ، اجازه روايت داده اند . (5)۱۳۱ . عضون ، دختر نور ابى حسن على بن احمد بن عبد العزيز (۷۹۴ ـ ۸۵۵ ق) . تنوخى ، ابن شيخه ، بلقين ، عراقى ، هيثمى ، ابن ملقن ، مريم اذرعيه و برخى ديگر ، به او اجازه روايت داده و او نيز به سخاوى ، اجازه داده است . (6)۱۳۲ . فاطمه ، دختر ابراهيم بن احمد بن عبد اللطيف (۷۷۰ ـ ۸۵۱ ق) . ابوهريره ذهبى ، ابن علايى و گروهى ديگر ، وى را در سال ۷۹۸ ق ، اجازه روايت داده اند . (7)۱۳۳ . فاطمه ، دختر احمد بن عبد اللّه (م ۷۷۴ ق) . حراوى ، به وى اجازه روايت داده است . ۸ ۱۳۴ . فاطمه ، دختر ابى الفضل احمد بن على (۸۱۷ ـ ۸۱۹ ق) . گروهى به او اجازه روايت داده اند . ۹
.
۱۳۵ . فاطمه ، دختر شهاب ابى محمود بن احمد بن محمّد (م ۷۶۰ ق) . ابن خباز ، به او اجازه روايت داده است . (1)۱۳۶ . فاطمه (حليمه) ، دختر احمد بن محمّد بن اسماعيل بن ابراهيم (م ۸۳۷ ق) . ابن صديق و گروهى ديگر ، به وى اجازه روايت داده اند . (2)۱۳۷ . فاطمه ، دختر احمد بن ابى الخير . او در سال ۸۱۴ ق ، از گروهى اجازه روايت دريافت نمود . (3)۱۳۸ . فاطمه ، دختر احمد بن محمّد بن على (ت ۷۳۲ ق) . مزى ، به او اجازه روايت داده است و او نيز به ابن حجر ، اجازه روايت داده است . (4)۱۳۹ . فاطمه ، دختر ابى بكر بن عمر بن عرفات (۷۹۰ ـ ۸۶۷ ق) . تمامى كسانى كه به خواهر او (عايشه) ، اجازه روايت داده اند ، به وى نيز اجازه داده اند . (5)۱۴۰ . فاطمه ، دختر عبد الرحمن بن ابى بكر (م ۸۶۲ ق) . گروهى از مشايخ ، در سال ۸۳۶ ق ، به وى اجازه روايت داده اند . (6)۱۴۱ . فاطمه ، دختر عبد الكريم بن على بن عبد الكريم . در سال ۸۰۶ ق ، جماعتى چون عايشه دختر ابن عبد الهادى ، زين مراغى و عبد القادر ارموى ، به او اجازه روايت داده اند . ۷ ۱۴۲ . فاطمه ، دختر عبد الواحد بن زين محمّد بن احمد (م ۸۸۱ ق) . گروهى در سال ۸۳۶ ق ، به وى اجازه روايت داده اند . ۸ ۱۴۳ . فاطمه ، دختر عبد الوهاب بن عفيف (۷۸۶ ـ ۸۲۷ ق) . ابن صلاح علايى ، ابن ذهبى ، ابن ابى المجد و ديگران ، به وى اجازه روايت داده اند . ۹
.
۱۴۴ . فاطمه ، دختر على بن منصور (۷۷۰ ـ ۸۵۸ ق) . عايشه دختر ابن عبد الهادى و ديگران ، به وى اجازه روايت داده و او نيز به سخاوى ، اجازه داده است . (1)۱۴۵ . فاطمه ، دختر عمر بن عبد العزيز بن على (م ۸۶۲ ق) . گروهى در سال ۸۳۶ ق ، به وى اجازه روايت داده اند . (2)۱۴۶ . فاطمه ، دختر عمر بن محمّد بن على جعبرى (م ۸۲۵ ق) . تدمرى ، قبالى و ابن حجر ، به وى اجازه روايت داده اند . (3)۱۴۷ . فاطمه (مباركه) ، دختر ابى يمن محمّد بن شهاب (م ۸۳۶ ق) . ابن نجم ، ابن هبل ، محب صامت و ديگران ، به او اجازه روايت داده اند . (4)۱۴۸ . فاطمه ، دختر محمّد بن احمد بن حسن عسقلانى (۷۹۹ ـ ۸۳۲ ق) . عمر بالنى ، ابن قوام ، عبد اللّه بن خليل حرستانى ، فاطمه دختر ابن منجا ، فاطمه دختر ابن عبد الهادى ، زين مراغى و ديگران ، به وى اجازه روايت داده اند . ۵ ۱۴۹ . فاطمه ، دختر محمّد بن احمد بن سيف (م حدودا ۷۲۰ ق) . حجار و زينب ، دختر كمال و طايفه اى از مشايخ ، به وى اجازه روايت داده اند . ۶ ۱۵۰ . فاطمه ، دختر محمّد بن احمد تنوخى دمشقى (۷۱۲ ـ ۸۰۳ ق) . سليمان و ابوبكر دشتى ، مطعم ، ابن عساكر ، ابن شيرازى ، ابوبكر بن احمد بن عبد الدائم ، اسماعيل بن يوسف بن مكتوم و ست الوزراء دختر عمر بن منجا ، به او اجازه روايت داده اند و او نيز به ابن حجر ، اجازه روايت داده است . ۷ ۱۵۱ . فاطمه ، دختر محمّد بن حسن بن سعد (۷۸۸ ـ ۸۴۰ ق) . وى را ابوهريرة بن ذهبى ، ابن عرفة و عمر بن ايدغمش ، اجازه روايت داده اند و نجم بن فهد نيز از سوى
.
او به دريافت اجازه روايت نايل آمده است . (1)۱۵۲ . فاطمه ، دختر محمّد بن عبد الهادى (۷۱۹ ـ ۸۰۳ ق) . عالمانى از دمشق ، مصر ، حلب ، حماة ، حمص و ديگران همچون ابونصر بن شيرازى ، ابومحمّد بن عساكر ، يحيى بن محمّد بن سعد ، حسن بن عمر كردى ، عبد الرحيم منشاوى ، ابراهيم بن صلح بن عجمى ، شرف بن بارزى ، احمد بن ادريس بن مزيز ، على بن عبد اللّه بن يوسف بن مكتوم ، به او اجازه روايت داده اند . (2)۱۵۳ . فاطمه ، دختر ابى الخير محمّد بن ابى سعود (۷۹۴ ـ ۸۲۳ ق) . تنوخى ، ابن شيخة ، ابن ملقن ، عراقى ، هيثمى و ديگران ، به وى اجازه روايت داده اند . (3)۱۵۴ . فاطمه ، دختر ابى حامد محمّد بن ابى الخير محمّد بن ابى سعود (ت ۸۳۸ ق) . او ، از برهان حلبى ، ابوجعفر بن عجمى ، زين زركشى ، ابن فرات ، ابن ناظر ، علاء بن بردس و ديگران ، اجازه روايت نموده است . (4)۱۵۵ . فاطمه ، دختر بدر محمّد بن جمال بن يوسف بن عبد اللّه (۷۹۴ ـ ۸۷۳ ق) . ابن صديق ، ابن قوام ، بالسى ، ابن منيع ، دختر ابن منجا و مشايخ اجازه پسر عموهايش محمّد و على ، فرزندان تاج محمّد ، به وى اجازه روايت داده اند . (5)۱۵۶ . فاطمه ، دختر بدر محمّد بن يوسف بن عبد اللّه . او ، دختر ديگر بدر محمّد است و تمامى كسانى كه به خواهرش اجازه داده اند ، او را نيز در نقل روايات مجاز دانسته اند . (6)۱۵۷ . فاطمه ، دختر تاج محمّد بن يوسف بن عبد اللّه . او ، خواهر محمّد ، احمد ، على و زينب است و تمامى كسانى كه به ايشان اجازه روايت داده اند ، فاطمه را نيز به دريافت اجازه روايت ، نايل نموده اند . ۷
.
۱۵۸ . فرحه ، دختر شهاب بن ابى الفضل احمد بن على بن محمّد (۸۰۴ ـ ۸۲۸ ق) . گروهى به او اجازه روايت داده اند . (1)۱۵۹ . فقها ، دختر على بن محمّد بن موسى محلى (م ۸۵۶ ق) . او ، از گروهى از مشايخ ، اجازه روايت داشته و به سخاوى و ابن فهد نيز اجازه روايت داده است . (2)۱۶۰ . فوز ، دختر محمّد بن عمر بن عبد العزيز خروبى (م ۸۵۲ ق) . به درخواست دايى اش در سال ۷۹۵ ق ، گروهى از جمله ابوهريرة بن ذهبى ، ابوالخير بن علايى ، ابوالفرج بن شيخة و شهاب بن احمد بن ابى بكر بن عز ، به او اجازه روايت داده اند . (3)۱۶۱ . قطلومك ، دختر ناصر الدين محمّد بن ابراهيم (م ۷۴۴ ق) . او را ابن حجر ، اجازه روايت داده است . (4)۱۶۲ . قفجق (قفجاق) ، دختر عبد اللّه بن احمد بن محمّد بن هاشم (۷۷۷ ـ ۸۳۳ ق) . صلاح بن ابى عمر ، جويرية ، جمال ، باجى ، صردى ، رسلان ذهبى ، محمّد بن عمر بن قاضى شهبه ، حراوى ، شمس عسقلانى و محب صامت ، به او اجازه روايت داده اند و او نيز به ابن حجر ، اجازه روايت داده است . (5)۱۶۳ . كماليه ، دختر احمد بن محمّد بن ناصر بن على كنانى (م بعد از ۸۶۵ ق) . در سال ۸۰۵ ق ، ابن صديق زين مراغى ، عراقى ، هيثمى و ديگران ، به وى اجازه روايت داده اند و او نيز به سخاوى ، اجازه داده است . ۶ ۱۶۴ . كماليه ، دختر عفيف عبد اللّه بن احمد بن حسن قسطلانى . مراغى ، سويفى ، جمال حنبلى ، عز بن جماعة ، ابن كويك و ديگران ، در سال ۸۱۴ ق ، به وى اجازه روايت داده اند . ۷
.
۱۶۵ . كماليه صغرا ، دختر على بن احمد بن عبد العزيز (۷۸۲ ـ ۸۶۷ ق) . نشاورى ، ابن حاتم ، صردى ، ابن خلدون ، ابن عرفة ، ابن علايى ، ابن ذهبى ، ابن ملقن ، بلقينى ، ابن صديق ، تنوخى و گروهى ديگر ، شيخ اجازه او بوده و او نيز به سخاوى ، اجازه روايت داده است . (1)۱۶۶ . كماليه ، دختر محمّد بن احمد بن حسن بن زين محمّد بن امين (۷۸۶ ـ ۸۰۶ ق) . گروهى در حالى كه او دو ساله بود ، به وى اجازه روايت داده اند . (2)۱۶۷ . كماليه ، دختر محمّد بن احمد بن قاسم (۷۵۷ ـ ۸۴۹ ق) . گروهى از جمله قروى ، ابن حاتم ، جويريه و باجى ، به او اجازه روايت داده اند . (3)۱۶۸ . كماليه ، دختر ابن الوفا محمّد بن احمد بن ضياء (۸۲۳ ـ ۸۹۰ ق) . ابن جزرى از جمله كسانى است كه به او اجازه روايت داده اند . (4)۱۶۹ . كماليه ، دختر نجم محمّد بن ابى بكر بن على (۷۹۴ ـ ۸۸۰ ق) . او پس از آن كه از تنوخى ، ابن شيخه ، ابن ذهبى ، ابن علايى ، ابن قوام ، ابن منيع و ديگران ، در سال ۷۹۷ق و بعد از آن ، اجازه روايت دريافت نمود و به سخاوى ، اجازه روايت اعطا نمود . ۵ ۱۷۰ . كماليه ، دختر نجم محمّد بن ابى الخير (۸۰۸ ـ ۸۶۶ ق) . ابواليمن طبرى ، عايشه دختر ابن عبد الهادى ، عبد القادر ارموى ، مجد لغوى ، عز بن جماعة ، شرف بن كويك و جماعتى ديگر ، به او اجازه روايت داده اند و قبل از وفات به سخاوى ، اجازه روايت داد . ۶ ۱۷۱ . لطيفه ، دختر عز محمّد بن محمّد بن محمّد بن عثمان (۷۴۴ ـ ۸۲۸ ق) . او ، به فرزند سخاوى ، در سال ۸۲۵ ق ، اجازه روايت داده است . ۷
.
۱۷۲ . لمياء ، دختر صدر شمس الدين محمّد بن قزاز . گروهى از مشايخ متأخر ، به او اجازه روايت داده اند . سخاوى ، از وى درخواست صدور اجازه روايت نموده و او از آن استدعا ، شادمان گرديده است . (1)۱۷۳ . مباركه ، دختر عبد الرحمن بن ابى بكر بن عبد اللّه ، معروف به ست الكرام (۸۲۰ ـ ۸۳۸ ق) . در سال ۸۳۶ ق ، گروهى به او اجازه روايت داده اند . (2)۱۷۴ . مرحبا ، دختر محمّد بن عمر بن عبد اللّه دمياطى (م ۸۶۱ ق) . مشايخ اجازه برادرش ، به او نيز اجازه روايت داده اند . (3)۱۷۵ . مريم ، دختر احمد بن قاضى شمس الدين محمّد بن ابراهيم (۷۱۹ ـ ۸۰۳ ق) . تقى بن صائغ و ديگران ، به وى اجازه روايت داده اند . (4)۱۷۶ . مريم ، معروف به ست القضاة ، دختر احمد بن ابى بكر بن عبد اللّه (۸۱۸ ـ ۸۵۶ ق) . او در سال ۸۳۶ ق ، از سوى جماعتى به دريافت اجازه روايت نايل گرديد . ۵ ۱۷۷ . مريم ، دختر مقرئ ابى القاسم بن احمد بن عبد الصمد (م ۸۲۶ ق) . ابراهيم بن اسحاق آمدى ، به وى اجازه روايت داد . ۶ ۱۷۸ . ملكه ، دختر شرف عبد اللّه بن عز ابراهيم بن عبد اللّه (۷۲۰ ـ ۸۰۲ ق) . ابومحمّد بن عساكر ، يحيى بن سعد ، اسحاق آمدى ، ابن شيرازى و ديگران ، به وى اجازه روايت داده اند . او نيز به ابن حجر ، اجازه روايت داده است . ۷ ۱۷۹ . منصوره ، دختر محب احمد بن جمال محمّد (۸۱۹ ـ ۸۶۲ ق) . گروهى كه از جمله آنان ابن سلامه ، ابن طولوبغا و ابن الجزرى بودند ، به وى اجازه روايت داده اند . ۸
.
۱۸۰ . منصوره ، دختر عبد اللّه بن تقى محمّد بن احمد بن قاسم (م ۸۵۷ ق) . او ، در سال ۷۹۵ ق ، و پس از آن از سوى تنوخى ، ابن علايى ، ابن ذهبى ، ابن منيع ، ابن قوام ، ابن ابى المجد و ديگران ، اجازه روايت دريافت كرد . (1)۱۸۱ . منصوره ، دختر عبد الرحمان بن ابى بكر بن عبد اللّه (۸۳۹ ـ ۸۵۹ ق) . ابوجعفر بن عجمى و گروهى ديگر ، به وى اجازه روايت داده اند . (2)۱۸۲ . مونسه خاتون ، دختر فاطمه دختر شمس محمّد بن على (۷۷۹ ـ ۸۵۱ ق) . وى ، از حافظ زين بن رجب ، برهان قيراطى شاعر ، محمود بن شريشى ، محمّد بن احمد بن عمر بن محمّد بن موسى بن نعمان ، ابن ذهبى ، ابن علايى و گروه بى شمار ديگرى ، اجازه روايت اخذ نموده و به سخاوى ، اجازه داده است . (3)۱۸۳ . نشوان (سوده) ، دختر جمال عبد اللّه بن علاء بن على بن محمّد بن على بن عبد اللّه (م ۸۸۰ ق) . گروهى از جمله ابراهيم بن ابى بكر بن عمر بن سلار راوى ـ كه از دمياطى اجازه داشت ـ ، رسلان بن احمد ذهبى ، ناصر الدين محمّد بن عز محمّد بن داوود بن حمزه مقدسى و عبد الرحمن بن احمد بن مقداد قيسى ، به او اجازه روايت داده اند . (4)۱۸۴ . هاجر ، دختر علاء على بن محمّد بن سعد بن محمّد . جماعتى از مشايخ همچون عايشه دختر ابن عبد الهادى ، به او اجازه روايت داده اند و او نيز سخاوى را به دريافت اجازه روايت نايل نموده است . ۵ ۱۸۵ . هاجر (عزيزه) ، دختر محمّد بن محمّد بن ابى بكر (۷۹۰ ـ ۸۷۴ ق) . ابن صديق ، جلال خجندى ، ابن زرين ، بهاء عبد اللّه مامينى ، علاء بن سبع ، شمس عسقلانى ، تقى بن حاتم ، عز بن كويك ، بدر بن ابى البقاء ، غياث عاقولى ، صلاح
.
بلبيسى ، ابن يس جزولى ، مجد لغوى ، نافع فيشى و جمعى از مشايخ ، به وى اجازه روايت داده اند . (1)۱۸۶ . هديه ، دختر محمّد بن ابى الخير محمّد بن فهد هاشمى . جماعتى به وى اجازه روايت داده اند . (2)۱۸۷ . هديه ، دختر عفيف عبد اللّه بن احمد بن حسن (م بين ۸۶۰ تا ۸۷۰ ق) . ابراهيم بن احمد بن عبد الهادى ، فاطمه دختر ابن منجا ، عمر بالسى و جمعى ديگر ، در سال هاى ۷۹۵ ق و پس از آن ، به وى اجازه روايت داده اند و او نيز سخاوى را مجاز در نقل روايت دانسته است . (3)۱۸۸ . هنده (هند) ، دختر ناصر الدين محمّد بن شيخ ابى الحسن . او ، در سال ۸۵۷ ق ، از احمد بن عبد الرحمن مرداوى ، ابن قيم ضيائيه ، الاعزازى ، بيانى ، عمر بن عثمان بن سالم بن خلف ، ابراهيم بن قواس ، محمّد بن موسى شيرجى ، محمود منيحى ، صفدى ، ابن كثير ، قلانسى ، عز بن جماعه ، موفق حنبلى و مظفر عطار ، اجازه روايت دريافت داشت و به دختر ابن حجر ، اجازه روايت داد . (4)۱۸۹ . يهب اللّه ، مادر محمّدحبشى مكى (م ۸۸۱ ق) . او ، از گروهى ازمشايخ مناطق مختلف ، اجازه روايت دريافت نمود و به سخاوى ، اجازه روايت عطا كرد . ۵ ۱۹۰ . امّ حسان ، دختر عبد الحى القيوم بن ابى بكر بن عبد اللّه . گروهى به وى در سال ۸۳۶ ق ، اجازه روايت داده اند . ۶ ۱۹۱ . امّ حسن ، دختر احمد بن ابى بكر بن عبد اللّه (م ۸۲۲ ق) . گروهى در سال ۸۳۶ ق ، به وى اجازه روايت داده اند . ۷
.
۱۹۲ . امّ حسن ، دختر احمد بن عيسى بن محمّد (م ۸۱۵ ق) . او ، خواهر محمّد و امّ الخير است و تمامى كسانى كه به محمّد اجازه داده اند ، به او و خواهرش نيز اجازه داده اند . همچنين وى ، ابن سلامه ، تقى فاسى و ديگران را مفتخر به دريافت اجازه روايت نموده است . (1)۱۹۳ . امّ حسن (سعيده) ، دختر احمد بن كمال ابى الفضل محمّد بن احمد (زنده در سال ۸۳۶ ق) . او ، در سال ۷۹۷ ق ، از عراقى ، هيثمى و ابن ملقن و پس از آن تاريخ از ابن ذهبى ، تنوخى و ابن شيخه ، اجازه روايت دريافت نمود . (2)۱۹۴ . امّ حسن ، دختر ابى العباس احمد بن محمّد (۷۴۴ ـ ۸۲۴ ق) . علايى ، عز بن جماعه ، سالم مؤذن و ديگران ، به وى اجازه روايت داده اند . (3)۱۹۵ . امّ حسن ، معروف به ست اليمن ، دختر ابى بكر بن عبد اللّه بن ظهيره . او ، از پدرش و تمامى كسانى كه به خواهرش خديجه در سال ۸۰۵ ق ، اجازه داده اند ، اجازه روايت دريافت نمود . ۴ ۱۹۶ . امّ حسن ، دختر ابى الخير محمّد بن محمّد (م ۸۲۷ ق) . وى را در سال ۷۵۹ق و پس از آن ، ابن القارى ، ابن عقيل ، عمر نقبى ، بهاء بن خليل ، بهاء بن تقى سبكى ، ابن رافع ، قيراطى ، بيانى ، كمال بن حبيب ، صلاح بن ابى عمر ، ابن اميله و ديگران ، اجازه روايت داده اند . ۵ ۱۹۷ . امّ حسن (كماليه) ، دختر رضى محمّد بن محمّد بن عثمان (م ۸۱۰ ق) . عز بن جماعة ، به وى اجازه روايت داده است . ۶ ۱۹۸ . امّ حسن ، دختر ابى اليمن محمّد بن محمّد (م ۸۳۷ ق) . او ، قبل از مرگ ، از سوى گروهى از مشايخ ، اجازه نقل روايت دريافت نمود . ۷
.
۱۹۹ . امّ حسين ، دختر شهاب احمد بن ابراهيم (م ۸۳۴ ق) . عز بن جماعة ، در سال ۸۱۵ ق ، به وى اجازه روايت داده است . (1)۲۰۰ . امّ حسين ، دختر محب احمد بن كمال . بلقينى ، ابن ملقن ، ابن شيخه ، تنوخى و ديگران ، به وى اجازه روايت داده اند . (2)۲۰۱ . امّ حسين صغرا (فاطمه) ، دختر محب احمد ـ خواهر آن كه در شماره پيشين ياد شد ـ (۸۲۲ ـ ۸۶۰ ق) . او ، از سوى ابن جزرى ، ابن سلامه ، شمس شامى ، قبايى ، ابن ناظر الصاحبه ، ابن بردس ، عايشه دختر ابن شرائحى و ديگران ، به دريافت اجازه روايت نايل آمد . (3)۲۰۲ . امّ حسين ، دختر ابى الفضل العباس بن ابى مكارم (۸۳۸ ـ ۸۷۳ ق) . زينب دختر يافعى ، ساره دختر ابن جماعه ، زين زركشى ، ابن فرات ، ابن ناظر الصاحبه و علاء بن بردس ، به وى اجازه روايت داده اند . (4)۲۰۳ . امّ حسين ، دختر قاضى عبد القادر بن ابى الفتح (م ۸۸۳ ق) . وى را در سال ۸۲۴ ق ، ولى عراقى ، على فوى ، ابن زراتينى و ديگران ، اجازه روايت داده اند . (5)۲۰۴ . امّ حسين (سعاده) ، دختر عبد الملك بن محمّد (م ۸۴۲ ق) . ابوهريرة بن ذهبى ، ابن علايى ، ابن ابى المجد ، بلقين ، ابن ملقن ، عبد اللّه حرستانى و ديگران ، به او اجازه روايت داده اند . ۶ ۲۰۵ . امّ حسين ، دختر عبد الواحد بن زين محمّد بن احمد (م ۸۸۵ ق) . وى را ابواليمن طبرى و جماعتى ، اجازه روايت داده اند . ۷ ۲۰۶ . امّ حسين ، دختر قاضى نور الدين على بن احمد (م ۸۲۷ ق) . او ، در سال
.
۷۷۵ ق ، از سوى گروهى اجازه روايت دريافت نمود . (1)۲۰۷ . امّ حسين ، دختر محب محمّد بن شهاب احمد (م ۸۱۵ ق) . عفيف نشاورى ، كمال بن حبيب و ديگران ، در سال ۷۷۱ ق ، به وى اجازه روايت داده اند . (2)۲۰۸ . امّ حسين ، دختر قاضى ابى الفضل محمّد بن احمد (۷۴۴ ـ ۸۳۲ ق) . ابن اميله ، صلاح بن ابى عمرو بن هبل و ديگران ، به او اجازه روايت داده اند . (3)۲۰۹ . امّ حسين ، دختر عز محمّد بن احمد بن ابى الفضل محمّد (۸۱۲ ـ ۸۳۶ ق) . گروهى به او اجازه روايت داده اند . (4)۲۱۰ . امّ حسين ، دختر ابى الخير محمّد بن عبد اللّه بن احمد (۸۴۲ ـ ۸۶۵ ق) . وى را گروهى مانند ابى جعفر بن ضيا و ابى الفتح مراغى ، اجازه روايت داده اند . (5)۲۱۱ . امّ حسين ، دختر ابى اليمن محمّد بن محمّد طويل . جماعتى در سال ۸۳۶ ق ، به او اجازه روايت داده اند . ۶ ۲۱۲ . امّ حسين ، دختر ابى اليمن محمّد بن محمّد بن على (۸۳۶ ـ ۸۹۴ ق) . گروهى به وى اجازه روايت داده اند . ۷ ۲۱۳ . امّ خير ، دختر قاضى فاضل شهاب احمد بن عيسى (م ۸۱۰ ق) . گروهى از مشايخ اجازه خواهر و برادرش ، از جمله ابن سلامه ، به وى اجازه روايت داده اند . ۸ ۲۱۴ . امّ خير ، دختر احمد بن محمّد بن محمّد مطرية (م ۸۶۱ ق) . ابن صديق ، عراقى ، هيثمى ، زين مراغى و گروهى ديگر ، در سال ۸۰۵ ق ، به وى اجازه روايت داده اند و سخاوى نيز از سوى او ، به دريافت اجازه روايت نايل آمده است . ۹
.
۲۱۵ . امّ خير (فاطمه) ، دختر محيوى عبد القادر بن محمّد بن طريف (۸۶۰ ق) . گروهى به وى اجازه روايت داده اند . (1)۲۱۶ . امّ خير ، دختر على بن محمّد بن يوسف (م ۸۳۷ ق) . گروهى چون ابن حجر و عزّ بن فرات ، از وى اجازه روايت دريافت داشته اند . (2)۲۱۷ . امّ خير (سعيده) ، دختر عز محمّد بن احمد بن كمال ابى الفضل محمّد (۸۰۱ ـ ۸۵۰ ق) . بلقين ، عراقى ، هيثمى و ديگران ، به وى اجازه روايت داده اند . (3)۲۱۸ . امّ خير (سعيده) ، دختر كمال ابى الفضل محمّد بن احمد (م ۸۹۰ ق) . او در سال ۸۲۹ ق ، از گروهى اجازه روايت دريافت نموده است . ۴ ۲۱۹ . امّ خير ، دختر ابى عبد اللّه محمّد بن عبد الكريم (م ۸۲۷ ق) ، گروهى به وى اجازه روايت داده اند . ۵ ۲۲۰ . امّ خير ، دختر ابى عبد اللّه محمّد بن ابى الخير محمّد (م ۸۵۳ ق) . ابوجعفر بن عجمى و ديگران ، به وى اجازه روايت داده اند . ۶ ۲۲۱ . امّ خير ، دختر جمال محمّد بن نجم محمّد بن ابى البركات (م ۸۵۳ ق) . وى را گروهى اجازه روايت داده اند . ۷ ۲۲۲ . امّ راحج (ستيت) ، دختر على بن ابى البركات (۸۳۴ ـ ۸۸۶ ق) . او ، از سوى پدر و عموهايش نجم و ابوالسعادات ، مادرش كماليه دختر تقى حرازى ، زين بن عياش ، بدر بن عليف و مردمى ديگر ، در سال ۸۳۶ ق ، اجازه روايت دريافت نموده است . ۸ ۲۲۳ . امّ ريم (ست الاهل) ، دختر تقى محمّد بن نجم محمّد بن ابى الخير (۸۳۰ ـ ۸۹۱ ق) . زين زركشى ، بدر حسين بوصيرى ، ابن ناظر الصاحبه ، ابن طحان ، علاء بن
.
بروس ، برهان حلبى ، قبابى تدمرى ، تقى فاسى ، نور محلى ، ابن جزرى ، عايشه دختر علاء حنبلى ، عايشه دختر شرائحى ، فاقوسى و ديگران ، به او اجازه روايت داده اند . (1)۲۲۴ . امّ كامل ، دختر ابى المكارم احمد بن على بن ابى راجح محمّد (م ۸۴۲ ق) . او ، از سوى عراقى ، هيثمى ، ابن صديق ، زين مراغى ، عايشه دختر ابن عبد الهادى و ديگران ، به دريافت اجازه روايت نايل گرديد . (2)۲۲۵ . امّ كلثوم ، دختر ابى الفضل العباس بن ابى المكارم محمّد (م ۸۴۱ ق) . گروهى از جمله زينب دختر يافعى ، ابوالمعالى صالحى و ابوجعفر بن عجمى ، به او اجازه روايت داده اند . (3)۲۲۶ . امّ كلثوم ، دختر عبد اللّه بن احمد بن محمّد (م ۸۳۰ ق) . او ، در سال ۷۹۷ ق ، از گروهى اجازه روايت اخذ نمود . (4)۲۲۷ . امّ كلثوم ، دختر عبد الواحد بن زين محمّد بن احمد (م ۸۵۵ ق) . او ، در سال ۷۸۸ ق ، از نشاورى ، ابن حاتم و ديگران ، اجازه روايت دريافت نمود . (5)۲۲۸ . امّ كلثوم ، دختر عطية بن محمّد بن ابى الخير (۸۳۳ ـ ۸۹۹ ق) . قبابى ، تدمرى ، واسطى ، زركشى ، بدر بوصيرى ، ابن طحان ، ابن ناظر الصاحبه ، علاء بن بروس ، برهان حلبى ، عايشه كنانيه ، شرائحيه و ديگران ، به وى اجازه روايت داده اند . (6)۲۲۹ . امّ كلثوم ، دختر محمّد بن احمد بن محمّد (م ۸۶۷ ق) . گروهى به وى در سال ۸۳۱ ق ، اجازه روايت داده اند . ۷ ۲۳۰ . امّ كلثوم ، دختر محمّد طويل بن عبد الكريم . گروهى به وى در سال ۸۳۶ ق ، اجازه روايت داده اند . ۸
.
۲۳۱ . امّ كلثوم ، دختر جمال محمّد بن عبد اللّه (۷۸۵ ـ ۸۳۷ ق) . ابن حاتم ، نشاورى ، تنوخى ، ابن شيخه و سايرين در سال ۷۸۸ ق ،به او اجازه روايت داده اند و ابن فهد ، از وى روايت مى نمايد . (1)۲۳۲ . امّ كلثوم ، دختر قاضى ابى عبد اللّه محمّد بن احمد (۷۸۸ ـ ۸۵۰ ق) . او ، از ابن عراقى ، فوى ، دبديلى و ديگران ، اجازه روايت دريافت نمود . (2)۲۳۳ . امّ كلثوم (فاطمه و مباركه) ، دختر محب محمّد بن رضى محمّد (م ۸۷۲ ق) . او ، در سال ۸۰۵ ق ، از ابن صديق ، عراقى ، هيثمى ، زين مراغى ، عايشه دختر ابن عبد الهادى و ديگران ، اجازه روايت دريافت نمود . (3)۲۳۴ . امّ كمال ، دختر احمد بن ابى بكر . او ، در سال ۸۳۶ ق ، از گروهى به دريافت اجازه روايت نايل آمد . ۴ ۲۳۵ . امّ كمال ، دختر شهاب احمد بن ظهيرة بن احمد (م ۸۱۰ ق) . او ، در سال ۷۵۵ ق ، و پس از آن از صلاح علايى ، قلانسى ، تونسى ، قطروانى و ابن رصاص ، اجازه روايت دريافت نمود . ۵ ۲۳۶ . امّ كمال ، دختر عفيف عبد اللّه بن احمد بن حسن (۸۱۲ ـ ۸۶۷ ق) . گروهى به وى اجازه روايت داده اند . ۶ ۲۳۷ . امّ كمال ، دختر عبد الرحمن بن على بن احمد (۷۹۲ ـ ۸۴۳ ق) . گروهى از جمله بلقينى ، ابن ملقن ، عراقى و هيثمى به وى اجازه روايت داده اند . ۷ ۲۳۸ . امّ كمال (عايشه) ، دختر محب محمّد بن رضى محمّد (۸۴۷ ـ ۸۸۷ ق) .
.
وى را ابوالفتح مراغى ، زين اميوطى ، ابوجعفر بن عجمى و ديگران ، اجازه روايت داده اند . (1)۲۳۹ . امّ كمال ، دختر كمال ابى البركات محمّد بن ابى سعود (۸۱۴ ـ ۸۵۷ ق) . محمّد بن احمد بن محمّد بن مرزوق ، تقى فاسى ، نور محلى و ديگران به وى اجازه روايت داده اند . (2)۲۴۰ . امّ كمال ، دختر رضى ابى حامد محمّد بن ابى الخير محمّد (م ۸۴۸ ق) . او ، از ابن فرات ، ساره دختر ابى حاتم ، ابوجعفر بن عجمى و ديگران ، اجازه روايت اخذ نمود . (3)۲۴۱ . امّ هانى ، دختر عبد الرحمن بن على بن احمد . عراقى ، هيثمى ، ابن صديق ، دختر ابن عبد الهادى ، مراغى و ديگران ، در سال ۸۷۸ ق ، و سپس در سال ۸۸۵ ق ، به وى اجازه روايت داده اند . (4)۲۴۲ . امّ هانى ، دختر جلال عبد الواحد بن ابراهيم (۸۰۶ ـ ۸۶۶ ق) . او ، از ابويسر بن صائغ ، عبد القادر ارموى ، عايشه دختر ابن عبد الهادى ، بهادر ارمنى و ابواليمن طبرى ، اجازه روايت اخذ نمود و به سخاوى ، اجازه روايت داد . (5)۲۴۳ . امّ هانى ، دختر عبد الوهاب بن عفيف عبد اللّه (۷۹۵ ـ ۸۲۷ ق) . او ، در سال ۷۹۷ ق ، از سوى گروهى به دريافت اجازه روايت نايل گرديد . ۶ ۲۴۴ . امّ هانى ، دختر على بن محمّد بن عمر فاكهى (۷۹۹ ـ ۸۵۹ ق) . او ، از سوى ركن خوافى ، به دريافت اجازه روايت نايل گرديد . ۷ ۲۴۵ . امّ هانى ، دختر مشرف ابى القاسم بن ابى العباس (م ۸۷۹ ق) . ابويسر بن صائغ ،
.
شهاب جوهرى ، عايشه دختر ابن عبد الهادى ، ابواليمن طبرى ، عبد الكريم حلبى و ديگران ، در سال ۸۰۷ ق و پس از آن ، به وى اجازه روايت داده اند . (1)۲۴۶ . امّ هانى ، دختر عز محمّد بن احمد بن ابى الفضل محمّد (۸۱۰ ـ ۸۴۲ ق) . عايشه دختر ابن عبد الهادى ، عبد القادر ارموى ، ابن طولوبغا ، ابن شرائحى و ديگران ، در سال ۸۱۵ ق ، به او اجازه روايت داده اند . (2)۲۴۷ . امّ هانى ، دختر جمال بن ظهيره (م ۷۹۶ ق) . او ، از سوى بلقينى ، عراقى ، هيثمى ، دختر ابن منجا ، فاطمه دختر ابن عبد الهادى و ديگران ، به دريافت اجازه روايت نايل گرديد . (3)۲۴۸ . امّ هانى ، دختر قاضى ابى اليمن محمّد بن محمّد (۸۴۶ ـ ۸۸۵ ق) . گروهى به وى اجازه روايت داده اند . (4)۲۴۹ . امّ هانى ، دختر رضى ابى حامد محمّد بن ابى الخير محمّد (۸۴۶ ـ ۸۷۹ ق) . ابن فرات ، دختر ابن جماعة و ديگران ، به وى اجازه روايت داده اند . (5)۲۵۰ . امّ هانى ، دختر تقى محمّد بن نجم محمّد (۸۱۷ ـ ۸۸۵ ق) . او ، پيش تر از آن كه به سخاوى اجازه روايت بدهد ، از جماعتى از مشايخ بلاد مختلف ، اجازه روايت دريافت داشت . ۶ ۲۵۱ . امّ الهدى ، دختر احمد بن ابى بكر بن عبد اللّه (م ۸۲۸ ق) . او در سال ۸۳۶ ق ، از گروهى اجازه روايت دريافت نمود . ۷ ۲۵۲ . امّ الهدى ، دختر شهاب احمد بن ظهيره (م ۸۲۷ ق) . نشاورى ، عراقى ، صدر مناوى و ديگران ، در سال ۷۸۸ ق ، به وى اجازه روايت داده اند . ۸
.
۲۵۳ . امّ الهدى دختر على بن ابى البركات محمّد بن ابى سعود (۸۳۰ ـ ۸۷۴ ق) . گروهى در سال ۸۳۱ ق و پس از آن ، به وى اجازه داده اند . (1)۲۵۴ . امّ الهدى ، دختر عبد العزيز بن على بن احمد (م ۸۶۲ ق) . او ، در سال ۸۳۰ ق ، از گروهى اجازه روايت دريافت نمود . (2)۲۵۵ . امّ الهدى ، دختر ابى الفتح محمّد بن احمد (م ۸۵۵ ق) . او ، از پدرش و نشاورى ، صردى ، ابن حاتم ، تنوخى ، ابن ابى المجد ، ابن ذهبى ، ابن علايى ، دختر ابن منجا ، فاطمه دختر ابن عبد الهادى ، بلقينى ، عراقى ، هيثمى ، ابن ملقن ، عاقولى ، ابن عرفه و ديگران در سال ۷۸۸ ق و پس از آن ، اجازه روايت دريافت نمود و به سخاوى ، اجازه روايت عطا كرد . (3)۲۵۶ . امّ الهدى ، دختر ابى السعود محمّد بن حسين (زنده در سال ۸۰۵ ق) . نشاورى ، عراقى ، هيثمى ، صدر مناوى ، عايشه دختر ابن عبد الهادى و گروهى ديگر ، در سال ۷۸۸ ق ، به وى اجازه روايت داده اند . ۴ ۲۵۷ . امّ الوفا ، دختر ابى الفضل العباس بن ابى المكارم محمّد (م ۸۲۹ ق) . او ، در سال ۸۱۴ ق ، از عايشه دختر ابن عبد الهادى ، ابن كويك و جماعتى ديگر ، اجازه روايت اخذ نمود . ۵ ۲۵۸ . امّ الوفاى صغرا ، دختر قاضى على بن احمد بن عبد العزيز (۷۹۶ ـ ۸۵۵ ق) . عراقى ، هيثمى ، بلقينى ، ابن ملقن ، تنوخى و سايرين ، به وى اجازه روايت داده اند . ۶
.
۲۵۹ . امّ الوفا ، دختر رضى محمّد بن محب محمّد (م ۸۶۱ ق) . وى ، از عايشه دختر ابن عبد الهادى ، زين مراغى و گروهى ديگر ، اجازه روايت دريافت نمود . (1)تا اين جا مواردى كه با جستجو و پرس وجو از اجازات زنان به دست آمد ، گزارش شد . اينك ذكر چند نكته قابل توجّه است : ۱ . اجازات زنان ، در اهل سنّت از جهت كميت ، فزونى دارد ؛ چراكه در ميان شيعه تنها هيجده مورد گزارش شد و حال آن كه در ميان اهل سنّت ، اجازات به عدد ۴۱۸ رسيد . ۲ . از جهت قدمت نيز زنان اهل سنّت ، تقدّم دارند ؛ چرا كه اجازات مربوط به قرن سوم در ميان اهل سنّت يافت شد ، ولى در شيعه از قرن پنجم نمونه هايى در دسترس است . ۳ . از سوى ديگر ، تا آن جا كه نگارنده جستجو كرده ، اجازات زنان در ميان اهل سنّت از قرن دهم به بعد منقطع شده است و حال آن كه در ميان شيعيان ، در قرن يازدهم ، چهاردهم و قرن كنونى نيز نمونه هايى از اجازات وجود دارد . ۴ . نكته ديگر اين كه از ميان اجازات زنان اهل سنّت ، متنى باقى نمانده است ؛ ولى نمونه هايى از اجازات زنان شيعه در قرن پانزدهم ، موجود است كه پيش از اين نقل شد . در پايان نيز جدول مقايسه آمارى نسبت به قرون و تعداد اجازات زنان شيعه و اهل سنّت ، درج مى گردد :
.
1) .همان جا .
M۴۵۷۱_T۱_File_۴۷۷۷۶۰۸
.
۲ . كتابت حديثدر اين جا منظور از كتابت ، كتابت نسخه هاى حديثى است و عمده اين بانوان ، از هنر خوش نويسى نيز برخوردار بوده اند . ۱ . امّ سلمه ، دختر فتح على شاه قاجار (قرن ۱۳) . وى ، دختر فتح على شاه و مشهور به گلين خانم است . گفته اند وى در خط نسخ و شكسته ، دست توانايى داشت . از وى ، قطعه ها و نسخه هايى به يادگار مانده است . آنچه به حديث مربوط مى شود ، از اين قرار است : الف . ادعيه . كتابت در ۱۲۴۳ ق ، موجود در كتاب خانه ملك به شماره ۷۰ . (1)ب . تعقيبات نمازها . كتابت در سال ۱۲۴۵ ق ، موجود در كتاب خانه سلطنتى به شماره ۱۱۴۹ . (2)ج . ادعيه . كتابت در ۱۲۳۸ ق ، موجود در كتاب خانه سلطنتى به شماره ۱۱۲۳ . (3)د . ترجمه دعاى كميل . كتابت در ۱۲۵۰ ق ، موجود در كتاب خانه سلطنتى به شماره ۲۰۲۵ . (4)ه . دعاى صباح . كتابت در ۱۲۳۸ ق ، موجود در كتاب خانه سلطنتى به شماره ۱۱۷۲ . (5)۲ . سلطان خانم (قرن ۱۳) . وى ، كاتب عين الحياة علّامه مجلسى است . اين نسخه ، در دانشكده الهيات دانشگاه
.
تهران به شماره ۱۶۸ نگهدارى مى شود . (1)۳ . فاطمه ، دختر شيخ محمّد يوسف (قرن ۱۲) . وى ، كاتب زاد المعاد علّامه مجلسى است . اين نسخه در كتاب خانه آستان قدس رضوى به شماره ۳۱۷۴ نگهدارى مى شود . (2)۴ . گوهر ملك ، دختر حاجى شيخ نور الدين . وى ، از اولاد ابوذر غفارى و كاتب مقياس المصابيح علّامه مجلسى است . اين نسخه در كتاب خانه آية اللّه گلپايگانى به شماره۶۰۲۱ نگهدارى مى شود . (3)۵ . حميده رويدشتى اصفهانى (م ۱۰۸۷ ق) . وى ـ كه در بخش تأليف ، بيشتر معرفى خواهد شد ـ خطى نيكو داشت و استبصار شيخ طوسى را تحرير كرده است . نويسنده رياض العلماء ، مى نويسد : و من نسخه اى از استبصار را ديده ام كه تا آخر كتاب را حاشيه زده بود و گمان مى كنم به خط خود او بوده است . (4)
.
۳ . تأليف كتب حديثى و علوم حديثدر اين محور ، تأليفات زنان در گردآورى حديث ، شرح بر آن و نگارش در موضوعات علوم حديث ، مورد توجّه است . اين آثار در سه بخش كتب ، پايان نامه ها و مقالات ، معرفى مى شود . البته اين كتاب ها اعم از خطى و چاپى است .
الف . كتب۱ . حميده رويدشتى اصفهانى (م ۱۰۸۷ ق) . وى ، بر برخى كتب حديث چون استبصار شيخ طوسى ، حاشيه نوشت . (1)در كتاب رياحين الشريعة درباره وى مى نويسد : حميده ، حواشى و تدقيقاتى بر كتب حديثى ، مثل كتاب استبصار شيخ طوسى كه از كتب اربعه است دارد و آن حواشى ، بر غايت فضل و غزارت علم او و فهم سرشار ايشان و كثرت اطّلاع او بر علم رجال و دقّت او در اين قسمت دلالت دارد . ميرزا عبد اللّه الافندى ، در رياض العلماء (نسخه خطّى كتاب خانه ملك) مى نويسد : «من يك نسخه از كتاب استبصار كه به خط آن مخدره بوده و داراى حواشى مفيدى ـ كه تماما از تحقيقات خود او بوده ـ ديدم ، و والد من حواشى او را بسيار نقل مى كرد و آن را معتبر و متين مى شمرد و مدح بسيار مى كرد . . . من در نزد پدرش تحصيل مى كردم . بسيار حميده را مدح مى كرد و گاه از روى مزاح مى فرمود : حميده ، در علم رجال بسيار داناست . از غريب اتفاقات آن كه پدرش ، او را به مرد جاهل احمقى كه از اهل آن قريه و از اقرباى ايشان بود تزويج كرد و مادر حميده چون به اين مزاوجت مايل بود ، صورت گرفت . (2)
.
وى ، در حاشيه اش بر استبصار ، به شرح حال رجال و راويان نيز پرداخته است و صاحب الذريعة آن را به عنوان رجال حميدة ، فهرست نموده است . (1)۲ . دختر ملّا عزيز اللّه مجلسى و نوه ملّا محمّدتقى مجلسى (زنده در ۱۰۷۴ ق) . وى ، حاشيه اى بر كتاب من لا يحضره الفقيه نوشته است . (2)۳ . زبيده خاتون . وى شرح چهل حديث به فارسى تحرير كرده كه نسخه خطى آن در كتاب خانه وزيرى يزد به شماره ۹۰۲ موجود است . تاريخ كتابت اين اثر ، به قرن ۱۲ برمى گردد . (3)۴ . سلطان خانم ، دختر آزادخان . وى ، كتاب مجمع الأحاديث را به فارسى تأليف كرد . در اين كتاب ، احاديث غامض و برخى از مسائل دينى ، به صورت سؤال و جواب مطرح شده است . تاريخ اتمام تأليف ، ۲۴ ذيحجه ۱۲۹۳ ق ، است و آن را به ناصر الدين شاه تقديم كرده است . نسخه خطى اين اثر در كتاب خانه ملّى به شماره ۳۴۳ موجود است . (4)۵ . ملكه جهان شاه . وى ، دختر كامران ميرزا نايب السلطنة و همسر محمّدعلى شاه قاجار است . او ، كتابى به نام برهان الايمان ، به عربى و فارسى تأليف كرد كه در سال ۱۳۳۰ ق ، در تبريز ، در قطع رقعى و در ۲۲۴ صفحه به چاپ رسيد . (5)نسخه سنگى آن در كتاب خانه آستانه رى ، به شماره ۱۷۶۸ موجود است . ۶ . شمس الدولة ، دختر احمد ميرزا عضد الدولة ابن فتح على شاه . وى ، كتابى در ادعيه به نام منتخب الشمس تأليف كرد كه در سال ۱۳۳۵ ق ، در قطع وزيرى ، در ۶۹۸
.
1) .الذريعة الى تصانيف الشيعة ، ج ۱۰ ، ص ۱۱۴ ، ش ۲۳۶ ؛ مأخذشناسى رجال شيعه ، ص ۱۱۱ .
2) .اعيان الشيعة ، ج ۳ ، ص ۶۰۷ ؛ دايرة المعارف تشيع ، ج ۳ ، ص ۴۲۴ .
3) .فهرست نسخه هاى خطى كتاب خانه وزيرى ، ج ۲ ، ص ۷۴۵ .
4) .فهرست نسخه هاى خطى كتاب خانه ملّى ، ج ۱ ، ص ۳۳۴ .
5) .فهرست كتب چاپى فارسى ، ج ۱ ، ص ۷۵۲ .
صفحه به چاپ رسيده است . نسخه سنگى آن در كتاب خانه آستانه رى ، به شماره ۲۲۴۷ موجود است . ۷ . اصلاح عبد السلام . وى ، با همراهى آقاى عبد الصبور شاهين . كتاب موسوعة أمهات المؤمنين را تأليف كرد . در اين اثر ۱۴۷۰ حديث همسران پيامبر ، گردآورى شده است . (1)۸ . بانو سيده نصرت بيگم امين اصفهانى (۱۳۰۸ ـ ۱۴۰۳ ق) . وى ، در بخش اجازات به اجمال معرفى شد . او ، آثار بسيارى دارد و در آنها از قرآن و حديث بهره برده است . اثرى خاص در زمينه حديث به نام الأربعين الهاشمية دارد . در اين اثر ، چهل حديث ، در توحيد ، صفات خداوند ، اخلاق و احكام ، به همراه شرح و تبيين گرد آمده است . اين كتاب ، بارها به چاپ رسيده و ترجمه فارسى آن را خانم همايونى ، از شاگردان ايشان ، به انجام رسانده است . ۹ . خانم دكتر آمال محمّد عبد الرحمن بديع . وى ، كتاب الاسرائيليات فى تفسير الطبرى دراسة فى اللغة و المصادر العبرية را در سال ۱۴۲۲ ق ، در قاهره به چاپ رسانده است . اين كتاب ، در دو بخش سامان يافته است . بخش اول ، به كلياتى درباره اسرائيليات مى پردازد . در بخش دوم ـ كه بخش اصلى كتاب است ـ اسرائيليات در تفسير طبرى را و نيز نصوص عبرى را آورده و ميان آنها به سنجش و مقارنه پرداخته است . ۱۰ . خانم دكتر نهله غروى نايينى . وى كه دكتراى علوم قرآن و حديث از دانشگاه تربيت مدرس دارد و اكنون دانشيار همان دانشگاه است ، آثارى چند در موضوعات حديثى دارد : ۱ . محدّ ثات شيعه ، اين اثر ، پايان نامه دكتراى ايشان بود كه توسط انتشارات دانشگاه
.
1) .اين اثر ، در بخش نخست ، ص ۳۲ به اجمال معرفى شد .
تربيت مدرس به چاپ رسيد . ۲ . فقه الحديث و روش هاى نقد متن ، اين اثر ، در سال ۱۳۷۹ ، از سوى انتشارات دانشگاه تربيت مدرس به چاپ رسيده است . ۳ . تاريخ حديث شيعه تا قرن پنجم ، اين اثر ، در سال ۱۳۶۸ ، از سوى مركز شيعه شناسى منتشر شده است . ۱۱ . آمنه بيگم ، خواهر علّامه مجلسى (قرن ۱۱) . وى ، دختر مجلسى اول و خواهر علّامه محمّدباقر مجلسى است . شوهر وى ، ملّا صالح مازندرانى (م ۱۰۸۶ ق) ، شارح اصول الكافى است . وى ، آثارى چون شرحى بر الفيه ابن مالك و شواهد سيوطى دارد . كتابى نيز در فقه و احكام دينى تأليف كرده است . به علاوه ، در جمع آورى برخى مجلدات بحار الأنوار ، به برادرش كمك كرد . (1)۱۲ . اميره ، دختر على بن عبد اللّه الصاعدى . از وى ، كتاب بين المحدثين و بعض الأصوليين ، توسط مكتبة الرشد ، در رياض به سال ۱۴۲۱ ق ، به چاپ رسيده است . اين كتاب ، رساله كارشناسى ارشد نويسنده است . در اين كتاب ، پژوهشى مقارن در قبول و ردّ احاديث ميان محدّثان و اصوليان صورت گرفته است . ۱۳ . خانم دكتر عزيّه على طه . كتاب منهجية جمع السنّة و جمع الأناجيل ، توسط مؤسسة الرسالة ، با ويرايش دوم ، در سال ۱۴۱۷ ق ، به چاپ رسيده است . نويسنده ، مقايسه اى ميان جمع احاديث كتب ستّه و انجيل هاى چهارگانه مسيحيان ، به انجام رسانده و برخى از شبهات مستشرقان را در اين بحث تطبيقى ، پاسخ گفته است . ۱۴ . سيده عفّت امين (۱۳۳۱ ـ ۱۳۹۷ ق) ، دختر حاج سيد احمد امين . وى ، از
.
1) .علّامه مجلسى ، ص ۴۶ ـ ۴۸ ؛ أعيان الشيعة ، ج ۳ ، ص ۶۰۷ ؛ رياحين الشريعة ، ج ۳ ، ص ۳۲۹ .
شاگردان برجسته بانو نصرت امين است و اثرى به نام چهل حديث امين دارد كه به چاپ رسيده است . (1)۱۵ . خانم ربابه الهى (۱۲۹۴ ـ ۱۳۵۹ ش) . وى دختر آية اللّه آقا ميرزا محمّدرضا الهى (م ۱۳۶۱ ق) و از شاگردان بانو امين است كه آثار و تأليفات متعددى دارد . يكى از آن آثار ، كتاب چهل حديث است . (2)۱۶ . خانم دكتر فاطمه علايى رحمانى . وى ، كتاب زن از ديدگاه نهج البلاغه را در سال ۱۳۶۹ش ، توسط سازمان تبليغات اسلامى به چاپ رسانده است . نويسنده ، در اين كتاب به بررسى سند و متن خطبه هشتاد نهج البلاغه طى شش فصل ، پرداخته و در فصل آخر (هفتم) ، ديگر سخنان امام على عليه السلام را درباره زن مورد بررسى قرار داده است . ۱۷ . خانم زهره صفاتى . وى كه در بخش اجازات به اجمال معرفى شد ، كتابى به نام زيارت در پرتو ولايت (شرحى بر زيارت عاشورا) ، نوشته است . اين اثر ، در سال ۱۴۱۷ ق / ۱۳۷۶ ش ، توسط مجتمع علوم دينى حضرت ولى عصر (عج) ، به چاپ رسيده است . اين كتاب ، داراى سه فصل است . فصل اول ، به فلسفه زيارت پرداخته ، فصل دوم ، از سند زيارت عاشورا بحث كرده است و در فصل سوم ، به شرح متن زيارت پرداخته است . ۱۸ . امّ على مشكور . وى ، جزوه اى به نام المرأة المسلمة و اجازة الحديث عند الفريقين ، در ۲۳ صفحه تحرير كرده و هفتمين كنفرانس بين المللى وحدت ، آن را در شهريور ۱۳۷۳ ش ، به چاپ رسانده است . از او پس از آن، أعلام النساء المؤمنات (با همكارى محمّد الحسّون) توسط انتشارات اُسوه و نيز چند اثر تصحيح و تحقيق حديثى ، منتشر شده است . ۱۹ . خانم آمال قرداش . وى ، كتابى به نام دور المرأة فى خدمة الحديث فى القرون الثلاثة الاولى ، نوشته كه در سال ۱۴۲۰ ق ، به چاپ رسيده است . گزارشى از اين كتاب در بخش اول عرضه شد . (3)
.
۲۰ . خانم دكتر ناجيه عبد اللّه ابراهيم . وى ، استاد تاريخ اسلام در دانشگاه «آل البيت» اَمّان و داراى تأليفات متعددى است كه دو اثرش ، به حديث مربوط مى شود : مسندة خراسان زينب الشعرية ؛ مسندة العراق الكاتبة شهدة الأبرى . (1)۲۱ . علويه همايونى . وى ، علاوه بر اجازه روايتى ، كتاب الأربعين خانم امين را به فارسى ترجمه كرده و به چاپ رسانده كه چندين بار تجديد چاپ شده است (اصفهان : نشاط ، سوم ، ۱۳۷۰ ، ۵۹۶ + چهارده صفحه ، وزيرى) . (2)۲۲ . خانم عفّت نوابى نژاد . وى ، كتاب المأثورات ، يا دعاهاى سينه به سينه ، از پيامبر اكرم را ـ كه تأليف حسن البناء است ـ با همكارى محمّد سرمدى ، ترجمه كرده است (اصفهان : نشر احسان ، اول ، ۱۳۶۷ ، ۱۳۶ ص ، جيبى) . (3)۲۳ . خانم فاطمه طاهايى . وى ، كتاب سيرى در دعاى مكارم الاخلاق امام سجاد عليه السلام را تأليف كرده است (مشهد : مكتب نرجس ، اول ، ۱۳۶۶ ، ۱۵۸ ص ، رقعى) . (4)۲۴ . خانم عصمت راكعى . وى ، كتاب صلوات بر محمّد و آل محمّد و چهل حديث قدسى از على بن ابى طالب عليه السلام را گرد آورده است (شيراز : انتشارات نويد ، اول ، ۱۳۶۳ ، ۸۰ ص ، جيبى) . (5)۲۵ . خانم بى بى فاطمه امام دزفولى . وى ، كتاب حديث شريف كساء ، نمونه اى از شرافت و فضيلت خمسة النجباء را به نظم درآورده است . اين كتاب ، در سال ۱۳۷۱ ، توسط انتشارات عالم شاه دزفول در ۴۷ صفحه وزيرى ، به چاپ رسيده است . (6)۲۶ . خانم طلعت آملى . وى ، كتاب شناسايى على عليه السلام و بخشى از نهج البلاغة را با
.
ترجمه هاى آن تحرير كرده است (تهران : مصطفوى ، اول ، ۱۳۴۰ ، ۲۱۲ ص ، رقعى) . (1)۲۷ . اسماء ، دختر عبد اللّه بن محمّد الهمدانى (م ۸۶۷ ق) . سخاوى ، در الضوء اللامع ، دو اثر براى وى معرفى كرده است : المشيخه ؛ ثلاثين حديثًا . (2)۲۸ . أمة اللّه ، دختر عبد الرحمن القرشى ؛ وى ، كتابى به نام مشيخة دارد . (3)۲۹ . بى بى ، دختر عبد الصمد بن على الهرثمية (ت ۳۸۰ ق) . وى ، نويسنده جزء بيبى بنت عبد الصمد است (4)كه با تحقيق عبد الرحمان بن عبد الجبار الفريوابى ، در كويت ، توسط دار الخلفاء للكتاب الاسلامى ، در سال ۱۴۰۶ ق ، در ۹۹ صفحه ، به چاپ رسيده است . (5)۳۰ . حسنه ، دختر محمّد الطبرى (م ۸۰۸ ق) . وى ، كتابى به نام مشيخة دارد . (6)۳۱ . زاهده ، دختر محمّد بن عبد اللّه الطاهرى . وى ، كتابى به نام مشيخة دارد . (7)۳۲ . زينب ، دختر احمد بن عبد الرحيم المقدسية (۶۴۶ ـ ۷۴۰ ق) . وى ، كتابى به نام مشيخة دارد . (8)۳۳ . زينب ، دختر اسماعيل بن ابراهيم بن الخباز (ت ۶۵۹ ق) . وى ، كتابى به نام مشيخة دارد . (9)
.
1) .همان ، ص ۱۴ .
2) .الضوء اللامع ، ج ۱۲ ، ص ۶ و ۷ ؛ النساء و مؤلفاتهن ، ص ۲۴ .
3) .فهرس الفهارس و الاثبات ، ج ۲ ، ص ۶۵۲ ؛ النساء و مؤلفاتهن ، ص ۲۷ .
4) .سير أعلام النبلاء ، ج ۱۸ ، ص ۴۰۳ ؛ الوافى بالوفيات ، ج ۱۰ ، ص ۳۵۹ و ۳۶۰ ؛ كشف الظنون ، ج ۱ ، ص ۵۸۶ .
5) .النساء و مؤلفاتهن ، ص ۳۰ و ۳۱ .
6) .الضوء اللامع ، ج ۱۲ ، ص ۲۰ ؛ فهرس الفهارس و الاثبات ، ج ۲ ، ص ۶۵۵ ؛ النساء و مؤلفاتهن ، ص ۳۴ و ۳۵ .
7) .الدرر الكامنة ، ج ۲ ، ص ۲۰۵ ؛ أعلام النساء ، ج ۲ ، ص ۳ ؛ النساء و مؤلفاتهن ، ص ۴۲ .
8) .همان ، ص ۲۱۰ ؛ أعلام النساء ، ج ۲ ، ص ۴۶ ـ ۵۱ ؛ فهرس الفهارس و الاثبات ، ج ۲ ، ص ۶۵۳ ؛ النساء و مؤلفاتهن ، ص ۴۶ و ۴۸ .
9) .الدرر الكامنة ، ج ۲ ، ص ۲۱۱ و ۲۱۲ ؛ فهرس الفهارس و الاثبات ، ج ۲ ، ص ۶۵۴ ؛ أعلام النساء ، ج ۲ ، ص ۵ ـ ۵۶ ؛ النساء و مؤلفاتهن ، ص ۴۹ ـ ۵۱ .
۳۴ . زينب ، دختر عبد اللّه اليافعى (۷۶۸ ـ ۸۴۶ ق) . وى ، مشيخه اى دارد كه الفوائد الهاشمية ناميده شده است . ۳۵ . زينب ، دختر يحيى السلمى . وى ، كتابى به نام مشيخة دارد . ۳۶ . سيده ، دختر موسى بن عثمان المارانى (زنده در ۶۰۹ ق) . وى ، اثرى به نام مشيخة دارد . (1)۳۷ . شهده ، دختر احمد الدينورية (۴۸۰ ـ ۵۴۹ ق) . وى ، كتابى در مشيخه دارد . (2)۳۸ . عايشه ، دختر على بن محمّد الحنبلية (۷۶۱ ـ ۸۴۰ ق) . وى ، داراى جزئى در حديث است . (3)۳۹ . عايشه ، دختر محمّد بن عبد الهادى المقدسية (۷۲۳ ـ ۸۱۶ ق) . وى ، كتابى در مشيخه دارد . (4)۴۰ . عايشه دختر محمّد بن مسلم الحرانية (۶۴۷ ـ ۷۳۶ ق) . وى كتابى در مشيخه دارد . (5)۴۱ . عايشه ، دختر يوسف بن احمد الباعونية (زنده در ۹۲۲ ق) . وى ، كتابى به نام صلات السلام فى فضل الصلوة و السلام دارد . اين كتاب ، منظومه اى است كه از كتاب القول
.
1) .الوافى بالوفيات ، ج ۱۶ ، ص ۶۵ ؛ فهرس الفهارس و الاثبات ، ج ۲ ، ص ۶۵۳ ؛ النساء و مؤلفاتهن ، ص ۵۶ و ۵۷ .
2) .العبر فى خبر من غبر ، ج ۴ ، ص ۲۲۰ ؛ سير أعلام النبلاء ، ج ۲۰ ، ص ۵۴۲ و ۵۴۳ ؛ النساء و مؤلفاتهن ، ص ۵۸ و ۶۱ .
3) .الضوء اللامع ، ج ۱۲ ، ص ۷۸ و ۷۹ ؛ النساء و مؤلفاتهن ، ص ۶۶ و ۶۸ .
4) .الضوء اللامع ، ج ۱۲ ، ص ۸۱ ؛ فهرس الفهارس و الاثبات ، ج ۲ ، ص ۸۶۴ ؛ أعلام النساء ، ج ۳ ، ص ۱۸۷ و ۱۸۸ ؛ معجم المؤلفين ، ج ۵ ، ص ۵۶ و ۵۷ ؛ النساء و مؤلفاتهن ، ص ۶۹ و ۷۱ .
5) .الدرر الكامنة ، ج ۲ ، ص ۳۴۲ ؛ الوافى بالوفيات ، ج ۱۶ ، ص ۶۰۸ ؛ أعلام النساء ، ج ۳ ، ص ۱۸۹ ؛ معجم المؤلفين ، ج ۵ ، ص ۵۷ ؛ النساء و مؤلفاتهن ، ص ۷۲ و ۷۳ .
البديع فى الصلاة على الحبيب الشفيع سخاوى ، تلخيص شده است . (1)۴۲ . فاطمه ، دختر ابراهيم بن عبد اللّه المقدسية (۶۵۶ ـ ۷۴۷ ق) . وى ، كتابى در مشيخه دارد . (2)۴۳ . فاطمه ، دختر خليل بن احمد عسقلانى (۷۵۰ ـ ۸۳۸ ق) . وى ، كتابى در مشيخه دارد . (3)۴۴ . فيروزه ، دختر مظفر ؛ وى ، كتابى به نام الأربعين دارد . نام ديگر كتاب ، رواية الصالحات عن الصالحين ، است . (4)۴۵ . مريم ، دختر عبد الرحمن بن احمد الحنبلية (م ۷۵۸ ق) . وى ، چند كتاب در حديث دارد : ـ مسند أمة اللّه مريم بنت عبد الرحمن الحنبلية ، تحقيق : مجدى السيد ابراهيم ، القاهرة : مكتبة القرآن ، ۱۴۰۹ ق ، ۷۹ ص . ـ معجم . (5)۴۶ . نضار ، دختر محمّد بن يوسف الأندلسى (۷۰۲ ـ ۷۳۰ ق) . وى ، جزئى در حديث دارد . (6)۴۷ . وجيهه ، دختر على الصعيدية (۶۴۰ ـ ۷۳۲ ق) . وى ، كتابى در مشيخه دارد . (7)
.
1) .أعلام النساء ، ج ۳ ، ص ۱۹۶ و ۱۹۷ ؛ كشف الظنون ، ج ۱ ، ص ۹۶ و ۷۳۲ و ج ۲ ، ص ۱۰۸۱ و ۱۲۳۲ و ۱۲۳۴ و ۱۸۱۳ ؛ شذرات الذهب فى أخبار من ذهب ، ج ۸ ، ص ۱۱۱ و ۱۱۲ ؛ النساء و مؤلفاتهن ، ص ۷۴ و ۷۸ .
2) .الدرر الكامنة ، ج ۳ ، ص ۳۰۰ ؛ فهرس الفهارس و الاثبات ، ج ۲ ، ص ۶۵۴ ؛ النساء و مؤلفاتهن ، ص ۸۰ و ۸۱ .
3) .الضوء اللامع ، ج ۱۲ ، ص ۹۱ ؛ النساء و مؤلفاتهن ، ص ۸۲ و ۸۳ .
4) .أعلام النساء ، ج ۴ ، ص ۱۸۲ ؛ النساء و مؤلفاتهن ، ص ۸۹ .
5) .الدرر الكامنة ، ج ۵ ، ص ۱۱۵ ؛ الأعلام ، ج ۸ ، ص ۱۰۰ ؛ النساء و مؤلفاتهن ، ص ۹۵ و ۹۶ .
6) .الدرر الكامنة ، ج ۵ ، ص ۱۶۷ و ۱۶۸ ؛ المشتبة ، ج ۲ ، ص ۶۴۱ ؛ نزهة الجلساء ، ص ۸۳ ؛ النساء و مؤلفاتهن ، ص ۱۰۰ و ۱۰۱ .
7) .الدرر الكامنة ، ج ۵ ، ص ۱۸۰ ؛ البدر الطالع ، ج ۲ ، ص ۳۲۵ ؛ فهرس الفهارس و الاثبات ، ج ۲ ، ص ۶۵۴ ؛ ف النساء و مؤلفاتهن ، ص ۱۰۲ و ۱۰۳ .
۴۸ . مريم ، دختر احمد بن محمّد الأذرعى (۷۱۹ ـ ۸۰۵ ق) . وى ، كتابى به نام معجم دارد . (1)۴۹ . دكتر نجوى صالح الجواد . وى ، كتاب المرأة فى نهج البلاغة را تأليف كرد كه معهد الدراسات العربية والاسلامية ، در لندن ، به سال ۱۴۱۹ق ، آن را به چاپ رساند . ۵۰ . ترجمه فارسى كتاب المرأة فى نهج البلاغة ، توسط خانم ودود سلام ، با عنوان زن در نهج البلاغه ، در سال ۱۳۸۴ ، از سوى انتشارات زمزمه زندگى ، به چاپ رسيده است . ۵۱ . سهيلا شينى ميرزا . از وى ، كتاب مستشرقان و حديث ، از سوى نشر هستى نما ، در سال ۱۳۸۵ ، به چاپ رسيد .
ب . پايان نامه ها. سهيلا پيروزفر . اسرائيليات در تفاسير ، رساله كارشناسى ارشد علوم قرآن و حديث ، دانشكده الهيات و معارف اسلامى ، استاد راهنما : محمّدعلى مهدوى راد ، ۱۳۷۳ ، ۲۶۲ ص . (2)۲ . فهيمه جمالى راد . شرح واژه هاى سوره فاتحه و بقره به وسيله روايات ، رساله كارشناسى ارشد علوم قرآن و حديث ، دانشكده الهيات دانشگاه تهران ، استاد راهنما : عبد المهدى يادگارى ، ۱۳۶۷ ، ۱۲۶ ص . (3)۳ . فاطمه نهايى . افسانه غرانيق ، رساله كارشناسى ارشد علوم قرآن و حديث ، دانشكده الهيات و معارف اسلامى دانشگاه تهران ، استاد راهنما : على دوانى ، ۱۳۶۹ ، ۱۴۲ ص . (4)
.
۴ . بى بى فاطمه مظلوم . قلب سليم در صحيفه سجاديه ، كارشناسى ارشد علوم قرآن و حديث ، دانشكده علوم انسانى دانشگاه تربيت مدرّس ، استاد راهنما : مشّايى ، ۱۴۴ص . (1)۵ . فاطمه ايزدى . تواضع و تكبر و مصاديق آنها در قرآن و حديث ، رساله كارشناسى ارشد معارف ، دانشگاه آزاد اسلامى واحد نجف آباد ، استاد راهنما : دكتر سيد محمّدباقر حجتى ، ۲۶۰ ص . (2)۶ . فاطمه نژاد فاضل . ذكر و موانع آن در قرآن و حديث ، رساله كارشناسى ارشد علوم قرآن و حديث ، دانشكده الهيات و معارف اسلامى دانشگاه تهران ، استاد راهنما : محمّدعلى مهدوى راد ، ۱۳۷۵ ، ۲۴۷ ص . (3)۷ . نهلا غروى نايينى . شفاعت در قرآن و احاديث معصومين عليهم السلام ، رساله كارشناسى ارشد الهيات و معارف اسلامى ، دانشكده الهيات و معارف اسلامى دانشگاه تهران ، استاد راهنما : آية اللّه حاج شيخ ابوالقاسم خزعلى ، ۱۳۶۸ ، ۱۷۲ ص . (4)۸ . زهره سادات ميرترابى حسينى . علم لدنى در قرآن و حديث ، رساله كارشناسى ارشد علوم قرآن و حديث ، دانشكده اصول دين قم ، استاد راهنما : دكتر محمّد كاظم شاكر ، ۱۳۷۸ ، ۱۸۰ ص . (5)۹ . خديجه احمد مهرابى . بررسى تاريخ حديث اهل سنّت پس از قرن سوم هجرى ، رساله كارشناسى ارشد علوم قرآن و حديث ، دانشكده اصول دين قم ، استاد راهنما : دكتر مجيد معارف ، ۱۳۷۹ ، ۲۰۶ ص . (6)۱۰ . اختر سلطانى . بررسى تفكّر و تدبّر در آيات و روايات معصومين عليهم السلام ، رساله كارشناسى ارشد علوم قرآن و حديث ، دانشگاه آزاد اسلامى اراك ، استاد راهنما :
.
محمّدرضا آشتيانى ، ۱۳۷۷ ، ۹۲ ص . (1)۱۱ . ناهيد فياضى . بررسى اسرار و احكام فقهى از ديدگاه نهج البلاغه ، كارشناسى ارشد فقه و مبانى حقوق اسلامى ، دانشگاه آزاد اسلامى واحد اراك ، استاد راهنما : دكتر محمّدمهدى گرجيان ، ۱۳۷۹ ، ۳۸۳ ص . (2)۱۲ . زهرا كاشانى ها . ايمان و مؤمنين در قرآن و حديث ، رساله كارشناسى ارشد علوم قرآن و حديث ، دانشگاه آزاد اسلامى تهران ، استاد راهنما : دكتر سيد محمّدباقر حجتى ، ۱۳۷۳ ، ۱۷۴ ص . (3)۱۳ . طوبى قادرى . تنظيم خانواده از ديدگاه قرآن و روايات ، رساله كارشناسى ارشد علوم قرآن و حديث ، دانشگاه آزاد اسلامى تهران ، استاد راهنما : دكتر سيد محمّدباقر حجتى ، ۱۳۷۲ ، ۱۴۸ ص . (4)۱۴ . مليحه پورستّارى مهادى . پيدايش و تطور تفسير أثرى ، رساله دكترى الهيات و معارف اسلامى ، گرايش علوم قرآن و حديث ، دانشگاه آزاد اسلامى واحد علوم و تحقيقات ، استاد راهنما : دكتر سيد محمّدباقر حجتى ، ۱۳۷۸ ، ۲۸۲ ص . (5)۱۵ . محبوبه محمّدى . تأثير روحى ـ اخلاقى ذكر از ديدگاه قرآن و معصومين عليهم السلام ، رساله كارشناسى ارشد الهيات و معارف اسلامى ، دانشگاه آزاد اسلامى اراك ، استاد راهنما : محمّدجعفر امامى ، ۱۳۷۵ ، ۱۱۴ ص . (6)۱۶ . جميله هاشمى . بررسى آراء متعدد پيرامون آيه الست با تكيه بر كتب تفسيرى و روايى عامّه و خاصّه ، رساله كارشناسى ارشد الهيات و معارف اسلامى ، دانشگاه آزاد اسلامى اراك ، استاد راهنما : دكتر گرجيان ، ۱۳۷۶ ، ۱۳۶ ص . (7)
.
ج . مقالات۱ . شادى نفيسى : ـ روش علّامه شوشترى در نقد سند ؛ (1)ـ معيارهاى نقد دعا در الأخبار الدخيلة . (2)۲ . سهيلا جلالى : پژوهشى درباره اصول اربعمأة . (3)۳ . خانم دكتر موزه احمد محمّد الكور : منهج المحدثين فى نقد متون الأحاديث النبوية . (4)۴ . خانم اميمة ابوبكر : المحدّثات فى التاريخ الاسلامى (القرن ۱۴ و ۱۵) . (5)۵ . خانم دكتر امينه محمّد جمال الدين : تراجم المحدّثات فى العصر المملوكى ؛ دراسة اولية فى المصادر . (6)۶ . خانم دكتر عزية على طه : ـ من افتراءات المستشرقين على أحاديث التوحيد ؛ (7)ـ صور من افتراءات المستشرق جراهام على الأحاديث القدسية . (8)۷ . نهله غروى نايينى :
.
1) .همان ، ش ۱۰ (زمستان ۱۳۷۷) ، ص ۷۱ ـ ۱۰۲ .
2) .آينه پژوهش ، ش ۵۳ (آذر ـ دى ۱۳۷۷) .
3) .همان ، ش ۶ (زمستان ۱۳۷۶) ، ص ۱۸۷ ـ ۲۳۱ .
4) .مجلة مركز بحوث السنة و السيرة ، قطر ، ش ۷ (۱۴۱۴ ق) .
5) .هاجر (كتاب المرأة) ، مصر ، ش ۵ و ۶ (۱۹۹۸ م) .
6) .مجلة مركز بحوث السنة و السيرة ، قطر ، ش ۶ (۱۴۱۳ ق) .
7) .مجلة الشريعة ، كويت ، سال ۶ ، ش ۱۳ (۱۴۰۹ ق) .
8) .همان ، سال ۸ ، ش ۲۱ (۱۴۱۴ ق) .
ـ زنان راوى حديث اميرالمؤمنين ؛ (1)ـ زنان راوى در آثار سيره نويسان ؛ (2)ـ مقدمه اى بر آشنايى با محدّثات شيعه . (3)۸ . فاطمه نقيبى : ـ بررسى ادله جامعيت و جاودانگى قرآن كريم در نهج البلاغه ؛ (4)ـ عوامل سقوط و انحطاط حكومت ها از ديدگاه نهج البلاغه . (5)۹ . پريوش دانش نيا : محدّث سياح : به مناسبت بزرگداشت شيخ صدوق . (6)۱۰ . زينب برخوردارى : دلايل عظمت و انحطاط حكومت ها از ديدگاه امام على عليه السلام . (7)۱۱ . معصومه ايمان زاده : سيره و سخن على عليه السلام ، پيرامون هم گرايى در جامعه دينى . (8)۱۲ . ناهيد بيدهندى : اهل البيت فى روايات الصحابة ، انس بن مالك بن النضر . (9)۱۳ . زهرا باقرى بيدهندى : كتابنامه صلوات . (10)۱۴ . ع . باقرى بيدهندى :
.
1) .علوم حديث ، ش ۱۲ (تابستان ۱۳۷۸) ، ص ۷۰ ـ ۸۵ .
2) .فرزانه ، ش ۴ (تابستان و پاييز ۱۳۷۳) ، ص ۴۲۷ ـ ۴۳۰ .
3) .مدرس ، ش ۱ (زمستان ۱۳۷۵) .
4) .نداى صادق ، ش ۱۹ .
5) .همان ، ش ۲ .
6) .روزنامه كيهان ، ۱۳/۲/۱۳۸۰ .
7) .مشكوة النور ، ش ۱۴ .
8) .روزنامه رسالت ، ۴/۲/۱۳۸۰ .
9) .رسالة الثقلين ، سال ۴ ، ش ۱۳ (محرم ـ ربيع الاول ، ۱۴۱۶ ق) .
10) .علوم حديث ، ش ۱۳ (پاييز ۱۳۷۸) .
ـ اربعينيات در فضايل امير مؤمنان ؛ (1)ـ كتاب شناسى ترجمه آثار حديثى شيخ صدوق به فارسى . (2)۱۵ . صديقه توانا : مناظره جواد الائمة عليه السلام با يحيى بن اكثم . (3)۱۶ . طيبه اقبالى : آزادى دينى در نهج البلاغه . (4)۱۷ . نيكو كريم لو : شناخت فلسفى نهج البلاغه . (5)۱۸ . مريم پورحسينى : زن در نهج البلاغه . (6)۱۹ . بانو مجتهده امين : خطبه بى الف مولاى متقيان . (7)۲۰ . مريم معينى نيا : سيماى امام على عليه السلام در آينه قرآن و حديث . (8)۲۱ . فاطمه فنا : نقد و معرفى كتاب شرح الأربعين قاضى سعيد قمى . (9)۲۲ . فتحيه فتاحى زاده : شيوه هاى جمع و تأويل اخبار در تهذيب الأحكام . (10)
.
۲۳ . رضيه سادات سجادى : سير نگارش هاى اهل سنّت در حوزه مصطلح الحديث . (1)۲۴ . مرضيه جنتى : حقوق متقابل مردم و حكومت از منظر امام على عليه السلام . (2)۲۵ . مريم بيانى : قاضى و قضاوت در نگرش حضرت على عليه السلام . (3)۲۶ . فهيمه حسينى : زن از ديدگاه نهج البلاغه . (4)۲۷ . صديقه كيانى قمى : ـ سيره امام رضا عليه السلام در روند فرهنگ سازى ؛ (5)ـ معرفى كتاب رسالة الحقوق امام چهارم . (6)۲۸ . اعظم فرجامى : بررسى كتاب النكت البديعات على الموضوعات . (7)۲۹ . زهرا رياحى زمين : عدالت از ديدگاه امام على عليه السلام . (8)۳۰ . زهرا اخوان صراف : بررسى روش كتاب الموضوعات فى الآثار و الأخبار . (9)
.
۴ . تصحيح و تحقيق۱ . سكينة الشهابى . وى ، چند اثر را تصحيح كرده است : الف . تاريخ مدينة دمشق ـ تراجم النساء ـ ، ابن عساكر ، ۱۴۰۳ ق . ب . تلخيص المشابة فى الرسم ، احمد بن على بن ثابت ابى بكر الخطيب البغدادى (۳۹۲ ـ ۴۶۳) . اين كتاب ، در دو جلد به سال ۱۹۸۵ م ، به چاپ رسيده است . ج . المعجم المشتمل على ذكر أسماء شيوخ أئمة النبيل ، ابن عساكر ، اين كتاب ، در سال ۱۹۷۹ م ، تحقيق شده و دار الفكر آن را به چاپ رسانده است . نويسنده ، كتاب را با چهار نسخه مقابله كرده است . ۲ . نفيسة الذهبى . وى ، اقتضاء الاثر بعد ذهاب اهل الاثر ، ابوسالم العياشى (ت ۱۰۴۴ق) را تحقيق كرده است . اين كتاب ، در سال ۱۹۹۶ م ، در دار البيضاء به چاپ رسيده است . اين كتاب ، به فهرست ابومسلم شهرت دارد و فهرست آثارى است كه وى از مشايخ دريافت كرده است . ۳ . منيرة الناجى . وى ، كتاب التحبير فى المعجم الكبير ، عبد الكريم بن محمّد السمعانى ، (م ۵۶۲ ق) را در دو جلد تحقيق كرده است . ۴ . دكتر بهيجة الحسنى . وى ، كتاب معجم السفر ، الحافظ صدر الدين ابى طاهر احمد بن محمّد بن احمد بن محمّد بن ابراهيم الاصفهانى السلفى (۴۷۲ ـ ۵۷۶ ق) را تحقيق كرده است . محقّق ، كتاب را بر پايه سه نسخه تصحيح كرده است . ۵ . دكتر وفاء تقى الدين . وى ، معجم الشيوخ ، اثر ابن عساكر (۴۹۶ ـ ۵۷۱ ق) را تحقيق كرده است . اين كتاب ، در سه جلد ، توسط دار البشائر دمشق ، در سال ۱۴۲۱ ق ، به چاپ رسيده است .
.
۵ . تدريس حديث و دانش هاى حديثآنچه از تدريس در اين جا مراد شده ، عبارت اند از : ۱ . تشكيل حلقه هاى درس ؛ ۲ . خواندن حديث كه از آن به سماع تعبير شود ؛ ۳ . قرائت حديث بر استاد از سوى شاگردان كه اصطلاحا قرائت نام دارد . هر يك از اين سه ، در زمره تدريس جاى مى گيرد . بر اين اساس ، به برخى از موارد كه در كتب ثبت رسيده اشاره مى گردد . ۱ . كريمة مروزية ، دختر احمد بن محمّد بن حاتم مروزى (م ۴۶۳ق) . وى ، در مكّه ، صحيح بخارى تدريس مى كرد . هشت تن از محدّثان شرق و هفت تن از محدّثان غرب جهان اسلام ، نزد او صحيح بخارى فرا گرفتند . اسامى اين محدّثان عبارت اند از : (1)ـ خطيب بغدادى (۳۹۲ ـ ۴۶۳ق) ؛ گفته شده خطيب در ايام حج در مكّه ، در مدّت پنج روز ، صحيح بخارى را نزد كريمه قرائت كرد . ـ ابوالمظفر منصور بن محمّد سمعانى (۴۲۶ ـ ۴۸۹ق) ؛ ـ ابو عبد اللّه حسين بن على بن حسين طبرسى (۴۱۸ ـ ۴۹۸ق) ؛ ـ على بن ابراهيم بن عباس النسيب (۴۲۴ ـ ۵۰۸ق) ؛ ـ ابو طالب حسين بن محمّد بن على بن حسن زينبى (۴۲۰ ـ ۵۱۲ ق) ؛ ـ ابو الغنائم محمّد بن على بن ميمون بن محمّد نرسى (۴۲۴ ـ ۵۲۰ ق) ؛
.
1) .صفحات مشرقة ، ص ۱۲۸ ـ ۱۴۶ .
ـ ابوالحسن على بن الحسين بن عمر الغراء الموصلى (۴۳۳ ـ ۵۱۹ ق) ـ ابو عبد اللّه محمّد بن بركات بن هلال بن عبد الواحد سعيدى مصرى (۴۲۰ ـ ۵۲۰ق) ؛ ـ جماهر بن عبد الرحمن بن جماهر الحجرى الطليطلى (م ۴۶۶ق) ؛ ـ محمّد بن ابى نصر فتوح بن عبد اللّه حميدى اندلسى (۴۲۰ ـ ۴۸۸ق) ؛ ـ عبد العزيز بن عبد الوهاب بن ابى غالب قيروانى (م ۴۹۷ق) ؛ ـ احمد بن محمّد بن عبد الرحمن انصارى شارقى (م ۵۰۰ ق) ؛ ـ ابوالقاسم خلف بن ابراهيم بن خلف بن سعيد ، معروف به ابن نحاس (۴۲۷ ـ ۵۱۱ق) ؛ ـ احمد بن عثمان بن مكحول (م ۵۱۳ ق) ؛ ـ حسن بن خلف بن بليمة قيروانى (۴۲۷ ـ ۵۱۴ ق) ؛ ـ عيسى بن محمّد بن عبد اللّه بن عيسى الزهرى (م ۵۳۰ ق) ؛ ۲ . عافيه دختر يزيد بن عجلان (قرن پنجم) . ابونعيم اصفهانى ، از او حديث شنيده است . (1)۳ . كريمه كردى اصفهانى (قرن پنجم) . ابومحمّد عبد الرحيم بن محمّد بن فضل اصفهانى و ابوبكر محمّد بن ابونصر لنفوانى ، از او استماع حديث كردند . (2)۴ . ست ناز ، دختر مفضل بن ابى الفوارش شرابى اصفهانى (م ۵۲۸ ق) . سمعانى ، از او استماع حديث كرد . (3)۵ . امّ النجم سوذر جانى فاطمه (۴۶۰ ـ ۵۳۱ ق) ابوسعد سمعانى ، در سال ۵۳۱ق از او حديث استماع كرد . (4)
.
۶ . امّ المجتبى علوى فاطمه (م ۵۳۳ق) . ابوسعد سمعانى ، در اصفهان از او استماع حديث كرد . (1)۷ . امّ الفتوح لبنانى رابعه (م ۵۳۴ق) . سمعانى ، جزء لوين را از او استماع كرد . (2)۸ . امّ البهاء اصفهانى فاطمه (۴۴۰ ـ ۵۳۹ق) . سمعانى ، محمّد بن منصور بن احمد بن مؤذن اصفهانى و بدر بن ابى الفتوح ، از او استماع حديث كردند . (3)۹ . امّ الخير اصفهانى عافيه (م ۵۳۹ق) . سمعانى ، جزء لوين را از او استماع كرد . (4)۱۰ . فاطمه دختر البغدادى (۴۴۰ ـ ۵۳۹ق) . ابن عساكر (۴۹۹ ـ ۵۷۱ق) ، عبد الكريم ابن ابى بكر سمعانى (۵۰۶ ـ ۵۶۲ق) و ابوموسى محمّد بن ابى بكر اصفهانى شافعى (۵۰۱ ـ ۵۸۱ق) ، نزد وى صحيح بخارى فرا گرفتند . (5)۱۱ . تقيه ، دختر ابوالقاسم بن عمر اصفهانى (۴۸۰ ـ ۵۴۱ق) . سمعانى ، يك جزء حديثى نزد او فرا گرفت . (6)۱۲ . امّ الفتوح قيسى (۴۵۰ ـ ۵۴۵ق) . سمعانى ، از او استماع حديث كرد . (7)۱۳ . امّ النجم اصفهانى امة اللّه (م ۵۴۸ق) . ابوسعد سمعانى ، در اصفهان از او استماع حديث كرد . (8)۱۴ . امّ محمّد آمنه (م ۵۶۲ق) . ابوسعد سمعانى ، از او استماع حديث كرد . (9)۱۵ . شهده ، دختر احمد البغدادى (۴۸۰ ـ ۵۷۴ق) . ابن جوزى (۵۰۹ ـ ۵۹۷ق) ، عبد الغنى مقدسى (۵۴۱ ـ ۶۰۰ق) ، عماد الدين مقدسى (۵۴۳ ـ ۶۱۴ق) ، عبد القادر رُهاوى حنبلى (۵۳۶ ـ ۶۱۲ ق) و ابوالفرج عبد الرحمن بن ابى البركات (۵۵۴ ـ ۶۳۴ق) ، از
.
او صحيح بخارى آموختند . (1)۱۶ . بلقيس ، دختر سليمان بن احمد بن حسن (۵۱۷ ـ ۵۹۰ ق) ، مردان و زنان عصر او ، در اصفهان از او استماع حديث كرده اند . (2)۱۷ . امّ البهاء اصفهانى خجسته (نيمه اول قرن ششم) . ابوسعد سمعانى ، از او حديث شنيده است . (3)۱۸ . امّ النجم فضلويه حوار (نيمه اول قرن ششم) . ابوسعد سمعانى ، از او حديث شنيده است . (4)۱۹ . امّ الرضاء اصفهانى ضوء (نيمه دوم قرن ششم) . ابوسعد سمعانى ، از او حديث شنيده است . (5)۲۰ . امّ الكرام كريمه (قرن ششم) . ابوالوفاء عبد الرحمن بن حمد بن عبد الواحد بن محمود صباغ شرابى اصفهانى (۴۴۶ ـ ۵۳۲ق) ، از او استماع حديث كرد . (6)۲۱ . امّ الكرام ضوء (قرن ششم) . ابوسعد سمعانى ، در اصفهان از او استماع حديث كرد . (7)۲۲ . ست آذرميه اصفهانى (قرن ششم) . سمعانى ، از او حديث شنيد . (8)۲۳ . امّ النجم عنبرى ست العراق (قرن ششم) . سمعانى ، جزء ابوحفص فلاس را نزد او نگاشت . (9)۲۴ . امّ العز اصفهانى (قرن ششم) . سمعانى ، از او استماع حديث كرد . (10)۲۵ . فاطمه جوزدانيه (قرن ششم) . بسيارى از مردان چون محمّد بن احمد
.
1) .همان ، ص ۱۶۱ ـ ۱۶۵ .
2) .ذيل تاريخ بغداد ، ج ۱۵ ، ص ۳۹۹ .
3) .همان ، ج ۲ ، ص ۴۰۴ .
4) .همان جا .
5) .همان، ج۱، ص۲۱۹ و ۲۴۸ و ج۲، ص۴۱۸.
6) .همان ، ج ۱ ، ص ۴۹۴ .
7) .التحبير ، ج ۱ ، ص ۲۵۱ ، و ج ۲ ، ص ۴۱۸ .
8) .اعلام النساء ، ج ۲ ، ص ۱۵۰ .
9) .همان ، ج ۱ ، ص ۱۳۹ و ج ۲ ، ص ۴۱۲ .
10) .التحبير ، ج ۲ ، ص ۴۱۴ .
صيدلانى از او استماع حديث كردند و عفيفه اصفهانى ، نزد او معجم كبير و معجم صغير طبرانى را فرا گرفت . (1)۲۶ . امّ الوليد ، ضوء الصباح ، لامعه ، دختران ابوالعباس احمد بن مطهر ، مشهور به خطيب دليجانى (قرن ششم) . افراد بسيارى از آنان استماع حديث كرده اند . (2)۲۷ . تقيه ، دختر ابوسعيد بن امرسان (قرن ششم) . ابن نقطه بغدادى ، در اصفهان از او حديث فرا گرفت . (3)۲۸ . امّ الضياء ست الجليل (قرن ششم) . سمعانى ، جزء لوين را از او استماع كرد . (4)۲۹ . امّ الضياء اصفهانى عاشورا (قرن ششم) . سمعانى ، از او استماع حديث كرد . (5)۳۰ . امّ الشمس اصفهانى خجسته (قرن ششم) . ابن عساكر ، از او استماع حديث كرد . (6)۳۱ . امّ الرجاء اصفهانى زبيده (قرن ششم) . سمعانى ، از او حديث شنيده است . (7)۳۲ . امّ سلمه آمنه (قرن ششم) . سمعانى ، در اصفهان از او استماع حديث كرد . (8)۳۳ . امّ البهاء اصفهانى جمعه (قرن ششم) . سمعانى ، در اصفهان سه حديث از او فرا گرفت . (9)۳۴ . فاطمه صالحانى (قرن ششم) . سمعانى ، در اصفهان از او حديث شنيد . (10)۳۵ . فاطمه ، دختر حسين بن فضلويه (قرن ششم) . ابن جوزى ، از او مسند شافعى را سماع كرد . (11)
.
1) .همان ، ج ۲ ، ص ۳۹۶ .
2) .همان ، ج ۲ ، ص ۴۰۴ .
3) .همان، ج۵ ، ص۱۹ ؛ التحبير، ج۲، ص۴۲۹ .
4) .معجم البلدان ، ج ۲ ، ص ۴۶۱ .
5) .اعلام النساء ، ج ۱ ، ص ۱۷۳ .
6) .التحبير ، ج ۲ ، ص ۴۱۲ .
7) .همان ، ج ۲ ، ص ۴۲۴ .
8) .همان ، ج ۲ ، ص ۴۱۰ .
9) .التحبير ، ج ۲ ، ص ۴۰۱ .
10) .التحبير ، ج ۱ ، ص ۳۰۴ .
11) .فصول عن المرأة ، ص ۶۸ .
۳۶ . امّ هانى عفيفه اصفهانى (۵۱۶ ـ ۶۰۴ق) . عبد العزيز بن عبد الملك شيبانى ، در اصفهان از او استماع حديث كرد . (1)۳۷ . امّ الفتوح بزانيه (م ۶۱۰ق) . سمعانى ، از او استماع حديث كرد . (2)۳۸ . كريمه دختر عبد الوهاب زبيرى دمشقى (۵۱۵ ـ ۶۴۱ق) . ابن صابونى (م ۶۸۰ق) ، عبد العظيم المنذرى ، و زنان و مردان بسيارى ، از او حديث سماع كرده اند . ابن صابونى مى گويد : سمعت منها كثيرا و اخذت منها علما غزيرا . و ذهبى درباره اش نوشته است : طويلة الروح على الطلبة لا تمل من الرواية . (3)۳۹ . امّ الفضل ، كريمه ، دختر عبد الوهاب بن على بن خضر (م ۶۴۱ق) . منذرى ، از او استماع حديث كرد و گفته است اين بانو ، شصت و اندى سال حديث تدريس مى كرد . (4)۴۰ . زينب ، دختر احمد بن عمر مقدسى (۶۲۸ ـ ۷۲۲ق) . وى ، در قدس ، دمشق ، قاهره و مدينه ، حديث تدريس مى كرد و ۱۴ اثر حديثى از او سماع شده است . به جز آن ، ۱۹ نفر از او صحيح بخارى فرا گرفتند . (5)۴۱ . فاطمه ، دختر ابراهيم بن محمود البعلبكى (۶۲۵ ـ ۷۱۱ق) . در مدينه ، ابن رُشيد بستى (م ۷۲۱ق) و در دمشق ، عبد اللطيف بن احمد تكريتى معروف به ابن كويك (م ۷۳۴ق) ، على بن عمر جزرى (م ۷۳۵ق) ، ابراهيم بن احمد مقدسى (م ۷۴۹ق) و على بن عبد الكافى معروف به سبكى (م ۷۵۶ق) ، از او صحيح بخارى
.
فرا گرفتند . (1)۴۲ . هديه ، دختر عسكر الصالحية (۶۲۶ ـ ۷۱۲ق) . قاسم بن يوسف سيتى (م ۷۳۰ ق) ، محمّد بن ابراهيم دمشقى (م ۷۳۵ق) ، خليل بن كيكلدى (م ۷۶۱ق) و يوسف بن محمّد مرداوى (م ۷۶۹ق) ، از او صحيح بخارى فرا گرفتند . (2)۴۳ . ست الوزراء (۶۲۴ ـ ۷۱۶ق) . بيش از شصت نفر ، از وى حديث فرا گرفتند و از اين ميان ، سى و پنج نفر نزد او صحيح بخارى سماع كردند . (3)۴۴ . جويرية ، دختر احمد بن احمد الهكارية (۷۰۳ ـ ۷۸۳ق) . احمد بن عبد الخالق السيوطى (م ۸۳۸ ق) ، حافظ ولى الدين عراقى (م ۸۲۶ق) و احمد بن عثمان معروف به كلواى (م ۸۳۵ ق) ، نزد او صحيح بخارى فرا گرفتند . (4)۴۵ . فاطمه ، دختر احمد بن قاسم الحرازى (۷۱۰ ـ ۷۸۳ق) . عبد اللّه بن محمّد حرازى (م ۸۱۶ ق) ، محمّد بن احمد بن محمّد نويرى (م۸۲۰ ق) ، ولى الدين ابوزرعه عراقى (م ۸۲۶ ق) ، محمّد بن احمد بن ظهيرة مكى (م۸۲۹ ق) ، محمّد بن احمد بن على الفاسى (م ۸۳۲ ق) ، از او صحيح بخارى فرا گرفتند . (5)۴۶ . وزيرة ، دختر يحيى بن محمّد تغلبى (قرن هشتم) . محمّد الوافى ، كتاب العوالى المنتعاة قاسم بن فضل ثقفى را از او استماع كرد . (6)۴۷ . ست القضاة ، دختر محمّد بن على بن عوانه (قرن هشتم) . الوانى ، از وى استماع حديث كرد . (7)۴۸ . عايشه ، دختر محمّد بن عبد الهادى المقدسية (۷۲۳ ـ ۸۰۳ق) . ابن حجر عسقلانى ، نزد او صحيح بخارى و ۱۴ اثر حديثى ديگر را قرائت كرد و نيز خطيب بن
.
ابى عمر حنبلى ، از او سماع حديث دارد . (1)۴۹ . حكيمه ، دختر محمود بن محمّد (قرن نهم) . طاوسى ، نزد او قرائت حديث كرد . (2)۵۰ . همسر شيخ بهايى (نيمه اول قرن يازدهم) . محدّث و فقيه بود و حديث و فقه تدريس مى كرد . (3)۵۱ . ثريا خانم محسنى (قرن چهاردهم) . به زنان ، فقه ، اصول و حديث مى آموخت . (4)۵۲ . قرائت شيرازى (قرن چهاردهم) . كتب اربعه را به زنان درس مى داد . (5)
.
بخش سه : روايت زنان در منابع حديثى شيعهمهم ترين مسئله اى كه مى تواند نقش زنان را در خدمت به حديث و نشر آن روشن سازد ، ميزان حضور آنان در سلسله اسناد و نقل احاديث است . براى اين منظور ، بررسى دقيق كتب روايى ، تاريخى و تفسيرى ضرورى است ؛ چنان كه بايد اين بررسى در دو حوزه منابع روايى اهل سنّت و شيعى صورت پذيرد . در حوزه روايات اهل سنّت ، اين بررسى ها تا حدودى انجام پذيرفته و كتبى با اين انگيزه تأليف شده است كه مى توان به اين موارد اشاره كرد : ۱ . جامع مسانيد النساء ، ابراهيم محمّد الجمل ، ۲ ج . در اين مجموعه دو جلدى ، ۱۷۵۲ حديث از ۲۸ كتاب حديثى اهل سنّت گردآورى شده است . ۲ . الاحاد و المثانى ، ابن ابى عاصم (۲۰۶ ـ ۲۸۷ ق) ، ۶ ج . در جلد پنجم اين كتاب ، از صفحه ۳۵۴ تا آخر (۴۷۹) و تمام جلد ششم (۴۹۴ص) ، از شماره ۱۰۵۴ تا ۱۲۵۰ ، روايات ۱۹۶ زن راوى ، گرد آمده است . ۳ . مسند فاطمة الزهراء ، جلال الدين سيوطى (م ۹۱۱ ق) . سيوطى در اين كتاب ، ۲۸۴ حديث گرد آورده كه برخى به سيره حضرت فاطمه عليهاالسلام برمى گردد و برخى ، سخنان پيامبر درباره ايشان و پاره اى ديگر نيز روايت هاى حضرت فاطمه عليهاالسلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله است . ۴ . مسند عايشة ، ابن حجر عسقلانى . در اين اثر ، ۱۰۸۱ روايت از عايشه نقل شده كه
.
ابن حجر آن را بر پايه مسند احمد بن حنبل و فرزندش عبد اللّه ، گرد آورده است . ۵ . الإجابة لايراد ما استدركته عايشة على الصحابة ، الزركشى . در اين اثر ، نَود حديث از عايشه نقل شده كه بر سى تَنْ از صحابه ، خُرده گرفته است . ۶ . موسوعة أمّهات المؤمنين ، عبد الصبور شاهين و اصلاح عبد الصلاح الرفاعى . در اين اثر ، ۱۴۷۰ حديث كه همسران پيامبر راوى آن بوده اند ، گرد آمده است . ۷ . مسند أمة اللّه مريم بنت عبد الرحمن . اين كتاب ، در مكتبة القرآن قاهره به سال ۱۴۰۹ق ، با تحقيق مجدى السيد ابراهيم به چاپ رسيده است . اين اثر ، يك جزء از ۲۴ روايت مسند مريم است كه به چاپ رسيده و در آن ۱۳ حديث موجود است . اين تتبّع ها گرچه كامل نيست ، اما اندازه غالب را نشان مى دهد و بايد بر پايه اين آثار و آمار ، تحليلى دقيق از تعداد راويان زن و روايت هايشان و نيز موضوعات منقول ارائه كرد . البته حدود چهل درصد از اين كار را خانم آمال قرداش ، در كتاب دور المرأة فى رواية الحديث فى القرون الثلاثة الاولى (1)انجام داده است . مع الأسف هيچ يك از اين دو امر ، يعنى تتبّع در مصادر حديثى و تحليل آن ، در حوزه روايات شيعى به انجام نرسيده است . در اين بخش مى كوشيم به اين عرصه ، دامن زده و با تتّبعى نسبتا كامل به تحليل و ارزيابى آن بپردازيم . ابتدا ذكر چند نكته به عنوان درآمد و تبيين حدود مسئله لازم است : ۱ . در اين جا روايت هايى را جستجو كرده ايم كه زنان ، راوى آنها بوده اند . بدين جهت ، روايت هاى منقول از حضرت فاطمه عليهاالسلام ـ كه به ايشان ختم مى شود ـ مورد بررسى و تحليل قرار نگرفته و ـ ان شاء اللّه ـ در نوشتارى مستقل بدان پرداخته مى شود .
.
1) .دور المرأة فى رواية الحديث فى القرون الثلاثة الاولى ، آمال قرداش بنت الحسين ، كتاب الامة ، قطر ، سال ۱۹ ، شماره ۷۰ ، ۱۴۲۰ق .
۲ . كتاب هايى كه در اين مرحله مورد جستجو و تتبّع قرار گرفته و تعداد روايت هاى منقول در آنها بررسى شده ، عبارت اند از : ـ الكافى ، ۱۹ حديث ، ـ كتاب من لا يحضره الفقيه ، ۸ حديث ، ـ تهذيب الأحكام ، ۸ حديث ، ـ الاستبصار ، ۲ حديث ، ـ وسائل الشيعة ، ۶۶ حديث ، ـ بحار الأنوار ، ۳۸۴ حديث . جمع كل : ۴۸۷ حديث . ۳ . اين روايت ها را ۱۱۶ زن نقل كرده اند ، كه بيشترين روايت را امّ سلمه با ۱۱۳ حديث ، روايت كرده است . ۴ . راويان از نظر تعداد روايت در جدول زير دسته بندى مى شوند . ۱ حديث : ۵۷ مورد . شماره هاى : ۱ ، ۲ ، ۳ ، ۴ ، ۷ ، ۸ ، ۱۱ ، ۱۵ ، ۱۶ ، ۱۸ ، ۲۲ ، ۲۱ ، ۲۳ ، ۳۱ ، ۳۳ ، ۳۴ ، ۳۷ ، ۳۹ ، ۴۰ ، ۴۱ ، ۴۲ ، ۴۴ ، ۴۵ ، ۴۹ ، ۵۱ ، ۵۲ ، ۵۳ ، ۵۴ ، ۶۱ ، ۶۲ ، ۶۵ ، ۶۷ ، ۷۰ ، ۷۵ ، ۷۶ ، ۷۷ ، ۷۸ ، ۸۰ ، ۸۲ ، ۸۴ ، ۸۷ ، ۸۸ ، ۸۹ ، ۹۱ ، ۹۴ ، ۹۵ ، ۹۶ ، ۹۹ ، ۱۰۲ ، ۱۰۳ ، ۱۰۴ ، ۱۰۵ ، ۱۰۷ ، ۱۰۸ ، ۱۰۹ ، ۱۱۰ ، ۱۱۴ . ۲ حديث : ۲۷ مورد . شماره هاى : ۱۰ ، ۲۰ ، ۲۴ ، ۲۷ ، ۲۹ ، ۳۰ ، ۳۲ ، ۳۶ ، ۳۸ ، ۴۳ ، ۵۰ ، ۵۶ ، ۶۰ ، ۶۳ ، ۶۴ ، ۶۶ ، ۶۹ ، ۷۳ ، ۷۴ ، ۸۳ ، ۸۵ ، ۹۳ ، ۱۰۶ ، ۱۱۱ ، ۱۱۲ ، ۱۱۵ ، ۱۱۶ . ۳ حديث : ۱۲ مورد . شماره هاى : ۵ ، ۹ ، ۱۳ ، ۱۴ ، ۱۷ ، ۴۶ ، ۵۵ ، ۶۸ ، ۷۹ ، ۸۶ ، ۹۰ . ۴ حديث : ۴ مورد . شماره هاى : ۱۲ ، ۱۹ ، ۲۵ ، ۹۲ . ۶ حديث : ۵ مورد . شماره هاى : ۴۸ ، ۵۸ ، ۵۹ ، ۹۸ ، ۱۰۰ . ۷ حديث : ۳ مورد . شماره هاى : ۳۵ ، ۷۱ ، ۷۲ . ۸ حديث : ۳ مورد . شماره هاى : ۲۶ ، ۴۷ ، ۵۷ .
.
۲۳ حديث : ۱ مورد . شماره ۶ (اسماء بنت عميس) . ۳۰ حديث : ۲ مورد . شماره ۱۰۱ (فاطمه بنت محمّد) و شماره ۹۷ (فاطمه بنت الحسين) . ۸۸ حديث : ۱ مورد . شماره ۸۱ (عايشه) . ۱۱۳ حديث : ۱ مورد . شماره ۲۸ (امّ سلمه) . ۵ . راويان زن ، از نظر طبقه ، در جدول زير جاى مى گيرند : اصحاب پيامبر : ۲۸ مورد . شماره هاى : ۱ ، ۲ ، ۳ ، ۴ ، ۵ ، ۶ ، ۸ ، ۱۴ ، ۱۶ ، ۲۴ ، ۲۸ ، ۳۱ ، ۳۲ ، ۳۵ ، ۳۹ ، ۴۱ ، ۴۲ ، ۴۳ ، ۴۶ ، ۴۸ ، ۴۹ ، ۵۹ ، ۶۲ ، ۶۷ ، ۶۹ ، ۷۰ ، ۷۱ ، ۷۹ ، ۸۱ ، ۸۳ ، ۹۰ ، ۹۱ ، ۹۴ ، ۹۵ ، ۱۰۱ ، ۱۱۲ ، ۱۱۵ ، ۱۱۶ . همسران پيامبر و صحابيان : ۳ مورد . شماره هاى : ۱۵ ، ۲۰ ، ۳۰ . راويان حضرت فاطمه عليهاالسلام : ۱ مورد . شماره ۷۷ . راويان امام على عليه السلام : ۵ مورد . شماره هاى: ۷ ، ۹ ، ۱۷ ، ۲۵ ، ۳۴ ، ۳۶ ، ۳۸ ، ۴۴ ، ۷۶ ، ۸۲ ، ۸۴ ، ۸۷ ، ۹۳ ، ۹۸ ، ۱۱۰ . راويان امام حسن عليه السلام : ۲ مورد . شماره هاى : ۵۴ و ۵۵ . راويان امام حسين عليه السلام : ۷ مورد . شماره هاى : ۲۲ ، ۴۰ ، ۵۲ ، ۵۳ ، ۶۸ ، ۷۵ ، ۹۷ . راويان امام سجاد عليه السلام : ۳ مورد . شماره هاى : ۲۹ ، ۹۲ ، ۹۹ . راويان امام باقر عليه السلام : ۴ مورد . شماره هاى : ۱۱ ، ۴۷ ، ۶۳ ، ۱۰۲ . راويان امام صادق عليه السلام : ۲۶ مورد . شماره هاى : ۱۰ ، ۱۳ ، ۱۸ ، ۲۱ ، ۲۳ ، ۲۶ ، ۲۷ ، ۳۳ ، ۵۰ ، ۵۱ ، ۴۰ ، ۶۱ ، ۶۵ ، ۷۲ ، ۷۳ ، ۷۴ ، ۷۸ ، ۸۰ ، ۸۵ ، ۸۸ ، ۸۹ ، ۹۶ ، ۱۰۵ ، ۱۰۷ ، ۱۰۸ ، ۱۱۱ . راويان امام كاظم عليه السلام : ۱۰ مورد . شماره هاى : ۱۲ ، ۱۹ ، ۳۷ ، ۴۵ ، ۶۶ ، ۱۰۴ ، ۱۰۶ ، ۱۰۹ ، ۱۱۳ ، ۱۱۴ . راويان امام رضا عليه السلام : ۵ مورد . شماره هاى : ۵۶ ، ۵۸ ، ۶۴ ، ۸۶ ، ۱۰۰ .
.
راويان امام هادى عليه السلام : ۱ مورد . شماره ۱۰۳ . راويان امام عسكرى عليه السلام : ۱ مورد . شماره ۵۷ . و از جهت كثرت و قلّت ، اين نمودار گوياى آن است :
M۴۵۷۱_T۱_File_۴۷۷۷۶۲۵
۶ . راويان را به ترتيب الفبايى مرتب كرديم و پس از بيان نام آنها ، تعداد روايت ، منابع حديث ، موضوعات منقول و طبقه آنها را گزارش كرده ايم . همچنين براى دستيابى به اطّلاعات بيشتر درباره آنها ، منابعى در پاورقى ، در زمينه ترجمه آنان معرفى شده است .
۱ . آمنة ، امّ النبى صلى الله عليه و آله (1)تعداد حديث : ۱
.
1) .السيرة النبوية لابن هشام ، ج ۱ ، ص ۵۰ و ۵۷ ؛ الطبقات الكبرى ، ج ۱ ، ص ۹۸ و ۱۱۶ ؛ الدر المنثور فى طبقات ربات الخدور ، ص ۱۶ .
منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۱۵ ، ص ۲۷۱ . موضوعات منقول : حمل پيامبر صلى الله عليه و آله . طبقه : اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله .
۲ . آمنة بنت أبى سعيد السهمىتعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۱۵ ، ص ۳۵۷ ، ح ۱۴ . موضوعات منقول : شهادت راهبان مسيحى به نبوت پيامبر و معجزات ايشان قبل از بعثت . طبقه : اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله .
۳ . أروى بنت الحارث بن عبد المطلب . (1)تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۳۳ ، ص ۲۵۲ ، ح ۵۲۶ . موضوعات منقول : ملاقات با معاويه و نقد بنى اميه . طبقه : اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله .
۴ . أسماء .تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : الكافى ، ج ۲ ، ص ۵۵۶ ، ح ۲ . موضوعات منقول : دعا به هنگام بلاها . طبقه : اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله .
.
1) .الطبقات الكبرى ، ج ۸ ، ص ۵۰ ؛ الاصابة فى تمييز الصحابة ، ج ۴ ، ص ۲۳۷ ؛ اسد الغابة ، ج ۷ ، ص ۷ .
۵ . أسماء ، بنت أبى بكر . (1)تعداد حديث : ۳ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۲۸ ، ص ۲۸ و ج ۴۳ ، ص ۲۴۳ ، ح ۱۶ و ۱۷ . موضوعات منقول : انتظار پيامبر بر حوض و بازگشت اصحاب به عقب ، طهارت امام حسين عليه السلام در حين ولادت ، ولادت امام حسين عليه السلام و مكيدن زبان پيامبر صلى الله عليه و آله . طبقه : اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله .
۶ . أسماء ، بنت عميس . (2)تعداد حديث : ۲۳ . منابع حديث : كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۲۰۳ ، ح ۶۱۰ ؛ وسائل الشيعة ، ج ۲ ، ص ۵۳۴ ، ح ۲۸۳۷ و ج ۳ ، ص ۲۲۱ ، ح ۳۴۵۹ ؛ بحار الأنوار ، ج ۱۷ ، ص ۳۵۹ ، ح ۱۴ و ج ۲۱ ، ص ۴۲ و ص ۶۳ و ج ۲۹ ، ص ۱۵۸ و ج ۳۷ ، ص ۲۶۳ ، ح ۲۹ و ج ۳۸ ، ص ۱۴۰ ، ح ۱۰۳ و ص ۱۴۸ و ص ۳۲۸ ، ح ۴۰ و ج ۴۱ ، ص ۱۶۷ ، ح ۲ و ص ۱۷۹ ، ح ۱۵ و ص ۲۷۱ ، ح ۲۶ و ج ۴۳ ، ص ۸۱ ، ح ۲ و ص ۲۳۸ ، ح ۴ و ج ۷۸ ، ص ۱۱۲ و ص ۳۰۰ و ج ۱۰۱ ، ص ۱۱۰ ، ح ۱۸ . موضوعات منقول : رد الشّمس ، وصيت حضرت فاطمه عليهاالسلام در غسل ، ساختن تابوت ، آداب نوزاد (اذان ، اقامه و عقيقه) ، شهادت جعفر و عدم گفتن لغو در عزا ، اذن خواستنِ ابوبكر براى طلب رضايت از فاطمه ، حديث منزلت ، على عليه السلام وزير رسول اللّه صلى الله عليه و آله ، سخن گفتن زمين با على عليه السلام ، ولادت حسنين عليهماالسلام ، غسل فاطمه عليهاالسلام و طهارت فاطمه عليهاالسلام از نفاس . طبقه : اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله .
.
۷ . أسماء ، بنت واثلة .تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۴۱ ، ص ۲۷۱ ، ح ۲۶ . موضوعات منقول : سخن گفتن زمين با على عليه السلام . طبقه : اصحاب امام على عليه السلام (از اسماء بنت عميس ، روايت مى كند) .
۸ . أسماء ، بنت يزيد . (1)تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۱۶ ، ص ۲۲۹ . موضوعات منقول : سلام پيامبر صلى الله عليه و آله بر زنان . طبقه : اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله .
۹ . أمامة ، بنت أبى العاص (اُمّها زينب ، بنت رسول اللّه صلى الله عليه و آله ) . (2)تعداد حديث : ۳ . منابع حديث : الكافى ، ج ۶ ، ص ۳۶۹ ، ح ۱ ؛ وسائل الشيعة ، ج ۲۵ ، ص ۲۰۱ ؛ ح ۳۱۶۷۲ ؛ بحار الأنوار ، ج ۴۱ ، ص ۱۵۸ ، ح ۵۱ . موضوعات منقول : ميهمانى حضرت على عليه السلام . طبقه : اصحاب امام على عليه السلام (از امام على عليه السلام روايت كرده و فاطمه بنت على ، از او روايت مى كند) .
۱۰ . امرأة الحسن الصيقل .تعداد حديث : ۲ .
.
منابع حديث : الكافى ، ج ۳ ، ص ۱۷۹ ، ح ۱ و ص ۲۲۵ ، ح ۸ ؛ تهذيب الأحكام ، ج ۳ ، ص ۳۲۶ ، ح ۱۰۱۷ . موضوعات منقول : نماز ميت توسط زن ، عدم جواز بى تابى بر مردگان . طبقه : اصحاب امام صادق عليه السلام (او از شوهرش نقل حديث مى كند و على بن عقبه از وى) .
۱۱ . امرأة محمّد بن مسلم .تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۱۰۹ ، ح ۳۲ . موضوعات منقول : نفاس . طبقه : اصحاب امام باقر عليه السلام (حمران بن اعين ، از وى روايت مى كند) .
۱۲ . امّ أحمد بن موسى . (1)تعداد حديث : ۴ . منابع حديثى : الكافى ، ج ۳ ، ص ۴۲ ، ح ۶ ؛ كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۱۱۱ ، ح ۲۲۷ ؛ عيون أخبار الرضا ، ج ۱ ، ص ۳۳ ؛ تهذيب الأحكام ، ج ۱ ، ص ۳۶۵ ، ح ۳ ؛ وسائل الشيعة ، ج ۳ ، ص ۳۲۰ ، ح ۳۷۵۶ . موضوعات منقول : انجام غسل جمعه در پنجشنبه ، حرف زدن غلامان و كنيزان و عكس العمل موسى بن جعفر عليه السلام . طبقه : اصحاب امام كاظم عليه السلام .
۱۳ . امّ اسحاق ، بنت سليمان .تعداد حديث : ۳ .
.
1) .عيون أخبار الرضا ، ج ۱ ، ص ۳۳ .
منابع حديث : الكافى ، ج ۶ ، ص ۴۰ ، ح ۲ ؛ تهذيب الأحكام ، ج ۸ ، ص ۱۰۸ ، ح ۱۵ ؛ وسائل الشيعة ، ج ۲۱ ، ص ۴۵۳ ، ح ۲۷۵۶۰ . موضوعات منقول : چگونگى شير دادن كودكان . طبقه : اصحاب امام صادق عليه السلام .
۱۴ . امّ ايمن . (1)تعداد حديث : ۳ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۱۵ ، ص ۱۱۶ و ج ۲۷ ، ص ۱۴۳ ، ح ۱۵۵ و ج ۹۸ ، ص ۱۱۴ ، ح ۳۸ . موضوعات منقول : شهادت يهود به نبوت پيامبر صلى الله عليه و آله ، حديث طير ، خبر پيامبر به شهادت امام حسين عليه السلام . طبقه : اصحاب رسول اللّه صلى الله عليه و آله .
۱۵ . امّ بجيد ، امرأة عمران بن حصين .تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۳۷ ، ص ۷۷ ، ح ۴۴ . موضوعات منقول : علاقه پيامبر به حسنين عليهماالسلام . طبقه : از ميمونه و امّ سلمه همسران پيامبر ، روايت مى كند .
۱۶ . امّ حبيب .تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : الكافى ، ج ۵ ، ص ۱۱۸ ، ح ۱ ؛ وسائل الشيعة ، ج ۱۷ ، ص ۱۳۱ ، ح ۲۲۱۷۳ .
.
1) .رجال البرقى ، ص ۱۴۵ ، ش ۱۶۸۰ ؛ الاستيعاب ، ج ۴ ، ص ۴۳۱ ؛ اسد الغابة ، ج ۷ ، ص ۳۰۳ .
موضوعات منقول : آرايشگرى زنان . طبقه : اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله .
۱۷ . امّ الحسن النخعية .تعداد حديث : ۳ . منابع حديث : الكافى ، ج ۵ ، ص ۳۱۱ ، ح ۳۲ ؛ تهذيب الأحكام ، ج ۶ ، ص ۳۸۲ ، ح ۲۴۸ ؛ وسائل الشيعة ، ج ۱۷ ، ص ۲۳۶ ، ح ۲۴۴۱۷ . موضوعات منقول : نخ ريسى زنان ، حلال ترين كسب . طبقه : اصحاب امام على عليه السلام .
۱۸ . امّ الحسن ، بنت عبد اللّه بن محمّد (نوه امام باقر عليه السلام ) . (1)تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۲۶ ، ص ۲۱۵ ، ح ۲۹ . موضوعات منقول : پرچم رسول خدا صلى الله عليه و آله . طبقه : اصحاب امام صادق عليه السلام .
۱۹ . امّ الحسين بن موسى بن جعفر عليه السلام .تعداد حديث : ۴ . منابع حديث : الكافى ، ج ۳ ، ص ۴۲ ، ح ۶ ؛ كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۱۱۱ ، ح ۲۲۷ ؛ تهذيب الأحكام ، ج ۱ ، ص ۳۶۵ ، ح ۳ ؛ وسائل الشيعة ، ج ۳ ، ص ۳۲۰ ، ح ۳۷۵۶ . موضوعات منقول : انجام غسل جمعه در پنجشنبه ، حرف زدن غلامان و كنيزان و عكس العمل موسى بن جعفر عليه السلام . طبقه : اصحاب امام كاظم عليه السلام .
.
1) .رجال الطوسى ، ص ۳۲۷ ، ش ۴۹۰۹ .
۲۰ . امّ حكيم ، بنت عبد الرحمان بن أبى بكر .تعداد حديث : ۲ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۳۲ ، ص ۳۲۷ ، ح ۳۱۵ و ۳۱۶ . موضوعات منقول : وصيت عايشه به محل دفن خود . طبقه : از عايشه روايت مى كند و موسى بن مطير ، از وى .
۲۱ . امّ حميدة .تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : ثواب الأعمال ، ص ۲۷۲ ، ح ۱ ؛ بحار الأنوار ، ج ۸۱ ، ص ۲۳۴ ، ح ۱۰ . موضوعات منقول : سبك شمردن نماز . طبقه : اصحاب امام صادق عليه السلام .
۲۲ . امّ حيان .تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۴۵ ، ص ۲۱۶ . موضوعات منقول : تاريكى آسمان هنگام شهادت امام حسين عليه السلام . طبقه : اصحاب امام حسين عليه السلام .
۲۳ . امّ داوود = امّ خالد البربرية (فاطمة بنت عبد اللّه بن ابراهيم) . (1)تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۹۴ ، ص ۴۳ ، ح ۳۰ و ج ۹۵ ، ص ۳۹۷ . موضوعات منقول : عمل امّ داوود . طبقه : اصحاب امام صادق عليه السلام .
.
1) .فضايل الاشهر الثلاثة ، ص ۳۲ ، ح ۱۴ .
۲۴ . امّ درداء . (1)تعداد حديث : ۲ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۲۸ ، ص ۳۱ و ج ۶۷ ، ص ۳۱۳ ، ح ۱۵ . موضوعات منقول : انحراف امّتْ پس از پيامبر صلى الله عليه و آله ، زهد . طبقه : اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله .
۲۵ . امّ راشد ، مولاة امّ هانى .تعداد حديث : ۴ . منابع حديث : المحاسن ، ج ۲ ، ص ۴۸۶ ، ح ۱۶۲ ؛ وسائل الشيعة ، ج ۱۱ ، ص ۵۱۳ ، ح ۱۰۵۴۰۴ و ج ۲۵ ، ص ۱۴۹ ، ح ۳۱۴۸ ؛ بحار الأنوار ، ج ۳۲ ، ص ۳۳ ، ح ۱۸ و ج ۶۱ ، ص ۱۳۱ ، ح ۱۹ . موضوعات منقول : ميهمان شدن حضرت على عليه السلام در خانه امّ هانى ، علاقه على عليه السلام به انگور ، اذن طلحه و زبير براى عمره و اظهار عدم بيعت قلبى . طبقه : امام على عليه السلام .
۲۶ . امّ سعيد الأحمسى . (2)تعداد حديث : ۸ . منابع حديث : وسائل الشيعة ، ج ۱۴ ، ص ۴۳۶ ، ح ۱۹۵۴۶ و ص ۴۳۷ ، ح ۱۹۵۴۷ و ج ۲۴ ، ص ۴۱۵ ، ح ۳۰۹۳۴ ؛ بحار الأنوار ، ج ۹۸ ، ص ۳ ، ح ۹ و ص ۳۲ ، ح ۲۷ و ص ۳۳ ، ح ۳۲ و ص ۳۶ ، ح ۴۷ . موضوعات منقول : فضيلت زيارت امام حسين صلى الله عليه و آله ، خوردن انار . طبقه : اصحاب امام صادق عليه السلام .
.
۲۷ . اُمّ سلمة ، امّ محمّد بن مهاجر .تعداد حديث : ۲ . منابع حديث : الكافى ، ج ۳ ، ص ۱۸۱ ، ح ۳ ؛ تهذيب الأحكام ، ج ۳ ، ص ۱۸۹ ، ح ۳ ؛ وسائل الشيعة ، ج ۳ ، ص ۶۰ ، ح ۳۰۲۱ ؛ بحار الأنوار ، ج ۷۸ ، ص ۳۳۹ ، ح ۱ . موضوعات منقول : تكبيرات نماز ميت بر مؤمن و منافق . طبقه : اصحاب امام صادق عليه السلام .
۲۸ . اُمّ سلمة ، زوجة الرسول . (1)تعداد حديث : ۱۱۳ . منابع حديث : كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۲ ، ص ۴۸۹ ، ح ۳۰۴۵ ؛ وسائل الشيعة ، ج ۲ ، ص ۳۱۸ ، ح ۲۴۴۲ و ج ۶ ، ص ۲۰۸ ، ح ۷۷۴۷ و ج ۱۰ ، ص ۴۵۴ ، ح ۱۳۸۳۰ و ج ۱۵ ، ص ۱۳۲ ، ح ۲۰۱۴۷ و ج ۱۶ ، ص ۳۰۵ ، ح ۲۱۶۱۱ و ج ۲۰ ، ص ۴۷۵ ، ح ۲۶۱۳۴ ؛ بحار الأنوار ، ج ۶ ، ص ۲۰۰ و ج ۱۵ ، ص ۱۰۵ و ۲۸۰ و ج ۱۷ ، ص ۳۵۹ ، ح ۱۵ و ج ۱۷ ، ص ۴۰۲ ، ح ۱۹ و ص ۴۱۵ ، ح ۴۵ و ج ۲۱ ، ص ۱۰۰ و ج ۲۲ ، ص ۴۶۱ ، ح ۹ ص ۴۷۶ و ح ۲۶ و ص ۵۲۸ و ص ۲۲۷ ، ح ۱۰ و ص ۲۴۳ ، ح ۹ و ص ۲۲۳ ، ح ۴ و ج ۲۳ ، ص ۳۳۶ ، ح ۴ و ص ۱۲۷ ، ح ۵۶ و ج ۲۵ ، ص ۲۱۴ ، ح ۶ و ج ۲۶ ، ص ۴۹ ، ح ۹۴ و ج ۲۷ ، ص ۱۴۳ ، ح ۱۵۵ و ج ۲۷ ، ص ۱۶۴ ، ح ۲۰ و ج ۲۸ ، ص ۲۸ و ص ۲۲ ، ح ۳۱ و ج ۲۹ ، ص ۴۲۱ و ص ۶۴۱ و ج ۳۳ ، ص ۱۰ ، ح ۳۶۹ و ص ۱۲ و ص ۲۲ و ص ۳۲۸ و ج ۳۵ ، ص ۲۰۹ ، ح ۹ و ص ۲۱۶ ، ح ۲۱ و ۲۲ و ص ۲۱۷ ، ح ۲۳ و ص ۲۱۹ ، ح ۲۶ و ص ۲۲۰ ، ح ۲۷ و ص ۲۲۳ ، ح ۳۴ و ج ۳۶ ، ص ۳۴۷ ، ح ۲۱۴ و ج ۳۶ ، ص ۳۴۸ ، ح ۲۱۷ و ج ۳۷ ، ص ۳۹ ، ح ۱۱ و ص۷۷ ، ح ۴۴ و ج ۳۸ ، ص ۳۲ و ص ۳۳ و ص ۱۸ و ص ۳۵ و ص ۳۸ و
.
1) .رجال البرقى ، ص ۱۴۵ ، ش ۱۶۷۹ ؛ رجال الطوسى ، ص ۵۲ ، ش ۴۳۲ ، الاستيعاب ، ص ۴ ، ش ۴۵۴ ، الاصابة فى تمييز الصحابة ، ج ۴ ، ص ۴۵۸ .
ص ۴۰ ، ح ۱۸ و ص ۱۱۸ ، ح ۶۱ و ص ۱۳۲ ، ح ۸۵ و ص ۳۰۱ و ص ۳۰۹ و ص ۳۱۰ و ص ۳۵ و ص ۱۹۹ ، ح ۷ و ص ۳۱۱ ، ح ۱۲ و ص ۱۹۹ ، ح ۷ و ص ۲۷۰ و ص ۳۰۱ و ج ۳۹ ، ص ۲۷ ، ح ۱۰ و ص ۳۰ و ص ۲۶۱ و ص ۲۶۲ و ص ۳۰۵ و ص ۳۱۳ ، ح ۶ و ص ۲۶۸ و ص ۳۰۳ و ج ۴۰ ، ص ۱۶ و ص ۷۷ و ص ۷۶ و ص ۷۷ و ص۲۱۵ ، ح ۹ و ج ۴۳ ، ص ۵۵ و ص ۱۰۶ ، ح ۲۲ و ص ۲۷۱ ، ح ۳۸ و ج ۴۴ ، ص۲۳۹ ، ح ۳۱ و ص ۲۴۱ ، ح ۳۴ ، ص ۲۴۱ ، ح ۳۵ و ج ۴۵ ، ص ۹۱ ، ح ۳۱ و ص۱۹۸ ، ح ۳۸ و ص ۲۲۷ ، ح ۲۲ و ج ۵۱ ، ص ۸۶ و ص ۱۰۲ و ص ۱۰۴ و ج ۶۲ ، ص ۸۹ و ج ۶۵ ، ص ۱۳۵ ، ح ۷۲ و ص ۱۳۸ ، ح ۷۸ و ج ۷۲ ، ص ۳۴۸ ، ح ۵۰ و ج۷۳ ، ص ۲۳۴ و ج ۷۸ ، ص ۱۰۴ ، ح ۱۹ و ج ۸۹ ، ص ۸۰ ، ح ۵ و ص ۳۶۸ و ج۹۳ ، ص ۱۸۱ ، ح ۲۸ و ج ۹۴ ، ص ۷۷ ، ح ۳۶ و ج ۱۰۰ ، ص ۲۵۱ . موضوعات منقول : قربانى در روز عيد قربان ، مبغضين على عليه السلام ، قرائت پيامبر ، روزه پيامبر در شعبان ، وصيت پيامبر صلى الله عليه و آله به اخراج يهود و نصارى از جزيره العرب ، كار خوب و صدقه ، حجاب زنان در برابر نابينا ، خوردن پيامبر از كتف گوسفند ، خوشحالى دوستان على به هنگام مرگ و پس از آن . اجداد پيامبر ، آيه تطهير و كساء ، تكلّم آهو با پيامبر ، ذكر گفتن هاى پيامبر ، پيامبر در بيمارىِ وفات خليلش را خواست و على آمد ، در بيمارى مرگ حديث ثقلين خواند و حديث علىّ مع القرآن ، دست زدن بر سينه پيامبر به هنگام رحلت ، ذكر استرجاع در مصيبت ، نجواى پيامبر با على عليه السلام در حجة الوداع و حديث الحقّ مع علىّ ، اعطاى پيامبر كتابى به وى و بازگرداندن امّ سلمه به على عليه السلام در دوران خلافت ، امامت على عليه السلام و اولاد او ، تفسير «صديقين» به على عليه السلام و تفسير «حسن اولئك رفيقًا» به ائمه پس از على عليه السلام ، دوستان على عليه السلام در چهار مكان خوشحالند ، انتظار پيامبر بر حوض و رفتار اصحاب پس از پيامبر ، داستان عبد الرحمان بن عوف . اخبار پيامبر به على عليه السلام از حوادث آينده ، حب و بغض على عليه السلام ، پيشگويى پيامبر از
.
شهادت عمار ، اخبار پيامبر به قتال و نزول آيه تطهير ، علىّ مع الحق و نزول آيه تطهير ، تطبيق صديقين بر على و ادامه آيه بر ائمه ، كتابت اسم ائمه بر عرش ، تفسير اهل بيت ، علاقه پيامبر به حسنين ، الحقّ مع علىّ ، علىّ وصىّ رسول اللّه ، علىّ مع القرآن ، علىّ اقرب الناس به رسول اللّه ، اخبار آينده به على عليه السلام توسط پيامبر با اعلام جبرئيل ، ذكر فضايل على عليه السلام به سبب هبوط ملائكه . علىّ اوّل الناس ايمانًا ، سد الأبواب إلّا بابه ، شيعة علىّ هم الفائزون ، علىّ اميرالمؤمنين ، علىّ كفّو فاطمة ، فاطمة أشبه الناس برسول اللّه ، تطبيق آيه فجعله نسبًا و صهرا بر پنج تن و حضرت قائم عليه السلام ، پوشانيدن لباس غير دنيايى بر حسين عليه السلام از سوى پيامبر ، اخبار جبرييل به شهادت حسين عليه السلام ، اعطاى ميوه بهشتى به حسنين توسط جبرييل و بقاى ميوه ها تا زمان امام حسين عليه السلام . حديث كساء و آيه تطهير ، رؤياى پيامبر و اخبار از شهادت حسين عليه السلام ، المهدى من عترتى ، ضمانت آهو ، بشارت على عليه السلام و اصحاب او به بهشت ، اطعام شارب الخمر ، دشمن على عليه السلام ، وصيت پيامبر در احتضار ، فضيلت معوذتين ، كار خوب و صدقه ، روزه شعبان ، فضيلت خدمت به شوهران . طبقه : اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله .
۲۹ . اُمّ سليم . (1)تعداد حديث : ۲ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۴۵ ، ص ۲۱۵ و ج ۴۶ ، ص ۳۴ . موضوعات منقول : بارش خون به هنگام شهادت امام حسين عليه السلام و نقل معجزه يكى از امامان . طبقه : اصحاب امام سجاد عليه السلام و امام باقر عليه السلام .
.
1) .المناقب ، ابن شهر آشوب ، ج ۳ ، ص ۲۷۷ .
۳۰ . اُمّ سليمان .تعداد حديث : ۲ . منابع حديث : تهذيب الأحكام ، ج ۱ ، ص ۳۰۲ ، ح ۸۸۰ ؛ الاستبصار ، ج ۱ ، ص ۲۰۷ ، ح ۳ ؛ وسائل الشيعة ، ج ۲ ، ص ۴۹۲ ، ح ۲۷۲۶ . موضوعات منقول : چگونگى غسل ميّت زن . طبقه : از امّ انس بن مالك ، روايت كرده و حفصه ، دختر سيرين ، از او روايت مى كند .
۳۱ . اُمّ شريك ، بنت ابى العكر . (1)تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۵۱ ، ص ۹۰ . موضوعات منقول : هنگام نزول عيسى عليه السلام . طبقه : اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله .
۳۲ . اُمّ عطية .تعداد حديث : ۲ . منابع حديث : الكافى ، ج ۵ ، ص ۱۱۸ ، ح ۱ ؛ وسائل الشيعة ، ج ۱۷ ، ص ۱۳۱ ، ح ۲۲۱۷۳ ؛ بحار الأنوار ، ج ۳۸ ، ص ۳۰۸ . موضوعات منقول : آرايشگرى زنان و دعاى پيامبر براى سلامتى امام على عليه السلام . طبقه : اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله .
۳۳ . اُمّ على .تعداد حديث : ۱ .
.
1) .رجال الطوسى ، ص ۵۳ ، ش ۴۵۰ ؛ الطبقات الكبرى ، ج ۸ ، ص ۱۵۴ ـ ۱۵۷ ؛ الاصابة فى تمييز الصحابة ، ج ۴ ، ص ۴۶۶ ؛ الاستيعاب ، ج ۴ ، ص ۴۶۴ .
منابع حديث : تهذيب الأحكام ، ج ۷ ، ص ۴۵۷ ، ح ۱۸۲۸ ؛ وسائل الشيعة ، ج ۲۰ ، ص ۲۲۴ ، ح ۲۵۴۸۲ . موضوعات منقول : حجاب در حضور غلامان . طبقه : اصحاب امام صادق عليه السلام .
۳۴ . اُمّ فروة . (1)تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۳۹ ، ص ۱۱۹ . موضوعات منقول : غذاى بهشتى براى اهل بيت عليهم السلام . طبقه : اصحاب امام على عليه السلام .
۳۵ . اُمّ الفضل ، بنت الحارث و زوجة العباس . (2)تعداد حديث : ۷ . منابع حديث : وسائل الشيعة ، ج ۲ ، ص ۴۴۹ ، ح ۲۶۱۶ و ج ۳ ، ص ۴۰۵ ، ح ۳۹۹۱ ؛ بحار الأنوار ، ج ۶ ، ص ۱۲۸ ، ح ۱۶ و ج ۲۸ ، ص ۴۰ ، ح ۲ و ج ۴۳ ، ص ۲۴۲ ، ح ۱۴ و ج ۴۴ ، ص ۲۳۸ ، ح ۳۰ و ج ۷۷ ، ص ۱۰۴ ، ح ۱۰ . موضوعات منقول : آوردن امام حسين عليه السلام نزد پيامبر صلى الله عليه و آله و بول كردن بر لباس ايشان ، خواب ديدن ولادت امام حسن عليه السلام ، عيادت پيامبر از مريض ، بيمارى پيامبر و اخبار از مقهور شدن اهل بيت پس از ايشان . طبقه : اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله .
.
۳۶ . اُمّ كلثوم ، بنت على . (1)تعداد حديث : ۲ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۴۲ ، ص ۲۱۶ ، ح ۱۷ و ج ۶۵ ، ص ۷۶ ، ح ۱۳۶ . موضوعات منقول : وصيت حضرت على عليه السلام به حسنين عليهماالسلام در مورد غسل و دفن و حديث معراج درباره شيعه . طبقه : اصحاب امام على عليه السلام .
۳۷ . اُمّ كلثوم ، بنت موسى بن جعفر عليه السلام .تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۶۵ ، ص ۷۶ . موضوعات منقول : حديث معراج درباره شيعه . طبقه : اصحاب امام كاظم عليه السلام .
۳۸ . اُمّ محمّد أو اُمّ جعفر ، بنتى محمّد بن جعفر .تعداد حديث : ۲ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۴۱ ، ص ۱۵۸ ، ح ۵۲ و ص ۱۶۷ ، ح ۲ . موضوعات منقول : ردّ الشمس . طبقه : اصحاب امام على عليه السلام .
۳۹ . اُمّ محمّد بن حجر .تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۲۲ ، ص ۱۱۲ ، ح ۷۷ . موضوعات منقول : اسلام آوردن وائل بن حجر . طبقه : اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله .
.
1) .فرحة الغرى ، ص ۲۴ و ۲۵ ؛ الاستيعاب فى معرفة الاصحاب ، ج ۴ ، ص ۴۹۰ .
۴۰ . اُمّ محمّد بن حكم .تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۴۵ ، ص ۳۰۰ . موضوعات منقول : غارت خيمه گاه امام حسين عليه السلام و رخ دادن حوادث غير طبيعى . طبقه : اصحاب امام حسين عليه السلام .
۴۱ . اُمّ مساور الحميرى .تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۳۹ ، ص ۳۰۳ . موضوعات منقول : علىّ اميرالمؤمنين . طبقه : اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله .
۴۲ . اُمّ معبد . (1)تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۱۸ ، ص ۴۳ ، ح ۳۰ . موضوعات منقول : معجزات پيامبر . طبقه : اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله .
۴۳ . اُمّ المقدام الثقفية . (2)تعداد حديث : ۲ . منابع حديث : وسائل الشيعة ، ج ۵ ، ص ۱۸۱ ، ح ۶۲۷۴ ؛ بحار الأنوار ، ج ۴۱ ، ص ۱۶۸ ، ح ۳ . موضوعات منقول : نماز خواندن در سرزمين بابل و ردّ الشمس .
.
طبقه : اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله .
۴۴ . اُمّ موسى ، خادمة على عليه السلام . (1)تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۴۲ ، ص ۲۲۵ ، ح ۳۵ . موضوعات منقول : اخبار حضرت على عليه السلام به مرگ خويش . طبقه : اصحاب امام على عليه السلام .
۴۵ . اُمّ ميثم .تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : وسائل الشيعة ، ج ۲۱ ، ص ۴۰۷ ، ح ۲۷۴۲۶ . موضوعات منقول : اذان و اقامه در گوش نوزاد . طبقه : اصحاب امام كاظم عليه السلام .
۴۶ . اُمّ أنس بن مالك .تعداد حديث : ۳ . منابع حديث : الاستبصار ، ج ۱ ، ص ۲۰۷ ، ح ۳ ؛ وسائل الشيعة ، ج ۲ ، ص ۴۹۲ ، ح ۲۷۲۶ ؛ بحار الأنوار ، ج ۱۸ ، ص ۱۰ ، ح ۲۲ . موضوعات منقول : كيفيت غسل ميّت زن و دعاى پيامبر براى انس . طبقه : اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله .
۴۷ . اُمّ هانى .تعداد حديث : ۸ . منابع حديث : الكافى ، ج ۱ ، ص ۳۴۱ ، ح ۲۲ و ۲۳ ؛ بحار الأنوار ، ج ۱۶ ، ص ۱۸۲ و
.
1) .الطبقات الكبرى ، ج ۸ ، ص ۴۸۵ .
ص ۳۲۶ ، ح ۲۴ و ج ۲۴ ، ص ۷۸ ، ح ۱۸ و ج ۵۱ ، ص ۵۱ ، ح ۲۶ و ص ۱۳۷ ، ح ۴ . موضوعات منقول : تفسير الجوار الكنّس به غيبت امام زمان عليه السلام ، خصال و فضايل پيامبر صلى الله عليه و آله . طبقه : اصحاب امام باقر عليه السلام .
۴۸ . اُمّ هانى ، بنت ابى طالب عليه السلام .تعداد حديث : ۶ . منابع حديث : وسائل الشيعة ، ج ۱۱ ، ص ۵۱۳ ، ح ۱۵۴۰۴ ؛ بحار الأنوار ، ج ۱۹ ، ص ۵۷ ، ح ۱۷ و ج ۳۸ ، ص ۲ و ج ۶۱ ، ص ۱۳۱ ، ح ۱۹ و ج ۷۱ ، ص ۱۶۶ ، ح ۳۱ و ص ۴۰۷ ، ح ۱ . موضوعات منقول : ميهمان شدن حضرت على عليه السلام در خانه امّ هانى ، داستان ليلة المبيت ، علىّ امير فى الأرض و السماء ، خرابى و تباهى مردم در آخر الزمان . طبقه : اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله .
۴۹ . برّة ، ابنة امية الخزاعى .تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۴۳ ، ص ۲۵۴ ، ح ۳۲ . موضوعات منقول : ولادت حسنين عليهماالسلام و اين كه امام ، در نسل حسين عليه السلام است . طبقه : اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله .
۵۰ . بنت عمر بن يزيد .تعداد حديث : ۲ . منابع حديث : الكافى ، ج ۶ ، ص ۳۸۴ ، ح ۳ ؛ وسائل الشيعة ، ج ۲۵ ، ص ۲۵۱ ، ح ۳۱۸۳۳ .ط موضوعات منقول : چگونگى نوشيدن آب .
.
طبقه : اصحاب امام صادق عليه السلام .
۵۱ . بهجة ، بنت الحارث .تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۵۸ ، ص ۱۸۲ ، ح ۴۶ . موضوعات منقول : شهادت امام حسين عليه السلام . طبقه : اصحاب امام صادق عليه السلام .
۵۲ . جَدّةُ سفيان بن عينية .تعداد حديث : ۲ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۴۵ ، ص ۳۰۰ و ص ۳۱۱ ، ح ۱۳ . موضوعات منقول : حوادث غير طبيعى هنگام شهادت امام حسين عليه السلام . طبقه : اصحاب امام حسين عليه السلام .
۵۳ . جدةّ علّى بن مسهّر .تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۴۵ ، ص ۲۱۶ . موضوعات منقول : تيرگى آسمان هنگام شهادت امام حسين عليه السلام . طبقه : اصحاب امام حسين عليه السلام .
۵۴ . حُبابة الوالبيّة . (1)تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : الكافى ، ج ۱ ، ص ۳۴۶ ، ح ۳ ؛ كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۴ ، ص ۴۱۵ ، ح ۵۹۰۲ ؛ وسائل الشيعة ، ج ۱ ، ص ۴۶۰ ، ح ۱۲۱۸ و ج ۲ ، ص ۱۱۶ ، ح ۱۶۶۱ و ج ۲۴ ،
.
1) .رجال الطوسى ، ص ۹۴۰ ، ش ۹۳۰ و ص ۱۵۱ ، ش ۱۶۹۶ ؛ رجال البرقى ، ص ۱۴۵ ، ش ۱۶۸۷ و ص ۱۴۶ ، ش ۱۶۹۰ ؛ اختبار معرفة الرجال ، ص ۱۹۸ ، ش ۸۹ ـ ۱۸۲ .
ص ۱۳۱ ، ح ۳۰۱۵۷ و ص ۱۳۲ ، ح ۳۰۱۶۲ ؛ بحار الأنوار ، ج ۲۵ ، ص ۱۷۵ ، ح ۱ ، و ج ۴۶ ، ص ۳۲ ، ح ۲۶ و ج ۶۲ ، ص ۲۰۵ ، ح ۳۳ و ج ۶۵ ، ص ۸۷ ، ح ۱۵ . موضوعات منقول : بيان برخى احكام ، شفاى زخم توسط امام سجاد عليه السلام و شيعه . طبقه : اصحاب امام حسن عليه السلام ، امام حسين عليه السلام ، امام سجاد عليه السلام و امام باقر عليه السلام .
۵۵ . حفصة ، بنت سيرين .تعداد حديث : ۳ . منابع حديث : تهذيب الأحكام ، ج ۱ ، ص ۳۰۲ ، ح ۴۸ ؛ الاستبصار ، ج ۱ ، ص ۲۰۷ ، ح ۳ ؛ وسائل الشيعة ، ج ۲ ، ص ۴۹۲ ، ح ۲۷۲۶ . موضوعات منقول : كيفيت غسل ميّت زن . طبقه : اصحاب امام حسن عليه السلام .
۵۶ . حكيمة ، بنت ابى الحسن القرشى .تعداد حديث : ۲ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۵۰ ، ص ۹۸ ، ح ۱۰ و ص ۹۹ ، ح ۱۱ . موضوعات منقول : معجزات امام جواد عليه السلام . طبقه : اصحاب امام رضا عليه السلام .
۵۷ . حكيمة ، بنت محمّد بن على عليه السلام . (1)تعداد حديث : ۸ . منابع حديث : الكافى ، ج ۱ ، ص ۳۳۰ ، ح ۳ ؛ بحار الأنوار ، ج ۵۰ ، ص ۹۵ ، ح ۹ و ص ۹۹ ، ح ۱۱ و ص ۲۳۱ ، ح ۵ و ج ۵۱ ، ص ۲ ، ح ۳ و ص ۱۷ ، ح ۲۵ و ص ۱۹ ، ح ۲۶ و ۲۷ و ص ۲۵ . موضوعات منقول : رؤيت ولادت امام زمان عليه السلام و معجزات امام جواد عليه السلام .
.
1) .عيون أخبار الرضا ، ص ۴۲۶ ، ح ۲ و ص ۴۲۴ ، ح ۱ .
طبقه : اصحاب امام عسكرى عليه السلام .
۵۸ . حكيمة ، بنت موسى بن جعفر عليه السلام . (1)تعداد حديث : ۶ . منابع حديث : الكافى ، ج ۱ ، ص ۳۹۵ ، ح ۵ ؛ بحار الأنوار ، ج ۲۷ ، ص ۲۴ ، ح ۱۷ و ج ۴۹ ، ص ۶۹ ، ح ۹۱ و ج ۵۰ ، ص ۱۰ ، ح ۱۰ و ص ۶۹ ، ح ۵۱ و ص ۹۹ ، ح ۱۱ . موضوعات منقول : سؤال اجنّه از امامان ، چگونگى ولادت امام جواد عليه السلام و معجزات امام جواد عليه السلام . طبقه : اصحاب امام رضا عليه السلام .
۵۹ . حليمة ، بنت ابى ذوئيب . (2)تعداد حديث : ۶ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۱۵ ، ص ۳۳۲ ، ح ۲ و ص ۳۳۳ ، ح ۳ و ص ۳۴۰ ، ح ۱۲ و ص ۳۸۵ ، ح ۲۵ و ص ۳۸۷ و ص ۴۰۰ ، ح ۲۸ . موضوعات منقول : كودكى پيامبر و معجزات آن حضرت در كودكى ، تكلّم پيامبر در يك سالگى . طبقه : اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله .
۶۰ . حمادة ، بنت الحسن ، اخت أبى عبيدة الحذاء . (3)تعداد حديث : ۲ . منابع حديث : تهذيب الأحكام ، ج ۷ ، ص ۳۶۵ ، ح ۴۲ ؛ وسائل الشيعة ، ج ۲۱ ، ص ۲۷۵ ، ح ۲۷۰۷۸ . موضوعات منقول : شرط ضمن عقد نكاح .
.
طبقه : اصحاب امام صادق عليه السلام .
۶۱ . حميدة .تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۲۷ ، ص ۲۳۸ ، ح ۶ . موضوعات منقول : خروج دشمنان على عليه السلام از اسلام ، اگر بر دشمنى بميرند . طبقه : اصحاب امام صادق عليه السلام .
۶۲ . خديجة .تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۲۸ ، ص ۸۳ . موضوعات منقول : اعطاى نُه خصلت به پيامبر از ناحيه على عليه السلام . طبقه : اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله .
۶۳ . خديجة ، بنت عمر بن على الحسين . (1)تعداد حديث : ۲ . منابع حديث : الكافى ، ج ۱ ، ص ۳۵۸ ، ح ۱۷ ؛ وسائل الشيعة ، ج ۳ ، ص ۲۴۲ ، ح ۳۵۱۹ و ج ۱۷ ، ص ۱۲۷ ، ح ۲۲۱۶۱ . موضوعات منقول : شيون زنان در عزا . طبقه : اصحاب امام باقر عليه السلام .
۶۴ . خِشف ، اُمّ ولد عيسى بن على بن يقطين .تعداد حديث : ۲ . منابع حديث : تهذيب الاحكام ، ج ۷ ، ص ۴۵۶ ، ح ۳۴ ؛ الاستبصار ، ج ۳ ، ص ۱۷۵ ، ح ۷ ؛
.
1) .الكافى ، ج ۱ ، ص ۳۵۸ ، ح ۱۷ .
وسائل الشيعة ، ج ۲۰ ، ص ۴۷۵ ، ح ۲۶۱۳۴ . موضوعات منقول : ازدواج با محارم . طبقه : اصحاب امام رضا عليه السلام .
۶۵ . رَباب ، امرأة داوود الرَّقّى .تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۶۳ ، ص ۳۵۱ ، ح ۵ . موضوعات منقول : خوراندن به مؤمن . طبقه : اصحاب امام صادق عليه السلام .
۶۶ . رقية ، بنت اسحاق بن موسى بن جعفر عليه السلام .تعداد حديث : ۲ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۷ ، ص ۲۵۸ ، ح ۱ و ج ۶۸ ، ص ۱۸۰ ، ح ۳۳ . موضوعات منقول : پرسش روز قيامت از عمر و جوانى . طبقه : اصحاب امام كاظم عليه السلام .
۶۷ . زهرة .تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۱۸ ، ص ۴۰ ، ح ۲۲ . موضوعات منقول : معجزه پيامبر در شفاى چشم زهره . طبقه : اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله .
۶۸ . زينب ، بنت اُمّ سلمة .تعداد حديث : ۳ . منابع حديث : وسائل الشيعة ، ج ۲۴ ، ص ۳۶۵ ، ح ۳۰۷۹۱ و ص ۳۶۶ ، ح ۳۰۷۹۲ ؛
.
بحار الأنوار ، ج ۷۷ ، ص ۲۲۳ . موضوعات منقول : كتف گوسفند خوردن پيامبر . طبقه : اصحاب امام حسين عليه السلام .
۶۹ . زينب ، بنت أبى رافع . (1)تعداد حديث : ۲ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۴۳ ، ص ۲۶۳ ، ح ۱۰ و ص ۲۶۴ ، ح ۱۱ . موضوعات منقول : ارث حسنين از پيامبر . طبقه : اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله .
۷۰ . زينب ، بنت حصين . (2)تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۳۹ ، ص ۱۲۰ . موضوعات منقول : سبقت آل على عليه السلام . طبقه : اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله .
۷۱ . زينب ، بنت على عليه السلام . (3)تعداد حديث : ۷ . منابع حديث : كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۳ ، ص ۵۶۷ ، ح ۴۹۴۰ ؛ وسائل الشيعة ، ج ۱ ، ص ۲۲ ، ح ۲۲ ؛ بحار الأنوار ، ج ۶ ، ص ۱۰۷ ، ح ۱ و ص ۱۰۸ و ج ۲۹ ، ص ۱۰۷ و ص ۲۱۹ و ج ۷۸ ، ص ۱۱۲ ، ح ۳۷ و ج ۹۸ ، ص ۱۱۴ ، ح ۳۸ . موضوعات منقول : فدك و فلسفه برخى احكام ، شكوه فاطمه عليهاالسلام نزد قبر پيامبر
.
پس از منع فدك ، اعتراض فاطمه عليهاالسلام بر منع فدك ، اخبار پيامبر بر ابوالائمه بودن حسين عليه السلام ، فاطمة حوريّة انسية و خبر پيامبر به شهادت امام حسين عليه السلام . طبقه : اصحاب پيامبر ، امام على عليه السلام و فاطمه عليهاالسلام .
۷۲ . سالمة (سلمى) ، مولاة أبى عبد اللّه عليه السلام . (1)تعداد حديث : ۷ . منابع حديث : الكافى ، ج ۷ ، ص ۵۵ ، ح ۱۰ ؛ كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۴ ، ص ۲۳۱ ، ح ۵۵۵۱ ؛ تهذيب الأحكام ، ج ۹ ، ص ۲۴۶ ، ح ۴۷ ؛ وسائل الشيعة ، ج ۱۹ ، ص ۴۱۷ ، ح ۲۴۸۷۱ ؛ بحار الأنوار ، ج ۴۷ ، ص ۲ ، ح ۷ و ص ۲۷۶ ، ح ۱۷ و ج ۷۱ ، ص ۹۶ ، ح ۲۹ . موضوعات منقول : وصيت امام صادق عليه السلام . طبقه : اصحاب امام صادق عليه السلام .
۷۳ . سعيدة . (2)تعداد حديث : ۲ . منابع حديث : الكافى ، ج ۵ ، ص ۵۵۵ ، ح ۴ ؛ وسائل الشيعة ، ج ۲۰ ، ص ۱۷۳ ، ح ۲۵۳۴۵ . موضوعات منقول : خواستگارى براى ابوالحسن عليه السلام . طبقه : اصحاب امام صادق عليه السلام .
۷۴ . سعيدة ، أخت ابن أبى عمير . (3)تعداد حديث : ۲ . منابع حديث : الكافى ، ج ۵ ، ص ۵۲۶ ، ح ۳ ؛ وسائل الشيعة ، ج ۲۰ ، ص ۲۰۹ ، ح ۲۵۴۵۰ .
.
موضوعات منقول : مصافحه با برادر . طبقه : اصحاب امام صادق عليه السلام .
۷۵ . سكينة ، بنت الحسين عليه السلام .تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۶۵ ، ص ۷۶ ، ح ۱۳۶ . موضوعات منقول : حديث معراج درباره شيعه . طبقه : اصحاب امام حسين عليه السلام .
۷۶ . سكينة ، بنت على عليه السلام .تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ح ۷۸ ، ص ۱۱۲ ، ح ۳۷ . موضوعات منقول : فاطمة حوريّة انسية . طبقه : اصحاب امام على عليه السلام .
۷۷ . سلمى ، اُمّ أبى رافع .تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۷۸ ، ص ۲۴۵ ، ح ۳۱ . موضوعات منقول : بيمارى فاطمه عليهاالسلام پس از پيامبر . طبقه : اصحاب فاطمه عليهاالسلام .
۷۸ . سمانة ، بنت حمران .تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۶۵ ، ص ۱۲۷ ، ح ۵۸ . موضوعات منقول : پنج تن .
.
طبقه : اصحاب امام صادق عليه السلام .
۷۹ . صفية ، بنت عبد المطلب .تعداد حديث : ۳ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۲۰ ، ص ۲۴۴ ، ح ۹ و ج ۴۳ ، ص ۲۴۳ ، ح ۱۶ و ۱۷ . موضوعات منقول : كشتن يهودى در خندق ، طهارت امام حسين عليه السلام هنگام ولادت ، ولادت امام حسين عليه السلام ، و مكيدن زبان پيامبر . طبقه : اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله .
۸۰ . صفية ، بنت يونس .تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۵۸ ، ص ۱۸۲ ، ح ۴۶ . موضوعات منقول : شهادت امام حسين عليه السلام . طبقه : اصحاب امام صادق عليه السلام .
۸۱ . عايشة ، بنت أبى بكر . (1)تعداد حديث : ۸۸ . منابع حديث : كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۱ ، ص ۴۸ ، ح ۹۶ ؛ وسائل الشيعة ، ج ۳ ، ص ۲۸۱ ، ح ۳۶۵۶ و ج ۵ ، ص ۲۶۰ ، ح ۶۴۹۲ و ج ۸ ، ص ۱۰۸ ، ح ۱۰۱۸۸ و ج ۱۰ ، ص ۴۹۱ ، ح ۱۳۹۲۸ و ج ۲۲ ، ص ۹۲ ، ح ۲۸۱۰۵ ؛ بحار الأنوار ، ج ۱۶ ، ص ۱۷۶ و ص ۲۲۱ ، ح ۱۷ و ص ۲۳۰ ، و ص ۲۳۹ و ج ۱۷ ، ص ۳۶۰ ، ح ۱۶ و ص ۴۱۵ ، ح ۴۵ و ج ۲۰ ، ص ۲۹۶ و ج ۲۱ ، ص ۹۸ و ص ۱۰۰ و ص ۲۷۹ و ص ۲۸۱ و ج ۲۲ ، ص ۳۲۰ ،
.
1) .رجال الطوسى ، ص ۵۲ ، ش ۳ ؛ رجال البرقى ، ص ۱۴۵ ، ش ۱۶۸۲ ؛ الاستيعاب ، ج ۴ ، ص ۳۵۶ ؛ الاصابة فى تمييز الصحابة ، ج ۴ ، ص ۳۵۹ .
ح ۷ و ص ۴۵۵ ، ح ۲ و ص ۱۵۱ ، ح ۱ و ج ۲۶ ، ص ۲۲۹ ، ح ۹ و ۱۱ و ص ۳۰۶ ، ح ۶۸ و ج ۲۸ ، ص ۲۲ ، ح ۳۰ و ص ۱۴۱ ، ح ۱ و ص ۱۴۲ ، ح ۱۱ و ص ۲۸ و ج ۲۹ ، ص ۱۱۱ و ص ۲۱۷ و ص ۲۲۰ و ص ۳۴۳ و ج ۳۰ ، ص ۴۰۲ و ص ۵۹۱ و ص ۶۱۰ و ص ۶۱۸ و ج ۳۵ ، ص ۲۸۰ ، ح ۷ و ص ۳۴۸ ، ح ۲۱۸ و ج ۳۷ ، ص ۷۷ ، ح ۴۴ و ص ۷۸ ، ح ۴۷ و ص ۱۰۱ ، ح ۴ و ج ۳۸ ، ص ۷ ، ح ۱۳ و ص ۱۳ و ص ۱۴ و ص ۳۲ و ص ۳۸ و ص ۳۰۱ و ص ۳۹ و ص ۹۳ و ص ۱۰۷ ، ح ۳۶ و ص ۱۹۹ ، ح ۷ و ح ۹ و ص ۱۵۱ و ص ۱۹۸ ، ح ۶ و ص ۲۰۰ و ص ۲۰۱ و ص ۳۰۶ ، ح ۷ و ص ۳۰۸ و ص ۳۱۲ ، ح ۱۳ و ص ۳۱۲ و ص ۳۱۳ ، ح ۱۵ و ص ۳۰۱ و ص ۳۰۸ و ج ۳۹ ، ص ۲۲۸ و ج ۴۰ ، ص ۱۷۹ و ص ۱۵۲ و ج ۴۳ ، ص ۲۳ ، ح ۱۹ و ص ۲۵ ، ح ۲۲ و ص ۳۷ ، ح ۴۰ و ص ۴۰ و ص ۵۵ و ص ۸۴ ، ح ۷ و ج ۴۴ ، ص ۲۳۰ ، ح ۱۳ و ج ۴۵ ، ص ۲۲۷ و ج ۶۱ ، ص ۲۵۱ و ج ۶۳ ، ص ۴۸۴ ، ح ۸ و ج ۶۷ ، ص ۴۰۰ و ج ۶۸ ، ص ۴۹ ، ح ۶۴ و ج ۷۶ ، ص ۱۵۱ و ج ۸۰ ، ص ۱۴۸ ، ح ۶ و ج ۸۱ ، ص ۲۳ ، ح ۱۴ و ج ۸۹ ، ص ۳۵۵ و ص ۳۵۶ و ص ۳۵۹ و ص ۳۶۹ و ج ۹۴ ، ص ۸۳ ، ح ۵۵ . موضوعات منقول : وضو ، گريه پيامبر در مرگ ابراهيم ، معراج پيامبر و هبوط در مسجد كوفه ، نيمه شعبان ، روزه پيامبر در شعبان ، روزه ذى الحجة ، پيامبر زنانش را در طلاق مخير گذاشت ، نور پيامبر ، دعاى پيامبر به هنگام ديدن ابرها ، انجام كارهاى شخصى پيامبر توسط خودش . پس از خروج پيامبر ، از خلا اثرى نبود و بوى مشك مى آمد ، پيامبر و على عليه السلام از انگور بهشت مى خوردند ، تكلّم سوسمار با پيامبر و شهادت به نبوّت او ، غزوه بنى المصطلق و ازدواج پيامبر با جويريه ، بيعت پيامبر با زنان و عدم تماس دست پيامبر با دست زنان ، ذكر تسبيح و استغفار پيامبر ، فاطمة سيدة النساء ، آيه تطهير ، اصحاب كساء ، فضيلت عمار ، خواستن پيامبر على عليه السلام را در هنگام وفات ، ذكر علىّ عبادة ، نگاه به على عليه السلام عبادت است ، علىّ خير البشر ، انتظار پيامبر در حوض براى اصحاب و
.
نداى آسمانى كه آنان به عقب برگشتند ، بيمارى پيامبر و نماز ابوبكر . اقتداى پيامبر به ابوبكر ، انتظار پيامبر در حوض و بازگشت اصحاب به قهقرا ، درخواست ميراث كردن فاطمه عليهاالسلام از ابوبكر ، اعتراض فاطمه عليهاالسلام بر منع فدك از سوى ابوبكر ، شكوه و احتجاج فاطمه عليهاالسلام در قصه فدك ، علىّ مع الحق ، اخبار پيامبر از ارتداد بعضى از اصحاب ، رحلت پيامبر ، قربانى پيامبر در حج از جانب همسران ، خشم پيامبر در ايام حج ، علىّ اخْيَر الناس بعد الرسول ، اخبار از شهادت امام حسين عليه السلام توسط جبرييل ، محبوبيت على عليه السلام و فرزندانش نزد خداوند ، علاقه پيامبر به على عليه السلام و خوراندن انگور بهشتى به على ، علىّ خير البشر ، الحقّ مع على ، جان دادن پيامبر در دست على عليه السلام ، علىّ سيد العرب ، علىّ سيد الوصيين ، علىّ مفترض الطاعة ، اخبار پيامبر از شهادت على عليه السلام ، پيامبر در حين احتضار ، على عليه السلام را به عنوان حبيبى ياد كرد ، علىّ احبّ الناس الى الرسول ، محبت على عليه السلام ، علىّ اعلم الناس ، فاطمة سيدة نساء العالمين ، شباهت هاى فاطمه عليهاالسلام به پيامبر ، پيامبر هرگاه از سفر برمى گشت فاطمه عليهاالسلام را مى بوسيد ، برخاستن پيامبر به هنگام ورود فاطمه عليهاالسلام ، ما رأيت اصدق من فاطمة ، اخبار جيرييل به شهادت حسين عليه السلام ، كشتن عقرب ، مسكرات ، اهميت نماز ، فضيلت معرفت خدا ، نماز پيامبر ، توصيه و معوذتين ، فضيلت توحيد ، روزه شعبان و روزه دهه ذى حجة . طبقه : اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله .
۸۲ . عايشة ، بنت سعد .تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۳۷ ، ص ۲۶۲ ، ح ۲۵ . موضوعات منقول : حديث منزلت . طبقه : اصحاب امام على عليه السلام .
.
۸۳ . عايشة ، بنت طلحة .تعداد حديث : ۲ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۴۳ ، ص ۲۵ ، ح ۲۲ و ص ۴۰ ، ح ۴۱ . موضوعات منقول : شباهت هاى فاطمه عليهاالسلام به پيامبر صلى الله عليه و آله و پيامبر هرگاه از سفر برمى گشت فاطمه عليهاالسلام را مى بوسيد . طبقه : اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله .
۸۴ . عايشة ، بنت عبد الرحمان بن سائب .تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۴۲ ، ص ۶ ، ح ۶ . موضوعات منقول : دشنام اميرالمؤمنين از سوى زياد و عقوبت آن . طبقه : اصحاب امام على عليه السلام .
۸۵ . عثيمة ، امّ ولد عبد السلام .تعداد حديث : ۲ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۶۳ ، ص ۲۷۷ ، ح ۱۰ و ج ۱۰۱ ، ص ۱۰۵ ، ح ۱۰۶ . موضوعات منقول : خوراندن سويق به كودكان . طبقه : امام صادق عليه السلام .
۸۶ . عذر ، جدة محمّد بن يحيى الصولى .تعداد حديث : ۳ . منابع حديث : وسائل الشيعة ، ج ۲ ، ص ۱۵۶ ، ح ۱۷۹۳ ؛ بحار الأنوار ، ج ۴۹ ، ص ۸۹ ، ح ۲ و ج ۷۳ ، ص ۱۴۲ ، ح ۲ . موضوعات منقول : بخور دادن حضرت رضا عليه السلام ، نماز اول وقت و ملاقات با
.
مردم . طبقه : اصحاب امام رضا عليه السلام .
۸۷ . عمة عقبة الهجرى . (1)تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۴۱ ، ص ۲۰۵ . موضوعات منقول : على عليه السلام ، عبد اللّه و برادر رسول اللّه صلى الله عليه و آله . طبقه : اصحاب امام على عليه السلام .
۸۸ . عمة محمّد بن مارد . (2)تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۹۸ ، ص ۱۲۵ ، ح ۲۷ . موضوعات منقول : شفاى تربت امام حسين عليه السلام . طبقه : اصحاب امام صادق عليه السلام .
۸۹ . عمة محمّد بن زياد . (3)تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۹۸ ، ص ۱۲۵ ، ح ۲۸ . موضوعات منقول : شفاى تربت امام حسين عليه السلام . طبقه : اصحاب امام صادق عليه السلام .
۹۰ . عمرة بنت افعى .تعداد حديث : ۳ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۳۵ ، ص ۲۰۹ ، ح ۹ و ص ۲۱۶ ، ح ۲۱ .
.
موضوعات منقول : نزول آيه تطهير ، علىّ مع الحق و نزول آيه تطهير . طبقه : اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله .
۹۱ . عمرة ، بنت رواحة .تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۱۸ ، ص ۳۵ ، ح ۲۸ . موضوعات منقول : معجزه پيامبر در خندق . طبقه : اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله .
۹۲ . عميرة أو عمرة ، بنت اوس .تعداد حديث : ۴ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۲ ، ص ۷۸ ، ح ۶۵ و ج ۴ ، ص ۲۶۹ ، ح ۱۵ و ج ۲۸ ، ص ۷۰ ، ح ۳۱ و ج ۵۲ ، ص ۲۲۵ ، ح ۸۹ . موضوعات منقول : توحيد ، علم اهل بيت عليهم السلام و علم صعب . طبقه : اصحاب امام سجاد عليه السلام .
۹۳ . عميرة ، بنت نُفيل . (1)تعداد حديث : ۲ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۵۲ ، ص ۱۱۴ ، ح ۳۳ و ص ۲۱۱ ، ح ۵۸ . موضوعات منقول : شرايط ظهور . طبقه : اصحاب امام على عليه السلام .
.
1) .رجال الطوسى ، ص ۸۹ ، ش ۹۱۶ .
۹۴ . فاطمة . (1)تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۶۵ ، ص ۱۳۵ ، ح ۷۲ . موضوعات منقول : بشارت على عليه السلام و اصحابش به بهشت . طبقه : اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله .
۹۵ . فاطمة ، بنت أسد . (2)تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۱۷ ، ص ۳۶۳ ، ح ۱ . موضوعات منقول : بزرگ شدن پيامبر در خانه ابوطالب و ديدن معجزات پيامبر . طبقه : اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله .
۹۶ . فاطمة ، بنت جعفر بن محمّد .تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۶۵ ، ص ۷۶ ، ح ۱۳۶ . موضوعات منقول : حديث معراج درباره شيعه . طبقه : اصحاب امام صادق عليه السلام و امام باقر عليه السلام .
۹۷ . فاطمة ، بنت الحسين عليه السلام . (3)تعداد حديث : ۳۰ . منابع حديث : الكافى ، ج ۲ ، ص ۲۳۹ ، ح ۲۹ ؛ وسائل الشيعة ، ج ۲ ، ص ۴۳۷ ، ح ۲۵۷۹ و ج ۷ ، ص ۱۱۳ ، ح ۸۸۸۴ و ج ۱۵ ، ص ۱۹۰ ، ح ۲۰۲۴۶ و ص ۳۶۳ ، ح ۲۰۷۵۰ و
.
ج ۱۶ ، ص ۱۵ ، ح ۲۰۸۴۱ و ج ۲۰ ، ص ۶۶ ، ح ۲۵۰۵۳ ؛ بحار الأنوار ، ج ۸ ، ص ۱۳۸ ، ح ۵۱ و ج ۲۷ ، ص ۷۴ ، ح ۱ ، و ص ۱۲۰ ، ح ۱۰۱ و ج ۳۹ ، ص ۲۸۴ و ج ۴۳ ، ص ۸۱ ، ح ۳ و ص ۲۲۸ ، ح ۱ و ص ۲۴۳ ، ح ۱۶ و ۱۷ و ج ۴۵ ، ص ۸۲ ، ح ۹ و ج ۴۷ ، ص ۳۰۲ و ج ۶۵ ، ص ۷۶ ، ح ۱۳۶ و ج ۶۶ ، ص ۴۰۴ ، ح ۱۰۶ و ج ۶۸ ، ص ۳۵۸ و ص ۳۸۸ ، ح ۳۶ و ج ۷۰ ، ص ۳۰۰ ، ح ۴ و ج ۷۲ ، ص ۲۸ ، ح ۱۸ و ح ۸۱ ، ص ۲۲ ، ح ۱۱ و ص ۲۳ ، ح ۱۴ و ص ۲۶ ، ح ۲۰ و ج ۸۶ ، ص ۳۱۳ ، ح ۱۹ و ص ۳۵۵ و ج ۱۰۰ ، ص ۲۵۱ ، ح ۴۸ و ص ۲۳۷ ، ح ۳۸ . موضوعات منقول : خصال ايمان ، صلاح و هلاك امت ، النساء عىّ و عورة ، شيعه على عليه السلام در بهشت ، حديث معراج درباره شيعه ، رغبت و زهد در دنيا ، دعاى پيامبر هنگام ورود و خروج از مسجد ، نيايش فاطمه عليهاالسلام در شب جمعه ، ثواب آية الكرسى ، خصال اربعه . آمدن پيامبر در شب عرفه و حديث حبّ و بغض على عليه السلام ، محبت على عليه السلام ، پيامبر پدر فرزندان زهرا عليهاالسلام ، طهارت امام حسين عليه السلام حين ولادت ، ولادت امام حسين عليه السلام و مكيدن زبان پيامبر ، سرقت خلخال در حادثه عاشورا ، اخبار پيامبر از دفن هفت تَنْ از اولادش در شط فرات . طبقه : اصحاب امام حسين عليه السلام .
۹۸ . فاطمة ، بنت على عليه السلام . (1)تعداد حديث : ۶ . منابع حديث : الكافى ، ج ۶ ، ص ۳۶۹ ، ح ۱ باب الكمأة ؛ وسائل الشيعة ، ج ۲۳ ، ص ۱۱ ، ح ۲۸۹۸۹ و ج ۲۵ ، ص ۲۰۱ ، ح ۳۱۶۷۲ ؛ بحار الأنوار ، ج ۳۷ ، ص ۲۶۳ ، ح ۲۹ و ج ۴۱ ،
.
1) .رجال البرقى ، ص ۱۴۵ ، ش ۳ ؛ الطبقات الكبرى ، ج ۸ ، ص ۴۶۵ ؛ تهذيب التهذيب ، ج ۶ ، ص ۶۱۰ ، ش ۱۲۰۱۴ .
ص ۱۵۸ ، ح ۵۱ و ج ۴۶ ، ص ۳۲ ، ح ۲۶ و ج ۱۰۱ ، ص ۱۹۴ ، ح ۶ . موضوعات منقول : ميهمانى حضرت على عليه السلام ، آزاد كردن برده ، حديث منزلت ، تكلّم با جابر ، ابلاغ سلام رسول اللّه صلى الله عليه و آله به امام باقر عليه السلام توسط جابر و ثواب عتق رقبه . طبقه : اصحاب امام على عليه السلام .
۹۹ . فاطمة ، بنت على بن الحسين عليه السلام .تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۶۵ ، ص ۷۶ ، ح ۱۳۶ . موضوعات منقول : حديث معراج درباره شيعه . طبقه : اصحاب امام سجاد عليه السلام .
۱۰۰ . فاطمة ، بنت على بن موسى . (1)تعداد حديث : ۶ . منابع حديث : وسائل الشيعة ، ج ۱۲ ، ص ۲۷۱ ، ۱۶۲۸۴ و ص ۳۰۳ ، ح ۱۶۳۶۴ ؛ بحار الأنوار ، ج ۶۵ ، ص ۷۶ ، ح ۱۳۶ و ج ۷۰ ، ص ۲۶۳ ، ح ۷ و ج ۷۲ ، ص ۱۴۷ ، ح ۱ . موضوعات منقول : حرمت تحقير مؤمن و ترساندن او ، حديث معراج در فضيلت شيعه و حسن خلق . طبقه : اصحاب امام رضا عليه السلام .
۱۰۱ . فاطمة عليهاالسلام ، بنت محمّد صلى الله عليه و آله . (2)تعداد حديث : ۳۰ .
.
منابع حديث : وسائل الشيعة ، ج ۷ ، ص ۳۸۴ ، ح ۹۶۴۷ و ج ۱۶ ، ص ۲۴۳ ، ح ۲۱۴۷۰ ؛ بحار الأنوار ، ج ۲۳ ، ص ۲۸۲ ، ح ۲۹ و ج ۲۵ ، ص ۱۹۳ و ج ۲۷ ، ص ۷۴ ، ح ۱ و ج ۳۶ ، ص ۳۵۰ ، ح ۲۱۹ و ج ۳۷ ، ص ۱۰۱ ، ح ۵ و ج ۳۸ ، ص ۱۱۲ ، ح ۴۹ و ص ۶۵ ، ح ۴ ، و ج ۳۹ ، ص ۲۵۷ و ص ۲۶۸ و ص ۲۷۴ و ص ۲۷۶ ، ح ۵۵ و ص ۲۸۴ و ج ۴۱ ، ص ۲۷۱ ، ح ۲۶ و ص ۲۵۴ ، ح ۱۴ و ج ۴۳ ، ص ۵۵ و ص ۲۲۸ ، ح ۱ و ج ۴۷ ، ص ۳۰۲ و ج ۶۵ ، ص ۷۶ ، ح ۱۳۶ و ج ۸۱ ، ص ۲۲ ، ح ۱۱ و ص ۲۳ ، ح ۱۴ و ص ۲۶ ، ح ۲۰ و ج ۸۶ ، ص ۲۶۹ ، ح ۸ و ج ۹۲ ، ص ۳۸۶ ، ح ۲۸ و ص ۴۰۶ ، ح ۳۷ و ج ۱۰۱ ، ص ۱۱۰ ، ح ۱۸ . موضوعات منقول : فاطمة سيدة نساء العالمين ، صلوات بر فاطمه عليهاالسلام سبب غفران ، پيامبر ، پدر فرزندان زهرا عليهاالسلام ، اخبار پيامبر به دفن هفت تن از اولادش در شط فرات ، حديث معراج درباره شيعه ، سبك شمردن نماز ، دعاى پيامبر هنگام ورود و خروج از مسجد ، دعا هنگام زوال جمعه ، دعا در مسجدالحرام ، فضيلت غروب جمعه ، اسماء ائمه ، آداب نوزاد (اذان ، اقامه ، عقيقه) ، نداى اذان و اقامه در معراج و شهادت به ولايت على عليه السلام ، خبر جيرييل كه دو فرشته على عليه السلام ، گناهى بر او ننوشتند ، آمدن پيامبر شب عرفه و حديث حبّ و بغض على عليه السلام ، اخبار پيامبر به اين كه حسين عليه السلام ابوالائمه است ، اطعام پيامبر به حسنين از بهشت ، من كنت وليه فعلىّ وليّه ، علىّ و شيعته فى الجنة ، محبّت على عليه السلام ، سخن گفتن زمين با على عليه السلام ، نيايش و ولادت حسنين . طبقه : اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله .
۱۰۲ . فاطمة ، بنت محمّد بن على .تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۶۵ ، ص ۷۶ ، ح ۱۳۶ . موضوعات منقول : حديث معراج درباره شيعه .
.
طبقه : اصحاب امام باقر عليه السلام .
۱۰۳ . فاطمة ، بنت محمّد بن الهيثم .تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : ج ۵۰ ، ص ۲۳۱ ، ح ۵ . موضوعات منقول : ولادت جعفر ، فرزند امام هادى عليه السلام . طبقه : اصحاب امام هادى عليه السلام .
۱۰۴ . فاطمة ، بنت موسى بن جعفر عليه السلام . (1)تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۶۵ ، ص ۷۶ ، ح ۱۳۶ . موضوعات منقول : حديث معراج درباره شيعه . طبقه : اصحاب امام كاظم عليه السلام .
۱۰۵ . قنوا ، بنت الرشيد . (2)تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۴۲ ، ص ۱۳۶ ، ح ۱۷ . موضوعات منقول : اخبار اميرالمؤمنين عليه السلام به قتل رشيد توسط عبيد اللّه . طبقه : اصحاب امام صادق عليه السلام .
۱۰۶ . كلثم ، بنت مسلم . (3)تعداد حديث : ۲ .
.
منابع حديث : وسائل الشيعة ، ج ۲۴ ، ص ۲۲۳ ، ح ۳۰۳۹۴ ؛ بحار الأنوار ، ج ۵۷ ، ص ۱۵۵ ، ح ۱۷ . موضوعات منقول : خوردن خاك ، از كيدهاى شيطان . طبقه : اصحاب امام كاظم عليه السلام .
۱۰۷ . كلثوم . (1)تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۲۳ ، ص ۷۲ ، ح ۱۶ . موضوعات منقول : وصى اسماعيل فرزند ابراهيم . طبقه : اصحاب امام صادق عليه السلام .
۱۰۸ . لبابة ، بنت عبد اللّه بن عباس .تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۴۷ ، ص ۱۷۷ ، ح ۲۴ . موضوعات منقول : معجزه امام صادق عليه السلام . طبقه : اصحاب امام صادق عليه السلام .
۱۰۹ . مريسة ، بنت موسى بن يونس .تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۵۸ ، ص ۱۸۲ ، ح ۴۶ . موضوعات منقول : شهادت امام حسين عليه السلام . طبقه : اصحاب امام كاظم عليه السلام .
۱۱۰ . معاذة العدوية .تعداد حديث : ۱ .
.
1) .بصائر الدرجات ، ص ۴۷۳ ، ح ۴ .
منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۳۸ ، ح ۲۶۸ . موضوعات منقول : علىّ صديق اكبر . طبقه : اصحاب امام على عليه السلام .
۱۱۱ . منّة ، اخت ابن أبى عمير . (1)تعداد حديث : ۲ . منابع حديث : الكافى ، ج ۵ ، ص ۵۲۶ ، ح ۳ ؛ وسائل الشيعة ، ج ۲۰ ، ص ۲۰۹ ، ح ۲۵۴۵۰ . موضوعات منقول : مصافحه با برادر . طبقه : اصحاب امام صادق عليه السلام .
۱۱۲ . ميمونة ، بنت الحارث بن حزل ، زوجة النبى . (2)تعداد حديث : ۲ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۳۷ ، ص ۷۷ ، ح ۴۴ و ج ۷۷ ، ص ۱۳۴ ، ح ۱ . موضوعات منقول : علاقه پيامبر به حسنين عليهماالسلام و غسل پيامبر و ميمونه از يك ظرف . طبقه : اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله .
۱۱۳ . نجمة ، امّ الرضا عليه السلام . (3)تعداد حديث : ۳ . منابع حديث : وسائل الشيعة ، ج ۲۱ ، ص ۴۰۷ ، ح ۲۷۴۲۶ ؛ بحار الأنوار ، ج ۴۹ ، ص ۹ ،
.
ح ۱۴ و ج ۵۰ ، ص ۹۹ ، ح ۱۱ . موضوعات منقول : مناقب امام رضا عليه السلام ، اذان و اقامه در گوش كودك . طبقه : اصحاب امام كاظم عليه السلام .
۱۱۴ . هاشمية ، مولاة رقية بنت موسى . (1)تعداد حديث : ۱ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۴۸ ، ص ۲۸۷ ، ح ۳ . موضوعات منقول : فضايل اولاد موسى بن جعفر عليه السلام . طبقه : اصحاب امام كاظم عليه السلام .
۱۱۵ . هند ، بنت الجون .تعداد حديث : ۲ . منابع حديث : بحار الأنوار ، ج ۱۸ ، ص ۴۴ و ج ۴۵ ، ص ۲۳۳ ، ح ۴۳ . موضوعات منقول : معجزه پيامبر صلى الله عليه و آله . طبقه : اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله .
۱۱۶ . هند ، بنت الحارث القرشى [الفراسية ] . (2)تعداد حديث : ۲ . منابع حديث : وسائل الشيعة ، ج ۲ ، ص ۴۴۹ ، ح ۲۶۱۶ ؛ بحار الأنوار ، ج ۶ ، ص ۱۲۸ ، ح ۱۶ . موضوعات منقول : عيادت پيامبر از مريض . طبقه : اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله .
.
بخش چهار : گزارش تفصيلى چند پژوهشدر اين بخش ، چهار مطلب كه مكمّل مباحث بخش هاى پيشين است آورده مى شود . دو مطلب ، كتاب شناسى توصيفى و تحليلى دو كتاب است و دو مطلب ديگر ، به سهم زنان در نشر حديث در قرن هاى ششم و هشتم مى پردازد .
۱ . گزارش تحليلى از كتاب «جامع مسانيد النساء»جامع مسانيد النساء و ذكرهِنّ و احوالهنّ ، ابراهيم محمّد الجمل ، القاهرة : اول ، الدار المصرية اللبنانية ، ۱۴۱۲ ق ، ۲ ج ، ۳۰۷ + ۳۲۰ ص .
مقدمهتكامل انسانى زنان در پرتو شريعت آسمانى اسلام ، ترديدپذير نيست . ساحت هاى انسانى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در برابر زنان گستراند ، با گذشته آنان قابل مقايسه نيست . تكامل انسانى زنان ، در دو عرصه دانش و سلوك معنوى ، قابل بررسى و اثبات است . اين امر را مى توان در قرآن ، سنّت و تاريخ صدر اسلام نشان داد و نيز مى توان در ادوارِ ديگر تاريخ مسلمانان به بحث گذارد . قرآن كريم ، راه سلوك معنوى را در برابر زنان چنان گشود كه از مريم و همسر
.
فرعون ، به عنوان دو مثَل و الگو براى همه مؤمنان ياد كرد . (1)و نيز مريم را با بلندترين واژه ها «اصْطَفَـلـكِ وَطَهَّرَكِ» (2)ستود و از مقام معنوى او خبر داد . (3)اين رهگشايى قرآن چنان سودمند افتاد كه زنانى عارف و زاهد در تاريخ اسلام درخشيدند . ابوعبد الرحمن سلمى (۳۲۵ ـ ۴۱۲ ق) ، كتاب ذكر النسوة المتعبدات الصوفيات (4)را مى نگارد و در آن از هشتاد زن عارف ياد مى كند . عبد الرحمن بن احمد جامى (۸۱۷ ـ ۸۹۸ ق) ، در كتاب نفحات الانس ، (5)از چهل زن عارف ياد مى كند . (6)ثبات زنان در سلوك معنوى چنان مشهور بود كه زهرى در وصف آنان گفته است : ما ارتدت امرأة بعد ايمان ؛ (7)هيچ زنى پس از ايمان ، مرتد نشد . در عرصه دانش نيز زنانى بسيار به عالى ترين درجه دست يافتند . اين را نيز بايد رهين توصيه هاى قرآن و ترغيب پيامبر به دانش اندوزى زنان دانست : «طلب العلم فريضة على كلّ مسلم و مسلمة» . (8)آموختن ، نوشتن ، روايت كردن ، فرهيختگى در علوم قرآن و حديث ، فقه و اصول و . . . بخشى از اين ساحت است . در اين نوشتار ، به بهانه معرفى جامع مسانيد النساء گزارشى از نقش روايى زنان را
.
1) .سوره تحريم ، آيه ۱۱ و ۱۲ .
2) .سوره آل عمران ، آيه ۴۲ .
3) .همان ، آيه ۳۷ و ۴۵ ؛ سوره مؤمنون ، آيه ۵۰ .
4) .ذكر النسوة المتعبدات الصوفيات ، ابوعبد الرحمن السلمى ، تحقيق : محمود محمّد الطناحى ، القاهرة : اول ، مكتبة الخانجى ، ۱۴۱۳ ق .
5) .نفحات الانس ، عبد الرحمن بن احمد جامى ، تصحيح : مهدى توحيدى پور ، كتاب فروشى سعدى ، ۱۳۳۶ ق ، ص ۶۱۵ ـ ۶۳۵ .
6) .به جز اين ها ، كتاب هاى ديگرى نيز در اين زمينه نشر يافته است ؛ چون : اعلام العابدات الزاهدات ، محمّد احمد درنيقه ، بيروت : المؤسسة الجامعية للدراسات و النشر و التوزيع ، ۱۴۱۰ ق .
7) .تحرير المرأة فى عصر الرسالة ، عبد الحليم ابوشقه ، كويت : اول ، دار القلم ، ۱۴۱۰ ق ، ج ۲ ، ص ۴۲۳ (به نقل از : صحيح بخارى ، ج ۶ ، ص ۲۸۱) .
8) .بحار الأنوار ، ج ۱ ، ص ۱۷۷ ، ح ۵۴ ؛ مستدرك الوسائل ، ج ۱۷ ، ص ۲۴۹ ، ح ۲۱۲۵۰ .
بيان مى كنيم . به تعبير ديگر تلاش مى شود سهم ارزنده آنان در حفظ و نشر ميراث حديثى باز گفته شود . عالمان رجال گفته اند : روايت زنى به جهت زن بودن ، مردود دانسته نشده است . شوكانى در اين زمينه گفته است : لم ينقل عن أحد من العلماء ، بأنّه ردّ خبر امرأة لكونها امرأة ؛ فكم من سنّة قد تلقتها الامّة بالقبول من امرأة واحدة من الصحابة . و هذا لاينكره من له أدنى نصيب من علم السنّة ؛ (1)از هيچ يك از عالمان گزارش نشده كه روايتى زنى را به جهت زن بودن ، ردّ كرده باشد . چه بسيار احاديثى كه امت اسلامى آن را پذيرفته اند و راوى آن ، زنى از صحابه بوده است . و اين را كسى كه اندكى آگاهى از دانش حديث دارد انكار نمى كند . بالاتر از آن را ذهبى ادعا كرده كه مى گويد : لم يؤثر عن امرأة ، انّها كذبت فى حديث ؛ (2)دروغگويى زن در نقل حديث ، به ثبت نرسيده است . بيش از ده عنوان كتاب با نام مسند فاطمة يا مصحف فاطمة نگارش يافته كه حاوى روايات و سخنان حضرت فاطمه عليهاالسلام ، دخت گرامى پيامبر است . (3)كتبى ديگر نيز با عناوين ديگر در اين زمينه تأليف شده است ؛ چون : نهج الحياة يا فرهنگ سخنان فاطمة ، (4)عوالم سيدة النساء (5)و . . . . بدر الدين زركشى (م ۷۹۴) ، كتاب الاجابة لإيراد ما استدركته عائشة على الصحابة (6)را
.
1) .تحرير المرأة فى عصر الرسالة ، ج ۱ ، ص ۱۱۸ (به نقل از : ميزان الاعتدال ، مقدمه) .
2) .همان (به نقل از : نيل الاوطار ، ج ۸ ، ص ۱۲۲) .
3) .فاطمه در آينه كتاب ، اسماعيل انصارى زنجانى ، قم : دوم ، الهادى ، ۱۳۷۵ ، ص ۳۲۲ ـ ۳۲۵ .
4) .نهج الحياة يا فرهنگ سخنان فاطمه، محمد دشتى، قم: مؤسسه تحقيقاتى اميرالمؤمنين، ۱۳۷۲، ص ۴۱۹.
5) .عوالم سيدة النساء ، عبد اللّه البحرانى الاصفهانى ، قم : مؤسسة الامام المهدى ، ج ۱۱ ، ص ۲۷۹ ـ ۶۳۴ .
6) .الاجابة لإيراد ما استدركته عائشة على الصحابة ، بدر الدين زركشى ، تحقيق : سعيد الافغانى ، دمشق : اول ، مطبعة الهاشمية ، ۱۹۳۹ (دوم : بيروت : المكتب الاسلامى ، ۱۳۹۰ ق) ، ۲۱۲ ص .
فراهم آورد و در آن روايات عايشه در نقد بر صحابه را جمع كرده است . در اين كتاب ، نود حديث در اعتراض به سى تن از صحابه ثبت شده است . ذهبى گفته است كتابى با عنوان اخبار امّ المؤمنين عايشة تصنيف كرده است . (1)و نيز ابن حجر عسقلانى (۷۷۲ ـ ۸۵۲ ق) ، مسند عايشة را تأليف كرده است . (2)در كتاب موسوعة امهات المؤمنين ، ۱۴۷۰ حديث كه همسران پيامبر روايت كرده اند ، به صورت موضوعى گرد آمده است . (3)زنانى كه شيخ اجازه بودند و مردانى بزرگ در مكتب حديثى آنان پرورش يافتند ، كم نيستند . ابن حجر عسقلانى ، هشتاد و يك شيخ اجازه از زنان دارد . اين عساكر ، در مكتب زنى به نام فاطمه بنت المنجا ، كسب حديث مى كند . (4)ابن عربى (۵۶۰ ـ ۶۳۸ ق) ، از فخر النساء اجازه روايت مى گيرد . (5)ازهرى و فرّاء ، از زنى به نام امّ السلامة ، نقل حديث مى كنند . خطيب بغدادى ، نزد زنى به نام كريمه ، صحيح بخارى را خواند ، چنان كه او و سمعانى ، همان كتاب را نزد زنى ديگر به نام مروزيه خواندند . ابن جوزى مسند شافعى را از زنى به نام فاطمة بنت الحسين ، شنيد و . . . . (6)در تاريخ معاصر ايران نيز نام بانو امين مى درخشد . وى اجازه روايت به شخصيت هاى برجسته اى چون علّامه امينى ، صاحب الغدير ، و آية اللّه نجفى مرعشى داده است . (7)
.
1) .تذكرة الحفاظ ، ج ۱ ، ص ۲۹ ؛ ميزان الاعتدال ، ج ۱ ، مقدمة التحقيق .
2) .مسند عايشة ، ابن حجر عسقلانى ، القاهرة : اول ، مكتبة السنة ، ۱۴۱۶ ق .
3) .موسوعة امّهات المؤمنين ، عبد الصبور شاهين و اصلاح عبد السلام الرفاعى ، القاهرة : اول ، الزهراء ، ۱۴۱۲ ق ، ص ۲۰۱ ـ ۵۶۵ .
4) .ذكر النسوة المتعبدات ، ص ۱۱ و ۱۲ .
5) .ترجمان الاشواق ، ابن عربى ، ص ۷ و ۸ .
6) .فصول عن المرأة ، هادى العلوى ، بيروت : دار الكنوز الادبية ، ۱۹۹۶م ، ص ۶۷ و ۶۸ .
7) .بانوى مجتهد ايرانى ، ناصر باقرى بيدهندى ، قم : دفتر تبليغات اسلامى ، ۱۳۷۱ ، ص ۱۱۳ ـ ۱۱۶ .
در بسيارى از كتب رجال شيعه و اهل سنّت ، بخشى به شرح حال راويان زن اختصاص يافته است . در ميان كتب شيعى ، از اينها مى توان نام برد : رجال ابن داوود ، ابن داوود الحلى ، منشورات الرضى ، ص ۲۲۲ ـ ۲۲۴ (۲۲ زن راوى) . تنقيح المقال ، المامقانى ، نجف : مطبعة المرتضوية ، ج ۳ ، ص ۶۹ ـ ۸۳ . معجم رجال الحديث ، آية اللّه الخويى ، مدينة العلم ، ج ۲۳ ، ص ۱۷۰ ـ ۲۰۱ (۱۳۴ زن راوى) . اعلام النساء المؤمنات ، محمّد الحسون ، انتشارات اسوه ، ص ۶۸۷ ـ ۶۹۳ (۱۴۸ زن راوى) . در منابع رجالى اهل سنّت ، مى توان از تهذيب الكمال ، ابوالحجاج ، بيروت : دارالفكر ، ج ۲۲ ، ص ۲۹۰ ـ ۵۰۳ (۲۶۵ زن راوى) ، نام برد . به غير از اينها ، كتب مستقلى نيز تأليف شده كه در آنها ، راويان زن گرد آمده است ؛ مانند : محدّثات شيعه ، نهلا غروى نائينى ، تهران : دانشگاه تربيت مدرس ، ۱۳۷۵ . اين كتاب ، رساله دكترى است كه به شرح حال ۱۹۵ زن راوى پرداخته است . زنان دانشمند و راوى حديث ، احمد صادقى اردستانى ، قم : دفتر تبليغات اسلامى ، ۱۳۷۵ . در اين اثر ، ۱۷۶ زن راوى حديث مورد مطالعه و تحقيق قرار گرفته است . حال به اختصار كتاب جامع مسانيد النساء را ، گزارش مى كنيم .
گزارش تحليلىجامع مسانيد النساء ، نام كتابى است كه در آن ، احاديث نقل شده توسط زنان گرد آمده است . در اين مجموعه دو جلدى ، ۱۷۵۲ حديث غير مكرر جمع شده كه از اين تعداد ، ۸۱۴ حديث در جلد اول و ۹۳۸ روايت در جلد دوم قرار دارد . زنانى كه اين
.
احاديث را روايت كرده اند بيش از صد نفر هستند . كتبى را كه مؤلّف ، مبنا قرار داده و احاديث را از آن استخراج كرده ، ۲۸ عنوان است : ۱ . صحيح البخارى ، ۲ . صحيح مسلم ، ۳ . سنن ابن ماجه ، ۴ . صحيح سنن ابن ماجه ، ۵ . المستدرك للحاكم ، ۶ . سنن الدار قطنى ، ۷ . مصنف ابن ابى شيبة ، ۸ . صحيح ابن حيّان ، ۹ . صحيح ابن خزيمة ، ۱۰ . مسند الشافعى ، ۱۱ . مسند ابى حنيفة ، ۱۲ . مصنف عبد الرزاق ، ۱۳ . مسند الدارمى ، ۱۴ . حلية الاولياء ، ۱۵ . صحيح ابن عوانة ، ۱۶ . سنن البيهقى ، ۱۷ . سنن ابى داوود ، ۱۸ . سنن الترمذى ، ۱۹ . صحيح ابى داوود ، ۲۰ . مسند الامام احمد ، ۲۱ . الفتح الربانى ، ۲۲ . موطأ الامام مالك ، ۲۳ . معاجم الطبرانى ، ۲۴ . مسند ابى يعلى ، ۲۵ . مسند البزّار ، ۲۶ . نيل الاوطار ، ۲۷ . مجمع الزوائد (للهيثمى) ، ۲۸ . جامع الاصول (لابن الاثير) . در جزء اول اين كتاب ، روايات صحيح بخارى و صحيح مسلم گرد آمده است و در جزء دوم ، ساير احاديث جمع شده است . ترتيب و تبويب روايات ، به شيوه صحيح بخارى است . نويسنده ، مدّعى است رواياتى كه ضعف آن معلوم بوده در اين مجموعه نيامده است (ج ۲ ، ص ۸) . در مقدّمه جلد اول و دوم شرح كوتاهى از مهم ترين زنان راوى ارائه شده است . عدد زنان ترجمه شده ، چهل تن است كه ۲۷ نفر در جلد نخست و سيزده تن در جلد دوم ، ترجمه شده است . شرح حال مختصرى نيز از همسران پيامبر در آغاز جلد نخست آمده است . نويسنده ، در پانوشت ها ، مأخذ احاديث را ذكر مى كند و غير از آن ، توضيحاتى نيز پيرامون سند ، راويان و برخى لغات اضافه مى كند . وى ، تعداد روايات عايشه را ۲۲۱۰ گفته است (ج ۱ ، ص ۱۱) . در پايان كتاب ، فهارس اعلام النساء ، اطراف الحديث و موضوعات را آورده كه بهره ورى از آن را آسان مى كند . روشن است كه اين كار بدين شكل گسترده ، تازگى دارد و مى تواند مبناى كارهاى
.
قوى تر و بهتر قرار گيرد . از اين رو عمل مؤلّف ، در خور ارج و ستودنى است . اگر نويسنده به برخى نكات توجّه مى كرد ، اين اثر بهتر از اين قابل عرضه بود : ۱ . در شكل كنونى ، روش واحدى در اعراب گذارى ، اتّخاذ نشده است و اعراب گذارى احاديث ، در دو جلد بسيار متفاوت است ؛ برخى احاديث به طور كامل اعراب گذارى شده و برخى ديگر نه . ۲ . مؤلّف ، روش خود را در تنظيم و تبويب ، باز نگفته و آنچه بدان اشارت رفت ، از مقايسه كتاب با منابع و مآخذ به دست آمد . ۳ . بهتر آن بود كه روايات را شماره گذارى مى كرد . ۴ . شرح حال كوتاهى از تمام زنان راوى ، امرى سزاوار بود ؛ با توجّه به اين كه تعداد راويان صد نفر است و وى ، چهل تن را ترجمه كرده است . ۵ . لازم بود در مقدّمه ، سرگذشت روايت زنان ، ديدگاه عالمان رجال در اين زمينه ، كتبى كه به ترجمه زنان راوى پرداخته ، را بيان كند و دورنمايى از موضوع در اختيار خواننده قرار دهد .
.
۲ . گزارش تحليلى از كتاب «عناية النساء بالحديث النبوىّ»عناية النساء بالحديث النبوى ، ابوعبيدة مشهور بن حسن آل سلمان ، بيروت : دار ابن حزم ، ۱۴۱۴م ، ۱۶۰ ص ، وزيرى . مسئله علم آموزى زنان و رشد معنوى آنان ، در تاريخ اسلام فراز و فرودهايى داشته است . جدا از علل و عوامل اجتماعى و عادات و رسوم قومى ، ديدگاه هاى دينى يا برداشت هايى كه به نام دين در اين باره مطرح بوده ، تأثير فراوان در اين امر داشته است . روشن است اگر فضاى فرهنگى جامعه اين باشد كه زنان از آموختن منع گردند «و در مجلس علم ، زنان را از مخالطت با مردان و استماع مواعظ باز دارد» (1)و يا اين كه فضاى فرهنگى به گونه اى ديگر باشد ، نتايج ديگرى رقم مى خورد . جدا از نصوص برجاى مانده ، بررسى تاريخ گذشته و نشان دادن سهم زنان در علم آموزى و نشر علم در شاخه هاى مختلف ، مى تواند از يك سو ، بسترى براى داورى نسبت به برخورد جوامع اسلامى با زن باشد و از سوى ديگر ، آشنا شدن با جايگاه برجسته زنان بويژه در شرايط دشوار فرهنگى ، در الگوسازى و خودباورى زن مسلمان امروز بسى سودمند است . همانگونه كه سبب مى شود پاره اى از كلى گويى هاى بى ثمر در نفى و اثبات علم آموزى زنان ، كنار نهاده شود . در حوزه حديث و روايت و نقش زنان در آن ، آثار ارزشمندى عرضه شده است ؛ چون : محدّثات شيعه ؛ جهود المرأة فى رواية الحديث فى القرن الثامن الهجرى و... . يكى از اين آثار ، كتاب عناية النساء بالحديث النبوىّ (صفحات مضيئة من حياة المحدّثات حتى
.
1) .عتبة الكتبة ، ص ۸۳ .
القرن الثالث عشر الهجرى) ، نوشته ابى عبيدة مشهور بن حسن آل سلمان است . مؤلّف ، در مقدّمه ، از تحريض اسلام بر دانش اندوزى زنان ، سخن رانده و احاديثى در اين باب نقل كرده است و مدّعى شده كه زنان نه تنها در علم آموزى ، بلكه در نشر آن نيز مشاركت داشتند . و آنگاه از زنانى ياد مى كند كه در جهيزيه آنان هنگام رفتن به خانه شوهر ، «مختصر المزنى» بوده است . كتاب ، در چهار فصل تنظيم شده است . فصل نخست ، به برابرى زن و مرد در دانش اندوزى اختصاص دارد و در آن رواياتى در تعميم فراگيرى دانش با شرحى از عالمان و محدّثان نقل شده است . مؤلّف ، از عبد الحميد بن باديس ، نقل مى كند : لماذا تعاقب المرأة بعلمها؟ هل العلم ورد صفاء للرجال و منهل كدر للنساء ؟ هل له تأثيران : حسن على فكر الذكور ، قبيح على فكر الاناث (ص ۱۶) . چرا زنان بر دانش اندوزى نكوهش مى شوند؟ آيا دانش ، براى مردان چشمه اى زلال است و براى زنان ، آبشخورى كدر؟ آيا دانش ، دوگونه اثر به ارمغان مى آورد ، زيبايى براى مردان و زشتى براى زنان ؟ براى نشان دادن اين برابرى ، در اين فصل ، از محدّثانى ياد مى كند كه از زنان حديث آموختند . گزارش اين فصل چنين است : صحابه ، گاه كه از پاسخ مسئله اى درمى ماندند ، سراغ زنان مى رفتند . ابوهريره و ابن عباس ، وقتى از پاسخ پرسش ناتوان شدند ، سراغ امّ سلمه ، همسر رسول خدا رفتند (ص ۱۸ و ۱۹) . ابن شهاب زهرى (م ۱۲۴ق) ، از عمرة دختر عبد الرحمان ، ميمونه ، فاطمه خزاعيه ، هند دختر حارث و امّ عبد اللّه ، نقل روايت كرده است . مالك بن انس (م ۱۷۹ق) ، امام احمد حنبل (م ۲۴۱ق) و ابويعلى فراء (م ۴۵۸ق) نيز از زنان بسيارى نقل روايت كرده اند (ص ۲۲) .
.
امام سمعانى (م ۵۶۲ق) ، در مشيخه كتاب التحبير فى المعجم الكبير ، بابى دارد با عنوان «النسوة اللواتى كتبت عنهنّ» (زنانى كه از آنان حديث نوشتم) و در آن از ۶۹ زن نام مى برد و آنان را با القاب و واژه هاى زيبايى مى ستايد . اين زنان از شهرهاى گوناگون بودند : هرات ، همدان ، سرخس و . . . (ص ۲۳ ـ ۳۴) . ابن عساكر (م ۵۷۱ق) ، از هشتاد و چند زن نقل حديث كرده و رساله اى در سيره زنان نگاشته است (ص ۳۴) . ابوطاهر سلفى (م ۵۷۶ق) ، از ده ها زن نقل روايت دارد (ص ۳۴ ـ ۳۸) . ابن جوزى (م ۵۹۷ق) ، از سه زن نقل روايت دارد (ص ۳۸) ، حافظ منذرى (م ۶۵۶ق) ، از زنانى متعدد اجازه نقل حديث دارد (ص ۳۸ ـ ۴۴) . ذهبى (م ۷۴۸ق) ، از زنان بسيار حديث آورده و گاه براى گرفتن حديث از زنى ، عزم سفر كرده و حسرت مى خورد كه قبل از ملاقات ، از دنيا رفت : كنت اتلهف على لقيها (امّ محمّد سيدة بنت موسى بن عثمان المارانية) و رحلت الى مصر و علمى انها باقية ، فدخلت فوجدتها قد ماتت من عشرة ايام (ص ۴۵) ؛ بسيار مشتاق بودم او را زيارت كنم . بدين جهت به مصر رفتم و گمان مى كردم او زنده است . اما هنگامى كه وارد مصر شدم ، دريافتم كه ده روز از درگذشت او سپرى شده است . ابن قيم (م ۷۵۱ق) نيز از زنان نقل روايت دارد . ابن حجر عسقلانى (م ۸۵۲ ق) ، از بيش از پنجاه زن روايت آورده است . در فصل دوم ، از زنان راوى حديث در عصر رسول خدا صلى الله عليه و آله و صحابه ياد مى كند . عايشه ، داراى ۲۲۱۰ حديث است كه از اين تعداد ، ۲۹۷ روايت در صحيحين آمده است (ص ۵۰۰) . زنان ديگرى نيز به نقل حديث همت گماشته اند : امّ سلمه ، ۳۷۸ روايت دارد و ديگران نيز به همين اندازه يا كمتر (ص ۵۱ ـ ۵۹) . گفتار عُمر را در تحوّلى كه اسلام نسبت به زن جاهلى پديد آورد ، گواه روشنى مى داند : كنّا فى الجاهلية لانعتد بالنساء و لاندخلهنّ فى شئ من امورنا ، بل كنّا و نحن بمكّة
.
لايكَلّم احدنا امرأتَهُ . اذا كانت له حاجة سفع برجليها ، فقضى منها حاجته . فلما جاء اللّه بالاسلام ، انزلهنّ اللّه حيث انزلهن و جعل لهن حقًا (ص ۶۳) ؛ در جاهليت ، به زنان اعتنايى نداشتيم و آنان را در هيچ كارى وارد نمى ساختيم ؛ بلكه آن زمان كه در مكّه بوديم ، هيچيك از ما با زنش سخن نمى گفت . و اگر مردى از زنش خواسته اى جنسى داشت ، بدون سخن گفتن با او ، خواسته اش را برآورده مى كرد . خداوند ، چون اسلام را فرستاد ، براى زنان جايگاه و منزلتى منظور كرد و حقوقى برايشان قرار داد . در ادامه از زنانى ياد مى كند كه امامت جماعت را براى زنان بر عهده داشته اند (ص ۶۷ ـ ۶۸) . در فصل سوم ، مشهورترين زنان راوى مربوط به دوره هاى بعد را برمى شمرد . در دوره تابعين ، از عَمرة ، حفصة ، مُعاذ و امّ درداء ، ياد كرده است . در قرن دوم و سوم ، از عابدة ، ياد كرده كه راوى ده ها هزار حديث است (ص ۷۵) ، و نيز از عُلَيَّة و نفيسه . در قرن چهارم ، از فاطمة بنت عبد الرحمن ، فاطمة بنت ابى داوود ، سُتَيتة و امة السلام ، ياد كرده است . در قرن پنجم ، از فاطمة بنت ابى الحسن الدقاق ، عايشة بنت حسن ، عايشة بنت محمّد ، بيبى بنت عبد الصمد و كريمة بنت احمد مروزى ، ياد مى كند . در اين عصر ، تدريس صحيح بخارى و كتب ديگر حديث ، نزد زنان متداول بود . در قرن ششم ، از اين زنان نام برده است : فاطمة بنت عبد اللّه بن احمد ، فاطمة بنت محمّد بن ابى سعيد ، فاطمة بنت سعد الخير ، فاطمة بنت ابى الحسن على بن المظفر ، شَهدة ، تَجَنّى ، خديجة بنت احمد و نفيسة بنت على . در قرن هفتم ، از چند زن راوى ياد كرده است : زينب بنت الشِّعرى (كه ابن خلكان از او درس آموخت و او را مُسندِة شام ناميده اند) ، امّ عبد الكريم ، نعمة بنت على ، عفيفة بنت ابى بكر ، عين الشمس ، امّ عبد اللّه ، امّ الفر و امة اللطيف بنت عبد الرحمن . در قرن هشتم و نهم ، حضور زنان در عرصه روايت ، چشم گير است ، تا آن جا كه ابن
.
حجر در كتاب الدرر الكامنة فى اعيان المأة الثامنة ، از يكصد و هفتاد زن محدّث نام مى برد . همچنين ابن حجر در كتاب المجمع المؤسس لمعجم المفهرس نيز از زنان محدّث بسيار نام برده است و نيز در كتاب المعجم للحرة مريم يا معجم الشيخة مريم ، استادان مريم دختر اذرعى (م ۸۰۵ق) را آورده است و در كتاب المشيخة الباسمة للقبايى و فاطمة ، مشايخ فاطمه دختر خليل ابن احمد (م ۸۳۸ق) را برشمرده است . سخاوى ، در كتاب الضوء اللامع (ج ۱۲) ، ترجمه بسيارى از زنان محدّث در قرن نهم را آورده و ابن فهد ، در معجم الشيوخ ، به معرفى ۱۳۰ زن محدّث در اين قرن پرداخته است . برخى زنان برجسته در اين دو قرن ، عبارت اند از : ست العرب بنت محمّد بن فخر الدين ، جويرية امّ ابيها ، فاطمة بنت شهاب الدين ، سلمى بنت محمّد بن الجزرى ، مريم بنت فخر الدين و باى خاتون بنت ابى الحسن . از قرن دهم به بعد ، اين حركت نشاط انگيز به خمود مى گرايد و تنها زنانى نادر به موقعيت علمى در حديث دست يافتند . مانند : زينب بنت محمّد در قرن دهم ، بنت على منشار العاملى در قرن يازدهم ، قُريش بنت عبد القادر در قرن دوازدهم ، و فاطمة بنت حمد الفضيلى و فاطمه شمس جهان (همسر عارف حكمت) و مريم بنت محمّد بن طلحه در قرن سيزدهم . پايان بخش كتاب ، يعنى فصل چهارم ، به بحث نظرى در تعليم و تعلّم زنان اختصاص دارد و سخنانى را از انديشمندان در جواز و مطلوبيت علم آموزى زنان نقل مى كند . در همين فصل ، يادآور مى شود كه روايات مربوط به منع كتابت زنان را محمّد بن ابراهيم شامى نقل كرده كه دارقطنى ، او را كذّاب دانسته است . همچنين در پايان ، نمونه هايى از زندگى درخشان علمى زنان را در طول ساليان گذشته ، ذكر مى كند كه خالى از فوايد تاريخى نيست .
.
۳ . زنان محدّث در قرن ششم (بر پايه دو پژوهش)براى معرفى و شناسايى زنان محدّث در قرن ششم ، فقط دو اثر مستقل در دسترس است : التحبير فى المعجم الكبير ، نوشته ابوسعيد عبد الكريم بن محمّد سمعانى (۵۰۶ ـ ۵۶۲ق) ؛ السنة النبوية الشريفة فى القرن السادس الهجرى كه در دوره معاصر منتشر شده است . البته نمى توان اين دو اثر را جامع اسامى تمامى زنان محدّث دانست ، ولى تا اندازه زيادى مى توانند واقعيت هاى تاريخى آن دوره را گزارش كنند . در كتاب سمعانى ، شرح حال هفتاد زن محدّث و در كتاب السنة النبوية ، نام ۲۲ زن محدّث آمده ، كه در مجموع ، شامل ۹۲ زن هستند . از اين ميان ، نام هاى دو محدّث ، در اين دو اثر تكرار شده ، كه با كسر آن دو ، مجموع زنان محدّث ، نود نفر خواهند شد . اينك تراجم زنان محدّث را بر پايه اين دو كتاب ، به همراه معرفى اجمالى اين دو اثر آورده ، در پايان ، فهرست الفبايى اسامى موجود در دو كتاب ، به همراه تحليل اجمالى ، عرضه مى گردد .
يكم . التحبير فى المعجم الكبير ، ابوسعيد عبد الكريم بن محمّد سمعانى (۵۰۶ ـ ۵۶۲ق) ، تحقيق : منيرة ناجى سالم ، ۲ ج ، ۶۴۷ + ۶۵۷ص .اين كتاب ، با هزينه ديوان الاوقاف بغداد ، در سال ۱۳۹۵ق/۱۹۷۵م ، منتشر شده است . محقق كتاب ، خانم منيره ناجى سالم ، داراى كارشناسى ارشد از دانشگاه بغداد
.
است . چاپ ديگرى از اين كتاب ، در سال ۱۴۱۸ق/۱۹۹۷م ، از سوى دار الكتب العلمية بيروت ، با حواشى خليل المنصور ، منتشر شده است . اين چاپ هم دو جزء در يك مجلد ، با ۳۰۴+ ۲۹۶ صفحه است . سمعانى ـ كه از عالمان قرن ششم است ـ در اثر خود ، ۱۱۹۳ نفر از كسانى را كه نزدشان دانش آموخته ، معرفى كرده و شرح حال آنان را گزارش مى كند . در پايان كتاب ، با عنوان «النسوة اللواتى كتبت عنهن رتب اسماءهن على حروف المعجم» [زنانى كه از آنان حديث نوشتم و بر پايه حروف الفبا تنظيم شده است] ، هفتاد زن محدّث را از شماره ۱۱۲۴ تا ۱۱۹۳ نام مى برد كه از آنان يا سماع حديث كرده يا حديث نوشته و يا به وى اجازه روايت داده اند . اينك ترجمه اين بخش از جلد دوم كتاب التحبير ارائه مى گردد : (۱) ۱ . (1)امّ محمّد آمنه ، دختر عباد بن على بن حمزة بن طباطبا العلوى . وى ، اهل اصفهان بود و از امام ابومحمّد رزق اللّه تميمى ، سماع حديث كرد . من هم تعدادى اندك از وى سماع كردم (ص ۳۹۶) . (2)(۲) ۲ . امّ سلمة آمنة ، دختر ابوطاهر عبد الكريم بن عبد الرزاق بن عبد الكريم حسنابادى اصفهانى . وى ، زنى صالح و از خانواده محدّثان بود . از ابوحفص عمر بن احمد بن عمر سمسار اصفهانى ، سماع حديث كرده و من هم در اصفهان از وى تعدادى اندك سماع كردم . (ص ۳۹۶) (۳) ۳ . امّ نجم امه اللّه ، دختر هبة اللّه بن محمّد بن ابراهيم جنزى اصفهانى (م۵۴۸ق) .
.
وى ، از ابوالمعمر شيبان بن عبد اللّه بن احمد محتسب برجى ، سماع حديث كرد و من هم از او سماع كرده ام . امّ نجم ، در ماه محرم ۵۴۸ق ، در اصفهان از دنيا رفت . (ص ۳۹۷) . (۴) ۴ . امّ على آيغر ، دختر عبد اللّه تركى (م ۵۳۹ يا ۴۵۰ ق) . امّ على ، زنى صالح بود . او در دهستان از ابويعقوب يوسف بن محمّد بن ابراهيم مقرى دهستانى ، سماع كرد و من هم از او سماع كرده ام . وى ، در مرو از دنيا رفت . (۵) ۵ . تقيه ، دختر مفضل بن عبد الخالق ابن ابى منصور بن عبد الوهاب اصفهانى . وى ، از ابوعبد اللّه قاسم بن فضل ثقفى ، سماع كرده است . من از او سماع نكرده ام ، ولى اجازه اى در سال ۵۳۲ق ، برايم نوشت (ص ۳۹۸) . (۶) ۶ . تقيه ، دختر ابوالقاسم بن عمر اصفهانى (م ۴۸۰ ـ ۵۴۱ ق) . وى ، دختر شيخ ما ، امّ بهاء فاطمه ، دختر ابوالفضل بن ابى سعد بن بغدادى و خواهر ابوالقاسم محمود و همسر احمد بن ابوالفتوح خراسانى است . من در اصفهان از او جزئى را سماع كرده ام كه از بين رفته يا اين كه آن را استنساخ نكردم . او در حدود سال ۴۸۰ق ، به دنيا آمد و در ۵۴۱ق ، درگذشت (ص ۳۹۸) . (۷) ۷ . امّ شماسه جوهرناز ، دختر ابوالقاسم زاهر بن طاهر شحامى نيشابورى . وى ، از ابوالحسن على بن احمد مدينى مؤذن ، ابوالعباس فضل بن عبد الواحد تاجر ، ابوعلى نصر اللّه بن احمد خشنامى ، سماع حديث كرد . من هم از او ، پدر ، عمو ، همسر و برادران و نزديك به بيست تَنْ از خويشانش ، سماع حديث كرده ام (ص ۳۹۹) . (۸) ۸ . امة الرحمن جوهرناز ، دختر ابوطاهر مضر بن الياس بن مضر بن محمّد تميمى . زنى صالح و نيك سيرت از خانواده محدّثان بود كه بسيار عمر كرد .
.
او ، همسر شيخ ما ، سيّد امين ابوالقاسم عبيد اللّه بن حمزه موسوى بود . وى از جدش ابوعمرو الياس بن مضر تميمى و ابواسماعيل عبد اللّه بن محمّد انصارى و ديگران سماع كرد . من در هرات از وى حديث نوشتم (ص ۳۹۹) . (۹) ۹ . امة القاهر جوهر ، دختر ابوسعيد عبد اللّه بن عبد الكريم بن طلحه قشيرى (۴۶۰ ـ ۵۳۰ق) . وى ، خواهر ابوالمكارم عبد الرزاق ـ كه از او حديث سماع كرديم ـ و مادر شيخ ما ، سعيد شجاعى بود . او زنى صالح ، اهل خير و عبادت و از سرزمين نيشابور بود . از جدّش ابوالقاسم ، سماع حديث كرد و من هم از او برگ هايى از حديث در نيشابور سماع كردم . ولادت وى حدوداً پيش از ۴۶۰ق ، بود (ص ۳۹۹) . (۱۰) ۱۰ . امة اللّه جليله ، دختر ابونصر عبد الرحيم بن عبد الكريم بن هوازن قشيرى (۴۷۲ ـ ۵۴۱ق) . وى ، دو خواهر به نام هاى حره و ساره داشت و از صالحان و عبادت پيشگان و همسر استاد ما ، عمر بن ابى نصر صفارى بود . او ، از ابوالمظفر موسى بن عمران انصارى صوفى ، ابوالقاسم عبد الرحمن بن احمد واحدى ، سماع حديث كرده ، من هم از وى حديث نوشتم (ص ۴۰۰) . (۱۱) ۱۱ . امّ فتح جليله ، دختر ابوالحسن على بن حسن بن حسين سجزى . وى ، خواهر ابوجعفر حنبل ، از اهالى سجستان بود . از نجيب بن ميمون واسطى ، سماع حديث كرد و براى من اجازه اى در سال ۵۳۰ق ، تحرير كرد . او در سال ۵۴۰ ق ، در قيد حيات نبود (ص ۴۰۱) . (۱۲) ۱۲ . امّ بهاء جمعه ، دختر ابوالرجاء بشار بن احمد بن محمّد بن عبد اللّه بن جعفر صوفى (ولادت حدود ۴۸۵ق) . او ، از اهالى نيشابور و زنى صالح و از خاندان محدّثان و اهل قرآن بود و به كودكان قرآن مى آموخت . از سهل بن عبد اللّه غازى ، انيس ابوعبد اللّه ، قاسم بن فضل ، سماع
.
حديث كرد و براى آموختن حديث به عراق و خراسان سفر كرد . من سه حديث از او نوشتم (ص ۴۰۱) . (۱۳) ۱۳ . امة الرحيم حرة ، دختر ابونصر عبد الرحيم بن عبد الكريم بن هوازى قُشَيرى (۴۷۷ ـ ۵۳۴ق) . وى ، از اهالى نيشابور و زنى صالح بود . عمر بن ابى نصر صفار ، پيش از ازدواج با خواهرش جليله ، با او ازدواج كرد . وى ، از موسى بن عمران صفار ، ابوالقاسم عبد الرحمن واحدى و ديگران ، سماع حديث كرد . من از او و خواهرش سماع كردم . ولادت و وفاتش در نيشابور بود (ص ۴۰۲) . (۱۴) ۱۴ . امّ نجم حوار ، دختر محمّد بن محمّد بن منصور بن محمّد فضلويه . وى ، اهل اصفهان و همسر ابوبكر محمّد بن احمد بن على خطيب بود . از ابوالطيب حبيب بن محمّد بن احمد طهرانى ، سماع حديث كرد . من هم از او در خانه اش در اصفهان اندكى حديث سماع كردم (ص ۴۰۲) . (۱۵) ۱۵ . امّ عبد اللّه حورستى ، دختر ابوالفتح ناصر بن احمد بن محمّد بن عبد اللّه بن احمد بن ابى عياض سرخسى (م ۵۴۲ق) . وى ، از خاندان علم و حديث بود . از پدرش ابوالفتح عياض ، سماع كرد و من هم در سرخس از او حديث نوشتم . در ربيع الاخر سال ۵۴۲ق ، درگذشت (ص ۴۰۳) . (۱۶) ۱۶ . امّ شمس خجسته ، دختر ابواسحاق ابراهيم بن عبد الوهاب بن محمّد منده (ولادت حدود ۴۷۰ق) . وى ، در اصفهان زاده شد و زنى صالح ، بسيار عبادت پيشه در نماز و روزه ، اهل كارهاى خير و از خاندانى ريشه دار در حديث بود . از جدّش ابوعمرو عبد الوهاب سماع حديث كرد و من هم از وى سماع كردم (ص ۴۰۴) . (۱۷) ۱۷ . امّ بهاء خجسته ، دختر محمّد بن احمد بن على حداد طهرانى . وى ، از اهالى اصفهان است و از ابوشكر احمد بن على بن محمّد حبال اصفهانى ،
.
سماع كرد و من هم يك حديث از او نوشتم (ص ۴۰۴) . (۱۸) ۱۸ . امّ بهاء خجسته ، دختر ابوالمظفر بن ابوالفتح بن ماجه . وى ، اهل اصفهان است و در مجلس شجاع بن على مصقلى ، حضور يافت . تعداد كمى حديث از وى نوشتم و در سال چهار صد و پنجاه و اندى زاده شد (ص ۴۰۴ و ۴۰۵) . (۱۹) ۱۹ . خديجه ، دختر اسماعيل بن عمرو بن محمّد بن احمد بن محمّد بن جعفر بن محمّد بن بحير بن نوح بن حيّان بن مختار بحيرى . وى ، از اهالى نيشابور و از خانواده دانش و صلاح و تزكيه است . از پدرش اسماعيل بن ابوعبد الرحمن بن ابى عمرو بحيرى و ابوعثمان سعيد بن محمّد بن احمد بحيرى ، سماع حديث كرد . براى من اجازه اى در سال ۵۱۲ق ، نوشت (ص ۴۰۵) . (۲۰) ۲۰ . امّ غافر دردانه ، دختر ابوعبد اللّه اسماعيل بن عبد الغافر بن محمّد بن عبد الغافر فارسى (۴۴۶ ـ ۵۳۰ق) . وى ، از اهالى نيشابور و خواهر ابوالحسن عبد الغافر و مادر شيخ ما ، ابوحفص عمر بن احمد صفار ، زنى صالح ، باوفا و از خاندان حديث بود . او از جدّ اعلايش عبد الكريم بن هوازن ، ابوبكر يعقوب بن احمد صيرفى ، ابوحامد احمد بن حسن ازهرى و ديگران ، سماع حديث كرد . من از او در نيشابور حديث نوشتم . درگذشت او در نيشابور به تاريخ صفر ۵۳۰ق ، بود (ص ۴۰۶) . (۲۱) ۲۱ . امّ الفتوح رابعه ، دختر ابومعمر بن احمد بن محمّد بن احمد بن محمّد بن عمر بن ابان لنبانى(۵۳۴ق) . وى ، از اهالى اصفهان و همسر شيخ ما ، ابوسعيد احمد بن محمّد بغداد ، اهل خير و از خانواده اى خيّر بود . حديث را از ابوالفضل مطهر بن عبد الواحد بزانى عنبرى ، ابوبكر بن ماجه ابهرى و ديگران ، سماع كرد . من از وى ، جزء لوين را سماع كردم و
.
در شب جمعه از محرم ۵۳۴ق ، درگذشت (ص ۴۰۷) . (۲۲) ۲۲ . امّ الرضى راضيه ، دختر ابوسعيد سعد اللّه بن اسعد بن سعيد بن ابى سعيد ميهنى (۴۸۲ ـ ۵۴۹ق) . وى ، از زنان صالح و عبادت پيشه بود . پدرش او را به عراق بُرد و وى را به فراگيرى حديث واداشت . در اسفراين ، از محمّد بن حسين بن طلحه مهرجانى و در ساوه ، از ابوعبد اللّه محمّد بن احمد كامخى و ديگران ، سماع حديث كرد . در سرزمين ميهنه از او حديث نوشتم . او در اطراف نيشابور به دنيا آمد و در ماه رمضان ۵۴۹ق ، پس از برخاستن از سجده درگذشت (ص ۴۰۷ و ۴۰۸) . (۲۳) ۲۳ . امّ محمّد يا امّ الضياء زليخا ، دختر احمد بن محمّد بن فضلويه جمال اصفهانى . او ، از محمّد رزق اللّه تميمى ، ابوعبد اللّه قاسم بن فضل ثقفى ، ابوالفوارس طراد زينبى و ديگران ، سماع حديث كرد . من از او چيزى سماع نكردم و به من اجازه حديث داد . معمر در سال ۴۵۵ق ، از او حديث نوشت (ص ۴۰۹) . (۲۴) ۲۴ . زينب ، دختر ابونعيم عبد اللّه بن حسن بن احمد حداد . وى ، در نيشابور به دنيا آمد و پدرش او را به اصفهان بُرد . در اصفهان از ابومطيع محمّد بن عبد الواحد مصرى و جدش ابوعلى حداد ، سماع حديث كرد . همچنين در نيشابور از ابوعلى نصر اللّه بن احمد خشنامى سماع كرد (ص ۴۰۹) . (۲۵) ۲۵ . امّ الفتح زينب ، دختر ابوشجاع شيرويه بن شهردار ديلمى . وى ، از اهالى همدان ، خواهر شهردار است . از پدرش و ابوالفتح عبدوس بن عبد اللّه و ديگران ، سماع حديث كرد . برايم اجازه اى نوشت و گمان مى بَرَم حدود سال ۵۳۰ق ، درگذشت (ص ۴۰۹ و ۴۱۰) . (۲۶) ۲۶ . امّ رجاء زبيده ، دختر محمّد بن احمد بن حسن بن حسين بزدخواستى . او زنى صالح و از اهالى اصفهان است . از ابوالحسين ، احمد بن عبد الرحمن
.
ذكوانى و ابوعبد اللّه قاسم بن فضل و ابوحفص عمر بن احمد سمسار ، سماع حديث كرد . من هم از او رواياتى نوشتم (ص ۴۱۰) . (۲۷) ۲۷ . امّ خلف سعيده ، دختر ابوالقاسم زاهر بن طاهر شحامى(۴۶۷ يا ۴۶۸ ـ ۵۴۷ ق) . او فرزند بزرگ تر استاد ما ، ابوالقاسم و از اهالى نيشابور و زنى پاك دامن ، باوقار ، صالح و دانشمند بود . وى ، بسيار عمر كرد تا آن كه برخى قطعه هاى حديث را به تنهايى روايت كرد . از جدش ابوعبد الرحمن طاهر ، ابوسعد عبد الرحمن بن منصور بن رامش ، ابوعمرو عثمان المحمى ، ابوبكر شيرازى و ديگران ، سماع كرد . در نيشابور از وى اجزائى را نوشتم . در سحر رمضان ۵۴۷ق ، درگذشت (ص ۴۱۱) . (۲۸) ۲۸ . ست آزرميه ، دختر احمد بن محمّد بن حداد . وى ، از اهالى اصفهان است و حديث را از ابراهيم بن محمّد بن ابراهيم طيان ، سماع كرد . من هم تعدادى اندك از وى حديث نوشتم (ص ۴۱۱) . (۲۹) ۲۹ . امة الرحمن ساره ، دختر ابونصر عبد الرحيم بن عبد الكريم بن هوازن قشيرى . وى ، از اهالى نيشابور و زنى صالح بود . حديث را از موسى بن عمران ، ابوالقاسم عبد الرحمن واحدى و ديگران ، سماع كرد . من هم از او سماع كردم (ص ۴۱۲) . (۳۰) ۳۰ . امّ الضياء ست الجليل ، دختر ابومحمّد بن حسن بن حسين بن احمد بن يحيى بن وثاب وثابى ، معروف به وركانى . وى ، از اهالى اصفهان و همسر شيخ ما ، اسماعيل بن محمّد و زنى صالح ، باوقار ، اهل خير و از خانواده دانش بود . در مجلس درس ابوبكر بن ماجه ، حاضر شد و نزد او جزء لوين را قرائت كرد . من هم همان جزء را از وى سماع كردم (ص ۴۱۲) . (۳۱) ۳۱ . امّ النجم يا امّ الفخر ، ست العراق ، دختر ابومضر عبد الواحد بن مطهر بن عبد الواحد بن محمّد بن عبد اللّه بن فضل بن ربيع بن محمّد بن بشر بن شقيق عنبرى بزانى .
.
او از اهالى اصفهان و از خاندان حديث و از تبار بزرگان و مشاهير است . از جدّش ابوالفضل مطهر بن عبد الواحد بزانى ، سماع كرد . من هم از وى ، جزئى از حديث ابوحفص فلاس را شنيدم (ص ۴۱۲ و ۴۱۳) . (۳۲) ۳۲ . ست ناز ، دختر مفضل بن ابوالفوارس شرابى . وى ، از اهالى اصفهان است و حديث را از شجاع بن على مصقلى ، سماع كرد . من هم احاديثى از او سماع كردم (ص ۴۱۳) . (۳۳) ۳۳ . ست الناس ، دختر سيّد على بن عياد بن على بن حمزة بن طباطبا علوى . وى ، از اهالى اصفهان و حديث را از ابراهيم طيان ، سماع كرد . من هم در سال ۵۳۱ق ، دو ورقه از او سماع كردم (ص ۴۱۴) . (۳۴) ۳۴ . امّ العزّ سِتِّكا ، دختر محمّد بن فضل ديلمى اصفهانى . وى ، از عمر بن احمد بن عمر سمسار سماع كرد . من هم احاديث كمى از او شنيدم (ص ۴۱۴) . (۳۵) ۳۵ . امّ انس ستيك يا ستى ، دختر ابوالحسن عبد الغافر بن اسماعيل بن عبد الغافر فارسى (ولادت ۴۷۹ق) . وى ، از اهالى نيشابور ، زنى صالح و پاك دامن بود . او همسر شيخ ما ، عبد الخالق پسر شيخ ما ابوالقاسم شحامى بوده ، حديث را از جدّش اسماعيل بن عبد الغافر فارسى ، ابوبكر شيرازى ، ابوسعيد محمّد بن عثمان بن محمّد بن حسان فواس بستى و ديگران ، سماع كرد . در نيشابور از او حديث نوشتم . در سال ۴۷۹ق ، در نيشابور به دنيا آمد (ص ۴۱۵) . (۳۶) ۳۶ . امّ الكرام شريفه ، دختر ابوعبد اللّه محمّد بن فضل صاعدى فراوى (۴۷۰ ـ ۵۳۶ ق) . وى ، از اهالى نيشابور ، زنى صالح و از فرزندان علما بود . از ابوسعد عبد الرحمن بن منصور بن رامش ، ابوبكر احمد بن على شيرازى ، جد
.
مادرى اش ، ابوعبد الرحمن طاهر بن محمّد بن شحامى ، ابوالفضل محمّد بن عبيد اللّه ضرير ، ابوعمر و عثمان محمى و ديگران ، سماع حديث كرد . من هم از او حديث نوشتم . (ص ۴۱۶) (۳۷) ۳۷ . امّ العزيز شكر ، دختر ابوالفرج سهل بن بشر بن احمد بن سعيد اسفراينى . در صور ، به دنيا آمد و پدرش وى را در دو سالگى به دمشق بُرد . او ـ كه از خاندان محترمان است ـ از ابوالفرج اسفراينى و ابونصر احمد بن محمّد بن سعيد طريثيثى ، سماع كرد . در دمشق از او حديث نوشتم (ص ۴۱۶) . (۳۸) ۳۸ . امّ الكرام يا امّ البهاء شهرآزرميه ، دختر ابوالقاسم عبد الواحد بن عبد الواحد بن محمّد بن فاخر قرشى (۴۷۶ ـ ۵۴۵ق) . او خواهر دوست ما ، ابواحمد معمر بن عبد الواحد بن فاخر مفيد و از اهالى اصفهان بود و از امام ابومحمّد رزق اللّه تميمى ، ابواحمد منصور بن بكر بن محمّد بن على بن حيدر ، ابوالحسين لاحق بن اسكاف و ديگران ، سماع كرد . در اصفهان اندكى از او حديث نوشتم (ص ۴۱۷) . (۳۹) ۳۹ . امّ الرضا ضوء ، دختر ابوشكر حمد بن على بن محمّد بن حبال (ولادت حدود ۴۵۰ق) . وى ، از اهالى اصفهان ، زنى صالح ، پاك دامن و بسيار اهل خير و عبادت ، و مادر محدّثان بزرگ ، فرزندان ابوالوفاء مدينى است . از جدّ مادرش ، عايشه دختر حسن بن ابراهيم وركانى و پدرش ابوشكر حمد بن على حبال ، سماع حديث كرد . در اصفهان از او حديث نوشتم (ص ۴۱۸) . (۴۰) ۴۰ . امّ الكرام ضوء ، دختر محمّد بن محمّد بن ابى الفتح فضل ، و گفته شده دختر احمد بن منصور بن عبد اللّه قصار ، معروف به طويل . وى ، از اهالى اصفهان بود و از سليمان بن ابراهيم حافظ و ابوبكر بن ماجه ابهرى ،
.
سماع حديث كرد و من هم از او احاديثى شنيدم (ص ۴۱۸) . (۴۱) ۴۱ . ضوء النهار ، دختر حافظ ابوالفضل محمّد بن طاهر مقدسى . وى ، از اهالى همِدان و همسر ابوالفخر سعد بن محمّد بن عبد الواحد بن يوغ كرابيسى عدنى است . در همدان ، از عبدوس بن عبد اللّه و در رى ، از ابوبكر اسماعيل بن على بن احمد خطيب و ديگران ، سماع كرد . من در همدان برگ هايى از حديث را از او سماع كردم (ص ۴۱۸ و ۴۱۹) . (۴۲) ۴۲ . طاهره ، دختر ابوبكر بن ابى القاسم بن محمّد بن على خشاب درغانى . وى ، اهل بخارا و زنى صالح و از خاندان محدّثان بود . از ابوالحسن على بن عثمان بن ابراهيم بن حسين بن اخوين بخارى ، سماع حديث كرد و من هم از او احاديثى اندك سماع كردم (ص ۴۲۰) . (۴۳) ۴۳ . امّ احمد طرفه ، دختر عبد اللّه گرجى . وى ، زنى صالح بود . از ابوالقاسم فضل بن احمد بن محمّد بن عيسى ، معروف به ابن ابى حرب و ديگران ، سماع حديث كرد . در سال ۵۲۹ق ، به من اجازه داد و در سال ۵۳۷ ق ، زنده نبود (م ۵۴۸ق) . (۴۴) ۴۴ . امّ محمّد يا امّ الكرام ظريفه ، دختر ابوالحسن بن ابى القاسم بن ابى على بن ابى زيد مامونى طبرى (م ۵۴۸ق) . وى ، در خانواده اى اهل حديث به دنيا آمد و از اهالى طبرستان بود . زنى صالح ، پاك دامن و دانشمند و مادرِ دوست ما ، محمّد بن ابى الفوارسى حافظ طبرى بود و در بلخ سكونت داشت . از امام ابوالمحاسن عبد الواحد بن اسماعيل رويانى طبرى سماع كرد . من هم در بلخ ، يك حديث از او شنيدم . در شب جمعه آخر ماه ربيع الثانى سال ۵۴۸ ق ، درگذشت (ص ۴۲۱) . (۴۵) ۴۵ . امّ الفتح ظفر بانويه ، دختر ابونصر كاتب .
.
او از اهالى اصفهان است و از ابوطالب احمد بن محمّد بن جعفر بيع ، سماع حديث كرد و در سال ۵۳۲ق ، برايم اجازه نوشت (ص ۴۲۱) . (۴۶) ۴۶ . امّ فتوح ظمياء ، دختر احمد بن فضل تاجر . وى ، از اهالى اصفهان است و برايم اجازه اى در سال ۵۳۲ق ، نوشت (ص ۵۲۱) . (۴۷) ۴۷ . عايشه ، دختر ابونصر احمد بن منصور بن محمّد بن قاسم بن عبدوس صفار (ولادت ۴۷۱ يا ۴۷۲ ـ ۵۴۹ق) . وى ، از اهالى نيشابور و زنى صالح ، پاك دامن و از خاندان علم بود . از موسى بن عمران ، ابوبكر شيرازى ، ابوالسنابل هبة اللّه قرشى ، ابوالقاسم عبد الرحمن بن احمد واحدى ، ابوعمرو عثمان محمى و ديگران ، سماع حديث كرد . در نيشابور از او حديث نوشتم . در شوال ۵۴۹ق ، به هنگام حمله تركان مفقود شد (ص ۴۲۲) . (۴۸) ۴۸ . امّ الفضل عايشه ، دختر ابوبكر عبد اللّه بن على بن احمد بن يحيى بلخى (م ۵۴۱ق) . وى ، زنى صالح ، خيّر و مسنّ بود . از پدرش ابوبكر بلخى ، امام ابوالحسن عبد الرحمن بن محمّد داوودى ، ابومنصور عبد الرحمن بن محمّد فوشنجى معروف به كلار و ديگران ، سماع حديث كرد . در فوشنج از او حديث نوشتم . پيش از سال ۴۶۰ق ، در فوشنج به دنيا آمد و در روز دوشنبه ، هفتم ذى قعده ۵۴۱ ق ، درگذشت (ص ۴۲۲ و ۴۲۳) . (۴۹) ۴۹ . امّ فضل عايشه ، دختر ابوعمرو فضل بن احمد بن ابى احمد بن كاكويه خمقرى صوفى(م ۵۴۵ق) . وى ، از اهالى مرو و زنى صالح ، پاك دامن و اهل نماز بسيار بود . از پدرش ابوعمرو بن كاكويه ، سماع حديث كرد . از او اندكى حديث نوشتم . در شب يكشنبه ، دوازدهم ذى قعده ۵۴۵ق ، درگذشت (ص ۴۳۲) .
.
(۵۰) ۵۰ . عايشه ، دختر ابوسعيد محمّد بن عبد العزيز بن عبد الرحمن صفار صوفى . وى ، از اهالى نيشابور بود و از پدرش ابوسعيد ، سماع كرد . جزئى را از او شنيدم . ولادتش حدود سال ۵۴۰ق ، بود (ص ۴۲۳) . (۵۱) ۵۱ . عايشه ، دختر ابوالمظفر منصور بن احمد بن حسن بن على بن يحيى مرغنانى صوفى (۴۶۰ ـ ۵۳۰ق) . وى ، از اهالى مرو و زنى صالح بود . پدرش برايش از ابوبكر احمد بن منصور بن خلف مغربى ، اجازه گرفت . نزد او احاديثى قرائت كردم (ص ۴۲۳ و ۴۲۴) . (۵۲) ۵۲ . امّ فضل ، عايشه دختر ابوالفضل بن احمد كمسانى (م ۵۲۹ق) . وى ، از اهالى مرو و زنى دانشمند ، فقيه ، صالح و اهل خير و ديانت بود . از جدّه اش ، عينى دختر زكريا بن احمد مكى هلالى ، همسر ابوبكر بن عبدوس نسوى ، سماع حديث كرد . پيش از سال ۴۶۰ق ، به دنيا آمد و در كمسان مرو در ماه ذى قعده سال ۵۲۹ق ، درگذشت (ص ۵۴۲۴) . (۵۳) ۵۳ . امّ ضياء عاشورا ، دختر محمّد بن فضل ديلمى . وى ، از اهالى اصفهان است و از ابوحفص عمر بن احمد سمسار ، سماع حديث كرد . از او تعدادى كمى حديث سماع كردم (ص ۴۲۴ و ۴۲۵) . (۵۴) ۵۴ . امّ الخير عافيه ، دختر حسين بن عبد الملك بن عبد الوهاب بن محمّد بن منده عبدى (م ۵۳۹ق) . وى ، از اهالى اصفهان و زنى صالح و از خاندان حديث بود . از ابوعيسى عبد الرحمن بن محمّد بن زياد تانى ، ابوبكر محمّد بن احمد بن ماجه ، سماع حديث كرد . از او ، نسخه لوين را سماع كردم . در روز شنبه چهارم شوال ۵۳۹ق ، درگذشت . (۵۵) ۵۵ . امّ عدنان عزكا ، دختر ابوعبد اللّه هيثم بن محمّد بن هيثم بن عبد اللّه . وى ، زنى صالح بود و از سلمان بن ابراهيم سماع كرد . جزئى را از او نوشتم
.
(ص ۴۳۵) . (۵۶) ۵۶ . عفاف ، دختر احمد بن محمّد بن محمّد بن اخوه (م ۵۴۴ق) . وى ، خواهر ابوالفضل عبد الرحيم و ابوالفتح عبد الرحمن است . از ابوعبد اللّه بن طلحه نعالى ، سماع كرد . (ص ۴۲۵ ـ ۵۲۶) . (۵۷) ۵۷ . امّ الفتوح عين الشمس ، دختر مفضل بن مطهر بن عبد الواحد بن محمّد بن عبد اللّه بن فضل بن ربيع . وى ، از اهالى اصفهان و از خانواده حديث و تقدم بود . از جدّش مطهر بن عبد الواحد ، سماع كرد . در اصفهان از او حديث نوشتم (ص ۴۲۶) . (۵۸) ۵۸ . امّ نجم فاطمه ، دختر احمد بن عبد اللّه سوذرجانى . وى ، از اهالى اصفهان و زنى صالح و از خانواده محدّثان بود . از ابوطاهر احمد بن محمّد بن عمر نقاش ، سماع حديث كرد . من هم از او سماع كردم . ولادتش حدود سال ۴۶۰ق ، و فوتش در سال ۵۳۱ق ، بود و در همان تاريخ از او حديث شنيدم (ص ۴۲۷) . (۵۹) ۵۹ . امّ احمد فاطمه ، دختر حسن بن احمد بن حسين سورى بيهقى . او از اهالى خسروجرد سبزوار است . از ابومسلم عبد اللّه بن معتز بن منصور بيهقى ، سماع حديث كرد . من هم از او جزئى از حديث ابوالعباس سراج را سماع كردم . ولادتش حدود سال ۴۶۰ق ، بود (ص ۴۲۷) . (۶۰) ۶۰ . امّ البنين فاطمه ، دختر حسن بن احمد بن ابى نصر زندخانى سرخسى (۵۳۳ ق) . او مادر من و از خانواده رياست و تقدم بود . پدرش رئيس مرو بود و خود علاقه مند به كارهاى خير و احسان و نيكى به مردم بود . در حدود ۴۸۰ق ، در زندخان به دنيا آمد و در ۵۳۳ق ، در سرخس درگذشت . از مادرم شنيدم كه مى گفت : از پدرت ابوبكر محمّد بن سمعانى شنيدم كه مى گفت : هرگاه صداى رعد شنيدى بگو : يسبح
.
الرعد بحمده والملائكة من خيفته ؛ رعد و فرشتگان ، از خوف خداوند به حمد و تسبيح خداوند مشغول اند (ص ۴۲۷ و ۴۲۸) . (۶۱) ۶۱ . امّ السعد فاطمه ، دختر ابونصر خلف بن طاهر بن محمّد شحامى . او زنى صالح بود و از جدش ابوعبد الرحمن شحامى ، ابوعمرو محمى ، ابوبكر شيرازى ، و ابوالفضل صرام ، سماع حديث كرد . من هم جزئى را از او سماع كردم (ص ۴۲۸) . (۶۲) ۶۲ . امّ البنين فاطمه ، دختر عبد اللّه بن احمد بن قاسم بن عقيل جوزدانى (م ۵۲۴ ق) . وى ، از اهالى اصفهان و زنى صالح ، خيّر و مسن بود . در زمان خود ، المعجم الكبير و المعجم الصغير طبرانى را به تنهايى از ابن ريذه ، از طبرانى و كتاب الفتن نعيم بن حماد مروزى را از ابن ريذه ، از طبرانى ، از ابوزيد عبد الرحمن بن حاتم مرادى ، از نعيم بن حمّاد روايت كرد . اجازه تمامى مسموعاتش را با خط خود برايم نوشت . ولادتش حدود سال ۴۳۰ ق ، بود و در روز چهارشنبه بيست و چهارم رجب ۵۲۴ق ، در اصفهان درگذشت (ص ۴۲۹) . (۶۳) ۶۳ . امّ عبد اللّه فاطمه ، دختر ابوالحسن بن عبد اللّه بن محمّد نيشابورى (م ۵۳۸ق) . وى ، ساكن اصفهان ، زنى صالح ، پاك دامن ، دانشمند ، اهل خير ، صوفى و از خاندان علما بود . از قاضى ابومحمّد عبد اللّه بن محمّد بن على تميمى ، سماع كرد . در راه حج پيش از سال ۴۶۰ق ، به دنيا آمد و در ماه رمضان ۵۳۸ق ، در اصفهان درگذشت (ص ۴۲۹ و ۴۳۰) . (۶۴) ۶۴ . امّ الخير فاطمه ، دختر ابوالحسن على بن مظفر بن حسن بن زعبل بن عجلان بغدادى (۴۳۵ ـ ۵۳۳ق) .
.
او از اهالى نيشابور و زنى صالح ، اهل قرآن و خيّر بود . به دختران ، قرآن مى آموخت و از زنانِ مسن بود . پدرش در خان الفرس ساكن بود و خانْ از آنِ ابوالحسين عبد الغافر بن محمّد فارسى بود . از ابوالحسين ، كتب مورد سماعش ، يعنى صحيح مسلم و غريب الحديث خطابى را سماع كرد . در نيشابور از او حديث نوشتم ؛ از جمله كتاب الأربعين حسن بن سفيان و جزئى از امالى حاكم ابواحمد حافظ و دو جزء از حديث عبدان جواليقى . درگذشت او در نيشابور و در دهه اوّل ماه محرم ۵۳۳ق ، بود . (۶۵) ۶۵ . امّ الفتوح فاطمه ، دختر ابوعمرو فضل بن احمد بن ابى احمد بن متويه كاكوى (م ۵۵۰ ق) . وى ، از اهالى مرو ، زنى صالح ، پاك دامن و بسيار اهل خير بود . او از پدرش ابوعمرو كاكويه ، سماع كرد . من اندكى از او حديث نوشتم . ولادتش در مرو حدود سال ۴۸۶ق ، بود . در سال ۵۵۰ ق ، به بخارا رفت و در نيمه شعبان همان سال در بخارا درگذشت (ص ۴۳۱ و ۴۳۲) . (۶۶) ۶۶ . امّ البهاء فاطمه ، دختر ابوالفضل محمّد بن احمد بن حسن بن ابى سليمان (م ۵۳۹ق) . وى ، از اهالى اصفهان و خواهر شيخ ما ، ابوسعد بغدادى و زنى صالح ، باوقار ، مسن ، مسند و پُرحديث بود . از ابوالفضل عبد الرحمن بن احمد بن حسن رازى مقرى ، ابوطاهر احمد بن محمود ثقفى ، ابوالقاسم ابراهيم بن منصور بن ابراهيم كرانى سلمى ، ابوعثمان عيار ، امّ الكرام كريمه دختر ابوسعد عبد اللّه بن على بن عمر بن عبد اللّه بن محمّد ، ابوبكر محمّد بن ابراهيم بن على الحافظ القطان ، ابوبكر احمد بن فضل باطرقانى و ديگران ، سماع حديث كرد . در اصفهان از او حديث نوشتم . وى ، بسيار عمر كرد تا بدانجا كه هم سن و سالانش درگذشتند و تنها راوى برخى
.
شيوخ بود . برخى از آنچه از او شنيدم ، عبارت است از : سه جزء از حديث ابوظفر بن محمّد علاء از ابوالفضل رازى ، از ابوالقاسم بن فناكى ، از ابومظفر و هشت جزء از فوائد العيار ، از جزء چهاردهم تا بيست و يكم و نيز جزء هفتم و دهم از فوائد ابوبكر مقرى . حدود ۴۴۰ق ، به دنيا آمد و در شب چهارشنبه ، بيست و سوم رمضان ۵۳۹ ق ، در اصفهان درگذشت (ص ۴۳۲ و ۴۳۳) . (۶۷) ۶۷ . امّ الفتوح فاطمه ، دختر محمّد بن عبد اللّه بن حسن قيسى (م ۵۴۵ق) . وى ، از اهالى اصفهان و زنى صالح و خيّر بود . از امّ ابراهيم عايشه دختر حسن بن ابراهيم وركانى ، سماع حديث كرد . حدود ۴۵۰ق ، به دنيا آمد و در رمضان ۵۴۵ق ، درگذشت (ص ۴۳۳) . (۶۸) ۶۸ . امّ المجتبى فاطمه ، دختر سيّد ناصر بن حسن بن حسين بن طلحه علوى (م ۵۳۳ق) . وى ، از علويان و اهل اصفهان و زنى مسن بود . از ابوطيب عبد الرزاق بن شمه ، ابوعثمان عيار ، ابوالقاسم بن منصور و ديگران ، سماع حديث كرد . در اصفهان از او حديث نوشتم (ص ۴۳۴) . (۶۹) ۶۹ . امّ الكرام يا امّ الخير فخر النساء ، دختر ابوالفضائل اسعد بن قاضى احمد محمّد بن ابى زرعه عبد الواحد بن زكريا قاضى اصفهانى . وى ، از خاندان حديث و علم بود . از ابوسعيد رجاء بن عبد الواحد بن عبد اللّه ، سماع كرد و من هم از او سماع كردم (ص ۴۳۵) . (۷۰)۷۰ . امّ حسن كريمه ، دختر احمد بن على نمازى ابيوردى كوفى (م ۵۵۵ق) . وى ، از اهالى ابيورد بود كه در مرو ساكن شد . از ابويعقوب يوسف بن ايوب همدانى ، ابوطاهر محمّد بن محمّد بن عبد اللّه سنجى ، سماع كرد . احاديثى را از او نوشتم ، ولادتش حدود ۴۸۰ق ، در ابيورد بود (ص ۴۳۵) .
.
دوم . السنّة النبوية الشريفة فى القرن السادس الهجرى ، محمود ابراهيم الديك ، اوّل ، ۱۴۱۱ق .اين كتاب كه رساله دكترى نويسنده است ، در دانشگاه قاهره دفاع شده و از چهار بخش تنظيم شده است : بخش يكم ، به كليات مباحث مربوط به حديث و شرايط اجتماعى و سياسى قرن ششم مى پردازد . بخش دوم ، روش ها و تلاش هاى محدّثان را در قرن ششم به بحث مى گذارد . بخش سوم ، از كتاب هاى نوشته شده در زمينه هاى حديث و علوم حديث در اين قرن سخن مى گويد . در بخش چهارم ، شرح حال محدّثان را در اين قرن گزارش مى كند و آنان را بر اساس شهرهاى عراق و فارس ، شام ، مصر ، اندلس و مغرب ، در پنج گروه تنظيم كرده است . اين اثر ، حاوى مطالب مفيد و سودمندى در اين بُرهه از تاريخ حديث است . در بخش چهارم ـ كه به شرح حال محدّثان اختصاص دارد ـ از ۳۳۰ محدّث نام بُرده و شرح حالشان را بازگو مى كند . از اين ميان ، ۲۲ نفر را زنان محدّث به خود اختصاص داده اند . از اين تعداد ، ده زن در بغداد ، هفت زن در ايران ، سه زن در شام ، و يك زن در مصر زندگى كرده اند . اينك ترجمه و بازنويسى اين ۲۲ زن از اين كتاب ارائه مى گردد .
بغداد(۷۱)۱ . تَجنَىّ امّ عتب الوهبانية (۵۷۵ق) . او را شيخة و مسندة لقب داده اند . ابو سعد سمعانى ، الشيخ الموفق ، بهاء عبد الرحمن ، ناصح بن نجم حنبلى ،
.
عبد الرحيم بن عمر بن على القرشى ، عمر بن عبد العزيز بن ناقه ، عبد السلام بن عبد الرحمن بن سكينة ، ابوالفتوح نصر بن الحصرى ، هبة اللّه بن حسن الدوامى ، سيده دختر عبد الرحيم سهروردى ، محمّد بن عبد الكريم السيدى ، زهره دختر حاضر ، فخر النساء دختر وزير محمّد بن عبد اللّه ، يوسف بن يحيى البزاز ، ابوالوليد منصور بن عبد اللّه بن عفيجة ، ابراهيم بن الخير و يحيى بن خميرة از او سماع حديث كردند . ابن دبيشى گفته است : وى به ما اجازه روايت داد (1)(ص ۴۶۷ و ۴۶۸) . (2)(۷۲)۲ . تمنى ، دختر مبارك بن هبة اللّه بن محمّد بن على بن عبد اللّه بن عبد القادر السمسمى ، امّ الرجاء و برخى گفته اند امّ الرخاء (م ۵۵۸ق) . زنى صالح و ديندار بود كه در بغداد ، زنان را موعظه مى كرد . وى ، ازدواج نكرد و در هشتاد سالگى از دنيا رفت . او رباطى در منطقه ريحانيين داشت . وى ، از ابوالحسن على بن محمّد بن على العلاف ، و دايى خود مبارك بن فاخر بن يعقوب بن احمد بن دباس نحوى ، سماع حديث كرد . عبد الوهاب بن على الامين نيز از او روايت كرده است (3)(ص ۴۶۸ و ۴۶۹) . (۷۳) ۳ . خديجه ، دختر احمد بن حسن بن عبد الكريم نهروانى الغبيرى ، فخر النساء (م ۵۷۰ق) . وى ، از پدرش و ابوعبد الحسين نعالى ، سماع حديث كرد و گروهى بسياز از او حديث نقل كرده اند (4)(۴۹۴ و ۴۹۵) .
.
1) .الوافى ، ج ۱۰ ، ص ۲۷۹ ، ش ۴۸۷۲ ؛ شذرات الذهب ، ج ۴ ، ص ۲۵۰ ؛ الدارس فى تاريخ المدارس ، ج ۲ ، ص ۹۳ ؛ اعلام النساء ، ج ۱ ، ص ۱۶۶ .
2) .اين شماره ، مربوط به صفحات كتاب معرفى شده ، يعنى السنة النبوية الشريفة فى القرن السادس الهجرى است .
3) .الوافى ، ج ۱۰ ، ص ۴۰۴ ، ش ۴۹۰۰ .
4) .همان ، ج ۱۳ ، ص ۲۹۷ و ۲۹۸ ، ش ۳۶۳ ؛ شذرات الذهب ، ج ۴ ، ص ۲۳۷ ؛ المشتبة ، ص ۴۷۵ ؛ العبر ، ج ۳ ، ص ۵۱ .
(۷۴) ۴ . خاصه ، دختر ابوالمعمر مبارك بن احمد بن عبد العزيز الانصارى البغدادى (م ۵۸۵ق) . وى ، رباطى در باب الازج داشت كه زنان صوفى را موعظه مى كرد . او حديث شنيد و گروهى از وى حديث نقل كردند (1)(ص ۴۹۶) . (۷۵) ۵ . شمس الضحى ، دختر محمّد بن عبد الجليل بن محمّد السادى (م۵۸۸ق) . او ، زنى زاهد و عبادت پيشه بود و از همراهان شيخ ابوالنجيب سهروردى به شمار مى رود . به همراه شيخ ، از ابومنصور سعيد بن محمّد بن زراد ، حديث شنيد و تعدادى اندك روايت كرد (2)(ص ۵۱۷) . (۷۶) ۶ . فخر النساء شهده ، دختر ابونصر احمد بن فرج بن عمر دينورى بغدادى(م ۵۷۴ق) . وى ، زنى ديندار ، عبادت پيشه و پارسا بود كه نزديك به يك صد سال عمر كرد . حديث بسيار شنيد و خطى بسيار زيبا داشت . با يكى از نمايندگان خليفه [وقت] ازدواج كرد . او از ابوالخطاب نصر بن احمد بن بطر ، ابوعبد اللّه حسين بن احمد بن طلحه نعالى ، طراد بن محمّد زينبى ، جعفر بن سراج ، ابوالحسن على بن حسن ايوب ، ابوالحسين بن عبد القادر بن يوسف ، فخر الاسلام ابوبكر محمّد بن احمد الشاشى ، سماع حديث كرد . ابو سعد سمعانى ، از او سماع كرد و ابن عساكر ، ابوالقاسم ابن القميرة ، حافظ عبد الغنى و ابن قدامه ، از او روايت كرده اند . ابوالفرج ابن جوزى ، در مشيخه خود گويد : شهده با قرائت من بر او ، در صفر ۵۵۷ق ، چنين خبر داد . . . .
.
شهده ، به جز كتاب هاى حديثى ، كتاب هاى ديگرى چون المعانى زجاج و الاموال ابوعبيد را نيز روايت كرده است (1)(ص ۵۱۸ و ۵۱۹) . (۷۷) ۷ . فاطمه ، دختر محمّد بن حسين بن فضلوية الرازى البزاز (م ۵۲۱ق) . وى ، زنى عبادت پيشه و اهل وعظ بود . رباطى داشت كه زنان زاهد در آن اجتماع مى كردند . او از ابوجعفر بن مسلم و ابوبكر خطيب ، سماع حديث كرد . و ابن جوزى از او كتاب ذم الغيبة ، مجالس ابن سمعون و مسند الشافعى را سماع كرد . برخى احاديث را نيز ابن جوزى از وى روايت مى كند (2)(ص ۶۰۲) . (۷۸) ۸ . فاطمه ، دختر ابوحكيم عبد اللّه بن ابراهيم الخيرى (۴۵۱ ـ ۵۳۴ق) . او ، از ابن مسلمة ابوجعفر محمّد بن احمد ابن نقور و صيرفينى ، سماع حديث كرد و از آنان حديث نقل كرد . ابن جوزى ، از او سماع حديث كرد و شرح حال وى را در ضمن شيوخش باز گفت (3)(ص ۶۰۳ و ۶۰۴) . (۷۹) ۹ . فتون ، دختر ابوغالب بن مسعود حبوسى بغدادى (م ۵۹۵ ق) . حديث را از ابوالقاسم عبد اللّه بن احمد بن يوسف ، سماع كرد و بدان حديث نمود (4)(ص۶۰۵) . (۸۰) ۱۰ . فخر النساء امّ الحياء فرحة ، دختر ابوصالح قراطاش بن طُنطاش (م ۵۹۸ ق) . حديث را از حافظ ابوالقاسم اسماعيل بن احمد سمرقندى ، سماع كرد و از
.
1) .الوافى ، ج ۱۶ ، ص ۱۹۰ ؛ العبر ، ج ۳ ، ص ۵۶ ؛ المنتظم ، ج ۱۰ ، ص ۲۸۹ ؛ مراة الجنان ، ج ۳ ، ص ۴۰۰ ؛ شذرات الذهب ، ج ۴ ، ص ۲۸۴ ؛ المختصر المحتاج ، ج ۳ ، ص ۲۶۳ ؛ التاج المكلل ، ص ۵۶ ، ش ۳۴ ؛ الانساب ، ج ۱ ، ص ۹۵ .
2) .المنتظم ، ج ۱۰ ، ص ۷ و ۸ ؛ مشيخة ابن الجوزى ، ص ۲۰۵ .
3) .همان ، ص ۸۸ ، ش ۱۱۶ ؛ اللباب ، ج ۱ ، ص ۳۴۳ ؛ الانساب ، ج ۱ ، ص ۹۴ ؛ مشيخة ابن الجوزى ، ص ۲۰۷ و ۲۰۸ .
4) .التكملة ، ج ۱ ، ص ۳۳۴ ، ش ۴۹۹ ؛ المشتبة ، ج ۲ ، ص ۴۹۸ ؛ انسان العيون ، ص ۳۳۴ .
مسموعات خود حديث نمود . منذرى در التكمله گويد : او اهل حديث بود و به ما اجازه روايت داد . در بغداد از دنيا رفت و همانجا مدفون شد (1)(ص ۶۰۵ و ۶۰۶) .
ايران(۸۱) ۱۱ . بلقيس ، دختر سليمان بن احمد الطوسى (۵۱۷ ـ ۵۹۲ق) . وى ، در اصفهان زاده شد و در آن جا رشد كرد . از فاطمه جوزدانى ، سعيد بن ابى الرجاء و حسين بن عبد الملك ، سماع حديث كرد . گروهى از وى سماع حديث كردند و يوسف بن خليل و ديگران از او حديث نقل كردند (2)(ص ۴۶۷) . (۸۲) ۱۲ . رابعه ، دختر محمود بن عبد الواحد بن محمّد ، امّ المغيث اصفهانى(۵۰۷ق) . وى ، عمه ابونصر محمود بن فضل و زنى دانشمند ، صالح و صادق بود . او از سعيد بن احمد عيار ، احمد بن فضل باطرقانى ، عايشه دختر حسن وركانى ، حديث شنيد و محمّد بن ناصر و عمر بن ظفر مغازى ، از وى روايت كرده اند . عبد الوهاب المناطى و ابومنصور جواليقى ، از او سماع حديث كرده اند . وى به هنگام سفر به حج وارد بغداد شد (3)(ص ۵۰۵) . (۸۳) ۱۳ . زينب معروف به حره ، دختر ابوالقاسم بن عبد الرحمن بن حسن بن احمد بن سهل بن احمد عبدوس الجرجانى النيسابورى (۵۲۴ ـ ۶۱۵ق) . او زنى دانشمند بود و گروهى از بزرگان انديشه را درك نمود و از آنان روايت كرد و اجازه حديث گرفت .
.
وى از اسماعيل بن ابوبكر نيشابورى ، ابوالقاسم زاهر و ابوبكر وجيه ، فرزندان طاهر تتحامى ، ابوالمظفر عبد المنعم بن عبد الكريم بن هوزان قشيرى ، ابوالفتوح عبد الوهاب بن شاه ساذياجى و ديگران ، سماع حديث كرد . حافظ عبد الغافر بن اسماعيل بن عبد الغافر فارسى و محمود زمخشرى و ديگران ، به وى اجازه روايت دادند . ابن خلكان ، گفته است : ما براى او در سال ۶۱۰ق ، اجازه اى نوشتيم (ص ۵۰۹) . (۸۴) ۱۴ . امّ حبيبة عايشه ، دختر حافظ معمر بن فاخر اصفهانى (م ۶۰۷ ق) . وى از فاطمه جوزدانى ، زاهر بن طاهر شمالى و فاطمه دختر محمّد بن احمد بغدادى ، سماع حديث كرد . همچنين از سعيد بن ابى الرجاى صيرفى مسند ابويعلى موصلى را سماع كرد . ابن نقطه گويد : ما در اصفهان از او مسند ابويعلى و اجزائى از الفوائد را شنيديم . المنذرى در التكملة گويد : امّ حبيبة ، محدّث بود و ما اجازه اى براى او در اصفهان در ذى قعده ۶۰۶ق ، نوشتيم (1)(ص ۵۹۹) . (۸۵) ۱۵ . امّ هانى عفيفه ، دختر ابوبكر احمد بن ابى عبد الرحمن اصفهانى (۵۱۰ ـ ۶۰۶ ق) . وى ، زنى صالح بود و لقب شيخه و مسنده را به خود اختصاص داد . او در نيمه ذى حجه ۵۱۰ق ، در اصفهان زاده شد . حديث را در اصفهان از امّ ابراهيم فاطمه دختر عبد اللّه جوزدانى ، ابوطاهر عبد الواحد بن محمّد بن احمد و سيد ابومحمّد حمزة بن عباس علوى ، سماع حديث كرد .
.
1) .التقييد، ص ۴۹۹، ش ۶۸۴؛ التكملة، ج ۲، ص ۲۰۳، ش ۱۱۴۹؛ سير أعلام النبلاء، ج ۲۱، ص ۴۹۹، ش ۲۶۰؛ النجوم الزاهرة، ج ۶، ص ۲۰۲؛ شذرات الذهب، ج ۴، ص ۲۵.
وى ، اجازاتى عالى از عالمان اصفهان و بغداد دارد و گفته شده كه اجازه هايش از پانصد استاد متجاوز بود . برخى صاحبان اجازه هايش از عالمان اصفهان عبارت اند از : ـ ابوعلى حسن بن احمد حداد ، ـ الاصيل ابوعدنان محمّد بن احمد مطهر بن فراد بجيرى (م ۵۱۶ق) ، ـ ابوشكر حمد بن على معروف به حبال (م ۵۱۶ق) ، ـ ابوالفضل جعفر بن عبد الواحد ثقفى ، ـ ابوبكر محمّد بن على بن ابوذر صالحانى . برخى صاحبان اجازه هايش از عالمان بغداد ، عبارت اند از : ـ ابوطالب عبد القادر بن محمّد بن عبد القادر بن يوسف ، ـ ابوالحسن محمّد بن مرزوق زعفرانى ، ـ حافظ ابومحمّد عبد اللّه بن احمد سمرقندى ، ـ حافظ ابوالقاسم اسماعيل بن احمد سمرقندى . ابن نقطه ، در التقييد گويد : المعجم الكبير و الفتن نعيم بن حماد خزاعى و المعجم الكبير و المعجم الصغير طبرانى را از وى سماع كردم . منذرى ، در التكملة گويد : وى ، حديث گويد و ما برايش در اصفهان در ربيع الأوّل ۶۰۶ق ، اجازه اى نوشتيم (1)(ص ۵۹۸ ـ ۶۰۰) . (۸۶) ۱۶ . فاطمه ، دختر محمّد بن ابى سعيد احمد بن حسن بن على بن احمد بن سليمان بغدادى امّ بهاء (۴۴۰ ـ ۵۳۹ق) .
.
1) .التقييد، ص ۵۰۰، ش ۶۸۷؛ التكملة ج ۲، ص ۱۹۴ ـ ۱۹۵، ش ۱۱۳۲؛ سير أعلام النبلاء، ج ۲۱، ص ۴۸۱؛ النجوم الزاهرة، ج ۶، ص ۲۰۰؛ شذرات الذهب، ج ۵، ص ۱۹؛ التكملة، ج ۲، ص ۱۹۴ ـ ۱۹۵، ش ۱۱۳۲.
وى ، از ابوالفضل عبد الرحمن بن احمد رازى ، ابوطاهر احمد بن محمّد ثقفى ، ابراهيم بن منصور ، سماع حديث كرد . همچنين صحيح البخارى را از سعيد بن ابى سعيد و عمار ، سماع كرد . او را مسندة اصفهان ناميده اند (1)(ص ۶۰۴) . (۸۷) ۱۷ . فاطمه ، دختر ابوالحسن على بن مظفر بن حسن بن دعبل نيشابورى (۴۳۵ ـ ۵۳۲ق) . از ابوالحسين عبد الغافر بن محمّد فارسى ، صحيح مسلم را سماع كرد (2)(ص ۶۰۵) . (۸۸) ۱۸ . فاطمه دختر عبد اللّه بن احمد بن قاسم بن عقيل ، امّ ابراهيم جوزدانى اصفهانى (۴۲۵ ـ ۵۲۴ق) . او ، از ابوريذه ، سماع حديث كرد . همچنين از وى ، المعجم الكبير و المعجم الصغير طبرانى را در سال ۵۳۵ق ، سماع نمود . وى ، اين دو كتاب را براى ديگران حديث كرد . همچنين ابوالعلاء عطار ، ابوموسى مدينى ، معمر بن فاخر ، ابوجعفر صيدلانى ، ابوالفخر سعد بن روح ، عفيفة دختر احمد ، ابويوسف احمد بن محمّد ارجانى ، داوود بن نظام الملك ، شعيب بن حسن سمرقندى ، عبد الرحيم بن الاخرة ، عايشه و محمّد فرزندان معمر بن فاخر ، از او حديث كرده اند (3)(ص ۶۰۱ و ۶۰۲) .
شام(۸۹) ۱۹ . اسماء ، دختر محمّد بن حسن بن طاهر دمشقى (م ۵۹۴ق) . او از قاضى دمشق ابوالمفضل يحيى بن على بن عبد العزيز قرشى و ابومحمّد عبد الكريم بن حمزه سلمى ، سماع حديث كرد .
.
1) .سير أعلام النبلاء ، ج ۲۰ ، ص ۱۴۸ ؛ شذرات الذهب ، ج ۴ ، ص ۱۲۳ ؛ التقييد ، ص ۴۹۸ ؛ التحبير ، ج ۲ ، ص ۴۳۲ .
2) .التحبير ، ج ۲ ، ص ۴۳۰ ؛ شذرات الذهب ، ج ۴ ، ص ۱۰۰ ؛ التقييد ، ص ۴۹۸ ، ش ۶۸۱ .
3) .شذرات الذهب ، ج ۴ ، ص ۶۹ و ۷۰ ؛ مرآة الجنان ، ج ۳ ، ص ۲۴۲ ؛ العبر ، ج ۲ ، ص ۴۲۰ ؛ سير أعلام النبلاء ، ج ۱۹ ، ص ۵۰۴ ؛ التقييد ، ص ۴۹۷ .
همچنين يوسف بن خليل فرزند اسماء زين الامناء ابوالبركات ، ابن عساكر و اسماعيل قوصى از او روايت كرده اند (1)(ص ۶۲۸) . (۹۰) ۲۰ . آمنه ، دختر محمّد بن حسن بن طاهر دمشقى (۵۱۸ ـ ۵۹۵ق) . وى ، خواهر اسماء است كه در شماره قبل از آن ياد شد . او از جدّ مادرى اش ، قاضى منتخب يحيى بن على القرشى ، سماع حديث كرده است . فرزند آمنه ، قاضى محى الدين ابوالمعالى ابن الزكى ، از او روايت كرده است (2)(ص ۶۲۸) . (۹۱) ۲۱ . زمرد خاتون ، دختر جادلى بن عبد اللّه ، امّ شمس الملوك (م ۵۵۷ ق) . وى ، خواهر ملك ذقاق و همسر ملك بُورى تاج الدين و مادر ملك اسماعيل شمس الملوك و محمود بود . وى ، سماع حديث مى كرد و برخى كتاب ها را استنساخ مى نمود و مسجدى در صنعاى دمشق ساخت و مدرسه اى براى حنفيان وقف كرد . او در مدينه از دنيا رفت و در بقيع مدفون گشت (3)(ص ۶۳۷ ـ ۶۳۸) .
مصر(۹۲) ۲۲ . فاطمه ، دختر ابوالحسن سعد الخير بن محمّد بن سهل الانصارى الاندلسى امّ عبد الكريم (۵۲۲ ـ ۶۰۰ق) . وى ، در سال ۵۲۲ق ، در چين به دنيا آمد و در ۶۰۰ ق ، در قاهره از دنيا رفت و در همان جا دفن شد . وى ، از فاطمه جوزدانى ، حافظه كريمه دختر حافظ ابوبكر محمّد بن احمد بن عبد الباقى معروف به ابن الخاطبه ، سماع كرد . همچنين از ابوغالب احمد بن
.
حسن بن بنا ، ابوالبركات يحيى بن عبد الرحمن بن حبش قارفى ، ابوالقاسم هبة اللّه بن احمد حريرى ، ابوالمكارم احمد بن عبد الباقى بن حسن بن منازل ، ابومنصور عبد الرحمن بن محمّد قزاز ، ابوسعد احمد بن محمّد بن على زوزى ، ابوالقاسم اسماعيل بن احمد بن سمرقندى ، ابوالبركات عبد الوهاب بن مبارك انماطى ، قاضى القضاة ابوبكر محمّد بن قاسم بن مظفر بن شهرزورى ، ابوالحسن محمّد بن احمد بن حرم ، ابومنصور مرهوب بن احمد بن محمّد بن جواليقى و ابوالحسن احمد بن عبد اللّه بن على ابنوسى ، سماع كرد (1)(ص ۶۹۶ و ۶۹۷) .
سوم . چنان كه يادآور شديم ، در اين دو اثر ، نام دو زن تكرار شده است ؛ يعنى شماره ۶۴ با شماره ۸۷ و شماره ۶۶ با شماره ۸۶ .اينك نخست ، فهرست الفبايى زنان محدّث در دو كتاب و تعيين زادگاه و محلّ سكونت آنان آورده مى شود . سپس فهرستى بر اساس زادگاه و محلّ سكونت با اكتفا به شماره مسلسل ارائه مى گردد و در پايان هم ميزان فراوانى زنان در شهرها ، فهرست مى گردد .
۱ . فهرست الفبايى محدّثات۱ . آمنه ، دختر عباد (۱) اصفهان ۲ . آمنه ، دختر محمّد بن حسين (۹۰) دمشق ۳ . آمنه ، دختر ابوطاهر (۲) اصفهان ۴ . آيغر ، بنت عبد اللّه (۴) مرو ۵ . اسماء ، دختر محمّد بن حسين (۸۹) دمشق
.
1) .سير أعلام النبلاء ، ج ۲۱ ، ص ۴۱۲ ؛ التقييد ، ص ۴۹۸ و ۴۹۹ ، ش ۶۸۲ ؛ التكملة ، ج ۲ ، ص ۱۴ ، ش ۷۷۳ ؛ تذكرة الحفاظ ، ج ۴ ، ص ۱۳۶۹ ؛ شذرات الذهب ، ج ۴ ، ص ۳۴۷ ؛ النجوم الزاهرة ، ج ۶ ، ص ۱۸۷ ، المختصر المحتاج اليه ، ج ۳ ، ص ۲۶۹ .
۶ . امه اللّه ، بنت هبة اللّه (۳) اصفهان ۷ . بلقيس ، دختر سليمان (۸۱) اصفهان ۸ . تجنّى ، امّ وهب (۷۱) بغداد ۹ . تقيه ، دختر مفضل (۵) اصفهان ۱۰ . تقيه ، دختر ابوالقاسم (۶) اصفهان ۱۱ . تمنّى ، دختر مبارك (۷۳) بغداد ۱۲ . جوهرناز ، دختر ابوالقاسم (۷) نيشابور ۱۳ . جوهرناز ، دختر ابوطاهر (۸) هرات ۱۴ . جوهر ، دختر ابوسعد (۹) نيشابور ۱۵ . جليله ، دختر ابونصر (۱۰) نيشابور ۱۶ . جليله ، دختر ابوالحسن (۱۱) سجستان ۱۷ . جمعه ، دختر ابوالرجاء (۱۲) اصفهان ۱۸ . حره ، دختر ابونصر (۱۳) نيشابور ۱۹ . حوار ، دختر محمّد بن محمّد (۱۴) اصفهان ۲۰ . حورستى ، دختر ابوالفتح (۱۵) سرخس ۲۱ . خاصه ، دختر ابوالمعمر (۷۴) بغداد ۲۲ . خجسته ، دختر ابواسحاق (۱۶) اصفهان ۲۳ . خجسته ، دختر محمّد بن احمد (۱۷) اصفهان ۲۴ . خجسته ، دختر ابوالمظفر (۱۸) اصفهان ۲۵ . خديجه ، دختر اسماعيل بن عمرو (۱۹) نيشابور ۲۶ . خديجه ، دختر احمد بن حسن (۷۳) بغداد ۲۷ . دردانه ، دختر ابوعبد اللّه (۲۰) نيشابور ۲۸ . رابعه ، دختر ابومعمر (۲۱) اصفهان
.
۲۹ . رابعه ، دختر محمود بن عبد الواحد (۸۲) اصفهان ۳۰ . راضيه ، دختر ابوسعيد (۲۲) نيشابور ۳۱ . زليخا ، دختر احمد بن محمّد (۲۳) اصفهان ۳۲ . زينب ، دختر ابونعيم (۲۴) اصفهان ۳۳ . زينب ، دختر ابوالقاسم (۸۳) نيشابور ۳۴ . زينب ، دختر ابوشجاع (۲۵) همدان ۳۵ . زبيده ، دختر محمّد بن احمد (۲۶) اصفهان ۳۶ . زمردخاتون ، دختر جادلى (۹۱) مدينه ۳۷ . سعيده ، دختر ابوالقاسم (۲۷) نيشابور ۳۸ . ست آزرميه ، دختر احمد بن محمّد (۲۸) اصفهان ۳۹ . ساره ، دختر ابونصر (۲۹) نيشابور ۴۰ . ست الجليل ، دختر ابومحمّد (۳۰) اصفهان ۴۱ . ست العراق ، دختر ابومضر (۳۱) اصفهان ۴۲ . ست ناز ، دختر مفضل (۳۲) اصفهان ۴۳ . ست الناس ، دختر سيدعلى (۳۳) اصفهان ۴۴ . ستكا ، دختر محمّد بن فضل (۳۴) اصفهان ۴۵ . ستيك يا ستى ، دختر ابوالحسن (۳۵) نيشابور ۴۶ . شريفه ، دختر ابوعبد اللّه (۳۶) نيشابور ۴۷ . شكر ، دختر ابوالفرج (۳۷) دمشق ۴۸ . شمس الضحى ، دختر محمّد بن عبد الجليل (۷۵) بغداد ۴۹ . شهده ، دختر ابونصر (۷۶) بغداد ۵۰ . شهرآزرميه ، دختر ابوالقاسم (۳۸) اصفهان ۵۱ . ضوء ، دختر ابوشكر (۳۹) اصفهان ۵۲ . ضوء ، دختر حمد بن محمّد (۴۰) اصفهان ۵۳ . ضوء النهار ، دختر حافظ ابوالفضل (۴۱) همدان
.
۵۴ . طاهره ، دختر ابوبكر (۴۲) بخارا ۵۵ . طرفه ، دختر عبد اللّه گرجى (۴۳) گرجستان ۵۶ . ظريفه ، دختر ابوالحسن (۴۴) طبرستان ۵۷ . ظفربانويه ، دختر ابونصر (۴۵) اصفهان ۵۸ . ظمياء ، دختر احمد بن فضل (۴۶) اصفهان ۵۹ . عايشه ، دختر ابونصر (۴۷) نيشابور ۶۰ . عايشه ، دختر ابوبكر (۴۸) بلخ ۶۱ . عايشه ، دختر ابوعمرو (۴۹) مرو ۶۲ . عايشه ، دختر معمر بن فاخر (۸۴) اصفهان ۶۳ . عايشه ، دختر ابوسعيد (۵۰) نيشابور ۶۴ . عايشه ، دختر ابوالمظفر (۵۱) مرو ۶۵ . عايشه ، دختر ابوالفضل (۵۲) مرو ۶۶ . عاشوراء ، دختر محمّد بن مفضل (۵۳) اصفهان ۶۷ . عافيه ، دختر حسين بن عبد الملك (۵۴) اصفهان ۶۸ . عزكا ، دختر ابوعبد اللّه (۵۵) نامعلوم ۶۹ . عفاف ، دختر احمد بن محمّد (۵۶) نامعلوم ۷۰ . عفيفه ، دختر ابوبكر (۸۵) اصفهان ۷۱ . عين الشمس ، دختر مفضل (۵۷) اصفهان ۷۲ . فاطمه ، دختر احمد بن عبد اللّه (۵۸) اصفهان ۷۳ . فاطمه ، دختر حسن بن احمد (۵۹) سبزوار ۷۴ . فاطمه ، دختر حسن بن احمد (۶۰) سرخس ۷۵ . فاطمه ، دختر ابونصر (۶۱) نامعلوم ۷۶ . فاطمه ، دختر عبد اللّه بن احمد (۶۲) اصفهان ۷۷ . فاطمه ، دختر ابوالحسن (۶۳) قاهره ۷۸ . فاطمه ، دختر ابوالحسن (۶۴) اصفهان
.
۷۹ . فاطمه ، دختر عبد اللّه بن احمد (۸۸) اصفهان ۸۰ . فاطمه ، دختر ابوالحسن (۸۷) نيشابور ۸۱ . فاطمه ، دختر ابوحكيم (۷۸) بغداد ۸۲ . فاطمه ، دختر ابوعمر (۶۵) مرو ۸۳ . فاطمه ، دختر ابوالحسن (۹۲) نيشابور ۸۴ . فاطمه ، دختر ابوالفضل (۶۶) اصفهان ۸۵ . فاطمه ، دختر محمّد بن ابوسعيد (۸۶) اصفهان ۸۶ . فاطمه ، دختر محمّد بن عبد اللّه (۶۷) اصفهان ۸۷ . فاطمه ، دختر محمّد بن حسين (۷۷) بغداد ۸۸ . فاطمه ، دختر سيدناصر (۶۸) اصفهان ۸۹ . فتون ، دختر ابوغالب (۷۹) بغداد ۹۰ . فخر النساء ، دختر ابوالفضل (۶۹) اصفهان ۹۱ . فرحه ، دختر ابوصالح (۸۰) بغداد ۹۲ . كريمه ، دختر احمد بن على (۷۰) مرو
۲ . فهرست محدّثات بر پايه شهرهااصفهان (۴۱ مورد) : ۱ ، ۳ ، ۶ ، ۷ ، ۹ ، ۱۰ ، ۱۷ ، ۱۹ ، ۲۲ ، ۲۳ ، ۲۴ ، ۲۸ ، ۲۹ ، ۳۱ ، ۳۲ ، ۳۵ ، ۳۸ ، ۴۰ ، ۴۱ ، ۴۲ ، ۴۳ ، ۴۴ ، ۵۰ ، ۵۱ ، ۵۲ ، ۵۷ ، ۵۸ ، ۶۲ ، ۶۶ ، ۶۷ ، ۷۰ ، ۷۱ ، ۷۲ ، ۷۶ ، ۷۸ ، ۷۹ ، ۸۴ ، ۸۵ ، ۸۶ ، ۸۸ و ۹۰ . بخارا (۱ مورد) : ۵۴ بغداد (۱۰ مورد) : ۸ ، ۱۱ ، ۲۱ ، ۲۶ ، ۴۸ ، ۴۹ ، ۸۱ ، ۸۷ ، ۸۹ و ۹۱ . بلخ (۱ مورد) : ۶۰
.
دمشق (۳ مورد) : ۲ ، ۵ و ۴۷ . سبزوار (۱ مورد) : ۷۳ سجستان (۱ مورد) : ۱۶ سرخس (۲ مورد) : ۲۰ و ۷۴ . طبرستان (۱ مورد) : ۵۶ قاهره (۱ مورد) : ۷۷ گرجستان (۱ مورد) : ۵۵ مدينه (۱ مورد) : ۳۶ مرو (۶ مورد) : ۴ ، ۶۱ ، ۶۴ ، ۶۵ ، ۸۲ و ۹۲ . نيشابور (۱۶ مورد) : ۱۲ ، ۱۴ ، ۱۵ ، ۱۸ ، ۲۵ ، ۲۷ ، ۳۰ ، ۳۳ ، ۳۷ ، ۳۹ ، ۴۵ ، ۴۶ ، ۵۹ ، ۶۳ ، ۸۰ و ۸۳ . همدان (۲ مورد) : ۳۴ و ۵۳ . هرات (۱ مورد) : ۱۳ نامعلوم (۳ مورد) : ۶۸ ، ۶۹ و ۷۵ .
۳ . فهرست محدّثات بر پايه فراوانى شهرها۱ . اصفهان : ۴۱ مورد . ۲ . نيشابور : ۱۶ مورد . ۳ . بغداد : ۱۰ مورد . ۳ . مرو : ۶ مورد . ۴ . دمشق : ۳ مورد . ۵ . سرخس : ۳ مورد . ۶ . همدان : ۲ مورد .
.
۷ . هرات : ۱ مورد . ۸ . بخارا : ۱ مورد . ۹ . گرجستان : ۱ مورد . ۱۰ . طبرستان : ۱ مورد . ۱۱ . بلخ : ۱ مورد . ۱۲ . قاهره : ۱ مورد . ۱۳ . سجستان : ۱ مورد . ۱۴ . سبزوار : ۱ مورد . ۱۵ . مدينه : ۱ مورد . ۱۶ . نامعلوم : ۳ مورد .
.
۴ . زنان محدّث در قرن هشتم (بر پايه سه پژوهش)قرن هشتم ، از دوره هاى شكوفا در تاريخ اسلامى است و در اين قرن ، زنان در بسيارى از عرصه هاى علمى و اجتماعى درخشيدند . يكى از عرصه هاى علمى حضور زنان ، اشتغال به حديث در اين قرن است . گسترده ترين گزارش از اين دوره را ابن حجر عسقلانى در كتاب الدرر الكامنة فى اعيان المأة الثامنة به دست داده است . وى در اين كتاب ، شرح حال ۵۲۰۴ تَنْ از شخصيت هاى قرن هشتم را به قلم آورده كه از اين تعداد ، ۱۹۰ نفر زن هستند و از اين رقم ، ۱۷۱ نفر آنان به حديث اشتغال داشته اند . (1)البته ابن حجر در اين اثر زنان را از مردان تفكيك نكرده است . (2)در دوران معاصر ، سه پژوهشگر به تحليل و بررسى محدّثات قرن هشتم ، البته برپايه كتاب الدرر الكامنة پرداخته اند . در اين جا نخست به معرفى اين سه اثر پرداخته و سپس تحليل كلى از مسئله ارائه مى گردد : ۱ . نخستين پژوهشگرى كه به اين موضوع پرداخته ، خانم دكتر امينه محمّد جمال الدين ، استاد دانشكده دختران دانشگاه عين شمس است . وى ، نخست مقاله اى در مجله مركز بحوث السنّة و السيرة ، در سال ۱۴۱۳ق ، با عنوان النساء المحدّثات فى العصر المملوكى تحرير كرد . سپس اين مقاله را گسترش داد و در سال ۱۴۲۳ق ، به صورت كتابى توسط دار الهداية ، در مصر منتشر كرد . وى ، علاوه بر تحليل كتاب الدرر الكامنة ، طى جدولى ، محدّثات قرن هفتم و هشتم را
.
1) .النساء المحدّثات فى العصر المملوكى ، ص ۱۹ .
2) .بايد يادآورى كرد كه ابن حجر ، اثرى ديگر دارد كه مخطوط آن باقى مانده و هنوز به چاپ نرسيده است ، با عنوان «معجم الشيخة مريم» كه در آن از ۲۱ شيخ و استاد مريم ، يعنى كسانى كه مريم از آنها سماع حديث كرده و يا به وى اجازه روايت داده اند ، ياد كرده است . برخى از اين زنان ، در كتاب الدرر الكامنة نيامده است .
براساس كتاب الدرر الكامنة و كتاب ديگر ابن حجر يعنى معجم الشيخة مريم و كتاب شذرات الذهب ابن عماد حنبلى (م ۱۰۸۹ق) ، معرفى مى كند . در اين جدول ، تعداد راويان زن ، ۲۳۴ نفرند كه از اين تعداد ، ۲۱۰ زن در قرن هشتم حضور داشته و ۲۴ نفر به قرن هفتم تعلّق دارند . ۲ . دومين تحقيق را دكتر صالح يوسف معتوق در كتاب جهود المرأة فى رواية الحديث (القرن الثامن الهجرى) ، به انجام رسانده است . اين اثر ، در سال ۱۴۱۸ق ، از سوى دار البشائر الاسلامية ، در بيروت به چاپ رسيده است . وى ، پس از مقدماتى در اشاره به شرايط فرهنگى اجتماعى قرن هشتم و معرفى مردان برجسته اين قرن ، ۲۳۲ زن را در اين قرن معرفى مى كند . در معرفى زنان ، ترتيب دهه هاى اين قرن را منظور داشته است .
M۴۵۷۱_T۱_File_۴۷۷۷۸۹۳
.
نويسنده مى گويد : «ابن حجر ، در الدرر الكامنة ، ۱۷۰ زن محدّث را معرفى مى كند» . وى ، در پايان كتاب ، پانزده نفر از زنان برجسته را با شرح و بسط بيشتر معرفى مى كند . ۳ . سومين نويسنده كه به اين امر پرداخته ، خانم اميمه ابوبكر است . وى ، مقاله اى دارد با عنوان المحدّثات فى التاريخ الاسلامى (القرن الرابع عشر و الخامس عشر) كه در مجله هاجر ، در سال ۱۹۹۸م منتشر شده است . خانم اميمه ابوبكر ، كتاب الدرر الكامنة ، ابن حجر مربوط به قرن هشتم و الضوء اللامع ، سخاوى مربوط به قرن نهم را تحليل مى كند ، ولى به معرفى زنان نپرداخته است . اينك پس از ذكر اين مقدمات ، نخست زنان محدّث را برپايه دو كتاب النساء المحدّثات فى العصر المملوكى و كتاب جهود المرأة فى رواية الحديث القرن الثامن الهجرى ، پس از حذف مكرّرات ، طبق حروف الفبا فهرست كرده و زادگاه و محلّ سكونت و يا محل روايت آنان آورده مى شود . پس از آن فهرستى براساس شهرها ارائه شده و در پايان هم ميزان فراوانى زنان در شهرها فهرست مى گردد .
۱ . فهرست الفبايى محدّثات۱ . آس خاتون ، دختر محمّد بن على البخارى ، وتدعى فاطمة (م۷۴۰ق)نامعلوم ۲ . آمنه ، دختر ابراهيم بن على الواسطيه (۶۶۴ ـ ۷۴۰ق)دمشق ۳ . آمنه ، دختر عبد الرحمن بن أحمد المقدسية (م۷۴۲ق)بيت المقدس ۴ . آمنه ، دختر على بن عبد العزيز الدمشقية (م۷۹۸ق)دمشق ۵ . أسماء ، دختر صلاح الدين خليل بن كيكلدى العلائى (۷۲۵ ـ ۷۹۵ق)بيت المقدس ۶ . أسماء ، دختر أحمد بن احمد بن الحسين بن موسَك الهكارى (۷۱۵ق ـ)قاهره ۷ . أسماء ، دختر أحمد بن سالم المصرى (زنده در ۷۰۵ق)قاهره
.
۸ . أسماء ، دختر محمّد بن عبد الرحيم المقدسية (زنده در ۷۰۶ق)بيت المقدس ۹ . أسماء ، دختر عبد الرحمن بن عبد الواحد الحرانى (زنده در ۷۰۶ق)نامعلوم ۱۰ . أسماء ، دختر محمّد بن سالم بن أبى المواهب بن صصرى (۶۳۸ ـ ۷۳۳ق)بعلبك ۱۱ . أسماء ، دختر يعقوب بن أحمد الصابونى ، الحلبية الأصل ثم المصرية (م۷۶۲ق)حلب ۱۲ . أسن ، دختر أحمد بن محمود بن الشماع (۷۲۰ ـ ۷۹۸ق)قاهره ۱۳ . أمامه ، دختر عبد السلام بن عبد الخالق البعلبكية (م۷۴۴ق)بعلبك ۱۴ . امّ ريم ، دختر على بن ثاقب القرشية السهمية المكية (م۷۶۸ق)مكه ۱۵ . امّ عبد الحميد ، دختر عبد الرحمن بن أحمد السراء (زنده در ۷۰۵ق)بيت المقدس ۱۶ . امّ عبد الرحمن بن عبد اللّه بن الرضى المقدسية (زنده در ۷۰۵ق)بيت المقدس ۱۷ . امّ كلثوم ، دختر محمّد بن عبد اللّه القرشية الهاشمية (م۷۷۷ق)نامعلوم ۱۸ . امّ كلثوم ، دختر محمّد بن على الغرناطى المكية (م۷۸۲ق)مكه ۱۹ . امّ كلثوم ، دختر محمّد بن يوسف الزرندى (م۷۹۳ق)مكه ۲۰ . امّ محمّد ، دختر يوسف الهكارى (زنده در ۷۱۴ق)نامعلوم ۲۱ . امّ هانى ء ، دختر محمّد بن عبد اللّه الطبرى المكية (م ح ۷۸۰ق)مكه ۲۲ . أمة الرحمن ، دختر محمّد بن شيبان البعلبكية (زنده در ۷۶۰ق)بعلبك ۲۳ . أمة الرحيم ، دختر صلاح الدين خليل بن كيكلدى العلايى (م ۷۹۵ق)دمشق ۲۴ . أمة الرحيم ، دختر يحيى بن عيسى السبتى (؟)نامعلوم ۲۵ . أمة العزيز ، دختر شمس الدين محمّد بن أحمد بن عثمان الذهبى (م۷۸۵ق)دمشق ۲۶ . أمة العزيز ، دختر على بن محمّد اليونينى البعلبكية (۶۵۷ ـ ۷۴۵ق)بعلبك ۲۷ . أمة العزيز ، دختر نجم الدين المحدث (م ۷۴۹ق)دمشق ۲۸ . أمة القاهر ، دختر قاسم بن محمّد البعلبكية (۷۱۷ ـ ۸۰۰ق)بعلبك ۲۹ . جميله ، دختر حسن بن جمال الدين التنوخى (زنده در ۷۱۱ق)نامعلوم ۳۰ . جويريه ، دختر أحمد بن أحمد الهكارى (م۷۸۳ق)قاهره
.
۳۱ . جويريه ، دختر أحمد بن محمّد الطبرى المكية (م۷۹۵ق)مكه ۳۲ . حبيبه ، دختر إبراهيم بن عبد اللّه المقدسى (۶۵۴ ـ ۷۴۵ق)بيت المقدس ۳۳ . حبيبه ، دختر عبد الرحمن بن أبى بكر المقدسى (۶۵۴ ـ ۷۳۳ق)بيت المقدس ۳۴ . حرميه ، دختر ناصر بن عبد الدائم (م۷۰۵ق)نامعلوم ۳۵ . حسنه ، دختر محمّد بن كامل الحسنية المكية (م۷۶۵ق)مكه ۳۶ . حفصه ، دختر عبيد بن محمّد الإسعردى (؟)نامعلوم ۳۷ . حليمه ، دختر على بن محمّد السلمى (؟)نامعلوم ۳۸ . حليمه نوه جمال الإسلام (؟)نامعلوم ۳۹ . خاتون ، دختر بهاء الدين بن محمّد بن بدر (زنده در ۷۱۱ق)نامعلوم ۴۰ . خديجه ، دختر ابراهيم بن إسحاق بن سلطان (م۸۰۳ق)دمشق ۴۱ . خديجه ، دختر إبراهيم بن يحيى العسقلانى (م۷۳۳ق)نامعلوم ۴۲ . خديجه ، دختر إبراهيم بن يحيى الكنانى (؟)نامعلوم ۴۳ . خديجه ، دختر أبوعبداللّه محمّد بن عبد القوى بن بدران المرداوى (م۷۶۴ق)نامعلوم ۴۴ . خديجه ، دختر الرضى عبد الرحمن ابن محمّد (۶۱۷ ـ ۷۰۱ق)نامعلوم ۴۵ . خديجه ، دختر الزين عبد الرحمن بن يوسف المزى (م ۷۶۴ق)دمشق ۴۶ . خديجه ، دختر أحمد بن عبد الرزاق العطار المغازى (م ۷۸۱ق)طرابلس ۴۷ . خديجه ، دختر الصاحب كمال الدين عمر بن احمد بن العديم (م۷۰۸ق)نامعلوم ۴۸ . خديجه ، دختر الفخر مجداور الكنجى (م ۷۳۹ق)قاهره ۴۹ . خديجه ، دختر أحمد بن ألطنبا (م۷۷۹ق)حلب ۵۰ . خديجه ، دختر . . . بن عبد اللّه عتيق الجوزى (زنده در ۷۰۷ق)نامعلوم ۵۱ . خديجه ، دختر حازم بن عبد الغنى بن حازم (زنده در ۷۰۵ق)نامعلوم ۵۲ . خديجه ، دختر عبد الملك بن عبد اللّه المرجانى المكية (م ح۷۹۳ق)مكه ۵۳ . خديجه ، دختر عبيد اللّه بن محمّد المقدسية الصالحية (م ۷۵۰ق)دمشق
.
۵۴ . خديجه ، دختر عثمان بن محمّد بن عثمان التوزرى (۶۶۹ ـ ۷۳۴ق)قاهره ۵۵ . خديجه ، دختر على بن عبد الكافى السبكى (م ۷۷۰ق)نامعلوم ۵۶ . خديجه ، دختر على بن عبد اللّه الحلبى (م ۷۵۱ق)دمشق ۵۷ . خديجه ، دختر على بن عمر بن الصنهاجى (م۷۳۴ق)نامعلوم ۵۸ . خديجه ، دختر على بن وهب القشيرى (م ۷۱۷ق)نامعلوم ۵۹ . خديجه ، دختر محمّد بن سعد المقدسية (۶۲۴ ـ ۷۰۱ق)بيت المقدس ۶۰ . خديجه ، دختر نصر اللّه بن محمّد بن عياش (زنده در ۷۰۶ق)نامعلوم ۶۱ . دام السرور ، دختر . . . (؟)نامعلوم ۶۲ . دنيا ، دختر حسن بن بلبان الدمشقية (۶۷۸ ـ ۷۵۹ق)دمشق ۶۳ . دنيا ، دختر الموفق يوسف بن سليمان الهكارى (؟)قاهره ۶۴ . رحمه ، دختر إبراهيم المغربى (زنده در ۷۱۱ق)نامعلوم ۶۵ . رقيه ، دختر تقى الدين القشيرى بن حمد بن على . . . ابن دقيق العيد (م ۷۴۱ق)قاهره ۶۶ . رقيّه ، دختر عبد الغفار بن محمّد بن الكافى السعدى (؟)قاهره ۶۷ . رقيه ، دختر مرشد بن عبد اللّه العجمى (م۷۴۶ق)دمشق ۶۸ . رقيه ، دختر موسى بن إبراهيم (زنده در ۷۰۶ق)نامعلوم ۶۹ . زاهده ، دختر ابراهيم بن محمود بن سلمان (؟)نامعلوم ۷۰ . زاهده ، دختر محمّد بن عبد اللّه الطاهرى (؟)نامعلوم ۷۱ . زاهده ، دختر حسين بن عبد اللّه العدوية الدمشقية (م ۷۵۸ق)دمشق ۷۲ . زمرد ، دختر أَيْرق ، زوج أبى حيّان (م ۷۳۶ق)نامعلوم ۷۳ . زهره ، دختر حاضر (؟)نامعلوم ۷۴ . زينب ، دختر اسماعيل بن ابراهيم الخباز ، تلقب بأمة العزيز (۶۵۱ ـ ۷۴۹ق)دمشق ۷۵ . زينب ، دختر اسماعيل بن أحمد المقدسية (؟)نامعلوم ۷۶ . زينب ، دختر الدماميسى ـ أو الدمامينى ـ (زنده در ۷۷۰ق)نامعلوم
.
۷۷ . زينب ، دختر العَلَم (؟) نامعلوم ۷۸ . زينب ، دختر احمد بن عبد الرحيم المقدسية (۶۴۶ ـ ۷۴۰ق)دمشق ۷۹ . زينب ، دختر احمد بن عمر بن شُكر المقدسية (م۷۲۲ق)بيت المقدس ۸۰ . زينب ، دختر احمد بن كامل(؟)نامعلوم ۸۱ . زينب ، دختر احمد بن محمّد بن المنجا التنوخية (م ح ۷۵۰ق)نامعلوم ۸۲ . زينب ، دختر احمد بن ميمون التونسية المكية (م بعد ۷۸۰ق)مكه ۸۳ . زينب ، دختر حسين بن على التكريتى الدمشقية (م ۷۴۸ق)دمشق ۸۴ . زينب ، دختر سليمان بن إبراهيم الإسعردى (م ۷۰۵ق)نامعلوم ۸۵ . زينب ، دختر سليمان بن حمزة المقدسى (م ۷۳۹ق)نامعلوم ۸۶ . زينب ، دختر عبد الباقى بن على (؟)نامعلوم ۸۷ . زينب ، دختر عبد الرحمن بن إبراهيم الصالحية (؟)نامعلوم ۸۸ . زينب ، دختر عبد الرحمن بن عبد الواحد (؟)نامعلوم ۸۹ . زينب ، دختر عبد الرحمن بن محمّد المقدسى (۶۵۹ ـ ۷۳۹ق)بيت المقدس ۹۰ . زينب ، دختر عبد العزيز بن محمّد الكنانى (۷۱۶ ـ ۷۷۶ق)مكه ۹۱ . زينب ، دختر عبد اللّه الأنطاكية (م ۷۳۱ق)نامعلوم ۹۲ . زينب ، دختر عبد اللّه بن الرضى (م ۷۱۸ق)بيت المقدس ۹۳ . زينب ، دختر عبد اللّه بن عبد الحليم بن تيمية (م ۷۹۹ق)دمشق ۹۴ . زينب ، دختر عبد اللّه بن محمّد البعلبكية الدمشقية (م بعد ۷۸۰ق)بعلبك ۹۵ . زينب ، دختر عثمان بن محمّد الدمشقية (م ۸۰۰ ق)دمشق ۹۶ . زينب ، دختر على بن سنجر الدمشقية (؟)دمشق ۹۷ . زينب ، دختر على بن أحمد بن فضل(؟)نامعلوم ۹۸ . زينب ، دختر على بن عبد اللّه بن عبد السلام السلمى (۶۴۲ ـ ۷۳۵ق)نامعلوم ۹۹ . زينب ، دختر عمر بن عباس الأنصارية (م ۷۲۶ق)دمشق
.
۱۰۰ . زينب ، دختر قاسم بن عبد الحميد الصالحية (م ۷۷۵ق)دمشق ۱۰۱ . زينب ، دختر محمّد بن إبراهيم بن غنائم (م ۷۶۲ق)نامعلوم ۱۰۲ . زينب ، دختر محمّد بن أحمد البجدى (۶۵۳ ـ ۷۴۲ق)دمشق ۱۰۳ . زينب ، دختر محمّد بن عبد الكريم الحرستانى (؟)نامعلوم ۱۰۴ . زينب ، دختر محمّد بن عبد اللّه المقدسية (۶۵۵ ـ ۷۴۶ق)بيت المقدس ۱۰۵ . زينب ، دختر محمّد بن عثمان الدمشقية (م ۷۹۹ق)دمشق ۱۰۶ . زينب ، دختر محمّد بن عمر القسطلانى المكية (م ۷۲۷ق)مكه ۱۰۷ . زينب ، دختر محمّد بن محمّد بن أحمد الطبرى (م۷۷۶ق)مكه ۱۰۸ . زينب ، دختر محمّد بن محمّد بن على البالسى (م۷۸۵ق)نامعلوم ۱۰۹ . زينب ، دختر محمّد بن نصير الصالحية (م۷۴۲ق)نامعلوم ۱۱۰ . زينب ، دختر محمود بن أسعد الشيرازية (زنده در ۷۰۶ق)شيراز ۱۱۱ . زينب ، دختر محيى الدين الحرستانى (زنده در ۷۲۲ق)دمشق ۱۱۲ . زينب ، دختر مظفر بن أحمد الأدمى (زنده در ۷۰۶ق)نامعلوم ۱۱۳ . زينب ، دختر نصر بن عبد الرازق (؟) نامعلوم ۱۱۴ . زينب ، دختر يحيى بن عزّ الدين بن عبد السلام (۶۴۸ ـ ۷۳۵ق)دمشق ۱۱۵ . زينب ، دختر يوسف بن عبد اللّه المصرى (م۷۴۲ق)قاهره ۱۱۶ . زينه ، دختر أحمد بن عبد الخالق بن عبد الرحمن (م۷۷۹ق)موصل ۱۱۷ . ساره ، دختر عبد الرحمن بن أحمد المقدسية (م۷۱۶ق)بيت المقدس ۱۱۸ . ساره ، دختر العزّ بن محمّد بن جماعة (م۷۶۳ق)نامعلوم ۱۱۹ . ساره ، دختر محمّد بن الحسن الحمصية البقاعية (زنده در ۷۸۰ق)حمص ۱۲۰ . ست الأهل ، دختر عبد اللّه بن عبد الحق المخزومى المكية (م۷۴۱ق)مكه ۱۲۱ . ست الأهل ، دختر علوان بن سعد البعلبكية (م۷۰۳ق)بعلبك ۱۲۲ . ست البنين ، دختر محمّد بن محمود البعلية (؟)بعلبك
.
۱۲۳ . ست الخطباء ، دختر القاضى تقى الدين بن عبد الكافى السبكى (م ۷۷۳ق)دمشق ۱۲۴ . ست الدار ، دختر مجد الدين بن تيمية (؟)دمشق ۱۲۵ . ست الركب ، دختر على بن محمّد العسقلانى (أخت ابن حجر) (م۷۹۸ق)دمشق ۱۲۶ . ست الشام ، دختر رواحة بن على بن رواحة (؟)نامعلوم ۱۲۷ . ست العبيد ، دختر عمر بن أبى بكر الدنيسرى (زنده در ۷۲۹ق)نامعلوم ۱۲۸ . ست العدول ، دختر احمد بن إبراهيم الطائى الدمشقى (م ۷۳۷ق)دمشق ۱۲۹ . ست العرب ، دختر عزّ الدين عبد الحافظ المقدسى (۶۹۹ ـ ۷۳۱)دمشق ۱۳۰ . ست العرب ، دختر سليمان بن حمزة (م۷۴۹ق)نامعلوم ۱۳۱ . ست العرب ، دختر على بن عبد الواحد المقدسية (م۷۳۴ق)بيت المقدس ۱۳۲ . ست العرب ، دختر محمّد بن على ، نوه الفخر بن البخارى (م۷۶۷ق)دمشق ۱۳۳ . ست العيال ، دختر احمد . . . (م ۶۸۴ق)نامعلوم ۱۳۴ . ست الفخر ، دختر عبد الرحمن الشيرازى (؟)شيراز ۱۳۵ . ست الفقهاء ، دختر اسماعيل بن ابراهيم المخزومية (م ۷۴۲ق)نامعلوم ۱۳۶ . ست الفقهاء ، دختر اسماعيل بن حامد الدمشقية (م ۷۰۴ق)دمشق ۱۳۷ . ست الفقهاء ، دختر شرف الدين أحمد العباسية الإصفهانية (م۷۶۵ق)اصفهان ۱۳۸ . ست الفقهاء ، دختر تقى الدين ابراهيم بن على الواسطى (۶۳۲ ـ ۷۲۶ق)دمشق ۱۳۹ . ست الفقهاء ، دختر محمّد بن محمّد بن اسماعيل الفيومى (م ۷۴۷ق)دمشق ۱۴۰ . ست الفقهاء ، دختر يوسف بن محمّد الحموية (؟)نامعلوم ۱۴۱ . ست الفقهاء (فاطمة) ، دختر اسماعيل بن قريش (؟)نامعلوم ۱۴۲ . ست القضاه ، دختر شرف الدين أحمد العباسى الإصفهانية (زنده در ۷۵۲ق)اصفهان ۱۴۳ . ست القضاة ، دختر القاضى محيى الدين بن أحمد بن الشيرازى (م۷۱۲ق)شيراز ۱۴۴ . ست القضاة ، دختر محمّد بن أحمد الشيرازى (م۷۱۸ق)شيراز ۱۴۵ . ست القضاة ، دختر محمّد بن على الصيرفى (؟)نامعلوم
.
۱۴۶ . ست القضاء ، دختر محمّد بن على بن عوانة (زنده در ۷۱۱ق)نامعلوم ۱۴۷ . ست الكل ، دختر إبراهيم بن محمّد الطبرى المكية (زنده در ۷۷۰ق)مكه ۱۴۸ . ست النعم ، دختر العلامة نجم الدين أحمد الحرانى (۶۳۸ ـ ۷۲۱ق)نامعلوم ۱۴۹ . ست النعم ، دختر يوسف بن محمّد النصيبى (؟)نامعلوم ۱۵۰ . ست الوزراء ، دختر يحيى بن محمّد بن حمزة التغلبى (۶۳۹ ـ ۷۱۵ق)دمشق ۱۵۱ . ست الوزراء ، دختر عمر بن أسعد بن المنجّا التنوخية الدمشقية (۶۲۴ ـ ۷۱۷ق)دمشق ۱۵۲ . ست الوفاء ، دختر محمّد بن إبراهيم الواسطى (م۷۵۹ق)نامعلوم ۱۵۳ . ستيتة ، دختر تقى الدين السبكى على بن عبد الكافى (۷۱۶ ـ ۷۷۶ق)قاهره ۱۵۴ . ستيتة ، دختر محمّد بن غالى الدمياطى (م۷۸۰ق) قاهره ۱۵۵ . سعيدة ، دختر عبد الملك بن يوسف بن محمّد بن قدامة (؟)بيت المقدس ۱۵۶ . سفرى ، دختر يعقوب بن إسماعيل الدمشقية (م۷۴۵ق)دمشق ۱۵۷ . سكرة ، دختر عبد اللّه (م۷۸۵ق)قاهره ۱۵۸ . سيده ، دختر ابراهيم بن محمّد الطبرى المكية (زنده در ۷۵۷ق)مكه ۱۵۹ . سيده ، دختر موسى الماردانية (؟)نامعلوم ۱۶۰ . شرف ، دختر محمّد بن حسن بن مسعود (زنده در ۷۸۰ق)نامعلوم ۱۶۱ . شرف خاتون ، دختر داوود بن ظافر العسقلانى الفاضلى (۶۴۸ ـ ۷۲۰ق)بيت المقدس ۱۶۲ . شريعه ، دختر الشرف أبى البركات بن تاج الدين القسطلانى (م۷۲۴ق)نامعلوم ۱۶۳ . شريفه ، دختر أحمد بن محمّد الحسنى الفاسى المكية (م۷۸۶ق)مكه ۱۶۴ . ششك ، دختر محمّد بن عثمان التركمانى (م۷۸۸ق)مكه ۱۶۵ . شهده ، دختر كمال الدين عمر بن العديم العقيلى (۶۱۹ ـ ۷۰۹ق)نامعلوم ۱۶۶ . شهده ، دختر بدر الدين بن عبد العظيم الحصنية (؟)نامعلوم ۱۶۷ . شهده ، دختر عبد العزيز بن بدر الدين بن جماعة (م۷۵۷ق)نامعلوم ۱۶۸ . شهود ، دختر عبد القادر بن عثمان الحنبلى النابلسى (؟)نابلس
.
۱۶۹ . صالحه ، دختر عثمان بن عبد الرحمن التنوخى البعلبكى (م۷۴۰ق)بعلبك ۱۷۰ . صفيه ، دختر آقش بن عبد اللّه الأتابكى (م۷۳۸ق)نامعلوم ۱۷۱ . صفيه ، دختر إبراهيم بن أحمد الزبيدى المكية (م۷۴۳ق)مكه ۱۷۲ . صفيه ، دختر المجد أحمد بن عبد اللّه (۶۴۰ ـ ۷۰۴ق)نامعلوم ۱۷۳ . صفيه ، دختر أحمد بن أحمد بن قدامة المقدسية (۶۶۰ ـ ۷۴۱ق)بيت المقدس ۱۷۴ . صفيه ، دختر عبد الحليم الحنبلية (زنده در ۷۷۵ق)نامعلوم ۱۷۵ . صفيه ، دختر محمّد بن عبد المحسن المخزومى الأبوتيجى المكية (م۷۴۶ق)مكه ۱۷۶ . ضيفه ، دختر شمس الدين محمّد بن عبد الواحد الدمشقى (م۷۳۸ق)دمشق ۱۷۷ . ظبيه ، دختر عثمان بن محمّد التوزرى (۶۶۹ ـ ۷۳۴ق)قاهره ۱۷۸ . عايشه القرشية (زنده در ۷۰۶)نامعلوم ۱۷۹ . عايشه ، دختر ابراهيم بن أحمد بن القواس (۶۴۵ ـ ۷۱۸ق)دمشق ۱۸۰ . عايشه ، دختر ابراهيم بن صديق زوج الحافظ المزى (۶۶۱ ـ ۷۴۱ق)دمشق ۱۸۱ . عايشه ، دختر اسماعيل بن ابراهيم الخباز (ولدت بعد ۶۹۰ق)دمشق ۱۸۲ . عايشه ، دختر الحسن بن على الدمشقية (م۷۸۵ق)دمشق ۱۸۳ . عايشه ، دختر ابوبكر بن عيسى بن قواليح الدمشقية (م۷۹۳ق)دمشق ۱۸۴ . عايشه ، دختر ابوطاهر (زنده در ۷۱۱ق)نامعلوم ۱۸۵ . عايشه ، دختر حروش (زنده در ۷۰۷ق)نامعلوم ۱۸۶ . عايشه ، دختر دلول بن يحيى القرشى (زنده در ۷۱۱ق)نامعلوم ۱۸۷ . عايشه ، دختر عبد الرحمن بن محمّد ابن جماعة (م۷۸۹ق)دمشق ۱۸۸ . عايشه ، دختر عبد اللّه بن أبى الفتح الصورى(؟)نامعلوم ۱۸۹ . عايشه ، دختر عبد اللّه بن أحمد الطبرى المكية (زنده در ۷۷۶ق)مكه ۱۹۰ . عايشه ، دختر عثمان بن علاق المدلجى (؟)نامعلوم ۱۹۱ . عايشه ، دختر على بن عمر الصنهاجى الحميرى (م۷۳۹ق)قاهره
.
۱۹۲ . عايشه ، دختر عمر بن محمّد العجمى (م۷۸۹ق)حلب ۱۹۳ . عايشه ، دختر محمّد بن إسماعيل الحريرى (م۷۹۸ق)نامعلوم ۱۹۴ . عايشه ، دختر محمّد بن قاسم بن الأحمر الحلبى (م۷۶۳ق)حلب ۱۹۵ . عايشه ، دختر محمّد بن مسلم الحرّانية (۶۴۷ ـ ۷۳۶ق)دمشق ۱۹۶ . عايشه ، دختر محمّد بن أحمد القيسى القسطلانى (م۷۱۶ق)مكه ۱۹۷ . عايشه ، دختر محمّد بن عبد المحسن المخزومية المكية (م۷۹۷ق)مكه ۱۹۸ . عايشه ، دختر محمّد بن قاسم بن الأحمر الحلبى (م۷۶۳ق)حلب ۱۹۹ . عايشه ، دختر محمّد بن يحيى الجزرى الصالحية (م۷۴۳ق)دمشق ۲۰۰ . عايشه ، دختر محمود بن محمّد التاذفى (م۷۴۰ق)حلب ۲۰۱ . عايشه ، دختر مسلم بن مالك بن مزروع الصالحى (زنده در ۷۰۶ق)نامعلوم ۲۰۲ . عايشه ، دختر نصر اللّه بن أبى محمّد السلّامى (م۷۶۲ق)نامعلوم ۲۰۳ . عايشه والدة العز الحنبلى(؟)نامعلوم ۲۰۴ . عربيه ، دختر محمّد بن غنائم الكفر بطناوية (زنده در ۷۰۷ق)نامعلوم ۲۰۵ . عزّ النساء ، دختر محمّد بن عبد العزيز بن خلدون (زنده در ۷۰۶ق)نامعلوم ۲۰۶ . علماء ، دختر عبد اللّه بن عبد الحقّ الدلاصى المكية (م۷۷۵ق)مكه ۲۰۷ . فاطمه ، دختر ابراهيم بن داوود بن نصر الهكارى الكردى (۶۸۳ ـ ۷۵۸ق)دمشق ۲۰۸ . فاطمه ، دختر ابراهيم بن عبد اللّه المقدسية (۶۵۴ ـ ۷۴۷ق)بيت المقدس ۲۰۹ . فاطمه ، دختر ابراهيم بن على الواسطى (زنده در ۷۰۵ق)نامعلوم ۲۱۰ . فاطمه ، دختر ابراهيم بن غنائم (؟)نامعلوم ۲۱۱ . فاطمه ، دختر ابراهيم بن محمّد بن أبى القاسم القزوينى (؟)قزوين ۲۱۲ . فاطمه ، دختر ابراهيم بن محمود بن جوهر البطانحى (۶۲۵ ـ ۷۱۱ق)دمشق ۲۱۳ . فاطمه ، دختر احمد بن عطاف الرّهاوى (م۷۳۹ق)نامعلوم ۲۱۴ . فاطمه ، دختر احمد بن عمر بن عبد الرحيم (۶۵۴ ـ ۷۳۶ق)دمشق
.
۲۱۵ . فاطمه ، دختر اسماعيل البعلبكى (زنده در ۷۱۱ق)بعلبك ۲۱۶ . فاطمه ، دختر اسماعيل بن ابراهيم (م۷۴۲ق)نامعلوم ۲۱۷ . فاطمه ، دختر اسماعيل بن محمّد (۷۲۰ق ـ )بعلبك ۲۱۸ . فاطمه ، دختر البلخى الحرانى (زنده در ۷۱۱ق)نامعلوم ۲۱۹ . فاطمه ، دختر الحسن بن على بن الخلال (م ۷۴۷ق)دمشق ۲۲۰ . فاطمه ، دختر الشمس محمّد بن على بن عيّاش الذهبى (م۷۳۹ق)نامعلوم ۲۲۱ . فاطمه ، دختر الفخر مجداور بن محمّد بن الكنجى (۶۵۸ ـ ۷۳۳ق)نامعلوم ۲۲۲ . فاطمه ، دختر الفيومى (؟)نامعلوم ۲۲۳ . فاطمه ، دختر القاسم بن محمّد البرزالى (م۷۳۱ق)نامعلوم ۲۲۴ . فاطمه ، دختر المنجّا التنّوخية (م۸۰۳ق)نامعلوم ۲۲۵ . فاطمه ، دختر النفيس محمّد بن الحسين بن رواحة (م۷۱۶ق)طرابلس ۲۲۶ . فاطمه ، دختر أبوالقاسم بن الحسن الحلبية (م۷۶۳ق)حلب ۲۲۷ . فاطمه ، دختر أبوبكر بن محمّد بن طرخان (۶۵۲ ـ ۷۲۶ق)نامعلوم ۲۲۸ . فاطمه ، دختر احمد بن ابراهيم الطبرى المكية (۷۱۲ ـ ۷۸۳ق)مكه ۲۲۹ . فاطمه ، دختر احمد بن عطية بن ظهيرة القرشى المكية (زنده در ۷۶۲ق)مكه ۲۳۰ . فاطمه ، دختر احمد بن عمر الكنجى (م۷۳۶ق)دمشق ۲۳۱ . فاطمه ، دختر احمد بن قاسم الحرازى (۷۱۰ ـ ۷۸۳ق)مكه ۲۳۲ . فاطمه ، دختر احمد بن محمّد بن على الجزرى (م۷۶۶ق)نامعلوم ۲۳۳ . فاطمه ، دختر احمد بن منعة القنوى الصالحى (م۷۱۹ق)دمشق ۲۳۴ . فاطمه ، دختر بن عبد الرحمن بن محمّد القسطلانى المكية (م۷۶۰ق)مكه ۲۳۵ . فاطمه ، دختر تقى الدين الجعبرى (م۷۹۵ق)دمشق ۲۳۶ . فاطمه ، دختر سليمان بن عبد الكريم الأنصارية الدمشقية (۶۴۰ ـ ۷۰۸ق)دمشق ۲۳۷ . فاطمه ، دختر عباس بن أبى الفتح البغدادية (م۷۱۴ق)بغداد
.
۲۳۸ . فاطمه ، دختر عبد الدائم بن أحمد بن عبد الدايم (۶۶۶ ـ ۷۳۴ق)دمشق ۲۳۹ . فاطمه ، دختر عبد الرحمن بن إسماعيل أبى شامة المقدسى (؟)بيت المقدس ۲۴۰ . فاطمه ، دختر عبد الرحمن بن عبد القاهر الحموى (م۷۳۸ق)نامعلوم ۲۴۱ . فاطمه ، دختر عبد الرحمن بن عمرو بن الفراء (م۷۱۷ق)نامعلوم ۲۴۲ . فاطمه ، دختر عبد الرحمن بن عيسى الذهبى الدّبهى (۶۵۶ ـ ۷۴۰ق)دمشق ۲۴۳ . فاطمه ، دختر عبد الرحمن بن محمّد عياش (م۷۱۶ق)دمشق ۲۴۴ . فاطمه ، دختر عبد الرحيم بن أحمد المقدسى (۶۵۲ ـ ۷۲۵ق)بيت المقدس ۲۴۵ . فاطمه ، دختر عبد اللّه بن عبد الرحمن بن أبى عمر (م۷۴۹ق)نامعلوم ۲۴۶ . فاطمه ، دختر عبد اللّه بن عمر بن عوض (م۷۳۴ق)نامعلوم ۲۴۷ . فاطمه ، دختر عبد اللّه بن محمّد بن أحمد المقدسية (۶۶۰ ـ ۷۳۲ق)بيت المقدس ۲۴۸ . فاطمه ، دختر عبد الولى بن على القسطلانى (م۷۲۴ق)نامعلوم ۲۴۹ . فاطمه ، دختر عثمان بن عثمان السلمية (م۷۲۱ق)نامعلوم ۲۵۰ . فاطمه ، دختر على بن محمّد اليونينية البعلية (۶۵۵ ـ ۷۳۰ق)بعلبك ۲۵۱ . فاطمه ، دختر على بن عبد الكافى السبكى (؟)نامعلوم ۲۵۲ . فاطمه ، دختر على بن عبد اللّه بن عبد الرحمن المقدسية (؟)نامعلوم ۲۵۳ . فاطمه ، دختر على بن على بن أبى البدر البغدادية (م۷۱۰ق)بغداد ۲۵۴ . فاطمه ، دختر على بن عمر بن خالد المخزومية ، دختر ابن الخشاب (م۷۰۸ق)نامعلوم ۲۵۵ . فاطمه ، دختر على بن مسعود بن ربيع الصالحى (۶۴۸ ـ ۷۲۷ق)نامعلوم ۲۵۶ . فاطمه ، دختر على بن يحيى بن عمر البعلبكية (؟)بعلبك ۲۵۷ . فاطمه ، دختر عمر بن الحسين الحلبية (م۷۶۳ق)حلب ۲۵۸ . فاطمه ، دختر عمر بن يحيى المدنية وتعرف ببنت الأعمى (۷۹۳ق)قاهره ۲۵۹ . فاطمه ، دختر عياش بن أبى الفتح البغدادية الواعظة (م۷۱۴ق)بغداد ۲۶۰ . فاطمه ، دختر خليل الحنبلية العسقلانية (؟)نامعلوم
.
۲۶۱ . فاطمه ، دختر محمّد بن الحسين بن رواحة (م۷۱۶ق)حماة ۲۶۲ . فاطمه ، دختر محمّد بن أحمد القسطلانى ، تدعى أمة الرحيم (م۷۲۱ق)مكه ۲۶۳ . فاطمه ، دختر محمّد بن جميل المقدسية (م۷۳۰ق)دمشق ۲۶۴ . فاطمه ، دختر محمّد بن عبد الرحيم الأميوطى (م۷۹۳ق)نامعلوم ۲۶۵ . فاطمه ، دختر محمّد بن عبد المنعم البهنسى المكية (م۷۸۶ق)مكه ۲۶۶ . فاطمه ، دختر محمّد بن محمّد ابن جبريل الدربندى (۶۶۱ ـ ۷۳۷م)دمشق ۲۶۷ . فاطمه ، دختر محمّد بن محمّد بن إسماعيل البكرى (م۷۴۷ق)قاهره ۲۶۸ . فاطمه ، دختر محمّد بن محمّد بن أبى بكر الطبرى المكية (زنده در ۷۱۵ق)مكه ۲۶۹ . فاطمه ، دختر محمّد بن محمّد الفاسى المكية امّ الحسن (زنده در ۷۷۰ق)مكه ۲۷۰ . فاطمه ، دختر محمّد بن محمّد الفاسى المكية امّ الهدى (زنده در ۷۲۷ق)مكه ۲۷۱ . فاطمه ، دختر محمّد بن موسى بن النعمان (؟)نامعلوم ۲۷۲ . فاطمه ، دختر محمّد بن نصر اللّه بن القمر الدمشقية (م۷۵۶ق)دمشق ۲۷۳ . فاطمه ، دختر نصر اللّه بن أبى محمّد السلّامى (م۷۷۴ق)نامعلوم ۲۷۴ . فاطمه ، دختر نصر اللّه بن محمّد السكاكينى (م۷۵۰ق)دمشق ۲۷۵ . فاطمه ، دختر يحيى بن العفيف البصرى المدنى (م۷۹۸ق)بصره ۲۷۶ . فرحه ، دختر احمد بن عبد اللّه الدمياطى (؟)قاهره ۲۷۷ . فلفله ، دختر عبد اللّه البلعبكية (م۷۳۷ق)بعلبك ۲۷۸ . فيروزه ، دختر المظفر (م۷۴۰ق)نامعلوم ۲۷۹ . قطلو ، دختر سيف الدين عبد اللّه الشجاعى (م ۷۸۵ق)دمشق ۲۸۰ . قطلو ملك ، دختر محمّد بن ابراهيم الأيوبية (م۷۷۴ق)دمشق ۲۸۱ . قمر ، دختر الموقف أبى اسحاق ابراهيم بن داوود العطار (م۷۴۲ق)دمشق ۲۸۲ . قوام ، دختر عبد اللّه (م۷۴۲ق)نامعلوم ۲۸۳ . كريمه ، دختر عبد الوهاب بن على بن الخضر القرشية الزبيرية (؟) نامعلوم
.
۲۸۴ . كلثم ، دختر محمّد بن محمود البعلى (م۷۷۷ق)بعلبك ۲۸۵ . كماليه ، دختر أبوالذكر أحمد عبد القادر الإسكندرانى (۶۵۱ ـ ۷۳۱ق)اسكندريه ۲۸۶ . كماليه ، دختر محمّد بن محمّد الطبرى المكية (م۷۵۵ق)مكه ۲۸۷ . لوزه ، دختر عبد اللّه مولاة تقى الدين بن دقيق العيد (م۷۲۵ق)نامعلوم ۲۸۸ . مُدَلَّه ، دختر محمّد بن إلياس الشّرجى (؟)نامعلوم ۲۸۹ . مديه ، دختر على بن الفارس (م۷۳۲ق)نامعلوم ۲۹۰ . مريم ، دختر أحمد الأذرعى (۷۱۹ ـ ۸۰۳ق)قاهره ۲۹۱ . مريم ، دختر عبد الرحمن بن أحمد النابلسية (۶۲۲ ـ ۷۵۸ق)نابلس ۲۹۲ . مريم ، دختر عبد اللّه بن محمّد الطبرى المكية (زنده در ۷۲۰ق)مكه ۲۹۳ . مظفريه ، دختر عيسى بن على بن وهب (زنده در ۷۱۹ق)قوص ۲۹۴ . ملكه ، دختر ابراهيم بن عبد الرحمن بن صصرى البعلبكية (م۷۴۹ق)بعلبك ۲۹۵ . ملكه ، دختر عبد الرحمن بن محمّد البعلبكى (؟)بعلبك ۲۹۶ . موفقيه ، دختر احمد بن عبد الوهاب بن عتيق بن وردان (۶۳۶ ـ ۷۱۲ق)قاهره ۲۹۷ . موفقيه ، دختر نصير بن وجيه (زنده در ۷۱۳ق)نامعلوم ۲۹۸ . مؤمنه ، دختر عبد اللّه بن يحيى الفاسى (؟)بيت المقدس ۲۹۹ . مؤنسه ، دختر صبيح بن عبد اللّه (م۷۴۹ق)قاهره ۳۰۰ . مؤنسه ، دختر عبد الخالق بن عبد الخالق العمرى (م ح ۷۷۰ق)بعلبك ۳۰۱ . مؤنسه ، دختر على بن الفارس الناصرى الصلاحى الفخرى (م۷۳۲ق)نامعلوم ۳۰۲ . نارنج ، دختر عبد اللّه عتيقة مفلح (م۷۴۱ق)قاسيون ۳۰۳ . نخوه ، دختر زين الدين محمّد بن عبد القاهر الحلبى (۶۴۳ ـ ۷۱۹ق)حلب ۳۰۴ . نضار ، دختر أبوحيان محمّد بن يوسف ، (م۷۳۰ق)اندلس ۳۰۵ . نفيسه ، دختر ابراهيم بن سالم بن سعيد بن الخباز (۶۳۳ ـ ۷۴۹ق)قاسيون ۳۰۶ . نفيسه ، دختر اسماعيل بن ابراهيم (زنده در ۷۱۴ق)نامعلوم ۳۰۷ . نفيسه ، دختر على بن عبد القادر البعلبكية (زنده در ۷۷۰ق)بعلبك ۳۰۸ . نفيسه ، دختر محمّد بن تمام الحميرية (م۷۱۹ق)دمشق
.
۳۰۹ . وجيهه ، دختر على بن يحيى الصعيدى زين الدار (م۶۴۰ ـ ۷۳۲ق)اسكندريه ۳۱۰ . وسناء ، دختر عبد الرحمن بن أحمد المقدسى (م۷۷۲ق)بيت المقدس ۳۱۱ . هاجر ، دختر على بن عمر بن شبل الصنهاجية (۶۷۰ ـ ۷۷۷ق)قاهره ۳۱۲ . هبه ، دختر احمد بن محمّد بن صصرى (م۷۸۷ق)نامعلوم ۳۱۳ . هديه ، دختر عبد اللّه بن مؤمن الصورى (زنده در ۷۰۶ق)صور ۳۱۴ . هديه ، دختر على بن عسكر الهراس (۶۲۶ ـ ۷۱۲ق)بغداد ۳۱۵ . هديه ، دختر محمّد بن النجم البعلبكية (؟)بعلبك ۳۱۶ . ياسمين ، دختر عبد اللّه الحلبية (؟)حلب
۲ . فهرست محدّثات بر پايه شهرهااسكندريه (۲مورد) : ۲۸۵و ۳۰۹ . اصفهان (۲مورد) : ۱۳۷و ۱۴۲ . اندلس (۱مورد) : ۳۰۴ بصره (۱مورد) : ۲۷۵ بعلبك (۲۰مورد) : ۱۰ ، ۱۳ ، ۲۲ ، ۲۶ ، ۲۸ ، ۹۴ ، ۱۲۱ ، ۱۲۲ ، ۱۶۹ ، ۲۱۵ ، ۲۱۷ ، ۲۴۷ ، ۲۵۰ ، ۲۷۷ ، ۲۸۴ ، ۲۹۴ ، ۲۹۵ ، ۳۰۰ ، ۳۰۷ و ۳۱۵ . بغداد (۵ مورد) : ۲۳۷ ، ۲۵۳ ، ۲۵۶ ، ۲۵۹ و ۳۱۴ . بيت المقدس (۲۲مورد) : ۳ ، ۵ ، ۸ ، ۱۵ ، ۱۶ ، ۳۳ ، ۳۴ ، ۵۹ ، ۷۹ ، ۸۹ ، ۹۲ ، ۱۰۴ ، ۱۱۷ ، ۱۳۱ ، ۱۵۵ ، ۱۶۱ ، ۱۷۳ ، ۲۰۸ ، ۲۳۹ ، ۲۴۴ ، ۲۹۸ و ۳۱۰ . حلب (۱۰مورد) : ۱۱ ، ۴۹ ، ۱۹۲ ، ۱۹۴ ، ۱۹۸ ، ۲۰۰ ، ۲۲۶ ، ۲۵۷ ، ۳۰۳ و۳۱۶ حماة (۱مورد) : ۲۶۱ حمص (۱مورد) : ۱۱۹
.
دمشق (۶۶ مورد) : ۲ ، ۴ ، ۲۳ ، ۲۵ ، ۲۷ ، ۴۰ ، ۴۵ ، ۵۳ ، ۵۶ ، ۶۲ ، ۶۷ ، ۷۱ ، ۷۴ ، ۷۸ ، ۸۳ ، ۹۳ ، ۹۵ ، ۹۶ ، ۹۹ ، ۱۰۰ ، ۱۰۲ ، ۱۰۵ ، ۱۱۱ ، ۱۱۴ ، ۱۲۳ ، ۱۲۴ ، ۱۲۵ ، ۱۲۸ ، ۱۲۹ ، ۱۳۲ ، ۱۳۶ ، ۱۳۸ ، ۱۳۹ ، ۱۵۰ ، ۱۵۱ ، ۱۵۶ ، ۱۷۶ ، ۱۷۹ ، ۱۸۰ ، ۱۸۱ ، ۱۸۲ ، ۱۸۳ ، ۱۸۷ ، ۱۹۵ ، ۱۹۹ ، ۲۰۷ ، ۲۰۹ ، ۲۱۰ ، ۲۱۲ ، ۲۱۴ ، ۲۱۹ ، ۲۳۰ ، ۲۳۲ ، ۲۳۵ ، ۲۳۶ ، ۲۳۸ ، ۲۴۲ ، ۲۴۳ ، ۲۶۳ ، ۲۶۶ ، ۲۷۲ ، ۲۷۴ ، ۲۷۹ ، ۲۸۰ ، ۲۸۱ و ۳۰۸ . شيراز (۴مورد) : ۱۱۰ ، ۱۳۴ ، ۱۴۳ و ۱۴۴ . صور (۱مورد) : ۳۱۳ طرابلس (۲مورد) : ۴۶ و ۲۲۵ . قاسيون (۲ مورد) : ۳۰۲ و ۳۰۵ . قاهره (۲۲مورد) : ۶ ، ۷ ، ۱۲ ، ۳۰ ، ۴۸ ، ۵۴ ، ۶۳ ، ۶۵ ، ۶۶ ، ۱۱۵ ، ۱۵۳ ، ۱۵۴ ، ۱۵۷ ، ۱۷۷ ، ۱۹۱ ، ۲۵۸ ، ۲۶۷ ، ۲۷۶ ، ۲۹۰ ، ۲۹۶ ، ۲۹۹ و ۳۱۱ . قزوين (۱مورد) : ۲۱۱ قوص (۱مورد) : ۲۹۳ مكّه (۳۲ مورد) : ۱۴ ، ۱۸ ، ۱۹ ، ۲۱ ، ۳۱ ، ۳۵ ، ۵۲ ، ۸۲ ، ۹۰ ، ۱۰۶ ، ۱۰۷ ، ۱۲۰ ، ۱۴۷ ، ۱۵۸ ، ۱۶۳ ، ۱۶۴ ، ۱۷۱ ، ۱۷۵ ، ۱۸۹ ، ۱۹۶ ، ۱۹۷ ، ۲۰۶ ، ۲۲۸ ، ۲۲۹ ، ۲۳۱ ، ۲۳۴ ، ۲۶۲ ، ۲۶۵ ، ۲۶۸ ، ۲۶۹ ، ۲۸۶ و ۲۹۲ .
.
موصل (۱مورد) : ۱۱۶ نابلس (۲مورد) : ۱۶۸ و ۲۹۱ . نامعلوم (۱۱۷مورد) : ۱ ، ۹ ، ۱۷ ، ۲۰ ، ۲۴ ، ۲۹ ، ۳۴ ، ۳۶ ، ۳۷ ، ۳۸ ، ۳۹ ، ۴۱ ، ۴۲ ، ۴۳ ، ۴۴ ، ۴۷ ، ۵۰ ، ۵۱ ، ۵۵ ، ۵۷ ، ۵۸ ، ۶۰ ، ۶۱ ، ۶۴ ، ۶۸ ، ۶۹ ، ۷۰ ، ۷۲ ، ۷۳ ، ۷۵ ، ۷۶ ، ۷۷ ، ۸۰ ، ۸۱ ، ۸۴ ، ۸۵ ، ۸۶ ، ۸۷ ، ۸۸ ، ۹۱ ، ۹۷ ، ۹۸ ، ۱۰۱ ، ۱۰۳ ، ۱۰۸ ، ۱۰۹ ، ۱۱۲ ، ۱۱۳ ، ۱۱۸ ، ۱۲۵ ، ۱۲۶ ، ۱۳۰ ، ۱۳۳ ، ۱۳۵ ، ۱۴۰ ، ۱۴۱ ، ۱۴۵ ، ۱۴۶ ، ۱۴۸ ، ۱۴۹ ، ۱۵۲ ، ۱۵۹ ، ۱۶۰ ، ۱۶۲ ، ۱۶۵ ، ۱۶۶ ، ۱۶۷ ، ۱۷۰ ، ۱۷۲ ، ۱۷۴ ، ۱۷۸ ، ۱۸۴ ، ۱۸۵ ، ۱۸۶ ، ۱۸۸ ، ۱۹۰ ، ۱۹۳ ، ۲۰۱ ، ۲۰۲ ، ۲۰۳ ، ۲۰۴ ، ۲۰۵ ، ۲۱۳ ، ۲۱۶ ، ۲۱۸ ، ۲۲۰ ، ۲۲۱ ، ۲۲۲ ، ۲۲۳ ، ۲۲۴ ، ۲۲۷ ، ۲۳۲ ، ۲۴۰ ، ۲۴۱ ، ۲۴۵ ، ۲۴۶ ، ۲۴۸ ، ۲۴۹ ، ۲۵۱ ، ۲۵۲ ، ۲۵۴ ، ۲۵۵ ، ۲۶۰ ، ۲۶۴ ، ۲۷۰ ، ۲۷۱ ، ۲۷۳ ، ۲۷۸ ، ۲۸۲ ، ۲۸۳ ، ۲۸۷ ، ۲۸۸ ، ۲۸۹ ، ۲۹۷ ، ۳۰۱ ، ۳۰۶ و ۳۱۲ .
۳ . فهرست محدّثات بر پايه فراوانى شهرها۱ . نامعلوم : ۱۱۷ مورد . ۲ . دمشق : ۶۶ مورد . ۳ . مكّه : ۳۲ مورد . ۴ . بيت المقدس : ۲۲ مورد .
.
۵ . قاهره : ۲۲ مورد . ۶ . بعلبك : ۲۰ مورد . ۷ . حلب : ۱۰ مورد . ۸ . بغداد : ۵ مورد . ۹ . شيراز : ۴ مورد . ۱۰ . اسكندريه : ۲ مورد . ۱۱ . اصفهان : ۲ مورد . ۱۲ . طرابلس : ۲ مورد . ۱۳ . قاسيون : ۲ مورد . ۱۴ . نابلس : ۲ مورد . ۱۵ . اندلس : ۱ مورد . ۱۶ . بصره : ۱ مورد . ۱۷ . حماة : ۱ مورد . ۱۸ . حمص : ۱ مورد . ۱۹ . صور : ۱ مورد . ۲۰ . قزوين : ۱ مورد . ۲۱ . قوص : ۱ مورد . ۲۲ . موصل : ۱ مورد .
.
. .
فهرست منابعالف . كتاب ها ۱ . اختيار معرفة الرجال ، كشى ، محمّد بن عمر ، تحقيق : حسن المصطفوى ، مشهد : دانشكده الهيات ومعارف اسلامى ، ۱۳۴۸ش . ۲ . اسد الغابة فى معرفة الصحابة ، ابن اثير ، تحقيق : على بن محمّد و خليل مأمون شيحا ، بيروت : دار المعرفة ، ۱۴۱۸ق ، ۵ج . ۳ . اعلام العابدات الزاهدات ، محمّداحمد درنيقه ، بيروت : المؤسسة الجامعية للدراسات و النشر و التوزيع ، ۱۴۱۰ ق . ۴ . اعلام النساء المؤمنات ، محمّد الحسّون و السيّدة اُمّ على مشكور ، تهران : اسوه ، ۱۴۱۱ق ، ۷۲۰ص . ۵ . اعيان الشيعه ، محسن امين، تحقيق: حسن الامين ، بيروت : دار التعارف ، ۱۴ج ، ۱۴۱۸ق . ۶ . الاجابة لإيراد ما استدركته عائشة على الصحابة ، بدر الدين زركشى ، تحقيق : سعيد الافغانى ، دمشق : اول ، مطبعة الهاشمية ، ۱۳۵۸ق ، دوم : بيروت : المكتب الاسلامى ، ۱۳۹۰ق ، ۲۱۲ ص . ۷ . الاجازة الكبيرة ، شهاب الدين مرعشى ، تحقيق : محمّد السماوى الحائرى ، قم : مكتبة آية اللّه المرعشى ، ۱۴۱۴ق ، ۷۲۷ ص . ۸ . الارشاد فى معرفة حجج اللّه على العباد ، محمّد بن محمّد مفيد ، قم : مؤسسه آل البيت ، ۱۴۱۳ق ، ۲ ج . ۹ . الاستيعاب فى معرفة الاصحاب ، ابن عبد البر ، تحقيق : يوسف بن عبد اللّه و على محمّد معوض ، بيروت : دار الكتب العلميه ، ۱۴۱۵ق ، ۴ج .
.
۱۰ . الاصابة فى تمييز الصحابة ، ابن حجر عسقلانى ، تحقيق : احمد بن على ، بيروت : دار الكتب العلمية ، ۵ج . ۱۱ . الاعلام ، خير الدين زركلى ، بيروت : دار العلم للملايين ، ۱۹۸۹م ، ۸ج . ۱۲ . الامالى ، محمّد بن حسن طوسى ، قم : دار الثقافه ، ۱۴۱۴ق ، ۸۸۹ص . ۱۳ . الانساب ، عبد الكريم بن محمّد سمعانى ، تحقيق : عبد اللّه عمر البارودى ، بيروت : دار الجنان ، ۱۴۰۸ق ، ۵ج . ۱۴ . امل الامل ، محمّد بن حسن حرّ عاملى ، تحقيق : احمد الحسينى ، بغداد : مكتبه الاندلس ، ۱۳۸۵ق ، ۲ج . ۱۵ . انباء الغمر بانباء العمر ، ابن حجر عسقلانى ، تحقيق : احمد بن على و حسن حبشى ، القاهره : وزاره الاوقاف ، ۱۴۱۸ق ، ۴ ج . ۱۶ . انسان العيون فى سيرة الامين المامون ، على بن برهان الدين حلبى . ۱۷ . انوار الملكوت فى شرح الياقوت ، حسن بن يوسف حلى ، تحقيق : محمّد نجمى زنجانى ، انتشارات رضى ، ۱۳۶۳ ، ۲۴۸ص . ۱۸ . بانوى مجتهد ايرانى ، ناصر باقرى بيدهندى ، قم : دفتر تبليغات اسلامى ، ۱۳۷۱ ، ص ۱۱۳ ـ ۱۱۶ . ۱۹ . بحار الأنوار ، علّامه محمّدباقر بن محمّدتقى مجلسى (م ۱۱۱۱ق) ، بيروت : دوم ، مؤسسة الوفاء ، ۱۴۰۳ق . ۲۰ . البدر الطالع بمحاسن من بعد القرن السابع ، محمّدبن على شوكانى ، القاهره : مكتبة ابن تيمية ، ۲ج . ۲۱ . بصائر الدرجات (الكبرى)، محمّد بن حسن صفار، تحقيق:محسن كوچه باغى، ۵۵۷ص. ۲۲ . بغية الملتمس فى تاريخ رجال الاندلس ، آمال قرداش بنت الحسين ، كتاب الامة ، العدد ۷۰ ، ۱۴۲۰ ق ، سال ۱۹ ، قطر . ۲۳ . تاريخ العلماء والرواة للعلم بالاندلس ، عبد اللّه بن محمّد ابن فرضى ، تحقيق : عزت العطار الحسينى ، القاهره : مكتبة الخانجى ، ۱۳۷۳ق ، ۲ج .
.
۲۴ . تاريخ مذكر (فرهنگ حاكم و فرهنگ محكوم) ، رضا براهنى ، تهران : نشر اوّل ، ۱۳۶۳ ، تهران . ۲۵ . تبيان ، دفتر هشتم (جايگاه زن در انديشه امام خمينى) ، تهران : مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى رحمه الله ، ۱۳۷۴ . ۲۶ . التحبير فى المعجم الكبير ، عبد الكريم بن محمّد سمعانى ، تحقيق : خليل المنصور ، بيروت : دار الكتب العلمية ، ۱۴۱۸ق . ۲۷ . التحبير فى المعجم الكبير ، عبد الكريم بن محمّد سمعانى ، تحقيق : منيرة ناجى سالم ، [بغداد] : ۱۳۹۵ق ، ۲ج . ۲۸ . تحرير المرأة فى عصر الرسالة ، عبد الحليم ابوشقة ، كويت : دار القلم ، ۱۴۱۰ ق ، ۲ ج . ۲۹ . تذكرة الحفاظ ، محمّد بن احمد ذهبى ، بيروت : دار احياء التراث العربى ، ۲ ج . ۳۰ . ترجمان الاشواق ، محيى الدين عربى ، بيروت : دار صادر ، ۱۳۸۶ ق . ۳۱ . التقييد لمعرفة رواة السنن و المسانيد ، محمّد بن عبد الغنى ابن نقطه ، حيدر آباد : دائرة المعارف العثمانية ، ۱۴۰۴ق ، ۲ج . ۳۲ . التكملة لوفيات النقلة ، عبد العظيم بن عبد القوى منذرى ، تحقيق : بشار عواد معروف ، بيروت : مؤسسة الرسالة ، ۱۴۰۱ق ، ۴ج . ۳۳ . تهذيب التهذيب ، احمد بن على ابن حجر عسقلانى ، بيروت : دار صادر ، ۱۲ ج . ۳۴ . الجواهر و الدرر ، محمّد بن عبد الرحمن السخاوى ، القاهرة ، ۱۴۱۶ ق . ۳۵ . الجهود العلمية للمرأة خلال القرنين الخامس والسادس الهجريين ، ناجيه عبداللّه ابراهيم ، اردن ، ۱۹۹۶ م . ۳۶ . جهود المرأة فى رواية الحديث (القرن الثامن الهجرى) ، صالح معتوق ، بيروت : دار البشائر الاسلامية ، ۱۴۱۸ ق . ۳۷ . دائرة المعارف تشيع ، زير نظر : احمد صدر حاج سيد جوادى ، تهران : نشر شهيد سعيد محبى ، ۱۳۷۵ . ۳۸ . الدارس فى تاريخ المدارس ، عبد القادر بن محمّد نعيمى ، تحقيق : ابراهيم شمس الدين ، بيروت : دار الكتب العلميه ، ۱۴۱۰ق ، ۲ج .
.
۳۹ . الدر المنثور فى طبقات ربات الخدور ، زينب بنت يوسف فواز ، كويت : مكتبة ابن قتيبه ، ۵۵۰ ص . ۴۰ . الدرر الكامنة فى اعيان المائه الثامنة ، احمد بن على بن حجر عسقلانى ، تحقق : محمّد سيد جادالحق ، القاهره : امّ القرى ، ۵ج . ۴۱ . دور المرأة فى خدمة الحديث ، آمال بنت حسين قرداش ، دوحه : وزارة الاوقاف و الشئون الاسلاميه ، ۱۹۹۹م . ۴۲ . الذريعة الى تصانيف الشيعة ، محمّد محسن بن على منزوى (آقابزرگ تهرانى ـ م ۱۳۴۸ ش) بيروت : سوم ، دار الأضواء ، ۱۴۰۳ق . ۴۳ . ذكر اخبار اصبهان ، احمد بن عبد اللّه ابونعيم ، مطبعة بريل ، ۱۹۳۴م . ۴۴ . ذكر النسوة المتعبدات الصوفيات ، ابوعبد الرحمن السلمى ، تحقيق : محمود محمّد الطناحى ، القاهرة : اول ، مكتبة الخانجى ، ۱۴۱۳ ق . ۴۵ . ذيل تاريخ بغداد ، محمّدبن محمود ابن نجار ، تحقيق : قيصر فرح ، حيدر آباد : دائرة المعارف العثمانيه ، ۱۳۹۸ق ، ۳ج . ۴۶ . الرجال ، احمد بن محمّد البرقى ، تحقيق : جواد القيومى ، نشر القيوم ، ۱۴۱۹ق ، ۱۹۰ ص . ۴۷ . الرجال ، محمّد بن حسن الطوسى ، تحقيق : جواد القيومى ، قم : جماعة المدرسين ، ۱۴۱۵ ق ، ۵۹۵ص . ۴۸ . الرجال ، احمدبن على النجاشى ، تحقيق : محمّد جواد النائينى ، بيروت : دار الاضواء ، ۱۴۰۸ق ، ۲ج . ۴۹ . الرعاية فى علم الدراية ، شهيد ثانى زين الدين بن على ، تحقيق : عبد الحسين محمّدعلى بقال ، قم : مكتبة آية اللّه المرعشى ، ۱۴۱۳ق ، ۴۰۶ ص . ۵۰ . رياحين الشريعة ، ذبيح اللّه محلاتى ، تهران : دار الكتب الاسلاميه ، ۶ج . ۵۱ . رياض العلماء ، على بن حسن بحرانى ، بيروت : شركه دار المصطفى(ص) ، ۱۴۲۲ق ، ۲ج .
.
۵۲ . رياض العلماء وحياض الفضلاء ، عبد اللّه بن عيسى بيگ افندى ، تحقيق : احمد الحسينى ، قم : مكتبة آية اللّه المرعشى ، ۵ج . ۵۳ . زن در آينه جلال و جمال ، عبد اللّه جوادى آملى ، قم : مركز نشر اسراء ، ۱۴۱۷ق/۱۳۷۵ش . ۵۴ . زيارت در پرتو ولايت ، زهره صفاتى ، قم : مجتمع علوم دينى حضرت ولى عصر (ع) ، ۱۴۱۷ق/۱۳۷۶ش ، ۲۰۰ص . ۵۵ . السنة النبوية الشريفة فى القرن السادس الهجرى ، ۵۶ . سير اعلام النبلاء ، محمّد بن احمد ذهبى ، عمر بن غرامة العمروى ، بيروت : دار الفكر ، ۱۴۱۷ق ، ۱۸ج . ۵۷ . السيرة النبوية ، عبد الملك بن هشام ، تحقيق : سهيل زكار ، بيروت : دار الفكر ، ۱۴۱۲ق ، ۲ج . ۵۸ . شذرات الذهب فى أخبار من ذهب ، عبد الحى بن احمد ابن عماد ، تحقيق : عبد القادر الارناووط ، دمشق : دار ابن كثير ، ۱۴۰۶ق ، ۹ج . ۵۹ . صفحات مشرقة من عناية المرأة بصحيح البخارى ، ۶۰ . الضوء اللامع لأهل القرن التاسع ، محمّد بن عبد الرحمن سخاوى ، القاهره : دار الكتاب الاسلامى ، ۶ج . ۶۱ . الطبقات الكبرى ، محمّد بن سعد ، بيروت : دار صادر ، ۹ ج . ۶۲ . العبر فى خبر من عبر ، محمّد بن احمد ذهبى ، بيروت : دار الفكر ، ۱۴۱۸ق ، ۲ج . ۶۳ . عتبة الكتبة ، منتجب الدين اتابك جوينى ، تصحيح : محمّد قزوينى و عباس اقبال ، تهران : اساطير ، ۱۳۸۴ . ۶۴ . علامه مجلسى : بزرگ مرد علم و دين ، على دوانى ، تهران : امير كبير ، ۱۳۷۰ . ۶۵ . عناية النساء بالحديث النبوى ، آل سلمان مشهور بن حسن ، رياض : دار ابن عفان ، ۱۴۱۴ق ، ۱۶۰ ص .
.
۶۶ . عوالم سيدة النساء ، عبد اللّه البحرانى الاصفهانى ، قم : مؤسسة الامام المهدى . ۶۷ . عيون اخبار الرضا عليه السلام ، محمّد بن على ابن بابويه ، تحقيق : حسين الاعلمى ، بيروت : مؤسسه الاعلمى ، ۱۴۰۴ق ، ۲ ج . ۶۸ . الغيبة ، محمّد بن حسن طوسى ، تحقيق : آقابزرگ الطهرانى ، قم : مكتبة بصيرى ، ۱۳۸۵ق ، ۲۹۲ ص . ۶۹ . فاطمه عليهاالسلام در آينه كتاب ، اسماعيل انصارى زنجانى ، قم : دوم ، الهادى ، ۱۳۷۵ش . ۷۰ . فرحة الغرى ، عبد الكريم بن احمد ابن طاوس ، تحقيق : تحسين آل شيب الموسوى ، ۱۴۱۹ق ، قم : مركز الغدير للدراسات الاسلاميه ، ۱۴۱۹ق ، ۱۹۲۳ص . ۷۱ . فصول عن المرأة ، هادى العلوى ، بيروت : دار الكنوز الادبية ، ۱۹۹۶م . ۷۲ . فضائل الاشهر الثلاثة ، محمّد بن على ابن بابويه ، تحقيق : غلامرضا عرفانيان ، بيروت : دار المحجه البيضاء ـ دار الرسول الاكرم ، ۱۴۱۲ق ، ۱۵۹ ص . ۷۳ . فهرس الفهارس والاثبات ، عبد الحى بن عبد الكبير كتانى ، تحقيق : احسان عباس ، بيروت : دار الغرب الاسلامى ، ۱۴۰۲ق ، ۳ج . ۷۴ . فهرست كتاب هاى خطى كتاب خانه ملى ملك ، ايرج افشار ، تهران : ۱۳۵۲ش ، ۱۳ج . ۷۵ . فهرست كتب چاپى فارسى ، خانبابا مشار ، تهران : مؤلف ، ۱۳۵۰ ـ ۱۳۵۱ . ۷۶ . فهرست كتب خطى كتاب خانه مركزى آستان قدس رضوى ، مشهد : آستان قدس رضوى ، ۱۳۶۵ش . ۷۷ . فهرست كتب دينى خطى كتاب خانه سلطنتى ، بدرى آتاباى ، ۱۱۰۵ص . ۷۸ . فهرست نسخ خطى كتاب خانه ملى ايران ، تهران : كتاب خانه ملى ايران ، ۱۳۴۳ش . ۷۹ . فهرست نسخه هاى خطى كتاب خانه دانشكده الهيات ، تهران : انتشارات دانشگاه تهران ، ۱۳۴۵ش ، ۱۲۲۷ص . ۸۰ . فهرست نسخه هاى خطى كتاب خانه دانشكده الهيات ، مشهد : دانشگاه فردوسى ، ۱۳۷۶ ، ۳ج . ۸۱ . فهرست نسخه هاى خطى كتاب خانه وزيرى يزد ، محمّد شيروانى .
.
۸۲ . الكافى ، محمّد بن يعقوب كلينى رازى (م ۳۲۹ق) ، تحقيق : على اكبر غفّارى ، بيروت : چهارم ، دار صعب ـ دار التعارف ، ۱۴۰۱ق . ۸۳ . كامل الزيارات ، جعفر بن محمّد ابن قولويه ، تحقيق : بهراد الجعفرى ، تهران : نشر صدوق ، ۱۳۷۵ش ، ۳۵۲ص . ۸۴ . كتاب شناسى آثار مذهبى زنان ايران ، مجيد فرّخزادى ، تهران : مطّهر ، ۱۳۷۳ . ۸۵ . كتاب من لا يحضره الفقيه ، محمّد بن على ابن بابويه ، تحقيق : حسن الموسوى الخرسان ، بيروت : دار صعب ـ دار التعارف ، ۱۴۰۱ق ، ۴ ج . ۸۶ . كشف الظنون عن اسامى الكتب و الفنون ، مصطفى بن عبد اللّه حاجى خليفه ، بيروت : دار الصادر ، ۸ج . ۸۷ . كشف الظنون عن اسامى الكتب والفنون ، مصطفى بن عبد اللّه حاجى خليفه ، بيروت : دار الفكر ، ۱۴۱۴ق ، ۶ج . ۸۸ . اللباب فى الجمع بين السنّة والكتاب ، على بن زكريا منبجى ، تحقيق : محمّد فضل عبد العزيز المراد ، دمشق : دار القلم ، ۱۴۱۴ق . ۸۹ . اللباب فى تهذيب الانساب ، على بن محمّد ابن اثير ، مكّة : المكتبة الفيصلية ، ۳ج . ۹۰ . لسان الميزان ، احمد بن على بن حجر عسقلانى ، تحقيق : عادل احمد عبد الموجود ، بيروت : دار الكتب العلميه ، ۱۴۱۶ق ، ۷ج . ۹۱ . لوايح آقا شيخ فضل اللّه نورى ، هما رضوانى ، تهران ، ۱۳۵۸ . ۹۲ . مأخذ شناسى رجال شيعه ، رسول طلائيان ، قم : دار الحديث ، ۱۳۸۱ش . ۹۳ . المحاسن ، احمد بن محمّد البرقى ، تحقيق : محمّد صادق بحر العلوم ، نجف : المطبعة الحيدرية ، ۱۳۸۴ق ، ۵۲۵ ص . ۹۴ . مرآة الجنان و عبرة اليقظان ، عبد اللّه بن اسعد يافعى ، بيروت : دار الكتب العلمية ، ۱۴۱۷ق ، ۴ج . ۹۵ . المرأة المسلمة و اجازة الحديث عند الفريقين ، امّ على مشكور ، هفتمين كنفرانس بين المللى وحدت اسلامى ، ۱۳۷۳ش .
.
۹۶ . مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل ، حسين بن محمّد تقى نورى ، قم : مؤسسه آل البيت عليهم السلام ، ۱۴۰۷ق ، ۱۸ ج . ۹۷ . المسلسلات فى الاجازات ، شهاب الدين مرعشى ، قم : مكتبة آية اللّه العظمى المرعشى ، ۱۴۱۶ق ، ۲ ج . ۹۸ . مسند عايشة ، احمد بن على بن حجر عسقلانى ، القاهرة : اول ، مكتبة السنة ، ۱۴۱۶ ق . ۹۹ . مشاهير زنان اصفهان ، محمّد حسين رياحى ، اصفهان : اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامى ، ۱۳۷۶ . ۱۰۰ . مشاهير زنان ايرانى و پارسى گوى ، محمّدحسن رجبى ، تهران : انتشارات سروش ، ۱۳۷۴ ، ۲۳۶ص . ۱۰۱ . المشتبة فى الرجال ، محمّد بن احمد ذهبى ، تحقيق : على محمّد البجاوى ، مصر : دار احياء الكتب العربيه ، ۱۹۶۶م ، ۷۵۵ ص . ۱۰۲ . مشيخة ابن الجوزى ، محمّد محفوظ ، بيروت : دار الغرب الاسلامى ، ۱۴۰۰ق ، ۳۰۲ص . ۱۰۳ . معجم البلدان ، ياقوت بن عبد اللّه حموى ، بيروت : دار الصادر ، ۱۳۹۹ق ، ۵ج . ۱۰۴ . معجم المؤلّفين ، عمر رضا كحاله ، بيروت : دار احياء التراث العربى ، ۱۳۷۶ق ، ۸ج . ۱۰۵ . مناقب آل ابى طالب ، محمّد بن على ابن شهرآشوب ، نجف : المطبعة الحيدرية ، ۱۳۷۶ق ، ۲ج . ۱۰۶ . المنتظم فى تاريخ الملوك و الامم ، عبد الرحمن بن على ابن جوزى ، تحقيق : محمّد عبد القادر عطا ، بيروت : دار الكتب العلمية ، ۱۴۱۲ق ، ۱۷ج . ۱۰۷ . موسوعة امّهات المؤمنين ، عبد الصبور شاهين ، القاهره : الزهراء للاعلام العربى ، ۱۴۱۲ ق ، ۲۶۷ص . ۱۰۸ . ميزان الاعتدال فى نقد الرجال ، محمّد بن احمد ذهبى ، تحقيق : صدقى جميل العطار ،
.
بيروت : دار الفكر ، ۱۴۲۰ق ، ۴ ج . ۱۰۹ . نزهة الجلساء فى أشعار النساء ، عبد الرحمن بن ابى بكر سيوطى ، بيروت : دار الكتاب الجديد ، ۱۹۹۳م ، ۱۰۳ص . ۱۱۰ . النساء المحدّثات فى العصر المملوكى ، جمال الدين امينه ، القاهره : دار الهداية ، ۱۴۲۳ق ، ۱۰۸ ص . ۱۱۱ . النساء و مؤلّفاتهنّ ، محمّد خير رمضان يوسف ، بيروت : دار ابن حزم ، ۱۴۲۱ ق / ۲۰۰۰ م . ۱۱۲ . نفحات الانس ، عبد الرحمن بن احمد جامى ، تصحيح : مهدى توحيدى پور ، كتاب فروشى سعدى . ۱۱۳ . نهج الحياة يا فرهنگ سخنان فاطمه عليهاالسلام ، محمّد دشتى ، قم : مؤسسه تحقيقاتى اميرالمؤمنين ، ۱۳۷۲ش ، ص ۴۱۹ . ۱۱۴ . نيل الاوطار ، محمّد بن على شوكانى ، تحقيق : محمّد حلاق ، بيروت : دار احياء التراث العربى ، ۱۴۱۹ق ، ۹ج . ۱۱۵ . الوافى بالوفيات ، خليل بن ايبك صفدى ، تحقيق : احمد الارناووط ، بيروت : دار احياء التراث العربى ، ۱۴۲۰ق ، ۲۴ج . ب . نشريات ۱ . آينه پژوهش ، دوماه نامه ، قم : دفتر تبليغات اسلامى . ۲ . آينه ميراث ، فصل نامه ، تهران : دفتر نشر ميراث مكتوب . ۳ . حوزه اصفهان ، فصل نامه ، اصفهان : دفتر تبليغات اسلامى (واحد اصفهان) . ۴ . رسالة الثقلين ، فصل نامه ، تهران : المجمع العالمى لأهل البيت عليهم السلام . ۵ . كيهان ، روزنامه ، تهران : مؤسسه كيهان . ۶ . رسالت ، روزنامه ، تهران : بنياد رسالت . ۷ . شما ، هفته نامه ، تهران : جمعيت مؤتلفه اسلامى . ۸ . علوم حديث ، فصل نامه ، قم : دانشكده علوم حديث .
.
۹ . فرزانه ، فصل نامه ، تهران ، معصومه ابتكار . ۱۰ . كيهان فرهنگى ، ماه نامه ، تهران : مؤسسه كيهان . ۱۱ . مجلة الشريعة ، كويت : جامعة الكويت . ۱۲ . مجلة مركز بحوث السنة و السيرة ، قطر : (الدوحة) . ۱۳ . مدرّس ، فصل نامه ، تهران : دانشگاه تربيت مدرّس . ۱۴ . مشكوة ، فصل نامه ، مشهد ، بنياد پژوهش هاى اسلامى . ۱۵ . مشكوة النور ، فصل نامه ، تهران : دانشگاه امام صادق عليه السلام . ۱۶ . نداى صادق ، فصل نامه ، تهران : دانشگاه امام صادق عليه السلام . ۱۷ . هاجر (كتاب المرأة) ، قاهره ، ش ۵ ـ ۶ (۱۹۹۸ م) .
.