ghaemiyeh.com
سرشناسه : قائدان، اصغر، - ۱۳۴۳
عنوان و نام پديدآور : عتبات عاليات عراق/ اصغر قائدان؛ ويراستار جواد كامور بخشايش
وضعيت ويراست : [براي] حوزه نمايندگي ولي فقيه در امور حج و زيارت
مشخصات نشر : تهران: مشعر، ۱۳۸۳.
مشخصات ظاهري : ۲۸۰ ص. تصويرمصور (رنگي)، نقشه
شابك : ۱۶۰۰۰ريال ؛ ۱۶۰۰۰ريال
وضعيت فهرست نويسي : فهرستنويسي قبلي
يادداشت : كتابنامه: ص. [۲۲۱] - ۲۲۴؛ همچنين بهصورت زيرنويس چ
موضوع : زيارتگاههاي اسلامي -- عراق -- راهنماها
موضوع : عراق -- سير و سياحت
موضوع : عراق -- آثار تاريخي
شناسه افزوده : حوزه نمايندگي ولي فقيه در امور حج و زيارت
رده بندي كنگره : BP۲۶۳/ق۲۵ع۲
رده بندي ديويي : ۲۹۷/۷۶۴
شماره كتابشناسي ملي : م۸۳-۱۵۲۴
اين سرزمين را از آن رو عراق گفتهاند كه از ديگر سرزمينهاى عربى پستتر و در نزديكى درياست. كلمه عراق را از «عراق القربه» گرفتهاند؛ يعنى مشكى كه پايين آن سوراخ است. برخى نيز گفتهاند «عراق» جمع «عرق» است؛ به معناى «ساحل دريا» و منظور از آن، ساحل دجله و فرات است كه به هنگام مدّ به سطح دريا مىرسد و به آن وصل مىشود. برخى ديگر معتقدند كه از «عروق الشجر» (ريشههاى درخت) گرفته شده است. (1)1 به همين سبب در زبان انگليسى آن را «ايراك» تلفظ مىكنند؛ به معناى جاى پر نخل و درخت، كه برگرفته از كلمه فارسى «ايراه» است. سرزمين عراق به لحاظ جغرافيايى، شامل سه منطقه است: 1- استپ و بيابان (در جنوب و غرب) 2- زمينهاى پست و دشتهاى دجله و فرات (ديار بكر و آرارات) 3- ناحيههاى كوهستانى (در شمال و شمال شرق).
دو رود دجله و فرات، كه از تركيه سرچشمه مىگيرد، طولانىترين رودهاى عراق با 1851 و 2700 كيلومتر است و در شمال بصره به هم مىپيوندد و پس از تشكيل شطالعرب، كه امروزه آن را «اروند رود» مىنامند، و طى 190 كيلومتر به خليج
1) . ياقوت حموى، معجم البلدان، 4/ 94؛ ابن منظور، لسان العرب، ماده عرق.
فارس مىريزد. (1)2 گاهى اين دو رودخانه طغيان كرده و كمبود بارش و بارندگى را برطرف مىسازد، زيرا بارش متوسط سالانه در آن جا 250 ميلى متر است. رودهاى كوچك ديگرى از جمله دياله، زاب صغير و زاب كبير نيز از عراق مىگذرد. در سواحل اين رودها كشاورزى، به ويژه كاشت نخلهاى خرما و انواع ميوه، رونق دارد. شايان ذكر است كه از تمامى خاك عراق تنها 3% آن قابل كشت است. (2)3 دجله و فرات از دير باز سرچشمه حيات و تمدن بوده و تمدن شكوفاى بين النهرين ميان اين دو رود شكل گرفته است و در حقيقت، آبادانى، شكوه و برپايى اين سرزمين در گرو اين دو رود است. از ديرباز كنارههاى اين دو رود و ميان آنها سرزمينهاى پست و حاصلخيزى وجود دارد كه زندگى مردم اين منطقه را تأمين مىكرد. و البته گاهى نيز سيلهاى خروشان بنياد همه آنها را برمىانداخت. (3)4 امروزه، سدهاى احداث شده بر روى دجله و فرات، جريان رودها را مهار مىكند. قسمت شمالى عراق در بخشى كه به نام الجزيره يا جزيره ابن عمر مشهور است و در نزديكى آن شهر موصل قرار دارد يكى از حاصلخيزترين سرزمينهاى عراق است. قسمتهايى از بخش ميانى عراق نيز به سواد مشهور است.
وسعت سرزمين عراق 444474 كيلومتر مربع است و 150/ 427/ 22 نفر جمعيت دارد كه پنجاه و دومين كشور جهان محسوب مىشود. حدود 60% اين جمعيت را شيعيان، 35% را اهل سنت و 3% آن را مسيحيان تشكيل مىدهند. نژاد مردم آن 71% عرب، 18% كرد، 1% ايرانى و 2/ 1% ترك است. زبان رسمى، عربى و 79% مردم با اين زبان، 16% به فارسى و 2% نيز به تركى سخن مىگويند. البته زبان رسمى در مناطق كرد نشين، زبان كردى است. 25% جمعيت عربهاى عراقى اهل سنتاند. اقليت مسيحى هم عمدتاً در اطراف موصل ساكن هستند. تعداد كمى يهودى در بغداد، يزيدى در شمال عراق و صابئى در بصره پراكندهاند. (4)5
در تقسيم بندى ادارى، امروزه عراق به سيزده لواء (استان) وسه باديه (منطقه صحرايى) تقسيم مىشود. شهرهاى عمده آن عبارتند از: بغداد، موصل، بصره، كركوك، كربلا، نجف، حلّه، ناصريه، سليمانيه.
سرزمين عراق يا بين النهرين از ديرباز، يعنى حدود شش هزار سال قبل، تمدنهاى كهنى را در خود جا داده و آن را بارور كرده است. تمدن سومرى و أكدى در جنوب و تمدن بابلى در ميانه و آشورى در شمال، كهنترين فرهنگها و تمدنهاى شناخته شده جهان هستند كه در آن سرزمين به بارنشستهاند. (1)6 نخستين حكومت ايرانى، يعنى ماد، موفق شد تمدن و دولت آشور را، كه امپراتورى مقتدر و مبتنى بر ميليتاريستى و نظامىگرى بود، منقرض و نابود كند و در نتيجه مركز و شمال بين النهرين به قلمرو ايران ملحق شود. حكومت هخامنشى، با هدايت و اقتدار كورش، توانست تمدن ديرينه بابل و حكومت آن را به تسليم وادارد و فرمان آزادى يهوديان بابل را صادر كند. در عصر هخامنشى، عراق به عنوان يكى از ساتراپهاى (ايالات) ايران زير سلطه آن درآمد. در زمان ساسانيان، در اين سرزمين، كه آن را حيره و «سورستان» نيز مىناميدند، حكومتى دست نشانده برقرار شد كه ساكنان آن در جنگهاى ايران و روم به جانبدارى از ايرانيان برخاستند. (2)7 به هنگام ظهور اسلام در جزيرة العرب و گسترش آن به خارج از مرزها، فاتحان مسلمان سرزمين عراق را در عصر خليفه دوم در پى جنگهاى متعددى گشودند.
عربهاى اين سرزمين به اسلام رو آوردند و خود به عنوان غازى و مجاهد در نبردهاى مسلمانان عليه حكومت ساسانى وارد عمل شدند. در عصر خلافت امام على عليه السلام، كوفه پايتخت حكومت اسلامى شد و مركز حكومت از حجاز به عراق انتقال يافت. در اين پايتخت سه جنگ بزرگ جمل، صفين و نهروان به وقوع پيوست. پس از شهادت امام على عليه السلام سرزمين عراق با حكومت سفيانى و مروانى، آبشخور حادثههاى فراوانى شد.
بزرگترين رخداد در اين مكان، واقعه طف و شهادت نواده رسول خدا صلى الله عليه و آله در كربلا بود.
پس از آن، قيام توابين كه در پىندامت از عدم حمايت به موقع از امام حسين عليه السلام پديد آمد، در آن به شكست انجاميد و خون توبهكنندگان عراقى بر اين سرزمين جارى شد.
حجاج، حاكم مقتدر عراق، تمامى جريانهاى مخالف و معارض با بنى اميه را سركوب كرد و قيام مختار اين سرزمين را با ريختن خون قاتلان امام حسين عليه السلام و يارانش تسلى داد.
او به دست مصعب بن زبير كشته شد و مصعب نيز به دست عبدالملك مروان به قتل رسيد. كوفه و عراق در آخرين سالهاى حكومت بنى اميه، دستخوش حادثههاى سرنوشت سازى شد. قيام عباسيان در ايران روى داد و سرانجام با پيروزى عباسيان، و استقرار آنان در عراق، اين سرزمين بر شام پيروز شد؛ آرزويى كه ساكنان و اهالى عراق سالها در انتظار آن بودند. مركز خلافت اسلامى دوباره به عراق بازگشت و ابتدا كوفه، آنگاه هاشميه و سپس بغداد و سامراء تا قرن هفتم به عنوان پايتخت انتخاب شد.
در زمان خلافت هارون و مأمون، بغداد و مرو پايتختهاى خلافت اسلامى به شهرهاى پر شكوه و با عظمت تبديل شدند. عراق تمدنى درخشان را در قرن سوم در پيش رو داشت؛ تمدنى كه در آن فرهنگ عظيم اسلامى بالنده و شكوفا شد و عراق جايگاه ديرينه تمدنى خود را بازيافت. در قرن هفتم، بغداد پايتخت عباسيان و تمام سرزمين عراق دستخوش تهاجم مغولها شد و خلافت براى هميشه از عراق رخت بربست و هولاكو، ايلخان مغول، آخرين خليفه عباسى را در بغداد به قتل رساند.
در قرنهاى هشتم و نهم تا دوازدهم هجرى، با ظهور عثمانيان در تركيه، عراق زير سلطه آن دولت در آمد. عثمانيان به علت پاىبندى شديد به مذهب اهل سنت و تعصب نسبت به آن، مشكلات فراوانى را براى زائران عتبات عاليات فراهم مىآورد و با كشور همجوار خود، ايران، رابطه تيره و خصمآميزى داشت. سرانجام، در جنگ اول جهانى، پس از شكست متفقين، عثمانى همانند بيمارى رو به احتضار تجزيه شد و سرزمينهاى زير سلطه آن استقلال يافت و قسمتى نيز مستعمره دولتهاى اروپايى شد. با فروپاشى عثمانى، عراق زير سلطه انگليس قرار گرفت. پس از چندى، عراق در 1920 م شاهد خيزش جنبشهاى مردمى و استقلالطلبانه عليه انگليس شد. قيام مردم اين كشور به رهبرى روحانيان شيعه، به ويژه آية اللَّه آشتيانى، عليه انگليس اهميت ويژهاى در تاريخ
مبارزاتى مردم عراق داشت. ملك فيصل پس از اين قيام در 1924 م به پادشاهى رسيد و سرانجام سازمان ملل در پى مبارزات مستمر مردمى، در 1947 م استقلال عراق را به رسميت شناخت. با كودتاى عبدالكريم قاسم عليه ملك فيصل دوم و كشته شدن آن پادشاه در 1958 م، در كشور عراق جمهورى اعلام شد و عبدالكريم قاسم به رياست جمهورى رسيد. وى در دوران حكومت خود با كمونيستهاى عراق درگير شد و يك بار هم صدام حسين، كه در آن زمان جوانى 22 ساله بود، او را ترور كرد. اما اين ترور ناكام ماند تا اين كه در 1963 م، عبدالكريم قاسم با كودتاى عبدالسلام عارف كشته شد.
سه سال بعد، عبدالسلام در يك سانحه هوايى به قتل رسيد و برادرش عبدالرحمان عارف به مسند حكومت تكيه زد. در 1968 م حسن البكر با كودتايى عليه عبدالرحمان عارف حكومت عراق را از طريق حزب بعث، به رهبرى ميشل عفلق، به دست گرفت. در 1974 م، با استعفاى حسن البكر، صدام حسين رييس جمهور عراق شد. در 1975 م، قرارداد الجزاير در خصوص تعيين مزرهاى آبى عراق با ايران بسته شد، كه بر اساس آن قرارداد، خط القعر يا تالوگ در اروند رود خط مرزى آبى دو كشور تعيين گرديد؛ با پيروزى انقلاب اسلامى در ايران، صدام با پاره كردن آن قرارداد، مرزهاى ايران اسلامى را دستخوش تاخت و تاز خود ساخت و هشت سال جنگ تحميلى عليه ايران، با پذيرش قطعنامه 598 پايان يافت. عراق در سال 1991 م تهاجمى گسترده به همسايه عرب خود، كويت، انجام داد كه به جنگ دوم خليج فارس معروف است. با تهاجم نظامى امريكا در حمايت از كويت، عراق پس از چندى به ناچار آن سرزمين را تخليه كرد و به مرزهاى اصلى خود بازگشت. سرزمين عراق در اوايل سال 1382 ش. به اشغال مهاجمان ائتلافى يعنى امريكا و انگليس درآمد. اين كشورها به بهانه وجود سلاحهاى هستهاى در آن كشور و نيز نارضايتى مردم اين سرزمين از رژيم ديكتاتورى صدام و تهديد منطقه از سوى او، به اين كار مبادرت ورزيدهاند. اكنون پس از سقوط رژيم بعث، يك دولت غير نظامى دست نشانده با نام «دولت ائتلافى» امور حكومت را در دست دارد. با دستگيرى صدام و بسيارى از دولتمردان حزب بعث، اينك عراق تحولات گستردهاى را در پيش رو دارد.
در اين نوشتار آثار و مكانهاى مقدس عراق كه در اصطلاح از آن به «عتبات عاليات» ياد مىشود، ارايه و بررسى خواهد شد. از لحاظ لغوى، «عتبات» جمع واژه «عتبه» است و به آستانه در گفته مىشود؛ جايى كه مماس با زمين قرار مىگيرد.
آستانه در نخستين جايى است كه زائر به هنگام ورود به حرم، برآن قدم مىگذارد.
مجموعه عتبات شامل چهار منطقه است كه در چهار فصل از آن سخن خواهيم گفت.
فصل اوّل: نجف اشرف شامل حرم امام على عليه السلام، و ساير آثار آن.
فصل دوّم: كوفه، شامل مسجد كوفه و مقابر و مقامهاى صحابه و ياران امام على عليه السلام.
فصل سوّم: كربلا، شامل حرم و مرقد امام حسين عليه السلام، شهيدان كربلا و نيز حرم حضرت ابوالفضل عليه السلام.
فصل پنجم: سامراء، شامل مرقد امام هادى عليه السلام و امام عسكرى عليه السلام و سرداب غيبت.
فصل چهارم: كاظمين شامل مرقد امام كاظم عليه السلام و امام جواد عليه السلام. و نيز بغداد و مدائن
در پايان لازم است از مؤسسه فرهنگى نشر مشعر و معاونت محترم آموزش و تحقيقات حج كه مقدمات چاپ اين اثر را فراهم آوردند تشكر كنم و تلاشهاى خانمها عليخانى، حقشنو، جمشيدى، ترك زبان، كه بنده را در اين كار يارى كردند و نيز آقاى محمد رضا انصارى كه اين كار را از ابتدا تا انتها با دقت مطالعه و از نظرات خود حقير را بهرهمند ساختند و ويراستار محترم آقاى جواد كامور بخشايش و حروف چينان تلاشگر را قدرشناسم و از حضرت ربوبى موفقيت و سلامتى همه دستاندركاران چاپ اين اثر را خواهانم.
اسفند 1382/ محرم الحرام 1425
اصغر قائدان
نجف يكى از شهرهاى زيارتى عراق است كه در استانى به همين نام واقع شده و به سبب وجود مزار شريف نخستين پيشواى شيعيان جهان، كعبه آمال و آرزوهاى بسيارى ازمشتاقان وارادتمندان اهلبيت است. اينشهر با 563000 نفر جمعيت، در 77 كيلومترى جنوب شرقى كربلا و ده كيلومترى جنوب كوفه قرار دارد. وجود شهر باستانى حيره در مجاورت آن، كه تمدن درخشانى در تاريخ عراق دارد، از سابقه تاريخى اين منطقه خبر مىدهد. وادى السلام در شمال و درياى خشك شده نجف در مغرب و صحرايى متصل به بادية الشام كه تا عربستان واردن و سوريه ادامه دارد در مغرب آن واقع شده است. (1)8 اين شهر را از آن رو نجف ناميدهاند كه نسبت به زمينهاى مجاور بلند، و به سبب آن كه مستطيل شكل و يا دايرهاى است، آب بر سطح آن جمع نمىشود. (2)9 به گفته ياقوت حموى نجف ساحل درياى شور است كه در قديم به حيره متصل بود. (3)10 ارتفاع نجف از دريا هفتاد متر است. در وجه تسميه آن، در سخنى ديگر گفتهاند:
در زمان طوفان نوح اينجا مكانى مرتفع بود، سپس درياچهاى پهناور در آن شكل گرفت كه به «نى» اشتهار يافت. اين درياچه با گذشت زمان به تدريج خشك شد و به آن «نى جَفّ» گفتند؛ يعنى درياى نى خشك شد. (1)11 اين منطقه علاوه بر نجف، به نامهاى ديگرى نيز شهرت دارد از جمله الغرى يا غرّيان. غرى به معناى زيبايى است و هر بناى نيكى را غرى گويند. غريان كوفه از آن گرفته شده است. (2)12 و نيز در وجه تسميه آن گفتهاند نام يك يا دو علامت يا بناى بلند بوده كه قبل از اسلام در محل كنونى مسجد حنانه از دور ديده مىشده است. به گفته ياقوت حموى، اين دو علامت يابنا، مانند دو صومعه، در بيرون كوفه نزديك قبر على عليه السلام قرار داشت. (3)13 لفظ غرى يا غريين در شعر شاعران درباره نجف بسيار استفاده شده است.
كسانى را كه در نجف اشرف ساكن و يا متولد شدهاند، عمدتاً غروى گويند. از ديگر نامهاى اين شهر در متون تاريخى مىتوان به حدالعذراء، (4)14 حوار، جودى، (5)15 وادى السلام، ظهر، ربوه، (6)16 با نقيا و مشهد اشاره كرد. (7)17 نجف، به لحاظ موقعيت جغرافيايى، در حقيقت مرز بين شهر و صحرا است. شهر آن كوفه و صحرا نيز شن زارهايى است كه در اطراف، گرما و باد زيادى را براى آن به ارمغان مىآورد و دماى شهر را در برخى زمانها به پنجاه درجه مىرساند. گرچه شهر نجف همواره به لحاظ آب در تنگنا و سختى بود؛ در بعضى زمانها از جمله قرن هفتم از آب آن بيستهزار نخل آبيارى مىشد. (8)18 به گفته ابن جبير، جهانگرد مشهور؛ نجف زمينى است سخت و گسترده و دل باز كه
1) . ابن بابويه، علل الشرايع، 22.
2) . ابن منظور، همان، 15/ 121.
3) . ياقوت حموى، همانجا.
4) . سرزمينى كه نيكو و نشاط انگيز باشد.
5) . چون گويند كشتى نوح بر آن نشسته است از آن رو جودى خواندهاند.
6) . ربوه، نجف كوفه است (ابن منظور، همان 9/ 332)
7) . شيخ باقر آل محبوبه، ماضى النجف وحاضرها، بيروت دارالاضواء، 1406 ق، 1/ 8.
8) . ياقوت حموى، همانجا.
چشم را از گستردگى و نيكى خود مىنوازد. امروزه شهر نجف، همانند كربلا از دو قسمت شهر نو و كهنه تشكيل شده است. شهر قديم يا كهنه به چهار محله تقسيم مىشود:
1- مشراق 2- براق 3- عماره 4- حويش. شهر جديد در حدود سه دهه اخير ساخته شده و از لحاظ شهرسازى نسبتاً خوب و زيبا با خيابانها و كوچههاى وسيع و صاف و فضاهاى سبز فراوان است.
نجف به دليل همسايگى با شهر باستانى حيره، در سرزمين صاحب تمدن و فرهنگ قرار گرفته است. حيره از هزاره اول قبل از ميلاد مركز تمدن لخمىها و آل منذر بود و سابقه درخشانى در عرصه فرهنگ و تمدن داشت. نجف نيز از قِبَل اين هم جوارى از نعمت فرهنگ و تمدن و آبادانى برخوردار شده است. عربهاى ساكن اين شهر در آن زمان به مذهب مسيحيت گرايش داشتند و كليساهاى زيادى از جمله دير «مارت مريم» را بنا نهادند كه تا عصر اسلام هم چنان باقى بود. (1)19 بر اساس رواياتى، سابقه تاريخى نجف به دوران طوفان نوح برمىگردد كه عدهاى آن را جاى به گل نشستن كشتى نوح و محل جدا شدن فرزندان او مىدانند و نامهاى طور وجودى را براى آن برگزيدهاند. (2)20 در عصر اسلامى، نام نجف تنها به سبب فتح و گشايش ايران و عراق در متون تاريخى ديده مىشود (3)21 و تا زمان عباسى نام چندانى از آن به چشم نمىخورد. از دوران هارون الرشيد، به سبب آشكار شدن مرقد امام على عليه السلام، اين شهر بسيارى را به سكونت پيرامون خود راغب كرد. (4)22 علويان طبرستان از جمله محمد بن زيد علوى ضمن ساختن بقعه و بنايى بر مرقد
امام على عليه السلام ديوارى نيز پيرامون شهر كشيدند تا امنيت در آنجا برقرار شود. (1)23 نجف در عصر آل بويه رونق و شكوه فراوانى يافت. پادشاهان شيعى ديلمى در تعمير و بازسازى مرقد و خدمات عمرانى در اين شهر تلاش زيادى كردند. ابوالهيجاء عبداللّه بن حمدان، حاكم شيعى موصل، در 283 ق ديوار پيرامون شهر را بازسازى كرد و درهايى براى آن قرار داد. (2)24 شيخ طوسى در ابتداى قرن پنجم هجرى، به نجف مهاجرت كرد و با تشكيل مجلس درس خود، آن شهر را به يكى از مركزهاى علمى و فرهنگى شيعى تبديل كرد.
اگرچه يك سده بعد مركزيت علمى آن به حلّه واگذار شد؛ اما اين شهر در پايان قرن هفتم و ابتداى قرن هشتم هجرى، يعنى دوران حكومت جلايريان وايلخانان مغول، دوباره از نظر وسعت و عمرانى و شكوفايى فرهنگى به اوج اعتلاى خود رسيد و ثروت فراوانى كه اين حكومتها براى توسعه و بازسازى شهر و حرم مطهر اختصاص دادند در ساخت و تجهيز مدرسهها، خانقاهها، حفر كانالها، نهرها، و چاهها به كار گرفته شد. (3)25 امير فيروز و امير احمد اول، از اميران هند در پايان قرن هشتم، موقوفههايى را از دكن براى اداره حرم و بازسازى شهر اختصاص دادند.
سلطان اويس جلايرى ضمن آباد كردن شهر، ديوار جديدى پيرامون آن برافراشت (4)26 و عطاملك جوينى، صاحب ديوان ايلخانان، در 676 ق با حفر كانالهايى آب را به نجف برد. (5)27 در عصر صفوى، شاه اسماعيل و شاه طهماسب، براى حل مشكل آب شهر نجف، كه باعث از رونق افتادن آن شده بود، نهرهايى حفر كردند و آب فرات را به شهر منتقل ساختند. نهرشاه، كه توسط اسماعيل حفر شد، از يادگارهاى آن دوران است.
سلطان سليمان قانونى، از پادشاهان سنى عثمانى، در آبادانى نجف تلاش فراوانى كرد. او و پادشاهان شيعى صفوى در يك رقابت گسترده به نجف رونق زيادى بخشيدند.
شاه عباس كوشيد تا نجف مركزيت علمى خود را بازيابد و حوزه علميه آن رونق گيرد. او حتى در مذاكرههاى خود با عثمانىها مىخواست نجف را به ايران ملحق كند ولى وزير عثمانى در پاسخ او گفت: «سنگهاى نجف در نظرش با هزار انسان برابر است». (1)28 اين مركزيت با ورود ملااحمد اردبيلى، معروف به مقدس اردبيلى، و برپا شدن حوزه درس او رونق بيشترى يافت.
چندى بعد، در قرن دوازدهم هجرى، با انتقال درس مرحوم بهبهانى به كربلا، حوزه نجف از رونق افتاد ولى در قرن سيزدهم هجرى، به سبب وجود فقيهان و بزرگانى چون مرحوم كاشف الغطاء، بحر العلوم و شيخ مرتضى انصارى اهميت علمى گذشته را بازيافت و حوزه علميه آن رونقى بسزا گرفت. براى پيشگيرى از حملات وهابيان در عصر قاجار، نظام الدوله اصفهانى، وزير فتحعلى شاه، از 1217 تا 1257 ق ديوارى محكم پيرامون شهر ساخت. در 1350 ق اين ديوار برداشته شد (2)29 و به جاى آن مدرسه و بيمارستان احداث گرديد و مردم نيز خانههايى در جوار آن ساختند. در دوران انقلاب مشروطه ايران، مجتهدهاى مقيم نجف از جمله آخوند ملا محمد كاظم خراسانى و آيت اللَّه نايينى، رهبرى فكرى و مذهبى مشروطه را در دست گرفته به هدايت و حمايت از آن پرداختند.
حوزه علميه نجف از آن هنگام تا عصر حاضر به رغم فرازها و فرودها، هم چنان، به عنوان يكى از مراكز علمى جهان تشيع مطرح و منشأ اثر است.
براى شهر مقدس نجف فضايل فراوانى نقل كردهاند:
1- از امام امير المؤمنين عليه السلام نقل است: «اول مكانى كه در آن خدا را عبادت كردهاند
پشت كوفه (نجف) است زيرا در آن جا ملائكه به فرمان خداوند آدم را سجده كردند». (1)30 2- گويند حضرت ابراهيم عليه السلام در اين شهر ساكن شد و با اقامت او بركت و رحمت بر اين سرزمين نازل گرديد.
3- از امام صادق عليه السلام نقل شده است: «هفتاد هزار شهيد از اين سرزمين بدون حساب محشور مىشوند». امام على عليه السلام نيز اين حديث را به نقل از پيامبر روايت كرده است.
4- امام صادق عليه السلام نقل كرده است كه «على عليه السلام كوفه را مقدس و حرم اعلام كرد همان گونه كه حضرت ابراهيم بيت اللَّه الحرام و پيامبر كه مدينه را حرم قرار داد». (2)31 5- از امام صادق عليه السلام نقل است: «ما شما را به پشت كوفه سفارش مىكنيم، در آن جا قبرى است كه هر بيمارى به آن جا رود خداوند او را شفا مىدهد».
6- از امام صادق عليه السلام روايت است: «بخش شرقى (سمت راست) كوفه، باغى است از باغهاى بهشت».
7- از اميرالمؤمنين عليه السلام نقل است: «اگر پرده از روى شما بردارند ارواح مؤمنين را مىبينيد كه در اين صحرا (صحراى نجف) دسته دسته نشستهاند و به زيارت يكديگر رفته و با هم سخن مىگويند، روح هر مؤمنى در اين جا و روح هر كافرى در برهوت است». (3)32
هنگامى كه امام على عليه السلام به شهادت رسيد، براساس وصيت ايشان، فرزندانش او را شبانه به خاك سپردند.
فرزندان امام چند نقطه را براى دفن آن حضرت مهيا كردند تا مكان قبر مخفى بماند و خوارج و ياران معاويه امكان جسارت به مرقد و قبر مطهر را نيابند. از مكان قبر آن امام
همام تنها فرزندان، نوادهها و ياران خاص ايشان باخبر بودند. تا اين كه امام صادق عليه السلام، در زمان منصور عباسى، به سال 135 ق براى نخستين بار مكان قبر را نمايان كرد. (1)33 براساس روايتى، منصور عباسى به امام صادق عليه السلام گفت: «ابومسلم از تو درخواست كردهاست تا تربت و مزار على عليه السلام را، اگر مىدانى كجاست، آشكار سازى». امام صادق عليه السلام فرمود: «در نامهاى از امام على عليه السلام آمده است كه مكان دفن او در دوران عبداللّه ابن جعفر هاشمى (منصور) آشكار خواهد شد» و منصور از اين سخن شاد گشت. (2)34 آن حضرت مبلغى را به صفوان الجمال، يكى از يارانش، سپرد و او با آن پول قبر مطهر را براى نخستين بار آشكار كرد. خبر اين واقعه به منصور رسيد. در آن هنگام او در رصافه بود و با شنيدن اين خبر گفت: «او (امام صادق عليه السلام) راستگو و صادق است. از آن پس انشاءاللَّه مؤمنين از آن مكان زيارت مىكنند». (3)35 مكانى كه قبر آن حضرت در آن آشكار شد در منطقهاى معروف به «الغرى» بود. قبر شريف در ميان سه كوه قرار داشت؛ يكى به نام جبل الديك در شمال، ديگرى جبل النور در جنوب شرقى و سومى جبل شرف شاه، كه بعدها به اين نام معروف شد، در جنوب غربى. امروزه اين كوهها به همين نام مشهورند. (4)36 به گفته يعقوبى وقتى امام على عليه السلام از دنيا رفت، امام حسن او را غسل داد و بر او نماز گزارد و در مكانى كه به آن غرى گفته مىشد، دفن كرد. (5)37 از امام صادق عليه السلام در مورد محل دفن آن حضرت سؤال كردند. ايشان فرمود: «امام حسن عليه السلام ايشان را در اطراف كوفه و نزديك نجف، جايى كه از سمت چپ به الغرى و از سمت راست به حيره محدود مىشد، بين ذكوات (6)38 و بيض به خاك سپردند». امام صادق عليه السلام ضمن بيان اين موقعيت، اشاره مىكند كه سيل اين قبر را ويران كرده است. متون تاريخى بر وجود قبر امام على عليه السلام در همين
1) . شيخ مفيد، الارشاد، 13.
2) . جعفر الخليلى، همان 6/ 70 به نقل از ابن شهر آشوب، المناقب.
3) . پيشين، همان جا؛ موسوى الزنجانى، جوله فى اماكن المقدسه، 56- 57.
4) . جعفر الخليلى، همان، 6/ 47 به نقل از روضة الواعظين، 1/ 118.
5) . يعقوبى، تاريخ اليعقوبى، 2/ 212.
6) . ذكوات به معناى آتش گداخته و منظور ريگستان گرم آن منطقه است.
مكان فعلى اتفاق نظر دارند و از آن با نام «الغرى» ياد كردهاند. (1)39 از امام حسن و حسين عليهما السلام نقل شده است كه پدرشان فرمود: «وقتى من شهيد شدم، مرا در محلى معروف به الغرى دفن كنيد». الغرى، چنان كه در صفحههاى پيشين ذكر شد، نام ديگر نجف است.
برخى از مورخان از اين مكان با عنوان «پشت كوفه» ياد كردهاند و گفتهاند: «قبر امام على عليه السلام در پشت كوفه قرار دارد؛ يعنى همان جايى كه اكنون زيارتگاه اوست». (2)40 از امام باقر عليه السلام نيز نقل شده است كه امام على عليه السلام در ناحيه غريين يا الغرى دفن شده است. (3)41 برخى نيز از اين مكان با عنوان «نجف» يا «نزديك نجف» ياد كردهاند. ياقوت حموى مىگويد: «نجف در نزديكى قبر امير المؤمنين على عليه السلام قرار گرفته است». (4)42 بديهى است شهر نجف با توسعهاى كه يافت، قبر مطهر را در درون خود جاى داد. در هر حال، مكان قبر امام على عليه السلام، يعنى جايى كه اكنون زيارت گاه اوست و به نامهاى مختلف در متون تاريخى ياد شده، مكان حقيقى و مسلّم دفن آن امام همام است.
نخستين بقعه و بنايى كه برفراز قبر امام على عليه السلام استوار شد در دوران خلافت هارون الرشيد به سال 165 هجرى بود. او، كه به زيارت مرقد آن امام مشرف شد و معجزههايى از اين مكان ديد، (5)43 ضريحى از سنگ سفيد براى قبر ساخت و بنايى از آجر سفيد و گنبدى از گل سرخ بر فراز آن استوار كرد و ديوارى با چهار درب در جوار آن بنا نهاد. از آن به بعد، در اطراف مرقد خانههايى ساخته شد. نجف توسعه پيدا كرد و شيعيان و علويان دسته دسته در جوار آن ساكن شدند. (6)44 متوكل عباسى، به سبب عنادى كه با اهل بيت داشت، قبر امام على عليه السلام را چون قبر امام حسن عليه السلام ويران كرد. چندى بعد، محمد بن زيد از پادشاهان شيعى طبرستان، معروف
1) . ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، 1/ 364؛ زبيدى، تاج العروس؛ ابن صباغ مالكى، الفصول المهمه فىمعرفة احوال الائمه، 138.
2) . اصطخرى، المسالك و الممالك، 83؛ ابن اثير، الكامل فى التاريخ، 3/ 151.
3) . آل محبوبه، همان، 1/ 20.
4) . ياقوت حموى، همان، 5/ 271.
5) . شيخ مفيد، همان، 19.
6) . آل محبوبه، همان، 1/ 21- 22.
به داعى، در 287 ق عمارتى با شكوه بر مرقد مطهر بنا كرد كه صحن آن هفتاد حجره و طاق داشت. (1)45 امام على عليه السلام زمين مابين حيره و خورنق تا كوفه را به چهل هزار درهم از دهقانها خريد. وقتى در مورد اين كار از او سؤال كردند فرمود: «از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه از پشت كوفه هفتاد هزار نفر بدون حساب محشور مىشوند. خواستم كه آنها از ملك و زمين من برانگيخته شوند.» (2)46 اين مطلب از قول ابراهيم عليه السلام نيز نقل شده است. (3)47 ابو الهيجاء عبداله بن حمدان، حاكم شيعى موصل، در 283 ق گنبد بزرگ و باعظمتى برفراز قبر ساخت و حرم را فرش كرد. (4)48 در زمان المطيع لِلّه عباسى، يكى از نقيبان سادات علوى به نام عمر بن يحيى، به سال 350 ق براى آن حرم گنبد و قبهاى كوچك ساخت. سپس داعى صغير، از علويان طبرستان، عمارت ديگرى بر آن استوار كرد. در عصر پادشاهان شيعى آل بويه، مرقد مطهر امام على عليه السلام چون ساير مرقد و مزارها در عراق، توسط عضدالدوله بازسازى و توسعه يافت و عظيم ترين بنا بر آن استوار شد. (5)49 او در 363 ق مدت يك سال در نجف ساكن شد و شخصاً بر اين توسعه و بناى باشكوه نظارت كرد و ثروت فراوانى به مجاوران قبر و سادات بخشيد. (6)50 بناى عضدالدوله تا 755 ق باقى بود و در آن سال بر اثر آتش سوزى چوبهاى نفيس و زيباى آن به سرعت شعلهور شد و آتش را به ديگر جاها منتقل كرد. گفتهاند دو قرآن، كه به خط مبارك آن حضرت در داخل حرم نگهدارى مىشد، در آتش سوخت. پس از آن حادثه، كار بازسازى حرم را ايلخانان مغول و دست نشاندههاى آنها از جمله سلطان اويس جلايرى
1) . ابن اسفنديار، تاريخ طبرستان و رويان و مازندران، 1/ 95.
2) . جعفر الخليلى، همان، 06/ 18 به نقل از فرحة الغرى، 18- 19؛ مجلسى، همان، ج 22/ 36.
3) . ياقوت حموى، همان، 2/ 50.
4) . محمدعلى ميلانى، راهنماى عتبات عاليات عراق، 29.
5) . آل محبوبه، ماضى النجف و حاضرها، 1/ 44؛ دايرة المعارف تشيع، 1/ 67- 68.
6) . دايرة المعارف تشيع، 1/ 70.
در 760 ق به خوبى به انجام رساندند. (1)51 شاه اسماعيل پس از سلطه بر بغداد، به زيارت عتبات و مرقد امام على عليه السلام در نجف رفت و كارهايى براى آبادانى شهر انجام داد. در دوران صفوى، بازسازى و توسعه حرم با شدت بيشترى دنبال شد. شاه عباس صفوى ضمن زيارت آن مرقد در 1033 ق، دستورهايى براى تعمير حرم، گنبد و صحن صادر كرد. رواقها را با فرشهاى گران بها پوشاند و لقب خود، كلب آستان على، را بر اين فرشها حك كرد. (2)52 براى استراحت زائران، مكانى ساخت كه آن را خيابان مىخواندند. (3)53 هم چنين دستور داد آب فرات را به نجف بكشانند.
شاه صفى، نوه شاه عباس صفوى، وزير خود ميرزا تقى مازندرانى را امر كرد تا قسمتى از اطراف صحن و حرم را توسعه دهد. اين كار در 1047 ق انجام شد. (4)54 بناى فعلى با اندكى تغيير، يادگار آن دوران است. شاه عباس دوم نيز اين بنا را تكميل كرد (5)55 و عمليات اجراى آن سه سال طول كشيد. براى تزيين حرم از سنگ معدنهاى اطراف نجف، كه بسيار شفاف و زيبا بود، استفاده (6)56 و مقبره آن حضرت با كاشى تزيين شد. برخى گفتهاند معمارى آن را شيخ بهايى انجام داده است. (7)57 نادرشاه افشار در 1156 ق دستور داد كاشىهاى گنبد و گل دستهها را بردارند و به جاى آن از خشتهاى طلايى استفاده كنند. كه تاريخ طلا كارى آن برروى گنبد ثبت شد. وى ثروت زيادى براى تعميرات آستان مقدس وقف كرد. (8)58 او هم چنين در تزيين حرم و كاشى كارى صحن كوشش بسيارى كرد. ايوان العلماء از آثار
زمان اوست. (1)59 در دوره قاجار نيز اقدامهايى براى توسعه و بازسازى حرم انجام شد. آقا محمد خان قاجار در 1211 ق ضريحى از نقره به آستان تقديم كرد. فتحعلى شاه در 1236 ق تعميراتى انجام داد و در 1262 ق وزير محمد شاه ضريحى ديگر از نقره روى قبر نصب كرد. (2)60 در 1370 ق سيد احمد مصطفوى كاشىهاى حرم را بازسازى كرد. او شيشههاى رنگى حرم را، كه در 1240 ق زمان نادر در حرم كار گذاشته شده و روى آنها با آيههايى از قرآن مزين بود، از جا كند و شيشههاى بسيار زيبايى به جاى آن نصب كرد. سنگهاى حرم و ديوارها را برداشت و سنگهاى گران قيمت جاى آن گذاشت. (3)61 در سالهاى اخير هزينه فراوانى براى بازسازى، نوسازى، آينه كارى و طلا كارى حرم مطهر از سوى نيكوكاران و ثروتمندان شيعه صرف شده است. (تصوير شماره 1)
نخستين صندوقى كه روى قبر مبارك امام على عليه السلام قرار گرفت، كار داوود بن على، از بزرگان عباسى، در نيمه اول قرن دوم هجرى بود. (4)62 بعدها شاه اسماعيل صفوى صندوقى از ساج خاتم كارى شده و نفيس جاى آن نصب كرد كه با گذشت زمان تغييراتى بر آن انجام شد و ضمن تزيين، تاريخ آن نيز ثبت گرديد. در اطراف صندوق، سورة الدهر و حديثهايى در شأن امام على عليه السلام به خط محمد بن علاء الدين محمد حسين با تاريخ 1198 ق نوشته شد. (5)63 در ابتداى عصر قاجار،
صندوق بسيار زيبا و نفيس از جنس ساج روى قبر استقرار يافت. اين صندوق از كارهاى زيباى عبدالرحيم شيرازى جد چهارم صنيع خاتم است كه در هفت ماه در 000/ 350 سانتى متر به همت محمد جعفر زند برادر كريم خان زند ساخته شده است. (1)64 اطراف صندوق كتيبهاى زيبا و مزين به آيههاى قرآن تعبيه شده بود و ناصر الدين شاه نيز جعبهاى از الماس و برليان روى آن قرار داد. (2)65 صندوق كنونى از ساج خاتم كارى شده بسيار نفيس دوره صفوى است. در اطراف آن سوره الدهر و بعضى احاديث از امام على عليه السلام با خط محمد بن علاء الدين به تاريخ 1198 ق ثبت شده است. روى صندوق قبر همواره با پوششهاى اهدايى پادشاهان پوشانده مىشود. عضدالدوله ديلمى پوششى زيبا روى قبر قرار داد كه با گلابتون بافته و تزيين شده بود. اين پوشش تا دوره قاجار همچنان روى قبر قرار داشت زيرا ناصرالدين شاه، كه در اواخر قرن سيزدهم هجرى به زيارت حرم رفته، از آن پوشش سخن مىگويد و مىافزايد: «هشت صد سال است كه به خوبى روى قبر مطهر بدون هيچ عيبى قرار دارد.» (3)66 اما نخستين ضريحى كه برفراز صندوق ساخته شد، در 175 ق توسط هارون الرشيد و از جنس سنگ سفيد بود. (4)67 اين ضريح در عصر عضد الدوله ديلمى بازسازى شد.
بعدها، عباسيان ضريحى از جنس فولاد روى مرقد ساختند و سپس پادشاهان صفوى آن را با يك ضريح نقرهاى عوض كردند. برچهار گوشه اين ضريح، چهار قبه مرصع از سوى سلطان حسين صفوى پيشكش شد. زينب بيگم، دختر شاه طهماسب، نيز قنديلى زيبا براى روشنايى داخل آن هديه كرد. (5)68 آقا محمد خان قاجار در 1211 ق ضريحى از نقره ساخت و جاىگزين ضريح قبلى
كرد. (1)69 در 1262 ق ضريح ديگرى به دستور عباس قلى خان، وزير محمد شاه قاجار، ساخته شد و به جاى آن نصب گرديد. (2)70 در 1298 ق سومين ضريح، كه ساخته آقا سيد محمد مشير شيرازى بود، جاىگزين ضريح قبلى شد. (3)71 و سرانجام آخرين ضريحى را كه اكنون بر مزار آن امام بزرگوار نصب است، سيف الدين طاهر رهبر اسماعيليان هند ساخت. بيش از ده هزار مثقال طلاى خالص و دوميليون مثقال نقره در آن به كار رفته و اطراف آن با آيههاى قرآن و احاديث امامان تزيين شده است. (4)72 گفته مىشود در داخل ضريح مطهر علاوه بر امام على عليه السلام حضرت آدم عليه السلام و نوح عليه السلام نيز دفن هستند. (5)73 باتوجه به وصيت حضرت على عليه السلام، اين سخن به واقعيت نزديك مىشود؛ آن حضرت سفارش كردند: «وقتى من از دنيا رفتم مرا در پشت كوفه در قبر برادرانم هود و صالح دفن كنيد.»
روضه مطهر مكانى است كه ضريح و قبر در داخل آن قرار دارد. (6)74 اين روضه به شكل مربع است و سيزده متر طول دارد كه اكنون با سنگهاى زيباى مرمر پوشانده شده است. ديوارهاى روضه نيز دو متر ارتفاع دارد كه نيمى از آن با سنگ هاى مرمر تزيين شده و نيمى ديگر به صورتى زيبا آينه و كاشى كارى شده است.
روضه مطهر شش در دارد:
1- وسط ايوان طلا درى قرار دارد كه در 1219 ق كار گذاشته شد. اين در را حاج محمد حسين خان اصفهانى صدر اعظم به آستان مقدس هديه كرده بود. مدتى بعد درِ ديگرى جاى آن نصب شد كه از جنس طلا و مزين به سنگهاى گران قيمت و بسيار زيبا
1) . اعتمادالسلطنه، تاريخ منتظم ناصرى، 3/ 63؛ سيفالدوله، سفرنامه سيفالدوله به مكه، 243.
2) . آل محبوبه، همان، 1/ 73.
3) . ميلانى، همان، 34.
4) . آل محبوبه، همان، 1/ 73.
5) . اديب الملك، سفرنامه اديب الملك به عتبات 1952؛ آل محبوبه، همان، 1/ 98.
6) . مجلسى، همان، 22/ 38؛ برخى از روايات نيز حاكى است كه سر مبارك حضرت امام حسين عليه السلام را امامسجاد عليه السلام در كنار قبر مطهر امام على عليه السلام به خاك سپرد. لذا زيارت امام حسين عليه السلام در اين مكان سفارش شده است.
است. روى آن حديثى با اين عنوان چشم را روشنى مىبخشد: «على مع الحق والحق مع على، ولن يفترقا حتى يردا على الحوض».
2- درى داخل رواق سمت راست در 1283 ق، زمان سلطان عبدالعزيز، نصب شده است. هزينه اين در را حاج على خان، از نيكوكاران ايرانى، تأمين كرد. اين درب در سمت راست زائرانى كه داخل حرم مىشوند قرار دارد.
3- داخل رواق سمت چپ درى قرار دارد كه به سال 1287 ق، هم زمان با زيارت ناصر الدين شاه، نصب شده است. در 1376 ق دو درب ياد شده جاى خود را به درهاى جديد داد كه از لحاظ زيبايى و استحكام بسيار بهتر بودند. اين درها با تلاش و پىگيرى حجة الاسلام سيد محمد كلانتر و باهزينه يكى از نيكوكاران ايرانى به نام مرحوم حاج محمد تقى اتفاق تهرانى ساخته شد. بر بالاى سر در آن درها عبارتهايى به اين شرح حك شده است: «قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: انا مدينة العلم وعلى بابها، الحق مع على وعلى مع الحق، على قسيم الجنة و النار، حبه جنة، وصى المصطفى حقا، على، امام الانس والجنه».
4 و 5- دو درب هم در بالا سر امام، سمت غرب حرم، قرار دارد كه به سال 1316 ق نصب شده جنساش نقره است و آن را دختر امين الدوله و همسر محمد على شاه به آستان اهدا كرده است. درب ديگر در 1315 ق نصب شده و واقف آن حاج غلام على مسقطى است.
6- درى روبه روى درب پيشين صحن مطهر است كه با طلا تزيين و به سال 1341 ق در رواق مطهر نصب شده است. (1)75 (تصوير شماره 2)
حرم رواقى دارد كه صحن را به روضه وصل مىكند. اين رواق با كاشىهاى آبى مزين شده و در آن آينه و شيشهكارى زيبايى انجام گرفته است. قسمت شرقى رواق اولين بار در 1285 ق شيشه كارى شد و هزينه آن را حاج حمزه تركى خويى، از تاجران نيكوكار نجف، تأمين كرد. ناصر الدين شاه در سفر خود حاج حمزه
1) . جعفر خليلى، آشنايى با عتبات مقدسه و زندگانى چهارده معصوم، 60.
را به هنگام انجام اين عمل خير ديده به او نشان و خلعت داده است تا كار را به اتمام برساند. (1)76 اين رواق از طريق درى به ديوار صحن وصل است. (2)77 تمامى كف حرم سنگ فرش است كه از معدنهاى نجف به دست آمده و از جنس مرغوب است. (3)78 اين رواق در 1307 ق بازسازى شد و در 1369 ق شيشهها و سنگ هاى قبلى آن را كندند و شيشهها و سنگ هاى جديدى به ديوار آن نصب كردند. (4)79 1- 2- درهاى رواقها
سمت رواقها درهايى تعبيه شده كه زائران مرقد شريف را به درون صحن مىرساند. داخل ايوان طلا، درى قرار داشت كه در 1219 ق، ابتداى عصر قاجار، ساخته شده بود. اين درب در 1373 ق به سرمايه سه تن از نيكوكاران تهرانى و با هزينهاى معادل نيم ميليون تومان عوض شد. ساخت درب جديد، كه مزين به آيههاى قرآن، حديث و شعرهاى زيبا است، سه سال به طول انجاميد. اين در با روكشى از طلا تزيين شده و هنوز در مقابل باب الطوسى صحن قرار دارد.
دو درِ ديگر؛ يكى سمت راست حرم، كه در 1283 ق به هزينه لطف على خان زند، از پادشاهان زنديه، ساخته و نصب شده بود و درِ ديگرى در سمت چپ حرم، كه در 1287 ق باحضور ناصر الدين شاه نصب گرديد. اين دو، در 1376 ق جاى خود را به درهاى ساخته شده از طلاى ناب داد كه در آن نهايت ذوق و هنر به كار رفته بود. آيه، حديث و شعر فارسى زينت بخش اين درها است.
اما دو درب ديگرى رواقها را به روضه مبارك متصل مىكند؛ يكى سمت شمال قرار دارد كه به سال 1316 ق كه نصب و هزينه آن از سوى دختر امين الدوله، صدراعظم ناصرى، تأمين شد و درب ديگر به سال 1318 ق سمت جنوب نصب شد. اين دو
در با پوششى از نقره ساخته شده است.
درب ششم از نقره بود كه در 1341 ق با درب طلا عوض شد. به لحاظ وزن و ارزش مادى، اين در از ساير درهاى حرم با ارزشتر است. هزينه ساخت آن 1200 ليره طلا بود كه آن را مادر رييس آل فتله حاج عبد الوهاب وقف حرم كرد. اين در به باب المراد معروف است. (1)80
از ديرباز، همواره پادشاهان و بزرگان هديههايى را به رسم ياد بود و گرامى داشت مقام آن امام همام به حرم تقديم و پيشكش مىكردند كه بسيارى از آنها در داخل ضريح، حرم و يا خزانه نگهدارى مىشد. تا عصر قاجار، در داخل ضريح و خارج آن قنديلهاى طلا و نقره و شمعدانهاى زيبا، كار روشنايى را انجام مىداد و تعداد قنديلهاى بزرگ به هجده عدد مىرسيد. (2)81 يك جفت شمع دان طلايى بزرگ وقف سلطان عبد المجيد عثمانى، در حرم مطهر نصب بود و يك جفت شمع دان كوچك و گرانبهايى را نيز ناصرالدين شاه به حرم هديه كرده بود. (3)82 يكى از قنديل ها هم هديه على مراد خان زند بود.
در داخل خزانه جواهر و اشياى طلايى و نقرهاى فراوانى از پادشاهان مختلف نگهدارى مىشد كه ناصرالدين شاه يك جعبه آن را ديده و آن را از جواهر اهدايى نادرشاه مىداند كه از هند آورده بود. در داخل ضريح نيز شمشير جهانگشا، نشان شمايل امام على عليه السلام، تربتهاى مخصوص سيدالشهداء و حضرت ابوالفضل نگهدارى مىشد. (4)83 و يك تاج از پادشاهان هند با ياقوتهاى گران بها در سمت بالاى سر آن حضرت آويخته بود. (5)84 بسيارى از اين ذخاير در تهاجم وهابىها به كربلا غارت شده است.
براى نخستين بار در دوره علويان طبرستان، گنبدى برفراز بقعه و مزار امام على عليه السلام برپا شد. محمد بن زيد علوى، ملقب به داعى صغير، به سال 270 ق گنبدى از گچ سفيد برفراز ضريح قرار داد.
ابوالهيجاء عبد اللّه بن حمدان، در 292 ق گنبد عظيم و مرتفعى ساخت (1)85 و حصارى پيرامون آن برافراشت. در دوران صفويه، شاه طهماسب آن گنبد گچى را كاشى كارى كرد و حرم مطهر را گسترش داد. (2)86 گنبد كاشى كارى شده تا عصر نادرى، هم چنان پابرجا بود. نادر شاه، كه در 1156 ق به زيارت مرقد مطهر آمده بود، دستور داد كاشىهاى كهنه گنبد را بكنند و آن ها را تذهيب كنند. او ثروت فراوانى براى طلاكارى گنبد صرف كرد (3)87 و هديههاى نفيسى به خزانه حرم تقديم نمود. (4)88 بربالاى گنبد كتيبهاى قرار دارد كه بانى آن را معرفى مىكند: «شكر و سپاس خدا را كه اين گنبد منور و روضه مطهر اعظم السلاطين به دستور و تأييد پادشاه مقتدر سلطان نادرشاه كه خداوند سلطنتش را برقرار و عدالت و احسانش را افزون نمايد در سال 1156 تذهيب شد». (5)89 هم چنين چند بيت شعر از شاعر معاصر نادرشاه، سيد حسين بن مير رشيد التقوى هندى حائرى (ف 1170 ق)، روى گنبد نوشته شده كه مطلع آن چنين است:
اطلع الشمس قد راق التوافراام نار الكليم بدت من جانب الطور
اين تذهيب و طلاكارى، كه از مشهورترين آثار تاريخى است، توسط دويست
1) . جعفر خليلى، همان، 56؛ لسترنج، جغرافياى سرزمينهاى خلافت شرقى، 84.
2) . ژان اوتر، سفرنامه ژان اوتر، ترجمه على اقبالى، تهران، جاويدان، 1363، ص 66.
3) . اعتماد السلطنه، تاريخ منتظم ناصرى، 2/ 288.
4) . زنجانى، جوله فى اماكن المقدسه، 62.
5) . آل محبوبه، ماضى النجف و حاضرها، 65؛ دايرة المعارف تشيع، 1/ 71.
صنعت گر ماهر انجام شده است. (1)90 داخل گنبد با كاشى معرق تزيين شده است. كاشى آن از بهترين و ممتازترين نوع است. (2)91 ارتفاع گنبد تا نوك قوس 35، محيط آن پنجاه و قطر آن حدود شانزده متر است و تعداد سيزده هزار آجر طلا در آن به كار رفته است. در بالاترين قسمت آن سوره (فتح) «انا فتحنا لك فتحاً مبينا»، به خط محمد على اصفهانى، و پس از آن سوره جمعه نگاشته شده است. در قسمت ميانى گنبد سوره «عم يتساءلون» و تعدادى از شعرهاى ابن ابى الحديد و در قسمت انتهايى سوره «هل اتى» با تاريخ 1121 ش ثبت شده است. (3)92 اين گنبد داراى دوازده پنجره است كه با كاشىهاى زيبا تزيين يافته است. در 1304 و 1348 ق اندكى از روكش فرسوده شده آن بازسازى شد. اين كار زير نظر معمار معروف، حاج محسن، و مشاوران او انجام گرفت. آن ها بخشى از طلاى فرسوده را كندند و دوباره با روكش طلاى جديد پوشاندند. (4)93 در 1391 ق نيز يكى از تاجران عراقى به تذهيب و طلاكارى برخى از قسمت هاى گنبد پرداخت و 8787 قطعه آجر تذهيب شده در آن به كار برد.
در اطراف گنبد مبارك و مطهر، دو مناره بسيار زيبا چشم را از چندين كيلومترى روشنى مىبخشد. يكى از منارهها سمت جنوب و ديگرى در شمال مرقد قرار دارد. اين منارهها ابتدا با كاشى تزيين و در دوران نادرشاه، به سال 1156 ق، تذهيب و طلاكارى شده است. (5)94 روى مناره شمالى، مجاور قبر علامه حلى، وجود چند بيت شعر فارسى نشان از معمارى ايرانى دارد. تاريخ تذهيب و نام كاتب نيز بر روى آن حك شده است. مطلع شعر چنين است:
ولى اللَّه ازين گلدسته فيضكه بر نه آسمان شد سايه گستر
در مناره جنوبى، يعنى مجاور قبر مقدس اردبيلى، پنج بيت شعر عربى و تاريخ تذهيب آن به چشم مىخورد:
و يعجب كل نور من سناهكما شمس الضحى بل صار انور (1)95
بالاى منارهها، پنجرههاى منقشى است كه روى بعضى از آن ها تاريخ تذهيب آن نوشته شده است. پس از طلاكارى منارهها توسط نادر شاه، شكافهايى در آنها پديد آمد و ورقههاى طلا فروريخت. لذا حاج محمد حسين اصفهانى، وزير فتحعلى شاه، دستور مرمت و بازسازى آن ها را در 1336 ق صادر كرد و مناره جنوبى بازسازى شد.
در 1281 ق عبد العزيز خان عثمانى به ترميم و بازسازى منارهها پرداخت و مناره شمالى در 1315 ق توسط سلطان عبد الحميد عثمانى ترميم شد. اما بازهم سر هردو مناره كج بود. اديب الملك كه در آن دوران مناره را ديده از كجى آن سخن مىگويد: «معلوم شد اگر هزار مرتبه خراب كنند و بسازند بازهمان است زيرا رو به مدينه و قبر مطهر جناب نبوى صلى الله عليه و آله تعظيم مىكند». (2)96 در 1352 ق وزارت اوقاف وقت بازسازى دوباره مناره جنوبى را بر عهده گرفت. (3)97 طول يكى از آنها حدود 35 متر است. نيمى از آن سنگ و بقيه، تا سر مناره، با طلا زر اندود شده و بالاى آن سوره جمعه نقش بسته است. (تصوير شماره 3)
صحن مرقد مطهر در زمان شاه عباس صفوى با طراحىهاى بديع و هندسى شيخ بهايى احداث شد. (4)98 اين صحن چهارگوش دارد و حرم را چون نگينى در خود جاى داده و داراى حجره و اتاقهايى در دو طبقه است. هر حجرهاى ايوانى كوچك دارد كه تا اوايل قرن چهاردهم هجرى محل سكونت عالمان، مدرسان و طلبههاى حوزه علميه نجف بود. در زمان شاه صفى، براى نخستين بار، ديوارهاى صحن را كاشى كارى كردند
و سقف اين ايوانها و حجرهها نيز با كاشىهاى بسيار زيبا و نفيس اصفهان تزيين شد. (1)99 ديوار پيرامون صحن هفده متر ارتفاع دارد كه به شكل مستطيل اطراف آن را فراگرفته است. طول ديوار از جنوب به شمال 77 و از شرق به غرب 72 متر است. (2)100 ظاهراً نادرشاه تعميراتى در صحن انجام داده است؛ زيرا نام او بر بالاى سر در ورودى ثبت شده است.
اين اقدام او با هزينه اهدايى از سوى همسرش، در 1156 ق، مدت چهار سال به طول انجاميد. از آن كاشى كارى اكنون فقط قسمتى از آن در ايوان العلماء باقى مانده است (3)101 چون در 1197 ق على مراد خان زند آن را بازسازى كرد.
در 1323 ق، سنگ ها و كاشىهاى صحن كنده شد و بر سردر ورودى زائران فروريخت و تعدادى از زائران كشته شدند. اين حادثه باعث شد دولت عراق تمام كاشىكارى هاى صحن را از نو احياء و بازسازى كند كه اين كار چهار سال زمان برد.
تا ابتداى دوره قاجار در كف صحن قبرهاى زيادى وجود داشت كه برخى از آن ها از سطح زمين بلندتر بود و حركت زائران را با كندى مواجه مىكرد. با تلاش علامه سيد مهدى بحر العلوم راهروهاى زيرزمينى حفر شد و آن قبرها به پايين انتقال يافتند. پس از آن صحن مسطح و سنگ فرش شد. اين كار در 1206 ق و با هزينه يكى از نيكوكاران ايرانى صورت گرفت. در 1315 ق سنگ هاى حياط صحن به دستور سلطان عبد الحميد عثمانى كنده شد و راهروهاى زيرزمينى ترميم و بازسازى گرديد. در اين هنگام قبر تعدادى از پادشاهان نيز كشف شد. (4)102 هم اكنون ضلع شرقى و غربى صحن 84، ضلع شمالى آن 74 و ضلع جنوبى آن 75 متر طول دارد. هريك از ضلعهاى شمالى و شرقى پانزده ايوان و ضلع هاى غربى و جنوبى آن چهارده ايوان دارد. در هر ايوان حجرهاى است كه داخل آن يكى از مشاهير، عالمان و رجال دفن شده است. (5)103
1- 6- ايوان طلا
ايوان طلا از زيباترين و با شكوه ترين ايوانهاى حرم است كه در پايين پاى مبارك و رو به مشرق واقع شده و در برابر آن باب السوق الكبير قرار دارد. اين ايوان چهل متر ارتفاع و 45 متر طول دارد و به طور كامل از طلاى ناب روكش شده است. طلاكارى ايوان و گنبد را نادر شاه در 1156 ق انجام داده است. تمام نماى بيرونى ايوان، كنارهها و ديوارهها تا سقف و قوس با طلاى ناب پوشش داده شده است. (1)104 از داخل ايوان طلا درى به داخل رواق باز مىشود و چهل چراغ بسيار زيبايى در وسط ايوان نصب شده كه هديه ناصر الدين شاه است. (2)105 در مقابل اين ايوان حوض بزرگى قرار داشت كه به حوض كوثر مشهور بود و بعدها از ميان رفت.
2- 6- ايوان العلما
در شمال حرم قرار دارد و از آثار عصر آل بويه است. اين ايوان در عصر صفوى تجديد بنا و در دوره نادرى به طور كامل كاشى كارى شد كه امروزه به همان حال باقى است و قدمت آن از ديگر قسمت هاى حرم بيشتر است. روى كاشى آن قصيدهاى از قوام الدين در شانزده بيت به خط زيباى كمال الدين حسينى گلستانه اصفهانى ديده مىشود كه مطلع آغازين آن چنين است:
يا رب خير المرسلينسلم على نوح الامين (3)106
در اين ايوان عالمان زيادى دفن شدهاند و به اين سبب «ايوان العلما» نام گرفته است. (4)107 تكيه بكتاشيه، يادگار عصر عثمانى، سمت غربى اين ايوان بوده است.
حرم مطهر از سمت صحن داراى سه ديوار است:
1- ديوار اول به شكل مستطيل و داراى هفده متر ارتفاع است. از جنوب تا شمال 77 و از شرق تا غرب 72 متر طول دارد. اين ديوار دوطبقه است و هر طبقه حجره و ايوانهايى دارد.
2- ديوار دوم به ارتفاع ديوار اول در وسط صحن و مستطيلى ساخته شده است. از شمال تا جنوب 31 و از شرق تا غرب سى متر طول دارد. بر اين ديوار سه در تعبيه شده است. دو درب در مقابل هم است كه يكى از سمت شمال مقابل باب طوسى و ديگرى از جنوب مقابل باب القبله صحن باز مىشود. درب سوم نيز به ايوان طلا مشرف است.
3- ديوار سوم، به ارتفاع دو ديوار قبل، به صورت مربع و محيط به قبر شريف و روضة المقدسه است. از شمال تا جنوب سيزده متر و از شرق تا غرب نيز همين مقدار طول دارد. از اين ديوار پنج در به حرم باز مىشود. (1)108
صحن مرقد مطهر امام على عليه السلام در دوره صفوى چهار در داشت كه زائران از طريق آن ها به داخل صحن راه مىيافتند. در عصر عثمانى يك در به تعداد آنها اضافه شد و امروزه هر پنج در محل ورود و راهيابى زائران به صحن شريف است. نام اين درها عبارت است از:
1- 8- باب الكبير: سمت شرق حرم واقع است و به عنوان درب اصلى مورد استفاده قرار مىگيرد و چون روبه روى سوق الكبير قرار دارد، باب الكبير نام گرفته است.
2- 8- باب شرقى: كوچك تر از باب الكبير است و در سمت شرق حرم مطهر قرار دارد. از آن جا به بازار عبا فروشان يا بزازها راه دارد. روى اين درب آيههايى از قرآن و نيز چند حديث درج شده است. آن را در 1252 ق ساخته اند.
1) . آل محبوبه، همان، 1/ 50- 51.
3- 8- باب الطوسى: در شمال مرقد مطهر واقع است و به دليل قرار گرفتن در خيابانى كه در نزديكى آن مسجد و آرامگاه شيخ طوسى (ف 460 ق) است، باب طوسى نام دارد. گويند اين درب رو به سمت مشهد مقدس است. (1)109 4- 8- باب القبلة: سبب اين نامگذارى آن است كه رو به سمت قبله دارد. اين باب بر ديوار جنوبى صحن واقع است. (2)110 5- 8- باب سلطانى: باب سلطانى را سلطان عبد العزيز عثمانى در 1279 ق ساخته است. آن را باب الفرج نيز مىگويند. اين درب در سمت غرب صحن است.
شهر نجف چندين مسجد را در خود جا داده است. ساختمان برخى از آن ها قديمى بوده و از اهميت خاصى برخوردار است از جمله:
اين مسجد ابتدا منزل مسكونى ابو جعفر محمد بن حسن طوسى (460 ق) بود. او وصيت كرد كه پس از مرگش او را در آن جا به خاك بسپارند و محل آن را به مسجد تبديل كنند. اين مسجد، كه امروزه در نجف مشهور و معروف است، در محله «المشراق» شمال صحن قرار دارد. (3)111
از بزرگ ترين مسجدهاى نجف است كه نمازگزاران بسيار زيادى دارد. مسجد هندى در 1323 ق تجديد بنا شد و بناى بسيار محكم و استوار دارد. هر ساله مراسم عزادارىهاى محرم در آن برپا مىشود. علامه سيد محسن حكيم در عصر حاضر ساختمان آن را توسعه داده است. (4)112
در محله «حويش» قرار دارد و با مساعدت و نظارت شيخ مرتضى انصارى ساخته شده است. بزرگان و عالمان حوزه علميه نجف برخى از كلاسهاى درس خود را در اين مسجد برگزار مىكنند. سيد محمد كاظم يزدى، از عالمان عصر قاجار، و امام خمينى رحمه الله از جمله كسانى بودند كه در مسجد شيخ مرتضى تدريس مىكردهاند. (1)113
اين مسجد به محقق كركى، از عالمان عصر صفوى، منسوب است كه در 1376 ق تعمير و بازسازى شد.
از قديم ترين مسجدهاى نجف است و به عمران بن شاهين، از حاكمان عصر آلبويه در قرن چهارم، منسوب است. اين مسجد در ورودى صحن، از سمت باب طوسى، قرار دارد. (2)114
در شرق صحن واقع است و تا چندى پيش حوزه درس و بحث آيت اللَّه خويى بود.
اين مسجد سابقه طولانى دارد و به على بن مظفر منسوب است. (3)115 در سال 1380 ق توسط حاج شيخ احمد انصارى قمى بازسازى شد.
ديگر مسجدهاى معروف نجف عبارت است:
7- مسجد آل كاشف الغطاء 8- مسجد صاحب جواهر 9- مسجد الرأس 10- مسجد حيدرى. (4)116
وادى السلام يكى از مكانهاى مقدس نجف است كه در آن هزاران نفر به خاك سپرده شدهاند از جمله قبر تعدادى از پيامبران و بسيارى از سادات، صالحان و بزرگان دين نيز در آن است. اين قبرستان قديمى و تاريخى نجف اشرف در شمال شرقى شهر واقع است و بيست كيلومتر مربع مساحت دارد. قدمت آن به بيش از هزار سال مىرسد (1)117 و بسيارى از قبرهاى آن داراى بقعه و گنبد است. (2)118 اديب الملك اين قبرستان را چنين توصيف مىكند:
«باطن آن قبرستان معلوم است كه بهشت جاودان است و مكان ارواح مؤمنان ليكن در ظاهر نيز قبرستانى به آن شكوه و به آن طراوت و روح در ربع مسكون نيست و مقبره مطهر هود و صالح و پيغمبر در آن جا است». (3)119 براى اين قبرستان فضايل زيادى نقل شده است از جمله:
امام على عليه السلام مىفرمايد: «در اين سرزمين ارواح مؤمنان دسته دسته با يكديگر صحبت مىكنند و هر مؤمنى در هر جايى از زمين بميرد به او گفته مىشود: «به وادى السلام ملحق شو كه وادى السلام جايگاهى از بهشت است». (4)120 و نيز از امام صادق عليه السلام نقل است: «هر مؤمنى كه در شرق يا غرب عالم بميرد، خداوند روحش را به وادى السلام مىبرد». (5)121 همچنين گفتهاند از اين قبرستان خداوند هفتاد هزار نفر را بدون حساب وارد بهشتمىكند». (6)122 (تصوير شماره 4)
در وادى السلام، شهر خاموشان، مقبره حضرت هود عليه السلام و صالح عليه السلام قرار دارد. بر اين دو مقبره ابتدا به كوشش علامه بحر العلوم بقعه و بنايى از گچ و سنگ ساخته شد و در 1337 ق بناى آن توسط يكى از نيكوكاران ايرانى تجديد و گنبد آن نيز كاشى كارى شد. (1)123 (تصوير شماره 5)
قسمت شمال وادى السلام محلى است كه آن را مقام مهدى (عج) و امام صادق عليه السلام مىنامند. ساختمانى نسبتاً قديمى با دو تابلو كه مكان نماز آن دو بزرگوار را مشخص مىكند و گنبدى به رنگ آبى برفراز آن استوار است. در داخل ساختمان چاهى قرار دارد كه به «بئر امام مهدى (عج)» معروف است و اطراف آن را چند قبر فرا گرفته است. گويند امام زمان (عج) را در اين مكان مشاهده كردهاند. (2)124 (تصوير شماره 6)
بناى اين ساختمان به كوشش علامه بحر العلوم برپا شده است. اين بنا تا 1310 ق باقى بود كه در آن سال يكى از افراد نيكوكار به نام سيدمحمد خان آن را به طرزى زيبا تجديد بنا كرد كه اكنون به همان صورت باقى است. (3)125 او هم چنين گنبدى با كاشىهاى آبى رنگ بر روى اين مقام احداث كرد. در داخل بنا سنگى وجود دارد كه زيارت حضرت حجّت روى آن حك شده است. تاريخ كتابت اين سنگ 1200 ق است. از امام صادق عليه السلام نقل شده: «هركس حرم جدم را زيارت كرد دو ركعت نماز بخواند و دوباره دو ركعت نماز ديگر و آنگاه دو ركعت ديگر بخواند، اولين آن بر در محل قبر امير المؤمنين عليه السلام و دومين در محل رأس الحسين و سومين در محل منبر حضرت مهدى (عج)». البته موضعى كه حضرت مهدى (عج) در آن نماز مىگزارد، روشن نيست. (4)126 (تصوير شماره 7)
در داخل اين مكان، مقام ديگرى وجود دارد كه به امام صادق عليه السلام منسوب است. از وجه تسميه اين مقام اطلاعى در دست نيست.
حدود يك كيلومترى غرب حرم، كنار درياچه «بحر النجف» به فاصله حدود 250 متر و كنار بقعه صافى صفا مسجد و مقامى به ياد بيتوته و نماز امام سجاد عليه السلام، احداث شده است. (1)127 اين مسجد، كه ابعاد آن 18* 15 متر است، گنبد و ديوارهاى كاشى كارى دارد و داخل آن محرابى به عنوان محل نماز امام سجاد عليه السلام تعبيه شده است.
گويند زمانى كه ايشان براى زيارت امام على عليه السلام به نجف آمد در اين مكان نمازگزارد و بيتوته كرد. (2)128 در دوران صفويه، بنايى در اين مكان ساختند كه تاكنون پابرجاست.
در پايان حكومت عثمانىها، اين بنا تعمير شد و در محراب آن سنگ زيبايى قرار گرفت كه حروف مقطعه روى آن نقش بسته است. البته معناى آن براى كسى روشن نيست. (3)129
در نجف اشرف برخى از صحابه، تابعين و ياران امام على عليه السلام و نوادههاى امامان به خاك سپرده شدهاند. بسيارى از اينها در ثويه، سه كيلومترى نجف بين راه مسجد حنانه و مسجد كوفه، دفن هستند كه در حال حاضر از آن همه قبر تنها قبر كميل بن زياد زيارتگاهى دارد.
احنف يكى از ياران رسول خدا صلى الله عليه و آله بود كه در عصر پيامبر صلى الله عليه و آله براى گسترش و حفظ
دين اسلام تلاش زيادى كرد. او بعدها به خدمت امام على عليه السلام آمد و در جنگهاى آن حضرت عليه دشمنان حضور يافت و پس از شهادت آن حضرت در كنار فرزندش امام حسن عليه السلام قرار گرفت. (1)130
از ياران رسول خدا صلى الله عليه و آله بود كه در همه جنگها كنار آن حضرت با كافران و مشركان جنگيد. سهل در عصر خلافت امام على نيز از ياران او بود و امام او را عضو «شرطة الخميس» و به حكومت بصره منصوب كرد. او به هنگام جنگ جمل جانشين على عليه السلام در كوفه شد. در جنگهاى صفين و نهروان نيز حضور يافت. سهل به سال 38 هجرى در كوفه از دنيا رفت و امام بر جنازهاش نمازگزارد. (2)131
او از صحابه پيامبر صلى الله عليه و آله و ياران على عليه السلام است كه از طرف آن امام به حكومت بصره گمارده شد. سپاهيان جمل پس از گرفتن بصره او را تحقير و آزار، و سپس رها كردند. او در كوفه ساكن شد و زمان معاويه از دنيا رفت. (3)132
عبيداللَّه بن ابى رافع از ياران امام على عليه السلام، كاتب او و از رجال برجسته و اديب عصر خود بود. او را نخستين كسى مىدانند كه به سيره نويسى در تاريخ اسلام رو آورد، اگرچه كتابى از وى در اين باره برجاى نمانده است.
خبّاب صحابه خاص رسول اكرم صلى الله عليه و آله بود و در جنگهاى صدر اسلام حضور داشت. در جنگ جمل، صفين و نهروان در ركاب امام على عليه السلام جنگيد. او در 37 ق در
كوفه از دنيا رفت و على عليه السلام برجنازهاش نماز خواند.
يكى ديگر از ياران و پيروان خاص امام على عليه السلام بود كه جان خويش را در راه دوستى و عشق به امام على عليه السلام گذاشت و به دست افراد معاويه به شهادت رسيد. (1)133 قبر او با گنبد و بقعهاى در نزديكى پل عباسيه نزديك شهر كفل است. (2)134
از صحابه حاضر در بيعت رضوان بود كه در جنگهاى صدر اسلام در ركاب پيامبر صلى الله عليه و آله مىجنگيد و در 81 ق از دنيا رفت. (3)135
كميل بن زياد، يار و هم راز على عليه السلام است و امام، دعاى عظيم الشأن و روح بخشى را به او تعليم داد. اين صحابه بزرگ امام على عليه السلام در 82 ق توسط حجاج به شهادت رسيد.
ساختمان بقعه او كمى بالاتر از سطح زمين قرار گرفته و به وسيله ده پله به آن راه است. اين ساختمان نسبتاً قديمى يك رواق و گنبد دارد و داخل آن ضريحى است كه برفراز قبر آن بزرگوار قرار يافته است. آرامگاه كميل در ثويه تنها مزارى است كه امروزه پابرجاست و زائران زيادى، البته در روزهاى جمعه دارد، مكان قبر او در نزديكى مسجد حنانه واقع است. (تصوير شماره 8)
او برادر رضاعى امام حسين عليه السلام و پيك و نماينده مخصوص آن حضرت به سوى كوفه بود. او را عبيداللَّه بن زياد دستگير كرد و همانند مسلم بن عقيل از بالاى ديوار به
پايين انداخت و شهيد كرد. سپس سرش را از بدن جدا نمود. اين يار با وفاى امام حسين عليه السلام در ثويه دفن شده است. (1)136
يكى از خدمت گذاران باوفاى امام على عليه السلام بود، كه در ثويه به خاك سپرده شده است. البته در شهر حمص سوريه نيز قبرى وجود دارد كه منسوب به قنبر، غلام على عليه السلام، است.
ميثم تمار از ياران فداكار و از جان گذشته على عليه السلام بود كه در راه حفظ آرمانهاى خود و حمايت از پيشوا و مقتدايش، على عليه السلام، در 60 ق، ده روز قبل از ورود امام حسين عليه السلام به كربلا، به دار آويخته شد. عمرو بن حريث، حاكم كوفه، به دستور عبيداللَّه بن زياد او را به طرز فجيعى به شهادت رساند و پيكر پاك ميثم در ثويه، بين مسجد حنانه و مسجد كوفه (هزار مترى مسجد كوفه) خاك شد. مكان او فاصله چندانى با خانه امام على عليه السلام در كوفه ندارد.
در داخل بقعه او ضريح كوچك فلزى به ابعاد 3* 2 متر قبر را در خود جاى داده است. خود آن ضريح هم در داخل رواق مزين و كاشى كارى شده قرار دارد. (2)137 بر بالاسر در ورودى مزار ميثم جملهاى از امام على عليه السلام خطاب به وى نقش بسته است:
«قال الامام على عليه السلام: يا ميثم كيف انت اذا دعيت ...» اى ميثم چگونه خواهى بود زمانى كه تو را به بيزارى جستن از من فراخوانند، گفت بهخدا سوگند هرگز از تو چنين نخواهم كرد. على عليه السلام فرمود در اين صورت كشته و مثله خواهى شد. گفت: براى خدا در اين مورد صبر و بردبارى چيز اندكى است. على عليه السلام، گفت: اى ميثم در اين صورت همراه و هم پاى من در بهشت خواهى بود.
مزار و آرامگاه ميثم تمار امروزه زائران زيادى دارد. (1)138 بر قبر اين يار با وفا و فداكار امام على عليه السلام از سوى عضدالدوله ديلمى آستانه و بقعهاى ساخته شد. از آن هنگام تا عصر قاجار تعمير خاصى روى آن انجام نشد تا اين كه شيخ ملا على از خاندان آل خليلى در 1260 ق تعميراتى انجام داد. يكى از مجتهدان بزرگ نجف به نام سيد عطاء اله رومى گنبد و حرم با شكوهى براى ميثم ساخت كه صحنى اطراف آن را احاطه كرده بود. در 1382 ق نيز تمامى عمارت قديم توسط حاج محمد رشاد، از بازرگانان نيكوكار نجف، خراب شد و حرم جديدى بارواقها و ايوان و گنبد بزرگ مزين به كاشىهاى لاجوردى جاى آن ساخته شد. (2)139 (تصوير شماره 9)
ابوبكر فرزند نهم حضرت على عليه السلام است. نامش عبداللَّه و مادرش ليلى بنت مسعود بود. او همراه كاروان كربلا به اين سرزمين آمد و در كنار اهل بيت امام حسين عليه السلام و يارانش به فداكارى و جان فشانى پرداخت و سرانجام در راه اهداف والاى مقتدايش به شهادت رسيد. (3)140 مزار او داراى صحن، سالن كوچك و ضريح است كه در راه نجف به سوى بغداد واقع شده است. البته بايد گفت به احتمال قريب به يقين، ابوبكر بايد كنار ديگر شهيدان عاشورا در كربلا و پايين پاى مبارك امام حسين عليه السلام دفن شده باشد.
زيد بن صوحان برادر صعصعة از ياران و اصحاب فداكار امام على عليه السلام بود كه در جنگ جمل شهيد شد. از امام صادق عليه السلام نقل است كه وقتى او در جنگ به زمين افتاد حضرت على عليه السلام بالاى سر او آمد و فرمود: «اى زيد خدايت رحمت كند، بسيار كم زحمت و بسيار ياور خوبى بودى». (4)141 زيد در دوران خلافت خليفه سوم نزد معاويه به شام
تبعيد شد و خليفه نتوانست مخالفتهاى او را در كوفه تحمل كند زيرا وى جزو قاريان و ناراضيان كوفه بود كه عليه حاكم انتسابى خليفه، سعيد بن عاص، به شورش برخاسته بودند. (1)142 مزار او در ثويه است.
وى برادر زيد بن صوحان از ياران وفادار امام على عليه السلام بود كه در زمان معاويه از دنيا رفت و در ثويه خاك شد. (2)143
عمرو بن حمق خزاعى از ياران رسول خدا صلى الله عليه و آله و امام على عليه السلام است. او به دستور معاويه به شهادت رسيد و در ثويه به خاك سپرده شد. عمروبن حمق از مخالفان سرسخت و جدى عثمان، خليفه سوم، بود كه در محاصره منزل خليفه نيز حضور داشت.
از ياران امام على عليه السلام و راوى اسرار آل محمد است. كتاب او نخستين منبع در تاريخ تشيع بود كه متأسفانه از بين رفته است. سليم بن قيس نيز در ثويه دفن است.
نصر بن مزاحم المنقرى مؤلف كتاب وقعة الصفين است. او روايتهاى زيادى را از نوادههاى كسانى كه در جنگ صفين حضور داشتند نقل كرد و تأليف خود را بىنظير و
منحصر به فرد ساخت به گونهاى كه كتاب او تنها تأليف درباره جنگ صفين است. وى سرانجام در 218 ق از دنيا رفت و در ثويه به خاك سپرده شد.
از ساير افرادى كه در ثويه دفن هستند مىتوان به اين افراد اشاره كرد:
ابو موسى اشعرى، زياد بن ابيه، مغيرة بن شعبه، داود بن حسن مثنى، حسن مكفوف. (1)144
از دير باز به سبب فضيلت اين مكان مقدس و اميد به شفاعت و نجات از عذاب و سختىهاى روز حشر، بسيارى از سادات، عالمان، انديشمندان و رجال سياسى وصيت مىكردند كه در كنار مرقد مطهر امام على عليه السلام و يا وادى السلام دفن شوند. برخى از به خاك سپرده شدهها در اين مكان مقدس عبارت اند از:
اين آستان كنار باب الطوسى حرم مطهر و در «شارع الطوسى» قرار دارد. اين جا سكونت گاه شيخ الطائفه ابوجعفر محمد بن حسن طوسى بود كه در سال هاى 448 ق تا 460 ق، يعنى به هنگام هجرتش به نجف، ساخت و در آنجا مىزيست. او پيش از آن در بغداد اقامت داشت و از محضر شيخ مفيد و سيد مرتضى بهره مىبرد. و پس از وفات سيد مرتضى به مرجعيت شيعه رسيد. شيخ طوسى وصيت كرد كه از اين مكان به عنوان مسجد استفاده كنند و خود او را نيز، پس از مرگ، در آن جا به خاك بسپارند. در عصر شاه عباس ساختمان اين آستان به همت شيخ بهايى از نو برپا شد. در 1298 ق نيز سيد حسين نوه سيد مهدى بحر العلوم بناى فرسوده آن را از نو ساخت. قسمت شرقى آستان در 1369 ق به هنگام احداث فلكه اطراف صحن تخريب شد كه باقى مانده آن بنا هم چنان هست و گنبدى به رنگ سبز دارد. (2)145 شيخ طوسى تاليف فراوانى در علمهاى گوناگون اسلامى از
خود برجاى گذاشته است. نقش او در توسعه و رونق حوزه علميه در نجف برهمگان روشن است. (1)146 (تصوير شماره 10)
حسن بن يوسف بن مطهر حلى، از عالمان بزرگ قرن هفتم هجرى، در حجرهاى ميان ايوان طلاى صحن مرقد امام على عليه السلام به خاك سپرده شده است. هنگام ورود به داخل رواق مقدس، قبر او در سمت راست به چشم مىخورد. علامه حلى، بيش از صد جلد كتاب در فقه، اصول و ساير علمها تأليف كرد. شيعه شدن سلطان محمد خدابنده، از ايلخانان مغول، به سبب زحمت و تلاشهاى اوست. (2)147
رضى الدين على بن موسى مشهور به ابن طاووس، از عالمان و محدثان شيعى بود و تأليف مشهور اللهوف على قتلى الطفوف از اوست. جنازه او را پس از فوت به نجف آوردند و در جوار امام على عليه السلام به خاك سپردند. (3)148
احمد بن محمد اردبيلى از عالمان قرن دهم هجرى است كه در 993 ق وفات يافت و در ايوان حرم امام على عليه السلام داخل اتاقى در كنار مناره جنوبى دفن شد. (4)149 به هنگام ورود به داخل رواق، قبر مقدس اردبيلى در سمت چپ ديده مىشود.
محله عماره محل دفن يكى از بزرگترين و معروفترين فقيهان شيعه معاصر،
يعنى صاحب جواهر است كه اثر بزرگ فقهى جواهر الكلام از اوست. آستان او ساختمان مجلل با گنبد بزرگ كاشى كارى شده است و در كنار آن مسجد صاحب جواهر ديده مىشود. (1)150
آرامگاه سيد محمدمهدى طباطبايى، معروف به بحرالعلوم، و فرزندان او كنار آستان شيخ طوسى قرار دارد. در حال حاضر اين آستان داراى گنبد و عمارت بسيار زيبا و كاشى كارى شده است كه در اواخر قرن چهاردهم ساخته شده است. (2)151 علامه بحرالعلوم علاوه بر كارهاى علمى، به ويژه تعيين ميقاتهاى احرام و حدود منى و عرفات، اقدام زيادى در عمران و آبادانى مرقد مطهر انجام داد. (3)152
شيخ مرتضى انصارى دزفولى مرجع بزرگ شيعه و شاگرد صاحب جواهر در 1281 ق در نجف از دنيا رفت و در دالان باب القبلة در سمت جنوبى صحن مطهر به خاك سپرده شد. (4)153
ملا احمد نراقى فرزند مهدى، از مراجع شيعه در ابتداى عصر قاجار و استاد شيخ مرتضى بود. او در 1245 ق در نراق از دنيا رفت و در نجف دفن شد. ملا احمد را در صحن مطهر، نزديك ايوان بزرگى كه در ضلع شمالى حرم واقع است، كنار پدرش به خاك سپردند. وى داراى آثار زيادى از جمله معراج السعادة است. (5)154
سيد محمد حسن فرزند ميرزا محمود، شاگرد شيخ مرتضى انصارى، مرجع تقليد شيعه و صاحب فتواى معروف تحريم تنباكو است. وى در 1312 ق در سامراء از دنيا رفت و در مجاورت صحن مطهر امام على عليه السلام در مدرسهاى بيرون از صحن مطهر، قسمت شرقى باب طوسى دفن شد. (1)155
وى از شاگردان ميرزاى شيرازى و شيخ مرتضى انصارى و صاحب تأليف معروف مستدرك الوسايل است كه در 1320 ق وفات يافت. قبر او در صحن امام، در سومين ايوان شرقى باب القبله، واقع است.
فرزند محمد باقر شفتى و از عالمان بزرگ اصفهان و شاگرد صاحب جواهر است كه در 1290 ق به هنگام سفر به عتبات، در كرند از دنيا رفت. بدن او را به نجف انتقال دادند و در صحن امام، در اولين مقبره شرقى باب القبله، به خاك سپردند. (2)156
شيخ عباس محدث قمى، صاحب كتابهاى مشهور مفاتيح الجنان و منتهىالآمال و از شاگردان ميرزا حسين نورى است. وفات او در 1359 ق اتفاق افتاد و در صحن مطهر امام، در سومين ايوان شرقى باب القبله، كنار ميرزا حسين نورى دفن شد.
ميرزا محمد حسين نائينى در 1355 ق در نجف وفات يافت و در صحن، در
پنجمين مقبره جنوبى درب بازار، به خاك سپرده شد. (1)157 وى عالم و مرجع شيعه و شاگرد ميرزاى شيرازى بود و در جريان انقلاب مشروطيت از انديشمندان و متفكران سياسى معاصر به شمار مىرفت كه هدايت فكرى و عملى انقلاب مشروطه را تا پيروزى آن، همراه آخوند خراسانى، بر عهده داشت. كتاب تنزيه الامه و تنبيه المله وى حاوى انديشههاى سياسى او درباره مشروطيت است.
سيد ابوالحسن اصفهانى از مراجع بزرگ شيعه و از شاگردان سيد محمد باقر درچهاى و آخوند كاشى است. او در 1365 ق فوت كرد و در درگاه ورودى دروازه شرقى صحن مطهر دفن شد. (2)158
شيخ محمد حسين فرزند حاج محمد حسن اصفهانى، معروف به كمپانى، در 1361 ق از دنيا رفت و در ايوان حرم در اطاق كوچكى، بين مناره شمالى و مقبره علامه حلى، به خاك سپرده شد. كمپانى داراى تأليفات بسيار در فقه و اصول و شاگرد آخوند خراسانى بود.
شيخ جعفر شوشترى يا تسترى در 1302 ق از دنيا رفت. قبر او، پشت ساختمان حرم در راهروى سرپوشيده، در اولين حجره سمت راست قرار دارد. شوشترى شاگرد صاحب جواهر و از رجال شناسان معاصر بود و تاليف او درباره رجال شهرت فراوانى دارد. (3)159
شيخ محمد كاظم خراسانى مشهور به آخوند خراسانى عالم معاصر از شاگردان
شيخ مرتضى انصارى و ميرزاى شيرازى است. او تأليف گران قدر و مشهورى با عنوان كفاية الاصول دارد كه امروزه متن درسى حوزههاى علميه است و فرزندان او به همين سبب فاميل كفايى را برگزيدهاند. آخوند خراسانى از رهبران مذهبى و فكرى مشروطيت در نجف اشرف بود و همراه علامه نائينى به حمايت از مشروطيت در ايران مىپرداخت.
وى در 1329 ق وفات يافت در راهروى ورودى صحن مطهر از سمت شرق در مقبره جنوبى آن به خاك سپرده شد. (1)160
سيد محمد كاظم طباطبايى، مشهور به يزدى، شاگرد ميرزاى شيرازى و صاحب كتاب معروف عروة الوثقى است. وفات او در 1337 ق اتفاق افتاد و او را در صحن مطهر در مقبره بزرگى واقع در دومين ايوان غربى باب طوسى دفن كردند. يزدى از هم فكران شيخ فضل اللَّه نورى و از طرفداران تفكر مشروطه مشروعه بود. (2)161
در محله عِماره، قبر يكى از فقيهان و بزرگان عرصه علم و سياست، شيخ جعفر مشهور به كاشف الغطاء، قرار دارد كه يكى از شاگردان و مريدان او به نام شيخ اكبر اين مقبره را بنا كرد و خود نيز بعدها در همان جا دفن شد. مدرسة المعتمد مشهور به مدرسه كاشف الغطاء از بناهاى باقىمانده اوست.
قبر سيد ابوالقاسم خويى در صحن مطهر، ضلع شرقى، ورودى مسجد الخضراء واقع است. سيد ابوالقاسم خويى از عالمان و مراجع تقليد معاصر، شاگرد محمد حسين كمپانى و علامه نائينى بود. وى مدتى رييس حوزه علميه نجف بود و براى گسترش حوزهها و مدرسههاى علمى در نقاط مختلف كشورهاى اسلامى تلاش زيادى كرد.
21- فخر الدين طريحى، صاحب كتاب مجمع البحرين، لغت شناس و اديب معاصر كه در 1075 ق فوت كرد و در محله براق دفن شد.
22- محمد مهدى قزوينى عالم معاصر (1300 ق). قبر وى روبهروى مقبره شيخ محمد حسن صاحب جواهر است.
23- مقداد بن عبداللَّه حلى، صاحب العرفان فى فقه القرآن، (741 ق).
24- عبدالعال كركى، معروف به محقق ثانى و شهيد ثالث در عهد سلطان طهماسب اول صفوى.
25- سيد اسماعيل بهبهانى تهرانى.
26- سيد مصطفى خمينى (1356 ش) فرزند حضرت امام. قبر او در ايوان حرم مطهر واقع است.
27- سيد محمد باقر صدر كه در وادى السلام دفن است.
28- ميرزا احمد مجتهد تبريزى، مقابل مقبره شيخ طوسى با گنبدى سبزرنگ.
29- علامه محمد بن هلال صابى ملقب به غرس النعمه (664 ه ق).
30- جمال الدين محمد بن طاووس، برادر ابن طاووس مشهور (63 ق).
31- عبدالكريم بن طاووس، برادر ابن طاووس (693 ق). او تأليفى در باب نجف با عنوان فرحة الغرى دارد.
32- مير محمد حسين، امام جمعه اصفهان در عصر قاجار.
33- حاجى محمد مهدى، امام جمعه اصفهان در دوره قاجار.
34- حاجى محمد ابراهيم قزوينى.
35- شيخ احمد جزايرى، صاحب آيات الاحكام (1251 ق).
36- آقا محمد باقر بن محمد باقر هزار جريبى (1205 ق).
37- ميرزا فتح اللَّه حسينى ابوالمظفر (1206 ق).
38- على نقى كمرهاى فراهانى (1060 ق).
39- عبدالرزاق كاشانى (1246 ق).
40- سيد رضا خان الهى كرمانى (1100 ق).
41- ملا محمد مهدى نراقى.
42- شرابيانى.
43- سيد محمد سعيد حبوبى، از شاعران معاصر.
آل بويه از خاندان شيعى و دوستدار اهل بيت بودند كه تلاش قابل ستايشى در احياء، بازسازى و توسعه مكانهاى مقدس به عمل آوردند. بسيارى از اين خاندان در جوار امامان خود از جمله امام حسين عليه السلام و امام على عليه السلام دفن شدهاند. از قبر اين پادشاهان بين قرن چهارم تا دوازدهم هجرى آثارى برجاى بود ولى اكنون اثرى از آن ها نيست.
البته در 1316 ق، در كف سازى حياط صحن و حرم برخى از سنگهاى قبر آنان كشف شد:
وى در 373 ق در بغداد از دنيا رفت و در همان شهر به خاك سپرده شد. چندى بعد او را به نجف اشرف منتقل كردند (1)162 و در قسمت پايين پاى مبارك امام على عليه السلام به خاك سپردند. براساس وصيت ديلمى، برروى سنگ قبرش چنين نوشته شده است:
«اين قبر عضدالدوله است. دوست دارم تا در كنار اين امام معصوم به خاك سپرده شوم به اين اميد كه در روزى كه هركس هر كارى كرده بر او نمايان مىشود من در امان باشم و صلواته على محمد و عترته الطيبين». (2)163 علامه هبة الدين شهرستانى اين سنگ قبر را در 1315 ق ديده و توصيف كرده است. (3)164
وى فرزند عضدالدوله بود و در كنار پدرش در حرم دفن شد. تاريخ فوت او 379 ق است. (1)165
بهاء الدوله از فرزندان عضدالدوله بود كه در 403 ق از دنيا رفت و در نجف به خاك سپرده شد. (2)166
از حاكمان همدان، دينور، بروجرد و نهاوند. وى از سوى عضد الدوله لقب ابوشجاع گرفت. حسنويه به سخاوت و بخشش به يتيمان و فقيران و نيز انجام كارهاى عمرانى و عام المنفعه مشهور است. (3)167 او را در جوار مرقد امام على عليه السلام دفن كردهاند. (4)168
وزير سلطان الدوله بويهى بود كه در 406 ق در اهواز وفات كرد و در نجف خاك شد.
وى وزير شرف الدوله بويهى بود كه در 418 ق از دنيا رفت. (5)169
از وزيران عصر آل بويه. فوت وى در 533 ق بوده است. (6)170
1) . ابن جوزى، المنتظم، 7/ 236.
2) . آل محبوبه، همان جا.
3) . ابن جوزى، همان، 10/ 236.
4) . ابن جوزى، همان، 7/ 236.
5) . پيشين، 8/ 23.
6) . براى اطلاع بيشتر از ساير رجال سياسى عصر آل بويه كه در نجف دفن هستند ر. ك: جعفر الخليلى، موسوعة العتبات، 6/ 144 ونيز آل محبوبه، ماضى النجف و حاضرها، 1/ 236- 248.
آل حمدان از پادشاهان شيعى و از مجاهدان بزرگ قرن پنجم و ششم هجرى در شام هستند. نقش آنها در نهضت مقاومت و مقابله با تجاوز نيروهاى بيزانس سرنوشت ساز بود. از معروف ترين پادشاهان آن سلسله مىتوان سيف الدوله حمدانى و ناصرالدوله را نام برد. به گفته شيخ على آل كاشف الغطاء؛ آل حمدان مردههاى خود را از شام، حلب، موصل و عراق به نجف انتقال مىدادند و در حرم دفن مىكردند. (1)171
ايلخانان مغول از دولتهاى مسلمان و شيعى حاكم در ايران هستند كه از 736 تا 813 ق در عراق حكومت مىكردند. برخى از دولت مردان ايلخانى، جلايرى و تيمورى در حرم مطهر دفن شدهاند؛ اما مكان آنها امروزه مشخص نيست. هبة الدين شهرستانى مىگويد كه در 1350 ق قبر تيمور لنگ، مؤسس سلسله تيموريان، را در كنار قبر شيخ طوسى در سرداب ديده است.
برخى از پادشاهان و رجال قاجار در حرم و صحن مطهر به خاك سپرده شدهاند ولى امروزه مكان آنها مشخص نيست:
1- 4- آقا محمد خان قاجار. مؤسس سلسله قاجاريه كه در 1211 ق فوت كرد و در نجف اشرف، در قسمت شمالى رواق كه امروزه به حجره السلاطين معروف است، به خاك سپرده شد. ناصرالدين شاه قبر او را ديده و توصيف مىكند كه سنگ مرمر بزرگ و حجارى شدهاى داشت. (2)172 2- 4- ملك آرا: كيومرث ميرزا، ملقب به ملك آرا، فرزند فتحعلىشاه قاجار در 1288 ق از دنيا رفت و در حرم دفن شد.
نقشه؟؟؟
3- 4- سلطان محمد حسن خان قاجار. جنازه وى و حسينعلى خان را فتحعلىشاه شخصاً به نجف منتقل كرد و به خاك سپرد.
4- 4- آقاخان محلاتى. رهبر فرقه اسماعيليه در 1298 ق. (1)173 5- 4- حسينعلى ميرزا. فرمانفرماى فارس و فرزندانش در كنار آقا محمد خان.
6- 4- خان باباخان سردار. حاكم كرمان در عصر قاجار.
7- 4- تاج الدوله. دختر ناصر الدين شاه.
8- 4- ميرزا ابوالحسن خان ايلچى. از سفيران ايران در دوره قاجار. (2)174 9- 4- سليمانخان قاجار. از رجال و بزرگان قاجار.
10- 4- حسينعلى ميرزا. برادر فتحعلى شاه. (3)175
اين قصر توسط نعمان بن امرؤالقيس، از پادشاهان لخم، براى اقامت يزدگرد يا بهرام در دو كيلومترى نجف ساخته شده است. خورنق بيشتر به سبب داستان سنمار معروف است زيرا وقتى كار ساختن قصر به پايان رسيد نعمان معمار آن، سنمار، را از بين برد تا كسى به راز اين بنا پى نبرد. در شعر عصر جاهلى عرب قصر خورنق يكى از عجايب سىگانه جهان شمرده مىشود (4)176 كه ساخت آن شصت سال به طول انجاميده است.
در وجه تسميه خورنق گفتهاند: «كلمهاى است ايرانى و از هو- ورنه: داراى بام يا
خُورنه به معناى جاى سور و ضيافت گرفته شده است». (1)177 برخى گفتهاند كه از فارسى «كوورنه» به معناى ساختمان مسقف زيبا يا از خوردن گاه (محل خوردن و نوشيدن) است. و برخى هم گفتهاند لغت عربى است و معناى آن مزرعه است. (2)178 در اين جا كليسايى نيز توسط نعمان ساخته شده بود. (3)179 قصر خورنق تا زمان فتح عراق توسط مسلمانان در اختيار دست نشاندههاى حكومت ساسانى بود. پس از آن دوران حاكمان مسلمان، يكى پس از ديگرى، در توسعه و ترميم آن كوشيدند.
در دوره بنى عباس، سفاح اين قصر را به ابراهيم بن سلمه، يكى از داعيان عباسى، به عنوان اقطاع واگذار كرد و او براى اين كاخ گنبد زيبايى ساخت. (4)180 پس از دوران منصور، قصر خورنق رو به ويرانى رفت. تا چندى پيش برخى از پايههاى آن قصر باقى بود اما امروزه اثرى از آن نيست.
نجف داراى قلعهاى مستحكم از عصر عثمانىها بود كه حاج محمد حسين خان صدر اعظم اصفهانى ديوار آن را تجديد كرده و دو در نيز براى آن گذارده بود. (5)181 يك سمت ديوار آن رو به مسجد كوفه با شش متر طول و سمت ديگر روبه وادى السلام با هفت متر طول بود. (6)182 اين قلعه با آجر ساخته شده بود و در دوران عثمانى به عنوان سربازخانه از آن استفاده مىشد. قلعه نجف تا دوره قاجار كاملًا پابرجا بود و ناصرالدين شاه و ساير سفرنامه نويسان عصر قاجار آن را ديده و توصيف كردهاند. (7)183 دروازه نجف
1) . همان جا.
2) . ياقوت حموى، معجم البلدان، 2/ 402- 403.
3) . بلاذرى، فتوح البلدان، 404.
4) . ژان اوتر، سفرنامه ژان اوتر، 68.
5) . عضد الملك، سفرنامه عضد الملك به عتبات، 153؛ سيف الدوله، سفرنامه سيف الدوله به مكه، 242.
6) . اديب الملك، همان، 193.
7) . پيشين، همان جا؛ ناصرالدين شاه، همان، 124؛ اردلان، سفرنامه فخرالملك اردلان به عتبات، 49.
در كنار ديوار قلعه قرار داشت و اطراف آن را بازارها تشكيل مىدادند. يكى از راههاى ورودى صحن نيز از همين قلعه باز مىشد. (1)184 به علت توسعه اطراف صحن، اين قلعه تخريب شده و اثرى از آن نيست.
در منتهى اليه مغرب شهر نجف مرقد و مقام بزرگى قرار دارد كه به صفه صفا معروف است. اين صفه دو طبقه بود و حدود دويست متر بادروازه شهر فاصله داشت. از بالاى آن تمامى صحراهاى اطراف و فرات ديده مىشد. گويند در اين صفه قبر يكى از پادشاهان يمن قرار داشت (2)185 و به همين سبب آن را صافى صفاى يمانى خواندهاند. مرقد اين پادشاه در زيرزمين و طبقه هم كف قرار دارد. صافى صفا در جوار مقام امام سجاد عليه السلام واقع شده و هم چنان پا برجاست.
دركنار صحن مطهر، تكيهاى توسط عثمانىها ساخته شد كه به فرقه بكتاشيه (3)186 تعلق داشت و شيخها و پيروان اين فرقه در آن جا ساكن مىشدند. بناى تكيه مستحكم و با سنگهاى بزرگ ساخته شده كه به سمت شمال غربى، ايوان دوم حرم، باز مىشد. اين تكيه زمينهاى وقفى زيادى دارد كه در اجاره كشاورزان است. (4)187 تكيه بكتاشيه را براى توسعه حرم تخريب كردهاند. (5)188
1) . پيشين، همان جا.
2) . اديب الملك، همان، 193.
3) . بكتاشيه از فرقههاى متصوفه شيعه هستند كه به سيد محمد رضوى، از فرزندان امام رضا عليه السلام و به قولى ازفرزندان امام كاظم عليه السلام نسب مىبرند. وى از خراسان به شام رفت و به تبليغ پرداخت.
4) . آل محبوبه، ماضى النجف و حاضرها، 1/ 91.
5) دكتر اصغر قائدان، عتبات عاليات عراق، 1جلد، نشر مشعر - تهران، چاپ: 4، 1387.
در 40 كيلومترى جاده نجف- حله، در كنار فرات، در يك آبادى به نام «ذىالكفل» پيامبر بنى اسرائيل دفن شده است. اين پيامبر چون كفيل يهوديان بود او را ذى الكفل مىخواندند. در اين آبادى قلعه آجرى كوچكى است و قبر ذى الكفل داخل آن قرار دارد. يهوديان در قرن گذشته در آن منطقه بناهايى ساختهاند، ساكنان آن ناحيه كه يهودى و عرب بودند، بعدها همه به فلسطين رفتند. هرساله زائران يهود از نقاط مختلف به اين جا مىآمدند و يك ماه در آن جا ساكن مىشدند. (1)189 در پشت اين مقبره مسجدى است كه گفته مىشود چهار نفر از حواريان در آن جا به خاك سپرده شدهاند و قبر دختر ذى الكفل هم آن جا واقع است. (2)190
در كنار شط، بالاتر از آبادى ذى الكفل، تپهاى قرار دارد كه بر فراز آن برجى از آجر ساخته شده و داراى سرداب و زيرزمين است. گويند حضرت ابراهيم عليه السلام را از اين محل به آتش انداختهاند. (3)191 اين برج و تپه از آثار شهر باستانى بابل است و با وجود تخريب و فرسودگى هم چنان استوار مانده است.
كوفه پايتخت دوران خلافت امام على عليه السلام در هشت كيلومترى شرق نجف اشرف بركرانه رود فرات قرار دارد. اين سرزمين 22 متر از سطح دريا ارتفاع دارد و در شرق آن رود فرات، در غرب آن صحرا، در جنوب غربى آن شهر باستانى حيره (شش كيلومترى آن) و در شمال شرقى آن ذى الكفل واقع شده است. به سبب همين نزديكى به فرات، كه در سه كيلومترى شرق آن قرار دارد، و نيز جارى بودن يكى از شاخههاى فرات در شرق آن، (1)192 زمينهاى اطراف شهر حاصلخيز است و به گفته اصطخرى «به همين سبب آب و هواى كوفه از بصره خوش تر است». (2)193 در شش كيلومترى كوفه، شهر باستانى حيره قرار دارد كه در فصل هاى پيشين در مورد سابقه تاريخى آن سخن گفتيم.
به هنگام هجوم سپاه اسلام به ايران و تسخير مدائن، اين شهر آب و هواى مطلوبى براى حضور دائمى نيروهاى جنگجو و غازيان نداشت وچون فتح ساير قسمتهاى ايران وابسته به ماندگارى نيروى نظامى يا ايجاد اردوگاهى براى حضور مستمر نيروهاى جنگجو بود خليفه دوم دستور داد تا سرزمينى مناسب پيدا كنند و سلمان فارسى محل
كوفه را براى اين منظور انتخاب كرد. (1)194 در آن هنگام كوفه را به سبب وجود ريگ زارى از شن سرخ «سهله» مىگفتند. سعد بن ابى وقاص كه اين مكان را براى ايجاد اردوگاه مناسب ديد، به احداث آن اقدام كرد. (2)195 در سال انتخاب اين منطقه به عنوان اردوگاه اختلاف نظر وجود دارد. تاريخ آن را از پانزدهم تا هجدهم هجرى گفتهاند، امّا اتفاق منابع تاريخى برهفدهم هجرى است. (3)196 جايى كه بعدها در آن شهر كوفه ساخته شد، ريگزار و صحراى شن بود و به نظر مىرسد تا قبل از اسلام منطقه مسكونى نبود. اما با استناد به برخى از روايتهاى ايرانى، اين جا شهرى بود كه هوشنگ پيشدادى، از پادشاهان افسانهاى ايران باستان، آن را ساخت و سعد آن جا را تجديد بنا كرد. (4)197 آن چه كه روشن است در اين مكان به هنگام حكومت ساسانيان قلعه و دژ وجود داشت و بدان سبب آن را قبل از اسلام «سورستان» مىناميدند و سور در فارسى به معناى ديوار و حصار است. (5)198 به هر حال، سعد بن ابى وقاص اين مكان را محل تمركز و تجمع سپاهيان اسلام قرار داد. هدف اصلى از هم زمانى ساخت كوفه و بصره اين بود كه در جانب غربى شط فرات اردوگاهى ثابت براى سپاهيان باشد. (6)199 ابتدا مسجد بزرگى در آن ساختند سپس بازارها و خانهها در كنار آن بنا كردند و كمكم اين منطقه به شهر بزرگى تبديل شد و محلههايى در آن ايجاد شد كه هريك به قبيلهاى خاص اختصاص داشت. (7)200 براى شهر كوفه حاكمانى از سوى خليفه تعيين مىشد كه نخستين آن سعد بن ابى وقاص، فاتح ايران، بود. پس از آن، خليفه، عمار بن ياسر و چندى بعد ابوموسى اشعرى را والى اين شهر كرد تا اين كه در 36 ق، پس از جنگ جمل و شكست سپاه ناكثين، امام على عليه السلام پايتخت را از مدينه به كوفه انتقال داد و از آن پس، مركز خلافت اسلامى حدود
1) . طبرى، تاريخ الطبرى 3/ 145؛ ابن خلدون، العبر، 1/ 535.
2) . بلاذرى، فتوح البلدان، 38؛ طبرى، همان، 14؛ ياقوت حموى، همان، 4/ 491.
3) . مقدسى، احسن التقاسيم فى معرفة الاقاليم، 161.
4) . مصاحب، دايرة المعارف فارسى، 2/ 2358؛ ژان اوتر، سفرنامه ژان اوتر، 255.
5) . ياقوت حموى، همان، 4/ 490؛ بلاذرى، همان، 388.
6) . لسترنج، جغرافياى تاريخى سرزمين هاى خلافت شرقى، 81.
7) . طبرى، همان، 3/ 148، 149؛ ياقوت حموى، همان، 4/ 491.
پنج سال به اين شهر منتقل شد. كوفه پس از صلح امام حسن، براى هميشه از پايتختى افتاد.
ولى موقعيت استراتژيكى خويش را به سبب حضور نيروهاى جنگجو حفظ كرد و در ميان شهرهاى عراق هم چنان به عنوان مركزيتى در برابر شام قرار داشت و آبستن حوادث زيادى شد. ياران و صحابه امام على عليه السلام نداى حق طلبانه خويش را از اين شهر به گوش دمشق و معاويه رساندند. كسانى چون حجر بن عدى، ميثم تمار، كميل بن زياد، عمروبن حمق خزاعى و ... تا پاى جان در دفاع از على عليه السلام و اهل بيت ايستادند. امروزه مزار باشكوه برخى از آنان حاكى از آن ايثارها و جان فشانىها است.
با اين حال، كوفه در تاريخ خويش كارنامهاى درخشان برجاى نگذاشته است، مزاج رنگانگ مردم اين شهر، عهدشكنىها و پيمان شكنىهاى آنان در دورههاى متعدد، سست عنصرى و جهالت آنها، كه در عصر امام على عليه السلام باعث ظهور جريان انحرافى خوارج و نيز واگذارى خلافت به بنى اميه شد، مدعاى اين سخن است. و بالاتر از آن، دعوت نامههاى فراوان مردم اين شهر و سپس بىوفايى به عهد خود به هنگام قيام امام حسين عليه السلام و عدم حمايت جدى از نماينده ايشان، مسلم بن عقيل، و سرانجام اهل بيت رسول اللَّه، چهرهاى نه چندان مطلوب از اين سرزمين و مردم آن ترسيم كرده است.
با وجود اين، برخى از شيعيان و دوست داران اهل بيت در اين شهر كوشيدند تا وفادارى خود را به آرمانهايشان نشان دهند. توابين افرادى بودند كه خود براى امام حسين عليه السلام نامه نوشتند و او را به كوفه دعوت كردند ولى نتوانستند به او بپيوندند و در كربلا حضور يابند.
لذا در سال 65 ق در يك قيام، جان خود را با خداى خويش معامله كردند و براى قبولى توبه خود از اين كوتاهى بزرگ، آن را با خون خود مُهر كردند. يك سال بعد، مختار ابن ابى عبيدة ثقفى، كه يكى از هدفهاى قيام خود را گرفتن انتقام خون شهيدان كربلا اعلام كرده بود، كوفه را تسخير كرد. مردم اين شهر و دوست داران اهل بيت جوان مردانه در كنار او ايستادند. بيشتر آنان از موالى و يا عجم بودند و بيست هزار تن از آنان در سپاه مختار حضور يافتند. گفتهاند كه در سپاه او كسى جز به فارسى صحبت نمىكرد. مختار موفق شد با تلاش ابراهيم بن مالك اشتر، فرمانده سپاهش، سپاه عبيداللَّه بن زياد را در نزديكى كوفه شكست دهد و همه مسببان و
عاملان شهادت امام حسين عليه السلام و اهل بيت او را به قتل برساند؛ اگرچه يك سال بعد، با شكست مختار، مصعب بن زبير، انتقام سختى از مردم كوفه گرفت و بسيارى را قتل عام كرد.
در آغاز دعوت عباسى، كوفه يكى از مراكز استراتژيك و مهم دعوت بود و سفاح، نخستين خليفه عباسى، مدت كوتاهى در آن جا اقامت گزيد تا اين كه شهر هاشميه را به عنوان پايتخت خلافت اسلامى انتخاب كرد. از آن به بعد كوفه اهميت خود را از دست داد و تنها در ابتداى اين دوران به سبب آشكار شدن قبر مطهر امام على عليه السلام در پشت شهر، رونق گذشته خود را بازيافت و به سبب توجه حاكمان و پادشاهان شيعى يا برخى از خليفهها به مرقد امام على عليه السلام، به كوفه نيز توجه خاصى شد و اين شهر نيز همانند ساير شهرهاى عراق محل حضور، سكونت و زيارت شيعيان گرديد. امروزه، كوفه شهرى نسبتاً آباد است و موقعيت تجارى و اقتصادى قابل توجهى دارد. محصولات اين شهر عبارت است از خرما، برنج، گندم و جو.
در وجه تسميه كوفه چند قول وجود دارد: يكى آن كه «كوفه به معناى جايى است كه در آن ريگ و شن باشد». (1)201 مقدسى مىگويد: «هرشن كه باريگ آميخته بود كوفه است نمىبينى كه زمين آن چنين است». (2)202 ديگر آن كه «نام سرزمين بابل از سواد عراق است و از آن رو كوفه ناميدهاند كه به صورت دايره است يا تپه شنى دايره». (3)203 ونيز چون سعد بن ابى وقاص، پس از فتح قادسيه و استقرار در انبار، سپاه مسلمانان را براى رهايى از بدى آب و هوا و موجودات آزار دهنده آن به سوى اين سرزمين
هدايت كرد و به آنان گفت: «تكوفوا فى هذا الموضع»؛ يعنى در اين مكان جمع شويد، از ريشه كاف و تكوف است». (1)204 برخى نيز گفتهاند: «به سبب وجود كوه كوچكى در آن جا، كه به كوفان معروف است، اين منطقه را كوفه ناميدهاند». (2)205
براى كوفه از قول امامان معصوم فضيلتهاى فراوانى نقل كردهاند:
ابن قولويه از امام باقر عليه السلام نقل مىكند كه كسى از ايشان پرسيد: كدام سرزمين پس از حرم خدا و رسولش افضل است؟ پاسخ فرمود: «كوفه كه زكيه و طاهره است، در آن قبور پيامبران و اوصياء صادقين است. در آن جا مسجد سهله است كه خداوند هيچ پيامبرى را نفرستاد مگر آن كه در آن جا نمازگزارد و در آن عدل خداوند آشكار و استوار شده است. آن جا مكان فرود پيامبران، اوصياء و صالحين است». (3)206 و نيز از امام صادق عليه السلام نقل شده است: «كوفه حرم خدا و حرم رسول صلى الله عليه و آله و حرم على بن ابى طالب عليه السلام است، نماز در آن برابر است با صد ركعت نماز در جاهاى ديگر». (4)207 از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل است: «خداوند متعال چهار شهر برگزيد، سپس فرمود والتين والزيتون وطور سينين وهذا البلد الامين، التين، مدينه؛ زيتون، بيت المقدس؛ طورسينين، كوفه؛ هذا البلد الامين، مكه است». (5)208 امام صادق عليه السلام فرموده است: «كوفه باغى از باغهاى بهشت است». (6)209
يكى از آثار مهم و زيارتى كوفه، مسجد تاريخى اين شهراست. اين مسجد شايد نخستين بنايى باشد كه به هنگام احداث شهر برپاكردند، زيرا وقتى سعد بن ابى وقاص اين منطقه را براى استقرار دائم سپاهيان و غازيان در نظر گرفت، نخستين اقدام او بناى مسجدى براى عبادت مردم بود. آنان ابتدا نقشه مفصل و جامعى براى بناى مسجد كشيدند و بر آن اساس مسجد را، كه محور و مركز اصلى شهر بود، ساختند. محدوده مسجد را با تيراندازى يك تيرانداز تعيين كردند كه در چهار سمت تير انداخت. (1)210 دليل اين كار آن بود كه مىخواستند مساحت بسيار زيادى را به مسجد اختصاص دهند به گونهاى كه همه جنگجويان و ساكنان اين منطقه، كه به چهل هزار نفر مىرسيد، براى نماز در آنجا حضور يابند. (2)211 اين مسجد به صورت مربع با ديوارهاى كوتاه ساخته شد كه بخش عمدهاى از آن سقف نداشت. از ابتداى بنا تا سال 41 هجرى، كه زياد بن ابيه حاكم عراق به توسعه و تجديد بناى آن پرداخت، تغييرى در مسجد ايجاد نشد. در اين دوران، ديوارهاى مسجد مستحكمتر و مرتفعتر شد و مقدارى هم بر وسعت آن افزودند، مقصوره و محرابى براى آن ساختند و كف آن را باريگ پوشاندند. (3)212 در قرن ششم، كه ابن جبير كوفه را ديده، آن را مخروبهاى توصيف مىكند كه فقط جامع آن از خرابى مصون مانده است. (4)213 ابن بطوطه نيز آن را در قرن هشتم ديده ومسجد را چنين توصيف كرده است: «سقف مسجد برستونهايى از سنگ تراشيده شده استوار است و قطعات سنگ با سُرب به يكديگر پيوسته است». (5)214
در دورههاى مختلف، همواره، تعميرات و بازسازىهايى در اين مسجد انجام گرفت و اندكى نيز بر مساحت آن افزوده شد. بناى فعلى مسجد مساحتى بالغ برچهل هزار مترمربع است كه ضلع هاى آن به ترتيب 110- 116- 109 و 116 متر طول دارد و در سه طرف مسجد حجرههايى براى زائران ساخته شده است. ساختمان مسجد شمالى- جنوبى است و حدود 21 درجه به سمت قبله، يعنى به سوى غرب، انحراف دارد. (تصوير شماره 13)
از هنگام بناى مسجد، درهاى متعددى براى آن ساختهاند:
باب السدّه. امام على عليه السلام از آن در وارد مسجد مىشد.
باب كِنْده. در سمت غرب.
باب الانماط. به محاذات باب الفيل.
باب الفيل يا باب الثعبان. در سمت شمال، كه امروزه تنها درى است كه از آن دوران مانده است. (1)215 در كنار باب الفيل مناره مسجد قرار دارد كه ساخته حاج قاسم تاجر سمنانى است.
باب الرحمه
محراب مسجد كوفه، همان جا كه به روايتىشمشير جهل برفرق كامل ترين انسان تاريخ فرود آمد، موقعيتى خاص در داخل مسجد دارد. كسانى كه وارد اين مسجد مىشوند قبل از هرچيز، به جستجوى مكان عبادت و شهادت امام برمىآيند. اين محراب در كنار شش محراب ديگر در داخل مسجد مورد
1) . همان، 200- 201.
توجه زائران است. محراب امير المؤمنين، كه آن را اخيراً بازسازى كردهاند، در ديواره جنوبى شبستان قرار دارد و امروزه محفظه يا درى از طلا بر روى آن نصب است و عنوان «هذا محراب امير المؤمين» بربالاى آن به چشم مىخورد. اين محراب سمت ديوار قبله قرار دارد. (تصوير شماره 14)
محل عبادت و نماز امام سجاد عليه السلام بوده است. اين محراب در داخل صحن، كنار ساير مقامها و محرابها، قرار دارد. (تصوير شماره 15)
مكان حضور و نماز امام صادق عليه السلام، واقع در صحن مسجد. (تصوير شماره 16)
مكان نماز و حضور حضرت خضر پيامبر.
ايوان و مقام معراج رسول خدا صلى الله عليه و آله. گفته مىشود آن حضرت به هنگام معراج، كه از مسجد الحرام آغاز شد، توقف كوتاهى در مسجد كوفه داشته، در آن جا نماز گزاردهاند. براساس روايتى از امام صادق عليه السلام وقتى پيامبر در حال سير از مسجد الحرام به مسجد الاقصى بود، جبرئيل عليه السلام به او گفت: آيا مىدانى اكنون كجا هستى؟ پيامبر فرمود: خير، جبرئيل گفت: تو مقابل مسجد كوفه هستى. پيامبر صلى الله عليه و آله از خدا اجازه خواست دو ركعت در آن نماز گزارد. (1)216
به روايت امام صادق عليه السلام، مقام ابراهيم از سمت باب كنده است. (2)217 اين مقام در مقابل محراب اصلى و سمت راست قرار دارد وجه تسميه آن به سبب نماز حضرت ابراهيم در آن جا است. (3)218 (تصوير شماره 17)
به روايت امام صادق عليه السلام ستون پنجم در مسجد مقام
جبرئيل است. (1)219 (تصوير شماره 18)
در داخل صحن مسجد مكانى است كه به سفينه يا كشتى نوح معروف است. برخى روايات گفتهاند كشتى در اين نقطه به خشكى نشسته است اين مكان حالت سردابى را دارد كه با پلههايى به پايين آن راه است. صحنى به شكل حوض هشت ضلعى در آن است و هريك از ضلعهاى آن ايوانى دارد و به دو سرداب سرپوشيده منتهى مىشود. در قسمت پشت شبستان نيز اتاقى وجود دارد كه گويند منزل نوح پيامبر بوده است. (2)220
اين سكو به صورت مربع است و در شمال شرقى مسجد قرار دارد. اين جا محل حضور امام على عليه السلام براى قضاوت بين مردم بود و آن حضرت، در مواردى خاص، روى آن مىنشستند و به قضاوت مىپرداختند. (تصوير شماره 19)
محل وقوع يكى از كرامتهاى اميرالمؤمنين على عليه السلام است. بيت الطشت سردابى دارد كه با دو پلكان به پايين آن راه است. برخى از اهل رياضت در آن سرداب به سرمىبردند. (3)221 (تصوير شماره 20)
نماز خواندن در كنار اين مقام استحباب دارد. (4)222 ظاهراً به نظر مىرسد اين مقامها در جاى ستونهاى مسجد واقع شدهاند. در كنار هرمقام، آداب و اعمال آن را با خط مرحوم ميرزا عبدالعلى نواب يزدى روى آن حجارى كردهاند. از تاريخچه بناى اين مقامها اطلاعى در دست نيست و بسيارى از آنها را سيد بحرالعلوم تعمير و بازسازى كرده است. (5)223 (تصوير شماره 21)
قبر مسلم بن عقيل، نماينده و سفير امام حسين عليه السلام به كوفه، سمت شرق مسجد كوفه، كنار دار الاماره و متصل به ديوار مسجد كوفه قرار دارد. (1)224 نخستين كسى كه برفراز قبر او بنايى به پا كرد مختار بن ابى عبيدة ثقفى بود. در زمان آل بويه، عضد الدوله نيز آن را در 368 ق توسعه داد. سلطان اويس جلايرى در 767 ق و پادشاهان صفوى در 1055 ق و پادشاهان قاجار در 1232 ق تعميراتى در آن آستان انجام دادند. از ديگر كسانى كه اين مزار را بازسازى كردند بايد از شيخ محمد حسين معروف به صاحب جواهر ياد كرد كه در 1263 ق با مبالغى كه سلطان لكهنو از هند براى اين كار اختصاص داد به تعمير گسترده آن پرداخت. او ضريحى از نقره و گنبدى از طلا برفراز قبر مسلم نصب كرد. (2)225 در نزديكى آن، قبرهاى عاتكه و سكينه، دختران امام حسين عليه السلام، قرار دارد. (3)226 در سالهاى اخير به همت آيت اللَّه حكيم و جمعى از نيكوكاران بناى جديدى شامل حرم و رواق و ساخته شد و گنبد آن نيز توسط حاج رشاد مرزه طلاكارى گشت. (4)227 (تصوير شماره 22)
هانى بن عروه از ياران امام على عليه السلام است كه در جنگهاى عصر آن امام حضور داشت و از پناه دهندگان مسلم بن عقيل بود در سال شصت هجرى به همراه مسلم به دست عبيداللَّه بن زياد به شهادت رسيد. قبر اين يار فداكار حسين عليه السلام در داخل حرم مسلم ابن عقيل قرار دارد كه هر دو داراى يك صحن و تاريخ بناى مشترك هستند. ضريح قبر هانى از نقره است كه شيعيان هند براى آن ساختهاند. گنبد بزرگى نيز با كاشىهاى آبى
1) . ابن بطوطه، سفرنامه ابن بطوطه، 1/ 270؛ طبرى، تاريخ الطبرى، 4/ 216.
2) . ابن جبير، سفرنامه ابن جبير، 260؛ دايرة المعارف تشيع، 1/ 110- 111.
3) . عبد الرزاق كمونه حسينى، آرامگاههاى خاندان پاك پيامبر و بزرگان صحابه و تابعين، 242؛ حجتبلاغى، تاريخ نجف و حيره، 144.
4) . دايرة المعارف تشيع، 1/ 110- 111.
برفراز آن قرار دارد. داخل حرم او آينه كارى است. (1)228 (تصوير شماره 23)
در سمت قبله، متصل به مسجد، بقعه و مزار مختار بن ابى عبيدة ثقفى است كه موفق شد انتقام خون شهيدان كربلا را از سپاه عبيداللَّه بن زياد بگيرد و كوفه را براى مدتى تحت تصرف خود در آورد. (2)229 آستان مختار در حرم مسلم بن عقيل واقع شده و هر دو بناى مشتركى دارند.
ضريحى از چوب روى قبر اين بزرگوار نصب شده و پنجرهاى در زاويه شرقى به ديوار مسجد كوفه (سمت جنوب) باز مىشود. قطعه سنگى از قرن دوم هجرى به خط كوفى دارد كه روى آن نوشتهاند: «هذا قبر مختار بن ابى عبيدة الثقفى الآخذ بثارات الحسين».
(تصوير شماره 24)
ابن بطوطه جهانگرد معروف قرن هشتم هجرى گويد: «در سمت غرب قبرستان كوفه، در نزديكى قبر مختار، در مكانى چيزى به رنگ سياه تند در زمينه سفيدى توجه مرا جلب كرد كه مردم مىگفتند اين جا قبر ابن ملجم ملعون است و مردم كوفه همه ساله هيزم فراوان به آن جا مىبرند و هفت روز آتش بر گور او مىافروزند». (3)230
براى مسجد كوفه فضيلتهاى فراوانى نقل شده است:
از امام باقر عليه السلام روايت است: «اگر مردم مىدانستند در مسجد كوفه چيست، هر آينه زاد و توشه سفر از مكان دور برمىداشتند. به درستى كه نماز واجب در آن برابر بايك حج و نماز نافله برابر با يك عمره است». (4)231 هم چنين امام صادق عليه السلام فرمودهاند: «هيچ بنده صالح و پيامبرى نيست مگر آن كه در
مسجد كوفه نماز نگزارده باشد ... قبله اين مسجد باغى از باغهاى بهشت است، نماز خواندن در آن برابر با هزار نماز و نافله در آن برابر با پانصد نماز، نشستن در آن بدون تلاوت قرآن و ذكر نيز عبادت است». (1)232 از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل شده است: «مسجد كوفه مسجد پربركتى است كه خداوند آن را براى اهلش برگزيده است». (2)233 از امام صادق عليه السلام نقل است: «نماز در چهار مكان مىتواند تمام خوانده شود:
1- مسجد الحرام 2- مسجد النبى صلى الله عليه و آله 3- حرم امام حسين عليه السلام 4- مسجد كوفه». (3)234 نيز از ايشان نقل شده است: «در روز قيامت از اين مسجد هفتاد هزار نفر بدون حساب به بهشت مىروند». (4)235
شهر كوفه چند مسجد دارد كه هر يك اهميت خاصى دارند. در اين جا مهمترين مسجدهاى اين شهر به اختصار توصيف مىشود.
يكى از مسجدهاى مهم و با فضيلت كوفه مسجد سهله يا سهيل است. اين مسجد منزلگاه و عبادت گاه بسيارى از پيامبران از جمله حضرت ابراهيم عليه السلام، ادريس عليه السلام، خضر عليه السلام، و جايگاه برخى از امامان شيعه از جمله مقام امام صادق عليه السلام، امام سجاد عليه السلام بوده است و براساس روايت امام صادق عليه السلام، حضرت مهدى (عج) پس از ظهور در آن جا ساكن خواهد شد». (6)237 (تصوير شماره 1/ 24)
از امام حسين عليه السلام نقل شده است: «مسجد سهيل خانه ابراهيم عليه السلام بوده كه از آن به سوى عمالقه رفته است و آن جا خانه ادريس، صخره خضراء است و در آن مسجد در صور دميده مىشود و از اطراف آن هفتاد هزار نفر بدون حساب به بهشت مىروند». (1)238 مسجد سهله در ده كيلومترى شرق مرقد مطهر امام على عليه السلام واقع شده و فاصله آن تا مسجد كوفه حدود دو كيلومتر است. صحن مسجد به ابعاد 125 و 140 متر با ديوارى مرتفع به طول 22 متر است. سه در و يك مناره نسبتاً بلندى دارد كه در 1378 ق تجديد بنا شده است. از امام صادق عليه السلام نقل است كه در آن موضع خانهاى است كه ادريس در آن خياطى مىكرد. (2)239 ابراهيم عليه السلام از آن جا به سوى عمالقه خارج شده است و در آن مكان صخرهاى است كه تصويرهاى پيامبران در آن است و از آن مسجد خاكى برداشته شده كه خداوند انبياء را با آن خلق كرده است. آن جا مقام حضرت خضر است (3)240 و گرفتار و پريشانى به آن مسجد نمىرود مگر آن كه خداوند براى او گشايشى فراهم آورد. (4)241 هم چنين از امام باقر عليه السلام نقل شده است: هيچ پيامبرى را خداوند برنيانگيخت مگر آن كه در آن مسجد نماز گزارده است، در آن جا عدل الهى آشكار مىشود و منازل و جايگاههاى پيامبران، اوصياء و صالحين است». (5)242 از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه: «هيچ گرفتارى نيست مگر آن كه دو ركعت نماز در اين مسجد گزارد و خداوند گرفتارى او را برطرف خواهد كرد». (6)243 مسجد سهله را قبيله بنى ظفر ساختهاند. آن ها طايفهاى از انصار بودند و امام على عليه السلام مسجد بنى ظفر را همانند مسجد كوفه دانسته است. (7)244 (تصوير شماره 2/ 24)
1) . ياقوت حموى، همان، 3/ 290.
2) . در گوشه جنوب غربى، سمت قبله، مقام حضرت ادريس است.
3) . در ضلع جنوبى مقام امام زمان و امام زين العابدين و مقام خضر قرار دارد.
4) . ياقوت حموى، همان، 3/ 290.
5) . حسينى الجلالى، مزارات اهل البيت و تاريخهما، 62- 63.
6) . حسنى الجلالى، همان جا.
7) . محمد حسين رجبى، كوفه و نقش آن در قرون نخستين اسلامى، 427.
اين مسجد در بين راه نجف و كوفه، سمت شمال آن، واقع است. به هنگام حمل سرهاى مبارك شهيدان كربلا به كوفه، سر مقدس ابا عبداللَّه را بر زمين اين مسجد گذاشتند. گفتهاند در اين هنگام صدايى شبيه به ناله بچه شترى (حنانه) كه مادرش را گم كرده باشد بلند شد. برخى نيز گويند قبل از آن كه امام على عليه السلام را دفن كنند چند لحظه جنازه شريف را دراين محل برزمين گذاشتند و از زمين ناله و شيونى برخاست. از اين رو بعدها در آن مكان مسجدى ساختند كه آن را حنانه ناميدند. (1)245 واللَّه اعلم بالصواب. برخى نيز گفتهاند اين نام برگرفته از «حنا»، دير قديمى مسيحيان، بوده است. (2)246 مسجد حنانه ضريح كوچكى دارد و در نزديكى مسجد فوق، مقبره «الثويه» واقع است كه بسيارى از ياران و صحابه امام على عليه السلام در آن جا دفن شدهاند. (3)247 امام صادق هم در اين مكان گزاردهاند. (تصوير شماره 5- 4/ 24)
در صد مترى مسجد سهله، مسجدى است كه در آن يكى از صحابه رسول خدا صلى الله عليه و آله و يار باوفاى امام على عليه السلام و امام حسين عليه السلام، صعصعة بن صوحان، خاك شده است. او در جنگهاى جمل و صفين در كنار امام على عليه السلام حضور داشت و در دوران معاويه وادار شد روى منبر رود و على عليه السلام را دشنام دهد اما او على عليه السلام را به نيكى ياد كرد و برمعاويه لعنت فرستاد و معاويه نيز او را به بحرين تبعيد كرد تا در آن جا وفات يافت. (4)248 بناى مسجد صعصعه در 1387 ق بازسازى شده و 160 متر مربع مساحت دارد. (تصوير شماره 6/ 24)
زيد، برادر صعصعه، از صحابه رسول خدا صلى الله عليه و آله و امام على عليه السلام بود. او در جنگ نهاوند حضور يافت و ابتدا يكى از دستانش را قطع كردند. او با همان حال به جنگ ادامه داد تا در ركاب مقتدايش به شهادت رسيد. مسجدى در جنوب مسجد سهله به نام اين صحابه بزرگوار وجود دارد كه خود آن را بنا كرده است. بناى اصلى آن تخريب شده و در 1395 ق بناى جديدى به جاى آن ساختهاند. اين مسجد 165 متر مربع مساحت دارد.
گويند اين مسجد محل دفن حضرت يونس است و برخى هم گفتهاند: «اين جا محلى است كه ماهى، يونس را از شكم خود بيرون انداخت». (2)250 در اين خصوص از امام على عليه السلام روايتى نقل است كه فرمودهاند: «مسجد حمراء در جاى بستانى است كه قبر برادرم يونس بن متى در آن جا است». (3)251 امير المؤمنين عليه السلام در اين مكان نمازگزاردهاند.
اين مسجد، بر حسب روايتى، شاهد عبادت و نماز امام على عليه السلام بوده است. (4)252 منظور از جعفى قبيله جعفى است كه جابر بن يزيد جعفى، از راويان و اصحاب امام باقر، از ميان آن قبيله برخاسته است.
به مسجد امير المؤمنين نيز معروف است و امام على عليه السلام و امام صادق عليه السلام در اين مسجد نماز گزاردهاند. (5)253 امروزه از آن جز پايه و بخشى از مأذنه چيزى باقى نمانده است.
بنى كاهل بن اسد بن خزيمه تيرهاى از بنى اسد هستند.
در كوفه مسجدهاى ملعونهاى هم بود كه امروز اثرى از آنها نيست از جمله مسجد ثقيف، متعلق به مغيرة بن شعبه از ياران معاويه و راويان حديثهاى جعلى؛ مسجد اشعث، متعلق به اشعث بن قيس كندى، از ياران سياسى و فرصت طلب امام على عليه السلام، كه پنهانى با معاويه ارتباط داشت. وى كارنامه مطلوبى از خود در حمايت از امام على عليه السلام برجا نگذاشت؛ مسجد شبث بن ربعى كه از ياران عبيد اللَّه بن زياد و جزو خوارج بود و در حادثه كربلا نيز حضور داشت. (1)254
امام على عليه السلام هنگام ورود به كوفه و انتخاب آن شهر به عنوان پايتخت، برخلاف حاكمان و خليفههاى پيشين، به دار الخلافه و دار الاماره نرفت بلكه در منزل امّ هانى سكونت گزيد. اين خانه امروزه هم چنان پابرجاست و از زندگى ساده و بىآلايش يك خليفه، كه امپراطورى عظيمى را به دست با كفايت خويش اداره مىكرد، خبر مىدهد. از خانه تا مسجد بيست متر فاصله است و داخل آن از معمارى بسيار سادهاى برخوردار است. چندين اتاق در داخل آن براى هريك از فرزندان امام على عليه السلام؛ حسنين، زينب، امكلثوم و نيز همسر امام، ام البنين، ساخته شده است. محل غسل آن حضرت، محل جلوس امام حسن و امام حسين و چاه آب داخل منزل، را امروزه زائران و شيعيان آن امام همام زيارت مىكنند. (تصوير شماره 7/ 24)
به هنگام ايجاد شهر كوفه، علاوه برمسجد، قصرى براى حاكم شهر ساختند.
سعد بن ابى وقاص، نخستين حاكم كوفه، در 17 ق، قصرى در كنار مسجد احداث كرد كه قطر برجهاى آن 5/ 3 متر بود. از آن پس حاكمان كوفه در اين قصر ساكن شدند، به جز امام على عليه السلام كه در قصر و دار الاماره حضور نيافت و در مسجد و منزل خويش به اداره سرزمينهاى خلافت اسلامى پرداخت. امروزه پايههاى مخروبه دار الاماره در نزديكى
1) . همان جا.
خانه امام على عليه السلام ديده مىشود. بناى دار الاماره به صورت مربع با ضلعهاى 110* 110 متر و شاهد ماجراهاى فراوان و پند پذير بوده است. (تصوير شماره 8/ 24)
زيد بن على بن الحسين عليه السلام فرزند چهارمين امام شيعه عليه السلام است كه در دوران هشام به سال 121 ق قيام كرد و در محله كناسه كوفه بردار كشيده شد و يوسف بن عمرو ثقفى، حاكم كوفه، جنازه او را سوزاند و خاكسترش را به باد داد. براى زيد در همان محلى كه جنازهاش را آتش زدند در 15 كيلومترى شمال شهر كوفه آرامگاهى ساخته شد و برفراز آن گنبدى احداث گرديد.
شايان ذكر است در كوفه از نسل امام سجاد عليه السلام و امام حسن عليه السلام و امام كاظم فرزندان زيادى خاك شده و هر يك آرامگاهى دارند كه بيان آن موجب طولانى شدن سخناست. (1)255
1) . در اين مورد بنگريد كمونه حسينى، همان، 244- 250 وى حدود چهل تن از آن ها را با نام مكان دفن شان برشمرده است.
كربلا از شهرهاى مهم و زيارتى عراق است كه مشتاقان زيادى به عشق زيارت آن، در سرزمينهاى اسلامى روزگار مىگذرانند و برخى نيز توفيق ديدار آن را مىيابند.
بارگاه باشكوه سومين پيشواى شيعيان جهان و نواده گرامى رسول خدا صلى الله عليه و آله به اين شهر قداستى آسمانى بخشيده است. كربلا قبلهگاه عاشقان ثاراللَّه و سرزمين خون و شهادت است.
شهر كربلا بر كناره صحرا، در جنوب غربى رود خانه فرات و در ميان منطقهاى آبرفتى، كه به «سواد» مشهوراست، قرار دارد. در شمال غربى آن شهر تاريخى انبار، در شرق آن شهر باستانى بابل، در غرب آن صحراى غربى و در جنوب غربى آن شهر حيره، پايتخت مناذره، واقع است. (1)256 در زمانهاى پيشين، در نزديكى كربلا آبادىهايى به نام «العين» قرار داشت كه بسيار سرسبز و خرم بود و به همين سبب، كاروانهاى تجارى راه خود را از آن مسير انتخاب مىكردند. وجود رود فرات در نزديكى اين شهر، آن را در زمره يكى از حاصل خيزترين و سرسبزترين منطقههاى بين النهرين قرار داده است.
نخلستانهاى فراوان پيرامون آن، بااين رودخانه آبيارى مىشوند. (2)257 دركنار اين
نخلستانها، درختان و باغهاى ميوه اطراف شهر را تا چندين كيلومتر پوشش مىدهد.
مسافت كربلا تا بغداد و نجف 80 و تا تهران 980 كيلومتر است. اين شهر 549/ 402 نفر جمعيت دارد.
منطقه كربلاى قديم و اصلى، همگام و هم طراز با تمدن بين النهرين و بابل، از تاريخى كهن برخوردار است و در متون تاريخى از دوران بابل و آشور (هزاره اول قبل از ميلاد)، از آن به «آورى» ياد شده است. اين شهر در روزگار كلدانىها محل سكونت برخى از مسيحىها بود كه آن را «كور بابل»، به معناى پرستشگاه خداوند، مىناميدند؛ زيرا در آن جا معبدها و پرستش گاههاى بزرگى وجود داشت. (1)258 كربلا در روزگار ساسانيان، به هنگامى كه حيره مركز حكومت مناذره بود، اهميت ويژهاى يافت و به تابعيت دولت ايران در آمد. اهميت اين منطقه از آن رو بود كه برسر شاهراههاى تجارى حيره، انبار، شام و حجاز واقع شده بود. در عصر اسلامى، كربلا به وسيله خالد بن عرفجه، يكى از فرماندهان سعد بن ابى وقاص، فتح شد. او در 14 هجرى، پس از فتح كربلا، آن جا را پايگاه سپاه خود ساخت و لشكريان اسلام در آن شهر و نيز كوفه مستقر شدند.
طولى نكشيد كه پايگاه سعد نيز به شهر كوفه منتقل شد. (2)259 يكى از دلايلى كه نشان از قدمت اين منطقه در قبل از اسلام مىدهد، وجود تپهها و آثار ويرانههايى از عصر ساسانى در چند كيلومترى شمال غربى كربلاى كنونى و نزديك مرقد حر بن يزيد رياحى است كه امروزه به ظهيره يا عرقوب معروف است. آنجا را مكان اصلى و قديم كربلا دانستهاند. (3)260 در سال 36 ق، هنگامى كه امام على عليه السلام به سوى صفين حركت مىكرد، به كربلا
رسيد و چون نام آن را دانست فرود آمد، وضو ساخت و نماز گزارد و مشتى از خاك آن را برداشت، بوييد و گفت: «در اين سرزمين واقعهاى سخت رخ خواهد داد، در اين جا اردو مىزنند و در همين جا خونشان بر زمين ريخته مىشود، اين جا جاى بار افكندن و اردو زدن است. در اين جا مردانى كشته خواهند شد كه در روز رستاخيز بدون حساب به بهشت در مىآيند». (1)261 كربلا در دورههاى مختلف تاريخى، از عصر اموى تا عباسى و دوران تهاجم مغولان تا عصر حاضر، مورد توجه برخى از خليفهها و اميران قرار داشت.
و اين امر ناشى از ارادت و توجه آنان به مرقد مطهر امام حسين عليه السلام و يارانش بود. آنان همواره براى آبادانى و شكوه كربلا تلاشهايى داشتند و در دورههاى مختلف كه در صفحههاى بعد يادآور خواهيم شد به بازسازى، احيا، تعمير و تزيين آن حرم مطهر پرداختند.
اينسرزمين را به نامهاى گوناگونى خواندهاند كه اطلاق عام بر خاص است، از جمله:
همان گونه كه اشاره شد، منطقه قديمى كربلا در عصر تمدن بابل، به كور بابل (2)262 معروف بود و بعدها به صورت كربلا تغيير نام يافت. برخى نيز آن را واژهاى آرامى يا عبرى يا بابلى و برگرفته از «كرب وال» مىدانند كه نام معبد بوده و آن را پرستشگاه و حرم خداوند مىدانستند. (3)263 عدهاى نيز آن را از نام آرامى «كربلاتو»، (4)264 به معناى چيزى كه
1) . دينورى، الاخبار الطوال، 253.
2) . كور به معناى قريه و كور بابل يعنى مجموعه قريههاى بابل (جعفر الخليلى، موسوعة العتبات المقدسة، قسم الكربلاء ص 10 به نقل از علامه سيد هبة الدين شهرستانى). برخى نيز گفتهاند: «كور» جايى است كه آهنگر براى دميدن در آهن از شعلههاى آتش بهره مىبرد و «بابل» نيز به معناى صحراى گرم است. بنابراين، معناى كلى آن شعلههاى حرارت صحرا است. (آل طعمه، تاريخ مرقد الحسين والعباس، 20.)
3) . آلطعمه، همانجا به نقل از لغة العرب 5/ 178.
4) .utalabrak .
سر را با آن مىپوشانند، گرفتهاند. برخى نيز آن را از «كربل» به معناى نوعى گياه كه در آن جا فراوان مىرويد و يا از «كربله» به معناى نرمى و سستى خاك در زير پاها (1)265 و يا از واژه فارسى «كاربالا» يعنى كار بلند و والا يا آسمانى دانستهاند (2)266 كه در عصر ساسانيان رايج بود و آن واژه در حقيقت معرب است. هنگام ورود امام حسين عليه السلام به اين سرزمين، ايشان نام آن را پرسيد. در ميان نامها يكى كربلا بود، فرمود: «ارض كرب و بلا» و خواست از آن خارج شود كه نگذاشتند. (3)267 قديمىترين شعرى كه نام كربلا در آن آمده است شعر متعلق به معن بن اوس است كه عصر جاهليت را درك كرده است.
اذا هى حلّت كربلا فلعلعافجوز العذيب دوناً فالنوابى (4)268
«طف» به ساحل و كنارههاى رود در سمت خشكىگويند (5)269 و «طف البصره» به معناى بيابان و سرزمين بصره است. (6)270 به عبارتى ديگر «طف» در لغت به سرزمين عرب مشرف بر بيابان عراق اطلاق مىشود. (7)271 در متون تاريخى از كربلا به سرزمين طف ياد شده است كه امام حسين عليه السلام در آن جا به شهادت رسيد. (8)272 از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده است كه
1) . ابن منظور، لسان العرب، 1/ 86 واژه كربله؛ ياقوت حموى، معجم البلدان، 4/ 445؛ فراهيدى، كتاب العين 5/ 421. امروزه در جنوب شرقى كربلاى كنونى، منطقهاى به نام «كربله» وجود دارد كه همان منطقه قديمى و تاريخى كربلا بوده است. (آل طعمه، همان، 17).
2) . فراهيدى، كتاب العين، 5/ 433.
3) . ياقوت حموى، همان، 4/ 445؛ دينورى، همان، 252.
4) . جعفر الخليلى، همان، 17 به نقل از شيخ آقا بزرگ، الذريعة الى تصانيف الشيعة.
5) . طف الفرات، اى شطه (ابن منظور، همان، 9/ 231، فراهيدى، كتاب العين، 7/ 406
6) . ابن خياط، تاريخ خليفة بن خياط، 177.
7) . ياقوت حموى، همان، 4/ 36.
8) . دينورى، همان، 253؛ يعقوبى، تاريخ اليعقوبى، 2/ 231؛ خليفة بن خياط، همان جا. ابن طاووس، اللهوفعلى القتلى الطفوف.
فرمود: «جبرئيل مرا خبر داده است كه فرزندم حسين پس از من در سرزمين طف كشته مىشود، جبرئيل اين خاك را برايم آورده و به من خبر داده كه محل قتل او در همين خاك خواهد بود». (1)273
كربلا را به سبب سكونت طايفهاى به نام بنى غاضر، از قبيله بنى اسد، در نزديكى آن، غاضريه نيز مىنامند. (2)274 آن جا آبادى وسيع و پر رونقى بود كه در كنار فرات و در شمال كربلا قرار داشت و به آن متصل بود. (3)275 در حقيقت به همان مكانى اطلاق مىشد كه تقريباً اكنون حرم ابوالفضل عليه السلام است. (4)276 در متون تاريخى از شهادت امام حسين عليه السلام در راه غاضريه و آب بندى در كرانه فرات ياد شده است. (5)277 امام صادق عليه السلام در آداب زيارت امام حسين عليه السلام مىفرمايد: «هر گاه به سوى حائر آمدى از پل عبور كن و در فرات غسل نما و در غاضريه قدم بگذار». (6)278
نينوا شهرى تاريخى در مقابل موصل از سرزمين بابل است كه كربلاى قديم نيز جزو آن بوده است لذا قدمت آن به عصر تمدن بابل مىرسد. (7)279 اين شهر پايتخت دولت آشور و اين نام از اسامى آشورى است. (8)280 در دورههاى بعد، اين منطقه به قريهاى تبديل شد كه در نزديكى كربلاى قديم قرار داشت، (9)281 به اين سبب گاهى نام نينوا را كربلا و كربلا
1) . محسن الامين، اعيان الشيعه، 4/ 139.
2) . فراهيدى، كتاب العين، 4/ 265.
3) . ياقوت حموى، همان، 4/ 183.
4) . آل طعمه، تاريخ المرقد الحسين والعباس، 25. گفته مىشود امام حسين عليه السلام هنگام ورود به اين منطقه، زمينهاى پيرامون بقعه كنونى را از مردم نينوا و غاضريّه به مبلغ 60 هزار درهم خريد و آن را وقف مردم منطقه كرد به شرطى كه زائران او را سه روز اطعام و پذيرايى كنند (آل طعمه، همان، 26).
5) . ابو مخنف لوط بن يحيى، مقتل الحسين.
6) . جعفر ابن قولويه، كامل الزياره، 221.
7) . جعفر الخليلى، همان، 15
8) . يعقوبى، همان، 1/ 81، جعفر الخليلى، همان جا.
9) . ابن منظور، لسان العرب، 12/ 430؛ فراهيدى. همان 8/ 396.
را نينوا ناميدهاند و ياقوت حموى نيز كربلا را جزيى از نينوا مىداند. (1)282 امام حسين عليه السلام وقتى نام آن را كربلا شنيد، از نام ديگرش پرسيد. گفتند: نينوا است. همان موقع دستور داد كاروان بار گشايند و رحل اقامت افكنند. (2)283 امروزه، تپههايى باستانى در قريه نينوا از دوران تمدن بابلى خبر مىدهد كه به تپههاى تاريخى معروف هستند. (3)284
«عقر» در لغت به شكاف و فاصله ميان دو مكان گفته مىشود. (4)285 از آن جا كه اين مكان ميان بابل و كربلا (5)286 و نزديك به بابل بود، آن را عقر و عقر بابل مىخواندند. امام حسين عليه السلام هنگام ورود به اين منطقه، وقتى نام اين سرزمين را پرسيد، يكى از نام هايى كه گفته شد عقر بود و امام فرمود: «از عقر به خدا پناه مىبرم». (6)287 در متون تاريخى از اين مكان به نام عقر نيز ياد شده است. (7)288
ايننام ريشهاى مسيحى وسريانى دارد كه به قبرستان مسيحيان، واقع در شمال غرب كربلاى كنونى گفته مىشد. امروزه، اين قبرستان كنار درياچه سليمانيه، در محلهاى به نام «براز على» واقع شده و حسينيه ناميده مىشود. (8)289 امام حسين عليه السلام به اين نام اشاره كردهاند:
1) . ياقوت حموى، همان، نينوا.
2) . طبرى، همان، 6/ 232.
3) . آل طعمه، تاريخ مرقد الحسين والعباس، 22.
4) . فراهيدى، همان 1/ 151
5) . شهر جديد كربلا در 50 كيلومترى عَقْر قرار دارد.
6) . ياقوت حموى، همان، 4/ 136.
7) . ابن منظور، همان، 4/ 591؛ طبرى، همان، 11/ 54
8) . آل طعمه، تاريخ مرقد الحسين و العباس، 25.
«گويا مىبينم كه گرگان بيابانهاى ميان نواويس و كربلا، بند بند من را از هم مىگسلند». (1)290
به محل دفن نواده رسول خدا صلى الله عليه و آله در سرزمين كربلا، حائر يا حائر حسينى گويند.
«حائر» در لغت، اسم فاعل از حار- يحير است و به جايى گفته مىشود كه آب در آن جمع شود و بيرون نرود. (2)291 به عبارتى ديگر، به حوض يا مكانى گويند كه آب و مسيل آن از زمينهاى مجاور به سوى آن سرازير شود، اما آب در آن دور زند و فراگير نشود. اين نام و مخفف آن «حير» در متون تاريخى به كربلا (3)292 و حائر حسين، به مكان قبر و محدوده مزار امام حسين عليه السلام گفته شده است.
وجه تسميه آن چنين است كه وقتى متوكل دستور تخريب بارگاه و مزار امام حسين عليه السلام و شهيدان كربلا را صادر كرد به آن مكان آب جارى ساخت آب اطراف و دور تا دور قبر را فرا گرفت اما بر روى قبر جارى نشد. اين مكان شامل مركز اصلى حرم امام حسين عليه السلام و گنبد و ضريح ونيز مدفن شهيدان كربلا است. بر اساس روايتى از رسول خدا صلى الله عليه و آله، حائر حسين مكانى بسيار مقدس است و عبادت در آن جا فضيلت فراوان دارد.
آن حضرت به ابو سعيد خدرى فرمود: «در زير گنبد و قبه او (امام حسين عليه السلام) دعاها و خواستهها به اجابت مىرسد و تربت و خاك او شفا بخش است. خداوند پيشوايان معصوم را در نسل او قرار داده است». (4)293 براى كربلا نامهاى ديگرى هم ذكر شده است كه بيان آنها موجب طولانى شدن سخن است. (5)294
بر اساس روايت هايى از امام صادق عليه السلام، كربلا حرم امن الهى است. آن حضرت مىفرمود: «خداوند كربلا را حرم امن خويش انتخاب كرد و مكان قبر حسين عليه السلام، از هنگامى كه در آن دفن شد، باغى از باغهاى بهشت گرديد. آن جا همانند مسجد الحرام و
مسجد النبى صلى الله عليه و آله است و مسافر مىتواند نماز خود را تمام بخواند». (1)295 از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه «وقتى حسين عليه السلام به شهادت رسيد، هفتاد هزار فرشته غمگين و غبارآلود بر سر قبرش فرود آمدند. آنان تا روز قيامت بر حسين گريه و نوحه سرايى مىكنند». (2)296
پس از شهادت امام حسين عليه السلام، طايفهاى از بنى اسد پيكر آن امام و يارانش را در همان جايى كه محل شهادت آنان بود به خاك سپردند. برآمدگى هايى از خاك، كه نشانِ آن قبرهاى مطهر بود، نخستين بنايى است كه بر فراز آن ستارههاى درخشان بيابان طف نهاده شد. گفتهاند امام حسين عليه السلام هنگام ورود به طف، مكان قبر خود و يارانش را به شصت هزار درهم خريد و آن را صدقه قرار داد، به شرطى كه آنان قبر او را آباد كرده و از زائران او به مدت سه روز پذيرايى كنند. (3)297 اما نخستين بقعه و آرامگاهى كه بر فراز آن برآمدگىها ساختند، به دست مختار بن ابى عبيدة ثقفى، انتقام گيرنده خون شهيدان كربلا، بود. مختار پس از آن كه با سپاهيان خود، به فرماندهى ابراهيم بن مالك اشتر، سپاه عبيد اللَّه بن زياد را شكست داد و تمامى جنايت كاران آن حادثه را مجازات كرد، در 65 ق بر مزار آن شهيدان حاضر شد و شالوده نخستين بقعه و آرامگاه را بر فراز آن قبرها بنا نهاد و روى آنها يك ديوار و سقف آجرى با روكش گچ گذارد. در كنار آن نيز مسجدى ايجاد كرد كه دو در به سمت مشرق و مغرب داشت. (4)298 ظاهراً اين بنا به همان صورت تا پايان عصر بنى اميه و آغاز عصر بنى عباس باقى بود. از امام صادق عليه السلام در آداب زيارت
قبرامام حسين عليه السلام روايتى نقلشده است كه فرمود: «چونآهنگ زيارت قبرحسين عليه السلام را دركربلا داشتى در بيرون بايست و در قبر بنگر سپس به روضه وارد شو و در برابر آرامگاه در بالاسر بايست و آنگاه از درى كه در پايين پاى على بن الحسين عليه السلام است بيرون شو و به سوى شهيدان حركت كن سپس به راه خود ادامه ده تا به شهادتگاه ابوالفضل عباس بن على برسى، آن جا بر در سرپوشيده بايست و سلام ده». (1)299 با توجه به اين سخن امام صادق عليه السلام، كه در اين دوران يعنى آغاز عصر عباسى در قيد حيات بود، مىتوان گفت كه آن حضرت شخصاً آن بارگاه را ديده و به درهاى حرم اشاره كرده است.
در آغاز عصر عباسى، به هنگام خلافت سفاح، كنار مرقد امام حسين عليه السلام بناى سرپوشيده ديگرى ساخته شد. در دوران مهدى عباسى به سال 158 ق، بناى سرپوشيده قبلى از نو ساخته شد و مادر مهدى براى خادمان قبر سيد الشهداء حقوق ماهانهاى مقرر كرد. (2)300 اين بناى ساده دگر بار در دوران هارون الرشيد تخريب شد. او موسى بن عيسى، حاكم كوفه، را مأمور اين كار كرد تا با نيروهاى خود به كربلا برود و قبه و بناى يادشده را خراب كند. درخت سدرى را كه در آن مكان قرار داشت از ريشه قطع سازد و هر گونه اثرى را از آن خطه محو كند. (3)301 مأمون فرزند هارون، كه از معتزله بود و گرايش هايى به علويان داشت، در 193 ق بنايى زيبا بر قبر آن حضرت برپا كرد كه تا عصر متوكل همچنان باقى بود.
متوكل عباسى نخستين خليفهاى است كه با جسارت هر چه تمامتر براى محو آثار شهيدان كربلا تلاش كرد. او در 236 ق قبر امام، خانهها و سراهاى پيرامون آن را به كلى ويران كرد. حتى دستور داد تا زمين آن را شخم زنند و بذر بپاشند و بر قبر آب ببندند و مردم را از زيارت آن مقام باز دارند. (4)302 آب در اطراف قبر مطهر دور زد و از اين رو آن جا
به حائرالحسين معروف شد. اين واقعه را شيخ طوسى به نقل از شاهدى عينى توصيف كرده است. او مىگويد: «ديدم زمين و مكان مقبره امام حسين عليه السلام و شهيدان كربلا را شخم زدهاند و در آن نهرها جارى كردهاند، گاوها بر آن مىراندند و كشاورزان در آن كشت مىكردند و من خود به چشم خويشتن مىديدم كه چگونه گاوها وقتى براى شخم زدن به مكان قبر مىرسند از چپ و راست آن مىگذرند و هرچه بر آنها تازيانه مىزنند بر روى قبرها حركت نمىكنند». (1)303 اين اقدام ستم كارانه متوكل باعث بروز شورش در جامعه شد و عدهاى از درباريان، به فرماندهى فرزند متوكل، بر او شوريدند و او را به قتل رساندند.
منتصر پس از قتل پدر به خلافت رسيد و به جبران اقدامهاى نادرست پدر پرداخت. او بناى حرم را در 247 ق بازسازى و بناى با عظمتى، بر فراز قبر مطهر استوار كرد و مسجدو صحن و منارهاى را نيز براى راهنمايى زائران و نشان دادن آن مكان مقدس بنا نمود و مردم را به زيارت شهيدان كربلا تشويق كرد. از ديگر اقدامهاى مهم منتصر، بزرگداشت علويان و شيعيان بود كه دستور داد تا از تعقيب بنى هاشم و خاندان ابوطالب دست بردارند و زيارت قبرهاى آل ابى طالب را مانع نشوند. (2)304 وى هم چنين فدك را به فرزندان فاطمه (س) از اولاد امام حسن عليه السلام و حسين عليه السلام برگرداند و تعميراتى هم بر قبر امام على عليه السلام در نجف انجام داد. بر خورد مثبت او با علويان و زيارتگاه نجف و كربلا، عدهاى از سادات و نوادههاى امامان معصوم، به ويژه امام موسى بن جعفر و امام سجاد عليه السلام را به سوى آن سرزمينها سرازير كرد كه ابراهيم مجاب فرزند محمد العابد بن موسى عليه السلام در رأس آنان قرار داشت. (3)305 اين بنا تا عصر علويان طبرستان باقى بود و در 273 ق سقف آن فروريخت و رو به ويرانى نهاد. ده سال بعد، در 283 ق، محمد بن زيد علوى، از نوادههاى امام حسن مجتبى عليه السلام ملقب به داعى صغير و از حاكمان شيعى طبرستان، اين
بقعه و بنا را مرمت كرد. (1)306 اين كار را محمد ورد القطان انجام داد. او قبه با شكوهى بر فراز قبر سيد الشهداء ساخت و در مجاورت آن، دو ساختمان با سقف چوبى بنا كرد تا زائران بتوانند بالاى سر امام به زيارت بپردازند و زيارت در برابر رأس شهيدان آسان شود. (2)307 وى هم چنين حصار اطراف حرم را تعمير كرد. اين اقدام با دوران حكومت معتضد عباسى مصادف بود. ايامى كه وى با علويان و شيعيان هم چون منتصر روابط خوبى داشت.
محمد بن زيد، به تعمير و بازسازى مرقد امام على عليه السلام نيز اقدام كرد و خود به زيارت آن دو بزرگوار رفت و اوقافى براى آنان قرار داد.
در دوران آل بويه، به ويژه عصر حكومت عضدالدوله ديلمى، توجه و اهتمام زيادى به مرقد امامان و عتبات عاليات شد. اين پادشاهان شيعى و دوستداران اهل بيت تلاش و فعاليتهاى گستردهاى در توسعه، بازسازى و تزيين مقبرهها و زيارت گاههاى امامان و پيشوايان دين در سرزمينهاى مختلف اسلامى، به ويژه ايران و عراق، انجام دادند. عضد الدوله در 371 ق بنا و حرم بزرگ و باشكوهى براى سالار شهيدان ساخت و قسمتهاى زيادى از بنا را تجديد كرد. براى نخستين بار، در هر چهار سمت حرم، رواقها و شبستان هايى ساخت و قبه و رواقها را به زيبايى با هزينههاى فراوان تزيين كرد. او ضريحى را، كه از چوب ساج ساخته شده و با عاج تزيين شده بود، روى قبر آن امام نصب كرد و با پارچههاى گران قيمت ديباج قبر را پوشاند. (3)308 وى هم چنين مساحت حائر حسين را 2400 گام توسعه داد و دور و برِ حرم بازارها ساخت و در اطراف كربلا حصارى محكم و بلند ايجاد كرد، در آب رسانى براى مزرعههاى ساكنان كربلا تلاشى وافى به عمل آورد و موقوفههاى زيادى را براى اداره حرم اختصاص داد. دوران عضد الدوله با خلافت طائع، فرزند مطيع عباسى، مصادف بود. اقدامهاى عضد الدوله را عمران بن شاهين، يكى از اميران بطائح، (4)309 تداوم بخشيد و مسجد و رواق پشت روضه را بر رواقهاى موجود افزود كه به نام او، رواق عمران بن
شاهين، معروف شد- (1)310 اين رواق به سبب دفن ابراهيم مجاب به نام او نيز معروف است- مسجدى نيز در جوار اين رواق بنا كرد كه تا عصر صفوى پا برجا بود و درآن هنگام به حرم اضافه شد. تا چندى پيش بخشى از آن برجاى مانده و مخزن فرشهاى حرم بود كه در پشت ايوان معروف به ناصرى قرار داشت. (2)311 در زمان سلطان الدوله ديلمى، هنگامى كه حرم مطهر دچار آتش سوزى شد، وزير شيعى اين پادشاه، ابو محمد حسن بن فضل معروف به ابن سهلان رامهرمزى، به تعمير آن اقدام كرد. او در 407 تا 412 ق به بازسازى و نوسازى حرم مطهر، رواقها و گنبد آن پرداخت. (3)312 ابن بطوطه اين بنا را در 727 ق به چشم خود ديده و در سفرنامهاش توصيف كرده است. (4)313 او هم چنين ديوار و قلعه محكمى براى شهر ساخت تا امنيت مردم را از هجوم دشمن تأمين كند. اين ديوار دروازههاى آهنى سنگينى داشت. (5)314 اما جريان آتش سوزى حرم در آن سال، به سبب افتادن دوشمع از شمعهاى حرم برروى فرشها بود كه آتش به سرعت به پردهها و رواقها و گنبد سرايت كرد و تنها ديوارهاى حرم و بخشى از حرم و مسجد عمران بن شاهين از تخريب در امان ماند. (6)315 در عصر سلاجقه، به هنگام حكومت سلطان ملك شاه سلجوقى، به سال 479 ق وزير شيعى او، مجدالملك براوستانى، ديوار اطراف حرم يا حائر حسين را بازسازى كرد. او به همراه سلطان ملك شاه به زيارت آن حضرت رفت و آن خدمت را انجام داد. (7)316 در اين دوران يكى از شورشىها به نام خفاجه به سال 489 ق كربلا را دست خوش تاخت و تاز قرار داد، حرم حسينى را غارت كرد و زائران را به قتل رساند. سيف الدوله، فرمانرواى حلب و مؤسس
1) . موسوى الزنجانى، جوله فى اماكن المقدسه، 1405، 83.
2) . سلمان هادى آل طعمه، تاريخ مرقد الحسين و العباس، 80.
3) . ابن جوزى، المنتظم، 7/ 283.
4) . ابن بطوطه، سفرنامه، 270.
5) . مدرسى، شهر حسين، 255.
6) . ابن اثير، الكامل فى التاريخ، 9/ 122؛ ابن جوزى، المنتظم، 7/ 283.
7) . ابن جوزى، همان، 8/ 174؛ موسوى الزنجانى، همان، 84
سلسله حمدانيان، كه نقش مؤثرى در جهاد با بيزانس و مسيحيان در آزاد سازى بيت المقدس ايفا كرد، شخصاً با سپاهيانش به كربلا آمد و پس از محاصره خفاجه، او را به قتل رساند و امنيت مردم را برقرار و خسارت و زيانهاى وارده به شهر و حائر حسين را جبران كرد. (1)317 در دوران خليفه الناصر لدين اللَّه عباسى، وزير شيعى او مؤيد الدين محمد قمى، بنايى را كه ابن سهلان ساخته بود تزيين و بخشى از آن را در 620 ق تعمير كرد. او صندوق چوبى بر روى قبر قرار داد و آن را با پارچههاى زيبا و حرير پوشاند و ديوارهاى حرم و رواقها را با چوب ساج تزيين كرد. (2)318
با تهاجم هولاكو خان مغول به بغداد، خلافت عباسى در 656 ق بر افتاد. مغولها در آن تهاجم، حرمت مكانها و شهرهاى مقدس را حفظ كرده و هيچ تعرضى نسبت به آنها انجام ندادند. بنايى كه ابن سهلان در ابتداى قرن پنجم ساخته بود تا پايان قرن هشتم همچنان استوارى و استحكام خود را حفظ كرد. و حدود سه قرن، بدون آن كه بازسازى جدّى بر روى آن صورت بگيرد، همچنان پا برجا ماند.
حدود يك سده پس از هجوم مغولها، در 767 ق، سلطان اويس مؤسس سلسله جلايريان، كه از دست نشاندههاى ايلخانان مغول بود، حرم را تعمير و بازسازى كرد.
دوفرزند او به نامهاى سلطان حسين و سلطان احمد نيز در اين بازسازى نقش داشتند.
تاريخ اين بنا و تعمير آن در بالاى سر حرم مطهر، در قسمت جنوب غربى، محلى كه به نام «نخله مريم» مشهور است، بر روى ستونى كنار محراب ثبت شده بود. اين تاريخ تا سال 1216 ق محفوظ ماند و در آن سال پس از تهاجم و غارت وهابيان محراب و آثار آن محو شد. (3)319 در اين بازسازى بناى مسجد و حرم نوسازى شد، گنبدى نيم دايرهاى بر فراز ضريح قرار گرفت كه بر چهار طاق در چهار سمت استوار بود و سمت بيرونى هر يك از
اين طاقها را رواقى تشكيل مىداد. اين گنبد، به لحاظ شكل هندسى، زيبا و بسيار ماهرانه ساخته شدو تجلى معمارى اسلامى بود. (1)320 نحوه قرار گرفتن گنبد و رواقها به گونهاى بود كه گردش زائران به دور ضريح و مزار شهيدان ممكن بود ولى امروزه چنين امكانى براى زيارت مزار آنان نيست.
فرزندان اويس جلايرى از آثار خود كتيبههاى ديگرى هم بر جاى گذاشتند از جمله كتيبهاى به پهناى شصت سانتى متر بر روى ديوار حرم ثبت است و حكم «اويس بن ...» در آن به چشم مىخورد. اين كتيبه بر لايه زيرين ديوار جديد قرار دارد كه براى تقويت ديوار قديمى روى آن ساخته شده است.
سلطان احمد جلايرى، هم چنين، ايوان روبه روى صحن، معروف به ايوان طلا، و مسجد صحن، واقع در اطراف حرم را ساخت. در آن دوران، آينه و خاتم كارىها و كاشىهاى كاشانى با منظرههاى طبيعى اوج معمارى اسلامىرا در رواقها و حرم به نمايش گذاشت. كتيبهاى از كاشى با آيه و سورههاى قرآن كريم، به خط ثلث، بر روى ديوار رواقها جلوه زيبايى به حرم بخشيد. (2)321 به فرمان سلطان احمد، دو گل دسته حرم نيز با آجرهاى زرد كاشانى تزيين و تاريخ بنا بر ساقه منارهها به زبان فارسى و در قالب حروف ابجد (عدد 793) ثبت شد. (3)322 غازان خان و اولجايتو، از ايلخانان مسلمان و شيعه مغول، به زيارت كربلا رفته هديههاى فراوانى به آن بقعه و بارگاه تقديم كردند. ارغون شاه نيز با كندن كانال و مجراهايى آب فرات را به داخل كربلا هدايت كرد تا كار كشاورزى رونق يابد و بناهاى متبركه آن سامان آبادانى گيرد. (4)323 اولجايتو، كه نام مسلمانى اش سلطان محمد خدابنده بود و به شيعه گرايش يافت، قصد آن داشت تا قبر امام حسين عليه السلام و امام على عليه السلام را از كربلا و نجف به ايران و پايتختاش سلطانيه منتقل سازد لذا گنبد و مقامى در سلطانيه، نزديك زنجان، بر پا كرد و مكانى را براى دفن جنازههاى انتقالى قرار داد. اما عالمان
شيعه او را از اين كار بازداشتند و حرمت نبش قبر را براى او بيان كردند و او از اين تصميم منصرف شد. ابنبطوطه، كه در اين دوران به شخصه حرم و بقعه مبارك را ديده است، از قنديل هاى زرين و سيمين بر روى ضريح و پردههاى حرير بر درهاى آن سخن مىگويد. (1)324 در 904 ق، قبل از آغاز حكومت صفويه، وقفنامهاى به آن تاريخ روى سنگى در داخل ضريح مزار شهيدان قرار داشت كه در سالهاى اخير كشف شده است.
در اين سنگنبشته وقفنامه فردى به نام شيخ امينالدين مبنى بر وقف زمينها و املاك مجاور زمينهاى جعفريات در شمال حرم امام حسين عليه السلام ثبت شده است. (2)325 پادشاهان صفوى، كه ترويج كننده مذهب تشيع بودند، در بسيارى از سرزمينهاى زير سلطه خويش به تعمير و ساخت بناهاى مربوط به امامان شيعه و امامزادهها و سادات و تكريم آنان پرداختند. شاه اسماعيل صفوى، مؤسس سلسله صفوى، از كسانى بود كه در اين راه تلاش زيادى كرد. او در 914 ق به تزيين حرم امام حسين عليه السلام پرداخت. (3)326 صندوقى از خاتم بسيار نفيس و گران بها روى قبر مطهر قرار داد و تمامى رواقهاى حرم را با فرشهاى گران بهاى ايرانى پوشاند و دوازده چلچراغ شيشهاى و طلايى، از جنس طلاى خالص، به حرم تقديم كرد. از جمله كارهاى مهم شاه اسماعيل در تزيين حرم، طلا و آينه كارى رواقها و آرايش حرم با سنگهاى مرمر و رخام در 920 ق بود كه قبل از آن به صورت گچ و آجر بود. (4)327 او همچنين دستور داد حاشيههاى ضريح را طلاكارى كنند.
شاه عباس صفوى از ديگر پادشاهان صفوى است كه در تزيين حرم اقدامهاى شاه اسماعيل را تداوم بخشيد. او ضريح مسى بر قبر مطهر ساخت و آن را با پردههاى حرير قيمتى پوشاند. گنبد حرم را از قسمت نماى خارجى نوسازى كرد و از داخل نيز با
كاشىهاى زيبا به آن زينت داد. مال فراوانى در اختيار متولى و خادمان حرم قرار داد (1)328 و صندوق زيبايى بر قبر مطهر نصب كرد كه تاكنون باقى است. (2)329 شاه صفى نيز ضمن زيارت حرم، دستور داد مسجد پشت سر را توسعه داده، رواق شمالى را بنا كردند كه به رواق شاه معروف شد. هم چنين به دستور او ديوار صحن از سمت شمال خراب شد و مساحت آن گسترش يافت. اين كار را وزير شاه صفى به نام قزاق خان بيگلربيگى انجام داد. او در سراسر ديوار شمالى حجره ساخت و مقابل هرحجره ايوانى ايجاد كرد كه با كاشىهاى گران بهايى تزيين شده بود. اين ايوان به «صافى صفا» معروف است. (3)330 شاه سليمان صفوى در 1048 ق به توسعه مسجد پشت سر و صحن از سمت شمال و احداث رواق شمالى پرداخت. راضيه سلطان بيگم دختر شاه سلطان حسين نيز هزينهاى براى تعمير و تزيين ضريح مطهر تقديم كرد. (4)331 نادر شاه افشار در 1135 ق بودجه فراوانى براى نوسازى حرم امام حسين عليه السلام اختصاص داد و خودش كربلا را زيارت كرد و فرمان داد بناهاى موجود را تزيين كنند.
او هديههاى گران بهايى به گنجينه حرم هديه كرد. (5)332 پادشاهان عثمانى نيز با وجود داشتن مذهب تسنن به مقبرهها توجه ويژهاى داشتند و چون در آن دوران كربلا و ديگر شهرهاى عراق زير سلطه پادشاهان عثمانى بود، آبادانى آن شهر را وجهه همت خود قرار مىدادند؛ سلطان سليمان قانونى پس از زيارت بقعه امام حسين عليه السلام به مرمت و سفيد كارى و گچ كارى خارجى گنبد دستور داد. او براى جبران خسارتهاى مردم كربلا و جلوگيرى از طغيان رود فرات سدى ساخت كه به سد سليمانيه معروف شد. اين كار به دنبال فعاليتهاى آبادانى غازان خان در كربلا صورت گرفت. او دستور داد محصول زمينهاى آبيارى شده با اين سد به فقيران كربلا اختصاص يابد. (6)333
بعدها سلطان مراد سوم عثمانى نيز على پاشا، والى بغداد، را مأمور نوسازى آستانه كرد.
عمدهترين بازسازىها و توسعه و تزيين حرم در عصر قاجار صورت گرفت كه اثرهاى آن همچنان تا عصر حاضر باقى مانده است. نخستين اقدام، طلا كردن گنبد به دستور آقامحمد خان قاجار در 1211 ق بود. (1)334 دو سال بعد، حرم از سمت شمال توسعه يافت و ديوار حائل مسجد شمالى و روضه برداشته شد. اين كار را سيد محمد مهدى شهرستانى انجام داد. در 1216 ق، حرم دست خوش تجاوز و هجوم وهابيان قرار گرفت و ضريح و رواق آن ويران شد و اشياء نفيس آن به غارت رفت. وهابيان، به رهبرى سعود، كه از انديشههاى محمد بن عبد الوهاب مؤسس مذهب وهابيت پيروى مىكردند، حرم پيامبر صلى الله عليه و آله را در مدينه و بقيع غارت كردند و مزار و بارگاه بقيع و شهيدان احد را ويران ساختند. آنان در آن سال با حدود دوازده هزار نيروى نظامى به شهر مقدس كربلا هجوم آوردند و سه هزار نفر از ساكنان و زائران را به قتل رساندند. (2)335 در 1217 ق حرم از سمت غربى گسترش پيدا كرد و مزار سيد ابراهيم مجاب در داخل رواق و شبستان قرار گرفت.
اين كار را سيد على طباطبايى صاحب رياض انجام داد. اين دو بزرگوار حرم را از شرق و شمال با ادغام مزار شهيدان و مسجد شمالى و اندكى نيز از سمت جنوب وسعت بخشيدند. (3)336 در اين دوران محمد حسين خان يزدى، بر اساس كتيبهاى كه از خود به جاى گذاشته، ظاهراً تعميراتى را در قبر مطهر انجام داده است. در مقابل چهار گوشه قبر شريف اين عبارت ديده مىشود: «وافقه الموفق بتوفيقات الدارين ابن محمد تقى خان اليزدى، محمد حسين، سنه 1222 ق».
در سالهاى 1227 و 1250 ق فتحعلى شاه قاجار به نوسازى بناى فرسوده حرم پرداخت و پوشش طلاى گنبد آن را بازسازى كرد. او ضريح نقرهاى جديد براى قبر مطهر ساخت و داخل ايوان گنبد را طلا كارى كرد و تمامى آن چه را كه وهابيان تخريب كرده بودند، بازسازى كرد. نماينده او در اين طرح ابراهيم خان شيرازى بود. او هم چنين در 1232 ق، فرمان داد تا روى ضريح مسى مرقد، كه شاه عباس ساخته بود، ضريح نقرهاى بسازند و صندوق خاتم روى مرقد را با چوب ساج روكش كنند. اين صندوق را هم آقا محمد خان نصب كرده بود. در اين دوران، كربلا ديوارى محكم با چهار دروازه داشت؛ 1) دروازه بغداد در شمال كربلا 2) دروازه خيمهگاه در جنوب 3) دروازه نجف اشرف در مشرق 4) دروازه حُرّ در مغرب. (1)337 در 1285 ق، ناصرالدين شاه نيز كوششهايى براى توسعه، ترميم و تزيين بقعه انجام داد. (2)338 او خود به زيارت عتبات آمد و شرح كامل اين سفر را در سفرنامه عتبات خود نگاشت. (3)339 وى صحن را از سمت غربى آن توسعه داد و گنبد و بخشى از پوشش طلاى آن را بازسازى كرد. هم چنين ايوان بزرگى را در سمت قبله احداث كرد كه به نام خود او، ايوان ناصرى، مشهور شد. اين كار را شيخ عبد الحسين تهرانى انجام داد. در همان دوران داخل حرم تعمير و حجرههاى صحن از نو ساخته شد. (4)340 در 1296 ق احمد معمار نامى بر ايوان بيرونى ديوار رواق غربى، مقابل پنجره فولاد، تعميراتى انجام داد و بالاى پنجره كتيبهاى با اين عنوان از خود به جاى گذاشت:
«عمل اوستاد احمد المعمار 1296 ق».
در 1300 ق صحن امام حسين عليه السلام و نيز كاشى كارى رواقهاى سه گانه شرق، غرب و شمال توسط عبداللَّه بن قوام با كمك مالى محمد صادق تاجر شيرازى اصفهانى الاصل انجام شد و كتيبهاى به همين مضمون بر بالاى مقبره شمالى، يعنى مقابل ضريح امام، با تاريخ 1300 ق به يادگار ماند. از آن زمان تا 1360 ق، توسعه و بازسازى چندانى در حرم
صورت نگرفت. ولى بعد از آن تا عصر حاضر، همواره تلاشها و اقدامهاى فردى و متفرقهاى براى تزيين، توسعه و بازسازى حرم انجام شده است از جمله در 1360 ق سيفالدين طاهر، از متمولان هند، يكى از منارهها را كه خراب شده بود از نو ساخت و سپس هر دوى آن را طلا كارى كرد. در 1367 ق، خانهها و مدرسههاى دينى مجاور صحن از جمله جامع يا مدرسه ناصرى تخريب شد كه آن را ناصرالدين شاه در 1301 ق ساخته بود و در سمت غربى صحن امام حسين عليه السلام قرار داشت. از شمال به مدرسه زينبيه و درب ساعت و از جنوب به مدرسه صدراعظم نورى، معروف به صدر، متصل بود. اين مسجد و دو مدرسه را عبدالرسول خالصى تخريب كرد. (1)341 براى اين تعميرات، كاميون هايى حامل 55 تن سنگ مرمر از يزد از سوى سيد محمدآقا يزدى و مصطفوى و شصت كاميون از طرف جمعى از بازرگانان تهران ارسال شد. اين مرمرها همه در كف حرم مطهر و تمامى ديوارهاى داخل آن تا ارتفاع سه متر كار گذاشته شد و در 1368 ق عمليات روكارى با سنگ مرمر به پايان رسيد. (2)342 در اين توسعه، علاوه بر مدرسهها، آثار ديگرى از جمله جامع رأسالحسين و مقام رأسالحسين، مدرسه و مسجد سردار حسن خان، كه محمد حسن خان قاجار پدر آقا محمد خان در 1180 ق ساخته بود، همه به دستور عبدالرسول خالصى ويران شد. هم چنين تكيه بكتاشيه، (3)343 ورودى باب قاضى الحاجات و مأذنههاى مزار پادشاهان آل بويه تخريب شد. تمامى اين تخريبها به منظور ايجاد يك فلكه بود كه پشتوانه علمى و تاريخى و آثار فرهنگى را اين گونه دست خوش تخريب قرار داد. (4)344 در 1370 ق، مرحوم صبرى هلالى به خطاطى آيههاى قرآن (سوره دهر) بر حرم پرداخت. ضلع شرقى حرم در اين سال ساخته شد و ايوانها و طاقها نيز با
كاشىهاى زيبا و نفيس تزيين گرديد. يك سال بعد، بناى گنبد و پوشش طلاى آن مرمت شد و در 1373 ق، سقف رواقهاى حرم به طور كامل بازسازى و كاشىهاى معرّقى از اصفهان زينت بخش حرم شد و قسمت بالاى ايوان ناصرى طلاكارى شد. ده سال بعد، هيأت نوسازى حرم، نماى ديوارهاى بيرونى حرم را با سنگهاى ايتاليايى و ايوانها را با كاشى تزيين كردند.
در سال 1388 ق ستونهاى سنگى از ايران وارد شد. سقف قديمى ايوان را برداشتند و ستونها را نصب كردند. اين كار دو سال به طول انجاميد و پس از آن به بناى جديد ايوان طلا پرداختند. در 1394 ق طرح نوسازى و هماهنگ سازى صحن شريف تدوين شد. اين طرح شامل احداث مجدد ايوان، خراب كردن ضلع غربى صحن و تزيين ديوارها با كاشى بود كه اجراى آن تا 1396 ق طول كشيد. (1)345 هم اكنون سير مراحل توسعه و بازسازى حرم و بقعه شريف حسينى ابعاد و زاويههاى حرم را اين گونه روشن ساخته است:
صحن حرم امام حسين عليه السلام محدوده مستطيلى شكلى را در بر مىگيرد كه ضلع شمال به جنوب آن از سمت بيرون 125 و ضلع شرق به غرب آن 95 متر است. اين محدوده همه بناهاى حرم را در خود جاى داده و در داخل يك صحن به مساحت 385 متر مربع قرار دارد. حرم و بقعه در وسط اين صحن قرار دارد كه با كاشىهاى گران قيمت پوشانده شده است. ارتفاع حرم دوازده متر، طول دو ضلع شمالى و جنوبى 55 متر و طول ضلع شرقى و غربى آن 445 متر است. حاشيه ديوارهاى حرم از سمت بيرون با آيههاى قرآن تزيين شده است. طول حرم 40/ 10 و عرض آن 10/ 9 متر است. كف داخل آن سنگ مرمر است و ديوارها نيز كاشى كارى شده و به آيههاى قرآن؛ سوره هلاتى، يس و سورههاى كوچك با خط ثلث سفيد در متن كاشى لاجوردى مزين شده است. اين تزيينها در سالهاى 1363 تا 1369 ق انجام گرفت كه در صفحههاى پيشين به آن اشاره شد. (تصوير شماره 25 و 26)
1) . آل طعمه، همان، 90- 92.
در عصر آل بويه، عضد الدوله براى نخستين بار در 371 ق ضريحى از جنس چوب ساج و تزيين شده با عاج را روى قبر امام حسين عليه السلام نصب كرد و قبر را با پارچههاى گران بهاى ديباج پوشاند. (1)346 در 620 ق مؤيدالدين محمد قمى، وزير شيعى الناصر لديناللَّه عباسى، صندوقى از چوب بر روى قبر قرار داد و آن را با پارچههاى گران قيمت پوشاند. (2)347 شاه اسماعيل صفوى در 932 ق صندوق بسيار زيبايى از خاتم بر روى قبر نهاد. پس از آن، شاه عباس صفوى براى نخستين بار، ضريحى از مس بر فراز قبر و روى صندوق ياد شده گذاشت و ضريح را با پردههاى حرير قيمتى پوشاند. (3)348 در 1153 ق، گوهرشاد خانم، دختر سلطان حسين صفوى و همسر نادر شاه، صندوقى از خاتم بر روى قبر گذارد. گفتهاند صندوق كنونى همان صندوقى است كه همسر نادر شاه روى قبر قرار داده بود. (4)349 برخى نيز گفتهاند اين صندوقى است كه شاه طهماسب صفوى در 1123 ق به حرم هديه كرده است. اين صندوق در اثر تهاجم وهابيان در 1216 ق آتش گرفت و بخشى از آن سوخت. در 1225 ق به توصيه شيخ جعفرآل كاشف الغطاء و به دستور «خان جان» قاجارى صندوق را با پوششى از نقره ترميم كردند و با پارچه حرير پوشاندند. (5)350 روى صندوق به اين موضوع چنين اشاره شده است:
«بعد تكسير اعداء اللَّه فى سنة 1216 ق قام بتجديده خان القاجار 1225 ق كتبه صالح الكلكاوى».
آقا محمد خان نيز ضريحى از نقره بر فراز قبر نصب كرد (1)351 و درهاى ورودى را، كه از رواق به داخل حرم باز مىشد، با نقره تزيين نمود. (2)352 پس از چندى، ناصرالدين شاه، كه به شخصه به زيارت كربلا مشرف شده بود، دستورهايى براى تعمير و بازسازى حرم صادر كرد؛ ضريحى از نقره ساخت و آن را روى قبر گذاشت. بدين گونه قبر مطهر داراى دو ضريح بيرونى و داخلى شد. نام هديه كننده ضريح بيرونى، يعنى ناصرالدين شاه، بر آن ثبت شده است. روى درِ آن، پنجره نقرهاى كوچكى است و بر بالاى آن اين عبارت ديده مىشود: قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله «الحسن و الحسين سيدى شباب اهل الجنه و ابوهما خيرٌ منهما» اين ضريح، ضريح مسين شاه عباس را در خود جاى داده است. (3)353 ناصر الدين شاه كه خود داخل آن شده، ضريح و قبر را چنين توصيف مىكند: «من و ميرزا حسن كليد دار جسارت كرده توى ضريح حضرت رفته از ضريح هم درب كوچك ديگر بود ميرزا حسن باز كرد، شمعى در دست داشت دور قبر منور با آجر فرش شده بود كه پا روى آجر گذاشته شود. مناز طرفى ميرزا حسن از طرفى به زحمت زياد رفتيم. ميرزا حسن متصل شمع را كج مىكرد. من از دست او گرفتم. من به طور عجيبى روى آجرها نشسته بودم جا تنگ بود. سرم به تخته ضريح مىخورد. جاى نشستن تنگ و بسيار مشكل بود. ميرزا حسن تخته روى قبر مطهر را كشيد. دست برده دو سه مشتى تربت صحيح از روى قبر مطهر برداشتم». (4)354 در پايين پاى آن، ضريح ديگرى متصل به ضريح بيرونى قرار گرفته كه به على اكبر، فرزند دلاور امام حسين عليه السلام، تعلق دارد. در 1355 ق، سيفالدين طاهر، از داعيان اسماعيلى، پنجرهاى از نقره براى مرقد مطهر ساخت و آن را از هند به كربلا فرستاد كه بر بالاى آن نوشته شده بود:
«ان الداعى الى حب آل محمد الطاهر بن ابى محمد الطاهر سيف الدين نجل سيدنا
محمد برهان الدين من بلاد الهند سنه خمس و خمسين و ثلثمائة بعد الالف 1355 ق». (1)355 در 1360 قاستاد محمد صنيع خاتم شيرازى، از استادان برجسته خاتم كارى، صندوق مطهر را تعمير كرد.
در طول تاريخ، همواره پادشاهان و بزرگان، چراغ دانهاى گران قيمتى از طلا و نقره به داخل ضريح مبارك هديه مىكردند. يك جفت شمعدان طلاى بسيار بزرگ از سوى سلطان عبدالمجيد خان عثمانى به حرم هديه شده است. بعضى از قنديلهاى آويزان شده از جنس طلا و نقره، از هند و جاهاى ديگر آمده است. (2)356 امروزه طول ضريح مطهر به پنج پنجره و عرض آن نيز به چهار پنجره تقسيم مىشود. هر قسمت هشتاد سانتى متر عرض دارد. اما بخشى كه مرقد على اكبر عليه السلام در آن است، يعنى پايين پاى آن حضرت، از ضريح تنها يك بخش و از طول دو بخش را در بر مىگيرد. طول ضريح مرقد امام حسين عليه السلام 5/ 5 و عرض آن 5/ 4 متر است و طول آن قسمت كه قبر على اكبر عليه السلام را در خود جاى داده 6/ 2 و عرض آن 4/ 1 متر است. ارتفاع ضريح به 5/ 3 متر مىرسد و بر بالاى آن در چهار گوشه، چهار گويچه شكلى است كه طول هر يك نيم متر و زر اندود است. (3)357 بر روى ضريح، ديوارهاى صحن، حرم و گل دستهها آثارى از گلوله ديده مىشود كه حاصل تهاجم نيروهاى بعثى به شيعيان متحصن در مرقد در 1370 ش است. اين شيعيان عليه حكومت وقت قيام كرده بودند.
بربالاى سر مبارك آن حضرت، بيرون ضريح، سنگ قهوهاى رنگى به نشانه جايگاه دفن سر آن حضرت نصب است. برخى گفتهاند شمر ملعون سر مبارك امام عليه السلام را روى آن جدا كرد. بر اساس روايتهاى موجود، امام سجاد عليه السلام سر مبارك امام حسين و برخى از شهيدان را به كربلا بازگرداند و در كنار جسدهاى پاكشان به خاك سپرد. بر اساس روايتى ديگر، سر مبارك امام در بالاى قبر پدر بزرگوارش امام على عليه السلام در نجف دفن شده است. امام صادق عليه السلام در اين مكان نماز مىگزارد و توصيه مىكرد كه بر سر
مبارك امام حسين عليه السلام، در اين مكان نماز گزارده شود (1)358 برخى نيز گفتهاند سر آن حضرت را به عسقلان مصر بردند و در آن جا دفن كردند. امروزه، در شهر قاهره در مسجدى به نام مسجد الحسين عليه السلام ضريحى با عنوان رأس الحسين قرار دارد كه مردم آن شهر پيرامون آن دعا و زيارت مىخوانند و سوم شعبان، روز تولد امام حسين عليه السلام، را ده روز جشن مىگيرند و احترام خاصى به اين مكان مىگذارند.
محل دفن جوان شجاع و دلاور امام حسين عليه السلام در پايين پاى آن حضرت است.
ضريح امام حسين عليه السلام، چنان كه شرح آن در صفحه هاى پيشين رفت، به صورت شش ضلعى است كه دو ضلع پايين آن به على اكبر و شهيدان بنى هاشم تعلق دارد. اين قسمت به ضريح بيرونى قبر امام حسين عليه السلام وصل شده و 6/ 2 متر طول و 4/ 1 متر عرض دارد. بنابر اين از عرض يك بخش و از طول دو بخش را در بر مىگيرد و دو ضلع از آن را به خود اختصاص مىدهد. (تصوير شماره 27)
مزار شهيدان بنى هاشم در كنار مزار على اكبر و پايين پاى مبارك امام حسين عليه السلام قرار دارد. بر اساس روايات، بنى اسد وقتى شهيدان را به خاك سپردند جنازههاى شهيدان بنى هاشم را، كه در يك خيمه توسط امام حسين عليه السلام جمع آورى شده بود، پايين پاى آن حضرت دفن كردند و سپس چند متر پايينتر از آن ديگر شهيدان كربلا، غير از بنى هاشم، را به خاك سپردند. (2)359
تمامى شهيدان كربلا، به جز حضرت ابوالفضل، حربن يزيد رياحى و حبيب بن مظاهر، در نزديكى قبر حضرت امام حسين عليه السلام به خاك سپرده شدهاند و قبرهاى آنان در
سمت جنوب شرقى ضريح امام حسين عليه السلام، به فاصله چند مترى آن قرار دارد. اكنون اين قبرها، كه در داخل يك اتاقك دوازده مترى و حاوى صندوق خاتم است، پنجرهاى از نقره به طول پنج متر دارد و آرامگاه را مشخص مىكند. بر بالاى اين پنجره، اسامى حدود 120 تن از شهيدان كربلا، همراه با زيارت نامه مخصوص بر روى كتيبهاى از كاشىهاى آبى نقش بسته است. قبل از توسعه جديد حرم، يعنى تا 1213 ق، اين قبرها بقعهاى جداگانه داشت و از حرم امام حسين عليه السلام مستقل و مجزا بود به گونهاى كه طواف پيرامون آن ميسر بود. سخن ابو حمزه ثمالى اين مطلب را تأييد مىكند: «سپس از حرم مطهر خارج شو و در مقابل قبور شهدا بايست». (1)360 كسانى كه قبل از توسعه آن را ديدهاند توصيف شان به همين گونه است. (2)361 در 1213 ق، عمليات توسعه جديد آغاز شد و به دليل زياد بودن زائران و تنگىِ مكان زيارت، سيد على طباطبايى و آيت اللَّه شهرستانى براى تأمين رفاه زائران ديوار آن بقعه را برداشتند و راهروى درِ ورودى رواق جنوبى به مزار شهيدان را بستند و در قسمت شمالى آن، ضريحى از چوب ساج قرار دادند سپس ديوار حائل را برداشتند و آن را به حرم متصل كردند. با اين كار امكان طواف پيرامون مزار شهيدان از بين رفت اما فضاى زيارتى مناسبى ايجاد شد. در 1230 ق از سوى ملا محمد صالح برغانى ضريحى از برنج با كتيبه نقرهاى حاوى شعرهاى محتشم كاشانى بر آرامگاه شهيدان نصب شد و صندوقى از خاتم نيز در داخل آن قرار گرفت. در اوايل قرن چهاردهم، انيسالدوله، همسر ناصرالدين شاه، ضريح نقرهاى به طول حدود 80/ 4 در پنج شبكه و ارتفاع 70/ 1 براى آرامگاه شهيدان تقديم كرد. اين ضريح به جاى ضريح قبلى نصب شد و هم اكنون نيز در همان مكان باقى است. در 1361 ق صندوق خاتم كارى اين آرامگاه به كوشش محمد صنيع خاتم شيرازى تعمير شد و ديوارهاى مجاور ضريح را هنرمندان تواناى ايرانى آينه كارى كردند. (3)362 (تصوير شماره 28)
ضريح و روضه امام حسين عليه السلام از چهار سو به وسيله رواق هايى بسيار زيبا و وسيع احاطه شده است. هر يك از اين رواقها حدود چهل متر طول و حدود پنج متر عرض دارد و ارتفاع ديوارههاى آن نيز به دوازده متر مىرسد. اين رواقها، هر يك، به نامى خاص معروف اند. بانى اوليه برخى از آنها عضدالدوله ديلمى است كه در دورههاى بعد ترميم، بازسازى و تزيين شده است.
1- 4- رواق غربى (رواق ابراهيم مُجاب)
اين رواق در غرب ضريح قرار دارد و عمران بن شاهين آن را بنا كرده است كه تا مدتها به نام خود او معروف بود. (1)363 پس از چندى، به سبب دفن يكى از فرزندان امام كاظم عليه السلام، يعنى سيد ابراهيم مُجاب، به آن نام مشهور شد. در قسمت جنوبى رواق، درى است كه به طرف صحن باز مىشود و باب ابراهيم مجاب نام دارد و قبر و ضريح ابراهيم مجاب در شمال غربى آن واقع است. دراطراف مرقد او سادات و عالمان زيادى از جمله سيد رضى و شريف و مرتضى و ديگران دفناند. اين رواق در گذشته در داخل صحن بود ولى با توسعه حرم، در داخل قرار گرفته است. از اين رواق يك در ديگر نيز به داخل صحن باز مىشود كه به باب حبيب بن مظاهر معروف است.
مرقد ابراهيم مُجاب
ابراهيم مجاب فرزند امام موسى كاظم عليه السلام و به روايتى فرزند محمد العابد بن موسى بن جعفر عليه السلام است. پدرش، محمد العابد، برادر تنى امام رضا عليه السلام بود.
او در 247 ق به زيارت امام حسين عليه السلام شتافت و نخستين علوى بود كه در كربلا ساكن شد.
1) . عمران بن شاهين يكى از راهزنان در بطائح بود كه عضد الدوله ديلمى سپاهيانش را به سوى او فرستاد ووى فرار كرد و به حرم امام على عليه السلام پناهنده شد (ابن اثير، الكامل، 8/ 76) و نذر كرد كه اگر از دست عضد الدوله رهايى يابد دو رواق براى امام على عليه السلام و امام حسين عليه السلام بسازد. عضد الدوله كه به زيارت امام على عليه السلام آمده بود از جرم عمران در گذشت و او را حكومت بطائح داد؛ او نيز نذر خود را ادا كرد. (عبدالكريم ابن طاووس، فرحة الغرى، 67)
او كه از بينايى محروم بود كنار ضريح سيد الشهداء عليه السلام آمد و با صداى بلند بر ابا عبداللَّه چنين سلام كرد: «السلام عليك يا جدّاه». گفته مىشود از درون ضريح صدايى شنيد كه پاسخ او را مىداد: «و عليك السلام يا ولدى». چون پاسخ سلام خود را از امام حسين عليه السلام شنيده بود به ابراهيم مجاب معروف شد. (1)364 امروزه بر مزار آن بزرگوار صندوقى از چوب ساج و ضريحى از برنز با ابعاد 2* 2 متر و به ارتفاع دو متر قرار دارد. (2)365 (تصوير شماره 29)
2- 4- رواق شرقى (رواق فقيهان)
رواق شرقى يا رواق فقيهان به طول 45 و عرض پنج متر با سنگهاى مرمر در ديوارهها و كف، محل نماز و عبادت زائران است و هم چون ديگر رواقها، با آينههايى زيبا تزيين شده است. از اين رواق درى به سوى صحن و دو در به سوى حرم باز مىشود.
در دورهاى، به سبب دفن آقا باقر وحيد بهبهانى، از فقهاى اصولى در اينجا، به نام رواق «آقاباقر» معروف بود (3)366 از آن جا كه فقيهان و دانشمندان در اين رواق دفناند آن را رواق فقيهان ناميدهاند. اين رواق به وسيله دودر به صحن متصل است؛ يكى از آنها كنار كفشدارى آل طعمه و روبهروى مسجد سيد كاظم رشتى است و ديگرى كنار كفش دارى آل وهاب قرار دارد كه در آن شاعرى به نام سيد عبد الوهاب (ف 1322 ق) دفن است و در مقابلاش باب علىاكبر واقع شده كه رواق را به حرم وصل مىكند.
معروفترين فقيهانى كه در آن مكان دفن شدهاند؛ شيخ محمد باقر اصولى، سيد على طباطبايى، صاحب رياض العلماء، شيخ يوسف آل عصفور، سيد كاظم رشتى، سيد احمد بن كاظم رشتى، آل كمونه و كليد دار هستند.
3- 4- رواق جنوبى (رواق حبيب بن مظاهر)
اين رواق به سبب وجود مرقد حبيب بن مظاهر، يار با وفاى امام حسين عليه السلام در كربلا، به اين نام مشهور شده است. پايين ديوارها و كف آن با سنگهاى مرمر سنگ فرش و
بالاى ديوارها از نيمه تا سقف و نيز تمامى سقف آن آينه كارى است و چهلچراغى بزرگ از سقف آن آويزان است. اين رواق روبه روى روضه، سمت جنوب غربى ضريح، واقع شده و بابالقبله حرم به اين سمت باز مىشود. اين در نقرهاى حاصل كار حاجى حسين خان صدر اصفهانى است. (1)367 ميرزا تقى خان امير كبير در اين رواق دفن شدهاند.
قبر و ضريح حبيب بن مظاهر
حبيب بن مظاهر از صحابه و ياران با وفاى امام على عليه السلام است. او در دوران حكومت آن حضرت عضو شرطةالخميس (نيروهاى انتظامى) و در جنگهاى جمل، صفين و نهروان نيز حاضر بود و در رأس قبيله بنى اسد، از قبيلههاى حامى اهل بيت و خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله، قرار داشت. حبيب بن مظاهر از كسانى است كه براى حمايت از امام حسين عليه السلام و قيام او در كوفه تلاش كرد و خود نيز به سپاه امام در كربلا پيوست. در حالى كه حدود 75 سال سن داشت و موها و ريش هايش سفيد بود فرماندهى جناح چپ سپاه را بر عهده گرفت و در يك جنگى نابرابر شهيد شد. قبيله بنى اسد هنگام دفن شهيدان كربلا حبيب را، كه از بزرگان آنان بود، در ده مترى قبر امام حسين عليه السلام به طور مستقل و جداگانه به خاك سپردند. بعدها، اين مرقد در داخل روضه امام حسين عليه السلام و در رواق شرقى قرار گرفت. در وسط رواق محاذى مسجد بالا سر بر فراز قبر او ضريحى از نقره، كه محمد باقر كلكته چى تبريزى در 1362 ق ساخته بود، به جاى ضريح برنجى اهدايى مادر آقا خان محلاتى نصب شده است. (2)368 اديب الملك مقام جايگاه دفن او را چنين مىستايد: «سعادت آن پيرمرد شهيد آن قدر بوده است كه ضريح وى در بقعه قرار يافته و زائران به هنگام ورود به حرم و خروج از آن، پيرمرد با سعادت را زيارت مىكنند». (3)369 (تصوير شماره 31)
4- 4- رواق شمالى (رواق پادشاهان)
اين رواق را شاه صفى ساخته است و چون پادشاهان قاجار در آن دفن هستند آن را
رواق پادشاهان ناميدهاند. شاهصفى، كه به زيارت حرم مطهر آمده بود، ضمن بخششهاى فراوان براى خادمان و فقيران شهر دستور داد تا اين رواق را احداث كنند. (1)370 ايوانى نيز بيرون آن ساخت كه به «صافى صفا» معروف شد. قبر مظفرالدين شاه، محمد على شاه، احمد شاه و محمد حسن ميرزا، از پادشاهان ايران، در اين رواق قرار دارد كه البتهمكان آندقيقاًمشخص نيست. (2)371 همهاين رواقها به وسيله هفت در به داخل صحن باز مىشوند. ايندرها عبارت است از: 1- باب حبيب بن مظاهر 2- باب القبله 3- باب صاحب الزمان 4- باب على اكبر 5- باب الكرامه 6- باب ابراهيم مجاب 7- باب رأس الحسين.
مرقد امير كبير، صدر اعظم عصر ناصر الدين شاه و عماد الدوله، نوه فتحعلى شاه روبه روى باب الكرامه است.
در سمت شمال روضه مطهر خزانه حرم واقع شده كه انبوهى از اشياى اهدايى پادشاهان و بزرگان ايران و هند و ... را در خود دارد. در اين خزانه انواع جواهر، آثار و ادوات، قنديلهاى طلايى، ظرفهاى طلا و نقره، پارچههاى زربافت و ابريشمى، ترمههاى زيبا، عتيقه جات و كاشىهاى گران قيمت و قديمى نگه دارى مىشود.
در غرب خزانه نيز كتاب خانه حرم قرار دارد كه ميراث گران بهاى فرهنگ و تمدن اسلامى را در خود جاى داده است و قرآنهاى خطى نفيس و كهن در آن نگهدارى مىشود. (3)372 قرآنى به خط امام سجاد عليه السلام و دست خطى از على عليه السلام در آن جا بود كه روى قبر گذاشته بودند و ناصرالدين شاه شخصاً آنها را در داخل ضريح ديده است. (4)373
برفراز قبر و ضريح حضرت امام حسين عليه السلام گنبد زيبا و مرتفعى وجود دارد كه از دور جلوهاى خاص به كربلا بخشيده است و عظمت هنرى و معنوى آن چشم هر بينندهاى را
خيره مىكند و دلها را مجذوب خويش مىسازد. نخستين گنبدى كه بر فراز مرقد امام ساخته شد در زمان منتصر عباسى بود. او پدرش متوكل را به قتل رساند و به ساختن بقعه و بناى حرم پرداخت. اين گنبد، كه تا 273 ق پا برجاى بود، رو به ويرانى نهاد و در آن سال محمد بن زيد علوى، از علويان طبرستان، به صورت باشكوهى آن را بازسازى كرد. (1)374 چندى بعد، عضدالدوله ديلمى، آن را تزيين كرد. اين گنبد در 407 ق در آتش سوخت و بخشى از آن تخريب و توسط ابن سهلان تعمير شد. در دوران حكومت جلايريان، كه از دست نشاندههاى ايلخانان مغول بودند، اين گنبد را از نو بر روى چهار طاق و در چهار جهت استوار و به صورت بسيار زيبا و شكل هندسى ماهرانهاى ساختند و روح معمارى اسلامى را در آن به نمايش گذاشتند. شاه عباس صفوى آن رااز نماى بيرونى بازسازى كرد و به كاشى كارى و نماى داخلى آن پرداخت و با نقشها و خطهاى زيبا، به اسامى امامان دوازدهگانه شيعه مزين ساخت.
در 941 ق سلطان سليمان قانونى، از پادشاهان عثمانى و سنى مذهب، نماى خارجى گنبد را با گچ مرمت و سفيد كارى كرد. (2)375 پس از آن آقا محمد خان قاجار در 1211 ق آن را با پوششى از طلا زراندود كرد. (3)376 حدود بيست سال بعد طلاها دچار آسيب و زنگ زدگى شد. ساكنان كربلا، با ارسال نامهاى، از فتحعلى شاه مساعدت خواستند. شيخ جعفر كاشفالغطاء به عنوان نماينده آنان، با شاه و سران و مردم نيكوكار شهرهاى ايران ارتباط برقرار كرد. سر آخر، به دستور فتحعلى شاه در 1232 ق پوشش گنبد عوض شد و طلاى بهترى در آن به كار رفت. (4)377 ناصرالدين شاه قاجار در 1273 ق دوباره پوشش طلاى گنبد را بازسازى كرد و كتيبهاى در سمت راست آن با اين عبارت نگاشت:
1) . مدرسى، همان، 234.
2) . جعفر الخليلى، موسوعة العتبات المقدسه، 8/ 160.
3) . سفرنامه اديب الملك به عتبات، 159. آقا محمد خان كه دچار سكته شده و سلامتى خود را بازيافته بود بهعبدالرزاق خان حاكم كاشان دستور داد با تعدادى مهندس و زرگر گنبد امام حسين عليه السلام را به طور كامل طلا كارى و زر اندود كنند (مدرسى، همان، 345).
4) . مدرسى، همان، 403.
«تذهيب القبة الحسينيه على عهد السلطان ناصر الدين شاه قاجارى، كتبه محمد حسين الشهير بالمشهدى 1273 ق و جدد بناها و قسم من تذهيبها فى سنه 1273 ق». (1)378 اين گنبد حدود 37 متر ارتفاع دارد. در بالاى آن ميلهاى از طلا نصب شده و بر فراز آن چراغ نورانى قرار دارد. در قسمت ازاره گنبد، دوازده پنجره نور و هوا را به داخل حرم منتقل مىكند. به گفته عبدالصالح آل طعمه، توليت حرم، در اين گنبد 7526 خشت طلا به كار رفته و مجموع سطح طلا كارى شده آن 301 متر مربع است. (2)379 در طرف ديگر گنبد اين كتيبه به چشم مىخورد: «و قد تشرف بتعمير هذه القبة المباركة الشريفة المنوره بعون اللَّه تعالى السلطان الاعظم و الخاقان الاعدل السلطان بن سلطان ناصر الدين شاه قاجارى خلد اللَّه ملكه».
قسمت بيرونى ساقه گنبد با آيه هايى از سوره منافقون به خط ثلث زينت بخش اين معمارى اسلامى است كه به خط شيخ جواد على است و تاريخ 1371 ق را در خود دارد.
در رأس قسمتخارجى آننيز كتيبهاى حاوىسوره فجر ديده مىشود. (3)380
نخستين مناره مرقد امام حسين عليه السلام را منتصر عباسى در 247 ق ساخت. او پس از تخريب بارگاه امام حسين عليه السلام توسط پدرش، متوكل، به بازسازى بنا پرداخت و منارهاى براى راهنمايى زائران و به عنوان نشانى براى آن مرقد برپا كرد. در 747 ق به هنگام بازسازى و توسعه حرم سلطان احمد جلايرى، از حاكمان جلايريان و دست نشاندههاى ايلخانان مغول، دو مناره براى حرم ساخت كه عبارت اند از:
1- 7- منارة العبد
سلطان احمد جلايرى در 767 ق به مرجان امين الدين بن عبد اللَّه، حاكم بغداد، دستور داد تا ضمن بازسازى حرم دو مناره براى آن بسازند. منارة العبد يكى از آنها بود
كه در 793 ق با تلاش اويس جلايرى تكميل شد. اين مناره با آجرهاى زرد كاشانى تزيين شد و در ساقه آن به زبان فارسى و با حروف ابجد تاريخ 793 ق ثبت است. (1)381 قطر اين مناره بيست و ارتفاع آن چهل متر بود كه پس از مناره ملويه متوكل در سامراء نخستين مناره در عراق بود. منارة العبد با زيبايى اعجابآميز خود زينت بخش گنبد حرم بود (2)382 كه در زاويه شمال شرقى حرم قرار داشت و در 982 ق توسط شاه طهماسب صفوى بازسازى شد. در 1308 ق در گل دسته آن شكافى ايجاد شد كه دوباره آن را تعمير كردند. اما در 1354 ق اين مناره زيبا و مقاوم به بهانه انحراف و كجى در آن به دستور نخست وزير وقت عراق، ياسين هاشمى، تخريب شد. به گفته آل طعمه كه خود و خاندانش از متوليان حرم مطهر بودهاند: «هدف وى از اين كار دست يافتن به درآمدى بود كه از محل موقوفات مرجان امين الدين و از رهگذر اجاره دادن ابنيه و اراضى وقفى بهدست مىآمد. در جريان اين تخريب، به سكههاى مسى مربوط به دوران جلايرى و صفوى دست يافتند كه آنها را به «دار الآثار القديمه» بغداد سپردند ...». (3)383 2- 7- مناره جنوبى
در فاصله ده مترى جنوب گنبد، در ديوار قبله و برابر منارة العبد، مناره ديگرى در 786 ق توسط سلطان احمد جلايرى ساخته شد. ارتفاع آن به 25 متر و قطر آن به 4 متر مىرسد. وى گل دسته را با كاشىهاى زرد كاشانى آراست. در 1237 ق نصف بالاى آن را همسر محمد شاه، دختر مصطفى خان (عموى ناصر الدين شاه) به طلا آراست (4)384 و در 1373 ق اين گل دسته به هنر نمايى محمود هادى طلا كارى شد.
3- 7- مناره غربى
اين مناره سمت قبله و در زاويه غربى ديوار آن ساخته شده است. در 1356 ق
اندكى كج شد و سلطان سيف الدين طاهر بودجهاى براى تخريب و بازسازى آن اختصاص داد. اما چون شالوده و اساس آن محكم بود آن را از اساس و پايه تخريب نساخت و به مرمت بخشى از آن بسنده كرد. تعداد خشتهاى طلايى دو گل دستهاى كه سلطان احمد جلايرى ساخته بود به 8024 مىرسد. (1)385 اكنون، تنها اين دو مناره طلايى زينت بخش حرم است. (تصوير شماره 33)
از زمانى كه توسعه صحن حرم در دوره قاجار آغاز شد، ايوان هايى در چهار ضلع صحن تعبيه گرديد كه راههاى ورودى به داخل روضه مقدس را تشكيل مىدهند. علاوه بر ايوانهاى اصلى و بزرگ، در اطراف صحن نيز حدود 65 ايوان وجود دارد و داخل آنها حجره هايى براى اسكان طلبهها يا دفن پادشاهان، حاكمان، عالمان و بزرگان ساخته شده است.
ايوانهاى بزرگ و اصلى عبارت است از:
1- 8- ايوان طلا (جنوبى)
اين ايوان از ساير ايوانها بزرگتر است. طول آن به 36 متر مىرسد و سراسر حرم را از سمت قبله دربر گرفته است. دوازده ستون با ارتفاع متفاوت، سقف آن را نگه داشتهاند. ستون هاى وسط چهار متر و ستونهاى طرفين سه متر ارتفاع دارد. اين ستونها در دوران گذشته از چوب جنگلهاى هند ساخته شده بود و چون رطوبت و موريانه آنها را فرسوده ساخت، يكى از نيكوكاران ايرانى به نام محسن قنبر رحيمى در 1389 ق آنها را به ستونهاى سنگى تبديل كرد. (2)386 ستونهاى ميانى سيزده و ستونهاى جانبى نُه متر ارتفاع و قسمت ميانى ايوان حدود ده متر عرض دارد. اين ايوان به وسيله سه باب به داخل روضه راه دارد (3)387 يك باب در وسط به طول چهار و عرض دو متر و دو باب، از دو
طرف، به عرض 70/ 1 متر. هر دوى آنها داراى روكش طلا و مزين به آيهها و اشعار است كه سردار جان بن سردار خان وقف كرده است. (1)388 ديوارهاى اين ايوان به دستور يكى از همسران فتحعلى شاه قاجار در 1232 ق با طلاى خالص زر اندود شد (2)389 و كاشىهاى بسيار زيبا به قسمتهاى فوقانى آنها افزوده گشت. سقف ايوان نيز با آيه هايى از قرآن كريم به خط سيد صادق آل طعمه مزين است. در زمانهاى قبل شمعدان بزرگى به سقف اين ايوان آويزان بود.
2- 8- ايوان ناصرى (غربى)
اين ايوان در ضلع غربى حرم واقع است و چون ناصر الدين شاه قاجار آن را ساخته بود به نام او معروف شد. اندكى بعد، سلطان عبد الحميد ثانى، پادشاه عثمانى، آن را بازسازى كرد و نام آن به «ايوان حميدى» تغيير يافت. ارتفاع آن پانزده، طول پايه آن هشت و عرض آن پنج متر است. اين ايوان در 1275 ق بنا شده است و سقف ايوان كاشى كارى شده و با شعرهايى مزين است. بر پيشانى آن عبارت «عمل استاد احمد شيرازى 1296 ق» ديده مىشود. (3)390 3- 8- ايوان شمالى
درسمت شمالحرم ايوانبزرگى قراردارد كهآن راشاه صفى ساخته است و به همين دليلدر ابتدا نام «صافى صفا» داشت. اين ايوان در گذشتههاى دور به «ايوان ليلو» معروف بود. زيرادرويشان درآنجا تكيهداشتند ومراسمعزادارى امام حسين عليه السلام را برپا مىكردند.
در اين ايوان بانى آن و چند تن از عالمان و انديشمندان به خاك سپرده شدهاند. (4)391
گنبد و بارگاه سالار شهيدان هم چون نگينى در ميان انگشترى قرار دارد كه جلوهاى
خاص به آن بخشيده است. پيرامون و گرداگرد حرم را صحنى وسيع احاطه كرده است. بر اين صحن نام «جامع» و «مشهد» نيز اطلاق مىشود كه از داخل به شكل مستطيل و دو طبقه و از بيرون به شكل بيضوى است. ارتفاع ديوارهاى آن به دوازده متر مىرسد كه تا دومتر آن با سنگ و بقيه با كاشى تزيين شده و كتيبهها و آيههاى قرآنى زينتبخش آن است. قبل از توسعه جديد حرم، مدرسهها و مسجدهايى پيرامون آن قرار داشت كه به داخل صحن راه مىيافتند. اين اماكن در توسعه خيابانهاى مجاور به كلى تخريب شد. (1)392 بناى بخش شمالى آن توسط شاه طهماسب صفوى ساخته شده است و پيش از آن، داراى ضلع شرقى، غربى و جنوبى بود. مساحت صحن 82* 158 متر يعنى 1500 متر مربع با 65 ايوان و حجره است. (2)393 اين حجرهها در دوران ناصرى و به دستور وى تعمير شد. (3)394 صحن با هفت در به بيرون راه مىيابد و كف آن در 1375 ق با سنگهاى سياه معدنى فرش شده است. (4)395 در گذشته تكيهاى با نام «تكيه بكتاشيه» در داخل صحن، سمت راست باب القبله، قرار داشت كه عبد المؤمن دده ساخته بود و صوفيان ترك در عصر عثمانى در آن گرد هم مىآمدند. اين تكيه در توسعههاى جديد از بين رفت.
1- 9- صحن صغير (كوچك)
در جوار صحن اصلى و سمت شرقى آن صحن كوچكى قرار داشت كه به وسيله راهرويى به هم وصل مىشد. اين صحن را صحن صغير مىناميدند. مساحت آن 48 متر مربع و داخل آن با كاشىهاى زيبا تزيين شده بود. تاريخ بناى آن به دوران عضد الدوله ديلمى (قرن چهارم هجرى) مىرسيد و چند تن از پادشاهان آل بويه در آن به خاك سپرده شدند. (5)396 اما اين صحن در تعميرات بعدى از ميان رفت و به صحن اصلى پيوست.
صحن شريف حسينى اكنون داراى ده در است كه زائران به وسيله آنها به داخل صحن و مرقد مطهر راه مىيابند. اين صحن تا عصر قاجار تنها شش در داشت. (1)397 1- 10- باب القبله
باب القبله قديمىترين درِ صحن و درِ اصلى است كه به ايوان طلا باز مىشود و چون سمت قبله قرار دارد آن را باب القبله ناميدهاند. اين دَرب در 1275 ق به دست احمد گواد ساخته شده و كتيبهاى در ضلع غربى آن حاكى از اين تاريخ است. (2)398 ارتفاع آن حدود پانزده و كف آن هشت متر است و درى از چوب مرغوب ساج به ارتفاع شش و عرض چهار متر بر آن قرار دارد. ساعت بزرگى بر بالاى آن نصب است و پايين آن، اين عبارت ديده مىشود: «السلام عليك يا ابا عبد اللَّه». سوره «والشمس» بر قسمت فوقانى دروازه به خط محمد مكارى زينت بخش آن است. (3)399 اين در را باب الذهب نيز ناميدهاند و در دو طرف آن چهارده حجره تحتانى و فوقانى قرار دارد. (4)400 2- 10- باب قاضى الحاجات
باب قاضى الحاجات در برابر سوق العرب است و به ياد حضرت مهدى (عج) آن را چنين ناميدهاند. ارتفاع آن پنج و عرض آن 5/ 3 متر است. درى به ارتفاع چهار و عرض سه متر بر آن تعبيه شده كه آن را در 1286 ق ساختهاند. (5)401 اين در با آيههايى از قرآن مزين است.
3- 10- باب الشهداء
در ميانه ضلع شرقى و راه مرقد حضرت ابوالفضل واقع است و آن را به ياد شهيدان كربلا «باب الشهداء» ناميدهاند. ارتفاع آن به چهار و عرض آن به سه متر مىرسد. (6)402
آيههايى از قرآن با خط زيبا بر اين در نقش بسته است. در گذشته، دو درِ صحن صغير و باب الصافى جاى آن قرار داشت.
4- 10- باب الكرامه
باب الكرامه در دورترين نقطه ضلع شمال شرقى صحن و كنار باب الشهدا است و به سبب كرامت امام حسين عليه السلام باب الكرامه ناميده شده است. چهار متر ارتفاع و سه متر عرض دارد و با آيههايى از قرآن تزيين شده است. (1)403 5- 10- باب السلام
اين دروازه در وسط ضلع شمالى واقع است و چون مردم از آن جا به امام حسين عليه السلام سلام مىدادند به باب السلام معروف است. چهار متر طول و سه متر عرض دارد و آيههايى از قرآن بر آن نقش بسته است.
6- 10- باب الرجاء
در ميان باب القبله و باب قاضى الحاجات درى است كه آن را، به اميد برخوردارى از فضل و كرامت الهى، باب الرجاء مىخوانند. كتيبهاى از بيرون با آيههايى از قرآن آن را جلا بخشيده است. قوس ايوانى كه بر فراز آن است با كاشىهاى زيبا همراه با آيههاى قرآن به خط ثلث تزيين شده است. ارتفاع دروازه به حدود پنج و عرض آن به 5/ 3 متر مىرسد. (2)404 7- 10- باب السّدرة
اين دروازه به ياد درخت سدرى كه نشانگر قبر بود و هارون الرشيد آن را از بيخ بركند، به «باب السدره» معروف شد. در دورترين نقطه ضلع شمال غربى صحن قرار دارد و ارتفاع آن به چهار و عرض آن به سه متر مىرسد. اين دروازه پيش از آن بر «باب القبله» نصب شده بود و در 1385 ق به اين مكان منتقل شد. (3)405 بالاى اين در با آيه هايى از قرآن
تزيين شده است.
8- 10- باب السلطانيه
در سمت غرب صحن، دروازهاى به وسيله يكى از پادشاهان عثمانى ساخته شد كه آن را «باب السلطانيه» نام نهادند. (1)406 ارتفاع آن چهار و عرض آن سه متر است و آيههايى از قرآن زينت بخش آن است. مدرسه حسن خان سردار مقابل اين در قرار دارد.
9- 10- باب رأس الحسين
اين دروازه روبه روى سر مقدس (بالاسر) امام حسين عليه السلام باز مىشود و آن را باب رأس الحسين عليه السلام خواندهاند. محل آن به وسيله كاشىهاى زيبايى تزيين شده است.
ارتفاعش به چهار و عرضش به سه متر مىرسد و ساعت زنگ دار بزرگى نيز بر بالاى آن نصب است. (2)407 هم چنين در بالاى اين باب آيه هايى از قرآن با تاريخ 1372 ق نگاشته شده است.
10- 10- باب الزينبيه
در جنوب غربى صحن يعنى نزديك تل الزينبيه ساخته شده است و به سبب نزديكى به آن مكان به «باب الزينبيه» معروف است. ارتفاع آن چهار و عرض آن سه متر است و با آيه هايى از قرآن مزين شده است. (3)408 شايان ذكر است همه اين ده درب اكنون به فلكهاى باز مىشود كه در 1368 ق احداث شده است.
روز عاشورا، به هنگام نبرد و درگيرى، حضرت زينب بر بالاى تپهاى مشرف بر ميدان نبرد حضور مىيافت و شاهد جان فشانىهاى دلاور مردان و آزادگان و ياران حسين عليه السلام بود. اين تل، كه يادآور حضور آن بانوى فداكار است، در سمت جنوب غربى صحن مطهر واقع شده است و به طور تقريبى پنج متر از كف صحن حرم بالاتر است و حدود 35 متر تا مقتل و قتلگاه فاصله دارد. اين مكان را به صورت اتاقى ساختهاند كه با چند پله به آن راه است و گنبدى از كاشى آبى بر آن استوار است. تل زينبيه در سالهاى اخير بازسازى شده است. (1)409 (تصوير شماره 35)
مت پايانى سمت چپ رواق جنوب غربى، يعنى در امتداد آرامگاه حبيب بن مظاهر، به وسيله درى به سالن باريكى مرتبط است كه در آن يك اتاق نُه مترى قرار دارد.
در ديوار سمت قبله آن يك پنجره نقرهاى تعبيه شده است. اين مكان اندكى گود است و ديوارهاى آن آينه كارى و نقاشى شده است. در همين مكان شريف، نواده رسول خدا صلى الله عليه و آله شهيد شده است. از اين جا درى است كه به جاى گودترى راه دارد. گويند آن جا محلى است كه حضرت سيد الشهداء از اسب بر زمين افتاد و چون در زمانهاى پيشين خاك زيادى براى تبرك بر مىداشتند بسيار گود شد. بعدها آن مكان را پر كردند و درى روى آن قرار دادند. (3)411 (تصوير شماره 36)
در منطقه نبرد، خيمهها و چادر هايى براى سكونت خاندان امام حسين عليه السلام و يارانش بر پا شده بود. مكان استقرار خيمهها حدود سيصد متر، يا كمى بيشتر، با ميدان جنگ فاصله داشت. امروزه، در جنوب غربى حرم مطهر و 250 مترى صحن، مكانى را به مساحت دو هزار متر مربع ديوار كشى كردهاند و در وسط آن ساختمانى شبيه خيمهاى
نقشه؟؟؟
بزرگ ساختهاند كه چهارصد متر مربع مساحت دارد. وسط ساختمان، سمت قبله، جايگاه امام سجاد عليه السلام و محل عبادت آن حضرت است. در قسمت ورودى در بزرگى است كه با چند پله به سطح خيمهگاه مىرسد. بعد از در ورودى، سمت راست و چپ شانزده فرورفتگى قوسى شكل همانند كجاوه در دو طرف با آجر ساختهاند كه نشان از شانزده كجاوهاى است كه خانوادههاى شهيدان كربلا را از آن جا به سوى كوفه بردند. در قسمت پايانى و سمت راست ساختمان، كه حدود 5/ 1 متر گودتر است، غرفهاى حدود بيست متر قرار دارد كه محل عبادت اهل بيت بود. (1)412 بر سردر و آستان ورودى خيمهگاه شعرهايى از سيد حسين علوى كربلايى روى سنگ مرمر نقش بسته است. (2)413 در زير خيمهگاه چاهى است كه به چاه حضرت عباس عليه السلام مشهور است و مردم از آب آن مىنوشند و صورت خود را مىشويند. (3)414 فاصله خيمهگاه تا تل زينبيه پانصد متر است.
برخى مكان اصلى قتلگاه را در نزديكى مستشفى حسين (بيمارستان امام حسين عليه السلام) مىدانند. (4)415 اين نظر بر اساس شواهد صحيحتر است، زيرا تا قبل از قرن چهاردهم كسانى كه خيمهگاه را ديدهاند آن را در جايى كه اكنون بيمارستان امام حسين عليه السلام است ذكر كردهاند. (5)416 قبر احمد بن محمد معروف به بن فهد حلى، از فقيهان بزرگ اماميه در (757- 841 ق) در بقعهاى جداگانه در جنوب خيمهگاه قرار دارد. (6)417 (تصوير شماره 37)
مقام و مرقد حضرت ابوالفضل علمدار كربلا و يار باوفا و برادر فداكار امام حسين عليه السلام در سيصد مترى شمال حرم آن حضرت قرار دارد؛ يعنى جايى كه حضرتش به شهادت رسيد. از ديرباز به موازات توجه و عنايت به ساخت، توسعه و تزيين حرم
امام حسين عليه السلام همواره به اين مرقد مطهر نيز بذل توجه شده است. اگر چه نخستين بقعه و بنا و گنبد حرم را عضد الدوله، در قرن پنجم هجرى ساخت اما از قرنهاى نخستين اسلامى به اين مرقد توجه ويژهاى شده است. پس از بناى قبه و بارگاه توسط عضد الدوله، پادشاهان صفوى عنايت خاصى نسبت به اين مكان مقدس داشتند و تحولات چشمگيرى در بنا و سعى وافرى در بازسازى آن بهعمل آوردند. شاه طهماسب صفوى در 1032 ق با كاشىهاى زيبا به تزيين گنبد پرداخت و ضريحى روى صندوق خاتم نصب كرد و آن را روى قبر قرار داد. او هم چنين، رواق و صحن را تعمير و بازسازى كرد و براى فرش كردن حرم فرشهاى گرانبهايى ارسال كرد.
نادر شاه افشار در 1153 ق، هديهها و جواهر نفيسى به حرم هديه كرد و به آينهكارى برخى از بناهاى حرم پرداخت. در دوران او صندوق روى قبر نوسازى شد. او چهلچراغى نيز براى قرار دادن شمعها جهت روشنايى حرم هديه كرد. (1)418 در دوران قاجاريه، محمد شاه قاجار ضريح نقرهاى بر روى مرقد آن حضرت نصب كرد. اين كار را حاجى محمد حسين خان صدر اصفهانى وزير انجام داد. نوسازى حرم، رواق و صحن نيز از كارهاى اين دوره بود. (2)419 حرم حضرت ابوالفضل، از تخريب و غارت وهابيان در 1216 ق در امان نبود و همانند حرم امام حسين عليه السلام به غارت رفت. فتحعلى شاه براى بازسازى و جبران خسارتهاى وارده بر اثر تهاجم وهابيان اقدامهاى مهمى انجام داد از جمله حرم را نوسازى و گنبد را كاشى كارى كرد.
در 1263 ق سلطان عبدالحميد عثمانى، از پادشاهان سنى مذهب عثمانى، هديههايى از جمله دوشمعدان با شاخههاى طلا به حرم هديه كرد و سه سال بعد سلطان عبدالمجيد عثمانى به نوسازى بناى حرم پرداخت. مادر وى نيز پرده هايى از حرير را به حرم تقديم كرد. (3)420 در سال 1366 ق كار سنگ فرش كف و ديوارههاى صحن و حرم به
وسيله افراد نيكوكار ايرانى، زير نظر آيت اللَّه شهرستانى، آغاز شد. سى كاميون بزرگ از آن سنگها، كه از ايران وارد شده بود، در بازسازى حرم ابوالفضل عليه السلام به كار رفت. برخى از اين سنگها را حاج محمد حسين حجار باشى زنجانى و برخى ديگر را بازرگانان و تاجران ايرانى تهيه كرده بودند. (1)421 حرم مطهر در مجموع 4370 متر مربع مساحت دارد و به لحاظ فضا و مساحت و بنا از ساير مشاهد مشرفه، جز حرم عسكريين، بزرگتر و شباهت كاملى به حرم امام حسين عليه السلام دارد. (2)422 (تصوير شماره 38)
ضريح حرم در داخل روضهاى قرار دارد كه ابعاد آن 110* 120 متر است و چهار رواق از چهار سمت آن را احاطه كرده است. نخستين ضريحى كه بر مرقد حضرت ابوالفضل از فولاد ساخته شد به دستور نادر شاه و وزير وى، در 1183 ق، بود. (3)423 روى اين ضريح عبارت «ضريح العباس سنه 1182 ق» و نيز «لا زال مطاقاً لخيار الناس، عمل مهدى القلقاوى» حك شده است.
در عصر قاجار، محمد شاه ضريحى از جنس نقره روى ضريح فولادى نصب كرد. (4)424 به گفته ناصرالدين شاه، نقره ضريح را مادر محمد شاه هديه كرده بود. (5)425 نظارت بر ساخت آن، بر اساس كتيبه بالاى ضريح، به عهده حاج عبد الهادى استر آبادى بود. در
1385 ق نيز ضريح جديدى براى حرم در ايران ساخته شد. هنرمندان اصفهانى نهايت هنر خود را در اين كار به نمايش گذاشتند. اين ضريح، كه هديه آنان بود، از جنس نقره و طلاى ناب با سنگهاى قيمتى مينا ساخته شد و از لحاظ زيبايى منحصر به فرد بود.
چهارصد هزار مثقال نقره و هشت صد مثقال طلا در آن به كار رفت و ساخت آن سه سال طول كشيد. ضريح مذكور به پشتيبانى و حمايت آيت اللَّه سيد محسن حكيم ساخته و نصب شد. (1)426 بر چهار گوشه اين ضريح چهار انارك طلايى زيبا به قطر پنجاه سانتى متر تعبيه شده است. در داخل آن صندوقى از خاتم روى قبر حضرت عباس عليه السلام قرار دارد.
در رواق شمالى از زير زمين به داخل قبر راه است. اديب الملك در سفرنامه خود آن را چنين شرح مىدهد: «به حرم حضرت ابوالفضل عليه السلام رفتيم، در رواق دريچه آهنى كوچكى را متولى باشى باز كرد. از چند پله پايين رفتيم به قدر ده ذراع به خط مستقيم در جايى كه دو نفر ايستاده مىتوانستند راه بروند رفتيم بعد طرف دست راست دالان تنگى بود ... بعد پلهاى. يك ذرع رفتيم پايين در آن جا اعلى عليين بهشت و عرض خداوندى يعنى قبر منور و مطهر حضرت عباس صلوات اللَّه و سلامه عليه بود، زيارت كرديم». (2)427 ناصر الدين شاه نيز اين مكان را همين گونه توصيف كرده و از ورود خود به داخل قبر مطهر در زير زمين روضه شرحى داده است. (3)428 (تصوير شماره 39)
از ديرباز از سوى پادشاهان، حاكمان، بزرگان دين و سياست هديههايى به حرم تقديم مىشد كه امروزه در گنجينه آن نگهدارى مىشود. در اين گنجينه اشياى ارزشمندى چون قالىهاى بافته شده با تار و پود زر، چهلچراغهاى طلايى، شمشيرهاى مرصع، ساعتهاى ديوارى طلا، مجسمههاى طلا، تصويرى حقيقى از سر امام حسين عليه السلام، كه گفته مىشود از ايتاليا آورده شده است، نسخههاى خطى و صحيفههاى منسوب به امام على عليه السلام ديده مىشود. اين گنجينه اكنون به محل مقبره آل خيرالدين در جوار حرم انتقال يافته است. (4)429
حرم مبارك حضرت عباس داراى چهار رواق است كه چهار جانب ضريح را احاطه كرده است
1- 3- رواق شمالى
همان رواقى است كه در ضلع شمالى ضريح مبارك براى ورود به زير زمين و قبر مطهر راه دارد ولى درِ نقرهاى آن هميشه بسته است و كسى نمىتواند به آن زير زمين وارد شود. گويند اين جا بر نهرعلقمه مشرف بوده است. در زمانهاى پيشين اين رواق با رواق شرقى و غربى يكى بود و ديوار آن بعدها برداشته شد.
2- 3- رواق غربى
در سمت چپ و راست آن باب الرواق و باب المراد قرار دارد. باب المراد در 1321 ش به سمت ضلع شمال غرب گشوده شد.
3- 3- رواق شرقى
در اين رواق پنج مقبره وجود دارد.
4- 3- رواق جنوبى
اين رواق با سه در به ايوان طلا وصل مىشود. درِ اول سمت شرق ايوان قرار دارد. درِ دوم ميان ايوان طلا است كه توليت پيشين حرم در آن جا خاك است و سومين در سمت چپ ايوان است. كف همه اين رواقها سنگ فرش شده است. اين كار را حاج حسين حجار باشى در 1367 ق انجام داد. سنگهاى آن باقىمانده سنگهاى تراشيده شده براى قصر گلستان در تهران بود و هزينه آن پانزده هزار تومان برآورد مىشد. (1)430 اين حرم چهار ايوان دارد: ايوان بالاسر، شرقى، شمالى و جنوبى. در بالاى ايوان بالاسر بر روى كتيبهاى سوره فتح و در ايوان شرقى سوره حمد و قدر نوشته شده
1) . آل طعمه، همان جا.
است.
حرم ابوالفضل عليه السلام يك گنبد و دو مناره دارد. قطر گنبد دوازده متر به صورت نيم كروى با نوك تيز و ساقهاى بلند است كه از آن پنجره هايى با قوسهاى كمانى به بيرون گشوده مىشود. ارتفاع آن 39 متر است و نماى داخلى و بيرونى آن به صورتى زيبا تزيين شده است. در نماى داخلى آيههايى از قرآن كريم در ميان كاشىهاى زيبا به رنگ سفيد و به خط ثلث به چشم مىخورد. تاريخ كاشىكارى، بر اساس كتيبه آن، 1305 قاست. (1)431 اين كار را امين الدوله صدر اصفهانى انجام داده است. (2)432 در 1375 ق، نماى بيرونى گنبد با روكشى از طلا تزيين شد. اين كار با تلاش مدير اوقاف كربلا انجام يافت و در مجموع 6418 خشت طلا در آن به كار رفت. در قسمت پايين گنبد در نماى بيرونى، آيه هايى از قرآن همراه با آينه و طلاكارى نقش بسته است.
حرم مطهر داراى دو مناره در گوشه ايوان طلا و مجاورت ديوار حرم است. اين منارهها از كف تانيمه كاشى كارى است و داخل آن كلمات اللَّه، محمد، به طرز ماهرانهاى با كنار هم چيدن كاشىها نمايان است. نيمه دوم منارهها با پوششى از طلا تزيين يافته و ارتفاع آنها به 44 متر مىرسد. نوسازى و كاشىكارى آن را محمد حسين صدر اعظم فتحعلى شاه در 1221 ق انجام داده است. مجموعه خشتهاى طلاى به كار رفته در دو مأذنه 2016 عدد است. (3)433
حرم ابوالفضل عليه السلام را صحن وسيعى به مساحت 9300 متر مربع احاطه كرده و تمامى مساحت صحن و حرم 4370 متر مربع است. اين صحن چهار ضلعى است و هر يك از ضلعهاى آن حجرههاى كوچكى دارد كه تعداد آن به 75 حجره مىرسد. اين حجرهها محل اسكان طلبهها يا محل دفن بزرگان، عالمان، انديشمندان و مردان سياست است.
هر حجره نيز داراى ايوان كوچك است. در ميان هر يك از آنها، ايوانى بزرگ در دو طبقه با حجرههايى قرار دارد. ديوارهاى اين ايوانها كاشىكارى است و با شكلهاى زيباى هندسى و آيههاى قرآن كريم تزيين شده است. اين كاشىكارىها كار محمد حسين بن محمد ابراهيم در 1304 ق است. گنبد و دو مناره را هم او كاشىكارى كرده است. (1)434 1- 5- ايوان طلا
مقابل حرم ايوانى به مساحت 320 متر مربع قرار دارد كه در نماى آن از آجرهاى مسى رنگ و طلا كارى استفاده شده است و چند بيت به زبان تركى بر بالاى آن ديده مىشود:
«يازدى خلوصى بر له تاريخ كلك فيضايتدى بو بارگاهى سلطان حميد تجديد»
اين چند بيت شعر تركى نشان مىدهد كه ايوان در عصر پادشاهان عثمانى (سلطان عبد الحميد) تجديد بنا شده است. (2)435 طلا كارى ايوان را احترام الدوله، همسر ناصرالدين شاه، به سال 1309 ق انجام داده و قسمتهاى باقى مانده را نيز آصف محمد على شاه لكهنوى به پوشش طلا آراسته است. (3)436 اين ايوان به وسيله يك در به داخل حرم وصل مىشود كه روى آن اين عبارت به چشم مىخورد: «رجب على الصائغ ابن مرحوم فتح اللَّه شوشترى عام 1355 ق صاغها النقاش محمد حسن بن مرحوم شيخ موسى كتبها محمد جواد الخطاط».
دو درِ ديگر از جنس نقره در دو طرف آن قرار دارد و به حرم گشوده مىشود. روى آنها شعرهايى با تاريخ 1388 ق ديده مىشود. (4)437 در ميان لنگه دوم در دايرهاى اين عبارتها نوشته شده است: «انا مدينة العلم و على
بابها. العبد الجانى ابن شمس الدين محمد الاصفهانى محمد على الحسينى الطباطبايى 1359 ق». (تصوير شماره 40)
2- 5- ايوان بالاسر
اين ايوان در سمت غربى صحن قرار دارد و بر بالاى آن در تاريخ 1304 ق سوره فتح نوشته شده است. كتيبهاى از شعرهاى فارسى نيز در آن به چشم مىخورد. درويشها در روزهاى محرم در آن به عزادارى پرداخته و آن را با پارچههاى سياه و كشكولها و شمشيرها مزين مىكردند. (1)438 3- 5- ايوان شرقى
باب العلقمى يا باب الرضا در اين ايوان قرار دارد. كتيبهاى با تاريخ 1304 ق حاوى سوره حمد و قدر بر بالاى ايوان ديده مىشود كه نام تجديد كننده بنا، حاج نادر توكلى، را در خود جاى داده است.
4- 5- ايوان جنوبى
اين ايوان در ورودى باب القبله است و كتيبهاى با تاريخ 1304 قو اثر محمد حسين يزدى در آن به چشم مىخورد. بالاى اين ايوان ساعت زنگ دار بزرگى نصب است.
ابوالفضل العباس، علم دار كربلا، براى آوردن آب به سوى نهر علقمه حركت كرد.
از خيمهگاه تا نهر حدود پانصد متر فاصله بود. پس از بازگشت با مشك پر، 350 متر از آن مكان فاصله نگرفته بود كه دژخيمان سپاه عبيد اللَّه دست چپ ايشان را، كه مشك در آن قرار داشت، قطع كردند. آن شجاع مرد دلاور مشك را در دست راست خود گرفت و به حركت خود به سوى خيمهها ادامه داد. نزديك 120 متر فاصله خيمهها را پيمود. در اين هنگام، مزدوران سپاه دشمن دست راست ايشان را قطع كردند. آن حضرت حدود صد متر ديگر با دو دست قطع شده در حالى كه از آنها چون چشمهاى خون فوران مىكرد، به سوى خيمهها حركت كرد اما از شدت خونريزى بر زمين افتاد و
1) . همان جا
شهيد شد. بعدها در مكان قطع شدن دستان ابوالفضل عليه السلام مقامى ساخته شده است كه بين باب الخان و باب البغداد در نزديكى درِ شرقى صحن و مقام دست چپ حدود پنجاه مترى آن، در جنوب شرقى و در بازارچهاى معروف به «بازارچه عباس» واقع است. (تصوير شماره 41)
درهاى جديد صحن مطهر در 1394 ق ساخته شده و عبارت است از:
1- 7- باب القبله
اين باب را كه در جنوب صحن واقع است سيد بدرالدين آل ضياء، توليت وقت حرم، در 1382 ق ساخته است. طول آن چهار و عرض آن 5/ 3 متر است و با آيههايى از سوره توبه و احزاب مزين شده است. ساعت زنگ دار بزرگى بر بالاى آن نصب است و زير آن اين عبارت ديده مىشود: «السلام عليك يا اباالفضل العباس».
2- 7- باب امام حسن عليه السلام
در غرب صحن و در مسير حرم امام حسين عليه السلام قرار دارد. طول آن چهار و عرض آن سه متر است. آيه «انا فتحنا لك فتحاً مبينا» و آيه هايى ديگر روى آن نقش بسته است.
3- 7- باب امام حسين عليه السلام
باب امام حسين در كنار باب امام حسن است. طول آن چهار و عرض آن سه متر است. بر بالاى آن: «قال اللَّه تعالى: و سلام عليكم طبتم فادخلوها خالدين» ثبت شده است در كنار آن چند آيه ديگر و لوحى با اين عنوان «السلام عليك يا ساقى عطّاش كربلا» ديده مىشود.
4- 7- باب صاحب الزمان (عج)
در جوار باب امام حسين عليه السلام واقع است. چهار متر ارتفاع و 5/ 3 متر عرض دارد.
روى آن عبارت «باب صاحب الزمان» در كتيبهاى با نقش گل و گياه بر روى كاشى ديده مىشود. سر در آن نيز به آيههاى سوره قدر مزين است.
5- 7- باب امام موسى بن جعفر عليه السلام
در زاويه غربى صحن با طول چهار وعرض 5/ 3 متر قرار دارد. كتيبهاى روى كاشى بر بالاسر با عبارت «و سلام عليكم بما صبرتم فنعم عقبى الدار» در آن به چشم مىخورد.
6- 7- باب امام جواد عليه السلام
باب امام جواد عليه السلام در شمال صحن با طول چهار و عرض سه متر است. بر بالاى در كتيبهاى حاوى آيه 25 سوره نور نقش بسته و دو صفه كنار آن به آيه هاى ديگرى از قرآن مزين شده است.
7- 7- باب امام على الهادى عليه السلام
در زاويه شمال شرق صحن قرار دارد. طول آن چهار و عرض آن 5/ 3 متر است.
8- 7- باب فرات
باب فرات در شرق صحن به طول چهار و عرض 5/ 3 متر واقع است. بر بالاى در كتيبهاى به خط كوفى حاوى سوره انشراح نقش بسته است. كتيبهاى ديگر بر پيشانى آن قرار دارد كه در آن آيه 73 سوره زمر به خط ثلث تحرير شده است
9- 7- باب امير المؤمنين على عليه السلام
در شرق صحن واقع است. طول آن چهار و عرض آن 5/ 3 متر است.
گفتنى است در حرم مطهر، علماى زير مدفون شدهاند كه البته مكان دفن آنان دقيقاً روشن نيست.
1- حاج سيد محمد بن محسن زنجانى (ف 1355 ق)
2- شيخ على بن زين العابدين بارجينى يزدى حائرى
3- شيخ على اكبر يزدى بفروئى
4- سيد كاظم بهبهانى
5- سيد عبد اللَّه كشميرى
6- شيخ ملا على يزدى مشهور به سيبويه و برادرش ملا عباس اخفش
7- شيخ كاظم الهر
نقشه؟؟؟
از دير باز، اين سرزمين مقدس براى دوست داران اهل بيت جذبه معنوى خاصّى داشت. اين جا ستارههاى درخشانى دفن شدهاند كه به عشق سالار شهيدان، در حيات خود، به اين سرزمين كوچيدهاند و يا بر اساس وصيت و سفارش خويش، در اين مكان به خاك سپرده شده اند. انبوه امام زادهها، عالمان، انديشمندان، شاعران، مردان سياست، حاكمان و پادشاهان، كه در اين نقطه آرميدهاند، نشان از توجه، عنايت و قداست اين مكان در طول تاريخ دارد.
حر بن يزيد رياحى، آن توبه كننده و هدايت يافته، نخستين كسى بود كه راه را بر سفيران كربلا بست ولى در پايان كار به اوج عزت و شرافت، يعنى شهادت در راه حسين عليه السلام، دست يافت و خود را براى هميشه در صف آزاد مردان و احرار قرار داد و قبر و نامش را در تاريخ جاودانه كرد. جنازه آن آزاد مرد را قبيلهاش، بن رياح، از ميدان جنگ خارج كرد و در روستايى در نُه كيلومترى غرب كربلا به خاك سپرد. همان جا كه امروزه به سبب وجود قبر او به «روستاى حرّ» معروف است. آستان مبارك آن شهيد در 370 ق به دستور عضدالدوله ديلمى ساخته شد. در 914 ق شاه اسماعيل صفوى، كه خود به زيارت اين آستان مشرف شده بود، به تجديد بناى آن پرداخت. (1)439 اين بنا يك بناى ساده در ميان صحرا است كه به صورت يك چهار ديوارى آجرى و قلعهاى مستحكم به دستور مادر آقاخان محلاتى ساخته شده است. (2)440 اين مزار صحن و گنبدى با كاشى آبى و ضريح نقرهاى دارد. ناصر الدين شاه، كه آن جا را زيارت كرد، در آن دوران از خرابى و وضع نامطلوب و نگهدارى بد آن بقعه به مدحت پاشا، حاكم كربلا، گلايه كرده و براى
تعمير و نگهدارى بهتر آن سفارشهايى كرده بود. (1)441 در 1330 ق تعميراتى در آن آستان انجام گرفت و ايوانى در آن تعبيه شد. كتيبه بالاى اين ايوان نشان دهنده بانى و تعمير كننده آن است: «قد عمر هذا المكان بهمة آقا حسين خان شجاع السلطان همدانى دام ظله الفانى سنه 1330 ق».
در قسمت شرقى صحن، حجرههايى در دو طبقه جهت سكونت زائران ساخته شده و هنرمندان ايرانى در 1396 ق، حرم را آينهكارى كردند. (2)442 (تصوير شماره 42)
به روايتى عون بن عبد اللَّه بن جعفر طيار فرزند زينب كبرى (س) در كنار اتوبان كنونى كربلا- بغداد دفن شده است و مزار و مرقد باشكوهى دارد. در گذشته و در عصر قاجار، اين مكان با كربلا يك فرسخ فاصله داشت ولى امروزه تقريباً به شهر كربلا متصل است. به روايتى ديگر، اين جا مزار عون بن عبد اللَّه يكى از احفاد امام حسن مجتبى عليه السلام است. و اين صحيحتر به نظر مىرسد زيرا بايد عون نيز در كنار ساير شهدا دفن شده باشد؛ امّا برخى دليل دور بودن اين مكان از حرم و مزار شهيدان را چنين مىدانند كه وى به همراه حبيب بن مظاهر اسدى براى جلب كمك طايفه بنى اسد به اين مكان رفته بود و در بازگشت با سپاه عمر بن سعد درگير و شهيد شده است. به هر حال، مقبره كنونى از عصر صفوى باقى مانده و در عصر قاجار نيز تعميراتى بر آن صورت گرفته و گنبد آن كاشىكارى شده است. اين مقبره زائران زيادى دارد. (3)443 (تصوير شماره 43)
در اتوبان كربلا- بغداد، در فاصله سى كيلومترى كربلا، درحومه شهركى به نام مسيّب مزار و مرقد دو طفل مسلم بن عقيل قرار دارد كه داراى دو گنبد كاشىكارى شده در كنار هم است. اين مزار در روستايى به همان نام، «روستاى طفلان مسلم»، واقع است.
صحن و حرم زيباى طفلان غرفههاى بسيارى در دو طبقه دارد و دو ضريح
كوچك، يكى به نام ابراهيم بن مسلم و ديگرى به نام محمد بن مسلم، در آن قرار دارد.
يكى از اين ضريحها را ميرزا هدايت، وزير لشكر عصر نادرى، ساخته است. اين جا همان مكانى است كه اين دو طفل معصوم شهيد شدند و سر از تن مبارك شان جدا شد.
روشن نيست كه بناى آرامگاه در چه دورهاى ساخته شده است اما ناصر الدين شاه در سفر خود به عتبات و زيارت اين مكان به معير الممالك دستور تعمير آن را داد، چون رو به خرابى رفته بود. (1)444 (تصوير شماره 44)
برخى از فرزندان امامان يا نوادههاى آنها در جاهاى مختلف كربلا، در داخل و يا پيرامون آن شهر، دفن هستند از جمله:
وى نوه گرامى امام كاظم عليه السلام است كه در ميان عربها به امام نوح شهرت دارد و در منطقه «طويرج»، دوازده كيلومترى كربلا، دفن است. (2)445
محمد بن ابى الفتح مشهور به «الاخرس»، از نوادههاى امام موسى بن جعفر عليه السلام، در محلهاى به نام الابتر در اطراف كربلا به خاك سپرده شده است. در آن محل زيارتگاهى بنا شده و زائران زيادى به آن جا مىروند. (3)446 سادات آل خراسان در نجف به الاخرس منسوب هستند.
نسب وى با چند واسطه به امام موسى كاظم عليه السلام مىرسد. سيد احمد در شمال غربى منطقه شفائه (در 25 كيلومترى آن) دفن شده و مزار و گنبد و صحن دارد و گنبد آن با كاشىهاى آبى مزين شده است. (4)447
عماد الدين ابو محمد بن على بن حمزه بن حسن بن عبيد اللَّه بن عباس بن على عليه السلام، مشهور به ابن حمزه و از نوادههاى حضرت ابوالفضل عليه السلام است. وى از عالمان بزرگ و فقيهان برجسته و راويان حديث بود و در قبرستان قديمى كربلا، كه امروزه در جنوب شرقى آستان حضرت ابوالفضل كنار بزرگراه كربلا- طويرج قرار گرفته، دفن شده است.
اين بنا و مرقد در عصر صفويه تجديد بنا شده و داراى گنبد و ضريح است. در 1243 ق توسط ملا محمد صالح برغانى و سپس در 1287 ق تجديد بنا شد. (1)448
از دير باز به سبب قداست اين مكان، در داخل و خارج حرم، دهها تن از عالمان و روحانيان و سادات به خاك سپرده شدند كه برخى ازآنان قبر و نشان مشخصى دارند از جمله:
نسب او با سه نسل به امام موسى كاظم عليه السلام مىرسد. وى پدر گرامى سيد مرتضى و سيد رضى است. وفاتش در بغداد اتفاق افتاد و پس از دفن در منزلش به كربلا منتقل، در حرم مطهر، كنار جدش ابراهيم اصغر بن كاظم عليه السلام خاك شد. (2)449
سيد رضى مشهور به شريف رضى فرزند ابواحمد حسين، برادر بزرگوار سيد مرتضى و از عالمان و متكلمان بزرگ شيعه در قرن چهارم هجرى است. علت عمده اشتهار سيد رضى، جمع آورى نهج البلاغه است. او تأليف زيادى در باب كلام و علوم اسلامى دارد كه الخصائص معروفترين آنها است. اين بزرگوار ابتدا در منزلش در بغداد دفن و سپس به كربلا منتقل و در كنار پدر و برادرش در نزديكى قبر سيد ابراهيم مجاب در رواق غربى حرم دفن است. (3)450 (تصوير شماره 44)
على بن حسين موسوى، مشهور به سيد مرتضى يا شريف مرتضى، از عالمان و فقيهان بزرگ شيعه در قرن چهارم هجرى و صاحب تأليفات زيادى است. وى در 359 ق به دنيا آمد و در 436 ق در بغداد فوت كرد و در منزلش دفن شد سپس او را به كربلا منتقل و در كنار مرقد پدر و برادرش شريف رضى، در نزديكى قبر سيد ابراهيم مجاب در شمال غربى رواق غربى حرم مطهر، به خاك سپرده شد. در زمانهاى اخير سنگ قبرهاى او، پدر و برادرش برداشته شده و محو گرديده است. كنار قبر اين سه بزرگوار، جدشان، ابراهيم اصغر فرزند امام كاظم عليه السلام ملقب به مرتضى، دفن است. (1)451 (تصوير شماره 45)
شيخ محمد باقر بن محمد اكمل مشهور به وحيد بهبهانى، از عالمان اصولى و رجال شناسان بزرگ شيعه در قرن دوازدهم هجرى است كه در رواق شرقى حرم دفن شده است. او در كربلا رهبرى و مرجعيت شيعيان را بر عهده داشت. سيد مهدى بحرالعلوم و سيد على صاحب رياض و شيخ جعفر آل كاشف الغطاء از شاگردان او بودند. (2)452
سيد محمد مجاهد فرزند سيد على طباطبايى صاحب رياض (3)453 و نوه دخترى مرحوم علامه بهبهانى، صاحب كتاب مفاتيح و مناهل است. او به سبب مجاهداتش با روسها، كه خود در ميدان جنگ حاضر مىشد، به محمد مجاهد معروف شد. قبرش در بين آستان امام حسين عليه السلام و ابو الفضل عليه السلام در بازار باب الحريص در دو طبقه ساخته شده و داراى گنبد و ضريح فولادى بود اما در توسعه كنونى از ميان رفته است. (4)454
شيخ محمد تقى شيرازى از مراجع بزرگ شيعه واز رهبران قيام مردم عراق عليه سلطه
انگلستان (1920 م) است كه با مجاهدتهاى خود، سلطه و نفوذ انگليس را در عراق از بين برد. او را درضلع جنوب شرقى صحن در مقبره اختصاصى خود دفن كردند. در 1263 ق، هنگام توسعه صحن، بقعهاى به نام «ايوان شيرازى» به مساحت دويست متر در كنار آن قبر بنا شد كه محل تدريس و تحصيل طلبهها شده بود ولى به دستور رژيم بعث تعطيل شد. (1)455
قبر شيخ احمد بن محمد بن فهد، فقيه بزرگ اماميه، در غرب خيابان باب القبله، يعنى سمت قبله صحن، داخل مسجدى قرار دارد كه به نام او معروف است. وى خانهاش را براى زائران به عنوان منزلگاهى وقف كرده بود و پس از مرگش او را در همان خانه خود به خاك سپردند. شاه عباس در 1033 ق باغ جنوب قبر ابن فهد را به صورت مسجدى در آورد و آن را كاشى كارى كرد و گنبدى روى قبر وى برپا ساخت. (2)456 اين قبر اكنون در نزديكى خيمهگاه قرار دارد.
محمد بن سليمان ملقب به فضولى بغدادى از شاعران بزرگ ترك در 976 ق به مرض طاعون درگذشت و در مقبره دده نزديك تكيه بكتاشيه، در جنوب صحن دفن شد. (3)457 امروزه بيست جلد كتاب در شعر و ادب از وى به يادگار مانده است. در كنار قبر او، فرزندش فضلى بن فضولى شاعر متصوف قرن دهم دفن است. فضلى بن فضولى تا 978 ق در قيد حيات بود. آرامگاه او در توسعه اخير از ميان رفته است. (4)458
شيخ يوسف آل عصفور بحرانى، صاحب كتاب الحدائق الناضره، در رواق شرقى حرم دفن شده است. وى به همراه سيد على طباطبايى و وحيد بهبهانى در يك مقبره آرميدهاند.
سيد كاظم بن قاسم حسينى رشتى از شاگردان شيخ احمد احسايى در 1259 ق در گذشت و در رواق شرقى حرم دفن شد. او از رهبران فرقه كشفيه بود و كتاب هايى درباره آن فرقه به رشته تحرير درآورد.
سيد احمد بن سيد كاظم رشتى در 1295 ق به قتل رسيد و در رواق شرقى حرم، كنار پدرش، به خاك سپرده شد.
محمد شريف بن حسن آملى، از عالمان بزرگ شيعه، و استاد شيخ مرتضى انصارى در 1246 ق در كربلا وفات يافت و در سمت جنوب شرقى آستان، در يكى از كوچههاى فرعى خيابان امام حسين عليه السلام دفن شد. بقعه وى در 1261 ق به دست شيخ حسن آل صالحى و در 1372 ق توسط مرحوم آيت اللَّه حكيم تجديد بنا (1)459 و مدرسهاى به نام او در كنار آستان احداث گرديد. امروزه بقعه او از ميان رفته است.
سيد على طباطبايى، صاحب كتاب رياض المسائل در فقه است. وى در رواق شرقى حرم خاك شد. او كسى است كه ديوار شهر كربلا را بنا كرد. فرزند او به سيد محمد مجاهد معروف است.
در داخل صحن و در مسير صحن امام حسين عليه السلام به سوى صحن ابوالفضل العباس يعنى باب قاضى الحاجات در حجرهاى سه تن از خاندان مجتهد قزوينى دفن شدهاند:
1- آقا سيد ابراهيم بن محمد مجتهد قزوينى صاحب ضوابط الاصول (م 1262 ق)
2- آقا سيد مهدى مجتهد
3- شيخ محمد حسين قزوينى (ف 1281 ق). (2)460 در دالان صحن كوچكِ همين مكان
قبر شيخ الاسلام قزوينى واقع است.
شيخ عبدالحسين تهرانى از فقيهان و عالمان معاصر بود كه در يكى از حجرههاى سمت غربى صحن خاك شده است.
سيد عبداللَّه بحرانى عالم و فقيه و مؤلف الافاضات الحسينيه و شرح مختصر النافع علامه حلى است كه در رواق ابراهيم مجاب به خاك سپرده شده است. (1)461 در كنار او فرزندش سيد محسن و نوهاش سيد محمد بن سيد محسن، صاحب كتابهاى الفصول البهيه فى بعض الاخبار الحجج المرضيه و هداية العباد، دفن شدهاند.
عالم شاعر، سيد محمد زينى حسنى در رواق ابراهيم مجاب به خاك سپرده شده است.
سيد ابراهيم بن محمد باقر موسوى قزوينى حائرى عالم بزرگ شيعه و معروف به صاحب ضوابط، در ميدان مقابل باب الشهداء دفن است. تأليف او در باب فقه شهرت دارد. (2)462
چند تن از خاندان برغانى، كه همه از عالمان بزرگ و از فقيهان شيعه بودهاند، در رواق غربى حرم (رواق بالاسر) به خاك سپرده شدهاند. معروفترين آنها ملا محمد على برغانى است كه در 1271 ق از دنيا رفت. وى تأليفات فراوانى در فقه و تفسير دارد.
ديگر فرزندش ميرزا عبد الوهاب از عارفان و فقيهان عصر قاجار بود كه در 1294 ق فوت كرد. قبر ملا على برغانى متوفى 1269 ق نيز در اين مكان واقع است. (3)463
سيد مرتضى فرزند سيد محمد طباطبايى حسينى بروجردى پدر سيد مهدى بحر العلوم است كه در 1204 ق از دنيا رفت. او را در رواق شرقى حرم به خاك سپردند.
چند تن از مشاهير خاندان آل كمونه در زير زمين خزانه جواهر آستان، بين رواق پادشاهان و مسجد آستان حسينى، دفن هستند. اين افراد از عالمان و اديبان كربلا بودند؛ از جمله شيخ مهدى كمونه (ف 1272 ق) كليد دار آستان، شيخ ميرزا حسن كمونه (ف 1292 ق) هم چنين برادرش كه پس از او به توليت آستان رسيد و نيز شيخ محمد على كمونه (ف 1282 ق)، كه از شاعران شيعه بوده است. (1)464
پادشاهان آل بويه قديمىترين پادشاهان دفن شده در حائر حسين هستند. بسيارى از اين اميران شيعه در توسعه، بازسازى و تزيين حرم امام حسين عليه السلام و ديگر امامان شيعه نقش مؤثرى داشتند. چند تن از آنان در داخل بقعهاى در صحن كوچك خاك شدهاند. در زمانهاى پيشين، بقعهاى بر فراز قبر آنان وجود داشت كه در ميان مردم به بقعه آل بويه شهرت داشت. در 1268 ق عبدالرسول خالصى به دستور رييس اوقاف وقت عراق اين بقعه و آثار تاريخى آن را تخريب كرد. (2)465
وى از پادشاهان قاجار است كه فرمان مشروطيت را در 1324 ق صادر كرد و در همانسال از دنيا رفت. بر اساس وصيتاش او را در كربلا بهخاك سپردند. قبر مظفرالدين شاه داخل رواق فقيهان يا رواق پادشاهان است و روى آن با موزائيك فرش شده است.
محمد على شاه فرزند مظفرالدين شاه از پادشاهان دوره قاجار و از مخالفان مشروطه است كه به سبب به توپ بستن مجلس شوراى ملى شهرت دارد. وى در 1341 ق از دنيا رفت و در كنار قبر پدرش دفن شد. اين قبر نيز با موزائيك فرش شده و اثرى از خود قبر نيست.
احمد شاه فرزند محمد على شاه و آخرين پادشاه سلسله قاجار است كه در دوران وى كودتاى 1299 رضا خان به وقوع پيوست. او در 1348 ق از دنيا رفت و در كنار قبر پدرش به خاك سپرده شد. روى قبر وى را با موزائيك فرش كردهاند.
ميرزا تقى خان هزاوهاى مشهور به امير كبير، صدر اعظم معروف و شهير عصر ناصرالدين شاه است كه به دستور وى در 1298 ق در حمام فين كاشان به قتل رسيد و در رواق پادشاهان به خاك سپرده شد. در كنار قبر وى فرزندش ساعد الملك و برادرش ميزا حسين خان دفن شدهاند.
حمزه ميرزا فرزند شاه اسماعيل صفوى از شاعران و اديبان عصر صفوى بود. وى در 997 ق در اردبيل از دنيا رفت و در داخل حرم امام و در رواق پادشاهان به خاك سپرده شد. حمزه ميرزا ديوان شعر و كتابى در سلسله انساب و شرح حال شاعران و عالمان از خود به يادگار گذاشت.
وى از نخست وزيران يا صدر اعظمهاى عصر قاجار است كه در 1224 ق درگذشت و در رواق پادشاهان دفن شد. (1)466
1) . آل طعمه، همان جا
ميرزا موسى خان وزير طهران از حكم رانان عصر ناصرى در ايوانى در سمت جنوبى صحن به خاك سپرده شده است. (1)467
دوستعلى خان معير الممالك، رييس ضرابخانه و امور دارايى عصر ناصرى، در داخل رواق دفن است. قبر او در اتاقى كوچك و آينه كارى شده قرار دارد.
از وزيران عصر محمد شاه قاجار است. او را در رواق پادشاهان به خاك سپردند. (2)468
ظل السلطان فرزند ناصرالدين شاه و حاكم اصفهان در عصر ناصرى و مظفرى است. قبر وى در رواق پادشاهان قرار دارد. (3)469
شاهزاده هندى، برادر محمد نجف ميرزا، به همراه چند تن از شاهزادههاى هندى معاصر هند در رواق جنوبى دفن شده و مقبره كوچك آنان با آينه تذهيب شده است. (4)470 معروف ترين آن شاهزادهها، غير از زاهدالدين شاه، سلطان برهان نظام شاه پسر سلطان احمد هندى است كه در 961 ق در هند از دنيا رفت.
همانطوركه در اينفصل اشاره شد، كربلا شهرى است با پيشينه درخشان تاريخى و فرهنگى واز زمانهاى بسياركهن آثارتاريخى زيادىرا در خود جاى داده است. امروزه،
گرچه بسيارى ازآنها ازبينرفتهاند، همانمقدار باقى مانده نشان از اين سابقه تاريخى دارد.
اين قلعه در منطقهاى به همين نام در بيست كيلومترى غرب شهر كربلا واقع است.
تاريخ بناى آن به زمانهاى كهن بر مىگردد و در مورد بانيان آن اختلاف نظر وجود دارد.
در داخل قلعه مسجد كوچكى وجود دارد و اطراف ديوارهاى آن به صورت برج ساخته شده است. (1)471
آقا محمد خان قاجار براى حفظ امنيت شهر كربلا قلعه مستحكم و حصارى استوار پيرامون شهر بنا كرد. اين قلعه كه در چهار كيلومترى شهر قرار دارد، با مرگ آقا محمد خان نيمه تمام ماند و مرحوم سيد على طباطبايى هزينه آن را از هندوستان تأمين كرد و آصفالدوله هندى نيز در ابتداى قرن سيزدهم هجرى بر آن حجرهها و مكان هايى ساخت تا زائران كربلا بتوانند شب را در آن جا اقامت كنند. به همين مناسبت اين قلعه به «قلعه هندى» معروف شد. مساحت آن به حدود سه هزار متر مىرسد. (2)472 اين قلعه بارها و بارها زائران كربلا را كه در مسير اين شهر دچار راه زنان و حراميان مىشدند پناه داده از خطر رهانيد. (3)473
زمان ساخت اين قصر به عصر عباسى باز مىگردد و در سى كيلومترى جنوب غربى كربلا واقع است. امروزه بخشى از ديوارها و طاقهاى آن باقى مانده كه با آجرهاى بسيار محكم ساخته شدهاند. اين ديوارها و طاقها به عنوان اسلحه خانه و يا پناهگاه براى زائران بود. (4)474
1) . از اين قلعه مستشرقان و سياحانى بازديد و آن را توصيف كردهاند از جمله گرترودبل مستشرق انگليسى (بنگريد موسوعة العتبات المقدسه، 8/ 315).
2) . ناصر الدين شاه، همان، 157؛ سفرنامه سيف الدوله به مكه مكرمه، 230.
3) . سفرنامه رضاقلى ميرزا نائب الاياله، نوه فتحعلى شاه، به كوشش اصغر فرمانفرماى قاجار، 180
4) . تاورينه، سفرنامه تاورينه، 95.
گفتنى است قصرهايى چون ابن مقاتل و نيز ديوارهاى شهر كربلا تا قرن چهاردهم هجرى برپا بوده كه امروزه تخريب گشتهاند.
در اطراف حرم امام حسين عليه السلام، در زمينهاى معروف به جعفريات، قبه و زيارت گاهى وجود دارد كه گفته مىشود امام صادق عليه السلام هنگام زيارت امام حسين عليه السلام در آن مكان با آب نهر فرات غسل زيارت مىكرد. اين نقطه در ساحل غربى نهر علقمه قرار دارد و گنبد اين مقام با كاشى مزين است. (1)475 (تصوير شماره 45)
در سمت چپ نهر حسينيه كنونى، در ورودى كربلا و راه مقام امام صادق عليه السلام، بقعه و مقامى است كه گنبد بلندى دارد. اين بقعه به ياد و نام حضرت بقية اللَّه بنا شده است. (2)476 (تصوير شماره 46)
در ابتداى قرن سيزدهم (1217 ق) ابوطالب خان، جهانگرد معروف، به خيمهگاه يا مقام زين العابدين اشاره مىكند كه همسر آصفالدوله بنايى روى آن احداث كرده بود. (3)477 اين مقام ظاهراً در كنار بيمارستان امام حسين عليه السلام امروزى است و برخى آن را محل اصلى خيمهگاه مىدانند. (4)478
از ديگر شهرهاى زيارتى و مهم عراق كاظمين است كه در مجاورت شهر بغداد، سمت غرب رودخانه دجله، قرار دارد واز لحاظ ادارى تابع شهر بغداد است و منارههاى طلايى آن از داخل شهر بغداد نمايان است. امروزه، اين شهر به سبب توسعه بغداد به آن وصل شده است. از آن جا كه اين شهر در حدود يك كيلومترى رود دجله واقع است، آب و هواى نسبتاً معتدلى دارد و ميزان بارندگى آن در سال زياد است. گاهى نيز بادهاى تندى در اين منطقه مىوزد و سيلاب عظيمى راه مىافتد. به دنبال اين تغيير آب و هوايى، دجله نيز طغيان مىكند و مزرعههاى اطراف را به كام خود مىكشد و گاهى هم شهر را دچار آسيب جدى و تخريب مىكند. بارها در طول تاريخ، اين شهر با بادهاى تند، تگرك و باران هاى سيلآسا و هم چنين زلزلههاى مخرب روبه رو بوده است. (1)479 گاهى مشهد و مقبرههاى امامان نيز براثر اين حادثههاى طبيعى آسيب ديده و تخريب مىشد از جمله سالهاى 569 ق، 573 ق، 613 ق و 1042 ق، كه همواره خليفهها و حكم رانان به بازسازى آن پرداختهاند. (2)480 سابقه تاريخى كاظمين در جوار بغداد به عصر ساسانيان مىرسد. از آن جا كه بغداد در آن عصر شهرى مذهبى و جايگاه خدا يعنى «بَغ» بود. در
اين زمان، حاشيه بغداد به «تسوج» معروف بود (1)481 كه بعدها كاظمين به جاى آن شكل گرفت. در جنگ نهروان به سال 37 ق به دستور امام على عليه السلام شهيدان جنگ را در اين مكان به خاك سپردند كه آن را «مقبرة الشهداء» ناميدند. در عصر عباسى، به هنگام توسعه و احياى بغداد و انتخاب آن به عنوان پايتخت، اين قبرستان به «شونيزى» معروف بود و خليفه منصور آن جا را براى دفن بزرگان و خاندان عباسى در نظر گرفت و از آن پس به نام گورستان قريش شهرت يافت. (2)482 از زمانى كه بغداد به عنوان پايتخت انتخاب شد، اين منطقه حاصلخيز با آب وهواى مطلوب و باغهاى پرميوه به عنوان تفريحگاه خليفههاى عباسى مورد استفاده آنان قرار گرفت. از زمان شهادت امام كاظم عليه السلام و امام جواد عليه السلام و دفن آن دو امام در اين منطقه، خليفهها و اميران شيعى همواره به آبادانى اين شهر و مرقدهاى واقع شده در آن همت گماشتند. اين منطقه از آن پس، محل سكونت بسيارى از شيعيان و دوست داران اهل بيت شد. آل بويه، از حكمرانان شيعى بغداد، همواره نسبت به آباد كردن اين شهر و مزارات آن بذل توجه داشتند و بارها شهر و خانههاى آن را، كه براثر سيل، زلزله و نيز جنگها و درگيرىهاى داخلى و مذهبى دچار ويرانى و آتش سوزى شده بود، مرمت و بازسازى كردند. (3)483 منتصر عباسى در اين منطقه بر روى دجله پل بزرگى ساخت كه «جسر جديد» ناميده مىشد و اين امر ارتباط بين دو طرف رودخانه را آسان مىكرد. در اين دوران، يعنى 640 ق، شهر كاظمين توسعه يافت و بسيارى از شيعيان در جوار مرقد مطهر آن دو امام ساكن شدند و خانهها، بازارها و دكانها ساختند و مكانهايى هم براى سكونت زائران برپا كردند. بدين گونه در يك قرن بعدى كاظمين از نظر توسعه و عمران به صورت شهرى مستقل درآمد و از بغداد جدا شد. (4)484
در 651 ق، در جريان حمله هولاكو به بغداد، كاظمين نيز از تخريب بىنصيب نماند و رو به ويرانى رفت. به ويژه مرقد امامان شيعه آسيب شديد ديد. چندى گذشت تا اين كه علاء الدين جوينى، حكمران بغداد، به مرمت و بازسازى شهر و مقبره امامان پرداخت و همه را بازسازى كرد. (1)485 اندكى از اين بازسازى نگذشته بود كه رود دجله طغيان كرد و به بخشهايى از شهر، به ويژه حرم امامان شيعه، آسيب وارد ساخت و در 726 ق، سلطان ابوسعيد بهادرخان، از ايلخانان مغول، به ترميم و بازسازى شهر و حرمهاى مطهر همت گماشت. بعدها براى حفاظت شهر از طغيان دجله و نيز جلوگيرى از تهاجمات خارجى پيرامون شهر ديوار كشيدند.
به هنگام انتخاب بغداد به عنوان پايتخت در دوره خلافت منصور، در جوار اين شهر باغهايى وجود داشت كه به شونيزيه معروف بود. منصور در 145 ق اين باغ را به عنوان مقبره خانوادگى خود انتخاب كرد و آن را «مقابر قريش» ناميد. نخستين كسى كه در اين قبرستان دفن شد جعفر فرزند منصور عباسى بود كه در 150 ق از دنيا رفت. در 179 ق، امام موسى كاظم عليه السلام براساس دستور هارون، از مدينه به بغداد آمد و در آن شهر زندانى شد و سپس در 183 ق به دستور خليفه توسط زندانبانش، سندى بن شاهك، مسموم شد و به شهادت رسيد. ايشان را در همان مقابر قريش، مكانى كه خود قبل از آن خريده بود، به خاك سپردند. (2)486 امام كاظم عليه السلام چهارمين فردى بود كه در اين مقبره دفن مىشد. قبل از ايشان جعفر و سپس عيسى نوفلى در آن مكان به خاك سپرده شده بودند و سومين نفر، خليفه امين، فرزند هارون بود كه مادرش، زبيده خاتون، برقبر او بقعهاى بنا كرد. با نظر امام جواد عليه السلام و
به دستور مأمون بر روى مرقد امام كاظم عليه السلام بقعهاى ساختند و از آن پس بيشتر دولت مردان در اين قبرستان خاك شدند و هريك براى خود مقبره و بقعهاى اختصاص دادند. (1)487 امام جواد عليه السلام در 220 ق به دستور معتصم عباسى و توسط ام الفضل، دختر مأمون و برادر زاده معتصم، كه عنوان همسرى آن حضرت را داشت، مسموم و شهيد شد. ايشان را نيز در جوار قبر جدشان، امام موسى بن جعفر عليه السلام، دفن كردند. (2)488 بر قبر آن دو بزرگوار بقعه و عمارتى بنا كردند و آن را كاظميه ناميدند. از آن پس مقابر قريش نام خود را به كاظميه تغيير داد. در كنار اين بقعه، مسجدى به نام مسجد باب التبن يا مسجد كاظميه قرار داشت كه شيعيان از داخل اين مسجد قبر آن دو امام را زيارت مىكردند و به همين سبب بقعه امامين به مشهد باب التين نيز معروف شد. آن هنگام براى مرقد آن دو امام گنبد و بنايى با چند حجره ساخته و خادمانى را براى اداره آن انتخاب كرده بودند. در جوار اين بقعه باغى بود كه به زبيده خاتون، همسر هارون الرشيد، تعلق داشت. اين باغ محل سكونت شيعيان شده بود و آنها در آن جا وسايل و تسهيلات لازم را براى زائران مرقد فراهم مىكردند. (3)489
در سال 336 ق به امر احمد بن بويه ملقب به معز الدوله، از پادشاهان شيعى آل بويه، عمارت قبلى آستان خراب شد و از نو بقعهاى با شكوه بنا گرديد و برفراز هر دو قبر ضريحى جداگانه از چوب ساج نصب شد. همچنين برفراز آن مقبرهها، يك گنبد بزرگ برافراشتند و داخل حرم را تزيين كردند. پس از او، عضدالدوله ديلمى همانند ساير مزارات امامان شيعه، تغييرات زيادى در حرم انجام داد و آن را توسعه بخشيد. اين كار را به سال 369 ق انجام داد و ديوارى گرداگرد شهر كشيد. بيمارستانى نيز بين كاظمين و بغداد ساخت كه خدمات درمانى به زائران اين مزار ارائه كرد. از آن زمان، كاظمين به عنوان يك شهر در كنار بغداد جايگاهى ويژه يافت. (4)490 در 441 ق، بهدنبال درگيرىهاى شيعه و سنى در محل كرخ بغداد آتش سوزى
عظيمى رخ داد كه به مشهد كاظمين سرايت كرد و آسيب زيادى به بقعه مطهر رسانيد.
ابوالحرث ارسلان بساسيرى با كمك ابونصرفيروز، فرزند ابى كاليجار، به بازسازى و مرمت آستان و منارهها پرداختند و داخل حرم را تزيين و صحن شريف را بازسازى كردند و دو صندوق برمزار دو امام نصب كردند. (1)491 در 490 ق، مجد الملك ابوالفضل براوستانى وزير شيعى بركيارق، از پادشاهان سلجوقى، به تعمير و بازسازى حرم پرداخت و بناهاى جديدى به اطراف آن افزود. (2)492 ديوارهاى آستان را با كاشى تزيين كرد و در شمال آن مسجدى بزرگ ساخت و دو مناره زيبا و يك مكان بزرگ براى استراحت زائران و سكونت آنان احداث كرد.
صحن و حرم شريف براثر طغيان رود دجله در 569 ق دچار آسيب شد و خليفه عباسى، الناصر لدين اللَّه، به همت وزير شيعىاش مؤيد الدين محمد قمى در 575 ق تعميراتى در آن انجام داد و حجرههايى در اطراف صحن ساخت. (3)493 او در اطراف آستان خانههايى براى زائران و فقيران بناكرد كه به «دار الضيافه» مشهور شد. علاوه برآن حجرههاى اطراف صحن را در 608 ق به مدرسه علوم دينى تبديل كرد. خليفه عباسى در چند سال بعد، كه دوباره حرم براثر طغيان دجله دچار آسيب شد، به بازسازى آن پرداخت و خرابىها را ترميم كرد. (4)494 در زمان فرزندش، الظاهر، نيز حرم مطهر دچار آتش سوزى شد و بسيارى از لوازم و نفايس آن در آتش سوخت و حتى به ضريح گنبد و منارهها خساراتى وارد شد كه خليفه به بازسازى آن پرداخت. (5)495 هنگام تهاجم هولاكو خان مغول به بغداد در 656 ق، شهر كاظمين دست خوش تاراج و حريق شد. اما دو سال بعد وزير وى، عطاملك جوينى، به هنگام حكومتش بر عراق به بازسازى و جبران خسارت وارده به مشهد كاظمين پرداخت (6)496 و ديوارهاى آستان
را با كاشى تزيين كرد. يك سده بعد، دوباره براثر طغيان دجله، حرم رو به تخريب و ويرانى رفت و سلطان اويس جلايرى به ترميم و تعمير آن اقدام كرد. ديوارهاى صحن را با كاشىهاى زيبا تزيين و سپس دو صندوق خاتم كارى بر روى قبرهاى مقدس نصب كرد و به جاى يك گنبد، كه در عصر آل بويه ساخته شده بود، دو گنبد برفراز قبرهاى مطهر ساخت. اما بازهم چند سال بعد، يعنى در 776 ق، دجله طغيان كرد و خرابىهاى زيادى در مشهد كاظمين به بار آورد. (1)497 اين بارهم سلطان اويس با تلاش وزيرش به رفع ويرانىها پرداخت و قسمتهاى تخريب شده را مرمت كرد. كاروان سرايى هم براى سكونت زائران ساخت. (2)498 عمدهترين بازسازىها و تعميرات آستان كاظمين در دوران صفويه انجام شد. شاه اسماعيل صفوى، در 926 ق، تمامى بناهاى حرم را خراب كرد و بناى زيبا و با شكوهى شامل رواق در چهار سو، صحن، حرم و دو گنبد جديد كاشىكارى شده ساخت.
مسجدى با شكوه و با ستونهاى ضخيم در شمال حرم احداث كرد كه اكنون هم پابرجاست و به نام مسجد صفوى اشتهار دارد. دو صندوق زيبا از خاتم براى قبر دو امام ساخت و داخل حرم را با آويزها و قنديلهاى قيمتى و فرشهاى نفيس آراست. درهاى حرم و رواقها را نيز با نقره پوشش داد. (3)499 امروزه، كتيبهاى از آن اقدامها بانام شاه اسماعيل هم چنان موجود است. سلطان محمد خدابنده، برادر وى، كه در اين سالها در عراق حكومت مىكرد، كارهاى او را تكميل كرد. سليمان قانونى پس از تسخير عراق و سلطه عثمانىها بر بغداد، منبرى زيبا از آجر و پوششى از كاشى به مسجد صفوى تقديم كرد.
شاه عباس صفوى، براى نخستين بار، ضريحى از فولاد برفراز قبرهاى امامان ساخت و حرم و روضه مطهره را تزيين كرد. در 1045 ق، شاه صفى نيز چهار مناره در گوشههاى صحن ساخت كه اكنون هم پا برجاست. (4)500
در عصر قاجار هم توجه خاصى به مشهد كاظمين شد، آقا محمد خان قاجار تعميرات و بازسازىهاى عمدهاى در حرم انجام داد. او در 1211 ق دو گنبد آستان را، از پايين تا بالا، با طلاى ناب پوشانيد. ايوان رواق جنوبى را نيز طلا كارى كرد و كف حرم و صحن را با سنگهاى مرمر فرش كرد. خانههايى را در اطراف صحن خريدارى كرد و صحن را توسعه داد. (1)501 فتحعلى شاه قاجار در 1221 ق، داخل رواقها را آينه كارى و كاشى كارى كرد و طلاهاى منارهها را تجديد كرد. اين كار در 1229 ق به اتمام رسيد. بيست و شش سال بعد، معتمد الدوله منوچهر خان گرجى، از دولت مردان عصر قاجار، ايوان رواق جنوبى، شرقى و غربى را طلا كارى كرد. در 1282 ق شيخ العراقين، وكيل امير كبير، از ثلث ماترك ميراث وى تعميراتى در آستان انجام داد و به بازسازى و تذهيب ايوانها و آينهكارى حرم و رواقها و كاشى كارى صحن پرداخت. يك سال بعد، ناصر الدين شاه ضريحى از نقره بر دو مزار مطهر ساخت و آن را جاى گزين ضريح فولادى عصر صفوى كرد. برخى ديگر از دولت مردان دوره قاجار از جمله فرهاد ميرزا، فرزند عباس ميرزا، نيز در بازسازى و توسعه حرم نقش داشتند. (2)502 امروزه، حرم و آستان كاظمين بيش از 14514 متر مربع مساحت دارد. طول آن 123 و عرض آن 115 متر است. حرم به صورت مستطيل ساخته شده و با فضاهاى اطراف در مجموع بيش از 26 هزار متر مربع است. در هر حال، بخش زيادى از حرم و آستان از بناهاى شاه اسماعيل صفوى است و براساس كتيبهاى سال 926 ق، تاريخ پايان بنا است.
(تصوير شماره 47)
در دوران آل بويه، معزالدوله روى قبرهاى امامين كاظمين صندوقى از چوب ساج نصب كرد و اين صندوق در آتش سوزى سال 441 ق سوخت. ارسلان بساسيرى، از
حاكمان و اميران شيعى بغداد، در جريان بازسازى حرم دو صندوق جديد روى قبرها گذارد و در 629 ق، المستنصر آخرين خليفه عباسى يك صندوق زيبا بر قبر امام جواد نصب كرد. اين دو صندوق تا عصر سلطان اويس جلايرى، يعنى 769 ق، باقى بود و در آن سال به سبب فرسودگى و آسيب ديدگى، دو صندوق نو و زيبا با خاتم كارى زيبا جاى گزين آنها شد.
شاه اسماعيل صفوى در قرن دهم هجرى (926 ق) دو صندوق بسيار زيبا و خاتم كارى شده بر روى قبر دو امام نصب كرد. صندوق روى قبر امام جواد عليه السلام، كه امروزه هم چنان موجود است، از شاهكارهاى هنرى آن عصر است و به لحاظ ريز نقش و پركار بودن آن، از همه صندوقهاى نصب شده بر قبرهاى عتبات زيباتر و جذابتر است و شاهكار و زيبايى آن را تنها مىتوان با چشم مسلح ديد. قسمتها و تكههاى بسيار ريز عاج، كه يك دهم ميلى متر است، در داخل چوب هاى صنعتى و آبنوس كار شده و گلهاى منبّت از عاج با شاخههاى گل نيم ميلى مترى از جلوهها و شاهكارهاى هنر اسلامى و ايرانى است كه همه هنرمندان را به حيرت واداشته است. اين صندوق 5/ 2 متر طول، 83/ 1 متر عرض و 5/ 1 متر ارتفاع دارد و مساحت آن بيش از 182000 سانتى متر مربع است. (1)503 صندوق امروزين مزار مطهر امام موسى كاظم، كه از عصر صفوى هم چنان باقى مانده، و توسط استاد صنيع خاتم ترميم شده است. از لحاظ هنرى و ريزكارى و پرنقشى به پاى صندوق قبر امام جواد عليه السلام نمىرسد. اين صندوق بيش از 152000 سانتى متر مربع مساحت دارد و از صندوق قبر امام جواد كوچكتر است. كتيبههايى دارد كه در 1324 ق شمسى كارى شده است. (2)504 ناصرالدين شاه آن صندوقها را ديده و اظهار مىدارد كه با نقره تزيين شده است. (3)505
اما براى نخستين بار، معز الدوله ديلمى، در 336 ق ضريحى از چوب ساج برفراز دو قبر نصب كرد (1)506 و در عصر شاه عباس، اين ضريح جاى خود را به يك ضريح فولادى داد. (2)507 در 1283 ق ناصر الدين شاه ضريحى از نقره براى قبر دو امام ساخت و روى ضريح فولادى نصب كرد. (3)508 حدود يك قرن بعد، در 1324 ق، بانو سلطان بيگم، دختر مشير الملك شيرازى، ضريحى ديگر از نقره ساخت و به جاى ضريح ناصر الدين شاه، كه فرسوده شده و نقرههاى آن از بين رفته بود، گذارد. (4)509 كه امروزه هم چنان موجود است و 250 هزار مثقال نقره در آن به كار رفته است. هجده پنجره دارد و كتيبههايى در نوار بالاى آن قرار يافته كه با سورههاى قرآن و اسماء الهى تزيين شده است.
اين ضريح هفت متر طول، پنج متر عرض و 5/ 3 متر ارتفاع دارد. درب ورودى ضريح وسط ضلع شرقى آن واقع شده و در فاصله بين دو صندوق قبر باز مىشود. روى در كنده كارى ها و قلم زنىهاى بسيار عالى انجام شده است. بر گوشههاى بالايى ضريح هشت گلدان بزرگ از فولاد حاوى آيه و حديث فراوان قرار دارد كه از آثار شاه سلطان حسين صفوى و باقى مانده ضريح فولادى عصر صفويه است. (5)510 گفتنى است قبر شريف امام موسى بن جعفر در قسمت جنوبى و قبله ضريح و قبر امام جواد در قسمت شمالى داخل ضريح قرار دارد. قسمت غربى فاصله اندكى با ديوار دارد و قسمت شرقى داراى فضايى باز به عنوان محل اجتماع و زيارت زائران است.
ضريح مزبور در وسط روضهاى قرار دارد كه از چهار قسمت، رواقها آن را احاطه
كردهاند. اطراف اين روضه به طور كلى تا سقف آينه كارى شده و كتيبههايى با خط ثلث روى كاشىهاى گرداگرد روضه نوشته شده و تاريخ 929 ق روى آن ديده مىشود. اين كتيبهها از آثار عصر صفوى است. در داخل روضه قنديل بزرگى به سقف آويزان بوده است كه در آن نهايت ظرافت و هنر به كار رفته است. اين قنديل از تزيينات نفيس عصر معزالدوله ديلمى است و از طلاى ناب ساخته شده است. روى كتيبههاى اطراف روضه مطهر، نامهاى شاه اسماعيل و فتحعلى شاه ديده مىشود. (تصوير شماره 48)
در چهار سمت روضه و ضريح مبارك، چهار رواق قرار دارد كه تمامى آن ها از پايين تا نيمه از سنگ و بقيه تا سقف آينه كارى شده است. طول اين رواقها از شمال به جنوب چهل متر، مركب از هفت چشمه و عرض شرقى و غربى آن سى متر، مركب از پنج چشمه است كه در برخى از آن ها عالمان شيعه و محدثان دفن شدهاند.
1- رواق باب المراد: اين رواق به دستور ناصر الدين شاه قاجار آينه كارى شده و در قسمت شرقى قرار دارد. آن را رواق شرقى نيز مىگويند. رواق باب المراد در برابر ايوان شاه اسماعيل صفوى است و در آن شيخ مفيد و ابن قولويه، دو تن از محدثان و متكلمان شيعه، به خاك سپرده شدهاند.
2- رواق باب القريش: اين رواق در جنوب ضريح قرار دارد و به دستور سلطان محمد رشادخان مرمت و بازسازى شده است.
3- رواق شمالى: در شمال ضريح مطهر واقع است.
4- رواق غربى: اين رواق در برابر رواق شرقى است و به سبب دفن خواجه نصير طوسى در آن به رواق خواجه نصير نيز شهرت دارد.
از اين چهار رواق شش در به روضه مطهر باز مىشود كه همه از طلا و نقره است، دو درب در كنار مقبره شيخ مفيد در رواق شرقى، دو درب از طرف رواق غربى و مقبره خواجه نصير طوسى، يك درب از رواق شمالى و يكى از رواق جنوبى. از اين شش در سه در به حرم امام كاظم و سه در نيز به حرم امام جواد عليه السلام اختصاص دارد. هريك از اين
درها از لحاظ هنرى بسيار بديع و داراى كندهكارىهاى زيبا و نقشهاى مختلف و خطهاى عالى است. علاوه بر آن، اين رواقها از طريق هشت درب، به صحن مرتبط مىشود. نخستين آن سمت رواق جنوبى واقع شده داخل چارچوب نقرهاى است و در 1283 ق از سوى سيد ميرزا باباى اصطهباناتى اهداء شده است. خطوط كندهكارى شده روى آن به خط استاد ميرزا محمد على طبيب شيرازى است. در حاشيه هر لنگه كتيبهاى مزين به آيههاى سوره مباركه دهر و فجر به خط نستعليق كنده كارى شده است. روى اين در تاريخ 1284 ق، با حروف ابجد به شعر، هم چنين نام واقف آن حك شده است. (1)511 دومين درب در رواق جنوبى و حاوى كندهكارىها و نقشهاى بسيار زيبا است. اين در را عماد الدوله، والى كرمانشاه، در 1285 ق وقف كرده است. روى آن نام كاتب، صنعتگر و واقف آن همراه با اسمهاى جلاله و امامان معصوم به خط ثلث ديده مىشود.
سوّمين درب نقرهاى رواق جنوبى را حاج محمد على افضل شوشترى وقف كرده است وروى آن تاريخ 1399 ق، كتيبهها، خطوط زيباى نستعليق، آيه و شعر ديده مىشود.
درب چهارم در رواق شرقى از ايوان طلاى ناصرى واقع شده و به باب المراد معروف است. واقف آن شاهزاده فرهاد ميرزا معتمدالدوله و سال نصب آن 1294 ق است. روى لنگههاى در نام واقف، تاريخ وقف و نيز نام خطاط آن به چشم مىخورد.
پنجمين درب در رواق شرقى، مجاور قبر شيخ مفيد، قرار داد كه داراى كندهكارىها و خطوط عالى است. واقف آن حاج محمد جواد تاجر و سال وقف آن 1314 ق است. آيههاى قرآنى و شعر فارسى زينت بخش اين در است. (2)512
ششمين و هفتمين درب در رواق غربى و در مجاورت قبر خواجه نصير طوسى قرار دارد. واقف آن نامعلوم ولى تاريخ وقف آن 1337 ق است. كتيبههاى زيبا و مزين به آيه و حديث روى آن ديده مىشود.
درب هشتم در رواق شمالى قرار دارد كه حاج عبدالنبى تاجر كازرونى در 1340 ق وقف كرده است. روى آن آيه و شعرهاى كندهكارى شده، نام واقف، كاتب و هنرمند سازنده آن ثبت شده است.
در داخل حرم و مسجد آن، منبرى بسيار زيبا و قديمى از آجرهاى تراشيده شده قرار دارد كه امروزه جايگاه سخنران و خطيب نماز است. روى آن تاريخ 956 قمرى ديده مىشود كه نشان از قدمت پانصد ساله دارد. اين منبر را سلطان سليمان عثمانى ساخته و به مسجد تقديم كرده است. تا 1340 ق اهل سنت در اين مسجد نماز مىگزاردند تا اين كه شيخ مهدى خالصى در آن جا به اقامه نماز جماعت پرداخت و از آن پس نماز جماعت توسط شيعيان برگزار شد. اين مسجد را شاه اسماعيل صفوى در 926 ق بنا كرده است. (1)513
برفراز حرم امامين كاظمين دو گنبد با پوشش طلا قرار يافته است. در قرن سوم هجرى، نخستين بار، گنبدى برفراز آن دو قبر ساخته شد. (2)514 پس از آن در قرن چهارم، معز الدوله ديلمى گنبد و بقعه قبلى را خراب كرد و عمارت با شكوهى به جاى آن ساخت و گنبدى برفراز حرم برپا كرد. در زمان خلافت الظاهر به سبب آتش سوزى كه در كاظمين رخ داد گنبد نيز دچار آسيب شد و اين خليفه به بازسازى گنبد پرداخت. (3)515 در عصر ايلخانان مغول، سلطان اويس جلايرى، گنبدى به گنبد باقى مانده از عصر
آل بويه افزود و حرم كاظمين را دو گنبده كرد و شاه اسماعيل صفوى آن دو گنبد را كاشى كارى كرد.
شاه اسماعيل صفوى قبههاى ياد شده را با خشتهاى طلا آراست (1)516 و آقا محمدخان قاجار پوشش طلاى فرسوده آن را تجديد و مرمت كرد (2)517 و از پايين تا بالا آن را طلا كرد. اين دو گنبد در دو مترى هم واقع است و بر روى آن ها كتيبه و مقرنس ديده نمىشود. ارتفاع آنها 5/ 14 متر و از پايين تا نوك 29 متر و مساحت قسمت پايين آنها 29 متر است. تذهيب و تزيين محيط داخلى گنبد در دوران شاه اسماعيل انجام شده است.
و آينه كارى داخل گنبد نيز از ميرزا شفيع صدر اعظم است. (3)518 اكنون مرقد مطهر دو امام، چهار مناره دارد. نخستين بار معز الدوله ديلمى يك مناره برفراز قبر آنان ساخت كه در يك آتش سوزى آسيب ديد و سپس توسط ارسلان بساسيرى تجديد بنا شد. (4)519 مجد الملك براوستانى، وزير بركيارق، دو مناره ديگر براى حرم ساخت. اين منارهها در دوران شاه صفى، جانشين شاه عباس، تجديد بنا و با كاشىهاى زيبا آراسته شد كه اكنون هم پا برجاست. (5)520 آقا محمد خان قاجار اين منارهها را با خشتهاى طلا آراست (6)521 و تعداد آنها را به چهار رساند. فتحعلى شاه نيز طلاهاى فرسوده آنها را با طلاهاى جديد عوض كرد. پادشاهان عثمانى از جمله سلطان سليم نيز در ساخت يك مناره و ترميم برخى از آن ها نقش داشتند و كتيبههايى از خود برجاى گذاشتهاند.
اين چهار مناره در چهار سمت حرم ساخته شده و داراى پنج متر ارتفاع و چهار متر محيط است. ارتفاع آنها در زمانهاى پيشين حدود نُه متر بود كه به مرور از ارتفاع آن كاستهاند. (7)522
صحن كاظمين در زمره صحنهاى بزرگ عتبات است و به صحن نجف اشرف شباهت دارد و به لحاظ وسعت و مساحت بزرگ تر از آن است. طول صحن 370 و عرض آن 350 متر است و حرم مطهر در داخل اين صحن مستطيل شكل با طول 230 متر و عرض 150 متر قرار دارد. (1)523 براى نخستين بار عضدالدوله ديوارى پيرامون حرم كشيد و در حقيقت صحنى براى حرم ايجاد كرد. در آتش سوزى سال 441 ق، صحن نيز آسيب ديد و ارسلان بساسيرى آن را تجديد كرد. (2)524 اين صحن دوباره در 569 ق براثر طغيان دجله خراب شد و خليفه الناصر لدين اللَّه آن را بازسازى كرد و حجره هايى پيرامون آن ساخت و پس از چندى آن ها را به مدرسههاى دينى تبديل كرد. (3)525 ارتفاع حجرههاى تحتانى شش متر و ارتفاع غرفهها تا سطح صحن 5/ 11 متر است. همه آنها در يك حلقه قرار دارد.
سلطان اويس جلايرى ديوارهاى آن را با كاشىهاى زيبا تزيين كرده است. در دوره صفوى و قاجار نيز ديوارهاى صحن از نو كاشى كارى و تزيين شده است.
در دوره قاجار، محمد حسين خان قراگوزلوى همدانى آن را توسعه داد. (4)526 صحن كاظمين از سه طرف ساختمانها و خانهها را در احاطه خود دارد و تنها ضلع شمالى حرم به مسجد جامع صفوى وصل است و اين مسجد هم به ديوار صحن چسبيده است. در هريك از ضلعهاى سه گانه شرقى، غربى و جنوبى بيست باب حجره و يك ايوان مرتفع و مجلل ساخته شده است. ضلع شمالى آن ده باب حجره دارد. چهار جانب صحن را
هفتاد حجره با كاشىهاى بسيار زيبا و ممتاز احاطه كرده است. (1)527 اين حجرهها در زمانهاى پيشين مدرسه علميه و محل سكونت طلبهها بود و اكنون قبرستانهاى خانوادگى است.
مجموع مساحت صحن، حرم و حاشيههاى آن 26 هزار متر مربع است. صحن امروزى كاظمين كار معتمد الدوله فرهاد ميرزا، عموى ناصر الدين شاه، است. او بناى سابق را خراب و خانههاى مجاور را خريدارى كرد و به صحن افزود و ديوارهاى آن را بلندتر از گذشته ساخت. اين كار شش سال طول كشيد و صحنى بسيار عظيم و عالى احداث شد. (2)528 صحن ياد شده را در عصر حاضر با سنگهاى مرمر فرش كردند. اين صحن در دوره قاجار داراى هفت در بود كه اكنون هم موجود است. يك در نيز علامه شهرستانى به عنوان سمبل و نماد درهاى بهشت، كه در قرآن آمده است «لها ثمانية ابواب»، (3)529 به آن افزود:
باب القريش
باب القبله
باب المراد
باب صاحب الزمان
باب فرهاديه
باب آئينه
باب مسجد صفوى. (4)530 از ابتداى دوره قاجار اين صحن داراى سه درب اصلى بود زيرا مادام ديولافوا، كه از آن ديدن كرده، مىگويد: «سه درب اصلى آن در انتهاى صحن قرار دارد». (5)531 در سرتاسر صحن تا ديوار مسجد صفوى كتيبهاى همانند كمربند قرار دارد. اين كتيبه به خط ثلث بر روى كاشىهاى لاجوردى به عرض نيم متر و شامل برخى از سورههاى قرآن است از جمله سوره جمعه، فتح، دهر، الضحى، غاشيه، كه عنوان
كتيبهنويس آن «كتبه تراب اقدام الزائرين نصر اللَّه مشهدى خادم الروضة الرضوى 1298 ق» در پايان نوشتهها به چشم مىخورد. (1)532 بر پيشانى غرفهها و ايوانها نيز كتيبههايى به همين خط و شكل كشيده شده است. در آنها نيز سورههاى قرآن با تاريخ 1298 ق ديده مىشود و هريك از ايوانها سورهاى خاص را در برمىگيرد. صحن دو عدد ساعت بزرگ و زيبا دارد كه يكى بر فراز ايوان داخلى سه درب جنوبى و ديگرى بربالاى ايوان درونى سه درب شرقى استقرار يافته است. اين دو ساعت را شاهزاده اعتماد الدوله فرهاد ميرزا نصب كرد. او كف زمين صحن را سنگ فرش كرد و سردابهاى آن را براى دفن مردهها مهيا ساخت. (2)533 صحن مطهر داراى سه ايوان بزرگ و زيبا است؛ يكى روبه روى باب القبله، ديگرى روبه روى باب المراد و سومى در برابر باب القريش واقع است و به ايوان جنوبى، ايوان شرقى و ايوان غربى شهرت دارد. دو ايوان كوچك در دو طرف باب الذهب قرار دارد كه مزين به كاشىهايى باخط كوفى است. ايوانهاى بزرگ ميانى شانزده متر ارتفاع دارد.
طول دهنه هر ايوان چهار و عرض آن دو متر است. ايوانهاى تحتانى باسنگ سياه به ارتفاع يك متر پوشيده شده است. ايوان جنوبى در 1255 ق توسط معتمد الدوله منوچهر خان گرجى طلاكارى شده و بر بالاى آن نام دوازده امام ثبت است. ايوان شرقى نيز با اموال اميركبير طلاكارى شد. (3)534 اين ايوانها امروزه نشان از هنر و معمارى عصر قاجار دارد. هر سه ايوان بزرگ از لحاظ تذهيب ديوارها، سقف، مقرنسها و آينه كارىها و نقاشىهاى زيبا چشم نواز است. ايوان ناصرى در 1285 ق با روكش طلا تزيين يافته است. (4)535 مادام ديولافوا زيبايى اين ايوانها و صحن را همانند منظره دلپذير كاخ چهل
ستون اصفهان توصيف مىكند. (1)536 علاوه برايوانهاى سه گانه، ايوانى از آثار عصر صفويه در ضلع شرقى رواق و برابر مقبره شيخ مفيد قرار دارد كه امروزه متروك مانده است و كتيبهاى به خط ثلث به نام شاه اسماعيل به تاريخ 926 ق بر آن ديده مىشود. كاشىهاى بسيار معرق و گرهسازىهاى زيبا با خطهاى سفيد و سياه اين ايوان را به لحاظ هنرى از ديگر ايوانهاى عصر قاجار ممتاز مىسازد و كتيبه ديگرى به خط كوفى در بالاى آن قرار دارد كه با خطى بسيار خوب و زيبا از كاشىهاى بريده مشكى شكل گرفته است. (2)537 در زمانهاى پيشين، اين ايوان ورودى اصلى رواق شرقى بود.
در داخل حرم مطهر و خارج آن قبر تعدادى از عالمان و انديشمندان اسلامى و نيز رجال و دولت مردان سياسى وجود دارد:
در رواق باب القريش، رواق غربى، خواجه نصير الدين محمد بن محمد بن حسن طوسى، ازعالمان، متكلمان ورياضىدانان مشهورشيعه، بهخاكسپردهشده است. خواجه نصير الدين طوسى، وزير ايرانى و شيعى هولاكوخان مغول، تأليفات فراوانى در كلام و عقايد و نيز علوم دقيقه مثل رياضى و هندسه دارد كه مشهور ترين آن ها تجريد الاعتقاد و آداب المتعلمين است. اين وزير دانشمند شيعى، هنگام تهاجم هولاكوخان مغول به بغداد و سرنگونى خلافت عباسى، همراه خان مغول بود. بر بالاى قبر او كتيبهاى با اين عبارت ديده مىشود: «هذامرقد سلطان الحكماء و المحققين محمد بن محمد بن حسن الطوسى، عمر فى عهد السلطان بن السلطان ... الامجد معتمد الدوله». (3)538
موسى بن ابراهيم اصغر بن موسى الكاظم ملقب به المرتضى، كه به سبب ذكر و تسبيح گفتن زياد او را ابوسبحه مىگفتند، در بغداد از دنيا رفت و در مقابر قريش، در جوار پدر و جدش به خاك سپرده شد. (1)539
ابوالحسن على بن المرتضى بن على علوى حسنى، معروف به الامير سيد، از فقيهان حنفى و مدرس در جامع السلطان بود. او را در جوار امام موسى بن جعفر عليه السلام دفن كردند. (2)540
ابو القاسم جعفر بن محمد بن قولويه قمى، از فقيهان و محدثان شيعى در عصر آل بويه است كه در رواق شرقى حرم (پايين پا) به خاك سپرده شده است. ابن قولويه از سوى معز الدوله ديلمى دعوت شد تا از قم به كاظمين برود و به تأسيس حوزه علميه آن بپردازد. شيخ مفيد و ابو الفتح كراچكى از شاگردان او بودند و شيخ مفيد را در كنار او به خاك سپردند. ابن قولويه صاحب تأليفاتى در فقه و حديث است و كتاب كامل الزيارات او مشهور است.
قبر دو تن از فرزندان امام على عليه السلام به نام عون و عبداللَّه در آن سوى باب البصره، سمت شرقى مقابر كاظمين، قرار دارد و داراى زيارتگاهى باشكوه است. (3)541
قاضى ابو يوسف از فقيهان و عالمان مشهور اهل سنت است. او قاضى و فقيه عصر
عباسى بود كه داخل صحن خاك شده است.
سيّد رضى و سيد مرتضى چنانكه در بخش كربلا گفته شد، در بغداد و در منزل مسكونى خود دفن شدند و پس از آنجا به كربلا منتقل و در حرم مطهر به خاك سپرده شدند. امروزه اين دو قبر منسوب به سيّد رضى و سيّد مرتضى كه ظاهراً همان محل اوليه دفن آنان بوده داراى گنبد و بارگاهى است. (تصوير شماره 1/ 50)
احمد بن على ملقب به معز الدوله ديلمى، از پادشاهان آل بويه و از حاكمان بغداد است. وى در 358 ق در كاظمين از دنيا رفت و در مقابر قريش دفن شد. او تلاش زيادى در گسترش سلطه سياسى و دينى تشيع در عراق و ساير منطقهها انجام داد. برخى از تعميرات و بازسازىهاى قبر امامين كاظمين و نيز نخستين بقعه برفراز آن دو قبر از خدمات او به تشيع و اهل بيت است.
وى وزير معز الدوله ديلمى بود. جسدش را به بغداد انتقال دادند و داخل مقبرهاى، كه معز الدوله براى وى در صحن مطهر آماده كرده بود، به خاك سپردند. بقعه او و ساير خاندانش به مقبره آل نوبخت معروف است. سيد هبة الدين شهرستانى، از عالمان شيعه، معتقد است كه مقبره آل نوبخت همان مقبرهاى است كه به ابراهيم فرزند موسى الكاظم در وسط صحن منتسب است. (1)542
پدرش هارون و مادرش زبيده خاتون بود. او را در مقابر قريش دفن كردند.
1) . فيض، همان، 30.
جعفر فرزند منصور خليفه عباسى، پس از مرگ، توسط پدرش منصور در مقابر قريش خاك شد.
شاهزاده معتمد الدوله، عموى ناصر الدين شاه قاجار، در حجرهاى نزديك درب صحن شرقى «باب المراد» در زير ساعت به خاك سپرده شد. او تلاش زيادى در بازسازى حرم، به ويژه صحن و ديوارهاى اطراف آن، كرد. وى دستور داد بر بالاى سنگ قبرش تصوير سگى را به نشانه سگ اصحاب كهف حجارى كنند كه دو دست خود را زير چانه خود گذاشته و اين جمله را بر روى قبر وى بنويسند: «وكلبهم باسط ذراعيه بالوسيط». (1)543
يكى از مسجدهاى قديمى كاظمين، كه در مجاورت صحن دو امام واقع شده، مسجدى است كه شاه اسماعيل صفوى آن را در 926 ق بنياد نهاده است. اين مسجد پس از چهار قرن، هم چنان محكم و استوار است و نشان از زيبايى و استحكام معمارى عصر صفوى دارد. مسجد صفوى در وسط ضلع شمالى و متصل به رواق است و با سه در به رواق شمالى وصل مىشود. (2)544 منبر داخل آن نيز از شاهكارهاى عصر صفوى است.
داخل صحن مطهر، در مجاورت كتاب خانه جوادين مسجدى قرار دارد كه در داخل آن ابو يوسف، قاضى و فقيه اهل سنت عصر عباسى، به خاك سپرده شده است. در اين مسجد اغلب اهل سنت نماز مىگزارند.
شهر بغداد پايتخت پرآوازه خلافت عباسى و مهمترين شهر كنونى عراق است و به دليل عبور رود دجله از ميان آن سرزمين پر آب و حاصل خيز است. اين رودخانه، بغداد را به لحاظ موقعيت جغرافيايى به دو قسمت شرقى و غربى تقسيم كرده است كه در گذشته بخش كرخ و بخش رصافه نام داشت. به گفته ابن جبير، سمت غربى آن كه آبادتر بود، در قرن پنجم ويران شد. (1)545 در آن هنگام قسمت غربى آن سيزده محله داشت و همه امكانات يك شهر از جمله مسجد جامع، بازار و ... را دارا بود. قسمت شرقى نيز داراى محلههاى متعدد با مسجدها و مدرسهها بود. (2)546 اين شهر از بناهاى منصور عباسى است كه به سال 142 ق به عنوان پايتخت انتخاب شد و به بزرگ ترين و آبادترين شهرهاى عراق تبديل شد. در عصر هارون الرشيد نام بغداد و داستانهاى هزار و يك شب آن زبانزد خاص و عام و شهره آفاق بود. بغداد در عصر ساسانيان، چنان كه از نام آن برمىآيد، ( «بغ» به معناى خدا و «داد» به معناى شهر) (3)547 شهرى مذهبى بود. منصور به هنگام احداث اين شهر
با خالد برمكى، وزير و مشاور خود، مشورت كرد و مىخواست ايوان مدائن را، كه از شاهكارهاى معمارى عصر ساسانيان بود، تخريب و از مصالح آن براى ساخت بغداد استفاده كند اما خالد او را از اين كار برحذر داشت. (1)548 مدت شش سال طول كشيد تا بغداد براثر طرحهايى، كه در پى مشورتهاى فراوان مشخص شده بود، احداث شد. سپس منصور در 146 ق از هاشميه به بغداد آمد و در قصر خود مستقر شد. اين شهر در دوران هادى و مهدى عباسى تكميل شد و گسترش زيادى يافت. بغداد مدت پنج قرن پايتخت خلافت عباسى و شاهد حوادث و وقايعى بس مهم و سرنوشت ساز در تاريخ اسلام بود.
به هنگام خلافت مهدى، قسمت شرقى بغداد محل استقرار لشكريان خليفه شد و آبادانى زيادى يافت. (2)549 مدرسه نظاميه معروف بغداد و نيز مدرسه مستنصريه در قسمت شرقى قرار داشت. (تصوير شماره 2/ 50) در اين قسمت در قرن هشتم سه مسجد جامع به نامهاى جامع خليفه، جامع السلطان و جامع الرصافه وجود داشت كه امروزه نيز هم چنان موجود است. (3)550 پيرامون شهر ديوارى كشيده شد كه دروازههاى آن به نامهاى عجم، معظم، سلطانى و سلمان معروف بود. (4)551 شهر بغداد تا پايان خلافت عباسى از رونق فراوانى برخوردار بود. پس از هجوم هولاكو و برانداختن خلافت عباسى، اين شهر از رونق افتاد و اعتبار خود را از دست داد. (تصوير شماره 3/ 50)
در داخل بغداد و در حد فاصل كاظمين و اطراف آن برخى از تابعان به خاك سپرده شدهاند كه مىتوان بشر حافى را در محله اعظميه و بهلول را در محله كرخ نام برد.
تعدادى از عالمان و انديشمندان اسلامى نيز در آن منطقه دفن شدهاند.
وى از نايبان چهارگانه حضرت مهدى (عج) است. عثمان بن سعيد عمرى اسدى، معروف به سلمان، مكنى به ابوعمرو، اولين نايب خاص حضرت بود. قبر وى در شهر بغداد، سمت رصافه، نزديكى دجله قسمت غرب بازار ميدان (سوق الميدان) در مسجدى به نام خودش واقع است. اين بنا كه در 1348 ق بازسازى شده داراى حرم و صحن وسيعى است و زائران زيادى دارد. (1)552
ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعيد، معروف به شيخ خلانى، دومين نايب حضرت مهدى (عج) است. وى پس از وفات پدر به نيابت آن حضرت در آمد و 48 سال سفارت ايشان را برعهده داشت. مقبره محمد بن عثمان در قسمت رصافه (شرق دجله) در محلهاى به نام شيخ خلانى در خيابان جمهورى است كه در وسط شهر بغداد قرار دارد. (2)553 مزار او ضريح، گنبد و بقعه با شكوهى دارد كه منارهاى كاشى كارى شده و مسجدى در كنار آن واقع است. اين بنا در 1329 ق تجديد شده است. (3)554
سومين نايب حضرت مهدى (عج) است كه قبرش در بازار شورجه بغداد واقع است.
قبر ابو الحسن على از نايبان چهارگانه و آخرين نماينده ايشان، در رصافه بغداد و غرب مدرسه مستنصريه، داخل بازار كماليات قرار دارد. مرقد او داراى صحن و مسجد و مناره است و شيعيان زيادى از نقاط مختلف آن جا مىآيند.
قبر محمد بن يعقوب كلينى، از عالمان و محدثان بزرگ شيعه در قرن سوم هجرى و صاحب كتاب معروف اصول كافى، در نزديكى مرقد چهارمين نايب حضرت مهدى (عج)، يعنى على بن محمد سمرى، قرار دارد.
قبر ابوحنيفه، پيشواى فرقه حنفيه و شاگرد امام صادق عليه السلام، در مسجدى به نام امام اعظم و در قريهاى به نام معظم در آن سوى دجله مقابل كاظمين قرار دارد. در ده معظم (1)555 عمدتاً اهل سنت سكونت دارند و پادشاهان عثمانى هديهها و شمعدانهاى طلا و نقره برفراز ضريح او نصب كردهاند. (2)556 بناى مقبره ابو حنيفه قلعه آجرى شامل چهار برج و دروازه است كه در داخل آن مسجد و تكيهاى ساخته شده و ضريح ابو حنيفه وسط آن مسجد قرار دارد. اين ضريح نقرهاى به دستور سلطان مراد پادشاه عثمانى ساخته شد. (3)557 در جوار قبر او دانشكده علوم دينى اهل تسنن واقع است. در نزديكى قبر او، در همين محله، ابوبكر شبلى و حسين بن منصور حلاج را به خاك سپردهاند. (4)558
احمد بن حنبل مؤسس فرقه حنبلى و از محدثان برجسته اهل سنت در قرن دوم هجرى است. قبر او در نزديكى رصافه بغداد قرار دارد و زيارتگاه مردم بغداد در زمانهاى گذشته بود؛ دورانى كه بيشتر مردم بغداد به مذهب اهل سنت بودند و حرمت فراوانى براى آن قائل مىشدند. (5)559
او يكى از بزرگان متصوفه بود كه نزديك قبر ابن حنبل به خاك سپرده شده است.
شايان ذكراست كسانىچون بشرحافى، داوودطايى و ابوالقاسم جنيد، از تابعان و زاهدان، در نزديكى قبر او دفن شدهاند. (1)560 قبر معروف كرخى نيز در محله باب البصره قرار دارد. (2)561
وى از مشايخ صوفيه بود و لقب قدس اعظم داشت. قبرش در رصافه واقع شده و بقعه كوچك و ضريحى از نقره دارد. زائران او بيشتر از كشورهاى هند و افغانستان هستند. (3)562 اين بقعه توسط سلطان مراد عثمانى تعمير و بازسازى شده و حياط، صحن و گنبد بزرگى دارد. (4)563
ابن ابى الحديد شارح برجسته و معروف نهج البلاغه نيز در رصافه دفن شده است.
آرامگاه سهروردى، از فلاسفه بزرگ شيعه و معروف به شيخ اشراق، در بغداد است. (5)564 سلطان سليمان و سلطان احمد، از پادشاهان عثمانى، بقعه بزرگى براى او ساختند و مسجدى در كنار او برپا كردند. گفتنى است قبر سهروردى در سوريه و در شهر حلب است و براى قبر وى در بغداد سند معتبرى در دست نيست.
در رصافه بغداد قبرى منسوب به قنبر، غلام على عليه السلام، است كه داخل محلهاى به همان نام واقع شده و بقعه كوچك و مختصرى دارد. (6)565 ذكر اين نكته ضرورى است كه قنبر
در شهر حمص در سوريه دفن است و در آن جا نيز قبر و بقعه با شكوهى دارد. واللَّه اعلم بالصواب.
از مسجدهاى قديم و مشهور كاظمين است كه بين محله كرخ بغداد و كاظمين قرار دارد. براثا نام محلهاى در غرب بغداد و در جنوب كرخ است. (1)566 آن را از آن رو براثا ناميدهاند كهكشيشى به اين نام در اين محل ساكن بود و به دست امام على عليه السلام، كه در جنگ نهروان يك شب در اين مكان منزل نمود، مسلمان شده است. (2)567 مسجد براثا، كه در عصر آل بويه مكان اجتماع و عبادت شيعيان بود، توسط معز الدوله ديلمى بازسازى شد و چون امامعلى عليه السلام در اينمكان چاهىحفر كرد اينجا را بئرعلى ياسنگعلى هم گفتهاند. (3)568 از آن پس اين مسجد توسعه يافت و حجرههاى متعددى پيرامون آن براى سكونت طلبهها ساخته شد. اين مسجد در عصر سلجوقى دچار آتش سوزى شد و سلطان اويس جلايرى آن را تعمير و بازسازى كرد. شاه اسماعيل در 927 ق دوباره به بازسازى آن پرداخت. براثا در عصر قاجار رونق بيشترى يافت ولى در زمان حاضر مهجور و متروك است. (4)569 گفته شده است اين جا محل نماز ابراهيم عليه السلام و ساير پيامبران و نيز امام على عليه السلام و امام حسن و امام حسين عليه السلام بود. به همين دليل نماز و عبادت در اين مكان توصيه شده است.
در طول تاريخ، مسجد براثا مركز فعاليت شيعيان بود و در برخى موارد از سوى خليفههاى عباسى مورد تعرض و هجوم و تعطيلى واقع مىشد. (5)570 امروزه مسجد براثا يكى (6)
از مساجد بزرگ و آباد و پر رونق در منطقه غرب دجله (كرخ) است وهمواره نمازهاى روزانه در آن برپا و به آن رونق و گرمى مىبخشد. (تصوير شماره 51)
تيسفون از شهرهاى بنا شده در عصر ساسانى و پايتخت اين حكومت، به لحاظ تاريخى، موقعيت ممتازى در ميان شهرهاى عراق دارد. آثار تاريخى به جامانده از دوره ساسانى در اين شهر از جمله ايوان كسرى، كه شاهكار عظيم تمدن ايرانى است، جلوهاى خاص به شهر بخشيده و انبوهى از جهان گردان را به سوى خود جلب مىكند. اين شهر كنار دجله واقع شده و تا بغداد چهل كيلومتر از سمت جنوب فاصله دارد. وقتى در سال 14 ق توسط سعد بن ابى وقاص فتح شد نام آن به مدائن تغيير يافت و سلمان فارسى، از سوى خليفه دوم، به نخستين حاكم آن بود. او در همان جا از دنيا رفت و دفن شد. پس از چندى حذيفة بن يمان، يكى ديگر از صحابه و ياران على عليه السلام، را نيز در آن جا به خاك سپردند. مدائن در دوران عباسى از رونق چندانى برخوردار نبود. منصور خليفه عباسى قصد داشت با تخريب ايوان معروف كسرى بغداد را با مصالح آن آبادان سازد، اما وزير ايرانىاش، خالد، او را از اين كار بازداشت.
طاق يا ايوان كسرى از آثار تاريخى عصر ساسانيان، باقى مانده بخشى از كاخ بزرگ متعلق به شاپور و سپس خسرو انوشيروان و ساير شاهان ساسانى است.
امروزه، از آن كاخ عظيم تنها قسمتى از يك تالار بزرگ، سقف و ايوان معروف كسرى باقى مانده است.
معروف است كه اين طاق در شب تولد پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله شكاف خورد و چهارده كنگره آن فرو ريخت. (1)572 بقاياى تالار بزرگ به طول 365 و عرض 275 متر ايوان كسرى را در خود جاى داده است. (2)573 دهانه ايوان كسرى 28، طول آن 55 و ارتفاع آن سى متر است. آن را جزو بزرگ ترين بناى تاريخى باقى مانده از پانزده قرن مىدانند. اين طاق هلالى دچار آسيبهايى شده و امروزه در حال بازسازى و حفاظت است. (3)574 (تصوير شماره 52)
سلمان فارسى، از ياران جليل القدر و با وفاى رسول خدا صلى الله عليه و آله و امام على عليه السلام، در دوران خلافت خليفه دوم حاكم مدائن شد. او در دوران حكومتش زندگى بسيار سادهاى داشت و همانند فقيرترين مردم زندگى مىكرد. سرانجام پس از آن كه در 36 ق وفات يافت، نزديكى ايوان كسرى به خاك سپرده شد. مكان قبر او در سمت چپ كاخ كسرى به فاصله چند صد مترى قرار دارد. بقعه و آرامگاه او را شاه اسماعيل صفوى و صحن بسيار وسيع آن را پدر آقاخان محلاتى احداث كرد. (4)575 در غرب مزار او، جامع مدائن قرار دارد.
(تصوير شماره 53)
حذيفة بن يمان از ياران رسول خدا صلى الله عليه و آله و از شيعيان خاص امام على عليه السلام بود
1) . ژان اوتر، سفرنامه ژان اوتر، 186؛ مصاحب، دايرة المعارف فارسى، 2/ 1659- 1660.
2) . مصاحب، همان، 2/ 1659. براى اطلاع از وضعيت تالار، حرمسرا و ايوان ر- ك: كريستن سن، ايران درزمان ساسانيان؛ گيرشمن، ايران از آغاز تا اسلام؛ سفرنامه مادام ديولافوا، 641.
3) . مادام ديولافوا، همان جا.
4) . ناصرالدين شاه، سفرنامه عتبات ناصرالدينشاه، 134؛ اديب الملك، سفرنامه اديب الملك به عتبات، 134.
كه در جنگهاى جمل، صفين و نهروان از مردان نظامى برجسته محسوب مىشد. او در 36 ق از دنيا رفت و در نزديكى قبر سلمان فارسى خاك شد. مقبره او صحن، بقعه و ايوان دارد و در كنار او عبداللَّه، پسر جابر بن عبداللَّه انصارى، را دفن كردهاند. (1)576
1) . اديب الملك، همان، 135.
سامراء به سبب وجود مرقد مطهر دو پيشواى شيعه، امام هادى عليه السلام و امام عسكرى عليه السلام، مورد توجه جهان تشيع است. اين شهر در كرانه شرقى رود دجله، درميان راه بغداد- تكريت واقع شده است. به عبارت ديگر، در حد فاصل قريه «كرخ فيروز» يا «كرخ ياجدّا» در شمال و قريه «مطيره» در جنوب قرار دارد. در حال حاضر، اين شهر مركز استان صلاح الدين است كه از شرق به استان تميم (كركوك)، از شمال به نينوا، از غرب به استان الانبار و از جنوب به بغداد محدود مىشود. (1)577 سامراء در 120 كيلومترى شمال بغداد قرار دارد و در حال حاضر جمعيت آن 531/ 126 نفر است.
سامراء هم چون شهرهاى ديگر عراق، قدمت ديرينهاى دارد. برخى بناى آن را عصر قبل از اسلام، يعنى دوران اشكانيان و ساسانيان مىدانند، برخى نيز شاپور ذوالاكتاف را بانى اين شهر دانستهاند. (2)578 به گفته ياقوت حموى، سامراء را «سام بن نوح» ساخته است (3)579 و شايد وجه تسميه آن به سامراء نيز همين باشد: «سام راه» يعنى راه عبور و
مرور سام فرزند نوح. در عصر ساسانى، اين منطقه «التيرهان» نام داشت و قبل از 393 ق تاريخ اسكندرى به چنين نامى مشهور بوده است. (1)580 براساس متون تاريخى، اين شهر در عصر ساسانى، زير سلطه ايران بود و مردم آن به پرداخت ماليات به پادشاهان ايرانى ناچار بودند. مورخان يكى از دلايل وجه تسميه آن به ساءمره (محل حساب) را همين موضوع دانستهاند. (2)581 در دوران اشكانيان، سامراء از مراكز تمدن بود و آثارى نيز در حفارىهاى آن به دست آمده است كه تاريخ آن ها به قبل از ميلاد مسيح برمىگردد. در اين شهر گورستانى كاوش شده كه قدمت آن به پنج هزار سال قبل از ميلاد مىرسد. در دوران ساسانيان، به لحاظ موقعيت مناسب آب و هوايى همواره مورد توجه پادشاهان آن سلسله بود. آن جا بناهاى با شكوهى ساختهاند (3)582 كه امروزه بقاياى برخى از آنها باقى است. با تسلط روميان بر اين منطقه مردم آن به مسيحيت گرويدند و به دنبال جنگهاى ايران و روم، اين شهر دچار آسيبهاى كلى شد. سامراء همراه ديگر شهرهاى عراق در سال 14 ق توسط سعد بن ابى وقاص فتح شد. از اين هنگام تا پايان قرن دوم هجرى تنها يك دير در سامراء وجود داشت. (4)583 البته برخى از خليفههاى اسلامى از جمله منصور و هارون كوشيدند آن را آباد كنند و حتى هارون قصرى اطراف آن ساخت و كانالى در آن حفر كرد. از آن هنگام تا دوران معتصم (قرن سوم هجرى) از سامراء سخنى در منابع نيست تا آن كه خليفه به احياء و تجديد بناى اين شهر پرداخت. (5)584 در 221 ق، به لحاظ آن كه معتصم تركان را بر امور نظامى و ديوانى مسلط ساخته بود، هفتاد هزار نفر از نظاميان ترك بغداد را جولان گاه تاخت و تاز اسبهاى خويش ساخته و بىمهابا در كوچههاى شهر
مىتاختند و براى مردم شهر مزاحمت و آزارهاى زيادى داشتند. (1)585 از آن رو، برخى از مردم به معتصم شكايت بردند و او نيز به چاره جويى برآمد و در اطراف بغداد نقطهاى را بهتر و مناسب تر از اين مكان نيافت (2)586 و چون ساخت شهر را به پايان رساند تركان را از بغداد به سامراء برد و مردم شهر را از آزار آنان رهانيد. (3)587 مردم وقتى شهر جديد را ديدند خوشحال شدند كه از ايذاء تركان خلاصى يافتهاند و آن جا را «سر من رأى» ناميدند؛ يعنى خوشحال شد كسى كه آن را ديد. (4)588 معتصم در آن شهر قصرى ساخت و آن را به غلام خود، اشناس، بخشيد.
از آن زمان، پايتخت خلافت عباسى بين سالهاى 221 تا 276 ق به سامراء انتقال يافت و اين شهر در دوره معتصم بسيار آبادان شد و به اوج شكوفايى و جلال خويش رسيد. معتصم ديوار بزرگ و ضخيمى از آجر پيرامون آن و قصرى براى سكونت خود ساخت (5)
yrneH 127, P, I. V B, 1996, nehcsat malsI, nilreitS
589 و در كنار آن بازار، كاروانسرا و مسجد برپا كرد و هريك از سربازانش را دستور داد تا عمارتى بنا كنند. در دو سمت رود هريك از خليفهها كاخها و بناهاى زيبايى ساختند، كاخهاى متصل به شهر تا هفت فرسنگ در امتداد رودخانه جاى داشتند. در سمت غرب دجله هم كاخها و بناهاى زيادى ساخته شد. هر يك از خليفهها پول هاى هنگفتى، كه عمدتاً افسانه آميز است، در ايجاد كاخها و گردش گاهها صرف مىكردند. سامراء هنگام مرگ معتصم به اندازهاى باشكوه و آباد بود كه با بغداد پهلو مىزد. واثق و متوكل، فرزندان معتصم، نيز در آبادانى آن كوشيدند. هزينههايى كه صرف آبادانى اين پايتخت شده به دويست ميليون درهم مىرسيد. (6)590 در اين مدت هفت خليفه در سامراء خلافت كردند: 1) معتصم 2) واثق1) . ابن اثير، عزالدين ابن الكرم، الكامل فى التاريخ، 6/ 446- 452.
2) . مسعودى، على بن الحسين، مروج الذهب و معادن الجوهر، 2/ 467.
3) . ياقوت حموى، همان، 3/ 174؛ ابن طقطقى، تاريخ فخرى، ترجمه وحيد گلپايگانى 321.
4) . مقدسى، احسن التقاسيم فى معرفة الاقاليم، 63.
5) . اين قصر تا قرون متمادى هم چنان برجا بود (جعفر الخليلى، موسوعة العتبات المقدسه) 9/ 184؛
6) . لسترنج، جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى، ترجمه محمود عرفان، 59.
در عصر متوكل، به سبب مسجد جامع و مناره ملويهاى كه او بنا كرد، سامراء موقعيت ويژهاى يافت. به خصوص كه اين خليفه تلاش زيادى در آباد كردن شهر و ساختن قصرها انجام داد. (2)592 از هنگام انتقال خلافت به بغداد تا عصر حاضر، در منابع درباره سامراء سخن چندانى نيست و اين شهر به سبب وجود مزار و مرقد عسكريين هم چنان آبادان و پابرجا مانده است. اما براساس گفتههاى سياحان در عصر قاجار، اين شهر داراى سه دروازه بود؛ يكى دروازه بغداد، ديگرى دروازه شريعه (جايى كه مردم از شط مىتوانند آب بردارند) و سومى دروازه قاعد كه نام قبيلهاى از عرب بود. (3)593 اديب الملك از كسانى است كه در دوره قاجار اين شهر را ديده و چنين مىستايد:
«هواى سامره چون بهشت است و خاكش عنبر سرشت. اكثر از سنگ ريزههايش سليمانى است و سبز و زرد و مرجانى، زيرا كه از كثرت خوش هوا در آن دشت باصفا، سنگش بدان طريق مصفا شود». (4)594 محمد شاه هندى، از پادشاهان هند، در اين شهر قلعهاى مستحكم با ديوارهايى
استوار و بلند از گچ و آجر ساخت و برجهاى بسيار محكمى در اطرافش قرار داد. (1)595 البته چندين قلعه در اين زمان هم چنان پابرجا بوده است. (2)596
در متون تاريخى نام سامراء به گونههاى مختلفى ثبت شده است از جمله:
گفته اند سام، پسر نوح، آن را ساخته و يا از آن گذشته است و يا «سام را»؛ يعنى شهرى كه براى سام ساخته شده است. (4)598 برخى گفتهاند شايد «شام راه» بود؛ يعنى راهِ شام، زيرا در گذشته اگر كسى قصد سفر به شام داشت بايد از عراق، بغداد و سامراء عبور مىكرد. برخى نيز سامراء را نامى آرامى دانستهاند كه در متون كهن رومى سومرا (5)599 نوشته شده است. (6)600 هم چنين سامره را به معناى «جايى كه براى آن جزيه بگيرند» دانستهاند. (7)601 از ديگر اسمهاى اين شهر بايد به «عسكر»، «زوراء»، «تيرهان» و «ناحيه مقدسه» اشاره كرد. «عسكر» نام محلهاى خاص در سامراء و به روايتى محل حضور لشكريان بود و به همين دليل كسانى را كه در سامراء مىزيستند گاهى عسكرى هم ناميدهاند، اما «تيرهان» در عصر ساسانى و «زوراء» در دوره اسلامى معروف بودند.
بقعه و آستان عسكريين، امام هادى و امام حسن عسكرى سلام اللَّه عليهما، شهر تاريخى سامراء را در تاريخ به عنوان شهر مذهبى ثبت كرده است. تلاش و همت قابل تقدير و تحسين خليفهها و حكم رانان دورههاى اسلامى و بزرگ مردان دينى و سياسى براى احيا و توسعه حرم مطهر، آن شهر را زنده نگه داشته است.
امام هادى عليه السلام على بن محمد بن على بن موسى الرضا در دوم رجب 214 در قريه ابواء نزديك مدينه به دنيا آمد و در عصر متوكل، براساس اجبار او، در 243 ق از مدينه رهسپار سامراء شد. زيرا شنيده بود كه در مدينه پيروان و طرف دارانى يافته و او را امام مىدانند. (1)602 آن حضرت در مسير راه خود ابتدا وارد بغداد شد و مورد استقبال فراوان قرار گرفت و آن گاه به سامراء رفت. ايشان در طول دوران امامت تحت نظر متوكل و سپس مستعين و معتز قرار داشت. بيست سال و نه ماه در سامراء اقامت كرد و سرانجام، در روز چهارشنبه 26 جمادى الآخر 254 در منزل خود، كوى معروف به «شارع ابواحمد»، از دنيا رفت. تشييع جنازه ايشان با شكوه فراوان و گريه و شيون دوست دارانش برگزار شد و او را به منزل خود بازگردانده در همان خانه شان به خاك سپردند. (2)603 اين خانه را امام هادى از فرزند يك نصرانى خريده بود و بسيار بزرگ و وسيع بود و ظاهراً تمامى صحن شريف امروزى را در برمىگرفت.
براساس منابع، پيكر آن بزرگوار را وسط حياط خانهاش دفن كردند و چندى بعد فرزندش، حسن بن على ملقب به عسكرى (ف 260 ق) را در كنار قبر او به خاك سپردند. (3)604 اين خانه در حلقه پادگانهاى نظامى قرار داشت و زائران و دوست داران آن دو
1) . ابن خلكان، وفيات الاعيان و انباء ابناء الزمان، 2/ 435.
2) . يعقوبى، تاريخ يعقوبى، ترجمه عبدالمحمد آيتى، 1/ 513، 535- 536.
3) . امام حسن بن على الهادى ملقب به عسكرى در هشتم ربيع الثانى 232 ق در مدينه به دنيا آمد و همراه پدربزرگوارش در سن ده سالگى به سامراء مهاجرت كرد. چون ايشان را در تحت الحفظ نگه داشتند به عسكرى معروف شد (ابن خلكان، همان، 1/ 373).
بزرگوار از پنجرهاى كه به سمت خيابان باز شده بود آنان را زيارت مىكردند و در مسجد مقابل، كه اكنون رواق پشت سر مطهر است، نماز زيارت مىخواندند. (1)605 توليت، حفظ و نگه دارى اين مكان در دست شيعيان بود. امام حسن عليه السلام خادمى داشت كه در اين خانه ساكن بود و هرگاه قسمتى از آن خراب مىشد آن را ترميم مىكرد. اين امر تا 328 ق، پايان عصر غيبت صغرى، ادامه داشت. (2)606 اين شايد نخستين بنايى باشد كه بر فراز قبر آن بزرگواران قرار داشت. اما بناى مرقد توسط ناصر الدوله حمدانى شيعى، برادر سيف الدوله، براى قبر اين دو بزرگوار ساخته شد. او در 333 ق، اطراف سامراء را ديوار كشيد. (3)607 قبهاى براى حرم بناكرد و روى صندوق قبر پوشش قيمتى قرار داد و خانههايى را در اطراف حرم براى زائران ساخت.
از ديگر پادشاهان آل بويه كه در اين راه منشأ اثر شدهاند مىتوان معزالدوله را نام برد. او در 337 ق گنبد و صحنى براى حرم ساخت و حوض و سردابى در آن تعبيه كرد و ضريحى از چوب پيرامون قبر برافراشت. (4)608 اين سومين عمارتى بود كه برپا مىشد.
عضد الدوله ديلمى، اقدامهاى زيادى در بازسازى و توسعه حرم امامان شيعه انجام داد و ما در فصل هاى پيشين به كارهاى او در خصوص حرم امام حسين عليه السلام و امام على عليه السلام اشاره كرديم. وى در تزيين و تجهيز حرم عسكريين نيز تلاشهاى بسزايى كرد. در 368 ق حرم را با ساج تزيين نمود و ضريح را با پارچه ديبا پوشانيد، رواق و صحن را بازسازى كرد و پيرامون صحن را نيز ديوار كشيد. از ديگر كارهاى او بازسازى گنبد و ضريح مرقد بود (5)609 كه عمده اين كار را با طرح و نقشههاى جديدى به اجرا درآورد. اين كار پنج سال طول كشيد و ساختار اصلى آن همچنان موجود است.
از ديگر كسانى كه به بازسازى و تعمير مقبرهها اقدام كردند مىتوان ارسلان
بساسيرى را نام برد. وى پس از آن كه بغداد را تصرف كرد، در 445 ق تعميراتى بر حرم انجام داد؛ بنايى از گچ و آجر برمرقد ساخت و دو ضريح از چوب ساج بر قبر دو امام همام نصب (1)610 و اطرافش را با طلا تزيين كرد. اين بنا تا 640 ق باقى بود ولى آن دو ضريحى كه بساسيرى ساخته بود در آتش سوخت و همان سال دو ضريح زيباى ديگرى توسط ابن طاووس جاى گزين آن شد. (2)611 سلطان بركيارق بن ملك شاه، از پادشاهان سلجوقى، نيز به تعمير و بازسازى حرم همت گماشت. وزير شيعى او، مجد الملك قمى براوستانى، در 495 ق بانى اين كار شد.
او كف حرم را سنگ فرش و رواقها را تعمير كرد و حجرههايى در صحن ساخت.
درهاى نفيسى با چوبهاى گران بها در آن تعبيه كرد (3)612 و اطراف حرم را ديوار كشيد. اين كار در دوران خلافت مقتدى باللَّه عباسى انجام گرفت.
در 606 ق حرم عسكريين دچار آتش سوزى شد و بخشهايى از آن آسيب ديد.
خليفه الناصر لدين اللَّه در ميان خلفاى عباسى تنها خليفهاى است كه نسبت به شيعه و پيشوايان عسكريين محبت و ارادت مىورزيد. وى در 606 ق، پس از آتش سوزى، تعميراتى بر آستان سامراء انجام داد، از جمله براى سرداب غيبت درى بسيار قيمتى، زيبا و منقوش نصب كرد كه تا كنون پابرجاست. (4)613 او با نصب اين در اجازه نداد كسى از خاك حوض سرداب به عنوان تبرك برگيرد. سپس اسامى دوازده امام شيعه را اطراف حوض حك كرد. (5)614 در 640 ق بقعه شريف، براى بار دوم، آتش گرفت. اين حريق بر اثر سقوط يك شمع بزرگ، كه حرم را روشن مىكرد، رخ داد. در اين واقعه ضريحى كه ارسلان بساسيرى ساخته بود در آتش سوخت. پس از آن المستنصر باللَّه، آخرين خليفه عباسى،
به بازسازى حرم عسكريين، به ويژه ضريح ياد شده، پرداخت. اين كار تحت اشراف احمد بن طاووس، از عالمان بزرگ و محدثان شيعه (ف 732 ق) انجام پذيرفت. (1)615 خليفه مسجد و مدرسههاى زيادى را در سامراء بنا كرد و حوزه علميه تشيع را در قرن هفتم رونق بخشيد. اين تلاشها نيز با همت وزير شيعى او مزيد الدين ابن علقمى صورت گرفت. (2)616 در عصر ايلخانان مغول، شيخ حسن ايلكانى، مؤسس سلسله شيعى جلايريان، در 740 ق تعميرات گستردهاى در آستان عسكريين انجام داد. او گنبد و منارههايى براى حرم ساخت و درِ رواقها را بازسازى و ضريح را تزيين كرد. (3)617 شاه اسماعيل حرم و رواقها را با فرشهاى ابريشمى فرش و قنديلهاى طلا و نقره به حرم تقديم كرد و پس از انجام تعميراتى در آستان، براى خادمان حرم حقوق و مستمرى تعيين كرد. (4)618 شاه سلطان حسين در 1106 ق حرم مطهر را بازسازى كرد و چهار صندوق براى مرقد دو امام، هم چنين نرجس خاتون و حكيمه خاتون قرار داد و ضريح زيبايى از فولاد ساخت و درهايى نفيس به سامراء فرستاد و زمين حرم را سنگ فرش كرد. (5)619 نادرشاه در 1156 ق، تعميراتى برحرم انجام داد و همسرش رضيه بيگم، دختر سلطان حسين صفوى، كاشى كارىهاى گنبد و صحن را بازسازى كرد. (6)620 در آغاز قرن سيزدهم، احمد خان دنبلى، حاكم آذربايجان، مستوفى الممالك را مأمور بازسازى آستان عسكريين كرد. در اين عمليات، تغييرات اساسى و كامل در حرم و سرداب انجام (7)621 و يكى از درهاى حرم عوض شد. در كتيبهاى برجاى مانده از اين
تعميرات نام ميرزا محمد رفيع ديده مىشود. (1)622 اين تعميرات به سبب كشته شدن احمد خان دنبلى ناتمام ماند و فرزندش، حسينقلى خان دنبلى، 25 سال بعد آن را دنبال كرد. او كاشىهاى گنبد را بازسازى نمود و براى زائران حمام، كاروان سرا و مسجد احداث كرد.
علامه ميرزا محمد سلماسى و فرزندش شيخ زين العابدين بر اجراى اين تعميرات و بازسازى نظارت داشتند. (2)623 حسينقلى خان بر روى مزار نرگس خاتون و حكيم خاتون نيز ضريحى تعبيه كرد. (3)624 در عصر قاجار، توسعه و بازسازى حرمين ادامه يافت. براساس وصيت اميركبير، شيخ عبدالحسين تهرانى، معروف به شيخ العراقين، تعميرات كامل و همه جانبه اى را با ثلث اموال امير كبير برحرم انجام داد كه عبارت بود از: طلا كارى گنبدهاى منور، تعمير صحن و ايوان، تعبيه سنگهاى مرمر سبز در ديوارهاى رواقها و حرم، ترميم بخشهايى از ديوارهاى صحن و كاشى كارى آن ها. (4)625 اين كار در 1285 ق پايان يافت. در دوران حضور ميرزاى شيرازى، كه حوزه علميه سامراء رونق فراوانى يافت، (5)626 كارهايى در تزيين و بازسازى حرم انجام شد؛ سنگ فرش كردن صحن، آينهكارى برخى رواقها و حرم، نصب ساعت بزرگ برسر در بزرگ ورودى، تهيه پردههاى قيمتى و نفيس براى درهاى حرم و رواقها، ساخت مدرسهاى جهت سكونت و تحصيل طلبههاى علوم دينى و ساير كارهاى عمرانى ديگر حاصل آن دوره است. (6)627 اين تعميرات در زمان آيت اللَّه
محمد تقى شيرازى نيز ادامه يافت و تكميل شد.
در 1355 ق آستان مقدس مورد دست برد عدهاى قرار گرفت و قنديلهاى طلا و نقره به سرقت رفت. اندكى از طلاى گنبد را نيز كندند و با خود بردند. در اين هنگام يكى از نيكوكاران ايرانى به نام حاج على اصفهانى كهربايى به جبران خسارت وارده بر آمد. او ضريحى از نقره روى قبرهاى مطهر گذاشت. هر دو مناره حرم را طلاكارى كرد و خانههاى اطراف صحن را خريد و آن را توسعه داد. (1)628 بيشتر هزينههاى اين كار را خودِ او از هزينه شخصىاش پرداخت. در دهههاى اخير حرم مطهر توسعه فراوانى يافته و در آن تعميرهاى زيادى انجام گرفته است. (تصوير شماره 54)
چنان كه در صفحههاى پيشين اشاره شد، صندوقهايى از چوب ساج روى مزار دو امام همام نصب گرديد كه بعدها در آتش سوزى سال 640 ق در آتش سوخت و پس از آن، قبر را با كاشى و گچ پوشاندند. در اواخر قرن چهاردهم هجرى، صندوقى نفيس و خاتم كارى شده بر روى قبرهاى امام هادى و عسكرى نصب شد. (2)629 اين اثر از كارهاى استاد محمد صنيع خاتم، از هنرمندان اصفهانى، بود.
در قرن چهارم، معزالدوله ديلمى ضريحى از چوب بر روى اين صندوقها تعبيه كرد كه در دورههاى بعد بازسازى و مرمت شد. چندى بعد، در عصر صفوى، اين ضريح چوبى در آتش سوخت و از بين رفت و از آن به بعد، يك ضريح فولادى، كه به دستور سلطان حسين صفوى در 1116 ق ساخته شده بود، جاى گزين آن گرديد و برفراز چهار قبر نصب شد. چنان كه مىدانيم، در داخل اين ضريح و روضه منوره، غير از دو امام بزرگوار، نرجس خاتون، مادر حضرت مهدى، و حكيمه خاتون، دختر امام جواد عليه السلام و عمه امام عسكرى، دفن شدهاند. قبر حليمه يا حكيمه خاتون در پايين پاى دو امام بزرگوار قرار دارد. (3)630 امام هادى عليه السلام در قسمت قبله، ضلع جنوبى و امام عسكرى پشت سر ايشان، برابر ضلع شمالى ضريح كنونى، دفن شدهاند. (4)631 ضريحى كه به دستور سلطان حسين ساخته
شده بود تا دوران فتحعلى شاه قاجار باقى بود تا اين كه وى ضريحى از نقره با پايهاى چوبى به جاى آن نصب كرد. (1)632 در 1360 ق اسماعيليان هند براى مرقد امام حسين عليه السلام ضريحى از نقره ساختند و ضريح قبلى را، كه ناصر الدين شاه ساخته بود، تعمير كردند و به سامراء بردند.
در 1375 ق/ 1335 ش، هنرمندان اصفهانى ضريح بسيار زيبايى از طلا و نقره ساختند كه استاد محمد صنيع خاتم از جمله آن هنرمندان بود. اين ضريح روى چهار قبر مطهر نصب شد (2)633 و امروزه، هم چنان بر روى آن قبرها قرار دارد. طول اين ضريح 5/ 3 و عرض شش گوشه آن 26 متر است. اطراف آن داراى هفده دهنه شبكه و دو درِ ورودى از طلا و نقره براى راه يابى به داخل است. روى ضريح شش گلدان طلا و ميان آن ها تاجهاى طلا قرار دارد. در گوشههاى بالاى ضريح اسماء الهى نوشته شده و حاوى سه رديف كتيبه است؛ يك رديف شعرهاى شاعر معاصر اصفهانى، محمد حسين صغير، در مدح امامان است. رديف دوم شامل احاديثى در فضيلتهاى اهل بيت است و رديف ديگر سوره هل اتى را به خط استاد حبيب اللَّه فضائلى، از خوشنويسان مشهور اصفهان، در خود دارد كه در دوره حاضر نوشته شده است. (3)634 (تصوير شماره 55)
نرجس خاتون، مادر بزرگوار حضرت ولى عصر (عج)، در 260 ق از دنيا رفت و در كنار قبر دو امام بزرگوار، داخل ضريح آن ها، به خاك سپرده شد. اين بانوى بزرگوار فرزند شيوعا، پسر قيصر روم، بود كه به عنوان كنيز به سامراء آمد و حكيمه خاتون او را به امام حسن عسكرى بخشيد. نام اين بانو در روم «مليكا» بود و از نسب مادرى به شمعون و
همچنين حواريين حضرت مسيح مىرسيد. پس از پذيرش اسلام نام وى به «نرجس» تغيير يافت اما به نامهاى ديگرى چون ريحانه، سوسن و صيقل نيز ناميده مىشد. (1)635 اين بزرگوار پس از فوت، در خانه امام حسن عسكرى در محل سكونت خويش، كنار امام دفن شد كه اكنون داخل ضريح مطهر امامين و پشت سر آن ها قرار دارد.
حكيمه خاتون، دختر بزرگوار امام جواد عليه السلام و عمه امام حسن عسكرى عليه السلام، در دوران غيبت صغرى به عنوان وكيل و نماينده حضرت مهدى (عج) بود. به هنگام رحلت امام جواد عليه السلام، او كه كودكى بيش نبود، تحت سرپرستى امام هادى عليه السلام قرارگرفت و در زهد و تقوا سرآمد زنان عصر خود شد. از افتخارات اين بانوى بزرگوار تربيت و سرپرستى نرجس خاتون، مادر امام زمان (عج)، بود. وى در 274 ق وفات يافت و داخل خانه امام هادى عليه السلام دفن شد. (2)636 اين بانو را در سمت پايين پاى امام عسكرى و امام هادى به خاك سپردند و ضريح او از يك سمت به ضريح آن دو امام متصل است. ضريح حكيمه خاتون ابتدا از جنس برنج بود و با تعويض ضريح امامين، آن نيز به نقره تبديل شد. (3)637 (تصوير شماره 56)
مادر حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام را به سبب آن كه جده امام زمان است به «جدّه» ياد كردهاند. نامهاى اين زن با تقوا و زاهد حديث، حديثه، سوسن، سليل و ريحانه بوده است. در متون از وى با عنوان «وكيل» يا «نماينده حضرت مهدى (عج)» ياد شده است. زيرا شيعيان از حكيمه خاتون، عمه امام حسن عسكرى عليه السلام، در زمان غيبت صغرى سؤال كردند كه اينك به چه كسى رجوع كنند. ايشان گفت: «به جدّه»؛ يعنى مادر ابى محمد عليه السلام. مادر امام حسن عليه السلام تا 262 ق زنده بود. او را پس از فوت در آستان عسكريين، در خانه مسكونى خود، به خاك سپردند. (4)638
حسين فرزند امام هادى عليه السلام و برادر امام حسن عسكرى عليه السلام است. او و امام حسن عسكرى را «سبطين» مىخواندند. حسين به امامت برادر خود، امام حسن عسكرى عليه السلام، ايمان داشت و از پيروان او بود. وى را از عابدان و زاهدان زمان خود دانستهاند. (1)639 گويند صداى حضرت حجت شبيه صداى عمويش حسين بود. اين بزرگوار در پايين پاى مبارك امام هادى عليه السلام و عسكرى عليه السلام دفن شده است. (2)640
ابو عبداللَّه جعفر فرزند امام على النقى عليه السلام است. او را پس از فوت، در خانه پدرش، همان جا كه امام هادى دفن است، به خاك سپردند. (3)641
سمانه يا سمانه مغر بيه، مادر امام هادى عليه السلام، ملقب به «ام الفضل» و «سيده»، از زنان فاضل و زاهد روزگار بود كه بيشتر روزها را روزه داشت و شب ها به نيايش مىپرداخت. او در خانه امام هادى عليه السلام از دنيا رفت و درهمان جا، كنار فرزندش، دفن شد. (4)642
داوود بن قاسم فرزند اسحاق بن عبداللَّه بن جعفر بن ابى طالب و از نوادههاى جعفر طيار است. قبر او در داخل ضريح و آستان عسكريين قرار دارد. اين بزرگوار از مادر به محمد بن ابى بكر نسب مىبرد زيرا مادرش، ام حكيم، دختر قاسم بن محمد بن ابى بكر است. او محضر پنج امام را درك كرد و از ياران امام رضا عليه السلام، امام جواد، امام هادى و امام عسكرى شمرده شده است. (5)643
در اطراف روضه و ضريح چهار رواق ساختهاند كه به وسيله پنج در به داخل روضه و حرم وصل مىشود؛ دو درب در سمت جنوب، دو درب در سمت شمال و يك درب در سمت مشرق. چهار در از جنس نقره و يك در طلا و نقره است.
سقف و ديوار رواقهاى حرم يكسان و يك شكل است و همه به دست هنرمندان ايرانى و با هزينه حاج على نقى كاشانى آينه كارى شده است. رواق جنوبى نيز زمان آيت اللَّه ميرزاى شيرازى آينه كارى شده و ده متر ارتفاع دارد. (1)644 مقابل درِ جنوبى حرم، ايوان مستطيل شكلى قرار دارد كه ديوارهاى آن با كاشىهاى زيبا توسط هنرمندان ايرانى تزيين شده است. اين ايوان 33 متر طول و ده متر عرض دارد كه در قسمت جنوبى صحن واقع است و از شمال به رواق جنوبى حرم وصل مىشود. وسط ايوان، قسمت شمال آن، ايوان كوچك ديگرى قرار دارد كه از آثار دوران آل بويه است. اين ايوان وسط درِ ورودى رواق حرم واقع است. كف ايوان ياد شده با سنگ مرمر فرش شده و ديوارهها تايك مترى از سنگ مرمر پوشيدهاند. در دو طرف اين ايوان نيز دو مناره زيبا ساخته شده است. (2)645 كف رواق ها و ايوانها نيز سنگهاى مرمر است. اين سنگها در 1381 ق با سنگهاى مرغوب ايتاليايى عوض شد. (3)646 حرم مطهر در ابعاد 12* 12 و رواق ها 20* 20 متر است. بالاى آن در اطراف، كتيبهاى بر روى سنگ شامل شعرهايى در مدح و ستايش امامان ديده مىشود. از كتيبه تا سقف، همه، به وسيله سليمان خان ركن الملك شيرازى آينه كارى شده است. (4)647 در زير سقف نيز كتيبه بزرگى مشتمل بر آيههاى قرآنى تعبيه شده است. ساختمان حرم و رواقها
ازسه جهتبه صحنبزرگ ووسيعى محاط است وضلع بيرونىآن 62 ايوان كوچك دارد.
مرقد مطهر عسكريين از سه صحن تشكيل شده است، يك صحن آن به سرداب مطهر اختصاص دارد، يك صحن در مقابل ايوان و صحن ديگر در كنار صحن اول قرار دارد. (1)648 صحن ها به وسيله درهايى به هم وصل و به خارج مرتبط مىشود. ضلع بيرونى ساختمان مشرف به صحن داراى 62 ايوان است.
ميرزا محمد تهرانى مقابل ايوان بزرگ حوضى ساخت كه جلوه بسيار زيبايى داشت امّا بعدهااين حوض را خراب كردند. طول صحن امامين، كه بزرگ ترين صحن است، 78 و عرض آن 77 متر است. ميرزا عبدالحسين مجتهد به دستور ناصر الدين شاه تعميراتى در آن انجام داد و آن جا را كاشى كارى كرد. (2)649 در ضلع شرقى و غربى اين صحن هجده ايوان قرار دارد و مصلاى بزرگ آستان از طريق صحن ارتباط مىيابد.
صحن دوم؛ به نام صحن مصلى به طول پنجاه و عرض چهل متر است.
صحن سوم؛ به نام صحن الغيبه 64 متر طول و 5/ 61 متر عرض دارد. (3)650 در دوران اخير، ديوارهاى صحنها را برداشتند و دو سر صحن را به هم وصل كردند. چهار در نيز در آن تعبيه شد كه يكى از آن ها را سلطان عبدالحميد عثمانى ساخته است. (4)651 بر روى سر در مقابل ايوان، ساعتى نصب شده كه زيبايى صحن را دو چندان مىكند. (تصوير شماره 56)
برفراز بقعه و مرقد مطهر دو امام گنبدى ساختهاند كه از همه گنبدهاى عتبات عاليات بزرگ تر و محكم تر است. (5)652 در ابتداى امر، در عصر ناصر الدوله حمدانى، گنبد كوچكى از گچ و آجر برفراز مرقد ساخته شد. معز الدوله ديلمى نيز گنبد ديگرى به جاى
آن ساخت. چندى بعد، ارسلان بساسيرى آن را خراب كرد و گنبد بهترى ساخت. گنبد كنونى ساخته ميرزا احمد خان دنبلى و فرزند اوست كه با آجر ساخته شده و به كاشىهاى خاكسترى مزين است. در زمان ناصر الدين شاه، آن را از ثلث ثروت امير كبير تذهيب و طلايى كردند. شيخ عبدالحسين تهرانى بر اين كار نظارت داشت. (1)653 محيط گنبد 68 متر است و 72 هزار كاشى طلا در آن به كار رفته است. داخل گنبد آينه كارى و مزين به آيههاى قرآنى و اسمهاى ائمه اطهار با كاشىهاى هفت رنگ است.
در دو طرف گنبد دو گل دسته بسيار زيبا و بزرگ به ارتفاع 36 متر از فاصله بسيار دور به چشم مىخورد. براى نخستين بار، الناصر، خليفه عباسى، در 606 ق دو مناره براى حرم ساخت. (2)654 اين دو مناره در دوره ناصر الدين شاه توسط شيخ عبدالحسين مجتهد تهرانى (شيخ العراقين) تعمير و بازسازى شدند (3)655 و قسمتهاى بالاى آن را حاج على اصفهانى كهربايى در 1387 ق به طلا آراست. (4)656 (تصوير شماره 57)
در داخل صحن دو امام، ضلع شمال غربى و پانزده مترى بقعه و حرم مطهر، مقامى است كه امروزه به سرداب غيبت معروف است. سرداب به زيرزمينى گويند كه در خانهها ساخته مىشد تا ساكنان را از گرماى بيش از حد تابستان در امان دارد و اهل خانه ساعتى از روزهاى گرم تابستان را در آنجا مىگذرانيدند. در منزل امام هادى عليه السلام سردابى بود كه ايشان و فرزند بزرگوارش، امام عسكرى عليه السلام، و نوه گرانقدرش، حضرت بقية اللَّه اعظم، چند صباحى را در آن زيسته و به عبادت پروردگار مشغول بودند. به هنگام رحلت امام عسكرى عليه السلام فرزندش از ديدهها غايب شد. (5)657 بعدها مردم عوام و بسيارى از جاهلان پيرامون اين واقعه داستانها ساختند و چنين
گفتند كه حضرت مهدى (عج) پس از ورود به چاه داخل سرداب ناپديد شده است.
براساس اين اعتقاد، زائران شيعه در داخل سرداب، از حوضى كه محل وضوى امام هادى و عسكرى عليه السلام بود، به عنوان تبرك خاك برمىداشتند كه كم كم اين مكان به بئر غيبت يا چاه غيبت معروف شد. (1)658 در اين جا ضرورى است اشاره شود كه در هيچ يك از متنهاى معتبر شيعى به اين مكان با عنوان «چاه غيبت» يا «محل غيبت حضرت مهدى» اشاره نشده است و بسيارى از بزرگان شيعه نيز به انكار آن پرداختهاند. مرحوم محدث نورى، صاحب المستدرك، علت پيدايش «سرداب غيبت» را چنين شرح مىدهد: «عدهاى از خادمان اين مكان براى كسب منافع مادى و دنيوى خود چنين خرافهاى را رواج داده، آن را چاه غيبت معرفى كردهاند و از آن محل خاكى براى تبرك در مقابل دريافت پول به زائران مىدادند. مرحوم شيخ العراقين، از علماى عالى قدر شيعه، براى جلوگيرى از اين اقدام ناصواب، چاه مذكور را پر كرده و درب آن را محكم بست. اما بعدها، خادمان دوباره آن را گشوده و تا به امروز با اين ترفند به گرفتن پول از زائران مىپردازند». (2)659 مرحوم شيخ عباس قمى گويد: «اين خرافه را علماى اهل سنت به شيعه نسبت مىدهند و مىگويند شيعه معتقد است مهدى آن ها در اين چاه غايب شده و در آنجا باقى است تا هرگاه خداوند بخواهد بيرون آيد و جهان را پر از عدل و داد كند». (3)660 ياقوت حموى، از تاريخ نويسان اهل سنت، در بيان سامراء گويد: «وبها السرداب المعروف فى جامعها الذى زعم الشيعه ان مهديهم يخرج منه ...». (4)661 در سامراء سرداب معروفى، در مسجد آن شهر، وجود دارد كه شيعه مىپندارند مهدى آنان از اين سرداب ظهور خواهد كرد. چنان كه
1) . جلالى الحسينى، مزارات اهل البيت و تاريخها، 141- 143.
2) . محدث نورى، كشف الاستار، 43؛ مصلح الدين مهدوى، تاريخچه سامراء، 49 به نقل از هدية الزائرين، اديب الملك كه خود شاهد برداشتن خاك از اين جا بوده، گويد: «چون به تدريج از اين مكان تيمناً خاك برمىداشتهاند به صورت چاهى در آمده و در اصل چاه نبوده است» (سفرنامه اديب الملك، 102).
3) . مهدوى، همان، 41؛ به نقل از هدية الزائرين. براى نمونه، بنگريد: محمد كرد على، خطط الشام، 5/ 248. ناصر الدين شاه از زمره كسانى است كه تلاش كرد تا اين چاه را مسدود كند. او مىگويد: «به آقا شيخ محمد گفتم شبكه مطلايى بر درچاه نصب كند» (سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات، 155).
4) . ياقوت حموى، معجم البلدان، 3/ 174- 175.
مىدانيم، همه منابعى شيعى محل ظهور حضرت مهدى (عج) را مكه ذكر كردهاند. (1)662 در هر حال، رواج اين اعتقاد نه تنها موجب تمسخر و وهن شيعه مىشود بلكه عدهاى از معاندان و منكران، وجود مبارك حضرت مهدى (عج) آنرا بهانه مىكنند تا اصل مهدويت را انكار كرده آن را ساخته و پرداخته شيعه و از خرافات آنان بدانند. به هر روى، زائران فهيم و ارادتمند اهل بيت بايد از هر گونه اقدامى كه موجب وهن و تمسخر شيعه و سوء استفاده دشمنان شود، خود دارى كنند. سيد محسن الامين، از علماى بزرگ شيعه، معتقد است كه اين توهمى فاسد براى برخى است كه مىپندارند حضرت مهدى (عج) در اين سرداب است، جز اين نيست كه تبرك به اين مكان تنها براى تبرك به آثار صالحين است زيرا سه تن از امامان شيعه در اين مكان زندگى مىكردهاند. (2)663 به هرحال، سرداب غيبت كه تنها مىتوان گفت زيرزمين خانه مسكونى امام عسكرى و محلّ زندگى و سپس غيبت امام عصر (عج) بوده است امروزه در داخل صحن، به صورت مستقل با بقعه و گنبد كاشى كارى، وجود دارد. داخل آن شامل يك غرفه شش ضلعى و يك غرفه مستطيلى كوچك و يك غرفه مستطيلى بزرگ است كه به مصلاى مردان و زنان شهرت دارد و از طريق يك راهروى بلند و باريك به هم وصل مىشود. در داخل اين غرفه پلكانى با بيست پله قرار دارد كه از آن به داخل سرداب راه است. ديوارهاى داخل سرداب و سقف آن آينه و كاشى كارى است و نوشتهاى به خط كوفى روى يك نوار چوبى در طول ديوارهاى سه گانه قرار دارد.
بر سرداب غيبت درِ قديمى و كهن نصب شده كه تاريخ آن به سال 606 ق برمىگردد. اين در را الناصر لدين اللَّه عباسى ساخته است و جلوهاى عالى از هنر قرن هفتم است. (3)664 درب دو لنگه دارد و به صورت مشبك است و حجره غيبت را از مصلاى مردان جدا مىكند. روى آن كتيبهاى به خط نسخ است كه حكايت از نحوه و زمان ساخت اين در دارد و نام سعد بن حسين بن سعد، با تاريخ 617 ق، ديده مىشود. اين در را
«بابالغيبت» مىنامند و پشت آن اتاق كوچكى به طول دو و عرض 5/ 1 متر وجود دارد كه به محل غيبت امام عصر (عج) مشهور است وچاه معروف به «چاه غيبت» نيز در گوشه همين اتاق است. امروزه درِ ياد شده بسته است و كسى نمىتواند از آن وارد شود. داخل آن با كاشىهاى هفت رنگ تزيين شده است. كاشى كارى آن را شيخ محمد به دستور ناصر الدين شاه انجام داده و كتيبهاى هم به يادگار گذاشته است. (1)665 سرداب صحنى به طول شصت و عرض بيست متر با ايوان و شبستان دارد. در گذشته، راه سرداب از پشت سر نزديك قبر نرجس خاتون بود تا اين كه احمد خان دنبلى سرداب را به صورت جداگانه ساخت و صحن وايوان براى آن قرار داد. (2)666 سرداب به وسيله درى به شبستان وصل مىشود كه به سرمايه سهم الملك عراقى اراكى نقره كارى شده است. روى سرداب مسجدى وجود دارد كه به مسجد صاحب مشهور است. اين مسجد را هم حسينقلى خان دنبلى ساخته است. برفراز مقام غيبت يا سرداب گنبدى كاشى كارى شده قرار دارد. بناى آن در 1202 ق توسط احمد خان دنبلى ساخته شده و كاشى كارى آن از كارهاى محمد على ميرزا، حاكم كرمانشاهان، است. (3)667 در حال حاضر، فضاى داخل سرداب را با انجام تغييراتى گسترش دادهاند. (تصوير شماره 58- 59)
ابو جعفر، سيد محمد فرزند امام هادى عليه السلام در 50 كيلومترى جنوب سامراء و در شمال بغداد و نزديك قريهاى به نام بلد (4)668 از نواحى دُجَيل، بين راه بغداد و سامراء، دفن
1) . ناصر الدين شاه، همان، 155.
2) . مهدوى، همان، 51؛ ذبيح اللَّه محلاتى، همان، 1/ 288- 289.
3) . ناصر الدين شاه، همان، 153؛ ميرزا ابو طالب خان، مسير طالبى، 406.
4) . قريه بلد امروزه در استان صلاح الدين واقع شده است كه به سبب وجود اين قبر به «بلد سيد محمد» معروف است. اين قريه تا بغداد هشتاد كيلومتر فاصله دارد.
شده است. او، كه از بزرگان و مبارزان عصر خود بود، در ميان شيعيان و دوست داران اهلبيت به «سبع الدجيل»، شير دجيل، معروف بود. سيد محمد در 228 ق، به دنيا آمد و در 252 ق دو سال قبل از شهادت امام هادى عليه السلام، درحالى كه از زيارت پدر باز مىگشت در قريه بلد بيمار شد و از دنيا رفت و در همان جا خاك شد. (1)669 از تاريخ بناى بقعه او اطلاعى در دست نيست و به نظر مىرسد در دوران عضد الدوله ديلمى ساخته شده باشد. نخستين كسى كه به تعمير و مرمت بقعه اين بزرگوار اقدام كرد شاه اسماعيل صفوى بود. سپس، مولى محمد رفيع بن محمد شفيع در 1198 ق، به نمايندگى از سوى احمد خان دنبلى به ادامه اين كار همت گماشت. اين بقعه تا زمان ياد شده به دليل دورى از جاده اصلى سامراء چندان مورد اعتنا و توجه نبود و متروك شده بود. (2)670 با قرار گرفتن اين آستان برسرراه اصلى بغداد- سامراء، زائران بى شمارى را به سوى خود جلب كرد و رو به آبادانى نهاد. در 1208 ق، شيخ زين العابدين كاظمى آل سلماسى گنبدى از گچ و آجر برروى آن مزار بنا كرد و كاروان سرايى نيز جهت سكونت زائران، به هزينه احمد خان دنبلى، ساخته شد. (3)671 در 1244 ق، ملامحمد صالح برغانى قزوينى با نظارت سردار حسن خان تعميراتى روى آستان سيد محمد انجام داد. او عمارت قبلى را تخريب و آستان و گنبد را به صورت مجلل بنا كرد كه بازسازى آن شش سال طول كشيد. (4)672 در 1310 ق به كوشش مرحوم محدث نورى برخى از كاشىهاى گنبد مرمت و هشت حجره در جنوب و چهار حجره در طرف غرب صحن احداث شد. ضريحى از فولاد روى مرقد مطهر قرار گرفت و كف صحن با سنگ مرمر فرش شد. ديوارهاى اطراف، تا نيمه، با سنگ تزيين و بقيه آينه كارى گرديد. در سال هاى 1380 تا 1384 ق توسعهاى در آستان مقدس امام زاده محمد توسط حاج آقا محمد طباطبايى قمى انجام
يافت كه آخرين تعميرات در آن بود. (1)673 اكنون، صحن به شكل مربعى با ضلعهاى 150 مترى است. محيط گنبد پنجاه و ارتفاع آن 45 متر است و در كنار آن منارهاى به ارتفاع چهل متر قرار دارد كه در 1379 ق ساخته شده است. داخل حرم نيز با كاشى كارى و آينه كارى هنرمندان ايرانى تزيين شده است. (2)674 (تصوير شماره 60)
ابو نعمان ابراهيم، فرزند شجاع و دلاور مالك اشتر و انتقام گيرنده خون شهيدان كربلا، در جنوب شهر دُجيل، در هشت فرسخى سامراء و در نزديكى جاده قديم بغداد- سامراء به خاك سپرده شده است.
ابراهيم فرمانده كل سپاه مختار بود كه در زمان عبد الملك مروان بر خليفه وقت قيام كرد و بصره، كوفه و ساير شهرهاى عراق را به تصرف در آورد. ابراهيم در يك درگيرى با سپاه خليفه به فرماندهى عبيداله بن زياد، عامل اصلى فاجعه كربلا، موفق شد سپاهيان خليفه را درهم كوبد و هريك از فرماندهان آن سپاه را، كه در حادثه كربلا نقش مؤثرى داشتند، به هلاكت برساند. او عبيد اله بن زياد، شمر بن ذى الجوشن، حرمله، خولى و ساير جنايت كاران كربلا را به بدترين وجهى به قتل رساند و با گرفتن انتقام خون شهيدان كربلا نام خود را در تاريخ ماندگار و جاويدان ساخت. ابراهيم پس از آن به خدمت مصعب بن زبير در آمد و به عنوان فرمانده سپاه او، در 83 ق، با سپاهيان عبدالملك درگير شد و در منطقه دير جاثليق نزديك دجيل به شهادت رسيد. امروزه، مزار اين دوست دار اهل بيت زائران زيادى دارد. بناى بقعه در عصر صفويه تجديد و بر سر در ورودى آن نوشته شده است: «هذا قبر المرحوم ابراهيم بن مالك اشتر النخعى، علمدار رسول اللَّه، 1089 ق». آستان ابراهيم حرمى وسيع و گنبدى از گچ و آجر دارد كه به تازگى توسط حاج محمود المجيد تعمير و تجديد بنا شده است. (3)675
ابو اسحاق ابراهيم بن عباس بن محمد بن صول، معروف به صولى كاتب، از نويسندگان و انديشمندان قرن دوم هجرى است كه در سامراء خاك شده است. (1)676
ابو يوسف يعقوب بن اسحاق اهوازى، معروف به ابن سكيت، از اصحاب و ياران امام جواد عليه السلام و امام هادى است. او در عصر متوكل به شديد ترين وجهى به دستور خليفه به قتل رسيد و زبان او، كه به ستايش امام على عليه السلام و دو فرزندش از كام بيرون آمده بود، به دست دژخيمان خليفه براى هميشه از كام برآمد. ابن سكيت اهل علم و شعر و ادب و مورد اعتماد امامان شيعه بود. (2)677
ابوالعباس احمد بن عباس بن محمد، صاحب تأليف مشهور رجال، در مطير آباد، نزديك سامراء دفن شده است. او از رجال شناسان برجسته شيعه و مورد اعتماد عالمان شيعى بود (3)678 و كتابش به نام خود او معروف است.
علامه شيخ رضا فرزند شيخ هادى همدانى نجفى از مراجع تقليد قرن سيزدهم هجرى و صاحب تأليفاتى در فقه و اصول از جمله مصباح الفقيه است. او را در رواق سمت پايين پاى عسكريين دفن كردهاند. (4)679
شيخ محمد حسين زرقانى شيرازى، از عالمان بزرگ شيراز و از شاگردان ميرزاى شيرازى بزرگ در زاويه صحن مقدس عسكريين، نزديك پنجرههاى
سرداب مطهر دفن است.
آن بزرگوار به هنگام ساختن حسينيهاى در سامراء، به داخل چاه آب آن افتاد و فوت كرد. علت اين حادثه روشن نيست. (1)680
سيد محمد شريف بن محمد طاهر حسينى تويسركانى از عالمان و رجال صاحب تأليف قرن چهاردهم هجرى در رواق شرقى حرم به خاك سپرده شده است. (2)681
شيخ ابراهيم كبير نورى ايلكايى عالم، فقيه و از شاگردان ميرزاى شيرازى بزرگ و ميرزا محمد تقى شيرازى است. قبر او در رواق غربى، پايين پاى مبارك امامين، قرار دارد. (3)682
حاج ميرزا محمد حسين فرزند ميرزا خليل اللَّه شيرازى از عالمان مهاجر به سامراء و شاگرد ميرزاى شيرازى بزرگ بود و در فقه تبحر داشت. (4)683 او را در رواق حرم به خاك سپردند.
سيد حسن كليددار فرزند سيد رضا، از كليدداران و متوليان آستان مقدس، در رواق مطهر امامين دفن شده است.
در سامراء هشت تن از خليفههاى بنى عباس را به خاك سپردهاند كه در آن دوران اين شهر مركز خلافت آنان بود: 1- معتصم 2- واثق 3- متوكل 4- منتصر 5- مستعين
نقشه؟؟؟
6- معتز 7- مهتدى 8- معتمد (1)684.
هم چنين، ميرزا احمد خان دنبلى (ف 1200 ق)، حاكم آذربايجان، و فرزندش حسينقلى خان (ف 1207 ق)، كه هر دو از بانيان و ساعيان بازسازى و مرمت آستان عسكريين بودند، در رواق مطهر دفن شدهاند و مقبره عدهاى از رهبران دنبلى نيز در كنار آنان قرار دارد. (2)685
يكى از قديمىترين مسجدهاى تاريخى عراق مسجد بزرگ سامراء است كه از بناهاى زمان متوكل، ابتداى قرن سوم هجرى، است و ساخت آن از 848 تا 825 م طول كشيد. اين مسجد هم به لحاظ وسعت و هم به لحاظ قدمت از ديگر مسجدهاى عراق بزرگتر است مساحت داخلى آن 240* 156 متر و مساحت بيرونى آن 376* 440 متر است كه در مجموع 38000 مترمربع را به خود اختصاص مىدهد. چهارده درب ورودى دارد كه سه درب در ضلع شمالى، چهار درب در غرب و شرق و نُه درب در جنوب قرار دارد. صحن مسجد نيز 110* 160 متر است. (3)686 اين مسجد در بيرون شهر فعلى سامراء و حدود دو كيلومتر پايين تر از آستان مقدس عسكريين قرار دارد. امروزه، از اين مسجد تنها ديوارههاى آن و مناره معروف به ملويه باقى مانده است. داخل مسجد سقف ندارد و كف آن همه خاكى است. ديوارهاى بسيار ضخيم آن همانند ديوارهاى قلعهاى است كه حدود دو متر ضخامت دارد. ارتفاع آن ده متر و داراى چهل برج در ضلعهاى مختلف است. ضلعهاى شمالى و جنوبى، هريك، هشت برج و ضلعهاى شرقى و غربى داراى ده برج است. (4)687
هزينه ساختمان اين مسجد در آن دوران، نزديك به چهارصد هزار دينار طلا بوده است. (1)688 اين مكان ابتدا در خارج از شهر قرار داشت و كنار راه آن بازار و دكانهايى ساخته بودند. راه مسجد به حدى وسيع بود تا خليفه بتواند سواره يا پياده به مسجد بيايد و در آن مسجد نماز گزارد. (2)689 وسط صحن حوضى ساخته بودند كه فوارههاى آن همواره در حال فوران بود. (3)690 از اين مسجد امروزه فقط ديوارها و مناره آن باقى است كه در دوران معاصر بازسازى شده است.
(4)691 متوكل عباسى در ضلع شمالى مسجد بزرگ سامراء منارهاى ساخت كه هنوز، پس از 1200 سال، راست قامت برجاى مانده و از كيلومترها مسافت چشم بيننده را به خود خيره مىسازد. اين مناره عظيم به لحاظ سبك و نوع معمارى از عجايب دنيا و در جهان اسلام بىنظير است. ارتفاع آن به 55 متر مىرسد كه برروى يك قاعده و پايه مربعى شكل به مساحت 32 متر بنا شده است. اين مناره به شكل مخروطى از قاعدهاى بسيار پهن به مساحت 32 متر آغاز و تا بالاترين نقطه امتداد مىيابد و رأس آن با شش متر مساحت ختم مىشود. (5)692 از عجايب اين مناره سبك منحصر به فرد آن در پلكانهاى مناره است كه برخلاف همه منارهها، پلكان آن از بيرون و اطراف مناره است و به صورت مارپيچ و مدور در شش دور، از پايين تا بالا، امتداد دارد و شكلى چون حلزون به خود مىگيرد.
ارتفاع هريك از پلكانها حدود ده سانتىمتر است و علت كوتاهى آنها اين بود كه خليفه مىخواست با اسب از آن ها بالا رفته و ارتفاع مناره را صعود كند. (6)693 در دورههاى
1) . مصلح الدين مهدوى، همان، 23؛ جعفرالخليلى، همان، 9/ 85، 220- 221.
2) . اديب الملك، همان، 109.
3) . صحتى سردرودى، همان، 155.
4) .ayiwlaM .
5) 132 ,P .1 ,V .malsI ,enilreitS ,yrneH .
6) . اديب الملك، همان، 109؛ ناصرالدين شاه در سفرنامه در اين امكان ترديد روا مىدارد و مىگويد: «چونارتفاع آن بسيار زياد است انسان در بالا رفتن آن دچار ترس مىشود و قطعاً استر و اسب در اين ارتفاع دچار وحشت و ترس فراوان مىشود». (همان، 153).
بعد، ابن طولون در قاهره مسجد و منارهاى به همين سبك ولى كوچك تر از آن احداث كرد. اين بنا و معمارى ظاهراً به تقليد از معبدهاى كلدانيان و بابليان (1)694 و يابرج بابل (2)695 ساخته شده است. زيرا كلدانيان اين نوع معبدها را براى انجام قربانى مىساختند كه مىبايد به بالاترين نقطه برده و تقديم خدايان شود. (تصوير شماره 63)
يكى ديگر از مسجدهاى قديمى و تاريخى سامراء، مسجد ابودلف است كه توسط ابودلف قاسم بن عيسى عجلى كرجى، از حاكمان عصر عباسى (ف 226 ق)، ساخته شد.
ابو دلف، در ادب و شعر و جنگ آورى و شجاعت شهره بود، سفرى به ايران داشت و خاطراتش را در سفرنامهاى به نام سفرنامه ابى دُلف در ايران به رشته تحرير در آورده است.
مسجد ابى دلف در شمال شرقى سامراء، در محله المتوكليه، قرار دارد و مساحتى حدود سى هزار متر مربع، يعنى 135* 213 متر، با هفده درب ورودى و پنج رواق و شبستان دارد. در داخل شبستان محراب و منبر واقع شده و صحن آن داراى سه حياط است كه منارهاى نيز در كنار آن ساخته شده است. (3)696 تركيب معمارى اين مسجد را معماران مغربى و مصرى در قيروان و قاهره اقتباس كرده و مسجدهايى بر آن اساس ساختهاند. ساخت مسجد ابى دُلف در حدود 246 ق به پايان رسيد و امروزه از آن جز ديوارهاى مخروبه بيرونى و شبستان اثرى برجاى نمانده است. (4)697
1- آل طعمه، سلمان هادى، تاريخ مرقد الحسين و العباس، بيروت، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات، 1416.
2- همو، ميراث كربلا، تاريخ فرهنگى اجتماعى كربلا، ترجمه محمد رضا انصارى، تهران، مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامى، 1373.
3- آل محبوبه، جعفر شيخ باقر، ماضى النجف و حاضرها، بيروت؛ دارالاضواء، ط 2/ 1406.
4- ابن اثير، عزالدين ابى الكرم، الكامل فى التاريخ، بيروت، دارصادر، 1965 م.
5- ابن ابى الحديد، عزالدين، شرح نهج البلاغه، قم، مكتبة آيت اللَّه نجفى، 1404.
6- ابن بطوطه، سفرنامه ابن بطوطه، ترجمه محمد على موحد.
7- ابن جبير، محمد بن احمد، سفرنامه ابن جبير، ترجمه پرويز اتابكى، آستان قدس رضوى، 1370 ق.
8- ابن خلدون، عبدالرحمان بن محمد، العبر، ترجمه عبدالمحمد آيتى، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى، 1363.
9- ابن صباغ مالكى، على بن محمد، الفصول المهمه فى معرفة احوال الائمه، نجف، حيدريه، 1381 ق.
10- ابن طقطقى، محمد بن على طباطبا، تاريخ فخرى در آداب ملكدارى ودولتهاى اسلامى، ترجمه محمد وحيد گلپايگانى، تهران، بنگاه ترجمه و نشر، 1350.
11- ابن عنبه، جمال الدين احمد بن على، عمدة الطالب في أنساب آل أبيطالب، بيروت، دار الحياة بىتا.
12- ابن منظور، محمد بن ابى الكرم، لسان العرب، تحقيق احمد فارس صاحب
الجوائب، بيروت، دار صادر، داربيروت، ط سوم، 1414.
13- ابوطالب خان، ميرزا، مسير طالبى يا سفرنامه ميرزا ابوطالبخان (1291 ق)، به كوشش حسين خديوجم، تهران، كتابهاى جيبى، 1352.
14- اديب الملك، سفرنامه اديب الملك به عتبات (دليل الزائرين 1272 ق)، تصحيح مسعود گلزارى، تهران، 1364 ش.
15- اصطخرى، ابواسحاق ابراهيم، مسالك و ممالك، به كوشش ايرج افشار، تهران، بنگاه ترجمه و نشر، 1362 ش.
16- اصفهانى، عماد الدين حسين، تاريخ جغرافيايى كربلاى معلى و اماكن متبركه، تهران، موسوى، 1326 ش.
17- الامين، حسن، اعيان الشيعه، بيروت، دارالتعارف، 1407 ق.
18- اوتر، ژان، سفرنامه ژان اوتر (عصر نادرشاه)، ترجمه على اقبالى، تهران، جاويدان، 1363 ش.
19- بابايى، سعيد، سيماى نجف اشرف، تهران، سازمان تبليغات اسلامى، 1376 ش.
20- بلاذرى، ابى الحسن، انساب الاشراف، بيروت، 1974 م.
21- بلاغى، حجت، تاريخ نجف اشرف و حيره، تهران، مظاهرى، 1328 ش.
22- حسينى الجلالى، محمد حسين، مزارات اهل البيت و تاريخهما، بيروت، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات، ط سوم، 1415.
23- خليلى، جعفر، موسوعة العتبات المقدسه، قسم النجف، السامراء، الكوفه، الكربلا، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات، بيروت، چ دوم، 1407.
24- همو، آشنايى با عتبات مقدسه و زندگانى چهارده معصوم، ترجمه على چراغى، تهران، حفظى، 1376.
25- دايرة المعارف تشيع، زير نظر احمد صدر حاج سيد جوادى، كامران فانى، بهاء الدين خرمشاهى، تهران، مؤسسه دايرة المعارف تشيع، 1369 ش.
26- ديولافوا، مادام، سفرنامه مادام ديولافوا (ايران و كلده)، ترجمه همايون سابق، ترجمه و نگارش فرهوشى، تهران خيام، 1332 ش.
27- رجبى، محمد حسين، كوفه و نقش آن در قرون نخستين اسلامى، تهران، دانشگاه امام حسين، 1378 ش.
28- رضا قلى ميرزا، سفرنامه رضاقلى ميرزا، نوه فتحعلى شاه، به كوشش اصغر فرمانفرمايان، تهران، دانشگاه تهران، 1346 ش.
29- رضوى، هاشم، راهيان كربلا، مشهد، سعيدى منش، 1378 ش.
30- زمانى، احمد، سيرى در سرزمين خاطرهها، سفرنامه كربلا، تهران، دفتر تبليغات اسلامى، 1380.
31- زنجانى، جوله فى اماكن المقدسه، بيروت مؤسسة الاعلمى للمطبوعات، 1414 ق
32- سديد السلطنه، محمد على خان، سفرنامه سديد السلطنه، التوفيق فى الطريق، تصحيح احمد اقتدارى، تهران، به نشر، 1326 ش.
33- سيف الدوله، سفرنامه سيف الدوله به مكه مكرمه، تصحيح خداپرست.
34- صحتى سردرودى، محمد، سيماى سامراء، سيناى سه موسى، تهران، سازمان تبليغات اسلامى، 1374 ش.
35- طبرى، محمد بن جرير، تاريخ طبرى، ترجمه ابوالقاسم پاينده، تهران، 1354.
36- طريحى، مجمع البحرين، تحقيق سيد احمد حسينى، تهران، مرتضوى، 1365.
37- عضد الملك، سفرنامه عضدالملك به عتبات. بىتا
38- فخر الملك اردلان، ابوالحسن، از حريم تا حرم، سفرنامه فخرالملك اردلان به عتبات، به كوشش محمد رضا عباسى، تهران، سازمان اسناد ملى ايران، 1372.
39- فراهيدى، كتاب العين، تحقيق مهدى محزومى، ابراهيم السامرايى، قم، دار الهجره، 1410 ق.
40- فيض، ميرزا عباس، تاريخ كاظمين و بغداد، قم، بىتا.
41- كليددار، عبدالجواد، تاريخ كربلا و حائر حسينى، ترجمه محمد صدر هاشمى، اصفهان، بىتا بىتا.
42- كمونه حسينى، عبدالرزاق، آرامگاههاى خاندان پاك پيامبر صلى الله عليه و آله و بزرگان صحابه و تابعين، ترجمه عبدالعلى صاحبى، مشهد، آستان قدس رضوى، 1371.
43- لسترنج، كى، جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى، ترجمه محمود عرفان، تهران، علمى و فرهنگى، چ سوم، 1367.
44- متقى الهندى، علاء الدين، كنزالاعمال فى سنن والافعال، هند، حيدرآباد، 1313 ق.
45- مجلسى، محمدباقر، بحار الانوار، نهض مشروحه سيد جواد العلوى و محمد الآخوندى، تهران، 1388 ق.
46- محلاتى، ذبيح اله، مآثر الكبرى فى تاريخ السامراء، قم.
47- مسعودى، على بن الحسين، مروج الذهب و معادن الجوهر، ترجمه ابوالقاسم پاينده، تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1347.
48- مفيد، محمد بن نعمان، الارشاد، بيروت، دارالكتب الاسلاميه، 1377 ق.
49- همو، المزار، تحقيق، مدرسه الامام المهدى (عج)، قم، 1408 ق.
50- مدرس بستان آبادى، شهر حسين يا جلوهگاه عشق، قم، دارالعلم، 1380 ش.
51- مصاحب، غلامحسين، دايرة المعارف فارسى، تهران، اميركبير، 1363 ش.
52- مقدسى، ابوعبداللَّه محمد بن احمد، احسن التقاسيم فى معرفة الاقاليم، به كوشش علينقى منزوى، تهران، شركت مؤلفان و مترجمان ايران، 1361 ش.
53- مهدوى، مصلح الدين، تاريخچه شهر سامراء و زندگانى عسكريين، اصفهانى، فردوسى، 1381 ق.
54- موسوى زنجانى، سيدابراهيم، جوله فى الاماكن المقدسه، بيروت، مؤسسة الاعلمى للطبوعات، 1405.
55- ميلانى، محمد على، راهنماى عتبات عاليات، مشهد، محب، 1377 ش.
56- ناصر الدين شاه، سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات، تهران، سنايى، 1362.
57- همو، شهريار جادهها، تهران، سازمان اسناد ملى ايران، به كوشش محمد رضا عباسى و پرويز بريعى، 1372.
58- ياقوت حموى، شهاب الدين ابى عبداللَّه، معجم البلدان، بيروت، دارصادر، (بىتا).
59- يعقوبى، احمدبن يعقوب، تاريخ اليعقوبى، نجف، مكتبة المرتضويه، 1358 ق. (1)698
. 1996, nehcsat,
malsI
, yrneH, nilreitS- 60
1) دكتر اصغر قائدان، عتبات عاليات عراق، 1جلد، نشر مشعر - تهران، چاپ: 4، 1387.
1 ( 1). ياقوت حموى، معجم البلدان، 4/ 94؛ ابن منظور، لسان العرب، ماده عرق.
2 ( 1). سازمان جغرافيايى و كارتوگرافى گيتاشناسى، گيتاشناسى كشورها، 1753.
3 ( 2). همان جا
4 ( 3). غلامحسين مصاحب، دايرة المعارف فارسى، 2/ 1752.
5 ( 4). گيتاشناسى كشورها، 1752- 1753.
6 ( 1). براى اطلاع بيشتر بنگريد: ويل دورانت، مشرق زمين گاهواره تمدن، 1/ 259- 300.
7 ( 2). گيرشمن، ر. ايران از آغاز تا اسلام؛ حسن پيرنيا، تاريخ ايران باستان.
8 ( 1). عضدالملك، سفرنامه عضد الملك به عتبات عاليات 153. آثار تاريخى اين شهر همچنان موجود است و در معرض بازديد جهانگردان قرار دارد.
9 ( 2). ياقوت حموى، معجم البلدان، 5/ 271؛ ابن منظور، لسان العرب، 9/ 334.
10 ( 3). ياقوت حموى، همان، 73. منظور از بحر در اينجا فرات است.
11 ( 1). ابن بابويه، علل الشرايع، 22.
12 ( 2). ابن منظور، همان، 15/ 121.
13 ( 3). ياقوت حموى، همانجا.
14 ( 4). سرزمينى كه نيكو و نشاط انگيز باشد.
15 ( 5). چون گويند كشتى نوح بر آن نشسته است از آن رو جودى خواندهاند.
16 ( 6). ربوه، نجف كوفه است( ابن منظور، همان 9/ 332)
17 ( 7). شيخ باقر آل محبوبه، ماضى النجف وحاضرها، بيروت دارالاضواء، 1406 ق، 1/ 8.
18 ( 8). ياقوت حموى، همانجا.
19 ( 1). آل محبوبه، همان، 1/ 16.
20 ( 2). ابن رسته، الاعلاق النفيسه، 108.
21 ( 3). طبرى، تاريخ الطبرى، 3/ 360؛ يعقوبى، تاريخ اليعقوبى، 2/ 144.
22 ( 4). مصاحب، دايرة المعارف فارسى، 2/ 3011.
23 ( 1). ابن اسفنديار، تاريخ طبرستان و رويان مازندران، 1/ 95.
24 ( 2). مصاحب، همان جا.
25 ( 3). سعيد بابايى، سيماى نجف اشرف، 32- 35.
26 ( 4). آل محبوبه، ماضى النجف و حاضرها، 1/ 22.
27 ( 5). جعفر الخليلى، موسوعة العتبات المقدسة، 6/ 148 به نقل از فرحة الغرى، 119.
28 ( 1). آل محبوبه، همان، 1/ 28- 29.
29 ( 2). حسين الجلالى، مزارات اهل البيت عليهم السلام، 48.
30 ( 1). مجلسى، بحار الانوار، 100/ 232.
31 ( 2). آل محبوبه، همان، 1/ 14؛ به نقل از فرحة الغرى، 9.
32 ( 3). مجلسى، همان، 100/ 235.
33 ( 1). شيخ مفيد، الارشاد، 13.
34 ( 2). جعفر الخليلى، همان 6/ 70 به نقل از ابن شهر آشوب، المناقب.
35 ( 3). پيشين، همان جا؛ موسوى الزنجانى، جوله فى اماكن المقدسه، 56- 57.
36 ( 4). جعفر الخليلى، همان، 6/ 47 به نقل از روضة الواعظين، 1/ 118.
37 ( 5). يعقوبى، تاريخ اليعقوبى، 2/ 212.
38 ( 6). ذكوات به معناى آتش گداخته و منظور ريگستان گرم آن منطقه است.
39 ( 1). ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، 1/ 364؛ زبيدى، تاج العروس؛ ابن صباغ مالكى، الفصول المهمه فىمعرفة احوال الائمه، 138.
40 ( 2). اصطخرى، المسالك و الممالك، 83؛ ابن اثير، الكامل فى التاريخ، 3/ 151.
41 ( 3). آل محبوبه، همان، 1/ 20.
42 ( 4). ياقوت حموى، همان، 5/ 271.
43 ( 5). شيخ مفيد، همان، 19.
44 ( 6). آل محبوبه، همان، 1/ 21- 22.
45 ( 1). ابن اسفنديار، تاريخ طبرستان و رويان و مازندران، 1/ 95.
46 ( 2). جعفر الخليلى، همان، 06/ 18 به نقل از فرحة الغرى، 18- 19؛ مجلسى، همان، ج 22/ 36.
47 ( 3). ياقوت حموى، همان، 2/ 50.
48 ( 4). محمدعلى ميلانى، راهنماى عتبات عاليات عراق، 29.
49 ( 5). آل محبوبه، ماضى النجف و حاضرها، 1/ 44؛ دايرة المعارف تشيع، 1/ 67- 68.
50 ( 6). دايرة المعارف تشيع، 1/ 70.
51 ( 1). پيشين، 1/ 69- 70.
52 ( 2). ميلانى، همان، 31؛ دايرة المعارف تشيع، 1/ 70.
53 ( 3). آل محبوبه، همان، 1/ 46.
54 ( 4). جلالى الحسينى، مزارات اهل البيت، 48.
55 ( 5). ميلانى، همان جا.
56 ( 6). آل محبوبه، همان، 1/ 49.
57 ( 7). حسن الامين، اعيان الشيعة، 1/ 534.
58 ( 8). بابايى، سيماى نجف اشرف، 75؛ دايرة المعارف تشيع، 1/ 70.
59 ( 1). دايرة المعارف تشيع، 1/ 80.
60 ( 2). بابايى، همان، 137.
61 ( 3). آل محبوبه، همان، 1/ 70- 73؛ دايرة المعارف تشيع، 1/ 71.
62 ( 4). خليلى، موسوعة العتبات المقدسه، قسم النجف، 20.
63 ( 5). بابايى، همان، 128.
64 ( 1). عماد الدين اصفهانى، تاريخ و جغرافياى كربلاى معلى، 117.
65 ( 2). ناصر الدين شاه، سفرنامه عتبات، 125؛ ميلانى، عتبات عاليات عراق، 35.
66 ( 3). ناصرالدين شاه، همان، 129.
67 ( 4). آل محبوبه، ماضى النجف و حاضرها، 1/ 22.
68 ( 5). ناصر الدين شاه، همان، 135؛ دايرة المعارف تشيع، 1/ 71.
69 ( 1). اعتمادالسلطنه، تاريخ منتظم ناصرى، 3/ 63؛ سيفالدوله، سفرنامه سيفالدوله به مكه، 243.
70 ( 2). آل محبوبه، همان، 1/ 73.
71 ( 3). ميلانى، همان، 34.
72 ( 4). آل محبوبه، همان، 1/ 73.
73 ( 5). اديب الملك، سفرنامه اديب الملك به عتبات 1952؛ آل محبوبه، همان، 1/ 98.
74 ( 6). مجلسى، همان، 22/ 38؛ برخى از روايات نيز حاكى است كه سر مبارك حضرت امام حسين عليه السلام را امامسجاد عليه السلام در كنار قبر مطهر امام على عليه السلام به خاك سپرد. لذا زيارت امام حسين عليه السلام در اين مكان سفارش شده است.
75 ( 1). جعفر خليلى، آشنايى با عتبات مقدسه و زندگانى چهارده معصوم، 60.
76 ( 1). ناصر الدين شاه، همان، 125.
77 ( 2). اديب الملك، همان، 196.
78 ( 3). سيف الدوله، همان، 242.
79 ( 4). آل محبوبه، ماضى النجف و حاضرها، 1/ 83.
80 ( 1). آل محبوبه، همان، 1/ 77- 82.
81 ( 2). عضدالملك، همان، 154.
82 ( 3). سيف الدوله، همان، 243.
83 ( 4). ناصر الدين شاه، همان، 130.
84 ( 5). اديب الملك، از حريم تا حرم، 50.
85 ( 1). جعفر خليلى، همان، 56؛ لسترنج، جغرافياى سرزمينهاى خلافت شرقى، 84.
86 ( 2). ژان اوتر، سفرنامه ژان اوتر، ترجمه على اقبالى، تهران، جاويدان، 1363، ص 66.
87 ( 3). اعتماد السلطنه، تاريخ منتظم ناصرى، 2/ 288.
88 ( 4). زنجانى، جوله فى اماكن المقدسه، 62.
89 ( 5). آل محبوبه، ماضى النجف و حاضرها، 65؛ دايرة المعارف تشيع، 1/ 71.
90 ( 1). آل محبوبه، همان، 1/ 67.
91 ( 2). ناصر الدين شاه، همان، 125.
92 ( 3). آل محبوبه، همان، 1/ 54.
93 ( 4). پيشين، 1/ 67.
94 ( 5). سيف الدوله، سفرنامه سيف الدوله به مكه، 242.
95 ( 1). آل محبوبه، همان، 1/ 67.
96 ( 2). اديب الملك، سفرنامه اديب الملك به عتبات، 52.
97 ( 3). آل محبوبه، همان، 1/ 68.
98 ( 4). سيف الدوله، همان، 242.
99 ( 1). آل محبوبه، همان، 1/ 87؛ دايرة المعارف تشيع، 1/ 71.
100 ( 2). جعفر الخليلى، موسوعة العتبات المقدسة، 6/ 186.
101 ( 3). ناصر الدين شاه، همان، 124.
102 ( 4). آل محبوبه، همان، 1/ 89.
103 ( 5). جعفر خليلى، همانجا.
104 ( 1). فخر الملك اردلان، از حريم تا حرم، 50.
105 ( 2). عضدالملك، سفرنامه عضد الملك به عتبات، 154.
106 ( 3). بابايى، همان، 141.
107 ( 4). بنگريد به بخش قبرهاى علما و بزرگان در همين فصل.
108 ( 1). آل محبوبه، همان، 1/ 50- 51.
109 ( 1). عضدالملك، همان، 153.
110 ( 2). اديب الملك، 194؛ آل محبوبه، 1/ 63/ 65.
111 ( 3). جعفر خليلى، همان، 67- 68؛ دايرة المعارف تشيع، 1/ 102.
112 ( 4). بابايى، همان، 157- 158؛ جعفر الخليلى، موسوعة العتبات، 7/ 109.
113 ( 1). بابايى، همان، 157؛ جعفر الخليلى، همان، 7/ 109.
114 ( 2). جعفر الخليلى، همان، 7/ 108.
115 ( 3). همان جا.
116 ( 4). همان جا 158.
117 ( 1). بابايى، همان، 150.
118 ( 2). ناصر الدين شاه، همان، 125. در آن دوران يعنى هنگامى كه ناصر الدين شاه از اين قبرستان ديدن كرده گفته است« به اندازه شهر نجف ابنيه و آثار دارد».
119 ( 3). اديب الملك، همان، 192.
120 ( 4). مجلسى، بحار الانوار، ج 22/ 37.
121 ( 5). پيشين، همان جا.
122 ( 6). آل محبوبه، همان، 1/ 98.
123 ( 1). بابايى، همان، 147- 149.
124 ( 2). پيشين، همان جا.
125 ( 3). آل محبوبه، همان جا.
126 ( 4). آل محبوبه، همان، 1/ 95.
127 ( 1). اديب الملك، همان، 192.
128 ( 2). احمد زمانى، سرزمين خاطرهها، 56.
129 ( 3). آل محبوبه، همان، 1/ 94.
130 ( 1). در مورد زندگى وى بنگريد، ابن عبدالبر، الاستيعاب فى معرفة الاصحاب.
131 ( 2). كمونه حسينى، آرامگاههاى خاندان پاك پيامبر و صحابه و تابعين، 252؛ و نيز بنگريد: ابن عبدالبر، الاستيعاب.
132 ( 3). همان، 255.
133 ( 1). براى اطلاع از زندگى وى بنگريد: ابن حجر عسقلانى، الاصابه فى تمييز الصحابه، 2/ 280.
134 ( 2). كمونه حسينى، همان، 254.
135 ( 3). بنگريد: ابن عبدالبر، الاستيعاب فى معرفة الاصحاب.
136 ( 1). عبدالرزاق كمونه حسينى، همان، 251.
137 ( 2). جلالى الحسينى، مزارات اهل البيت، 61- 62.
138 ( 1). اديب الملك، سفرنامه اديب الملك به عتبات، 198؛ كمونه حسينى، همان، 251.
139 ( 2). دايرة المعارف تشيع، 1/ 112.
140 ( 3). ابو الفرج اصفهانى، مقاتل الطالبيين، 56.
141 ( 4). ميلانى، عتبات عاليات عراق، 60- 61.
142 ( 1). بلاذرى، انساب الاشراف، 5/ 40؛ طبرى، تاريخ الطبرى، 3/ 365.
143 ( 2). كمونه حسينى، همان، 255.
144 ( 1). حجت بلاغى، تاريخ نجف اشرف وحيره، تهران، مظاهرى، 1328 ش، 168.
145 ( 2). اديب الملك، همان، 198؛ دايرة المعارف تشيع، 1/ 102.
146 ( 1). بنگريد: حسين الامين، اعيان الشيعه، 9/ 159؛ جعفر الخليلى، همان، 7/ 24- 28.
147 ( 2). حسن الامين، همان، 5/ 396.
148 ( 3). جعفر الخليلى، همان، 6/ 154.
149 ( 4). حسن الامين، همان، 3/ 80.
150 ( 1). اديب الملك، همان، 198.
151 ( 2). پيشين، همان جا، 198.
152 ( 3). حسين الامين، همان، 10/ 158؛ دايرة المعارف تشيع، 1/ 97.
153 ( 4). حسن الامين، همان، 10/ 117.
154 ( 5). آل محبوبه، ماضى النجف و حاضرها، 1/ 91.
155 ( 1). حسن الامين، همان، 5/ 304.
156 ( 2). همان، 3/ 287.
157 ( 1). همان، 6/ 54.
158 ( 2). پيشين، 2/ 331.
159 ( 3). حسن الامين، همان، 4/ 95.
160 ( 1). پيشين، 9/ 5.
161 ( 2). پيشين، 10/ 43.
162 ( 1). ابن جوزى، المنتظم، 7/ 117.
163 ( 2). آل محبوبه، ماضى النجف و حاضرها، 1/ 235 به نقل از مجالس المؤمنين، 379؛ ابن كثير شافعى، البدايةوالنهايه، 11/ 301.
164 ( 3). پيشين به نقل از مجله الاعتدال، 5/ 250.
165 ( 1). ابن جوزى، المنتظم، 7/ 236.
166 ( 2). آل محبوبه، همان جا.
167 ( 3). ابن جوزى، همان، 10/ 236.
168 ( 4). ابن جوزى، همان، 7/ 236.
169 ( 5). پيشين، 8/ 23.
170 ( 6). براى اطلاع بيشتر از ساير رجال سياسى عصر آل بويه كه در نجف دفن هستند ر. ك: جعفر الخليلى، موسوعة العتبات، 6/ 144 ونيز آل محبوبه، ماضى النجف و حاضرها، 1/ 236- 248.
171 ( 1). آل محبوبه، همان، 1/ 240.
172 ( 2). ناصرالدين شاه، سفر نامه ناصرالدين شاه به عتبات، 125.
173 ( 1). آل محبوبه، همان، 1/ 247- 248.
174 ( 2). اديب الملك، سفرنامه اديب الملك به عتبات، 197.
175 ( 3). ناصر الدين شاه، همان، 125.
176 ( 4). غلامحسين مصاحب، دايرة المعارف فارسى، 1/ 925.
177 ( 1). همان جا.
178 ( 2). ياقوت حموى، معجم البلدان، 2/ 402- 403.
179 ( 3). بلاذرى، فتوح البلدان، 404.
180 ( 4). ژان اوتر، سفرنامه ژان اوتر، 68.
181 ( 5). عضد الملك، سفرنامه عضد الملك به عتبات، 153؛ سيف الدوله، سفرنامه سيف الدوله به مكه، 242.
182 ( 6). اديب الملك، همان، 193.
183 ( 7). پيشين، همان جا؛ ناصرالدين شاه، همان، 124؛ اردلان، سفرنامه فخرالملك اردلان به عتبات، 49.
184 ( 1). پيشين، همان جا.
185 ( 2). اديب الملك، همان، 193.
186 ( 3). بكتاشيه از فرقههاى متصوفه شيعه هستند كه به سيد محمد رضوى، از فرزندان امام رضا عليه السلام و به قولى ازفرزندان امام كاظم عليه السلام نسب مىبرند. وى از خراسان به شام رفت و به تبليغ پرداخت.
187 ( 4). آل محبوبه، ماضى النجف و حاضرها، 1/ 91.
188 دكتر اصغر قائدان، عتبات عاليات عراق، 1جلد، نشر مشعر - تهران، چاپ: 4، 1387.
189 ( 1). سيف الدوله، سفرنامه سيف الدوله به مكه، 235؛ ناصرالدين شاه، همان، 122.
190 ( 2). اديب الملك، همان، 201.
191 ( 3). سيف الدوله، همان، 235.
192 ( 1). اصطخرى، المسالك والممالك، 83؛ ابن بطوطه، سفرنامه ابن بطوطه، ترجمه محمد على موحد، 1/ 270.
193 ( 2). ياقوت حموى، معجم البلدان 4/ 490.
194 ( 1). طبرى، تاريخ الطبرى 3/ 145؛ ابن خلدون، العبر، 1/ 535.
195 ( 2). بلاذرى، فتوح البلدان، 38؛ طبرى، همان، 14؛ ياقوت حموى، همان، 4/ 491.
196 ( 3). مقدسى، احسن التقاسيم فى معرفة الاقاليم، 161.
197 ( 4). مصاحب، دايرة المعارف فارسى، 2/ 2358؛ ژان اوتر، سفرنامه ژان اوتر، 255.
198 ( 5). ياقوت حموى، همان، 4/ 490؛ بلاذرى، همان، 388.
199 ( 6). لسترنج، جغرافياى تاريخى سرزمين هاى خلافت شرقى، 81.
200 ( 7). طبرى، همان، 3/ 148، 149؛ ياقوت حموى، همان، 4/ 491.
201 ( 1). همو، احسن التقاسيم فى معرفة الاقاليم، 161.
202 ( 2). طبرى، همان، 3/ 145.
203 ( 3). ياقوت حموى، همان، 4/ 489- 490.
204 ( 1). بكرى، معجم ما استعجم، 1141؛ طبرى، همان، 3/ 146.
205 ( 2). ياقوت حموى، همانجا.
206 ( 3). ابن قولويه، كامل الزيارات، 23؛ شيخ مفيد، المزار، 18.
207 ( 4). ابن قولويه، همان جا؛ شيخ مفيد، همان، 19.
208 ( 5). شيخ صدوق، خصال، 1/ 212.
209 ( 6). مجلسى، بحار الانوار، 100/ 405.
210 ( 1). طبرى، تاريخ الطبرى، 3/ 148؛ فتوح البلدان، 388.
211 ( 2). ياقوت حموى، همان، 4/ 489.
212 ( 3). جعفر الخليلى، موسوعة عتبات المقدسه، قسم الكوفه، 16.
213 ( 4). ابن جبير، سفرنامه، 258.
214 ( 5). ابن بطوطه، سفرنامه، 1/ 268.
215 ( 1). همان، 200- 201.
216 ( 1). شيخ مفيد، المزار، 22؛ روايت معراج در ساير كتب حديثى شيعه، اشارهاى به حضور پيامبر صلى الله عليه و آله در مسجد كوفه دارد( بنگريد مجلسى، بحار الانوار، 100/ 387).
217 ( 2). شيخ مفيد، همان، 23.
218 ( 3). ابن بطوطه، سفرنامه ابن بطوطه، 1/ 270؛ ابن جبير، سفرنامه ابن جبير، 259.
219 ( 1). همان جا.
220 ( 2). ابن بطوطه، همان جا؛ ابن جبير، همان، 260.
221 ( 3). اديب الملك، سفرنامه اديب الملك به عتبات، 170.
222 ( 4). پيشين، همان جا.
223 ( 5). ناصرالدين شاه، سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات، 127- 132.
224 ( 1). ابن بطوطه، سفرنامه ابن بطوطه، 1/ 270؛ طبرى، تاريخ الطبرى، 4/ 216.
225 ( 2). ابن جبير، سفرنامه ابن جبير، 260؛ دايرة المعارف تشيع، 1/ 110- 111.
226 ( 3). عبد الرزاق كمونه حسينى، آرامگاههاى خاندان پاك پيامبر و بزرگان صحابه و تابعين، 242؛ حجتبلاغى، تاريخ نجف و حيره، 144.
227 ( 4). دايرة المعارف تشيع، 1/ 110- 111.
228 ( 1). دايرة المعارف تشيع، 1/ 112.
229 ( 2). كمونه حسينى، همان، 251؛ دايرة المعارف تشيع، 1/ 110.
230 ( 3). ابن بطوطه، همان، 1/ 271.
231 ( 4). شيخ مفيد، المزار، 20.
232 ( 1). شيخ مفيد، همان، 22.
233 ( 2). مجلسى، همان، 100/ 394.
234 ( 3). شيخ مفيد، همان، 120.
235 ( 4). ياقوت حموى، همان، 4/ 492.
236 ( 5). سهله به معناى زمين هموار است.
237 ( 6). شيخ مفيد، همان، 25؛ ابن قولويه، همان، 29.
238 ( 1). ياقوت حموى، همان، 3/ 290.
239 ( 2). در گوشه جنوب غربى، سمت قبله، مقام حضرت ادريس است.
240 ( 3). در ضلع جنوبى مقام امام زمان و امام زين العابدين و مقام خضر قرار دارد.
241 ( 4). ياقوت حموى، همان، 3/ 290.
242 ( 5). حسينى الجلالى، مزارات اهل البيت و تاريخهما، 62- 63.
243 ( 6). حسنى الجلالى، همان جا.
244 ( 7). محمد حسين رجبى، كوفه و نقش آن در قرون نخستين اسلامى، 427.
245 ( 1). احمد زمانى، سرزمين خاطرهها، 62.
246 ( 2). همان، 436.
247 ( 3). جعفر خليلى، آشنايى با عتبات مقدسه، 66- 67.
248 ( 4). عضد الملك، همان، 159؛ جلالى الحسينى، همان، 64- 65؛ در مورد اين شخصيت براى آگاهى بيشتربنگريد: ابن حجر عسقلانى، الاصابه فى تمييز الصحابه، 3/ 200.
249 ( 1). حمراء به معناى سرخ گون است. در صدر اسلام به موالى و ايرانيان، حمراء مىگفتند، آنان عمدتاً در سپاه مختار به عنوان نيروى داوطلب او حضور يافته بودند.
250 ( 2). عضدالملك، همان جا.
251 ( 3). محمد حسين رجبى، همان، 431، به نقل از فضل الكوفه ومساجدها، 31.
252 ( 4). همان، 433.
253 ( 5). همان جا.
254 ( 1). همان جا.
255 ( 1). در اين مورد بنگريد كمونه حسينى، همان، 244- 250 وى حدود چهل تن از آن ها را با نام مكان دفن شان برشمرده است.
256 ( 1). سلمان هادى آل طعمه، تاريخ مرقد الحسين والعباس، 17.
257 ( 2). ابن بطوطه، سفرنامه ابن بطوطه، ترجمه محمدعلى موحد، 272- 273.
258 ( 1). جعفر الخليلى، موسوعة العتبات المقدسة، قسم الكربلاء، 10.
259 ( 2). طبرى( محمد بن جرير)، تاريخ الطبرى، ج 4، حوادث سال دوازدهم هجرى.
260 ( 3). جعفر الخليلى. همان، ص 18 به نقل از سيد عبد الحسين آل طعمه، بغية النبلاء فى تاريخ كربلاء.
261 ( 1). دينورى، الاخبار الطوال، 253.
262 ( 2). كور به معناى قريه و كور بابل يعنى مجموعه قريههاى بابل( جعفر الخليلى، موسوعة العتبات المقدسة، قسم الكربلاء ص 10 به نقل از علامه سيد هبة الدين شهرستانى). برخى نيز گفتهاند:« كور» جايى است كه آهنگر براى دميدن در آهن از شعلههاى آتش بهره مىبرد و« بابل» نيز به معناى صحراى گرم است. بنابراين، معناى كلى آن شعلههاى حرارت صحرا است.( آل طعمه، تاريخ مرقد الحسين والعباس، 20.)
263 ( 3). آلطعمه، همانجا به نقل از لغة العرب 5/ 178.
264 ( 4).utalabrak .
265 ( 1). ابن منظور، لسان العرب، 1/ 86 واژه كربله؛ ياقوت حموى، معجم البلدان، 4/ 445؛ فراهيدى، كتاب العين 5/ 421. امروزه در جنوب شرقى كربلاى كنونى، منطقهاى به نام« كربله» وجود دارد كه همان منطقه قديمى و تاريخى كربلا بوده است.( آل طعمه، همان، 17).
266 ( 2). فراهيدى، كتاب العين، 5/ 433.
267 ( 3). ياقوت حموى، همان، 4/ 445؛ دينورى، همان، 252.
268 ( 4). جعفر الخليلى، همان، 17 به نقل از شيخ آقا بزرگ، الذريعة الى تصانيف الشيعة.
269 ( 5). طف الفرات، اى شطه( ابن منظور، همان، 9/ 231، فراهيدى، كتاب العين، 7/ 406
270 ( 6). ابن خياط، تاريخ خليفة بن خياط، 177.
271 ( 7). ياقوت حموى، همان، 4/ 36.
272 ( 8). دينورى، همان، 253؛ يعقوبى، تاريخ اليعقوبى، 2/ 231؛ خليفة بن خياط، همان جا. ابن طاووس، اللهوفعلى القتلى الطفوف.
273 ( 1). محسن الامين، اعيان الشيعه، 4/ 139.
274 ( 2). فراهيدى، كتاب العين، 4/ 265.
275 ( 3). ياقوت حموى، همان، 4/ 183.
276 ( 4). آل طعمه، تاريخ المرقد الحسين والعباس، 25. گفته مىشود امام حسين عليه السلام هنگام ورود به اين منطقه، زمينهاى پيرامون بقعه كنونى را از مردم نينوا و غاضريّه به مبلغ 60 هزار درهم خريد و آن را وقف مردم منطقه كرد به شرطى كه زائران او را سه روز اطعام و پذيرايى كنند( آل طعمه، همان، 26).
277 ( 5). ابو مخنف لوط بن يحيى، مقتل الحسين.
278 ( 6). جعفر ابن قولويه، كامل الزياره، 221.
279 ( 7). جعفر الخليلى، همان، 15
280 ( 8). يعقوبى، همان، 1/ 81، جعفر الخليلى، همان جا.
281 ( 9). ابن منظور، لسان العرب، 12/ 430؛ فراهيدى. همان 8/ 396.
282 ( 1). ياقوت حموى، همان، نينوا.
283 ( 2). طبرى، همان، 6/ 232.
284 ( 3). آل طعمه، تاريخ مرقد الحسين والعباس، 22.
285 ( 4). فراهيدى، همان 1/ 151
286 ( 5). شهر جديد كربلا در 50 كيلومترى عَقْر قرار دارد.
287 ( 6). ياقوت حموى، همان، 4/ 136.
288 ( 7). ابن منظور، همان، 4/ 591؛ طبرى، همان، 11/ 54
289 ( 8). آل طعمه، تاريخ مرقد الحسين و العباس، 25.
290 ( 1). ابن طاووس، اللهوف على القتلى الطفوف، 53.
291 ( 2). ابن منظور، همان، 4/ 223.
292 ( 3). فراهيدى، همان، 2/ 170.
293 ( 4). براى اطلاع بيشتر از وجه تسميه حائر و مسائل مربوط به آن بنگريد: عبدالجواد كليد دار، تاريخ كربلا وحائر الحسين.
294 ( 5). بنگريد جعفر خليلى، موسوعة العتبات المقدسه، قسم كربلا، ج 8/ 30- 40.
295 ( 1). بنگريد ابن قولويه، كامل الزيارات، شيخ مفيد، المزار، 64
296 ( 2). همانجا.
297 ( 3). ابن منظور، همان، 13/ 430؛ طريحى، مجمع البحرين، 5/ 462.
298 ( 4). محسن الامين، اعيان الشيعة، همان، 4/ 502.
299 ( 1). شيخ مفيد، المزار، 65.
300 ( 2). طبرى، همان، 3/ 752.
301 ( 3). مدرسى، شهر حسين، 190.
302 ( 4). طبرى، همان، 7/ 365، ابن طقطقى، تاريخ فخرى، ترجمه محمد وحيد گلپايگانى، ص 327.
303 ( 1). شيخ طوسى، الامالى، 209.
304 ( 2). مسعودى، مروج الذهب و معادن الجوهر، ترجمه ابوالقاسم پاينده، 2/ 541، 542.
305 ( 3). بنگريد صفحههاى بعد، مزار و مرقد ابراهيم مجاب.
306 ( 1). دايرة المعارف تشيع، 1/ 75؛ ابن جوزى، المنتظم، 2/ 60.
307 ( 2). مدرس، شهرحسين، 217.
308 ( 3). ابن اثير، الكامل فى التاريخ، حوادث سال 371 ق.
309 ( 4). بطائح مكانى در نزديكى و اسط بود كه عمران بن شاهين از سوى عضد الدوله در آن جا حكم روايىمىكرد.
310 ( 1). موسوى الزنجانى، جوله فى اماكن المقدسه، 1405، 83.
311 ( 2). سلمان هادى آل طعمه، تاريخ مرقد الحسين و العباس، 80.
312 ( 3). ابن جوزى، المنتظم، 7/ 283.
313 ( 4). ابن بطوطه، سفرنامه، 270.
314 ( 5). مدرسى، شهر حسين، 255.
315 ( 6). ابن اثير، الكامل فى التاريخ، 9/ 122؛ ابن جوزى، المنتظم، 7/ 283.
316 ( 7). ابن جوزى، همان، 8/ 174؛ موسوى الزنجانى، همان، 84
317 ( 1). ابن اثير، همان، 10/ 177.
318 ( 2). مدرسى، همان، 259.
319 ( 3). همان، 284، 285.
320 ( 1). آل طعمه، همان، 83، 84.
321 ( 2). بنگريد بحث مناره در همين فصل.
322 ( 3). آل طعمه، همان، 85.
323 ( 4). موسوى زنجانى، همان، 84.
324 ( 1). ابن بطوطه، سفرنامه، 273.
325 ( 2). آل طعمه، همان، 86.
326 ( 3). دايرة المعارف تشيع، 1/ 75- 77.
327 ( 4). آل طعمه، همان، 98- 99.
328 ( 1). همان 101- 102.
329 ( 2). در اين مورد بنگريد به بحث مربوط به ضريح مطهر در همين فصل.
330 ( 3). مدرسى، همان، 318.
331 ( 4). غلامحسين مصاحب، دايرة المعارف فارسى، 2195.
332 ( 5). شيخ جعفر محبوبه، ماضى النجف و حاضرها، 1/ 221.
333 ( 6). مدرسى، همان، 203، 202.
334 ( 1). اديب الملك، سفرنامه اديب الملك به عتبات، 159.
335 ( 2). غلامحسين مصاحب، دايرة المعارف فارسى، 2195؛ هم چنين بنگريد: محامى عباس المزاوى، تاريخالعراق بين احتلالين، 1935، ج 6/ 144- 150.
336 ( 3). مدرسى، همان، 481.
337 ( 1). عضد الملك، سفرنامه عضد الملك به عتبات، 161.
338 ( 2). محمد حسن خان اعتماد السلطنه، تاريخ منتظم ناصرى، 3، 315.
339 ( 3). ناصر الدين شاه قاجار، سفرنامه عتبات؛ به كوشش على دهباشى.
340 ( 4). سيف الدوله، سفرنامه سيف الدوله به مكه مكرمه، 232؛ مير عبد اللطيف شوشترى، تحفة العالم، 308.
341 ( 1). مدرسى، همان، 409.
342 ( 2). همان، 475- 476.
343 ( 3). تكيه بكتاشيه در دوره سلطه عثمانىها براى صوفيه و فرقه بكتاشيه به عنوان خانقاه ساخته شد. گويندنسب اين سلسله به سلمان فارسى مىرسد. آنان از متصوفه سنى هستند( ناصر الدين شاه، سفرنامه عتبات، 115).
344 ( 4). مدرسى، همان، 477.
345 ( 1). آل طعمه، همان، 90- 92.
346 ( 1). جعفر الخليلى، موسوعة العتبات المقدسه، 8/ 182.
347 ( 2). مدرسى، همان، 259.
348 ( 3). آل طعمه، همان، 98.
349 ( 4). مدرسى، همان، 260.
350 ( 5). آل طعمه، همان، 100.
351 ( 1). ناصر الدين شاه، همان، 119.
352 ( 2). سفرنامه سيف الدوله به مكه مكرمه، 231.
353 ( 3). اديب الملك، سفرنامه اديب الملك به عتبات، 160.
354 ( 4). ناصر الدينشاه، همان، 120.
355 ( 1). آل طعمه، همان، 100.
356 ( 2). سيف الدوله، همان، 231؛ ابن بطوطه، همان، 273.
357 ( 3). آل طعمه، همان 100- 101.
358 ( 1). بنگريد زيارت مخصوص امير المؤمنين كه در آن به دفن سر امام حسين عليه السلام در اين مكان اشاره شدهاست.
359 ( 2). دايرة المعارف تشيع، 3/ 363.
360 ( 1). مدرسى، شهر حسين، 347.
361 ( 2). همان جا.
362 ( 3). دايرة المعارف تشيع، 1/ 44؛ مدرسى، همان، 423.
363 ( 1). عمران بن شاهين يكى از راهزنان در بطائح بود كه عضد الدوله ديلمى سپاهيانش را به سوى او فرستاد ووى فرار كرد و به حرم امام على عليه السلام پناهنده شد( ابن اثير، الكامل، 8/ 76) و نذر كرد كه اگر از دست عضد الدوله رهايى يابد دو رواق براى امام على عليه السلام و امام حسين عليه السلام بسازد. عضد الدوله كه به زيارت امام على عليه السلام آمده بود از جرم عمران در گذشت و او را حكومت بطائح داد؛ او نيز نذر خود را ادا كرد.( عبدالكريم ابن طاووس، فرحة الغرى، 67)
364 ( 1). محسن الامين، اعيان الشيعه، 2/ 242. برخى نيز او را ابراهيم ضرير ناميدهاند.
365 ( 2). آل طعمه، همان، 148؛ دايرة المعارف تشيع، 2/ 345.
366 ( 3). آل طعمه، همان، 147- 148.
367 ( 1). سفرنامه سيف الدوله به مكه مكرمه، 231- 230.
368 ( 2). همان، 149.
369 ( 3). سفرنامه اديب الملك به عتبات، 164.
370 ( 1). مدرسى، همان، 318.
371 ( 2). در اين مورد بنگريد به صفحات بعد در همين فصل.
372 ( 3). همان، 127- 126.
373 ( 4). سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات، 118.
374 ( 1). مدرسى، همان، 234.
375 ( 2). جعفر الخليلى، موسوعة العتبات المقدسه، 8/ 160.
376 ( 3). سفرنامه اديب الملك به عتبات، 159. آقا محمد خان كه دچار سكته شده و سلامتى خود را بازيافته بود بهعبدالرزاق خان حاكم كاشان دستور داد با تعدادى مهندس و زرگر گنبد امام حسين عليه السلام را به طور كامل طلا كارى و زر اندود كنند( مدرسى، همان، 345).
377 ( 4). مدرسى، همان، 403.
378 ( 1). آل طعمه، همان، 173. براى انجام بازسازى و تذهيب گنبد، ناصرالدين شاه، شيخ عبدالحسين تهرانى رابا مال و ثروت فراوانى به كربلا اعزام داشت( مدرسى، همان، 306).
379 ( 2). همان جا.
380 ( 3). همان جا.
381 ( 1). آل طعمه، همان، 85.
382 ( 2). مدرسى، همان، 460- 461.
383 ( 3). آل طعمه، همان، 86- 87؛ عبد الجواد كليد دار، تاريخ كربلا و حائر الحسين، 240.
384 ( 4). ناصر الدين شاه، سفر نامه ناصر الدين شاه به عتبات، 119؛ سيف الدوله، سفرنامه سيف الدوله به مكهمكرمه، 230.
385 ( 1). آل طعمه، همان، 179.
386 ( 2). آل طعمه، همان، 154.
387 ( 3). اديب الملك، سفرنامه اديب المك به عتبات، 159.
388 ( 1). مدرسى، همان، 403.
389 ( 2). همان جا، 402.
390 ( 3). آل طعمه، همان جا.
391 ( 4). آل طعمه، همان جا.
392 ( 1). آل طعمه، همان، 182 به نقل از عبد الجواد كليد دار، تاريخ كربلا و حائر الحسين، 242.
393 ( 2). غلامحسين مصاحب، دايرة المعارف فارسى، 2195.
394 ( 3). ناصر الدين شاه، همان، 115.
395 ( 4). مدرسى، همان، 451.
396 ( 5). آل طعمه، همان، 182.
397 ( 1). اديب الملك، همان، 159.
398 ( 2). پيشين، 186.
399 ( 3). مدرسى، همان، 452.
400 ( 4). اديب الملك، همان، 159.
401 ( 5). آل طعمه، همان، 187.
402 ( 6). همان جا.
403 ( 1). همان، 188.
404 ( 2). آل طعمه، همان، 188.
405 ( 3). آل طعمه، همان، 189.
406 ( 1). همان جا.
407 ( 2). آل طعمه، همان، 190.
408 ( 3). همان جا.
409 ( 1). زمانى، سرزمين خاطرهها، 116.
410 دكتر اصغر قائدان، عتبات عاليات عراق، 1جلد، نشر مشعر - تهران، چاپ: 4، 1387.
411 ( 2). اديب الملك، همان، 164.
412 ( 1). زمانى، همان، 116- 117.
413 ( 2). آل طعمه، تراث كربلا، 111- 112.
414 ( 3). اديب الملك، همان، 157.
415 ( 4). مدرسى، همان، 335؛ آل طعمه، همان، 88
416 ( 5). آل طعمه، همان جا.
417 ( 6). اديب الملك، همان، 157.
418 ( 1). آل طعمه، تاريخ مرقد الحسين و العباس، 263.
419 ( 2). سيف الدوله، همان، 232.
420 ( 3). آل طعمه، همان، 264.
421 ( 1). مدرسى، شهر حسين، 474.
422 ( 2). عضد الملك، همان، 162.
423 ( 3). مدرسى، همان، 342.
424 ( 4). اديب الملك، همان، 165؛ محمد حسين كليد دار، مدينة الحسين، 2/ 175.
425 ( 5). ناصر الدين شاه، همان، 119.
426 ( 1). آل طعمه، همان جا.
427 ( 2). اديب الملك، همان، 45.
428 ( 3). ناصر الدين شاه، همان، 119.
429 ( 4). آل طعمه، همان جا.
430 ( 1). آل طعمه، همان جا.
431 ( 1). آل طعمه، همان، 297.
432 ( 2). ناصر الدين شاه، همان، 114.
433 ( 3). مدرسى، همان، 49.
434 ( 1). عضد الملك، همان، 42.
435 ( 2). محمد حسين كليد دار، مدينة الحسين، 2/ 175.
436 ( 3). آل طعمه، همان، 287؛ محمد حسين كليد دار، همان، 2/ 174.
437 ( 4). همان جا
438 ( 1). همان جا
439 ( 1). دايرة المعارف تشيع، 1/ 73.
440 ( 2). اديب الملك، همان، 213.
441 ( 1). ناصرالدين شاه، همان، 116.
442 ( 2). دايرة المعارف تشيع، همان جا.
443 ( 3). ناصر الدين شاه، همان، 113.
444 ( 1). همان، 111.
445 ( 2). اديب الملك، سفرنامه اديب الملك به عتبات، 204.
446 ( 3). آل طعمه، تراث كربلا، 116.
447 ( 4). همان جا، 117.
448 ( 1). دايرة المعارف تشيع، 1/ 65.
449 ( 2). همان، 3/ 362.
450 ( 3). ابن عنبه، جمال الدين احمد بن على، عمدة الطالب فى أنساب آل أبىطالب، ص 240
451 ( 1). ابن عنبه، همان، 235
452 ( 2). پيشين، 1/ 135
453 ( 3). پيشين، 3/ 380.
454 ( 4). سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات، 117؛ آل طعمه، تراث كربلا، 224.
455 ( 1). بنگريد صفحات بعد از همين كتاب.
456 ( 2). دايرة المعارف تشيع، 1/ 358
457 ( 3). آل طعمه، همان، 221.
458 ( 4). جعفر الخليلى، الموسوعة العتبات المقدسه، قسم كربلا، 8/ 115.
459 ( 1). همان، 1/ 101
460 ( 2). همان، 1/ 99.
461 ( 1). آل طعمه، همان جا.
462 ( 2). دايرة المعارف تشيع، 3/ 370.
463 ( 3). همان، 3/ 326؛ صحتى سردرودى، سيماى كربلا، 124.
464 ( 1). صحتى سردرودى، همان، 125.
465 ( 2). دايرة المعارف تشيع، 3/ 305.
466 ( 1). آل طعمه، همان جا
467 ( 1). سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات، 115.
468 ( 2). اديب الملك، همان، 162.
469 ( 3). همان، 163
470 ( 4). ناصر الدين شاه، همان، 138
471 ( 1). از اين قلعه مستشرقان و سياحانى بازديد و آن را توصيف كردهاند از جمله گرترودبل مستشرق انگليسى( بنگريد موسوعة العتبات المقدسه، 8/ 315).
472 ( 2). ناصر الدين شاه، همان، 157؛ سفرنامه سيف الدوله به مكه مكرمه، 230.
473 ( 3). سفرنامه رضاقلى ميرزا نائب الاياله، نوه فتحعلى شاه، به كوشش اصغر فرمانفرماى قاجار، 180
474 ( 4). تاورينه، سفرنامه تاورينه، 95.
475 ( 1). آل طعمه، تراث كربلا، 130، 131
476 ( 2). همان جا
477 ( 3). ابوطالب خان، سفرنامه طالبى، 283
478 ( 4). كليد دار، مدينة الحسين، 2/ 24؛ آل طعمه، همان جا
479 ( 1). ميرزا عباس فيض، تاريخ كاظمين و بغداد، 97 و 98- 100.
480 ( 2). همان جا.
481 ( 1). ياقوت حموى، معجم البلدان، 5/ 163.
482 ( 2). همان جا.
483 ( 3). جعفر خليلى، آشنايى با عتبات مقدسه، 80.
484 ( 4). فيض، همان، 115- 120.
485 ( 1). موسوى الزنجانى، جوله فى اماكن المقدسه، 110.
486 ( 2). دايرة المعارف تشيع، 1/ 107.
487 ( 1). فيض، همان، 30.
488 ( 2). حسينى الجلالى، مزارات اهل البيت و تاريخهما، 114.
489 ( 3). دايرة المعارف تشيع، 1/ 107.
490 ( 4). پيشين، 1/ 107- 108؛ حسينى الجلالى، همان، 108.
491 ( 1). فيض، همان 89.
492 ( 2). موسوى الزنجانى، جوله فى اماكن المقدسه، 109؛ حسينى الجلالى، همان، 115.
493 ( 3). دايرة المعارف تشيع، همان، 1/ 108.
494 ( 4). همان، 1/ 108.
495 ( 5). حسينى جلالى، همان، 115؛ موسوى زنجانى، همان، 110.
496 ( 6). مصاحب، دايرة المعارف فارسى، 2143.
497 ( 1). موسوى الزنجانى، همان، 111.
498 ( 2). دايرة المعارف تشيع، 1/ 110؛ فيض، همان، 112.
499 ( 3). موسوى الزنجانى، همان، 112.
500 ( 4). فيض، همان، 122.
501 ( 1). دايرة المعارف تشيع، 1/ 109.
502 ( 2). همان جا؛ موسوى الزنجانى، همان، 113.
503 ( 1). عماد الدين حسين اصفهانى، تاريخ جغرافيايى كربلاى معلى و اماكن متبركه و عتبات عاليات، 118- 120.
504 ( 2). همان، 121.
505 ( 3). ناصرالدين شاه، سفرنامه ناصرالدين شاه به عتبات، 97.
506 ( 1). دايرة المعارف تشيع، 1/ 107.
507 ( 2). فيض، همان، 122.
508 ( 3). دايرة المعارف تشيع، 1/ 109.
509 ( 4). ميلانى، همان، 133.
510 ( 5). فيض، همان، 45، 46.
511 ( 1). فيض، همان، 197.
512 ( 2). فيض، همان، 203- 208.
513 ( 1). فيض، همان، 249، 250.
514 ( 2). دايرة المعارف تشيع، 1/ 107.
515 ( 3). حسينى جلالى، همان، 115.
516 ( 1). فيض، همان، 237؛ سيف الدوله، سفرنامه سيف الدوله به مكه؛ 212.
517 ( 2). ناصر الدين شاه، شهريار جادهها، 96؛ ابوطالب خان، مسير طالبى، 400.
518 ( 3). ناصرالدين شاه، همان، 97.
519 ( 4). فيض، همان، 89.
520 ( 5). فيض، همان، 122.
521 ( 6). دايرة المعارف تشيع، 1/ 109.
522 ( 7). فيض، همان، 240.
523 ( 1). جعفر خليلى، همان، 85.
524 ( 2). فيض، تاريخ كاظمين و بغداد، 89.
525 ( 3). دايرة المعارف تشيع، 1/ 108.
526 ( 4). سيف الدوله، همان، 213.
527 ( 1). فخرالملك اردلان، از حريم تا حرم، 38؛ فيض، همان، 129- 130.
528 ( 2). فيض، همان، 126؛ دايرة المعارف تشيع، 109.
529 ( 3). فيض، همان، 48، 127.
530 ( 4). سديد السلطه كُبابى، سفرنامه سديد السلطنه، التوفيق فى الطريق، تصحيح احمد اقتدارى، 240.
531 ( 5). مادام ديولافوا، سفرنامه مادام ديولافوا، 569.
532 ( 1). فيض، همان، 131- 132.
533 ( 2). فيض، همان، 127.
534 ( 3). دايرة المعارف تشيع، 109.
535 ( 4). فيض، همان، 40- 41.
536 ( 1). مادام ديولافوا، همان، 571.
537 ( 2). جعفر خليلى، همان، 87- 88.
538 ( 3). جعفر خليلى، همان، 87- 88.
539 ( 1). جعفر خليلى، همان، 87.
540 ( 2). همان جا.
541 ( 3). ابن جبير، سفرنامه ابن جبير، 276.
542 ( 1). فيض، همان، 30.
543 ( 1). ميلانى، همان، 132.
544 ( 2). فيض، همان، 248.
545 ( 1). ابن جبير، سفرنامه، 275.
546 ( 2). ابن بطوطه، سفرنامه، 1/ 275.
547 ( 3). برخى نيز گفتهاند بغ نام بتى در ميان اعراب عراق بوده و داد نيز به معنى بخشش است( رضاقلى ميرزا، سفرنامه رضا قلى ميرزا نوه فتحعلى شاه به عتبات، 183).
548 ( 1). ابن اثير، الكامل فى التاريخ، 9/ 200.
549 ( 2). اصطخرى، المسالك و الممالك، 84.
550 ( 3). ابن بطوطه، سفرنامه، 1/ 275؛ ناصر الدين شاه، سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات، 109.
551 ( 4). اصطخرى، همان، 84.
552 ( 1). دايرة المعارف تشيع، 1/ 104.
553 ( 2). همان، 1/ 102.
554 ( 3). همان، 1/ 102.
555 ( 1). ابن جبير، سفرنامه ابن جبير، 276.
556 ( 2). سيف الدوله، سفرنامه سيف الدوله به مكه مكرمه، 213؛ مصاحب، دايرة المعارف فارسى، 2143.
557 ( 3). ناصر الدين شاه، همان، 98.
558 ( 4). ابن جبير، همان جا.
559 ( 5). ابن بطوطه، همان، 276.
560 ( 1). همان جا.
561 ( 2). ابن بطوطه، همان، 1/ 275.
562 ( 3). سيف الدوله، سفرنامه سيف الدوله به مكه، 218.
563 ( 4). مادام ديولافوا، سفرنامه ديولافوا، 662.
564 ( 5). ناصرالدين شاه، همان، 104.
565 ( 6). سيف الدوله، همان، 218.
566 ( 1). ياقوت حموى، معجم البلدان، 1/ 363
567 ( 2). سفرنامه سيف الدوله به مكه مكرمه، 214.
568 ( 3). فيض، تاريخ بغداد و كاظمين، 278- 280؛ حسينى جلالى، مزارات اهل البيت و تاريخهما، 121.
569 ( 4). حسينى الجلالى، همان، 121.
570 ( 5). پيشين، 121.
571 دكتر اصغر قائدان، عتبات عاليات عراق، 1جلد، نشر مشعر - تهران، چاپ: 4، 1387.
572 ( 1). ژان اوتر، سفرنامه ژان اوتر، 186؛ مصاحب، دايرة المعارف فارسى، 2/ 1659- 1660.
573 ( 2). مصاحب، همان، 2/ 1659. براى اطلاع از وضعيت تالار، حرمسرا و ايوان ر- ك: كريستن سن، ايران درزمان ساسانيان؛ گيرشمن، ايران از آغاز تا اسلام؛ سفرنامه مادام ديولافوا، 641.
574 ( 3). مادام ديولافوا، همان جا.
575 ( 4). ناصرالدين شاه، سفرنامه عتبات ناصرالدينشاه، 134؛ اديب الملك، سفرنامه اديب الملك به عتبات، 134.
576 ( 1). اديب الملك، همان، 135.
577 ( 1). صحتى سردرودى، سيماى سامراء، سيناى سه موسى، 47؛ فاصله سامراء تا بغداد 124 كيلومتر است.
578 ( 2). حمداللَّه مستوفى، نزهة القلوب، سامراء؛ جعفر الخليلى، موسوعة العتبات المقدسه، قسم السامراء، ج 9/ 19.
579 ( 3). ياقوت حموى، معجم البلدان، 3/ 172.
580 ( 1). موسوى زنجانى، جوله فى اماكن المقدسه، 124؛ جعفر الخليلى، همان، 9/ 15.
581 ( 2). ياقوت حموى، همان جا.
582 ( 3). مصلح الدين مهدوى، تاريخچه شهر سامراء و زندگانى عسكريين، 5- 6.
583 ( 4). همان جا.
584 ( 5). ياقوت حموى، همان، 3/ 174.
585 ( 1). ابن اثير، عزالدين ابن الكرم، الكامل فى التاريخ، 6/ 446- 452.
586 ( 2). مسعودى، على بن الحسين، مروج الذهب و معادن الجوهر، 2/ 467.
587 ( 3). ياقوت حموى، همان، 3/ 174؛ ابن طقطقى، تاريخ فخرى، ترجمه وحيد گلپايگانى 321.
588 ( 4). مقدسى، احسن التقاسيم فى معرفة الاقاليم، 63.
589 ( 5). اين قصر تا قرون متمادى هم چنان برجا بود( جعفر الخليلى، موسوعة العتبات المقدسه) 9/ 184؛
yrneH 127, P, I. V B, 1996, nehcsat malsI, nilreitS
590 ( 6). لسترنج، جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى، ترجمه محمود عرفان، 59.
591 ( 1). ياقوت حموى، همان، 3/ 175- 176 اين قصر به نام جوسق معروف بود.
592 ( 2). غلامحسين مصاحب، دايرة المعارف فارسى، 1/ 1246.
593 ( 3). اديب الملك، سفرنامه اديب الملك به عتبات، 103.
594 ( 4). پيشين، 105.
595 ( 1). پيشين، 103.
596 ( 2). ناصرالدين شاه، سفرنامه ناصرالدين شاه به عتبات، 156.
597 ( 3). ياقوت حموى، همان، 3/ 173.
598 ( 4). ابن بطوطه، الرحله، 1/ 147.
599 ( 5).aramuoS
600 ( 6). جعفر الخليلى، همان، 9/ 8.
601 ( 7). همان جا.
602 ( 1). ابن خلكان، وفيات الاعيان و انباء ابناء الزمان، 2/ 435.
603 ( 2). يعقوبى، تاريخ يعقوبى، ترجمه عبدالمحمد آيتى، 1/ 513، 535- 536.
604 ( 3). امام حسن بن على الهادى ملقب به عسكرى در هشتم ربيع الثانى 232 ق در مدينه به دنيا آمد و همراه پدربزرگوارش در سن ده سالگى به سامراء مهاجرت كرد. چون ايشان را در تحت الحفظ نگه داشتند به عسكرى معروف شد( ابن خلكان، همان، 1/ 373).
605 ( 1). مصلح الدين مهدوى، تاريخچه شهر سامرا، 27- 28.
606 ( 2). صحتى سردرودى، سيماى سامرا، سيناى سه موسى، 75- 76.
607 ( 3). موسوى الزنجانى، جوله فى اماكن المقدسه، 125.
608 ( 4). ميلانى، عتبات عاليات عراق، 176- 176؛ مصلح الدين مهدوى، همان 28.
609 ( 5). موسوى الزنجانى، همان، 126؛ مصلح الدين مهدوى، همان، 30.
610 ( 1). دايرة المعارف تشيع، 1/ 93؛ مهدوى، همان، 30.
611 ( 2). حسينى الجلالى، مزارات اهل البيت و تاريخهما، 139- 140.
612 ( 3). دايرة المعارف تشيع، 1/ 93، مهدوى، همان، 32.
613 ( 4). دايرة المعارف تشيع، همان جا؛ حسينى الجلالى، همان، 141.
614 ( 5). موسوى الزنجانى، همان، 126.
615 ( 1). دايرة المعارف تشيع، 93؛ صحتى سردرودى، همان، 79.
616 ( 2). مهدوى، همان، 35؛ صحتى سردرودى، همان، 79- 80.
617 ( 3). دايرة المعارف تشيع، 93؛ موسوى الزنجانى، همان، 126.
618 ( 4). دايرة المعارف تشيع، 93.
619 ( 5). مهدوى، همان، 37.
620 ( 6). صحتى سردرودى، همان، 81.
621 ( 7). موسوى الزنجانى، همان، 126.
622 ( 1). مهدوى، همان، 38.
623 ( 2). پيشين، 39. او دو قبر براى احمد خان دنبلى و پدرش در رواق امامان قرار داد.
624 ( 3). همان، 40.
625 ( 4). صحتى سردرودى، همان، 82؛ موسوى الزنجانى، همان، 126.
626 ( 5). حسن الامين، الاعيان الشيعه، 1/ 367.
627 ( 6). مهدوى، همان، 41- 40.
628 ( 1). صحتى سردرودى، همان، 84؛ حسينى الجلالى، همان، 140.
629 ( 2). دايرة المعارف تشيع، 94.
630 ( 3). اديب الملك، سفرنامه اديب الملك به عتبات، 100؛ ميلانى، عتبات عاليات عراق، 186.
631 ( 4). زمانى، سرزمين خاطرهها، 38، 39.
632 ( 1). مهدوى، تاريخچه سامراء و آستان عسكريين، 43.
633 ( 2). دايرة المعارف تشيع، 94.
634 ( 3). مهدوى، همان، 44.
635 ( 1). مصلح الدين مهدوى، همان، 59- 60؛ ذبيح اللَّه محلاتى، مآثر الكبرا فى تاريخ السامراء، 1/ 243.
636 ( 2). حسين الجلالى، مزارات اهل البيت و تاريخهما، 144 به نقل از مجلسى، بحار الانوار.
637 ( 3). ناصرالدين شاه، سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات، 158.
638 ( 4). صحتى سردرودى، سيماى سامراء، 130- 131.
639 ( 1). مهدوى، همان، 63.
640 ( 2). صحتى سر درودى، همان، 126- 127.
641 ( 3). مهدوى، همان، 63.
642 ( 4). صحتى سر درودى، همان، 130- 131.
643 ( 5). پيشين، 138- 139؛ موسوى الزنجانى، همان، 128.
644 ( 1). ميلانى، همان، 187.
645 ( 2). دايرة المعارف تشيع، همان جا.
646 ( 3). مهدوى، همان، 43.
647 ( 4). همان جا.
648 ( 1). مهدوى، همان، 43.
649 ( 2). ناصرالدين شاه، همان، 153.
650 ( 3). صحتى سردرودى، همان، 75.
651 ( 4). ميلانى، همان، 190.
652 ( 5). اديب الملك، همان، 100؛ ابو طالب خان، مسير طالبى، 406.
653 ( 1). فخرالمك اردلان، از حريم تا حرم، 65؛ ناصرالدين شاه، همان، 153.
654 ( 2). مهدوى، همان، 45.
655 ( 3). فخرالملك اردلان، همان، 65.
656 ( 4). دايرة المعارف تشيع، 94.
657 ( 5). شيخ ذبيح اللَّه محلاتى، مآثر الكبرا فى تاريخ السامراء، 1/ 288؛ مصلح الدين مهدوى، همان، 49.
658 ( 1). جلالى الحسينى، مزارات اهل البيت و تاريخها، 141- 143.
659 ( 2). محدث نورى، كشف الاستار، 43؛ مصلح الدين مهدوى، تاريخچه سامراء، 49 به نقل از هدية الزائرين، اديب الملك كه خود شاهد برداشتن خاك از اين جا بوده، گويد:« چون به تدريج از اين مكان تيمناً خاك برمىداشتهاند به صورت چاهى در آمده و در اصل چاه نبوده است»( سفرنامه اديب الملك، 102).
660 ( 3). مهدوى، همان، 41؛ به نقل از هدية الزائرين. براى نمونه، بنگريد: محمد كرد على، خطط الشام، 5/ 248. ناصر الدين شاه از زمره كسانى است كه تلاش كرد تا اين چاه را مسدود كند. او مىگويد:« به آقا شيخ محمد گفتم شبكه مطلايى بر درچاه نصب كند»( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات، 155).
661 ( 4). ياقوت حموى، معجم البلدان، 3/ 174- 175.
662 ( 1). محسن الامين، اعيان الشيعه، 4/ 540.
663 ( 2). محسن الامين، همان، 1/ 457.
664 ( 3). صحتى سردرودى، همان 94- 95؛ مدرسى، شهر حسين، 265.
665 ( 1). ناصر الدين شاه، همان، 155.
666 ( 2). مهدوى، همان، 51؛ ذبيح اللَّه محلاتى، همان، 1/ 288- 289.
667 ( 3). ناصر الدين شاه، همان، 153؛ ميرزا ابو طالب خان، مسير طالبى، 406.
668 ( 4). قريه بلد امروزه در استان صلاح الدين واقع شده است كه به سبب وجود اين قبر به« بلد سيد محمد» معروف است. اين قريه تا بغداد هشتاد كيلومتر فاصله دارد.
669 ( 1). دايرة المعارف تشيع، 1/ 98.
670 ( 2). پيشين، 1/ 98.
671 ( 3). صحتى سردرودى، همان، 107؛ حسينى الجلالى، همان، 146.
672 ( 4). دايرة المعارف تشيع، 1/ 98.
673 ( 1). همان جا.
674 ( 2). همان جا؛ صحتى سردرودى، همان، 108.
675 ( 3). صحتى سردرودى، همان، 133؛ مهدوى، همان، 70.
676 ( 1). مهدوى، همان، 69.
677 ( 2). همان، 85.
678 ( 3). همان، 72.
679 ( 4). همان، 76.
680 ( 1). همان، 74.
681 ( 2). همان، 78؛ موسوى الزنجانى، همان، 127.
682 ( 3). همان، 69.
683 ( 4). مهدوى، همان، 75.
684 ( 1). مهدوى، همان، 52.
685 ( 2). همان، 75.
686 ( 3)130 ,P .1 ,V ,malsI ,nilreitS ,yrneH .
687 ( 4)131 ,P .1 ,V ,dibI .
688 ( 1). مصلح الدين مهدوى، همان، 23؛ جعفرالخليلى، همان، 9/ 85، 220- 221.
689 ( 2). اديب الملك، همان، 109.
690 ( 3). صحتى سردرودى، همان، 155.
691 ( 4).ayiwlaM .
692 ( 5)132 ,P .1 ,V .malsI ,enilreitS ,yrneH .
693 ( 6). اديب الملك، همان، 109؛ ناصرالدين شاه در سفرنامه در اين امكان ترديد روا مىدارد و مىگويد:« چونارتفاع آن بسيار زياد است انسان در بالا رفتن آن دچار ترس مىشود و قطعاً استر و اسب در اين ارتفاع دچار وحشت و ترس فراوان مىشود».( همان، 153).
694 ( 1)133 ,P .I ,V ,malsI ,enilreitS ,yrneH .
695 ( 2). هانرى بايندر، سفرنامه هانرى بايندر، 332.
696 ( 3). جعفر الخليلى، همان، 9/ 223.
697 ( 4).134 ,P .1 ,V .malsI ,enilreitS ,yrneH .
698 دكتر اصغر قائدان، عتبات عاليات عراق، 1جلد، نشر مشعر - تهران، چاپ: 4، 1387.