ghaemiyeh.com
نام كتاب: منتخب مناسك حج( سال 1387)
نويسنده: محمد حسين فلاحزاده
موضوع: احكام و مناسك
زبان: فارسى
تعداد جلد: 1
ناشر: نشر مشعر
مكان چاپ: تهران
سال چاپ: بهار 1387
نوبت چاپ: 1
بىشك فراگيرى دقيق احكام و مناسك عمره و حج از نيازهاى اساسى زائران بيتآيهالله الحرام و روحانيان و معينهاى كاروانها است. از اينرو زائران در حدّ نياز و روحانيان در حدّ رفع نياز ديگران بايد به اين مسائل آگاهى داشته باشند. از آنجا كه مناسك حج داراى فروع فقهى زيادى است كه جز با مطالعه مستمر در ذهن نمىماند، هر ساله براى انس بيشتر روحانيان و معينها آزمونى غير حضورى برگزار مىشود.
يكى از منابع مهم آزمون ياد شده مناسك حج امام خمينى رحمه الله است كه با حواشى ديگر مراجع معظم تقليد چاپ و منتشر شده است. در سال جارى به منظور صرفهجويى در وقت روحانيون محترم و تكرار و بازآموزى مسائل مبتلى به در حج، تغييراتى در مناسك محشى اعمال و بخشهاى غير ضرورى آن حذف و تلخيص شد. متن حاضر حاصل اين تلاش است. در اينجا يادآورى چند نكته ضرورى است:
مسائل اين نوشته، برگرفته از آخرين چاپ مناسك محشاى امام خمينى قدس سره است كه از سوى نشر مشعر منتشر شده است.
مسائل برگرفته، بدون هيچگونه تغييرى در متن و حواشى آن آورده
شده است.
در پايان، ضمن ارج نهادن به تلاش اعضاى محترم كميته فقه كه زحمت آماده سازى اين نوشته را متحمل شدهاند از نظريات اصلاحى و تكميلى شما سروران نيز استقبال مىكنيم.
معاونت امور روحانيون
بهار 1387
[1 م]- شرط است در وجوب حج، علاوه بر مصارف رفتن و برگشتن، اينكه ضروريات زندگى (1)1 و آنچه را در معيشت به آن نياز دارد داشته باشد، مثل خانه مسكونى (2)2 و اثاث خانه و وسيله سوارى و غير آن، در حدى كه مناسب (3)3 با شأن او باشد، (4)4 و چنانچه عين آنها را ندارد، (5)5 پول يا چيزى كه بتواند آنها را تهيه كند، داشته باشد.
[2 م]- اگر ضروريات زندگى يا پول آنها را در حج صرف كند از حَجة الاسلام كفايت نمىكند. (6)6
[3 م]- كسى كه از ديگرى طلب دارد و بقيه شرايط استطاعت را نيز دارا است، اگر وقت طلب او رسيده يا حالّ است و مىتواند بدون واقع شدن در حَرَج و مشقت، (7)7 آن را بگيرد واجب است مطالبه كند (8)8 و بگيرد
1) . آية آيهالله بهجت: ضرورت شخصيه يا شأنيه.
2) . آية آيهالله مكارم: خواه ملكى باشد يا اجارهاى كه با شؤون او سازگار باشد.
3) . آية آيهالله بهجت: در حدى كه كافى براى شخص و شأن او باشد.
4) . آيةآيهالله سيستانى: ... و نداشتن آن موجب حرج باشد.
5) . آية آيهالله صافى: و نداشتن آن حرجى باشد.
6) . آية آيهالله خويى: در صورتى كه صرف آن پول در راه حج سبب ناراحتى و مشقت در زندگى وى شود، حج بر او واجب نمىشود، و چنانچه سبب ناراحتى نشود واجب مىشود؛ بلى اگر بنا بر صرف نكردن آن مال در نياز خود داشت حج بر او واجب است.
7) . آية آيهالله صافى، آية آيهالله گلپايگانى: و نيز مىتواند ولو با كمك غير و اقامه دعوى درنزد حاكم شرع و يا با رجوع به حاكم غير شرعى- در صورتى كه استيفاى حقّ، موقوف بر آن باشد، بنابر اقوى- آن را وصول نمايد، گرفتن و رفتن به حج واجب است.
8) . آية آيهالله سيستانى: مستطيع است و واجب است حج برود هر چند با مطالبه و صرف آن مال در حج باشد و همچنين است اگر بدهكار دارا باشد و نپردازد ولى بتواند هر چند با رجوع به حاكم جور حق خود را بگيرد يا بدهكار منكر باشد ولى بتواند آن را اثبات كند و بگيرد يا بتواند از اموال او از باب تقاص بردارد.
و به حج برود، (1)1 مگر مديون نتواند بپردازد كه در اين صورت مطالبه جايز نيست و استطاعت حاصل نمىشود (2)
آية آيهالله سيستانى: اگر بتواند دَين را بفروشد بهنحوى كه اجحاف در حق او نباشد، و پول آن به تنهايى و يا به ضميمه مال ديگر وافى هزينه حج باشد، در اين صورت مستطيع است و بايد به حج برود.
آية آيهالله فاضل: اگر بتواند دَينش را به مقدار كمتر بفروشد در صورتى كه موجب ضرر و مشقّت نباشد. و اين مقدار براى حج كافى باشد مستطيع است و بايد حج انجام دهد.
2 و همچنين اگر وقت طلب او نرسيده و مديون بخواهد بپردازد لازم است طلبكار آن را بگيرد و مستطيع مىشود، ولى اگر مديون نمىخواهد بپردازد مطالبه واجب نيست، هرچند با مطالبه حاضر به پرداخت شود. (3)آية آيهالله سيستانى: اگر مهلت داشتن قرض به نفع بدهكار باشد همچنان كه معمولًا چنين است.
آية آيهالله صافى: حكم مسأله در صورتىكه فروش دين مؤجّل به نقد ممكن نباشد والّا فروش آن مانند فروش ساير اموال واجب است.
آية آيهالله فاضل: مگر آنكه يقين داشته باشد كه اگر مطالبه كند مديون حاضر به پرداخت آن مىشود، كه در اين صورت مطالبه لازم است.
آية آيهالله گلپايگانى: و اگر شك داشته باشد كه مديون با مطالبه مىپردازد يا نه، به جهت آنكه احتمال استطاعت مىدهد، و تمكّن از فحص دارد، احتياط در مطالبه است، و مطالبه در اين فرض فحص از استطاعت است، نه تحصيل استطاعت.
آية آيهالله مكارم: اگر مطالبه محذورى ندارد بايد مطالبه كند.
31) . آية آيهالله بهجت: اگر تحصيل آن، متوقّف بر مراجعه به دادگاه اگر چه حاكم جور باشد، لازم است مراجعه نمايد در صورتى كه موجب ضرر و حرج فوق حد مسامحه نباشد، و در تضرّر مالى غير مجحف و نيز ضرر حالى مثل ذلت نفس و نقص جاه نزد حاكم جور تأمّل است و اقرب وجوب مطالبه است با عقلائى بودن تن دادن به اين ضرر با قطع نظر از تكليف به حج.
2) . آية آيهالله تبريزى، آية آيهالله خويى: در اين مسأله قائل شدهاند كه اگر بتواند دَين رابفروشد و پول آن به تنهايى و يا به ضميمه مال ديگر وافى هزينه حج باشد و براى او مشقت نداشته باشد، در اين صورت مستطيع است و بايد به حج برود.
3) . آيات عظام بهجت، تبريزى، خويى: درصورتىكه اگرمطالبهكند بدهكار خواهد پرداخت، بايد مطالبهكند و به حج برود.
[4 م]- اگر غير مستطيع، مصارف حج را قرض كند، مستطيع نمىشود، هر چند بتواند بعداً به سهولت قرض را ادا كند (1)1 و اگر با آن حج بهجا آورد از حَجة الاسلام كفايت نمىكند. (2)
آية آيهالله تبريزى: هرگاه كسى مقدارى پول قرض كند كه آن پول بهمقدار مخارج حج باشد و در وقت قرض كردن مالى داشته باشد كه بتواند با آن قرض خود را ادا كند ولى فعلًا نمىتواند آن را بفروشد يا در آن تصرّف كند حج بر او واجب خواهد بود.
آيات عظام خويى، صافى، فاضل، گلپايگانى: هرگاه كسى مقدارى پول قرض كند كه آن پول به مقدار مخارج حج باشد، و قدرت پرداخت آن را بدون مشقّت بعد از آن داشته باشد، حج بر او واجب خواهد بود.
آية آيهالله سيستانى: مگر آنكه وقت پرداخت قرض آنقدر دور باشد كه اصلًا عقلا به آن توجه نكنند، كه در اين صورت حجّ بر او واجب خواهد شد.
2[5 م]- كسى كه از جهت مالى مستطيع است و از جهت صحت بدن (3)
آية آيهالله صافى، آية آيهالله گلپايگانى: اگر از جهت مالى قدرت دارد و از جهت صحّت بدن استطاعت ندارد و اميد خوب شدن ندارد واجب است نايب بگيرد، بلكه احوط نايب گرفتن است براى كسى كه اميد خوب شدن دارد، پس اگر رفع عذر شد، خودش نيز بهحج برود، مگراينكه پسازرفع عذراستطاعت مالىنداشته باشد.
31) . آية آيهالله خامنهاى: در خصوص قيد پرداخت قرض به سهولت نظر ايشان يافت نشد.
2) . آية آيهالله بهجت: قرض گرفتن براى حج تحصيل استطاعت است و واجب نيست. مگر آنكه مالى داشته باشد بالفعل كه مىتواند پس از حج با فروش و استبدال آن اداى دين كند كه در اين صورت قرض گرفتن واجب است با عدم تمكن از فروش آن قبل از حج و اگر مالى كه با آن اداى دين مىنمايد بعد از حج تحصيل مىشود، پس در وجوب حج فعلًا تأمّل است.
3) . آية آيهالله تبريزى: اگر مىداند در همان سال ساير شرايط استطاعت حاصل مىشود، حفظ استطاعت مالى لازم است وگرنه لزوم ندارد و اگر اطمينان به زوال عذر تا آخر عمر ندارد، بنابر احتياط در همان سال نايب بگيرد و چنانچه عذرش زايل شد و استطاعت مالى باقى بود بنابر احتياط دوباره خودش حج بجا آورد.
يا باز بودن راه مستطيع نيست (1)
آية آيهالله خويى: اگر دارا و ثروتمند است و توانايى مباشرت اعمال حج را ندارد يا دشوار و با مشقت است بايد نايب بگيرد. و وجوب نايب گرفتن، مانند وجوب حج فورى است.
آية آيهالله سيستانى: كسى كه تمكّن مالى دارد ولى توانايى مباشرت حجّ را ندارد و اميد اينكه بتواند در آينده انجام دهد ندارد، واجب است نايب بگيرد و اگر مباشرت براى او حرج و مشقّت داشته باشد، مىتواند نايب بگيرد، گرچه مباشرت افضل است و به هر حال همچنان كه وجوب مباشرت فورى است، وجوب استنابه نيز فورى است.
آية آيهالله مكارم: يعنى در موقع حج استطاعت بدنى و باز بودن راه را ندارد.
1 مىتواند (2)آية آيهالله گلپايگانى: بلى اگر علم داشته باشد كه در آن سال متمكّن از رفتن به حج است، جواز مصرف كردن وجه در غير حج (خصوصاً در اوان خروج مردم براى حج) مشكل است، و اگر استطاعت مالى بعد از استطاعت طريقى حاصل شده باشد، تصرف در آن مال در زمانى كه مردم آماده براى حج مىشوند جايز نيست.
2 در مال تصرّف كند و خود را از استطاعت مالى هم خارج كند (3)3 ولى اگر از آن جهات هم استطاعت دارد و فقط وسايل رفتن را تهيه نكرده يا وقت حج نرسيده، (4)4 نمىتواند (5)آية آيهالله خامنهاى: به حاشيه مسأله بعد مراجعه شود.
5 خود را از استطاعت خارج كند و اگر كرد، حج بر او مستقر مىشود و بايد به هر نحو است به حج برود. (6)آية آيهالله خويى: هرگاه انسان مالى داشته باشد كه كفاف هزينه حج را بدهد، حج بر او واجب مىشود و جايز نيست در آن مال تصرفى كند كه از استطاعت خارج شود و نتواند تدارك كند. و اين تصرف خواه پيش از تمكن از سفر باشد يا بعد از آن فرقى ندارد، بلكه ظاهر اين است كه قبل از ماههاى حج تصرف جايز نيست.
آية آيهالله سيستانى: در تفصيل تمكن از مسير مىفرمايند: اگر در آن تصرفى كند كه از استطاعت خارج شود و نتواند تدارك كند، و براى او مشخص شده باشد كه قدرت رفتن به حج در روزهاى آن را داشته باشد، بنابر اظهر حج در ذمّه او مستقر است، ولى اگر قدرت رفتن براى او مشخص نشده باشد، حج در ذمّه او مستقر نيست.
61) . آية آيهالله اراكى: و مأيوس است از تمكّن از مسير و صحّت بدن.
2) . آية آيهالله بهجت: در صورتى كه موضوع وجوب استنابه، كه يأس از رفع مانع است، محقّق نشده باشد.
3) . آية آيهالله خامنهاى: قسمت اول اين مسأله يافت نشد.
4) . آية آيهالله فاضل: حتى اگر اول ماه محرم باشد كه هنوز چندين ماه به موسم حج باقىاست.
5) . آية آيهالله اراكى: بنابر احتياط واجب.
6) . آية آيهالله بهجت: هرگاه انسان مالى داشته باشد كه كفاف هزينه حج را بدهد، مىتواند قبل از وقت حركت قافله آن را در مصارف خود خرج كند هرچند ديگر نتواند به حج برود ولى در صورتى كه آن مال را بهطور نسيه تا زمان بعد از حج بفروشد و منظور فرار از استطاعت باشد، احتياط اين است كه اقدام به اين عمل ننمايد. و اگر نموده با خود معامله مستطيع كند به اينكه سال آينده به حج برود با احتياطاتى كه سبب قطع به اجزاء از حَجّة الاسلام است (يعنى احتياطاً سعى در تحصيل و حفظ استطاعت شرعيه براى خود در وقت سير كاروان در سال آينده بنمايد نه صرف استطاعت عقليه) و اگر معامله نه براى فرار است بلكه براى حاجت فعلى است كه متمكّن از بر آورده شدن آن نمىشود، مگر بعد از وقت سير يا وقت حج اظهر جواز آن است.
[6 م]- اگر در سالى كه استطاعت مالى دارد از جهت صحت بدن يا باز بودن راه استطاعت ندارد و در سالهاى ديگر از آن جهات استطاعت پيدا مىكند، مىتواند (1)
آية آيهالله خويى، آية آيهالله سيستانى: تصرّف در مال جايز نيست و واجب است مال را حفظ كند و خود را از استطاعت خارج نكند. (حاشيه بر عروة الوثقى).
آية آيهالله صافى: اگر اطمينان دارد كه در سالهاى ديگر از آن جهات استطاعت پيدا مىكند بنابر احتياط نمىتواند در مال تصرف كند.
آية آيهالله گلپايگانى: اگر اطمينان دارد در سالهاى بعد از آن جهات استطاعت پيدا مىكند نمىتواند در مال تصرف كند.
1 در مال تصرف كند و خود را از استطاعت خارج نمايد.[7 م]- شخص مستطيع اگر پول ندارد لكن ملك دارد (2)2 بايد بفروشد
1) . آية آيهالله خامنهاى: پس از فرا رسيدن زمانى كه صرف آن براى رسيدن به حج لازماست، شخص مستطيع نمىتواند خود را از استطاعت بيندازد و پيش از فرا رسيدن اين زمان نيز احتياط واجب آن است كه خود را از استطاعت خارج نسازد.
2) . آية آيهالله صافى، آية آيهالله گلپايگانى: اگر خانه وقفى و يا غير وقفى در اختيار اوست؛ به طورى كه كسر شأن او نبوده و بدون سختى و حرج، از داشتن خانه ديگر بىنياز است و احتمال از دست رفتن آن خانه نيست، اگر خانه ملكىاى دارد كه قيمت آن وافى به مخارج حج و يا تتميم آن باشد، واجب است خانه ملكى خود را فروخته و صرف مخارج حج كند، و همچنين است نسبت بهديگر چيزهايى كه مورد نيازبوده، و از غير راه ملكيّت رفع احتياجش شده باشد.
و به حج برود اگرچه به واسطه مشترى نداشتن، به كمتر از قيمت معمولى (1)
آية آيهالله تبريزى: اگر بخواهد حج نمايد بايد آن را به مقدار زيادى كمتر از قيمت بفروشد، فروشش واجب نيست.
آية آيهالله خويى: اگر باعث ضرر كلّى شود فروشش واجب نيست.
آية آيهالله سيستانى: مگر اينكه اجحاف بر او باشد.
1 بفروشد مگر آنكه (2)آية آيهالله مكارم: بهطورى كه در عرف بگويند مستطيع نيست.
2 فروش به اين نحو موجب حرج و مشقت براى او شود.[8 م]- اگر شك كند كه مالى كه دارد به اندازه استطاعت هست يا نه، احتياط واجب آن است كه تحقيق كند، (3)
آية آيهالله بهجت اضافهاى دارد مگر اينكه عسر و حرج باشد.
آية آيهالله خامنهاى: كسى كه مىداند با وضع معمول حج و مخارج عادى آن، داراى استطاعت نيست ولى احتمال مىدهد كه اگر تحقيق كند راههايى پيدا شود كه با وضع فعلى خود بتواند حج كند لازم نيست فحص كند ولى ملاحظه وضع مالى موجود خود براى كسى كه نمىداند آيا استطاعت حج دارد يا نه و مىخواهد بداند كه آيا مستطيع هست يا نه علىالظاهر واجب است.
3 وفرقى نيست در وجوب تحقيق، ميان آنكه مقدار مال خود يا مقدار مخارج حج را نداند.[9 م]- اگر با اعتقاد به اينكه مستطيع نيست، قصد (1)1 حج استحبابى كند و بعد معلوم شود كه مستطيع بوده كفايت از حَجة الاسلام نمىكند (2)
آية آيهالله خامنهاى: مگر اينكه نيّت كند حجى را كه شارع مقدس از او خواسته بهجاى آورد.
2 مگر در صورتى كه قصد وظيفه فعليه نموده باشد و اشتباهاً آن را بر حج استحبابى تطبيق كرده باشد.[10] م- اگر شخص زاد و راحله ندارد ولى به او گفته شد كه حج بجاآور و نفقه تو (3)3 وعائلهات (4)
آية آيهالله سيستانى: مگر اين كه نفقه عائلهاش را تا زمان برگشت داشته باشد يا اينكه فرق نمىكند، چه حج برود وچه نرود نفقه آنها را نمىتواند تأمين كند يا از عدم تأمين نفقه آنها در حرج نمىافتد يا عائله واجب النفقه او نيستند كه در اين موارد بذل نفقه عائله شرطِ وجوب حج نيست.
4 بر عهده من، با اطمينان به وفا و عدم رجوع (5)5 باذِل، (6)6 حج واجب مىشود واين حج را بذلى مىگويند (7)آية آيهالله سيستانى: اباحهاى كه براى اباحه كننده آن قابل برگشت باشد شرعاً، و تمليك متزلزلى كه از طرف مقابل قابل فسخ بوده باشد شرعاً، موجب حصول استطاعت نمىشود مگر اينكه اطمينان داشته باشد كه از اباحهاش صرف نظر نمىكند يا تمليكش را فسخ نمىنمايد.
7 و در1) . آية آيهالله گلپايگانى: اگر بهطور جزم، قصد حج استحبابى كرده است كفايت آن ازحَجّةالاسلام خالى از اشكال نيست.
2) . آيات عظام تبريزى، خويى، صافى، مكارم: كفايت مىكند.
3) . آية آيهالله فاضل: تعهد نسبت به عائله و اطمينان به وفا و عدم رجوع باذل شرط نيست.
4) . آية آيهالله تبريزى، آية آيهالله خويى: اگر نمىتواند نفقه عيال را تأمين كند، چه به حج برود و چه نرود، بذل نفقه عيال شرط نيست.
5) . آية آيهالله تبريزى، آية آيهالله خويى: اطمينان به وفا و عدم رجوع باذل، شرط نيست، ولى اگر وثوق و اطمينان به رجوع وعدم وفاى باذل دارد حج واجب نمىشود.
6) . آية آيهالله نورى: به شرطى كه قبول اين بذل براى او مستلزم ذلّت و منّت نباشد.
7) . آيات عظام بهجت، تبريزى، خويى: در اين مسأله فرقى بين اباحه (در اختيار گذاشتن) و تمليك و دادن عين مال و يا قيمت آن نيست.
آن رجوع به كفايت كه از شرايط وجوب است شرط نيست، (1)
آية آيهالله سيستانى: ولى اگر خودش مقدارى از مصارف حج را داشته باشد و بقيّه را به او بذل كنند در اين صورت رجوع به كفايت شرط است.
1 بلى اگر قبول بذل و رفتن به حج موجب اخلال در امور زندگى او شود (2)آية آيهالله مكارم: يا مستلزم منّت و هتك او باشد.
2 واجب نيست.[11 م]- كسى كه حج بر او مستقر شد و بهجا نياورد تا فوت شد، بايد از تركه او برايش حج بدهند و حج ميقاتى كفايت مىكند و تا حج او را ندهند، ورثه نمىتوانند در تركه تصرف نمايند (3)
آية آيهالله تبريزى، آية آيهالله خويى: كسى كه مرده و حجة الاسلام بر او بوده، ورثه پيش از استيجار براى حج نمىتوانند در تركه تصرف كنند، خواه هزينه حج برابر تركه باشد يا كمتر از آن، بنابر احتياط، بلى اگر تركه خيلى زياد باشد و ورثه ملتزم به اداى حج شوند، مىتوانند تصرف كنند.
آية آيهالله خامنهاى: در خصوص اختيار ورثه نسبت به تصرف در تركه و عدم آن، نظر ايشان يافت نشد.
آية آيهالله سيستانى: براى ورثه جايز نيست تا زمانى كه ذمّه او به حج مشغول است؛ بهطورى در ميراث تصرّف نمايند كه منافى با قضاى حج ميّت از ميراث باشد.
آية آيهالله صافى، آية آيهالله گلپايگانى: حتى در صورتى كه تركه بيش از مخارج حج باشد، بنابر احتياط واجب تصرّف در اموال ميّت جايز نيست.
آية آيهالله فاضل: بلى اگر تركه بيشتر از مخارج حج باشد بهتر است تصرّف نكنند.
آية آيهالله مكارم: مگر اينكه بناى قطعى بر اداى حج داشته باشد، در اين صورت تصرف جايز است.
3 و لازم است در همان1) . آية آيهالله بهجت: بلى داشتن مؤونه عيال تا وقت رجوع شرط است مگر آنكه با نرفتنحجّ نيز عيال او در مضيقه بهسر برند و رفتن حج تأثيرى در اين جهت نداشته باشد.
2) . آية آيهالله سيستانى: بلى اگر درآمدش در خصوص روزهاى حج باشد و با درآمد آن دربقيه روزهاى سال يا بعضى از آنها زندگى مىكند، به طورى كه اگر به حج برود قدرت تأمين هزينه زندگى در بقيه يا بعضى از روزهاى ياد شده نداشته باشد. در اين صورت حج بر او واجب نخواهد بود، مگر اينكه مخارج زندگيش را در بقيه روزهاى سال هم بدهند كه در اين صورت واجب خواهد بود.
3) . آية آيهالله بهجت: ورثه پيش از استيجار براى حج، مىتوانند در تركه تصرف كنند درصورتى كه قصد استيجار داشته باشند.
سالِ فوت، حج را ادا نمايند و تأخير از آن جايز نيست، (1)1 و چنانچه در آن سال استيجار ممكن نباشد مگر از بلد، لازم است (2)2 از بلد اجير بگيرند و از اصل تركه خارج مىشود، (3)
آية آيهالله سيستانى: مگر اين كه وصيّت كند از ثلث خارج شود و ثلث كافى باشد و اگر كافى نباشد از ساير تركه بايد تكميل شود.
آية آيهالله مكارم: مگر اينكه وصيّت كند از ثلث خارج شود.
3 و همچنين اگر در آن سال از ميقات نتوانند اجير بگيرند مگر به زيادتر از اجرت متعارف، لازم است اجير بگيرند و تأخير نيندازند، (4)آية آيهالله سيستانى: بنابر احتياط واجب، ولى مازاد بر اجرتِ متعارف را از سهم صغار ورثه به حساب نياورند.
4 و اگر وصى يا وارث اهمال كنند و تأخير بيندازند و تركه از بين برود ضامن مىباشند، بلى اگر ميت تركه نداشته باشد، بر وارث، حج او واجب نمىشود.[12 م]- زنى كه مهريهاش وافى براى مخارج حج هست و آن را از
1) . آية آيهالله بهجت: تأخير در اداى دَيْن بدون عذر جايز نيست.
2) . آية آيهالله سيستانى: احوط اين است كه فوراً براى فارغ شدن ذمّه او اقدام نمايند، هرچند با استيجار از تركه، و اگر در همان سال استيجار از ميقات ميسّر نشد، به احتياط واجب بايد از بلد استيجار كنند و تأخير نيندازند هر چند بدانند در سال بعد، از ميقات ميسّر مىشود، ولى در اين صورت مازاد بر اجرت حج از ميقات را، از سهم صغار ورثه به حساب نياورند.
3) . آية آيهالله خامنهاى: مگر اينكه وصيّت كرده باشد مخارج حج از ثلث پرداخت شود كهدر اين صورت بر وصاياى مستحبّه مقدم است و اگر ثلث وافى نبود كمبود آن از اصل تركه ميّت اخراج مىشود.
4) . آية آيهالله بهجت: دين مقدم است حتى بر وصيت ولى در زايد بايد با اجازه ورثه باشد وبنابر احتياط زايد را بين غير صغار تقسيم نمايند.
شوهر خود طلبكار است، (1)1 اگر شوهرشتمكّن از اداىآن را ندارد، زن حق مطالبه ندارد و مستطيع نيست و اگر تمكن دارد و مطالبه آن براى زن، مفسدهاى ندارد، با فرض اينكه شوهر نفقه و مخارج زندگى زن را مىدهد، لازم است زن مهريه را مطالبه كند و به حج برود و چنانچه براى او مفسده دارد؛ مثل اينكه ممكن است مطالبه، به نزاع (2)
آية الله خويى: يعنى مطالبه بر او حرجى يا در آن خوف ضرر باشد حج بر او واجب نيست.
آية الله سيستانى: اگر به حدى باشد كه براى زن تحملش مشكل باشد.
آية الله گلپايگانى: مجرد طلاق باعث عدم وجوب حج نيست. بلكه اگر صرف مهريه در حج موجب شود كه زندگى او مختل شود حج بر او واجب نيست.
آية الله مكارم: حتى اگر منجر به طلاق نشود ولى مشكلات مهمى در زندگى او حاصل گردد حج لازم نيست.
2 و طلاق منجر شود كه براى زن، مفسده دارد، مستطيع نشده است.[13 م]- با وجوه شرعيه؛ مثل سهم امام و سهم سادات، شخص مستطيع نمىشود (3)
آية الله تبريزى، آية الله خويى: كسى كه مالى را كه بتواند با آن حج به جا آورد، در اختيار دارد هر چند ملك او نباشد ولى تصرفش در آن جايز باشد يا تحقق ساير شرايط مستطيع است.
آية الله فاضل: چنانچه به عنوان شهريه يا از روى استحقاق و خدمات دينى از طريق حاكم شرع به او داده شده، مالك مى شود و اگر به مقدار حج باشد مستطيع است و بايد حجة الاسلام به جا آورد.
3 و اگر به مكه برود، كفايت از حَجّة الاسلام نمىكند. (4)41) . آية آيهالله بهجت: در صورتى كه مطالبه مهر از شوهر ناراحتى يا مشكلاتى در زندگى ايجاد نكند وى مستطيع است و مطالبه مهر منعى ندارد بلكه لازم است، ولى اگر موجب دردسر و ناراحتى براى وى شود و يا مراجعه به حاكم باعث منقصت شأن او گردد مطالبه لازم نيست.
2) . آية آيهالله تبريزى: اگر مطالبه مهريه موجب ناراحتى هايى شود كه زن در زندگى اش به حرج مشقت بيفتد، حج بر او واجب نيست.
3) . آيات عظام بهجت، تبريزى، خامنه اى، خويى، سيستانى، گلپايگانى: به حاشيه مسأله 40 مراجعه شود.
4) . آية آيهالله مكارم: هرگاه در شأن او باشد مانعى ندارد و حج او صحيح است.
[14 س]- كسى خيال مىكرد مستطيع نيست، به نيت استحباب مُحرم شد و اعمال عمره تمتع را انجام داد، بعد در مكه پرسيد، معلوم شد مستطيع بوده است، آيا مجدداً بايد به نيت وجوب مُحرم شود يا كافى است؟
ج- كفايت نمىكند، (1)
آية آيهالله تبريزى، آية آيهالله خويى: مجزى از حجة الاسلام است و نياز بهاحرام جديد نيست.
آية آيهالله خامنهاى، آية آيهالله سيستانى: چنانچه كسى به اعتقاد اين كه مستطيع نيست به عنوان استحباب، به حج رفت و قصد اطاعت امرى كه فعلًا متوجّه او است را نمود و بعداً معلوم شد مستطيع بوده، حجّش كفايت مىكند و حج ديگرى بر او واجب نيست.
آية آيهالله صافى، آية آيهالله مكارم: بلكه كفايت مىكند.
آية آيهالله فاضل: بايد حجة الاسلام را انجام دهد و اكتفا به عمره انجام شده مشكل است، لذا براى احرام عمره تمتع وجوبى، بايد به وظيفه ناسىِ احرام، كه در مسأله 215 مناسك محشى بيان شده است، عمل كند و در ضيق وقت بايد حجِ افراد انجام دهد، مگر اينكه خطا در تطبيق باشد.
1 و در صحت حج ندبى او تأمل است. (2)آية آيهالله گلپايگانى: مگر اينكه قصد كرده باشد حجّى را كه بر اوست و اشتباهاً گمان كرده استحبابى است، كه در اين صورت بعيد نيست كفايت كند. (مناسك عربى، ص 30، مسأله 80).
2[15 س]- اينجانب در موقع ازدواج، يك سفر حج به زوجهام وعده دادهام، آيا اداى آن چگونه مىباشد؟
ج- اگر مجرد وعده بوده است، (1)1 لازم نيست اداى (2)2 آن؛ و اگر مهر قرار داده شده باشد (3)3 بايد به آن عمل كند. (4)
آية آيهالله تبريزى، آية آيهالله خويى: اگر شرط ضمن العقد باشد، وفا واجب است و در غير آن، تخلف از وعده كراهت شديده دارد.
4[16 س]- شخصى به جز براى هَدْى، استطاعت حج را دارا است، آيا حج براى او واجب است؟
ج- بلى مستطيع است و پول هَدْى، جزو استطاعت نيست. (5)
آية آيهالله خويى، آية آيهالله فاضل: چنين شخصى مستطيع نيست مگر با تمكّن از جميع مصارف حج و از جمله ثمن هدى.
آية آيهالله سيستانى: استطاعت حاصل است و به جاى هدى روزه مىگيرد.
آية آيهالله صافى، آية آيهالله گلپايگانى: مستطيع نمىشود وپول هدى جزو استطاعت است.
آية آيهالله مكارم: زيرا بهجاى آن روزه مىگيرد و چنين كسى عرفاً استطاعت براى حج دارد.
5[17 م]- نايب در طواف نساء نيز بايد قصد منوب عنه نمايد و احتياط استحبابى (6)6 آن است كه بهقصد ما فى الذمه بهجا آورد.
[18 م]- كسى كه عذر داشته باشد از بعض اعمال حج، نمىشود (7)
آية آيهالله سيستانى: بلوغ شرط است و بنابر احتياط بچه مميّز نمىتواند نايب شود، مگر در حج مندوب به اذن ولى.
آية آيهالله گلپايگانى: بنابر احتياط.
7 او را1) . آية آيهالله سيستانى: به احتياط واجب بايد به آن وفا كنيد.
2) . آية آيهالله مكارم: ولى بدون شك عمل به آن مستحب مؤكد است.
3) . آية آيهالله مكارم: يا شرط ضمن العقد بوده است.
4) . آية آيهالله بهجت: تنها وعده سفر موجب استطاعت نمىشود ولى بر مرد لازم است كه به وعده خود وفا كند، اگر هنگام عقد ازدواج به او وعده داده است.
5) . آية آيهالله تبريزى: در صورتى كه بتواند بدون حرج و مشقّت بدل هدى روزه بگيرد.
6) . آية آيهالله فاضل: اين احتياط لازم نيست.
7) . آية آيهالله تبريزى، آية آيهالله خويى: نايب بايد بالغ باشد، پس حج بچه نابالغ به جاىديگرى كفايت نمىكند، البته در حَجةالاسلام و حجهاى واجب ديگر، هرچند آن بچه مميّز باشد كه خوب و بد را تشخيص دهد. بلى بعيد نيست كه نيابت وى در حج مستحبى با اذن ولى صحيح باشد.
براى حج اجير كرد، و اگر شخص معذور از بعض اعمال، تبرّعاً از غير، حج بكند اكتفا كردن به آن اشكال دارد. (1)
آية آيهالله مكارم: ولى عذرهايى كه در خود حج تصادفاً به وجود مىآيد؛ مانند وقوف اضطرارى، مانع نيست.
آية آيهالله نورى: ولى عذرى كه تصادفاً پيش مىآيد و طارى است، مانع صحت نيست.
1[19 س]- نايبىكه در وقتقبول نيابت براى حج معذور نبوده است، و بعد از عقد اجاره در موقع عمل يا قبل از محرم شدن، جزو معذورين شد و در هر عذرى كه پيش آمده طبق وظيفه معذورين رفتار نمود، آيا حج او از منوب عنه كافى است؟ و آيا نسبت به نحوه عذر فرقى هست يا نه؟
ج- محل اشكال است. (2)
آية آيهالله تبريزى: در عذر طارى نيابت معذور صحيح است و حج او از منوب عنه كافى است و در اجرت با مستأجر خود تراضى كند.
آية آيهالله خامنهاى: به حاشيه مسئله قبل مراجعه شود.
آية آيهالله سيستانى، آية آيهالله فاضل: در عذر طارى اشكال ندارد.
آية آيهالله صافى: اگر قبل از احرام، معذور از انجام حج به نحوى كه براى آن اجير شده است گرديده، مستحقّ اجرت نيست اگر چه در بعض صور، حجّ او كفايت از منوب عنه مىكند.
21) . آية آيهالله خامنهاى: نايبى كه در وقت قبول نيابت براى حج معذور نبوده است، ليكن بعد از عقد اجاره، در موقع عمل يا قبل از محرم شدن، جزو معذورين شده، اگر عذر او منجر به نقص بعضى از اعمال حج نشود نيابت او صحيح است؛ مثل اينكه در ارتكاب بعضى از تروك معذور شود ولى اگر عذر منجر به نقص در اعمال حج شود در اينصورت بطلان اجاره بعيد نيست و احوط مصالحه بين نايب و منوبعنه در اجرت و اعاده عمره و حج براى منوبعنه مىباشد.
2) . آية آيهالله بهجت: اتمام عمل طبق وظيفه عذرى نايب كفايت مىكند و مضرّ به صحّت نيابت نيست.
[20 م]- تكرار عمره مانند تكرار حج مستحب است و در مقدار فاصله بين دو عمره اختلاف فرمودهاند و احوط آن است كه در كمتر از يك ماه، بهقصد رجاء بهجا آورده شود. (1)
آية آيهالله بهجت: فاصله بين دو عمره لازم نيست بنابر اظهر، اگر چه افضل در عمره ثانيه اين است كه در ماه ديگرى غير از ماه عمره سابقه باشد و يا فاصله ده روز بين دو احرام باشد، بلكه احد الفصلين احوط است و چنانچه بخواهد يك عمره براى خود و يك عمره براى ديگرى بهجا آورد، فاصله يك ماه لازم نيست و همچنين است اگر هر دو عمره براى ديگرى باشد، همچنان كه فاصله بين عمره تمتع و عمره مفرده و بالعكس لازم نيست.
آية آيهالله تبريزى: در اعتبار فاصله بين عمره تمتّع و عمره مفرده، اگر به نيّت يك شخص باشد احتياط ترك نشود.
آية آيهالله خامنهاى: فاصله معينى بين دو عمره شرط نيست، ولى بنابر احتياط، در هر ماه فقط يك عمره براى خود مىتواند بهجا آورد، ولى آوردن عمره براى غير خود، هر نفر يك عمره جايز است.
آيات عظام خويى، سيستانى، صافى، فاضل، مكارم (با اختلاف در تعبير): فاصله يك ماه شرط نيست، بلكه در هر ماه قمرى مىتوان يك عمره انجام داد؛ مثلًا يك عمره در آخر ماه رجب و عمره دوّم در اول ماه شعبان واقع گردد. و تفصيل مسأله خواهد آمد.
آية آيهالله گلپايگانى: فاصله انداختن بيندوعمره مفرده لازم نيست، بلكه مىتوان در يك روز چندين عمره مفرده بهجا آورد.
آية آيهالله نورى: مىتواند هر روز يك عمره بهجا آورد.
اما در فاصله بين عمره تمتّع با عمره مفرده، نظريه آيات عظام چنين است:
آيات عظام اراكى، تبريزى، خويى، فاضل: كسى كه مىخواهد حج تمتّع بهجا آورد، مىتواند قبل از عمره تمتع و يا بعد ازحج تمتّع، عمره مفرده بهجا آورد و بين اين دو عمره فاصله معتبر نيست.
آية آيهالله سيستانى: در اعتبار فاصله بين عمره تمتع و عمره مفرده اشكال است و احتياط نبايد ترك شود و امّا انجام عمره مفرده بين عمره تمتع و حج، موجب بطلان عمره تمتع مىشود.
آية آيهالله گلپايگانى: انجام دو عمره پىدرپى، با فاصله كمتر از ده روز مكروه است و احوط ترك آن است، اگر چه اقوى جواز عمل عبادىِ مكروه است.
11) . آية آيهالله اراكى: و احوط آن است كه در كمتر از 10 روز بهقصد رجاء آورد.
[21 م]- كسى كه به احرام عمره مفرده وارد مكه شد، اگر احرامش در ماههاى حج بوده، (1)
آية آيهالله سيستانى: اگر عمره مفرده را در ماههاى حج انجام دهد و در مكه تا روز هشتم ذىحجه بماند و قصد حج كند عمره او عمره تمتّع به حساب مىآيد.
1 جايز است كه آن را عمره تمتّع قرار دهد (2)2 و دنبال آن، حج تمتع بهجا آورد و در اين صورت هدى بر او واجب مىشود.[22 س]- تأخير عمره مفرده در حج افراد، تا چه وقتى بلا عذر جايز است؟
ج- بايد مبادرت نمايد عرفاً علىالأحوط و تأخير نشود. (3)
آية الهّه. سيستانى: وجوب آن فورى است، مانند وجوب حج.
3[23 م]- جايز نيست احرام بستن پيش از رسيدن به ميقات و اگر احرام ببندد صحيح نيست ولى اگر نذر كند كه از محلى كه پيش از ميقات است احرام ببندد جايز است (4)
آية آيهالله فاضل: صحت نذر براى كسى كه مىداند ناچار مىشود در روز با وسيله مسقف حركت كند محل اشكال است، بلى اگر بداند كه براى احرام عمره تمتع نمىتواند به يكى از مواقيت معروفه برود نذر اشكال ندارد و معصيت هم نكرده است. ولى احتياط آن است كه در ادنى الحل تجديد احرام كند و در هر دو صورت كفاره استظلال را بايد بدهد.
4 و بايد از همانجا محرم شود؛ مثلا اگر نذر كرد1) . آية آيهالله تبريزى: تا وقت حج در مكّه باقى ماند.
2) . آية آيهالله بهجت: جواز عدول به عمره تمتّع، محل تأمل و احتياط است، مگر اينكه متمكن از انجام عمره تمتع نباشد.
3) . آية آيهالله تبريزى: گرچه اقوى عدم وجوب مبادرت است.
4) . آية آيهالله سيستانى: اگر بداند مستلزم ارتكاب محرّم مىشود؛ مانند استظلال، انعقادنذر مورد اشكال است.
كه از قم محرم شود، واجب است عمل كند، و بهتر (1)
آية آيهالله فاضل: تجديد احرام لازم نيست.
1 آن است كه به ميقات يا محاذات ميقات كه رسيد احرام را تجديد كند. (2)2[24 س]- آيا نذر احرام قبل از ميقات براى نايب هم جايز است يا نه؟
ج- اشكال ندارد.
[25 م]- احتياط واجب (3)
آية آيهالله صافى: اگر لباس احرام در بعض حالات احرام نجس شود، احتياط مستحبّ آن است كه آن را عوض كند و يا تطهير نمايد، بلكه احوط و اولى آن است كه اگر محرم بدنش نجس شود نجاست را از آن زايل كند.
آية آيهالله گلپايگانى: از مناسك فارسى ص 27، مسأله 35- مطابق متن، احتياط وجوبى استفاده مىشود ولكن در مناسك عربى ص 77- احتياط استحبابى فرمودهاند.
آية آيهالله مكارم: اين حكم واجب است.
3 آن است كه هر وقت در بين اعمال يا غير آن در احوال احرام اين دو جامه (4)4 نجس شود تطهير يا تبديل نمايد و احوط (5)آية آيهالله سيستانى: وجوب مبادرت به تطهير بدن ثابت نيست.
آية آيهالله فاضل: احتياط استحبابى است.
5 مبادرت به تطهير بدن است در حال احرام اگر نجس شود.1) . آية آيهالله صافى، آية آيهالله گلپايگانى: و در اين صورت احتياط مستحب است كه درهنگام عبور از ميقات تلبيه را تجديد كند.
2) . آية آيهالله بهجت: نيازى به تجديد احرام در ميقات نيست بلكه مىتواند از راهى به مكّه برود كه بر ميقات نگذرد.
3) . آية آيهالله سيستانى: به احتياط واجب بايد مبادرت كند به تبديل يا تطهير.
4) . آيةآيهالله فاضل: يا لباسى كه زنِ محرم پوشيده.
5) . آية آيهالله بهجت: و چنانچه بدن نجس شود تطهير آن از جهت محرم بودن واجب نيست بنابر اظهر.
[26 م]- گره زدن لباس احرام اشكال ندارد (1)
آيات عظام بهجت، تبريزى، خويى، سيستانى: احوط اين است كه ازار (لنگ) خويش را به گردن خود بلكه مطلقا گره نزند، ولو بعض آن را به بعض ديگر. و با چيزى مانند سنجاق نيز آن را به هم وصل نكند. و احوط اين است كه ردا نيز گره زده نشود، ولى فرو كردن سوزن يا سنجاق در آن عيبى ندارد.
آية آيهالله صافى، آية آيهالله گلپايگانى: سنجاق زدن و گره زدن حوله احرام و سنگ گذاشتن بين دو طرف حوله، به نحوى كه حوله به صورت يقه پيراهن درآيد جايز نيست، و نيز نبايد پارچه احرام را چاك داده و مانند پيراهن بپوشد، بلى قرار دادن سنگ كوچك، در جامه احرام براى آنكه آن را سنگين كرده، و ردا را حفظ نمايد مانعى ندارد.
1 ولى احتياط واجب (2)2 آن است كه آن را كه لنگ قرار داده بهگردن گره نزند و اگر از روى جهل يا نسيان گره زد احتياط آن است كه فوراً باز كند، ولى به احرامش ضرر نمىرساند و چيزى هم بر او نيست و سنگ در جامه احرام گذاشتن و با نخ بستن نيز جايز (3)آية آيهالله گلپايگانى: اگر بدون گِره باشد مانعى ندارد، بهشرط آنكه دو طرف ردا را روى يكديگر نگذارد كه مثل گريبان شود.
آية آيهالله نورى: چنانكه جايز است بعضى از لباس احرام را به بعضى ديگر با سوزن و غير آن وصل كند.
3 است.[27 م]- از ميوههاى خوشبو؛ از قبيل سيب و بِه، اجتناب لازم نيست و
1) . آية آيهالله اراكى: بنابر احتياط واجب اشكال دارد.
2) . آية آيهالله خامنهاى: بستن لنگ به گردن جايز نيست ليكن سنجاق زدن و امثال آن و گره زدن بعض آن به بعض مانع ندارد مادامى كه از صدق مسمّاى ازار خارج نشود و در ردا، بستن آن مطلقاً مانعى ندارد، مادامى كه از صدق مسمّاى ردا خارج نشود.
3) . آية آيهالله اراكى: جايز نيست بنابر احتياط.
خوردن آنها و بوييدن آنها مانع ندارد، ليكن احتياط (1)
آية الله خامنهاى: بنابر احتياط واجب از بوييدن آن ها اجتناب كند.
آية الله خويى، آية الله سيستانى: بنابر احتياط از بوييدن آن ها هنگام خوردن بايد خوددارى شود.
آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: نهايت احتياط در آن است ....
1 آن است كه بوييدن را ترك كند.[28 م]- كفاره استعمال بوى خوش، يك گوسفند است بنابر احتياط واجب. (2)
آية الله تبريزى، آية الله خويى: كفاره اش بنابر مشهور يك گوسفند است، ولى ثبوت كفاره در غير خوردن، محل اشكال است هر چند احوط كفاره دادن است.
آية الله خامنهاى: وجوب كفاره در استعمال طيب ثابت نيست، اگر چه احتياط مستحب آن است كه يك گوسفند كفاره بدهد.
آية الله سيستانى: هر گاه محرم عمدا مقدار از چيز هاى خوشبو را بخورد و يا چيزى بپوشد كه اثرى از بوى خوش از سابق در آن مانده باشد، بنابر احتياط واجب بايد يك گوسفند كفاره بدهد، ولى در غير اين دو مورد، در استفاده از بوى خوش، كفاره واجب نيست، هر چند احوط كفاره دادن است.
آية الله فاضل: در صورت علم و عمد.
2[29 م]- جايز است كه لباس احرام را با سوزن يا چيز ديگر، بعضى را به بعضى وصل كند، گرچه احتياط در ترك است. (3)3
[30 م]- اگر مُحرم چند قسم لباس دوخته بپوشد؛ مثل پيراهن و قبا و عبا، براى هريك بايد كفاره (4)
آية الله خويى: فتواى ايشان در دست نيست.
آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: ظاهر آن است كه اگر براى پوشيدن جنس دوخته يك كفاره بدهد كافى است.
4 بدهد و احتياط واجب (5)آية آيهالله سيستانى: در اين صورت اگر نوع اين لباسها مختلف باشد، به تعداد هر لباس بايد كفاره بدهد و اگر نوع لباسها يكى باشد، بنابر احتياط به تعداد هر لباس بايد كفاره بدهد.
5 آن است كه اگر1) . آية آيهالله تبريزى: اولى اين است كه از بوييدن آن ها هنگام خوردن خوددارى شود.
2) . آيات عظام اراكى، بهجت، صافى، گلپايگانى، مكارم: در صورت عمد.
3) . نظريه آيات عظام در ذيل مسأله 26 گذشت.
4) . آية آيهالله خامنهاى: اگر تعدد پوشيدن صدق كند براى هر مورد يك كفاره بدهد.
5) . آية آيهالله بهجت: ظاهر تعدّد كفّاره است به تعدّد صنفها مطلقا، چه على الترتيب بپوشد و چه در يك دفعه بپوشد.
آنها را توى هم كرد و يك دفعه پوشيد بايد براى هريك كفاره بدهد.
[31 م]- در نظر كردن به آينه كفاره (1)
آية آيهالله خويى: كفارهاش بنابر احتياط يك گوسفند است.
آية آيهالله صافى، آية آيهالله گلپايگانى: كفارهاش استغفار است.
1 نيست، ليكن مستحب است كه بعد از نگاه كردن لبيك بگويد.[32 م]- در حكم سر است بعض (2)
آية آيهالله خويى: بردن بعض سر در آب مانعى ندارد.
آية آيهالله سيستانى: پوشيدن بعض سر جايز نيست ولى زير آب بردن بعض سر جايز است.
آية آيهالله فاضل: بنابر اقوى در تغطيه، لكن در حمل، بنابر احتياط.
آية آيهالله مكارم: بنابر احتياط واجب، ولى ريختن آب بر سر مانعى ندارد.
2 سر، پس نبايد بعض سر را هم بپوشاند و نه زير آب يا مايع ديگرى كند.[33 م]- گوشها ظاهراً (3)
آية آيهالله فاضل: ولى پوشاندن مقدارى از گوش مانعى ندارد.
آية آيهالله مكارم: بنابر احتياط واجب.
3 از سر محسوب است پس نبايد آنها را پوشانيد.[34 م]- اگر سر را شست نبايد (4)
آية آيهالله خامنهاى: خشك كردن سر با حوله اشكال ندارد مگر در صورتى كه حوله را بر روى تمام سر بيندازد و سر را با آن خشك كند.
آية آيهالله سيستانى: هرچند به نحو كشيدن پارچه بر سر باشد بنابر احتياط واجب و اگر وقت نماز تنگ است گوشه حوله يا پارچه را بگيرد و به مقدارى كه در مسح سر واجب است خشك كند.
آية آيهالله گلپايگانى: در آراء المراجع (چاپ سوم، ص 168) نقل مىكند كه معظمله شفاهاً فرمودهاند: خشك نمودن سر به وسيله حوله و دستمال مانع ندارد ولى بايد طورى خشك كند كه سر پوشيده نشود.
آية آيهالله مكارم: خشك كردن مانع ندارد به شرط اينكه سر را با آن نپوشاند.
4 با حوله و دستمال خشك كند و بعض1) . آية آيهالله تبريزى: كفارهاش بنابر احتياط استحبابى يك گوسفند است.
2) . آية آيهالله خامنهاى: جايز نيست تمام سر را زير آب كند، ولى حرمت آن نسبت به بعضسر معلوم نيست.
3) . آية آيهالله تبريزى، آية آيهالله نورى: گوشها در اين حكم ملحق به سر است.
4) . آية آيهالله بهجت: مرد مىتواند سر خود را با حوله خشك كند و زن صورتش را درصورتى كه اين كار بهتدريج انجام گيرد.
سر هم در حكم همه است.
[35 م]- بعض رو در حكم تمام آن است و نبايد آن را بپوشاند. (1)
آية آيهالله خامنهاى: بر زنان حرام است پوشاندن صورت به آنگونه كه عادتاً براى حفظ حجاب عمل مىكنند، و اما پوشاندن گوشههايى از بالا يا پايين صورت يا دو طرف آن، بهطورى كه پوشاندن صورت بر آن صدق نكند مانع ندارد، چه در نماز و چه در غير آن.
آية آيهالله سيستانى: به احتياط واجب، و لذا پوشيدن مقنعه كه اطراف صورت را مىگيرد خلاف احتياط است و همچنين جايز نيست بنابر احتياط خشك كردن صورت با حوله يا دستمال، هر چند همه صورت را نپوشاند، ولى تميز كردن بينى و مانند آن اشكال ندارد.
آية آيهالله فاضل: بعض رو در حكم تمام است. و بنابر اقوىه پوشاندن صورت در قسمت پايين آن؛ يعنى از بينى تا چانه جايز نيست و در قسمت بالايى آن به احتياط واجب.
آية آيهالله مكارم: پوشانيدن بعض صورت، بهطورى كه نقاب و برقع به آن نگويند جايز است.
آية آيهالله نورى: با توجه به حرمت پوشيدن صورت براى زنان در حال احرام، چون چانه جزو صورت محسوب مىشود، بايد مقنعه را طورى ببندد كه زير چانه قرار بگيرد، چون زير چانه جزو صورت نيست.
1[36 م]- احتياط آن است كه در وقت طى منزل، به پهلوى محمل يا هر چيزى كه بالاى سر او نباشد، استظلال نكند، اگرچه جايز بودنِ آن خالى
1) . آية آيهالله تبريزى: بنابر احتياط.
از قوت نيست. (1)
آية آيهالله تبريزى: حرمت و ثبوت كفاره در تظليل جانبى مبنى بر احتياط است.
آية آيهالله خويى: و احوط بلكه اظهر اين است كه زير سايه چيزى كه روى سر نباشد نيز نرود، پس اگر از طرف چپ و راست چيزى بر او سايه بيفكند؛ به نحوى كه تأثير در كم شدن گرما يا سرما يا باد و نحو آن داشته باشد، جايز نيست و كفاره دارد.
آية آيهالله سيستانى: سايههاى متحرك كه بالاى سر محرم قرار نگرفته براى پياده مطلقاً جايز است و سواره احتياطاً اجتناب كند مگر اين كه كوتاه باشد كه سر و سينه را فرانگيرد.
آية آيهالله گلپايگانى: احتياط مستحب آن است كه مرد مُحرِم در حال راه رفتن در سايه چيزى كه بالاى سر او هم نيست نباشد. (آراء).
آية آيهالله مكارم: گذشتن از زير پلهاى وسط راه مانعى ندارد و همچنين بودن در سايهاى كه از ديوارهاى اتومبيل سر باز و مانند آن بهوجود مىآيد.
آية آيهالله نورى: استظلال، اختصاص به بالاى سر دارد و شامل سايه حاصل از ديوار ماشين نمىشود.
1[37 م]- نشستن در زير سقف در حال طى منزل در شب (2)
آية آيهالله نورى: جايز است. بنابر اين، نشستن محرم در هواپيمايى كه در شب حركت مىكند و همچنين ماشين و كشتى جايز است.
2 خلاف احتياط است گرچه جايز بودن آن بهنظر بعيد (3)آية آيهالله خامنهاى: ولى احتياط به ترك تظليل در شبهاى بارانى وسرد ترك نشود مگر اينكه اين احتياط موجب حرج شود.
آية آيهالله خويى: مراد از استظلال تحفظ از آفتاب و سرما و گرما و باران و باد و مانند آنها است. پس اگر هيچ كدام از آنها نباشد، به نحوى كه وجود و عدمِ سايبان يكسان باشد اشكال ندارد، و در اين حكم بين شب و روز فرقى نيست. و در فرض شك در اين كه آيا مظله وجود و عدمش يكسان است يا نه استظلال جايز است.
آية آيهالله سيستانى: سوار شدن در ماشين سقفدار و مانند آن در شب و بين الطلوعين و روزهايى كه ابر غليظ مانع تابش خورشيد باشد، در صورتى كه بارانى نباشد اشكال ندارد و اگر بارانى باشد كفّاره دارد و به احتياط واجب جايز نيست.
آية آيهالله مكارم: جايز است مگر در شبهاى بارانى كه بايد كفاره بدهد و در روزهاى كاملًا ابرى و بين الطلوعين نيز استفاده از ماشين سرپوشيده مانعى ندارد.
3 نيست، بنابراين بعيد1) . آية آيهالله بهجت: احوط ترك سايه انداختن از آفتاب است، اگرچه منحرف از بالاى سر باشد با چيزى كه در سر ممنوع است.
2) . آية آيهالله بهجت: استظلال در شب نيست و مانع ندارد و ظاهرِ مجموعِ روايات ومقتضاى اصل، اختصاص ممنوعيت به سايه انداختن از آفتاب است.
3) . آية آيهالله تبريزى: بنابر احتياط در حرمت استظلال فرقى بين شب و روز نيست.
نيست جايز بودن نشستن محرم در هواپيمايى كه شب حركت مىكند.
[38 م]- استظلال در وقت طى منزل براى عذرى، مثل شدت گرما يا شدت سرما يا بارندگى جايز است، ليكن بايد كفاره بدهد.
[39 م]- در شب، استظلال (1)1 نيست. بنابر اين، جايز است محرم در شب با ماشين سقفدار به مكه برود، (2)2 ولى در هواى ابرى (3)3 در روز جايز نيست، مگر ابر بهطورى تيره (4)
آية آيهالله سيستانى: اگر ابر تيره باشد كهاشعّه آفتاب را بهكلّى پوشانده باشد و باران نباشد اشكال ندارد.
آية آيهالله صافى، آية آيهالله گلپايگانى: در جواب استظلال در روز ابرى فرمودهاند: استظلال در هواى ابرى در روز جايز نيست.
آية آيهالله مكارم: تيره بودن ابرها لازم نيست، منظور نبودن سايه است.
4 باشد كه استظلال صدق نكند.[40 م]- كفاره سايه قرار دادن در حال طى منزل، يك گوسفند است، چه با عذر سايه افكنده باشد چه با اختيار، بنابر احتياط (5)
آيةآيهالله فاضل، آيةآيهالله مكارم: بنابر اقوىه.
5 واجب.[41 م]- اقوى كفايت يك گوسفند است در احرام عمره، هر چند بيش ازيك مرتبه سايه قرار داده باشد و يك گوسفند است در احرام حج
1) - تفصيل اين مسأله در ذيل مسأله 37 گذشت.
2) - آية آيهالله خامنهاى، از اين قسمت تا آخر مسأله را متعرّض نشدهاند.
3) - آية آيهالله بهجت، اگر طورى باشد كه تظليل صادق نباشد اشكال ندارد.
4) - آية آيهالله تبريزى، آية آيهالله خويى: استظلال در روز ابرى هم جايز نيست.
5) . آيات عظام بهجت، تبريزى، خامنهاى، خويى، سيستانى، صافى، گلپايگانى، نورى: كفاره آن يك گوسفند است و فرقى بين اختيار و اضطرار نيست.
هر چند بيش از يك مرتبه استظلال كرده باشد. (1)1
[42 م]- درختهاى ميوه و درخت خرما از اين حكم بيرون است و مىتواند (2)
آية آيهالله مكارم: قطع درختان ميوه اگر خودرو باشد خالى از اشكال نيست.
2 آنها را قطع كند و در گياهان (اذخر) كه گياه معروفى است از حكم مستثنى است و قطع آن مانع ندارد.[43 م]- تزريق آمپول در حال احرام مانع ندارد ولى اگر موجب بيرون آمدن خون از بدن مىشود تزريق (3)
آية آيهالله سيستانى: بنابر احتياط جايز نيست مگر در حال ضرورت.
آية آيهالله مكارم: مكروه است.
3 نكند مگر در مورد حاجت و ضرورت. (4)4[44 م]- بعد از آنكه محرم به منزل رسيد ولو در محلههاى جديد مكه كه از مسجدالحرام دور هستند، مىتواند (5)5 براى رفتن به مسجد الحرام در ماشينهاى مسقّف سوار شود يا زير سايه برود. (6)
آية آيهالله تبريزى: رفتن زير سايه ثابت مانعى ندارد، ولى بنابر احتياط نمىتواند در حال حركت، براى خود سايهبان درست كند؛ مثل آنكه چتر بردارد و يا سوار ماشين سقفدار شود.
آية آيهالله سيستانى: امّا پس از پياده شدن و جايى را منزل خود قرار دادن، اگر محرم بخواهد جهت انجام كارهايش به اينجا و آنجا برود؛ مانند اينكه در مكه منزل كند و بخواهد جهت انجام طواف و سعى به مسجد الحرام برود و يا به منزل خود در منىه وارد شود و بخواهد به قربانگاه يا جمرات برود، حكم به جواز سايه قرار دادن بالاى سر خود، چه بهوسيله چتر و چه سوار شدن ماشين سقفدار خيلى مشكل است، و احتياط نبايد ترك شود.
آية آيهالله نورى: حرمت سايه بر سر قرار دادن، اختصاص به سايهاى دارد كه با شخص حركت مىكند؛ مثل چتر و ماشين مسقّف و هواپيما وامّا سايه ثابت مثل پل و تونل هر قدر طولانى باشد، جواز عبور از زير آنها بدون اشكال است.
آية آيهالله نورى: اشكال ندارد.
آية آيهالله خويى: و در قسمت جديد شهر مكه بنابر احتياط، سوار ماشين سقفدار نشوند.
61) . آية آيهالله سيستانى: ولى احتياط مستحب اين است كه براى هر روزى يك كفاره بدهد.
2) . آية آيهالله فاضل: ميوههاى آنها و شاخههايى از آنها را كه در كمّيت يا كيفيّت ميوهتأثير مىگذارد مىتواند قطع كند اما خود آنها را نبايد قطع كند.
3) - آية آيهالله بهجت: يعنى اگر بداند كه چنين مىشود، چنان كه گذشت در ذيل مسئلهبيستم از محرمات احرام.
4) - آية آيهالله فاضل: و در هر صورت كفّاره ندارد.
5) - آية آيهالله نورى: چون مكه منزل است همين قدر كه محرم به مكه رسيد مىتواند درزير سايه قرار بگيرد و در روز هم با ماشين مسقّف حركت كند و لازم نيست كه منتظر رسيدن به منزل و اتّخاذ منزل در مكّه باشد.
6) - آية آيهالله بهجت: احتياط واجب ترك سايه انداختن است در وقت تردّد براى حوائج غير خانه و خيمه و نحو آنها، چه در مكه و چه در عرفات و منىه.
[45 س]- حمل قمقمه آب كه در محفظه دوخته نگهدارى مىشود، براى محرم چه صورت دارد؟
ج- احتياط آن است كه آن را به دوش (1)
آيات عظام تبريزى، سيستانى، فاضل: مانعى ندارد.
آية آيهالله مكارم: حمل كيفها و ساكهاى دوخته، هر چند به شانه و گردن بيندازد مانعى ندارد.
1 نيندازد و دست گرفتن آن مانع ندارد. (2)2[46 س]- كسى كه موى مصنوعى دارد و با همين حال براى عمره و حج محرم شده و اعمال خود را انجام داده است آيا اشكال دارد؟
ج- ضرر به عمره و حج ندارد، ولى اگر مرد آن را بر سرش گذاشته
است بايد كفاره بدهد. (1)
آية الله تبريزى، آية الله خويى: اگر از روى اظطرار باشد ظاهرا كفاره ندارد.
آية الله خامنهاى: بنابر احتياط كفاره بدهد.
آية الله سيستانى: اگر از روى ضرورت باشد كفاره ندارد و در غير اينصورت بنابر احتياط يك گوسفند كفاره دارد.
1[47 س]- آيا استظلال فقط مربوط به سقف مىباشد يا شامل سايه حاصل از ديوار ماشين هم مىشود؟
ج- شامل نمىشود. (2)2
[48 س]- در شهر مكه تونلهايى احداث كردهاند كه طولش بيش از 1500 قدم مىباشد آيا بعد از احرام حج مىشود داخل آن با اتومبيل سفر كرد، با علم به اينكه مسقف است؟
ج- مانع ندارد، بلى اگر خودش آن راه را اختيار كند و از زير آن سقف برود اشكال دارد. (3)
آية الله بهجت: اشكال ندارد.
آية الله مكارم: در اين صورت هم مانعى ندارد.
آية الله گلپايگانى: احتياط آن است كه به اختيار خود، در روز از آن تونل هايى كه صدق رفت و آمد در منزل نمى كند نرود.
3[49 س]- آيا محرم به محض وصول به مكه مىتواند استظلال نمايد و يا بايستى به منزل برسد و بعد از اتخاذ منزل جايز است؟
ج- مكه منزل است و با رسيدن به آن استظلال مانع ندارد. (4)
آية آيهالله خويى: بنابر احتياط، استظلال نكند تا دخول مكّه متقين سابق.
41) - آية آيهالله بهجت: در صورت توجه و نيز عدم جهل به مسأله، بنابراين د ر غافل و جاهل كفاره نيست.
2) - به مسأله 36 مراجعه شود.
3) - آيات عظام اراكى، خامنهاى: تبريزى، سيستانى، فاضل، نورى: اشكال ندارد.
4) - آية آيهالله تبريزى، آية آيهالله سيستانى: چنانكه در مسأله 44 گذشت بعد از رسيدن به مكّه هم بنا بر احتياط نمىتواند در حال حركت براى خود سايبان درست كند؛ مثل اينكه چتر بردارد يا سوار ماشين مسقف شود، بلى رفتن زير سايه ثابت مانعى ندارد.
[50 س]- اخيراً از حدود كشتارگاه تا نزديك جمرات، مسقفى را درست كردهاند، آيا عبور از اين راه براى محرمى كه هنوز منزل نكرده و از مشعر مستقيم به جمرات مىرود جايز است يا نه؟
ج- مانع ندارد. (1)1
[51 س]- آيا گرفتن ناخن توسط مُحرِم از غير مُحرم جايز است؟
ج- اشكال ندارد.
[52 س]- آيا محرم مىتواند ناخن محرم ديگر را به قصد تقصير بگيرد يا نه؟
ج- اشكال ندارد. (2)2
[53 م]- اگر سعى را بهجا آورده، پيش از آنكه طواف را بهجا آورد، احتياط واجب (3)
آية آيهالله سيستانى: بايد سعى را اعاده نمايد، مگر در صورتى كه طواف را فراموش كند تا وقت آن بگذرد؛ مثل اينكه طواف عمره را تا وقوف در عرفات يا طواف حج را تا پايان ذىحجّه فراموش كند، كه اعاده سعى لازم نيست گرچه بهتر است.
آية آيهالله فاضل: بنابر اقوى سعى را نيز بعد از طواف اعاده كند.
آية آيهالله مكارم: اين احتياط در مورد سعى مستحب است.
3 آن است كه سعى را هم بهجا آورد و اگر نماز طواف را بهجا آورده، بايد آن را هم بعد از طواف اعاده كند.[54 م]- اگر در اثناى طواف، حدث عارض شود، اگر پس از تمام شدن دور چهارم است، بايد طواف را قطع كند و طهارت تحصيلكند و از همانجا كه طواف را قطع كرده تمام كند. (1)
آية آيهالله بهجت: آن كه حدث بعد از تجاوز از نصف از روى سهو و غفلت باشد، كه در اين صورت طواف را قطع نموده و طهارت گرفته و طواف را از همانجا كه قطع نموده ادامه مىدهد و در صورتى كه بعد از تجاوز از نصف و از روى عمد باشد حكم به ادامه طواف بعد از قطع آن مورد تأمل است.
آية آيهالله تبريزى: اگر حدث قبل از بلوغ نصف ولو از روى عمد نباشد طواف باطل است و در غير اين صورت، احتياط واجب اين است كه آن را اتمام كرده، سپس اعاده نمايد، و مىتواند يك طواف كامل به نيت اعم از تمام و اتمام بهجا آورد.
آية آيهالله خامنهاى: اگر پيش از تمام شدن نصف دور چهارم حدث اصغر عارض شود، واجب است كه قطع كند طواف را و بعد از طهارت آن را اعاده كند و در صورتى كه بعد از نصف دور چهارم و قبل از پايان اين دور عارض شود طواف را قطع نموده و پس از تحصيل طهارت اگر موالات عرفيه به هم نخورده طواف را تكميل كند و اگر موالات به هم خورده طواف را به قصد اعم از اتمام و تمام اعاده نمايد و در هر صورت مىتواند طواف قبلى را رها نموده و از نو طواف كند و حكم عروض حدث پس از پايان دور چهارم نيز همين است گر چه احتياط در اين صورت اگر موالات عرفيه به هم خورده باشد، اتمام طواف و اعاده آن است.
آية آيهالله خويى: اگر حدث بعد از تمامى دور چهارم و بدون اختيار باشد، در اين صورت طواف را قطع نموده و طهارت گرفته و طواف را از همانجا كه قطع نموده ادامه مىدهد. و اگر حدث بعد از نصف و پيش از تمامى دور چهارم طواف، يا بعد از تمامى دور چهارم و اختيارى باشد، احوط در اين دو صورت اين است كه طواف خود را پس از طهارت از جايى كه قطع نموده تمام كرده سپس اعادهاش نمايد. و بجاى اين احتياط اگر اين كار را بكند كافى است كه پس از قطع طواف و طهارت، يك طواف كامل بهقصد اعم از تمام كردن طواف پيش و يك طواف كامل جديد بجا آورد.
آية آيهالله سيستانى: اگر بدون اختيار پس از تمام شدن شوط چهارم محدث شود، بايد طوافش را قطع نمايد و بعد از تحصيل طهارت از همانجا كه قطع كرده ادامه دهد و به اتمام برساند. و اگر از روى اختيار باشد احتياط واجب اين است كه طوافش را قطع نمايد و بعد از تحصيل طهارت از همانجا كه قطع كرده ادامه دهد و به اتمام برساند، و سپس طواف را اعاده نمايد.
آية الهّهر فاضل: اگر در بين طوافِ واجب، حدث عارض شود مىتواند طواف را رها كند و پس از تحصيل طهارت، آن را از سر بگيرد و اگر بخواهد احتياط كند، مسأله چهار صورت دارد:
اوّل: حدث قبل از رسيدن به نصف طواف باشد، در اين صورت طواف باطل مىشود كه بايد بعد از تحصيل طهارت، آن را از سر بگيرد؛ خواه محدث شدن اختيارى باشد يا بدون اختيار.
دوّم: پس از رسيدن به نصف و قبل از تمام شدن دور چهارم باشد، كه در اين صورت پس از وضو طواف را تمام كند و نماز آن را بخواند و دوباره طواف ديگر كند و نماز آن را نيز بخواند، خواه حدث با اختيار باشد يا بدون اختيار.
سوم: بعد از تمام شدن دور چهارم اختياراً خود را محدث كند، كه در اين صورت نيز مثل صورت دوّم عمل كند.
چهارم: پس از تمام شدن دور چهارم بىاختيار محدث شود، در اين صورت پس از تحصيل طهارت، طواف را از آنجايى كه محدث شده تمام كند، و صحيح است و در اين مسأله فرقى بين حدث اصغر و اكبر نيست.
آية آيهالله گلپايگانى: اگر بعد از گذشتن از 4 شوط محدث شود، پس از تحصيل طهارت از موضعى كه محدث شده آن را ادامه دهد و طوافش صحيح است.
11) - آية آيهالله اراكى: اگر بعد از تجاوز از نصف بوده طواف را قطع مىكند.
[55 م]- احتياط واجب (1)
آية آيهالله فاضل: ظاهر آن است كه ....
آية آيهالله مكارم: طواف، در حالى كه بدن يا لباس خونِ كمتر از درهم داشته باشد، جايز نيست.
1 آن است كه از نجاساتى كه در نماز عفو شده- مثل خون كمتر از درهم و جامهاى كه با آن نتوان (2)آية آيهالله سيستانى: همراه داشتن چيز متنجس در طواف مانع ندارد.
آية آيهالله مكارم: نجس بودن اين لباسهاى كوچك ضررى ندارد ولى خون كمتر از درهم معاف نيست.
2 نماز خواند؛ مثل1) - آية آيهالله خامنهاى: خونى كه در نماز معفوّ است در طواف معفو نيست و در چيزهايىاز قبيل جوراب و عرقچين و نيز دستمال و انگشتر طهارت شرط نيست.
2) - آيات عظام بهجت، تبريزى، خويى: طواف در جامهاى كه با آن نتوان نماز خواند [يعنى ساتر نباشد؛ مانند مثالهاى مذكور در متن] اگر نجس باشد مانع ندارد. و همچنين بودن چيز نجس همراه انسان در طواف مانعى ندارد.
عرقچين و جوراب، حتى انگشتر (1)1 نجس- اجتناب كند.
[56 م]- در خون قروح و جروح اگر تطهير آن مشقت داشته باشد لازم نيست تطهير كند. (2)
آية آيهالله خامنهاى، آية آيهالله خويى: متعرض اين فرع نشدهاند.
آية آيهالله صافى، آية آيهالله گلپايگانى: و احتياط آن است كه هم خودش با آن حال طواف كند و هم نايب بگيرد تا براى او طواف نمايد.
2[57 م]- در خون قروح و جروح، تا آن اندازهاى كه مىشود تطهير كرد و لباس را عوض كرد، احتياط واجب آن است كه تطهير كند يا جامه را عوض كند.
[58 م]- احتياط آن است كه اگر مىتواند تأخير بيندازد طواف را تا بشود بىمشقت تطهير كرد، تأخير بيندازد بهشرطى كه وقت تنگ نشود.
[59 م]- اگر طواف كند و بعد از آنكه از طواف فارغ شد علم پيدا كند به نجاست در حال طواف، اظهر آن است كه طوافش صحيح است.
[60 م]- اگر شك داشته باشد كه لباسش يا بدنش نجس است، مىتواند با آن حال طواف كند وصحيح است؛ چه بداند كهپيش از اين پاك بوده يا نداند، ليكن اگر بداند كه پيشتر نجس بوده ونداند كه تطهير شده است، نمىتواند با آن حال طواف كند بلكه بايد تطهير كند و طواف كند.
[61 م]- اگر در بين طواف نجاستى به بدن يا لباس او عارض شود،
اظهر آن است كه دست از طواف بردارد و جامه يا بدن را تطهير كند و طواف را از همانجا تمام كند و طواف او صحيح است. (1)
آية آيهالله تبريزى، آية آيهالله خويى: هرگاه نجس بودن بدن يا لباس خود را نمىدانسته و در اثناى طواف دانست يا آنكه پيش از فراغت از طواف، بدن يا لباسش نجس شد، اگر جامه پاكى داشته باشد همان جا جامه نجس را كنده و با جامه پاك طواف خود را تمام نمايد و چنانچه جامه پاك همراه نداشته باشد؛ اگر اين حادثه بعد از تمام شدن شوط چهارم بوده، طواف را قطع نموده و پس از ازاله نجاست از بدن يا لباس باقيمانده طواف را بهجا آورد. و چنانچه علم به نجاست يا حدوثش پيش از تمام شدن شوط چهارم باشد، باز هم طواف را قطع و نجاست را ازاله نموده و بنابر احتياط يك طواف كامل بهقصد اعم از تمام يا اتمام بهجا آورد.
آية آيهالله خامنهاى: اگر بدون رها كردن طواف تطهير ممكن نباشد بايد دست از طواف بردارد و جامه يا بدن را تطهير كند و فوراً برگردد و طواف را از همانجا تمام كند و طواف او صحيح است.
آية آيهالله صافى، آية آيهالله گلپايگانى: اگر در بين طواف لباس يا بدنش نجس شود يا بفهمد كه از پيش نجس بوده و بدون رها كردن طواف، شستن آن ممكن نباشد، طواف را رها نمايد، و اگر چهار دور طواف كرده، بعد از تطهير بدن يا لباس بقيه طواف را تمام كند و اگر به سه دور و نيم نرسيده طواف او باطل است و بايد بعد از تطهير از سر بگيرد و اگر از سه دور و نيم گذشته و چهار دور را تمام نكرده احتياط آن است كه بعد از تطهير از همانجا كه رها كرده طواف را تمام كند و نماز طواف را بخواند و دوباره طواف و نماز آن را بهجا آورد.
آية آيهالله مكارم: خواه قبل از تكميل شوط چهارم باشد يا بعد از آن.
1[62 م]- اگر فراموش كند نجاست را و طواف كند، احتياط (2)
آية آيهالله بهجت: صحّت طواف خالى از وجه نيست و در صورت تذكر در اثناء، تطهير مىكند و سپس اتمام مىنمايد.
آية آيهالله تبريزى، آية آيهالله خويى: بنابر اظهر طوافش صحيح است.
آية آيهالله سيستانى: طوافش صحيح است.
آية آيهالله گلپايگانى: اقوى اعاده طواف است.
آية آيهالله مكارم: در فرض فراموشى اعاده ندارد.
2 واجباعاده است، و همينطور است اگر در بين طواف يادش بيايد. (1)1
[63 م]- لازم نيست در تمامِ حالاتِ طواف، خانه را حقيقتاً بهشانه چپ قرار دهد، بلكه اگر در موقع دور زدن به حِجر اسماعيل عليه السلام خانه از طرف چپ قدرى خارج شود مانع ندارد، حتّى اگر خانه متمايل به پشت شود، ليكن دور زدن بهنحو متعارف باشد اشكال ندارد. (2)
آية آيهالله تبريزى در ادامه مىفرمايند: و ميزان در قرار دادن كعبه در طرف چپ، صدق عرفى است و بهتر اين است كه دقت شود بهخصوص در دو دهانه حجر اسماعيل و در نبشهاى خانه خدا كه در اين جاها بايد مواظب بود كه به چپ يا راست منحرف نگردد.
آية آيهالله سيستانى: خانه بايد در همه حالات طواف در طرف چپ باشد، پس اگر رو به آن كند براى بوسيدن و مانند آن يا فشار جمعيت او را ناچار به پشت كردن يا رو كردن به آن كند، آن مقدار از طواف شمرده نمىشود ولى معيار صدق عرفى است و لازم نيست در دو دهانه حجر اسماعيل و در نبشهاى خانه، بدن را منحرف سازد.
آية آيهالله مكارم: بهتر است بهجاى اينگونه كارهاى غير متعارف، مانند همه مسلمين طواف كند و حضور قلب داشته باشد و با خداوند راز و نياز كند.
2[64 م]- اگر در موقع رسيدن به گوشههاى خانه، شانه از محاذات كعبه خارج شود هيچ اشكالى ندارد، اگر بهطور متعارف دور زند، حتى اگر خانه متمايل به پشت شود. (3)3
[65 م]- اگر در بعضى از دورها، حجر اسماعيل را داخل در دور زدن
1) - آية آيهالله فاضل: اگر نجس بودن بدن يا لباس را فراموش كند و در بين طواف يا پس از آن يادش آمد طواف صحيح است ولى مستحب است آن را اعاده كند. بلى اگر بعد از نماز طواف يادش آمد فقط نماز را اعاده كند.
2) - آيات عظام اراكى، خويى، تبريزى: خانه خدا در جميع احوالِ طواف، بايد در طرف چپ قرار گيرد. پس اگر مقدارى اين چنين نبود، آن مقدار، از طواف شمرده نمىشود.
3) - نظريه آيات عظام در اين مسأله، در مسأله قبل گذشت.
نكرد، احتياط (1)
آية آيهالله بهجت: بايد آن دور اعاده شود در صورتى كه در ابتداى طواف، نيّت طواف بر بيت محض نكرده باشد والّا اعاده اصل طواف موافق احتياط است؛ اگرچه عملًا در يك شوط اختصار نمايد.
آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: بايد آن دور اعاده شود.
آية آيهالله خامنهاى: واجب است كه آن دور را از سر بگيرد و اگر بدون اعاده اين دور به طواف ادامه داد طواف او باطل است و واجب است آن را از سر بگيرد.
آية آيهالله فاضل: اظهر اين است كه آن شوط را اعاده نمايد.
آية آيهالله مكارم: فقط آن دور باطل مىشود و چون برگشتن غالباً مشكل است مىتواند همراه جمعيّت برود و نزد حجر الأسود نيّت كند و ادامه بدهد.
آية آيهالله نورى: آن مقدار از شوط را كه حجر اسماعيل را داخل در دور زدن نكرده است اعاده كند، چنان كه اگر كسى از روى ديوار حجر اسماعيل رفته باشد بايد شوط را اعاده نمايد.
1 واجب آن است كه آن دور را از سر بگيرد و اعاده كند طواف را، اگرچه ظاهر آن است كه اعاده طواف لازم نيست.[66 م]- دست به ديوار خانه كعبه گذاشتن، در آنجايى كه شاذروان است جايز است (2)2 و به طواف ضرر نمىرساند گرچه احتياط مستحب (3)3 در ترك آن است.
[67 م]- در حال طواف، دست گذاشتن روى ديوار حجر اسماعيل عليه السلام جايز است (4)
آية آيهالله بهجت: به ذيل مسأله قبل مراجعه شود.
آية آيهالله نورى: جايز نيست و بايد همان قسمت را اعاده نمايد.
4 و بهطواف ضرر نمىرساند، گرچه احتياط1) - آيات عظام اراكى، صافى، گلپايگانى: بايد آن دور را اعاده نمايد و احوط اعادهكل طواف است بعد از اتمام آن.
2) - آية آيهالله بهجت: احوط آن است كه در اثناى طواف دست خودرا دراز نكند از طرفشاذروان به ديوار خانه بهجهت استلام اركان ياغير آن وهمچنين دست بر روى ديوار حجر نگذارد.
3) - آيات عظام اراكى، صافى، فاضل، گلپايگانى، نورى: بنابر احتياط واجب جايز نيست و بايد همان قسمت را اعاده كند.
4) - آية آيهالله اراكى، آية آيهالله فاضل: بنا بر احتياط واجب جايز نيست و بايد همان قسمترا اعاده كند.
مستحب (1)1 در ترك است.
[68 م]- اگر سهواً زياد كند بر هفت دور، پس اگر كمتر از يك دور است قطع كند آن را و طوافش صحيح است و اگر يك دور يا زيادتر است، احوط (2)2 آن است كه هفت دور ديگر را تمام كند بهقصد قربت، بدون تعيين مستحب يا واجب (3)3 و دو ركعت نماز قبل از سعى و دو ركعت بعد از سعى بخواند و دو ركعت اول را براى فريضه قرار دهد بدون آنكه تعيين كند براى طواف اول يا طواف دوم است. (4)
آية الله سيستانى: اگر از روى اشتباه چيزى بر شوط هاى طواف خود بيافزايد، پس اگر بعد از رسيدن به ركن عراقى يادش آمد، مقدار افزوده را تا يك طواف كامل به اتمام برساند و احتياط واجب اين است كه طواف دوم را در اين هنگام به قصد قربت بدون اين كه واجب يا مستحب بودن آن را قصد كند به اتمام برساند، و پس از آن چهار ركعت نماز بخواند و احتياط مستحب اين است كه بين آن ها فاصله اى بيندازد؛ به اين معنا كه دو ركعت قبل از سعى جهت طواف واجب به جا آورد و دو ركعت پس از سعى جهت طواف مستحبى به جا آورد. و همچنين است بنابراحتياط واجب اگر پيش از رسيدن به ركن عراقى يادش بيايد.
آية الله فاضل: و احتياط مستحب آن است كه دو ركعت نماز بعد از سعى براى غير فريضه انجام دهد.
4[69 م]- جايزاست قطع طواف نافله رابدون عذر واقوى كراهت قطع طواف واجب است (5)
آية الله خويى: قطع طواف و سعى جايز نيست.
آية الله سيستانى: قطع طواف واجب براى كارى ضرورى بلكه بنابر اظهر قطع آن مطلقا گرچه براى كارى يا ضرورتى نباشد جايز است.
آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: طواف واجب را نبايد بدون عذر قطع كند.
آية الله مكارم: بنابر احتياط واجب قطع كند.
5 بدون عذر و بهمجرد خواهش نفس، و احوط (6)آية آيهالله فاضل: احتياط مستحب آن است كه قطع نكند، ولى چنانچه به هر جهت قطع كرد و از نو يك طواف كامل انجام داد، مجزى و صحيح است، هر چند موالات بههم نخورده، و فرقى نيست كه دور دوم را مثلًا رها كند يا غير آن را.
6 قطع1) - نظريه آيات عظام، غير از آيات عظام تبريزى، خامنه اى، خويى، سيستانى، مكارم كه موافق متن هستند در اين مسأله، مثل مسأله قبل است.
2) - آية آيهالله صافى، آية الله گلپايگانى: اين احتياط مستحب است.
3) - از اينجا تا آخر مسأله در مناسك آية الله خويى مذكور نيست.
4) - آية آيهالله بهجت: احتياط در اين است كه دو ركعت فريضه قبل از سعى بجاى آورد و دو ركعت نافله را مى تواند بعد از سعى به جاى آورد.
5) - آية آيهالله بهجت: احوط عدم قطع طواف واجب است؛ يعنى ترك بقيه آن، به نحوى كه موالات عرفيه فوت شود بدون عذر و به مجرد خواهش نفس.
6) - آية آيهالله خامنهاى: قطع طواف مانع ندارد اگرچه احتياط مستحب قطع نكردن طواف واجب است به نحوى كه موالات عرفيه بههم بخورد.
نكردن آن است؛ به اين معنى كه قطع نكند بهطورى كه ترك بقيه را كند تا موالات عرفيه بههم بخورد.
[70 م]- گمان در عدد دورها اعتبار ندارد (1)1 و حكم شك را دارد.
[71 م]- اگر مشغول سعى بين صفا و مروه شد و يادش آمد كه طواف بهجا نياورده، بايد رها كند و طواف كند و پس از آن سعى را اعاده كند. (2)2
[72 م]- اگر در حال سعى يادش آمد كه طواف را ناقص بهجا آورده، بايد برگردد و طواف را از همانجا كه ناقص كرده تكميل كند و برگردد تتمه سعى را بهجا آورد و طواف و سعيش صحيح است. (3)
آية آيهالله سيستانى: اگر قبل از فوت موالات متذكر شود يا بعد از آن باشد ولى سه شوط يا كمتر باقى مانده باشد اتمام طواف كافى است ولى اگر بيش از آن باشد به احتياط واجب طواف را پس از اتمام اعاده كند و نسبت به سعى اتمام كافى است گرچه احتياط مستحب اعاده آن است پس از اتمام.
3 ليكن احتياط (4)آية آيهالله تبريزى: اين احتياط در اتمام و اعاده طواف ترك نشود و همچنين است نسبت به سعى. ولى اگر سعى فراموش شده يك شوط باشد، اعاده لازم نيست و اتمام كافى است.
41) - آية آيهالله بهجت: حكم آن مانند حكم ظنّ در نماز است.
2) - آية آيهالله صافى، آية آيهالله گلپايگانى: اگر قبل از شوط چهارم سعى يادش بيايد كه طواف بهجا نياورده، سعى را رها كند و طواف را بهجا آورد و سپس سعى را انجام دهد و اگر بعد از اتمام شوط چهارم بوده، آن را قطع كند و بعد از انجام طواف، سعى را اتمام و به احتياط واجب آن را اعاده نمايد.
3) - آية آيهالله بهجت: احتياط در اتمام و سپس اعاده سعى است.
4) - آيات عظام اراكى، فاضل، مكارم: اين احتياط ترك نشود.
آن است كه اگر كمتر از چهار دور بجا آورده طواف را تمام كند و اعاده نمايد و همچنين اگر سعى را كمتر از چهار بار انجام داده تمام كند و اعاده كند. (1)1
[73 م]- در صورت امكان (2)
آية آيهالله نورى: به حاشيه شرط پنجم طواف مراجعه شود.
2 ولو در وقت خلوت بايد طواف در حد بين مقام ابراهيم و خانه كه مسافت بيست و شش ذراع و نيم است باشد (3)3 و دورتر از آن حد، كفايت نمىكند و در صورت عدم امكان ولو در وقت خلوت، طواف در خارج حد مزبور مانع ندارد با مراعات الأقربفالأقرب. (4)آية آيهالله مكارم: رعايت اين شرط لازم نيست ولى بهتر است.
آية آيهالله نورى: اقوى اين است كه در طواف، همين قدر كه
(5)(6)آية آيهالله بهجت: ليكن ظاهر اين است كه طواف در دورتر از اين مسافت- بيست و شش ذراع و نيم- نيز كافى باشد براى كسانى كه در اين مسافت نتوانند طواف كنند يا طواف در آن بر آنها مشقت داشته باشد و مراعات احتياط با قدرت و تمكن متعيّن است و با تحرى اوقات خلوت نسبى و عدم تمكن از طواف در حد لازم، اقرب جواز طواف از اقرب به حد است با رعايت اختلاف اطراف در مانع.
آية آيهالله تبريزى: در صورت امكان بنابر احتياط طواف بايد در محدوده فاصله بين كعبه و مقام ابراهيم عليه السلام باشد ولى در موارد ازدحام طواف در خارج اين محدوده هم كافى است.
آية آيهالله خامنهاى: اقوى عدم وجوب است، و براى مطاف حدى وجود ندارد و تا هر جاى مسجدالحرام كه طواف در آن طواف كعبه صدق كند، طواف مجزى است، بلى مستحب است كه اگر اضطرار و ازدحام نباشد فيمابين كعبه و مقام ابراهيم انجام دهد. و از اين مسأله حكم مسائل بعد نيز روشن مىشود.
آية آيهالله خويى: و ليكن ظاهر اين است كه طواف در دورتر از اين مسافت بيست و شش ذراع و نيم نيز كافى باشد؛ خصوصاً براى كسانى كه در اين مسافت نتوانند طواف كنند يا طواف در آن بر آنها مشقت داشته باشد و مراعات احتياط با قدرت و تمكن بهتر است و از اين مسأله حكم چهار مسأله بعد هم معلوم مىشود.
آية آيهالله سيستانى: ولى بعيد نيست كه در بيش از مقدار ذكر شده هم- هرچند كه كراهت دارد- طواف جايز باشد؛ خصوصاً براى كسى كه در فاصله ذكر شده توانايى طواف را ندارد يا موجب حرج و مشقت زياد براى او مىشود و در صورت توانايى رعايت احتياط اولى است و از اينجا حكم مسائل بعد نيز روشن مىشود.
آية آيهالله صافى، آية آيهالله گلپايگانى: تا جايى كه جمعيّت طواف كننده متّصل به يكديگر مشغول طوافند، طواف در آن حدّ صحيح و مجزى است ومع ذلك اولى رعايت حدّ است با امكان، [و از اينجا حكم چهار مسأله بعد روشن مىشود].
آية آيهالله مكارم: رعايت اين امر خوب است ولى لازم نيست. و در همين جا حكم چهار مسأله بعد روشن مىشود.
41) - آيات عظام نظريهشان را در مسأله قطع طواف سهواً در ذيل مسأله 608 و 609 مناسك محشىه مفصلًا ذكر فرمودهاند؛ مراجعه شود.
2) - آية آيهالله فاضل: ولى چنانچه ضرورت عرفى اقتضا كند انجام طواف در خارج حد بارعايت الاقرب فالاقرب مانعى ندارد و صحيح است و صبر كردن و تأخير انداختن لازم نيست.
3) - آية آيهالله مكارم: سابقاً گفتيم رعايت اين مقدار لازم نيست.
4) - آية آيهالله فاضل: ولى چنانچه ضرورت عرفى اقتضا كند، طواف در خارج از محدوده، با رعايت الأقرب فالأقرب صحيح است.
5) طواف دور خانه خدا صدق كند كافى است و مراعات اينكه طواف بين خانه خدا و مقام ابراهيم عليه السلام است لازم نيست و مستحب است. آية آية آيهالله بهجت: از خانه تا سنگِ مخصوص است نه بنا، و موضع معروف به
6) شاذروان داخل بيت است از جميع جوانب علىالأحوط.
[74 س]- آيا بعض شوطهاى طواف و سعى، براى كسانى كه قادر نباشند خودشان انجام دهند، قابل نيابت است يا نه؟
ج- بلى، قابل است. (1)
آية آيهالله تبريزى، آية آيهالله خويى: اگر كسى از اتيان طواف يا سعى يا رمىِ كامل عاجز باشد ولى به انجام مقدارى از آن قادر باشد بايستى براى تمام عمل نايب بگيرد.
آية آيهالله سيستانى: اگر از ابتدا بداند كه نمىتواند طواف را تمام كند بايد براى همه آن نايب بگيرد و همچنين اگر قبل از اتمام شوط چهارم عاجز شود، ولى اگر بعد از آن باشد مىتواند براى باقيمانده نايب بگيرد، ولى در سعى اگر از يك شوط هم عاجز باشد بايد براى همه آن نايب بگيرد.
آية آيهالله صافى، آية آيهالله گلپايگانى: بعيد نيست طواف حكم نماز را داشته باشد و تبعيض در اشواط آن در نيابت محتاج دليل است، پس بايد در همه طواف، نيابت كند. (آراء المراجع، ص 249).
آية آيهالله فاضل: اگر از ابتدا از انجام طواف مأيوس باشد و امكان طواف دادن او نباشد، بايد براى همه آن نايب بگيرد و اگر بعد از دور چهارم از انجام بقيّه آن عاجز شده است مىتواند براى بقيّه نايب بگيرد و در اين فرض خودش نماز طواف را بخواند و احتياطاً نايب نيز نماز بخواند و اگر كمتر از چهار دور بجاآورده نيابت در بقيّه صحيح نيست.
آية آيهالله مكارم: در صورتى كه بشود در باقيمانده، آنها را طواف داد بايد چنين كنند، و در غير اين صورت براى تمام طواف نايب بگيرند.
11) - آية آيهالله اراكى: بايد آنها را به دوش بگيرند طورى كه پاهايشان به زمين كشيده شود و در صورت عدم امكان، آنها را بدوش بگيرند و اگر اين هم ممكن نيست، قابل نيابت است.
[75 س]- اگر كسى بعد از تقصير در عمره تمتع متوجه شود كه وضوى او باطل بوده يا وضو نداشته و با اين حال طواف كرده و نماز طواف خوانده است، وظيفه او چيست؟
ج- طواف و نماز را اعاده كند و عمره او صحيح است. (1)
و آية آيهالله بهجت اضافه مىفرمايد: و در صورتى كه بطلان از جهت جهل به حكم نبوده، تقصير قبلى كفّاره ندارد.
آية آيهالله خويى: بايد لباس دوخته را بيرون بياورد و سعى و تقصير را نيز اعاده كند و در فرض گذشت زمان تدارك، حجش باطل است.
آية آيهالله سيستانى: اگر قبل از گذشتن وقت يادش آمد بايد آن را جبران كند و بعد از آن سعى و تقصير را نيز اعاده كند و تا اعمال را انجام نداده است از محرّمات احرام اجتناب نمايد و اگر بعد از گذشتن وقت تدارك متوجّه شود، در صورت سهو و نسيان، اعاده طواف كافى است و در صورت جهل حجّش باطل است و به احتياط واجب بايد يك شتر قربانى بدهد.
آية آيهالله صافى، آية آيهالله گلپايگانى: در مفروض سؤال (كه بعد از تقصير و قبل از شروع اعمال حج فهميده) بايد پس از وضو، طواف و نماز و سعى و تقصير را اعاده كند.
آية آيهالله مكارم: احتياطاً سعى و تقصير را نيز اعاده كند.
11) - آيات عظام اراكى، بهجت، تبريزى: و بنابر احتياط، بعد از آن سعى و تقصير را نيز اعاده كند و تا تقصير نكرده احكام مُحرم را مراعات كند.
[76 س]- كسى كه وظيفه او وضوى جبيرهاى و تيمم است، اما از روى جهل، بدون تيمم، اعمال عمره را انجام داده است، وظيفه او چيست؟
ج- طواف و نماز آن، بايد اعاده شود. (1)
آيات عظام تبريزى، خويى، فاضل: سعى و تقصير را هم بايد اعاده كند.
آية آيهالله سيستانى: اگر وقت تدارك باقى است بايد طواف و سعى و تقصير را اعاده كند و اگر وقت تدارك گذشته است حجّش محكوم به بطلان است مگر اينكه در كفايت وضو، به غير رجوع كند، با رعايت الأعلم فالأعلم، اگر از موارد رجوع باشد.
1[77 س]- كسى كه اشتباهاً طواف را از ركن يمانى شروع و به همانجا ختم كرده و نماز طواف را خوانده و پس از آن متوجه شده حكمش چيست؟ و چنانچه در اثناى طواف متوجه شد و طوافش را به حجر الأسود ختم كرد، مقدارِ زيادى، مُضر به طوافش مىباشد يا خير؟
ج- طواف و نماز را بايد اعاده كند و فرقى بين دو صورت نيست. (2)
آية آيهالله خامنهاى، آية آيهالله مكارم: اعاده در صورت دوّم مبنى بر احتياط است.
آية آيهالله سيستانى: در فرض اول باطل و در فرض دوم صحيح است.
2[78 س]- اگر زن در عمره تمتع بعد از سه شوط و نيم و قبل از چهار شوط، حايض شد و تا قبل از رفتن به عرفات، پاك نمىشود، وظيفه او چيست؟
ج- مورد (3)3 عدول به افراد است. (4)
آية آيهالله بهجت: مخير است بين اينكه اول حج افراد را بجا آورده و بعد از فراغت، عمره مفرده بجا آورد و بين اين كه اعمال عمره تمتع را بدون طواف و نمازش بجا آورد بدين معنى كه سعى و تقصير نموده و براى حج احرام بسته و به حج رفته و پس از فراغت از حج و بازگشت به مكه، قضاى طواف عمره را پيش از طواف حج بجا آورد.
آية آيهالله تبريزى: طواف را رها نموده، سعى و تقصير مىكند و براى حج محرم مىشود و بعد از برگشتن از منىه، قبل از طواف حج، يك طواف كامل به قصد اعمّ از تمام يا اتمام بجا مىآورد و نماز آن را مىخواند.
آية آيهالله خويى: مخير است بين عدول به حج افراد و بقا بر حج تمتع، به اين نحو كه سعى و تقصير مىكند و بعد از رجوع از منىه، قبل از طواف حج، يك طواف به نيت اعم از اتمام و تمام بجا مىآورد.
آية آيهالله سيستانى: احتياط مستحب اين است كه به حج افراد عدول نمايد، گرچه مىتواند در عمره تمتّع خود باقى بماند و اعمال آن را بجز طواف و نماز آن انجام دهد و پس از فراغت اعمال منىه قبل از طواف حج، طواف عمره و نماز آن را بجا آورد.
آية آيهالله صافى، آية آيهالله گلپايگانى: طواف را رها نموده، سعى و تقصير را احتياطاً انجام دهد و تروك احرام را ترك نمايد، و رجاءاً محرم به احرام حج تمتع شود و اعمال آن را به قصد مافى الذمّه از تمتع و افراد انجام دهد و پس از پاك شدن، ابتدا طواف ناقص عمره را تكميل نموده، نماز بخواند و بعد بقيه طوافها را بجا آورد و احتياطاً عمره مفرده نيز انجام دهد.
آية آيهالله فاضل: اگر قبل از سه شوط و نيم حايض شده، مورد عدول به افراد است و اگر بعد از آن و قبل از تمام شدن دور چهارم حايض شده، طواف را رها كند و سعى و تقصير را احتياطاً و رجاءاً انجام دهد و احتياطاً محرّمات احرام را رعايت كند و وقت رفتن به عرفات احتياطاً و رجاءاً محرم به احرام حجّ تمتّع شود و اعمال آن را به قصد مافىالذمّه- اعمّ از تمتّع و افراد- انجام دهد. و پس از پاك شدن، بنابراحتياط ابتدا طواف و نماز عمره را تكميل كند و احتياطاً سعى و تقصير را نيز اعاده كند و بقيّه اعمال حج را بجا آورد و اگر حجّ تمتّع بوده احتياطاً عمره مفرده را انجام دهد.
آية آيهالله نورى: و بعد از انجام حجّ، عمره حجّ افراد را بجا بياورد.
4ابرقويى، محمد حسين فلاحزاده، منتخب مناسك حج (مسائل مبتلى به زائران)، در يك جلد، نشر مشعر، قم - ايران، 1426 ه ق
[79 س]- اگر زنى بعد از شوط چهارم (1)1 در طواف عمره تمتع حايض شد و تا وقت وقوف به عرفه پاك نشد وظيفهاش چيست؟
[80 س]- آيا مستحاضه كثيره، بايد براى طواف يك غسل و براى
1) - آية آيهالله خامنهاى: بعد از سه شوط و نيم.
نمازِ طواف غسلى ديگر بكند يا يك غسل براى هر دو كافى است؟
ج- براى هريك، غسل لازم است مگر آنكه از وقت غسل براى طواف تا آخر نماز، خون قطع باشد. (1)
آية آيهالله خويى: و اما كثيره غسل كند براى هر كدام و محتاج به وضو نيست، مگر اين كه محدث به حدث اصغر باشد، كه در اين صورت احوط ضم وضو است به غسل.
آية آيهالله سيستانى: اگر خون مستمر باشد كه بيرون آمدن خون از پنبه منقطع نشود يك غسل كافى است، اگرچه احتياط مستحب براى هر كدام يك غسل است و اگر چنين نباشد و به نحوى باشد كه بتواند پس از طواف با غسلى ديگر نماز را انجام دهد در حالى كه خون بيرون نزده باشد در اين صورت اگر پس از غسل و انجام طواف، خون بيرون نيامده بود مىتواند با همان غسل نماز را بخواند و اگر بيرون آمده بود به احتياط واجب براى نماز دوباره غسل كند.
آية آيهالله صافى، آية آيهالله گلپايگانى: اگر بعد از غسل براى نماز يوميه خون نبيند تجديد غسل لازم نيست و اگر خون ببيند براى هركدام از طواف و نماز طواف يك غسل احتياطاً بجا آورد و اگر فاصله بين غسل و طواف زياد مىشود، مثل اينكه در نزديك مسجد الحرام نتواند غسل كند، احتياطاً در موقع ورود به مسجد الحرام تيمم بدل از غسل هم بنمايد.
آية آيهالله فاضل: احتياط واجب آن است كه مستحاضه كثيره علاوه بر اغسال يوميه، يك غسل براى طواف و نماز آن انجام دهد و براى طواف يك وضو و براى نماز طواف هم يك وضو بگيرد. و متوسطه بنابر احتياط واجب يك غسل براى طواف و نماز طواف و براى هر كدام يك وضو بگيرد.
آية آيهالله مكارم: مستحاضه كثيره هنگامى كه غسلهاى نماز خود را به موقع بجا آورد، غسل ديگرى براى طواف بر او واجب نيست، تنها وضو بگيرد بنابر احتياط.
1[81 س]- زنى در حال طواف، مستحاضه قليله مىشود، وظيفه او چيست؟
ج- اگر بعد از تمام شدن دور چهارم بوده پس از تجديد وضو و تطهير بدن و لباس، طواف را تمام كند و اگر قبلًا بوده، به احتياط واجب پس از
1) - آية آيهالله تبريزى: بنابر احتياط براى طواف و نماز آن يك غسل كند و براى هريك از آندو، يك وضو بگيرد.
تجديد وضو و تطهير، آن را اتمام و سپس اعاده نمايد. (1)
آية آيهالله مكارم: وظيفه او فقط اعاده است بعد از طهارت و احتياط لازم نيست.
1[82 س]- آيا حجاب زن در طواف مثل حجاب او در نماز است يا فرق مىكند؟
ج- فرق مىكند (2)
آية آيهالله سيستانى: فى الجمله فرق مىكند، گرچه احتياط اين است كه همان مقدار كه در نماز پوشاندن واجب است در طواف نيز واجب است ولى اگر قسمتى از موها يا بازو و ساق پا پيدا باشد طواف صحيح است همچنين به احتياط واجب نبايد صورت خود را با نقاب و مانند آن بپوشاند حتى اگر مُحل باشد.
آية آيهالله فاضل: در حال طواف براى زن حفظ از نامحرم وجوب نفسى دارد.
آية آيهالله مكارم: در حال نماز، پشت پا و كف آن نيز مستثنىه است ولى در طواف احتياط پوشاندن آن است. همچنين در نماز، نقاب ضررى ندارد ولى در طواف جايز نيست.
آية آيهالله نورى: فرق مىكند؛ چون در نماز مىتواند صورت خود را بپوشاند ولى در طواف واجب است صورت خود را نپوشاند.
2 و فقط وجه و كفين در طواف مستثنى است على الأحوط.[83 س]- محرم وارد مكه شد، آيا مىتواند قبل از اعمال عمره تمتع يا قبل از اعمال عمره مفرده و همچنين پس از محرم شدن به احرام حج تمتع و قبل از رفتن به عرفات، طواف مستحبى بجا آورد يا خير؟ و اگر بجا آورد، به عمره و حج او ضرر مىزند يا نه؟
ج- احوط ترك طواف (3)
آية آيهالله تبريزى، آية آيهالله خويى: احوط اين است شخصى كه احرام حج تمتع بسته، پس از احرام و پيش از رفتن به عرفات، طواف مستحبى ننمايد و چنانچه طواف نمود، بنابر احتياط بعد از طواف تلبيه را تجديد كند.
آية آيهالله سيستانى: طواف مستحبى قبل از طواف عمره و حج اشكال ندارد ولى پس از احرام و قبل از رفتن به عرفات، به احتياط واجب نبايد طواف مستحبى كند و اگر كرد به احتياط مستحب تلبيه بگويد.
آية آيهالله صافى، آية آيهالله گلپايگانى: اقوى جواز و احوط ترك آن است.
[در عمره تمتع و عمره مفرده، نظريه آيات عظام نامبرده در مناسك، مطابق متن است وليكن در آراء المراجع، ص 323 در جواب استفتاء آية آيهالله خويى چنين فرمودهاند: طواف مستحبى در اثناى عمره تمتع و عمره مفرده جايز است. و در ادامه از آقاى لطفى چنين نقل شده: به نظر آية آيهالله العظمى خويى، احوط ترك طواف مستحبى است در اثناى عمره تمتع و عمره مفرده قبل از تقصير، ولى در عمره مفرده بعد از تقصير و قبل از طواف نساء مانعى ندارد.]
3 مستحبى است در فرض سؤال، ولى به عمرهو حج ضرر نمىزند.
[84 س]- اگر حاجى از منىه برگشته و هنوز طواف واجب را بجا نياورده است، آيا مىتواند طواف مستحبى بجا آورد يا نه؟
ج- احوط آن است كه تا اعمال واجب را انجام نداده، طواف مستحبى نكند. (1)1
[85 م]- شك در ركعات نماز طواف موجب بطلان نماز است (2)2 و بايد اعاده كند و بعيد نيست اعتبار ظنّ در (3)3 ركعات و در ظن در افعال (4)
آية آيهالله گلپايگانى، آية آيهالله فاضل: ظن در افعال معتبر است.
4 احتياط1) - مراجعه شود به سؤال 83
2) - آية آيهالله بهجت: بعد از استقرار آن به تروّى على الأحوط، و اظهر اعتبار ظنّ در ركعاتاست مثل ظنّ در افعال؛ چه ظنّ به وجود باشد يا عدم به مصحّح باشد يا مبطل به ركن باشد يا غير آن، در محل شك و يا نسيان باشد يا خارج از محل. پس لوازم آن از تدارك يا بطلان يا عدم تدارك را مترتّب مىكند، اگر چه احتياط در اعاده است فى الجمله، در صورت تعلّق ظنّ به فعل كه تدارك نمىكند مگر در موردى كه انجام دادن آن مبطل نباشد يقيناً.
3) - آية آيهالله مكارم: احتياط واجب اعاده بعد از اتمام است.
4) - آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: ظن در افعال حكم شك را دارد.
كند. و در احكام، اين نماز با نماز يوميه مساوى است.
[86 م]- اگر نماز طواف را فراموش كند و در بين سعى ميان صفا و مروه يادش بيايد، از همانجا سعى را رها كند و برگردد، دو ركعت نماز را بخواند، بعد از آن، سعى را از همانجا (1)1 تمام كند.
[87 س]- آيا محمول نجسى (2)2 كه در طواف معفو نيست، در نماز طواف مثل نمازهاى يوميه معفو است يا نه؟
ج- در نماز طواف حكم نمازهاى يوميه را دارد. (3)
آية آيهالله خويى، آية آيهالله سيستانى: محمول متنجّس در طواف نيز اشكال ندارد.
آية آيهالله مكارم: لباسهايى كه به تنهايى ستر عورت نمىكند، در طواف و نماز آن اشكالى ندارد و نيز محمول نجس و متنجّس.
3[88 س]- بين طواف و نماز آن، اگر نماز مستحبى يا عبادت مستحبى ديگر بجا آورد، اشكال دارد يا نه؟
ج- احتياط در ترك آن و مبادرت به نماز طواف است. (4)
آية آيهالله خامنهاى: واجب است ميان طواف و نماز طواف فاصله نيفتد و صدق فاصله امر عرفى است و بعيد نيست به اندازه خواندن نماز يوميه يا نافله مختصر اشكالى نداشته باشد.
4[89 س]- زنى مُحرم به احرام عمره تمتع شده و پس از ورود به مكه و انجام طواف، قبل از اينكه نماز طواف بخواند حايض گرديده، چه وظيفهاى دارد؟
1) - آية آيهالله صافى، آية آيهالله گلپايگانى: در صورت تجاوز از نصف، بقيه سعى را و در كمتر از نصف، همه آن را مجدداً بجا آورد.
2) - آية آيهالله فاضل: و متنجّسى.
3) - آية آيهالله اراكى، آية آيهالله فاضل: هرگاه متنجّسى باشد كه نمىتواند با آن ستر عورت كند معفو است. و اگر مىتواند با آن ستر عورت كند و يا اعيان نجسه باشد محل اشكال است. (آية آيهالله فاضل: و به احتياط واجب اجتناب كند.)
4) - آية آيهالله بهجت: اشكال ندارد اگر مخلّ به فوريّت عرفيّه نباشد.
ج- اگر وقت وسعت دارد صبر كند تا پاك شود و نماز را بخواند و بقيه اعمال را انجام دهد و چنانچه وقت تنگ باشد سعى و تقصير عمره تمتع را انجام دهد و مُحرم شود به حج تمتع و بعد از طواف حج يا قبل از آن، (1)
آية آيهالله تبريزى: احتياط اين است كه قبل از طواف حج، نماز طواف عمره را قضا كند.
آية آيهالله سيستانى: بايد آن را قبل از طواف حج قضا كند.
1 نماز را بخواند و سپس بقيه اعمال را انجام دهد. (2)2[90 م]- جايز است تأخير سعى از طواف و نماز آن، براى رفع خستگى يا تخفيف گرمى هوا و جايز است بدون عذر تأخير بيندازد تا شب، گرچه احتياط در تأخير نينداختن است.
[91 م]- جايز نيست تأخير انداختن تا فردا بدون عذر؛ از قبيل مرض. (3)
آية آيهالله خويى: اگر تأخير انداخت طواف و نماز را اعاده نمايد. (المسائل الشرعيه، ج 1، ص 355)، لازم به تذكر است كه ايشان كلام صريحى در اينكه تكليفاً تأخير نينداختن سعى به فردا واجب باشد نفرمودهاند.
آية آيهالله مكارم: ولى اگر تأخير انداخت، سعى او باطل نخواهد شد هرچند گناه كرده است.
3[92 م]- اگر از روى فراموشى زياد كند بر سعى؛ چه كمتر از يك مرتبه يا بيشتر، سعى او صحيح است و بهتر آن است كه زايد را رها كند، گرچه بعيد نيست كه بتواند آن را به هفت مرتبه برساند. (4)
آية آيهالله سيستانى: اگر زايد يك شوط يا بيشتر باشد مستحب است آن را به هفت برساند.
41) - آية آيهالله بهجت، آية آيهالله مكارم: احتياط آن است كه نماز طواف گذشته را قبل ازطواف حج بجاآورد.
2) - تفصيل مسأله در سؤال 79 گذشت.
3) - آية آيهالله تبريزى: تأخير تكليفاً جايز است ولى بايد طواف و نماز را اعاده نمود.
4) - آية آيهالله بهجت، آية آيهالله خويى: اگر زيادى يك شوط باشد مستحب است آن را به هفت برساند.
[93 م]- اگر سعى را كم كند سهواً، (1)
آية آيهالله فاضل: چنانچه قبل از تمام كردن شوط چهارم باشد بنابر احتياط واجب سعى را از سر بگيرد ولى اگر شوط چهارم را تمام كرده است مىتواند آن را اتمام كند يا از سر بگيرد.
1 واجب است آن را اتمام كند هر وقت يادش بيايد (2)2 و اگر به وطن خود مراجعت كرده و براى او مشقت ندارد، بايد مراجعت كند و اگر نمىتواند يا مشقت دارد بايد نايب بگيرد.[94 م]- اگر شك كند در عدد رفت و آمدها بعد از تقصير، اعتنا نكند (3)3 و اگر شك كند بعد از آنكه از عمل فارغ شد و منصرف شد، چون بناگذارى بر اتمام و اعتنا نكردن به شك خالى از اشكال نيست، (4)
آية آيهالله تبريزى، آية آيهالله خويى: اظهرايناست كه بايد به اين شك اعتنا شود و شك در عدد اشواط سعى را باطل مىكند.
آية آيهالله سيستانى: اگر احتمال زياد بودن آنها را بدهد، بنابر صحت بگذارد و اگر احتمال كم بودن آنها را مىدهد در صورتى كه شك او قبل از به هم خوردن موالات باشد سعى باطل است و بنابر احتياط اگر بعد باشد نيز باطل است.
آية آيهالله صافى، آية آيهالله گلپايگانى: اگر بعد از منصرف شدن از سعى، شك در عدد آن كند به آن شك اعتنا نكند و سعيش صحيح است، ليكن اگر احتمال مىدهد كه كمتر از هفت مرتبه سعى كرده، احتياط آن است كه دوباره سعى كند.
4 احتياط1) - آية آيهالله تبريزى، آية آيهالله خويى: چنانچه كمبود سعى از روى فراموشى و بعد ازشوط چهارم بوده، واجب است باقى را هر وقت يادش آمد، هرچند بعد از فراغت از اعمال حج باشد، تدارك نمايد. و اگر خود نتواند تدارك كند يا تدارك آن مشقّت داشته باشد واجب است نايب بگيرد و در اين صورت احتياط اين است كه نايب به نيّت فراغ ذمه منوب عنه از اتمام يا تمام يك سعى كامل بجاآورد. و اگر كمبودش پيش از شوط چهارم و از روى فراموشى بوده، احتياط اين است كه شخصاً يك سعى كامل به قصد اعم از تمام يا اتمام بجا آورد.
2) - آية آيهالله سيستانى: چه يك شوط فراموش كرده باشد يا بيشتر، بنابر اقوى و اگر پساز گذشتن زمان سعى يادش بيايد؛ مثلًا در عرفات يادش بيايد سعى عمرهاش ناقص بوده يا پس از انتهاى ذىحجه به ياد آورد سعى حجش ناقص بوده، احتياط آن است كه كمبود را جبران كند و سپس سعى را از سر بگيرد و اگر نتواند برگردد يا مشقت دارد، بايد نايب بگيرد و احتياط واجب آن است كه نايب هم جمع نمايد بين تدارك مقدار كمبود و بين اعاده سعى كامل.
3) - آية آيهالله فاضل: چه شك در زياده كند و چه شك در نقيصه و همينطور است اگر بعداز فراغ از عمل شك در زياده كند.
4) - آيات عظام اراكى، بهجت، مكارم، نورى: اعتنا به شك نكند و عملش صحيحاست.
آن است كه آنچه احتمال نقص مىدهد اتمام كند خصوصاً اگر شك در ناقص گذاشتن در اين باشد كه عمداً براى حاجتى ترك كرده است سعى را، كه برگردد و اتمام كند كه در اين صورت وجوب اتمام بعيد نيست (1)1 و اگر شك در زياده دارد و مىداند ناقص نشده اعتنا نكند.
[95 س]- اگر از مروه شروع و به صفا ختم كرده و بعد فهميده است، وظيفه او چيست، به خصوص اگر تقصير كرده باشد؟
ج- بايد سعى را اعاده كند و اگر تقصير نكرده تقصير كند. (2)
آية آيهالله صافى، آية آيهالله گلپايگانى: و تقصير نمايد (اگر چه قبلًا تقصير كرده باشد) تا از احرام خارج شود.
آية آيهالله فاضل: اگر با اعتقاد به صحت تقصير كرده، تقصير اعاده ندارد مگر از باب احتياط و در غير اين صورت بايد تقصير را اعاده كند.
آية آيهالله مكارم: اگر آن دور را كه از مروه شروع كرده ناديده بگيرد و بقيه را تكميل كند، بعيد نيست كفايت كند.
2[96 س]- اگر كسى يقين كند كه هفت شوط سعى بين صفا و مروه را تمام كرده است ولى بعد از تقصير متوجه مىشود كه پنج شوط بوده، اولًا
آيا كل سعى را بايد از سر بگيرد يا دو شوطى را كه ناقص بوده است بايد تكميل كند؟ و ثانياً آيا تقصير هم بايد بكند، يا تقصير اول كافى است؟
ج- بايد سعى را اتمام كند و احتياطاً تقصير را اعاده نمايد، گرچه وجوب اين احتياط معلوم نيست. (1)
آيات عظام تبريزى، صافى، گلپايگانى، مكارم: اين احتياط ترك نشود.
آية آيهالله خويى: و تقصير را بايد اعاده نمايد و اگر در عمره تمتع بوده يك گاو كفاره بدهد.
آية آيهالله سيستانى: اين احتياط واجب است و اگر تقصير از روى فراموشى كمبود باشد و در عمره تمتّع باشد احتياطاً بايد يك گاو كفّاره بدهد.
آية آيهالله فاضل: اگر در عمره تمتع بوده احتياطاً تقصير را اعاده كند و بنابر احتياط واجب يك گاو كفّاره بدهد.
1[97 س]- زيادى در سعى جهلًا، آيا حكم زيادى سهوى را دارد يا عمدى را؟
ج- محل اشكال است. (2)
آية آيهالله بهجت: ظاهراً جهلًا مانعى ندارد.
آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: زيادى از روى جهل به حكم بنابر اظهر موجب بطلان سعى نمىباشد، اگرچه احتياط در اعاده است.
آية آيهالله فاضل: محل اشكال است و احتياطاً اعاده كند.
2[98 م]- اگر تقصير را فراموش كند تا وقتى كه احرام حج را ببندد عمرهاش صحيح است و مستحب است فديه يك گوسفند (3)
آيات عظام بهجت، تبريزى، خويى: بنابر احتياط يك گوسفند بدهد.
3 و احتياط آناست كه فديه بدهد.
[99 م]- در عمره تمتع طواف نساء واجب نيست و اگر بخواهد احتياط كند طواف و نماز آن را رجاءاً (1)
آية آيهالله فاضل: در عمره تمتّع طواف نساء واجب نيست بلكه انجام آن موافق احتياط است و اگر بخواهند احتياط كنند محلّ انجام آن قبل از تقصير است.
آية آيهالله مكارم: ضرورتى ندارد طواف نساء را به قصد رجاء بجا آورد.
1 بجا آورد.[100 س]- اگر كسى تقصير عمره مفرده را فراموش كرد، آيا مىتواند در هر جايى تقصير كند يا نه؟ زيرا به ايران بازگشته است و آيا نيازى به طواف نساء مجدد هست؟
ج- تقصير را در هرجا مىتواند انجام دهد، ولى بايد طواف نساء (2)
آية آيهالله تبريزى: احتياط واجب در صورت امكان تقصير در مكه است.
آية آيهالله سيستانى، آية آيهالله مكارم: بنابر احتياط واجب.
2 را اعاده كند و اگر خودش نمىتواند برود، نايب بگيرد.[101 م]- بعد از انجام عمره تمتع و قبل از حج تمتع نبايد عمره مفرده بجا آورده شود (3)
آية آيهالله خامنهاى: بنا بر احتياط.
3 و اگر بجا آوردند صحت عمره مفرده محل اشكال است ولى براى عمره و حج تمتع اشكالى ايجاد نمىشود. (4)آية آيهالله خويى، آية آيهالله گلپايگانى: فقط فرمودهاند كه بجا آوردن عمره مفرده بين عمره تمتع و حج تمتع جايز نيست.
آية آيهالله سيستانى: اگر بين عمره تمتع و حج، عمره مفرده بجا آورد، ظاهر اين است كه موجب بطلان عمره تمتع خواهد شد و لازم است كه آن را اعاده نمايد. ولى اگر تا روز هشتم ذىحجّه در مكّه بماند و قصد حجّ كند عمره مفردهاش تمتّع به حساب مىآيد و مىتواند براى حجّ محرم شود.
آية آيهالله فاضل: اين در صورتى است كه عمره مفرده را در همان ماهى كه عمره تمتّع انجام داده بجا آورده شود، امّا اگر در ماه ديگر انجام داده، عمره تمتّع او باطل شده و اگر تا هشتم ذىحجّه در مكّه بماند اين عمره مفرده، عمره تمتّع محسوب مىشود و حجّ تمتّع او با همين عمره صحيح خواهد بود.
41) - آية آيهالله اراكى: و انجام آن موافق با احتياط است.
2) - آية آيهالله بهجت: اكنون كه قبل از تقصير متذكّر شده است، تقصير مىكند و طواف نساءرا بعد از آن اعاده مىنمايد، بنابر احوط و مقدّم شدن طواف نساء بر تقصير در عمره مفرده در صورت ضرورت يا نسيان يا جهل مجزى است.
3) - آية آيهالله بهجت: محتمل است اشكال نداشته باشد.
4) - آية آيهالله تبريزى: عمره مفرده بين عمره تمتع و حج تمتع مشروع نيست مگر اين كه از حرم خارج شود و در ماه ديگر غير از ماهى كه محرم براى عمره تمتع شده با احرام عمره مفرده داخل مكه شود كه در اين صورت عمره مفرده او صحيح است و عمره تمتع او تبديل به عمره مفرده مىشود.
[102 م]- محل احرام حج، شهر مكه است (1)
آية آيهالله تبريزى: بنا بر احتياط احرام حج بايد از مكّه قديم باشد.
آية آيهالله خويى: احتياط واجب اين است كه از مكه قديمه براى حج احرام ببندد.
آية آيهالله سيستانى: و احوط و اولى احرام بستن از مكّه قديم است كه در زمان رسول آيهالله صلى الله عليه و آله بوده است، اگرچه اظهر جواز احرام بستن از قسمتهاى جديد شهر است، مگر قسمتهايى كه بيرون حرم باشد.
آية آيهالله مكارم: ولى از بيرون حرم (مانند مناطقى كه بعد از مسجد تنعيم است و اكنون جزو مكه شده) خالى از اشكال نيست.
آية آيهالله صافى: و بنابر احتياط لازم تا مىتواند از مكّه قديم محرم شود.
1 هر موضع كه باشد، گرچه در محلههاى تازهساز، ولى مستحب است (2)آية آيهالله خامنهاى: افضل احرام از مسجدالحرام است.
آية آيهالله مكارم: مستحب است در مسجدالحرام احرام ببندد.
2 در مقام ابراهيم عليه السلام يا حجر اسماعيل عليه السلام واقع شود.[103 م]- اگر كسى بواسطه عذرى، مثل فراموشى و تنگى وقت (3)3 و مثل
آن، (1)1 از ظهر نهم تا غروب شرعى در عرفات نباشد و هيچ جزئى از زمان را درك نكند، كافى است كه مقدارى از شب عيد را هرچند اندك باشد در عرفات باشد (2)2 و اين زمان را وقت اضطرارى عرفه مىگويند.
[104 م]- اگر كسى كه بواسطه عذر، روز نهم را وقوف نكرده و شب دهم را عمداً و بىعذر (3)3 در عرفات وقوف نكند، ظاهراً حج او باطل مىشود، اگرچه درك كند وقوف به مشعر را.
[105 م]- اگر كسى بواسطه فراموشى يا غفلت يا عذر ديگر ترك كند وقوف به عرفات را در روز نهم، كه وقت اختيارى است و در شب دهم كه وقت اضطرارى است، كفايت مىكند در صحيح بودن حج او كه وقوف اختيارى مشعر را درك كند چنانچه خواهد آمد. (4)4
[106 س]- وقوف اضطرارى عرفه آيا از اول شب تا طلوع فجر است، يا طلوع آفتاب؟
ج- وقوف اضطرارى عرفه در شب عيد است و شب تا طلوع فجر است. (5)
آية آيهالله خويى: و شب تا طلوع آفتاب است.
آية آيهالله مكارم: درك مقدارى از آن هرچند كم باشد كافى است.
51) - آية آيهالله فاضل: مثل جهل به موضوع يا حكم يا مريضى يا شدّت گرما و سرما.
2) - آية آيهالله سيستانى: و اگر خوف اين باشد كه با درك وقوف اضطرارى عرفه، وقوف مشعر قبل از طلوع آفتاب از او فوت بشود واجب است اكتفا كند به وقوف مشعر و حجّش صحيح است.
3) - آية آيهالله بهجت: موجب بطلان حج است تعمّد ترك وقوف اضطرارى عرفه، كه از شبعيد تا طلوع فجر است، على الأحوط.
4) - آية آيهالله تبريزى، آية آيهالله خويى: حكم آن بعداً خواهد آمد.
5) - آيات عظام اراكى، سيستانى، فاضل، نورى: و درك مقدارى از آن، كفايت مىكند؛ چنانكه گذشت.
[107 م]- جايز است براى كسانى كه عذرى دارند، قدرى كه شب در مشعر توقف كردند كوچ كنند به منىه؛ مثل زنها و بچهها و بيماران و پيرمردان و اشخاص ضعيف و اشخاصى كه براى پرستارى يا راهنمايى آنها لازم است همراه باشند (1)
آية آيهالله تبريزى، آية آيهالله خويى: كسانى كه ناچارند همراه معذورين باشند، اگر بتوانند ولو يك لحظه قبل از طلوع آفتاب به مشعر برگردند بايد برگردند و در فرض عجز، اگر بتوانند قبل از ظهر روز عيد به آنجا برگردند بايد برگردند.
آية آيهالله فاضل: بلى لازم است همراهان معذورين و كسانى كه عذر آنها برطرف شد، در صورت امكان براى درك وقوف اختيارى به مشعر برگردند.
1 و احتياط (2)آية آيهالله سيستانى: جايز است به توقّف قسمتى از شب عيد در آنجا و حركت كردن قبل از طلوع فجر به طرف منىه اكتفا كنند.
آية آيهالله مكارم: اين احتياط مستحب است.
ساير آيات عظام نظرشان اين است: همين كه مقدارى از شب را در مشعر ماندند، مىتوانند تا قبل از طلوع فجر از آنجا بروند.
2 واجب آن است كه پيش از نصف شب حركت نكنند، بنابراين براى اين اشخاص وقوف بين الطلوعين لازم نيست و احتياط مستحب آن است كه اگر توقف مشكل نباشد تخلف نكنند.[108 م]- كسى كه درك نكند وقوف بين الطلوعين را يا وقوف شب را، در صورتى كه صاحب عذر باشد، (3)3 اگر مقدارى از طلوع آفتاب تا ظهر
1) - آيةآيهاللهبهجت: كسىكه شب را در مشعر بهروز آورده، بهقصد وقوف باقصدقربت، بنابراحتياط مذكور (979 مناسك مشحىه) و دشوار باشد براو ماندن بعد از طلوع فجر، جايز است كه قبل از طلوع فجر از آنجا بيرون رود بهسوىمنىه؛ مثلزنها ومردهاى پير وبيماران وكسانى كه كار ضرورى دارند.
2) - آية آيهالله خامنهاى: اين احتياط را متعرض نشدهاند.
3) - آية آيهالله فاضل: اگر وقوف در عرفات را درك كرده باشد.
در مشعر توقف كند اگرچه كم باشد، حج او صحيح است. (1)1
[109 م]- چون معلوم شد (2)2 كه وقوف به عرفات و مشعر اختيارى و اضطرارى دارند و از براى وقوف به مشعر دو قسم اضطرارى است، پس به ملاحظه ادراك هر دو موقف يا يكى از آنها در وقت اختيارى يا اضطرارى، مفرداً و مركباً، و به ملاحظه ترك عمدى يا جهلى يا نسيانى، اقسام زيادى دارد كه در اينجا آنچه مورد ابتلا ممكن است بشود، ذكر مىشود:
اول- آنكه مكلف درك هر دو موقف كند در وقت اختيارى؛ يعنى از ظهر روز عرفه، عرفات را و بين الطلوعين صبح دهم، مشعر را درك كند. پس اشكالى در صحت حج او نيست.
دوم- آنكه هيچ يك از دو موقف را درك نكند، نه اختيارى آنها را و نه اضطرارى را، پس اشكالى نيست در بطلان حج او و بايد به همان احرام حج عمره مفرده (3)
آية آيهالله فاضل: و بهتر است قصد عدول به عمره مفرده بنمايد.
3 كه عبارت است از طواف و نماز آن و سعى و تقصير و طواف نساء و نماز آن، بهجا آورد و از احرام محلّ شود و اگر گوسفند (4)آية آيهالله صافى، آية آيهالله گلپايگانى: گوسفند را قربانى كند.
4 همراه داشته باشد احتياطاً ذبح كند و بايد سال ديگر حج1) - آيات عظام سيستانى، صافى، گلپايگانى، مكارم: حج او صحيح نيست مگر اينكه وقوف اختيارى يا لااقل اضطرارى عرفات را نيز درك كرده باشد كه حج او صحيح است.
2) - آية آيهالله سيستانى: در بيان صور هشتگانه وقوفين، تفاوتهايى با متن وجود دارد.
3) - آية آيهالله بهجت: با نيّت عدول به عمره مفرده على الأحوط، و وجوب ذبح گوسفند كههمراه داشته باشد محتاج به تأمّل است، بلى موافق احتياط و مروىّ در خبر داود رقىّ و صحيح ضُريس به نقل فقيه است و در سال آينده حج مىكند اگر شرايط مقرّره وجوب حج درباره او متحقّق بشود.
4) - آية آيهالله خويى: متعرض اين فرع نشدهاند.
بهجا آورد، اگر شرايط استطاعت را دارا باشد، (1)1 در صورتى كه درك نكردن موقف بواسطه عذر باشد.
[110 س]- خدمهاى كه با زنها، قبل از طلوع فجر، به منىه مىروند ولى خود را قبل از طلوع آفتاب بهمشعر مىرسانند ووقوف ركنى مشعر را درك مىكنند، آيانيابت آنان صحيح است يا نه؟
ج- اگر از ذوى الأعذار نبودهاند (2)2 كه نيابت آنها صحيح است در فرض مرقوم حجشان نيابتاً صحيح است. (3)
آية آيهالله مكارم: اگر لازم بوده است با زنها به منىه بروند گناهى نكردهاند.
3 هرچند مرتكب حرام شدهاند. (4)آية آيهالله سيستانى: نيابت آنها به هر حال صحيح است.
4[111 م]- وقت انداختن سنگ (5)
آية آيهالله فاضل: براى غير معذورين.
5 از طلوع آفتاب روز عيد است تا غروب آن و اگر فراموش كرد، تا روز سيزدهم (6)آية آيهالله خامنهاى: احتياط واجب آن است كه خودش يا نايبش انجام دهند و در سال ديگر نيز خودش يا نايبش قضاى آن را بجا آورند.
آيات عظام خويى، صافى، گلپايگانى: يا مسأله را نمىدانست.
آية آيهالله فاضل: ... تا روز سيزدهم مىتواند به نيّت قضا بجا آورد و واجب است قضا را قبل از رمى آن روز انجام دهد.
6 مىتواند به جا آورد و1) - آية آيهالله صافى، آية آيهالله گلپايگانى: اگر حج بر او مستقر بوده به حج برود، چهمستطيع باشد يا نباشد.
2) - آية آيهالله بهجت: و عذر طارى است.
3) - آية آيهالله اراكى، آية آيهالله نورى: با فرض ترك عمدى، نيابت محلّ اشكال است.
4) - مراجعه شود به شرط هفتم نايب.
5) - آية آيهالله بهجت: وقت رمى بعد از طلوع آفتاب روز عيد است تا غروب آن، و اگر فراموشكرد يا ترك كرد عمداً على الأحوط، تا روز سيزدهم، در روزى كه متذكّر شود بجا آورد با تقديم قضاء بر اداء، و احتياط در رعايت طلوع آفتاب است در قضاء ايضاً با عدم عذر مسوّغ رمى در شب در اداء مانند خوف و مرض، و اگر متذكّر نشد يا متذكّر شد بعد از انقضاى ايّام تشريق يا ترك كرد عمداً تا آنوقت على الأحوط، در سال آينده خود يا نايب او، با ترتب نيابت بر عدم حج در سال آينده يا عدم امكان مباشرت، بجا آورند.
6) - آية آيهالله اراكى: ... تا روز سيزدهم مىتواند به نيّت قضا بجا آورد.
اگر تا آن وقت متذكر نشد احتياطاً (1)
آية آيهالله خامنهاى: اگر از مكّه بيرون نرفته احتياط واجب آن است كه به منىه رفته رمى نمايد و در سال ديگر نيز خودش يا نايبش قضا كند و اگر از مكّه خارج شده احتياط واجب آن است كه در سال بعد خود يا نايبش رمى كند.
آية آيهالله سيستانى: اگر در روز عيد رمى نكرد از روى جهل يا فراموشى يا هر عذر ديگر هرگاه رفع مانع شد بايد جبران كند در منىه باشد و يا در مكّه حتى اگر بعد از روز سيزدهم ماه باشد، ولى در شب رمى نكند و اگر پس از خروج از مكه مانع برطرف شود لازم نيست برگردد و احتياط مستحب است كه در سال بعد خود يا نايبش رمى كنند.
آية آيهالله گلپايگانى: در سال بعد خودش يا نايبش بايد رمى نمايد.
آية آيهالله مكارم: اگر بتواند بايد خودش در سال آينده در همان موقع قضا كند و اگر نمىتواند نايب بگيرد.
1 در سال ديگر خودش يا نايبش بيندازد.[112 م]- اگر شك كند كه سنگ را ديگرى استعمال كرده يا نه، جايز است به آن بيندازد. (2)2
[113 م]- اگر سنگى را كه در حرم است احتمال بدهد از خارج آوردهاند، اعتنا نكند. (3)
آية آيهالله فاضل: احتياط آن است كه با آن رمى نكند.
3[114 م]- اگر شك كند در عدد انداختن، در وقتى كه مشغول عمل
1) - آية آيهالله تبريزى، آية آيهالله خويى: احتياط اين است كه به منىه رفته و رمى نموده ودر سال بعد رمى را شخصاً خودش و يا نايبش به جا آورد، و اگر بعد از خروج از مكه يادش آمد واجب نيست برگردد بلكه سال ديگر خودش يا نايبش بنابر احتياط رمى مىكنند.
2) - آية آيهالله سيستانى: مگر اين كه در جايى باشد كه علم داشته باشد بعضى از سنگهاى آنجا استعمال شده است واحتمال بدهد كهسنگ موردنظر هم يكى از آنها باشد كه در اين صورت بايد احتياط كند.
3) - آية آيهالله خويى: فتواى ايشان به دست نيامد.
است، بايد چندان بيندازد تا علم به عدد پيدا كند و همچنين اگر شك كند كه سنگى كه انداخت خورد به جمره يا نه، بايد بيندازد تا علم به رسيدن پيدا كند.
[115 م]- اگر بعد از آنكه سنگ را انداخت و از محل منصرف شد، (1)1 شك كند در عدد سنگها، اگر شك در نقيصه كند، احتياط آن است (2)
آية آيهالله سيستانى: اگر بعد از صدق عرفى فراغ باشد اعتنا نكند و اگر قبل از آن است بايد تدارك كند.
آية آيهالله صافى، آية آيهالله گلپايگانى و ساير آيات عظام قائلند: اگر شك در نقيصه كند بايد برگردد و نقيصه را تمام كند.
2 كه برگردد و نقيصه را تمام كند و درشك در زياده اعتنا نكند.[116 م]- اگر بعد از ذبح يا سر تراشيدن (3)
آية آيهالله گلپايگانى، آية آيهالله مكارم: هرگاه شك در نقيصه كند بايد اتمام نمايد. و متعرض انصراف از محلّ و يا دخول در عمل بعدى نشدهاند.
3 شك كند در انداختن سنگ يا در عدد آن، اعتنا نكند.[117 م]- اگر بعد از فارغ شدن (4)4 شك كند در اينكه درست انداخته يا نه، بنابر صحت بگذارد، بلى اگر در رسيدن سنگ آخرى به محل شك كند بايد اعاده كند، (5)
آية آيهالله خويى: اگر شك كند سنگريزه به جمره رسيد يا نه بنابر نرسيدن گذاشته و سنگ ديگرى بزند مگر آنكه شك وى در وقتى باشد كه به واجب ديگرى مشغول شده يا پساز فرارسيدن شب باشد. آية آيهالله سيستانى: اگر بعد از صدق فراغ باشد عرفاً اعتنا نكند، مطلقاً.
آية آيهالله فاضل: براى اين استثناء وجهى به نظر نمىرسد.
5 ولى اگر رسيدن را دانست و احتمال داد كه با پا انداخته باشد يا سنگ مستعمل انداخته باشد، اعتنا نكند.[118 م]- در هدى چند چيز معتبر است و بايد مراعات شود:
اول- آنكه اگر شتر باشد سن آن كمتر از پنجسال نباشد و داخل در شش سال شده باشد و اگر گاو است بنابر احتياط (1)1 واجب، كمتر از دو سال نباشد و داخل در سه سال شده باشد و همچنين در بز كمتر از سن گاو نباشد (2)2 و در ميش به احتياط (3)
آية آيهالله گلپايگانى: و در ميش به احتياط كمتر از ....
3 واجب كمتر از يكسال نباشد و داخل در سال دوم شده باشد.دوم- بايد صحيح باشد، پس حيوان مريض (4)
آية آيهالله فاضل: بنابر احتياط واجب بايد صحيح باشد.
آية آيهالله گلپايگانى، متعرض اين حكم نشدهاند.
4 كافى نيست، حتى مثل كچلى بنابر احتياط.سوم- بايد خيلى پير نباشد. (5)
آية آيهالله خامنهاى: پير نبودن قربانى شرط نيست.
آية آيهالله فاضل، آية آيهالله مكارم: بنابر احتياط واجب.
5چهارم (6)6- بايد تام الأجزاء باشد و ناقص كافى نيست. پس اگر واضح
1) - آية آيهالله فاضل: اگر گاو داخل در سال دوم شده باشد كفايت مىكند ولى بهتر استكمتر از دو سال نباشد و همچنين است اگر قربانى بز باشد و اگر ميش باشد كمتر از يك سال هم كفايت مىكند ولى احتياط مستحب است كه كمتر از يكسال نباشد.
2) - آية آيهالله بهجت، آية آيهالله سيستانى: بنابر احتياط واجب.
3) - آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: گوسفند بايستى هفت ماهش تمام و وارد ماه هشتم باشد و كمتر از آن كافى نيست و احتياط اين است كه يك سالش تمام و در سال دوم داخل شده باشد.
4) - آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: احوط اولى اين است كه مريض نباشد.
5) - آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: احوط اولى آن است كه خيلى پير نباشد يعنى مغز استخوانش آب نشده باشد.
6) - آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: بايد تامالاعضاء باشد پس كافى نيستكور (هر چند يك چشم باشد) و لنگ و گوش بريده و آن كه شاخ داخلش شكسته است و مانند آن.
باشد كورى يا لنگى آن بنابر اقوى كافى نيست (1)1 و اگر واضح نباشد به احتياط واجب كافى نيست (2)2 و احتياط واجب آن است كه چشمش سفيد نشده باشد و بايد گوش بريده و دم بريده و شاخ داخل آن شكسته يا بريده نباشد.
پنجم- بايد لاغر نباشد (3)3 و اگر در گُرده او پيه باشد (4)4 كافى است، و احتياط (5)
آية الله سيستانى: معتبر است كه قربانى عرفا لاغر نباشد.
5 آن است كه آن را در عرف لاغر نگويند.ششم- بايد خصى نباشد؛ (6)6 يعنى بايد خصيتين آن را بيرون نياورده باشند.
هفتم- بايد بيضه آن را نكوبيده باشند به احتياط (7)
آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: احوط و اولى آن است كه بيضه آن را نكوبيده باشند.
آية الله خامنهاى: كوبيده نبودن بيضه شرط نيست مگر اينكه به حد اخته شدن برسد.
آية الله فاضل: احتياط مستحب آن است كه بيضه آن را نكوبيده باشند.
آية الله گلپايگانى، آية الله مكارم: جايز است كشتن حيوانى كه بيضه آن را نكوبيده باشند.
7 واجب. (8)81) - آية آيهالله بهجت، آية الله خامنهاى: بايد تام الاجزاء باشد پس كور و يك چشمى و لنگ و گوش بريده حتى اگر قليلى از گوش بريده باشند و آنكه از شاخ اندرونى آن چيزى ناقص است مجزى نيست.
2) - آية الله مكارم: لنگى مختصر عيب ندارد.
3) - آية آيهالله بهجت: بايد لاغر نباشد و مشهور كفايت بودن پيه در گرده اوست و احوط آن است كه علاوه بر اين او را در عرف لاغر نگويند.
4) - آية آيهالله مكارم: بر كليه آن مقدارى چربى باشد كافى است.
5) - آية آيهالله خويى: بايد عرفا لاغر نباشد و پيه داشتن در گرده ملاك نيست.
6) - آية آيهالله تبريزى، آية الله فاضل: بنابر احوط قربانى نبايد اخته باشد.
7) - آية آيهالله بهجت: اظهر اجزاء موجوء است.
8) - آية آيهالله صانعى: بلكه مستحب و اقوى كفايت است.
هشتم- بايد در اصل خلقت بىدم نباشد به احتياط واجب و اگر گوش يا شاخ در خلقت اصلى نداشته باشد، بعيد نيست كفايت، اگرچه خلاف احتياط است.
نهم- در اصل خلقت بىبيضه نباشد. (1)1
[119 م]- اگر بواسطه عذرى مثل فراموشى يا غير آن، ذبح را در روز عيد نكرد، احتياط واجب آن است كه (2)
آية آيهالله بهجت: حكم آن در مسأله قبل بيان شد.
آية آيهالله تبريزى، آية آيهالله خويى: بلكه بدون ترديد لازم است.
آية آيهالله سيستانى: اقوىه آن است كه مىتواند در روزهاى تشريق قربانى كند.
آية آيهالله صافى، آية آيهالله گلپايگانى: اين احتياط واجب نيست اگرچه مطلوب است ولكن اگر در غير ايام نحر (روز عيد و سه روز بعد از آن) بود بنابر احتياط قصد ادا و قضا نكند، بلكه به قصد ما فى الذمه ذبح كند.
آية آيهالله مكارم: تا روز سيزدهم در هر حال جايز است ذبح كند.
2 در ايام (3)تشريق ذبح كند و اگر نشد در بقيه ماه ذىحجه و در تأخير عمدى (4)آية آيهالله خويى: اگر از روى علم و عمد ترك كرده و طواف بجا آورده باشد ظاهراً طوافش باطل و اعاده آن بعد از تدارك ذبح واجب است.
3 نيز همين حكم است. (5)4[120 م]- اگر حيوانى را به گمان آنكه صحيح و سالم است ذبح كرد بعد معلوم شد كه مريض يا ناقص بوده، كافى نيست و بايد دوباره ذبح كند. (6)
آية آيهالله خامنهاى: در صورت تمكّن.
51) - آية آيهالله مكارم: بنابر احتياط.
2) - آية آيهالله اراكى: اين احتياط واجب نيست. (اطلاق آيه محكَّم است).
4) - آية آيهالله خامنهاى: تأخير عمدى را متعرض نشدهاند.
5) - آية آيهالله سيستانى: اگر عمداً ذبح را از ايام تشريق تأخير بيندازد حجش باطل است و اگر معذور باشد بايد روزه بگيرد و احتياط مستحب اين است كه ذبح در بقيه ذىحجه را نيز انجام دهد.
6) - آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: چنانچه قربانى را به عقيده اين كه سالم است خريدارى نمود و قيمتش را پرداخت و بعد معلوم شد كه عيبى دارد، ظاهر اين است كه مىتواند به آن اكتفا نمايد و لازم نيست قربانى ديگرى بنمايد.
[121 م]- اگر حيوانى را به گمان چاقى ذبح كرد بعد معلوم شد لاغر است، كافى است. (1)1
[122 م]- احتياط (2)2 آن است كه ذبيحه را سه قسمت كنند، يك قسمت را هديه بدهند و يك قسمت را صدقه بدهند و قدرى هم از ذبيحه بخورند و صدقه را به مؤمنين بدهند ولكن هيچيك از اين احتياطها واجب (3)
آية آيهالله بهجت: احوط آن ا ست كه قدرى از ذبيحه بخورند و قدرى هديه دهند و قدرى صدقه دهند و لازم نيست بنابر اظهر كه مقدار هر يك از هديه و صدقه ثلث ذبيحه باشد و نيز در خصوص سهم صدقه احوط آن است كه بر مؤمنين بوده باشد و اگر به اختيار خود به غير مؤمن بدهد احوط ضمان اوست يعنى قيمت قدرى از آن را به عنوان صدقه به فقير مىدهد و همين احتياط در سهم هديه به مثل اتلاف و بيع جاريست و عمل به احتياط به مثل توسيط فقير يا استيكال او ممكن است، و در صورت عدم امكان، اين تكليف ساقط است.
آية آيهالله تبريزى، آية آيهالله خويى: اين احتياط واجب است ولى نسبت به صدقه انسان مىتواند از فقير مؤمن و نسبت به هديه از مؤمن ديگرى ولو از شهر خودش وكالت در قبول و اعراض بگيرد و بعد از ذبح از طرف آنها قبول و قبض كرده و بعد اعراض نمايد و در صورتى كه در منىه متمكن از تقسيم نيست اخذ وكالت مزبور لازم است و اگر اين عمل را با فرض تمكن انجام ندهد بنابر احتياط واجب ضامن است.
آية آيهالله سيستانى، در دو قسم اول با متن موافق هستند و اما در قسم سوم مىفرمايند: بنابر احتياط واجب آن را به فقراى مسلمانان صدقه دهد. و اگر صدقه دادن ممكن نباشد يا موجب مشقّت و زحمت زيادى شود وجوب آن ساقط مىشود و رساندن آن به خود فقير لازم نيست بلكه كفايت مىكند به وكيل او داده شود اگر چه وكيل خود قربانى كننده باشد آنگاه وكيل بر حسب اجازه موكّل در آن تصرّف مىكند به هديه دادن يا فروش يا اعراض از آن و يا غير اينها.
آية آيهالله صافى، آية آيهالله گلپايگانى: واجب است كه قدرى از قربانى را خودش بخورد و قدرى را هديه دهد و مقدارى را به فقير مؤمن صدقه بدهد، و احتياط آن است كه هديه را هم به مؤمن بدهد و اينكه هريك از صدقه و هديه كمتر از ثلث قربانى نباشد و در هديّه فقر شرط نيست.
آية آيهالله مكارم: تقسيم ذبيحه به سه قسمت واجب نيست ولى واجب است كه قسمتى از آن را به فقراء بدهند.
3 نيست و اگر صدقه را به فقراى كفار بدهد يا آنكه تمام ذبيحه را1) - آية آيهالله سيستانى: اگر حيوانى را به گمان چاقى خريد سپس معلوم شد لاغر است كافى است چه قبل از ذبح معلوم شود چه بعد از آن، ولى اگر خودش گوسفندى داشت و آن را به گمان چاقى ذبح كرد سپس معلوم شد لاغر است به احتياط واجب كافى نيست.
2) - آية آيهالله فاضل: مستحب است كه ...
3) - آية الهّهه اراكى: اين احتياطها واجب است.
به آنها بدهد اشكال ندارد و ضامن حصه فقراء نيست (1)1 ليكن احتياط؛ خصوصاً در خوردنِ قدرى از ذبيحه، خيلى مطلوب است.
[123 م]- احتياط واجب (2)2 آن است كه ذابح مؤمن باشد، (3)
آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى، صافى، گلپايگانى: اگر مسلمان باشد كفايت مىكند و شيعه بودن ذابح لزومى ندارد.
آية آيهالله مكارم: تمام مسلمانان كه ذبيحه آنان پاك وحلال است مىتوانند ذبح كنند.
3 بلكه خالى از قوت نيست و همينطور در ذبح كفارات.[124 م]- احتياط آن است كه اگر احتمال نقص يا مرض در گوسفند بدهند، آن را معاينه كنند، اگرچه اقوى در احتمال آنكه عيبى حادث شده باشد، مثل آنكه احتمال بدهد گوش يا دمش را بريدهاند يا آن را خصى كردهاند، عدم لزوم معاينه است و احتياط در عيبهايى كه محتمل است
1) - آية آيهالله سيستانى: بلكه به احتياط واجب ضامن حصّه فقرا است مگر اين كه قربانىارزش مالى خود را به دليل فراوانى بيش از حد از دست بدهد.
2) - آيات عظام اراكى، خامنهاى، فاضل، نورى: در صورتى كه ذابح را در انجامقربانى نايب كرده باشد و امّا اگر از او خصوص ذبح را خواسته باشد لازم نيست مؤمن باشد و خودش بايد قصد قربانى و قربت را انجام دهد.
3) - آية آيهالله بهجت: ايمان شرط نيست ولى شرائط ديگر را بايد دارا باشد.
از حال تولد داشته و مادر زاد بوده، ترك نشود. (1)
آية الله خويى: متعرض اين فرع نشده اند.
1[125 م]- اگر بعداز ذبح كردن، احتمال داد ناقص بودن يا نداشتن ساير شرايط را، اعتنا نكند. (2)
آية الله سيستانى: و همچنين اگر شك در اين باشد كه محل ذبح منى بوده يا جاى ديگر.
2[126 م]- اگر نايب عمداً بر خلاف دستور شرع، در اوصاف ذبيحه يا در كشتن آن، عمل كرد ضامن است و بايد غرامت آن را بدهد و بايد دو مرتبه ذبح كنند.
[127 م]- اگر نايب از روى اشتباه يا جهل، برخلاف دستور عمل كند، (3)
آية الله گلپايگانى: متعرض اين فرع نشده اند.
3 اگر براى عمل اجرت گرفته است ضامن است (4)آية الله سيستانى: در هر دو صورت ضامن است.
آية الله مكارم: اگر مقصر بوده ضامن است.
4 و الّا معلوم نيست ضامن باشد (5)آية آيهالله فاضل: و نيز اگر تلف مستند به ذابح باشد بنابر احتياط ضامن است اگر چه عمل را تبرعاً انجام داده باشد.
5 و در هر صورت بايد اعادهشود. (6)61) - آية آيهالله تبريزى: در موارد احتمال نقص و مرض مطلقا فحص لازم نيست.
2) - آية آيهالله خويى، آية الله فاضل: در صورتى كه احتمال بدهد كه در حال ذبح احراز شرايط كرده بوده (مناسك عربى، مسأله 388).
3) - آية آيهالله صافى: اين فرع مجمل است و تفصيلى دارد.
4) - آية آيهالله خويى: ظاهرا به نظر ايشان فرض مزبور مطلقا مورد ضمان است چون اتلاف مستند به نايب است و عدم ضمان وكيل بدون تعدى و تفريط در مورد تلف است نه اتلاف. (رجوع شود به مستند العروه، كتاب الاجاره، ص 245 و 247). و نظريه آية الله تبريزى هم همين است.
5) - آية آيهالله بهجت: اگر خلاف موجب عدم اجزاء شود در هر صورت ضامن است و اعاده لازم است.
6) - آية آيهالله مكارم: بنابر احتياط واجب اعاده شود.
[128 م]- تأخير ذبح از روز عيد عمداً، جايز نيست على الأحوط (1)
آية آيهالله بهجت: واجب است ذبح هدى در روز عيد، و امّا بعد از عيد پس مجزى است در بقيّه ذى حجه اگر چه خلاف احتياط است تكليفاً تأخير از آن بدون عذر خصوصاً تأخير از ايّام تشريق سه گانه.
آية آيهالله تبريزى، آية آيهالله خويى: احتياط اين است كه ذبح و نحر در روز عيد قربان باشد.
آية آيهالله سيستانى: اين احتياط مستحب است و مىتواند در روزهاى تشريق هم قربانى كند.
آية آيهالله صافى، آية آيهالله گلپايگانى: بنابر احتياط اختياراً جايز نيست ذبح هدى را از روز عيد تأخير بيندازد اگرچه اقوى جوازآن است.
آية آيهالله مكارم: تا روز سيزدهم جايز است.
1، لكن اگر تأخير شد عمداً يا جهلًا يا نسياناً، ذبح در شب كفايت مىكند. (2)آية آيهالله بهجت: احوط اين است كه ذبح در روز عيد قربان باشد و در صورتى كه به دلايلى نتواند تا مغرب قربانى كند، بعد از اذان مغرب هم مىتواند.
آية آيهالله تبريزى: ذبح در شب، بعد از عيد، خلاف احتياط است.
آية آيهالله خامنهاى: اگر به واسطه عذرى مثل فراموشى يا غير آن، ذبح را در روز عيد نكرد احتياط واجب آن است كه در ايام تشريق ذبح كند واگر نشد در بقيه ماه ذىحجه.
آية آيهالله خويى، آية آيهالله فاضل: ذبح در شب كفايت نمىكند مگر براى خائف.
آية آيهالله سيستانى: و احتياط واجب اين است كه در شب قربانى نكند، حتى شب روزهاى تشريق، مگر براى خائف.
آية آيهالله گلپايگانى: ذبح در شب يازدهم بنابر احوط جايز نيست و اگر در روز عيد ذبح نكرد، روز يازدهم ذبح نمايد.
2[129 م]- كسانى كه وكيل ديگرى هستند كه براى او قربانى كنند، مىتوانند قبل از اينكه حلق يا تقصير كنند، قربانىِ ديگرى را ذبح نمايند.
[130 س]- آيا مُحرم مىتواند قبل از ذبحِ گوسفندِ خود، براى ديگرى ذبح نمايد؟
ج- مانع ندارد.
[131 س]- آيا ذبح با كاردهاى استيل كه معلوم نيست آهن است يا نه چگونه است؟
ج- صحيح نيست. (1)
آية آيهالله تبريزى: مانعى ندارد، بلى اگر در محلّ ذبح آهن باشد، احتياط مستحب آن است كه با آن ذبح كند.
آية آيهالله خامنهاى: وسيله ذبح بايد آهن باشد و استيل (فولاد همراه با مواد ضد زنگ) در حقيقت همان آهن است و ذبح با آن مانع ندارد.
آية آيهالله خويى: ذبح با آن مانعى ندارد.
آية آيهالله سيستانى: خالى از اشكال نيست.
آية آيهالله صافى: اگر محرز نباشد كه استيل آهن است صحيح نيست.
آية آيهالله فاضل: اشكال ندارد.
آية آيهالله مكارم، آية آيهالله نورى: با هر فلز برندهاى صحيح است.
1[132 س]- شخصى به اعتماد نايب خود در رمى، ذبح كرده و حلق نموده است، بعد معلوم شده كه نايب از جانب او رمى ننموده است، آيا ذبح و حلق او صحيح است؟
ج- كفايت مىكند.
[133 س]- بعد از فرى اوداج اربعه، اگر گردن قربانى را در حالى كه هنوز زنده است قطع نمود، چه صورتى دارد؟
ج- كار حرامى است، (2)2 لكن ذبيحه حلال است و كفايت از قربانى مىكند. (3)
آية آيهالله تبريزى، آية آيهالله خويى: بنابر احتياط لازم، ذبيحه حلال نيست.
آية آيهالله مكارم: اين كار حرام نيست ولى بهتر است اين كار را نكند.
3[134 م]- احتياط (1)
آية آيهالله تبريزى، آية آيهالله خويى: احتياط واجب آن است كه در روز عيد باشد و اگر روز عيد نكرد تا آخر ذىحجه وقت دارد.
آية آيهالله خامنهاى: اين احتياط واجب است.
آية آيهالله سيستانى: احتياط مستحب اين است كه از روز عيد تأخير نشود و بعيد نيست تأخير آن تا آخرين زمانى كه بتواند اعمال حج را در ماه ذىحجه به جا آورد.
آية آيهالله گلپايگانى: متعرض اين فرع نشدهاند.
1 آن است كه تقصير در روز عيد باشد، اگرچه بعيد نيست جواز تأخير تا آخرِ ايام تشريق.[135 م]- اگر كسى سر نتراشيد و تقصير نكرد در منىه و از آنجا كوچ كرد بايد مراجعت كند و عمل را انجام دهد و فرقى نيست در اين حكم بين كسى كه عمداً ترك كرده يا نسياناً (2)
آية آيهالله سيستانى: ناسى بنابر احتياط واجب ملحق به عامد است.
2 و سهواً يا بواسطه مسأله ندانستن.[136 م]- اگر براى اين شخص ممكن نشود برگشتن به منىه، هرجا كه هست سر بتراشد يا تقصير كند و موى خود را بفرستد (3)
آية آيهالله مكارم: بنا بر احتياط واجب.
3 به منىه، در صورت امكان، و مستحب است كه مو را در منىه دفن كند در محل خيمه خود. (4)4[137 م]- اگر قبل از سر تراشيدن يا تقصير، طواف و سعى كند از روى
1) - آية آيهالله اراكى، آية آيهالله نورى: اين احتياط ترك نشود.
2) - آية آيهالله بهجت: اگر پس از اعمال حج تدارك نمايد، اعاده طواف واجب است و در صورت تعمّد بنا بر احوط گوسفندى كفاره دارد
3) - آية آيهالله صافى، آية آيهالله گلپايگانى: مستحب است موى خود را بفرستد.
4) - آية آيهالله مكارم: يا غير خيمه خود.
سهو يا جهل به حكم، بايد برگردد و سر بتراشد يا تقصير كند و پس از آن طواف و نماز آن و سعى را بجا آورد (1)
آية آيهالله تبريزى، آية آيهالله خويى: اعاده طواف و سعى لزوم ندارد، بلكه احتياط استحبابى دارد.
آية آيهالله تبريزى: بلى اگر قبل از خروج از مكه متذكر شود، احتياط در خصوص اعاده طواف نبايد ترك شود.
آية آيهالله سيستانى: اعاده طواف و سعى لازم نيست گرچه احوط است ولى اگر تقديم طواف براى عذرى غير از جهل و نسيان بوده اعاده لازم است.
آية آيهالله فاضل، آية آيهالله مكارم: بنابر احتياط واجب پس از آن سعى و ....
1 و اگر نمىتواند به منىه برگردد هرجا هست سر بتراشد و تقصير كند و اعاده كند طواف و نماز و سعى را.[138 م]- به احتياط واجب (2)
آية آيهالله تبريزى، آية آيهالله خويى: واجب است كه ذبح پس از رمى جمره عقبه باشد و بنابر احتياط حلق و تقصير بايد پس از آن دو باشد.
آية آيهالله خامنهاى، آية آيهالله مكارم: ترتيب مزبور واجب است و اگر رعايت نكند گناه كرده و امّا عملش صحيح است.
آية آيهالله سيستانى: مىتواند قبل از ذبح حلق يا تقصير كند در صورتى كه قربانى را در جايى كه ذبح در آن مكان جايز است تهيّه كرده باشد.
آية آيهالله گلپايگانى: على الأحوط اول رمى جمره عقبه كند و بعد ....
2 بايد در منىه اول رمى جمره كند و بعد از آن ذبح كند و بعد تقصير يا حلق.[139 م]- اگر برخلاف اين ترتيب عمل كند، پس اگر از روى غفلت و سهو بوده، اعاده لازم نيست و اگر از روى جهل به مسأله بوده بعيد نيست كه اعاده نخواهد و احتياط به اعاده است و اگر از روى علم و عمد بوده (3)3 در صورت امكان احتياط را ترك نكند. (4)
آية آيهالله تبريزى، آية آيهالله خويى: اگر از روى جهل يا نسيان بوده اعاده لازم نيست.
آية آيهالله گلپايگانى: در صورت علم و عمد و امكان بايد اعاده كند.
آية آيهالله مكارم: اين احتياط مستحب است.
41) - آية آيهالله اراكى: بنابر احتياط پس از آن طواف و نماز آن و ....
2) - آية آيهالله اراكى: على الأشهر الأحوط لازم است اول رمى و بعد ....
3) - آية آيهالله خامنهاى: اگر خلاف ترتيب مقرر عمل كند معصيت كرده است لكنعلىالظاهر تكرار اعمال غير مترتبه لازم نيست گرچه موافق احتياط است.
4) - آية آيهالله بهجت: اگر از روى فراموشى و جهل باشد اعاده آن لازم نيست و همينطور در صورت تعمّد بنابر مشهور كه اظهر تماميت آن است.
[140 م]- تأخير حلق، تا آخر ايام تشريق مانع ندارد، هرچند عمدى باشد و حلق در شب هم صحيح است و كفايت مىكند. (1)
آية آيهالله بهجت: حلق در روز عيد است و در صورت تأخير شب هم مجزى است.
آية آيهالله تبريزى: احتياط واجب در عدم تأخير عمدى است. چنانكه گذشت بنا بر احتياط حلق بايد در روز باشد. پس اگر در روز عيد انجام نگرفت بايد در روز بعد انجام گيرد.
آية آيهالله خامنهاى: بنابر احتياط واجب حلق يا تقصير بايد در روز عيد باشد و اگر تأخير انداخت انجام آن در شب يازدهم يا بعد از آن كافى است.
آية آيهالله خويى: احتياط واجب اين است كه در روز انجام شود، و متعرض تأخير عمدى تا آخر ايام تشريق نشدهاند.
آية آيهالله سيستانى: حلق در شب عيد جايز نيست مگر براى خائف و به احتياط مستحب از روز عيد تأخير نشود ولى بعد از عيد در شب هم كافى است.
آية آيهالله صافى، آية آيهالله گلپايگانى: حلق در شب خلاف احتياط است و اگر در روز عيد ترك نمود، روز يازدهم بايد حلق كند و تأخير عمدى على الأحوط جايز نيست.
آية آيهالله مكارم: احتياط در ترك حلق در شب است.
1[141 م]- كسى كه بخواهد ديگرى را حلق نمايد، نمىتواند قبل از اينكه خودش حلق يا تقصير كند سر او را بتراشد ولى مىتواند ناخن ديگرى را براى تقصير بگيرد و ازاله موى ديگرى نيز قبل از خارج شدن از احرام جايز نيست ولو براى تقصير. (2)
آية آيهالله سيستانى: و مجزى نيز نمىباشد.
2[142 س]- اگر در موردى كه حاجى بايد حلق كند، بجاى حلق تقصير
كرده است وظيفهاش چيست، آيا كفاره دارد يا نه؟
ج- اگر جاهل به مسأله بوده كفاره ندارد و در فرض علم احوط است و در فرض مسأله بنابر احتياط بايد حلق را انجام دهد و چنانچه اعمال مكه را بجا آورده اعاده كند. (1)
آية آيهالله بهجت: به ذيل مسأله 120 مناسك محشىه مراجعه شود.
آية آيهالله سيستانى: در فرض جهل، اعاده واجب نيست گرچه احوط است.
آية آيهالله فاضل: به سؤال 137 و حاشيه مسأله 1148 مناسك محشىه مراجعه شود.
آية آيهالله مكارم: چنانچه گذشت حلق واجب نيست.
1[143 س]- اگر كسى قربانى را از روى عمد تأخير بيندازد، آيا مىتواند حلق و يا تقصير نمايد و يا بايد حتماً بعد از قربانى باشد؟
ج- بايد حلق را بعد از قربانى (2)
آية آيهالله سيستانى: بعد از تحصيل قربانى در منىه على الأحوط.
2 انجام دهد، على الأحوط. (3)آية آيهالله بهجت: مراجعه به مسأله 1139 و 1140 مناسك محشىه مفيد است.
3[144 م]- جايز است بلكه مستحب است روز عيد كه از اعمال منىه فارغ شد بيايد به مكه براى بقيه اعمال حج و جايز است (4)4 تأخير بيندازد تا (5)5 روز يازدهم و بعيد نيست كه جايز باشد تأخير تا آخر ذى حجه؛ به اين معنى كه روز آخر ذى حجه هم اگر آمد و اعمال را بجا آورد مانع
1) - به مسأله 137 مراجعه شود.
2) - آية آيهالله اراكى، آية آيهالله نورى: بنابر احتياط از روز عيد تأخير نيندازد.
3) - مراجعه شود به مسأله 134.
4) - آية آيهالله سيستانى: و بنابر احتياط مستحب از روز يازدهم تأخير نيفتد.
5) - آية آيهالله بهجت: در جواز تأخير از روز يازدهم خلاف است، احوط عدم تأخير است، اگرچه جواز تأخير تا بعد از ايّام تشريق بلكه تا تمام ذى حجّه بعيد نيست، و محلّ خلاف جواز تكليفى است نه وضعى.
ندارد. (1)1
[145 م]- چند طايفهاند كه براى آنها جايز است (2)2 طواف حج و نماز و سعى و طواف (3)
آية آيهالله تبريزى: كسى كه از رفتن به مكّه يا از مباشرت به اعمال بعد از رجوع از منىه بر جان خود مىترسد، او فقط مىتواند طواف نساء و نمازش را نيز مقدّم بدارد و بقيه طوايف معذورين، طواف حج و نماز آن را مقدّم مىكنند و بنا بر احتياط مستحبّ، سعى را هم مقدّم كنند و بعد در وقت خودش اعاده كنند و چنانچه سعى را مقدّم كردند، احتياط واجب آن است كه در وقتش اعاده كنند.
آية آيهالله خويى: تقديم طواف حج و نماز و سعى بر وقوفين در حج تمتع جايز نيست مگر براى پيرمردان يا زنى كه بيم حيض شدن دارد، كه اين دو مىتوانند طواف حج و نمازش را قبل از وقوفين به جا آورده و سعى را در وقت خودش بنمايند و احوط اين است كه سعى را نيز مقدم داشته و در وقتش هم اعاده نمايند و اولى و بهتر نيز در صورت امكان، اعاده طواف و نماز است در ايام تشريق يا بعد از آن تا آخر ماه ذىحجه و كسى كه از رفتن به مكه بر جان خود مىترسد مىتواند طواف حج و نماز و سعى را بر وقوفين مقدم بدارد بلكه مقدم داشتن طواف نساء نيز عيبى ندارد و بعد از اعمال منىه هر جا دلش بخواهد برود.
آية آيهالله گلپايگانى: احوط براى اين چند طايفه تقديم طواف نساء و نماز آن است رجاءاً. سپس اعاده بعد از مناسك منىه در صورت تمكّن و الّا بايد نايب بگيرد. (آراء).
3 نساء و نماز آن را، بعد از آنكه محرم به احرام حج شدند1) - آية آيهالله صافى، آية آيهالله گلپايگانى: اگر چه احوط آن است كه تأخير نيندازد.
2) - آية آيهالله بهجت: اظهر جواز تقديم براى صاحب عذر است و احوط آن است كه تقديمكند و بعد از آن اگر ممكن شود اعاده آن در ايّام تشريق كند والّا در باقى ماه ذى حجّه اعاده نمايد و اگر ممكن نشد استنابه نمايد على الأحوط و اگر مىداند (مورد چهارم) كه در تمام ماه ممكن نمىشود، پس بىاشكال تقديم واجب است و احوط جمع بين تقديم و استنابه است.
3) - آية آيهالله بهجت: ... طواف نساء و نماز آن على المشهور الأظهر ....
قبل از رفتن به عرفات، بجا آورند (1)1 و عمل آنها مجزى است:
اول- زنانى كه ترس آن دارند كه در برگشتن حايض يا نفساء شوند و پاك نشوند و نتوانند بمانند تا پاك شوند.
دوم- پيرمردان يا پير زنانى كه عاجز باشند از طواف در موقع مراجعت، براى زيادى جمعيت، (2)2 يا عاجز از برگشتن به مكه باشند. (3)(4)
آية آيهالله سيستانى: مناط عسر است نه عجز.
3سوم- اشخاص مريضى كه بترسند در وقت ازدحام طواف كنند يا عاجز باشند از آن. (5)
آية آيهالله فاضل: و نتوانند تا رفع ازدحام در مكّه بمانند يا با عسر و حرج مواجه مىشوند.
4چهارم- كسانى كه مىدانند (6)5 تا آخر ماه ذى حجه، به جهتى براى آنها ممكن نمىشود طواف و سعى. (7)
آية آيهالله خويى، متعرّض اين فرع نشدهاند.
6[146 م]- سه طايفه اول، اعمالى را كه جلو انداختند، كافى است اگرچه بعد خلاف آن ظاهر شود، مثلًا زن حايض نشود و مريض خوب شود و ازدحام چندان نباشد كه موجب مزاحمت شود، پس بر اينها لازم نيست اعاده اعمال گرچه احوط (8)
آية آيهالله صافى، آية آيهالله گلپايگانى: احتياط آن است كه بعد از برگشتن از منىه، اگر ممكن شود در ايّام تشريق و گرنه تا آخر ذىحجّه طواف و سعى را دوباره بجاآورند.
آية آيهالله مكارم: احتياط به اعاده در صورت امكان ترك نشود.
7 است.1) - آية آيهالله مكارم: بنابر احتياط واجب.
2) - آية آيهالله فاضل: و نتواند صبر كند تا ازدحام تمام شود يا صبر كردن مستلزم عسر و حرج باشد.
3) - آية آيهالله خويى: كلمه مريض در مناسكى كه متن معتمدالعروه است ذكر شده و در معتمد العروه، ج 5، ص 344 آمده است:
4) انما يجوز تقديم الطواف للعاجز، كالشيخ الكبير والمريض والمرأة التي تخاف الحيض.
5) - آية آيهالله سيستانى: مريض يا معلول و هر كسى كه بازگشت به مكه براى او مشكل باشد، يا طواف مشكل باشد در اثر ازدحام و مانند آن.
6) - آية آيهالله سيستانى: كسانى كه مىترسند براى آنها بازگشت به مكه ميسر نشود.
7) - آية آيهالله اراكى: بر اين اشخاص تقديم واجب است و احوط استنابه نيز مىباشد.
8) - آية آيهالله بهجت، آية آيهالله خويى: به ذيل مسأله قبل مراجعه شود.
[147 م]- طايفه چهارم كه عقيده داشت نمىتواند اعمال را بجاآورد، (1)1 اگر از جهت مرض (2)
آية آيهالله فاضل: و اگر احتمال حدوث مرض را مىداد و بعداً مرض حادث نشد، مجزى نيست.
2 و پيرى و عليلى بود مجزى است، و اما اگر از جهت ديگر بود؛ مثل آنكه اعتقاد داشت سيل مانع مىشود و بعد خلافش ظاهر شد بايد اعاده كند اعمال را، بعد از رجوع. (3)آية آيهالله گلپايگانى: اعاده مستحب است.
آية آيهالله مكارم: مانند مسأله سابق است.
3[148 م]- بعد از آنكه مُحرمى كه وظيفهاش سر تراشيدن بود سر تراشيد يا تقصير كردن بود تقصير كرد، (4)4 حلال مىشود بر او تمام چيزهايى كه حرام شده، بواسطه احرام حج، مگر زن (5)5 و بوى خوش و اما صيد (6)
آية آيهالله خامنهاى: از اينجا به بعد را متعرض نشدهاند.
آية آيهالله گلپايگانى: حرمت صيد به حال خود باقى است.
6 از دو جهت حرمت داشت: يكى آنكه در حرم صيد جايز نيست نه براى محرم1) . آية آيهالله خويى: فتواى معظّم له در اين مسأله به دست نيامد.
2) - آية آيهالله صافى: احوط آن است كه پس از مراجعت از منىه نايب بگيرند كه اعمال آنهارا انجام دهد و اگر بعد از مراجعت خلاف يقينى كه داشت ظاهر شد اعاده لازم است بدون تفاوت بين صور مذكوره.
3) - آية آيهالله بهجت، آية آيهالله سيستانى: در همه موارد اعاده را موافق احتياط استحبابى بيان كردهاند.
4) - آية آيهالله فاضل: و دو عمل ديگر منىه را هم كه رمى و ذبح است انجام داد.
5) - آية آيهالله سيستانى: همه استمتاعات جنسى بر حرمت خود باقى است ولى عقدكردن چه براى خود چه براى ديگران و همچنين شهادت بر عقد پس از حلق يا تقصير جايز است.
6) - آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: بنابر احتياط واجب صيد بر او حرام است و اين احتياط تا ظهر روز سيزدهم ادامه دارد.
و نه براى غير محرم و اين حرمت باقى است. دوم آنكه بر خصوص محرم نيز صيد جايز نيست، چه در حرم باشد يا غير حرم و بعيد نيست كه بواسطه حلق يا تقصير از جهت دوم حرمت برداشته شود، پس جايز است از براى او صيد در خارج حرم. (1)
آية آيهالله صافى، آية آيهالله گلپايگانى: حرمت صيد از جهت دوّم هم باقى است و بعد از انجام طواف نساء و نماز آن حلال مىشود.
آية آيهالله مكارم: احتياط آن است كه در اين حال صيد را ترك كند.
1دوم- بعد از بجا آوردن طواف زيارت و نماز آن و سعى بين صفا و مروه، به تفصيلى كه گذشت، حلال مىشود بر او بوى خوش، (2)2 ولى زن بر او حرام است. (3)3
سوم- بعد از بجا آوردن طواف نساء و نماز آن، كه در كيفيّت مثل طواف و نماز عمره است كه گذشت، حلال مىشود بر او زن نيز، پس بعد از اين سه عمل، همه چيز كه به احرام حرام شده بود حلال مىشود و اما صيد كردن (4)
آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: فقط چيزى كه از حرامها باقى مىماند شكار است كه تا ظهر روز سيزدهم حرام است، بنابر احتياط واجب.
4 در حرم حرام است براى همه كس؛ چه مُحْرم و چه مُحِلّ.[149 س]- آيا نايب هم، اگر خوف حيض يا مرض داشته باشد، مىتواند اعمال حج را بر وقوفين و اعمال منىه مقدم بدارد يا نه؟
1) - آية آيهالله بهجت: حليّت صيد احرامى به مجرّد تماميّت مناسك منىه، بى وجه نيست.
2) - آية آيهالله بهجت: و اين احوط است امّا اقوى بودن آن در قبال قول به حليّت بعد از نمازطواف (و قبل از سعى) محتاج به تأمل است.
3) - آية آيهالله صافى، آية آيهالله گلپايگانى: صيد و زن بر او حرام است و احوط در حج تمتّع آن است كه پيش از طواف نساء و نماز آن از بوى خوش نيز اجتناب نمايد.
4) - آية آيهالله بهجت: امّا كندن گياه و درخت حرم و شكار در حرم گفته شد كه حرمتش اختصاص به محرم ندارد و شامل غير محرم نيز هست و در مسأله 412 مناسك آمده است ولى حليّت صيد احرامى، به مجرّد تماميّت مناسك منىه، بى وجه نيست.
ج- مانع ندارد. (1)1
[150 س]- كسانى كه اعمال حج را قبل از اعمال منىه انجام مىدهند، آيا مىتوانند سعى را بعد از برگشتن از منىه انجام دهند و باقى اعمال را قبل؟
ج- محل اشكال است. (2)
آية آيهالله بهجت: بعد از طواف سعى است.
آية آيهالله سيستانى: جايز نيست.
آية آيهالله مكارم: همه را قبلًا انجام مىدهند.
2[151 س]- آيا بعد از انجام اعمال منىه، قبل از انجام اعمال مكه، مىتوان از مكه خارج شد يا خير؟
ج- مانع ندارد. (3)
آية آيهالله تبريزى: احتياط واجب اين است كه تا اعمال حج تمام نشده، از مكه خارج نشود.
آية آيهالله خويى: جايز نيست. (المسائل الشرعيه، ج 1، ص 313).
آية آيهالله فاضل: احتياط واجب اين است كه تا اعمال حج تمام نشده از مكّه خارج نشود، مگر اينكه اطمينان داشته باشد كه براى اتمام اعمال برمىگردد.
3[152 م]- اگر شخص، چندين عمره مفرده بجاى آورده باشد و در هيچكدام طواف نساء نكرده باشد، يك طواف نساء براى تمام آنها كفايت مىكند. (4)
آية آيهالله تبريزى: هر احرام، طواف نساء مستقل لازم دارد ولى احتياط اين است تا طواف عمره مفرده را انجام نداده، محرم به احرام جديد نشود.
آية آيهالله خامنهاى: علىالظاهر واجب است براى هر عمره مفرده جداگانه طواف نساء بجا آورد، اگرچه تحلّل با طواف نساء واحد بعيد نيست.
آية آيهالله خويى، آية آيهالله صافى: هر احرام، طواف نساء مستقل لازم دارد. (استفتائات)
آية آيهالله سيستانى: هر احرام، طواف نساء مستقل لازم دارد بنابر احتياط واجب.
4[153 م]- واجب است بر حاج كه شب يازدهم ذى حجه و شب دوازدهم را در منىه بيتوته كند؛ يعنى در آنجا بماند از غروب آفتاب (1)1 تا نصف شب. (2)
آيات عظام تبريزى، خامنهاى، خويى، سيستانى، مكارم: مىتواند از سر شب تا بعد از نيمه شب و يا از قبل از نيمه شب تا طلوع فجر در آنجا بماند.
آية آيهالله فاضل: و بعيد نيست كه بتوان به نيمه دوم شب اكتفا كرد.
2[154 م]- مقدار شب كه واجب است در اين سه شب بيتوته كرد، از اول شب است تا نصف آن، (3)
نظريه ساير آيات عظام در ذيل مسأله قبل گذشت.
3 پس كسى كه از غروب بيتوته كرد در منىه تا نيمه شب مانع ندارد بعد از آن بيرون برود، و احتياط مستحب آن است كه پيش از طلوع صبح وارد مكه نشود.[155 م]- نيمه شب را بايد از اول غروب (4)4 تا طلوع آفتاب حساب كنند، بنابر احتياط (5)
آية آيهالله تبريزى: نصف شب در مسأله مبيت در منىه، نصف از غروب تا طلوع فجر است، گرچه احتياط براى كسى كه نصف اول شب را بيتوته مىكند آن است كه نصف از غروب تا طلوع آفتاب را در منىه بماند.
آية آيهالله سيستانى: نيمه شب در منىه از غروب آفتاب تا طلوع فجر حساب مىشود.
آية آيهالله صافى، آية آيهالله گلپايگانى: از مغرب تا طلوع فجر حساب كنند.
آية آيهالله فاضل: نيمه شب در منى از غروب آفتاب تا طلوع فجر حساب مىشود، بلى اگر بخواهد نيمه دوّم شب را بيتوته كند اولى اين است كه آن را تا طلوع آفتاب حساب كند.
5 واجب، و احتياط آن است كه از مغرب شرعى حساب1) - آية آيهالله اراكى، آية آيهالله نورى: از غروب شرعى.
2) - آية آيهالله بهجت: تا مابعد نصف شب.
3) - آية آيهالله فاضل: و اكتفا كردن به نيمه دوّم شب هم بعيد به نظر نمىرسد.
4) - آية آيهالله اراكى: بايد از اول غروب شرعى حساب شود.
5) - آية آيهالله بهجت، آية آيهالله مكارم: نيمه شب از اول غروب آفتاب تا طلوع صبح حسابمىشود.
كنند. (1)1
[156 م]- اگر قسمتى از اول شب كه بايد در منىه بيتوته كرد، درك نشود يا زودتر از نصف شب از منىه خارج شوند، (2)2 احتياط واجب (3)
آية آيهالله صافى، آية آيهالله گلپايگانى: كسى كه براى انجام اعمال به مكه آمده و نتوانسته خود را تا گذشت قسمتى از شب به منىه برساند، بر او كفاره واجب نيست، اگرچه بعد از نيمه شب به منىه رسيده باشد. (آداب و احكام حج، مسأله 930). و در مسأله 938 آداب حج مىفرمايند: در صورت عذر كفاره واجب نيست.
نظريه ساير آيات عظام نسبت به حكم اين مسأله، از مسأله 153 به دست مىآيد كه درك نيمه دوّم بيتوته هم كافى است و كفاره ندارد.
3 آن است كه يك گوسفند قربانى كنند (4)آية آيهالله سيستانى: ترك نيمه اول؛ چه با عذر باشد چه بىعذر، بيتوته نيمه دوّم را بايد درك كند.
آية آيهالله صافى، آية آيهالله گلپايگانى: واجب است برگردد و در صورتى كه بدون عذر قسمتى از اول شب را در منىه نبوده احتياط در پرداخت كفاره ترك نشود.
آية آيهالله فاضل: واجب است.
آية الهّهه مكارم: كافى است نصف اول يا نصف دوم شب را بماند.
4 و فرقى بين صورت عذر و عدم عذر نيست.[157 م]- كسانى كه جايز است براى آنها كوچ كردن در روز دوازدهم، بايد بعدازظهر كوچ كنند و جايز نيست قبل از ظهر، (5)5 و كسانى كه در روز
1) . آية آيهالله خويى: معيار در بيتوته، از غروب آفتاب تا طلوع فجر است و نيمه شب، ما بين غروب آفتاب و طلوع فجر مىباشد.
2) - آية آيهالله فاضل: چنانكه بيتوته در منىه را در نيمه دوّم شب هم ترك كند.
3) - آية آيهالله خامنهاى: مگر آنكه نيمه دوم شب را كاملًا در منىه باشد.
4) - آية آيهالله بهجت: اگر حاجى ساعتى از اوايل شب بيتوته در منىه را درك نكند كفاره ندارد و احتياطاً قسمت دوّم را در منىه بماند.
5) - آية آيهالله سيستانى: ولى در مواردى جايز است خارج شوند كه در حاشيه مسأله بعدخواهد آمد.
سيزدهم كوچ مىكنند مختارند هر وقت را بخواهند كوچ كنند.
[158 م]- اگر حاجى صبح دوازدهم به مكه بيايد واجب نيست (1)
آية آيهالله تبريزى، آية آيهالله گلپايگانى: بايد برگردد براى تحقّق نفر بعدازظهر.
آية آيهالله خويى: اگر مىتواند قبل از ظهر به منىه بيايد تا بعد از ظهر برگردد واجب است وگرنه بر او چيزى نيست.
آية آيهالله فاضل: بنابر احتياط واجب بايد براى نفر ....
1 براى نَفْر، بعدازظهر به منىه برگردد گرچه رفتن او به مكه قبل از ظهر جايز نيست. (2)2[159 س]- مقدار شب براى كسى كه در مكه بجاى بيتوته در منىه به عبادت مشغول مىشود، چقدر است؟ از مغرب تا طلوع فجر است يا تا طلوع آفتاب؟
ج- تا طلوع فجر حساب مىشود. (3)3
ابرقويى، محمد حسين فلاحزاده، منتخب مناسك حج (مسائل مبتلى به زائران)، در يك جلد، نشر مشعر، قم - ايران، 1426 ه ق
[160 م]- اگر كسى فراموش كند رمى جمرات سهگانه را و خارج شود از منىه و به مكه بيايد، پس اگر در ايام تشريق يادش آمد، (4)4 بايد برگردد و بجا آورد و اگر متمكن نيست بايد نايب بگيرد و اگر بعد از ايام تشريق
1) - آيات عظام اراكى، بهجت، مكارم: بنابر احتياط برگردد.
2) - آية آيهالله سيستانى: اگر در منىه متعلقاتى از قبيل رحل و اثاث بجا گذارد كه مستلزم برگشتن باشد، مىتواند پس از رمى و پيش از ظهر از منىه بيرون رود و در اين صورت بايد به منىه برگردد؛ چه پيش از ظهر و چه بعد از ظهر و قبل از غروب يا روز بعد كوچ كند و اگر متعلقاتى ندارد بنابر احتياط جايز نيست پيش از ظهر خارج شود گرچه نيت برگشتن داشته باشد و اگر خارج شد به احتياط واجب بايد براى نفر باز گردد چه پيش از ظهر چه بعد از آن.
3) - آية آيهالله سيستانى: از غروب آفتاب است تا طلوع فجر.
4) - آية آيهالله مكارم: يعنى تا روز سيزدهم.
يادش بيايد يا عمداً تعويق بيندازد تا بعد، احتياط واجب آن است كه خودش يا نايبش از مكه برگردد و بجا آورد (1)1 و در سال ديگر هم در ايامى كه فوت شده است خودش يا نايبش قضا كند. (2)
آية آيهالله تبريزى، آية آيهالله خويى: كسى كه رمى را در منىه فراموش نموده و پس از كوچ به مكه يادش آمد، واجب است به منىه برگشته و رمى نمايد. و چنانچه فراموش شده رمى دو روز يا سه روز باشد، احتياط اين است كه بين وظيفه هر روز و روز ديگر يك ساعت فاصله بگذارد و چنانچه پس از خروج از مكه يادش آمد كه رمى نكرده، واجب نيست به منىه برگردد بلكه بنابر احتياط در سال بعد خود يا نايبش آن را قضا نمايد.
آية آيهالله سيستانى: كسى كه رمى جمرات را به علت فراموشى و يا جهل به مسأله ترك نمايد و در مكه يادش بيايد يا حكمش را بداند واجب است به منىه بيايد و رمى نمايد و اگر رمى در دو روز ترك شده باشد يا سه روز، بنا بر احتياط بايد به ترتيب روزها قضا نمايد و بين قضاى هر روز و روز بعد مقدارى وقت فاصله بيندازد. و چنانچه پس از بيرون رفتن از مكّه يادش بيايد يا حكمش را بداند، واجب نيست جهت تدارك آن برگردد و احتياط مستحب اين است كه خودش شخصاً آن را در سال آينده قضا نمايد، در صورتى كه به حج برود و يا توسط نايبش، در صورتى كه به حج نرود.
آية آيهالله صافى، آية آيهالله گلپايگانى: اگر كسى رمى جمرات سهگانه را جهلًا يا سهواً يا عمداً ترك كرد، بايد اگر به مكّه يا خارج مكه هم رفته باشد تا ايّام تشريق نگذشته برگردد به منىه و رمى را بجا آورد و اگر متمكّن نيست نايب بگيرد و اگر تا ايّام تشريق خودش يا نايبش بجا نياورد بايد در سال بعد خودش يا نايبش رمى را قضا نمايد در ايّام تشريق.
2[161 م]- اگر فراموش كرد رمى جمرات را و يادش نيامد مگر بعد از خروج از مكه، احتياط واجب آن است كه در سال ديگر قضا كند آن را، خودش يا نايبش. (3)
آية آيهالله مكارم: بايد خودش بجا آورد و در صورت عدم امكان، نايبش انجام دهد.
3[162 م]- كسى كه بعض از جمرات را فراموش كند، حكمش همان
1) - آية آيهالله مكارم: اگر از سيزدهم بگذرد به سال بعد مىافتد.
2) - آية آيهالله بهجت: كسى كه فراموش كند رمى را، بر مىگردد از مكه به جهت آنها، و اگر متذكّر نشد تا بعد از خروج، قضا مىكند در سال آينده در ايّام تشريق، خودش يا نايبش در صورت عدم امكان مباشرت على الأحوط.
3) - نظريه آيات عظام در ذيل مسأله قبل گذشت.
است كه در دو مسأله قبل ذكر شد، بلكه كسى كه كمتر از هفت سنگ در تمام جمرات يا بعض آن انداخت همين حكم را دارد بنابر احتياط واجب. (1)1
[163 م]- زنان و مراقبين آنها و افراد ضعيفى كه مجازند بعد از نصف شب از مشعرالحرام به منىه وارد شوند، اگر از رمى در روز معذورند مىتوانند شب رمى كنند بلكه زنان مطلقاً مجازند (2)
آيات عظام تبريزى، صافى، گلپايگانى: زنان مىتوانند رمى روز دهم را در شب آن انجام دهند، هرچند متمكن از رمى در روز دهم باشند، ولى در رمى روز يازدهم و دوازدهم، چنانچه از رمى در روز معذور باشند مىتوانند رمى هر روز را در شب آن انجام دهند و چنانچه معذور نباشند بايد در روز رمى كنند.
آية آيهالله خويى: بيماران و پيرها و ضعيفها و كسانى كه از دشمن مىترسند هم، مىتوانند در شب عيد رمى كنند.
آية آيهالله سيستانى: اين حكم اختصاص به رمى روز عيد دارد.
2 همان شب رمى نمايند.[164 م]- اگر كسى عذرى داشته باشد از اينكه روز بجا آورد؛ مثل شبان و مريض و عليل و كسى كه ترس داشته باشد از چيزى مثل تزاحم جمعيت، جايز است شب آن روز يا شب بعد (3)
آية آيهالله تبريزى، آية آيهالله خويى: براى چنين كسانى جايز است رمى را شب آن روز انجام دهند و اين بر نيابت مقدم است.
آية آيهالله سيستانى: واجب است رمى جمرات در روز باشد و از اين حكم چوپانان و هر كسى كه از ماندن روز در منى معذور است، به علت ترس يا مرض يا چيز ديگرى، استثنا مىشود، كه براى آنان جايز است رمى هر روزى را در شب آن روز انجام دهند و اگر اين را هم نتوانند، جايز است رمى همه روزها را در يك شب جمع كنند. و امّا زنان، ضعفا، مريضها و مثل آنان كه در روز به خاطر كثرت جمعيت يا چيز ديگر نمىتوانند رمى كنند، بايد براى رمى در روز نايب بگيرند.
آية آيهالله گلپايگانى: براى آنان جايز است رمى هر روزى را در شب آن روز انجام دهند و اگر اين را هم نتوانند، جايز است رمى همه روزها را در يك شب جمع كنند.
3 انجام دهد.1) - آية آيهالله سيستانى: حكم ترك رمى كامل جمرات يا بعض آنها در اين موارد مانند حكم ترك رمى تمام جمرات است.
2) - آية آيهالله بهجت: زنان و كسانى كه كوچ از مشعر در شب برايشان جايز است مىتوانند شب عيد رمى جمره نمايند بنا بر اظهر. و نيز به ذيل مسأله 1018 مناسك محشىه مراجعه شود.
3) - آية آيهالله بهجت: صاحب عذر در شب رمى مىكند؛ يعنى شب مقدّم، با علم به عدم تمكّن از رمى در روز، و اما شب مؤخّر با علم به تمكّن از رمى قضايى در روز مؤخّر پس احوط تأخير قضا است تا طلوع آفتاب.
[165 س]- كسانى كه با عذر از رمى در روز مىتوانند شب رمى كنند آيا لازم است شب رمى كنند يا مىتوانند همان روز نايب بگيرند؟
ج- مىتوانند نايب بگيرند. (1)
آية الله خامنهاى: اگر از قبيل عذر هايى است كه مجوز رمى در شب قبل است؛ مانند خوف و شغ امثال آن موردى براى استنابه نيست ولى اگر در شب بعد رفع شد احتياط واجب آن است كه عمل را اعاده كند.
آية الله سيستانى: چنان كه گذشت كسى كه معذور از رمى در روز است بايد نايب بگيرد و نمى تواند در شب رمى نمايد، مگر چوپانان و كسانى كه از ماندن روز در منى معذور باشند.
آية الله فاضل: احتياط واجب آن است كه شب رمى كنند.
آية الله مكارم: تا در شب بتواند رمى كند نايب گرفتن مشكل است.
1[166 س]- اگر مردى كه مىتواند در روز رمى نمايد، براى رمى زنى نايب شود آيا مىتواند رمى زن را در شب انجام دهد؟
ج- نمىتواند و بايد رمى را در روز انجام دهد.
[167 م]- اگر در حرم چيزى پيدا كرد، برداشتن آن كراهت شديد دارد، بلكه احتياط (2)2 در برنداشتن است. (3)3
[168 م]- اگر (1)لقطه حرم را برداشت و از يك درهم كمتر باشد مىتواند (2)1 قصد تملك آن را بكند و آن را مصرف كند و ضامن صاحبش نيست و چنانچه تملك نكرد و تفريط نكرد ضامن نيست، ولى اگر بدون تملك نگاه داشت و در نگهدارى كوتاهى و تفريط كرد ضامن است، (3)2 و اگر قصد تملك كرد و صاحبش قبل از تلف شدن پيدا شد بايد آن را به صاحبش رد كند به احتياط واجب. (4)3
[169 م]- اگر لقطه را كه در حرم برداشت يك درهم يا بيشتر ارزش داشت (5)4 بايد يك سال تعريف كند واز صاحبش جستجو كند، پساگر نيافت او را بعداز يكسال، مخيراستبيندو امر (6)
آية آيهالله سيستانى: احتياط واجب آن است كه تصدق كند.
آية آيهالله مكارم: هرگاه احتمال قابل توجه در مورد پيدا شدن صاحبش نمىدهد صدقه بدهد.
5: يكى آنكه آن را براى صاحبش حفظ كند، در اين صورت اگر در نگهدارى كوتاهى نكرد ضامن نيست در صورت تلف. دوم آنكه براى صاحبش صدقه بدهد، لكن اگر صاحبش پيدا شد و راضى به صدقه نشد بايد عوضش را به او بدهد (7)آية آيهالله مكارم: بنابر احتياط واجب.
6 و جايز نيست آن را تملك كند و اگر تملك كند مالك نمىشود و2) - آية آيهالله سيستانى: بنابر احتياط واجب بايد از طرف صاحبش صدقه بدهد و هروقت صاحبش پيدا شد چنانچه به صدقه دادن راضى نشود عوض آن را به او بدهد.
3) - آية الهّهه مكارم: بنابر احتياط واجب.
4) - آية آيهالله گلپايگانى: بايد به صاحبش رد كند بنابر احتياط اگر اقوى نباشد.
5) - آية آيهالله سيستانى، آية آيهالله صافى: به احتياط واجب بايد صدقه بدهد.
6) - آية آيهالله خويى: بنا بر احتياط بايد عوض صاحبش صدقه بدهد و حق تملك ندارد.
7) - آية آيهالله گلپايگانى: و همچنين مىتواند آن را تحويل حاكم شرع بدهد.
ضامن هم مىشود.
[170 م]- كسى كه احرام حج بست و به واسطه مرض نتوانست برود براى عرفات و مشعر، بايد هدى كند و به احتياط واجب (1)
آية آيهالله سيستانى: بلكه بنابر اقوى.
آية آيهالله فاضل: و اقوىه آن است ....
آية آيهالله گلپايگانى: بايد يك قربانى به منىه بفرستد و پس از ذبح و نحر قربانى در منىه، نسبت به همه تروك احرام- بجز زن- مُحلّ مىشود.
1 هدى يا پول آن را بايد بفرستد به منىه كه در آنجا ذبح كنند و مواعده كنند كه روز عيد ذبح شود (2)2 و در آن وقت تقصير كند، پس هرچه بر او حرام شده بود حلال مىشود مگر زن. (3)3والحمدللّهه اولًا و آخراً
1) - آية آيهالله تبريزى، آية آيهالله خويى: حكم محصور در حج، مانند حكم محصور درعمره است ولى راجع به حلال شدن زن بر او احتياط اين است كه زن بر او پس از حلق يا تقصير حلال نمىشود، و فرستادن هدى يا پول آن متعين است، ولى مواعده روز عيد متعين نيست.
2) - آية آيهالله بهجت: على الأحوط.
3) - آية آيهالله مكارم: بنابر احتياط واجب.