ghaemiyeh.com
سرشناسه : اصفهانی محمدتقی ۱۲۶۲ - ۱۳۰۸.
عنوان قراردادی : مکیالالمکارم فی فوایدالدعاءالقائم . فارسی .برگزیده
عنوان و نام پدیدآور : زمان و مکان دعا برای حضرت صاحبالزمان علیهالسلام/مولف محمدتقی موسویالاصفهانی ؛ مترجم مهدی حائریقزوینی.
مشخصات نشر : قم: مسجد مقدس جمکران ۱۳۸۵.
مشخصات ظاهری : ۱۱۷ص.
شابک : ۴۵۰۰ریال 964-973-008-7 ؛ ۹۰۰۰ ریال چاپ دوم 978-964-973-008-0 ؛ ۱۰۰۰۰ ریال ( چاپ سوم )
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
یادداشت : چاپ سوم : ۱۳۸۹.
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
موضوع : محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم ۲۵۵ق -
موضوع : محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم، ۲۵۵ق. -- دعاها
موضوع : مهدویت-- انتظار
موضوع : دعاها
شناسه افزوده : حائری قزوینی مهدی ۱۳۳۴ - ، مترجم
شناسه افزوده : مسجد جمکران (قم)
رده بندی کنگره : BP۲۲۴/الف۶م۷۰۴۲۱۶۳ ۱۳۸۵
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۴۶۲
شماره کتابشناسی ملی : م۸۵-۲۰۵۱۴
بسمه تعالی
السلام علی القآئم المنتظر و العدل المشتهر
در جهان امروز که با تبلیغ بیدینی و افکار انحرافی توسط مدّعیان جهان تک قطبی و حقوق بشر دروغین، جوانان مسلمان و دیگر ادیان را به بیراهه میکشانند، امید به منجی موعود و مهدی منتظَر، چراغ هدایت پویندگان راه حق و حقیقت خواهد بود. لذا برآن شدیم کتاب گران سنگ مکیال المکارم در فوائد دعا برای حضرت قائم - عجّل اللَّه فرجه الشریف - تألیف عالم فاضل مرحوم حضرت آیت اللَّه سیّد محمّد تقی موسوی اصفهانی - رضوان اللَّه علیه - که توسط حضرت حجة الاسلام والمسلمین حاج سیّد مهدی حائری قزوینی - زید عزّه - ترجمه گردیده است، را در پنج جلد و موضوعات مختصر به زیور طبع بیاراییم. امید است در عصر کنونی که انقلاب اسلامی ندای رسای منادیان دین حق و اسلام ناب محمدی - صلّی اللَّه علیه وآله - را به گوش جهانیان رسانده و میرساند، انجام وظیفهای کرده باشیم.
مدیریت انتشارات مسجد مقدس جمکران
از مواردی که دعا برای حضرت صاحبالزمان - عجّل اللَّه فرجه الشریف و درخواست ظهور آن جناب از درگاه خداوند، سفارش و تأکید بیشتری شده، و از آیات و روایات و دلیل عقل، شواهدی بر آنها هست در ذیل میآید:
شاهد بر این معنی اینکه: در تعدادی از دعاهای روایت شده از امامان معصومعلیه السلام این امر آمده است، از جمله: - در اصول کافی مرسلاً از حضرت ابوجعفر ثانی (امام جوادعلیه السلام) روایت است که فرمود: هر گاه از نماز واجبی فراغت یافتی بگو: «رَضِیتُ بِاللَّهِ رَبّاً وَبِمُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ نَبِیّاً، وَبِالإِسْلامِ دِیناً، وَبِالقُرْآنِ کِتاباً، وَبِفُلانٍ وَفُلانٍ أَئِمَّةً. اَللَّهُمَّ وَلِیَّکَ فُلانَ فَاحْفَظْهُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ، وَعَنْ یَمینِهِ وَعَنْ شِمالِهِ، وَمِنْ فَوْقِهِ وَمِنْ تَحْتِهِ، وَامْدُدْ لَهُ فِی عُمُرِهِ وَاجْعَلْهُ القائِمَ بِأَمْرِکَ وَالمُنْتَظَرَ (وَالمُنْتَصِرَ) لِدِینِکَ و أَرِهِ ما یُحِبُّ وَتَقَرُّ بِهِ عَیْنُهُ فِی نَفْسِهِ وَذُرِّیَّتِهِ وَفِی أَهْلِهِ وَمالِهِ، وَفِی شِیعَتِهِ وَفِی عَدُوِّهِ، وَأَرِهِمْ مِنْهُ ما
یَحْذَرُونَ، وَأَرِهِ فِیهِمْ ما یُحِبُّ وَتَقَرُّ بِهِ عَیْنُهُ، وَاشْفِ صُدُورَنا وَصُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِینَ».(1)
همین حدیث را شیخ صدوق در کتاب «من لا یحضره الفقیه» از آن حضرت به طور مرسل چنین روایت کرده که فرمود: هرگاه از نماز واجبی فراغت یافتی پس بگو: «رَضِیتُ بِاللَّهِ رَبّاً وَبِالإِسْلامِ دِیناً، وَبِالقُرْآنِ کِتاباً، وَبِمُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ نَبِیّاً، وَبِعَلِیٍّ وَلِیّاً، وَالحَسَنِ وَالحُسَیْنِ وَعَلِیِّ بْنِ الحُسَیْنِ وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ وَجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَمُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ وَعَلِیِّ بْنِ مُوسی وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ وَعَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَالحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ وَالحُجَّةِ بْنِ الحَسَنِ عَلَیْهِمُ السَّلامُ أَئِمَّةً. اللَّهُمَّ وَلِیَّکَ الحُجَّةَ فَاحْفَظْهُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ، وَعَنْ یَمِینِهِ وَعَنْ شِمالِهِ، وَمِنْ فَوْقِهِ وَمِنْ تَحْتِهِ، وَامْدُدْ لَهُ فِی عُمُرِهِ، وَاجْعَلْهُ القائِمَ بِأَمْرِکَ وَالمُنْتَصِرَ لِدِینِکَ، وَأَرِهِ ما یُحِبُّ وَتَقَرُّ بِهِ عَیْنُهُ فِی نَفْسِهِ وَذُرِّیَّتِهِ وَفِی أَهْلِهِ وَمالِهِ وَفِی شِیعَتِهِ وَفِی عَدُوِّهِ، وَأَرِهِمْ مِنْهُ ما ی
َحْذَرُونَ وَأَرِهِ فِیهِمْ ما یُحِبُّ(2)وَتَقَرُّ بِهِ عَیْنُهُ، وَاشْفِ صُدُورَنا وَصُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِینَ» (3)
[خلاصه ترجمه دعا چنین است]خداوند را به پروردگاری پذیرفتم و اسلام را به
1) 1. اصول کافی. 2 / 548.
2) 2. در بعضی نسخهها (تُحِبُّ) به صیغه مخاطب آمده و خطاب به خداوند است. و (تَقَرُّ) احتمال دارد به فتح تاء و قاف باشد فاعل برای آن حضرت، و به احتمال دیگر به ضم تاء و کسر قاف به صیغة خطاب به خداوند و فاعل آن ضمیری مستتر در آن باشد. و احتمال سوم آن است که به ضم تاء و فتح قاف به صیغه مجهول باشد. (مؤلف)
3) 3. من لا یحضره الفقیه، 1 / 327.
عنوان دین و قرآن را کتاب آسمانی و محمّدصلی الله علیه وآله را پیغمبر و علی را ولیّ خود و حسن و حسین و علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و حسن بن علی و حجة بن الحسن - علیهم السلام - را به امامت پذیرفتم. پروردگارا! ولیّ تو حضرت حجّت است، پس او را از پیش روی و پشت سر و از سمت راست و چپ، و از بالا و پایین حفظ کن، و عمرش را امتداد بخش، و او را قائم به امر خویش قرار ده که برای دینت یاری طلبد، و آنچه دوست میدارد و دیدهاش به آن روشن گردد، نسبت به خودش و خاندانش و نوادگانش و داراییاش و پیروانش، و نسبت به دشمنش به او بنمایان و دشمنانش را به آنچه هراس دارند [از نابودی شان به دست او]دچار گردان، و بدین وسیله درد سینههای ما و سینههای مؤمنین را شفا ببخشای.
میگویم: فلان و فلان که در روایت کافی آمده کنایه از امامان گذشته علیهم السلام است و منظور از «اللَّهُمَّ وَلِیُّکَ فُلانَ» کنایه از مولای ما صاحبالزمانعلیه السلام میباشد که شیخ صدوقرحمه الله نامهای شریف آنها را با صراحت آورده، و این حدیث دلالت میکند بر اینکه دعا برای تعجیل فرج بعد از هر نماز واجب، مؤکّد است.
شاهد دیگر بر این امر روایتی است که در بحار به نقل از کتاب «الاختیار سید ابن الباقی» از امام صادقعلیه السلام آمده که فرمود: هر کس بعد از هر نماز فریضه، این دعا را بخواند، امام (م ح م د) بن الحسن - علیه وعلی آبائه السلام - را در بیداری یا خواب خواهد دید: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اَللَّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلانا صاحِبَ
الزَّمانِ أَیْنَما کانَ وَحَیْثُما کانَ مِنْ مَشارِقِ الأَرْضِ وَمَغارِبِها، سَهْلِها وَجَبَلِها عَنِّی وَعَنْ والِدَیَّ وَعَنْ وُلْدِی وَإِخْوانِی التَّحِیَّةَ وَالسَّلامَ عَدَدَ خَلْقِ اللَّهِ وَزِنَةَ عَرْشِ اللَّهِ، وَما أَحْصاهُ کِتابُهُ وَأَحاطَ بِهِ عِلْمُهُ. اللَّهُمَّ إِنِّی أُجَدِّدُ لَهُ فِی صَبِیحَةِ هذَا الیَوْمِ وَما عِشْتُ فِیهِ مِنْ أَیّامِ حَیاتِی عَهْداً وَعَقْداً وَبَیْعَةً لَهُ فِی عُنُقِی لا أَحُولُ عَنْها وَلا أَزُولُ أَبَداً، اَللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصارِهِ وَالذّابِّینَ عَنْهُ وَالمُمْتَثِلِینَ لِأَوامِرِهِ وَنَواهِیهِ فِی أَیّامِهِ وَالمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْهِ. اَللَّهُمَّ إِنْ حالَ بَیْنِی وَبَیْنَهُ المَوْتُ الَّذِی جَعَلْتَهُ عَلی عِبادِکَ حَتْماً مَقْضِیّاً فَأَخْرِجْنِی مِنْ قَبْرِی مُؤْتَزِراً کَفَنِی شاهِراً سَیْفِی مُجَرِّداً قَناتِی مُلَبِّیاً دَعْوَةَ الدّاعِی فِی الحاضِرِ وَالبادِی. اَللَّهُمَّ أَرِنِی الطَّلْعَةَ الرَّشِیدَةَ وَالغُرَّةَ الحَمِیدَةَ، وَاکْحُلْ بَصَرِی بِنَظْرَةٍ مِنِّی إِلَیْهِ، وَعَجِّلْ فَرَجَهُ وَسَهِّلْ مَخْرَجَهُ. اَللَّهُمَّ اشْدُدْ أَزْرَهُ وَقَوِّ ظَهْرَهُ وَطَوِّلْ عُمُرَهُ وَاعْمُرِ اللَّهُمَّ بِهِ بِلادَکَ وَأَحْیِ بِهِ عِبادَک فَإِنَّکَ قُلْتَ وَقَوْلُکَ الحَقُّ، ظَهَرَ الفَسادُ فِی البَرِّ وَالبَحْرِ بِما کَسَبَتْ أَیْدِی النّاسِ، فَأَظْهِرِ اللَّهُمَّ لَنا وَلِیَّکَ وَابْنَ بِنْتِ نَبِیِّکَ المُسَمّی بِاسْمِ رَسُولِکَ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ حَتّی لا یَظْفَرَ بِشَیْءٍ مِنَ الباطِلِ إِلّا مَزَّقَهُ وَیُحِقَّ اللَّهُ الحَقَّ بِکَلِماتِهِ وَیُحَقِّقَهُ. اَللَّهُمَّ اکْشِفْ هذِهِ الغُمَّةَ عَنْ هذِهِ الأُمَّةِ بِظُهُورِهِ إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعِیداً وَنَریهُ قَرِیباً، وَصَلَّی اللَّهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ»؛ بار خدایا! به مولای ما صاحب الزمان، هر کجا که هست و به هر سوی رو میکند از مشارق و مغارب زمین، هموار ها و ناهموار های آن، از طرف من و والدینم و فرزندانم و برادرانم تحیّت و سلام برسان، به تعداد خلق خدا و به وزن عرش الهی و آنچه کتابش شمارش نموده، و علمش به آن احاطه کرده است، پروردگارا! من در صبح این روز و تا زنده هستم در همه روزهای زندگانیام پیمان و عقد و بیعتی از برای او در گردنم تجدید
و تازه میکنم که نه از آن روی گردانم و نه هیچگاه آنها را بشکنم، پروردگارا! مرا از یاران و مدافعان از حریمش، و فرمانبرداران اوامر و نواهی آن بزرگوار در ایام حکومتش و شهید شدگان در پیشگاهش قرار ده. بار ا لها! اگر میانه من و او با مرگ که بر بندگانت امر قطعی و حتمی تقدیر فرمودهای، جدایی افتاد پس [هنگام ظهورش مرا از قبر بیرون آور در حالی که کفنم را به کمر بسته و شمشیرم را کشیده و نیزهام را برهنه نموده باشم، دعوت آن دعوت کننده حق را در شهر و بیابان لبیک گویم. پروردگارا! آن رخسار زیبای رشید و[صاحب]جبین ستوده را نشانم ده، و دیدهام را با سرمه نگاهی به او روشنایی بخش، و فرجش را تعجیل و برنامه قیامش را آسان فرمای. پروردگارا! به او نیرو عطا کن و پشتش را محکم ساز و عمرش را طولانی نمای و به وجود او سرزمین هایت را آباد گردان و بندگانت را حیات ده که تو فرمودهای و قول تو حق است: فساد در خشکی و دریا بر اثر کردارهای مردم آشکار شد پس ای پروردگار! آشکار کن ولیّ خودت و فرزند دختر پیامبرت را که همنام او است تا از باطل چیزی باقی نگذارد، و خداوند حق را با کلمات خویش اثبات و محقَّق دارد. بار الها! این غم بزرگ [غیبت]را با ظهور او از این امت برطرف ساز، که آنها (مخالفین) ظهورش را دور میپندارند و ما آن را نزدیک میبینیم و درود خداوند بر محمد و آل او باد.
مؤلّف میگوید: نظیر این دعا در بخش هشتم ان شاء اللَّه تعالی خواهد آمد.
و از جمله شواهد بر تأکید داشتن دعا برای فرج آن حضرت، پس از هر نماز واجب روایتی است که در مکارم الاخلاق آمده، روایت است که هر کس این دعا را بعد از هر نماز واجب بخواند و بر آن مواظبت نماید، آن قدر عمر
خواهد کرد تا از زندگی سیر شود، و به دیدار حضرت صاحب الامر - عجّل اللَّه فرجه الشریف - مشرّف خواهد شد، دعا چنین است: «اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ. اَللَّهُمَّ إِنَّ رِسُولَکَ الصّادِقَ المُصَدَّقَ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَآلِهِ قالَ إِنَّکَ قُلْتَ ما تَرَدَّدْتُ فِی شَیءٍ أَنَا فاعِلُهُ کَتَرَدُّدِی فِی قَبْضِ رُوحِ عَبْدِیَ المُؤْمِنِ یَکْرَهُ المَوْتَ وَأَنَا أَکْرَهُ مَسآئَتَهُ. اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ لِأَوْلِیآئِکَ الفَرَجَ وَالنَّصْرَ وَالعافِیَةَ وَلا تَسُؤْنِی فِی نَفْسِی وَلا فِی فُلانٍ. قالَ: وَتَذْکُرُ مَنْ شِئْتَ»؛(1)خدایا! بر محمد و آل محمد درود فرست، پروردگارا! به درستی که رسول راستگوی تصدیق شده تو - که درود تو بر او و آلش باد - فرمود که تو فرمودهای: من در هیچ امری که انجام دهنده آنم، تردّد نکردهام همچون تردّد در قبض روح بنده مؤمن خودم، او مرگ را اکراه دارد و من خوش ندارم او را ناراحت کنم. پروردگارا! پس بر محمد و آل محمد درود فرست و برای اولیای خودت فرج و نصرت و عافیت را تعجیل فرمای، و مرا نه در مورد خودم و نه در مورد فلانی بدی مرسان. فرمود: و به جای کلمه فلانی هر کسی را بخواهی نام میبری.(2)
میگویم: و علامه مجلسی در بخش صلاة «بحار» به نقل از کتاب «فلاح السائل» عالم ربّانی سید علی بن طاووس آورده که گفته: از مهمّات برنامههای مستحبّی برای کسی که طول عمر میخواهد اینکه بعد از هر نماز از تعقیباتش این باشد: که ابومحمد هارون بن موسی از ابوالحسین علی بن یعقوب عجلی کسایی از علی بن الحسن بن فضال از جعفر بن محمد بن
حکیم از جمیل بن درّاج روایت کرده که گفت: مردی بر حضرت ابوعبداللَّه صادقعلیه السلام وارد شد و عرض کرد: ای آقای من! سنّم بالا رفته و خویشانم مردهاند، و من میترسم که مرگ مرا دریابد در حالی که کسی را نداشته باشم تا با او انس بگیرم و به او مراجعه نمایم.
امامعلیه السلام فرمود: از برادران ایمانی تو کسی هست که از قرابت نسب یا سبب به تو نزدیکتر است، و أُنس تو به او از أُنست به خویشانت بیشتر است، با این حال بر تو باد دعا، و اینکه پس از هر نماز بگویی: «اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ. اَللَّهُمَّ إِنَّ الصّادِقَ الأَمِینَعلیه السلام قالَ: إِنَّکَ قُلْتَ: ما تَرَدَّدْتُ فِی شَیْءٍ أَنَا فاعِلُهُ کَتَرَدُّدِی فِی قَبْضِ رُوحِ عَبْدِیَ المُؤْمِنِ یَکْرَهُ المَوْتَ وَأَکْرَهُ مَسآئَتَهُ. اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ لِأوْلِیائِکَ الفَرَجَ وَالنَّصْرَ وَالعافِیَةَ وَلا تَسُؤْنِی فِی نَفْسِی وَلا فِی أَحَدٍ مِنْ أَحِبَّتِی»؛ و اگر خواهی یک یک بستگانت را نام ببر، و یا به طور پراکنده یا همه را یک جا یاد کن. آن مرد میگوید: به خدا قسم! آنقدر عمر کردم تا اینکه از زندگی خسته شدم.
ابومحمد هارون بن موسی گوید: محمد بن الحسن بن شمون بصری این دعا را میخواند و صد و بیست و هشت سال با فراخی عمر کرد. تا از زندگی ملول شد و این دعا را ترک کرد، سپس از دنیا رفت، خدایش رحمت کند.(1)
و نیز مجلسی به نقل از «دعوات راوندی» و «مکارم الاخلاق» و «مصباح شیخ طوسی» و «جنّة الامان» و «بلد الامین» این عبارت را آورده: روایت شده
1) 6. بحار الانوار، 86 / 7، فلاح السائل، 167.
که هر کس این دعا را بعد از هر نماز فریضه به جای آورد و بر آن مواظبت نماید، آنقدر زنده میماند که از زندگی ملول گردد.
میگویم: در بخش گذشته؛ مکرمت بیست و هشتم، جهت اینکه این دعا درخواست تعجیل فرج مولایمان حضرت حجتعلیه السلام است را بیان نمودیم، و دلایل این مطلب را آوردیم.
اینکه فرمود: «ما تَرَدَّدْتُ فِی شَیْءٍ أَنَا فاعِلُهُ»؛ نظیر این تعبیر در چند روایت در «اصول کافی» و غیر آن آمده. شیخ بهایی در «شرح الاربعین» گفته: نسبت تردّد خاطر، به خدای تعالی که این حدیث متضمن آن است، چنانکه مخفی نیست محتاج به توجیه و تأویل است و بر چند وجه تأویل آن کردهاند:
در دلِ عبارت کلامی باشد که در ظاهر کلام نیامده، [اصطلاحاً آن را مقدَّر گویند]بدین صورت: «لَوْ جازَ عَلَیَّ التَّرَدُّدُ ما تَرَدَّدْتُ فِی شَیْءٍ … »؛ اگر بر من تردّد [و تردید] روا میبود، تردُّد [و آمد و شد خاطر]نمیداشتم هرگز در چیزی مثل تردّدی که در وفات مؤمن میداشتم.
آنکه چون عادت بر این جاری شده است که در مسائه [و ناخشنود کردن]کسی که احترام و عزّت او را لازم دانند، و خاطر را تعلق به او باشد، مثل دوست نزدیک و یار موافق تردّد خاطر به هم رسد و در ناخشنودی کسی که او را نزد این شخص قدر و منزلتی نباشد مثل دشمن و مار و عقرب و امثال آن تردّد خاطر به هم نرسد، بلکه چون به خاطر بگذرد که بدی به او رسیده، در خاطر جای مییابد بیآنکه تردد و آمد و شد خاطری دست دهد، میتواند بود که تعبیر کنند از توقیر و احترام او، به حصول تردّد در حال مسائه او، و از
خواری و مذلّت او، به عدم حصول تردّد در آن حال، بنابراین میتواند بود که مراد حضرت عزّت تعالی شأنه از این کلام - واللَّه اعلم - آن باشد که هیچ کس از مخلوقات مرا نزد من قدر و منزلت و حرمتی نیست مثل قدر و منزلت بنده مؤمن و حرمت او؛ پس کلام از قبیل استعاره تمثیلیه تواند بود که معنی آن ضمن شرح بعض احادیث سابق یاد شده است.
در حدیث از طریق خاصّه و عامّه وارد است که خدای تعالی در وقت احتضار بنده مؤمن، لطف و نوازش و بشارت به دخول بهشت و امثال آن، آنقدر بر او ظاهر میسازد که کراهت مرگ از طبیعت او زایل میشود و او را رغبت تمام به انتقال از این عالم فانی به عالم باقی به هم میرسد، و به سبب آن ایذا و تشویش او از درد مرگ و سختیهای آن کاسته میشود به گونهای که او را نهایت رضا به مردن به هم میرسد و رغبت تمام به آن حاصل میگردد، پس تشبیه کرده است خدای تعالی این معامله را به معامله کسی که اراده کرده باشد به دوست خود سختی برساند به قصد آنکه در پی آن، نفع عظیمی به او عاید شود، پس تردد داشته باشد در آنکه به چه نحو این اَلَم و رنج را به او رساند که به او آزار بسیاری نرسد، و همیشه مرغّبات و محسّنات میگفته باشد، و نفعی که آن اَلَم در عقب دارد، ذکر میکرده باشد تا آنکه او را به آن، رغبت تمام به هم رسد و اَلَم مذکور را بر خود راحت انگارد، و در این صورت نیز کلام از قبیل استعاره تمثیلیه خواهد بود.(1)
1) 7. شرح الاربعین / 417.
و نیز بر مقصود دلالت دارد آنچه در کتاب «جمال الصالحین» از مولای ما حضرت صادقعلیه السلام روایت آمده که فرمود: از جمله حقوق ما بر شیعیان این است که بعد از فریضه، دست بر چانه بگیرند و سه مرتبه بگویند: «یا رَبَّ مُحَمَّدٍ عَجِّلْ فَرَجَ آلِ مُحَمَّدٍ، یا رَبَّ مُحَمَّدٍ احْفَظْ غَیْبَةَ مُحَمَّدٍ، یا رَبَّ مُحَمَّدٍ انْتَقِمْ لِاِبْنَةِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ» (1)ای پروردگار محمد! فرجِ آل محمد را زودتر گردان. ای پروردگار محمد! [دینت را در]پنهانی محمد حفظ کن. ای پروردگار محمد! برای دختر محمد انتقام بگیر.
اکنون که از روایات نقل شده دلالت بر مقصود بیان گشت، بدان که سرّ مطلب در این است که حقیقت عبادت و اصل آن و شرط قبولیاش معرفت امامعلیه السلام و دوستی او است، پس لازم است که مؤمن بعد از هر نماز حقیقت ایمان خود و راستی ولایش را نسبت به مولایش ابراز دارد، و با دعا برای او و تقاضای تعجیل فرجش از درگاه خدای - عزّوجل - ارادتش را اظهار نماید، تا نمازش با سبب قبولی مقترن گردد، و آنچه در بخش اول و پنجم آوردیم و نیز آنچه در بخش هشتم خواهد آمد بر این مطلب دلالت دارد، اضافه بر روایاتی که در تفسیر فرموده خدای تعالی: «أَلْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ» (2)امروز دین شما را کامل ساختم. و نیز فرموده خدای تعالی: «أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللَّهِ» (3)اینکه کسی بگوید دریغا بر
آنچه در جنب اللَّه کوتاهی ورزیدم. و تفسیر آیات دیگر آمده - که جمعآوری و ضبط همه آنها دشوار یا غیر ممکن است - و همینطور است در روزه و حج و عبادتهای دیگر، لذا صلوات بر محمد و آل اوعلیهم السلام و دعا برای فرج مولایمان علیه السلام در روزها و شبهای ماه رمضان وارد شده است.
در اینجا خوش دارم حدیث شریفی که در تفسیر «البرهان» روایت شده بیاورم که در تفسیر فرموده خدای تعالی: «أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللَّهِ» به سند خود از حضرت ابوجعفر باقرعلیه السلام آمده که فرمود: ما جنب اللَّه هستیم، و ما برگزیده خداوند میباشیم، و ما اختیار شده الهی هستیم، و میراثهای پیغمبران به ما سپرده شده، و ما اُمنای خدای - عزّوجلّ - میباشیم، و ماییم حجتهای الهی و ماییم ریسمان خداوند [حبل اللَّه]و ماییم رحمت خداوند بر خلق او و ماییم کسانی که خداوند به ما [آفرینش]را آغاز کرده و به ما ختم فرماید، و ما هستیم امامان هدایت، و ماییم چراغهای [زداینده]تاریکی، و روشن کنندگان راه هدایت، و ماییم نشانهای که برای اهل دنیا معروف است، و ماییم پیشی گرفتگان و ماییم آخرین [اولیا] هر آنکه به ما تمسک جُست، به مقصد رسید و هر کس از ما کناره گرفت در [طوفان بلا]غرق شد و ماییم رهبران روسفیدان و ماییم محرم [راز]خداوند، و ما هستیم راه و صراط مستقیم به سوی خدای - عزّوجلّ - و ماییم کسانی که خداوند بر خلق خود نعمت بخشیده و ماییم شیوه [حق پرستی] و ماییم کانون نبوّت، و ما هستیم جایگاه رسالت و ماییم اصول دین و به سوی ما فرشتگان آمد
و شد کنند، و ماییم چراغ برای کسی که به ما روشنی جوید و ماییم راه برای هر آن کس که به ما اقتدا کند و ماییم هدایت کنندگان به بهشت، و ما هستیم گیره های اسلام و ماییم پُلها و ماییم گذرگاه هایی که هر کس بر شیوه ما سیر کند برنده است و هر کس از ما عقب بیفتد نابود شده است، و ما هستیم رکن اعظم و ماییم کسانی که رحمت به وجودمان نازل میگردد و به سبب ما باران بر شما میبارد و ماییم کسانی که خداوند به خاطر ما عذاب را از شما برطرف میسازد؛ پس هر کس نسبت به ما بینش یافت و ما و حقّ ما را شناخت و به امر ما ملتزم شد، پس او از ما است و به ما باز میگردد.(1)
سرّ دیگری نیز برای تأکید دعا کردن در آن حال برای آن حضرت - عجّل اللَّه فرجه الشریف - به خاطر میرسد، اینکه در روایات متعددی آمده که: هر مؤمنی را پس از هر نماز واجب دعای مستجاب شدهای است.
این روایات در کتاب وسائل الشیعه و کتب دیگری آمده است، پس شایسته است مؤمن کامل که مولایش را از جان و فرزندانش عزیزتر میداند آن دعای مستجاب را درباره او قرار دهد، و آن حضرت را بر خود مقدَّم دارد.
از اوقاتی که دعا برای تعجیل فرج مولایمان صاحب الزمان - عجل اللَّه فرجه الشریف - تأکید بیشتری دارد بعد از نماز ظهر است: دلیل و شاهد بر این معنی
1) 11. تفسیر البرهان، 4 / 80.
روایتی است که در «بحار» و «مستدرک» و «جمال الصالحین» از امام صادقعلیه السلام آمده: هر کس بعد از نماز صبح و ظهر بگوید: «اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ»، نمیمیرد تا اینکه قائمعلیه السلام را دیدار کند.(1)این حدیث در بخش سابق نیز گذشت.
و نیز بر این معنی دلالت دارد آنچه در بخش صلاة بحار به نقل از «فلاح السائل» سیّد اجل علی بن طاووسقدس سره آمده، سیّد فرمود: از مهمّات در تعقیب نماز ظهر اقتدا کردن به امام صادقعلیه السلام است در دعا برای حضرت مهدیعلیه السلام که رسول خداصلی الله علیه وآله در روایات صحیح مژده به آمدنش داده و اینکه در آخر الزمان ظهور خواهد کرد. چنانکه ابومحمد هارون الدنبلی، از ابوعلی محمد بن الحسن بن محمد بن جمهور قمی، از پدرش محمّد بن جمهور، از احمد بن الحسین سُکّری، از عبّاد بن محمد مداینی روایت کرده که گفت: بر حضرت ابوعبد اللَّه امام صادقعلیه السلام در مدینه وارد شدم، هنگامی که از نماز واجب ظهر فراغت یافت در حالی که دستهایش را به سمت آسمان بلند کرده بود میگفت: «أَیْ سامِعَ کُلِّ صَوْتٍ، أَیْ جامِعَ کُلِّ فَوْتٍ، أَیْ بارِئَ کُلِّ نَفْسٍ بَعْدَ المَوْتِ، أَیْ باعِثُ، أَیْ وارِثُ، أَیْ سَیِّدَ السّاداتِ، أَیْ إِلهَ الآلِهَةِ، أَیْ جَبّارَ الجَبابِرَةِ، أَیْ مالِکَ (مَلِکَ) الدُّنْیا وَالآخِرَةِ، أَیْ رَبَّ الأَرْبابِ، أَیْ مَلِکَ المُلُوکِ، أَیْ بَطّاشُ، أَیْ ذَا البَطْشِ الشَّدیدِ، أَیْ فَعّالاً لِما یُرِیدُ، أَیْ مُحْصِیَ عَدَدَ الأَنْفاسِ وَنَقْلَ الأَقْدامِ، أَیْ مَنِ السِّرُّ عِنْدَهُ عَلانِیَةٌ، أَیْ مُبْدِئُ، أَیْ مُعِیدُ! أَسْأَلُکَ بِحَقِّکَ عَلی خِیَرَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ،
1) 12. بحار الانوار، 86 / 77.
وَبِحَقِّهِمُ الَّذِی أوْجَبْتَ لَهُمْ عَلی نَفْسِکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَأَهْلِ بَیْتِهِ وَأَنْ تَمُنَّ عَلَیَّ السّاعَةَ بِفَکاکِ رَقَبَتِی مِنَ النّارِ وَأَنْجِزْ لِوَلِیِّکَ وَابْنِ نَبِیِّکَ الدّاعِی إِلَیْکَ بِابْنِکَ وَأَمِینِکَ فِی خَلْقِکَ وَعَیْنِکَ فِی عِبادِکَ وَحُجَّتِکَ عَلی خَلْقِکَ عَلَیْهِ صَلَواتُکَ وَبَرَکاتُکَ وَعْدَهُ، اَللُهُمَّ أَیِّدْهُ بِنَصْرِکَ وَانْصُرْ عَبْدَکَ وَقَوِّ أَصْحابَهُ وَصَبِّرْهُمْ وَافْتَحْ لَهُمْ مِنْ لَدُنْکَ سُلْطاناً نَصِیراً وَعَجِّلْ فَرَجَهُ وَأَمْکِنْهُ مِنْ أَعْدآئِکَ وَأَعْدآءِ رَسُولِکَ یا أَرْحَمَ الرّاحِمِینَ» (1)ای شنونده هر صدا! ای جمع کننده هر از دست رفته! ای برآورنده هر جنبنده پس از مرگ! ای برانگیزنده! ای وارث! ای آقای آقایان! ای خدای خداوندگاران! ای درهم شکننده جبّاران! ای مالک (پادشاه) دنیا و آخرت! ای پروردگار پروردگاران! ای پادشاه پادشاهان! ای سخت کوبنده! ای به شدّت مؤاخذه کننده! ای آنکه هر چه بخواهد انجام دهد! ای شمارنده نفسهای خلق و گام زدن ها! ای کسی که سرّ نزد او آشکار است! ای پدید آورنده موجودات! ای بازگردانند ه آنها! از تو میخواهم به حقّ خودت بر برگزیدگان خلقت و به حقّی که برای آنان بر خودت واجب شمرده ای که بر محمد و خاندانش درود فرستی و همین حالا بر من منت نهی و گردنم از آتش رها گردد، و وعده ولیّ خود و فرزند پیامبرت دعوت کننده به سویت و به اجازه ات، و امین تو در خلایق و چشم تو در بندگانت و حجّت تو بر خلقت که درود و برکاتت بر او باد، وعدهای را که به او دادهای وفا کن، بار الها! به نصرتت تأییدش کن، و بنده ات را یاری فرما و یارانش را نیرو بخش
1) 13. بحار الانوار، 86 / 62: فلاح السائل، 170.
و شکیبایشان گردان و برای آنان از جانب خود حجّتی قرار ده که همیشه یار شان باشد و فرجش را تعجیل کند، و بر دشمنانت و دشمنان پیامبرت توانایی بخش، ای بخشنده ترین بخشندگان!
راوی گفت: فدایت شوم! آیا چنین نیست که برای خودت دعا کردی؟ فرمود: برای نور آل محمدعلیهم السلام و سابق ایشان و انتقام گیرنده از دشمنانشان به امر خداوند، دعا کردم. عرضه داشتم: خداوند مرا فدایت سازد، هنگام خروجش کی خواهد بود؟ فرمود: هرگاه کسی که خلق و امر به دست او است (= خدا) بخواهد. گفتم: پس آیا نشانهای پیش از آن هست؟ فرمود: آری. نشانههای متعددی دارد. گفتم: مانند چه؟ فرمود: بیرون شدن پرچمی از مشرق و پرچمی از مغرب و فتنهای که اهل زوراء(1)را فرا میگیرد، و خروج مردی از فرزندان عمویم زید در یمن، و غارت شدن پرده کعبه. و خداوند آنچه بخواهد انجام میدهد.
علاّمه مجلسی در «بحار» گفته(2)، و در «مصباح شیخ طوسی» و «بلد الامین» و «جنّة الامان» و «الاختیار» آمده: از اموری که به تعقیب نماز ظهر اختصاص دارد: «یا سامِعَ کُلِّ صَوْتٍ … » تا آخر دعا میباشد، و در همه این منابع به جای (أَیْ) (یا) آمده است.
میگویم: هر چند که سند حدیث به حسب اصطلاح ضعیف است ولی به
مقتضای قاعده تسامح (= آسان گرفتن در دلایل اعمال مستحبی) که در اصول فقه به اثبات رسیده، انجام آن به جا است، به همین جهت است که مشایخ علمای ما - که نامشان برده شد - بر آن اعتماد کردهاند.
به هر حال ازاین حدیث و دعای یاد شده چند مطلب استفاده میشود:
استحباب دعا درباره حضرت حجتعلیه السلام و درخواست تعجیل فَرَج آن حضرت بعد از نماز ظهر.
مستحب بودن بلند کردن دستها هنگام دعا کردن برای آن حضرتعلیه السلام.
استحباب شفاعت خواستن از امامانعلیهم السلام و درخواست خود را با سوگند دادن به حق ایشان پیش از دعا و تقاضای حاجت.
استحباب مقدم داشتن حمد و ثنای الهی پیش از عرض حاجت.
استحباب مقدم داشتن درود و صلوات بر محمد و آل او علیه السلام پیش از طلب حاجت.
پاک کردن دل از گناهان به وسیله استغفار و مانند آن، تا از لوث آلودگیها پاکیزه شود و آماده اجابت گردد، که درخواست مغفرت و آزادی از آتش بر این امر دلالت دارد. و امّا امامانعلیهم السلام در مواردی درخواست مغفرت میکردهاند با اینکه - به دلایل عقلی و نقلی و به اجماع - معصوم بودنشان ثابت است. وجوهی در توجیه آن بیان کردهاند که اینجا مجال ذکر آنها نیست.
اینکه منظور از ولی - هرگاه که به طور مطلق یاد شود - در سخنان و دعاهای امامانعلیهم السلام وجود مقدس مولایمان صاحبالزمانعلیه السلام است، در بخش پنجم نیز دلالت بر این معنی گذشت.
استحباب دعا کردن درباره اصحاب و یاران آن حضرتعلیه السلام.
اینکه امامعلیه السلام شاهد و ناظر کارها و افعال بندگان است، و همیشه آنها را مشاهده میکند، دلیل بر این معنی جمله: «وَعَیْنِکَ فِی عِبادِکَ» میباشد، شواهد دیگری بر این مطلب نیز قبلاً گذشت.
اینکه از جمله القاب مولایمان حضرت حجتعلیه السلام: نور آل محمدعلیهم السلام میباشد، در روایات نیز شواهدی بر این امر هست که محقق نوری برخی از آنها را در کتاب «النجم الثاقب» (1)خود آورده است.
اینکه امام عصر - عجّل اللَّه فرجه الشریف - پس از امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین، از همه امامان - صلوات اللَّه علیهم اجمعین - افضل است، بعضی از روایات نیز این مطلب را تأیید میکند.
اینکه خداوند متعال زمان آن حضرت را تأخیر انداخته و او را برای انتقام گرفتن از دشمنان خود و دشمنان پیغمبرش ذخیره نموده، و روایات در این باره در حدّ تواتر است.
اینکه زمان ظهور آن جناب از امور مخفی است که مصلحت الهی مقتضی پنهان بودن آن است، روایات در این مورد نیز به تواتر رسیده است.
1) 16. النجم الثاقب، 63.
نشانههای یادشده در این حدیث از علائم حتمیّه نیست، زیرا که امام صادقعلیه السلام در آخر سخن خود فرمودهاند: و خداوند آنچه بخواهد انجام میدهد.
سومین وقتی که دعا برای تعجیل فرج حضرت صاحب الامر - عجّل اللَّه فرجه الشریف - تأکید شده بعد از نماز عصر است.
و دلیل بر این معنی روایتی است که در کتاب «فلاح السائل» سیّد اجل علی بن طاووسقدس سره آمده، مرحوم سید فرموده: از مهمّات پس از نماز عصر، اقتدا کردن به مولایمان موسی بن جعفر امام کاظمعلیه السلام در دعا کردن برای مولایمان حضرت مهدی - صلوات اللَّه علیه - است، چنانکه محمد بن بشیر ازدی، از احمد بن عمر بن موسی کاتب، از حسن بن محمد بن جمهور قمی، از پدرش محمد بن جمهور، از یحیی بن الفضل نوفلی روایت کرده که گفت: در بغداد بر حضرت ابوالحسن موسی بن جعفرعلیهما السلام وارد شدم هنگامی که نماز عصر را پایان داده بود، آنگاه دستهایش را به سوی آسمان بلند کرد و شنیدم که میگفت: «أَنْتَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ الأَوَّلُ وَالآخِرُ وَالظّاهِرُ وَالباطِنُ، وَأَنْتَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ إِلَیْکَ زِیادَةُ الأَشْیآءِ وَنُقْصانُها، وَأَنْتَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ خَلَقْتَ الخَلْقَ بِغَیْرِ مَعُونَةٍ مِنْ غَیْرِکَ وَلا حاجَةٍ إِلَیْهِمْ، وَأَنْتَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ مِنْکَ المَشِیَّةُ وَإِلَیْکَ البَدْءُ، وَأَنْتَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ قَبْلُ القَبْلِ و خالِقُ القَبْلِ، وَأَنْتَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ بَعْدُ البَعْدِ و خالِقُ
البَعْدِ، وَأَنْتَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ تَمْحُو ما تَشآءُ وَتُثْبِتُ وَعِنْدَکَ أُمُّ الکِتابِ، وَأَنْتَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ غایَةُ کُلِّ شَیْءٍ وَوارِثُهُ، وَأَنْتَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ لا یَعْزُبُ عَنْکَ الدَّقِیقُ وَلَا الجَلِیلُ، وَأَنْتَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ لا تَخْفی عَلَیْکَ اللُّغاتُ وَلا تَتَشابَهُ عَلَیْکَ الأَصْواتُ، کُلَّ یَوْمٍ أَنْتَ فِی شَأْنٍ لا یَشْغَلُکَ شَأْنٌ عَنْ شَأْنٍ، عالِمُ الغَیْبِ وَأَخْفی دَیّانُ الدِّینِ، مُدَبِّرُ الأُمُورِ، باعِثُ مَنْ فِی القُبُورِ، مُحْیِی العِظامِ وَهِیَ رَمِیمٌ. أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ المَکْنُونِ الَمخْزُونِ الحَیِّ القَیُّومِ الَّذِی لا یُخَیَّبُ مَنْ سَأَلَکَ بِهِ أَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، وَأَنْ تُعَجِّلَ فَرَجَ المُنْتَقِمِ لَکَ مِنْ أَعْدآئِکَ وَأَنْجِزْ لَهُ ما وَعَدْتَهُ، یا ذَا الجَلالِ وَالإِکْرامِ»
تویی خداوند هیچ معبود حقّی غیر از تو نیست، اوّل و آخر و ظاهر و باطن هستی؛ و تویی خداوند هیچ معبود حقّی جز تو نیست، زیاد و کم اشیاء به تو برمیگردد؛ و تویی خداوند هیچ خدایی غیر از تو نیست، مخلوقات را آفریدی بیآنکه از غیر خودت کمک بگیری یا نیازی به آنها داشته باشی؛ تویی خداوند هیچ خدایی جز تو نیست، مشیّت از تو و ابتدا کردن از تو است؛ و تویی خداوند هیچ معبودی جز تو نیست، پیش از قبل و آفریننده قبل هستی؛ و تویی خداوند هیچ معبودی جز تو نیست، بعد از بعد و آفریننده بعدی، آنچه را بخواهی محو میکنی و آنچه را میخواهی اثبات مینمایی، و نزد تو است اُمّ الکتاب؛ تویی خداوند هیچ خدایی جز تو نیست، پایان و وارث هر شیء هستی؛ تویی خداوند هیچ معبودی جز تو نیست، هیچ کم و زیاد و ریز و درشتی از تو پنهان نمیباشد؛ تویی خداوند هیچ معبودی جز تو نیست، لغتها بر تو مخفی نمیماند و صداها بر تو مشتبه نمیشود، هر روز تو در کاری هستی و هیچ کاری از کار
دیگر تو را مشغول نمیدارد، غیب و پنهان تر از آن را دانا هستی، نگهبان دین و تدبیر کننده امور، برانگیزنده مردگان از قبرها، زنده کننده استخوانهای پوسیده ای؛ از تو میخواهم به نام در پرده مخزون حیّ قیّومت که هر کس تو را به آن بخواند ناامید نمیشود؛ اینکه بر محمد و آل او درود بفرستی و فرج انتقام گیرنده برای تو از دشمنانت را به زودی برسانی و آنچه به او وعده کردهای وفا فرمایی، ای صاحب جلال و اکرام.
راوی گوید: عرض کردم: دعا برای چه کسی بود؟ فرمود: او مهدی آل محمدعلیهم السلام است. سپس فرمود: پدرم قربان آن فربه شکم، پیوسته ابرو، باریک ساق، که شانههایش پهن است، گند م گونی که باوجود آن از اثر شب زندهداری به زردی نیز آمیخته است، پدرم فدای کسی که شب خود را با رکوع و سجود به شمارش ستارگان میگذارند، پدرم قربان کسی که در راه خدا هیچ ملامت کنندهای بر او اثر نمیکند، چراغ تاریکی، پدرم فدای کسی باد که قائم به امر خداوند است.
عرضه داشتم: خروج او کی اتفاق میافتد؟ فرمود: هرگاه سپاهیان را در انبار در کرانه فرات و دجله مشاهده کردی، و پل کوفه منهدم و بعضی از خانههای کوفه سوزانده شد، پس هرگاه آنها را دیدی خداوند آنچه خواهد انجام دهد، هیچ چیز بر امر خداوند غالب و چیره نگردد، و هیچ حکم او را تأخیر نیندازد.(1)
1) 17. فلاح السائل، 199.
از مواقعی که دعا برای تعجیل فرج تأکید بیشتری دارد، پس از نماز صبح است و دلیل بر این معنی - اضافه بر آنچه در بعد از نماز ظهر گذشت - روایتی است که مجلسی در کتاب «مقباس» در تعقیب نماز صبح آورده که: پس از نماز صبح پیش از آنکه حرفی بزند صدبار بگوید: «یا رَبِّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَ آلِ مُحَمّدٍ وَأَعْتِقْ رَقَبَتِی مِنَ النّارِ»
پروردگارا! بر محمد و آل او درود فرست و گشایش کار آل محمد را زودتر برسان و گردنم را از آتش [دوزخ]رهایی بخش.
شاهد بر این است یاد شدن خصوص این عنوان در دعایی که علمای بزرگوار ما - که خدای شان رحمت کند - در تعدادی از کتابهای معتبر آن را روایت کردهاند و بعضی از اصحاب این دعا را ضمن دعاهایی که بعد از دو رکعت اول نماز شب وارد شده آوردهاند. دعا این است: «اَللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ وَلَمْ یُسْأَلْ مِثْلُکَ، أَنْتَ مَوْضِعُ مَسْأَلَةِ السّائِلِینَ وَمُنْتَهی رَغْبَةِ الرّاغِبِینَ، أَدْعُوکَ وَلَمْ یُدْعَ مِثْلُکَ، وَأَرْغَبُ إِلَیْکَ وَلَمْ یُرْغَبْ إِلی مِثْلِکَ، أَنْتَ مُجِیبُ دَعْوَةِ المُضْطَرِّینَ وَأَرْحَمُ الرّاحِمِینَ. أَسْأَلُکَ بِأَفْضَلِ المَسائِلِ وَأَنْجَحِها وَأَعْظَمِها، یا اَللَّهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ، وَبَأَسْمآئِکَ الحُسْنی وَأَمْثالِکَ العُلْیا وَنِعَمِکَ الَّتِی لا تُحْصی وَبَأَکْرَمِ أَسْمآئِکَ عَلَیْکَ وَأَحَبِّها إِلَیْکَ وَأَقْرَبِها مِنْکَ وَسِیلَةً وَأَشْرَفِها عِنْدَکَ مَنْزِلَةً وَأَجْزَلِها لَدَیْکَ ثَواباً
وَأَسْرَعِها فِی الأُمُورِ إِجابَةً، وَبِاسْمِکَ المَکْنُونِ الأَکْبَرِ الأَعَزِّ الأَجَلِّ الأَعْظَمِ الأَکْرَمِ الَّذِی تُحِبُّهُ وَتَهْویهُ وَتَرْضی بِهِ عَمَّنْ دَعاکَ بِهِ فَاسْتَجَبْتَ لَهُ دُعآئَهُ، وَحَقٌّ عَلَیْکَ أَنْ لا تَحْرِمَ سآئِلَکَ وَلا تَرُدَّهُ وَبِکُلِّ اسْمٍ هُوَ لَکَ فِی التَّوْریةِ وَالإِنْجِیلِ وَالزَّبُورِ وَالقُرْآنِ العَظِیمِ وَبِکُلِّ اسْمٍ دَعاکَ بِهِ حَمَلَةُ عَرْشِکَ وَمَلآئِکَتُکَ وَأَنْبِیَآؤُکَ وَرُسُلُکَ وَأَهْلُ طاعَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَأَنْ تُعَجِّلَ فَرَجَ وَلِیَّکَ وَابْنِ وَلِیِّکَ، وَتُعَجِّلَ خِزْیَ أَعْدآئِهِ»
پروردگارا! من از تو سؤال میکنم و همچون تویی سؤال نشده (مثلی برای تو نیست تا سؤال گردد)، تو در خواستگاه سؤال کنندگان و آخرین مورد روی آوردن توجّه کنندگانی. تو را میخوانم و هیچ کس چون تو خوانده نشده. و به تو امید میبندم که مثل تویی نیست تا به او توجه گردد. تو اجابت کننده دعای بیچارگانی و مهربانترین مهربانانی. از تو درخواست میکنم به برترین و مقبول ترین و عظیمترین مسایل، ای خدا! ای بخشنده! ای مهربان! و به نیکوترین اسم هایت و برترین نمونه هایت و نعمتهای بیرون از شمارت و به گرامیترین اسم هایت و محبوبترین آنها نزد تو و نزدیکترین آنها از جهت وسیله به سوی تو و والاترین آنها از لحاظ منزلت نزد تو و پربارترین آنها از جهت ثواب و پاداش تو و سریع ترین آنها در اجابت امور. و تو را سوگند به اسم مکنونت! آن اسم اکبر اعزّ اجلّ اکرم که آن را دوست میداری و به آن توجّه و عنایت داری و به آن از هرکه تو را بخواند راضی میشوی و دعایش را مستجاب فرمایی و بر تو است که سائلت را محروم ننمایی و او را رد نکنی. و تو را سوگند! به هر اسمی که برای تو است در تورات و انجیل و زبور و قرآن عظیم و به هر اسمی که حاملان
عرشت و فرشتگانت و پیامبرانت و فرستادگانت و فرمانبرداران از آفریدگانت تو را به آن میخوانند که بر محمد و آل محمد درود بفرستی و اینکه فرج و گشایش کار ولیّ خود و فرزند ولیّات را زود برسانی و در خواری و رسوایی دشمنانش تعجیل فرمایی و ما را از اصحاب و یارانش قرار دهی و به وجود او امیدمان را روزی فرمایی و به برکت عنایت او دعای مان را مقرون به اجابت نمایی.
میگویم: در کتاب «جمال الصالحین» جملاتی اضافه بر این در دعای فوق دیدم: «وَتَجْعَلَنا مِنْ أَصْحابِهِ وَأَنْصارِهِ وَتَرْزُقَنا بِهِ رَجائَنا وَتسْتَجِیبَ بِهِ دُعائَنا»؛
شاهد بر این دعاهای امامانعلیهم السلام برای تعجیل فرج، در تعدادی از قنوت هایی است که از آنها روایت شده، ما آنچه در این باره از ایشان علیهم السلام به دست ما رسیده در اینجا میآوریم، توفیق از خدا است:
سید اجل علی بن طاووسقدس سره در کتاب «مهج الدعوات» ضمن حدیثی که از ترس طولانی شدن مطلب از آوردن آن خودداری کردیم، از امام زینالعابدینعلیه السلام چنین آورده: «اللَّهُمَّ إِنَّ جِبِلَّةَ البَشَرِیَّةِ وَطِباعَ الإِنْسانِیَّةِ وَما جَرَتْ عَلَیْهِ تَرْکِیباتُ النَّفْسِیَّةِ وَانْعَقَدَتْ بِهِ عُقُودُ النَّشَئَةِ تَعْجِزُ عَنْ حَمْلِ وارِداتِ الأَقْضِیَةِ إِلّا ما وَفَّقْتَ لَهُ أَهْلَ الاِصْطِفآءِ وَأَعَنْتَ عَلَیْهِ ذَوِی الاِجْتِباءِ. اَللَّهُمَّ وَإِنَّ القُلُوبَ فِی قَبْضَتِکَ وَالمَشِیَّةَ لَکَ فِی مِلْکَتِکَ وَقَدْ تَعْلَمُ أَیْ رَبِّ مَا الرَّغْبَةُ إِلَیْهِ فِی کَشْفِهِ واقِعَةٌ لِأَوْقاتِها بِقُدْرَتِکَ وَاقِفَةٌ بِحَدِّکَ مِنْ إِرادَتِکَ وَإِنِّی لَأَعْلَمُ أَنَّ لَکَ دارَ جَزآءٍ مِنَ الخَیْرِ وَالشَّرِّ مَثُوبَةً وَعُقُوبةً، وَأَنَّ لَکَ یَوْماً تَأْخُذُ فِیهِ بِالحَقِّ وَأَنَّ أَناتَکَ
أَشْبَهُ الأَشْیآءِ بِکَرَمِکَ وَأَلْیَقُها بِما وَصَفْتَ بِهِ نَفْسَکَ فِی عَطْفِکَ وَتَرَوُّفِکَ وَأَنْتَ بِالمِرْصادِ لِکُلِّ ظالِمٍ فِی وَخِیمِ عُقْباهُ وَسُوءِ مَثْواهُ اَللَّهُمَّ و اَنَّکَ قَدْ أوْسَعْتَ خَلْقَکَ رَحْمَةُ و حِلْماً و قَدْ بُدِّلَتْ أحکامُکَ و غُیِّرَتْ سُنَنُ نَبِیِّکَ وَتَمَرَّدَ الظّالِمُونَ عَلی خُلَصآئِکَ وَاسْتَباحُوا حَرِیمَکَ وَرَکِبُوا مَراکِبَ الاِسْتِمْرارِ عَلَی الجُرْأَةِ عَلَیْکَ. اَللَّهُمَّ فَبادِرْهُمْ بِقَواصِفِ سَخَطِکَ وَعَواصِفِ تَنْکِیلاتِکَ وَاجْتِثاثِ غَضَبِکَ، وَطَهِّرِ البِلادَ مِنْهُمْ وَاعْفُ عَنْها آثارَهُمْ وَاحْطُطْ مِنْ قاعاتِها وَمَظانِّها مَنارَهُمْ وَاصْطَلِمْهُمْ بِبَوارِکَ حَتّی لا تُبْقِ مِنْهُمْ دِعامَةً لِناجِمٍ وَلا عَلَماً لِآمٍّ وَلا مَناصاً لِقاصِدٍ وَلا رائِداً لِمُرْتادٍ. اَللَّهُمَّ امْحُ آثارَهُمْ وَاطْمِسْ عَلی أَمْوالِهِمْ وَدِیارِهِمْ وَامْحَقْ أَعْقابَهُمْ وَافْکُکْ أَصْلابَهُمْ وَعَجِّلْ إِلی عَذابِکَ السَّرْمَدِ انْقِلابَهُمْ وَأَقِمْ لِلْحَقِّ مَناصِبَهُ وَاقْدَحْ لِلرُّشادِ زِنادَهُ وَأَثِرْ لِلثّارِ مُثیرَهُ وَأَیِّدْ بِالعَوْنِ مُرْتادَهُ وَوَفِّرْ مِنَ النَّصْرِ زادَهُ حَتّی یَعُودَ الحَقُّ بِجِدَّتِهِ وَیُنِیرَ مَعالِمَ مَقاصِدِهِ وَیَسْلُکَهُ أَهْلُهُ بِالأَمَنَةِ حَقَّ سُلُوکِهِ إِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ»
پروردگارا! به راستی که اصل خلقت بشری و طبیعت انسانی، و آنچه ترکیبات نفسانی بر آن نهاده شده و بندهای آفرینش به آن بسته است، از تحمل آنچه از قضا ها فرا میرسد عاجزند، مگر آنچه برگزیدگانت را بدان موفق فرموده و نخبگانت را بر پذیرش آن یاری دادهای. پروردگارا! همانا دلها در قبضه قدرت تو است، مشیّت و خواست در اختیار تو. و ای پروردگار! تو میدانی که توجه ما به درگاهت از برای برطرف کردنش (=قضا) در جای خودش از قدرت تو واقع نیست، و در محدوده اراده و خواست تو نیفتاده است، [شرایط و زمینههای لازم برای برطرف کردنش فراهم نمیباشد]، و من میدانم که تو را سرای جزا دادن هر خیر و شرّی هست، پاداش و کیفر، و تو را روزی است که در آن به خاطر حق مؤاخذه خواهی فرمود، و همانا بردباری تو،
شبیهترین چیزها به کَرَمت و سزاوارترین شیء به آنچه خودت را در عطف و رأفت وصف کردهای میباشد. و تو در کمین هر ستمگری هستی که عاقبت کارش وخیم و منزلگاهش سخت خواهد بود. پروردگارا! و به راستی که تو رحمت و بردباریات را بر تمامی خلقت فراگیر ساختهای، در حالی که احکام و دستوراتت عوض شد، و سنّتهای فرستادهات تغییر کرد، و ستمگران بر خالصانت سرکشی کردند، و هتک حریمت را مباح شمردند، و پیوسته با تجرّی بر ساحت کبریایی تو تاختند. پروردگارا! پس با خشم شکننده ات و طوفانهای عقوبتت و غضب ریشهکن کننده ات آنها را برگیر، و جهان را از لوث وجودشان پاک گردان، و آثارشان را از آن محو کن، و از صحنهها و مخفیگاه های زمین نشانههای آنان را بر افکن، و با هلاک خویش آنها را از بیخ برکَن، تا برای آنها هیچ زمینهای برای روییدن باقی نگذاری و نشانی برای رهروی به سوی آنان نگه نداری و راه خلاصی برایش ننهی و جایی برای جوینده ای ترک نگویی، پروردگارا! آثارشان را محو فرمای و ثروتها و دیار شان را نابود ساز، و جانشینانشان را هلاک گردان، و اصلاب شان را از هم جدا کن، و به عذاب جاودانی ات افتادنشان را زودتر برسان و مناصب حق را بر پایدار، و آتش راهنمایی را فروزاندار، و برای خونخواهی تهییج کننده آن را برانگیز، و خواسته آن را با کمک خویش تأیید کن، و نصرتش را افزون فرمای تا حق با همان تازگی اش باز گردد، و نشانههای پیمودنش روشن شود، و اهل حق با ایمنی راه آن را بپیمایند، و حقّ پیمودنش را ادا نمایند، به راستی که تو بر هر چیزی توانایی.(1)
1) 18. مهج الدعوات، 49.
میگویم: بر پژوهنده روشنبین مأنوس با کلمات ائمه اطهارعلیهم السلام پوشیده نیست که این دعا برای ظهور مولای غایب از نظرمان حضرت مهدی - ارواحنا فداه - میباشد، و درخواست فرج آن بزرگوار از درگاه پروردگار است، قرائن متعددی نیز در آن هست که اهل اعتبار آنها را میشناسند.
اگر بگویید: شاید منظور از عبارت: «وبرای خونخواهی تهییج کننده آن را برانگیز» مختار باشد.
میگویم: بیتردید مراد از آن، حضرت صاحب الزمان است، دعاها و اخبار چندی نیز بر آن دلالت میکند که در قنوت روایت شده از آن بزرگوار - که خداوند فرجش را نزدیک فرماید - خواهد آمد.
قنوتی که در حدیث مزبور از مولایمان ابو جعفر باقرعلیه السلام روایت شده: «یا مَنْ یَعْلَمُ هَواجِسَ السَّرائِرِ وَمَکامِنَ الضَّمآئِرِ وَحَقآئِقَ الخَواطِرِ، یَا مَنْ هُوَ لِکُلِّ غَیْبٍ حاضِرٌ وَلِکُلِّ مَنْسِیٍّ ذاکِرٌ، وَعَلی کُلِّ شَیْءٍ قادِرٌ وَإِلَی الکُلِّ ناظِرٌ، بَعُدَ المَهَلُ وَقَرُبَ الأَجَلُ وَضَعُفَ العَمَلُ وَأَرابَ الأَمَلُ وَآنَ المُنْتَقَلُ، وَأَنْتَ یا اَللَّهُ الآخِرُ کَما أَنْتَ الأَوَّلُ مُبِیدُ ما أَنْشَأْتَ وَمُصَیِّرُهُمْ إِلَی البِلی وَمُقَلِّدُهُمْ أَعْمَالَهُمْ وَمُحَمِّلُها ظُهُورَهُمْ إِلی وَقْتِ نُشُورِهِمْ مِنْ بَعْثَةِ قُبُورِهِمْ عِنْدَ نَفْخَةِ الصُّورِ و انْشِقاقِ السَّماءِ بِالنُّورِ و الْخُرُوجِ بِالمَنْشَرِ إِلی ساحَةِ الَمحْشَرِ لا تَرْتَدُّ إِلَیْهِمْ أَبْصارُهُمْ وَأَفْئِدَتُهُمْ هَوآءٌ مُتَراطِمِینَ فِی غُمَّةٍ مِمّا أسْلَفُوا و مُطالَبِینَ بِما احْتَقَبُوا و مُحاسَبِینَ هُناکَ عَلی ما ارْتَکَبُوا، اَلصَّحائِفُ فِی الأَعْناقِ مَنْشُورَةٌ وَالأَوْزارُ عَلَی الظُّهُورِ مَأْزُورَةٌ لَا انْفِکاکَ وَلا مَناصَ وَلا مَحِیصَ عَنِ القِصَاصِ، قَدْ أَفْحَمَتْهُمُ الحُجَّةُ وَحَلُّوا فِی حَیْرَةِ الَمحَجَّةِ
وَهَمْسِ الضَّجَّةِ، مَعْدولٌ بِهِمْ عَنِ الَمحَجَّةِ إِلّا مَنْ سَبَقَتْ لَهُ مِنَ اللَّهِ الحُسْنی فَنَجا مِنْ هَوْلِ المَشْهَدِ وَعَظِیمِ المَوْرِدِ وَلَمْ یَکُنْ مِمَّنْ فِی الدُّنْیا تَمَرَّدَ وَلا عَلی أَوْلِیآءِ اللَّهِ تَعَنَّدَ وَلَهُمُ اسْتَعْبَدَ وَعَنْهُمْ بِحُقُوقِهِمْ تَفَرَّدَ، اللَّهُمَّ فَإِنَّ القُلُوبَ قَدْ بَلَغَتِ الحَناجِرَ، وَالنُّفُوس قَدْ عَلَتِ التَّراقِیَ، وَالأَعْمارَ قَدْ نَفِدَتْ بِالاِنْتِظارِ لا عَنْ نَقْصِ اسْتِبْصارٍ وَلا عَنْ اِتِّهامِ مِقْدارٍ وَلکِنْ لِما تُعانِی مِنْ رُکُوبِ مَعاصِیکَ وَالخِلافِ عَلَیْکَ فِی أَوامِرِکَ وَنَوَاهِیکَ وَالتَّلَعُّبِ بِأَوْلیآئِکَ وَمُظَاهَرَةِ أَعْدآئِکَ. اَللَّهُمَّ فَقَرِّبْ ما قَدْ قَرُبَ، وَأَوْرِدْ ما قَدْ دَنی وَحَقِّقْ ظُنُونَ المُوقِنِینَ، وَبَلِّغِ المُؤْمِنِینَ تَأْمِیلَهُمْ مِنْ إِقامَةِ حَقِّکَ وَنَصْرِ دِینِکَ وَإِظْهارِ حُجَّتِکَ وَالاِنْتِقامِ مِنْ أَعْدآئِکَ»
ای کسی که میداند چه در دل همی گذرد، و چه در باطن ها همی پنهان گردد و در خاطرهها چه نهفته است، ای آنکه هر پنهانی را شاهد و ناظر، و هر فراموش شدهای را ذاکر، و بر هر کاری قادر، و به همه چیز ناظر هستی! مدارا به طول انجامید و اجل نزدیک گردید، و عمل به سستی گرایید، و امید به نهایت رسید، و هنگام منتقل شدن فرا رسید. و تو ای پروردگار! آخِری چنانکه اول هستی، آنچه ایجاد فرمودهای فنا دهندهای، و خلایق را به فرسودگی میرسانی، و کارهای شان را به عهدهشان وا میگذاری، و مسؤولیت شان را بر پشتشان قرار میدهی، تا وقت پراکنده شدنشان در برانگیخته شدن از قبرهای شان هنگام دمیدن در صور، و شکفته شدن آسمان به نور، و بیرون گشتن با پراکندگی به صحنه محشر، در حالی که چشمهایشان خیره مانده و دلهایشان در اضطراب افتاده باشد. از کارهای گذشته خود در غم فرومانده و از گناهانی که بر دوش دارند بازخواست شوند، و آنجا است که از آنچه مرتکب
گردیدهاند پای حساب روند، پرونده ها در گردن آویخته، و سنگینی معاصی بر پشت ها فرو ریخته، نه از او جدا گردد و نه راه خلاصی هست و نه گریزی از قصاص، به راستی که دلایل، لبهایشان را بسته باشد، و در سرگردانی بین راه، و پنهانی ناله، وامانده و از راه میانه دور افتادهاند، مگر آنکه پیشتر نیکی به او رسیده باشد. که از هول آن صحنه و بزرگی حادثه ورود به آن نجات خواهد یافت، [و نیز باید که]در دنیا سرکشی نکرده و با اولیای خدا لجاجت نورزیده و از آنها دوری ننموده و حقوقشان را از آن خود نشمرده باشد. بار الها! به راستی که دلها به گلو ها رسید، و جانها بر لب آمد، و عمرها در انتظار پایان یافت، و این نه از کمی بینش و نه از جهت متّهم ساختن تقدیر است، بلکه به خاطر آنچه از گناهانی که واقع میشود و با تو در اوامر و نواهی ات مخالفت میگردد، و به بازی گرفتن دوستانت و چیرگی دشمنانت میباشد؛ پروردگارا! پس آنچه نزدیک شده نزدیکتر گردان و آنچه نزدیک رسیده برسان، و آرزوهای باور داران را تحقّق بخش و امید مؤمنین را از برپایی حقّت و یاری دینت و آشکار نمودن حجّتت و انتقام گرفتن از دشمنانت به ثمر برسان.(1)
قنوت حضرت ابوجعفر محمد بن علی جواد - که درود خداوند بر او و پدران و فرزندان گرامیاش باد - در حدیث یاد شده آمده است: «مَنائِحُکَ مُتَتابِعَةٌ وَأَیادِیکَ مُتَوالِیَةٌ وَنِعَمُکَ سَابِغَةٌ، وَشُکْرُنا قَصِیرٌ وَحَمْدُنَا یَسِیرٌ، وَأَنْتَ بِالتَّعَطُّفِ عَلی مَنِ اعْتَرَفَ جَدِیرٌ. اَللَّهُمَّ وَقَدْ غُصَّ أَهْلُ الحَقِّ بِالرِّیقِ وَارْتَبَکَ أَهْلُ الصِّدْقِ فِی المَضِیقِ، وَأَنْتَ اللَّهُمَّ بِعِبادِکَ وَذَوِی الرَّغْبَةِ إِلَیْکَ شَفِیقٌ وَبَإِجابَةِ دُعآئِهِمْ وَتَعْجِیلِ الفَرَجِ عَنْهُمْ
1) 19. مهج الدعوات؛ 51.
حَقِیقٌ. اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمِّدٍ وَبادِرْنا مِنْکَ بِالعَوْنِ الَّذِی لا خِذْلانَ بَعْدَهُ وَالنَّصْرِ الَّذِی لا باطِلَ یَتَکَأدَهُ وَأَتِحْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ مَتاحاً فَیّاحاً یَأْمَنُ فِیهِ وَلِیُّکَ وَیُخَیَّبُ فِیهِ عَدُوُّکَ وَتُقَامُ فِیهِ مَعالِمُکَ وَتَظْهَرُ فِیهِ أَوامِرُکَ وَتَنْکَفُّ فِیهِ عَوادِی عِداتِکَ. اَللَّهُمَّ بادِرْنا مِنْکَ بِدارَ الرَّحْمَةِ وَبادِرْ أَعْدآئَکَ مِنْ بَأْسِکَ بِدارَ النَّقِمَةِ. اَللَّهُمَّ أَعِنّا وَأَغِثْنا وَارْفَعْ نِقْمَتَکَ عَنّا وَأَحِلَّها بِالقَوْمِ الظّالِمِینَ»
موهبت هایت پی در پی و عنایت هایت پیوسته و نعمت هایت تمام و شکر ما کوتاه و حمد ما اندک و تو بر بذل عطوفت بر کسی که اقرار کند، شایستهای. پروردگارا! و البتّه اهل حق را گلو ها بسته شد و اهل صدق در تنگنا پریشان گردیدند. و تو ای پروردگار! به بندگان و رغبت کنندگان به سویت مهربان هستی و به اجابت دعای آنها و زود رسانیدن گشایش بر آنها شایستهای. پروردگارا! پس بر محمد و آل محمد درود فرست و به زودی از جانب خود کمکی به ما رسان که پس از آن خواری نباشد، و نصرتی عطا کن که هیچ باطلی آن را دشوار نسازد، و از سوی خود برای ما زمینه فراخی فراهم فرمای تا در آن ولیّ تو در امان و دشمنت ناامید شود، و در آن، فراخ نای نشانه هایت بر پای گشته، و اوامرت آشکار شده و دشمنیهای دشمنانت ترک گردد. پروردگارا! از جانب خود به رحمت پیشی گیر، و با نقمت خویش از عذابت بر دشمنانت مبادرت ورز. پروردگارا! ما را یاری فرمای و به فریاد مان برس و عقوبت خویش را از ما بردار و بر قوم ستمگران فرود آور.(1)
میگویم: شاهد بر اینکه دعای فوق از برای تعجیل فرج مولایمان
1) 20. مهج الدعوات؛ 59.
صاحب الزمان - که درود خدا بر او و خاندانش باد - میباشد؛ این است که امور یاد شده در آن جز با ظهور آن جناب و آشکار شدن آن آفتاب تحقّق نخواهد یافت. چنانکه در اخبار و احادیث این معنی بیان شده است. آری در زمان حکومت آن حضرت تقیّه برداشته میشود و اولیای خدا امنیّت یابند و دشمنان ناامید گردند و معالم دین خدا برقرار و اوامرش آشکار میشود.
قنوت دیگری از همان حضرتعلیه السلام در حدیث مشارالیه آمده، و آن مشتمل است بر دعا برای منتظرین ظهور صاحب الامر - عجّل اللَّه فرجه الشریف - و دوستان و دعاکنندگان در حقّ آن حضرت، قنوت چنین است: «اَللَّهُمَّ أَنْتَ الأَوَّلُ بِلا أَوَّلِیَّةٍ مَعْدُودَةٍ، وَالآخِرُ بِلا آخِرِیَّةٍ مَحْدُودَةٍ، أَنْشَأْتَنا لا لِعِلَّةٍ اِقْتِساراً، وَاخْتَرَعْتَنا لا لِحاجَةٍ اِقْتِداراً، وَابْتَدَعْتَنا بِحِکْمَتِکَ اخْتِیاراً، وَبَلَوْتَنا بِأَمْرِکَ وَنَهْیِکَ اخْتِباراً وَأَیَّدْتَنا بِالآلاتِ، وَمَنَحْتَنا بِالأَدَواتِ، وَکَلَّفْتَنَا الطّاقَةَ وَجَشَّمْتَنَا الطّاعَةَ، فَأَمَرْتَ تَخْیِیراً وَنَهَیْتَ تَحْذِیراً وَخَوَّلْتَ کَثِیراً وَسَأَلْتَ یَسِیراً، فَعُصِیَ أَمْرُکَ فَحَلُمْتَ وَجُهِلَ قَدْرُکَ فَتَکَرَّمْتَ، فَأَنْتَ رَبُّ العِزَّةِ وَالبَهآءِ وَالعَظَمَةِ وَالکِبْرِیآءِ وَالإِحْسانِ وَالنَّعْمآءِ وَالمَنِّ وَالآلآءِ وَالإِنْجازِ وَالوَفآءِ، لا تُحِیطُ القُلُوبُ لَکَ بِکُنْهٍ وَلا تُدْرِکُ الأَوْهامُ لَکَ صِفَةً وَلا یُشْبِهُکَ شَیْءٌ مِنْ خَلْقِکَ وَلا یُمَثَّلُ بِکَ شَیْءُ مِنْ صَنِیعَتِکَ، تَبارَکْتَ أَنْ تُحَسَّ أَوْ تُمَسَّ أَوْ تُدْرِکَکَ الحَواسُّ الخَمْسُ وَأَنّی یُدْرِکُ مَخْلُوقٌ خالِقَهُ وَتَعالَیْتَ یا إِلهِی عَمّا یَقُولُ الظّالِمُونَ عُلُوّاً کَبِیراً. اَللَّهُمَّ أَدِلْ لَأَوْلِیآئِکَ مِنْ أَعْدآئِکَ الظّالِمِینَ الباغِینَ النّاکِثِینَ القاسِطِینَ المارِقِینَ الَّذِینَ أَضَلُّوا عِبادَکَ وَحَرَّفُوا کِتابَکَ وَبَدَّلُوا أَحْکامَکَ وَجَحَدُوا حَقَّکَ وَجَلَسُوا مَجالِسَ أَوْلِیآئِکَ جُرْأَةً عَلَیْکَ وَظُلْماً مِنْهُمْ
لِأَهْلِ بَیْتِ نَبِیِّکَ عَلَیْهِمْ سَلامُکَ وَصَلَواتُکَ وَرَحْمَتُکَ وَبَرَکاتُکَ، فَضَلُّوا خَلْقَکَ وَهَتَکُوا حِجابَ سِتْرِکَ عَنْ عِبادِکَ، وَاتَّخَذُوا اللَّهُمَّ مالَکَ دُوَلاً وَعِبادَکَ خَوَلاً، وَتَرَکُوا اللَّهُمَّ عالَمَ أَرْضِکَ فِی بَکْمآءَ عَمْیآءَ ظَلْمآءَ مُدْلَهِمَّةٍ، فَأَعْیُنُهُمْ مَفْتُوحَةٌ وَقُلُوبُهُمْ مَعْمِیَّةٌ وَلَمْ تُبْقِ لَهُمُ اللَّهُمَّ عَلَیکَ مِنْ حُجَّةٍ لَقَدْ حَذَّرْتَ اللَّهُمَّ عَذابَکَ وَبَیَّنْتَ نَکالَکَ وَوَعَدْتَ المُطِیعِینَ إِحْسانَکَ وَقَدَّمْتَ إِلَیْهِمْ بِالنُّذُرِ، فَآمَنَتْ طآئِفَةٌ. فَأَیِّدِ اللَّهُمَّ الَّذِینَ آمَنُوا عَلی عَدُوِّکَ وَعَدُوِّ أَوْلِیآئِکَ فَأَصْبَحُوا ظاهِرِینَ وَإِلَی الحَقِّ داعِینَ وَلِلإِمامِ المُنْتَظَرِ القآئِمِ بِالقِسْطِ تابِعینَ. وَجَدِّدِ اللَّهُمَّ عَلی أَعْدآئِکَ وَأَعْدائِهِمْ نارَکَ وَعَذابَکَ الَّذِی لا تَدْفَعُهُ عَنِ القَوْمِ الظّالِمِینَ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَقَوِّ ضَعْفَ الُمخْلِصِینَ لَکَ بِالَمحَبَّةِ، المُشایِعِینَ لَنا بِالمُوالاةِ، المُتِّبِعِینَ لَنا بِالتَّصْدِیقِ وَالعَمَلِ، المُوازِرِینَ لَنا بِالمُواساةِ فِینا، الُمحِبِّینَ ذِکْرَنَا عِنْدَ اجْتِماعِهِمْ. وَشُدَّ اللَّهُمَّ رُکْنَهُمْ وَسَدِّدْ لِهُمُ اللَّهُمَّ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَیْتَهُ لَهُمْ وَأَتْمِمْ عَلَیْهِمْ نِعْمَتَکَ وَخَلِّصْهُمْ وَاسْتَخْلِصْهُمْ، وَسُدَّ اللَّهُمَّ فَقْرَهُمْ، وَالْمُمِ اللَّهُمَّ شَعْثَ فاقَتِهِمْ وَاغْفِرِ اللَّهُمَّ ذُنُوبَهُمْ وَخَطایاهُمْ، وَلا تُزِغْ قُلُوبَهُمْ بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَهُمْ وَلا تُخَلِّهِمْ یا رَبِّ بِمَعْصِیَتِهِمْ وَاحْفَظْ لَهُمْ ما مَنَحْتَهُمْ مِنَ الطَّهَارَةِ بِوِلایَةِ أَوْلِیآئِکَ وَالبَرآئَةِ مِنْ أَعْدآئِکَ إِنَّکَ سَمِیعٌ مُجِیبٌ وَصَلَّی اللَّهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّیِّبِینَ الطّاهِرِینَ»
پروردگارا! تو اوّل هستی بی آنکه اوّلیّتِ تو از جهت عدد باشد و آخر هستی (بازگشت همه چیز به تو است) بی آنکه آخریّتِ تو را حدّ و مرزی باشد. ما را ایجاد فرمودی نه به خاطر علّتی، بدون اینکه اختیاری در آن داشته باشیم و ما را آفریدی نه از روی نیاز [به ما و با آن]، قدرتنمایی کردی و با حکمت خویش ما را از روی اختیار
پدید آوردی و به جهت آزمایش ما به اوامر و نواهی ات دچار مان ساختی و با ابزارها تأیید مان کردی. و وسایل به ما عنایت نمودی، و به مقدار توانمان تکلیف دادی، و فرمانبرداری از دستوراتت را بر عهده مان نهادی. پس با اختیار دادن [نه به اجبار] امر فرمودی و به جهت هشدار دادن نهی کردی، و بسیار نعمت بخشیدی، و[عبادت]اندکی خواستی، آنگاه دستورت سرپیچی شد پس بردباری کردی، و قدر تو ناشناخته ماند و بزرگواری نمودی، پس تو پروردگار عزّت و تابش و عظمت و کبریا و احسان و نعمت و نیکی و مواهب معنوی و بخشش ها و عطا ها، و برآوردن و وفا کردن هستی، دلها هیچ نهایتی از تو را نیابند، و اوهام صفتی از تو درک ننمایند، و هیچ چیز از آفریدگانت به تو شباهت ندارد، و هیچ چیزی از ساخته هایت به تو مانند نگردد، برتر از آنی که احساس یا لمس شوی یا حوّاس پنجگانه تو را درک نماید، و کی میشود مخلوقی آفریننده اش را درک کند، و خدایا تو بسیار منزه تر و برتر از آنی که ستمگران میگویند، بار الها! دوستانت را بر دشمنانِ ستمگر تبهکار پیمان شکن بیدادگرت یاری کن بر آنهایی که بندگانت را گمراه و کتابت را تحریف [و معنی آن را بر خلاف واقع توجیه و احکامت را تغییر دادند [و برخلاف آن عمل کردند]و حقّت را انکار نمودند و با تجرّی نسبت به تو به جای اولیای تو نشستند و به خاندان پیامبرت - که سلام و درود و رحمت و برکاتت بر آنها باد - ظلم کردند، پس گمراه شده و خلق تو را به گمراهی کشاندند، و پرده پوششت را از بندگانت بر گرفتند. و ای پروردگار! مال تو را در میان خود گردانیدند و بندگانت را به بردگی کشانیدند. و ای پروردگار جهان! زمینت را در گنگی و کوری و تاریکی سخت رها نمودند، چشمهایشان باز و دلهایشان نابینا
است، و ای پروردگار برای آنها دلیلی علیه خودت باقی نگذاشتی، پروردگارا عذابت را هشدار دادی و عقابت را بیان فرمودی و به فرمانبرداران، احسانت را وعده کردی، و بیم دهندگان را به سوی آنان فرستادی پس عدهای ایمان آوردند، پس ای پروردگار! ایمان آورندگان را بر دشمنت و دشمن اولیائت تأیید فرمای تا آشکار گردند و به حق دعوت کنند، و از امامِ مُنتَظَرِ برپا کننده عدل و داد پیروی نمایند. و ای پروردگار! آتشت را و عذابت را که از گروه ستمگران دور نمیداری بر دشمنانت و دشمنان آنها تجدید کن. پروردگارا! بر محمد و آل محمد درود فرست و ناتوانی اخلاص داران در محبت تو که با همدردی با ما از ما پیروی کنند که هنگام گردهم آیی شان یاد ما را دوست میدارند، ناتوانی اینان را نیرو بخش، خدایا! ارکان شان را محکم گردان. خدایا! دینی که برای آنان پسندیدهای بر ایشان استوار ساز و نعمتت را بر آنان تمام فرمای و آنان را [از دست ستمگران]خلاص کن و[برای خویش] برگزین. خدایا! فقر آنها را بربند. خدایا! پریشان حالی نیازمندی شان را به سامان رسان. خدایا! گناهانشان را بیامرز و خطا هایشان ببخشای و پس از آنکه هدایتشان کردهای دلهایشان را از حق بَر متابان. و ای پروردگار! آنها را در [منجلاب]معصیتت رها مگردان و آنچه به آنها عنایت فرمودهای از پاکیزگی به سبب ولایت اولیائت و بیزاری از دشمنانت برای آنان نگهدار. تو شنوای اجابت کننده هستی. درود خداوند بر محمد و آل پاکیزه و بی آلایشش باد.(1)
قنوت مولایمان ابوالحسن علی بن محمد امام هادیعلیهما السلام که در همان حدیث روایت شده، و آن چنین است: «یا مَنْ تَفَرَّدَ بِالرُّبُوبِیَّةِ وَتَوَحَّدَ بِالوَحْدانِیَّةِ،
1) 21. بحارالانوار، 85 / 225 و 226.
یا مَنْ أَضآءَ بِاسْمِهِ النَّهارُ وَأَشْرَقَتْ بِهِ الأَنْوارُ وَأَظْلَمَ بِأَمْرِهِ حِنْدِسُ اللَّیْلِ وَهَطَلَ بِغَیْثِهِ وابِلُ السَّیْلِ، یا مَنْ دَعاهُ المُضْطَرُّونَ فَأَجابَهُمْ وَلَجَأَ إِلَیْهِ الخآئِفُونَ فَآمَنَهُمْ وَعَبَدَهُ الطّآئِعُونَ فَشَکَرَهُمْ وَحَمِدَهُ الشّاکِرُونَ فَأَثابَهُمْ ما أَجَلَّ شَأْنَکَ وَأَعْلا سُلْطانَکَ وَأَنْفَذَ أَحْکامَکَ، أَنْتَ الخالِقُ بِغَیْرِ تَکَلُّفٍ وَالقاضِی بِغَیْرِ تَحَیُّفٍ، حُجَّتُکَ البالِغَةُ وَکَلَمِتُکَ الدّامِغَةُ بِکَ اعْتَصَمْتُ وَتَعَوَّذْتُ مِنْ نَفَثاتِ العَنَدَةِ وَرَصَداتِ المُلْحِدَةِ الَّذِینَ أَلْحَدُوا فِی أَسْمآئِکَ وَرَصَدُوا بِالمَکارِهِ لِأَوْلِیآئِکَ وَأَعَانُوا عَلی قَتْلِ أَنْبِیآئِکَ وَأَصْفِیآئِکَ وَقَصَدُوا لِإِطْفآءِ نُورِکَ بِإِذاعَةِ سِرِّکَ وَکَذَّبُوا رُسُلَکَ وَصَدُّوا عَنْ آیاتِکَ وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِکَ وَرَسُولِکَ وَدُونَ المُؤْمِنِینَ وَلِیجَةً رَغْبَةً عَنْکَ، وَعَبَدُوا طَواغِیتَهُمْ وَجَوابِیتَهُمْ أَوْلَیْتَهُمْ بَدَلاً مِنْکَ فَمَنَنْتَ عَلی أَوْلِیآئِکَ بِعَظِیمِ نَعْمَآئِکَ وَجُدْتَ عَلَیْهِمْ بِکَرِیمِ آلآئِکَ وَأَتْمَمْتَ لَهُمْ ما أَوْلَیْتَهُمْ بِحُسْنِ جَزآئِکَ حِفْظاً لَهُمْ مِنْ مُعانَدَةِ الرُّسُلِ وَضَلالِ السُّبُلِ وَصَدَقَتْ لَهُمْ بِالعُهُودِ أَلْسِنَةُ الإِجابَةِ وَخَشَعَتْ لَکَ بِالعُقُودِ قُلُوبُ الإِنابَةِ. أَسْأَلُکَ اللَّهُمَّ بِاسْمِکَ الَّذِی خَشَعَتْ لَهُ السَّمواتُ وَالأَرْضُ وَأَحْیَیْتَ بِهِ مَواتَ الأَشْیآءِ وَأَمَتَّ بِهِ جَمِیعَ الأَحْیآءِ وَجَمَعْتَ بِهِ کُلَّ مُتَفَرِّقٍ وَفَرَّقْتَ بِهِ کُلَّ مُجْتَمِعٍ وَأَتْمَمْتَ بِهِ الکَلِماتَ وَأَرَیْتَ بِهِ کُبْرَی الآیاتِ وَتُبْتَ بِهِ عَلَی التَّوّابِینَ وَأَخْسَرْتَ بِهِ عَمَلَ المُفْسِدِینَ فَجَعَلْتَ عَمَلَهُمْ هَبآءً مَنْثُوراً وَتَبَّرْتَهُمْ تَتْبِیراً أَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَآل مُحَمَّدٍ وَأَنْ تَجْعَلَ شِیعَتِی مِنَ الَّذِینَ حُمِّلُوا فَصَدَّقُوا وَاسْتُنْطِقُوا فَنَطَقُوا آمِنِینَ مَأْمُونِینَ. اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ لَهُمْ تَوْفِیقَ أَهْلِ الهُدی وَأَعْمالَ أَهْلِ الیَقِینِ وَمُنَاصَحَةَ أَهْلِ التَّوْبَةِ وَعَزْمَ أَهْلِ الصَّبْرِ وَتَقِیَّةَ أَهْلِ الوَرَعِ وَکِتْمانَ الصِّدِّیقِینَ حَتّی یَخافُوکَ اللَّهُمَّ مَخافَةً تَحْجُزُهُمْ عَنْ مَعاصِیکَ، وَحَتّی یَعْمَلُوا بِطاعَتِکَ لِیَنالُوا کَرامَتَکَ، وَحَتّی یُناصِحُوا لَکَ وَفِیکَ
خَوْفاً مِنْکَ، وَحَتّی یُخْلِصُوا لَکَ النَّصِیحَةَ فِی التَّوْبَةِ حُبّاً لَکَ فَتُوجِبَ لَهُمْ مَحَبَّتَکَ الَّتِی أَوْجَبْتَها لِلتَّوّابِینَ، وَحَتّی یَتَوَکَّلُوا عَلَیْکَ فِی أُمُورِهِمْ کُلِّهَا حُسْنَ ظَنٍّ بِکَ، وَحَتّی یُفَوِّضُوا إِلَیْکَ أُمُورَهُمْ ثِقَةً بِکَ اللَّهُمَّ لا تُنالُ طاعَتُکَ إِلّا بِتَوْفِیقِکَ وَلا تُنالُ دَرَجَةٌ مِنْ دَرَجاتِ الخَیْرِ إِلّا بِکَ. اَللَّهُمَّ یا مالِکَ یَوْمِ الدِّینِ العالِمَ بِخَفایا صُدُورِ العالَمِینَ. طَهِّرِ الأَرْضَ مِنْ نَجَسِ أَهْلِ الشِّرْکِ وَاخْرِصِ الخَرّاصِینَ عَنْ تَقَوُّلِهِمْ عَلی رَسُولِکَ الإِفْکَ. اَللَّهُمَّ اقْصِمِ الجَبّارِینَ وَأَبِرِ المُفْتَرِینَ وَأَبِدِ الأَفّاکِینَ الَّذِینَ إِذا تُتْلی عَلَیْهِمْ آیاتُ الرَّحْمنِ قالُوا أَساطِیرُ الأَوَّلِینَ وَأَنْجِزْ لِی وَعْدَکَ إِنَّکَ لا تُخْلِفُ المِیعادَ وَعجِّلْ فَرَجَ کُلِّ طالِبٍ مُرْتادٍ إِنَّکَ لَبِالمِرْصادِ لِلْعِبادِ وَأَعُوذُ بِکَ مِنْ کُلِّ لَبْسٍ مُلْبُوسٍ وَمِنْ کُلِّ قَلْبٍ عَنْ مَعْرِفَتِکَ مَحْبُوسٍ وَمِنْ کُلِّ نَفْسٍ تَکْفُرُ إِذا أَصابَها بُؤْسٌ، وَمِنْ کُلِّ واصِفِ عَدْلٍ عَمَلُهُ عَنِ العَدْلِ مَعْکُوسٌ، وَمِنْ طالِبٍ لِلْحَقِّ وَهُوَ عَنْ صِفاتِ الحَقِّ مَنْکُوسُ، وَمِنْ مُکْتَسِبِ إِثْمٍ بِإِثْمِهِ مَرْکُوسٌ، وَمِنْ وَجْهٍ عِنْدَ تَتابُعِ النِّعَمِ عَلَیْهِ عَبُوسٌ، أَعُوذُ بِکَ مِنْ ذلِکَ کُلِّهِ، وَمِنْ نَظِیرِهِ وَأَشْباهِهِ وَأَمْثالِهِ، إِنَّکَ عَلِیٌّ عَلِیمٌ حَکِیمٌ» (1)
ای کسی که در پروردگاری بیمانند ی و در یگانگی یکتا هستی. ای آنکه به نام او روز روشنی یافت و نور ها به او درخشید و به فرمان او شب را تاریکی فرا گرفت و به باران او سیل شدید جاری شد. ای آنکه بیچارگان او را خواندند، پس آنها را اجابت فرمود و ترسناکان به او پناهنده شدند، پس آنها را در امان قرار داد و اهل طاعت او را عبادت کردند، پس آنها را پاداش عنایت کرد و شکرگزاران حمد او را به جای آوردند، پس به آنها ثواب داد. چه شأن بزرگ و قلمرو وسیع و دستورات نافذی داری. تو
1) 22. مهج الدعوات؛ 61 و 62.
آفریدگاری بدون رنج، و قضاوت کننده بدون ستم هستی. دلیلت رسا و کلمهات هلاک کننده است. به تو تمسُّک جستم و پناهنده شدم از دم های اهل عناد و کمینگاههای صاحبان الحاد؛ آنان که در اسماء تو ملحد شدند و برای اذیت به اولیائت کمین کردند و بر کشتن پیامبران و برگزیدگانت همدیگر را یاری دادند و با افشای سرّ تو قصد خاموش کردن نورت را نمودند و فرستادگانت را تکذیب کردند و از آیاتت جلوگیری نمودند و غیر تو و فرستادهات و غیر مؤمنین را برای خود برگزیدند، به خاطر روی گرداندن از تو و طاغوتهای خود و جبتهایشان را به جای تو پرستیدند، پس تو بر اولیای خویش نعمتهای بزرگ را منّت نهادی و مواهب گرامی خود را بر آنها بخشیدی، و آنچه به آنها عطا فرمودهای با پاداش نیکت تمام کردی، تا آنها را از مخالفت با فرستادگانت و گم شدن در راهها حفظ نمایی و زبان اجابت آنها به راستی پیمانهای تو را پذیرا شده و دلهای متوجه شان قرارها را با خشوع برگرفته. خداوندا! تو را میخوانم به آن اسمت که آسمانها و زمین برایش خشوع کرده و به آن، مردههای اشیاء را زنده فرمودهای و تمام زندگان را میمیرانی و هر پراکندهای را جمع و هر جمع شدهای را پراکنده سازی، و به آن، کلمات را تمام کردهای و آیات بزرگ را نشان دادهای و با آن، بر توبه کنندگان بازگشته ای و عمل مفسدین را تباه ساختهای پس عمل آنها را همچون غبار پراکندهای و آنها را هلاک نمودهای. [تو را به این اسمت میخوانم]که بر محمد و آل محمد درود فرستی و شیعیانم را از کسانی قرار دهی که مسؤولیت برعهده شان نهاده شد، پس تصدیق کردند و استنطاق گشته، آنگاه نطق نمودند، در امان و مورد اطمینان باشند. پروردگارا! من از تو برای آنها توفیق اهل
هدایت و کارهای اهل یقین و اخلاص اهل توبه و قصد اهل صبر و تقیّه اهل ورع و پرهیزکاری و پنهانکاری صدّیقین را خواهانم تا از تو ای پروردگار! چنان بترسند که آنان را از گناهانت بازدارد، و تا به طاعت تو عمل کنند که به گرامی داشتت نایل آیند، و تا اینکه برای تو و در راه تو از ترس تو اخلاص و خیرخواهی کنند، و تا اینکه در توبه نصوح خود به خاطر محبّت تو از راه خلوص نیّت درآیند، پس دوستی آنها را [بر خودت]واجب فرمایی آن دوستی ات را که برای توبه کنندگان واجب ساختهای، و تا اینکه از روی حسن ظنّ به تو در تمامی امورشان بر تو توکّل نمایند و از روی اطمینان به تو همه شؤون خود را به تو واگذار کنند. بار الها! طاعت تو جز به توفیقت به دست نیاید و هیچ درجهای از درجات خیر جز به عنایت تو تحصیل نگردد. پروردگارا! ای مالک روز جزا! دانای به آنچه در سینههای عالمیان نهفته! زمین را از نجاست اهل شرک پاکسازی کن و دروغگویان را از جهت اینکه بر فرستادهات تهمت زنند، از میان بردار. بار خدایا! ستمگران را درهم بشکن و مفتریان را نابود گردان و تهمت زنندگان را هلاک فرمای؛ آنان را که هرگاه آیات خدای رحمان بر ایشان تلاوت شود گویند: داستانهای پیشینیان است و وعدهام را تحقّق بخش، به درستی که تو وعده را خلاف نمیکنی و فرج و گشایش امر هر خواهند ه تلاشگر را [که پیوسته مترقّب فرجش هست]زودتر برسان که برای بندگانت در کمین هستی. پناه به تو میبرم از هر شبههای که واقع را بپوشاند، و از هر دلی که از شناخت تو زندان شده باشد، و از نفسی که چون سختی و رنج ببیند کفر میورزد، و از هر توصیف کننده عدالتی که عملش برعکس عدالت است، و از هر طلب کننده حقّی که از صفات حق دور باشد، و از مرتکب گناهی که در گناهش واژگونه
است، و از چهرهای که هنگام تداوم نعمتها بر او عبوس و گرفته است. به تو پناه میبرم از همه اینها و از نظیر و اشباه و امثال این امور، به راستی که تو والای دانای حکیم هستی.
قنوت مولایمان ابومحمد امام حسن عسکریعلیه السلام که در همان حدیث روایت شده، و شیخ طوسی آن را در مستحبّات قنوت نماز وتر ذکر کرده، ولی از حدیث مشار إلیه معلوم میشود و به دست میآید که از دعاهای مطلق باشد که به وقت معیّنی اختصاص ندارند. سیّد ابن طاووس در مهج الدعوات گفته: «و او علیه السلام در قنوت خود چنین دعا نموده و به اهل قم امر فرموده آن را بخوانند، هنگامی که از موسی بن بغی شکایت کردند». این قنوت را ان شاء اللَّه تعالی در بخش آینده کتاب خواهیم آورد.
قنوت مولای عزیزمان حضرت حجّت - عجّل اللَّه فرجه الشریف - که در همان حدیث آمده است: اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَأَکْرِمْ أَوْلِیآئَکَ بِإِنْجازِ وَعْدِکَ وَبَلِّغْهُمْ دَرْکَ ما یُأَمِّلُونَهُ مِنْ نَصْرِکَ، وَاکْفُفْ عَنْهُمْ بَأْسَ مَنْ نَصَبَ الخِلافَ عَلَیْکَ وَتَمَرَّدَ بِمَنْعِکَ عَلی رُکُوبِ مُخالَفَتِکَ وَاسْتَعانَ بِرِفْدِکَ عَلی فَلِّ حَدِّکَ وَقَصَدَ لِکَیْدِکَ بأَیْدِیکَ وَوَسَعْتَهُ حِلْماً لِتَأْخُذَهُ عَلی جَهْرَةٍ أَوْ تَسْتَأْصِلَهُ عَلی غَرَّةٍ، فَإِنَّکَ اللَّهُمَّ قُلتَ وَقَوْلُکَ الحَقُّ: حَتّی إِذَا أَخَذَتِ الأَرْضُ زُخْرُفَها وَازَّیَّنَتْ وَظَنَّ أَهْلُها أَنَّهُمْ قادِرُونَ عَلَیْها أَتاها أَمْرُنا لَیْلاً أَوْ نَهاراً فَجَعَلْناها حَصِیداً کَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالأَمْسِ کَذلِکَ نُفَصِّلُ الآیاتِ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ، وَقُلْتَ: فَلَمّا آسَفُونا انْتَقَمْنا مِنْهُمْ وَإِنَّ الغایَةَ عِنْدَنَا قَدْ تَناهَتْ وَإِنّا لِغَضَبِکَ غاضِبُونَ، وَإِنّا عَلی نَصْرِ الحَقِّ مُتَعاضِبُونَ، وَإِلی وُرُودِ أَمْرِکَ
مُشْتاقُونَ، وَلِاِنْجازِ وَعْدِکَ مُرْتَقِبُونَ، وَلِحُلُولِ وَعِیدِکَ بِأَعْدآئِکَ مُتَوَقِّعُونَ. اللَّهُمَّ فَأْذَنْ بِذلِکَ وَافْتَحْ طُرُقاتِهِ وَسَهِّلْ خُرُوجَهُ وَوَطِّئ مَسالِکَهُ وَاشْرَعْ شَرایِعَهُ وَأَیِّدْ جُنُودَهُ وَأَعْوانَهُ وَبَادِرْ بَأْسَکَ القَوْمَ الظّالِمِینَ، وَابْسُط سَیْفَ نَقِمَتِکَ عَلی أَعْدآئِکَ المُعانِدِینَ، وَخُذْ بِالثّارِ إِنَّکَ جَوادٌ مَکّارٌ»؛ خدایا! بر محمد و آل محمد درود فرست و اولیائت را با منجّز نمودن وعدهات گرامی بدار، و آنها را به آنچه از یاریات امید دارند برسان، و زیان کسانی را که برخلاف تو برخیزند از ایشان دور گردان، و اذیت کسی را که بر ممنوعیّت ارتکاب مخالفتت سرکشی نموده و با کمک عنایات و نعمتهای تو درصدد از هم گسستن حدّ تو برآمده و با همان نعمتهای تو قصد نیرنگ با تو کرده از آنها بازدار، که تو او را با بردباری فرا گرفتهای تا او را آشکارا برگیری، یا در حالی که مغرور شده باشد از ریشه برآوری، که البتّه ای پروردگار! تو فرمودهای و فرموده ات حقّ است: «تا اینکه زمین سبزی و زینت به خود گرفت و اهل آن پنداشتند که بر آن توان دارند، امر ما در شب یا روز آن را فرا رسید، پس آن را درو کردیم انگار که دیروزش هیچ سبزهای نداشته، این چنین آیات را برای قومی که اندیشه کنند تفصیل میدهیم» و نیز فرمودهای: «پس چون ما را به خشم آوردند، از آنها انتقام گرفتیم» و به راستی که آخرین فرصت نزد ما به سر آمده و ما برای خشم تو غضبناک هستیم، و ما بر یاری حق هم داستانیم و به آمدن فرمانت مشتاقیم و برای تحقّق یافتن وعدهات در انتظاریم و حلول عذابت را بر دشمنانت متوقّعیم. بار الها! پس در آن امر ما را اذن بده و راههایش را بگشای و نحوه بیرون شدنش را آسان کن و زمینههای پیمودنش را فراهم ساز و راههای آیینهایش را بگشای و سپاهیان و یاورانش را تأیید
فرمای و عذابت را به ستمگران زودتر برسان و شمشیر نقمتت را بر دشمنان معاندت بگستران و خونخواهی کن که تو بخشنده بسیار مکر کنندهای.
قنوت دیگری نیز از همان حضرت در همان حدیث آمده: «اللَّهُمَّ مالِکَ المُلْکِ تُؤْتِی المُلْکَ مَنْ تَشَآءُ وَتَنْزِعُ المُلْکَ مِمَّنْ تَشآءُ، وَتُعِزُّ مَنْ تَشآءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشآءُ، بِیَدِکَ الخَیْرُ إِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ، یا ماجِدُ یا جَوادُ یا ذَا الجَلالِ وَالإِکْرامِ، یا بَطّاشُ یا ذَا البَطْشِ الشَّدِیدِ، یا فَعّالاً لِما یُرِیدُ، یا ذَا القُوَّةِ المَتِینِ، یا رَؤُوفُ یا رَحِیمُ، یا لَطِیفُ یَا حَیُّ حِینَ لا حَیَّ، أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَمخْزُونِ الحَیِّ القَیُّومِ الَّذِی اسْتَأْثَرْثَ بِهِ فِی عِلْمِ الغَیْبِ عِنْدَکَ لَمْ یَطَّلِعْ عَلَیْهِ أَحَدٌ مِنْ خَلْقِکَ، وَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی تُصَوِّرُ بِهِ خَلْقَکَ فِی الأَرْحامِ کَیْفَ تَشآءُ وَبِهِ تَسُوقُ إِلَیْهِمْ أَرْزاقَهُمْ فِی أَطْباقِ الظُّلُمَاتِ مِنْ بَیْنِ العُرُوقِ وَالعِظامِ، وَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی أَلَّفْتَ بِهِ بَیْنَ قُلُوبِ أَوْلِیآئِکَ وَبِهِ أَلَّفْتَ بَیْنَ الثَّلْجِ وَالنَّارِ، لا هذا یُذیبُ هذا وَلا هذا یُطْفِیءُ هذا، وَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی کَوَّنْتَ بِهِ طَعْمَ المِیاهِ، وَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی أَجْرَیْتَ بِهِ المآءَ فِی عُرُوقِ النَّباتِ بَیْنَ أَطْباقِ الثَّری وَسُقْتَ المآءَ إِلی عُرُوقِ الأَشْجارِ بَیْنَ الصَّخْرَةِ الصَّمّآءِ، وَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی کَوَّنْتَ بِهِ طَعْمَ الِّثمارِ وَأَلْوانِها، وَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی بِهِ تُبْدِئُ وَتُعِیدُ، وَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الفَرْدِ الواحِدِ المُتَفَرِّدِ بِالوَحْدانِیَّةِ المُتَوَحِّدِ بِالصَّمَدانِیَّةِ، وَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی فَجَّرْتَ بِهِ المآء مِنَ الصَّخْرَةِ الصَّمّآء وَسُقْتَهُ مِنْ حَیْثُ شِئْتَ، وَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی خَلَقْتَ بِهِ خَلْقَکَ وَرَزَقْتَهُمْ کَیْفَ شِئْتَ وَکَیْفَ شآؤُا، یا مَنْ لا تُغَیِّرُهُ الأَیّامُ وَاللَّیالِی أَدْعُوکَ بِما دَعاکَ بِهِ نُوحٌ حِینَ ناداکَ فَأَنْجَیْتَهُ وَمَنْ مَعَهُ وَأَهْلَکْتَ قَوْمَهُ وَأَدْعُوکَ بِما دَعاکَ بِهِ اِبْراهِیمُ خَلِیلُکَ حِینَ ناداکَ فَأَنْجَیْتَهُ
وَجَعَلْتَ النّارَ عَلَیْهِ بَرْداً وَسَلاماً وَأَدْعُوکَ بِما دَعاکَ بِهِ مُوسی کَلِیمُکَ حِینَ ناداکَ فَفَلَقْتَ لَهُ البَحْرَ فَأَنْجَیْتَهُ وَبَنِی اِسْرائِیلَ وَأَغْرَقْتَ فِرْعَوْنَ وَقَوْمَهُ فِی الیَمِّ و أَدْعُوکَ بِما دَعاکَ بِهِ عِیسی حِینَ ناداکَ فَنَجَّیْتَهُ مِنْ أَعْدَائِهِ، وَإِلَیْکَ رَفَعْتَهُ وَأَدْعُوکَ بِما دَعاکَ بِهِ حَبِیبُکَ وَصَفِیُّکَ وَنَبِیُّکَ مُحَمَّدٌ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ فَاسْتَجَبْتَ لَهُ، وَمِنَ الأَحْزَابِ نَجَّیْتَهُ وَعَلی أَعْدآئِکَ نَصَرْتَهُ وَأَسْألُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی إِذا دُعِیتَ بِهِ أَجَبْتَ، یا مَنْ لَهُ الخَلْقُ وَالأَمْرُ، یا مَنْ أَحاطَ بِکُلِّ شَیْءٍ عِلْماً وَأَحْصی کُلَّ شَیْءٍ عَدَداً، یا مَنْ لا تُغَیِّرُهُ الأَیّامُ وَاللَّیالِی وَلا تَتَشابَهُ عَلَیْهِ الأَصْواتُ وَلا تَخْفی عَلَیْهِ اللُّغاتُ وَلا یُبْرِمُهُ إِلْحاحُ المُلِحِّینَ، أَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلی جَمِیعِ النَّبِیِّینَ وَالمُرْسَلِینَ الَّذِینَ بَلَّغُوا عَنْکَ الهُدی وَأَعْقَدُوا لَکَ المَواثِیقَ بِالطّاعَةِ، وَصَلِّ عَلی عِبادِکَ الصّالِحِینَ، یا مَنْ لا یُخْلِفُ المِیعادَ أَنْجِزْ لِی ما وَعَدْتَنِی وَاجْمَعْ لِی أَصْحابِی وَصَبِّرهُمْ وَانْصُرْنی عَلی أَعْدآئِکَ وَأَعْدآءِ رَسُولِکَ، وَلا تُخَیِّبْ دَعْوَتی فَإِنِّی عَبْدُکَ ابْنُ عَبْدِکَ ابْنُ أَمَتِکَ أَسِیرٌ بَیْنَ یَدَیْکَ، سَیِّدِی أَنْتَ الَّذِیمَنَنْتَ عَلَیَّ بِهذَا المَقامِ وَتَفَضَّلْتَ بِهِ عَلَیَّ دُونَ کَثِیرٍ مِنْ خَلْقِکَ، أَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَأنْ تُنجِزَ لِی مَا وَعَدْتَنِی إِنَّکَ أَنْتَ الصّادِقُ لا تُخْلِفُ المِیعادَ وَأَنْتَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ» (1)
پروردگارا! ای صاحب ملک هستی! مُلک و سلطان به هر کسی بخواهی میدهی و جامه ملک از هر که خواهی بیرون میکنی و هر کس را بخواهی عزیز میگردانی و هر آنکه را خواهی ذلیل سازی، خیر و نیکی در دست تو است، به راستی که تو بر هر چیزی توانایی، ای بزرگوار! ای جواد! ای صاحب جلال و عظمت و احسان و کرامت!
1) 23. مهج الدعوات: 68.
ای بسیار سخت گیرنده و صاحب بَطشِ شدید! ای آنکه هر چه اراده کند انجام دهد! ای صاحب قدرت و نیروی ابدی! ای رؤوف و ای مهربان! ای زنده هنگامی که هیچ زندهای نباشد! از تو میخواهم به آن اسم پنهان و مستور زنده پاینده ابدی که در عالم غیب نزد خودت قرار دادهای، که هیچ کس از خَلْقَت بر آن اطلاع نیافته، و از تو میخواهم به آن اسم تو که به آن، خلایقت را هر طور که خواهی در رحمها شکل میدهی و به آن اسم، روزی هایشان را در چند طبقه تاریکی از میان رگها و استخوانها میفرستی، و از تو میخواهم به آن نامت که با آن میان دلهای دوستانت الفت دادهای و بین یخ و آتش الفت دادهای که نه این آن را آب میکند و نه آن این را خاموش میسازد، و تو را میخوانم به آن اسمت که به آن، مزه آبها را ایجاد کردهای، و تو را میخوانم به آن نامت که با آن، آب را به رگ و ریشه درختان در میان سنگ خارا فرستادهای، و از تو درخواست دارم به حقّ آن نامت که به آن، مزه میوهها و رنگهای آنها را پرداخته ای، و از تو میخواهم به آن نامی که با آن ایجاد نموده و باز میگردانی، و تو را میخوانم به آن اسم یکتای بیهمتای تو که در وحدانیّت یکتا است و در بینیازی بیهمتا، و تو را میخوانم به آن نامت که با آن، آب را از سنگ سخت شکافته و از هر جا خواستهای جاری ساختهای، و تو را میخوانم به آن اسمت که با آن، خلقت را آفریدی و هرگونه که خواستهای و هر طور که خواستهاند روزیشان دادهای، ای کسی که روزها و شبها او را تغییر ندهند، تو را میخوانم به آنچه نوح تو را به آن خواند هنگامی که ندایت کرد پس او و هر که با او بود نجات دادی، و قومش را هلاک کردی، و دعایت میکنم به آنچه ابراهیم خلیلت تو را به آن دعا نمود، هنگامی که تو را خواند پس او را
نجات دادی و آتش را بر وی سرد و سلامت ساختی، و تو را میخوانم به آنچه موسی کلیمت، تو را به آن خواند، پس دریا (رود نیل) را شکافتی آنگاه او و بنیاسرائیل را نجات دادی و فرعون و قومش را در دریا غرق ساختی، و تو را میخوانم به آنچه عیسی روح تو به آن، تو را خواند آنگاه که به درگاهت ندا کرد، پس از دشمنانش نجاتش دادی و به سوی خودت بالایش بردی، و تو را میخوانم به آنچه حبیب تو و برگزیده و پیامبرت محمدصلی الله علیه وآله تو را به آن خواند، پس دعایش را به اجابت رساندی و از حزب ها نجاتش دادی و بر دشمنانت یاریاش دادی، و از تو میخواهم به آن اسمت که هرگاه به آن خوانده شوی اجابت میفرمایی، ای کسی که خَلْق و امر از آن تو است، ای آنکه علمش همه چیز را فراگرفته، ای آنکه شماره همه چیز را میداند، ای آنکه روزها و شبها او را تغییر ندهند و صداها بر او مشتبه و لغتها بر او پوشیده نماند، و اصرار اصرار کنندگان او را به ستوه نیاورد.
از تو درخواست میکنم که درود بفرستی بر محمد و آل محمدعلیهم السلام برگزیدگان از خلقت، پس با برترین درودهایت بر آنها درود فرست، و بر تمام پیغمبران و فرستادگان درود فرست که هدایت را از جانب تو تبلیغ کردند و پیمانهای اطاعتت را محکم بستند، و بر بندگان صالحت درود فرست ای آنکه وعده خلافی نمیکنی وعدهای که به من دادهای تحقق بخش و اصحابم را برایم جمع گردان و صبر شان ده، و مرا بر دشمنانت و دشمنان فرستادهات یاری بخش و دعایم را ناامید مگردان، که من بنده تو، فرزند بنده ات، فرزند کنیزت هستم، اسیر درگاه توام، ای آقای من! تو هستی که این مقام را بر من منّت نهادهای و از میان بسیاری از خلایقت بر من تفضّل فرمودهای. از
تو درخواست دارم که بر محمد و آل محمدعلیهم السلام درود فرستی و آنچه به من وعده کردهای تحقق بخشی، به درستی که تو راستگوی هستی و خُلف وعده ننمایی و تو بر هر چیزی توانایی.
مؤلّف کتاب «مستدرک» به نقل از کتاب «الذکری» اثر شیخ شهید نقل کرده و گفته است: ابن ابی عقیل برگزیده دعایی را که از امیرالمؤمنینعلیه السلام در قنوت روایت شده که آن حضرت چنین دعا میکرد: «اَللَّهُمَّ إِلَیْکَ شُخِصَتِ الأَبْصارُ وَنِقُلَتِ الأَقْدَامُ وَرُفِعَتِ الأَیْدِی وَمُدَّتِ الأَعْناقُ وَأَنْتَ دُعِیتَ بِالأَلْسُنِ وَإِلَیْکَ سِرُّهُمْ وَنَجْویهُمْ فِی الأَعْمالِ، رَبَّنَا افْتَحْ بَیْنَنا وَبَیْنَ قَوْمِنا بِالحَقِّ وَأَنْتَ خَیْرُ الفاتِحِینَ، اَللَّهُمَّ إِنّا نَشْکُوا إِلَیْکَ فَقْدَ نَبِیِّنا وَغَیْبَةَ إِمامِنا وَقِلَّةَ عَدَدِنا وَکَثرَةَ أَعْدآئِنا وَتَظاهُرَ الأَعْدآءِ عَلَیْنا وَوُقُوعَ الفِتَنِ بِنا، فَفَرِّجْ ذَلِکَ اللَّهُمَّ بِعَدْلٍ تُظْهِرُهُ وَإِمامِ حَقٍّ نَعْرِفُهُ إِلهَ الحَقِّ آمِینَ رَبَّ العالَمِینَ» (1)
خدایا! دیدهها به سوی تو (به منظور عفو و رحمت) بازمانده و گامها به جانب تو برداشته شده و دستها بلند گردیده و گردنها کشیده شده و تو به زبانها خوانده شدی و سرّ و پنهانی بندگان نزد تو (آشکار است) که چه میکنند، پروردگارا! بین ما و قوم مان به حق حکم فرمای که تو بهترین حکم کنندگانی، بار خدایا! راستی که ما به تو شکایت میکنیم فقدان پیامبرمان و غایب بودن امام مان و کمی افرادمان و بسیاری دشمنانمان و دست به هم دادنشان را بر ما و افتادن فتنهها در میان مان را؛ پس ای پروردگار! گشایش
1) 24. مستدرک الوسائل، 1 / 319 {چاپ جدید، 4/404} الذکری، 184.
اینها را با عدالتی که آشکار سازی و امام بر حقّی که میشناسیم فراهم گردان، ای خدای حق اجابت فرما.
وی گفته: و به من رسیده که امام صادقعلیه السلام شیعیانش را امر میکرد این دعا را در قنوت نماز بعد از کلمات فرج «= لا إله إلّا اللَّهُ الحلیم الکریم … » بخوانند.
در همان کتاب به نقل از «مصباح» شیخ طوسی آورده: و مستحب است که در نماز صبح بعد از قرائت و پیش از رکوع، قنوت به جای آورد و بگوید: «لا إِله إِلَّا اللَّهُ الحَلِیمُ الکَرِیمُ لا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ العَلِیُّ العَظِیمُ، سُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ السَّمواتِ السَّبْعِ وَرَبِّ الأَرَضِینَ السَّبْعِ وَما فِیهِنَّ وَما بَیْنَهُنَّ وَرَبِّ العَرْشِ العَظِیمِ، وَالحَمْدُ للَّهِِ رَبِّ العالَمِینَ. یا اللَّهُ الَّذِی لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ وَهُوَ السَّمِیعُ العَلِیمُ، أَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَأَنْ تُعَجِّلَ فَرَجَهُمْ. اَللَّهُمَّ مَنْ کانَ أَصْبَحَ وَثِقَتُهُ وَرَجآؤُهُ غَیْرُکَ فَأَنْتَ ثِقَتِی وَرَجآئِی فِی الأُمُورِ کُلِّها، یا أَجْوَدَ مَنْ سُئِلَ وَیا أَرْحَمَ مَنِ اسْتُرْحِمَ، اِرْحَمْ ضَعْفِی وَقِلَّةَ حِیلَتِی، وَامْنُنْ عَلَیَّ بِالجَنَّةِ طَوْلاً مِنْکَ، وَفُکَّ رَقَبَتِی مِنَ النّارِ، وَعافِنِی فِی نَفْسِی وَفِی جَمِیعِ أُمُورِی کُلِّها، بِرَحْمَتِکَ یا أَرْحَمَ الرّاحِمِینَ» (1)
هیچ خدایی نیست جز خدای حلیم کریم، هیچ معبودی نیست جز خدای والای بزرگ، منزّه است خداوند، پروردگار آسمانهای هفتگانه و پروردگار زمینهای هفتگانه و آنچه داخل آنها و آنچه مابین آنها است و پروردگار عرش باعظمت، و حمد مخصوص خداوند پروردگار عالمیان است، ای خدایی که هیچ چیز مثل او
1) 25. مستدرک الوسائل، 1 / 319؛ {چاپ جدید، 4/405}؛ مصباح المتهجد، 176.
نیست و او است شنوای دانا! از تو سؤال میکنم که بر محمد و آل محمدعلیهم السلام درود فرستی و اینکه گشایش کار و فرج آنها را زودتر برسانی. بار الها! هر کس صبح کند در حالی که امید و پشتیبان دیگری جز تو گرفته باشد، تو در همه امور پشت و امید منی، ای بخشنده ترین سؤال شوندگان و ای رحم کنندهترین کسی که از او رحم خواسته شده، به ناتوانی و کمی چارهام رحم کن و به فضل خویش به بهشت بر من منّت گذار و گردنم را از [یوغ]آتش بگشای و مرا در نفس و وجود خودم و همه امورم نگهداری کن به رحمت خود، ای مهربانترین مهربانان.
شیخ صدوق در «من لا یحضره الفقیه» برای قنوت وِتر و جمعه آورده است، وی گفته: امام باقرعلیه السلام فرمود: قنوت در روز جمعه تمجید خداوند و درود فرستادن بر پیغمبر خداصلی الله علیه وآله و کلمات فرج است، سپس این دعا،و قنوت نماز وتر همچون قنوت روز جمعهات میباشد و پیش از آنکه برای خودت دعا کنی میگویی: «اَللَّهُمَّ تَمَّ نُورُکَ فَهَدَیْتَ فَلَکَ الحَمْدُ، رَبَّنا وَعَظُمَ حِلْمُکَ فَعَفَوْتَ فَلَکَ الحَمْدُ، رَبَّنا وَبَسَطْتَ یَدَیْکَ فَأَعْطَیْتَ فَلَکَ الحَمْدُ، رَبَّنا وَجْهُکَ أَکْرَمُ الوُجُوهِ وَجاهُکَ أَکْرَمُ الجاهِ وَجِهَتُکَ خَیْرُ الجِهاتِ وَعَطِیَّتُکَ أَفْضَلُ العَطِیّاتِ وَأَهْنَؤُها تُطاعُ، رَبَّنا فَتُشْکَرُ وَتُعْصی رَبَّنا فَتَغْفِرُ لِمَنْ شِئْتَ فَلَکَ الحَمْدُ، تُجِیبُ المُضْطَرَّ وَتَکْشِفُ الضُّرَّ وَتُنْجِی مِنَ الکَرْبِ العَظِیمِ وَتَقْبَلُ التَّوبَةَ وَتَشْفِی السَّقِیمَ وَتَعْفُو عَنِ المُذْنِبِ لا یَجْزِی أَحَدٌ بآلآئِکَ وَلا یَبْلُغُ نَعْمآئَکَ [نَعْماکَ]قَوْلُ قائلٍ، اَللَّهُمَّ إِلَیْکَ رُفِعَتِ الأَصْواتُ وَنُقِلَتِ الأَقْدامُ وَمُدَّتِ الأَعْناقُ وَرُفِعَتِ الأَیْدِی وَدُعِیتَ بِالأَلْسُنِ وَتُقُرِّبَ إِلَیْکَ بِالأَعْمالِ، رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا وَارْحَمْنا وَافْتَحْ بَیْنَنا وَبَیْنَ قَوْمِنا
بِالحَقِّ وَأَنْتَ خَیْرُ الفاتِحِینَ. اَللَّهُمَّ إِلَیْکَ نَشْکُو فَقْدَ نَبِیِّنا وَغَیْبَةَ وَلِیِّنا وَشِدَّةَ الزَّمانِ عَلَیْنا وَوُقُوعَ الفِتَنِ وَتَظاهُرَ الأَعْداءِ وَکَثْرَةَ عَدُوِّنا وَقِلَّةَ عَدَدِنا، فَافْرُجْ ذلِکَ یا رَبِّ عَنّا بِفَتْحٍ مِنْکَ تُعَجِّلُهُ وَنَصْرٍ مِنْکَ تُعِزُّهُ وَإِمامِ عَدْلٍ تُظْهِرُهُ إِلهَ الحَقِّ آمِینَ» (1)
پروردگارا! نور تو در حدّ تمام رسید که هدایت کردی. حمد تو را است پروردگارا! و حلم تو بزرگ است که عفو نمودهای. حمد تو را است پروردگارا! ذات تو گرامیترین ذات ها و عظمت تو برترین عظمت ها و جهت [راه به سوی تو]بهترین جهتها است و بخشش تو از ارزندهترین عطایا و گوارا ترین آنها میباشد. پروردگارا! اطاعت میشوی آنگاه [به اطاعت کننده]احسان میکنی و چون معصیت شوی ای پروردگار ما! هر کس را بخواهی میبخشی، پس حمد تو را است! به فریاد [شخص]ناچاری میرسی و گرفتاری را برطرف میسازی و از اندوه بزرگ نجات میدهی و توبه را میپذیری و بیمار را شفا میبخشی و از گنهکار میگذری، احدی را توان سپاس نعمتهای تو نیست و آنها را شماره نتوان کرد و به زبان نشود آورد. بار خدایا! صداها به سوی تو بالا رفته و گامها در راهت برداشته شد و گردنها کشیده و دستها بلند و به زبانها خوانده شدهای و با اعمال به درگاهت تقرب جسته ایم. پروردگارا! پس ما را بیامرز و بر ما رحمت آور و میان ما و قوم مان به حق حکم فرمای که تو بهترین حکم کنندگانی. بار الها! به تو شکوه میکنیم فقدان پیامبرمان و غایب بودن ولیّمان و سختی زمانه بر ما و افتادن فتنهها در میانمان و همدستی دشمنان و بسیاری دشمنانشان و کمی افرادمان، پس اینها را از ما برطرف گردان ای پروردگار! با فتح و پیروزی از سوی
1) 26. من لایحضره الفقیه، 1 / 487 و جمال الاسبوع، 415.
خودت به زودی بر ما گشایشی ده و یاری ای که از تو آن را عزّت بخشی و امام عادلی که آشکار سازی فرج برسان. ای خدای حق! مستجاب فرمای.
پس از آن هفتاد مرتبه میگویی: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَأَتُوبُ إِلَیْهِ».
میگویم: این دعا را به روایت سیّد اجل ابن طاووس آوردم چون کاملتر و تمامتر است.
قنوتی است که سیّد اجل در کتاب «جمال الأسبوع بکمال العمل المشروع»، از مقاتل بن مقاتل(1)آورده که گفت: حضرت ابوالحسن الرضاعلیه السلام فرمود: در قنوت نماز جمعه چه میگویید؟ عرض کردم: آنچه مردم میگویند. امامعلیه السلام به من فرمود: آنچه آنها میگویند تو مگوی، ولی بگو: «اَللَّهُمَّ أَصْلِحْ عَبْدَکَ وَخَلِیفَتَکَ بِما أَصْلَحْتَ بِهِ أَنْبِیآئَکَ وَرُسُلَکَ وَحُفَّهُ بِمَلآئِکَتِکَ وَأَیِّدْهُ بِرُوحِ القُدُسِ مِنْ عِنْدِکَ وَاسْلُکْهُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَداً یَحْفَظُونَهُ مِنْ کُلِّ سُوءٍ وَأَبْدِلْهُ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِ أَمْناً یَعْبُدُکَ لا یُشْرِکُ بِکَ شَیْئاً وَلا تَجْعَلْ لِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِکَ عَلی وَلِیِّکَ سُلْطاناً وَائْذَنْ لَهُ فِی جِهادِ عَدُوِّکَ وَعَدُوِّهِ وَاجْعَلْنِی مِنْ أَنْصارِهِ إِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ» (2)
بار خدایا! کار [ظهور] بنده و خلیفهات [امام مهدی] را سامان ده به آنچه کار پیامبران و فرستادگانت را سامان دادی و فرشتگانت را پیرامونش قرار ده و او را به روح
القدس از سوی خویش تأیید فرمای و از پیش روی و پشت سرش نگهبانان بگمار که او را از هر بدی حفاظت کنند، و پس از دوران ترس، او را در عوض امنیتی فراهم آور که تو را بپرستد و هیچ گونه شرکی نسبت به تو نداشته باشد، و برای هیچ یک از خلقت بر ولیّات تسلّطی قرار مده و او را برای جهاد دشمنت و دشمن خودش رخصت فرمای و مرا از یارانش قرار ده، به درستی که تو بر هر چیزی توانایی.
میگویم: از روایات یاد شده روشن گشت که دعا برای حضرت صاحبالزمانعلیه السلام در مطلق قنوتها تأکید دارد، چون از جمله حالتهایی است که در آنها امید میرود دعاها مستجاب گردد، به ویژه در قنوت جمعه و وتر و نماز صبح از خدای تعالی میخواهیم که توفیق آن را به ما عنایت فرماید و با این عمل اجر بزرگی به ما روزی نماید.
هفتمین هنگامی که دعا برای تعجیل فَرَج تأکید بیشتری دارد حالت سجده برای خدای متعال است، زیرا که نزدیکترین حالات به خدای قاضی الحاجات است، چنانکه روایات از امامان برحقعلیهم السلام در این باره رسیده، پس شایسته است که بنده در حال سجده مهمترین حاجتها را بخواهد و به آن اهتمام ورزد، به خصوص در سجده شکر به جهت توجه داشتن و ملتفت بودن به اینکه هر چه خداوند به ما نعمت بخشیده به برکت مولایمان صاحب الزمان است - که درود خداوند بر او و پدران پاکیزه اش باد - و به خاطر اینکه دعا برای
ولی نعمت و واسطه فیض و رحمت، از مهمترین اقسام شکر میباشد، چنانکه در بخش گذشته بیان داشتیم و شاهد بر این، روایتِ آن در خصوص سجده شکر است در کتاب «تحفة الابرار» به نقل از «مقنعه» شیخ مفیدرحمه الله آمده: آنچه در سجده شکر گفته میشود این دعا است: «اَللَّهُمَّ إِلَیْکَ تَوَجَّهْتُ وَبِکَ اعْتَصَمْتُ وَعَلَیْکَ تَوَکَّلْتُ، اَللَّهُمَّ أَنْتَ ثِقَتِی وَرَجآئِی فَاکْفِنِی ما أَهَمَّنِی وَما لَمْ یُهِمُّنِی وَما أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّی، عَزَّ جارُکَ وَجَلَّ ثَنآؤُکَ وَلا إِلهَ غَیْرُکَ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ … »
پروردگارا! به سوی تو روی آوردم و به تو پیوستم و بر تو تکیه و اعتماد کردم. پروردگارا! تو پناه و امید منی، پس کفایت کن آنچه مرا اندوهگین ساخته و آنچه اندوهگین نساخته و آنچه تو بهتر از من، آن را میدانی؛ پناهنده به تو عزّت یافت و ثنای تو والا است و هیچ خدایی جز تو نیست، بر محمد و آل محمدعلیهم السلام درود فرست و گشایش امر آنها را زودتر برسان …
اضافه بر این که این کار تأسّی جستن و اقتدا کردن به خود آن حضرت - که درود و سلام خداوند بر او باد - میباشد، چنانکه در اخبار با صراحت آمده که آن بزرگوار برای این امر هنگام ولادتش در سجده دعا کرده، که این کار بر اهمیّت آن و تعلیم به دوستان و شیعیانش دلالت دارد.
رئیس محدثین شیخ صدوق در کتاب کمال الدین به سند خود از جناب حکیمه ضمن حدیثی طولانی آورده که گفت: ناگهان او (= نرجس والده امام عصر) را دیدم آنچنان نوری او را فراگرفته که دیدگانم را پوشانید، و ناگهان
دیدم نوزاد - که بر او و پدرانش سلام باد - صورتش را به حالت سجده بر زمین نهاده و بر زانو تکیه داده و دو انگشت سبّابه اش را بلند کرده و میگوید: گواهی میدهم که جز «اللَّه» خدایی نیست و اینکه جدّم محمد رسول خدا است و پدرم امیر مؤمنان است. سپس یک یک امامان را بر شمرد تا به خودش رسید، آنگاه گفت: خدایا آنچه به من وعده دادهای انجام ده، و کار و برنامهام را به مرحله تمام برسان، و گامم را استوار گردان و زمین را به [ظهور] من پر از عدل و داد فرمای(1)…
پس از رکعت چهارم نماز شب: یکی از علمای ما در کتاب آداب نماز شب گفته: از آداب آن چنین است که در سجده بعد از رکعت چهارم صد بار گفته شود: ما شآءَ اللَّهُ. سپس بگوید: «یا رَبِّ أَنْتَ اللَّهُ ما شِئْتَ مِنْ أَمْرٍ یَکُونُ فَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْ لِی فِیما تَشآءُ أَنْ تُعَجِّلَ فَرَجَ آلِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ وَعَجِّلْ فَرَجِی وَفَرَجَ إِخْوانِی مَقْرُوناً بِفَرَجِهِمْ وَتَفْعَلَ بِی ما أَنْتَ أَهْلُهُ»
پروردگارا! تو خدایی، هر چه میخواهی میشود، پس بر محمد و آل محمدعلیهم السلام درود فرست و از آنچه خواسته باشی برایم قرار ده، اینکه گشایش کار آل محمد را زودتر برسانی و گشایش کار من و برادران [دینیام]را مقارن با فرج آنها تعجیل فرمایی و آنچه از تو سزاوار است با من انجام دهی.
1) 29. کمال الدین، 2 / 428.
عقل و نقل بر پسندیده بودن این دعا در هر صبح و شام گواهند، که هر عاقل عارفی بدون تردید خوبی اهتمام ورزیدن به این عمل را میداند تا اندکی از حقوق آن جناب را ادا نموده باشد و پرونده اعمال خویش را هر شب و روز نزد حافظان گرامی زینت دهد، چنانکه میبینید بردگان و خدمتگزاران چگونه هر بامداد و شبانگاه نزد آقایان و ارباب های خود حاضر میشوند و مراتب خدمتگزاری و سپاسگزاری را به جای میآورند، پس ما سزاوارتریم که چنین برنامهای داشته باشیم، زیرا که میدانیم تمام آنچه خدای - عزّوجلّ - از نعمتهای گوناگون و احسان های از حدّ برون به ما عنایت فرموده به برکت مولایمان صاحب الزمانعلیه السلام است چنانکه با دلایل روشنی این مطلب را به اثبات رساندیم، پس شایسته است که خود را با تمام وجود، هر صبح و شام در خدمتش حاضر نمایی، و بدانی که تو از چشم و گوش او دور نیستی.
چنانکه نامه آن حضرت به شیخ مفید این مطلب را بازگو میکند که ضمن سخنان خود فرموده: «إِنّا غَیْرُ مُهْمِلِینَ لِمُراعاتِکُمْ وَلا ناسِینَ لِذِکْرِکُمْ، وَلَوْلا ذلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ اللَّأْواءُ وَاصْطَلَمَکُمُ الأَعْداءُ … »؛ و همانا ما شما را وا نمیگذاریم و یاد شما را فراموش نمیکنیم، و اگر این نبود البته که گرفتاریها شما را فرا میگرفت و دشمنان ریشهکن تان میکردند …
پس گوشهای دلت را باز کن و آماده خدمتگزاری اش باش و فرمانش را
اطاعت نمای که به خاطر اجابت دعوتش به تو امر فرموده، چنانکه در بخش گذشته آوردیم که آن حضرتعلیه السلام به دوستانش دستور فرموده: «وَأَکْثِرُوا الدُّعآءَ بِتَعْجِیلِ الفَرَجِ فَإِنَّ ذلِکَ فَرَجَکُمْ … »؛ و بسیار دعا کنید برای تعجیل فرج، که همان فرج شما است. همین مقدار تذکّر در این باره بس است، و خداوند تعالی خود راهنما و هادی بندگان میباشد.
و اما دلیل نقل: این امر در دعای مخصوص به هر صبح و شام از مولایمان حضرت صادقعلیه السلام وارده شده، که ثقة الاسلام کلینیرحمه الله در اصول کافی به سند خود از فرات بن الأحنف از حضرت ابی عبد اللَّه صادقعلیه السلام روایت کرده که فرمود: هر چه را واگذاری این را ترک مکن که در هر صبح و شام بگویی: «اَللَّهُمَّ إِنِّی أَصْبَحْتُ أَسْتَغْفِرْکَ فِی هذَا الصَّباحِ وَفِی هذَا الیَوْمِ لِأَهْلِ رَحْمَتِکَ وَأَبْرَءُ إِلَیْکَ مِنْ أَهْلِ لَعْنَتِکَ. اَللَّهُمَّ إِنِّی أَصْبَحْتُ أَبْرَءُ إِلَیْکَ فِی هذَا الیَوْمِ وَفِی هذَا الصَّباحِ مِمَّن نَحْنُ بَیْنَ ظَهْرانِیهِمْ مِنَ المُشْرِکِینَ وَمِمّا کانُوا یَعْبُدُونَ، إِنَّهُمْ کانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فاسِقِینَ. اَللَّهُمَّ اجْعَلْ ما أَنْزَلْتَ مِنَ السَّمآءِ إِلَی الأَرْضِ فِی هذَا الصَّباحِ وَفِی هذَا الیَوْمِ بَرَکَةً عَلی أَوْلِیآئِکَ وَعِقاباً عَلی أَعْدآئِکَ. اَللَّهُمَّ والِ مَنْ والاکَ وَعادِ مَنْ عاداکَ. اَللَّهُمَّ اخْتَمْ لِی بِالأَمْنِ وَالإِیمانِ کُلَّما طَلَعَتْ شَمْسٌ أَوْ غَرُبَتْ. اَللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی وَلِوالِدَیَّ وَارْحَمْهُما کَما رَبَّیانِی صَغِیراً. اَللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنِینَ وَالمُؤْمِناتِ وَالمُسْلِمِینَ وَالمُسْلِماتِ اَلأَحْیآءِ مِنْهُمْ وَالأَمْواتِ. اَللَّهُمَّ إِنَّکَ تَعْلَمُ مُنْقَلَبَهُمْ وَمَثْواهُمْ. اَللَّهُمَّ احْفَظْ إِمامَ المُسْلِمِینَ بِحِفْظِ الإِیمانِ وَانْصُرْهُ نَصْراً عَزِیزاً وَافْتَحْ لَهُ فَتْحاً یَسِیراً وَاجْعَلْ لَهُ وَلَنا مِنْ لَدُنْکَ سُلْطاناً نَصِیراً. اَللَّهُمَّ الْعَنْ فُلاناً وَفُلاناً وَالفِرَقَ
الُمخْتَلِفَةَ علی رَسُولِکَ وَوُلاةِ الأَمْرِ بَعْدَ رَسُولِکَ وَالأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ وَشِیعَتِهِمْ، وَأَسْأَلُکَ الزِّیادَةَ مِنْ فَضْلِکَ وَالإِقْرارَ بِما جآءَ بِهِ مِنْ عِنْدِکَ وَالتَّسْلِیمَ لِأَمْرِکَ وَالُمحافَظَةَ عَلی ما أَمَرْتَ بِهِ لا أَبْتَغِی بِهِ بَدَلاً وَلا أَشْتَرِی بِهِ ثَمَناً قَلِیلاً. اَللَّهُمَّ اهْدِنِی فِیمَنْ هَدَیْتَ وَقِنِی شَرَّ ما قَضَیْتَ، إِنَّکَ تَقْضِی وَلا یُقْضی عَلَیْکَ وَلا یَذِلُّ مَنْ والَیْتَ تَبارَکْتَ وَتَعالَیْتَ، سُبْحانَکَ رَبِّ البَیْتِ تَقَبَّلْ مِنِّی دُعآئِی، وَما تَقَرَّبْتُ بِهِ إِلَیْکَ مِنْ خَیْرٍ فَضاعِفْهُ لِی أَضْعافاً کَثِیرةً وَآتِنا مِنْ لَدُنْکَ [رَحْمَةً وَ]أَجْراً عَظِیماً، رَبِّی ما أَحْسَنَ مَا ابْتَلَیْتَنِی وَأَعْظَمَ ما أَعْطَیْتَنِی وَأَطْوَلَ ما عافَیْتَنِی وَأَکْثَرَ ما سَتَرْتَ عَلَیَّ، فَلَکَ الحَمدُ یا إِلهِی کَثِیراً طَیِّباً مُبارَکاً عَلَیْهِ مِلْءَ السَّمواتِ وَمِلْءَ الأَرْضِ وَمِلْءَ ما یَشآءُ رَبِّی کَما یُحِبُّ وَیَرْضی وَکَما یَنْبَغِی لِوَجْهِ رَبِّی ذِی الجَلالِ وَالإِکْرامِ»
خداوندا! من صبح کردم در حالی که در این صبح و در این روز برای اهل رحمتت از تو مغفرت میخواهم و از اهل لعنتت به سوی تو بیزاری میجویم. بار خدایا! من صبح کردم در حالی که در این صبحگاه به سوی تو بیزاری میجویم از مشرکانی که ما در لابلای آنها هستیم و از آنچه آنها میپرستند، به درستی که آنان مردمان بد فاسقی میباشند. بار خدایا! آنچه در این صبح و در این روز از سوی آسمان به زمین نازل فرمودهای بر دوستانت برکت و بر دشمنانت عقوبت قرار ده. خداوندا! هر آنکه تو را دوست میدارد با او دوستی کن و با هر که با تو دشمنی میورزد دشمنی کن. خداوندا! عاقبت کار مرا هرگاه که آفتاب برآید یا غروب کند، با امن و ایمان به پایان رسان. خداوندا! مرا و والدینم را بیامرز و آنها را رحم کن همچنان که از کودکی پرورشم دادند. بار خدایا! تو خود میدانی که چه دگرگونیها یابند و عاقبت کارشان چه خواهد
شد. خداوندا! امام مسلمانان را به حفظ ایمان نگاهدار و او را به پیروزی شکست ناپذیری برسان و برای او راه فتح و ظفر را به آسانی بگشای و برای او و ما از سوی خویش حکومت یاری شدهای قرار ده. خداوندا! فلانی و فلانی و گروههای مخالف علیه فرستادهات و علیه والیان امر بعد از رسولت، و علیه امامان پس از او و شیعیانشان را لعنت کن، و از تو میخواهم که از فضل خود بر من بیفزای و[توفیق]اقرار به آنچه از سوی تو آمده و تسلیم امر تو بودن و رعایت آنچه فرمان دادهای که چیز دیگری جای آن نپذیرم و آن را به قیمت اندک نگیرم به من عطا کنی. خداوندا! مرا در میان آن کس که هدایت کردهای هدایت فرمای و از شرّ آنچه آفریدهای مصون بدار، به درستی که تو حتم میکنی و بر تو حتم نمیشود و هر آنکه را سرپرستی کردهای خوار نگردد، تو بزرگوار و والا هستی، منزّهی ای پروردگار خانه [کعبه]! دعایم را از من بپذیر و به هر خیری که به آن به سوی تو تقرّب جستهام به چندین برابر بیفزای و از سوی خویش به ما رحمت و اجر عظیم عنایت فرمای. ای پروردگار! چه نیکو مرا آزمودهای و چه بزرگ است آنچه به من عطا فرمودهای و زمانی طولانی عافیتم دادهای و بسیار [خطا هایم]را بر من پوشانده ای، پس حمد تو را است ای خدای من! حمد بسیار پاکیزه بابرکت [به مقداری که] آسمانها را پُر کند و زمین را فرا گیرد و آنچه را که پروردگارم بخواهد پُر کند همچنان که دوست میدارد و میپسندد و چنانکه شایسته پروردگار صاحب جلال و بزرگواری من است.
میگویم: و نیز شاهد بر آنچه یاد کردیم دعای عهد است که در بخش هشتم این کتاب ان شاء اللَّه تعالی خواهد آمد، و نیز مؤیّد آن است آنچه در
مورد دعا برای تعجیل فرج بعد از نماز صبح گذشت. (دقت کنید)
همچنین مؤیّد آن است آنچه درباره عرضه کردن اعمال در هر صبح و شام بر امامانعلیهم السلام و دعای آنان در آن هنگام برای شیعیانشان وارد شده، بنابراین شایسته است که مؤمن نیز به دعا کردن در حق امامعلیه السلام اشتغال ورزد، روایت در این باره بسیار است که در کافی و بصائر و البرهان و کتابهای دیگر علمای بزرگوار مان آمده است. و نیز مؤیّد آن است آنچه در مورد تشویق بر ذکر و دعا هنگام صبح و شام وارد گردیده؛ زیرا که این دعا از بهترین انواع دعاها است، به جهت دلایلی که در مطالب گذشته این کتاب توجّه دادهایم و خداوند به راه راست و شیوه درست هدایت میکند.
باید توجّه داشت که روز به دوازده قسمت تقسیم میشود و هر قسمت را یک ساعت نامیدهاند که هر ساعت آن منسوب به یکی از امامان برحقعلیهم السلام است، و به جهت توسّل و عرض حاجت به آن امامی که ساعت منسوب به او است دعای مخصوصی دارد، این دعاها را علمای نیکوکار ما در کتابهایی که برای بیان اعمال شب و روز تألیف نمودهاند آوردهاند، و یادآور شدهاند که ساعت آخر به امام عصر و پیشوای غایب از نظر - عجّل اللَّه فرجه الشریف - اختصاص دارد و این دعا را برای آن ساعت ذکر کردهاند: «یا مَنْ تَوَحَّدَ بِنَفْسِهِ عَنْ خَلْقِهِ، یا مَنْ غَنی عَنْ خَلْقِهِ بَصُنْعِهِ، یا مَنْ عَرَّفَ نَفْسَهُ خَلْقَهُ بِلُطْفِهِ، یا مَنْ سَلَکَ
بِأَهْلِ طاعَتِهِ مَرْضاتِهِ، یا مَنْ أَعانَ أَهْلَ مَحَبَّتِهِ عَلی شُکْرِهِ، یا مَنْ مَنَّ عَلَیْهِمْ بِدِینِهِ وَلَطُفَ لَهُمْ بِنآئِلِهِ، أَسْأَلُکَ بِحَقِّ وَلِیِّکَ الخَلَفِ الصّالِحِ بَقِیَّتِکَ فِی أَرْضِکَ المُنْتَقِمِ لَکَ مِنْ أَعْدآئِکَ وَأَعْدآءِ رَسُولِکَ وَبَقِیَّةِ آبآئِهِ الصّالِحِینَ «مُحَمَّدِ بْنِ الحَسَنِ» وَأَتَضَرَّعُ إِلَیْکَ بِهِ وَأُقَدِّمُهُ بَیْنَ یَدَیْ حَوآئِجِی وَرَغْبَتِی إِلَیْکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَأَنْ تَفْعَلَ بِی کَذا وَکَذا وَأَنْ تُدْرِکَنِی وَتُنْجِیَنِی مِمّا أَخافُ وَأَحْذَرُ وَأَلْبِسْنِی بِهِ عافِیَتَکَ وَعَفْوَکَ فِی الدُّنْیا وَالآخِرَةِ، وَکُنْ لَهُ وَلِیّاً وَحافِظاً وَناصِراً وَقائِداً وَکالِئاً وَساتِراً حَتّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعَاً وَتُمَتِّعَهُ فِیها طَوِیلاً یا أَرْحَمَ الرّاحِمِینَ، وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ إِلّا بِاللَّهِ العَلِیِّ العَظِیمِ، فَسَیَکْفِیکَهُمُ اللَّهُ وَهُوَ السَّمِیعُ العَلِیمُ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ أُولِی الأَمْرِ الَّذِینَ أَمَرْتَ بِطاعَتِهِمْ، وَأُولِی الأَرْحامِ الَّذِینَ أَمَرْتَ بِصِلَتِهِمْ، وَذَوِی القُرْبَی الَّذِینَ أَمَرْتَ بِمَوَدِّتِهِمْ، وَالمَوالِی الَّذِینَ أَمَرْتَ بِعِرْفانِ حَقِّهِمْ، وَأَهْلَ البَیْتِ الَّذِینَ أَذْهَبْتَ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَطَهَّرْتَهُمْ تَطْهِیراً أَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَأَنْ تَفْعَلَ بِی کَذا وَکَذا»؛(1)ای آنکه به خود از خلقش یگانه است! ای [خدایی] که به صنع خویش از آفریدگانش بینیاز است! ای آنکه از روی لطف خود را به خلقش شناسانید! ای آنکه اهل طاعتش را به راهی که رضای او است بُرد! ای آنکه اهل محبتش را بر شکرش یاری فرمود! ای کسی که بر آنها با فرستادن دینش منّت نهاد و با بخشندگی اش به آنان لطف کرد! از تو میخواهم به حق ولیّات، خلف صالح بازمانده تو در زمینت و منتقم برای تو از دشمنانت و دشمنان فرستادهات و سایر پدران صالحش، - محمد بن الحسن - و به سوی تو به او زاری مینمایم و او را به پیشگاه تو برای
1) 30. بحار الانوار، 86 / 340.
درخواست حوایج و خواستههایم پیش میآورم اینکه بر محمد و آل محمد درود فرستی و با من چنین و چنان(1)نمایی و مرا در یابی و از آنچه میترسم و دوری میجویم نجات دهی، به حقّ او جامه عافیت و گذشتت را در دنیا و آخرت بر من بپوشانی و او را ولیّ و نگهدار و یار و پیشوا و حمایت کننده و پوشاننده باش تا (وقتی که) او را در زمینت با طوع و رغبت سکونت [و حکومت]دهی و مدّتی طولانی او را در زمین بهرهمند سازی، ای مهربانترین مهربانان! و هیچ جنبش و توانایی نیست مگر به خدای بزرگ باعظمت. پس خداوند از [شرّ و اذیت] آنها (دشمنان) شما را در امان میدارد که او شنوای دانا است، خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد، والیان امرت که دستور دادهای اطاعت شوند و اهل رَحِم (خویشاوندان نزدیک) که امر فرمودهای (مردم) پیوند شان را حفظ کنند و ذوی القربی (= نزدیکان و خاصّان پیغمبر) که حکم کردهای به مودّت شان، و آقایانی که دستور دادهای حقّشان شناخته شود و اهل البیت که پلیدی را از آنان دور ساختهای و آنها را کاملاً پاک نمودهای [از تو میخواهم]اینکه بر محمد و آل محمد درود فرستی و در حقّ من چنین و چنان کنی.(2)
شاهد بر اهتمام در آن به دعا کردن برای تعجیل فرج مولایمان صاحب الزمان - علیه الصلاة والسلام - روایتی است که سیّد ابن طاووس در کتاب «جمال
الاسبوع» آورده: و از وظایف روز پنجشنبه اینکه مستحبّ است انسان بر پیغمبر - که درود خداوند بر او و خاندانش باد - هزار بار صلوات بفرستد، و مستحبّ است که بگوید: «اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهْمْ»؛ خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست و گشایش امر حکومتشان را زودتر برسان. وی افزوده: و در روایت دیگری است که: صد بار میگویی که فضیلت بسیار دارد: «اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَأَهْلِکْ عَدُوَّهُمْ مِنَ الجِنِّ وَالإِنْسِ مِنَ الأَوَّلِینَ وَالآخِرِین»
بار خدایا! بر محمد و آل محمد درود فرست و فرج آنها را زودتر برسان و دشمنانشان را از جنّ و انس از اوّلین و آخرین هلاک گردان.(1)
و نیز شاهد بر این مطلب است آنکه در اخبار آمده: روز پنجشنبه کارها بر پیغمبر و امامان معصوم - علیهم الصلاة والسلام - عرضه میشود، و در بعضی از آن اخبار است که: امام برای دوستان خودش دعا میکند.
میگویم: پس شایسته است که شخص مؤمن در برابر احسان مولایش همانطور رفتار کند و در دعا کردن به آن بزرگوار اقتدا نماید و اخبار عرضه اعمال بر پیغمبر و امامان بسیار است که در اصول کافی و بصائر الدرجات و تفسیر البرهان و کتابهای دیگر(2)آمده، از بیم طولانی شدن مطلب از ذکر آنها خودداری کردیم.
تأکید و اهتمام دعا برای امام منتظَرعلیه السلام در آن از چند مطلب استفاده میشود:
اختصاص روز جمعه به آن حضرت از چند جهت که ان شاء اللَّه تعالی به آنها اشاره خواهیم کرد، بنابراین شایسته است که در شب آن، برای آن جناب دعا شود.
شب جمعه، شبِ عرضه شدن اعمال میباشد، بنا به روایتی که مؤلّف کتاب «لطائف المعارف» آورده است.
در بعضی از کتابهای معتبر شیعه امامیه روایت آمده که از جمله اعمال شب جمعه آن است که صد بار گفته شود: «اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَأَهْلِکْ عَدُوَّهُمْ مِنَ الجِنِّ وَالإِنْسِ مِنَ الأَوَّلِینَ وَالآخِرِین» (1)و شیخ ابوجعفر طوسیرحمه الله در کتاب «مختصر المصباح» هنگام یادآوری وظایف شب جمعه گوید: و بر پیغمبرصلی الله علیه وآله چنین درود میفرستی: «اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَأَهْلِکْ عَدُوَّهُمْ مِنَ الجِنِّ وَالإِنْسِ مِنَ الأَوَّلِینَ وَالآخِرِین» صد بار یا آنقدر که امکان داشته باشد.
آنچه حاجی نوری در کتاب «النجم الثاقب» نقل کرده که خواندن دعای ندبه در شب جمعه - همچون صبح جمعه - مستحبّ است(2).
اخباری که سفارش و تأکید و ترغیب دارند که شب جمعه دعا شود،
به ضمیمه آنچه در استحباب مقدم داشتن مؤمن مولایش را در دعا دلالت دارند.
فحوای روایاتی که در مورد امر کردن به دعا برای مؤمنین و مؤمنات در آن شب رسیده این است که آن حضرتعلیه السلام از همه مؤمنین سزاوارتر است که دربارهاش دعا کنند.
در تمام ساعتهای آن به طور عموم و به خصوص پس از نماز صبح و هنگام ظهر و هنگام رفتن به مسجد و بعد از نماز عصر و در قنوت نماز ظهر آن روز و در قنوت نماز جمعه و در خطبه نماز جمعه و در آخرین ساعت روز جمعه، گواه بر آنچه گفتیم آن است که دعا برای آن حضرت در آن اوقات مخصوص از امامان معصومعلیهم السلام وارد شده است:
در بحار دعای طولانیای هست که در کتاب «ابواب الجنّات فی آداب الجمعات» آن را آوردهایم، و آن دعای شریفی است که سزاوار است بر آن مداومت گردد و محلّ شاهد از آن این عبارتها است: «اَللَّهُمَّ وَکُنْ لِوَلِیِّکَ فِی خَلْقِکَ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقآئِداً وَناصِراً حَتّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ مِنْها (فِیها) طَوِیلاً وَتَجْعَلَهُ وَذُرِّیَّتَهُ فِیهَا الأَئِمَّةَ الوارِثِینَ، وَاجْمَعْ لَهُ شَمْلَهُ وَأَکْمِلْ لَهُ أَمْرَهُ وَأَصْلِحْ لَهُ رَعِیَّتَهُ وَثَبِّتْ رُکْنَهُ وَأَفْرِغِ الصَّبْرَ [النَّصْرَ]مِنْکَ عَلَیْهِ حَتّی یَنْتَقِمَ فَیَشْتَفِی وَیَشْفِی حَزازاتِ قُلُوبٍ نَغِلَةٍ وَحَراراتِ صُدُورٍ وَغِرَةٍ وَحَسَراتِ
أَنْفُسٍ تَرِحَةٍ مِنْ دِمآءٍ مَسْفُوکَةٍ وَأَرْحامٍ مَقْطُوعَةٍ وَطاعَةٍ مَجْهُولَةٍ قَدْ أَحْسَنْتَ إِلَیْهِ البَلآءَ وَوَسَّعْتَ عَلَیْهِ الآلآءَ وَأَتْمَمْتَ عَلَیْهِ النَّعْمآءَ فِی حُسْنِ الحِفْظِ مِنْکَ لَهُ. اَللَّهُمَّ اکْفِهِ هَوْلَ عَدُوِّهِ وَأَنْسِهِمْ ذِکْرَهُ وَأَرِدْ مَنْ أَرادَهُ وَکِدْ مَنْ کادَهُ وَامْکُرْ بِمَنْ مَکَرَ بِهِ وَاجْعَلْ دائِرَةَ السَّوْءِ عَلَیْهِمْ … » و در آخر آن آمده: «اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهْمْ» اگر میتوانی هزار مرتبه بگو.
بار الها! و برای ولیّ خود در بین خلایقت [امام قائم - عجّل اللَّه فرجه الشریف -]سرپرست و نگهدار و پیشوا و یاور بوده باش تا او را بر سراسر زمین، فرمانروای مطاع گردانی و دورانی دراز او را از آن (در آن) بهرهمند سازی و او و ذرّیهاش را در آن رهبران وارث قرار دهی و پراکندگی اش را جمع فرمای و امر (حکومتش) را کامل گردان و رعیّتش را برای وی فراهم ساز و شوکتش را استوار کن و صبر و بردباری از سوی خودت بر او فرو ریز، تا انتقام گرفته و دلش آرام یابد و دردهای قلوب کینه گرفتهای را شفا بخشد و داغ های سینههای گداختهای را سرد گرداند و حسرت جانهای اندوهبار را پایان دهد، از جهت خونهای بناحق ریخته شده و پیوندهای گسسته و طاعت مجهول مانده [جهل و بیخبری از وجوب اطاعت امامان برحقعلیهم السلام]گرفتاری را بر او نیکو گردانیدی و مواهب خویش را بر او گستردی و نعمت هایت را بر او تمام نمودی با نگهداری نیکویت نسبت به او. خداوندا! هراس از دشمن را از او دور گردان و یادش را از خاطره آنان (دشمنان) محو ساز و هر آنکه برای او بدی خواهد با او بدی کن و هر که برای او حیله میکند با آن فرد حیله کن و بدی را برای ایشان قرار ده.
میگویم: به شهادت روایاتی که سابقاً آوردیم گشایش امر امامانعلیهم السلام
و بلکه فرج تمام اولیای خداوند فقط با فرج و ظهور آن حضرت - صلوات اللَّه علیه - انجام میگردد، اضافه بر این پیشتر آوردیم که مستحبّ است هر روز بعد از نماز صبح و نماز ظهر گفته شود: «اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ».
شاهد بر این مطلب، حدیث شریفی است که در مکرمت بیست و سوم روایت آوردیم مشتمل بر اینکه: حضرت خاتم النبیین و ائمه معصومینعلیهم السلام هنگام زوال جمعه برای امر قیام حضرت مهدی - عجّل اللَّه فرجه الشریف - دعا میکنند.
آنچه هنگام رفتن به نماز عید (فطر و قربان) مستحب است، در موقع به مسجد رفتن روز جمعه نیز وارد شده که مشتمل بر دعا برای امام قائمعلیه السلام است، و به خواست خداوند در همین باب در جای خود آن دعا را خواهیم آورد.
در کتاب «جمال الاسبوع» به سند خود از عبد اللَّه بن سنان روایت کرده که حضرت ابی عبد اللَّه (امام صادقعلیه السلام) فرمود: چون روز قیامت شود خدای تعالی روزها را برانگیزاند و پیشاپیش آنها روز جمعه را همچون عروس با کمال و جمالی که برای شخص صاحب دین و مال برند مبعوث سازد، آنگاه بر درب بهشت میایستد و روزها پشت سرش میایستند، پس برای هر کس که در آن روز بر محمّد و آل محمّدعلیهم السلام بسیار درود فرستاده شفاعت مینماید. ابن سنان گوید: پرسیدم: در این مورد چه
مقدار، بسیار است؟ و در کدام وقت روز جمعه بهتر است؟ فرمود: صد بار و بعد از عصر باشد. پرسیدم: چگونه درود فرستم؟ فرمود: میگویی: «اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ» صد مرتبه این را میگویی.(1)
و نیز گفتار سیّد اجل علی بن طاووسقدس سره در کتاب «جمال الاسبوع» هنگام روایت، دعایی که از شیخ جلیل عثمان بن سعید رضی الله عنه آورده، بر این مطلب دلالت دارد که به خواست خدای تعالی در بخش آینده خواهیم آورد.
در بحث تأکید دعا برای آن حضرت در قنوت، آنچه بر این مطلب دلالت دارد گذشت.
گواه بر تأکید آن، روایت محمد بن مسلم از امام ابوجعفر باقرعلیه السلام میباشد. به کتابهای «کافی» و «وافی» (2)در این باره مراجعه و دقت شود.
بر این معنی دلالت دارد اینکه در بعضی از دعاها که خواندنشان پس از دعای سمات وارد شده خصوص این دعا آمده است، چنانکه در کتاب «جمال الصالحین» این دعا ذکر شده: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِحُرْمَةِ هذا الدُّعآءِ وَبِما فاتَ مِنْهُ مِنَ الأَسْمآءِ وَبِما یَشْتَمِلُ عَلَیْهِ مِنَ التَّفْسِیرِ وَالتَّدْبِیرِ الَّذِی لا یُحِیطُ بِهِ إلاّ أَنْتَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ و آلِ محمَّدٍ وَأَنْ تُعَجِّلَ فَرَجَهُمْ فِی عافِیَةٍ وَتُهْلِکَ أَعْدآئَهُمْ فِی الدُّنْیا وَالآخِرَةِ، وَأَنْ تَرْزُقَنا بِهِمْ خَیْرَ ما نَرْجُو وَخَیْرَ ما لا نَرْجُو وَتَصْرِفَ بِهِمْ عَنّا أَعْدآئَهُمْ فِی الدُّنْیا وَالآخِرَةِ، وَأَنْ تَرْزُقَنا بِهِمْ خَیْرَ
ما نَرْجُو وَخَیْرَ ما لا نَرْجُو وَتَصْرِفَ بِهِمْ عَنّا شَرَّ ما نَحْذَرُ وَشَرَّ ما لا نَحْذَرُ، إِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ وَأَنْتَ أَکْرَمُ الأَکْرَمِینَ»؛ خدایا! تو را به حُرمت این دعا و به آنچه از نامها در آن گذشت و به آنچه از تفسیر و تدبیر دربر گرفته که جز تو کسی بر آنها احاطه ندارد، سوگند! از تو میخواهم که بر محمد و آل محمدعلیهم السلام درود فرستی و فرج آنها را با عافیت زودتر برسانی و دشمنانشان را در دنیا و آخرت هلاک (و عذاب) نمایی و به (برکت) آنها بهترین چیزهایی که امید داریم و بهترین چیزهایی که امید نداریم به ما روزی فرمایی و به خاطر آنها بدیهایی که از آنها بیم داریم و آنچه بیم نداریم از ما دور سازی، به درستی تو بر هر چیزی توانایی و تو گرامیترین کریمانی.
و در بعضی از کتابهای معتبر دعای دیگری یاد شده که پس از دعای سمات خوانده شود، و در آن بر مطلب مورد بحث دلالت هست، آن دعا چنین است: «اَللَّهُمَّ بِحَقِّ هذَا الدُّعآءِ وَبِحَقِّ هذِهِ الأَسْمآءِ الَّتِی لا یَعْلَمُ تَفْسِیرَها وَلا یَعْلَمُ باطِنَها غَیْرُکَ اِفْعَلْ بِی ما أَنْتَ أَهْلُهُ وَلا تَفْعَلْ بِی ما أَنَا أَهْلُهُ وَانْتَقِمْ لِی مِنْ ظالِمِی وَعَجِّلْ فَرَجَ آلِ مُحَمِّدٍ وَهَلاکَ أَعْدآئهِمْ مِنَ الجِنِّ وَالإِنْسِ، وَاغْفِرْ لِی ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِی وَما تَأَخَّرَ وَوَسِّعْ عَلَیَّ مِنْ حَلالِ رِزْقِکَ وَاکْفِنِی مَؤُنَةَ اِنْسانِ سَوْءٍ وَشَیْطانِ سَوْءٍ، إِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ، وَالحَمْدُ للَّهِِ رَبِّ العالَمِینَ»؛ خدایا! تو را سوگند میدهم به حقّ این دعا و به حقّ این نامها که تفسیر آنها و باطن آنها را جز تو کسی نمیداند، آنچه تو شایسته آنی با من کن و به آنچه سزای من است با من رفتار منمای و برای من از ستم کننده به من انتقام بگیر و گشایش امر [حکومت]آل محمدعلیهم السلام را زودتر برسان و دشمنانشان را از جنّ و انس هرچه زودتر هلاک گردان و گناه دور
و نزدیک مرا بر من ببخش و روزی حلالت را بر من توسعه دِه و رنج آدمِ بد و شیطان پلید را از من دور گردان که به راستی تو بر هر چیز توانایی و حمد خدای را که پروردگار عالمیان است.
و بر تأکید دعا برای آن حضرتعلیه السلام در روز جمعه دلالت میکند، ورود خواندن دعای ندبه در این روز و دو عید (فطر و قربان) که ان شاء اللَّه تعالی در باب آتی، آن را خواهیم آورد، و بسا کسی که در کتابهای اخباری که از امامان معصومعلیهم السلام آمده کاوش کند، شواهد دیگری برای این مطلب به دست آرد، و خداوند به شیوه راست هدایت میکند.
بدان که روز جمعه از چند جهت به مولایمان حضرت حجّتعلیه السلام اختصاص و انتساب دارد، که مقتضی اهتمام ورزیدن بیشتر در این روز به دعا کردن برای آن بزرگوار است، ما آن جهات را در کتاب «ابواب الجنّات فی آداب الجمعات» آوردهایم، در اینجا نیز برای تذکر اهل خِرَد به آنها اشاره میکنیم:
اوّل: واقع شدن ولادت باسعادت آن حضرت در این روز.
دوم: در این روز مقام مقدّس امامت به او - روحی فداه - منتقل گردیده.
سوم: ظهور و آشکار شدن آن جناب در این روز واقع خواهد شد.
چهارم: در این روز بر دشمنانش پیروز میگردد.
پنجم: در این روز خداوند برای آن بزرگوار و پدران گرامیاش پیمان گرفته است.
ششم: روزی است که خدای تعالی آن حضرت را، به لقب قائم اختصاص داد.
هفتم: این کلمه از جمله القاب شریف آن جناب میباشد. وجوه دیگری
نیز در آن کتاب آوردهایم که هر کس مایل است از آنها مطلع گردد به آن مراجعه کند.(1)
روز نوروز هم از جمله اوقاتی است که در آنها، دعا برای آن حضرتعلیه السلام و درخواست ظهور و فرجش از درگاه خداوند تأکید گردیده است، روایت معلی بن خنیس - که در بحار(2)و زاد المعاد(3)مذکور میباشد - بر این معنی دلالت دارد، و تأکید آن از جاهای مختلف آن روایت استفاده میشود، که دقت در آن به خواست خداوند تعالی مطلب را روشن میسازد.
شاهد بر آن، دعای امام چهارمین حضرت سیّد الساجدینعلیه السلام است که در صحیفه سجّادیه یاد شده، و نیز دعای مولایمان حضرت صادقعلیه السلام است که در کتابهای «اقبال» (4)و «زاد المعاد» روایت آمده است.
شاهد بر آن، ورود این معنی در دعایی است که در کتاب «اقبال» (5)هنگام
مهیا شدن برای رفتن به نماز عید فطر یا قربان روایت شده است، و آن را به زودی خواهیم آورد. و نیز دعایی که در اثنای رفتن به نماز عید فطر روایت گردیده، گواه بر این است. سید ابن طاووسرحمه الله گفته: فصلی در آنچه از دعاهای بین راه ذکر میکنیم: بیرون شدنت را با این دعا آغاز کن، تا آنگاه که با امام جماعت نماز را شروع نمایی، و اگر نرسیدی که همه دعا را بخوانی پس از نماز آن را قضا کن: «اَللَّهُمَّ إِلَیْکَ وَجَّهْتُ وَجْهِی … تا اینکه فرمود: اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی وَلِیِّکَ المُنْتَظِرِ أَمْرَکَ المُنْتَظَرِ لِفَرَجِ أَوْلِیآئِکَ. اَللَّهُمَّ اشْعَبْ بِهِ الصَّدْعَ وَارْتُقْ بِهِ الفَتْقَ وَأَمِتْ بِهِ الجَوْرَ وَأَظْهِرْ بِهِ العَدْلَ وَزَیِّنْ بِطُولِ بَقآئِهِ الأَرْضَ وَأَیِّدْهُ بِنَصْرِکَ وَانْصُرْهُ بِالرُّعْبِوَقوِّ ناصِرَهُمْ وَاخْذُلْ خاذِلَهُمْ وَدَمْدِمْ عَلی مَنْنَصَبَ لَهُمْ وَدَمِّرْ عَلی مَنْ غَشَّهُمْ … »؛ خدایا! روی به سوی تو کردم … خداوندا! بر ولیّ خودت که در انتظار امرت نشسته و مورد انتظار فرج و گشایش کار دوستانت میباشد درود بفرست، خدایا! گسیختگی را به او رفو کن و پراکندگی را به او فراهم گردان و ستم را به او بمیران و عدالت را به او به ظهور رسان و زمین را با عمر طولانیاش زینت ببخشای و به یاریات تأییدش فرمای و او را به وسیله رُعب [هراس افتادن در دل دشمنانش نصرت دِه، و هر آنکه یاری کننده آنها [خاندان پیغمبر]است تقویت کن و هر کس خواریشان خواهد خوارش گردان و هر که در پی جنگ با آنان شد هلاک فرمای و هر آنکه با ایشان خیانت نماید نابود کن …
و نیز استحباب خواندن دعای ندبه در آن روز، بر این مطلب دلالت دارد. همچنین از امام صادقعلیه السلام وارد شده که: هیچ روز عید فطر و اضحی (قربان)
نیست مگر اینکه اندوهی برای امامانعلیهم السلام تجدید میگردد، چون که حقّ خود را در دست غصب کنندگان میبینند.(1)
میگویم: بنابراین شایسته است که مؤمن برای ظهور مولایش الحاح و اصرار داشته باشد، واو را در جهت برطرف شدن اندوه امامان خود یاری نماید.
تمام آنچه در مورد روز عید فطر گفتیم، بر این مطلب هم دلالت دارد. و امّا دعایی که هنگام بیرون رفتن به سوی نماز عید وارد شده، آن است که در کتاب «اقبال» به سند خود از ابوحمزه ثمالی از حضرت ابوجعفر باقرعلیه السلام آورده که فرمود: در جمعه و دو عید، هرگاه آماده بیرون رفتن برای نماز شوی دعا کن پس بگو: «اَللَّهُمَّ مَنْ تَهَیَّأَ فِی هذَا الیَوْمِ أَوْ تَعَبَّأَ أَوْ أَعَدَّ وَاسْتَعَدَّ لِوِفادَةٍ إِلی مَخْلُوقٍ رَجآءَ رِفْدِهِ وَجآئِزَتِهِ وَنَوافِلِهِ فَإِلَیْکَ یا سَیِّدِی کانَتْ وِفادَتی وَتَهْیِئَتِی وَإِعْدادِی وَاسْتِعْدادِی رَجآءَ رِفْدِکَ وَجَوآئِزِکَ وَنَوَافِلِکَ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَرَسُولِکَ وَخِیَرَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ وَعَلی أَمِیرِ المُؤمنِینَ وَوَصِیِّ رَسُولِکَ وَصَلِّ یا رَبِّ عَلی أَئِمَّةِ المُؤْمِنِینَ الحَسَنِ وَالحُسَیْنِ وَعَلِیٍّ وَمُحَمَّدٍ وَجَعْفَرٍ وَمُوسی وَعَلِیٍّ وَمُحَمَّدٍ وَعَلِیٍّ وَالحَسَنِ وَصاحِبِ الزَّمانِ. اَللَّهُمَّ افْتَحْ لَهُ فَتْحاً یَسِیراً وَانْصُرْهُ نَصْراً عَزِیزاً. اَللَّهُمَّ أَظْهِرْ بِهِ دِینَکَ وَسُنَّةَ رَسُولِکَ حَتّی لا یَسْتَخْفِیَ بِشَیْءٍ مِنَ الحَقِّ مَخافَةَ أَحَدٍ مِنَ
1) 44. مضمون این روایت در فروع کافی آمده و نیز در کتاب علل الشرایع، شیخ صدوق / 389 از امام باقرعلیه السلام روایت شده است.
الخَلْقِ. اَللَّهُمَّ إِنّا نَرْغَبُ إِلَیْکَ فِی دَوْلَةٍ کَرِیمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الإِسْلامَ وَأَهْلَهُ وَتُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَأَهْلَهُ، وَتَجْعَلُنا فِیها مِنَ الدُّعاةِ إِلی طاعَتِکَ وَالقادَةِ إِلی سَبِیلِکَ وَتَرْزُقُنا بِها کَرامَةَ الدُّنْیا وَالآخِرَةِ. اَللَّهُمَّ ما أَنْکَرْنا مِنْ حَقٍّ فَعَرِّفْناهُ وَما قَصُرْنا عَنْهُ فَبَلِّغْناهُ. وَتَدْعُو اللَّهَ تَعالی لَهُ وَعَلی عَدوِّه وَتَسْأَلُ حاجَتَکَ وَیَکُونُ آخِرُ کَلامِکَ: اَللَّهُمَّ اسْتَجِبْ لَنا، اَللَّهُمَّ اجْعَلْنا مِمَّنْ تُذُکِّرَ فِیهِ فَیَذَّکَّرُ»؛ بار خدایا هر کس در چنین روزی مهیّا و یا آماده شده، یا خود را مستعد کرد برای ورود بر مخلوقی به امید بخشش و جایزه و عطا های او، پس ای آقای من! توجّه و ورود و آمادگی و انتظارم به امید بخشش ها و جایزهها و عنایتهای تو است، خداوندا! بر محمد بنده و فرستاده و برگزیده از خلقت درود بفرست و نیز بر امیر مؤمنان و جانشین فرستادهات (درود فرست) و ای پروردگار! بر امامان مؤمنین حسن و حسین و علی و محمد و جعفر و موسی و علی و محمد و علی و حسن و صاحب الزمان علیهم السلام(1)درود فرست. خدایا! فتحی به آسانی برایش قرار دِه و او را با عزّت پیروز گردان. بار خدایا به او دین و سنّت رسولت را آشکار ساز تا دیگر چیزی از حق را از بیم احدی از خلق پنهان ننماید. خداوندا! ما به سویت زاری میکنیم در جهت خواهش دولتی گرامی که در آن اسلام و اهل آن را عزیز گردانی و به آن نفاق و اهل آن را خوار سازی و ما را در آن دولت از دعوت کنندگان به سوی طاعتت و راهبران به سمت راهت قرار دهی و به آن گرامیداشت دنیا و آخرت را به ما روزی فرمایی. خداوندا! آنچه از حق ندانسته ایم به ما بشناسان و به آنچه از آن قصور داشتهایم برسان.
1) 45. در متن حدیث عبارت چنین است: «و نام آنها را میبری تا اینکه به صاحب خود حضرت صاحب الزمانعلیه السلام میرسی» و ما نامهای مبارک را آوردیم {مترجم}.
وبرای آن حضرت دعا و بر دشمنانش نفرین کن و حاجتت را بخواه و آخرین سخنت این باشد که: خدایا! دعای ما را به اجابت برسان. خدایا! ما را از کسانی قرار ده که دراین روز مورد یادآوری قرار گرفتند وبه یادشان آمد.
و آن روز بیست و پنجم ماه ذی القعده است، و دلیل بر اهتمام به دعا برای مولایمان صاحب الزمانعلیه السلام در این روز و درخواست زودتر رسیدن فرج آن حضرت از درگاه خداوند خالق منّان، دعایی است که در کتابهای «اقبال» و «زاد المعاد» (1)نقل شده است. و برای این درخواست در این روز نکات ارزندهای به خاطر رسیده که برای تشویق بندگان خدا یاد میکنیم:
1 - روزی است که خداوند در مانند آن وعده فرموده که آن جناب -صلوات اللَّه علیه - را ظاهر گرداند و هنگامی که مؤمن میبیند چنین روزی در این سال فرا رسید و امامش ظهور ننمود، اندوهش تجدید و غصهاش شدید میگردد و عقل و ایمانش او را بر دعا کردن برای آن حضرت و درخواست تعجیل امر فَرَجش وا میدارند.
2 - اینکه در چنین روزی رحمت گسترش مییابد و دعا مستجاب میشود - چنانکه در روایت آمده - پس مؤمن که امامش را از جانش عزیزتر میداند، و او را از اولاد و خاندان و عشیره خویش بیشتر دوست میدارد،
1) 46. اقبال الاعمال: 312؛ زاد المعاد: 236.
دعای خالصانه خود را به برطرف شدن غم و اندوه مولایش اختصاص میدهد.
3 - این روزی است که خدای تعالی بر او نعمت داده، اینکه زمین را گسترانیده تا زندگی کند و سکونت نماید و لذت برد و از آنچه در زمین هست و از آن برمیآید و بر آن فرو میریزد بهره گیرد و به آنها زیست کند و چون بداند که تمام اینها به برکت مولایش انجام میشود - چنانکه در بخش سوم کتاب توجّه دادیم - بر خود حتم و لازم میشمارد که از آن حضرت به وسیله دعا مراتب سپاسگزاری را انجام دهد، چون که او است واسطه تمام این نعمتها، و هرگاه این را توجّه داشت در دعا مسامحه و سهلانگاری نخواهد کرد.(1)
4 - در این روز به یاد خدا بودن و ذکر او - عزّوجلّ - را بر زبان داشتن تأکید و ترغیب شده است، و بیتردید دعا کردن درباره مولایمان صاحب الزمانعلیه السلام از بهترین مصادیق این عنوان میباشد.
دلیل بر این، دعایی است که در «اقبال» و «مزار بحار» و «زاد المعاد» به روایت عبداللَّه بن سنان از امام صادقعلیه السلام رسیده، و در اوّل آن دعا آمده است: «اَللَّهُمَّ عَذِّبِ الفَجَرَةَ الَّذِینَ شاقُّوا رَسُولَکَ … »؛ پروردگارا! فاجرانی که با فرستاده تو
1) 47. گویم: و هنگامی که این روز شد خداوند به برکت او و برکت پدرانش زمین را برای کامل گردانیدن مادیات گسترانید همچنان که در این روز به ظهور حضرتش مادیات و معنویات کامل میگردد پس مؤمن باید در این روز تعجیل ظهورش را از صاحب عنایات - خداوند متعال - درخواست کند و اینکه خداوند او را از فائزان به انواع سعادت ها قرار دهد. {محمد موسوی}.
به مخالفت برخاستند عذاب کن … و سرّش این است که در چنین روزی آن همه مصیبت و محنت بر مولایمان سالار شهیدان علیه السلام وارد آمده و خدای - عزّوجلّ - وعده فرموده که از ظلم کنندگان بر آن حضرت به وسیله مولای قائم ما - عجّل اللَّه فرجه الشریف -انتقام گیرد، چنانکه در روایات به این مطلب تصریح شده است، بنابراین هرگاه مؤمن در روز عاشورا مصیبتهای امام مظلوم را به یاد آورد و دانست که خدای تعالی برای او انتقام گیرندهای را تعیین فرموده، ایمان و علاقه اش به آن حضرت او را به دعا کردن و ظهور آن منتقِم را خواستن برمیانگیزاند که صمیمانه قیام امام عصر - عجّل اللَّه فرجه الشریف - را از خدای قادر بخواهد، لذا این درخواست در دعای مشار اِلیه آمده است. و نیز به همین جهت است که در بخش گذشته گفتیم: هر کس برای این امر بزرگ دعا کند، به پاداشی نایل میشود که جز خدای تعالی کسی آن را نمیداند، و آن خونخواهی برای امام مظلوم شهید - صلوات اللَّه وسلامه علیه - است.
زیرا که شب میلاد مسعود حضرت صاحب الزمانعلیه السلام است، پس شایسته است که اهل ایمان در آن شب به دعاگویی برای آن جناب اشتغال ورزند، و در روایات هم آمده که در این شب دعاها مستجاب میشود.
میگویم: سابقاً بیان کردیم که این دعا نزد اهل خِرَد مهمترین دعاها است و سزاوار است که در مواقع استجابت بر همه دعاها و خواستهها آن را مقدّم دارند و مؤیّد آنچه گفتیم اینکه مؤلّف «جمال الصالحین» در دعاهای این شب
از مولایمان حضرت حجتعلیه السلام دعای ارزندهای آورده که سر آغازش چنین است: «اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ سَیِّدِ المُرْسَلِینَِ وَخاتَمِ النَّبِیِّینَ … ». ما این دعا را در اوّل بخش هفتم خواهیم آورد و اهتمام به آن را در همه مواقع بیان خواهیم کرد.
و نیز شاهد بر آنچه گفتیم، دعایی است که در «اقبال» و «زاد المعاد» یاد گردیده و اوّلش چنین است: «اَللَّهُمَّ بحقِّ لَیْلَتِنا هذِهِ وَمَوْلُودِها … »؛ بار خدایا! تو را به حقّ این شب و آنکه در این شب تولّد یافته … که از این عبارت میتوانی عظمت و اهمّیت این شب را در یابی، پس مبادا عمرت در این شب به غفلت و بیخبری بگذرد و خدمت کردن به آن جناب را در آن واگذاری و برای کسی که از برکت ولادتش این شب آنطور اهمّیت یافته دعا ننمایی، و شایسته است که فرمایش مولایمان حضرت صادقعلیه السلام را درباره آن جناب یاد بیاوری که: «وَلَوْ أَدْرَکْتُهُ لَخَدَمْتُهُ أَیّامَ حَیاتِی»؛ و اگر زمان او را درک میکردم تمام روزهای زندگیام را در راه او قرار میدادم. اضافه بر اینکه این دعا از جمله اقسام شکرانه آن نعمت بزرگ یعنی ولادت امام قائمعلیه السلام است، و نیز - چنانکه در بعضی از روایات که در مستدرک الوسائل منقول است آمده - شبی است که اعمال [بر امامعلیه السلام]عرضه میشود.
آنچه در مورد شب نیمه شعبان گفتیم، در اینجا نیز صادق است، اضافه بر اینکه دعا کردن در شب و روز نیمه شعبان اقتدا کردن به آن حضرت و تأسی جستن به او است، که هنگامی که از مادر متولّد شد، سر به سجده نهاد و برای
این امر دعا کرد: «اَللَّهُمَّ أَنْجِزْ لِی وَعْدِی وَأَتْمِمْ لِی أَمْرِی وَثَبِّتْ وَطْأَتِی وَامْلَأِ الأَرْضَ بِی عَدْلاً وَقِسْطاً»؛ خداوندا! وعدهام را تحقّق بخش و امر (قیامم) را تمام گردان و گامم را استوار ساز و زمین را به (ظهور) من پر از عدل و داد کن.
به خصوص در شبهای آن ماه شریف؛ زیرا که این ماه بهار دعا کردن است و این هم بهترین دعاها میباشد، از همین روی از خود آن حضرت - که خداوند فرجش را برساند - امر و اهتمام به دعای افتتاح در شبهای این ماه رسیده است، بنابراین از خواندن آن غافل مشو که جدّاً دعایی است نفیس، و جامع مطالب دنیا و آخرت میباشد.
و نیز مؤیّد این مطلب است، آنکه رئیس محدّثین، شیخ بزرگوار صدوقرحمه الله در کتاب «فضائل شهر رمضان» به سند خود از حضرت امام رضاعلیه السلام آورده که درباره خوبیهای ماه رمضان فرمود: کارهای نیک در ماه رمضان پذیرفته شود و بدیها آمرزیده گردد، هر کس در ماه رمضان یک آیه از کتاب خدای - عزّوجلّ - بخواند، چنان است که کسی در ماههای دیگر ختم قرآن کند، و هر که در این ماه به روی برادر مؤمنش بخندد، روز قیامت او را ملاقات ننماید جز اینکه در روی او خنده آورد و وی را به بهشت مژده دهد، و هر کس در این ماه مؤمنی را یاری کند، خدای تعالی او را هنگام گذشتن از صراط یاری نماید روزی که پاها در آن خواهد لغزید، و هر آنکه در این ماه
خشم خود را فرو گیرد، خداوند روز قیامت خشم خود را از او بازدارد، و هر که در این ماه ستمدیدهای را یاری نماید، خداوند او را بر هر کسی که در دنیا با وی دشمنی ورزد یاری فرماید و روز قیامت هنگام سنجش اعمال و حساب نیز یاریاش کند.
ماه رمضان؛ ماه برکت، ماه رحمت، ماه مغفرت و ماه توبه و بازگشت [به درگاه خداوند]است، و هر کس در ماه رمضان آمرزیده نشود، پس در چه ماهی آمرزیده خواهد شد! پس، از خداوند بخواهید که روزه را از شما بپذیرد و آن را آخرین بار شما قرار ندهد، و اینکه شما را در این ماه برای فرمانبرداریاش توفیق بخشد و از نافرمانی اش محفوظ بدارد، که او بهترین سؤال شدگان است.(1)
میگویم: در باب پنجم گفتیم که دعا برای تعجیل فرج و گشایش امر مولایمان حضرت حجت - عجّل اللَّه فرجه الشریف - از اقسام یاری و کمک میباشد، که در این جهت شریف، یاری کردن مؤمن تأکید شده، اینکه در این ماه مبارک به آن عمل گردد، و بدون شک یاری کردن امامعلیه السلام بهترین و تمام ترین اصناف یاری کردن است.
و گواه بر آنچه ذکر شد از اهتمام به آن در ماه رمضان، دعایی است که در کتاب «اقبال» و «زاد المعاد» از امام چهارم سید العابدین و فرزندش ابوجعفر باقر علیهما السلام روایت آمده که اوّلش چنین است: «اَللَّهُمَّ هذا شَهْرُ رَمَضانَ … » و در آن
1) 48. بحارالانوار، 96 / 341.
آمده: «أَسْأَلُکَ أَنْ تَنْصُرَ خَلِیفَةَ مُحَمَّدٍ وَوصِیَّ مُحَمَّدٍ وَالقآئِمَ بِالقِسْطِ مِنْ أَوْصِیآءِ مُحَمَّدٍ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلَیْهِمْ أَعْطِفْ عَلَیْهِمْ نَصْرَکَ … »
خدایا! این ماه رمضان است … از تو میخواهم که جانشین محمد و وصیّ محمد و قیام کننده به عدالت از اوصیاء محمد - که درودهایت بر او و ایشان باد - را یاری نمایی، یاریات را بر آنان معطوف بدار.
و نیز شاهد بر آن است روایتی که ثقة الاسلام محمد بن یعقوب کلینی قدس سره در کتاب «الصوم فروع کافی» از محمد بن عیسی به سند خود از امامانعلیهم السلام آورده که فرمودند: این دعا را شب بیست و سوم ماه رمضان در حال سجده و برخاستن و نشستن و در هر حال تکرار میکنی، و نیز هر قدر که میتوانی و هرگاه که به یادت آمد در دوران زندگیات، پس از حمد خدای تبارک و تعالی و درود بر پیغمبرصلی الله علیه وآله بگو: «اَللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ فُلانِ بْنَ فُلانٍ فِی هذِهِ السّاعَةِ وَفِی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَناصِراً وَدَلِیلاً وَقآئِداً وَعَیْناً حَتّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فِیها طَوِیلاً»؛(1)خداوندا! برای ولیّ خودت فلان فرزند فلان(2)در این ساعت و هر ساعت سرپرست و نگهدار و یاور و راهنما و پیشوا و مددکار باش، تا اینکه او را در زمین خویش (فرمانروای) مطاع گردانی و در آن دوران بهرهمند سازی.
میگویم: این حدیث شریف دلالت دارد بر اینکه دعا برای آن امر بزرگ
(زودتر شدن ظهور) در شب بیست و سوم ماه رمضان مهمتر و مؤکّدتر است از وقتها و زمانهای دیگر، همچنان که در ماه رمضان از سایر ماهها تأکید بیشتری دارد، به جهت اینکه جهات استجابت و روی آوردن به درگاه خداوند و پاداش در آن شب جمع است، و نیز فرشتگان و روح در آن شب فرود میآیند و درهای فتح و رحمت آنقدر گشوده میشود که در شبهای دیگر گشوده نشوند، بلکه از صریح بعضی از روایات به دست میآید که آن شب، همان شب قدر است که از هزار ماه بهتر میباشد، چنانکه ثقة الاسلام محمد بن یعقوب کلینی قدس سره در کتاب «اصول کافی، باب النوادر، کتاب فضل القرآن» به سند خود از حضرت امام صادقعلیه السلام از پیغمبرصلی الله علیه وآله آورده که فرمود: قرآن در بیست و سوم ماه رمضان فرود آمد(1). این حدیث به ضمیمه اینکه خدای - عزّوجلّ - فرمود: «إِنّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ القَدْرِ» (2)ما (قرآن) را در شب قدر فرو فرستادیم. دلالت دارد بر اینکه شب قدر، همان شب بیست و سوم ماه رمضان است، و این برای اهل بینش واضح است.
و محقق نوریرحمه الله در کتاب «النجم الثاقب» دعای مزبور را به گونه مبسوطی از کتاب «المضمار» تألیف سیّد علمای بزرگوار - آنکه شایسته است عموم اهل بینش به او اقتدا کنند - سید علی بن طاووسرحمه الله نقل کرده است، دعا چنین است: «اَللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ القآئِمِ بِأَمْرِکَ الحُجَّةِ بْنِ الحَسَنِ المَهْدِیِّ عَلَیْهِ وَعَلی آبآئِهِ أَفْضَلُ الصَّلاةِ وَالسَّلامِ فِی هذِهِ السّاعَةِ وَفِی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقآئِداً
وَناصِراً وَدَلِیلاً وَمَؤَیِّداً (مُرِیداً) حَتّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فِیها طُولاً وَعَرْضاً وَتَجْعَلَهُ وَذُرِّیَّتَهُ مِنَ الأَئِمَّةِ الوارِثِینَ. اَللَّهُمَّ انْصُرْهُ وَانْتَصِرْ بِهِ وَاجْعَلِ النَّصْرَ مِنْکَ لَهُ وَعَلی یَدِهِ وَاجْعَلِ النَّصْرَ لَهُ وَالفَتْحَ عَلی وَجْهِهِ وَلا تُوَجِّهِ الأَمْرَ إِلی غَیْرِهِ. اَللَّهُمَّ اظْهِرْ بِهِ دِینَکَ وَسُنَّةَ نَبِیِّکَ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ حَتّی لا یَسْتَخْفِیَ بِشَیْءٍ مِنَ الحَقِّ مَخافَةَ أَحَدٍ مِنَ الخَلْقِ. اَللَّهُمَّ إِنِّی أَرْغَبُ إِلَیْکَ فِی دَوْلَةٍ کَرِیمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الإِسْلامَ وَأَهْلَهُ وَتُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَأَهْلَهُ، وَتَجْعَلُنا فِیها مِنَ الدُّعاةِ إِلی طاعَتِکَ وَالقادَةِ إِلی سَبِیلِکَ وَآتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَفِی الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنا عَذابَ النّارِ وَاجْمَعْ لَنا خَیْرَ الدّارَیْنِ وَاقْضِ عَنّا جَمِیعَ ما تُحِبُّ فِیهِما، وَاجْعَلْ لَنا فِی ذلکَ الخِیَرةَ بِرَحْمَتِکَ وَمَنِّکَ فِی عافِیَةٍ آمِینَ رَبَّ العالَمِینَ وَزِدْنا مِنْ فَضْلِکَ وَیَدِکَ المَلَاءَ، فَإِنَّ کُلَّ مُعْطٍ یَنْقُصُ مِنْ مُلْکِه وَعَطآؤُکَ یَزِیدُ فِی مُلْکِکَ»؛ خداوندا! برای ولیّ قائم به امرت حجت بن الحسن مهدی - که بر او و بر پدرانش بهترین درود و سلام باد - در این ساعت و در همه ساعتها سرپرست و نگهبان و پیشوا و یاور و راهنما و تأیید کننده (یا خواهان) باش تا اینکه بر سراسر زمینت فرمانروای مطاعش سازی و از کران تا کران گیتی برخوردارش نمایی و او و فرزندانش را از امامانِ وارث قرار دهی. خدایا! او را یاری نموده، به وسیله او پیروزی را برای [دین]خویش تحقّق بخش و نصرت خود را برای او و به دست او فراهم آور و یاری را به او اختصاص دِه و فتح و پیروزی را به روی او بگشای و امر (حکومت) را به غیر او متوجه مساز. خداوندا! دینت و سنّت پیغمبرت - که درود و سلامت بر او و خاندانش باد - را به او آشکار کن، تا چیزی از حق را از بیم احدی از خلق مخفی ندارد. خدایا! من به درگاه تو زاری میکنم به جهت دولتی گرامی، که اسلام و اهل آن را
به آن عزت دهی و نفاق و اهل آن را خوار گردانی، و ما را در آن دولت از دعوت کنندگان به سوی طاعتت قرار داده و در شمار راهنمایان به راهت منظور داری و در دنیا حسنهای و در آخرت حسنهای به ما عنایت فرمای و ما را از عذاب آتش نگهدار و خیر دنیا و آخرت را برای ما فراهم ساز و تمام آنچه در آنها دوست داری برای ما قرار ده و اختیار آن را برایمان محفوظ بدار به رحمت و منّت خودت و با عافیت اجابت فرمای، ای پروردگار عالمیان! و از فضل و نعمتت بر ما بیفزای [و پیمانه مان را]پر کن، که هر بخشندهای از داراییاش کاسته میشود، ولی عطای تو در ملکت میافزاید.
از دعایی که در «اقبال» از کتاب محمد بن ابی قره نقل شده به دست میآید، دعا این است: «اَللَّهُمَّ لَکَ الحَمْدُ وَإِلَیْکَ المُشْتَکی اَللَّهُمَّ أَنْتَ الواحِدُ القَدِیمُ والآخِرُ الدّآئِمُ وَالرَّبُّ الخالِقُ وَالدَّیّانُ یَوْمَ الدِّینِ تَفْعَلُ ما تَشآءُ بِلا مُغالَبَةٍ، وَتُعْطِی مَنْ تَشآءُ بِلا مَنٍّ، وَتَمْنَعُ ما تَشآءُ بِلا ظُلْمٍ، وَتُداوِلُ الأَیّامَ بَیْنَ النّاسِ وَیَرْکَبُونَ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ، أَسْأَلُکَ یا ذَا الجَلالِ وَالإِکْرامِ وَالعِزَّةِ الَّتِی لا تُرامُ، وَأَسْأَلُکَ یا اَللَّهُ، وَأَسْأَلُکَ یا رَحْمنُ، أَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَأَنْ تُعَجِّلَ فَرَجَ آلِ مُحَمَّدٍ وَفَرَجَنا بِفَرَجِهِمْ وَتَقْبَلَ صَوْمِی، وَأَسْأَلُکَ خَیْرَ ما أَرْجُو مِنْکَ وَأَعُوذُ بِکَ مِنْ شَرِّ ما أَحْذَرُ، إِنْ أَنْتَ خَذَلْتَ فَبَعْدَ الحُجَّةِ وَإنْ أَنْتَ عَصَمْتَ فَبِتَمامِ النِّعْمَةِ، یا صاحبَ مُحَمَّدٍ یَوْمَ حُنَیْنٍ وَصاحِبَهُ وَمُؤَیِّدَهُ یَوْمَ بَدْرٍ وَخَیْبَرٍ وَالمَواطِنَ الَّتِی نَصَرْتَ فِیها نَبِیَّکَ عَلَیْهِ وَآلِهِ السَّلامُ، یا مُبِیرَ الجَبّارِینَ وَیا عاصِمَ النَّبِیِّینَ! أَسْأَلُکَ وَأُقْسِمُ عَلَیْکَ بِحَقِّ یس
والقُرْآنِ الحَکِیمِ وَبِحَقِّ طه وَسایِرِ القُرْآنِ العَظِیمِ أَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَأَنْ تُحْصِرَنِی عَنِ الذُّنُوبِ وَالخَطایا وَأَنْ تَزِیدَنِی فِی هذَا الشَّهْرِ العَظِیمِ تَأیِیداً تَرْبُطُ بِهِ عَلی جَأْشِی وَتَسُدَّ بِهِ عَلی خِلَّتِی. اَللَّهُمَّ إِنِّی أَدْرَءُ بِکَ فِی نُحُورِ أَعْدآئِی لا أَجِدُ لِی غَیْرَکَ،ها أَنَا بَیْنَ یَدَیْکَ فَاصْنَعْ بِی ما شِئْتَ لا یُصِیبُنی إلاّ ما کَتَبْتَ لِی أَنْتَ حَسْبِی وَنِعْمَ الوَکِیلُ»؛(1)پروردگارا! حمد مخصوص تو است و تنها به تو شکایت میآوریم. خدایا! تو یکتای قدیم و آخرِ دائم هستی، و پروردگار آفریننده و جزا دهنده روز قیامتی [که هیچ عملی را از خیر و شرّ وامگذاری]آنچه خواهی بی چون و چرا انجام میدهی و به هر که خواهی بدون منّت میبخشی و هر چه را میخواهی بدون اینکه ستم کرده باشی منع میکنی و روزگار را بین مردم میگردانی و آنها در پی یکدیگر احوال گوناگون مییابند. از تو میخواهم ای صاحب جلال و کرامت و عزّتی که جوینده ای برایش نیست! و از تو میخواهم ای اللَّه! و از تو میخواهم ای مهربان! از تو میخواهم که برمحمد و آل محمدعلیهم السلام درود فرستی و اینکه فرج آل محمدعلیهم السلام را زودتر رسانی و گشایش امر ما را با فرج آنان تعجیل فرمایی و روزهام را بپذیری. و از تو مسألت دارم بهترین چیزی را که از تو امیدوارم. و به تو پناه میبرم از بدترین چیزی که از آن بر حذرم. اگر تو خوار کنی، پس از برپا نمودن حجّت و دلیل است، و اگر حفظ فرمایی، پس به جهت تمام نمودن نعمت میباشد. ای یاور محمدصلی الله علیه وآله روز حُنین و یاور و تأیید کنندهاش در روز بدر و خیبر و جاهایی که در آنها پیغمبرت را یاری کردی - بر او و آلِ او سلام باد - ای نابود کننده ستمگران و ای حفظ کننده پیغمبران! و از تو میخواهم
1) 53. إقبال الاعمال، 128.
و تو را سوگند به حقّ یس و قرآن حکیم، وبه حق طه و سایر [آیات]قرآن عظیم، اینکه برمحمد و آل محمدعلیهم السلام درود فرستی و مرا از گناهان و خطاها مصون داری و در این ماه بزرگ تأیید بیشتری به من بیفزایی که به آن اضطرابم را آرام سازی و کاستی هایم را جبران نمایی. خداوندا! من به [قدرت] تو بر گلوی دشمنانم میزنم، برای خودم جز تو نمییابم. اینک منم در پیشگاه تو، پس آنچه میخواهی با من کن، که جز آنچه تو بر من نوشتهای به من نرسد، تو مرا بسندهای و بهترین وکیل هستی.
اهتمام به آن از دعایی که در «اقبال» روایت شده به دست میآید و دعا این است: «اَللَّهُمَّ إِنِّی لا أَجِدُ مِنْ أَعْمالِی عَمَلاً أَعْتَمِدُ عَلَیْهِ وَأَتَقَرَّبُ بِهِ إِلَیْکَ أَفْضَلَ مِنْ وِلایَتِکَ وَوِلایَةِ رَسُولِکَ وَآلِ رَسُولِکَ الطَّیِّبِینَ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلَیْهِمْ أَجْمَعِینَ. اَللَّهُمَّ إِنِّی أَتَقَرَّبُ إِلَیْکَ بِمُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَأَتَوَجَّهُ بِهِمْ إِلَیْکَ فَاجْعَلْنِی عِنْدَکَ یا إِلهِی بِکَ وَبِهِمْ وَجِیهاً فِی الدّنْیا وَالآخِرَةِ وَمِنَ المُقَرَّبِینَ فَإِنِّی قَدْ رَضِیتُ بِذلِکَ مِنْکَ تُحْفَةً وَکَرامَةً فَإِنَّهُ لا تُحْفَةَ وَلَا کَرامَةَ أَفْضَلَ مِنْ رِضْوانِکَ وَالتَّنَعُّمِ فِی دارِکَ مَعَ أَوْلِیآئِکَ وَأَهْلِ طاعَتِکَ. اَللَّهُمَّ أَکْرِمْنِی بِوِلایَتِکَ وَاحْشُرْنِی فِی زُمْرَةِ أَهْلِ وِلایَتِکَ. اَللَّهُمَّ اجْعَلْنِی فِی وَدآیِعِکَ الّتِی لا تَضِیعُ وَلا تَرُدَّنِی خآئِباً بِحَقِّکَ وَحَقِّ مَنْ أَوْجَبْتَ حَقَّهُ عَلَیْکَ، وَأَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَتُعَجِّلَ فَرَجَ آلِ مُحَمَّدٍ وَفَرِجِی مَعَهُمْ وَفَرَجَ کُلِّ مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَةٍ بِرَحْمَتِکَ یا أَرْحَمَ الرّاحِمِینَ»؛(1)خدایا! من از کارهایم
1) 54. إقبال الاعمال، 133.
عملی که بر آن تکیه کنم و به آن به سوی تو تقرّب جویم، نمییابم که از ولایتِ تو و ولایت (دوستی و پیروی) فرستادهات و خاندان پاک فرستادهات - که درود تو بر او و آنان باد - بهتر باشد. خدایا! من به درگاه تو به محمد و آل محمدعلیهم السلام تقرّب میجویم و به آنها به سوی تو روی میآورم، پس مرا نزد خود، ای خدای من! به حقّ خودت و به حقّ آنها، در دنیا و آخرت با قدر و منزلت قرار ده و از نزدیکان درگاهت به شمار آور، که به درستی من راضی ام که آن را از تو هدیه و گرامی داشتی بگیرم، چون که هیچ تحفه و گرامی داشتی بهتر از رضا و خشنودی تو و برخورداری از نعمتها در سرای [ابدی] تو با دوستان و اهل اطاعتت نیست. خداوندا! مرا به ولایت خویش گرامی بدار و در شمار اهل ولایتت محشور گردان. خدایا! مرا در بین سپردههای خودت که گم نمیشوند قرار ده و مرا ناامید بر مگردان، به حقّ خودت و حقّ هر آنکه حقّش را بر خودت واجب دانستهای، و از تو میخواهم که بر محمد و آل محمدعلیهم السلام درود فرستی و فرج آل محمدعلیهم السلام را زودتر برسانی و گشایش کار مرا با آنها تعجیل فرمایی، و نیز فرج هر مؤمن و مؤمنه را زودتر بیاوری، به مهربانی ات ای مهربانترین مهربانان.
و شاهد بر اهتمام به آن، دعایی است که در کتاب مزبور یاد شده که: «اَللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِمَعاقِدِ العِزِّ مِنْ عَرْشِکَ وَمُنْتَهَی الرَّحْمَةِ مِنْ کِتابِکَ، وَبِاسْمِکَ الأَعْظَمِ وَکَلِماتِکَ التّآمَّةِ الَّتِی لا یُجاوِزُهُنَّ بَرُّ وَلا فاجِرٌ فَإِنَّکَ لا تَبِیدُ وَلا تَنْفَدُ أَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَتَقَبَّلْ مِنِّی وَمِنْ جَمِیعِ المُؤْمِنِینَ وَالمُُؤْمِناتِ صِیامَ شَهْرِ رَمَضانَ
وَقِیامَهُ وَتَفُکَّ رِقابَنا مِنَالنّارِ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجعَل قَلْبِی بآرّاً وَعَمَلِی سآرّاً و رِزْقِی دآرّاً و حَوْضَ نَبِیِّکَ عَلَیْهِ و آلِهِ السَّلامُ لِی قَراراً و مُسْتَقَرّاًوَ تُعَجِّلَ فَرَجَ آلِ مُحَمَّدٍ فِی عافِیَةٍ یا أَرْحَمَ الرّاحِمِینَ»؛(1)خدایا! من از تو درخواست میکنم به پایگاههای عزّت از عرش تو، و اوج رحمت از کتاب تو، و به اسم اعظم تو، و کلمات تمام یافته ات که هیچ نیک و بدی از حوزه آنها بیرون نیست، که به درستی تو را نیستی و پایانی نمیباشد، اینکه بر محمد و آل محمدعلیهم السلام درود فرستی و از من و تمام مردان و زنان باایمان روزه ماه رمضان و شب زندهداری های آن را بپذیری و ما را از آتش دوزخ برهانی. خداوندا! بر محمد و آل محمدعلیهم السلام درود فرست و دل مرا نیک و کارم را خشنود کننده و روزیام را پیوسته و فراخ گردان و حوض پیغمبرت - که بر او و خاندانش سلام باد - را قرارگاه من ساز و در کنار آن مرا مستقرّ فرمای و گشایش امر آل محمدعلیهم السلام را با عافیت زودتر برسان، ای مهربانترین مهربانان.
دعای آن چنین است: «اَللَّهُمَّ إِنِّی أُدِینُکَ بِطاعَتِکَ وَوِلایَتِکَ، وَوِلایَةِ مُحَمَّدٍ نَبِیِّکَ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ، وَوِلایَةِ أَمِیرِ المُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلامُ حَبِیبِ نَبِیّکَ، وَوِلایَةِ الحَسَنِ وَالحُسَیْنِ سِبْطَیْ نَبِیِّکَ وَسَیِّدَیْ شَبابِ أَهْلِ جَنَّتِکَ، وَأُدِینُکَ یا رَبِّ بِوِلایَةِ عَلِیِّ بْنِ الحُسَیْنِ وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ وَجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَمُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ وَعَلِیِّ بْنِ مُوسی وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ وَعَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَالحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ وَسَیِّدِی وَمَوْلایَ
1) 55. اقبال الاعمال، 141.
صاحِبِ الزَّمانِ، أُدِینُکَ یا رَبِّ بِطاعَتِهِمْ وَوِلایَتِهِمْ وَبِالتَّسْلِیمِ بِما فَضَّلْتَهُمْ راضِیاً غَیْرَ مُنْکِرٍ وَلا مُسْتَکْبِرٍ [مُتَکَبِّرٍ] عَلی [مَعْنی ما أَنْزَلْتَ فِی کِتابِکَ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَادْفَعْ عَنْ وَلِیِّکَ وَخَلِیفَتِکَ وَلِسانِکَ وَالقآئِمِ بِقِسْطِکَ وَالمُعَظِّمِ لِحُرْمَتِکَ وَالمُعَبِّرِ عَنْکَ وَالنّاطِقِ بِحُکْمِکَ وَعَیْنِکَ النّاظِرَةِ وَأُذُنِکَ السّامِعَةِ وَشاهِدِ عِبادِکَ وَحُجَّتِکَ عَلی خَلْقِکَ وَالُمجاهِدِ فِی سَبِیلِکَ وَالُمجْتَهِدِ فِی طاعَتِکَ وَاجْعَلْنِی وَوالِدَیَّ وَما وَلَدا وَوُلْدِی مِنَ الَّذِینَ یَنْصُرُونَهُ وَیَنْتَصِرُونَ بِهِ فِی الدُّنْیا وَالآخِرَةِ، اِشْعَبْ بِهِ صَدْعَنا وَارْتُقْ بِهِ فَتْقَنا. اَللَّهُمَّ أَمِتْ بِهِ الجَوْرَ وَدَمْدِمْ بِمَنْ نَصَبَ لَهُ وَاقْصِمْ رُؤُوسَ الضَّلالَةِ حَتّی لا تَدَعَ عَلَی الأَرْضِ مِنْهُمْ دَیّاراً»؛(1)بار الها! من تو را دینداری میکنم با اطاعتت و ولایتت و ولایت محمد پیامبرت صلی الله علیه وآله، و ولایت امیر مؤمنانعلیه السلام دوست پیامبرت، و ولایت حسن و حسین دو نواده پیامبرت و دو سرور جوانان اهل بهشتت، و تو را دینداری میکنم ای پروردگار! به ولایت علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و حسن بن علی و آقا و مولایم صاحب الزمان - علیهم السلام – دینداری ات میکنم ای پروردگار! به اطاعت و ولایت ایشان و تسلیم بودن به آنچه آنان را برتری دادهای، با خشنودی بدون اینکه منکر باشم یا تکبر ورزم، به همان گونه که در کتابت نازل فرمودهای. بار الها! بر محمد و آل محمدعلیهم السلام درود فرست و از ولیّ و خلیفه و زبان گویایت و بپاخاسته [برای اجرای]دادگری ات و تعظیم کننده حرمتت و بازگو کننده از سوی تو و گوینده حکم تو و چشم بیننده و گوش شنونده تو و گواه بندگانت و حجّت تو
1) 56. اقبال الاعمال، 144.
بر خلقت و جهادگر در راهت و تلاشگر در طاعتت، هر گونه بلا را دفع کن و او را در امانتِ گم ناشدنی خویش قرار ده و با سپاهیان پیروزت تأیید فرمای و او را یاری نموده و از او حمایت کن و مرا و والدینم و آنچه متولد کردهاند و فرزندانم را از کسانی قرار ده که او را یاری میکنند و به او یاری میگیرند در دنیا و آخرت، پراکندگی مان را به او فراهم آور و جدایی های ما را به او منسجم گردان. ای خدا! به (ظهور) او ستم را بمیران و هر کس با او بستیزد نابودش ساز و سران گمراهی را پشت بشکن، تا این که احدی از آنها را روی زمین به جای نگذاری.
اهتمام به این دعا در آن مواقع، از ملاحظه دعاهای وارد شده منقول در «اقبال» به دست میآید، و خداوند در هر حال یاری کننده است.
به ویژه پس از انجام نماز صبح؛ و بر این معنی دلالت میکند آنچه سید اجل علی بن طاووس در کتاب «اقبال» به سند خود، از حماد بن عثمان آورده که گفت: شب بیست و یکم ماه رمضان بر حضرت ابی عبد اللَّه (امام صادقعلیه السلام) وارد شدم، آن حضرت به من فرمود: ای حمّاد! غسل کردهای؟ عرض کردم: آری، فدایت شوم! پس حصیری خواست سپس فرمود: نزدیک من بیا و نماز بگزار. و پیوسته نماز میخواند و من در کنارش نماز میگزاردم،
تا اینکه از همه نمازهای مان فراغت یافتیم، آنگاه به دعا کردن پرداخت و من بر دعایش آمین میگفتم تا اینکه سپیدهدم فرا رسید، پس آن جناب اذان و اقامه گفت و بعضی از غلامان خود را فراخواند، جلو ایستاد و ما پشت سرش قرار گرفتیم و نماز صبح را به جای آورد، در رکعت اوّل سوره فاتحه الکتاب و سوره قدر، و در رکعت دوم سوره فاتحة الکتاب و سوره توحید را قرائت کرد. و چون از تسبیح و تحمید و تقدیس و ثنای خدای تعالی فراغت یافتیم و بر رسول خداصلی الله علیه وآله درود فرستادیم و برای تمام مؤمنین و مؤمنات و مسلمین و مسلمات اوّلین و آخرین دعا کردیم، آن حضرت به سجده افتاد، ساعتی طولانی جز نفس کشیدن چیزی از او نمیشنیدم، سپس شنیدم که میگفت: «لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ مُقَلِّبَ القُلُوبِ وَالأَبْصارِ، لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ خالِقَ الخَلْقِ بِلا حاجَةٍ فِیکَ إِلَیْهِمْ، لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ مُبْدِئَ الخَلْقِ لا یَنْقُصُ مِنْ مُلْکِکَ شَیْءٌ. لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ باعِثَ مَنْ فِی القُبُورِ، لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ مُدَبِّرَ الأُمُورِ، لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ دَیّانَ الدِّینِ وَجَبّارَ الجَبابِرَةِ، لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ مُجْرِیَ المآءِ فِی الصَّخْرَةِ الصَّمّاء، لا إِلهَ إلّا أَنْتَ مُجْرِیَ المآءِ فِی النَّباتِ، لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ مُکَوِّنَ طَعْمِ الثِّمارِ، لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ مُحْصِی عَدَدِ القَطْرِ وَما تَحْمِلُهُ السَّحابُ، لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ مُحْصِی عَدَدِ ما تَجْرِی بِهِ الرِّیاحُ فِی الهَوآءِ، لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ مُحْصِی ما فِی البِحارِ مِنْ رَطْبٍ وَیابِسٍ، لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ مُحْصِی ما یَدُبُّ فِی ظُلُماتِ البِحارِ وَفِی أَطْباقِ الثَّری أَسْأَلُکَ بِکُلِّ اسْمٍ سَمّاکَ الَّذِی سَمَّیْتَ بِهِ نَفْسَکَ، أَوِ اسْتَأْثَرْتَ بِهِ فِی عِلْمِ الغَیْبِ عِنْدَکَ وَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی إِذا دُعِیتَ بِهِ أَجَبْتَ وَإِذَا سُئِلْتَ بِهِ أَعْطَیْتَ، وَأَسْأَلُکَ بِحَقِّکَ عَلی مُحَمَّدٍ وَأَهْلِ بَیْتِهِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِمْ وَبَرَکاتُکَ
وَبِحَقِّهِمُ الَّذِی أَوْجَبْتَهُ عَلی نَفْسِکَ وَأَنَلْتَهُمْ بِهِ فَضْلَکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَرَسُولِکَ الدّاعِی إِلَیْکَ بِإِذْنِکَ وَسِراجِکَ السّاطِعِ بَیْنَ عِبادِکَ فِی أَرْضِکَ وَسَمآئِکَ وَجَعَلْتَهُ رَحْمَةً لِلْعالَمِینَ وَنُوراً اِسْتَضآءَ بِهِ المُؤْمِنُونَ فَبَشَّرَنا بِجَزِیلِ ثَوابِکَ وَأَنْذَرَنا الأَلِیمَ مِنْ عَذابِکَ، أَشْهَدُ أَنَّهُ قَدْ جآءَ بِالحَقِّ مِنْ عِنْدِ الحَقِّ وَصَدَّقَ المُرْسَلِینَ، وَأَشْهَدُ أَنَّ الَّذِینَ کَذَّبُوهُ ذائِقُوا العَذابِ الأَلِیمِ، أَسْأَلُکَ یا اَللَّهُ یا اَللَّهُ یا اَللَّهُ، یا رَبّاهُ یا رَبّاهُ یا رَبّاهُ، یا سَیِّدِی یا سَیِّدِی یا سَیِّدِی، یا مَوْلایَ یا مَوْلایَ یا مَوْلایَ، أَسْأَلُکَ فِی هذِهِ الغَداةِ أَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ [وَآلِ مُحَمَّدٍ] وَأَنْ تَجْعَلَنِی مِنْ أَوْفَرِ عِبادِکَ وَسآئِلِیکَ نَصِیباً وَأَنْ تَمُنَّ عَلَیَّ بِفَکاکِ رَقَبَتِی مِنَ النّارِ، یا أَرْحَمَ الرّاحِمِینَ، وَأَسْأَلُکَ بِجَمِیعِ ما سَأَلْتُکَ وَما لَمْ أَسْأَلْکَ مِنْ عَظِیمِ جَلالِکَ ما لَوْ عَلِمْتُهُ لَسَأَلْتُکَ بِهِ أَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَأَهْلِ بَیْتِهِ وَأَنْ تَأْذَنَ لِفَرَجِ مَنْ بِفَرَجِهِ فَرَجُ أَوْلِیآئِکَ وَأَصْفِیآئِکَ مِنْ خَلْقِکَ وَبِهِ تُبِیدُ الظّالِمِینَ وَتُهْلِکُهُمْ، عَجِّلْ ذلِکَ یا رَبَّ العالَمِینَ وَاعْطِنِی سُؤْلِی یا ذَا الجَلالِ وَالإِکْرامِ فِی جَمِیعِ ما سَأَلْتُکَ لِعاجِلِ الدُّنْیا وَآجِلِ الآخِرَةِ، یا مَنْ هُوَ أَقْرَبُ إِلَیَّ مِنْ حَبْلِ الوَرِیدِ أَقِلْنِی عَثْرَتِی وَأَقْلِبْنِی بِقَضآءِ حَوآئِجِی یا خالِقِی وَیا رازِقِی وَیا باعِثِی وَیا مُحْیِی عِظامِی وَهِیَ رَمِیمٌ، صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاسْتَجِبْ لِی دُعآئِی یا أَرْحَمَ الرّاحِمِینَ»؛ هیچ معبودِ حقّی جز تو نیست، دگرگون کننده دلها و دیده هایی. هیچ خدایی جز تو نیست آفریننده خلق بی آنکه نیازی در تو به آنها باشد. هیچ خدایی جز تو نیست آغازگر آفرینش، از ملک تو چیزی کاسته نمیشود. هیچ معبود حقّی جز تو نیست برانگیزنده هر آنکه در گورها است. هیچ معبود حقّی جز تو نیست تدبیر کننده امور (هستی). هیچ معبود حقّی جز تو نیست جزا دهنده و درهم
کوبنده ستمگران. هیچ معبود حقّی جز تو نیست روان کننده آب در سنگ سخت. هیچ معبود حقّی جز تو نیست جاری کننده آب در [میان]گیاهان. هیچ معبود حقّی جز تو نیست چگونگی دهنده مزه میوهها. هیچ معبود حقّی جز تو نیست آگاه به تعداد قطرهها و آنچه ابرها حمل میکنند. هیچ معبود حقّی جز تو نیست آگاه به شماره آنچه بادها در هوا میپراکنند. هیچ معبود حقّی جز تو نیست دانای به شماره آنچه در دریاها از تر و خشک هست. هیچ معبود حقّی جز تو نیست شمارش کننده هر جنبندهای که در تاریکیهای دریاها و در طبقات خاک هست. از تو میخواهم به اسم تو که خودت را به آن نامیده ای یا در علم غیب خویش آن را به خود اختصاص دادهای. و تو را میخوانم به هر اسمی که احدی از خلقت، تو را به آن نامید، پیغمبر یا صِدّیق یا شهیدی یا کسی از فرشتگانت. و تو را میخوانم به آن نامی که هر گاه به آن خوانده شوی، اجابت میکنی و چون به آن سؤال گردی، میبخشی. و از تو میخواهم به حقّ تو، بر محمد و اهل بیت او - که درودها و برکاتت بر آنها باد - و به حقّ آنها که بر خودت آن را واجب ساختهای و به سبب آن ایشان را به فضل خویش نایل فرمودهای، اینکه درود فرستی بر محمّد بنده ات و فرستادهات دعوت کننده به فرمان تو به سوی تو، و چراغ درخشان تو در بین بندگانت در زمین و آسمانت، و او را رحمت برای عالمیان و نوری برای روشنایی گرفتن مؤمنان قرار دادی. پس، به پاداش فراوانت ما را مژده داد و از عذاب دردناکت ما را ترسانید، گواهی میدهم که او حق را از طرف حق آورد و فرستادگانت را تصدیق نمود، و شهادت میدهم که آنهایی که او را تکذیب کردند، عذاب دردناک را خواهند چشید. از تو میخواهم ای اللَّه! ای اللَّه! ای اللَّه! ای پروردگار! ای پروردگار! ای پروردگار! ای
آقای من! ای آقای من! ای آقای من! ای مولای من! ای مولای من! ای مولای من! در این صبحگاه از تو میخواهم که بر محمد و آل اوعلیهم السلام درود فرستی و مرا از پُر قسمت ترین بندگان و درخواست کنندگانت قرار دهی، و بر من منّت نهی که گردنم را از آتش دوزخ برهانی، ای مهربانترین مهربانان! و از تو میخواهم به تمام آنچه از تو سؤال نمودم و آنچه از تو درخواست نکردم از جلالتِ عظیم تو که اگر آن را میدانستم به آن از تو درخواست میکردم اینکه بر محمد و خاندان او درود فرستی و فرج کسی را که به فرج او، دوستان و برگزیدگان از خلقت گشایش یابند، را اجازه فرمایی و به (دست) او ستمگران را نابود و هلاک گردانی. زودتر آن را برسان، ای پروردگار عالمیان! و درخواستم را به من عطا کن، ای صاحب جلال و بزرگواری! آنچه را درخواست نمودم برای دنیای نزدیک و آخرت پس از این به من عنایت کن، ای آنکه از رگ گردن به من نزدیکتری! لغزشم را جبران کن و با برآورده شدن حاجاتم مرا [از درگاهت]بازگردان، ای آفریدگار من! ای روزی دهنده به من! ای برانگیزاننده من! ای آنکه استخوانهای پوسیده ام را زنده خواهی کرد! بر محمد و آل محمدعلیهم السلام درود بفرست و دعایم را به اجابت برسان، ای مهربانترین مهربانان!.
هنگامی که از دعا فراغت یافت سر برداشت، عرضه داشتم: فدایت گردم تو دعا میکنی برای فرجِ کسی که به فرج او برگزیدگان و اولیای خداوند گشایش یابند، آیا تو خود آن کس نیستی؟ فرمود: نه. آن شخص قائم آل محمدعلیهم السلام است. گفتم: آیا برای خروج او نشانهای هست؟ فرمود: آری. کسوف خورشید هنگام برآمدنش دو سوم ساعت از روز گذشته، و خسوف
ماه شب بیست و سوم، و فتنهای که بر اهل مصر سایه بلا افکند، و قطع شدن رود نیل، به آنچه برایت بیان نمودم بسنده کن و شب و روزت را در انتظار مولایت باش، که خداوند هر روز در کاری است، و هیچ کاری از کار دیگر او را باز ندارد، او اللَّه پروردگار عالمیان است، و نگهداری دوستانش به او میباشد و آنها نسبت به او بیمناکند.(1)
زیرا که این دعا نوعی یاری نمودن آن حضرتعلیه السلام است. چنانکه در بخش پیشین در مکرمت چهل و هفتم یادآور شدیم، و مؤیّد آن این است که یکی از دوستان صالح من یاد کرد اینکه: مولایمان حضرت حجّتعلیه السلام را در خواب دیده بود، پس آن حضرت مضمون چنین مطلبی را فرموده بود که: من برای مؤمنی که مصیبت جدّ شهیدم را یادآور شود، سپس برای تعجیل فرج و تأیید من دعا نماید، دعا میکنم.
یعنی: پس از زیارت مولایمان صاحب الزمانعلیه السلام، که شهید در کتاب «الدروس» به این مطلب تصریح کرده است.
میگویم: و شاهد بر این است آنکه پس از زیارتهایی که برای آن
1) 57. اقبال الاعمال، 200 - 201.
بزرگوار روایت شده، دعا برای آن حضرت هم - به طور خاصّ - رسیده است، که همه یا قسمتی از آنها را در بخش هشتم کتاب ان شاء اللَّه تعالی خواهیم آورد.
و نیز شاهد بر این، عقل و عرف میباشد، زیرا که بین مردم چنین متعارف است که چون در پیشگاه بزرگان حاضر شوند، برای آنان دعا میکنند. پس شایسته است که مؤمن آشنا به شیوه متداول بین مردم، چون خود را در پیشگاه مولایش حاضر مینماید تا او را زیارت کند، از این امر غافل نماند، به ویژه آنکه بداند این کار موافق تمایل قلبی و مطابق با خواسته او است، به مقتضای توقیع رسیده از ناحیه مقدّس او که پیشتر روایت را آوردیم که فرموده: «وَأَکْثِرُوا الدُّعآءَ بِتَعْجِیلِ الفَرَجِ»؛ و بسیار دعا کنید برای زودتر رسیدن فرج.
زیرا که این هنگام نزدیکترین حالات است و جای استجابت دعاها میباشد، پس شایسته است که مؤمن با دعا کردن برای مولایش او را یاد کند تا اندکی از حقوق واجب آن حضرت را ادا کرده باشد.
و شاهد بر این است آنچه در وسائل - ابواب قواطع الصلاة - از محمد بن علی بن الحسین - شیخ صدوققدس سره - به سندش از منصور بن یونس بزرج آمده که: از امام صادقعلیه السلام پرسیدم درباره کسی که در نماز واجب، خودش را به گریستن بزند تا اینکه گریه کند [چه صورت دارد؟] فرمود: به خدا سوگند!
روشنی چشم است، و فرمود: اگر چنین حالی دست داد، مرا در آن حال یاد کن. میگویم: پوشیده نیست که این امر، به خاطر آن است که امام زمان او بود و بر وی حق داشت، پس برای هر مؤمنی شایسته است که این را نسبت به امام زمان خودش عمل کند، تا با دل و زبان، حقّ آن امامعلیه السلام را ادا کرده باشد.
زیرا که امام عصرعلیه السلام واسطه تمام نعمتها است، و به برکت او هر محنت و رنج از ما دور میگردد، و پیشتر گفتیم که دعا برای واسطه نعمت، یکی از اقسام شکرانه نعمت است که در آن ترغیب شده. و از اینجا است که صلوات فرستادن بر محمد و آل محمدعلیهم السلام را نیز هنگام تجدید نعمتها ترجیح میدهیم، زیرا که آنها اولیای نعمتها هستند، چنانکه در زیارت جامعه و روایات مستفیضه بلکه متواتره آمده است.
چون از جمله آثار و نتایج دعا برای آن حضرتعلیه السلام آن است که: او درباره دعا کننده دعا مینماید - چنانکه گذشت - پس دعای آن جناب سبب زایل شدن و بر طرف گشتن غم و اندوه دعا کننده میشود، و به جهت آنچه در چند روایت پیشتر آوردیم که امامعلیه السلام در حزن و اندوه دوستانش اندوهگین میشود، و بیتردید در آن هنگام برای آنها دعا میکند - چنانکه در روایت
نیز اشاره شده -، پس شایسته است که دوستانش به او تأسّی جویند و اقتدا نمایند و برای بر طرف شدن همّ و غمش دعا کنند، به اضافه اینکه گاهی همّ و غم آن جناب مایه همّ دوستانش میگردد - چنانکه در بعضی از روایات آمده - و در این هنگام دعا برای او بیشتر تأکید مییابد.
و میتوان برای این مطلب تأیید گرفت از فرموده آن حضرتعلیه السلام، در توقیعی که پیشتر آوردیم: «وَأَکْثِرُوا الدُّعآءَ بِتَعْجِیلِ الفَرَجِ فَإِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُمْ». بنابر اینکه اسم اشاره (ذلک) به دعا برگردد، یعنی: این دعا سبب فرج و گشایش امر شما میشود و موجب راحتی شما از هر گونه شدّت و غم میگردد ان شاء اللَّه تعالی.
شایسته است در مواقع سختی و گرفتاری برای تعجیل فرج آن حضرت بسیار دعا کرد، به جهت چند وجه:
اینکه مایه دعای آن جناب میشود - چنانکه گذشت -.
اینکه سبب دعای فرشتگان میگردد، زیرا که آنها درباره کسی که در حقّ مؤمن غایب دعا کند دعا مینمایند - چنانکه گذشت - و دعای آنها - ان شاء اللَّه تعالی - به اجابت میرسد.
فرموده آن حضرت: «و بسیار دعا کنید برای تعجیل فرج، که همان فرج شما است» بنابر آنچه در گذشته بیان داشتیم.
اینکه دعا برای آن حضرت گونهای از توسّل به او است - که درود خداوند بر او باد - و آن بزرگوار وسیله نجات از سختیها و بلیّات میباشد.
یعنی نماز جعفر بن ابی طالبعلیهما السلام، به ویژه اگر آن را روز جمعه به جای آوری، و شاهد بر آن دعایی است که از مولایمان حضرت کاظمعلیه السلام رسیده که در کتاب جمال الاسبوع(1)و غیر آن روایت گردیده. خداوند ما و سایر مؤمنین را به انجام آن توفیق دهد ان شاء اللَّه تعالی.
و دلیل بر این است آنچه در مکرمت چهاردهم یاد آور شدیم، اضافه بر اینکه مقتضای حقیقت ایمان همین است، چنانکه در حدیث نبوی روایت آمده و حاصلش این است: مؤمن [در حقیقت] مؤمن نخواهد بود تا اینکه رسول خداصلی الله علیه وآله را از خودش عزیزتر بداند، و خاندان پیغمبر را از خاندان خود عزیزتر بداند، و آنچه آن حضرت را مهموم ساخته از همّ خودش بالاتر باشد.
و بدون تردید دعا برای تعجیل فرج مولایمان صاحب الزمانعلیه السلام از امور مهم است و دلها به آن شفا مییابد، پس برای مؤمن شایسته است که پیش از
1) 58. جمال الاسبوع، 292.
دعا برای خودش و خاندانش به آن آغاز نماید، تا حق رسول خدا و خاندان او - صلوات اللَّه علیهم اجمعین - را رعایت کرده باشد.
چون روزی است که خداوند در آن امیر مؤمنان و ائمه طاهرینعلیهم السلام را به ولایت بر مؤمنین و جانشینی خاتم پیغمبران صلی الله علیه وآله اختصاص داد و آن ولایت را مولایمان صاحب الزمان از پدران معصومش علیهم السلام ارث میبرد، پس چون مؤمن در این روز تسلّط غاصبین و چیره شدن ستمگران را مشاهده کند و مخفی بودن حافظ دین را بنگرد، ایمان و دوستی اش نسبت به آن حضرت، او را وا میدارند که برای زودتر شدن فرج دعا کند و ظهور آن جناب را از درگاه خداوند بخواهد و آسان شدن قیام و خروجش را مسألت نماید که روز تجدید پیمان بستن و عهد کردن [برای ولایت امامانعلیهم السلام] است و دعا برای فرج صاحب الزمان از جمله مصادیق آن میباشد.
و شاهد بر تأکید آن دعا در روز غدیر، ورود آن به طور خاصّ در دعایی است که در کتابهای اقبال و زاد المعاد(1)یاد شده، اوّل آن دعا چنین است: «اَللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ نَبِیِّکَ وَعَلِیٍّ وَلِیِّکَ وَالشَّأْنِ وَالقَدْرِ الَّذِی خَصَصْتَهُما بِهِ دُونَ خَلْقِکَ»؛ خدایا! به حقّ محمد پیامبرت و علی ولیّات و شأن و منزلتی که از بین خلایقت به آنها اختصاص دادهای از تو میخواهم … و در آخر آمده: «اَللَّهُمَّ فَرِّج
1) 59. اقبال الاعمال، 1/492؛ زاد المعاد: 342.
عَنْ أهلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ نِبِیِّکَ وَاکْشِفْ عَنْهُمْ و بِهِمْ عَن المُؤمنینَ الکُرُباتِ اَللَّهُمَّ امْلاءِ الأرْضَ بِهِمْ عَدْلاً کَما مُلِئَتْ ظُلْماً و جَوْراً وَأنجِزَ لَهُمْ ما وَعَدْتَهُمْ إنَّکَ لا تُخْلِفُ المیعادَ»؛ خدایا! بر خاندان محمد پیامبرت فَرَج و گشایش دِه و از آنها و نیز از مؤمنین به سبب آنها محنتها و غمها را بر طرف ساز، خداوندا زمین را به وجود آنها پر از عدل کن چنان که از ظلم و جور پر شده است، و آنچه به ایشان وعده فرمودهای تحقق بخش به درستی که تو خُلف وعده نمیکنی.
و نیز مستحب است در این روز از خدای تعالی بخواهی که تو را از یاران آن حضرت - که خداوند ظهور و فرجش را زودتر گرداند - قرار دهد، که در دعای شریف طولانی در کتاب «اقبال» یاد شده، و در آخر آن دعا آمده: «اَللَّهُمَّ اِِنِّی أَسْأَلُکَ بِالحَقِّ الَّذِی جَعَلْتَهُ عِنْدَهُمْ، وَبِالَّذی فَضَّلْتَهُمْ عَلَی العالَمِینَ جَمِیعاً أَنْ تُبارِکَ لَنا فِی یَوْمِنا هذَا الَّذِی أَکْرَمْتَنا فِیهِ بِالوَفآءِ لِعَهْدِکَ الَّذِی عَهَدْتَ إِلَیْنا وَالمِیثاقِ الَّذِی واثَقْتَنا بِهِ مِنْ مُوالاتِ أَوْلِیآئِکَ وَالبَرآئَةِ مِنْ أَعْدآئِکَ، وَتَمُنَّ عَلَیْنا بِنِعْمَتِکَ وَتَجْعَلَهُ عِنْدَنا مُسْتَقَرّاً ثابِتاً وَلا تَسْلُبْناهُ أَبَداً وَلا تَجْعَلْهُ عِنْدَنا مُسْتَوْدَعاً فَإِنَّکَ قُلْتَ: «فَمُسْتَقَرٌّ وَمُسْتَوْدَعٌ» فَاجْعَلْهُ مَسْتَقَرّاً ثابِتاً وَارْزُقْنا نَصْرَ دِینِکَ مَعَ وَلِیٍّ هادٍ مِنْ أَهْلِ بَیْتِ نَبِیِّکَ قآئِماً رَشِیداً هادِیاً مَهْدِیّاً مِنَ الضَّلالَةِ إِلَی الهُدی وَاجْعَلْنا تَحْتَ رایَتِهِ وَفِی زُمرَةِ شُهَدآءَ مَقْتُولِینَ فِی سَبِیلِکَ وَعَلی نُصْرَةِ دِینِکَ»؛ خداوندا! از تو میخواهم به حقّی که نزد آنان (خاندان پیغمبر) قرار دادهای و به آنچه بر تمام جهانیان برتری شان بخشیده ای، اینکه این روز را بر ما مبارک سازی، این روز که ما را در آن، به جهت وفای به عهد که با ما بستهای و پیمانی که از ما گرفتهای، گرامی مان داشتهای، پیمان دوستی و پیروی اولیائت و بیزاری از دشمنانت، [و از تو میخواهم] که با نعمتت بر ما منّت نهی
و آن را نزد ما قرار یافته پایدار نمایی و هیچگاه این نعمت (ولایت) را از ما مگیر و آن را نزد ما به طور امانت قرار مده، که تو فرمودهای: (پس قرار یافته است و امانت سپرده شده) پس آن را برقرار و پایدار کن، و یاری دینت را در خدمت ولیّ هدایت کنندهای از خاندان پیغمبرت به ما روزی فرمای، آن هنگام که به ارشاد بپاخیزد و هدایتگر هدایت شده از گمراهی به سوی راه راست بوده باشد، و ما را زیر پرچم او و در شمار شهیدان راستینی که در راه تو و به خاطر یاری دینت کشته شده باشند، قرار بده.
و نزدیک به این عبارت در دعای یاد شده در «زاد المعاد» آمده، و آنچه آوردیم برای اهل بینش و هدایت خواهان بسنده است.
و دلیل بر این است آنچه در «مزار بحار» به سند خود، از فیض بن المختار از ششمین امام بر حق - که درود های خداوند آمرزنده بر آنها باد -، آورده: درباره زیارت حضرت ابی عبد اللَّه الحسینعلیه السلام از امام صادقعلیه السلام چنین سؤال شد: آیا زیارت را وقتی هست که از وقت دیگر بهتر باشد؟ فرمود: او را - که درود خداوند بر او باد - در هر وقت و به هر هنگام زیارت کنید که زیارت او بهترین موضوع است، هر کس آن را بسیار انجام دهد خیر بسیار برای خود فراهم آورده، و هر که آن را کمتر انجام دهد خیر کمتری برایش خواهد بود، و در اوقات شریفه زیارت تان را قرار دهید که کارهای نیک در آنها چند برابر است، و آن اوقات هنگام فرود آمدن فرشتگان برای زیارت او است …
میگویم: محل شاهد، فرموده آن حضرتعلیه السلام است که: «کارهای نیک در
آنها چند برابر است» چون بدون تردید، دعا از بهترین عبادتها است، به خصوص دعای یاد شده - یعنی درخواست تعجیل فَرَج و ظهور برای امام مظلوم غایبعلیه السلام - و آنچه ذکر کردیم همچون نوری بر فراز کوه طور روشن و آشکار است.
هرگاه در مجلس مخالفین و غصب کنندگان حقوق ائمه طاهرینعلیهم السلام حضور یافتی، برای تعجیل ظهور امام عصر - عجّل اللَّه فرجه الشریف - دعا کن؛ به جهت روایتی که در «کامل الزیارات» در باب زیارتهای امام حسینعلیه السلام آمده که: یونس بن ظبیان به حضرت ابی عبد اللَّه (امام صادقعلیه السلام) عرضه داشت: فدایت شوم؛ من در مجالس این قوم یعنی فرزندان س ا ب ع (بنی عباس) شرکت میکنم، چه بگویم؟ فرمود: هر گاه در مجالس آنها حضور یافتی و به یاد ما افتادی، پس بگو: «اَللَّهُمَّ أَرِنَا الرَّخآءَ وَالسُّرُورَ فَإِنَّکَ تَأْتِی عَلی کُلِّ ما تُرِیدُ … »؛ خداوندا! زندگی فراخ و خوشحالی را به ما بنمایان که تو هر چه را بخواهی توانی آورد …
پوشیده نیست که این دعا برای حصول فرج و ظهور دولت حق است و این دعای جامعی است، چنانکه به این مطلب توجه دادند با عبارت: «فَإِنَّکَ تَأْتِی عَلی کُلِّ ما تُرِیدُ». و مخفی مباد که این دعا به این عبارت به جهت تقیّه است، بنابراین خصوصیتی ندارد که همین تعبیر گفته شود، بلکه محبوبیت
دعا برای فرج آنها و اهتمام ورزیدن به آن، هنگام حضور یافتن در مجالس مخالفین به هر گونهای که برای مؤمن میسّر باشد، از این عبارت به دست میآید که شخص مؤمن برای حصول فرج ایشان و ظهور دولتشان، که خدای - عزّوجلّ - وعده فرموده، به درگاه او توجّه و نیایش نماید، که او به بندگان نزدیک است و دعایشان را به اجابت میرساند.
زیرا که مداومت کردن به هر عبادتی تا چهل روز اثر خاصّ و فواید ویژهای دارد، از همین روی ترغیب به آن در اخبار رسیده از امامان معصومعلیهم السلام به طور عموم و خصوص آمده است.
در حدیث معروفی از پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله در چند کتاب معتبر روایت شده که: «هر آن بنده ای که تا چهل روز عمل خالصانهای برای خدا انجام دهد، خداوند چشمههای حکمت از دلش بر زبانش جاری سازد(1)». و به این مضمون یا نزدیک به آن چندین روایت وارد شده است.
همان است که در بحار به نقل از تفسیر عیّاشی، از فضل بن ابی قره آمده که گفت: شنیدم ابوعبد اللَّه امام صادقعلیه السلام میفرمود: «خداوند به ابراهیم وحی کرد که برای تو فرزندی متولّد خواهد شد، پس [ابراهیمعلیه السلام] این را به ساره باز گفت، ساره [با شگفتی]پرسید: آیا خواهم
1) 60. بحارالانوار، 70/242.
زایید در حالی که پیرزنی هستم؟! پس خداوند به [ابراهیم]وحی فرمود که: او [ساره]خواهد زایید و فرزندانش چهارصد سال اذیت خواهند کشید، به جهت اینکه سخن مرا جواب گفت. امام صادقعلیه السلام فرمود: پس چون اذیت و رنج بر بنی اسرائیل به طول انجامید، چهل روز به درگاه خداوند ناله و گریه کردند، پس خداوند به موسی و هارون وحی فرمود که آنها را از دست فرعون خلاص کند، که صد و هفتاد سال آزار را از آنها کاست. راوی گوید: سپس حضرت ابوعبد اللَّه امام صادقعلیه السلام فرمود: همچنین شما هم اگر انجام دهید البته خداوند بر ما گشایش خواهد داد، ولی اگر اینگونه نباشید، این امر تا آخرین حدّ خود به طول خواهد انجامید.
میگویم: آنچه مربوط به شرح این حدیث میباشد، در باب گذشته بیان شد. و نیز بر این مطلب دلالت میکند: ترغیب به خواندن دعای عهد که از امام صادقعلیه السلام روایت گردیده است، که تا چهل روز خوانده شود، از آن غفلت مکن.
و هر روزی که در آن ظلمی از دشمنان بر امامان برحقعلیهم السلام واقع شده، زیرا که ایمان و محبّت شخص مؤمن نسبت به ایشان، و حزن و اندوهش بر مصیبتهای آنان، او را برمیانگیزاند که در پی خونخواهی و انتقامجویی و دادخواهی امامانعلیهم السلام باشد، و این امور در چنین زمانهایی فراهم نمیگردد، مگر با درخواست زودتر شدن ظهور و تعجیل فرج مولایمان صاحب الزمانعلیه السلام، چنانکه پوشیده نیست.
بدان که همانطور که دعا برای تعجیل فرج مولایمان حضرت حجّتعلیه السلام در زمانهای مخصوصی تأکید شده، همچنین در جاهای معیّنی نیز مؤکّد است، یا از جهت تأسّی جستن و اقتدا کردن به آن حضرتعلیه السلام و یا به خاطر روایت شدن آن از امامان بزرگوار و یا از روی اعتبارات عقلی که نزد اهل فهم مقبول میباشد، از جمله آن اماکن:
و شاهد بر آن - اضافه بر اینکه گمان مستجاب شدن دعا در آن مکان قوی است، پس شایسته است آنچه میدانیم نزد خدای - عزّوجلّ - و اولیائش اهمیت دارد و سودش به عموم دوستانش میرسد، اهتمام ورزیم - دعای آن حضرت در آنجا است، که شیخ صدوقرحمه الله در کتاب «کمال الدین» روایت آورده، و میگوید: حدیث کرد ما را محمد بن موسی بن المتوکل، گفت: حدیث آورد برای ما عبد اللَّه بن جعفر حمیری که گفت: از محمد بن عثمان عَمْریرحمه الله پرسیدم: آیا صاحب این امر را دیدهای؟ گفت: آری. و آخرین باری که او را دیدم کنار بیت اللَّه الحرام بود، در حالی که میگفت: «اَللَّهُمَّ أَنْجِزْ لِی ما وَعَدْتَنِی»؛ خداوندا! وعدهای را که به من دادهای تحقّق بخش.
و نیز شیخ صدوقرحمه الله گفته: حدیث آورد ما را محمد بن موسی بن المتوکل، گفت: حدیث آورد ما را عبد اللَّه بن جعفر حمیری، گفت: شنیدم
محمد بن عثمان عَمْری میگفت: او - که درود خداوند بر وی باد - را دیدم در حالی که کنار رکن مستجار، به دامن کعبه چنگ زده بود و میگفت: «اَللَّهُمَّ انْتَقِمْ لِی مِنْ أَعْدآئِی»؛ خدایا! برای من از دشمنانم انتقام بگیر.
در همان محلّی که حاجیان توقّف میکنند، و دلیل بر آن، وارد بودنش در دعایی است که از امام صادقعلیه السلام روایت شده که در آنجا خوانده شود، این دعا در کتاب «زاد المعاد» مذکور است، مردمان نیک سیرت به آن مراجعه کنند.
یعنی سرداب غیبت در شهر سامرّا، و شاهد بر اهتمام به دعا در آن محل مقدّس، ادعیه و زیاراتی است که در کتب زیارات وارد شده، شاید قسمتی از آنها را در باب هشتم بیاوریم ان شاء اللَّه تعالی.
اماکن شریف و مقدّسی که آن جناب در آنها توقف کرده و به آنجا ها قدم نهاده، مانند مسجد کوفه، مسجد سهله، مسجد صعصعه، مسجد جمکران و غیر آنها. چون شیوه اهل مودّت و عادت صاحبان محبت است که هرگاه جای درنگ و محلّ توقّف محبوب خویش را بنگرند، به یاد خوبیهای او
افتند و از فراقش متألّم شوند، و دربارهاش دعا کنند، بلکه به محلّ توقّف و منزلگاه او مأنوس گردند، چنانکه گفته شده:
أَمُرُّ عَلی جِدارِ دِیارِ لَیْلی
أُقَبِّلُ ذَا الجِدارَ وَذَا الدِّیارا
فَما حُبُّ الدِّیارِ شَغَفْنَ قَبْلِی
وَلکِنْ حُبُّ مَنْ سَکَنَ الدِّیارا
بر دیوارهای دیار لیلی میگذرم، دیوارها و دیارش را میبوسم. محبت شهر و دیار دلم را شیفته ننموده، ولی محبت آنکه در این دیار سکونت گرفته، دلم را شیدا کرده است.
و نیز در همین معنی گفته شده:
وَمِنْ مَذْهَبِی حُبُّ الدِّیارِ لِأَهْلِها
وَلِلنّاسِ فِیما یَعْشِقُونَ مَذاهِبُ
و از شیوه من، دوست داشتن شهر و دیاری به خاطر اهل آن است و مردم در آنچه عشق میورزند، شیوههای گوناگونی دارند.
پس شایسته است که مؤمن مخلص هرگاه به سرداب مبارک وارد شد، یا یکی از اماکن توقف آن حضرت را زیارت کرد، به یاد صفای مولایش باشد و ویژگیهای جمال و جلال و کمال آن بزرگوار را در خاطر بیاورد و توجه کند که آن جناب از ظلم و تجاوز اهل عناد و گمراهان در چه وضعی به سر میبرد و از تصوّر آن احوال کاملاً متأثّر گردد و از درگاه خدای قادر متعال بخواهد که گشایش امر قیام مولایش را آسان کند و امید او را از جهت دفع دشمنان و یاری دوستانش برآورده سازد.
اضافه بر اینکه، آن اماکن مقدّسه و جاهای یاد شده، محلهای عبادت
و دعای آن حضرتعلیه السلام میباشند، بنابراین سزاوار است که مؤمن دوستدار آن جناب به او تأسّی کند، زیرا که دعا برای تعجیل فرج وبر طرف شدن غم واندوه از چهره انورش از بهترین عبادتها ومهمترین دعاها است.
و از جمله جاهایی که دعا برای تعجیل فرج در آنها مؤکّد است، حرم مطهر مولای شهید مظلوممان حضرت ابی عبد اللَّه الحسینعلیه السلام است، چون هرگاه مؤمن در حرم شریف آن حضرت، انواع ظلم و مصیبتی که بر او و خاندان گرامیاش وارد آمده، در ذهن مجسّم کند و بداند که خونخواه آن جناب و انتقام گیرنده از دشمنان و ستم کنندگان به او، مولایمان صاحب الزمانعلیه السلام است، عقل و مودّتش او را خواهند برانگیخت که برای تعجیل فرج و ظهور آن حضرت دعا نماید و با تضرع و زاری، این امر را از درگاه الهی بخواهد.
و شاهد بر این است، آنچه در روایت ابوحمزه ثمالی در باب هفتاد و نهم «کامل الزیارات»، از امام صادقعلیه السلام آمده که در جایی از آن زیارت فرموده: پس از درود فرستادن بر حسینعلیه السلام، بر همه امامانعلیهم السلام درود میفرستی، همچنانکه بر حسن و حسین علیها السلام درود فرستادی، و میگویی: خداوندا! به آنها کلمات خویش را تمام گردان و وعدهات را به ایشان تحقق بخش … (1).
و در جای دیگر، از همان زیارت فرموده: … سپس گونهات را بر آن بگذار
1) 61. کاملالزیارات، 405.
و بگو: «اَللَّهُمَّ رَبَّ الحُسَیْنِ اِشْفِ صَدْرَ الحُسَیْنِ. اَللَّهُمَّ رَبَّ الحُسَیْنِ اُطْلُبُ بِدَمِ الحُسَیْنِ … »؛(1)خداوندا! ای پروردگار حسین! سینه حسین را شفا بده. خداوندا! ای پروردگار حسین! برای حسین خونخواهی کن. جهت دلالت این عبارت روشن است، چون مولایمان حضرت حجّتعلیه السلام است که برای حسینعلیه السلام خونخواهی میکند و با انتقام گرفتن از دشمنانش، سینهاش را شفا میدهد.
به جهت وارد بودن آن، در زیارتی که در «کامل الزیارات» (2)روایت گردیده که در آن زیارت پس از درود فرستادن بر یکایک امامانعلیهم السلام آمده: «اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی حُجَّتِکَ وَوَلِیِّکَ وَالقآئِمِ فِی خَلْقِکَ صَلاةً نامِیَةً باقِیَةً تُعَجِّلُ بِها فَرَجَهُ وَتَنْصُرُهُ بِها … »؛ خداوندا! بر حجّت و ولیّات و قائم در خلقت درود بفرست، درودی روزافزون و پایدار که به آن فرجش را زودتر کنی و به آن پیروزش گردانی.
در شهر سُرّ من رأی (سامرّا)؛ و شاهد بر آن است، آنچه در زیارتی که در همان کتاب(3)برای ایشان روایت آمده که: «اَللَّهُمَّ عَجِّلْ فَرَجَ وَلِیِّکَ وَابْنَ وَلِیِّکَ، وَاجْعَلْ فَرَجَنا مَعَ فَرَجِهِمْ یا أَرْحَمَ الرّاحِمِینَ»؛ پروردگارا! فرج و گشایش [امر
حکومت] ولیّات و فرزند ولیّات را زودتر برسان و گشایش وضع ما را با فرجِ ایشان قرار ده، ای مهربانترین مهربانان.
زیرا که این دعا از بهترین وسایل نزدیک شدن و تقرّب جستن به ایشان است و مایه مسرت و خشنودی آنان میباشد. و شاهد بر این است، آنچه در کتاب «کامل الزیارات» در باب زیارت همه امامانعلیهم السلام روایت شده است. بلکه میتوان گفت: این دعا از مهمترین وظایف مردم در هر جایی که ویژگی و احترامی دارد میباشد، که خداوند - تعالی شأنه - فرموده: «فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَیُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ» (1)
در خانههایی که خداوند دستور فرموده رفعت یابند و در آنها نام او یاد شود. که این دعا از بهترین ذکرها و محبوبترین آنها نزد صاحبان بصیرت و مهمترین آنها نزد اهل عبرت است، پس باید که در همه اوقات از شب و روز به آن اهتمام ورزند.
1) 65. سوره نور، آیه 36.
1 - قرآن کریم (وزیری، کیفی، جیبی)
2 - کلیات مفاتیح الجنان(وزیری، جیبی)
3 - منتخب مفاتیح الجنان (جیبی)
4 - نهج البلاغه /(وزیری، جیبی)
5 - صحیفه سجادیه
6 - ادعیه و زیارات امام زمانعلیه السلام
7 - آئینه اسرار
8 - آثار گناه در زندگی و راه جبران
9 - آخرین پناه
10 - آخرین خورشید پیدا
11 - آشنایی با چهارده معصوم (1و2)
12 - آقا شیخ مرتضی زاهد
13 - آیین انتظار (مختصر مکیال المکارم)
14 - ارتباط با خدا
15 - از زلال ولایت
16 - اسلامشناسی و پاسخ به شبهات
17 - امامت، غیبت، ظهور
18 - امامت و غیبت از دیدگاه علم کلام
19 - امامت و ولایت در امالی شیخ صدوق
20 - امام رضا، امام مهدی و حضرت معصومهعلیهم السلام(روسی)
21 - امام رضاعلیه السلام در رزمگاه ادیان
22 - امامشناسی و پاسخ به شبهات
23 - انتظار بهار و باران
24 - انتظار و انسان معاصر
25 - اهّمیت اذان و اقامه
26 - با اولین امام در آخرین پیام
27 - بامداد بشریت
28 - بهتر از بهار/کودک
29 - پرچمدار نینوا
30 - پرچم هدایت
31 - پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و تروریسیم و خشونتطلبی
32 - پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و جهاد و بردهداری
33 - پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و حقوق اقلیتها و ارتداد
34 - پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و حقوق زن
35 - پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و صلح طلبی
36 - تاریخ امیر المؤمنینعلیه السلام / دو جلد
37 - تاریخ پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله/دو جلد
38 - تاریخچه مسجد مقدس جمکران/(فارسی،عربی،اردو،انگلیسی)
39 - تاریخ سید الشهداءعلیه السلام
40 - تجلیگاه صاحب الزمانعلیه السلام
41 - تشرفیافتگان (چهار دفتر)
42 - جلوههای پنهانی امام عصرعلیه السلام
43 - چهارده گفتار /ارتباط معنوی با حضرت مهدیعلیه السلام
44 - چهل حدیث /امام مهدیعلیه السلام در کلام امام علیعلیه السلام
45 - چهل حدیث برگزیده از پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله
46 - حضرت مهدیعلیه السلام فروغ تابان ولایت
47 - حکمتهای جاوید
48 - ختم سورههای یس و واقعه
49 - خزائن الاشعار (مجموعه اشعار)
50 - خورشید غایب (مختصر نجم الثاقب)
51 - خوشههای طلایی (مجموعه اشعار)
52 - دار السلام
53 - داستانهایی از امام زمانعلیه السلام
54 - داغ شقایق (مجموعه اشعار)
55 - در انتظار منجی (روسی)
56 - در جستجوی نور
57 - در کربلا چه گذشت؟ (ترجمه نفس المهموم)
58 - دفاع از حریم امامت و ولایت(مختصر شبهایپیشاور)
59 - دلشده در حسرت دیدار دوست
60 - دین و آزادی
61 - رجعت یا حیات دوباره
62 - رسول ترک
63 - روزنههایی از عالم غیب
64 - زیارت ناحیه مقدّسه
65 - سحاب رحمت
66 - سخنرانی مراجع در مسجد جمکران
67 - سرود سرخ انار
68 - سقّا خود تشنه دیدار
69 - سلفیگری (وهابیت) و پاسخ به شبهات
70 - سیاحت غرب
71 - سیمای امام مهدیعلیه السلام در شعر عربی
72 - سیمای جهان در عصر امام زمانعلیه السلام(دوجلدی)
73 - سیمای مهدی موعودعلیه السلام در آئینه شعر فارسی
74 - شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)
75 - شمس وراء السحاب/ عربی
76 - صبح فرا میرسد
77 - ظهور حضرت مهدیعلیه السلام
78 - عاشورا تجلّی دوستی و دشمنی
79 - عریضه نویسی
80 - عطر سیب
81 - عقد الدرر فی أخبار المنتظرعلیه السلام/عربی
82 - علیعلیه السلام مروارید ولایت
83 - علیعلیه السلام و پایان تاریخ
84 - غدیرخم (روسی، آذری لاتین)
85 - غدیرشناسی و پاسخ به شبهات
86 - فتنه وهابیت
87 - فدک ذوالفقار فاطمهعلیها السلام
88 - فریادرس
89 - فرهنگ اخلاق
90 - فرهنگ تربیت
91 - فرهنگ درمان طبیعی بیماریها(پخش)
92 - فوز اکبر
93 - فریادرس
94 - قصههای تربیتی
95 - کرامات المهدیعلیه السلام
96 - کرامتهای حضرت مهدیعلیه السلام
97 - کمال الدین وتمام النعمة (دو جلد)
98 - کهکشان راه نیلی (مجموعه اشعار)
99 - گردی از رهگذر دوست (مجموعه اشعار)
100 - گفتمان مهدویت
101 - گنجینه نور و برکت، ختم صلوات
102 - مام فضیلتها
103 - مشکاة الانوار
104 - مفرد مذکر غائب
105 - مکیال المکارم (دو جلد)
106 - منازل الآخرة، زندگی پس از مرگ
107 - منجی موعود از منظر نهج البلاغه
108 - منشور نینوا
109 - موعودشناسی و پاسخ به شبهات
110 - مهدیعلیه السلام تجسّم امید و نجات
111 - مهدی منتظرعلیه السلام در اندیشه اسلامی
112 - مهدی موعودعلیه السلام، ترجمه جلد 13 بحار - دو جلد
113 - مهربانتر از مادر / نوجوان
114 - مهر بیکران
115 - میثاق منتظران (شرح زیارت آل یس)
116 - ناپیدا ولی با ما/(فارسی،ترکی استانبولی، انگلیسی، بنگالا)
117 - نجم الثاقب
118 - نجم الثاقب (دوجلدی)
119 - ندای ولایت
120 - نشانههای ظهور او
121 - نشانههای یار و چکامه انتظار
122 - نگاهی به مسیحیت و پاسخ به شبهات
123 - نماز شب
124 - نهج الکرامه گفتهها و نوشتههای امام حسینعلیه السلام
125 - و آن که دیرتر آمد
126 - واقعه عاشورا و پاسخ به شبهات
127 - وظایف منتظران
128 - ویژگیهای حضرت زینبعلیها السلام
129 - هدیه احمدیه/(جیبی، نیمجیبی)
130 - همراه با مهدی منتظر
131 - یاد مهدیعلیه السلام
132 - یار غائب از نظر(مجموعه اشعار)
133 - ینابیع الحکمة/عربی - پنج جلد
جهت تهیه و خرید کتابهای فوق، میتوانید با نشانی:
قم - صندوق پستی 617، انتشارات مسجد مقدّس جمکران مکاتبه و یا با شماره تلفن های 7253700، 7253340 - 0251 تماس حاصل نمایید.
کتابهای درخواستی بدون هزینه پستی برای شما ارسال میگردد.
سایر نمایندگیهای فروش:
تهران: 66939083، 66928687 - 021
یزد: 6246489، 2-6280671 - 0351
فریدون کار: 14 - 5664212 - 0122