ghaemiyeh.com
سرشناسه:پیشوایی، فریده
عنوان و نام پدیدآور:حجاب و عفاف در سیما آسیب ها و راه کارها/ فریده پیشوایی، مریم رضایی.؛ مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، دفتر امور زنان و خانواده سازمان صدا و سیما
مشخصات نشر:تهران: مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما: دفتر امور زنان و خانواده سازمان صدا و سیما، ۱۳۸۶.
مشخصات ظاهری:۶۶ ص.
فروست:مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما؛ ۱۱۹۱.
شابک:۶۵۰۰ ریال : 978-964-514-086-9
یادداشت:کتابنامه: ص.[۵۹] - ۶۰؛ همچنین به صورت زیرنویس.
موضوع:حجاب -- تاثیر
موضوع:عفت -- جنبههای مذهبی -- اسلام
شناسه افزوده:صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران. مرکز پژوهشهای اسلامی
شناسه افزوده:دفتر امور زنان و خانواده سازمان صدا و سیما
رده بندی کنگره:BP۲۳۰/۱۷ /پ۹۶ح۳ ۱۳۸۶
رده بندی دیویی:۲۹۷/۶۳۶
شماره کتابشناسی ملی:۱۲۴۶۱۱۲
حجاب و عفاف در سیما «آسیب ها و راه کارها»
کد: 1191
ناشر و تهیه کننده: مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما
با همکاری دفتر امور زنان و خانواده سازمان صدا و سیما
لیتوگرافی: سروش مهر
چاپ: زلال کوثر
نوبت چاپ: اول / آبان 1386
شمارگان: 3500
بها: 6500 ریال
حق چاپ برای ناشر محفوظ است
نشانی: قم، بلوار امین، مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما
پست الکترونیکی: Email: IRC@IRIB.COM
تلفن: 2935803 و 2910602 نمابر: 2933892
شابک: 7-077-514-964-978 / ISBN:978*964-514-077-7
دیباچه··· 1
طلیعه سخن··· 1
اهمیت رسانههای جمعی بهویژه تلویزیون در فرهنگسازی··· 4
اهمیت نقش تلویزیون در ایران··· 6
اهمیت حجاب و عفاف و ضرورت اهتمام سیما به آن··· 7
حجاب چیست؟··· 10
عفاف··· 12
حیا··· 14
رابطه حیا، عفاف، حجاب··· 15
رابطه حجاب و فرهنگ اسلامی··· 17
نگاهی به تاریخچه ورود سکس و برهنگی به سینما··· 19
کارکردهای سیما درخصوص حجاب و عفاف··· 24
1. الگودهی··· 24
2. تجلیل یا تحقیر غیرمستقیم··· 25
3. اطلاعرسانی و آموزش··· 26
4. جریان سازی··· 27
5. ارائه و ترویج مدلها و الگوهای صحیح··· 28
نگاهی اجمالی به عملکرد سیما درباره حجاب و عفاف··· 29
1. قوتها··· 29
2. آسیبها و مشکلات··· 31
اهداف و سیاستهای کلی سازمان برای گروههای··· 38
برنامهسازی در زمینه حجاب و عفاف··· 38
راهکارها··· 40
راهکارهای غیر برنامهای (مدیریتی ـ اجرایی)··· 41
راهکارهای برنامهای··· 44
الف) توجه جامع به ابعاد وجودی انسان··· 44
ب) با توجه به اینکه ایجاد تغییر، و فرهنگسازی در امری··· 45
ج) مخاطبشناسی··· 46
شخصیتپردازی··· 48
* پوشش و آرایش··· 50
مهمترین محورهای قابل بحث (موضوعات پیشنهادی)··· 53
توصیههای اجرایی در برنامههای کارشناسی··· 55
در این نوشتار بررسی مسئله حجاب و نقش تلویزیون (سیما) در این زمینه مورد توجه است. به این منظور ابتدا اهمیت نقش رسانه های جمعی به ویژه تلویزیون و ضرورت پرداختن سیما به حجاب و عفاف بیان شده، سپس ضمن تبیین مفاهیم کلیدی، جایگاه حجاب در فرهنگ اسلامی و تاریخچه ورود برهنگی به سینما، کارکردهای سیما درخصوص حجاب و عفاف و نیز عملکرد سیما درباره حجاب و عفاف مورد بررسی قرار گرفته و در پایان راهکارهایی درباره فرهنگ سازی در زمینه حجاب و عفاف توسط سیما ارائه شده است.
از تلاشهای بیشایبه جناب آقای دکتر محمد سلیمی و واحد پژوهش خواهران در فراهمسازی این نوشتار قدردانی میشود و امید میرود به نحو شایستهای مورد استفاده قرار گیرد.
انه ولی التوفیق
اداره کل پژوهش مرکز پژوهش های اسلامی
در دو دهه اخیر، مسئله حجاب و عفاف همواره یکی از معضلات مهم فرهنگی اجتماعی جامعه بوده که مورد توجه صاحبنظران، کارشناسان و مسئولان دستگاههای فرهنگی جامعه قرار گرفته است. در این میان، وسایل ارتباط جمعی از جمله رسانههای دیداری، شنیداری (داخلی و خارجی) مطبوعات و... نقش غیرقابل انکاری در ترویج فرهنگ حجاب و عفاف یا تضعیف و محدودیت آن در سطح جامعه داشتهاند.
نظر به اینکه از رسالتهای انقلاب و دستگاههای فرهنگی تبلیغی جامعه از جمله سیما، گسترش و تقویت حجاب و عفاف بوده است، اکنون این سؤال مطرح میشود که با توجه به پیچیدگیها و ظرافتهای این ابزار هنری، وظایف و مسئولیتهای سیما به عنوان یک نهاد فرهنگساز درباره فرهنگ ترویج حجاب و عفاف و مقابله با بدحجابی چیست؟ و راهکارهای اجرای آن وظایف کدامند؟ در این نوشتار برآنیم تا ضمن بررسی عملکرد سیمای جمهوری اسلامی ایران، برای پاسخگویی به این سؤال راهکارهای مناسب ترویج فرهنگ عفاف و حجاب را بیان کنیم.
در جهان امروز وسایل ارتباط جمعی مانند: روزنامه، رادیو، تلویزیون و سینما و جدیداً اینترنت با انتقال اطلاعات، شکلدهی و مبادله افکار عمومی در توسعه و تغییر فرهنگ و تمدن بشری نقش بزرگی را ایفا میکنند؛ به طوری که کمتر حادثه و جریان مهم اجتماعی را میتوان یافت که رسانهها در پیدایش و شکلگیری آن هیچ نقشی ایفا نکرده یا حداقل در گسترش، نشر یا کنترل آن سهمی نداشته باشند.
برلسون «Berel son» و جان ویتس «Jan witz» درباره تأثیرات وسایل ارتباط جمعی مینویسند:
اثرگذاری وسایل ارتباط جمعی بسیار وسیع و گوناگون میباشد. این آثار ممکن است در درازمدت و یا در کوتاهمدت بروز نماید. ممکن است قوی یا ضعیف باشد. این اثرات ممکن است از جنبههای مختلفی که در محتوای ارتباطات وجود دارد، نشأت گیرد. ممکن است روانی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی باشد و همچنین احتمال دارد بر روی عقاید، ارزشها، مهارتها، سلیقهها و رفتارهای ظاهری تأثیر بگذارد.(1)
در بین وسایل ارتباط جمعی، تلویزیون به دلیل گیرایی و جذابیتهای
1) 1. کاظم معتمدنژاد، وسایل ارتباط جمعی، تهران، دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی، 1355، ص 31.
خاص خود نقش و سهم بیشتری در انتقال الگوهای رفتاری و فرهنگسازی دارد و از آنجا که مخاطبین تلویزیون گروه معدودی نیستند و تمامی گروههای سنی، مخاطب پیامهای تلویزیون قرار میگیرند، این رسانه در سطح بسیار کلان و بر کل جامعه تأثیر میگذارد. علاوه بر این سهولت استفاده از تلویزیون و تنوع برنامههای آن، اهمیتش را دوچندان میکند.
مک لوهان معتقد است تلویزیون ضمن آنکه همه مزایای وسایل دیگر را دربردارد با افزودن تصویر، قدرت نفوذ فوقالعادهای به دست آورده است. او بر این باور است که تلویزیون قادر است نه تنها در یک کشور بلکه در سراسر یک منطقه حتی در یک قاره جوی احساس برانگیز پدید آورد.(1)
علاوه بر این تلویزیون چه به لحاظ آثار نمایشی و چه ازنظر ایجاد محبوبیت برای بازیگرانی که پس از ستاره شدن نه تنها آثار هنری آنان بلکه اعتقادات، ذهنیت و رفتار فردیشان برای قشر وسیعی از مخاطبان بهویژه نوجوانان و جوانان الگوساز است، حائز اهمیت میباشد.
در کشور ما، ایران فاکتورهایی همچون: حجم بالای تماشای تلویزیون، افزایش کمی شبکههای تلویزیونی، تنوع برنامهها، راه یافتن تلویزیون به دورترین و محرومترین مناطق، و از همه مهمتر سرپرستی و نظارت ولایت فقیه بر صدا و سیما سبب شده مردم، سیما را سخنگوی حکومت اسلامی
1) 1. ر.ک: حمید صبری، آشنایی با دانش ارتباطات، چاپ اول، ص 90.
بدانند و اعتماد عمومی به رسانه ملی بهویژه تلویزیون بیشتر جلب شود و از سوی دیگر غلبه عواطف و احساسات در خلقیات مردم ایران زمینه را برای اثر پذیری افکار عمومی از پیامهای مستقیم سیما مساعدتر کرده است. نکته مهم دیگر این است که در جامعه ما، بیش از اکثر جوامع دیگر، از این رسانه انتظار میرود که به مسائل تربیتی فرهنگی توجه کند.
امام خمینی رحمهالله در این زمینه میفرماید:
اهمیت رادیو و تلویزیون بیشتر از همه [وسایل ارتباط جمعی] است این دستگاهها، دستگاههای تربیتی هستند. باید تمام اقشار ملت با این دستگاهها تربیت شوند. این یک دانشگاه عمومی است یعنی دانشگاهی است که در تمام سطح کشور گسترده شده است.(1)
عفاف و پاکدامنی از بارزترین نشانههای حیات و سلامت جامعه اسلامی است. حجاب اسلامی نیز یکی از مهمترین وجههای تمایز آشکار میان جوامع اسلامی و غیراسلامی به شمار میرود. در پرتو رعایت حجاب و ملزم بودن به عفاف است که شخصیت انسانی زن حفظ شده و زمینه برای رشد و تکامل زن و مرد در عرصههای مختلف فراهم میشود. در پرتو حجاب است که پیوندها و علائق خانوادگی استحکام و تداوم یافته، امنیت و آرامش روانی به وجود میآید و حضور سالم و کارآمد زنان که
1) 1. صحیفه نور، ج 5 ، ص 203.
تشکیلدهنده بخش عظیمی از نیروهای فعال جامعه هستند در ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ضمانت میشود.
بسیاری از محققان یکی از ریشههای مهم مشکلات و نابسامانیهای جوامع را فقدان یا ضعف حیا و عفاف میدانند و در یک نگاه کلی میتوان از اساسیترین علل فساد جوامع و انحراف از خط اصیل و ناب انبیاء الهی را فراموش کردن عبادات و پیروی از شهوات که هر دو با بیبندوباری جنسی و کنار گذاشتن حیا و عفاف مستقیماً ارتباط دارد، نام برد.
خداوند متعال در قرآن کریم در سوره مریم پس از اشارهای مختصر به سرگذشت برخی از پیامبران بزرگ الهی و پیروان صالح آنان و ستایش عملکرد و رویه آنها، علت انحراف اقوام بعدی آنها را اینگونه بیان میفرماید:
فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیًّا (مریم: 59)
آنگاه پس از آنان جانشینانی به جای ماندند که نماز را تباه ساخته و از هوسها پیروی کردند و به زودی سزای گمراهی خود را خواهند دید.
با مرور بر سرگذشت اقوام و تمدنهای گذشته نیز درمییابیم که اقوامی که از دین خدا و پیامبرشان اطاعت نکردند و غرق در شهوات و فساد اخلاقی بودند، همواره محکوم به هلاکت و نابودی هستند. نمونه روشن آن، قوم لوط هستند که طبق بیان قرآن کریم در آیه 34 سوره عنکبوت و آیه 58 سوره نمل به جهت داشتن فساد اخلاقی و پیروی از هوا و هوس با نزول عذابی سهمگین از سوی خداوند به نابودی رسیدند. همچنین به گواهی تاریخ یکی از عوامل مؤثر در افول حکومت مسلمانان در اندلس نیز
رواج میگساری، زنبارگی و خریداری کنیزکان آوازهخوان و در یک کلام رواج بیبندوباری و به فراموشی سپرده شدن ارزشهای اسلامی همچون حجاب، عفاف، حیا و... از سوی فاتحان این سرزمین بود.(1)
علاوه بر این با دقت در کیفیت وقوع بسیاری از جرایم و بزهکاری ها در جامعه همچون قتل، جنایت، دزدی و... این نکته به خوبی آشکار میشود که بسیاری از این جرایم در عدم مراعات حریمها و بیبندو باری در روابط زن و مرد ریشه دارد.
با توجه به اهمیت و حساسیت مسئله حجاب و عفاف در جامعه اسلامی باید تمامی ابزارها و امکانات در جهت فرهنگسازی در این زمینه به کار گرفته شود که در عصر حاضر یکی از بهترین و مؤثرترین ابزارها تلویزیون است.
توان و ظرفیت بالای تلویزیون در جهت تعمیق فرهنگ حجاب و عفاف و جهتدهی به افکار عمومی، وظیفه دستاندرکاران و مسئولان این رسانه تصویری را بسیار سنگین و خطیر کرده، سیاستگذاریهای کلان مدیریتی، برنامهریزیهای صحیح و عزم یکپارچه اصحاب رسانه را میطلبد.
بررسیهای تاریخی نشانگر این است که پیشینه رواج برهنگی و سکس در سینما به دوره رنسانس بر میگردد. با شکل گرفتن رنسانس در اروپا و
1) 1. علی اکبر ولایتی، فرهنگ و تمدن اسلامی، قم، دفتر نشر معارف، 1384، ص 146.
فراگیر شدن آن در نقاط مختلف و صنعتی شدن آن و به وجود آمدن ارتباطات و وسایل پیشرفته، حیا، عفت، پوشش، پاکدامنی، پارسایی و... اندک اندک از جامعه انسانی فاصله گرفت تا اینکه برهنگی در جامعه رواج یافت. این تحول سبب جدایی انسان غربی از ارزشهای خدایی و معنوی شد و در بسیاری از شئون زندگی انسان مغرب زمین انعکاس پیدا کرد. البته در اینجا مجالی برای پرداختن به علل و ریشههای سیاسی، اجتماعی یا اقتصادی این تحول فرهنگی در غرب نیست، اما آنچه مدنظر و حائز اهمیت است این است که به دنبال رنسانس سبک تازهای در ادبیات و هنر اروپا به وجود آمد که در آن انسان اصل و محور و بنای همه چیز قرار گرفت اما نه آن انسانی که در خود حقیقتی آسمانی دارد بلکه انسان زمینی، مادی و خودبنیاد. این انسانگرایی، در ادبیات، هنر و بیش از هر چیز در دو هنر نقاشی و مجسمهسازی آشکار شد. در مجسمهسازی همه تلاشها در این جهت به کار گرفته شد تا این احساس به بیننده القاء شود که انسان ویژگیها و غرایز و از جمله تن او محور و معیار خوبیها، زیباییها و فضیلتهاست که هنرمند باید به این ویژگیها از جمله تن او توجه داشته باشد. مجسمه داود ساخته میکل آنژ بهترین گواه این مطلب است.(1)
در نقاشی نیز تفاوت آشکار میان آثار این دوره و آثار قبل از آن کاملاً مشهود است و بهترین راه برای درک تفاوت دو بینش جدید و قدیم،
1) 1. این مجسمه، تندیس مرد جوانی است در نهایت زیبایی و برومندی که کاملاً عریان است. ر.ک: محمود علمی، دایرة المعارف جوان، 1381، چاپ اول، ج 2، ص 1072.
مقایسه صورتهایی است که نقاشان به تخیل خود از مریم مقدس کشیدهاند.(1)
در چنین فرهنگی زن کالایی شد که ارزش آن به اندازه لذتبخشی آن بود و همه موجودیت و هستی او در این خلاصه میشد که دیده شود. بدین ترتیب کمکم عشق جای خود را به سکس داد و هنر که ترجمان عالم معنا بود تبدیل به آینه دنیای صورت شد و در این میان سینما که هنر هفتم نام گرفته بود آینه تمامنمای ابتذال شد. سرمایهداران غرب نیز سینما را با سکس پیوند دادند و تلویزیون هم سینما را هر شب به همه خانهها به ارمغان برد(2)و اینچنین شد که هالیوود ـ مرکز تولید محصولات سینمایی آمریکا ـ برای جذب مخاطبان و کسب سود بیشتر هر روز بیش از پیش جاذبههای جنسی زنانه را آشکارا به تصویر کشید و این روند همچنان ادامه پیدا کرد تا اینکه در دهه 1920 ـ 1910م. فیلمسازانی نظیر سیسیل ب دومیل به طور مشخص به این نتیجه رسیدند که مخاطبان به فیلمهایی با موضوعاتی همچون عشق به وطن و... دیگر علاقهای ندارند و به فیلمهای
1) 1. تصویرهای پیش از رنسانس، مریم را زنی نشان میدهد که از نوع زنان معمولی و کوچه و بازار نیست و دارای حالتی ملکوتی و معنوی است اما دوره بعد رنسانس نقاش، مریم را از آسمان به زمین میآورد و مدل خود را برای تصویر مریم از زنان زیبای اطراف خود انتخاب میکند که شرم مقدس در چهرهاش دیده نمیشود. ر.ک: همان، ص 1071.
2) 2. ر.ک: غلامعلی حداد عادل، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگ، تهران، انتشارات سروش، 1374، چاپ ششم، ص 35.
شهوتانگیز متمایلند. بنابراین برای تضمین فروش هر چه بیشتر فیلمهایشان عیش و نوش، سکس، برهنگی و روابط غیراخلاقی را محور و موضوع فیلمهای خود قرار دادند.
سیسیل ب دومیل حدود 12 فیلم ساخت که در تمام آنها شکستن مرزهای اخلاقی، برهنه شدن، استفاده از زنان زیبا و صحنههای شهوتانگیز وجود داشت و لذتجویی بیقید و شرط را ترویج میکرد. او حتی هنگامی که اداره هیز ممنوعیتِ ساختِ چنین فیلمهایی را اعلام کرد(1)و سازمانهای زنان در سراسر آمریکا نارضایتی خود را از وفور صحنههای شهوتانگیز در فیلمها ابراز میکردند، این مسئله را در فیلم «ده فرمان» به آسانی حل کرد. بدین ترتیب که عین ملودرام شهوتانگیز در پناه داستانی از کتاب مقدس قرار داد. صحنههای مؤثر فیلم مانند گذشتن بنیاسرائیل از دریای احمر و سرگردانی آنان در بیابان و نازل شدن وحی بر موسی در کوه سینا، فقط پوششی بود بر چیزهایی که دومیل آنها را علیرغم داد و فریاد هواداران اخلاق، عوامل اطمینانبخش برای فروش بلیطمیشناخت.(2)
1) 1. در سال 1920 ویل اچ هیز will H Hays رهبر اتحادیه تولیدکنندگان و توزیع کنندگان فیلمهای سینمایی مأمور نظارت بر محتوای فیلمها شد. وی مجموعه مقررات سخت و انعطافناپذیری را برای رعایت موارد اخلاقی تنظیم کرد. این مقررات مخصوصا نمایش مسائل جنسی را ممنوع کرد. برای مطالعه بیشتر ر.ک به شناخت ارتباطات جمعی ملوین دفلور ـ اورت ای.دنیس، ترجمه سیروس مرادی، انتشارات دانشکده صدا و سیما، زمستان 1383، چاپ اول، صص 227 ـ 230.
2) 2. ر.ک به تاریخ سینما، آرتور نایت، ترجمه نجف دریابندری، انتشارات امیرکبیر، 1371، چاپ پنجم، ص 147 ـ 150.
متأسفانه در کشور ما تلویزیون قبل از انقلاب در فضای فرهنگی کاملاً الهام گرفته از فرهنگ غرب، ظهور کرد و همان نگاه ابزاری سینمای غرب به زن به تلویزیون ایران نیز منتقل شد و به دنبال آن بسیاری از تهیهکنندگان و دستاندرکاران تولید فیلم در تولیدات خود هر روز بیش از پیش سعی کردند تا با بهرهگیری از جذابیتهای جنسی زنان، بر محبوبیت و موفقیت و یا درآمد خویش بیفزایند. این مسئله تا آنجا پیش رفت که تصور عمومی مردم بر این شد که بین حجاب و هنرهای نمایشی تضاد اساسی وجود دارد و نمیتوان بدون استفاده از این عامل و حتی بدون برهنگی هنرنمایی کرد.
با پیروزی انقلاب اسلامی و تحولات عمیقی که در سیاست کلان کشور و فرهنگ عمومی مردم پدید آمد، رسانه ملی نیز دستخوش تغییر شد و عمده مظاهر فساد و برهنگی از صفحه تلویزیون محو شد و فعالیتهای هنری و نمایشی به دور از برهنگی و فساد شکوفا شده و گسترش یافت. ولی یک نکته مهم که از آن غفلت شد، روشها و ابزارهای رسانه در زمینه چگونه جذب مخاطب و اثر گذاری بیشتر بر او، بود که دچار تغییر چندانی نشد. ازاینرو به تدریج در تلویزیون شاهد ورود سکس پنهان بودیم به این معنا که برخی فیلمسازان که با ممنوعیت استفاده از فیزیک و جذابیتهای زنانه روبهرو شدند، برای جبران این خلأ و به جهت جذب مخاطب و فروش و سود بیشتر به فاکتورهایی همچون محوریت زیبایی چهره در انتخاب بازیگر به ویژه بازیگران جوان، پوششهای تنگ و نامناسب در عین حفظ حدود شرعی حجاب، به تصویر کشیدن روابط آزاد و صمیمانه زن و
مرد در قالب همکار، دوست یا همسایه، طرح عشقهای آتشین به دنبال یک نگاه، آرایشهای غلیظ و محرک به بهانه گریم و... روی آوردند و بدین ترتیب تلویزیون به عنوان یک رسانه تصویری عمومی و اثر گذار در برخی موارد به یکی از عوامل ایجاد ناهنجاری در حجاب بانوان و عفاف در سطح عموم تبدیل شد.
بدون تردید، حجاب و پوشش برای زنان یکی از احکام مسلّم و ضروری دین اسلام است که آیاتی از قرآن کریم و احادیث فراوانی از پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه معصومان علیهم السلام به روشنی بر آن دلالت دارد و در سخن همه فقیهان به وجوب و کیفیت انجام آن تصریح شده است.
از آیات قرآن کریم استفاده میشود که هدف از تشریع حجاب، دستیابی به تزکیه نفس، طهارت، پاکدامنی و پیشگیری از فساد است:
قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکَی لَهُمْ... (نور: 30)
... به مردان با ایمان بگو: دیده فرو نهند و پاک دامنی ورزند، که این برای آنان پاکیزه تر است..
قُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ... وَتُوبُوا إِلَی اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ. (نور: 31)
بگو به زنان با ایمان: دیدگان خود را از [هر نامحرمی] فرو ببندند و پاک دامنی ورزند و زیورهای خود را آشکار نکنند... ای مؤمنان همگی به درگاه خدا توبه کنید امید که رستگار شوید.
این نکته قابل توجه است که حجاب قبل از اسلام بین زنان عرب وجود داشت و پیش از نزول آیات مبتنی بر وجوبِ حجاب، زنان مسلمان دارای پوشش بودند(1)ولی به تدریج به فراموشی سپرده شده بود. نزول حکم حجاب موجب تحولی چشمگیر در احیاء فرهنگ حجاب شد به گونهای که یکی از همسران پیامبر صلی الله علیه و آله پیرامون این تحول میگوید:
مرحبا به زنان انصار! همین که آیات سوره نور نازل شد یک نفر از آنان مانند گذشته بیرون نیامد.(2)
زنان مسلمان پس از نزول آیات شریفه قرآن، رعایت حجاب و عفاف را سند افتخار و کرامت انسانی خود ساختند و سیره زنان مسلمان صدر اسلام ادامه و استمرار یافت و امروز نیز حجاب نشانگر جایگاه والای زن مسلمان است.
ابتدا باید معلوم شود منظور از حجاب چیست؟ و حدود و ابعاد مختلف آن کدام است؟ تا در مباحث بعد جهتگیری و چارچوب مطالب روشن و مشخص شود.
ماده حجب در لغت به معنای «أَلْمَنْعُ مِنَ الْوُصُولِ» یعنی ممانعت از
رسیدن به چیزی آمده است.(1)درباره این واژه گفته شده که حجب و حجاب هر دو مصدر و به معنای پنهان کردن و منع از داخل شدن است.(2)آیه شریفه: « وَمِن بَیْنِنَا وَبَیْنِکَ حِجَابٌ؛ و میان ما و تو پردهای است.»(3)(فصلت: 5) شاهد بر این مدعاست.
استعمال کلمه حجاب در مورد پوشش زن یک اصطلاح نسبتا جدید است. «در قدیم و مخصوصا در اصطلاح فقهاء کلمه «ستر» که به معنی پوشش است، به کار میرفته است».(4)«واژه حجاب گرچه در لغت به معنای پرده و حایل استعمال شده ولی امروزه به طور مسلم و یقینی فقط به معنای پوشش مخصوص زنان به کار میرود».(5)در میزان پوشش زنان، بیشتر رسالههای عملیه حد واجب آن را پوشانیدن تمام بدن به جز قرص صورت و دو دست از مچ به پایین، میدانند و روشن است که این حکم فقهی کمترین حد و مرز وجوب حجاب فردی را بیان میکند و با نگرشی وسیعتر و بررسی آموزههای اجتماعی اخلاقی اسلام و نیز با توجه به تأکید اسلام بر مسئله عفاف و حیا و حفظ حریم بین زن و مرد نامحرم باید اصل
عدم تبرج را که یک اصل مهم قرآنی است به آن افزود.(1)همانگونه که استاد مطهری خاطرنشان ساخته است: «پوشش و حجاب زن در اسلام این است که زن در معاشرت با مردان خود را بپوشاند و به جلوهگری و خودنمایی نپردازد».(2)
بنابراین مقصود از حجاب اسلامی، آن نوع پوششی است که دارای این دو ویژگی باشد:
حدود شرعی پوشش در آن رعایت شده باشد، به گونهای که طبق دستور قرآن کریم زیباییهای بدن زن آشکار نشود.(3)بنابراین لباسهای تنگ و چسبان که اندام زن در آن به خوبی نمایان است با وجود اینکه در ظاهر امر، بدن او را پوشانده ولی چون شکل و حجم اندام را نمایان میسازد نمیتواند حجاب و پوشش اسلامی تلقی شود.
با خودنمایی و جلب نظر نامحرمان همراه نباشد.
1) 1. تبرج در لغت به معنای به جلوه درآوردن و زیبایی خود را نشان دادن است. ر.ک: آذرتاش آذرنوش، فرهنگ معاصر عربی به فارسی، نشر نی، چاپ اول، 1379، ص 32. رجوع شود به قرآن کریم، سوره احزاب: 33.
2) 2. مسئله حجاب، صص 80 و 79.
3) 3. قرآن کریم در سوره نور آیه 34، خطاب به زنان مسلمان میفرماید: «لایُبْدینَ زِینَتَهُنَّ؛ زینتهایشان را آشکار نسازند». مفسران مصداق زینت در آیه شریفه را بدن زن میدانند که وجه و کفین از پوشاندن استثناء شده است. ر.ک: ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه، تابستان 1369، چاپ هشتم، ج 14، ص 439.
به عبارت دیگر، حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان دارای دو بعد ایجابی و سلبی است. بعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بعد سلبی آن حرام بودن خودنمایی به نامحرم است و این دو بعد در کنار هم باید قرار گیرند تا حجاب اسلام محقق شود.
از مفاهیم مرتبط با حجاب، واژه عفاف است. در مورد عفاف گفته شده: «حالت نفسانی است که انسان را از غلبه شهوت باز دارد.»(1)این واژه در قرآن به معنای «خودنگهداری» یا «خویشتنداری» آمده است:
وَ لْیسْتَعْفِفِ الَّذینَ لا یجِدُونَ نِکاحًا (نور:33)
و کسانی که [وسیله] زناشویی نمییابند باید عفت ورزند... .
خودنگهداری هم در مورد گرایشهای شهوانی صدق میکند. مانند آنچه در آیه شریفه فوق آمده و هم در مورد استفاده از مال حرام یا شبههناک مانند در آیه شریفه که میفرماید:
وَ مَنْ کانَ غَنِیا فَلْیسْتَعْفِفْ.(نسا:6)
آن کس که توانگر است [از خوردن مال یتیمی که تحت سرپرستی اوست] خودداری ورزد.
همچنین قرآن کریم در سوره بقره در وصف عفتورزی بعضی فقرا میفرماید:
1) 1. قاموس قرآن، ج 5، ص 18.
یَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِیاءَ مِنَ التّعَفّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسیماهُمْ لا یَسْئَلُونَ النّاسَ إِلْحافًا وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنّ اللّهَ بِهِ عَلیمٌ. (بقره: 273)
فرد بیاطلاع، آنان را [از شدت خویشتنداری] توانگر میپندارد. آنها را از سیمایشان میشناسی با اصرار چیزیاز مردم نمیخواهند.
بنابراین دایره معنای عفاف گسترده است، اما مصداق روشن عفاف در تعامل میان زن و مرد مطرح میشود و منظور از آن داشتن حجاب اسلامی، مهار کردن نگاه و پرهیز از خودنمایی در برابر نامحرمان و ارتباط جنسی با آنان است و این اختصاص به زنان ندارد، بلکه امری درونی است که شامل مردان هم میشود. البته چون زنان مظهر زیبایی، جمال و جاذبه هستند، حفظ عفت از آنان بیشتر انتظار میرود.
عفاف یک امر فطری است که ریشه در درون آدمی دارد. روح عفت و پروا پیشگی از بدو خلقت آدمی تا کنون بر وی حاکم بوده است.
قرآن کریم در داستان آفرینش آدم و حوا از این خصلت فطری چنین یاد میکند:
پس [شیطان آن دو را با فریب به سقوط کشانید پس چون آن دو از [میوه] آن درخت [ممنوع] چشیدند برهنگیهایشان بر آنان آشکار شد و به چسباندن برگ [های درختان] بهشت بر خود آغاز کردند...(1)
طبق این آیه شریفه، حضرت آدم و حوا قبل از خوردن از درخت ممنوعه
1) 1. اعراف: 22.
دارای لباس بودند ولی بر اثر وسوسه شیطان، با خوردن از آن درخت، لباس خود را از دست دادند و بلافاصله به پوشاندن خود اقدام نمودند.
این احساس شرم از برهنگی حتی بدون حضور ناظر بیگانه و سرعت در پوشاندن خود به وسیله برگها ـ ولو به طور موقت ـ از آن جهت که تحت هیچ آموزش یا فرمانی از جانب خداوند یا فرشته وحی یا تذکر یکی به دیگری صورت نگرفته، بیانگر فطری بودن پوشش و عفت در انسان است.(1)
دامنه عفتورزی در ارتباط با نامحرم ابعاد مختلفی دارد که عبارتند از:
گرانبهاترین سرمایهای که خداوند به انسان هدیه کرده، گوهر فروزان قوه تفکر و تعقل است. تمامی اعمال و رفتار انسانی، چه خیر و چه شر از فکر انسان سرچشمه میگیرد. بنابراین میتوان گفت بالاترین مرحله عفتورزی در ارتباط با نامحرم این است که انسان حتی فکر گناه را نکند و تمایلات قلبی و اندیشه خود را از گناه حفظ کند.
روزی حواریون حضرت عیسی علیه السلام از او خواستند آنها را ارشاد کند. حضرت عیسی علیه السلام فرمود: «موسی علیه السلام به شما گفت سوگند دروغ نخورید من به شما میگویم سوگد راست هم نخورید. موسی علیه السلام به شما گفت: زنا نکنید، من به شما میگویم حتی فکر زنا هم نکنید، هرکس فکر زنا و گناه
1) 1. آنچه زنان و دختران درباره حجاب باید بدانند، به اهتمام دفتر مشاور رئیس سازمان در امور جوانان، نشر سروش، 1383، چ 1، ص 40.
کند مانند کسی است که در خانهای آراسته، آتشی برافروخته است. خانه نمیسوزد ولی دود خانه را فرا میگیرد [فکر گناه هم باعث تیرگی دل و قلب میشود]».(1)
همچنین در حدیثی از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است که در مورد دو نفر مسلمان که [در نزاعهای شخصی] شمشیر بر روی یکدیگر بکشند و یکی کشته شود، فرمود: «هر دو در دوزخند».
یکی از حاضران عرض کرد: یا رسولالله! قاتل معلوم است که به دوزخ میرود امام مقتول چرا؟
فرمود: بدان سبب که او نیز [آهنگ کشتن رفیقش را کرده بود و] اراده داشت او را بکشد.(2)
امام صادق علیه السلام نیز در حدیثی فرموده است:
انَّ المُؤمِنَ لَیَنْوی الذَّنْبَ فَیُحْرَمُ الرّزقَ.(3)
گاهی مؤمن اندیشه گناه میکند و همان، سبب محروم شدن او از روزی میگردد.
عفت در نگاه به نامحرم از دستورات صریح قرآن کریم است. خداوند در سوره مبارکه نور به مردان و زنان مؤمن دستور می دهد که چشمان خود را از نامحرم بپوشانند.(4)
1) 1. حر عاملی، وسائل الشیعه، مکتب الاسلامیه، تهران، چ 7، 1373، ج 5، ص 37.
2) 2. جامع السعادات فی موجبات النجاة، مولا محمد مهدی نراقی، تصحیح سید محمد کلانتر و محمدرضا مظفر، قم، اسماعیلیان، چ 3، ج 3، ص 163.
3) 3. بحارالانوار، ج 73، ص 358.
4) 4. نور: 30 و 31. محدوده و مشخصات این حکم در فقه و رسالههای علمیه مشخص شده است.
اهمیت این مسئله از آنجاست که نگاه همچون پنجرهای است که چون بیحساب و بدون مرز گشوده شود، آتش شهوت و هیجان را برخواهد افروخت. نگاههای آلوده، زمینهساز فحشا و آلودگیهای اجتماعی است.
حضرت علی علیه السلام در این باره میفرمایند: «العُیون مصائِدُ الشَیْطان؛ چشمها، دامهای شیطان هستند.»(1)
همچنین میفرماید: (غَضُّ الطَرفِ من اَفْضَل الورع؛پایین انداختن چشم از برترین پارسایی است».(2)
امام صادق علیه السلام نیز میفرماید: «نگاه حرام تیری آلوده از تیرهای شیطان است و چه بسیار نگاه های حرامی که حسرتی طولانی در پی خواهد داشت»(3)
یکی از ابعادت عفت در ارتباط با نامحرم در گفتار ظاهر میگردد. قرآن کریم در این باره خطاب به همسران پیامبر میفرماید:
فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا (احزاب: 32)
... پس به ناز سخن مگویید تا آنکه در دلش بیماری است طمع ورزد و گفتاری شایسته بگویید.
هرچند آیه شریفه خطاب به همسران پیامبر است ولی بدون شک این یک حکم عام است؛(4)و تمامی زنان در ارتباط با نامحرم نباید به گونهای هوسانگیز سخن گویند تا کسانی که در دلشان مرض است در آنان طمع کنند و هرگونه سخن
گفتن با ناز و غمزه همراه با تغییر صد به شکل تحریک آمیز، زمینهساز انحراف افراد شهواتران است که باید از آن پرهیز شود. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید:
هرکس با زن نامحرم شوخی کند، برای هر کلمهای که با او سخن گفته، هزار سال زندانی میگردد.(1)
لازمه حضور اجتماعی زن و مشارکت وی در عرصههای اجتماعی، گاه ارتباط و معاشرت با مردان است که این معاشرت، عفت در روابط اجتماعی را اقتضا میکند و دارای شرایطی است که از جمله آن:
الف) پرهیز از خلوت با نامحرم
یکی از مهمترین موارد عفت در ارتباط با نامحرم، پرهیز از خلوت با او و حضور در مکانی به تنهایی است. اهمیت این مسئله تا آنجاست که پیامبر بر عدم اختلاط آنان با مردان تأکید نموده و میفرماید: بر زنان است که دسوت نداشته باشند در خلوت با مردان بنشینند.(2)
ب) پرهیز از مصافحه
پیامبر فرمود: «هرکس به طور حرام با زنی مصافحه کند [با او دست بدهد] غضب حقتعالی را برای خود خریده است».(3)
ج) پرهیز از تبرج
پرهیز از خودنمایی و جلوه گری در مقابل نامحرم دستور صریح قرآن کریم به زنان پیامبر است که شامل تمامی زنان مسلمان میشود:
وَقَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَی و... (احزاب: 33)
و در خانه هایتان قرار گیرید و مانند روزگار جاهلیت قدیم زینت های خود را آشکار نکنید...
همچنین باید از استعمال عطر و بوی خوش در هنگام معاشرت با نامحرم پرهیز شود.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید: «هز زنی که خود را خوشبو کند و از خانه خارج شود، مورد لعنت قرار میگیرد تا به خانه مراجعت کند».(1)
مفهوم حیا نیز که ارتباط تنگاتنگی با حجاب و عفاف دارد. در لغت به معنای شرم، خجالت کشیدن و ترک کردن چیزی از ترس ملامت دیگران است.(2)این واژه در فارسی معادل شرم و آزرم آورده شده است.(3)حضرت علی علیهالسلام در توضیح حیا میفرمایند: «شرم و حیا، جامهای است دربرگیرنده و حجابی است بازدارنده (از گناه) و پوششی است نگاه دارنده از بدیها. حیا گوهری است همراه با دین، برانگیزنده مهر و محبت و چشمی است مراقب و از بین برنده فساد و تباهی و بازدارنده از فحشا و زشتیها».(4)
1) 1. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، انتشارات کتابچی، 1373، چ 4 ، ج 103، ص 247 ، ح 27.
2) 2. معلوف، لویس، المنجد، ترجمه محمد بندرریگی، ج 2، ص 355.
3) 3. علی اکبر دهخدا، لغتنامه دهخدا، ج 18، ص 843 ؛ قاموس قرآن، ج 5، ص 215.
4) 4. سیداصغر ناظم زاده قمی، جلوههای حکمت گزیده موضوعی کلمات امیرالمؤمنین علیهالسلام، دفتر نشر الهادی، پاییز 1373، چاپ اول، صص 199 ـ 200 .
هنگامی که ملکه حیا در نفس انسان راسخ شود در پی آن مهارت پاکدامنی و دوری از گناه در فرد به وجود میآید و فرد میتواند برای عدم بروز هیجان و احساس خاص خود در برابر نامحرم، نوعی کنترل ارادی بر رفتارش داشته باشد.
حیا در زنان حریم و سدی است که آنان را در روابطش با مردان حفظ میکند. حیا مانع از گرفتار شدن زن در دام مردان شهوتران و ضامن پاکدامنی اوست. علی علیه السلام میفرماید: «علت پاکدامنی، حیاست.»(1)به عبارت دیگر حیا ارزش زن را حفظ میکند و به او شخصیت انسانی میبخشد.
معمولاً هنگامی که سخن از حجاب به میان میآید، آنچه بیدرنگ به اذهان خطور میکند پوشش و نوع آن است و کمتر به حقیقت و روح حجاب و نیز ریشهها و مراحل شکوفایی آن پرداخته میشود، حال آنکه برای یافتن راهکارهای مناسب و عملیاتی کردن ترویج فرهنگ حجاب لازم است به لایههای زیرین آن نیز توجه کرد به عنوان مثال، حیا به عنوان یکی از ریشههای پذیرش حجاب و مقید شدن به آن محسوب میشود. چرا که «انگیزه حقیقی گرایش زن به حجاب احساس فطری یا غریزی شرم و حیا میباشد. شرم و حیا در زن نسبت به بیگانگان مانند غیرت در مرد امری فطری است به عبارت دیگر حیا درک و شعور فطری و الهام درونی زن به حفظ خود، از دستبرد نااهلان برای حفظ ارتقای ارزش وجودی خویش
1) 1. محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، مکتب الاعلام الاسلامی، ج 2، ص 564، ح 4557.
است به همین لحاظ وقتی این احساس را از دست میدهد در محیط ناامن اجتماع هم کشف حجاب میکند و به عکس وقتی احساس شرم و حیا در او زنده است در محیطی که امنیت کامل هم وجود دارد باز هم متمایل به پوشاندن خویش است».(1)
بنابراین برای ترویج حجاب نباید از ترویج حیا غافل شد. «هنگامی که ملکه حیا در جامعهای در قلب مردم رسوخ کرد در پی آن عفاف و خودنگهداری درونی ایجاد میشود و سپس ثمرههای عفاف یعنی حفظ حریمها و حدود، آشکار میشود. در این هنگام است که میتوان شاهد فرهنگ عفاف و حجاب و پوشش صحیح بود. در واقع زمانی میتوان حجاب حقیقی و پایدار را در جامعه مشاهده نمود که شالودههای آن یعنی حیا و عفاف به خوبی استوار شده باشد. در واقع ارتباط بین این سه ارتباطی متوالی است نه متوازی یعنی هر سطح از پایین به بالا پیشنیاز و مقدمه ایجاد سطح بعدی است».(2)
بنابراین هنگامی که تلاشهای رسانهای برای گسترش حجاب و عفاف صورت میگیرد بایستی این نکته را به خاطر داشت که حجاب جنبه عینی و نمود بارز حیا و عفاف به شمار میآید. و جهت ایجاد فرهنگ حجاب و
پوشش صحیح، باید همراه آن بلکه قبل از آن فرهنگ حیا را ایجاد نمود سپس برای ترویج و توسعه عفاف برنامهریزی کرد تا زمینه برای گسترش حجاب مساعدتر شود.
مسئله لباس و شکل نوع آن، امری ساده و سطحی نیست که آن را بتوان صرفا محصول سلیقه افراد دانست، بلکه لباس یک محصول فرهنگی است که انسان دانسته یا ندانسته با آن اعلام میکند که از کدام فرهنگ تبعیت میکند و به کدامین ارزشها و اعتقادات پایبند است. در فرهنگ و تفکر اسلامی برخلاف فرهنگ غرب که معنویت را فرع و در حاشیه زندگی مادی انسان میداند انسان موجودی است که تعالی معنوی کمال مطلوب و غایت زندگی اوست و جسم خاکی و دنیای مادی او زمینهها و مقدمات این تعالی است. غریزه جنسی نیز یکی از غرایز خدادادی انسان در زندگی است و اسلام هیچگاه بهرهمندی از این غریزه را خلاف روحانیت و معنویت ندانسته است ولی محدودیتها و به بیان بهتر تنظیماتی که در شریعت اسلام نسبت به غریزه جنسی وضع شده فقط برای حفظ آن از زیادهروی و خروج از تعادل است. بنابراین در چنین بینشی، دیگر تن و بدن مادی انسان، تنها بخش وجودی انسان نیست که با آن به خودنمایی و جلب نظر دیگران بپردازد یا با چشمچرانی و زیر پا گذاشتن حریمهای اخلاقی غرق در لذات شهوانی شده و در پایان نیز با مرگ فانی شود، بلکه انسان رو به سوی خدا و کمال مطلق دارد و باید تمامی قوای خویش از جمله قوای
جسمی و جنسی را بهگونهای تنظیم و کنترل کرده و از آن بهره گیرد تا هر چه بیشتر خود را به تکامل روحی و معنوی برساند. بنابراین انسان لباس میپوشد تا به وسیله آن خود را بپوشاند و از گناهان مصون بماند تا بتواند روح خود را پرورش دهد و مصداق مقام خلیفة الله باشد در اینجا لباس برای انسان یک حریم است و کرامت او را حفظ میکند. قرآن کریم نیز بعد از اشاره به حفظ بدن توسط لباس میفرماید: «لباس تقوا بهترین لباس برای شماست.»(1)در سخنان معصومین علیهمالسلامهم بیشتر از آنکه بر زیباییهای ظاهری لباس و پوشش تأکید شود بر فضایلی همچون حیا، عفاف و ورع از گناه سفارش شده است. علی علیهالسلام میفرمایند: «احسن الباس الورع(2)بهترین لباس پرهیز از گناه است.»
بنابراین پوشش در فرهنگ اسلامی دارای اهمیت و تقدس خاصی است و ضوابط و احکام خاصی نیز برای آن وضع شده که تفصیل آن در کتب فقهی موجود است.
برای برنامهریزی و بهرهگیری هر چه بهتر از سیما در زمینه ترویج حجاب و عفاف، نخست باید کارکردهای سیما در این خصوص را مورد توجه قرار دهیم. سیما در این زمینه میتواند کارکردهای مختلفی داشته
باشد که عبارتند از:
از کارکردهای مهم تلویزیون ارائه الگو به مخاطبان از طریق طرح الگوهای شخصیتی یا ستارهسازی است. برنامههای تلویزیونی بهویژه برنامههای نمایشی مانند فیلم یا سریالهای تلویزیونی یا انیمیشن میتوانند با طراحی و ارائه شخصیتهای جذاب به عنوان قهرمان فیلم، برای مخاطب الگوسازی نماید. قهرمان داستان کسی است که مخاطب سیر داستان را از دریچه چشمان او نظاره میکند و بیش از سایر شخصیتها در ذهن مخاطب میماند؛ چرا که از نظر احساسی و فکری با او همراه میشود. معمولاً قهرمان داستان ویژگیهای مثبت برجستهای دارد که منجر به همذاتپنداری مخاطب با وی میشود و بدین ترتیب مخاطب خواسته یا نخواسته از نحوه راه رفتن، سخن گفتن و پوشش وی تقلید میکند.
در زمینه حجاب و عفاف نیز شخصیتپردازی مناسب از کاراکتر مثبت و با حجاب فیلم یا سریال، میتواند برای مخاطب ایجاد جذابیت نموده که در نهایت به همذاتپنداری مخاطب نسبت به شخصیت مثبت منتهی شود و الگودهی لازم را ایجاد نماید یا حداقل تأثیر آن، محبوبیت حجاب در نظر مخاطب باشد یا به عکس بیتوجهی به مسئله حجاب و عفاف در مورد شخصیتهای جذاب و تأثیرگذار داستان میتواند الگویی نامناسب و ناهمگون با ارزشهای دینی را به مخاطب القا کند.
برنامهساز تلویزیون میتواند با شگردهای هنری و ارتباطی به طور غیرمستقیم موجب تقویت یا تضعیف مسئله حجاب و عفاف شود. به عنوان مثال شخصیتپردازی نامناسب از بانوان محجبه و عفیف و قراردادن آنها در نقشهای پایین جامعه و یا نقشهای منفی موجبات تضعیف و تحقیر حجاب و عفاف میشود. همان طور که نشان دادن آنان در نقشهای مثبت و والای اجتماعی و در قالب قهرمانان مثبت و سمپاتیک میتواند بهطور ضمنی به تجلیل و تثبیت حجاب منجر شود. در مقابل لاابالی و منفی نشان دادن افراد بدحجاب باعث القای حس تنفر از بدحجابی در مخاطب میشود. همچنین نمایش فیلمها یا سریالهایی که اغلب بازیگران زن آن پوشش چادر داشته اما در مجموع به دلیل طرح نامناسب آن موجبات دلزدگی مخاطب را نسبت به آن فراهم میکنند میتواند به تحقیر و تضعیف آن منجر شود.
اطلاعرسانی درباره یک موضوع و ابعاد مختلف آن و آگاه کردن افکار عمومی از دیگر کارکردهای سیماست. این کارکرد بیشتر از طریق برنامههایی چون اخبار، گفتگوها، سخنرانی یا بحثهای کارشناسی امکانپذیر است. در زمینه حجاب و عفاف، بخش خبری میتواند آخرین اخبار مربوط به حجاب زنان مسلمان، راهپیماییها و همایشها را به اطلاع مخاطبان برساند یا در بحثهای کارشناسی یا گفتوگوها حدود و احکام
شرعی حجاب و عفاف با مستندات قرآنی و روایی آن آموزش داده شود و فواید فرهنگ حجاب و عفاف و آثار زیانبار بیتوجهی به آن تبیین شود و از آنجا که اطلاعرسانی و آموزش صحیح یک مسئله اولین قدم برای فرهنگسازی درباره یک موضوع است اهمیت این کارکرد سیما در جهت حجاب دو چندان است.
جریانسازی درباره یک موضوع از کارکردهای دیگر سیماست. جریانسازی به این معناست که سیما میتواند مردم را در حمایت یا بر ضد موضوعی ترغیب و تشویق کند. به این شکل که میتواند با به چالش کشاندن یک موضوع، طرح نظرات موافق و مخالف، رساندن خبر اعتراضات نسبت به آن و... حساسیت اجتماعی نسبت به آن موضوع را ایجاد کند و افکار عمومی را متوجه آن سازد. درباره حجاب و عفاف نیز سیما میتواند جریانسازی کرده و افکار کل جامعه را به آن معطوف کند. یعنی پس از طرح نظرات مخالفین پوشش اسلامی بحث را به کارشناسی بگذارد بهگونهای که نظرات آحاد اجتماع متوجه این مسئله شده بحث حجاب به بحث روز تبدیل شود و سرانجام بتواند بحث را در شکلی صحیح به نتیجه مطلوب هدایت نماید.
از کارکردهای دیگر سیما ارائه و ترویج مدلها و الگوهای صحیح پوشش است. سیما میتواند به کمک طراحان لباس، اساتید فن و
کارشناسان مختلف در حوزه مذهبی جامعهشناسی، روانشناسی، مدلهای صحیح پوشش اسلامی و ملی را طراحی کرده و آن را به شکل مستقیم یا غیرمستقیم ترویج کند. به عنوان مثال سیما میتواند مدلهای مناسبی از پوشش را آموزش دهد و یا در برنامههای کارشناسی به شکل مشخص، مدلهای صحیح پوششی را به کارشناسی بگذارد و در کنار آن در فیلمها و سریالهای مختلف کاراکترها به نحوی از همان شکل صحیح پوشش استفاده کنند تا مخاطبان به طور مستقیم و غیرمستقیم با این مدلهای صحیح آشنا شوند.
البته در صورت نمایش الگوهای مغایر با الگوهای صحیح پوشش از سیما در قالبهای جذاب و تأثیرگذار مانند: نمایش پوشش ناصحیح کاراکترهای زن در فیلمهای ایرانی و یا فیلمهای خارجی که از نظر فرهنگی قرابت بیشتری با ایران دارند نظیر فیلمهای سوریهای، مصری یا ترکیهای، اثرات مطلوب این کارکرد خنثی خواهد شد.
چنانکه گفته شد پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تحولات عظیم سیاسی فرهنگی، حضور زنان در سیمای جمهوری اسلامی ایران شکل جدیدی به خود گرفت و حضور مناسب زنان در برنامههای سیما و رعایت نسبی مسئله پوشش و حجاب از منظر فقهی در اکثر برنامهها از اراده قاطع مسئولان نظام حکایت کرده و این موضوع یعنی رعایت محدوده شرعی
پوشش یکی از امتیازات بزرگ رسانه ملی کشورمان به شمار میآید؛ ولی با این حال برای یافتن راهکارهای مناسب جهت فرهنگسازی درباره حجاب و عفاف در جامعه لازم است عملکرد فعلی سیما ولو به صورت کلی مورد بررسی قرار گیرد.
عملکرد سیما در دو جهت قوتها و آسیبها قابل بررسی است.
از نقاط قابل توجه در برنامههای سیما رعایت نسبی پوشش اسلامی و حفظ حریم روابط زن و مرد توسط افراد حاضر در سیما اعم از مجریان خبر، مجریان مجموعههای ترکیبی برنامه کودک و نوجوان و بازیگران مجموعههای تلویزیونی و... است شاید به جرأت بتوان گفت در میان کشورهای اسلامی تلویزیون ایران تنها تلویزیونی است که حریم روابط زن و مرد و پوشش اسلامی در آن رعایت میشود و تقریبا عاری از هرگونه صحنههای مبتذل و غیراخلاقی است.
رسانههای بسیاری از کشورهای عربی و آسیای میانه به دلیل پاکی و نجابت حاکم بر سیمای جمهوری اسلامی ایران از برنامههای آن استقبال میکنند که این خود از برکات نظام جمهوری اسلامی ایران و دقت و تلاش مدیران این رسانه ملی است.
در برخی سریالهای تلویزیونی از بانوانی که مقید به پوشش اسلامی و حفظ حریم نامحرم هستند، شخصیتپردازی خوب و مناسبی انجام میشود؛ یعنی افرادی موفق، جذاب و تأثیرگذار نشان داده میشوند که قابلیت الگودهی به مخاطبان را دارند؛ به عنوان نمونه میتوان سریال «نرگس» را مثال زد که در آن شخصیت نرگس که دارای پوشش برتر یعنی چادر است فردی موفق و سمپاتیک است که مخاطب به وی علاقهمند شده، عملکرد او را تحت نظر دارد و مایل است سرانجامِ کار وی را بداند. یا در سریال «زیر تیغ» در سراسر سریال پوشش و منش زنان ایفاگر نقش به ویژه فاطمه معتمدآریا در نقش همسر محمود به خوبی نمایانگر حجاب زن مسلمان بود. نوع چادر سر کرد و رو گرفتن و نوع نگاه ها در تلافی با نگاههای نامحرم که پر از حجب و حیا بود، نمونه خوبی از حجاب و عفت یک زن مسلمان ایرانی را به تصویر کشده بود. داشتن پوشش کامل اسلامی و رعایت مرزهای عفاف در چنین سریال هایی در کنار شخصیتپردازیهای مناسب در الگودهی صحیح و تقویت اعتقاد به حجاب نقش بسزایی دارند.
از دیگر نقاط قوت برنامههای سیما، دعوت از بانوان محجبه موفق در عرصههای علمی، فرهنگی، ورزشی و... مجموعههای ترکیبی و مصاحبه با آنان است. حضور اینگونه بانوان در مجموعههای زنده و نیز اجرای جذاب مجری و طرح سؤالات بجا و مناسب در تأثیرگذاری این افراد در
مخاطبان در ترویج فرهنگ حجاب بسیار مؤثر است.
با وجود نقاط قوت ذکر شده، به نظر میرسد رسانه ما برای ترویج فرهنگ عفاف و حجاب باید قدمهایی را برمیداشته که به عللی از انجام آن بازمانده است که این خود نیازمند یک آسیبشناسی دقیق است. شاید یکی از مهمترین دلایل آن این باشد که در ساختمان مدیریتی رسانه همه چیز گروهبندی شده و گروه معارف دینی با مناسبتهای دینی در عرض و کنار گروه فیلم و سریال، کودک و نوجوان و... قرار دارد. در حالی که دیدگاه دینی باید بر تمامی گروههای برنامهسازی رسانه ملی، حاکم شود. رسانه باید نخست تلقی درستی از دین داشته باشد تا بتواند حجاب را که بخشی از دین است از طریق تمامی گروههای برنامهساز به مردم شکل فصیح القا کند. جداسازی برنامههای دینی و معارفی از برنامه های جذاب و سرگرمکننده تلویزیون آیب جدی در رسانه ملی است. از مصادیق این جداسازی تأسیس شبکه قرآن یا رادیو معارف و... است که گویا سازمان با تأسیس این شبکهها به تعهد دینی خود عمل کرده است، همچنین به نظر میرسد از نگاه مدیران و برنامهسازان، پخش سخنرانی مذهبی و مداحی و امثال آن برای ترویج دین، حجاب و اخلاق کافی است، در حالی که با وجود مفید بودن این گونه برنامهها، هرگز نباید از قالبهای جذاب فیلم و سریال غافل شد. بسنده کردن به پخش سخنرانی و میزگرد خشک و خسته کننده و نشان دادن گل و بوته، پخش موسیقی در ایام ولادت ائمه اطهار علیهم السلام
بیتردید دفاع ناشیانه از مقدسات دین و یکی از عوامل آسیب زدایی در بین نسل جوان به شمار می آید. به نظر میرسد حساسیت متولیان صدا و سیما بیشتر پیرامون قالب و پوسته شرعی برنامه ها است تا محتوا و جذب مخاطب به ارزشهای اصیل دینی! همچنین برخی نقاط ضعف یا به بیان دیگر آسیبهایی اساسی متوجه برنامهسازی است که سبب شده سیما نتواند رسالت خود را در زمینه ترویج فرهنگ حجاب و عفاف به طور کامل به انجام برساند. مهمترین این آسیبها عبارتند از:
از اشکالات مهم و عمده سیما در زمینه حجاب، ضعف برنامهریزی دقیق و هماهنگ و عدم اهتمام جدی نسبت به ترویج فرهنگ عفاف و پوشش اسلامی است. با وجود اینکه حجاب و پوشش اسلامی درخصوص مجریان برنامههای تلویزیونی یا بازیگران مجموعههای نمایشی رعایت میشود و گاهی اوقات در برخی برنامههای مذهبی به ویژه در ایام ولادت یا شهادت معصومین علیهمالسلاماشاراتی به حجاب کامل الگوهایی نظیر حضرت فاطمه علیهاالسلام یا حضرت زینب علیهاالسلام میشود ولی آنچه از مروری اجمالی بر برنامههای شبکههای مختلف تلویزیونی به دست میآید این است که تاکنون اقدام ویژه برجسته و مشخصی که نشان از برنامهریزی خاص و گسترده جهت ترویج فرهنگ حجاب و عفاف باشد، انجام نشده است و از قابلیتها و پتانسیلهای بالای تلویزیون در جهت فرهنگسازی درباره حجاب، عفاف و لوازم آن استفاده لازم نشده است که
البته این کار مستلزم پژوهش عمیق و اساسی نیز میباشد.
گرچه از طرف رهبر معظم انقلاب و مدیران ارشد سازمان، اهداف، اصول و سیاستهای مناسبی در زمینه حجاب و عفاف تعیین شده است. ولی تاکنون این اصول و سیاستها کمتر ضمانت اجرایی داشتهاند و عملاً جذابترین و پرمخاطبترین محصولات سازمان، عمدتا بر اساس طرحها و ایدههای سلیقهای و شخصی برنامهسازان، تهیه شدهاند. به بیان دیگر سیاستهای سیما در زمینه حجاب و عفاف مشخص است ولی به بخش تولید برنامهها راه نمییابد و این نشاندهنده عدم وحدت و انسجام لازم در بخش سیاستگذاریهای کلی و بخش تهیه و تولید برنامههاست.
همچنین انتقادناپذیری و بیتوجهی برنامهسازان به نقدهای واحد نظارت و ارزیابی سازمان یا اشکالات وارده از سوی مراجع و بزرگان را میتوان از آسیبها شمرد.
یکی از اشکالات سیما، تهرانمحور بودن آن است. یعنی دستاندرکاران تهیه برنامهها، معمولاً تهران را محور برنامهسازی خود قرار میدهند. در بسیاری موارد این مسئله باعث میشود که روند تغییر برخی از هنجارها به ناهنجارها در کل کشور تسریع شود. البته طبیعی است که کلانشهر تهران خیلی سریعتر در معرض برخی ناهنجاریهای غربی از جمله پدیده بدحجابی قرار گیرد و با وجود اینکه مردم پاکسرشت و متدین تهران
همواره در بحرانها و مواقع حساس بیشترین خدمت را به نظام و اسلام کردهاند، ولی بدحجابها، علیرغم محدود بودنشان در خیابانها بسیار رویت میشوند و مورد استفاده بسیاری از برنامهسازان قرار میگیرند در نتیجه نوع پوشش، مدل آرایش و نحوه روابط که به طور مفرط مبنای تهیه بسیاری از برنامههای نمایشی و غیرنمایشی قرار میگیرد، به کمک تلویزیون به تمام کشور منتقل میشود.(1)
#### 4ـ2. رعایت صرف پوشش ظاهری و غفلت از حیا و عفاف به عنوان باطن و روح حجاب
مجریان زن تلویزیون؛
نقشهای اصلی در برنامههای نمایشی (فیلمها و سریالها)
در هر دو جایگاه غالباً حجاب و پوشش اسلامی توسط بازیگر زن یا مجری رعایت شده، ولی از مسئله حیا و عفت که در واقع حجاب بدان منظور صورت میگیرد، بسیار غفلت میشود. در برخی فیلمهای یا مجموعههای تلویزیونی شاهد هستیم بازیگر زن، روسری، مقنعه یا چادر به سر دارد و ظاهراً گمان میشود که معیارهای دینی جهت عفاف و حجاب رعایت شده ولی نگاههای معنادار و بعضا عاشقانه، گفتوگوهای به شدت محرک، روابط مخفیانه قبل از ازدواج، آرایشهای غلیظ و... که همه از مصادیق رعایت نکردن عفت هستند در فیلم تعبیه و جاسازی میشوند.
1) 1. ر.ک: فریبا علاسوند، مقاله جستاری در آسیبشناسی حضور زن مسلمان در رسانه، فصلنامه پژوهش و سنجش، ش 38 ویژه رسانه و زن، تابستان 1383، صص 126 و 127.
ترویج حجاب علاوه بر رعایت پوشش ظاهری مستلزم نمایش آثار آن در سلوک و منش بازیگران نقشهای زن و مرد نامحرم در ارتباط با یکدیگر است. در واقع رعایت وقار و متانت در تعامل با نامحرمان به منزله روح و پوشش بوده و چنانچه کنترلی در رفتار بازیگران زن و مرد نسبت به هم به وجود نیاید پوشش به تصویر کشیده کالبد بیروحی خواهد بود که هیچگاه تأثیر عمیقی در مخاطب نخواهد گذاشت.
به بیان دیگر مقوله حجاب مانند هر مقوله فرهنگی دیگر دارای دو بعد مادی و معنوی است؛ بعد مادی آن حفظ پوشش و بعد معنوی آن رعایت عفت و حیا در ارتباط با نامحرم است. متأسفانه در برنامههای سیما غالباً بعد مادی حجاب لحاظ شده و از بعد معنوی آن در منش، رفتار، گفتار و ارتباطات غیر کلامی و... غفلت میشود.
به عنوان مثال، چادر یک نهبزرگ به نامحرمان است و اصل اول در آن طرد همه است مگر اینکه صاحب این پوشش اجازه مراوده به دیگران بدهد. بدین ترتیب عقلاً نمیتوان پذیرفت که خانمی چادر به سر کند ولی در عین حال رفتارهای باز، مرادوات مستمر و طولانی مدت و ارتباطات سهلالوصول با نامحرمان را داشته باشد. حال چگونه است که مجریان چادر به سر یا بازیگران نقشهای چادر محور در عین داشتن حجاب از نرمترین روابط با نامحرمان برخوردارند؟ گپ زدن مجریان چادری با میهمانان مرد برنامهها و همکاران تلویزیونی، همصحبت شدنهای طولانی بازیگران چادر به سر با مردان نامحرم در نقشهای مقابل، یکی به دو کردنها، شوخیها و گفتن حرفهای شبه عاشقانه و حتی عاشقانه و عاطفی همه از مصادیق
چنین پدیده عجیبی است. معلوم نیست خانمی که در ارتباطات کلامی و غیر کلامی خود به حداقل هنجارها قناعت میکند چگونه است که در گزینش نحوه پوشش حجاب حداکثری را برمیگزیند؟(1)
چنانکه پیش از این گفته شد پس از پیروزی انقلاب اسلامی در به کارگیری زن در سیما تحول اساسی به وجود آمد و زنان به دور از هر گونه نقشهای مبتذل با پوشش کامل اسلامی، در سیما حضور یافتند اما به تدریج به دلیل مطرح نشدن جایگزینهای مناسب ایجاد جذابیت و وجود برخی مرزها و ممنوعیتها، اکثر برنامهسازان به روال فیلمسازان خارجی برای جذب مخاطبان از این اهرم استفاده کرده و زنان زیبا با آرایشهای تند و غلیظ را به عنوان مهمترین عامل جذابیت در فیلمها و سریالها به کار گرفتند. البته برخی از این موارد مربوط به تولیدات سیما و اکثرا مربوط به تولیدات داخلیِ خارج از سیما است که شاهد پخش آن از سیما هستیم.
این نوع نگاه ابزاری به زن، حقیقتا با روح حجاب و عفاف کاملاً مغایر است. در واقع بازگشت خزنده و پنهان و کمرنگ شیوه سیما در دوره پیش از انقلاب است ولی به شکلی که حساسیتی برنیانگیزد. این نگاه در واقع از دو نگرش نادرست سرچشمه میگیرد:
1) 1. علی جعفری، مقاله «خانمهای چادری سیما»، ماهنمامه تخصصی خانه هنر و اندیشه، رواق اندیشه، سال ششم، ش 62، ص 34.
از نظر برنامهسازان، اصل جذب مخاطب است به هر قیمت؛
گویا غیر از جاذبه جنسی که از همه ابزارها ارزانتر و سهلتر است هیچ ابزاری برای جذب مخاطب وجود ندارد.
مترقی نشان دادن افراد بدحجاب (نمایش حجاب به عنوان امر قدیمی سنتی) در برخی برنامههای نمایشی
گاهی سیما در برنامههای نمایشی خود نسبت به بسیاری از نمادها و سنتهای ارزشمند اسلامی و ملی بیتوجه بوده یا به تضعیف آنها پرداخته است.
برای نمونه به کارگیری چادر (حجاب برتر) ـ که خود یکی از مظاهر وقار، ابهت و عفاف زنان مسلمان محسوب میشود ـ برای نقشهای منفی و مشاغل سطح پایین جامعه مانند مستخدمه، کلفت و... در فیلمها و سریالها، تأثیری بسیار مخرب در ایجاد نگرش منفی نسبت به حجاب و حتی مذهب داشته است. متأسفانه این رویکرد را در برخی مجموعههای تلویزیونی میتوان دید که در آنها زنان چادری نقشی منفی و یا لااقل عقبافتاده دارند، اما زنان مانتویی، زنانی تحصیلکرده، موفق، مؤثر و اجتماعی هستند. در این خصوص آمار قابل توجهی ارائه شده است:
طبق ارزیابی به عمل آمده از ابتدای سال 80 13تا پایان سال 83 13در سریالهای تلویزیونی در 56 سریال پوشش چادر، تحقیر یا تضعیف شده است. بدین شکل که پوشش چادر اختصاص به زنان فقیر، بی سواد، مستخدمه، سالخورده، زنان درمانده و مفلوک مانند زنان بیوه، همسر مردان
معتاد نشان داده شده یا از آن به عنوان پوششی برای حضور در قبرستان، مجالس عزا یا زندان و غیره استفاده شده است.(1)
این در حالی است که به فرموده رهبر معظم انقلاب، چادر حجاب برتر است ولی در هیچ کجای رسانه ملی تجلی و بروز این سخن دیده نمیشود.
در اکثر سریالهای تلویزیونی روابط ناصحیح بین زن و مرد به طور مکرر و جذاب به تصویر کشیده میشود، در حالی که این رویه با سفارشات دینی و اخلاقی در تعارض است. دوستیها و انواع مراودات صمیمی و نزدیک زنان و مردان نامحرم با یکدیگر، نگاهها، شوخیها، درددلها، حتی گذراندن شب در خانه یا محلی تنها (مورد اخیر در سریالهای خارجی) اموری است که همه برخلاف فرهنگ اصیل عفاف است. گاهی اوقات در برخی فیلمها یا سریالها روابط دختر و پسر آنقدر محوری میشود که موضوعات اصلی فیلم تحت الشعاع قرار میگیرد و گاه فیلم پلیسی و جنایی هم که طبعا بیننده آن منتظر صحنههای اکشن و خشن است از یک قضیه رمانتیک و عاشقانه سردرمیآورد.
سریالهای خارجی مانند «گروه پلیس»، «هشدار برای کبرا 11» و نیز سریالهای ایرانی نظیر: «خانه پدری»، «بچههای خیابان»، «برای آخرین بار»،
1) 1. ر.ک: نگاهی اجمالی به پوشش چادر در سریالهای تلویزیونی ابتدای سال 80 تا پایان سال 83، مرکز پژوهشهای اسلامی صداو سیما، کد 294، 9/8/1384.
«طلسم شدگان»، «غریبانه» و... همچنین اختلاط مجریان زن و مرد در بسیاری برنامهها مانند مجموعههای «صبح و زندگی»، «تصویر زندگی»، «سیمای خانواده» و... به تدریج خواسته یا ناخواسته فرهنگ عفاف و حیا را تضعیف میکند.
در راستای تحقق ترویج فرهنگ حجاب و عفاف ابتدا باید قلمروها و سیاستهای کلی برنامههای سیما مشخص شده و سپس زمینههای عینی و عملی پرداختن به آن در قالب راهکار ارائه گردد.
این سیاستها و اصول کلی در کتاب «اهداف، محورها و اولویتهای برنامهسازی» در خصوص حجاب و عفاف در سال 1384 تعیین گردیده است و تمام برنامهسازان در گروههای مختلف از جمله گروه سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصاد، خانواده، کودک و نوجوان، جوان و... موظف به رعایت آن هستند. لازم به ذکر است که این اصول و سیاستها در جهت تعیین خطمشی برنامهسازی و جهتگیری آنها، سیاستهای خوبی است و چنانچه راهکارهای عملی این سیاستها تهیه شود میتواند راهگشای بسیار مناسبی در جهت ترویج فرهنگ حجاب و عفاف باشد. این سیاستها عبارتند از:
ـ تحقیر و تقبیح تبعیت و ترویج از رفتارهای غربی؛
ـ ایجاد تنفر نسبت به تقلید از پوشش و آرایش غربی؛
ـ اشاعه الگوی مناسب زندگی در پوشش و آرایش؛
ـ ترغیب به حفظ حریمهای ارزشی در برخورد با نامحرم؛
ـ ترغیب به خویشتنداری و تهذیب نفس؛
ـ تبیین آثار زیانبار روابط ناسالم و غیرشرعی دختران و پسران و ارائه الگوی روابط سالم؛
ـ تبیین آثار شوم رواج آداب و رسوم غربی میان زن و مرد؛
ـ طرح و تقبیح نگاه ابزاری غرب به زن؛
ـ تبیین آثار زیانبار آزادیهای نامشروع در جوامع غربی؛
ـ تبیین آثار مطلوب رعایت حدود اسلامی در ارتباط بین زن و مرد.(1)
از مطالعه این اصول این نتیجه حاصل میشود که از جهت خطمشی و سیاستگذاری کمبودی وجود ندارد. اما مهم، مرحله اجرا و محقق شدن این سیاستها و اصول است که تلاش و اقدامی جدی را میطلبد.
پیش از وارد شدن به بحث راهکارها نخست لازم است این مسئله تذکر داده شود که در برنامهسازی تلویزیونی به همان آسانی که میتوان هنجارهای قانونی جامعه مانند رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی را برای
1) 1. برگرفته از کتاب «اهداف، محورها، اولویتها و سیاستهای کلی تولید، تامین و پخش سال 1384» معاونت تحقیقات و برنامهریزی سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران.
مردم طرح یا القا کرد، نمیتوان پیامهای دینی و ارزشی را به مردم منتقل کرد. البته این مسئله به معنای نفی مطلق امکان پرداخت به مقولات ارزشی مانند حجاب، در تلویزیون نمیباشد، همچنان که تا کنون فیلمها و سریالهای ارزندهای در این خصوص تولید و پخش شدند.(1)ولی بیتردید تعهد دینی، دقت و مهارت در استفاده بجا و مناسب از شیوههای هنری دستاندرکاران سیما به ویژه عوامل تولید در حوزه پرداختن به امور دینی و ارزشی ضروری است. چرا که در صورت پرداخت ناشیانه و سطحی ممکن است به جای انتقال یک پیام مثبت دینی و ارزشی موجب وهن آن شده یا در مخاطب نسبت به آن حس وازنش ایجاد شود. بنابراین پرداختن به این نوع موضوعات حساسیت خاص دارد و خلاقیت در القا اینگونه مفاهیم را میطلبد. پس از ذکر این نکته، در این بخش پیشنهاداتی در جهت رفع آسیبهای موجود و ترویج فرهنگ حجاب و عفاف ارائه میشوند. این پیشنهادها به دو بخش راهکارهای غیربرنامهای و برنامهای تقسیم میشوند.
اولین و ضروریترین گام برای ترویج حجاب و عفاف از طریق تلویزیون این است که حجاب و عفاف بهطور مشخص تعریف شده و مرزهای آن بهطور شفاف مشخص گردد. تا زمانی که این امر صورت نگیرد
1) 1. برخی سریالهای پخش شده در رمضان سال جاری نمونههای خوب این مسئله هستند.
هرگونه تلاش جهت ترویج و فرهنگسازی در این زمینه بینتیجه خواهد بود.
برنامهساز باید بداند تعریف حجاب چیست؟ شالودههای حجاب و عفاف کدامند؟ حد نگاه کردن به نامحرم تا کجاست؟ اختلاط و مراوده و مکالمه زن و مرد تا چه اندازه و تحت چه شرایطی جایز است؟ در واقع منفک کردن بحث حجاب از عفاف، خطاست. حجاب یک آموزه دینی است که جزئی از کلیت برنامه عفاف دین است. نمیتوان فقط درباره حجاب صحبت کرد و از عفاف غافل شد. نباید نهایت اهتمام رسانه در زمینه حجاب، به پوشش ظاهری بازیگرر زن یا گریم چهره وی خلاصه شود.
عوامل تولید برنامههای تلویزیونی از جمله تهیهکننده، کارگردان، بازیگران و... در شکلگیری محصول و ارزشگذاری و القای پیام، تأثیر بهسزایی دارند. قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، رژیم طاغوت به تبعیت از نظام سرمایهداری جهانی به رواج فساد و ابتذال در میان هنرمندان پرداخت و اکثریت جامعه هنرمندان کشور را به فرهنگ وارداتی غرب آلوده ساخت. پس از پیروزی انقلاب تغییر و تحولهای چشمگیری در جامعه هنری به وجود آمد و هنرمندان متعهدی نیز قدم به عرصه تولید گذاشتند با این حال با توجه به گسترش کمی شبکهها و برنامههای تلویزیونی بجاست ضمن حمایت شایسته از هنرمندان متعهد موجود، برنامهریزی و سرمایهگذاری
جدی و گسترده برای تربیت هنرمندان متعهد و معتقد به اصول دینی، انجام شود. بنابراین در مسئله حجاب و عفاف نیز نباید از احراز تعهد برنامهسازان به این مسئله و نیز انتخاب برنامهسازان متعهد در گروههای برنامهسازی به ویژه در گروه فیلم و سریال غافل شد.
مناسب با پوشش غیراسلامی در حیطه مسئولیت خویش
در سازمان صدا و سیما، طیف گسترده مسئولین و مدیران اجرایی یکی از مهمترین و مؤثرترین ابزارهای قابل استفاده برای تحقق و ترویج فرهنگ حجاب میباشند. علاوه بر این باید تلاش کرد تا با تشویق و ترغیب مدیران انگیزه لازم و نیز زمینه قانونی فعالیت آنها را تأمین نمود تا از این طریق امکان استفاده بهینه از توانمندی خلاقیت و نفوذ آنان برای برخورد با پدیده مزبور فراهم شود.(1)
جهت چگونگی گسترش حجاب و عفاف در برنامه های تولیدی؛
در تولید فیلم های مفید ایرانی؛
1) 1. رضا حاج احمدی، طرح بهسازی پوشش و آرایش، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، اسفند 1379، کد 438، ص 76.
عفاف در فیلم هایشان.
قبل از پرداختن به راهکارهای خاص برنامهای، ذکر سه نکته در برنامهسازی، ضروری است:
از آنجا که ابعاد وجودی انسان عبارتند از بعد قلبی ـ عاطفی، ذهنی ـ نظری و عینی ـ رفتاری، به ناچار نقاط تأثیرگذاری برنامههای سیما بر مسائل انسانی نیز بر همین ابعاد منطبق میشود. به این ترتیب که تأثیرگذاری بر بُعد قلبی و عاطفی با هدف اصلاح یا تقویت نظام گرایشات و تمایلات، تأثیرگذاری بر بعد ذهنی ـ نظری با هدف اصلاح یا تقویت نظام افکار و تأثیرگذاری بر بعد عینی ـ رفتاری با هدف اصلاح یا تقویت نظام رفتار و اعمال سه فعالیت عمدهای است که میتواند در دستور کار برنامهسازی قرار گیرد.(1)
1) 1. ر.ک: مؤسسه تحقیقاتی و فرهنگی مفید، مبارزه با فقر و فساد و تبعیض باتمرکز بر نقش راهبردهای صدا و سیما، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، 1383، چاپ اول، ص 362.
بنابراین توجه به این نکته ضروری است که تأثیرگذاری بر مخاطبان در زمینه حجاب با توجه و کار توأم و مستمر در این سه محور میسر خواهد بود و مدیران و دستاندرکاران تهیه برنامه، نباید از هیچ یک از این سه بُعد فوق غافل شوند چرا که پرداختن صرف به بُعد ذهنی و فکری در برنامههای کارشناسی و علمی نمیتواند به تنهایی کارایی لازم را داشته باشد، همچنانکه ساخت برنامههایی که فقط ناظر به بعد عاطفی و احساسی مخاطب هستند نمیتواند تأثیرات دائم یا حداقل درازمدت را در مخاطب داشته باشد، همچنین تلاش در جهت الگودهی به اعمال و رفتار مخاطب بدون تأمین پشتوانه فکری و تحریک بعد عاطفی انسان بیثمر یا کم اثر و موقت خواهد بود.
با توجه به اینکه ایجاد تغییر، و فرهنگسازی در امری تدریجی است باید اولاً برنامهسازی در جهت ایجاد تغییر یا القاء ارزش و فرهنگ سازی در زمینه آن به طور مستمر ادامه داشته باشد، ثانیا باید برنامهها دارای کیفیت هنری بالا باشند. این دو نکته باید در برنامهسازی جهت ترویج فرهنگ حجاب و عفاف نیز رعایت شود. چرا که پرداختن به مسئله حجاب که یک پدیده فرهنگی است باید در طول زمان و به صورت مداوم و به تدریج صورت گیرد تا نتیجه مطلوب حاصل شود. و نباید با ساخت چند برنامه و پرداختن مقطعی به مسئله حجاب و عفاف گمان شود که این مسئله جایگاه
و شأن خود را در سیما یافته و نسبت به آن ادای دین و وظیفه شده است. این آفتی است که به شدت باید از آن پرهیز شود. لازمه کارآمدی برنامهسازی در این زمینه استمرار پویایی و توجه به ارتقا کیفی برنامههاست. همچنین رسانه نباید در این زمینه شتابزده عمل کند و بخواهد در زمان کوتاه برنامههای متعددی در این زمینه تولید کند که صرف نظر از کیفیت بالا یا پایین تولید آن، به دلیل بمباران خبری و اطلاعاتی در بینندگان حساسیت منفی و ازنش ایجاد نماید.
مخاطبان برنامهها یکی از اجزای مهم فرایند انتقال پیام بوده و در اثربخشی این ارتباط تأثیر قطعی دارند بنابراین شناخت نگرش، سلیقه، شخصیت و دیگر ویژگیهای مخاطبان یکی از ضروریات برنامهسازی است.
تحقیقات نشان میدهد تنها هنگامی میتوان به اثربخشی ارتباط اطمینان داشت که بررسی دقیق پیش از برقراری ارتباطات بر روی مخاطبان انجام گیرد.(1)
سیما نیز با توجه به گوناگونی مخاطبان با برنامهریزی دقیق و مخاطبشناسی کامل میتواند در زمینه القای ترویج عفاف و حجاب مؤثرتر
1) 1. علی میرسعید قاضی، مخاطبشناسی در روابط عمومی، فصلنامه مطالعاتی تحقیقاتی هنر هشتم، ش 1 و 2، 1378، ص 29.
عمل کند. به عنوان مثال در رابطه با مسئله حجاب و عفاف میتوان مخاطبان سیما را به چند گروه اصلی تقسیم کرد:
افراد معتقد و پایبند به اصل پوشش اسلامی؛
افرادی که به رغم گرایشهای دینی به رعایت حد لازم حجاب اسلامی معتقد و مقید نیستند؛
افرادی بیاعتقاد به دین و آموزههای نورانی آن.
در مورد گروه اول باید این اعتقاد و پایبندی را تقویت کرد و تلاش کرد از حساسیت آنها نسبت به مسئله عفت و پوشش کاسته نشود.
در مورد گروه دوم که غالبا برخلاف میل درونی و به دلیل شرایط خاص مانند تأثیرپذیری از اطرافیان، محیط، خانواده، آشنا نبودن با ضرورت حجاب اسلامی، احساس حقارت و... پوشش اسلامی ندارند باید نسبت به بالا بردن سطح آگاهی، تعمیق باورهای دینی و افزایش اعتماد به نفس و تلاش کرد و در مورد گروه سوم بهتر است از تأثیر در حفظ سلامت روحی زنان و نیز نقش به سزای آن در امنیت زنان و حفظ بنیان خانواده از زبان کارشناسان غربی و شرقی بر اساس پژوهشها و تحقیقات انجام شده در زمینه روانشناس و جامعهشناسی سخن گفت. بنابراین در برنامهسازی بایستی هر سه گروه از مخاطبان را مدنظر داشت.
در گروه فیلم و سریال و مجموعههای تلویزیونی توجه به موارد زیر میتواند در جهت گسترش فرهنگ شخصیتپردازی حجاب و عفاف مؤثر
باشد:
شخصیت پردازی
ـ از آنجا که همه بیعفتیها از نگاههای ناپاک و معنادار آغاز میشود قبل از تعلیم هر مسئله حتی حجاب باید کنترل نگاه را به جوانان آموخت و باید به موازات تعلیم حجاب به دختران، غیرت را به پسران تعلیم داد. متأسفانه در بعضی از فیلمها ملاحظه میشود پسران یا پدرانی از روی تعصبهای بیجا دختران را به شکل بسیار غیرمنطقی و گاه غیرانسانی محدود میکنند، در حالی که در فیلمهای داستانی میتوان تصویر زیبایی از غیرت و آثار مثبت آن ارائه کرد. مثلا در صحنهای زیبا رفتار مدبرانه و منطقی یک پدرو برادر به تصویر کشیده شود که با آگاهی و حوصله و متانت و درک درست از واقعیتهای اجتماعی و شناخت خصوصیات روانی فرزند یا خواهرشان، غیرت به خرج دهند و از دختران محافظت کنند. همچنین میتوان مهار کردن نگاه و رعایت حیا در نگاه کردن و برخورد صحیح با نامحرم را به زیبایی برای قهرمانان جوان فیلمها به تصویر کشید؛
ـ شخصیتپردازی مناسب از زنان محجبه ارائه شود؛ و کاراکترهای جوان و جذاب و جوانپسند و تحصیلکرده داستان پوشش اسلامی کامل داشته باشند؛
ـ از شخصیتپردازهای دستنیافتنی و آرمانی (زن باحجاب ماورایی و بدون علایق مادی و دنیوی) خودداری شود؛
ـ بهتر است در برنامهها شأن و منزلت چادر به عنوان حجاب برتر رعایت شود و از چادر به عنوان پوشش کاراکترهای ایفاکننده نقشهای منفی و حقیر مانند افرادی که دارای مشاغل پایین و نازل یا افراد مجرم و بزهکار استفاده نشود، مگر هنگامی که به تحقیر آن منجر نشود مثلاً وقتی که نقش منفی، آشکارا از چادر سوء استفاده کند یا ناچار به استفاده از آن باشد و...؛
ـ الگوهای مناسب حجاب در سریالهای مختلف، تکراری و خستهکننده و کلیشهای نباشند همچنین نباید از نظر زیباشناختی و گرایشهای فرهنگی جامعه نامناسب باشند؛
ـ بهتر است به جای استفاده از جذابیتهای جنسی زنان، از جذابیتهای عاطفی، عرفانی یا تربیتی آنان استفاده شود؛
ـ از نمایش رد و بدل شدن نگاههای مستقیم و عاشقانه بین دختر و پسر یا زن و شوهر همراه با موسیقی جذاب تأثیرگذار به خصوص در شخصیتهای مثبت پرهیز شود؛
ـ رفتار و حرکات کاراکترهایی که دارای پوشش مناسب و شخصیت مثبت هستند، جلف و زننده نباشد؛
ـ رفتار، برخورد و حرکات زنان و مردان نامحرم در برخورد با یکدیگر نباید مروج عادیسازی این نوع ارتباط که با روح حیا و عفاف مغایرت دارد، باشد.
ـ از نمایش عروس با لباس تنگ و بدننما به ویژه در اماکن عمومی و انظار مردم خودداری شود؛
ـ پوشش و نوع رفتار و سخن گفتن زنان هنگام روبهرو شدن با نامحرم تغییر کند. به عنوان مثال حجاب خود را تغییر داده یا حداقل آن را مرتب سازند تا بدین وسیله حساسیت زن مسلمان را نسبت به حجاب خویش یادآور شوند؛
ـ در سریالهای تاریخی مربوط به زنان اهل بیت علیهم السلام ترجیحا پوشش چادر برای زنان برجسته و مطرح مانند همسر یاران ائمه علیهم السلام و... استفاده شود؛ (به پوششهایی نظیر لباسهای بلند عربی و روسری اکتفا نشود)
ـ در ضمن فیلمها به تناسب داستان پوشش اسلامی از سوی کاراکترهای مثبت به طور مستقیم یا غیرمستقیم تشویق و تأیید شود؛
ـ از نمایش آرایش غلیظ و پوششهای نامناسب به عنوان نشانههای پیشرفت، تمدن و امروزی بودن پرهیز شود؛
ـ از نمایش بازیگران زن و مرد با لباسهای تنگ و چسبان که موجب نشان دادن برجستگیهای بدن آنها است، خودداری شود؛
ـ در طراحی پوشش بازیگران نباید از لباسهای منقوش به آرم، تصویر نامتعارف، نوشتهها و نمادهای فرهنگی بیگانه، علائم فرقههای ضاله، گروههای منحرف، نمادها و علائم بازرگانی بدون دلیل برنامهای خاص
1) 1. برگرفته از کتاب «اهداف، محورها، اولویتها و سیاستهای تولید، تامین و پخش سال 1384».
مانند نقشهای منفی، استفاده شود؛
ـ حتیالامکان از نشان دادن مادران چادری در کنار دختران جوان غیرچادری اجتناب شود، مگر اینکه اقتضای خاص داستان و شخصیتپردازی چنین امری را ایجاب کند؛
ـ شایسته است از نمایش چهره زنان جوان و جذاب در نمای بزرگ و نزدیک جز در موارد ضروری که استفاده از جذابیتهای ظاهری وی تلقی نشود خودداری شود؛
ـ تأکید بر نقش حجاب به ویژه چادر و ارزش و اهمیت خانمهای محجبه در دید دیگران با تعریف و تمجید از حجاب و نجابت آنان میتواند به طور ضمنی در فیلمها به خوبی طرح شود و تأثیر بیشتری از پیامهای مستقیم داشته باشد؛
ـ از برخی پوششهای محلی و ملی که علاوه بر زیبایی و جذابیت، توجه به جذابیت جنسی زنان را کمرنگ میکند بجا و بنابر ضرورت داستان استفاده شود؛
ـ استفاده از پوشش چادر منحصر به اماکنی مانند زندان، قبرستان و... ـ که خاطرات بدی را از چادر در ذهن بجا میگذارد ـ نباشد؛
ـ از طراحی پوششهایی که دارای تبرج و خودنمایی هستند خودداری شود؛
ـ از تنوعطلبی و مدگرایی مفرط در پوشش زنان (تغییر پوشش در هر سکانس بدون ضرورت) خودداری شود.
مهمترین موضوعات پیشنهادی در برنامه های کارشناسی، میزگرد و... عبارت است از:
ـ بیان اهداف شوم استعمارگران در ترویج فرهنگ برهنگی و تبیین آثار سوء فرهنگ برهنگی در جوامعی که در این زمینه از غرب پیروی کردهاند؛
ـ بیان فلسفه و ثمرات فردی و اجتماعی حجاب و عفاف و آثار سوء و مضرات بدحجابی یا بیحجابی در زمینه فردی، خانوادگی، اجتماعی؛
ـ بیان آثار سوء فرهنگ برهنگی در کشورهای اروپایی و امریکایی با استناد به آمارها و شواهد و مقالات و پژوهشهای انجام شده در خارج از کشور؛
ـ بیان علل و آثار روانشناختی و اجتماعی تبرج و بدحجابی به گونهای که ناهنجار بودن تبرج و بدحجابی به مانند یک بیماری به خوبی آشکار شود و همچنین بیان عوامل و ریشههای روانشناختی و اجتماعی حجاب و عفاف؛
ـ بیان احکام شرعی حجاب همراه با مستندات قرآنی و روایی؛
ـ تبیین برخی آیات سوره نور و دیگر آیات و احادیث مربوط به پوشش مناسب برای قشرهای جوان و فرهیخته.
ـ تبیین علل و ریشههای شیوع بدحجابی در جامعه و نقش عوامل مختلف (خصوصا رسانههای بین المللی مثل اینترنت، ماهواره و...) در تضعیف حجاب و فرهنگ عفاف؛
ـ تبیین ارتباط حجاب و عفاف با اصول و باورهای اعتقادی؛
ـ تبیین مقام، کرامت و منزلت زن و لزوم ارضاء نیاز و میل به خودنمایی، خودآرایی در شکل و جهتی صحیح و سازنده؛
ـ بیان ریشههای تاریخی حجاب در ادیان و جوامع اصیل و...؛
ـ تحلیل حرکت رو به گسترش حجاب اسلامی در کشورهای اروپایی و بررسی علل و عوامل آن و نیز مقابله خصمانه دولتهای اروپایی با رشد حجاب اسلامی؛
ـ تحریک احساسات مادران و غیرت پدران نسبت به رعایت پوشش مناسب و آگاهی دادن به والدین نسبت به نحوه برخورد صحیح و دوری از افراط و تفریط با فرزندان خود، در زمینه رعایت حجاب و عفاف در برنامههای مربوط به خانواده و برنامههای اجتماعی.
ـ توصیه های اجرایی در برنامه های کارشناسی
ـ چنانچه نکات ذیل در تولید برنامههای کارشناسی مورد توجه قرار گیرد، برنامه موفقتر خواهد بود.
ـ استفاده از کارشناسان خبره، صاحبنظر که با مسائل روز و شبهات جدید آشنا باشند بر غنا و پویایی بحث خواهد افزود؛ علاوه بر جلب مخاطبان بیشتر تأثیرات اجتماعی برنامه را بیشتر خواهد کرد.
ـ طرح نظرات مخالف و سؤالات مردمی در این زمینه و پاسخگویی به آنها؛
ـ ارائه مطالب دقیق مستدل، و علمی و پرهیز از طرح مطالب سطحی و سلیقهای؛
ـ بیان نظرات مثبت دانشمندان و سیاستمداران جهانی نسبت به پوشش اسلامی.
ـ احکام پوشش به شیوه جذاب در قالب کارتون، نمایش عروسکی، سرودهای جذاب داستانیهای شیرین و بازیهای کودکانه آموزش داده شود؛
ـ شایسته است مجریان زن که مجری برنامههای زنده و شاد سیما هستند و نزد کودکان دارای محبوبیت میباشند از چادر استفاده کنند و یا از پوشش چادر با احترام یاد کنند؛ همچنین مجریان محبوب برنامه کودک و نوجوان با زبانی ساده به بحث حجاب و لزوم آن اشاره کنند؛ یا در گفتوگو با کودکان و نوجوانانی که پوشش اسلامی دارند، این نحوه پوشش آنان را تشویق کنند.
ـ بهتر است موضوع به تکلیف رسیدن دختران و ملزم شدن به حجاب اسلامی در قالبی زیبا سوژه برنامه قرار گیرد؛
ـ بهتر است پیامهای مربوط به حجاب توسط خود کودکان با زبان شیرین مطرح شود؛
ـ در برنامهها و ولههایی که برای برنامه کودک و نوجوان ساخته میشود از تصاویر کودکان باحجاب در حال بازی و شادی و خنده استفاده شود؛
ـ بایستی تمهیداتی به کار گرفته شود تا کودکان و نوجوانانی که در برنامه حضور پیدا میکنند، خصوصا دخترانی که به سن تکلیف یا حدود آن میرسند از پوشش مناسبی برخوردار باشند؛
ـ در مصاحبه با نوجوانان، موضوعات جالبی نظیر: «اولین روزی که با حجاب شدم و...» مطرح شود؛
ـ مسابقات متنوع با موضوع پوشش اسلامی: مانند مسابقات هنری (نقاشی، طراحی شعر...) مسابقه احکام پوشش، حفظ احادیث حجاب، کتابخوانی، خاطرهنویسی و... برگزار شود؛
ـ مناسب است در برنامهها خصوصا برنامههای نمایشی مدلها و الگوهای کامل، جذاب و باحجاب به منظور اقناع روحیه پرنشاط و تنوعطلب کودکان و نوجوانان معرفی شود.
ـ افرادی که از واقعه کشف حجاب در ایران، اطلاعات جالب و شنیدنی دارند؛
ـ مسئولین و دستاندرکاران نظام اسلامی و اینکه چه اقداماتی برای گسترش عفاف و حجاب در سطح جامعه انجام داده میدهند؛
ـ جوانانی که به جرم فساد اخلاقی در ندامتگاهها به سر میبرند و شروع و یا علت انحراف آنها بیعفتی بوده است.
ـ تهیه گزارشاز زنان خارجی مسلمان و محجبه بهویژه زنان جوان.
ـ در اخبار فرهنگی نیز میتوان برخی از بیانات جدید و مناسب متفکرین و نخبگان جهان را در ارتباط با اهمیت حجاب و عفاف و نقش آن در پیشگیری از جرائم و ناهنجاریها بیان کرد.
ـ میتوان تحلیلی گزارشگونه از ناهنجاریهای اجتماعی و نقش بیحجابی در پیدایش آن در تحلیلهای بعد از خبر ارائه کرد؛
ـ انعکاس مستمر اخبار مربوط به گرایش رو به رشد زنان جهان به اسلام و حجاب اسلامی و شرح مبارزه آنها برای حفظ حجاب مناسب است.
سخن آخر
حجاب و عفاف پیش از آنکه یک مسئله فقهی و شرعی باشد، یک فرهنگ است که گسترش آن نیازمند برنامهریزی طولانی مدت است. این مهم گرچه بر عهده تک تک نهادهای فرهنگی و اجتماعی است ولی در این میان جایگاه رسانه از ارزش و اهمیت بیشتری برخوردار است و در این جهت آسیبشناسی سیاستها و عملکردهای گذشته رسانه ملی، در جهت ترویج فرهنگ حجاب و عفاف و یافتن راهکارهایی در این جهت امری ضروری است. نکته دیگری که از آن نباید غافل شد این است که رسانه همیشه نباید تابعی از سطح متوسط جامعه باشد. بنابراین این گفته که چون هنوز در جامعه مسئله حجاب حل نشده، پس نباید رسانه در این زمینه کاری انجام دهد، سخنی غیر مسنولانه و خطاست. رسانه جمعی تلویزیون خود یک نهاد فرهنگی و رسالت آن ترویج فرهنگ اصیل حجاب و عفاف تصحیح باورها و گرایش های غلط اجتماعی است.
رسانه ملی موظف است علاوه بر توجه به نیازهای مخاطب و برآورده کردن آن در برنامهسازی باورهای دینی و سنّتهای پسندیده جامعه را مبنای برنامهسازی قرار دهد و در این راه تعامل گروههای برنامهسازی با مراکز پژوهشی دینی و نیز ارتباط با مراجع عظام تقلید کار ساز خواهد بود. همچنین در این میان ضروری است مراکز حوزوی و دانشگاهی با همکاری اصحاب رسانه جهت تدوین فقه رسانهای در زمینههای مختلف از جمله حجاب و رابطه زن و مرد که از مباحث بنیادین و کلیدی است تلاش و همت جدی داشته باشند تا در پرتو آن بسیاری از ابهامات برطرف شده و جلوی اعمال سلیقه و نظرهای شخصی گرفته شود.
آذرنوش، آذرتاش، فرهنگ معاصر عربی به فارسی، نشر نی، چاپ اول، 1379.
آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و دررالکلم، تصنیف: مصطفی و حسین درایتی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ دوم، 1378.
آنچه زنان و دختران درباره حجاب باید بدانند، به اهتمام: دفتر مشاور رئیس سازمان در امور جوانان، نشر سروش، چاپ اول، 1383.
اورت ای. دنیس، ملوین فلور، شناخت ارتباطات جمعی، ترجمه: سیروس مرادی، انتشارات دانشکده صدا و سیما، چاپ اول، زمستان 1383.
حاج احمدی، رضا، طرح بهسازی پوشش و آرایش، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، اسفند 1379، کد 438.
حداد عادل، غلامعلی، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگ، تهران، سروش، چاپ ششم، 1374.
دهخدا، علیاکبر، لغتنامه دهخدا، تهران، سازمان لغتنامه دهخدا.
راغب الاصفهانی، ابوالقاسم الحسین، المفردات فی غریب القرآن، دفتر نشر الکتاب، چاپ دوم، 1404 هـ .ق.
صبری، حمید، آشنایی با دانش ارتباطات، چاپ اول.
طیبی، ناهید، مقاله «هرم عفاف از حیا تا حجاب»، نشریه پیام زن، سال 15، ش 5، مرداد 1385.
عامری، حمیده، مقاله «گستره عفاف به گستردگی زندگی»، فصلنامه کتاب زنان، ش 12.
عاملی، حر، وسائل الشیعه، مکتبة الاسلامیه، تهران، چاپ هشتم، 1373.
علاسوند، فریبا، مقاله «جستاری در آسیبشناسی حضور زن مسلمان در رسانه»، فصلنامه پژوهش و سنجش، ش 38 (ویژه رسانه و زن)، تابستان 1383.
قرشی، علیاکبر، قاموس قرآن، دارالکتب الاسلامیه، چاپ هشتم، 1378.
لویس، معلوف، المنجد، ترجمه: محمد بندرریگی، تهران، ایران، چاپ اول، 1375.
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، کتابچی، چاپ چهارم، 1373.
محمدی ریشهری، محمد، میزان الحکمة، مکتب الاعلام الاسلامی، چاپ چهارم، 1372.
مرکز طرح و برنامهریزی، جزوه سیاستهای اجرایی افق رسانه، سال 1385.
مطهری، مرتضی، مسئله حجاب، چاپ چهل و پنجم، صدرا، 1375.
معتمدنژاد، کاظم، وسایل ارتباط جمعی، تهران، دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی، 1355.
مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه، چاپ هشتم، تابستان 1369.
موسوی خمینی، روح الله، صحیفه نور، تهران، وزارت فرهنگ ارشاد اسلامی.
میرسعید قاضی، علی، مخاطبشناسی در روابط عمومی، فصلنامه مطالعاتی تحقیقاتی هنر هشتم، 1378.
مؤسسه تحقیقاتی و فرهنگی مفید، مبارزه با فقر و فساد و تبعیض با تمرکز بر نقش راهبردهای صدا و سیما، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، چاپ اول، 1383.
ناظمزاده قمی، سید اصغر، جلوههای حکمت گزیده موضوعی کلمات امیرالمؤمنین، دفتر نشر الهادی، چاپ اول، 1373.
نایت، آرتور، تاریخ سینما، ترجمه: نجف دریابندی، امیرکبیر، چاپ پنجم، 1371.
نراقی، محمدمهدی، جامع السعادات فی موجبات النجاة، تصحیح: سید محمد کلانتر و محمدرضا مظفر، قم، اسماعیلیان، چاپ سوم.
ولایتی، علیاکبر، فرهنگ و تمدن اسلامی، قم، دفتر نشر معارف، 1384.
هاشمی رکاوندی، سید مجتبی، مقدمهای بر روانشناسی زن، قم، شفق، 1368.