ghaemiyeh.com
سرشناسه : ایرانی حسین ۱۳۲۵ - ۱۳۸۷.
عنوان و نام پدیدآور : منجی موعود عجالله تعالی فرجهالشریف از منظر نهجالبلاغه/ تالیف حسین ایرانی .
مشخصات نشر : قم : مسجد مقدس جمکران ، ۱۳۸۴.
مشخصات ظاهری : [۱۰۱] ص.
شابک : ۴۰۰۰ ریال 964-8484-61-9
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
یادداشت : کتابنامه ص [۱۰۰] - ۱۰۱؛ همچنین به صورت زیرنویس موضوع : علیبن ابیطالب (ع)، امام اول، ۲۳ قبل از هجرت - ۴۰ق -- نظریه درباره محمدبن حسن (عج)
موضوع : Ali ibn Abi-talib, Imam I -- Views on Muhannad ibn Hasan
موضوع : محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم، ۲۵۵ق. - -- احادیث
موضوع : Muhammad ibn Hasan, Imam, 870 -
موضوع : علیبن ابیطالب، (ع)، امام اول، ۲۳ قبل از هجرت - ۴۰ق . نهجالبلاغه -- محمد بن حسن (عج)
موضوع : Ali ibn Abi-talib, Imam I. Nahjol - Balaghah -- Muhammad ibn Hasan
موضوع : مهدویت-- انتظار-- احادیث
موضوع : Mahdism -- Waiting* -- Hadiths
شناسه افزوده : مسجد جمکران رده بندی کنگره : BP۳۸/۰۹/م۳الف۹ ۱۳۸۴
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۹۵۱۵
شماره کتابشناسی ملی : م۸۴-۴۶۲۲۴
منجی موعود عجالله تعالی فرجهالشریف از منظر نهجالبلاغه
تالیف حسین ایرانی
سرشناسه : ایرانی حسین ۱۳۲۵ - ۱۳۸۷.
عنوان و نام پدیدآور : منجی موعود عجالله تعالی فرجهالشریف از منظر نهجالبلاغه/ تالیف حسین ایرانی .
مشخصات نشر : قم : مسجد مقدس جمکران ، ۱۳۸۴.
مشخصات ظاهری : [۱۰۱] ص.
شابک : ۴۰۰۰ ریال 964-8484-61-9
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
یادداشت : کتابنامه ص [۱۰۰] - ۱۰۱؛ همچنین به صورت زیرنویس موضوع : علیبن ابیطالب (ع)، امام اول، ۲۳ قبل از هجرت - ۴۰ق -- نظریه درباره محمدبن حسن (عج)
موضوع : Ali ibn Abi-talib, Imam I -- Views on Muhannad ibn Hasan
موضوع : محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم، ۲۵۵ق. - -- احادیث
موضوع : Muhammad ibn Hasan, Imam, 870 -
موضوع : علیبن ابیطالب، (ع)، امام اول، ۲۳ قبل از هجرت - ۴۰ق . نهجالبلاغه -- محمد بن حسن (عج)
موضوع : Ali ibn Abi-talib, Imam I. Nahjol - Balaghah -- Muhammad ibn Hasan
موضوع : مهدویت-- انتظار-- احادیث
موضوع : Mahdism -- Waiting* -- Hadiths
شناسه افزوده : مسجد جمکران رده بندی کنگره : BP۳۸/۰۹/م۳الف۹ ۱۳۸۴
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۹۵۱۵
شماره کتابشناسی ملی : م۸۴-۴۶۲۲۴
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
اللّهمّ أخرجنی من ظلمات الوهم وأکرمنی بنور الفهم
اللّهمّ افتح علینا أبواب رحمتک وانشر علینا خزائن علومک
برحمتک یا أرحم الراحمین
مفاتیح الجنان
خدایا! مرا از تاریکیهای وهم و خیال بهدر آر و به روشنی فهم گرامی دار.
خدایا! دربهای رحمتت را برمابگشا و گنجینههای دانشهایت را برما بازفرما.
به رحمت خودت، ای مهربانترین مهربانان!
وارث رسولان و صالحان تاریخ
خورشید شام تار عالم و ماه تمام تابان
زداینده ظلمها وظلمتها
زیباترین پگاه پیروز و امید هستی
رافع همه اندوهها و بلاها
بهار پاینده مردمان و شادیبخش روزگاران
پرشکوهترین شکوفه ناشکفته حضرت زهرا و علیعلیهما السلام
و به پدر و مادر مرحومم که با عشق و مهر او پرورشم دادند.
اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلی آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَهِ وَفی کُلِّ ساعَهٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.
تصویر
چه زیباست شخصیت خاتم الاوصیاء را در آینه بیان سیّد الاوصیاء مشاهده نمودن!
چه گویا و پُر پیام است، روش و منش منجی بشریت را در نهج البلاغه(1)مولا امیرالمؤمنینعلیه السلام دیدن!
چه دلنشین است قصههای یوسف زهرا را از زبان پدر مظلومش علیعلیه السلام شنیدن!
چه سبز و بهاری است داستان سرو بوستان بشریت را در ترنّم و زمزمههای باغبان امیدها، جست و جو کردن!
چه عرفانی و جانآفرین است از کلام امام العارفین، به سیره و سیمای فروزنده فرزندش حضرت مهدی - عجّل اللَّه فرجه الشریف - راه یافتن.
چه پسندیده و پربهاست شیوه حکومت بزرگ حاکم آینده گیتی را از حکمتهای برترین حاکمان تاریخ آموختن و زمامداری حق و عدل مهدوی را از کتاب تبلور ادب و عدل علوی به نظاره نشستن.
و چه مبارک و مقدّس مینماید راهیابی نور از نور که مطمئنترین طریق معرفت امامان نور میباشد: «وإنّ الآیات یُفسّر بعضها بعضاً». و نوشتار حاضر عهدهدار این راه و رسالت است و به مهدیپژوهی از مسیر نهج البلاغه میپردازد. ان شاء اللَّه مقبول حق و مفید حقطلبان قرار گیرد. حسین ایرانی
1) 1. شماره خطبهها، نامهها و حکمتها در کتاب بر اساس نهجالبلاغه با ترجمه فیض الاسلام میباشد.
در نهج البلاغه از امام علیعلیه السلام بیانات و خطبههای متعدّدی پیرامون حوادث و فتنههای آینده نقل شده است که این پیشگوییها، گاه(1)نسبت به شهر و مکان خاص بوده، (مانند جنگها وحوادث سختی که در شام، کوفه «خطبه 47»، بصره «خطبه 13» و عراق رخ خواهد داد) گاه مربوط به فتنه فرقهها و احزاب و افراد مشخصی میباشد (مانند فتنه خوارج «خطبه 5» و بنیامیّه و ...) و گاه به صورت کلّی و مطلق از تحولات سیاسی اسلام و حوادث جامعه جهانی و آزمونهای امّت در آیندههای دور و نزدیک خبر داده است؛ مثل خطبههای 151 و 107 و 101 و ... .
این پیشگوییها به خاطر عدم تصریح و منحصر نبودن به زمان و مکان یا فرد خاص، قابل انطباق و تسرّی بر مصادیق گوناگون میباشد، از فتنه معاویه و بنیامیه و بنیعباس گرفته تا حکّام ستمگر و توطئههای رژیم صهیونیستی
1) 2. خبر دادن از آینده و پیشگوییهای آن حضرت نه تنها بیانگر علوم فراوان و دانش فراگیر امامعلیه السلام میباشد، بلکه گواه مهر و رحمت حضرتش به امّت بوده تا در گرداب بلاها گرفتار نگردند و از طرفی اتمام حجت بر دنیاگرایان فتنهگر است. به علاوه عامل تلاش برای رهیابی به آینده و تشویق به آموختن علم آن است. مضافاً این معنا را اشاره دارد که پیشوای راستین و امام به حق باید قدرت تحلیل تاریخ و توان علمی از فرداها را داشته باشد، افزون بر آنچه گذشت از این رهگذر مؤمنان واقعی ومطیع امامعلیه السلام از مدعیان ضعیف الایمان شناخته خواهند شد.
و استکبار جهانی آمریکا و دجّال و سفیانی و آشوبهای عظیم آخرالزمان در هنگام ظهور و قیام حضرت مهدی موعودعلیه السلام که در این مختصر به برخی از آنها اشاره خواهیم داشت.
قابل توجّه اینکه اگرچه سیّد شریف رضیرحمه الله گردآورنده نهجالبلاغه، تمام پیشگوییهای امام علیعلیه السلام را ثبت و نقل نکرده، لیکن ابن ابی الحدید تعداد بیشتری از آنها را که تحقیق کرده و از صحّتش اطمینان یافته، آورده است.
اگر علم غیب منحصر به خدا میباشد پس این همه خبر دادن از آینده و پیشگوییهای امیرالمؤمنین علی و امامانعلیهم السلام چیست؟
جواب: در اینکه علم غیب در حقیقت و بالذات نزد خداوند میباشد، شکی نیست، لیکن خدای متعال آن را به پیامبرصلی الله علیه وآله و برخی عطا فرموده که در اینجا به بعضی از دلایل آن اشاره میکنیم:
«عالِمُ الْغَیْبِ فَلا یُظْهِرُ عَلَی غَیْبِهِ أَحَداً * إِلّا مَنِ ارْتَضَی مِنْ رَسُولٍ...»(1)خداوند دانای غیب است و هیچ کس را بر غیب خود آگاه نمیکند مگر آنکه مورد رضای او باشد (هرکه را او پسندد) از رسول و فرستاده برگزیده خود.
«وَما کانَ اللَّهُ لِیُطْلِعَکُمْ عَلَی الْغَیْبِ وَلکِنَّ اللَّهَ یَجْتَبِی مِنْ رُسُلِهِ مَنْ یَشآءُ...»(2)و خداوند برآن نیست تا شما را از غیب آگاه سازد ولی خدا ازمیان رسولانش هرکه را بخواهد برمیگزیند (و از
اسرار نهان به میزانی که نیاز نبوت و رهبری اوست در اختیارش قرار میدهد).
در تفسیر این آیه، امام رضاعلیه السلام میفرماید:
«فرسول اللَّه عند اللَّه مرتضی ونحن ورثة ذلک الرسول الّذی أطلعه اللَّه علی ما یشآء من غیبه فعلّمنا(1)رسول خدا نزد خداوند برگزیده شده و ما وارثان اوییم که خدا پیامبر را برآنچه از غیبش میخواهد آگاه نموده و پیامبر هم به ما آنچه بود و تا قیامت رخ خواهد داد را آموخته است.»
بنابراین مقصود از اختصاص علم غیب به خدا، علم ذاتی و استقلالی است و هیچ فردی مستقلاً آگاهی از غیب ندارد و آنچه دارد از او و جنبه تبعی دارد.
«یا أخاکلب! لیس هو بعلم غیب، وإنّما هو تعلّم من ذی علم...(2)ای برادر کلبی! این (اخباری که اطلاع میدهم) علم غیب نیست، بلکه دانشی است که از صاحب علم (پیامبرصلی الله علیه وآله) آموختهام. همانا علم غیب، علم قیامت و آنچه خدا در این
آیه (آیه 34 سوره لقمان) برشمرده میباشد... غیراز اینها، علمی است که خداوند به پیامبرش تعلیم داده (علم غیب اکتسابی است) و او به من آموخته است، پیامبرصلی الله علیه وآله برای من دعا کرد تا خدا این علوم و اخبار را در سینهام جای دهد و استخوانهای پهلویم (خاطرم) آنرا در برگیرد و نگهدارد.»
«واللَّه! لو شئتُ أن أخبر کلّ رجل منکم...(1)به خدا سوگند! اگر بخواهم امور هریک از شما را خبر دهم میتوانم... و به خدایی که پیامبرصلی الله علیه وآله را به حق برگزیده، جز سخن راست نگویم، تمامی این علوم را او به من سپرده است، جایگاه و فرجام هر هلاک شونده یا نجات یابنده، خلافت و آنچه بر سرم بگذرد، همه را در گوشم نهاد و به من آموخت.»
«سلونی! واللَّه لاتسألونی عنشیء یکون إلی یوم القیامة إلّا أخبرتُکم(2)از من بپرسید که به خدا سوگند از هیچ حادثهای تا قیامت نمیپرسید مگر آنکه به شما خبر خواهم داد.»
را از منابع و مدارک متعدّد علمای اهل تسنّن نقل کرده است. به علاوه در اصول کافی و بحار الانوار روایات متواتر نسبت به علم ائمّه معصومینعلیهم السلام
و در کتاب فضائل الخمسه روایات فراوانی از کتب اهل سنّت در علم فوق العاده امیرالمؤمنین حضرت علیعلیه السلام نقل شده است.(1)
البته آموختن پیامبرصلی الله علیه وآله به اجمال بوده که حضرت علیعلیه السلام را از اسرار جهان آگاه ساخته، همانگونه که حضرت میفرماید: در ساعات پایانی عمر پیامبرصلی الله علیه وآله بود که مرا طلبید:
«علّمنی ألف بابٍ ینفتح لی من کلّ بابٍ ألف بابٍ(2)هزار باب از علم و اسرار الهی را به من آموخت که از هر یک، هزار باب دیگر به رویم میگشاید.»
بر این اساس آگاهی امامان معصومعلیهم السلام از احکام دینی، احوال افراد، جوامع، آینده و غیب عالم به طور مستقل و ذاتی نبوده بلکه خدای خالق از اقیانوس نامتناهی علوم خود (به خاطر پاکی باطن و عبودیت و قرب ائمّهعلیهم السلام به او) به آنان عطا فرموده است.
«یَعْطِفُ الْهَوی عَلَیالْهُدی إِذا عَطَفُوا الْهُدی عَلَی الْهَوی وَیَعْطِفُ الرَّأْیَ عَلَی الْقُرْآنِ إِذا عَطَفُوا الْقُرْآنَ عَلَی الرَّأْیِ»(1)
ترجمه: «(وقتی مصلح موعود قیام کند) خواستهها و هواهای نفسانی را به هدایت برمیگرداند (تابع وحی میکند) آنگاه که مردمان، هدایت را تابع هواهای خویشتن قرار دهند، و نظریهها و افکار مختلف را تابع قرآن میسازد هنگامی که تفسیر به رأی کنند و نظریههای خود را (برتری دهند و) بر قرآن تحمیل نمایند.»
واژهها: عطف: میل، مهربانی، بازگرداندن.
توضیح و تفسیر:
مفسرین نهج البلاغه این خطبه را یکی از پیشگوییهای امام علیعلیه السلام نسبت به حوادث عظیم آینده و قیام حضرت مهدیعلیه السلام میدانند.(2)
به طور کلی میتوان این فراز از خطبه را به دو بخش تقسیم کرد:
الف) شرایط و وضعیت جامعه جهانی قبل از ظهور آن رهبر الهی که همان منزوی گشتن حقایق قرآنی و فراگیر شدن فساد و فتنهها (در همه زمینههای زندگی فردی،اجتماعی، فرهنگی،سیاسی و اقتصادی) و بدعتهاو تحریفها در اندیشه و عمل و ادیان میباشد.
البته همانگونه که علیعلیه السلام میفرماید، تمام مفاسد (از اولین جنایتی که توسط قابیل رخ داد تا انواع ظلمها و بیبند و باریها و بزرگترین جنگهای جاهلانه بشری) ریشه در پیروی از کششهای حیوانی و ترک تبعیت از عقل و وحی دارد.(1)و این هواپرستی و تحریف و بدعتگذاری در آخرالزمان آنقدر گسترش مییابد که امام صادقعلیه السلام میفرماید:
«هنگام قیام حضرت مهدیعلیه السلام، مردم جاهل سختتر از جاهلان عصر پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله که سنگ و چوب میپرستیدند، در برابر آن حضرت میایستند و با تأویل و تحریف در کتاب خدا بر ضدّ او احتجاج میکنند.»(2)
و نیز در رابطه با نابسامانیهای جامعه، قبل از قیام حضرت مهدیعلیه السلام، نزال بن سیره نقل میکند: روزی حضرت علیعلیه السلام ما را مخاطب قرار داده، بعد از حمد و ثنای الهی سه مرتبه فرمود: بپرسید از من قبل از آنکه مرا نیابید. سپس صعصعة بن صوحان برخاست و گفت: ای امیرالمؤمنین! دجّال چه زمانی خروج میکند؟
حضرت فرمود: به خاطر بسپار علایم آن زمان را؛ «هنگامی که نماز را بمیرانند (حرکات ظاهری هست ولی روح و حیات نماز واقعی را ندارد) و امانت را ضایع کنند، کذب و دروغگویی را حلال و مجاز شمرند، رباخوار شوند، رشوه گرفتن رایج گردد، ساختمانهای زیبا و برافراشته بسازند، دین را به دنیا بفروشند، نادانان ناصالح را به کار گمارند، زنان مشاور امور شوند، صله رحم و پیوندهای خویشاوندی قطع گردد، دنبال هواهای نفسانی (آرا و سلیقههای شخصی و گروهی) روند، خون افراد بیارزش شود (قتل و خودکشی و کشتار انسانها در جنگ و... زیاد شود)، حلم و بردباری، ضعف و ناتوانی به حساب آید، ظلم و ستم مایه فخر و مباهات شود، گناهکاران امیر و کارگزار شوند و وزیران ظالم و عرفا، خائن و قاریان فاسق گردند، شهادت و گواهی دادن باطل ظاهر شود، قبح گناه برداشته و خلافها، تهمت و گناه و تجاوز علنی گردد.
قرآن و مسجدها به ظاهر زیور و آراسته، و منارهها زیاد و بلند شود، اشرار و بدان مورد اکرام قرار گیرند، صفها زیاد و ازدحام شود، هواها، آرا و قرائتها مختلف، عهدها شکسته و موعود نزدیک گردد، زنان در تجارت و امور اقتصادی با همسرانشان مشارکت کنند به خاطر حرص و طمع دنیا، صداها و تبلیغات فاسقان (سایتها و سیدیهای ضد اخلاقی در همه جا) بالا رود و همه جا شنیده شود و از افراد سبکسر و فرومایه، سرپرست گروه و حزب شوند.
خلافکار به خاطر ترس از شرّش حفظ و دروغگو تصدیق شود و خائن
امین شمرده شود. آوازها، ترانهها و سرودها و آهنگهای قبیح و آلات موسیقی و بازی فراوان گردد. آخر امّت، اولش را لعن کند، زنان بر زینها سوار شوند، زنان به مردان و مردان به زنان خود را شبیه نمایند، شاهد بدون مشاهده چیزی شهادت میدهد و... .
سپس اصبغ بن نباته میپرسد: ای امیرالمؤمنین! دجّال کیست؟ حضرت خصوصیات او را بیان نموده، میفرماید: سرانجام در روز جمعه (آنکه حضرت عیسیعلیه السلام پشت سرش نماز میگزارد) او را به قتل میرسانند.
در پایان صعصعه توضیح میدهد: آنکس که حضرت عیسی بن مریمعلیهما السلام پشت سر او نماز میگزارد، امام دوازدهم از عترت پیامبرصلی الله علیه وآله نهمین فرزند حسین بن علیعلیهما السلام خورشید فروزان بوده که مقابل رکن و مقام ظاهر میشود، زمین را پاک گرداند و میزان را وضع و عدالت را استقرار بخشد، پس هیچ کس ظلمی نکند و ستمی انجام نگیرد... .(1)
آری، آنگاه که آدمی در نبود نور و گرمای خورشید بشریت و در محاصره تاریکیها و تهدیدها قرار گیرد، امید و انتظار به مصلح خدایی پیدا نموده و با تمام وجود، ضرورت او را احساس میکند.
ب) برنامههای بلند عملی و اهداف آرمانی آن حضرت در همه ابعاد جامعه که هدایت همگان به سوی حق و عدل و قوانین قرآن و رهایی انسانها از بند اسارت هواهای حیوانی، فساد و فسق و فریب کاریهاست «یعطف الهوی علی الهدی...» به گونهای که جهان خزان دیده و زمستان زده، بیبرگ
1) 15. بحار الانوار: ج 52 ص 192؛ و ر.ک به: یوم الخلاص: ص 308.
و خالی از عدل و آزادی، با ظهور آن بهار راستین حق، سراسر جهان، بهاران، زیبا و لذتبخش شود، همانطور که در زیارت او میخوانیم:
«السلام علی ربیع الأنام ونضرة الأیّام(1)سلام بر آن بهار مردمان و شادیبخش روزگاران.»
آن منجی جهان بشریت، انسانهای دور گشته از حقایق و گرفتار در گرداب مذاهب باطل و تئوریهای فاسد یا قرائتهای مختلف فرقهای و جناحی را به صراط مستقیم رهنمون میکند و همانند خورشید عالمتاب، با نور علم و منطق و اقتدار خداییاش و به مصداق آیه:
«لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ...»(2)«خداوند او را بر همه ادیان و افکار پیروز نماید.»
شریعت محمدیصلی الله علیه وآله را همه جا احیا و حاکم گرداند.(3)
مقداد بن اسود از پیامبرصلی الله علیه وآله نقل میکند که فرمود:
«در سراسر زمین، حتی خانهای از سنگ و گل یا خیمهای از کرک و مو باقی نماند، جز آنکه اسلام را وارد آن میکند.»(4)
منتظرم تا که فصل دی به سر آید
باغ شود سبز و باغبان بدر آید
بلبل عاشق به پای گلبن توحید
اشکفشان باش تا دم سحر آید
بگذرد این روزگار تلختر از زهر
بار دگر روزگار چون شکر آید
آری آن انسان کامل که تربیت و تعلیم یافته خالق هستی است، ماهیت مردمان و هواهای نفسانی و تمایلات حیوانی را میشناسد و مختصّات هدایت و ارزشهای الهی را میداند. او امّتها را آگاهی و اراده میدهد تا حیات و سعادت خود را در هدایت و اطاعت دستورات خدا بیابند و استعدادها و غرایز خود را در مسیر رشد و رسیدن به هدف عالی تقرّب به خدا و خداگونه شدن قرار دهند.
آن مرد الهی، سیمای نورانی انسانیت را ظاهر و چهره حقیقی قرآن را روشن خواهد نمود؛ در نتیجه نظریات ناصالح و انحرافی برخاسته از کششهای حیوانی و مغزهای آلوده، به سرعت، توان رویارویی خود را در برابر قرآن و کلام خدا از دست میدهد و فروغ فطرتهای پاک پدیدار و همه حقطلب و عدالتخواه شده و مطیع رهبر عدالتگستر میشوند. آن کسی که ولیّ اللَّه و کلام اللَّه ناطق است و پیامهایی خدایی دارد، دلها را متوجّه و مرتبط با قرآن میکند تا همگان همگام با هستی، مسیر عدل و عبودیت و اطاعت خدا را طی کنند، چرا که:
«کُلٌّ لَهُ قانِتُونَ»(1)همه بالا و پستی از آن او و همه مطیع و سر به فرمان اویند.
«أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یُسَبِّحُ لَهُ ما فِی السَّمواتِ وَالأَرْضِ»(2)آیا ندیدی که هرچه و هرکس در آسمانها و زمین است تسبیحگوی خداست.
در پایان، میتوان پند و پیام تربیتی و اخلاقی بلندی را نتیجه گرفت که در واقع منشور سعادت مسلمانان در دوران غیبت محسوب میشود و آن پیروی از هدایت وحی و عترت و عقل و ترک تبعیت از تمایلات حیوانی و هواهای نفسانی است. چرا که هرزگی و هواپرستی عامل بدبختی، اختلاف و انحطاط فرد و جامعه بوده و امام زمانعلیه السلام با آنها مبارزه میکند تا جهان را به فلاح و صلاح رساند.
در نهج البلاغه حضرت علیعلیه السلام بارها پیروی هوای نفس را نکوهش کرده و از عوامل اساسی سقوط انسانیت میداند؛ از جمله در بیانی میفرماید:
«أَیُّهَا النّاسُ! إِنَّ أَخْوَفَ ما أَخافُ عَلَیْکُمْ إِثْنانِ: اِتِّباعُ الْهَوی وَطُولُ الْأَمَلِ؛ فَأَمَّا اتِّباعُ الْهَوی فَیَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ، وَأَمّا طُولُ الْأَمَلِ فَیُنْسِی الْآخِرَةَ»(1)
ترجمه: «ای مردم! بیش از هر چیز، بر شما از دو چیز میترسم: هواپرستی و آرزوهای دراز؛ زیرا پیروی از خواهشهای دل و نفس، انسان را از حق (حقجویی، حقگویی و حقایق) باز میدارد و آرزوهای طولانی، آخرت (مرگ، قبر، قیامت، روز حساب و زندگی جاوید) را از یاد و خاطر میبرد.»
1) 22. نهج البلاغه: خطبه 42.
«حَتّیتَقُومَ الْحَرْبُ بِکُمْ عَلی ساقٍ بادِیاً نَواجِذُها، مَمْلُوءَةً أَخْلافُها، حُلْواً رَضاعُها، عَلْقَماً عاقِبَتُها»(1)
ترجمه: «در آینده جنگ با تمام شدّت افروخته و شعلهور گشته و چنگ و دندانهایشرا تا آخر نشان دهد و به اوج میرسد، آنهم با پستانهای پُر شیر که ابتدا دوشیدن و نوشیدن آن شیرین مینماید لیکن پایانی تلخ و زهرآگین دارد.»
واژهها: نواجذ (جمع ناجذ): دندان بلوغ، انتهای دندانها
اخلاف (جمع خِلف): پستان، رفت و آمد و ...
علقم: حنظل و هر چیز تلخ
حلو: شیرین
رضاع: شیر دادن و شیر خوردن
توضیح و تفسیر:
در این بخش حضرت به فتنهها و جنگ سختی که در آستانه ظهور آن مصلح بشریت رخ میدهد، اشاره میکند و با کنایه و استعارههای زیبا، شدّت آن نبرد و تداوم و گستردگیاش را میرساند و حالت آن جنگ را تشبیه میکند به حال آنکه میایستد با قدرت و ثبات، و نیز به شیر خشمگین که دندانهایش ظاهر میشود و شتری که با شیردار شدن و آماده کردنش برای فرزندش به کمال میرسد. (در واقع هر سه تشبیه بیانگر عظمت و قوّت
1) 23. نهج البلاغه: خطبه 138.
و قدرت آن جنگ با شرایط و سلاحهای مختلف میباشد.) و میفرماید:
«شروع این جنگ شیرین مینماید، شاید به خاطر غلبه و غنایم خوشحالاند، ولی در پایان جز ذلّت و هلاکت و سرانجام جهنّم نمییابند.»
آنچه از روایات استفاده میشود وقوع جنگها و کشتار انسانها به وسیله نبردها و بیماریهای ناشی از آن؛ همانند طاعون، سلاحهای میکروبی، قحطی و... میباشد . در حدیثی پیامبرصلی الله علیه وآله میفرماید:
«پس از من فتنههایی پدید میآید که راه نجاتی از آنها نخواهد بود، در آنها جنگ و آوارگی است و در پی آن فتنههایی شدیدتر، یکی پس از دیگری شعلهور میشود، بهطوری که هیچ خانهای از عرب نمیماند که آتش جنگ وارد آن نگشته و هیچ مسلمانی نمیماند که آن فتنه به او نرسیده باشد. آنگاه مردی از خاندان من ظهور میکند.»(1)
و در بیانی دیگر میفرماید:
«زمین از ستم و ظلم پر میگردد تا جایی که در هر خانهای ترس و جنگ وارد شود.»(2)
همچنین از امام رضاعلیه السلام نقل شده است:
«قبل از ظهور امام زمانعلیه السلام کشتارهای پیاپی رخ میدهد.»(3)
و امیرمؤمنانعلیه السلام میفرماید:
«پیش از ظهور حضرت قائم - عجّل اللَّه فرجه الشریف - جهان گرفتار دو گونه مرگ میگردد، مرگ سرخ با شمشیر و سلاح و مرگ سفید با طاعون و ...»(1)
و بسیاری از دانشمندان غرب نیز با استناد به کتب مقدّس و انجیل و ... جنگ عظیمی را برای آینده عالم پیشبینی نمودهاند.(2)
«أَلا وَفِی غَدٍ - وَسَیَأْتِی غَدٌ بِما لا تَعْرِفُونَ - یَأْخُذُ الْوالِی مِنْ غَیْرِها عُمّالَها عَلی مَساوِی أَعْمالِها وَتُخْرِجُ لَهُ الْأَرْضُ أَفالِیذَ کَبِدِها وَتُلْقِی إِلَیْهِ سِلْماً مَقالِیدَها فَیُرِیکُمْ کَیْفَ عَدْلُ السِّیرَةِ وَیُحْیِی مَیِّتَ الْکِتابِ وَالسُّنَّةِ»(1)
ترجمه: «آگاه باشید در فردا، فردایی که قطعاً واقع خواهد شد و هیچ شناختی از آن ندارید، والی و زمامداری از غیر آنها (خاندان ستمگران و حکومتهای امروزی) کارگزاران حکومتها را بر اعمال بدشان مؤاخذه و کیفر میکند، برای آن بزرگوار، زمین گنجینههای خود را بیرون میریزد و کلیدهایش را به او تسلیم مینماید. پس عدالت را در روش حکومت حق به شما مینمایاند و قوانین متروک شده کتاب و سنت را زنده و اجرا میکند.»
واژهها: غد: فردا
افالیذ (جمع افلاذ؛ افلاذ جمع فلذ): پارهها، قطعات
مقالید (جمع مقلاد): کلیدها، خزانه
عمال (جمع عامل): کارگزاران
توضیح و تفسیر:
در این قسمت به برخی از سیره و روش آن مصلح کل اشاره میفرماید
1) 29. نهج البلاغه: خطبه 138.
و با جمله معترضه «وسیأتی غد بما لاتعرفون» قطعی بودن وقوع فردا و عظمت و اهمیت حوادث و آنچه نمیدانید را میرساند که به قول شارح معتزلی(1)این گونه جملات معترضه در قرآن نیز نمونهها دارد؛ مانند «فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِیمٌ، إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ»(2)که در این آیه «وإنّه لقسم لو تعلمون عَظیم» جمله معترضه بین قسم و جواب آن است، به علاوه «لو تعلمون» هم معترضه بین معترضه میباشد و... .
به هر حال آن امام آخرالزمان، طاغیان ستمگر را دستگیر و کیفر میکند و موانع ایجاد عدل و قسط برداشته میشود و دیگران نیز عبرت گرفته، ره زشتی و ظلم نابود و برای تحقق عدالت در سراسر عالم همه عوامل آب و باد و ثروتها و ذخایر زمین تحت فرمان او درآیند و اهل زمین مطیع اوامر آن پیشوای مهربان میشوند و عدل را در تمام ابعاد زندگی مینمایاند.
به فرموده امام صادقعلیه السلام:
«أما واللَّه! لیدخلنّ علیهم عدله جوف بیوتهم کما یدخل الحرّ والقرّ(3)آری به خدا سوگند! عدالت او (حضرت مهدیعلیه السلام) به خانههای آنها (به درون زندگی فردی و خانوادگی) نفوذ کند، همچنانکه گرما و سرما وارد میشود.»
«کَأَنِّی بِهِ قَدْ نَعَقَ بِالشّامِ، وَفَحَصَ بِرایاتِهِ فِی ضَواحِی کُوفانَ، فَعَطَفَ عَلَیْها عَطْفَ الضَّرُوسِ، وَفَرَشَ الْأَرْضَ بِالرُّؤُوسِ. قَدْ فَغَرَتْ فاغِرَتُهُ، وَثَقُلَتْ فِی الْأَرْضِ وَطْأَتُهُ بَعِیدَ الْجَوْلَةِ، عَظِیمَ الصَّوْلَةِ. وَاللَّهِ لَیُشَرِّدَنَّکُمْ فِی أَطْرافِ الْأَرْضِ حَتّی لا یَبْقی مِنْکُمْ إِلّا قَلِیلٌ کَالْکُحْلِ فِی الْعَیْنِ فَلا تَزالُونَ کَذلِکَ حَتّی تَؤُوبَ إِلَی الْعَرَبِ عَوازِبُ أَحْلامِها! فَالْزَمُوا السُّنَنَ الْقآئِمَةَ وَالآثارَ الْبَیِّنَةَ وَالْعَهْدَ الْقَرِیبَ الَّذِی عَلَیْهِ باقِی النُّبُوَّةِ. وَاعْلَمُوا أَنَّ الشَّیْطانَ إِنَّما یُسَنِّی لَکُمْ طُرُقَهُ لِتَتَّبِعُوا عَقِبَهُ.»(1)
ترجمه: «گویی او را میبینم که از شام فریاد برآورد و با پرچمهای خود به سرعت اطراف شهر کوفه را پر کند، پس مانند شتر بدخو و گزنده (به دوشندگانش) حمله میکند و زمین را از سرها فرش نماید، در حالی که دهانش گشاده و گامهایش را سخت و سنگین بر زمین بکوبد، حملهاش بیامان و پایدار و جولان او دور و دراز میباشد.
به خدا سوگند! (آیندگان) شما را در اطراف زمین پراکنده کند؛ تا جایی که از شما جز اندکی نماند، همانند باقیمانده سرمه اطراف چشم. این وضع سخت، همچنان ادامه یابد تا
1) 33. نهج البلاغه: خطبه 138.
آنکه عقلهای از دست رفته و پنهان شده عرب برگردد. پس (برای رهایی از فتنهها) باید بر سنّتهای پایدار و نشانههای آشکار و عهد و پیمان نزدیک که بقا و استمرار و اتمام نبوّت بر آن استوار است، ملتزم باشید و بدانید که شیطان راههایش را برای فریب شما هموار مینماید تا گام جای قدمش نهاده و از او پیروی کنید.»
واژهها: نعق: فریاد زد
فحص: به سرعت
فغر: باز نمودن
شرء: دور و تبعید کردن
ضروس: شتر بدخو
عزب: دور و پنهان
سنّی: آسان و باز کردن
ضواحی (جمع ضاحیه): نواحی آشکار و نزدیک
توضیح و تفسیر:
در این فصل از خطبه، امام علیعلیه السلام اشاره به جنگی عظیم و خاص دارد که از منطقه شام آغاز و عراق را فرا میگیرد و با جنایات و حملات نظامی، قدرت و سلطه خود را تثبیت میکند و حاکمیت ظالمانه او تداوم و توسعه مییابد تا جامعه عرب بیدار و خردهای جمعی را به کار انداخته، با اتّحاد یکدیگر قیام کنند و آن حکومت جابرانه را از بین ببرند.
برخی از علمای بزرگ؛ مانند علّامه مجلسیرحمه الله آنرا مربوط به قیام سفیانی در هنگامه ظهور حضرت مهدی موعود - عجّل اللَّه فرجه الشریف - میدانند و جمعی از شارحین نهج البلاغه آن را ناظر بر حمله عبدالملک مروان دانسته که بعد از غلبه بر شام راهی کوفه شد و به آنجا و اطرافش یورش برد تا مصعب بن زبیر، قاتل مختار بن ابیعبیده ثقفی را به قتل رساند و مردم با او بیعت نمودند، و سپس حجّاج بن یوسف را (73 ه. ق) به مکه برای کشتن عبداللَّه بن زبیر فرستاد. او کعبه را منهدم و جمع زیادی را به قتل رساند، تا اینکه عباسیان با ابومسلم خراسانی و ایرانیان روی کار آمدند و سلسله بنیامیه و بنیمروان منقرض گشت.(1)
به نظر میرسد قرائن موجود در این خطبه (قبل و بعد از این بخش) و در دیگر روایات، مؤیّد و مرجّح سخن علامه مجلسیرحمه الله است، که ناظر به ظهور امام مهدیعلیه السلام میباشد؛ یعنی حضرت علیعلیه السلام بعد از بیان شیوه حکومت آن رهبر معصوم، میفرماید: این حکومت به آسانی فراهم نگردد، بلکه در آستانه آن جنگ سختی با تهدیدها و تبلیغهای فریبکارانه و کشتار، از منطقه شام (که شامل فلسطین اشغالی یعنی مرکز این حمله و برنامههای جنگی بر ضد اسلام و ممالک اسلامی توسط سلطهگران غرب و صهیونیستها نیز میشود) آغاز شده، کوفه و اطرافش را میکوبد (عراق را تصرف میکند) و ...که این میتواند ناظر به حمله اخیر آمریکا به عراق و جنگهایی در آینده (خاصه با تئوری صهیونیستی تشکیل خاورمیانه بزرگ و نقشه ادعایی از نیل
1) 34. منهاج البراعة: ج 8 ص 358؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید: ج 9 ص 40.
تا فرات)، پیشگوییهای غربیها به اینکه بزرگترین جنگ جهانی در این منطقه رخ میدهد و حتی قیام سفیانی بزرگترین مخالف نهضت عادلانه مهدوی باشد.
با عنایت به اینکه کلام امیرالمؤمنین علیعلیه السلام اطلاق دارد و تصریحی به شخص و عصر خاصی ندارد، علاوه بر اینکه با روی کار آمدن بنی عباس و انقراض حکومت امویان، ظلم و فساد تمام نشد و رهبری معصوم و عالم و عادل قیام نکرد تا قرآن و عترت و سنت را احیا کند؛ به علاوه در فصل 1 و 2 اوصاف مذکور در این خطبه، تنها قابل تطبیق بر حضرت مهدیعلیه السلام میباشد.
با توجّه به روایت امام صادقعلیه السلام که میفرماید:
«نَحْنُ عَهْدُ اللَّهِ، فَمَنْ وَفی بِعَهْدِنا فَقَدْ وَفی بِعَهْدِ اللَّه...(1)ماییم عهد الهی، پس آنکه به عهد ما وفادار باشد، به راستی به عهد و پیمان خدا وفا کرده است.»
و همچنین بیان آن حضرت در تفسیر آیه «وَأَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّه...»(2)، همان پذیرش ولایت علی و ائمّه معصومین بعد از او (علیهم السلام) باشد. و نیز مراد از عهد در آیه «قالَ لا یَنالُ عَهْدِیَ الظّالِمِینَ»(3)مقصود امامت باشد.(4)و در تأیید این نظر میتوان از جمله «والعهد القریب...» استفاده کرد.
خلاصه نسبت به امام زمانعلیه السلام، امام به حق و جانشین پیامبرصلی الله علیه وآله تعهداتی
داریم که باید آنها را شناخت (معرفت، محبت، ولایت، اطاعت و ...) و به آن ملتزم شد، همچنانکه در زیارت حضرت مهدیعلیه السلام آمده است:
«السلام علیک یا میثاق اللَّه...»(1)
در پایان، حضرت علیعلیه السلام برای مصونیت و رهایی از فتنهها در هر عصر و زمینهسازی قیام امام مهدیعلیه السلام توجّه و التزام به کتاب اللَّه (قرآن، کتاب قانون سعادت بخش انسان) و سنت پیامبرصلی الله علیه وآله، حقایق اسلام و همراه شدن با ولایت و خلیفة اللَّه که باقی مانده و عامل بقا و استمرار نبوت است را توصیه میکند و نیز هشدار میدهد که شیطان در کمین است، مبادا غفلت نموده سراغتان آید و اسیر نیرنگهای به ظاهر زیبای او شوید (عوامل مخفی، تهاجم فرهنگی و تبلیغات فریبکارانه شیاطین شرق و غرب، با الفاظ به ظاهر زیبای آزادی، دموکراسی، حقوق بشر و ...شما را به فساد و گناه کشانند تا سلطه استعماری خود را ادامه دهند) که گرفتار بدبختی دنیا و آخرت خواهید شد.
و مشابه این بیان را در جای دیگر نسبت به حوادث سخت آینده منطقه شام و کوفه آورده، میفرماید:
«فَوَالَّذِی فَلَقَ الْحَبَّةَ وَبَرَأَ النَّسَمَةَ! إِنَّ الَّذِی أُنَبِّئُکُمْ بِهِ عَنِ النَّبِیِّ الْأُمِّیِّ ما کَذِبَ الْمُبَلِّغُ وَلا جَهِلَ السّامِعُ، لَکَأَنِّی أَنْظُرُ إِلی ضِلِّیلٍ قَدْ نَعِقَ بِالشّامِ وَفَحَصَ بِرایاتِهِ فِی ضَواحِی کُوفانٍ، فَإِذا فَغِرَتْ فاغِرَتَهُ... .»(2)
ترجمه: «پس سوگند به آنکه دانه را شکافت و انسان و جانداران را آفرید! آنچه به شما خبر میدهم از جانب پیغمبر امّی (با علوم خدایی نه دانش مدرسهای) است، مطمئناً نه گوینده دروغ گفته و نه شنونده ناآگاه بوده است. گویا میبینم شخصی سخت گمراه که از شام فریاد زند و بتازد و پرچمهای خود را در اطراف کوفه نصب کند و چون دهان گشاید و سرکشی کند و پا زدنش (جای پایش) بر زمین محکم گردد، فتنه فرزندانش را با دندانهایش بگزد و آتش جنگ شعلهور گردد، روزها با چهره گرفته و عبوس ظاهر شود و شبها دلخراش با رنج و اندوه بگذرد و ... .»
«لَتَعْطِفَنَّ الدُّنْیا عَلَیْنا بَعْدَ شِماسِها عَطْفَ الضَّرُوسِ عَلی وَلَدِها - وتلا هذه الآیة عقیب ذلک - :(1)«وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ ».»(2)
ترجمه: «قطعاً دنیا بعد از سرکشی و دشمنیهایش به ما روی خواهد آورد؛ همانند شتری بدخو که به بچّه خود مهربان گردد و به آن روی آورد - سپس این آیه را تلاوت فرمود - : و ما اراده کردیم به مستضعفان زمین منّت گذارده، آنان را پیشوایان و وارثان (زمین و زمامداران) قرار دهیم.»
واژهها: شماس: سرکشی، دشمنی، بخل و حسد ورزیدن
ضروس: شتر ماده بدخو
عطف: میل کردن، مهربانی و محبت
توضیح و تفسیر:
در این حکمت کوتاه، امام المتقین علیعلیه السلام ضمن تحقیر دنیا، با تشبیهی
زیبا و رسا، حقیقتی را به استناد آیه شریفه قرآنی بیان میفرماید. بدخویی دنیا نسبت به عترت پیامبر را (که با غصب خلافت بعد از رحلت رسول خداصلی الله علیه وآله آغاز شد) تشبیه نموده به شتری ماده که از دادن شیر به دوشندهاش خودداری میکند و برای صاحب حق و ولدش نگه میدارد و سرانجام فرآورده نوشین خود را در اختیار او قرار میدهد. همان فرزندی که دوشندگان غاصب، او را به استضعاف کشانده بودند تا ظالمانه حقّ وی را ببرند.
جالب اینکه در برخی از روایات، به ائمّه بعد از پیامبر علیهم السلام مستضعف اطلاق شده است؛ از جمله روایتی که امام صادقعلیه السلام میفرماید:
«إنّ رسولاللَّه نظر إلی علیّ والحسن والحسینعلیهم السلام، فبکی وقال: أنتم المستضعفون بعدی؛(1)روزی رسول خداصلی الله علیه وآله به حضرت علی و امام حسن و امام حسین - علیهم السلام - نظر افکند و گریست و فرمود: بعد از من، شما مستضعفان میباشید.»
مفضّل (از اصحاب امام صادقعلیه السلام) سؤال کرد: ای فرزند پیامبر خدا! معنای این کلام چیست؟ حضرت فرمود:
«قالصلی الله علیه وآله: معناه أنّکم الأئمّة بعدی، إنّ اللَّه - عزوجلّ - یقول: «وَنُرِیدُ أَنْنَمُنَّ...»، فهذه الآیة جاریة فینا إلی یومالقیامة؛ رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: شما امامان بعد از من هستید؛ زیرا خدای میفرماید: «وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ...» و این آیه درباره ما جاری است و امامت ما تا قیامت و پایان عمر دنیا ادامه دارد.»
1) 43. نور الثقلین: ج 4 ص 110.
به علاوه در تفسیر آیه مذکور، از حضرت علیعلیه السلام نقل شده که فرمود:
«هم آل محمّدصلی الله علیه وآله، یبعث اللَّه مهدیَهم بعد جهدهم، فیعزّهم ویذلّ عدوّهم(1)مقصود از این گروه مستضعف، اهل بیت پیامبرعلیهم السلام هستند که خداوند مهدی آنان را بعد از سختیهایی که بر آنان وارد شود، برمیانگیزاند و آنان را عزّت میدهد و دشمنانشان را خوار و ذلیل میکند.»
و همچنین در حدیث است: آنگاه که حکیمه خاتون حضرت مهدیعلیه السلام را که نوزاد و کودک بود، خدمت پدرش امام حسن عسکریعلیه السلام آورد، لب به سخن گشود و آیه «وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ...» را با «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» تا آخر تلاوت فرمود.(2)
در تأیید آنچه گذشت، کلام امام زین العابدینعلیه السلام است که میفرماید:
«والّذی بعث محمّداً بالحقّ بشیراً ونذیراً! إنّ الأبرار منّا أهل البیت وشیعتهم بمنزلة موسی وشیعته، وأنّ عدوّهم وأشیاعهم بمنزلة فرعون وأشیاعه(3)سوگند به آنکه حضرت محمدصلی الله علیه وآله را به حق بشارت دهنده و بیم دهنده قرارداد، نیکان از ما اهل بیت و شیعیان آنها به منزله موسی و پیروان او هستند و دشمنان ما و پیروان آنها همانند فرعون و پیروانش میباشند.»
یعنی بعد از همه ظلمها و محرومیتها، سرانجام بر دشمنان و فرعونیان غلبه خواهیم کرد و با هلاکت آنها، حکومت حق را ایجاد خواهیم نمود.
نتیجه اینکه امام علیعلیه السلام در این کلام از آینده نورانی و زیبایی خبر میدهد که همان پیروزی اهل حق بر باطل و تحقق مدینه فاضله و آرمان شهر جهانی سرشار از عدالت و امنیت و ارزشهای الهی خواهد بود که توسط خاتم اوصیا، حضرت مهدیعلیه السلام تشکیل و رهبری میشود و اوست که وارث همه انبیا و اوصیا و وارث همه حکومتها بر گستره ارض خواهد بود و بعد از او نیز دولت حق و عدل توسط سایر امامان معصومعلیهم السلام تا هنگام وقوع قیامت (بر اساس روایات متعدد در مورد رجعت)(1)ادامه خواهد یافت.
حال با توجّه به دلالت روشن این کلام بر عصر ظهور حجة بن الحسن العسکریعلیه السلام(2)دلیلی ندارد تا آن را به حاکمیت بنی عباس (سفاح و منصور و ... خلفای عباسی) بعد از سقوط بنی امیه منحصر بدانیم؛ چرا که برخلاف ظاهر کلام و نیز مخالف روایات مذکور است، مضافاً که در زمان عباسیان، نه تنها خلافت به اهل بیتعلیهم السلام نرسید، بلکه امامان معصوم پیوسته در شکنجه و زندان به سر میبردند و خلفای بنی عباس، به شهادت تاریخ، امامان ما و علویان را به قتل میرساندند تا دوران غیبت امام دوازدهم پیش آمد.(3)
1) 47. تفسیر عیاشی / ج 2، ص 282 - اصول کافی / ج 1، ص 197.
2) 48. منهاج البراعة: ج 21 ص 280؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید: ج 19 ص 40 و... .
3) 49. اینگونه سخنها نه تنها پیشگویی و گویای دانش عمیق حضرت علیعلیه السلام و یا قدرت ادبی آن امیر بیان بوده، بلکه بیانگر مظلومیت و غربت جانکاه اوست که با کنایه، حرفها و درد دلهایش را اظهار میکند، به علاوه بر جان اهل بیت و پیروانشان عطر امید میپاشد و یأس و سردی را از دلها میزداید.
«ومنها: قَدْ لَبِسَ لِلْحِکْمَةِ جُنَّتَها وَأَخَذَها بِجَمِیعِ أَدَبِها مِنَ الْإِقْبالِ عَلَیْها وَالْمَعْرِفَةِ بِها وَالتَّفَرُّغِ لَها، فَهِیَ عِنْدَ نَفْسِهِ ضآلَّتُهُالَّتِی یَطْلُبُها وَحاجَتُهُالَّتِییَسْأَلُعَنْها، فَهُوَمُغْتَرِبٌ إِذَا اغْتَرَبَ الْإِسْلامُ وَضَرَبَ بِعَسِیبِ ذَنَبِهِ وَأَلْصَقَ الْأَرْضَ بِجِرانِهِ، بَقِیَّةٌ مِنْبَقایا حُجَّتِهِ، خَلِیفَةٌ مِنْ خَلآئِفِأَنْبِیآئِهِ.»(1)
ترجمه: «به راستی که او سپر و زره حکمت را به بر کرده (یعنی با داشتن مراتب عالی علم و عصمت، از تیرهای تمایلات نفسانی و علایق مادی مصون میباشد) و حکمت را با تمام آدابش داراست که عبارتند از اقبال و توجّه به آن، و معرفت کامل به آن، و فارغ شدن برای آن؛ به گونهای که حکمت گمشده او بوده و همواره آن را میطلبد و آرزو و نیاز اوست که پیوسته (به خاطر شدت اشتیاق به حکمت) جویای آن است. پس آن رهبر موعود، غربت و غیبت اختیار کند هنگامی که اسلام غریب، و در غروب باشد و همانند
1) 50. نهج البلاغه: خطبه 181.
شتر رنج دیده و در راه مانده، دم خود را به حرکت درآورد و سینهاش را به زمین چسباند.(1)او باقیمانده حجتهای خدا و آخرین خلیفه از جانشینان پیامبران خدا است.»
واژهها: ضآلّة: گمشده
جنّة: سپر، نوعی لباس
عسیب: رستنگاه مو، بیخ چانه و دم
ذَنَب: دنباله، دم
جران: جلوی گردن شتر یا سینه او
شأن صدور خطبه:
نوف بکالی(2)نقل کرده است: امیرالمؤمنین علیعلیه السلام در سال 40 ه. ق (اواخر عمر خود) در شهر کوفه، روی سنگی که «جعدة بن هبیره مخزومی»(3)آماده کرده بود، ایستاد و در حالی که امامعلیه السلام پیراهنی از پشم بر تن داشت و بند شمشیر و کفش او از لیف خرما و بر پیشانی حضرتش (از کثرت سجود) پینه آشکار بود، این خطبه را ایراد فرمود.
1) 51. در بین عربها این ضرب المثل بوده و کنایه از درماندگی و ناتوانی از قیام و حرکت است و علیعلیه السلام با تشبیه اسلام به شتر آسیبدیده و خفته {که حیات و حضور ظاهری دارد ولی بیتحرک و بیفایده مانده است} نهایت ضعف و ناتوان شدنش را در آخرالزمان میرساند.
2) 52. نوف پسر فضاله از بنی بکال که قبیله و تیرهای بودند در حمیر {محلی در نزدیکی صنعای یمن}. وی از اصحاب خاصّ امام علیعلیه السلام است.
3) 53. جعده خواهرزاده امام علیعلیه السلام، پسر امّ هانی دختر ابوطالب، که از طرف آن حضرت استاندار خراسان بوده است.
توضیح و تفسیر:
امام علیعلیه السلام در این خطبه بعد از حمد و ثنای خداوندی و بیان راههای شناخت او و توصیه به تقوا و عبرت و درسآموزی از تاریخ، به بیان برخی از اوصاف آخرین حجّت حق میپردازد و ضمن ذکر فضیلت و حکمت او، غیبت و غربتش را (غیبت صغری و کبری و عدل اسلام(1)و قرآن بودنش را که با غروب و طلوع هریک، دیگری هم غروب و طلوع مییابد،(2)خاطرنشان میسازد.
آری؛ علیعلیه السلام در آن عصر سخت اسلام، آینده امیدآفرین را نوید میدهد، (ائمهعلیهم السلام نیز در هر فرصت مناسبی، از ظهور و نهضت عظیم علوی جهانی مهدی موعودعلیه السلام و ویژگیهای او و حکومت و یارانش خبر میدادند).
از علّامه مجلسیرحمه الله نقل شده که میگوید: این بخش از خطبه در رابطه با حضرت مهدیعلیه السلام میباشد و هم چنین ابن ابی الحدید این نظر را به شیعه امامیه نسبت میدهد.(3)و نیز علّامه خوییرحمه الله همین نظر را تأیید نموده(4)و عقیده طایفه معتزله را که میگویند: «آن حضرت در آینده و آخرالزمان به دنیا خواهد آمد و مدتی پنهان بوده، بعد قیام میکند» رد مینماید؛ چرا که ما دلایل عقلی و نقلی و روایات و اخبار متواتر و فراوان داریم که هیچگاه زمین از
1) 54. قال النبیّصلی الله علیه وآله: «إنّی تارک فیکم الثقلین: کتاب اللَّه وعترتی أهل بیتی، فإنّهما لن یفترقا حتّی یردا علیّ الحوض». {حدیث متواتر و مشهور در کتب شیعه و سنی}
2) 55. قال النبیّصلی الله علیه وآله: «الإسلام بدأ غریباً وسیعود غریباً».
3) 56. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید: ج 10 ص 96.
4) 57. شرح نهج البلاغه، محقق خویی: ج 10 ص 351.
حجت حقّ و امام معصوم خالی نمیباشد و در کتب اهل تسنن نیز مکرر آمده است.(1)به علاوه عقیده ما شیعیان دوازده امامی بر آن است که حضرتش در زمان خاصی (سال 255 ه. ق) در سامراء از پدر و مادر خاص (امام حسن عسکری و نرجس خاتون علیهما السلام) با تمام خصوصیاتش به دنیا آمده و اکنون زنده و در پرده غیبت به سر میبرد؛ همانند خورشید در پشت ابرها که باز نور و انرژی حیاتبخش آن به تمام موجودات زمین میرسد. البته پنهان بودن آن ولی اللَّه اعظم - عجّل اللَّه فرجه الشریف - از دید مردم به خاطر مصالح و حکمت است و آنگاه که زمینههای اجتماعی و علمی و... فراهم شود، به فرمان الهی قیام میکند و بشریت را از بدبختی و ظلم و فساد نجات میدهد.
مسئله طول عمر آن حضرت نیز از نظر علمی، تاریخی، اعتقادی و ... پاسخ داده شده است که پرداختن به آن از حوصله این کتاب بیرون است.
امام علیعلیه السلام در بیان ویژگیهای آن منجی موعود میفرماید:
الف) حکمت را با تمام آداب و ابعادش داراست، حقایق هستی و علوم حقّه را یافته، مطیع محض خدا میباشد (بیعت هیچ قدرتمندی را ندارد) عبودیت و خشیت پروردگار، پرورده اوست (در برابر تیرهای توطئهها و تهدیدهای شیاطین درون و بیرون) معصوم است و مصون (در حصن تقوا و خوف خداوندی) و چون میداند خصلتی شریفتر و رفیعتر و گرانبهاتر از حکمت نیست، چنانکه قرآن میفرماید:
«وَمَنْ یُؤْتَ الْحِکْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کَثِیراً»(2)
یا آنکه نسبت به همه جهان و دنیا میفرماید: «قُلْ مَتاعُ الدُّنْیا قَلِیلٌ»(1)یعنی او از علایق و وابستگیهای دنیوی و مادی محدود، دل بریده، و با حکمت و معنویت و ملکه فضایل کامله انس و الفت یافته، همانگونه که علیعلیه السلام میفرماید: «الحکمة ضآلّة المؤمن.»(2)
ب) آن رهبر موعود از نظرها غایب بوده؛ زیرا اسلام غریب و در غربت مانده است (با فراگیر شدن فساد و گسترش جور و جنایت)، قرآن مهجور واقع شده و عترت همان امام معصوم و عدل کتاب الله است و طبق حدیث ثقلین(3)که با مهجور ماندن یکی، دیگری هم مهجور قرار میگیرد وقتی قوانین قرآن و دستورات اسلام و ارزشهای اخلاقی آن منزوی گشت و افول نمود، امام حقّ و عدل هم دور از مدیریت دین و دنیای جامعه بشری (در غیبت) به سر میبرد و همانطور که پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود:
«إذا خرج المهدیّ من ولدی نزل عیسی بن مریم فصلّی خلفه، بدء الإسلام غریباً وسیعود غریباً کما بدء، فطوبی للغرباء. قیل: یا رسول اللَّه! ثمّ یکون ماذا؟ قال: ثمّ یرجع الحقّ إلی أهله(4)وقتی حضرت مهدیعلیه السلام قیام کند، او که از فرزندان من است، حضرت عیسیعلیه السلام از آسمان فرود آید و پشت سر او به نماز ایستد، اسلام با غربت و کمی یاور شکل گرفت و در آینده
نیز غریب خواهد شد (کمی مسلمانان راستین و عدم اجرای دستوراتش) پس خوشا به حال غریبان (مسلمانان اندکی که صبر کردند و ایمان خود را حفظ نمودند و به پاداش و بهشت رسیدند).
در ادامه از پیامبرصلی الله علیه وآله سؤال شد: بعد از غربت چه خواهد شد؟ فرمود: آنگاه حقّ به اهلش برمیگردد (خلافت و حکومت به امام حق و جانشینان معصوم پیامبرصلی الله علیه وآله میرسد و اسلام عزّت و اقتدار مییابد)».
جالب آنکه در برخی از روایات به حضرت مهدیعلیه السلام نسبت غریب داده شده؛ از جمله امام موسی کاظمعلیه السلام میفرماید:
«هو الطرید الوحید الغریب الغائب عن أهله الموتور بأبیه».(1)
ج) ویژگی دیگر آن صاحب حکمت، این است که آخرین و باقیمانده حجتهای الهی و از جانشینان پیامبران میباشد (برای هدایت و رهبری بندگان خدا). بدیهی است وصف حجة اللَّه و خلیفة اللَّه فقط به انبیا و اوصیا و ائمّه معصوم و منصوب پیامبرصلی الله علیه وآله اطلاق میشود (نه به هر عالم یا عارفی بدون مقام عصمت که کلام و کارش حجت نمیباشد) و خلیفه و وارث واقعی انبیا و امامانعلیهم السلام در عصر غیبت، همان مهدی منتظرعلیه السلام میباشد.(2)
شاید این همه توصیف و تبیین ویژگیهای آن امام موعود، هشدار ائمهعلیهم السلام است به پیروان خود و مسلمانان تا مبادا در عصر طولانی غیبت
و آزمونهای سخت، دنبال هر فرصتطلب مدّعی مهدویت بروند، بلکه با آگاهی از معیارهای مکتبی، مدعیان دروغین را طرد کنند.
در فصل پایانی خطبه، حضرت علیعلیه السلام اصحاب خود را پند و اندرز میدهد و با یادی خاص از یاران شجاع و شهیدش، همگان را برای جهاد و پیکار علیه معاویة بن ابوسفیان، مهیا و سازماندهی کرده، اینگونه میفرماید:
«ای مردم! من مواعظی را که پیامبران برای امّتهای خود بیان کردند میان شما نشر دادم و تکالیفی را که جانشینان پیامبران گذشته در میان امّت خود به انجام رساندند، تحقق بخشیدم. با تازیانه (کنایه از کلام تند) شما را ادب کردم نپذیرفتید، به راه راست نرفتید، با هشدارهای فراوان شما را خواندم ولی جمع نشدید.
شما را به خدا! آیا منتظرید رهبری جز من با شما همراهی کند و راه حق را به شما نشان دهد؟ آگاه باشید! آنچه از دنیا روی آورده بود، پشت کرد و آنچه پشت کرده بود روی آورد و بندگان نیکوکار خدا آماده کوچ کردن شدند و دنیای اندک و فانی را با آخرت جاویدان تعویض کردند.
آری، آن دسته از برادرانی که در جنگ صفین خونشان ریخت، هیچ زیانی نکردهاند؛ گرچه امروز نیستند تا خوراکشان غم و غصّه، و نوشیدنی آنها خونابه دل باشد.
به خدا سوگند! آنان خدا را ملاقات کردند، که پاداش آنان را داد و پس از دوران ترس، آنها را در سرای امن خود جایگزین فرمود.
کجا هستند برادران من که بر راه حق رفتند و با حق درگذشتند؟! کجاست عمّار؟ کجاست پسر تیهان (مالک بن تیهان انصاری)؟ و کجاست ذوالشهادتین؟ (خزیمة بن ثابت انصاری که پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله شهادت و گواهی او را ذوالشهادتین - دو شهادت - دانست) و کجایند همانند آنان از برادرانشان که پیمان جانبازی بستند و (دشمنان) سرهایشان را برای ستمگران فرستادند؟!»
نوف میگوید: امامعلیه السلام به اینجا که رسید، دست به محاسن مبارک گرفت و زمانی طولانی گریست و سپس فرمود:
«دریغا! از برادرانم که قرآن را خواندند و براساس آن قضاوت کردند، در واجبات الهی اندیشه کرده و آنها را برپا داشتند. سنّتهای خدا را زنده و بدعتها را نابود کردند. دعوت جهاد را پذیرفته و به رهبر خود اطمینان داشته و از او پیروی کردند.»
سپس با صدای بلند فرمود:
«جهاد! جهاد! بندگان خدا، من امروز لشکر آماده میکنم، آنکه میخواهد به سوی خدا رود، همراه ما خارج شود.»
نوف در این مورد میگوید: امام علیعلیه السلام برای امام حسینعلیه السلام ده هزار سپاهی، برای قیس بن سعد ده هزار سپاهی، برای ابوایوب انصاری ده هزار سپاهی و برای دیگر فرماندهان نیز سپاهی معیّن کرد و آماده بازگشت به صفّین بود که قبل از جمعه، ابن ملجم ملعون به امام ضربت زد و لشکریان به خانهها بازگشتند و ما چون گوسفندانی بودیم که شبان خود را از دست داده و گرگها از هر طرف برای ما دهان گشوده بودند.
«اَللَّهُمَّ بَلی لا تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ قآئِمٍ للَّهِِ بِحُجَّةٍ؛ إِمّا ظاهِراً مَشْهُوراً، وَإِمّا خآئِفاً مَغْمُوراً لِئَلّا تَبْطُلَ حُجَجُ اللَّهِ وَبَیِّناتُهُ. وَکَمْ ذا وَأَیْنَ أُولئِکَ؟ أُولئِکَ - وَاللَّهِ - الْأَقَلُّونَ عَدَداً وَالْأَعْظَمُونَ عِنْدَ اللَّهِ قَدْراً، یَحْفَظُ اللَّهُ بِهِمْ حُجَجَهُ وَبَیِّناتِهِ حَتّی یُودِعُوها نُظَرآءَهُمْ وَیَزْرَعُوها فِی قُلُوبِ أَشْباهِهِمْ، هَجَمَ بِهِمُ الْعِلْمُ عَلی حَقِیقَةِ الْبَصِیرَةِ وَباشَرُوا رُوحَ الْیَقِینِ وَاسْتَلانُوا مَا اسْتَعْوَرَهُ الْمُتْرَفُونَ، وَأَنِسُوا بِمَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الْجاهِلُونَ وَصَحِبُوا الدُّنْیا بِأَبْدانٍ أَرْواحُها مُعَلَّقَةٌ بِالْمَحَلِّ الْأَعْلی أُولئِکَ خُلَفآءُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ، وَالدُّعاةُ إِلی دِینِهِ. آهِ آهِ شَوْقاً إِلی رُؤْیَتِهِمْ! اِنْصَرِفْ یا کُمَیْلُ إِذا شِئْتَ.»(1)
ترجمه: «آری خداوندا! هیچگاه زمین خالی نمیماند از کسی که به دلیل و حجّت دین خدا را برپا دارد، حال یا آشکار و مشهور یا ترسان و پنهان، تا حجتها و دلیلهای روشن خدا باطل نشده و از بین نرود، اینان چه تعدادند و کجایند؟
1) 66. نهج البلاغه: حکمت 139.
به خدا سوگند! که شمار آنان اندک ولی نزد خدا منزلت والا دارند و بسیار بزرگوارند (بزرگ مقدارند) که خدا به وسیله آنان حجتها و نشانههای خود را حفظ میکند تا به افرادی که همانندشان هستند بسپارد و در دلهای آنان بکارد، آنان که علم و دانش را با نور حقیقت بینی برگرفتند و روح یقین را دریافتهاند و آنچه خوشگذرانها دشوار شمارند، آسان و دلنشین گرفته و با آنچه نادانان هراس دارند، انس گرفتهاند. در دنیا با بدنهایی زندگی میکنند که روحهایشان به جهان بالا پیوند خورده است، آنان جانشینان خدا در زمین و دعوت کنندگان به سوی دین خدایند، آه و افسوس، چه سخت شوق دیدارشان دارم! ای کمیل هرگاه خواستی باز گرد.»
واژهها: مغمور: غمر، پوشانیده، فراگرفتن آب
استلان: نرم شمردن، نرم یافتن
مترف: به ناز و نعمت پرورده، ستمکار
استوعر: سخت و دشوار
توضیح و تفسیر:
کمیل بن زیاد نخعی(1)میگوید: امیرالمؤمنین علیعلیه السلام دست مرا گرفت و به
1) 67. کمیل از اهالی یمن و از اصحاب بزرگوار و خواص یاران و صاحب سرّ و راز امام علیعلیه السلام بود. دعای معروف کمیل را حضرت به او آموخت و این مصاحبت عرفانی را {به نقل شیعه و سنی} با او داشته است. سرانجام طبق پیشگویی علیعلیه السلام در مسیر مکتب شیعی، حجاج او را به شهادت رساند.
سوی بیرون شهر کوفه روان شد، وقتی به فضای صحرا و طبیعت صاف رسید، آهی عمیق، سرد و پردرد کشید و این کلام سراسر حکمت و کرامت را بیان کرد.
علاّمه خوییرحمه الله مینویسد: این خلوت روحانی حضرت علیعلیه السلام با کمیل، ظاهراً شب هنگام انجام گرفته و بعد از جنگ صفین و اندوه عظیم علیعلیه السلام که فتنه خوارج و سستی اهل کوفه آشکار گردید، واقع شده است.(1)
امامعلیه السلام ابتدا با یک هشدار و تذکّر، سخن را آغاز و کمیل را آماده دریافت و تحمل حقایق و معارف بلند مینماید، آنگاه همانند یک جامعه شناس بصیر به صورت علمی و عالی، افراد جامعه را به سه دسته تقسیم میکند:
1 - عالم و دانشمند ربانی.
2 - متعلّم و دانشجوی راه سعادت و حقّ.
3 - گروه عوام پشهمنش که دستخوش بادها بوده و سرگردانند، دنبال هر سر و صدایی میروند و با وزش هر بادی حرکت میکنند (فاقد زندگی هدفمند و عقلانیاند). سپس به ارزش دانش و مقام دانشمند و برتری عالمان بر ثروتمندان میپردازد و در برتری علمی خود بر همگان، به سینه مبارکش اشاره نموده، میفرماید:
«ها إنّ هاهنا لَعِلْماً جمّاً(2)آگاه باش! به راستی که اینجا دانش ژرف و انبوهی انباشته...»
و خداوند علم و معالم حقّ را در تمام اعصار (اگرچه در گروهی قلیل) نگه
میدارد و آنان حجتهای خدایند، آشکار و شناخته شده در میان مردم و یا ترسان و پنهان (مانند امام دوازدهم حضرت مهدیعلیه السلام).
در اینجا حضرت علیعلیه السلام به یکی از فلسفههای غیبت و پنهان بودن امام زمانعلیه السلام که همان ترس از قتل و عدم یاران مخلص کافی و آمادگی نداشتن جامعه باشد، اشاره میکند و روایات متعددی براین حقیقت دلالت دارد (که خداوند آخرین رهبر و امام معصوم را برای نجات بشریت و تحقق عدالت جهانی و احیای احکام الهی، از نظرها پوشیده و پنهان داشته تا مانند یازده امام معصومعلیهم السلام که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله معیّن فرموده بود، به شهادت نرسانند).
از جمله امام باقرعلیه السلام میفرماید:
«إِنَّ لِلْقآئِمِ غَیْبَةً قَبْلَ ظُهُورِهِ. قُلْتُ: لِمَ؟ قالَ: یَخافُ الْقَتْل(1)مطمئناً برای قائم ما غیبتی است قبل از ظهورش. راوی میپرسد: چرا و به چه علت؟ میفرماید: به خاطر ترس از قتل.»
و نیز در زیارتنامه آن حضرت میخوانیم:
«اَلسَّلامُ عَلَی الْمُهَذَّبِ الْخآئِفِ(2)سلام برتو ایپاکیزه جانترسان.»
حال با توجّه به اینکه امام و حجت غایب، با این ویژگیها، تنها حجة بن الحسن المهدیعلیه السلام میباشد، به وضوح میتوان گفت بیان امام علیعلیه السلام در رابطه با آن امام مخفی از نظر میباشد.
و بر این حقیقت که حضرت علیعلیه السلام فرمود: «هیچگاه زمین از حجّت و خلیفة اللَّه خالی نمیماند»، روایت امام صادقعلیه السلام نیز دلالت دارد که میفرماید:
«... ولَمْ تَخْلُ مُنْذُ خَلَقَ اللَّهُ آدَمَعلیه السلام مِنْ حُجَّةِ اللَّهِ فِیها؛ إِمّا ظاهِرٌ مَشْهُورٌ أَوْ غآئِبٌ مَسْتُورٌ. وَلا تَخْلُو الْأَرْضُ إِلی أَنْ تَقُومَ السّاعَةُ مِنْ حُجَّةٍ(1)از هنگامی که خداوند آدمعلیه السلام را آفرید، زمین از حجت خدا خالی نمانده؛ خواه آشکار و مشهور باشد یا پنهان و پوشیده از چشمها، و خالی نبودن زمین از حجّت و انسان کامل ادامه خواهد داشت تا زمان قیامت و برپا شدن رستاخیز.»
و نیز از حضرت مهدیعلیه السلام نقل شده است که فرمود: «زمین هیچ گاه از حجت خالی نمیباشد، حال آن حجّت، یا آشکار و یا پنهان است.»(2)
ابن ابی الحدید (دانشمند مشهور اهل تسنن) میگوید:
«این کلام علیعلیه السلام ناظر به مذهب امامیه و شیعه میباشد.(3)(یعنی اعتقاد به وجود امام در هر عصر و زمان).»
و ابن میثم نیز مینویسد:
«سخن آن حضرت بیانگر همان نظر شیعه است که وجود امام در هر زمان بین مردم، مقتضای حکمت الهی بوده و
چندان که تکلیف باقی است، وجود امام نیز واجب و لازم میباشد، حال ظاهر و آشکار یا غایب(1)(مانند وجود خورشید که برای عالم تکوین و طبیعت ضرورت دارد). و اکنون که همه امامان شیعه از دنیا رفتهاند، تنها حجّة اللَّه و خلیفة اللَّه در جهان، حجّة بن الحسن العسکریعلیه السلام است.»
آنگاه حضرت علیعلیه السلام در بیان هدف و نقش محوری حجتهای الهی در زمین میفرماید:
«تا نشانههای خداوندی (آثار نبوت، احکام دین، علم، معرفت و عبودیت راستین) از بین نرود و ارزشهای الهی و انسانی، اسوهها و الگوهای فضیلت و هدایت بماند؛ یعنی در وجود آن انسان کامل و به برکت او، نور علم و حقّ در جهان ظلمانی جهل و مادیت، جلوهگر باشد و بشریت هدایت شود.»
حال اینان چه تعدادند و کجایند؟ امامعلیه السلام به جای بیان کمیت و تعداد و مکان آنها، به پاسخ بلندی اشاره میکند و میفرماید:
«به خدا سوگند! اینان در شمارش و از حیث کمّی اندکند،(2)
1) 75. شرح نهج البلاغه، کمال الدین میثم بن علی بن میثم بحرانی: ج 5 ص 326.
2) 76. در رابطه با اصل امامت و ضرورت وجود مستمرّ امام معصوم در عالم و بیان شؤون متعدّد او {رهبری دینی، سیاسی، اجتماعی، ولایت تکوینی و تشریعی و خلیفة اللَّه بودنش و ...} رجوع کنید به: فصلنامه انتظار: ج 11 ص 118 و اصول کافی: ج 1 ص 527 و عیون اخبار الرضا: ج 1 ص 65 و فرهنگنامه مهدویت: ص 27 و 50.
لیکن از نظر کیفی، والاترین و برترین قدر و منزلت را در پیشگاه پروردگار دارند.»
و در وصف و ویژگی امامان و پیشوایان معصومعلیهم السلام میفرماید:
الف) اینان، حافظان بیّنات و آثار الهی هستند (با بیان دین خدا و اجرای دستورات او و نشر احکام و دفع بدعتها و تحریفها و ...).
ب) معارف و حقایق خداوندی را به افرادی همانند خودشان (از نظر علم و فضیلت و عصمت) میسپارند.
ج) به حقیقت بینایی رسیده و روح یقین را درک کردهاند (به مقام عصمت رسیدهاند و علم آنان لدنی و حضوری و خدادادی است نه مدرسهای).
د) در برابر سختیها و سنگلاخهای زندگی صابر و با استقامتند، دلبستگی و وابستگی به دنیای مادی نداشته، پیوسته جویای خوشنودی خدایند.
ه) به آنچه نادانان از آن میترسند، انس دارند و خو گرفتهاند (با تنهایی، سادهزیستی، زهد و قناعت، به خاطر لذّت یقین و شیرینی عرفان خدایی).
و) پیکر و بدنهایشان در دنیاست ولی روح و جانشان به بلندای عالم نور مرتبط و تعلق دارد و چون وصول به حق یافته و دلباخته خدایند همه چیز در دیدشان ناچیز و کوچک مینماید و همصحبت با ملائک و ملأ اعلی هستند. به راستی چون این اوصاف و لیاقتها را دارند،
و به فرموده آن حضرت در خطبه متقین:
«عَظُمَ الْخالِقُ فِی أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ ما دُونَهُ فِی أَعْیُنِهِمْ(1)آفریدگار
1) 77. نهج البلاغه: خطبه 193.
در روح و جانشان بزرگ جلوه کرده، لذا غیر او در نظرشان کوچک است.»
اینانند خلیفه و جانشینان خدا در روی زمین، پس دعوت نمودن به دین خدا و راه حقّ و سعادت را شایستهاند.
آه، آه، چه بسیار مشتاق و آرزومند دیدارشان هستم، آری اشتیاق امام علیعلیه السلام بیانگر رابطه روحی و سنخیت با آنان میباشد که «الجنس مع الجنس یمیلوا»، نوریان مر نوریان را طالبند.
بدیهی است این شایستگیها جز در امامان معصوم و منصوب خدا (که در کلام پیامبرصلی الله علیه وآله و ... آمده) که آخرین آنان حضرت مهدیعلیه السلام است وجود نداشته و کلام امام علیعلیه السلام ناظر به این حقیقت است؛ خصوصاً با تعبیر «خلیفة اللَّه» که به انبیا و ائمهعلیهم السلام اطلاق میشود و اظهار شدّت اشتیاق دیدار آنان.
در پایان با نهایت ادب و احترام و اختیار (نه امر و الزام) نسبت به مصاحب خود میفرماید: «ای کمیل! هرگاه خواستی باز گرد.»
به قول شارحین نهج البلاغه، این حکمت، یکی از فصیحترین بیاناتی است که از امیرالمؤمنین و امیر کلامعلیه السلام نقل شده است.
«وَأَخَذُوا یَمِیناً وَشِمالاً طَعْناً فِی مَسالِکِ الْغَیِّ وَتَرْکاً لِمَذاهِبِ الرُّشْدِ، فَلا تَسْتَعْجِلُوا ما هُوَ کآئِنٌ مُرْصَدٌ، وَلا تَسْتَبْطِؤُوا ما یَجِیءُ بِهِ الْغَدُ، فَکَمْ مِنْ مُسْتَعْجِلٍ بِما إِنْ أَدْرَکَهُ وَدَّ أَنَّهُ لَمْ یُدْرِکْهُ، وَما أَقْرَبَ الْیَوْمَ مِنْ تَباشِیرِ غَدٍ یا قَوْمِ هذَا إِبّانُ (إِیّانُ) وُرُودِ کُلِّ مَوْعُودٍ وَدُنُوِّ مِنْ طَلْعَةِ ما لا تَعْرِفُونَ.»(1)
ترجمه: «(دنیا طلبان) راههای چپ و راست را برگزیدند و رفتند، و مسلکهای گمراهی پیمودند و راه مستقیم هدایت و رستگاری را رها کردند. پس نسبت به آنچه باید باشد و پیش آید، شتاب مکنید و آنچه در آینده باید بیاید دیر مشمارید، چه بسا کسی برای رسیدن به چیزی شتاب کند، امّا وقتی آن را دریابد، آرزو کند، کاش به آن نمیرسید و آن را نمیدید. و چه نزدیک است امروز ما به فردایی که آثار آن آشکار گشته است. ای مردمان! اینک ما در آستانه
1) 78. نهج البلاغه: خطبه 150.
تحقق وعدههای داده شده و نزدیکی ظهور چیزهایی که بر شما پوشیده و ناآگاهید، قرار داریم.»
واژهها: طعن: رفتن
تباشیر: اوایل صبح و هر چیز مژده
ابّان: وقت و زمان هر چیز
رصد: چشم داشت، مراقب
استبطاء: کندی و درنگ کردن
توضیح و تفسیر:
گویا بیان امام علیعلیه السلام ناظر به آینده بشریت و حوادث جامعه قبل از ظهور و قیام حضرت مهدیعلیه السلام میباشد و اینکه انسانها، راهی دو مسیر انحرافی و باطل راست وچپ میشوند و به جای پیمودن راه روشن دین حق، راههای افراط و تفریط را به خاطر تمایلات نفسانی و مادی میروند. در حالی که به فرموده آن حضرت:
«اَلْیَمِینُ وَالشِّمالُ مَضِلَّةٌ، وَطَرِیقُ الْوُسْطی هِیَ الْجآدَّةُ(1)رفتن به سوی راست و چپ گمراهی است و راه میانه و اعتدال، جادّه مستقیم و نجاتبخش میباشد.»
و راه زندگی و حیات طیّبه که پیامبران، ملّتها را به آن دعوت کردهاند همان طریق توحید و عدالت و کوتاهترین فاصله برای رسیدن انسان به کمال
1) 79. نهج البلاغه: خطبه 16. و نیز در خطبههای 213 و 222 و ... گرایش به چپ و راست را مذمّت کرده است.
و سعادت لایق به حال خود است، لیکن شیطان نفس و مسلکها و مرامهای انحرافی و تئوریهای باطل (ساخته اندیشههای ناقص بشری و متأثّر از سلطهگریها) ملّتها را به سوی شرق و یا غرب کشاندند و از حقایق و هدایت بازداشتند؛ چه در مسائل فردی و خانوادگی و چه در مدیریتهای کلان و جهانی. همانگونه که شاهدیم هیچ یک بشریت را به صلح و سعادت و عدالت و نقطه نور و رهایی از بدبختیها نرساندند.
بدیهی است که راه مستقیم و حقّ یکی است (کوتاهترین فاصله بین دو نقطه، بودن تا شدن و رسیدن به وضعیت مطلوب که راه حق و کمال انسان میباشد).
جنگ هفتاد و دو ملّت همه را عذر بنه
چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند
و در قرآن مجید هم میخوانیم: «وَکَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً...»(1)یعنی مکتب اسلام در تمام زمینههای زندگی فردی و جمعی، در اندیشه و عمل، راه میانه و اعتدال را توصیه و به آن هدایت میکند (نه دنیاگرایی و دلباختگی و هدف قرار دادن زندگی محدود و مادی و زودگذر دنیا، و نه غافل و تارک دنیا، بلکه دنیا را مزرعه آخرت و ابزار رسیدن به جهان ابدی و زندگی جاوید و نامتناهی میداند).
و آنگاه حضرت از شتاب و عجله در تحقّق حوادث و فتنههای آینده (که ظاهراً پیامبرصلی الله علیه وآله خبر داده بود و اصحاب از امام علیعلیه السلام زمان وقوع آنها را
1) 80. سوره بقرة / آیه 143.
میپرسیدند) نهی نموده، میفرماید: آنها رخ خواهد داد و شما به آنچه خواهد شد حریص مباشید؛ زیرا بسیاری از حوادث که انسان وقوعش را میخواهد، وقتی پیش آید، آدمی به گونهای ناراحت میشود که آرزو میکند کاش نبود و آنها را نمیدید، چون از زیانهای پنهان آن حوادث، غافل و بیخبر بوده، همانگونه که قرآن میفرماید:
«وَعَسی أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ»(1)و چه بسا چیزی را شما دوست داشته باشید در حالی که برای شما شرّ و ناپسند است، و خداوند میداند و شما ناآگاهید و نمیدانید.
و در جای دیگر میفرماید:
«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْیآءَ إِنْ تُبْدَ لَکُمْ تَسُوؤُکُمْ»(2)ای مؤمنان! هرگز از چیزهایی مپرسید که اگر فاش گردد، شما را بد میآید و ناراحت میشوید.»
در حقیقت علیعلیه السلام با عنایت به آیات قرآن میآموزد که امور را به خدا واگذارید و خیر را از او بخواهید و در مسائل اجتماعی مطیع رهبر الهی خود باشید، آنچه لازم باشد به موقع بیان میکند (چرا که علم و آگاهی انسانها محدود میباشد؛ به علاوه دانستن برخی مسائل، تکلیف و مشکلات افراد را بیشتر میکند. مضافاً آنچه مهم است ایمان به سخنان پیامبرصلی الله علیه وآله و قطعی بودن وقوع پیشبینیهای اوست؛ زیرا درک و کلام او ریشه در وحی الهی دارد
و معصوم و مصون از خطاست(1)و برای مؤمن توجّه به تکلیفش در هر زمان و موضعگیری صحیح او و استقامت در برابر حوادث و آزمونها لازم میباشد، همانطور که علائم فردا از امروز دیده میشود و رسیدن آن وقایع و نشانه آنها از کردار همین زمان مردم آشکار است).
ای مردم! اینک زمان آمدن هر موعود و آستانه تحقّق وعدههایی است که داده شده و زمان فتنههایی میباشد که از آنها آگاهی ندارید و نمیشناسید، آن زمان فرا رسیده است.
ابن ابی الحدید معتزلی مینویسد:
«مقصود حضرت، حوادث هولناک پایان عمر دنیا و قبل از قیامت میباشد که پیامبرصلی الله علیه وآله خبر داده بود، ولی جمعی از شارحین نهج البلاغه این کلام امام علیعلیه السلام را متناسب با حوادث آینده نه چندان دور دانسته و یا از کلمات متشابه میدانند که همراه با ابهام بوده و در کتاب نهج البلاغه اینگونه موارد مکرر آمده است.»(2)
به نظر میرسد محدود نمودن کلام آن حضرت به زمان و حادثه خاص، بدون قرینه و دلیل صحیح نیست بلکه اطلاق آن شامل کلیه ملاحم و حوادث تا قبل از ظهور امام زمانعلیه السلام میشود.
بیشترین بحث و بهره، مربوط به ادامه خطبه است که میفرماید:
«أَلا! وَإِنَّ مَنْ أَدْرَکَها مِنّا یَسْرِی فِیها بِسِراجٍ مُنِیرٍ، وَیَحْذُو فِیها عَلی مِثالِ الصّالِحِینَ، لِیَحُلَّ فِیها رِبْقاً، وَیُعْتِقَ فِیها رِقّاً، وَیَصْدَعَ شَعْباً، وَیَشْعَبَ صَدْعاً. فِی سُتْرَةٍ عَنِ النّاسِ لا یُبْصِرُ الْقآئِفُ أَثَرَهُ وَلَوْ تابَعَ نَظَرَهُ، ثُمَّ لَیُشْحَذَنَّ فِیها قَوْمٌ شَحْذَ الْقَیْنِالنَّصْلَ، تُجْلی بِالتَّنْزِیلِ أَبْصارُهُمْ، وَیُرْمی بِالتَّفْسِیرِ فِی مَسامِعِهِمْ، وَیُغْبَقُونَ کَأْسَ الْحِکْمَةِ بَعْدَ الصَّبُوحِ.»(1)
ترجمه: «آگاه باشید آنکه از ما (حضرت مهدیعلیه السلام) فتنههای آینده را دریابد، با چراغی روشن و روشنگر سیر میکند و بر روش و سیره صالحان و نیکان رفتار مینماید تا در آن گرفتاریها بندی بگشاید و بردگان و ملّتهای اسیر را آزاد سازد و جمعیتها (و دولتهای گمراه و ستمگر را) از هم متلاشی و پراکنده سازد و حقجویان متفرق را گرد آورد. او (سالهای طولانی) در پنهان و غیبت از مردم به سر میبرد؛ به گونهای که اثرشناسان، اثر قدمش را نیابند، گرچه در یافتن آن فراوان تلاش کنند. پس گروهی در آن فتنهها چونان شمشیرها صیقل میخورند (آماده درهم کوبیدن فتنهها میگردند) دیدگان آنها با نور قرآن جلا داده و تفسیر
1) 85. نهج البلاغه: خطبه 150.
قرآن در گوشهایشان طنین افکند و جامهای حکمت در صبحگاهان و شامگاهان نوشانده شوند.»
واژهها: ربق: کمند
حلّ ربقته: رنج و سختی او را گشود و دور کرد
صدع: متفرق، پریشان، شکافتن
عبوق: شرب شبانگاه
شعب: به هم پیوست و جمع کرد
قائف: پِی شناس
فین: آهنگر و آهنگری
نصل: تیغ بیتیغه
شحذ: تیز، سخت راندن، خشم گرفتن
توضیح و تفسیر:
حضرت علیعلیه السلام بعد از ترسیم جامعه جهانی در آستانه ظهور منجی موعود، مهدی آل محمّدعلیهم السلام به بخشی از ویژگیها و اهداف محوری قیامایشان پرداخته و آنگاه صفات و خصوصیات یاران آن رهبر الهی را بیان میفرماید: «أَلا وَإِنَّ مَنْ أَدْرَکَها مِنّا»(1)هشدار و آگاهی میدهد تا در تاریکیهای عصر غیبت گرفتار فتنهها و مدعیان فریبگر نشده، با بصیرت و دانایی، راه و رهبر حق را بشناسیم و تبعیت کنیم و از سربازان او باشیم، ان شاءاللَّه.
1) 86. منهاج البراعة: ج 9 ص 137؛ شرح ابن ابی الحدید: ج 9 ص 128؛ ترجمه و تفسیر علاّمه جعفری: ج 24 ص 325.
نخست اینکه: آن موعود امم از عترت پیامبرصلی الله علیه وآله و علوی و فاطمی است (که روایات فریقین شیعه و سنی به روشنی و صراحت بر این حقیقت دلالت دارد).
دوم اینکه: در جامعه حضور دارد و از حوادث و مسائل و آنچه میگذرد، آگاه است.
سوم اینکه: با چراغ نورانی(1)ولایت و امامت و نور علم الهی و منطق، عالمیان را به نور و نجات میرساند، و همچون نور، خود گواه حقانیت خویش (آفتاب آمد دلیل آفتاب) و زداینده تاریکیها و حیاتآفرین و امیدبخش بوده، چشمها و دلها را به خود جلب میکند (البته کوران و خفاشان توان دیدن آن نور را ندارند).
چهارم اینکه: سیره عملی و رفتار او در همه زمینهها بر روش صالحین (پیامبر و امامان معصومعلیهم السلام، عالیترین چهره صالحان) حقّ و عدل (نه مانند حاکمان ستمگر تاریخ) میباشد.
پنجم اینکه: آن موعود ما سالهای طولانی، پنهان از مردم و در غیبت به سر میبرد؛ به گونهای که هیچ کس، حتّی اثرشناسان را توان راهیابی و دیدن او نباشد مگر مؤمنان ممتاز و برخی پاکان که طبق حکمت و مصلحت، آن حضرت را ملاقات کنند.
و آنگاه به بیان اهداف آن پیشوای پاک(2)میپردازد و میفرماید:
1) 87. امام علیعلیه السلام در خطبه 187 نسبت به خود نیز تعبیر به سراج نموده، میفرماید: «إنّما مثلی بینکم کمثل السراج...».
2) 88. در اینجا کلام علیعلیه السلام گرچه صراحت اسمی و انحصاری به مهدی موعودعلیه السلام ندارد {و برخی شامل ائمّه یا سالکان و عالمان راه حق دانستهاند} لیکن با توجّه به سیاق و بیان اوصاف (سراج منیر، پنهان و استتار و ...) آن منجی و اهداف و انصارش، به وضوح قابل انطباق بر خاتم الاوصیا حجة بن الحسن - عجّل اللَّه فرجه الشریف - میباشد.
الف) او با زدودن جهل و شک و ذلّت، بندهای عقل و علم را میگشاید و باز میکند و انسانها، خردمند و رشید میشوند.
ب) ملّتهای مانده در اسارت و بردگی و استعمار را آزاد میسازد و اسیران هواهای نفسانی و نادانی را رهایی میبخشد.
ج) احزاب و جمعیتهای گمراه و ستمگر را پراکنده و متلاشی نموده، مؤلّفههای قدرتهای استکباری و توطئههایشان را درهم میریزد.
د) حقّجویان محروم و متفرق را جمع و متحد میسازد (مستضعفین و مؤمنانی که سلطهگران برای توسعه و تداوم حاکمیت ظالمانه خود، آنها را پراکنده یا تبعید و جدا از هم نمودهاند) همانگونه که امروز نیز شاهد آن هستیم. طبیعی است چنین نهضت عظیم رهاییبخش را سربازان و پاکبازانی لازم است که امام علیعلیه السلام به اوصاف آنان اشاره میفرماید: «فیها قومٌ...».
1 - گروهی برای درهم شکستن فتنهها و تحقّق اهداف الهی و رهابخش آماده میشوند، آنان سالکانی هدایت یافتهاند که درمیان بحرانها و آزمونهای سخت آبدیده شده؛ همانند شمشیرهای صیقل داده و برّاق و برّان، مهیّای پیروی از پیشوا در پیشبرد دستورات اویند و با ذهن تیز، اخذ علم و حکمت نموده؛ همچون سلاح صیقل داده با گمراهان ستیز و پیشرفت میکنند.
2 - علم و ایمانشان از انس و ارتباط با قرآن نشأت یافته و دیدگان آنان با نور قرآن روشنایی و جلا پیدا کرده است.
3 - چون در آیات قرآن تدبّر نموده و تفسیر را از اهل بیت وحی و آشنایان به تنزیل و تأویل و معارف ظاهر و باطن قرآن میگیرند، هرگونه شبهه و شک از دل و روحشان برطرف شده، حق تفسیر در گوش جانشان طنین افکنده و با یقین، حقایق را بیان و شبهات را دفع میکنند.
4 - در نتیجه ظرف ذهن آنان قابلیت و توان درک معارف الهی یافته، هر صبح و شام اسرار و الطاف حقّ بر آنان ریزان است و آنان با تمام وجود، لذت کمال و معارفی که به سود دنیا و آخرتشان میباشد میچشند و درک میکنند.
نکتهها:
الف) در این آیندهنگری،(1)امیر مؤمنان حضرت علیعلیه السلام برخلاف دیدگاه برخی از نظریهپردازان غربی (که آینده بشریت را تاریکی و نابودی میدانند) آینده را روشن و مثبت اعلام نموده، با رهبری مقدّس و محبوب و یارانی صالح و توانا و اهدافی آزادیبخش و وحدتآفرین و ... .
ب) توجّه دادن به این حقیقت که در میان امواج فتنهها با هوشیاری و استقامت و درک مفاهیم و معارف قرآن و ارتباط با مفسرین راستین (اهل بیت پیامبرعلیهم السلام) به ساحل سعادت میتوان رسید.
1) 89. فوتوریسم {Futurism} که اخیراً دانشمندان جهان به ویژه غربیها میکوشند به فردا راه یابند و نویسندگانی مانند: «فوکویاما» با تئوری «آخرالزمان» مشهور شد یا «ساموئل هانینگتون» با نظریه «جنگ تمدنها» و... .
«... فَلَبِثْتُمْ بَعْدَهُ ما شآءَ اللَّهُ حَتّی یُطْلِعَ اللَّهُ لَکُمْ مَنْ یَجْمَعُکُمْ وَیَضُمُّ نَشْرَکُمْ. فَلا تَطْمَعُوا فِی غَیْرِ مُقْبِلٍ، وَلا تَیْأَسُوا مِنْ مُدْبِرٍ، فَإِنَّ الْمُدْبِرَ عَسی أَنْ تَزِلَّ بِهِ إِحْدی قآئِمَتَیْهِ، وَتَثْبُتَ الْأُخْری فَتَرْجِعا حَتّی تَثْبُتا جَمِیعاً. أَلا إِنَّ مَثَلَ آلِ مُحَمَّدٍعلیهم السلام کَمَثَلِ نُجُومِ السَّمآءِ؛ إِذا خَوی نَجْمٌ طَلَعَ نَجْمٌ، فَکَأَنَّکُمْ قَدْ تَکامَلَتْ مِنَ اللَّهِ فِیکُمُ الصَّنآئِعُ، وَأَراکُمْ ما کُنْتُمْ تَأْمُلُونَ.»(1)
ترجمه: «پس از او (دلیل رایت حق) مدتی که خدا خواهد زندگی و درنگ خواهید داشت تا آنکه خداوند آشکار کند شخصی که شما را گرد آورد و متحد سازد و از پراکندگی برهاند. پس ای مردم! در آن که به دنیا و خلافت اقبال نکند طمع نداشته باشید و از کسی که ادبار نموده ناامید نگردید؛ زیرا آن که پشت کرده شاید یکی از دو پایش بلغزد و پای دیگرش برجای ماند و روزی هر دو قائمه و پایهاش برگردد
1) 90. نهج البلاغه: خطبه 100.
و ثابت و استوار شود. آگاه باشید! مَثَل اهل بیت پیامبرعلیهم السلام همانند ستارگان آسمان است، هرگاه ستارهای غروب کند، ستارهای دیگر طلوع خواهدکرد (امامت تا ظهور حضرت مهدیعلیه السلام ادامه خواهد یافت و همانطور که آسمان بدون ستاره نمیماند، زمین نیز خالی از حجّت نخواهد ماند). گویا میبینم نعمتهای خداوند بر شما کامل و تمام شده و به آنچه آرزو داشتهاید، رسیده و به شما ارائه شده است.»
واژهها: خوی میل به غروب
صنائع (جمع صنیعة): نعمتها و احسانها
توضیح و تفسیر:
در این خطبه که آن را در سومین جمعه از خلافت ظاهری خود در سال 35 هجری ایراد فرمود، ضمن اخبار غیبی از ارتحال و شهادت خود، به ظهور امام زمان - عجّل اللَّه فرجه الشریف - و حاکمیت دین حق و تحقّق امید و آرزوی منتظران نوید میدهد.(1)
امیرالمؤمنین علیعلیه السلام با حمد خدا و ستایش او در تمام امور و احوال و استعانت از خداوند برای بندگی او آغاز نموده و آنگاه به ذکر توحید و رسالت پیامبرصلی الله علیه وآله و ویژگیهای او میپردازد و اینکه پیامبر برای هدایت امّت و جامعه بعد از خود پرچم حق را (کتاب و سنّت، قرآن و عترت؛
1) 91. منهاج البراعة: ج 7 ص 160؛ شرح ابن ابی الحدید: ج 7 ص 94 و غالب شروح نهج البلاغه.
همانطور که پرچم عامل هدایت است، آن دو نیز راهنمای امّتاند) جایگزین کرده و هرکس ملازم این پرچم و عَلم دین باشد، رستگار گردد. و دلیل و راهنمای عَلم حق (علمدار دین، علیعلیه السلام باشد) با اندیشه و آرامش سخن میگفت و سنگین و با تدبیر به پا میخاست و هنگام قیام، سخت و چالاک بود و آنگاه که شما اطاعت او کردید (و به خلافت ظاهری و حقّ خود رسید) طولی نکشید، اجل و مرگش فرا رسید و خدا او را از این جهان برد و شما مدتی که خدا بخواهد، زندگانی میکنید (عدم تعیین مدت درنگ و انتظار امّت بیانگر طولانی بودن زمان بعد از سلطنت بنی امیه و بنی عباس و غیره و مشاهده بدبختیها و پراکندگیهای گوناگون میباشد) پس خداوند شخص و رهبری را برمیانگیزد تا به این پراکندگیها و ظلمها خاتمه داده، شما را متحد کند. این منجی مقدّس با تدبیر و توانا، آیا غیر از امام مهدی موعودعلیه السلام میباشد؛ چون باید علم و قدرت داشته باشد تا تفرقههای ملّتها و پراکندگی مسلمانان را برطرف کند و شریعت واحد و امّت واحده را ایجاد نماید و همه امور را نظم و سامان دهد و عدل و آرامش را به گیتی بازگرداند و چنین موقعیتی برای امامان معصوم بعد از علیعلیه السلام نبوده است. بنابراین شما برای انتظام امورتان به امام حاضر که به دنیا و خلافت اقبال ننموده، با آنکه اهلیّت دارد و شرایط قیام او آماده نشده، طمع و تحمیل نداشته باشید؛ چون براساس مصلحت و حفظ اسلام و امّت عمل میکند و مأیوس از او نباشید؛ زیرا ممکن است شرایط مساعد شود و عوامل و پایههای قیام و خلافت تکمیل گردد و او عهدهدار امر حکومت شود.
امامعلیه السلام در خاتمه به یک اصل امیدآفرین اشاره و جایگاه رفیع اهل بیت پیامبر و امامان معصوم شیعهعلیهم السلام را مشخص نموده، میفرماید:
«آگاه و بیدار باشید که اهل بیتعلیهم السلام مانند ستارگان آسمان بوده، پیوسته نور میدهند، تاریکیها را زدوده، زیبایی آفرین و هدایتگر هستند، زمین مانند آسمان هیچگاه بدون ستاره امامت و خالی از حجّت و انسان کامل و معصوم نخواهد بود و هرگاه ستاره و امامی در آستانه افول و غروب قرار گیرد ستارهای دیگر (امام و خلیفةاللَّه) ظاهر و رسالت او را عهدهدار میشود تا ارزشهای الهی حفظ و امت هدایت شده و خود الگوی درخشان باشند».
تعبیر ستاره در بیانات متعدد به ائمّه معصومینعلیهم السلام اطلاق شده است، در روایاتی ذیل آیه «وَبِالنَّجْمِ هُمْ یَهْتَدُونَ»(1)مراد ازنجم (ستاره) ائمّهعلیهم السلام هستند(2)و نیز در دعای ندبه میخوانیم: «أین الأنجم الظّاهرة...» تا آخرین مهر امامت و ولایت حضرت مهدیعلیه السلام طلوع کند(3)که امیرالمؤمنین علیعلیه السلام بشارت داده، میفرماید: «قد تکاملت من اللَّه فیکم الصنائع» خداوند نعمتهایش را بر همگان کامل و تمام گرداند و بشریت مشتاق را به آرزوهایشان برساند که این همه نبوده و نخواهد بود مگر در پرتو پرفروغ حکومت واحد جهانی امام زمانعلیه السلام.
اینک به بخشی از برکات و نعمتهای بلندی که در عصر منجی موعودعلیه السلام ریزان خواهد شد، اشاره میکنیم: از امام سجادعلیه السلام نقل شده است:
«إذا قام القآئم أذهب اللَّه عن کلّ مؤمنٍ العاهة وردّ إلیه قوّته(1)آنگاه که امام مهدیعلیه السلام قیام کند، خداوند بیماریها را از مؤمنان دور سازد و قوت و تندرستی را به آنان بازگرداند.»
و همچنین کینهها از دل مردم بیرون رود و شرّ و بدی از جهان رخت بربسته و تنها خیر و خوبی باقی ماند.(2)
«تعمّر الأرض وتصفو وتزهو بمهدیها وتجری به الأنهار(3)زمین به وسیله حضرت مهدیعلیه السلام آباد و خرم و سرسبز گردد و چشمهها جاری شود.»
امام باقرعلیه السلام میفرماید:
«در زمان حکومت امام مهدیعلیه السلام در روی زمین ویرانهای نماند مگر آنکه آباد گردد.»
«امام زمانعلیه السلام بین مردم مساوات برقرار میکند و عطایای او فراوان شود به گونهای که نیازمند و فقیری پیدا نمیشود...(4)و زمین گنجها و برکات خود را نمایان میکند.»(5)
در رابطه با رشد علم و دانش، آن حضرت میفرماید:
«علم 27 حرف است و آنچه تاکنون مردم با آن آشنایی دارند دو حرف بوده و وقتی قائم ما قیام کند 25 حرف دیگر را بیرون آورده، بین مردم نشر دهد...»(1)
«و در زمان ظهور او، مؤمن در شرق زمین برادرش را که در غرب زمین است، میبیند و به عکس...»(2)
«هنگامی که قائم ما قیام کند دستش را به سر بندگان خدا مینهد و خردهایشان را جمع و اخلاقشان را کامل گرداند.»(3)
امام باقرعلیه السلام در تفسیر آیه: «اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یُحْیِی الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها...»(4)بدانید و آگاه باشید که خداوند زمین را پس از مرده بودن زنده میکند...» میفرماید:
«خداوند زمین را با حضرت قائمعلیه السلام زنده میکند، آن حضرت به عدالت رفتار مینماید و زمین را با بسط عدالت زنده میکند پس از آنکه در اثر گسترش ظلم مرده باشد.»(5)
و در تفسیر آیه «الَّذِینَ إِنْ مَکَّنّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلوةَ»(6)آنانکه هرگاه در روی زمین به آنها اقتدار و قدرت بخشیدیم نماز را بپا دارند...» میفرماید:
«این آیه در شأن حضرت مهدیعلیه السلام و یارانش نازل شده و خداوند شرق و غرب زمین را در سیطره حکومتشان قرار میدهد و به وسیله آنان دین خود را آشکار و حاکم گرداند، به گونهای که از ستم و بدعت و باطل اثری دیده نمیشود.»(1)
امام صادقعلیه السلام میفرماید:
«یصنع کما صنع رسول اللَّه یهدم ما کان قبله کما هدم رسول اللَّه أمر الجاهلیّة ویستأنف الإسلام جدیداً(2)او همچون پیامبرصلی الله علیه وآله عمل میکند همچنانکه پیامبرصلی الله علیه وآله آنچه قبل از جاهلیت بود، از بین برد و اسلام را بنا نهاد، امام زمانعلیه السلام هم جاهلیت جدید جهان و بدعتها را نابود و اسلام را از نو پیاده میکند.»
و در بیانی دیگر میفرماید:
«المهدیّ إذا خرج یفرّج به جمیع المسلمین خآصّتهم وعآمّتهم(3)حضرت مهدیعلیه السلام که قیام کند، همه مسلمانان از خواص و عوام شادمان شوند.»
و در کلامی دیگر آن حضرت میفرماید:
«اهل آسمان و زمین، حتی پرندگان هوا و ماهیان دریا خوشحال شوند.»(4)
در رابطه با امنیت و برکت، حضرت علیعلیه السلام میفرماید:
«هرگاه قائم ما قیام کند، آسمان بارانهای خود را میبارد، درندگان با حیوانات از در آشتی درآمده و نیز به انسانها کاری ندارند تا آنجا که زنی از عراق به شام میرود بدون آنکه از درندهای نگران و یا ترسی داشته باشد.»(1)
آری، آنگاه که خورشید ولایت و رهبری الهی حضرت مهدیعلیه السلام با کارگزارانی صالح و پاک طلوع کند، ریزش برکات زمین و آسمان جلوهگر میشود، ایمان و علم و اخلاق و عقلانیت انسان رشد لازم مییابد و با گسترش فرهنگ دینی و ارزشهای معنوی، عدالت، امنیت، نشاط، آسایش، عمران، اقتصاد و ... فراگیر میگردد و با بروز و کامل شدن نعمتهای خداوندی است که آرزوی انسانها برآورده شده، زیبایی و لذت زیستن نمایان خواهد شد، إن شاء اللَّه.
در واقع اجرای دستورات الهی و عبودیت آدمی در سراسر جهان آرزوی همه صالحان بوده و انبیا جزء منتظران حکومت خلیفة اللَّه و انسان کامل بوده و امامان ما زمینه سازان آن به شمار میآیند.
1) 110. بحار الانوار: ج 52 ص 316؛ غیبت طوسی: ص 274.
«أَمّا بَعْدَ حَمْدِ اللَّهِ وَالثَّنآءِ عَلَیْهِ، أَیُّهَا النَّاسُ! فَإِنِّی فَقَأْتُ عَیْنَ الْفِتْنَةِ... وَذلِکَ إِذا قَلَّصَتْ حَرْبُکُمْ وَشَمَّرَتْ عَنْ ساقٍ، وَضاقَتِ (کانَتْ) الدُّنْیَا عَلَیْکُمْ ضِیقاً، تَسْتَطِیلُونَ مَعَهُ أَیّامَ الْبَلآءِ عَلَیْکُمْ، حتّی یَفْتَحَ اللَّهُ لِبَقِیَّةِ الأَبْرارِ مِنْکُمْ. إِنَّ الْفِتَنَ إِذا أَقْبَلَتْ شَبَّهَتْ، وَإِذا أَدْبَرَتْ نَبَّهَتْ»(1)
ترجمه: «امّا پس از حمد و ثنای خداوند متعال، ای مردم! من چشم فتنه و توطئه را شکافتم و برکندم... و این حوادث زمانی رخ مینماید که جنگ در میان شما طولانی گشته و سخت گردد و دنیا چنان بر شما تنگ شود که ایام بلا را دراز پندارید تا آنکه خداوند پرچم فتح را برای باقیمانده نیکانتان به اهتزاز درآورد (زمان ظهور حضرت مهدیعلیه السلام). به راستی آنگاه که فتنهها روی آورند، شبهه افکنند و باطل از حق دانسته نمیشود و هنگامیکه میگذرند حقیقت آشکار و شناخته شود...».
1) 111. نهج البلاغه: خطبه 92.
واژهها: فقأت: شکافتن و کندن، کور کردن
حرب: جنگ
قلّص: زیادی و کثرت، جمع آمدن با هم، دامن به کمر زدن
شمّر: کوشید و سرعت گرفت
شمرت عن ساق: کنایه از ظاهر شدن شدّت و سختی
شبهت: مشتبه شدن حقّ و باطل
توضیح و تفسیر:
این یکی از خطبههای مشهور حضرت علیعلیه السلام میباشد که بعد از پایان جنگ نهروان ایراد فرمود، ایشان بعد از حمد و ستایش پروردگار و درود بر پیامبرصلی الله علیه وآله به فضایل بلند و موقعیت عظیم علمی و سیاسی و شجاعت خود اشاره نموده (که این نه خودستایی است بلکه اظهار نعمت الهی و معرفی خویش برای بهرهمندی دیگران از آن اقیانوس علم و فضیلت و اتمام حجّت بر معاندان و بیخبران و ...است) و اعلام میفرماید: سؤال کنید از هر مسأله و مطلب مشکلی قبل از آنکه مرا نیابید چرا که از آنچه تا قیامت رخ خواهد داد آگاهم؛ «فاسئلونی قبل أن تفقدونی...».(1)
و آنگاه از فتنهها و حوادث تلخ آینده خبر میدهد(2)و بیش از همه خطر
1) 112. منهاج البراعة: ج 7 ص 73؛ شارح معتزلی از صاحب کتاب استیعاب {ابوعمر محمد بن عبد البرّ} از قول جمع زیادی از راویان نقل میکند که گفتهاند: «جز علی بن ابی طالبعلیهما السلام، هیچ یک از صحابه پیامبرصلی الله علیه وآله این جمله را نگفته است».
2) 113. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید: ج 7 ص 47؛ او متجاوز از سی مورد خبر غیبی و پیشگویی تاریخی از امام علیعلیه السلام ذکر کرده و گوید: «تتبّع کردیم همه آنها تحقّق یافته و کاملاً صحّت داشته».
فتنه کور و تاریک بنی امیه را خاطر نشان نموده، به تبیین ماهیت فتنه و راه برون رفتن از آنها میپردازد:
«وذلک إذا...» و این امر هنگامی رخ خواهد داد که حوادث به اوج خود برسد، فتنهها و فساد و جنگ، شدّت یابد و شیاطین همه توان خود را در نبرد با شما (و اسلام راستین) جمع کرده و سازمان دهند و دنیا با تمام وسعتش بر شما تنگ شده و ایّام بلا را طولانی پندارید و (دریچههای نجات را بسته یافته و دولتها و سازمانهای فریبگر به یاریتان نیایند، آری در شرایطی که از همه مأیوس شدید و دل به خدا بستید و صادقانه او را خواندید) خداوند فتح و پیروزی را بر باقیمانده نیکان شما پدید آورد.
برخی احتمال دادهاند مقصود از «حتّی یفتح اللَّه لبقیّة الأبرار منکم» انقراض دولت بنی امیّه و روی کار آمدن حکومت بنی عباس برای فرزندان نیکوکاری که در آینده میآیند باشد، لیکن با توجّه به نظر جمعی از شارحین نهج البلاغه و دقت در متن خطبه میتوان گفت: اظهر و روشنتر تفسیر به دولت حق و عدل حضرت مهدیعلیه السلام میباشد(1)که فتح واقعی و فراگیر و ماندگار،همان پیروزی جهانی مهدوی خواهد بود و پیروزیهای دیگر اگر گاه پیش میآمده، نسبی و موقت و منطقهای بوده، به علاوه آن حکومتهای کوتاه در اختیار خوبان و اهل بیتعلیهم السلام نبوده است، مضافاً فتنه بنی امیه را حضرت به دنبال این بیان و تبیین ماهیت فتنهها به طور خاص مطرح میکند .
بالاتر آنکه ابن ابی الحدید معتزلی در شرح خود این خطبه را با اضافاتی
1) 114. منهاج البراعة: ج 7 ص 77؛ نهج البلاغه {دشتی}: خطبه 93.
(که سیّد رضی ذکر نکرده) از حضرت علیعلیه السلام نقل نموده است، به گونهای که کاملاً بر حکومت حضرت مهدیعلیه السلام تطبیق میشود و ما آن را برای تأیید بحث میآوریم:
«فانظروا أهل بیت نبیّکم، فإن لبدوا فالبدوا، وإن استنصروکم فانصروهم، فلیفرّجنّ اللَّه الفتنة برجل منّا أهل البیت. بأبی ابن خیرة الإماء! لا یعطیهم إلّا السیف... هرجاً هرجاً موضوعاً علی عاتقه ثمانیة أشهر...(1)پس در شرایط فتنه، اهل بیت پیامبرتان را بنگرید و دنبال آنان حرکت کنید، اگر توقف و اقامت کردند پس شما هم ملازم آنان باشید و اگر از شما کمک خواستند آنان را یاری کنید؛ چرا که خداوند فتنه عظیم را به وسیله بزرگ مردی از ما اهل بیتعلیهم السلام برمیدارد و پرچم فتح و پیروزی را به اهتزاز درآورد، هم او که پدرم به فدایش، فرزند بهترین کنیزان (نرجس) است و با شمشیر و سلاح و قدرت نظامی، آشوبها و فتنهها را درهم میکوبد و تا هیجده ماه جهاد و جنگ او برای سرکوب همه توطئهها و فتنهها ادامه مییابد...»
جالب اینکه تعبیر «ابن خیرة الاماء» کراراً در کتب روایی ما نسبت به حضرت مهدیعلیه السلام آمده است.(2)
ابن ابی الحدید توضیح میدهد: ابن خیرة الإماء، همان موعود و منجی آخرالزمان و امام دوازدهم شیعیان بوده که زمین را از ظلم و جور پاک میکند و سرشار از عدل و قسط مینماید و از دشمنان اهل بیت پیامبرصلی الله علیه وآله انتقام میگیرد و سفیانی (از نوادگان ابوسفیان بن حرب بن امیه) را که بر بخش وسیعی از سرزمینهای اسلامی سلطه پیدا کرده، همراه با پیروانش از بنی امیه به قتل میرساند و با قدرت، کفار قریش و بنی امیه و ... را درهم میشکند. البته احتمال دارد در زمان قیام آن حضرت، ستمگران بنی امیه که مردهاند دوباره به دنیا بازگردند(1)(عقیده به رجعت در شیعه و اسلام)(2)و از آنان انتقام جنایاتی که انجام دادهاند میگیرد،(که یکی از آنها واقعه جانکاه و جاوید کربلا و عاشورای حسینیعلیه السلام است که با تمام قساوت، پاکان و بیگناهان را به دستور یزید بن معاویه به شهادت رساندند و سر از بدنشان جدا کردند و زنان و بازماندگان را به اسارت بردند).
و در منابع روایی شیعه نیز احادیث فراوانی(3)نقل شده است که از ستمگران انتقام خواهد گرفت و حتی یکی از لقبهای حضرت مهدیعلیه السلام منتقم میباشد و حضرتش میفرماید:
«أنا بقیّة اللَّه فی أرضه والمنتقم من أعدآئه(4)من ذخیره خدا در روی زمین و انتقام گیرنده از دشمنان او هستم.»
از امام صادقعلیه السلام روایت است که: «... چون امام حسینعلیه السلام به شهادت رسید، فرشتگان گریستند و گفتند: پروردگارا! آیا قاتلین برگزیده تو و فرزند پیامبرت را به حال خود وامیگذاری؟ پس خداوند سایه و نور امام قائم - عجّل اللَّه فرجه الشریف - را بر آنان نمایاند و فرمود:
«بذلک القآئم أنتقم منهم(1)به وسیله این قائم - عجّل اللَّه فرجه الشریف - از ظالمین و قاتلین انتقام میگیرم.»
نقل شده است: هروی از حضرت رضاعلیه السلام میپرسد: نظرتان درباره این فرمایش امام صادقعلیه السلام که میفرماید: «هرگاه قائم ما قیام کند، بازماندگان از قاتلان امام حسینعلیه السلام به کیفر کردار پدرانشان کشته میشوند.» چیست؟
حضرت فرمود: این سخن صحیح است.
گفتم: پس معنای آیه قرآن «وَلا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْری (2)«هیچ گناهکاری بار گناه دیگری را برنمیدارد» چیست؟
فرمود: «آنچه خداوند میفرماید صحیح است ولی بازماندگان قاتلان امام حسینعلیه السلام به کردار پدرانشان خرسند هستند و به آن افتخار میکنند و هرکس از چیزی راضی و خشنود باشد مانند آن است که آن کار را انجام داده باشد، اگر مردی در مشرق کشته شود و مرد دیگری در مغرب به کشته شدن او شادمان باشد، نزد خدا شریک گناه قاتل است و حضرت قائم - عجّل اللَّه فرجه الشریف - فرزندان قاتلان امام حسینعلیه السلام را هنگام ظهورش نابود میسازد؛ چرا
که به عمل پدرانشان راضی هستند (و ظاهراً در برابر نهضت مهدوی مزاحمت ایجاد کرده، میایستند و در حمایت از کردار پدران خود لجاجت و عناد میورزند)... .(1)
حال با توجّه به اهمیت بحث فتنهها و اینکه هر قدر زمان ظهور و قیام حضرت مهدیعلیه السلام نزدیکتر میشود فساد و فتنهها فراگیرتر و پیچیدهتر میگردد، پسندیده به نظر میرسد شرح این بخش از خطبه را با کلام مرحوم علامه جعفریرحمه الله به پایان رسانیم:
به راستی آیا امیرالمؤمنینعلیه السلام با این جملات با همه تاریخ بشری صحبت نمیکند؟ آیا این اصل کلی در همه جادّهها و طرق اصلی و فرعی تاریخ جریان ندارد؟
«إِنَّ الْفِتَنَ إِذا أَقْبَلَتْ شَبَّهَتْ، وَإِذا أَدْبَرَتْ نَبَّهَتْ، یُنْکَرْنَ مُقْبِلاتٍ، وَیُعْرَفْنَ مُدْبِراتٍ، یَحُمْنَ حَوْمَ الرِّیاحِ، یُصِبْنَ بَلَداً وَیُخْطِئْنَ بَلَداً(2)بدانید هنگامی که فتنهها روی میآورند مشتبه میباشند (عوامل اشتباه) و وقتیکه روی بر میگردانند بیدار میسازند، در هنگام آمدن مورد انکار و ناشناسند و در موقع برگشت و روی گردان شدن شناخته میشوند. فتنهها مانند بادها میگردند، (به شهری میرسند) در یک شهر وارد میشوند و میوزند و از شهری بدون اصابت میگذرند.»
امیرالمؤمنین علیعلیه السلام در این چند جمله دو اصل بسیار مهم و فراگیر را در تحرکات فتنهای گوشزد فرموده است که با شناخت آن دو اصل میتوان مقداری فراوان از معماهای تاریخ را حلّ و فصل نمود.این دو اصل عبارتند از:
فتنه در هنگام شروع، ناشناخته و عامل اشتباه است.
فتنه در هنگام پایان یافتن و رویگردان شدن، شناخته شده و بیدار کننده است.
اصل اوّل - هر فتنهای که با دست بشر و با تفکرات او در جامعه بروز میکند، هرگز به عنوان فتنه و علائم و مختصات فتنه که همه مهم باشد بروز نمیکند؛ یعنی اینطور نیست که وقتی فتنهای در یک جامعه سر بر میآورد به قدری علامتها و مختصات فتنه بودن آن واضح و روشن است که همگان میتوانند بفهمند. زیرا به وجود آورندگان فتنهها آگاهتر و ماهرتر از آنند که کاری انجام بدهند که مردم جامعه از نخستین بروز نمودهای آن، حالت مقاومت از خود نشان داده و آن را برگردان کنند. لذا مهمترین و اساسیترین کاری که فتنهگران برای گسترش و تعمیق کار خود انجام میدهند، چند چیز است:
جآؤوا برأسک یابن بنتمحمّد
مترمّلاً بدمآئه ترمیلاً
ویکبّرون بأن قتلت وإنّما
قتلوا بک التکبیر والتهلیلا
«ای پسر دختر محمّد! (ای حسینعلیه السلام) سر بریده تورا که با خونش آغشته بود، آوردند و آنان در موقع آوردن سر مبارک تو تکبیر میگفتند که تو کشته شدهای!! و جز این نیست که با قتل تو، تکبیر (اللَّه اکبر) و تهلیل (لا إله الا اللَّه) را کشتند.»
استخدام بهترین شعارها برای مردم آن جامعه، مثلاً اگر فقر مادی در آن جامعه حکم فرماست، شعار «ثروت قارون برای همه»، اگر خفقان و اسارت و زنجیر جبر جامعهای را در خود فرو برده است، قطعاً شعارش آزادی مطلق است که ادّعای آزادی «جان استوارت میل و اگزیستانسیالیسم، سارتر و یاسپر وهایدگر» در برابرش نه تنها رنگ باخته میباشند، بلکه اصلاً رنگی ندارند. اگر نژادپرستی هدف افراد و گروههای یک جامعه باشد، شعار نژادپرستی مانند «نژاد آلمان فوق همه» را سر خواهند داد! و به هر حال فتنهگران ماهر پیش از آنکه مقتضای جوّ جامعه را بشناسند به هیچ کاری اقدام نمیکنند. وقتی که جوّ جامعه را شناختند میفهمند که تقاضای اصلی وتقاضای فرعی جامعه چیست تا عرضه کالای خود را به آن جامعه با تقاضای موجود تنظیم نمایند.
اگر فتنهگران مردم ژرفنگر و مطلّع بوده باشند، تا آنجا که میتوانند دم از اصول عالیه انسانی و ارزشهای او میزنند و چنان فریاد: واعدلا، واحقّا، وا آزادیا، واپیشرفتا، و به طور کلّی چنان فریاد وا انسانا میزنند که حتی بعضی
از انسانهای دانشمند و آگاه و خردمند را هم میتوانند به اشتباه بیندازند.(1)
راه هموار است و زیرش دامها
قحطی معنا، میان نامها
لفظها و نامها چون دامهاست
لفظ شیرین ریگ آب عمر ماست
موقعیت گذشته جامعه و اصول حقوقی و سیاسی و اجتماعی و علمی و هنری و جهانبینی حاکم در آن را چنان بیامان و مطلق میکوبند و چنان در آن کوبیدن قیافه حقّ به جانب از خود نشان میدهند که سادهلوحان را وادار میکنند که حتی درباره بدیهیترین اصول و قوانین طبیعی و قراردادی دوران گذشته به ترϙʘϠبیفتند، مثلاً شکّ کنند در این که آیا خورشید دوران گذشته هم مانند امروز روی زمین را روشن میساخت!! آیا 2*2 های آن دوران، مانند حالا 4 نتیجه میداد یا عدد دیگری!! آیا در دوران گذشته، کشاورزان با قراردادی معیّن با کارفرمایان زمین را زراعت میکردند، یا با راهنمایی جانوران جنگلی به این کار میپرداختند!!
ایجاد اراده و حرکت از هر راه و با هر وسیلهای که ممکن است، اگر چه مقصد دارای حتی یک صدم ارزش سپری کردن آن راه و قربانی کردن وسیله را نداشته باشد.
مسلّم است که این امور پنجگانه برای اغلب مردم که از نگرشهای عمیق و همه جانبه محرومند، همه امور جامعه را؛ از تفکّرات اصلی گرفته تا تخیّلات و از عالیترین ارزشها گرفته تا عادیترین پدیدهها، مورد سؤال قرار داده، در ابهام فرو میبرد.
1) 125. ولی چه باید کرد:
اصل دوم - فتنه در هنگام پایان یافتن و رویگردان شدن، بیدار میکند.
برای توضیح این اصل، دو نوع فتنه را به طور مختصر توضیح میدهیم:
نوع اوّل: فتنههای گذرا
نوع دوّم: فتنههایی که در جامعه رسوب میکنند و عناصر و اصول خود را به عنوان مکتب و عقیده بر جامعه تحمیل میکنند، به طوری که تدریجاً همه فرهنگ جامعه را فرامیگیرند.
دو نوع فتنه مزبور مشترکاتی دارند و تمایزاتی، مشترکان آن دو عبارتند از:
یک - امور پنجگانهای که در تفسیر اصل اوّل متذکر شدیم.
دو - انقسام مردم در برابر فتنهها به گروههای مختلف:
سادهلوحانی که مبنای زندگی، اراده، تصمیم و هدفگیری آنان بر اساس کشمش و غوره است (با یک کشمش گرمی و با یک غوره سردیشان میشود).
مردمانی که تا حدودی از آگاهیهای مفید در زندگی برخوردارند و یک کشمش و یک غوره نمیتواند وضع آنان را دگرگون کند، ولی باغی از کشمش و یا غوره میتواند در دگرگون کردن وضع آنان مؤثر بوده باشد.
جمعی دیگر وجود دارند که بیدارتر و هوشیارتر از آنند که در بروز فتنهها، عناصر معرفتی و اختیاری شخصیت خود را ببازند، بلکه تا حدود زیادی میتوانند به تحلیل و ترکیب قضایایی که فتنه با خود آورده است بپردازند؛ البته اینان در اقلّیت اسفانگیزیاند همچنان که نوابغ در اقلّیت اسفانگیزی میباشند.
هر دو نوع فتنه پس از نزول یا استقرار، برای آگاهان قابل شناخت و آموزنده میباشند؛ زیرا پس از آن که یک فتنه در معرض زوال قرار گرفت، عوامل و انگیزههای به وجود آمدن خود را آشکار میسازد و همچنین با شناخت چگونگی قطع علاقه مردم از آنچه که فتنه آن را مطلوب نشان میداد میتوان حقیقت مطلوبیت آن را به خوبی ارزیابی کرد؛ مثلاً اگر مشاهده شد که «با بادی از بین رفت» کشف میشود که «با بادی آمده بود».
امّا تمایزات دو نوع فتنه، برخی از آنها بدین قرار است:
فتنههای گذرا از آن جهت که به اصل و قانون ثابت مستند نیستند و فقط از حوادث و تحولات میتوانند استفاده کنند، لذا دیر یا زود صحنه جامعه را ترک میکنند و در موقع ترک جامعه برای عدّهای قابل توجّه از مردم شناخته میشوند. در صورتی که فتنههای رسوبی از آن جهت که با مهارت کامل خود را وابسته اصل و قانون ثابت نشان میدهند، لذا میتوانند زمانهایی طولانی مغز و روان مردم جامعه را در اختیار خود بگیرند، بلکه چنانکه در بالا اشاره کردیم، ممکن است تدریجاً به صورت فرهنگ ثابت جامعه درآیند.
شناختن فتنههای گذرا برای مردمی که تا حدودی از خرد و آگاهی برخوردارند، آسانتر است از شناختن فتنههای رسوبی، زیرا فتنههای رسوبی به جهت نمایش وابستگی به اصول و قوانین ثابت انسانی چنانکه اشاره کردیم میتوانند حتی هشیارترین انسانها را مبهوت بسازند و چنانکه خزیمه با آن خرد و تقوا، نخست از پیکار با معاویه امتناع ورزید، تا آنگاه که
سپاهیان معاویه «عمار بن یاسر» را شهید کردند و به یادش آمد که پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله درباره او فرموده بود:
«یا عمّار! تقتلک الفئة الباغیة؛ ای عمار تو را گروه ستمکار خواهند کشت.»
1) 126. ترجمه و شرح نهج البلاغه، علامه محمّد تقی جعفری: ج 16 ص 301 - 306.
«فَإِذا کانَ ذلِکَ، ضَرَبَ یَعْسُوبُ الدِّینِ بِذَنَبِهِ، فَیَجْتَمِعُونَ إِلَیْهِ کَما یَجْتَمِعُ قَزَعُ الْخَرِیفِ.»(1)
ترجمه: «آنگاه که وقتش فرا رسد و آخرالزمان آید، پیشوای دین قیام کند و پرچم استوار سازد، مستقر و پابرجا شود، پس (مؤمنان) نزد آن بزرگوار گرد آیند همچنان که ابرهای پراکنده پاییزی به هم پیوندند.»
واژهها: یعسوب: ملکه زنبور عسل، رهبر و زمامدار جامعه
قزع: پاره ابر کوچک و پراکنده
خریف: فصل پاییز
ذنَب: دم، دنبال او رفتن، متابعت کردن و ...
توضیح و تفسیر:
این سخن در بخش کلام غریب (بیگانه و دور از نظر ابتدایی و ظاهری) آمده است، گویا مفهومی پوشیده و پنهان داشته و نیازمند به تبیین و تفسیر میباشد و یکی از کرامات و خبرهای غیبی آن حضرت از آینده و ظهور
1) 127. نهج البلاغه: غریب کلامه، حدیث 1.
حضرت صاحب الزمان - عجّل اللَّه فرجه الشریف - است.(1)
با تشبیه و زیبایی خاصّ ادبی میفرماید: آن رهبر راستین دینی امّت وقتی قیام کند، یاران بنام و کارگزاران بلند پایه نظام جهانی حقّ و عدل او، سریع و سبک دور او جمع میشوند و عاشقانه و عارفانه او را اطاعت میکنند تا دهها(2)هزار سرباز دیگر او در مراحل بعد با آن حضرت بیعت و همراه نهضت عظیم الهی او حرکت نمایند.
در تشبیه آن مصلح گیتی به ملکه زنبور عسل، تنها موجود کامل و مادر تمام زنبورهای کندو که عمرش طولانیتر از همه میباشد (عمر زنبورها از چند هفته و ماه نمیگذرد ولی ملکه تا شش سال زندگی میکند) این حقیقت را میرساند که در گستره کندو فقط یک فرد بوده که همه عاشقانه با رابطه خاص گرد او جمع و مطیع او هستند و در فراز و فرودها محور وحدت میباشد و با آنکه در سراسر کندو نظم و قانون حاکم است، ملکه همه جا پر میزند و نظارت دارد، همین طور در دهکده جهانی عدل مهدوی. و تعبیر «بذنبه» یعنی وقتی دمش را زمین نهاد، کنایه از استقرار و قیام با قدرت و خشم خدایی در برابر دشمنان است.(3)
و این ملکه زنبوران عسل است که با تخمریزی، همه واحدهای معطل را فعال و به تولید و تلاش و شکوفایی و ارزش میرساند، در حالی که نیش و سلاح دفاعی و ... دارد (برای دفع موذیان و مزاحمان و فاسدان و سلامت
کندو) میکوشد تا عسل و فرآورده شیرین و شفابخش برای مردمان و همگان فراهم آرد.
آری، آن معصوم موعود با ایجاد حکومت الهی بر سراسر جهان، لذت و شیرینی زندگی دینی را به وجود میآورد. چه زیباست وقتی همین تعبیر را در کلام نورانی پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله مییابیم که میفرماید:
«یأوی إلیه أمّته کما تأوی النحلة یعسوبها، یملأ...(1)امت حضرت مهدیعلیه السلام به آن حضرت پناه میبرند چنانکه زنبورهای عسل به ملکه خود پناه میآورند، او زمین را پر از عدل و داد میکند چنانکه پر از ظلم و ستم شده، به گونهای که مردمان به فطرت نخستین (پاک و توحیدی) خود برمیگردند، حتی شخص خوابیده را از خوابش بیدار نمیکند و خون کسی ریخته نمیشود.» یعنی امنیت همه جانبه در جامعه به وجود میآید.
و نیز در تشبیه به ابرهای پاییزی، سرآغاز تحولی عظیم و فرا رسیدن فصلی جدید در تاریخ زندگی انسان را نوید میدهد که با نسیم ندا و پیام آن حضرت از مکه «بَقِیَّةُ اللَّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ»(2)اصحاب او همانند قطعهها و پارههای ابرهای پراکنده در پاییز به سرعت به هم میپیوندند؛(3)
همانها که ابتدا بیبارند امّا هنگامی که جمع و متراکم شدند، بارانزا و رحمتآفرین میشوند و منتظران را شادمان و زمین دین و زندگی را با ریزش الطاف خداوندی احیا و آماده میسازند تا شکوفههای عدالت، امنیت، اجرای قوانین قرآن و سنّت، صلح و صمیمیت و ... شکوفا و ظاهر گشته، درخت خشک دین سیراب و سعادتبخش گردد.
در واقع امیر بیان حضرت علیعلیه السلام در این کلام کوتاه، نه تنها موقعیت آن پیشوای دین را در آینده بشریت (عصر غیبت و ظهور) اشاره دارد، بلکه اوصاف اصحابش و قلمرو حکومتش که تمام زمین باشد و اهداف قیام او را (هدایت و نجات بشریت از انواع بدبختیها و ظلم و تباهی و رساندن همگان را به سعادت جاوید) بیان داشته است.
جالب آنکه این سخن در بیان دیگر ائمّه معصومینعلیهم السلام نیز آمده که به نقل برخی از آنها اکتفا میکنیم:
در کتاب غیبت شیخ طوسی از امام صادقعلیه السلام نقل شده که امیرالمؤمنینعلیه السلام میفرمود:
«پیوسته مردم در نقصانند تا آنکه اللَّه و نام خدا گفته نمیشود، پس هرگاه چنین شد، یعسوب دین با پیروانش ثابت میماند و خداوند از اطراف زمین گروهی را میفرستد که مانند ابرهای پاییز میآیند، به خدا قسم اسمها، قبیلهها و اسم امیر اینان را میشناسم... پس جمع میشوند سیصد و سیزده مرد به تعداد اهل و اصحاب جنگ بدر و این است
معنای قول خداوند - عزّو جلّ - «أَیْنَما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمِیعاً إِنَّ اللَّهَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ»(1)هرکجا باشید خداوند همه شما را میآورد، چرا که خدا بر هر چیزی تواناست.»
و بخش اوّل این خبر همان است که در نهج البلاغه آمده «فإذا کان ذلک، ضرب یعسوب الدین ...» و صاحب نهایه و زمخشری و دیگران نیز این فقره را که کنایه از ظهور حضرت مهدیعلیه السلام میباشد نقل و شرح نمودهاند.(2)
و نیز در روضه کافی از امام باقرعلیه السلام در تفسیر آیه «فَاسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ أَیْنَما تَکُونُوا...» میفرماید: «مراد از خیرات، ولایت میباشد و منظور از «أَیْنَما تَکُونُوا...» یاران حضرت مهدی و امام قائم - عجّل اللَّه فرجه الشریف - است که سیصد و اندی {313} نفرند، به خدا قسم «امّت معدودة» همانها هستند، به خدا سوگند همگی در یک ساعت؛ همانند ابرهای پراکنده پاییزی جمع میگردند.»(3)
«أَلا بِأَبِی وَأُمِّی! هُمْ مِنْ عِدَّةٍ أَسْمآؤُهُمْ فِی السَّمآءِ مَعْرُوفَةٌ وَفِیالْأَرْضِمَجْهُولَةٌ. أَلا فَتَوَقَّعُوا مایَکُونُ مِنْإِدْبارِ أُمُورِکُمْ وَانْقِطاعِ وُصَلِکُمْ وَاسْتِعْمالِ صِغارِکُمْ. ذاکَ حَیْثُ تَکُونُ ضَرْبَةُ السَّیْفِ عَلَی الْمُؤْمِنِ أَهْوَنَ مِنَ الدِّرْهَمِ مِنْ حِلِّهِ. ذاکَ حَیْثُ یَکُونُ الْمُعْطی أَعْظَمَ أَجْراً مِنَ الْمُعْطِی ذاکَ حَیْثُ تَسْکَرُونَ مِنْ غَیْرِ شَرابٍ، بَلْ مِنَ النِّعْمَةِ وَالنَّعِیمِ، وَتَحْلِفُونَ مِنْ غَیْرِ اضْطِرارٍ، وَتَکْذِبُونَ مِنْ غَیْرِ إِحْراجٍ (إِحْواجٍ). ذاکَ إِذا عَضَّکُمُ الْبَلآءُ کَما یَعَضُّ الْقَتَبُ، غارِبَ الْبَعِیرِ. ما أَطْوَلَ هذَا الْعَنآءَ، وَأَبْعَدَ هذَا الرَّجآءَ!»(1)
ترجمه: «آگاه باشید! پدر و مادرم فدای آنان باد که از کسانیاند که در آسمانها نامهایشان معروف و در زمین گمنامند. هان ای مردم! منتظر باشید در آینده پیشآمدهایی که خواهد شد؛ از پشت کردن زندگی و روزگار خوش و قطع پیوندهایتان، تا روی کار آمدن خردسالان شما. و این حوادث زمانی
1) 137. نهج البلاغه: خطبه 229.
خواهد شد که ضربت شمشیر بر مؤمن آسانتر از کسب یک درهم از راه حلال است، وقتی که پاداش گیرنده اجرش از آن که میبخشد بیشتر میباشد، روزگاری که بدون نوشیدن شراب مست میشوید، از فراوانی نعمت و خوشیها بدون اجبار و ضرورت سوگند میخورید و از روی اختیار، بدون اضطرار و ناچاری دروغ میگویید، و این حوادث هنگامی به شما روی آورد که بلا و سختی شما را بگزد چنانکه پالان، دوش شتر را زخم کند و بگزد. آه چه بسیار آن رنج طولانی است، و چقدر این امیدواری و آرزوی گشایش، دور است.»
واژهها: سکر: مستی
قتب: گرانبار و خسته، پالان
غارب: بین گردن و کوهان، دوش، پشت
عضّ: گاز، نیش
توضیح و تفسیر:
این پیشگویی و اِخبار از حوادث غیبی و ظلمی که بر شیعه میگذرد، بعد از جنگ نهروان (در سال 38 ه در کوفه) بوده است.
ابتدا به مقام و منزلت بزرگواران و پاکانی اشاره میکند که تعدادشان معدود و نامهای بلندشان در آسمانها نزد ملائک معصوم، مشهور و شناخته شده است، به خاطر علوّ مرتبه و طینت پاکشان، لیکن نزد زمینیان یا اکثر اهل
زمین ناشناخته و مجهولند (عوام به خاطر گمراهی و جهلشان به آن پاکان بلند مقام معرفت نیافتهاند و خواص هم آنگونه که بایسته و شایسته است به آنان معرفت و شناخت پیدا نکردند چرا که معرفتشان محدود است).
با توجّه به این تکریمِ والا و شروع سخن با تعبیر پدر و مادرم فدای آنان باد و دیگر قراین میتوان گفت برترین و قطعیترین مصداق این جماعت امامان و اهل بیت معصوم پیامبرند صلی الله علیه وآله و جمله «ما أطول هذا العنآء وأبعد هذا الرجآء!» ناظر به رنج طولانی دوران غیبت و سختیها و یأس در زمان انتظار که فرج (پیش از ظهور حضرت مهدیعلیه السلام) برای شیعیان پیش آید میباشد.(1)
سپس اصحاب را مخاطب قرار داده، گوشهای از فتنهها و حوادث آینده را باز میگوید: «ألا فتوقّعوا...» زمانی که برنامهها و نظام زندگی دنیوی و اخروی شما (با آرای پراکنده، هواهای نفسانی و اختلافات و تبعیت از تئوریهای نظامهای شرقی و غربی به جای پیاده کردن اسلام ناب) در هم ریزد، پیوندهای خویشاوندی و روابط اجتماعی با تقلید از فرهنگهای بیگانه و غیر مکتبی، (روابط و بنیان خانواده متزلزل) گسسته شود، کهتران و کوچک خردان بیتجربه (به نام تخصص و جوانگرایی) بر بزرگان و مجرّبان باتعهد، مقدم داشته شوند(2)و امور جامعه را در دست گیرند که خود این کار در نظام
1) 138. منهاج البراعة: ج 11 ص 143 - 146؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید: ج 13 ص 96؛ نهج البلاغه فیض الاسلام و ... .
2) 139. از حکیمی پرسیدند: علت انقراض دولت ساسانی چه بود؟ پاسخ داد: آنان کارمندان کِهتر و کمتوان و تجربه را بر کارهای بزرگ گماشتند، در نتیجه از عهده انجام امور بر نیامدند و کارگزاران بزرگوار را بر کارهای کوچک گماردند و در نتیجه به امور اعتنا نکردند، به دنبال آن وحدت و انسجام آنان شکست و نظامشان درهم ریخت و سقوط کردند.
اجتماعی و حاکمیت دینی، اختلال ایجاد میکند. و لذا برای مالک اشتر، حاکم مصر مینویسد:
«... ثمّ انظر فی أمور عمّالک...(1)کارمندانت را با دقّت و آزمون و مشورت از میان خاندانهای خیرخواه و با عفاف و شایسته (باتقوا و تخصص و کارآمد) گزینش کن، از مسلمانانی که سوابق حسنه و درخشان دارند انتخاب و ضمن تأمین کامل مالی آنها، نظارت و بازرسی هم داشته باش...»
و حضرت مهدیعلیه السلام برای آن حکومت حق و عدل، برترین کارگزاران را دارد. امام علیعلیه السلام در ادامه پیشگویی جامعه قبل از ظهور میفرماید:
«این در هم ریختگی نظم و امور اجتماعی زمانی رخ مینماید که روابط اقتصادی سالم و صحیح در جامعه نباشد و سیستم تولید، توزیع و مصرف بر محور حلال استوار نگردد.»
با آن همه تأثیر روحی، اخلاقی و ارزشی که تهیه روزی و زندگی حلال در دیدگاه اسلام وجود دارد، امام حسینعلیه السلام در احتجاج با کوفیان تبهکار میفرماید:
«ملئت بطونکم من الحرام...(2)چون شکمهایتان از حرام پر شده (حرام بر شما حاکم)، به این روز سیه و غیر انسانی رسیدهاید.»
در شرایطی که بخشنده مال حرام به خاطر حرام بودنش و اینکه برای ریا و شهرت و هدفهای فاسد انجام میدهد اجر و پاداشی نمیبرد ولی آنکه میگیرد به خاطر نیاز و اینکه نفقه عائلهاش را تأمین کند و از آلودگی و مرگ آنها را نجات دهد، اجر میبرد بعلاوه او نسبت به بررسی حلال و حرام بودنش الزام ندارد. و ممکن است مقصود این باشد که اگر فقیر آن مال حرام را نگیرد باز فرد بخشنده آن را در راه فساد و گناه مصرف کند ولی نیازمند با قبول آن مال، مانع ارتکاب گناه به همان اندازه میشود.(1)
و این نابسامانی، زمانی خواهد شد که شما مست هوسها و غوطهور در نعمت و خوشگذرانیها گشتهاید و در غفلت به سر میبرید (که گفتهاند: مستی هواهای نفسانی بیشتر و شدیدتر از مستی شراب است)، در گفت و گوهای خود، بدون هیچ ضرورتی سوگند و قسم میخورید و دروغگویی عادتتان میشود.
آنگاه با تشبیهی زیبا از بلاها و فتنههای درونی و گزنده، پرده برمیدارد و میفرماید:
«این حوادث زمانی پیش آید که رنجها و گرفتاریها از خودیها و نزدیکان باشد همانها که باید نگهدارنده باشند، گزنده و زخمکننده میشوند؛ همانگونه که جهاز شتر بدن او را گاه رنج میدهد و میگزد (آیا تکتک این پیشگویی در جامعه ما نمایان نیست؟!).»
1) 142. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید: ج 13 ص 97.
سرانجام امام علیعلیه السلام گویا به رنج طولانی شیعه در دوران غیبت و امید خلاص و رهایی از ظلمها و آزمونها اشاره دارد و آرزوی دور را نوید میدهد که با ظهور و قیام آخرین ذخیره صالحان، حجة بن الحسن - عجّل اللَّه فرجه الشریف - محقق خواهد شد، ان شاء اللَّه.
در واقع حضرت علیعلیه السلام انتظار مثبت و سازنده و پویا را پیام دارد که همراه با شناخت امامعلیه السلام و پایداری و صبر در برابر مسائل و سختیهای عصر غیبت بوده و از طرفی با تلاش و تدبیر و تحرک و آمادهباش همیشگی مقرون است.
«لا وَالَّذِی أَمْسَیْنا مِنْهُ فِی غُبْرِ لَیْلَةٍ دَهْمآءَ، تَکْشِرُ عَنْ یَوْمٍ أَغَرَّ، ما کانَ کَذا وَکَذا.»(1)
ترجمه: «سوگند به خداوندی که با قدرت او باقیمانده شب تاریک را به سر بردیم که از روزی روشن لبخند میزند و آشکار میگردد چنین و چنان نخواهد بود (نخواهد ماند).»
واژهها: دهماء: سیاه و ظلمانی
غبر: باقیمانده، بقیه هر چیز، گرد و تیرگی
تکشر: آشکار، تبسم
اغرّ: زیبا، بزرگوار، سفید از هر چیز
توضیح و تفسیر:
در اینجا به قول سیّد رضیرحمه الله با زیباترین بیان، طلوع صبح را به لبخند شب تیره تعبیر فرموده و به نظر عدّهای از مترجمان و شارحان نهج البلاغه این
1) 143. نهج البلاغه: حکمت 269 {فیض الاسلام} و 277 (محمّد دشتی) و 261 (ابن میثم) و 287 (محمّد عبده).
کلام، از ظهور حضرت مهدیعلیه السلام و صبح سعادت خبر میدهد و به اصل کلی «این شام را سحر در پیش و این سحر را صبح نزدیک است» اشاره دارد که اینگونه نخواهد بود و اراده خدا بر این نباشد که بر ما اهل بیت و امت همیشه تاریکی باشد، بلکه زمانی میرسد که دولت حقّ حجّت اللَّه موعود محقق و مردم با حقایق اسلام آشنا و از گمراهی و جهل و ظلم نجات یافته، و ما از غربت و مظلومیت تاریخی بیرون خواهیم آمد.
در واقع حضرت علیعلیه السلام آینده روشن بشریّت را نوید و امید میدهد و درس تحمل و توکل و تلاش میدهد همانگونه که در شب هنگام، انسان تسلیم تاریکیها و حاکمان شب نمیگردد و با آنکه مطمئناً صبح و سپیده خواهد دمید لیکن میکوشد تا نور و چراغی یابد و خود و دیگران را از خطرها و تیرگیها حفظ کند؛ همینطور در غیبت خورشید خاتم الاوصیاء - عجّل اللَّه فرجه الشریف - که امام خمینیرحمه الله میگفت: «ما در انتظار رؤیت خورشیدیم.» هرگز نباید تسلیم تباهیها و فتنههای سیاه و گمراهگر شد.(1)
1) 144. گرچه احتمال روزگار رسول اللَّهصلی الله علیه وآله و یا روز غدیر برای آن حضرت، به ذهن میرسد لیکن با توجّه به فعل مضارع بودن {تکشر} و اینکه روز سپید راستین و فراگیر و ماندگار اهل بیتعلیهم السلام روز ظهور حضرت مهدیعلیه السلام و حکومت حقّ و عدل او میباشد که پیامبر و معصومین پیوسته بشارت آن را میدادند و کلام امامعلیه السلام مشتبه به نظر نمیرسد.
قرآن کریم
نهج البلاغه
1 - آرماگدون تدارک جنگ بزرگ، گریس هال سل - ترجمه خسرو اسدی
2 - اصول کافی، ابی جعفر محمّد بن یعقوب بن اسحاق کلینی رازی
3 - الغیبة للحجة، شیخ الطائفه ابوجعفر محمّد بن حسن طوسی
4 - الغیبة (نعمانی)، ابوعبداللَّه محمّد بن ابراهیم بن جعفر کاتب نعمانی
5 - الفتن، نعیم بن حماد
6 - بحار الانوار، علامه شیخ محمّد باقر مجلسی
7 - بشارة المصطفی، سیّد مصطفی حسنی حسینی کاظمی
8 - تفسیر عیاشی، ابی نصر محمّد بن مسعود بن عیاش اسلمی سمرقندی
9 - تفسیر المیزان، علامه سید محمد حسین طباطبایی
10 - تفسیر کنز الدقائق وبحرالغرائب، علامه محمّد بن محمدرضا قمی
11 - تفسیر نور الثقلین، شیخ عبد علی بن جمعه عروسی حویزی
12 - حقّ الیقین، محمّد باقر مجلسی
13 - شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید
14 - عقد الدرر فی اخبار المنتظر، یوسف بن یحیی مقدسی شافعی
15 - فرهنگنامه مهدویت، خدامراد سلیمیان
16 - فصلنامه انتظار، شورای نویسندگان
17 - قاموس قرآن، سیّد علی اکبر قرشی
18 - کمال الدین وتمام النعمة، ابوجعفر محمّد بن علی بن حسین بن بابویه
19 - مصابیح الجنان، علامه سید عباس حسینی کاشانی
20 - معجم أحادیث المهدی، مؤسسه معارف اسلامی
21 - مکیال المکارم، علامه حاج میرزا محمّد تقی موسوی اصفهانی
22 - منتخب الاثر، آیة اللَّه شیخ لطف اللَّه صافی گلپایگانی
23 - منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة، علّامه حبیب اللَّه هاشمی خویی
24 - موسوعة کلمات الإمام الحسینعلیه السلام، پژوهشکده باقرالعلوم
25 - نجم الثاقب فی أحوال الإمام الغائب، میرزا حسین نوری طبرسی
26 - یوم الخلاص، کامل سلیمان
27 قرآن کریم / چهار رنگ - گلاسه رحلی خط نیریزی / الهی قمشهای
28 قرآن کریم / چهار رنگ - رحلی خط نیریزی / الهی قمشهای
29 قرآن کریم / وزیری خط نیریزی / الهی قمشهای
30 قرآن کریم / وزیری (با ترجمه) خط عثمان طه / الهی قمشهای
31 قرآن کریم / وزیری (بدون ترجمه) خط عثمان طه
32 کلیات مفاتیح الجنان / عربی انتشارات مسجد مقدّس جمکران
33 کلیات مفاتیح الجنان / وزیری خط افشاری / الهی قمشهای
34 کلیات مفاتیح الجنان / جیبی خط افشاری / الهی قمشهای
35 کلیات مفاتیح الجنان / نیمجیبی خط افشاری / الهی قمشهای
36 منتخب مفاتیح الجنان / جیبی خط افشاری / الهی قمشهای
37 منتخب مفاتیح الجنان / نیمجیبی خط افشاری / الهی قمشهای
38 آئینه اسرار حسین کریمی قمی
39 آخرین پناه محمود ترحمی
40 آخرین خورشید پیدا واحد تحقیقات
41 آشنایی با چهارده معصوم (دو جلد) / شعر و رنگآمیزی سیّد حمید رضا موسوی
42 آقا شیخ مرتضی زاهد محمد حسن سیف اللهی
43 آیین انتظار (مختصر مکیال المکارم) واحد پژوهش
44 ارتباط با خدا واحد تحقیقات
45 از زلال ولایت واحد تحقیقات
46 اسلامشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
47 الشموس الطالعه علی اصغر رضوانی
48 امامت، غیبت، ظهور واحد پژوهش
49 امامت و غیبت از دیدگاه علم کلام علم الهدی / واحد تحقیقات
50 امام رضاعلیه السلام در رزمگاه ادیان سهراب علوی
51 امامشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
52 انتظار بهار و باران واحد تحقیقات
53 انتظار و انسان معاصر عزیز اللَّه حیدری
54 اهّمیت اذان و اقامه محمد محمدی اشتهاردی
55 با اولین امام در آخرین پیام حسین ایرانی
56 بامداد بشریت محمد جواد مروّجی طبسی
57 بهتر از بهار / کودک شمسی (فاطمه) وفائی
58 پرچمدار نینوا محمد محمدی اشتهاردی
59 پرچم هدایت محمد رضا اکبری
60 تاریخ امیر المؤمنینعلیه السلام / دو جلد شیخ عباس صفایی حائری
61 تاریخ پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله / دو جلد شیخ عباس صفایی حائری
62 تاریخچه مسجد مقدس جمکران / اردو واحد تحقیقات
63 تاریخچه مسجد مقدس جمکران / انگلیسی واحد تحقیقات
64 تاریخچه مسجد مقدس جمکران / عربی واحد تحقیقات
65 تاریخچه مسجد مقدس جمکران / فارسی واحد تحقیقات
66 تاریخ سید الشهداءعلیه السلام شیخ عباس صفایی حائری
67 تجلیگاه صاحب الزمانعلیه السلام سید جعفر میرعظیمی
68 جلوههای پنهانی امام عصرعلیه السلام حسین علیپور
69 چهارده گفتار ارتباط معنوی با حضرت مهدیعلیه السلام حسین گنجی
70 چهل حدیث /امام مهدیعلیه السلام در کلام امام علیعلیه السلام سید صادق سیدنژاد
71 حضرت مهدیعلیه السلام فروغ تابان ولایت محمد محمدی اشتهاردی
72 حکمتهای جاوید محمد حسین فهیمنیا
73 ختم سورههای یس و واقعه واحد پژوهش
74 خزائن الاشعار (مجموعه اشعار) عباس حسینی جوهری
75 خورشید غایب (مختصر نجم الثاقب) رضا استادی
76 خوشههای طلایی (مجموعه اشعار) محمد علی مجاهدی (پروانه)
77 دار السلام شیخ محمود عراقی میثمی
78 داستانهایی از امام زمانعلیه السلام حسن ارشاد
79 داغ شقایق (مجموعه اشعار) علی مهدوی
80 در جستجوی نور صافی، سبحانی، کورانی
81 در کربلا چه گذشت؟ (ترجمه نفس المهموم) شیخ عباس قمی / کمرهای
82 دلشده در حسرت دیدار دوست زهرا قزلقاشی
83 دین و آزادی محمّد حسین فهیمنیا
84 رجعت احمد علی طاهری ورسی
85 رسول ترک محمد حسن سیف اللهی
86 روزنههایی از عالم غیب سید محسن خرّازی
87 زیارت ناحیه مقدّسه واحد تحقیقات
88 سحاب رحمت عباس اسماعیلی یزدی
89 سرود سرخ انار الهه بهشتی
90 سقّا خود تشنه دیدار طهورا حیدری
91 سلفیگری (وهابیت) و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
92 سیاحت غرب آقا نجفی قوچانی
93 سیمای امام مهدیعلیه السلام در شعر عربی دکتر عبد اللهی
94 سیمای مهدی موعودعلیه السلام در آئینه شعر فارسی محمد علی مجاهدی (پروانه)
95 شمس وراء السحاب/ عربی السید جمال محمّد صالح
96 صحیفه سجادیه ویرایش حسین وزیری/الهی قمشهای
97 ظهور حضرت مهدیعلیه السلام سید اسد اللَّه هاشمی شهیدی
98 عاشورا تجلّی دوستی و دشمنی سید خلیل حسینی
99 عریضهنویسی سید صادق سیدنژاد
100 عطر سیب حامد حجّتی
101 عقد الدرر فی أخبار المنتظرعلیه السلام / عربی المقدس الشافعی
102 علیعلیه السلام مروارید ولایت واحد تحقیقات
103 علیعلیه السلام و پایان تاریخ سید مجید فلسفیان
104 غدیرشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
105 فتنه وهابیت علی اصغر رضوانی
106 فدک ذوالفقار فاطمهعلیها السلام سید محمد واحدی
107 فروغ تابان ولایت علی اصغر رضوانی
108 فرهنگ اخلاق عباس اسماعیلی یزدی
109 فرهنگ تربیت عباس اسماعیلی یزدی
110 فرهنگ درمان طبیعی بیماریها(پخش) حسن صدری
111 فوز اکبر محمد باقر فقیه ایمانی
112 کرامات المهدیعلیه السلام واحد تحقیقات
113 کرامتهای حضرت مهدیعلیه السلام واحد تحقیقات
114 کمال الدین وتمام النعمة (دو جلد) شیخ صدوقرحمه الله / منصور پهلوان
115 کهکشان راه نیلی (مجموعه اشعار) حسن بیاتانی
116 گردی از رهگذر دوست (مجموعه اشعار) علی اصغر یونسیان (ملتجی)
117 گفتمان مهدویت آیت اللَّه صافی گلپایگانی
118 گنجینه نور و برکت، ختم صلوات مرحوم حسینی اردکانی
119 مشکاة الانوار علّامه مجلسیرحمه الله
120 مفرد مذکر غائب علی مؤذنی
121 مکیال المکارم (دو جلد) موسوی اصفهانی/ حائری قزوینی
122 منازل الآخرة، زندگی پس از مرگ شیخ عباس قمیرحمه الله
123 منجی موعود از منظر نهج البلاغه حسین ایرانی
124 منشور نینوا مجید حیدریفر
125 موعودشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
126 مهدیعلیه السلام تجسّم امید و نجات عزیز اللَّه حیدری
127 مهدی منتظرعلیه السلام در اندیشه اسلامی العمیدی / محبوب القلوب
128 مهدی موعودعلیه السلام، ترجمه جلد 13 بحار - دو جلد علّامه مجلسیرحمه الله / ارومیهای
129 مهر بیکران محمد حسن شاهآبادی
130 مهربانتر از مادر / نوجوان حسن محمودی
131 میثاق منتظران (شرح زیارت آل یس) سید مهدی حائری قزوینی
132 ناپیدا ولی با ما / انگلیسی واحد تحقیقات
133 ناپیدا ولی با ما / بنگالا واحد پژوهش
134 ناپیدا ولی با ما / ترکی استانبولی واحد پژوهش
135 ناپیدا ولی با ما / فارسی واحد تحقیقات
136 نجم الثاقب میرزا حسین نوریرحمه الله
137 نشانههای ظهور او محمد خادمی شیرازی
138 نشانههای یار و چکامه انتظار مهدی علیزاده
139 نماز شب واحد پژوهش مسجد مقدّس جمکران
140 نهج البلاغه/ جیبی سید رضیرحمه الله / محمد دشتی
141 نهج البلاغه/ وزیری سید رضیرحمه الله / محمد دشتی
142 نهج الکرامة / گفتهها و نوشتههای امام حسینعلیه السلام محمّد رضا اکبری
143 و آن که دیرتر آمد الهه بهشتی
144 واقعه عاشورا و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
145 وظایف منتظران واحد تحقیقات
146 ویژگیهای حضرت زینبعلیها السلام سید نور الدین جزائری
147 هدیه احمدیه / جیبی میرزا احمد آشتیانیرحمه الله
148 هدیه احمدیه / نیمجیبی میرزا احمد آشتیانیرحمه الله
149 همراه با مهدی منتظر بیژن کرمی
150 یاد مهدیعلیه السلام محمد خادمی شیرازی
151 یار غائب از نظر (مجموعه اشعار) محمد حجّتی
152 ینابیع الحکمة / عربی - پنج جلد عباس اسماعیلی یزدی
جهت تهیه و خرید کتابهای فوق، میتوانید با نشانی:
قم - صندوق پستی 617 ، انتشارات مسجد مقدس جمکران
مکاتبه و یا با شمارههای 7253700 ، 7253340 - 0251 تماس حاصل فرمایید.