ghaemiyeh.com
سرشناسه : حائری قزوینی مهدی ۱۳۳۴ -
عنوان و نام پدیدآور : چگونه امام زمان علیهالسلام را یاری کنیم؟ / مولف مهدی حائریقزوینی(واصلی).
مشخصات نشر : قم: مسجد مقدس جمکران ۱۳۸۵.
مشخصات ظاهری : ۹۸ص.
شابک : ۴۰۰۰ ریال : 964-973-051-6 ؛ ۱۰۰۰۰ ریال چاپ سوم : 978-964-973-051-6
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
یادداشت : چاپ سوم: ۱۳۸۷.
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
موضوع : محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم، ۲۵۵ق. -- یاری
موضوع : مهدویت
شناسه افزوده : مسجد جمکران (قم)
رده بندی کنگره : BP۲۲۴/ح۲۵چ۸ ۱۳۸۵
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۴۶۲
شماره کتابشناسی ملی : م۸۵-۲۴۹۰۴
چگونه امام زمان علیهالسلام را یاری کنیم؟
مولف مهدی حائریقزوینی(واصلی).
به پیشگاه با عظمت اوّل مظلوم تاریخ، مولای متّقیان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالبعلیه السلام و تمامی مظلومان جهان که چشم به راهاند تا امام قائم عجّل اللَّه فرجه به پا خیزد و بنیاد ظلم و ستم را براندازد و پرچم عدل و داد را در سراسر گیتی برافرازد این اثر ناچیز را تقدیم میدارم.
تصویر
تصویر
اللّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ اَنْصَارِهِ وَاَعْوانِهِ وَالذَّابینَ عَنْهُ وَالْمُسَارِعینَ اِلَیهِ فی قَضَاءِ حَوائِجِهِ وَالمُمْتَثلینَ لِأوامِرِهِ وَالمُحامینَ عَنهُ
وَ السّابِقینَ اِلی اِرادَتِهِ وَالمُسْتَشهَدینَ بَینَ یَدیهِ
«خداوندا! مرا از یاران و یاوران و مدافعان و شتابندگان به سوی آن حضرت در برآوردن نیازهایش و از پشتیبانان او و پیشروان به
اجرای خواسته اش و از شهید شدگان در پیشگاهش قرار ده».
(فرازی از دعای عهد)
نظر به اینکه مباحث این اثر در شرح و توضیح یکی از جملات دعای عهد تألیف گردیده است، ابتدا به بیان فضیلت و اهمّیت این دعای شریف میپردازم:
دعای عهد از حضرت امام صادقعلیه السلام روایت شده و آن جناب فرمودند: هرکس چهل بامداد این دعا را بخواند از یاوران حضرت قائمعلیه السلام خواهد بود و اگر پیش از ظهور آن حضرت از دنیا برود، خداوند متعال او را زنده خواهد کرد تا در رکاب آن حضرت جهاد نماید و به شماره هر کلمه از این دعا پاداش هزار کار پسندیده برایش نوشته میشود و هزار کار ناپسند از پرونده او محو میگردد.(1)
این دعای شریف مشتمل بر درود مخصوص از سوی خواننده این دعا و نیز از طرف تمامی مردان و زنان مؤمن ساکن در مشرق و مغرب خشکیهای زمین و دریاست، به خصوص از جانب پدر و مادر و فرزندان
1) مصباح الزائر، ص 235؛ مکیال المکارم (ترجمه فارسی)، ج 2، ص 230؛ مفاتیح الجنان باب سوم.
او، به پیشگاه قطب عالم امکان حضرت مهدی «عجّل اللَّه فرجه» است، سپس تجدید عهد و پیمان و بیعت با آن حضرت، و پایداری بر این ایمان تا روز قیامت باقی و برقرار است.
دعا کننده از خداوند درخواست میکند که اگر مرگ من فرا رسد در حالی که امام زمانعلیه السلام ظهور نکرده باشند، پس بعد از ظهور او مرا از قبرم برآور و سعادت یاری آن حضرت را نصیب من کن. آنگاه درخواست دیدار با عبارت ظریفی بیان شده است.(1)
1) دایرة المعارف تشیع، ج 7، ص 537.
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
«الحمد للَّه رب العالمین و الصّلاة و السلام علی نبیّنا خاتم الانبیاء و المرسلین محمد و آله المنتجبین، سیّما مولانا صاحب العصر و الزّمان عجّل اللَّه تعالی فرجه و جعلنا من أنصاره و أعوانه و اللّعنة الدّائمة علی اعدائهم أجمعین الی یوم الدّین».
نوشتاری که پیش روی شماست، شرح و توضیح جمله ای از دعای شریف عهد و بیان قسمتی از وظایف مؤمنان نسبت به حضرت ولیّ عصر «عجّل اللَّه فرجه» است.
متأسّفانه این زاویه مهم از مباحث مربوط به حضرت بقیة اللَّه ارواحنا فداه در طول تاریخ طولانی غیبت مورد اهتمام و توجّه پژوهشگران واقع نشده و آن طور که شایسته است به آن نپرداختهاند، و تا آنجا که من اطّلاع دارم فقط یک کتاب به نام «شیوههای یاری قائم آل محمد «عجّل اللَّه فرجه»، تألیف مرحوم آیه اللَّه میرزا محمّد باقر فقیه ایمانی» در این باره انتشار یافته است.
و این یکی از جهات مظلومیّت امام زمانعلیه السلام است که شیعیان و دوستانش پس از قرنها آوارگی و گرفتاری و رنج و فشار، هنوز هم برای قیام جهانی آن یگانه منجی عالم بشریّت، آن آمادگی همگانی و پذیرش کامل فکری و عملی و تشنگی و اشتیاق را نیافتهاند و در جهت اجرایی شدن عدل و داد همه جانبه و فراگیر، همدلی و هم سویی لازم را ندارند و غالباً از مسؤولیتهای خودشان در برپایی آن نظام روحبخش بیخبرند!
بسا افرادی که به نماز و روزه و عبادت و آیینهای دینی پایبند هستند، امّا آینده بشریّت و اوضاع مردم جهان برای آنان هیچ اهمّیتی ندارد و گویا غیبت طولانی امام زمان «عجّل اللَّه فرجه» را خواست و اراده بیچون و چرای خداوند میدانند و برای همه چیز دعا میکنند جز تعجیل فرج و ظهور امام عصر ارواحنا فداه!
بعضی از مردم حتّی حاضر نیستند نزدیکترین کسان خود را به آیینهای دینی فرا خوانند و یا از گناه و معصیت بازدارند و هشدار دهند و فقط به فکر آنند که گلیم خویش را از آب بیرون برند!
و بسیارند کسانی که به گمان خود با قرآن اُنس دارند و با تمام وجود به آن دل بستهاند امّا هنگام ظهور امام عصر «عجّل اللَّه فرجه» با حربه قرآن با آن حضرت مخالفت خواهند کرد و آیات قرآن را بر ضدّ آن حضرت تفسیر و تأویل خواهند نمود.
امام صادقعلیه السلام فرمودند: هرگاه حضرت قائمعلیه السلام بپاخیزد از مردمان جاهل بیش از آنچه رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم از جاهلان جاهلیّت صدمه دید، صدمه و محنت میبیند.
راوی پرسید: این چگونه است؟
امام صادقعلیه السلام فرمود: رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم در حالی به سوی مردم آمد که سنگها و کلوخها و چوبهای تراشیده را میپرستیدند ولی هنگامی که قائم ماعلیه السلام بپاخیزد با مردمانی مواجه خواهد شد که همه آنان کتاب خدا را علیه او تأویل میکنند و با آن بر او احتجاج مینمایند.(1)
ممکن است افرادی از حرکت اصلاحی همه جانبه امام عصر«عجل الله فرجه» و برنامههای جامع و شیوههای دقیق حکومت آن حضرت در عرصههای علم و عمل و قلمرو اعتقاد و فرهنگ و اقتصاد و ... بیخبر باشند و رفتار و سلوک آنان برخلاف سیره امامعلیه السلام بوده باشد امّا دوستی آن حضرت را ادّعا کنند و حوائج و خواستههای خود را از آن جناب تقاضا نمایند ولی هیچگونه وظیفه و مسؤولیتی نسبت به امامعلیه السلام احساس نکنند. و کسانی را میبینیم که نام مقدّس امام عصر «عجّل اللَّه فرجه» را بر زبان دارند ولی در جهت منافع و غرضهای دنیوی خود آن را به کار میبرند و مایل نیستند دوران غیبت به سرآید و حکومت عدل و داد برقرار شود، چرا که خوب میدانند در آن روزگار فرخنده مورد بازخواست واقع میشوند و به کیفر اعمال خود میرسند.
1) کتاب الغیبه نعمانی، 296.
حتّی اخیراً دیده میشود که افرادی برای تولّد آن حضرت جشن میگیرند امّا در همان جشنها برنامههایی را انجام میدهند که با شرع مقدّس مغایرت دارد و هدف از خوشحالی در ولادت مصلح جهان را نمیدانند!
زنانی که دستور مهمّ حجاب را زیر پا میگذارند و پوشش دینی را رعایت نمیکنند، با این حال خود را منتظر امام زمان«عجّل اللَّه فرجه» میشمارند!
همه اینها و مسائل و دردهای فراوان دیگر... از نشانههای مظلومیّت امام زمانعلیه السلام میباشد که شاید بتوان گفت: آن حضرت از دوستان نادان خود بیش از دشمنان دانا در رنج است.
نوشتار حاضر گامی کوتاه و تلاشی اندک در جهت تبیین برخی از وظایف و مسؤولیتهای مؤمنان نسبت به ساحت مقدّس مولایمان حضرت مهدی «عجّل اللَّه فرجه» است.
مباحث کلّی و اساسی این اثر طی چند سخنرانی در اهواز و اصفهان و قزوین در اوقات مختلف عرضه شده است. سپس به صورت کنونی برای نشر ترتیب یافته است.
خداوند را بینهایت سپاسگزارم که مرا بر انجام این خدمت ناچیز موفّق ساخت و از درگاه او عاجزانه مسألت دارم که آن را به کرم خویش قبول فرماید و بیش از پیش مورد عنایت مولایم حضرت صاحب الزمان ارواحنا فداه قرار دهد.
شهر مقدّس قم سید مهدی حائری قزوینی
رجب الاصب/1427ه.ق (واصلی)
بِسْم اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
«یَا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُونُوا أنْصَارَ اللَّهِ کَمَا قَالَ عیسَی بْنُ مَریَمَ لِلْحَواریّینَ مَنْ أنْصَاری إِلی اللَّهِ قَالَ الْحَوارِیُّونَ نَحْنُ أنْصَارُ اللَّهِ فامَنَتْ طَآئِفةٌ مِنْ بَنی اسرآئیلَ وَکَفَرَتْ طَآئِفَةٌ فَأیَّدْنَا الَّذینَ آمَنُوا عَلی عَدُوِّهِمْ فَأصْبَحُوا ظَاهرینَ».(1)
خداوند در این آیة شریفه به تمام مؤمنین، در همه زمانها فرمان میدهد که «کُونُوا أنصارَ اللَّهِ»؛ یعنی این صفت در شما ثبات و دوام داشته باشد که یاریگر خداوند باشید؛ یعنی این صفت ملکه شما باشد نه اینکه در روز یا ساعتی مثلاً هرگاه مایل بودید، یاری کننده خدا باشید.
1) سوره صف، آیه 14.
این سؤال پیش میآید که خداوند در آیاتی از قرآن کریم میفرماید: خداوند بینیاز از آفریدگان است بلکه مخلوقین نیازمند او هستند. از جمله این که میفرماید: «یَا أَیُّهَا النّاسُ أَنتُمُ الفُقَرآءُ إِلَی اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الغَنِی الحَمیدُ * إِن یَشَآء یُذهِبکُم وَیَأتِ بِخَلقٍ جَدیدٍ وَمَا ذلِکَ عَلَی اللَّهِ بِعَزیزٍ»؛(1)«ای مردم شما نیازمند به خداوند هستید و فقط خداوند است که بینیاز و ستوده است. اگر بخواهد شما را از بین میبرد و آفریدگان تازهای بوجود میآورد و این کار بر خداوند سخت و گران نیست».
و درآیه دیگرفرماید:«وَمَاالنَّصرُ إِلاّ مِن عِندِاللَّه»؛(2)«یاری (و پیروزی) جز از خداوند نیست».
علاوه بر آیات قرآن، به دلایل عقلی نیز ثابت است که خداوند از مخلوق بینیاز است و یکی از صفات خداوند غنی است.
با وجود این آیات و دلایل عقلی و نقلی خود خداوند میفرماید: «إِنْ تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرکُم»؛(3)«چنانچه خدای را یاری کنید او هم شما را یاری خواهد نمود» و یا در آیه دیگر میفرماید: «مَن ذَا الَّذی یُقرِضُ اللَّهَ قَرضاً حَسَناً»؛(4)«کیست که به خداوند قرضِ نیکویی دهد؟».
این سؤال را امیرالمؤمنینعلیه السلام پاسخ میدهد. آن حضرتعلیه السلام با استشهاد
به دو آیه فوق میفرماید: «فَلَم یَستَنصِرکُم مِن ذُلٍّ وَلَم یَستَقرِضکُم مِن قَلٍّ. استَنصَرَکُم وَلَه جُنُودُ السَّمواتِ وَالاَرضِ وَهُوَ العَزیزُ الحَکیمِ وَاستَقرَضَکُم وَلَه خَزآئِنُ السَّمواتِ وَالأَرضِ وَهُوَ الغَنِی الحَمیدُ وَإِنّما أَرادَ أَنْ یَبْلُوکُمْ أَیُّکُم أَحسَنَ عَمَلاً»؛(1)«پس او از جهت خواری از شما یاری نخواسته، و به خاطر کمبود و نیازمندی از شما درخواست وام ننموده است، او در حالی از شما یاری طلبیده که سپاهیان آسمانها و زمین از آن اوست و (بر همگان) غالب و (بر هر تدبیری) داناست و در حالی از شما وام خواسته که گنجینه های آسمان و زمین را داراست و بینیاز و ستوده است و جز این نیست که خواسته تا شما را بیازماید که کدام یک عملش نیکوتر است».
ما هر چه داریم از خداست. نفس میکشیم از خداست. اگر مال و ثروت و زن و فرزندی داریم همه از خداست، ما که چیزی از خود نداریم. ما خودمان میگوییم: «أسْتَغْفِرُ اللَّهَ الّذِی لا الهَ إلّا هُوَ الحَیُّ الْقَیُّومُ ذُوالْجَلالِ وَالاِکْرامِ وَأسْألُهُ أَنْ یَتُوبَ عَلَیَّ تَوبَة عَبدٍ خاضِعٍ فَقیرٍ بائِسٍ مِسکینٍ مُستکینٍ مُستَجیرٍ لایَملِکُ لِنَفسِه نَفعاً وَلاضَرّاً وَلا مَوتاً وَلا حَیوة ولانُشُوراً»؛(2)یعنی نفع رساندن به خود در دست انسان نیست بلکه ولاضَراً ضرر زدن نیز به دست انسان نیست ولامَوتاً مرگ نیز به دست انسان نیست.
لذا امیرالمؤمنینعلیه السلام میفرماید: «خداوند به سبب نداری و بیچارگی
از شما قرض نمیخواهد بلکه به سبب آزمون و امتحان شماست».
«وَإِنّما أَرادَ أَنْ یَبْلُوکُمْ أَیُّکُم أَحسَنُ عَمَلاً».
علّت دیگر اینکه: آن استعدادهایی که در نهاد افراد نهفته است به فعلیّت درآید تا بعد اعتراضی نباشد. مانند اینکه معلّم شاگردانش را امتحان میکند. البته معلّمِ نمونه و استاد ماهر، کسی است که امتحان نگرفته میداند هر شاگردی لایق چه نمرهای است.
چنین معلّمی کارکشته و فهمیده است که امتحان نگرفته میداند که کدام شاگردش درس را فهمیده و کدام شاگرد درس را نفهمیده است ولی با این حال، باز هم ناگزیر از امتحان است. چرا؟
چون اگر چنین معلّمی به شاگردان طبق نظر خود نمره دهد مورد اعتراض آنها قرار میگیرد. چون چه بسا خود دانشآموز باورش نمیشود که مقداری از درس را متوجه نبوده و نمیدانسته. لذا دیده میشود که هنگام امتحان با سؤالاتی مواجه میشود که با خود میگوید من همه درس را میدانستم مگر این مورد را.
و همچنین اگر معلّم بدون امتحان نمره دهد ممکن است نسبت به دیگران مورد اعتراض قرار گیرد. مثلاً بگویند چرا به فلان شخص نمره خوب دادی در حالی که درس نمیخواند و شاگرد تنبلی بود.
بنابراین امتحان برای به فعلیّت رساندن استعدادهاست تا حجّت بر همه تمام شود و جایی برای شبهه و ابهام برای خود شخص و برای
دیگران باقی نماند.
امتحانهای خداوند هم اینچنین است. اگر بنا باشد که خداوند بدون آزمون، عدّهای را به بهشت ببرد و عدّهای را به جهنّم ببرد در بین مردم شبهاتی پیش میآید که چرا خداوند فلانی را به بهشت برد و چرا ...؟!
«أمْ حَسِبْتُمْ أنْ تَدْخُلُوا الجَنَّة وَلَمّا یَأتِکُمْ مَثَلُ الَّذینَ مِنْ قَبلِکُمْ مَسَّتهُمُ البَأسآءُ وَالضَّرّآءُ وَزُلزِلُوا حَتّی یَقُولَ الرَّسولُ وَالَّذینَ مَعَهُ مَتی نَصرُاللَّه أَلا إِنَّ نَصرَاللَّهَ قَریبٌ»؛(1)«آیا شما گمان میکنید که (بدون رنج) وارد بهشت میشوید و آن حالاتی که برای پیشینیان شما بوده برای شما پیش نمیآید؟ سختیها و صدمه ها به آنها رسید و تکانها خوردند، تا اینکه پیامبر و کسانی که همراهش بودهاند (از خداوند یاری خواستند و از روی ناراحتی) چنین گفتند: پس یاری خداوند کی خواهد آمد؟ توجه کنید که یاری خداوند نزدیک است».
وگرنه خداوند متعال که احتیاج ندارد. لذا خداوند قدرت نماییهایی در طول تاریخ داشته است تا این مطلب ثابت شود.
در قضیه طوفان نوحعلیه السلام دست بشر چه کاره بود؟ حتی یاران نوحعلیه السلام و کسانی که به حضرت نوح ایمان آورده بودند، در مقابل این همه کفار و مشرکین کاری از دستشان ساخته نبود. فرزند نوح گفت: «سَآوی اِلی جَبَلٍ یَعصِمُنی مِنَ المآءِ قالَ لا عَاصِمَ الیَومَ مِنْ أَمرِ اللَّه إِلّا مَنْ رَحِمَ»؛(2)«به زودی به کوهی پناه میبرم که مرا از(غرق شدن در) آب حفظ
کند. پدرش گفت: امروز هیچ نگهدارندهای در برابر فرمان خداوند نیست مگر آن کس را که او رحم فرموده (و حفظ نموده) است».
یعنی بر فرض اگر مشرکین کشتیای بهتر از کشتی نوح میساختند باز غرق میشدند. اگر فرضاً پسر نوح پرنده میشد و به آسمان میرفت باز طوفان او را در خود فرو میبرد.
یا در قضیه حضرت هودعلیه السلام خداوند میفرماید: «سَخَّرَهَا عَلَیهِمْ سَبعَ لَیالٍ وَثَمانِیَة أیّامٍ حُسُوماً فَتَرَی القَومَ فیهَا صَرعَی کَأَنَّهُمْ أَعجَازُ نَخلٍ خاویَة * فَهَلْ تَرَی لَهُم مِن باقِیَة»؛(1)«خداوند هفت شب و هشت روز باد صرصر تند ویرانگر را بر قوم عاد فرستاد. آنها مانند تنه های پوسیده درخت خرما بر زمین افتاده بودند* آیا بقایایی از آنها میبینی؟!»
و یا قوم لوط و سایر اقوامی که مورد عذاب الهی قرار گرفتند، پس اگر مشیّت خداوند بر چیزی تعلّق بگیرد، میتواند تمام مخالفین را از بین ببرد همانطور که خداوند در آیاتی، به این امر اشاره بلکه تصریح مینماید. پس اگر میفرماید: خدا را یاری کنید از یک جهت به خاطر امتحان است جهت و دیگر به سبب به فعلیّت رسیدن استعدادهاست.
و اگر میفرماید امام زمان «عجّل اللَّه فرجه» را یاری کنید، نه به این معناست که خداوند احتیاج به یاری شما دارد و نه اینکه حتّی امام زمان «عجّل اللَّه فرجه» نیاز به یاری شما دارد، بلکه خود امام زمان میفرماید که
1) سوره حاقّه، آیات 7- 8 .
نیاز به یاری ما ندارد. و اگر ما را به یاری دعوت میکند از روی احتیاج نیست. اگر امام به مأموم خود نیاز داشته باشد امام نیست. امام کسی است که هیچ نیازی به غیر خودش نداشته باشد. بله برای امتحان دیگران وظیفه دارند تا امام زمان «عجّل اللَّه فرجه» را یاری نمایند. اگر امام بخواهد میتواند یک تنه مخالفین را از بین ببرد.
روایت در این مورد بسیار است ولی روایتی از خود صاحب الزمان «عجّل اللَّه فرجه» در توقیع شریفشان ذکر میکنیم.
در زمان غیبت صغرای امام زمان «عجّل اللَّه فرجه» بین ابن ابی غانم قزوینی و جماعت شیعه درباره امام زمان «عجّل اللَّه فرجه» اختلاف پیدا شد. ابن ابی غانم مخالف بود و میگفت: امام حسن عسکریعلیه السلام اولادی نداشت... .
این مطلب را توسط نوّاب خاص به امام زمان «عجّل اللَّه فرجه» نوشتند. امامعلیه السلام در جواب مرقوم فرمودند: «عَافَانَا اللَّه وایّاکُم مِن الفِتَنِ وَوَهَبَ لَنا وَلَکُم رُوحَ الیَقینِ وَاَجَارَنا وَایّاکُم مِن سُوءِ المُنقَلَبِ إِنَّه اُنهِیَ اِلَیَّ ارتِیابُ جَماعَة مِنکُم فِی الدِّینِ وَما دَخَلَهُم مِنَ الشَّکِ وَالحَیرَة فِی وُلاة امرِه فَغَمَّنا ذلِکَ لَکُم لا لَنا وَسَأَوْنا فیکُم لافِینا لاَنَّ اللَّه مَعنا فَلافاقَة بِنا إِلی غَیره وَالحَقُّ مَعَنا فَلَن یُوحِشَنا مَن قَعَدَ عَنّا وَنَحنُ صَنایعُ ربّنا وَالخَلقُ بَعدُ صَنایعُنا»؛(1)«خداوند ما و شما را از فتنه ها برکنار دارد، به ما و شما روح یقین عنایت فرماید. ما و شما را از بدی عاقبت در پناه خودش حفظ کند. به من خبر
1) الاحتجاج، ج 2، ص 278 .
رسیده که جماعتی از شما در امر دین به تردید افتاده و شک و سرگردانی در مورد ولی امرشان پیش آمده است. این امر ما را اندوهگین ساخت به خاطر شما نه به خاطر ما و از جهت شما ناراحت شدیم نه برای خودمان چون خدا با ماست و با وجود او ما نیازی به غیر او نداریم. حق با ماست لذا هرگز یاری نکردن دیگران، ما را به وحشت نمی اندازد و ما ساخته شده پروردگارمان هستیم و آفریدگان، ساخته شده (به خاطر) مایند».
پس امام به من و شما نیازی ندارد همانطور که انبیای گذشته نیازی به مردم نداشتند و خداوند نصرت و یاری خود را به پیامبرانش در زمانهای مختلف نشان داد. دشمنان دین، ابراهیمعلیه السلام را در آتش انداختند ولی خداوند فرمود: «یا نارُ کُونِی بَرداً وَسَلاماً عَلی اِبراهیمِ»(1)پس احتیاج به غیر خدا ندارد لذا جبرئیل آمد و گفت: کاری داری؟ فرمود: أَمّا اِلیکَ فَلا؛(2)«به تو که جبرئیل هستی احتیاج ندارم». این همان حالت امام حسینعلیه السلام است. «یَا وَارثَ ابراهیم خَلیلِ اللَّهِ»، ابراهیم خلیل اللَّه وارثش حسینعلیه السلام است. یکی از جاهای وارث بودن او آن وقتی است که در گودال افتاده است.
راوی میگوید: «فَوَاللَّه مَا رَایتُ قَطُّ قَتیلاً مُضَمَّخاً بِدَمِهِ أَحسَنَ مِنهُ وَلا اَنوَرَ وَجهاً؛(3)به خدا قسم هرگز کشتهای به خون آغشته ندیدم که از او زیباتر و نورانیتر باشد». چهره امام حسینعلیه السلام خندان و متبسم بود. چهره
مبارک حضرت درهم نبود و حالت غصه و غم نداشت و اگر گاهی حضرتعلیه السلام مصیبت را اظهار میکرد از روی مصالحی بود.
امام حسینعلیه السلام تمام توجّه و تکیهگاهش به خداست. اگر میخواست با آن تصرف ولایی، میتوانست همه دشمنانش را نابود کند. ملائکه هنگام حرکت امام از مدینه یا مکّه نزد او آمدند در حالی که اسلحه در دست داشتند و بر شتران بهشتی سوار بودند.
سلام کردند و گفتند: ای حجّت خدا بر مردم!، خداوند بارها جدّ تو را به وسیله ما یاری کرد و اینک ما را به مدد تو فرستاده است.
حضرت فرمود: وعده من و شما گودال قتلگاه و بقعهای که در آن شهید میشوم و آن کربلاست. هرگاه به آنجا رسیدم نزد من آیید... . و نیز دستههایی از جنّیان مسلمان نزد آن حضرت آمدند و عرضه داشتند: ای سرور ما! ما شیعیان تو هستیم، اگر به ما فرمان دهی که تمامی دشمنانت را نابود سازیم همین جا که ایستادهای تو را آسوده نماییم.
امام حسینعلیه السلام برای آنان دعا کرد و ضمن سخنانی فرمود: «إذا اقمت بمکانی فبماذا یبتلی هذا الخلق المتعوس؟ و بماذا یختبرون؟ و منذا یکون ساکن حفرتی بکربلاء؟؛(1)اگر من سر جای خویش بایستم، پس این مردم نگونبخت از چه طریق امتحان شوند و با چه وسیله آزمون
1) اللهوف ابن طاووس، ص 45، صیدا؛ بحارالانوار، ج 44، ص 330 - 331.
گردند و چه کسی به جای من در گودال قتلگاهم قرار خواهد گرفت؟»
بقعه من کعبه اهل دل است
هر گروه شیعیان را معقل است
گر بمانم من بجای خویشتن
پس که مدفون گردد اندر قبر من
تا پناه خیل زوّاران شود
شافع جُرم گنهکاران شود
امتحان مردم برگشته خو
کی شود گر من گریزم از عدو
موعد من با شما در کربلاست
روز عاشورا که روز ابتلاست(1)
1) الاربعین الحسینیه، ص 39.
اَللّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَأعوانه...
خداوندا مرا از یاران او (قرار ده)
نصرت در لغت به معنای یاری کردن در مقابل دشمن است. و به کسی که انسان را در مقابل دشمنان یاری نماید ناصر میگویند.
امّا اگر بدون در نظر گرفتن دشمن و به طور کلّی شخص دیگری را یاری کند - خواه در جنگ یا غیر جنگ - به چنین کسی عَوْن میگویند که جمع آن اعوان است. پس عنوان عون، نسبت به ناصر عنوان عامّی است.
امام حسینعلیه السلام با جمله: «هل من ناصر ینصرنا؛(1)آیا کسی هست که ما را (در مقابل دشمن) یاری دهد؟»
به طور عموم ناصر میطلبد. عدّهای را نیز به طور خاص به یاری
1) شجره طوبی، ج 2، ص 215.
خویش فرا خواند که چند تن از آنان به یاری آن حضرت شتافتند و به فیض شهادت نایل شدند و برخی - همچون عبیداللَّه بن حرّ جعفی - خود را از سعادت محروم ساختند و امام را همراهی نکردند.
عبیداللَّه بن حرّ جعفیها زیادند. امام حسینعلیه السلام الآن هم استغاثهاش بلند است. ما هم باید در راه او فداکاری کنیم.
دشمنان امام زمان «عجّل اللَّه فرجه» دشمنان امام حسین، دشمنان پیغمبر و نیز دشمنان اسلام و دشمنان قرآن هم هستند. در مقابل اینها هرکاری که ممکن باشد و وظیفه باشد نباید کوتاهی نمود. و باید امام حسینعلیه السلام و امام زمان «عجّل اللَّه فرجه» را یاری نماییم.
شخص مؤمن و مسلمان باید آرزوی قلبی او این باشد که در شمار انصار و یاران امام زمان «عجّل اللَّه فرجه» باشد و در این راه تلاش و کوشش نماید. البته در هر زمان به مقتضای آن زمان و شرایط نصرت و یاری فرق میکند.
قبل از اینکه بدانیم که چگونه باید امام زمان «عجّل اللَّه فرجه» را یاری کنیم و وظیفه ما نسبت به آن حضرت چیست و نحوه یاری آن حضرت چگونه است لازم است به دو نکته اشاره شود.
فرق بین انصار و اصحاب چیست؟
اصحاب جمع صاحب است. صاحب کسی است که با دیگری
معاشرت داشته و همراه و همنشین او باشد. بدون معاشرت و هم صحبت شدن، صاحب و صحابی معنی ندارد.
در خصوص صحابه پیامبرصلی الله علیه وآله که صحابی به چه کسی گفته میشود.
تعابیر مختلفی است تعریف مشهور این است: صحابی کسی است که پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم را در حال مسلمانی ملاقات کرده و با حال مسلمانی از دنیا رفته و در این بین ارتدادی برای او حاصل نشده باشد. بنابراین اگر کسی که در حال کفر، پیامبرصلی الله علیه وآله را ملاقات نموده باشد و یا اینکه پس از اسلام آوردن مرتد گشته و یا اینکه کسی مسلمان شده ولی پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم را مشاهده نکرده و با آن حضرت مصاحبت نداشته - مانند اویس قرنی که مسلمان بود و در زمان حضرت رسول بود و پیامبرصلی الله علیه وآله شأن و مقام او را ستودند، ولی پیامبر را ندید - این افراد جزء صحابه پیامبر به شمار نمیآیند.
امّا اصحاب ائمهعلیهم السلام کسانی هستند که با ائمه مدّتی همراه بودهاند و از ایشان احکام و معارف اخذ نمودهاند. خواه مدت دیدار کوتاه باشد یا طولانی... .
به چنین افرادی صحابی گفته میشود خواه امام را یاری کند یا امام را یاری ننماید لذا عدهای جزء اصحاب امام حسینعلیه السلام بودهاند ولی جزء انصار نبودهاند. چون در کربلا به کمک امامعلیه السلام نیامدند. حال به هر دلیل که نیامده باشد. ممکن است قبل از کربلا هم از دنیا رفته باشد و یا به
دلیل دیگر به کربلا نیامد؛ مانند سلیمان بن صرد که از اصحاب پیامبرصلی الله علیه وآله بود و جزء کسانی بود که به امامعلیه السلام نامه نوشت ولی هنگامی که حضرت آمد در رفتن به کربلا کوتاهی کرد و بعد پشیمان شد و قیام توابین را سرپرستی نمود.
پس عدهای از اصحاب امام بودهاند ولی جزء انصار نبودند. البته نسبت به امام زمان «عجّل اللَّه فرجه» مسأله فرق میکند. یعنی اصحاب امام زمان «عجّل اللَّه فرجه» کسانی هستند که یاری کننده حضرت هم هستند و در احادیث، تعداد اصحاب خاص آن حضرت سیصد و سیزده نفر یاد شده و خصوصیّات آنان بیان گردیده است.(1)
بنابراین اصحاب امام زمان «عجّل اللَّه فرجه» نسبت به اصحاب سایر امامان این تفاوت را دارند. لذا در زیارت نامه امام حسینعلیه السلام عنوان اصحاب را نمیبینیم. میگوییم: «السلام علیکم یا انصار دین اللَّه، السلام علیکم یا انصار رسول اللَّه، السلام علیکم یا انصار امیرالمؤمنین، السلام علیکم یا انصار... ».
ما در طبقهبندی انصار امام زمان «عجّل اللَّه فرجه» در چه طبقهای هستیم؟
1) کتاب الغیبه نعمانی، ص 163.
خداوند در قرآن میفرماید: «وَمَا النَّصرُ إِلّا مِنْ عِندِاللَّه العَزیزِ الحَکیمِ»؛(1)«یاری جز خداوند شکست ناپذیر حکیم نیست». و در آیه دیگر میفرماید: «وَمَا النَّصرُ إِلّا مِنْ عِندِاللَّه إِنَّ اللَّه عَزیزٌ حَکیمٌ»؛(2)«پیروزی جز از خداوند نیست. همانا خداوند شکست ناپذیر و حکیم است».
پس نصرت اوّلیه و کمک اصلی از سوی خداوند است که بدون کمک او هیچ تلاشی به نتیجه نخواهد رسید. لذا یکی از القاب شریفه آن حضرتعلیه السلام منصور است.
خداوند متعال میفرماید: «وَمَنْ قُتِلَ مَظلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیِّه سُلطَاناً فَلایُسرِفْ فِیالْقَتلِ إِنَّهُ کَانَ مَنصُوراً»؛(3)«و هر آن که مظلوم کشته شود، البته ما برای ولیّ او تسلّط و حکومت قرار دادهایم. پس در کشتن اسراف نکند که او یاری شده است».
منصور در این آیه، امام زمان «عجّل اللَّه فرجه» است.(4)در دعای ندبه هم این لقب یاد شده: «أَینَ المَنصُورُ عَلی مَنْ أعْتَدَی عَلَیهِ وَافْتَرَی بنابراین ناصر او خداست و او منصور و یاری شده و پیروز است».
امام صادقعلیه السلام فرمود: نخستین کسی که با حضرت قائم بیعت میکند جبرئیل است، او به صورت پرندهای سفید رنگ فرود میآید و با
آن حضرت بیعت مینماید. آنگاه یک پای بر بیت اللَّه الحرام و پای دیگر بر بیت المقدّس مینهد. سپس با فصاحت و صدای رسایی که مردمان بشنوند فریاد میزند: «أَتَی أَمرُ اللَّه فَلا تَستَعْجِلُوهُ»؛(1)«امر الهی آمد، پس در آن شتاب مکنید».
و در حدیث دیگر از امام صادقعلیه السلام است که فرمودند: سی هزار و سیصد و سیزده فرشته بر او (امام قائم «عجّل اللَّه فرجه») فرود میآیند.
ابان بن تغلب پرسید: تمام این فرشتگان؟ فرمود: آری، فرشتگانی که با نوح در کشتی بودند و فرشتگانی که با ابراهیم بودند هنگامی که به آتش افکنده شد و آنهایی که با موسی بودند هنگامی که دریا را برای بنی اسرائیل شکافت و آنهایی که با عیسی بودند هنگامی که خداوند وی را به سوی خود بالا برد و چهار هزار فرشته نشانداری که با پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله بودند و هزار فرشتهای که پی در پی فرود میآمدند و سیصد و سیزده فرشتهای که در بدر بودند و چهار هزار ملائکه که فرود آمدند تا به همراه حسین بن علیعلیهما السلام با دشمنان نبرد کنند ولی به آنها اجازه داده نشد، آنها کنار قبر آن حضرت پریشان و غبارآلود و گریان هستند تا روز قیامت، رئیس آنان فرشتهای است که منصور خوانده میشود، هیچ کس آن حضرت را زیارت نکند
1) کمال الدین و تمام النعمه، ج 2، ص 671.
مگر اینکه اینها به استقبال او میروند و یا هنگام وداع، او را مشایعت میکنند و هیچ بیماری نیست مگر اینکه به عیادتش میروند و هیچ کس از دنیا نرود مگر آنکه بر بدنش نماز میگزارند و پس از مرگ برای او طلب مغفرت میکنند و همه اینها در زمین منتظر قیام قائم «عجّل اللَّه فرجه» هستند تا هنگام ظهورش فرا رسد.(1)
چنانکه در حدیث مفضّل جعفی از امام صادقعلیه السلام آمده است: اوّلین کسی که دست آن حضرت (امام قائمعلیه السلام) را میبوسد جبرئیلعلیه السلام است، سپس با آن حضرت بیعت میکند و نیز سایر فرشتگان و نجبای جنّ، آنگاه نقیبان با وی بیعت خواهند نمود.
پس نخستین کسانی که دست آن جناب را میبوسند، فرشتگان، آنگاه جنّیان، آنگاه نقیبان هستند و میگویند: شنیدیم و اطاعت میکنیم... .
فضّل پرسید: سرورم! آیا فرشتگان و جنّیان برای بشر آشکار خواهند شد؟
فرمود: آری، به خدا سوگند ای مفضّل! و با آنان سخن خواهند گفت همانگونه که شخص با نزدیکان وخانواده خود گفت و گو میکند.
مفضّل گفت: سرورم! آنها (همه جا) همراه حضرت قائمعلیه السلام حرکت میکنند؟
امام صادقعلیه السلام فرمود: آری، به خدا سوگند ای مفضّل! آنها در زمین
1) بحار الانوار، ج 52، ص 328.
هجرت، بین کوفه و نجف فرود میآیند (و منزل میگیرند) و شمار یارانش در آن هنگام چهل و شش هزار از فرشتگان و شش هزار از جنّیان خواهد بود.
و در روایت دیگر فرمود: و به همان تعداد چهل و شش هزار از جنّیان خواهد بود که خداوند به وسیله آنان حضرتش را پیروز میسازد و به دستهای آن جناب فتح و ظفر پدید میآورد.(1)
خداوند متعال بارها پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله را با افکندن وحشت و هراس در دل دشمنانش یاری کرد و او را بر مشرکین و یهود پیروز ساخت که چهار مورد آن در قرآن کریم یاد شده است:
1 - «سَنُلْقِی فِی قُلُوبِ الَّذینَ کَفَرُوا الرُّعْبَ»؛(2)«به زودی در دلهای کسانی که کفر ورزیدند وحشت و هراس میافکنیم».
2 - «سَاُلْقِی فِی قُلُوبِ الَّذینَ کَفَرُوا الرُّعْبَ»؛(3)«به زودی در دلهای کسانی که کفر ورزیدند وحشت و بیم افکنم».
3 - «وَقَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ»؛(4)«و در دل آنان (گروه مشرکین) وحشت افکند»
4 - «وَقَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ»؛(5)«و در دل ایشان وحشت افکند».
و در حدیثی از ابن عبّاس آمده که پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله ضمن بیان ویژگیهای خود فرمودند: «وَنُصِرْتُ بِالرُّعْبِ فَهُوَ یَسیرُ أمَامِی مَسِیرَةَ شَهْرٍ»؛(1)«و به وسیله رعب (و وحشت در دل دشمنان) یاری شدم که به مسافت یک ماه پیشاپیش من روانه است».
راجع به حضرت ولیّ عصر «عجّل اللَّه فرجه» نیز روایاتی آمده که خداوند آن حضرت را با ایجاد رعب و وحشت در دل دشمنانش یاری خواهد کرد، از جمله:
ابوحمزه ثمالی گوید: از امام باقر علیه السلام شنیدم که میفرمود: هرگاه قائم آل محمّد: خروج نماید به طور حتم خداوند او را به وسیله فرشتگان مسوّمین و مردِفین و منزلین و کَروبین ( فرشتگان مخصوص) یاری خواهد کرد، جبرائیل پیش روی، میکائیل از سمت راست و اسرافیل از سمت چپ او خواهند بود و رعب و وحشت تا مسافت یک ماه راه از پیش روی و پشت سر و از سمت راست و سمت چپ آن حضرت قرار خواهد داشت... .(2)
گفتنی است که اوصاف سهگانه: مسوّمین و مردفین و منزلین در سه آیه یاد شدهاند:
1 - مسوّمین (فرشتگان نشاندار) در سوره آل عمران، آیه 125.
2 - مردفین (فرشتگانی که پیاپی و در صفهای منظم برای یاری پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرود آمدند) در سوره انفال، آیه 9.
3 - منزلین (فرشتگانی که برای کمک به مسلمانان در میدان جنگ نازل شدند) در سوره آل عمران، آیه 124.
در حدیثی از امام صادقعلیه السلام آمده که وقتی امام عصر «عجّل اللَّه فرجه» بپاخیزد و پرچم خود را بگشاید بیم و هراس از آن به مسافت و فاصله یک ماه از جلو و یک ماه از عقب و یک ماه از سمت راست و یک ماه از سمت چپ (دل دشمنان) را فرا میگیرد.(1)
چنانکه در حدیث شریفی آمده است: «یَنْصُرُهُ بِآیاتِهِ»(2)امام زمان «عجّل اللَّه فرجه» هم مانند بقیه امامان و پیامبران معجزه دارد. معجزه یعنی کاری که دیگران از انجام آن عاجز باشند. آن حضرتعلیه السلام همان اوّل که ظاهر میشوند معجزاتی از خود نشان میدهند تا حجّت تمام شود.
از جمله از امام صادقعلیه السلام روایت شده است: هنگامی که در کنار خانه کعبه میایستند، آن حضرتعلیه السلام ید بیضاء موسی را ظاهر مینمایند،(3)همان ید بیضاء که خداوند میفرماید: «اسْلُکْ یَدَکَ فِی جَیْبِکَ تَخْرُجْ بَیضاءَ مِنْ غَیرِ سُوءٍ آیَة اُخرَی»؛(4)«دست خویش را به گریبانت داخل ساز که سفید و درخشان، بدون عیب و نقص بر میآید».
آیت اوّل حضرت موسیعلیه السلام عصا بود و آیت دوم آن حضرتعلیه السلام این بود که دست در گریبان خود میکرد وقتی بیرون میآورد و بالا میبرد
درخشندگی خاصّی داشت یعنی نوری از آن ساطع می شد که فضای بسیار زیادی را روشن مینمود. «مِن غیرِ سوء؛ بدون این که نقصانی در آن دست باشد». و این معجزه است چرا که کسی نمیتواند چنین کاری انجام دهد و این درخشندگی را در دست خود ایجاد کند. امام زمان «عجّل اللَّه فرجه» نیز هنگامی که ظاهر میگردد، این معجزه را نشان میدهند. و معجزهای دیگر که اینها از وسایل نصرت و یاری آن حضرت هستند و از این طریق دشمن را وادار به تسلیم مینماید و یا معجزاتی که سبب از بین رفتن دشمنان میشود.
خداوند متعال بر سپاه سفیانی عذاب نازل مینماید و اینها در زمین فرو میروند که چند هزار نفرند و بدون اینکه امام زمان «عجّل اللَّه فرجه» با آنها جنگ نماید نابود میشوند. و این از جمله نشانههای حتمی ظهور امام زمان «عجّل اللَّه فرجه» است.
یا اینکه باد را خداوند تحت اختیار امامعلیه السلام قرار میدهد و همان طوفان حضرت نوحعلیه السلام در اختیار آن حضرت است. تمام موجودات زمین و آسمان تحت اختیار و تسلّط امام خواهند بود. ماه، خورشید، حیوانات و ... .
همانگونه که بعضی از انبیاء سلف توسط بعضی از حیوانات بر دشمن خود غلبه مینمودند مانند حضرت سلیمان که هُدهُد برای او خبر آورد و بعد پیام حضرت سلیمان را بر ملکه سبا برد و بعد تهدید حضرت سلیمانعلیه السلام را ابلاغ نمود. خداوند فرماید: «وَحُشِرَ لِسُلَیْمانَ
جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ وَالطَّیرِ فَهُم یُوزَعُونَ»؛(1)«سپاهیان سلیمان از جنّ و انس و پرندگان نزد او جمع شدند در حالی که به سبب کثرت به هم فشرده بودند».
قرآن، طیر (پرندگان) را در شمار سپاهیان حضرت سلیمانعلیه السلام ذکر میکند. یکی از سپاهیان امام زمان «عجّل اللَّه فرجه» نیز پرندگان هستند.
همانگونه که خداوند متعال ابابیل را فرستاد و اصحاب فیل، فیلها و سواران آنها را نابود نمود «کَعَصْفٍ مَاکُولٍ»؛(2)«مانند کاه و ینجه خورده شده گردیدند». فیل با آن عظمت جثه مانند کاه جویده شده بود. همان خداوند قادر است که امام زمان «عجّل اللَّه فرجه» را توسط ابابیل و پرندگان کوچک بر دشمنانش غلبه دهد.
ان شاء اللَّه این دعای ما مورد استجابت قرار گیرد.
«اللّهمّ اجعلنا من انصاره واعوانه و ... .»
عرض کردیم که انصار و اصحاب با هم تفاوت دارند. امّا نسبت به امام زمان «عجّل اللَّه فرجه» اصحاب امام زمان جزء انصار آن حضرت نیز هستند ولی همه انصار آن حضرتعلیه السلام از اصحاب نیستند. امام جوادعلیه السلام فرمودند: «فإذا اجتمعت له هذه العدّة من أهل الإخلاص اظهر امره، فإذا أکمل له العقد - وهو عشرة آلاف رجل - خرج بإذن اللَّه عزّوجلّ؛(3)و هنگامی که این گروه
(سیصد و سیزده نفر) از اهل اخلاص برایش جمع شوند امر خویش را آشکار خواهد ساخت و چون عِقد (یعنی ده هزار مرد) برایش تکمیل گردد به اذن خداوند خروج خواهد کرد».
ما از خداوند درخواست میکنیم که ما را از انصار آن حضرت قرار دهد. چند روایت از پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است که اگر کسی کار خیری را از روی جدّ و حقیقت تمنّا انجام دهد، خداوند همان ثواب را به او عنایت مینماید.(1)
امیرالمؤمنینعلیه السلام در یکی از خطبه های خود فرمودند: در جایگاه خویش پایدار باشید و بر سختیها و گرفتاریها شکیبایی کنید، و دستها و شمشیرهای خود را در پیهوسهای زبانتان به کار نبندید (و سَبُکسری و تهوّر نداشته باشید) و به آنچه خداوند تکلیف نکرده مشتابید؛ زیرا که هر یک از شما در حالی که حق پروردگار و حقّ رسول و حق اهل بیت او را شناخته باشد و بر خوابگاه خود بمیرد شهید مرده است و مزد او با خداست و سزاوار پاداش کردار نیکی است که در اندیشه داشته و این اندیشه جای شمشیر کشیدنش را باقی نمیگذارد زیرا که هرکاری وقتی معیّن دارد.(2)
فیض بن المختار از امام صادقعلیه السلام روایت کرده که فرمودند: هر یک از شما در حالی بمیرد که منتظر این امر باشد همانند کسی است که با
حضرت قائمعلیه السلام در خیمهاش بوده باشد. آنگاه چند لحظه درنگ کردند. سپس فرمودند: نه، بلکه همچون کسی است که در رکاب رسول خداصلی الله علیه وآله شهید شده باشد.(1)
واقعاً کسی که منتظر باشد تا امام زمان «عجّل اللَّه فرجه» ظهور کند و از یاران آقا باشد اگر در رختخواب هم بمیرد مانند کسی است که در رکاب پیغمبر به خون خود آغشته شده است.
بعضی را ثواب شهدای بدر میدهند و بعضی را، چند برابر شهدا ثواب میدهند. اینها بستگی به نیّت و اخلاص و تمنّا و راستگویی انسان دارد.
عمّار ساباطی گوید: امام صادقعلیه السلام فرمود: ای عمّار! همانا به خدا سوگند هیچ یک از شما بر این حالی که هستید نمیرد مگر آنکه نزد خداوند از بسیاری از کشته شدگان در بدر و اُحد برتر باشد، پس شما را مژده باد.(2)
بنابراین ما که از خدا میخواهیم از انصار امام زمان «عجّل اللَّه فرجه» باشیم، نباید بگوییم: کو تا امام زمانعلیه السلام ظهور کند؛ زیرا این حرف باطل است. بعضیها هم میگویند ما از خودمان مأیوس هستیم. این هم درست نیست. وقتی که این دعا را میخواند باید خود را در این مرحله قرار دهد که اگر امام الآن ظاهر شد من در شمار انصار حضرتش قرار بگیرم.
نکته دیگر درباره انصار امام زمانعلیه السلام این است که لازم نیست که انصار آن حضرتعلیه السلام در زمان ظهور ایشان باشد. الآن هم امام زمانعلیه السلام دشمن دارد و اکنون هم میتوان امام را یاری نمود و لازم نیست که جبهه جنگی باشد. انسان با گفتار محکم و متقن با مخالفین آن حضرت بحث کند. البته هم با گفتار و هم با اعمال نیک، دیگران را به سمت دین و مذهب حقّه راهنمایی نماید. پس اوّلاً باید امام زمانعلیه السلام را درست بشناسد و ثانیاً نباید به گونهای باشد که به نام امام زمانعلیه السلام موجبات نارضایتی آن حضرت را به بار آورد، و به جای اینکه با اعمال خود مردم را به امام زمان «عجّل اللَّه فرجه» یا به مذهب حقّه دعوت کند آنها را از دین و امام زمانعلیه السلام طرد نماید.
نصرت امام زمانعلیه السلام شرایط دارد. وقتی میگوییم: «اجعَلنی مِن اَنصارِه» نصرت امام زمان «عجّل اللَّه فرجه» باید در تمام اعمال ما، گفتار ما، و کردار ما نمایان باشد. نباید تعمد در گناه داشته باشیم. مبادا رفتار ما سبب ناراحتی آن حضرت شود. مبادا لباسی بپوشیم که ایشان نمی پسندد، نکند سخنی بگوییم که مایه رنج امام گردد، طوری نباشد که روش ما درست بر خلاف روش و رفتار امام زمانمان باشد ولی به زبان بگوییم: خدایا! ما را از یاران او قرار ده!
انصار امام زمان «عجّل اللَّه فرجه» طبقات مختلف هستند. گاهی اوقات نصرت به غیر مؤمن هم ممکن است انجام شود. یعنی فردی مؤمن نباشد ولی امام زمان «عجّل اللَّه فرجه» را یاری کند. خداوند دینش را گاهی
اوقات به وسیله افرادی که مؤمن نیستند یاری مینماید. پس خوب است وقتی درخواست یاری امام زمانعلیه السلام را میکنیم با قید ایمان و التفات و توجّه باشد تا ان شاء اللَّه جزء مؤمنین باشیم و امام زمان «عجّل اللَّه فرجه» را یاری کنیم نه اینکه خدای ناکرده ما مؤمن نباشیم ولی در مسیر یاری امام زمانعلیه السلام قرار بگیریم یاری کردن امامعلیه السلام خودش عنوانی دارد. ولی خوب - بلکه لازم - است که با حالت ایمان و اعتقاد همراه باشد. و به طور کامل حضرت را به آن مقداری که از دستش بر میآید نصرت و یاری کند.
و نصرت دارای مراحلی است:
1 - مرحله اوّل یاری اعتقاد و اندیشه و فکر و تصمیم است، که شخص خودش را در مسیر امام زمانعلیه السلام قرار بدهد. از ناحیه فکری، اعتقادی امامعلیه السلام را یاری و نصرت نماید. با تقویت نیروی اعتقادی خویش به آن حجّت خداوند وابستگی کامل داشته باشد و شیعه خالص گردد.
2 - مرحله دیگر نصرت و یاری امامعلیه السلام به وسیله زبان است، یعنی انسان زبانش را در راه امام زمانعلیه السلام و کمک به ایشان و علیه دشمن ایشان به کار بگیرد. در روایات بسیار این معنا را میبینیم که افرادی با زبان، یاور پیغمبر و ائمهعلیهم السلام بودهاند اما مرحله دیگر را نداشتند و فقط در یک مقطع خاص این فضیلت را داشتند. از معجزههای اولیای دین
این است که وقتی در حق این افراد دعا میکردند به این نکته اشاره داشتند. حسان بن ثابت از جمله شعرایی بود که از اصحاب پیغمبرصلی الله علیه وآله به شمار آمده است و در مناسبتهای مختلف شعر میسرود ولی آدم بزدل و ترسویی بودن لذا در جنگ خندق (احزاب) از ترس میان زنان پنهان شده بود. زنان متوجه شدند که یک یهودی از پشت سر شبیخون زد. به حسان گفتند: بلند شو و یهودی را به قتل برسان. اما او از ترس حاضر نشد. سرانجام یکی از زنان بلند شد و یهودی را کشت. حسان حتی بلند نشد لاشه یهودی را بیرون ببرد.(1)لذا او مردی بزمی بود و رزمی نبود. در غدیر خم هنگامی که پیغمبرصلی الله علیه وآله به فرمان خداوند، امیرالمؤمنینعلیه السلام را به خلافت خویش نصب فرمود. حسان به پیامبرصلی الله علیه وآله عرض کرد: اجازه میدهید شعر بگویم؟ پیامبر اجازه فرمود و او این شعر را سرود:
یُنادیهِمْ یَوْمَ الغَدیرِ نَبِیُّهُم
بِخُمٍ وَأسمِعْ بِالرَّسُولِ مُنادِیاً(2)
بعد از سرودن این شعر پیامبرصلی الله علیه وآله به حسان فرمود: «لاتزال یا حسّان مؤیّدا بروح القدس ما نصرتنا بلسانک؛ تا وقتی که با زبانت ما را یاری میکنی روح القدس یاور تو باشد».
زبان در کمک به اولیای دین خیلی مهم است.
هنگامی که هشام بن الحکم در مجلس هارون با مخالفین درباره
امامت مناظره و بحث کرد هارون در اتاق مجاور بود و هشام خبر نداشت. هشام از شاگردان امام صادق و امام کاظمعلیهما السلام بود. بعد از شکست دادن مخالفین و اثبات امامت حضرت موسی بن جعفرعلیهما السلام هارون عصبانی شد و گفت: عجب، این زنده است و من حکومت میکنم به خدا قسم زبان هشام از صد هزار شمشیرزن برای حکومت من خطرناکتر است.(1)هشام در سنین جوانی آنچنان سخن میگفت که مردم در مقابلش تسلیم میشدند. عمر بن عُبَید را در بصره با یک بیان ساده آن چنان در هم پیچید، که مجبور به تسلیم شد.
انسان در مقابل فتنههای دشمنان باید امامعلیه السلام را یاری نماید. البته ناگفته نماند که این نحو یاری برای کسانی است که از عهده آن برآیند وگرنه چه بسا انسان در اثر جهل به جای یاری به دین ضربه بزند. به همین سبب ائمهعلیهم السلام به هر کسی اجازه نمیدادند با دشمنان بحث کند. ابوجعفر مؤمن الطاق یکی از اصحاب برجسته امام صادقعلیه السلام بود. ایشان در بحث و مناظره مهارت عجیبی داشتند، ابوخالد کابلی میگوید: ابوجعفر مؤمن الطاق را دیدم که در روضه پیامبرصلی الله علیه وآله نشسته است و در حالی که اهل مدینه (بر اثر ازدحام و کشمکش) جامه او را پاره کرده بودند باز هم پیوسته به سؤالهای آنان پاسخ میداد. به او نزدیک شدم و گفتم: امام صادقعلیه السلام ما را از کلام (و بحث و مناظره) نهی فرموده است.
1) کمال الدین، ج 2، ص 368.
به من گفت: آیا امام به تو چنین دستوری داده است که این مطلب را به من بگویی؟
گفتم: به خدا سوگند خیر، غیر ولی به من دستور فرمود که با کسی بحث نکنم. مؤمن الطاق گفت: برو دستور آن حضرت را اطاعت کن.
ابوخالد گوید: سپس به محضر امام صادقعلیه السلام شرفیاب شدم، و گفت و گویم با مؤمن الطاق را به عرض ایشان رساندم. امامعلیه السلام لبخندی زد و فرمود: ای ابوخالد! البته مؤمن الطاق با مردم بحث میکند و پرواز مینماید، امّا تو اگر بالهایت را ببرند دیگر پرواز نمیکنی.(1)
حضرت، مؤمن الطاق را تأیید میکردند. پس کسی که میخواهد بحث کند باید هم مطالعه جامع و هم حضور ذهن کاملی داشته باشد تا بتواند شبهات را فوری پاسخ بدهد.
3 - مرحله دیگر یاری امامعلیه السلام به وسیله مال است. گاهی در مقابل دشمنان و گاهی کمک به دوستان امام زمانعلیه السلام که در واقع کمک به امامعلیه السلام است؛ مانند جوانی که نیاز به ازدواج یا شغل دارد انسان او را از لحاظ فکری یا مالی کمک کند. در واقع این ثواب و فضیلت نصرت و یاری امامعلیه السلام یا اعانت امام را خواهد برد.
4 - نوع دیگر کمک به وسیله رفتار و سلوک است؛ یعنی شخص چنان روش و کرداری داشته باشد که مایه سرافرازی دوستان امام و شکست و خواری دشمنان دین گردد.
1) امام الصادقعلیه السلام والمذاهب الاربعه، ج 2، ص 70.
بزرگترین دشمن امام زمان «عجّل اللَّه فرجه» شیطان است. باید به وسیله تقوا و پاکی و درستکاری به جنگ شیطان برویم و با کوشش و جدّیت در امر عبادت او را زمین بزنیم. نماز اوّل وقت، خود برخورد و مبارزه با دشمنان امام زمانعلیه السلام است. معاشرت صحیح با دیگران مانند: احترام به پدر و مادر و صله رحم و خوش زبانی و نیکخویی و امانتداری از گونههای یاری کردن امام زمان «عجّل اللَّه فرجه» است.
5 - یکی دیگر از نحوهای یاری امامعلیه السلام دعا نمودن برای حضرت است. به خصوص دعا برای تعجیل فرج ایشان. چون یکی از مهمترین وسایل مؤثّر در این عالم دعاست.
برای نابودی دشمن و غلبه بر مخالفین و برای تقویت بنیه دین و اولیای دین دعا بهترین وسیله است؛ مانند صلوات فرستادن. صلوات هم ذکر است و هم دعا. «خدایا درود فرست بر پیامبر؛ یعنی وجود پیامبرصلی الله علیه وآله را، دین آن حضرت را، در عالم گسترش بیشتری بده». پس صلوات درخواست گسترش یافتن عظمت و جلال و شکوه و مقام این دین مقدس است. این همه ثواب برای صلوات از جهت آن است که این درخواست بهترین درخواستها از خداوند است. مخصوصاً اگر با «وعجل فرجهم» همراه باشد. این خودش یکی از اقسام نصرت و یاری امام زمانعلیه السلام با زبان است ولی به سبب اهمیت آن جداگانه ذکر کردهاند. خود آن حضرتعلیه السلام
فرمودند: «وَاَکثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعجیلِ الْفَرَجْ فَاِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُم؛(1)برای تعجیل فرج من بسیار دعا کنید چرا که گشایش کار شما در همان است».
این طور نباشد که انسان گاهی که یادش آمد دعا کند، بلکه باید در نماز و بعد از نماز و اوقات دیگر پیوسته دعا نماید.
6 - اقسام دیگر نصرت و یاری امام، ذکر فضایل و مناقب و مصائب ائمهعلیهم السلام است. چون امام زمان «عجّل اللَّه فرجه» شبانه روز بر جدّش حسینعلیه السلام گریه میکند و اظهار همدردی با آن حضرت نوعی یاری نمودن است.
1) الاحتجاج، ج 2، ص 284.
اللّهُمَّ اجْعَلنی مِنْ اَنصَارِهِ وَاَعْوانِهِ و ...»
خداوندا مرا از یاران و یاوران او قرار ده
عون : یعنی کمک نمودن دیگری برای رسیدن به خواستهاش، در هر جهتی از جهات و به هر شکلی که باشد را عون و اعانه میگویند.
نکته مهمّی که در اینجا لازم است توجه داشته باشیم اینکه اعانت اصلی از خداست. لذا در سوره حمد - که در هر نمازی لازم است خوانده شود میگوییم : «اِیّاکَ نَعبُدُ وَایّاکَ نَستَعینُ» «فقط تو را میپرستیم و فقط از تو استعانت میجوییم».
پس اصل استعانت از خداست لذا ابزار استعانت را خداوند در اختیار ما قرار داده است و از ما خواسته که از آنها مدد بجوییم، میفرماید: «اسْتَعینُوا بِالصَّبرِ وَالصَّلواة»؛(1)«به وسیله صبر و نماز استعانت بجویید».
1) سوره بقره، آیه 45 و 153.
و فرمودهاند که: مراد از صبر روزه است و بهترین مُعین خداوند است. «إنَّهُ خَیرٌ ناصرٌ وَمُعین؛ خداوند بهترین یار و مددکار انسان است» به خصوص نسبت به امام خودش. «إِنّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَالَّذینَ آمَنُوا فِی الْحَیواةِ الدُّنْیا وَیَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهادُ»؛(1)«البته که ما فرستادگانمان و کسانی که ایمان آوردهاند را در زندگانی دنیا و روز بپا خاستن شاهدان، یاری میکنیم». و بعضی آیات دیگر که این معنا در آنها تاکید شده است.
در درجه بعد کمک و یاری امام زمانعلیه السلام به وسیله افرادی است که به امر خداوند میبایست نسبت به امام زمان «عجّل اللَّه فرجه» یاری و کمک برسانند.
در آیات قرآن و در روایات تاکید شده است که مؤمنین یکدیگر را یاری و اعانت کنند. خداوند میفرماید: «وَتَعَاوَنُوا عَلَی البِرِّ وَالتَّقْوَی ؛(2)«یکدیگر را در کار نیک و تقوی یاری نمایید». یعنی انسان در هر کار خیری باید مشارکت داشته باشد. اعم از اینکه کار بستگان او باشد یا غیر آنها. پس کمک کردن در کار تقوی و فضیلت و نیکوکاری از سوی خداوند خواسته شده است.
احادیث و روایات نیز در این زمینه بسیار است و آثار و ثواب فراوان در این رابطه ذکر شده است که اجمالا به آنها اشاره میشود.
از پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله نقل شده: «مَنْ اَعانَ مُؤمِناً نَفَّسَ اللَّه عَنهُ ثَلاثاً وَسَبعینَ کُرْبَةً واحِدَةً فِی الدُّنیا وَاثْنَتَینَ وَسَبعینَ کُرْبَة عِندَ کُرْبَتِهِ الْعُظمَی؛(3)کسی که
مؤمنی را کمک کند خداوند هفتاد و سه گرفتاری او را برطرف میسازد. یکی از آنها را در دنیا و هفتاد و دو گرفتاری در آخرت».
کمک اعم از کمک مالی، فکری و بدنی است. امام موسی بن جعفرعلیه السلام در مسجد به نماز ایستاده بودند، پیرمردی در کنار ایشان میخواست از جایش برخیزد، عصایش بر زمین بود، امام موسی بن جعفرعلیه السلام در وسط نماز مستحبی خم شدند و به پیرمرد کمک نمودند و سپس به نماز خود ادامه دادند.(1)
امام صادقعلیه السلام میفرماید: «وَمَا مِنْ مُؤمِنٍ یُعینُ مُؤمِناً مَظْلٌوماً اِلّا کَانَ لَهٌ اَفضَلَ مِنْ صِیامِ شَهرٍ وَاِعْتِکافِهِ فِی المَسْجِد الْحَرامِ؛(2)هرکسی که مؤمن مظلومی را یاری نماید، خداوند ثوابی به او عطا میکند که از یک ماه روزه و اعتکاف در مسجد الحرام افضل است».
کسی که در مکه روزه بگیرد یک روز آن معادل یک سال روزه گرفتن در مکانهای دیگر است. حال اگر یکسال روزه بگیرد اعتکاف هم بکند چطور؟! با این حال اعانت مؤمن ثوابش بیشتر خواهد بود.
در روایتی دیگر از آن حضرت است: «وَاللَّهُ فِی عَونِ المُؤمِنِ مَا کَانَ المُؤمِنُ فِی عَوْنِ اَخیه؛(3)مادامی که انسان برادر دینیش را یاری کند خداوند هم یار اوست».
و نیز فرمودند: «فَمَا اَحْسَنَ مُؤمِنٌ اِلی مُؤمِنٍ وَلا اَعَانَهُ إِلّا خَمَشَ وَجهُ
اِبلیسَ وَقَرَحَ قَلبَهُ؛(1)هر مؤمنی به مؤمن دیگر نیکی کند و او را یاری نماید جز این نیست که ابلیس در اثر این عمل خیر مؤمن، صورت میخراشد و قلبش مجروح میشود».
در حدیثی از امام صادقعلیه السلام است که میفرماید: مؤمن را بر گردن مؤمن دیگر هفتاد حق است. مُعَلّی بن خنیس که از اصحاب خاص امام صادقعلیه السلام بود کسی است که به جرم هواداری آن حضرت او را کشتند. و امام صادقعلیه السلام بر قاتل او نفرین نمودند.(2)این شخص روزی به امام صادق علیه السلام عرضه داشت: یابن رسول اللَّه! حقوقی که یک مؤمن بر مؤمن دیگر دارد بیان بفرمایید. امام علیه السلام فرمود: «میترسم که آنها را رعایت نکنی. ولی معلی اصرار نمود.
امام علیه السلام فرمود: حال که اصرار میکنی هفت تا را برایت میگویم. سومین حقی را که شمردند این است: «أَنْ تُعینَهُ بِنَفسِکَ وَمَالِکَ وَلِسَانِکَ وَیَدِکَ وَرِجلِکَ؛(3)برادرت را با جان و مال و زبان و دست و پایت یاری نمایی».
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمودند: «رَحِمَ اللَّه وَلَداً اَعَانَ وَالِدَیهِ عَلَی بِرِّهِ وَرَحِمَ اللَّه وَالِداً اَعَانَ وَلَدَهُ عَلَی بِرِّهِ؛ خداوند رحمت کند اولادی را که پدر خود را کمک نماید بر نیکی و احسان؛ و خداوند رحمت کند پدری که بر فرزند خود به نیکی و احسان کمک نماید».
این اعانت از سنخ امور معنوی است. یعنی پدر طوری رفتار نکند که اولاد به رویش برگردد یا او را ترک کند و یا به او توهین نماید.
و نیز میفرمایند: «وَرَحِمَ اللَّه جَاراً اَعَانَ جَارَهُ عَلَی بِرِّهِ؛ خداوند رحمت کند همسایه ای که همسایه اش را بر نیکی یاری نماید».
«وَرَحِمَ اللَّه رَفیقاُ اَعَانَ رَفیقَهُ عَلَی بِرِّهِ؛(1)خداوند رحمت کند بر آن دوستی که دوست خود را بر نیکی خودش یاری کند».
امام صادقعلیه السلام از پیامبرصلی الله علیه وآله نقل میکنند: «عَوْنُکَ الضَّعیفِ مِنْ أَفضَلِ الصَّدَقَة؛(2)کمک کردن به شخص ناتوان از بهترین صدقات است».
در ذهن ما این است که پولی به فقیر بدهیم. در حالی که صدقه مختص این نیست بلکه هر کار خوبی است که برای خدا انجام دهد.
در این روایت شخص ناتوان مورد نظر است و در بعضی روایت آمده است که عون نسبت به غیر مؤمن هم ثواب دارد.
امام صادقعلیه السلام با یکی از اصحاب خود به نام «مصادف»، از مکه به مدینه میرفتند، ناگهان دیدند شخصی در زیر درختی خوابیده است. امامعلیه السلام به هم سفر خود فرمود: بیا برویم نزدیک این مرد، مبادا بر اثر تشنگی افتاده باشد. وقتی که نزدیک آمدند دیدند آن شخص، مردی نصرانی است با موهای بلند! امامعلیه السلام به او فرمودند: تشنه هستی؟ گفت: آری. امامعلیه السلام به «مصادف» فرمود: پیاده شو و به او آب بده. همراه آن حضرت از اسب پایین آمده و به نصرانی آب داد سپس به حضرت رو
نمود و عرضه داشت: شما به نصرانی هم کمک میکنید؟ امامعلیه السلام فرمود: «نَعَمْ إِذَا کَانُوا بِمثلِ هذِهِ الْحَاله؛(1)بله اگر در چنین حالی باشند».
حتی فقها در رسالههای عملیه نوشتهاند که اگر در بیابان حیوانی تشنه است و مقدار کمی آب است که اگر به حیوان داده شود آب برای وضو نیست میگویند: تیمم کن و آب را به حیوان بده تا از تشنگی نمیرد. پس اعانت و کمک نسبت به مؤمنین و بلکه حتّی غیر مسلمانان هم در امور زندگی عادی و مواهب الهی، وظیفه مؤمنین است تا چه برسد به امام زمانعلیه السلام که یاری نمودن او از مهمترین واجبات و از لوازم ایمان و اعتقاد است.
از مهمترین شیوههای یاری و کمک به امامعلیه السلام یاری نمودن او به وسیله زبان است و این خود چند گونه میباشد:
1 - افشای نام و صفات و بیان شؤون و مقامات و فضایل و کرامات آن حضرت«عجّل اللَّه فرجه» در جایی که تقیّه نباشد.
2 - امر به معروف و نهی از منکر؛ یعنی واداشتن دیگران - به خصوص بستگان و دوستان و آشنایان - به انجام واجبات و هشدار و بازداشتن آنان از کارهای نامشروع و حرام.
1) الامام الصادق و المذاهب الاربعه، ج2، ص 259.
3 - دعوت و راهنمایی ناآگاهان و یادآوری به غافلان و بیخبران.
4 - اهتمام به راستگویی و گفتار پسندیده و سخنان شایسته.
5 - دفاع زبانی از حقوق امامعلیه السلام و ردّ شبهات؛ در حدیثی از امام باقرعلیه السلام آمده که فرمودند: «مَنْ اَعَانَنَا بِلِسَانِهِ عَلَی عَدُوِّنَا اَنْطَقَهُ اللَّه بِحُجَّتِهِ یَومَ مَوقِفِهِ بَینَ یَدیهِ عَزَّوَجلَّ؛(1)هرکس ما را به وسیله زبان خود بر دشمنان یاری دهد، خداوند زبان او را در آن روز که در پیشگاهش قرار گیرد به دلیل و دفاع از خودش گویا سازد».
6 - بیان مظلومیّت اهل بیتعلیهم السلام و ذکر مصائب آنان که انگیزه دفاع و مبارزه علیه ستمگران و دشمنان دین و انسانیّت را تقویت نماید.
7 - دعا و نیایش به درگاه خداوند برای زودتر شدن فَرَج و گشایش و برپایی حکومت جهانی حضرت بقیة اللَّه ارواحنا فداه
و لازم است که دوستان بااخلاص امام زمان«عجّل اللَّه فرجه» زبان خود را از هرگونه ناهنجاری و سخن ناپسند از قبیل دروغ و غیبت و ناسزا و تمسخر و بیهودهگویی حفظ کنند.
و امّا در مقام عمل و رفتار، مولای متّقیان علیعلیه السلام در نامهای که به عثمان بن حُنیف نوشتند چنین فرمودهاند: «ألا وَإِنَّ لِکُلِ مَأمُومٍ إِمَاماً یَقتَدی بِهِ وَیَسْتَضِیئُ بِنُورِ عِلمِهِ، أَلا وَإِنَّ إِمَامَکُمْ قَدْ اکَتَفَی مِنْ دُنیاهُ بِطِمرَیهِ وَمِنْ طُعْمِهِ بِقُرْصَیهِ أَلا وَإِنَّکُمْ لاتَقدِرُونَ عَلَی ذَلِکَ وَلکِنْ اَعینُونِی بِوَرَعٍ
1) بحار الانوار، ج 2، ص 135.
وَاجْتِهَادٍ وَعِفَّةٍ وَسَدادٍ فَوَاللَّهِ مَا کَنَزتُ مِنْ دُنیاکُمْ تِبراً وَلا ادّخَرتُ مِنْ غَنآئِمِهَا وَفْراً وَلا اعْدَدتُ لِبالِی ثَوبِی طِمراً؛(1)بدانید هر پیروی را امامی است که او را الگوی خویش قرار میدهد و از نور دانش او روشنی مییابد و بدانید که در حقیقت، امام شما از دنیای خویش دو جامه کهنه و از خوراکی به دو قرص نان (یکی برای روز و دیگری برای شب) بسنده نموده است. البته شما نمیتوانید اینگونه زندگی کنید ولی به وسیله پرهیزگاری و تلاش و پاکدامنی و درستکاری یاریام نمایید».
این پیام امیرمؤمنانعلیه السلام به همه دوستان و پیروان ائمه اطهارعلیهم السلام است که در مقام عمل و رفتار چهار دستور فرمودهاند:
اوّل: پرهیزگاری؛ یعنی خویشتن داری از هرگونه گناه؛ به خصوص در معاملات و به دست آوردن ثروت از طریق حلال و هزینه کردن در راه حلال.
دوّم: تلاش، یعنی جدّیت و پشتکار در انجام وظایف دینی و اهتمام به تقوا و نیکوکاری.
سوّم: عفّت و پاکدامنی و خویشتنداری از هوسها و شهوتهای مادّی.
چهارم: استواری رفتار و پایداری در پیمودن شیوه های درستکاری.
1) نهج البلاغه، فیض الاسلام، ص 966.
اللّهُمَّ اجْعَلنی مِنْ... وَالذّابینَ عَنْهُ
خداوندا مرا از مدافعان او (قرار ده)
یکی از اموری که در نصرت و یاری آن حضرت، در ادعیه و زیارات وارد شده عنوان «الذّاب» میباشد که جمع آن ذابّین است. ذَبّ به معنی دفع و جلوگیری از اموری است که مایه ناگواری است و فرق آن با دفع این است که دفع در صورتی است که چیزی واقع شده باشد و انسان آن را براند ولی ذَبّ، راندن و برطرف کردن ناگواری است که نزدیک آمده امّا هنوز واقع نشده باشد. لذا به مگس، ذباب میگویند چون هنوز مگس روی فرد ننشسته آن را از خود میرانند.(1)
ذَبّ از امام زمانعلیه السلام؛ یعنی جلوگیری نمودن و دور ساختن ناگواریها از آن حضرتعلیه السلام.
این کار از جمله لوازم ایمان است که از برادر ایمانیاش ناگواریها را برطرف سازد. حتی در غیبت برادر دینی؛ مثلاً کسی که غیبت برادر
1) مجمع البحرین، ج 2، ص 58.
دینی را میکند بر شنونده لازم است از غیبت برادر دینی جلوگیری نماید و مانع آن گردد. و ثواب آن بسیار است که پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله در این باره به یارِ باوفایش جناب ابوذر غفاری توصیه میفرماید: «یَا اَبَاذَر مَنْ کَانَ ذَبَّ عَنْ اَخیهِ المُؤمِنَ الغِیبَة کَانَ حَقاً عَلَی اللَّهِ أَنْ یُعتِقَهُ مِنَ النَّارِ؛(1)ای اباذر! هرکس از برادر دینیاش، غیبت را دور سازد حقی است بر خدا که او را از آتش دوزخ نجات دهد».
امیرمؤمنانعلیه السلام به یاران خود هنگام جنگ چنین فرمود: هرکدام از شما که هنگام برخورد با دشمن در خود جرأت و پردلی احساس کند و در یکی از برادران (هم رزم) خویش بیم و عقبنشینی مشاهده نماید، باید که به سبب برتری و دلیری که خداوند به او عطا فرموده است، دشمن را از برادر خویش براند (و دور سازد) همانگونه که از خودش دفاع مینماید؛ زیرا که اگر خدا میخواست او را هم مانند وی قرار میداد.(2)
کسی که از مؤمن عادی غیبت را دفع کند از آتش جهنم ایمن خواهد بود حال اگر کسی از امام زمانعلیه السلام غیبت را دفع کند چطور؟ زیرا که بسا از روی جهل و نادانی سخنان نادرست و باطلی راجع به آن حضرت میزنند که وظیفه شخص مؤمن آن است که سخنان باطل و ناگواری را از آن حضرت علیه السلام دور نماید.
راندن ناگواری از وجود مقدس امام زمانعلیه السلام انواع مختلف دارد:
یکی از اقسام جلوگیری و منع ناگواری از هر کسی دعا کردن است.
چنانکه از «بشّار مکاری» روایت شده که گفت: در شهر کوفه به محضر امام صادقعلیه السلام شرفیاب شدم در حالی که پیش روی آن حضرت طبقی از خرمای طبرزد بود و تناول میکرد، به من فرمود: ای بشّار! نزدیک بیا و از این خرما میل کن
من گفتم: خداوند گوارایت سازد و مرا فدای تو گرداند، بین راه حادثهای دیدم که غیرتم را تحریک نموده و دلم را به درد آورده است.
امام فرمود: تو را به حقّ من سوگند که نزدیک بیا و از این خرما تناول کن!
بشّار گوید: جلو رفتم و از آن خرما خوردم. سپس فرمود: حکایت خود را بازگوی!
عرض کردم: یکی از مأمورین را دیدم که بر سر بانویی میزد و او را به سوی زندان میبرد، آن زن با صدای بلند میگفت: به خدا و رسول او پناه میبرم! ولی هیچ کس به دادش نرسید.
امامعلیه السلام فرمود: چرا با او چنین رفتار میشد؟
گفتم: از مردم شنیدم که میگفتند: او زمین خورد و گفت: ای فاطمه! خداوند ظلم کنندگان بر تو را لعنت کند! بدین سبب او را دستگیر کردند و چنین رفتاری با او داشتند.
امامعلیه السلام از خرما خوردن دست کشید و آنقدر گریه کرد که دستمال و محاسن و سینهاش از اشکتر شد. آنگاه فرمود: ای بشّار! برخیز به مسجد سهله برویم و دعا کنیم و رهایی این بانو را از خداوند درخواست نماییم و سپس یکی از شیعیان را به مرکز حکومت فرستاد و تأکید نمود که همانجا بماند تا فرستادهاش نزد او برود تا از وضعیّت آن بانو با خبر شود.
بشّار گوید: در خدمت آن حضرت به مسجد سهله رفتیم و هر یک از ما دو رکعت نماز خواند، آنگاه امام صادقعلیه السلام دست به سوی آسمان بالا برد و دعایی خواند... .(1)
آنگاه به سجده افتاد، به طوری که فقط نفس کشیدن او را میشنیدم، سپس سر از سجده برداشت و فرمود: برخیز که خانم آزاد شد! از مسجد سهله بیرون رفتیم، بین راه آن شخص که به مرکز حکومت فرستاده شده بود به ما ملحق شد، امامعلیه السلام به او فرمود: چه خبر؟ عرضه داشت: آن خانم آزاد شد.
امامعلیه السلام فرمود: چگونه (و به چه سبب) او را آزاد کردند؟
گفت: نمیدانم ولی من آنجا ایستاده بودم که ناگهان دربانی آمد و آن خانم را فراخواند و از او پرسید: چه گفتی؟ (که تو را دستگیر کردند)
خانم پاسخ داد: به زمین افتادم و گفتم: ای فاطمهعلیها السلام! خداوند ظلم کنندگان بر تو را لعنت کند! که این گونه با من رفتار شد.
1) متن دعای امامعلیه السلام در بحار الانوار، ج 100، ص 442 آمده است.
دربان دویست درهم به آن بانو تقدیم کرد و گفت: این مبلغ را بگیر و امیر را حلال کن!
خانم پول را نپذیرفت، دربان به نزد رئیس خود رفت و گزارش داد. سپس بیرون آمد و به خانم گفت: (آزاد هستی) به منزلت برو! خانم هم به سوی منزل خود روانه شد.
امام صادقعلیه السلام فرمود: حاضر نشد دویست درهم را بپذیرد؟!
مرد گفت: آری، در حالی که به خدا سوگند به آن مبلغ نیاز داشت!
بشّار گوید: امامعلیه السلام کیسهای از جیب خود بیرون آورد که هفتصد دینار در آن بود و به من فرمود: تو این کیسه را به منزل او ببر و سلام مرا به او برسان و این هفتصد دینار را به او پرداخت کن!
راوی گوید: همگی به درِ منزل آن خانم رفتیم و سلام امام را به او ابلاغ نمودیم.
خانم پرسید: شما را به خدا! حضرت جعفر بن محمد به من سلام فرستاد؟!
من گفتم: درود خداوند بر تو باد، به خدا سوگند که حضرت جعفر بن محمّدعلیهما السلام به تو سلام فرستاد!
فریادی کشید و بیهوش بر زمین افتاد. صبر کردیم تا به هوش آمد و گفت: دوباره سخن امامعلیه السلام را تکرار کن. تا سه مرتبه پیام امامعلیه السلام را برای او تکرار کردیم، آنگاه به او گفتیم: این مبلغ را که آن حضرت برایت فرستاده بگیر و مژدهات باد!
هدیه امامعلیه السلام را گرفت و گفت: از آن حضرت بخواهید که نجات این کنیز خود را از خداوند مسألت نماید که هیچ احدی را بزرگتر از آن حضرت و از پدران و نیاکانش نمیشناسم تا به وسیله او به درگاه خداوند روی آورم.
بشّار گوید: به محضر امامعلیه السلام بازگشتیم و به بیان حکایت آن خانم پرداختیم، امامعلیه السلام گریست و برای آن زن دعا کرد.
پس من گفتم: ای کاش میدانستم فرج و گشایش آل محمدصلی الله علیه وآله را چه وقت خواهم دید؟
امام صادقعلیه السلام فرمود: ای بشّار! هرگاه ولیّ خداوند که چهارمین پشت از فرزندان من است در سختترین سرزمینها میان بدترین بندگان وفات یابد، آن هنگام به بنی فلان (بنی العباس) مصیبت سیاه تیره و تار فرا میرسد. وقتی چنین وضعی را مشاهده کنی کارها پیاپی دشوار خواهد شد.(1)
ابو ولّاد حفص بن سالم از اصحاب گرانقدر امام موسی بن جعفر روزی به محضر آن جناب شرفیاب شد، امامعلیه السلام به او فرمودند: پیام مرا به یارانت برسان و به آنان بگو: تقوای خداوند را پیشه سازید که شما در
1) بحار الانوار، ج 47، ص 379 - 381 و ج 100، ص 441 - 443.
دوران زمامداری ستمگر - یعنی منصور دوانیقی - هستید، پس زبانهایتان را حفظ کنید و جان و دین خود را نگهداری و مواظبت نمایید و آنچه را بر ما و خودتان از ناحیه او بیمناک هستید توسط دعا دفع و برطرف سازید؛ زیرا که دعا و درخواست از خداوند بلا و گرفتاری را باز میگرداند، هرچند که تقدیر شده و به مرحله قضا رسیده امّا هنوز اتفاق نیفتاده باشد.
و هرگاه خداوند خوانده شود و از او درخواست گردد بلا را به کلّی باز میگرداند، پس در دعا زاری کنید که خداوند شرّ او را دفع نماید.
ابوولّاد گوید: هنگامی که پیغام امامعلیه السلام را به یارانم رساندم، دستور آن حضرت را به کار بستند و برای دفع شرّ آن ستمگر دعا نمودند. همان سال منصور دوانیقی به سوی مکّه حرکت کرد، وقتی به بئر میمون وارد شد هنوز احرام نبسته بود که به هلاکت رسید و خداوند ما را از شرّ او راحتی بخشید.
ابوولّاد گوید: من نیز همان سال به مکّه مشرف شدم. سپس به محضر امام کاظمعلیه السلام شرفیاب شدم. به من فرمود: ای ابوولاّد! اثر و نتیجه دستور و تأکید مرا نسبت به دعا چگونه دیدید؟ هر گرفتاری که بر بنده مؤمنی فرود آید و او به دعا روی آورد به زودی آن گرفتاری برطرف میشود و هرگاه بلا و گرفتاری بر بنده مؤمنی فرو ریزد و او از دعا خودداری نماید، آن گرفتاری طولانی خواهد شد.(1)
1) بحارالانوار، ج 93، ص 298.
پس دعا برای امامعلیه السلام مؤثّر است. در دعای امام زمان «عجّل اللَّه فرجه» میخوانیم: «وَاحْفَظهُ مِنْ بَینِ یَدیهِ وَمِن خَلفِهِ وَعَنْ یَمینِهِ وَعَنْ شِمالِهِ؛(1)خداوندا! او را از پیش روی و پشت سر و از سمت راست و سمت چپ حفظ کن».
هرچند خداوند وعده داده است که امامعلیه السلام را تا هنگام ظهورش زنده بدارد ولیاین گونه نیست که ناگواری به آن حضرت نرسد، چون او هم همانند پیامبر است که در معرض بیماریها و ناگواریها قرار میگیرد و نیز هرگونه ناگواری و گرفتاری که برای شیعیان و دوستان پیش میآید، آن حضرت را آزرده و ناراحت میسازد و چه بسا به وسیله دعای شیعیان بلا از آن حضرت دفع شود. پس ما نیز باید سعی کنیم تا بوسیله دعا نمودن برای آن حضرت جزء ذابّین آن حضرت باشیم.
یکی دیگر از موارد ذبّ از امام زمانعلیه السلام صدقه دادن از طرف ایشان است تا خداوند بلاها را از ایشان دفع نماید. البته اثر صدقه برای امام زمانعلیه السلام به خود شخص هم میرسد و طوری نباشد که امام زمانعلیه السلام را شریک در صدقه قرار دهیم مثلاً بگوییم: این صدقه را برای سلامتی خود و امام زمانعلیه السلام میدهم بلکه باید برای حضرت احترام و ارزش خاصی قرار داد و آن جناب را در صدقه دادن مقدّم داشت.
1) الاحتجاج، ج2، ص 318.
روزی در محضر زعیم و مرجع گرانقدر شیعه مرحوم آیت اللَّه العظمی بروجردیقدس سره شخصی گفت: برای سلامتی آقا امام زمانعلیه السلام و حضرت آیت اللَّه بروجردی صلوات! فوری آیت اللَّه العظمی بروجردی به آن شخص اعتراض نمودند و با صدای بلند فرمودند: من کی هستم که مرا در کنار امام زمانعلیه السلام نام میبری؟!
پس اوّل به نام امام زمانعلیه السلام و نیز به نیابت از آن حضرت صدقه بدهد.(1)
یکی دیگر از راههای ذبّ از امام زمانعلیه السلام این است که عمل و رفتار ما نسبت به امام زمانعلیه السلام ناگواری نداشته باشد. در زمان قبل از انقلاب در ضریحهای مطهره زن و مرد باهم زیارت میکردند. یکی از علمای بزرگوار مشهد مقدس(2)برای معالجه چشم به تهران آمدند.
زمانی که در بیمارستان بستری بودند، یکی از تجّار تهران که با ایشان آشنایی داشتند به مشهد مشرف میشود. این عالم در خواب میبیند که امام رضاعلیه السلام بر ضریح مطهّر نشستهاند و مردم به زیارت آن حضرت نائل میشوند. ناگهان شخص تاجر که به زیارت آقا مشرف شده بود شئای از پیش روی پرتاب نمود! حضرت خیلی ناراحت شدند.
آن مرد به طرف دیگر ضریح مطهّر رفت و شئای دیگر به جانب حضرت پرتاب کرد، باز حضرت ناراحت شدند. بار سوّم آن شخص به طرف پشت سر رفت و شئای به سوی امامعلیه السلام پرتاب نمود، حضرت به پشت افتادند! آن عالم وحشت زده از خواب بیدار شد، با اینکه معالجه چشم ایشان پایان یافته بود به منظور ملاقات آن شخص تاجر در تهران ماندند؛ زیرا که سفر او ده روزه بوده است. وقتی آن شخص از سفر برگشت به او فرمود: در این سفر چه کردی؟
گفت: من کاری نکردهام به زیارت رفته بودم.
عالم گفت: تو به حضرت آزار و اذیت رساندی من خودم در خواب دیدم. آن شخص با گریه و شرمساری مجبور به اقرار شد و گفت: وقتی به حرم رفتم هنگامی که نزدیک ضریح رسیدم دیدم خانمی دستش را روی ضریح گذاشته است من هم دستم را روی دست او گذاشتم. بعد آن زن به طرف دیگر ضریح رفت من هم دنبال او رفتم و دستم را روی دست او گذاشتم. برای بار سوم به طرف دیگر ضریح رفت و من هم به دنبال او رفتم و دستم را روی دست او گذاشتم. و از او پرسیدم: اهل کجایید؟ گفت: اهل تهران! با هم رفاقت کردیم و به تهران آمدیم!(1)
گناه کردن موجب رنجاندن و اذیت امامعلیه السلام میشود. لذا باید طوری رفتار کنیم که موجب ناگواری امامعلیه السلام نباشد بلکه باید با تجدید نظر در رفتار خود ناگواریها را از امام زمانعلیه السلام دور و برطرف سازیم.
1) جامع الدّرر، 448.
ما باید تابع باشیم نه اینکه هر چه دلمان خواست عمل کنیم. حتی نسبت به عزاداری به گونهای باشیم که به ما دستور دادهاند. نه به گونه دوره جاهلیت.
در زیارت نامه حضرت اباالفضل العبّاسعلیه السلام این معنا آمده است: «الذّابُّونَ عَنْ اَحِبّائِهِ؛ دفع کننده دشمنان، از دوستان خداوند».
والمُسارعینَ إِلَیهِ فی قَضَاءِ حَوائِجِهِ
و شتابندگان به سوی آن حضرت در برآوردن نیازهایش
قضاء حوائج یعنی برآورده نمودن خواسته ها و نیازها و آرزوها. خداوند ثوابها و پاداشهای فراوان برای شخصی که نیازهای برادر مؤمنش را برآورده سازد قرار داده است. شیخ کلینیرحمه الله در کتاب شریف کافی بابی دارد به نام «باب قضاء حوائج المؤمن» که در این باب 14 حدیث آورده است و بابی دارد به نام «باب السعی فی حاجة المؤمن» که در این باب یازده حدیث ذکر فرموده است. البته احادیث دیگری نیز در بابهای دیگر در این باره آمده است.
عنوان سعی همین عنوانی است که در این دعا میخوانیم. سعی یعنی شتاب کردن. در حج، سعی بین صفا و مروه است که به معنی با سرعت حرکت کردن است. و در قرآن آمده: «وَجَآءَ مِنْ اَقصَی الْمَدِینَةِ رَجُلٌ یَسْعَی ؛(1)«و از دورترین نقطه شهر مردی شتابان آمد».
1) سوره یس، آیه 20
یعنی این مرد وقتی که پیامبران در معرض خطر بودند با شتاب حرکت میکرد تا از اینها دفاع نماید. در آیه دیگر میفرماید: «وَجَآءَ رَجُلٌ مِنْ اَقْصَی الْمَدِینَةِ یَسعَی قَالَ یَا مُوسَی إِنَّ القَوْمَ یَأتَمِرُونَ بِکَ لِیَقْتُلُوکَ»؛(1)«و مردی از دورترین نقطه شهر شتابان آمد و گفت: ای موسی! همانا این جمعیت برای کشتن تو به مشورت نشستهاند».
در حاجت مؤمن سعی و تلاش شرط است و اگر کسی در برآوردن حاجت مؤمن سعی و تلاش کند هرچند حاجت او برآورده نشود ثواب و پاداش به او تعلق خواهد گرفت. و در این زمینه احادیث بسیار است که به چند روایت بسنده میکنیم:
1 - صدقه حُلوانی میگوید: در حال طواف بودم، یکی از برادران دینی به من رسید و گفت: دو دینار قرض میخواهم.
به او گفتم: کناری بنشین، وقتی طوافم تمام شد به تو میدهم، وقتی در شوط ششم یا هفتم بودم، امام صادقعلیه السلام وارد طواف شدند. امامعلیه السلام هنگام طواف دستشان را بر شانه من گذاشتند. من به احترام امام صادقعلیه السلام طواف را ادامه دادم و بعد از اتمام طواف خارج نشدم. آن شخص چون امام را نمیشناخت به من اشاره نمود. امامعلیه السلام به من فرمود: گویا این شخص به تو اشاره میکند. من عرض کردم: آری او مقداری از من قرض میخواهد و من به او گفتم کناری بنشیند تا طواف
1) سوره قصص، آیه 20.
من تمام شود و هم اکنون طواف من تمام شده و من به احترام شما از طواف خارج نشدم. حضرت فرمودند: به سرعت برو خواستهاش را برآورده کن. من هم به طرف آن شخص رفتم و حاجت او را برآورده نمودم. بعد از دو سه روز خدمت امام صادقعلیه السلام شرفیاب شدم. آن حضرت با اشخاص گفت و گو میکردند که تا چشمشان به من افتاد سخن خود را با آنها قطع نمود و فرمودند: «لَئِنْ اَسعَی مَعَ اَخٍ لِی فِی حَاجَة حَتّی تُقضَی اَحَبُّ اِلیَّ مِنْ اَنْ اُعتِقَ اَلفَ نَسِمَة وَاَحمِلَ عَلَی اَلفِ فَرَسٍ فِی سَبیلِ اللَّه مُسرِجَة مُلجَمَة؛(1)اگر من در حاجت و خواسته مؤمنی اقدام کنم تا حاجت او برآورده شود برای من خوشتر از آن است که هزار بنده در راه خدا آزاد کنم و هزار اسب زین و لجام شده (و آماده نبرد) انفاق نمایم».
آزاد نمودن بنده در اسلام بسیار مهم است. خداوند میفرماید: «فَلَا اقْتَحَمَ العَقَبَةَ * وَمَا أَدرَاکَ مَا الْعَقَبَةُ * فَکُّ رَقَبَة * أَوْ إِطعَامٌ فی یَومٍ ذِی مَسغَبَةٍ»؛(2)«ولی او از آن گردنه مهم نگذشت و تو چه دانی که آن گردنه چیست؟ آزاد کردن بردهای یا غذا دادن در روز گرسنگی».
حال اگر هزار برده را در راه خدا آزاد کند چه ثوابی دارد؟ امام صادقعلیه السلام میفرماید: برآوردن حاجت مؤمن برای من خوشایندتر است از آزاد نمودن هزار بنده.
2 - امام صادقعلیه السلام فرمودند: «مَنْ سَعَی فی حَاجَة اَخیهِ المُسلِمِ فَاجتَهَدَ فِیها فَأجْرَی اللَّه عَلَی یَدَیهِ قَضَاءَهَا کَتَبَ اللَّه عَزَّوَجَلَّ لَهُ حِجَّة وَعُمرَة وَاعْتِکَافُ شَهْرَینِ فِی المَسْجِدِ الحَرامِ وَصیامَهُما وَاِنْ اجْتَهَدَ فِیهَا وَلَم یَجرِی اللَّه قَضَائَهَا عَلَی یَدیهِ کَتَبَ اللَّه عَزَّوَجَلَّ لَهُ حِجَّة وَعُمرَة؛(1)هر آن که در جهت برآورده شدن خواسته برادر مسلمانش تلاش کند تا خداوند آن را به دست او برآورده سازد خداوند یک حج و یک عمره و اعتکاف دو ماه در مسجد الحرام با روزه آنها را برایش بنویسد و اگر برای برآورده نمودن حاجت برادر مؤمنش تلاش نمود ولی خداوند بوسیله او حاجت آن مؤمن را برآورده نکرده، خداوند به او ثواب یک حج و یک عمره میدهد».
مثلاً اگر کسی برای ضمانت به صندوق قرض الحسنه رفت امّا گفتند: شما چون ضامن چند نفر شدهای دیگر نمیتوانی ضامن کسی بشوی! این شخص هر چند موفق نشده تا حاجت برادرش را برآورده کند ولی خداوند به او ثواب یک حج و یک عمره میدهد.
حج کردن چقدر زحمت دارد؟ ولی خداوند در مقابل یک عمل کوچک چنین ثوابی به انسان میدهد هر چند حاجت او برآورده نشود.
3 - ابو عماره میگوید: «کَانَ حَمّادُ بنِ اَبی حَنیفَة إِذا لَقِیَنی قَالَ: کَرِّرْ عَلَیَّ حَدیثَکَ فَاُحَدِّثَهُ قُلتُ: رُوِّینَا اَنَّ عَابِدَ بَنی اسْرائیلَ کَانَ إِذا بَلَغَ الغَایَة فی العِبَادَة صَارَ مَشّائاً فی حَوائِجِ النَّاسَ عانِیاً بما یُصلِحُهُمْ؛(2)حمّاد بن ابی حنیفه
هرگاه مرا میدید از من میخواست که حدیثم را برای او تکرار کنم و من آن حدیث را میخواندم که: برای ما روایت شده که بالاترین درجه عبادت برای عابدان بنی اسرائیل این بود که در کارهای مردم کمک میکردند و در راه سامان دادن به کارهای آنان (مردم) خود را به زحمت میانداختند».
4 - در حدیث دیگر آمده است: «مُعَمّرِ بنِ خَلّاد عَن اَبی الحَسَنِعلیه السلام یَقُولُ: اِنَّ للَّهِ عِباداً فِی الأرَضِ یَسعَوْنَ فِی حَوائِجِ النَّاسِ هُمُ الامِنُونَ یَومَ القِیَامَة وَمَن اَدْخَلَ عَلَی مُؤمِنٍ سُرُوراً فَرَّحَ اللَّه قَلْبَهُ یَومَ القِیَامَة؛(1)امام موسی بن جعفرعلیه السلام فرمود: خداوند در زمین بندگانی دارد که در برآوردن حاجت مردم کوشش مینمایند، آنها کسانی هستند که در روز قیامت ایمن خواهند بود و هر کس مؤمنی را شاد نماید خداوند روز قیامت قلبش را شاد خواهد نمود».
حال که تلاش نمودن در قضاء حاجت یک مؤمن چنین ثوابی دارد، برآوردن حاجت رئیس المؤمنین آقا امام زمانعلیه السلام چه ثوابی خواهد داشت؟
حاجت امام زمان«عجّل اللَّه فرجه» چیست؟ مقداری از حاجتهای امام زمانعلیه السلام در دعاهای مخصوص به آن حضرت بیان گردیده است. چون که دعاهایی که هر کسی دارد بیان خواستههای اوست. چرا که
1) الکافی، ج 2، ص 197.
خداوند دوست دارد انسانها حاجتهایشان را به پروردگارشان عرضه بدارند. خداوند به حضرت موسیعلیه السلام خطاب نمود که هر نیازی داری از من بخواه، حتی علوفه گوسفند و نمک غذای خود را از من بخواه.(1)لذا از دعاها میتوان فهمید که حاجت امام زمانعلیه السلام چیست.
یک قسمت از حوائج، مخصوص به زمان ظهور است، قسمتی دیگر از حوائج مربوط به زمان غیبت است و مقداری نیز به زمان ظهور یا غیبت اختصاص ندارد و همیشه خواسته شده است.
از جمله دعای حضرت است که: «اللَّهُمَّ ارْزُقنَا تَوفیقَ الطَّاعَة وَبُعْدَ المَعصِیَة وَصِدقَ النِّیَة و عِرْفَانَ الحُرْمَة وَاَکرِمنَا بِالهُدَی وَالاستِقَامَة... ».(2)اینها حوائج امام زمانعلیه السلام است. آیا فقط خواندن این دعاها کافی است یا باید در تحقق آن خواسته ها سعی و تلاش نمود؟!
امام عصرعلیه السلام برای ما توفیق طاعت و فرمانبرداری از دستورهای الهی و دوری از گناه و نافرمانی و نیّت صادقانه و پایداری در مسیر هدایت و راستگویی و درستکاری و ... را میخواهد، سعی کنیم آنگونه باشیم که خواسته و آرزوی اوست.
یا دعای ماه مبارک رمضان: «اللّهُمَّ أَدخِلْ عَلی اَهلِ القُبُورِ السُّرُورِ... البته تحقق نهایی آن در زمان ظهور است اما حال که در زمان غیبت هستیم نسبت به گرفتاری مسلمانان باید بیاعتنایی نمود؟
یاری کردن مسلمانان در واقع سرعت گرفتن به قضاء حاجت امام زمان «عجّل اللَّه فرجه» است.
از همه مهمتر سعی و تلاش در امر دولت کریمه آن حضرتعلیه السلام است که در دعای افتتاح حضرت خواستههایش را اینگونه بیان میکند: «اللَّهُمَّ اِنَّا نَرغَبُ اِلَیکَ فِی دَولَة کَریمة تُعِزُّ بِهَا الإسلامَ وَاَهلَهُ وَتُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَاَهلَهُ وَتَجعَلُنَا فِیهَا مِنَ الدُّعَاة اِلی طَاعَتِکَ وَالقَادَة اِلی سَبیلِکَ وَتَرزُقُنَا بِهَا کَرامَة الدُّنیَا وَالاخِرَة؛(1)خداوندا! در حقیقت، ما مشتاق دولت کریمهای هستیم که به وسیله آن اسلام و اهل اسلام را به عزّت و سربلندی رسانی و نفاق و منافقان را خوار و زبون سازی و در آن دولت گرامی ما را از جمله دعوتگران به سوی فرمانبریت و راهبران به مسیر هدایتت قرار دهی و بدین وسیله کرامت دنیا و آخرت را به ما روزی فرمایی».
لذا مهمترین کار برای برآوردن حاجت آن حضرتعلیه السلام فراهم کردن مقدمات ظهور آن سرور است. عملی که میتواند مقدمات ظهور را فراهم کند تقوا و ترک محرمات و انجام واجبات و مستحبات و نیز خواندن زیارت عاشورا و گریه کردن برای امام حسینعلیه السلام است که یکی از حوائج امام زمانعلیه السلام خونخواهی برای جدّ غریبش حسینعلیه السلام
و ما در زیارت عاشورا میخواهیم که جزء کسانی باشیم که به
1) مفاتیح الجنان، دعای افتتاح.
خونخواهی سیّد الشهدا برخیزیم. «أَنْ یَرزُقَنِی طَلَبَ ثَارِکُم مَعَ اِمَامٍ هُدًی ظَاهِرٍ نَاطِقٍِ بِالحَقٍ مِنکُم».
امیدواریم خداوند ما را در شمار سرعت گیرندگان در قضاء حوائج امام زمانعلیه السلام قرار بدهد.
در عصر حضور ائمه اطهارعلیهم السلام افرادی بودند که اهتمام زیادی داشتند که حوائج امامعلیه السلام را برآورده سازند.
شخصی از اهالی شهر ری چنین نقل کرده که مبلغ سنگینی به عنوان مالیّات بدهکار بودم که اگر آن را میپرداختم فقیر و مستمند میشدم، و از دستگاه حکومت بیمناک بودم که مبادا زندانی شوم یا آسیبی به من رسد. بالاخره تصمیم گرفتم که به سفر حج بروم و به خدا پناه ببرم و از امام زمانم حضرت موسیبن جعفرعلیهما السلام چارهجویی کنم.
هنگامی که به محضر آن حضرت شرفیاب شدم و جریان را به عرض رسانیدم. امامعلیه السلام به فرماندار چنین نوشتند: «بِسمِ اللَّه الرَّحمنِ الرَّحیمِ اِعلَم اِنَّ للَّهِ تَحتَ عَرشِهِ ظِلّاً لایَسکُنُهُ إِلّا مَن أسدَی اِلی أَخیهِ مَعرٌوفاً أَو نَفَّسَ عَنهُ کُربَة أَو أَدخَلَ عَلی قَلبِهِ سُرُوراً وَهذا أَخُوکَ وَالسَّلامِ؛ بدان که در حقیقت خداوند زیر عرش خویش سایبان رحمتی دارد که در آن جای نمیگیرد مگر کسی که به برادر خود نیکی نماید یا غم و اندوهی از او بردارد یا بر دل او سرور و خرسندی وارد سازد و این برادر توست و السلام!».
این شخص به شهر خود بازگشت و به در خانه فرماندار رفت. به فرماندار خبر دادند که شخصی پیامی از طرف امام موسی بن جعفرعلیه السلام برای تو آورده است. سراسیمه به استقبال آن شخص آمد و او را با احترام به داخل خانه برد، نامه را از او گرفت، بوسید و خواند. سپس ابتدا هرچه داشت به طور مساوی با او تقسیم کرد، آنگاه گفت: دفتر مالیّات را بیاورید، هنگامی که دفتر را آوردند تمام مالیّات را از آن شخص برداشت و نوشتهای به او داد که هیچ گونه مالیّات برعهده او نیست.
آن شخص گوید: به منظور جبران محبتهای فرماندار تصمیم گرفتم سفر دیگری به حج بروم تا در موسم برایش دعا کنم. وقتی به خدمت آقا موسی بن جعفرعلیه السلام شرفیاب شدم و جریان را نقل کردم، آن حضرت فرمود: به خدا قسم این سرور و خوشحالی را بر ما وارد ساخت و امیرمؤمنانعلیه السلام را خوشحال کرد، به خدا سوگند جدّم رسول خداصلی الله علیه وآله را خرسند نمود و البته خداوند را مسرور ساخت.(1)
این شخص از افرادی است که جزء مسارعین در قضاء حاجت امامعلیه السلام است. ما نیز باید چنین باشیم، دست افتادگان را بگیریم. اگر جوانی به خاطر مشکلاتی به گناه مبتلاست، دست او را بگیریم و ... .
و نیت کنیم که به جهت امام زمانعلیه السلام این کار را انجام دهیم.
و طوری نباشد که به وسیله سستی نسبت به قضاء حاجت امامعلیه السلام
1) بحار الانوار، ج 74، ص 313.
موجبات خسران خود و دیگران را ببار آوریم. تاریخ بهترین عبرت است، چرا که اگر بعد از رحلت نبی اکرمصلی الله علیه وآله علیعلیه السلام را یاری مینمودند، نه خود به آن فلاکت میافتادند و نه ما اینگونه در سختی قرار داشتیم. بعد از ایشان نیز همین طور، اگر به یاری امام حسنعلیه السلام میشتافتند، این همه خون ناحق ریخته نمیشد، دین به مخاطره نمیافتاد، این همه حدیث جعل نمیشد. معاویه بر سرنوشت اسلام و مسلمین دست نمییافت و این همه کجروی را بنیان نمینهاد. در جریان کربلا همین طور بود، وقتی امام حسینعلیه السلام از مدینه حرکت نمودند چند نفر با امامعلیه السلام بودند؟ از مکه حرکت نمودند چند نفر با ایشان حرکت نمودند؟ در بین راه چند نفر به ایشان ملحق شدند؟
در شب عاشورا هم عدّهای از حضرت جدا شدند. تا اینکه هفتاد و دو نفر باقی ماندند،(1)بنابر روایتی هم از امام باقرعلیه السلام هشتاد و چند نفر باقی ماندند، بنابر قول دیگر که بالاترین قول است صد وچهل نفر ماندند. خوب بقیه مردم کجا بودند؟ شیعههای دنیا همین افراد بودند؟ پس بقیه چه شدند؟
هجده هزار نفر فقط با حضرت مسلم بیعت کردند. هفده هزار نفر آنها به کنار، هزار نفر دیگر کجا بودند وقتی که امامعلیه السلام استغاثه مینمود؟
1) حیاة الامام حسین بن علیعلیهم السلام، ج 3، ص 125.
الآن هم هرچه دوران غیبت طولانیتر شود گرفتاری شیعهها نیز بیشتر میشود. آیا انتظار داریم عصر غیبت باشد و وضع شیعه بهتر شود؟ باید توجه داشته باشیم که یکی از شباهتهای امام زمانعلیه السلام به حضرت یوسفعلیه السلام این است که: «واَمَّا مِنْ یُوسُفَ فَالسِّجنِ وَالغیبَه؛(1)امام زمانعلیه السلام در زندان غیبت است». اگر پدر شخصی در زندان باشد، آن شخص چه حالی دارد؟ اگر یک روز پدر من و شما در زندان باشد چه حالی داریم؟ بیش از هزار و صد سال است که امام زمانعلیه السلام در زندان غیبت بسر میبرد! ما اگر یک وقتی یادمان بیفتد میگوییم: ان شاء اللَّه امام زمانعلیه السلام ظهور کند. آن طور که باید شیعه تشنه امام زمان خود باشد، نیستیم. گاهی اوقات هم بعضیها در مورد حضرتعلیه السلام در ورطه (مهلکه) افراط و تفریط میافتند، بعضیها فکر میکنند که امام زمانعلیه السلام که ظهور میکند از دم همه را میکشد، اموال را مصادره میکند، و ...، و در مقابل بعضیها میگویند: شمشیر سمبل قدرت امام زمانعلیه السلام است.امامعلیه السلام هرگز کشتاری ندارد و ...! هر دو تفکر باطل و غلط است. چرا که در مورد تفکر اوّل روایاتی داریم که تصریح مینمایند که امام زمانعلیه السلام شبیهترین افراد به پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است. و صفت بارز پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله صبر و عطوفت و گذشت نسبت به گناهکاران است. و در زیارت آل یس میخوانیم: «و الغوث و الّرحمه الواسعه...» .(2)و در مقابلِ تفکّر
دوم نیز روایاتی وجود دارد که آن حضرتعلیه السلام جنگ های متعدد خواهد داشت از جمله اینکه آن حضرت ذرّیه قاتلان اباعبداللَّهعلیه السلام را خواهد کشت، زیرا که آنها به کردار پدران خود راضی و خرسند هستند و همان روش را دنبال میکنند.(1)لذا سستیهایی که در تاریخ نسبت به ائمه اطهارعلیهم السلام بوده ما را عقب انداخته است.
1) علل الشّرایع، ج 1، ص 229.
اللّهُمَّ اجْعَلنِی مِنْ.... وَالمُمْتَثلِینَ لِاَوَامِرِهِ
خداوندا! مرا از کسانی قرار بده که اوامر او را
امتثال میکنند و انجام میدهند.
یکی از وظایف اصلی ما فرمانبری از امر امام زمانعلیه السلام است زیرا که ما مصلحت خود را نمیدانیم و باید تسلیم دستور خداوند باشیم که حجّت خدا برای ما بیان مینماید.
عالم پارسا مرحوم شیخ زین العابدین سلماسی (متوفای 1266 ه.ق) چنین حکایت کرده است: میرزای قمی (از علمای برجسته شیعه) به منظور زیارت ائمه عراق و حجّ بیت اللَّه الحرام به نجف اشرف رفته بود، یک روز برای دیدار مرحوم علّامه بحرالعلوم به مجلس درس ایشان حاضر شد. وقتی کسانی که برای استفاده از سیّد بحرالعلوم حاضر شده بودند - که تعدادشان از صد نفر بیشتر بود - پراکنده شدند و فقط من و سه نفر از خواصّ او که در برترین درجه درستکاری و پرهیزگاری و اجتهاد قرار داشتند، ماندیم. میرزای قمی به
سیّد بحرالعلوم خطاب کرد و گفت: شما که هم فرزند جسمانی این ذوات مقدسه هم فرزند روحانی آنها هستید و به قرب ظاهری و باطنی نایل آمدهاید. از کراماتی که از ایشان به شما رسیده است برای ما بیان نمایید. علامه بحر العلوم بدون تأمل فرمود: من شب گذشته [- یا دو شب قبل - تردید از راوی است برای انجام نافله شب به مسجد کوفه رفته بودم و تصمیم داشتم اوّل صبح به نجف بازگردم که جلسه مباحثه و مذاکره تعطیل نشود [و سالیانی بود که برنامه سیّد همین بود] وقتی از مسجد بیرون آمدم شوق رفتن به مسجد سهله در دلم افتاد ولی خیال و فکر خود را از آن منصرف کردم زیرا بیم آن داشتم که پیش از صبح به نجف نرسم و مباحثه آن روز تعطیل شود. امّا شوق مسجد سهله پیوسته در دلم فزونتر میگشت و دلم میل به رفتن بدانجا داشت.
در این اثناء که مردّد بودم بادی وزید و غباری برخاست و مرا از راه به آن طرف متمایل ساخت و حرکت داد. طولی نکشید که مرا بر در مسجد سهله انداخت! داخل مسجد شدم، دیدم از زوّار و عبّاد خالی است، جز شخص جلیلی که مشغول مناجات با خداوند بود و کلماتی میگفت که دلم را دگرگون و چشمم را گریان میساخت، از شنیدن آن کلمات که هرگز به گوشم نخورده و در کتابی ندیده بودم حال من متغیر و دلم از جا کنده شد و زانوهایم مرتعش و اشکم جاری گردید، آنها غیر از دعاهای مأثوره بود که به دست ما رسیده است و دانستم که مناجات
کننده، آن کلمات را انشاء میکند نه آنکه از محفوظات خودش بخواند. پس در جای خود ایستاده و به آن کلمات گوش دادم و لذّت میبردم تا آنکه از مناجات، فارغ شد و التفاتی به من کرد و به زبان فارسی به من فرمود: مهدی بیا! پس چند گامی پیش رفتم و ایستادم. باز امر فرمود که پیش روم. منهم اندکی رفتم و توقّف نمودم. باز امر فرمود که پیش بروم و فرمود: «انّ الادب فی الامتثال؛البته ادب در فرمانبرداری است». من پیش رفتم تا آنجا که دست آن جناب به من و دست من به آن جناب میرسید و تکلّم فرمود به کلمهای.
مرحوم سلماسی میگوید: کلام سیّد که به اینجا رسید یک دفعه از این رشته سخن دست کشید و اعراض نمود و شروع کرد به جواب دادن از سؤالی که محقّق قمی قبل از این از سیّد کرده بود که چرا با آن علمیّت کامل و وسعت اطّلاع، تصانیف ایشان کم است. میرزای قمی (باز مطلب را عوض کرد و) از آن کلام خفی سؤال نمود. سیّد بحر العلوم با دست اشاره کرد که نه، این سرّی است ناگفتنی.(1)
لذا خود پیامبرصلی الله علیه وآله همان کاری را انجام میدهد که خداوند فرموده است بدون چیزی کم و زیاد. خداوند میفرماید: «وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنا بَعْضَ الْأَقَاوِیلِ * لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْیَمِینِ * ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنهُ الْوَتِینَ»؛(2)«اگر یک حرف از خود بخواهد بگوید و به ما نسبت دهد رگ گردنش را
میزنیم». این تهدید برای دیگران است وگرنه پیامبرصلی الله علیه وآله که معصوم است و تا معصوم نباشد خداوند او را به عنوان پیامبر انتخاب نمیکند.
مبادا نسبت به دستورهای پیشوایان دین از خودمان اظهار نظر کنیم و آنها را تغییر دهیم. در دعاهای مأثوره از ائمهعلیهم السلام چیزی کم و زیاد نکنیم.
عبداللَّه بن سنان - یکی از محدّثان بزرگ - به محضر امام صادقعلیه السلام شرفیاب شد. ضمن بیان سختیها و شبهههای دوران غیبت امام زمانعلیه السلام فرمودند: از آن شبهه نجات نمییابد مگر کسی که دعای غریق را بخواند. عرضه داشت: یابن رسول اللَّه دعای غریق چگونه است؟ حضرتعلیه السلام فرمود: «یَا اللَّهُ یَا رَحمنُ یَا رَحیمُ یَا مُقَلِّبَ القُلُوبِ ثَبِّتْ قَلبِی عَلَی دِینِکَ».
راوی دعا را چنین خواند: «یَا اللَّه یَا رَحمنُ یَا رَحیمُ یَا مُقَلِّبَ القُلُوبِ وَالاَبصَارِ ثَبِّتْ قَلبی عَلَی دَینِکَ».
امام صادقعلیه السلام فرمودند: خداوند مقلب القلوب و الابصار است امّا آنگونه که من میگویم بگو.(1)
لذا تشخیص ما در احکام دین و فروعات صحیح نیست چون ما مصالح را نمیدانیم. پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم فرمود: نماز مستحبی را نمیشود به جماعت خواند ولی عمر گفت: بیایید نماز را به جماعت بخوانیم و بعد گفت: بدعه و نعم البدعة! یعنی: بدعت است اما خوب بدعتی است!
1) کمال الدین، ج 2، ص 351.
ما که شیعه هستیم باید مواظب باشیم همانگونه که گفتهاند عمل کنیم و جزء کسانی نباشیم که خدای ناکرده عملی را سر خود انجام دهیم.
در اینجا به بیان سه فرمان امام زمانعلیه السلام که در زمان غیبت صغری صادر شده است، میپردازیم.
یکی از اوامر امام زمانعلیه السلام که در توقیع شریف از آن حضرت صادر شده است مربوط به تمام اعمال ماست. ایشان میفرماید: «وَامَّا الحَوادِثُ الوَاقِعَة فَارجِعُوا فِیهَا إلَی رُواة أَحادِیثِنا فَإِنَّهُمْ حُجَّتی عَلیکُمْ وَأَنَا حُجَّة اللَّهِ؛(1)در رویدادهایی که واقع میشود در حکم آن به کسانی که راویان احادیث ما هستند (یعنی مجتهد هستند) مراجعه نمایید»
البته فقط در احکام فرعی، چون در اصول دین و فروعات، تقلید جایز نیست.
دیگر از اوامر آن حضرت در پایان این توقیع میفرماید: «واکثروا الدعآء بتعجیل الفرج؛(2)برای فرج من زیاد دعا نمایید». یعنی هر روز، هرشب، بعد از هر نماز، قبل از هر نماز، در مجالس عزاداری، در حج در عمره و ... .
و این توفیقی است که نصیب بعضی از افراد میشود وگرنه اکثر مردم غافلند و دنبال دنیا و مادّیات هستند و تمام فکر و ذهنشان را دنیا پرکرده است.
همچنین از اوامر آن حضرتعلیه السلام نسبت به خواندن زیارت آل یاسین است. آن حضرتعلیه السلام در ابتدا میفرماید: «لاَمرِهِ تَعقِلُونَ وَلا مِنْ اَولِیائِهِ تَقبَلُونَ؛ نه امر او (خداوند) را در مییابید و نه از اولیای او میپذیرید»، هرگاه خواستید به وسیله ما به سوی خداوند توجّه کنید و به ما روی آورید، پس همان گونه که خداوند متعال فرموده است بگویید: سلام علی آل یس... .
اللّهُمَّ اجْعَلنِی مِنْ....وَالمُحَامِینَ عَنْهُ
خداوندا مرا از....و از هواداران او (قرار ده)
محامی: حمایت کننده از روی شوق و عنایت و پشتیبان و هوادار و نگهبان را گویند و جمع آن محامین است.
امروزه در کشورهای عربی وکیل دادگستری را محامی نامند؛ زیرا که از حقوق موکّل خود حمایت کرده و از منافع وی دفاع مینماید و به طور کلّی پشتیبان او شناخته میشود.
و نیز پاسدار و محافظ شخصیّتها را، حمایه میخوانند که نگهبانی و مراقبت دارد تا مبادا صدمه و آسیبی به آن شخصیّت برسد.
فرق بین حمایت و حفاظت آن است که حمایت در جایی است که مراقبت محصور نباشد و آفتها و آسیبهای احتمالی نامحدود باشد، مانند: زمین و شهر که گویند: «هو یحیی الارض و البلد؛ او شهر و زمین را نگهبانی میکند».
امّا حفاظت در موردی است که میتوان آن را محدود و محصور ساخت که گویند: فلانی از پول و کالای خویش محافظت میکند و نمیگویند: فلانی زمین و یا شهر را محافظت مینماید، مگر کسی که عامی باشد و کلمات را در جای خود به کار نبرد.(1)
حمایت و نگهبانی از دین و پشتیبانی از اولیای دین از مهمترین وظایف ایمان است که به حکم عقل و شرع ثابت میباشد.
عقاید و احکام و سنّتهای دینی به سبب حمایت و هواداری و نگهبانی و مراقبت مؤمنان با اخلاص پایدار است و شرارت باطل جویان و کجروان و شبههانگیزی بداندیشان و نابخردان همواره با تلاش حامیان و هواداران دین دفع گردیده است.
تمامی پیامبران به حمایت از دین برخاستهاند و همه امامان محامی و نگهبان دین بودهاند و در این راه رنجها و سختیهای فراوان کشیدهاند. در زیارت جامعه کبیره آمده است: «وَالذّادَةِ الحُماةِ ؛ (سلام بر شما...) مدافان حمایتگر...».
پشتیبانی از امام عصر «عجّل اللَّه فرجه» در حقیقت طرفداری از حقپرستی و هواداری از عدل و داد و نگهبانی از فضیلت و نیکاندیشی و حمایت از درستکاری و پاسداری از حریم تقوا و پرهیزگاری است و جانبداری از حقوق خدا و رسول و ائمه اطهارعلیهم السلام و اهتمام به حقوق مستضعفین و مظلومین است.
1) معجم الفروق اللغویه، ص 201.
خداوند متعال در قرآن کریم حامیان دین و مدافعان اولیای دین را ستوده است. از جمله راجع به مؤمن آل یاسین فرماید: «وَجَآءَ مِنْ أَقْصی المَدِینَةِ رَجُلٌ یَسْعَی قَالَ یَا قَوْمِ اتَّبِعُوا المُرْسَلِینَ...»؛(1)«از دورترین نقطه شهر (راد) مردی با ایمان در حالی که شتاب میکرد آمد و گفت: ای قوم من! از فرستادگان (خداوند) پیروی نمائید از کسانی پیروی کنید که از شما مزدی نمیخواهند و خود هدایت یافتهاند و چه دلیلی دارد که من کسی که مرا پدید آورده است را پرستش نکنم! و حال آنکه به سوی او باز گردانده میشوید؟ آیا به جز او معبودانی برگیرم که هرگاه خداوند رحمان بخواهد زیانی به من رساند شفاعت آنها هیچ سودی برایم نخواهد داشت و مرا (از گرفتاری) نجات نخواهند داد؟! اگر چنین کنم در گمراهی آشکاری خواهم بود، من به حقیقت به پروردگارتان ایمان آوردم پس سخنان (و راهنماییهای) مرا شنوید...».
و درباره مؤمن آل فرعون فرماید: «وَقالَ رَجُلٌ مُّؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَکْتُمُ إِیمانَهُ... .»؛(2)«و مردی مؤمن از آل فرعون که ایمان خویش را پنهان میداشت چنین گفت: آیا مردی را بدین سبب میکشید که میگوید: پروردگار من (اللَّه) است! و حال آنکه دلایل روشنی از سوی پروردگارتان برایتان آورده است؟! پس اگر دروغگو باشد دروغش دامنگیر خودش میشود و اگر راستگو باشد (دست کم) قسمتی از عذابهایی را که وعده
میدهد به شما خواهد رسید. خداوند کسی که اسرافکار و دروغگو است را هدایت نمیکند».
مهمترین حامی و پشتیبان پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله در برابر مشرکان جناب ابوطالب علیه السلام عموی گرامی آن حضرت بوده است.
فرزندان برومند ابو طالبعلیه السلام نیز شیوه پدر را پیش گرفتند و تمام عمر به حمایت و دفاع از حریم دین و هواداری از پیامبرصلی الله علیه وآله پرداختند، به خصوص مولای متّقیان علیعلیه السلام که فداکاریهای آن حضرت غیر قابل انکار است.
از حمایتهای مهم و افتخار آمیز در تاریخ اسلام حمایت و پشتیبانی حضرت ابوالفضل العبّاسعلیه السلام از امام زمان و برادر بزرگوار خویش حضرت ابی عبداللَّه الحسینعلیه السلام است.
آنچنان حمایت کرد که دستهایش از بدن جدا شد و تیر بسیار بر پیکرش وارد آمد. هنگامی که دست راستش را جدا کردند چنین فرمود:
واللَّه إن قطعتموا یمینی
إنّی احامی أبداً عن دینی
وعن امام صادق الیقینِ
نجل النّبیّ الصادق الأمین(1)
به خدا سوگند که اگر دست راستم را قطع کردید من تا آخرین نفس از دینم حمایت میکنم.
1) مهیّج الاحزان، ص 402.
از امامی پشتیبانی دارم که راست یقین است، آن فرزند پیامبر راستین امانتدار میباشد.
و در زیارت آن حضرت آمده است: «فَنِعمَ الصَّابِرُ المجَاهِدُ المحامِی النّاصِر وَالاَخِ الدّافِع عَن اَخیهِ؛(1)پس چه نیکو صبر کننده جهادگر، پشتیبان یاور و برادری که از برادر خود کاملاً دفاع نمود».
ما هم خطاب به مولای عزیزمان حضرت بقیة اللَّه «عجّل اللَّه فرجه» عرضه میداریم: «بأبی أنت وأمّی ونفسی لک الوقآء والحمی؛(2)پدر و مادرم به فدایت و جانم بلا گردان و حمایت کننده تو باد!»
وَالسّابِقینَ اِلی اِرادَتِه
از پشتازان به سوی خواسته او (قرار ده)
اراده بزرگ و خواسته مهمّ حضرت ولیّ عصر «عجّل اللَّه فرجه» برقراری حکومت عدل و داد و زدودن و ریشه کن ساختن ظلم و فساد است که خداوند متعال آن حضرت را برای انجام این برنامه سنگین برگزیده و ذخیره نموده است.
هر آنکه در اجرای این برنامه سبقت گیرد و زودتر از دیگران با آن حضرت همراهی کند بیشک نزد خداوند پاداش بیشتری خواهد داشت.
همان طور که سابقین صحابه پیامبرصلی الله علیه وآله نسبت به سایرین ممتاز بودهاند و نزد خداوند منزلت و مقام بلندتر و پاداش فزونتری دارند، به طور کلّی پیشتازان به کارهای نیک و اجرای دستورهای الهی مرتبهای والاتر دارند و نزد خداوند مقرّبترند. چنانکه می فرماید: «والسَّابِقُونَ
السَّابِقُونَ * أُولئِکَ المُقَرَّبُونَ»؛(1)«پشتازان پیشگام، آنانند که مقرّبانند»
نیز فرماید: «والسَّابِقُونَ الاَوَّلُونَ مِنَ المُهَاجِرینَ وَالاَنْصَارِ وَالَّذینَ اتَّبَعُوهُمْ بِاِحْسِانٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ...».(2)
«و پیشتازان نخستین از مهاجرین و انصار و کسانی که به نیکی از آنان پیروی نمودند، خداوند از آنان خشنود گشت و آنان از خداوند خشنودند و بوستانهایی از بهشت برای ایشان فراهم ساخته است که نهرها از زیر درختانش جاری میباشد، جاودانه در آن خواهند ماند و این است پیروزی بزرگ!»
همچنین خداوند متعال مؤمنان را به سبقت جستن در کارهای نیک و صفات پسندیده تشویق و ترغیب فرموده است: «سَابِقُوا إِلَی مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ... .»؛(3)«سبقت جویید ( و به پیش تازید) برای رسیدن به آمرزشی از پروردگارتان... ».
«فاسْتَبِقُوا الْخَیْرَاتِ»؛(4)«پس به نیکیها (بر یکدیگر) سبقت جویید».
و دعای مؤمنان را برای پیشگامان به ایمان که حاکی از کردار پسندیده ایشان است بازگو فرموده است: «یَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلاِخْوَانِنَا الَّذینَ سَبَقُونا بِالْإِیمَانِ»؛(5)«میگویند: پروردگارا! ما و برادرانمان را که در ایمان بر ما سبقت داشتهاند بیامرز».
گفتنی است که: مقام اوّل سابقین به امیرمؤمنان علیعلیه السلام اختصاص دارد که آن حضرت نخستین کسی است که از دل و جان به نبوّت و رسالت پیامبرصلی الله علیه وآله گروید و گواهی داد و با خلوص نیّت به دفاع از حریم آن جناب پرداخت.
و همانگونه که پیشکسوتان و سبقت جویان به ایمان و اعتقاد به پیامبرصلی الله علیه وآله و یاران نخستین آن حضرت مقامی برتر و درجهای بلندتر کسب کردهاند، همچنین سابقین در اجابت دعوت امام عصرعلیه السلام و پیشگامان در اجرای خواسته آن حضرت، مرتبه بیشتر به دست میآورند و نزد خداوند قرب و منزلت فزونتری دارند.
بنابراین باید سعی کنیم که در تقوا و درستکاری و عبادت سبقت گیریم و در عمل به احکام قرآن و تحصیل معارف و حقایق آن و اهتمام به دعا برای تعجیل فَرَج - که مهمترین خواسته های امامعلیه السلام است - پیش قدم باشیم.
مولای متّقیان علیعلیه السلام در وصیّتنامه خود چنین فرمود: «واللَّه اللَّه فی القرآن لایسبقکم بالعمل به غیرکم؛(1)از خداوند پروا کنید، از خدا بترسید در باره قرآن، مبادا دیگران با عمل به آن بر شما پیشی بگیرند».
مبادا افراد غیر مسلمان با عمل به احکام قرآن و پیشه ساختن آیین مسلمانی در زندگانی خویش موفقتر از ما شوند و ما از آنان عقبتر باشیم.
1) نهج البلاغه فیض الاسلام، ص 978.
خدا نکند که راستگویی و امانتداری از میان ما رخت بربندد ولی بیگانگان به آن پایبند باشند و چنین پندارند که در آیین اسلام کاستی هست و بر پیروان اسلام خرده گیری کنند، غافل از اینکه:
اسلام به ذات خود ندارد عیبی
هر عیب که هست در مسلمانی ماست
در پایان این بخش نظر خوانندگان عزیز را به یک حدیث شریف در رابطه با عبادت در عصر غیبت جلب میکنم:
عمّار ساباطی گوید که به امام صادقعلیه السلام عرضه داشتم: کدام یک بهتر است؛ عبادت پنهانی با امام غایب از شما در دولت باطل یا عبادت در دوران ظهور حق و دولت آن با امام آشکار از شما؟
فرمود: ای عمّار! به خدا که صدقه در سرّ (پنهان) از صدقه آشکارا بهتر است، همین طور به خدا قسم عبادت شما در پنهانی با امام پنهانتان در زمان دولت باطل و با ترس از دشمنتان و یا صلح با او، بهتر است از کسی که خدای - عزّوجلّ - را در زمان ظهور حق با امام بر حق ظاهر در دولت حق عبادت نماید و عبادت توأم با ترس در دولت باطل همچون عبادت و امنیّت در دولت حق نیست.
بدانید که هر کس از شما در این زمان نماز واجب خود را در وقتش به جماعت و به طور کامل بجای آورد و از دشمنش کتمان نماید. خداوند ثواب پنجاه نماز واجب به جماعت گزارده شده را برای او بنویسد و هر
یک از شما که در این زمان نماز واجبش را فُرادی و در وقت خود به طور کامل و درست ادا نماید، خداوند - عزّوجلّ - ثواب بیست و پنج نماز واجب فُرادی برای وی بنویسد و هرکدام از شما که یک نافله را در وقتش به طور کامل بجای آورد، خداوند برایش ثواب ده نماز نافله بنویسد و هر کس از شما کار نیکی انجام دهد خدای - عزّوجلّ - چند برابر خواهد ساخت، به شرط اینکه حسن عمل داشته باشد و نسبت به دین و امام و جان خود تقیّه را به کار بندد و زبانش را حفظ کند، همانا خدای - عزّوجلّ - کریم است.
عرضه داشتم: فدایت شوم به خدای قسم مرا بر عمل تشویق فرمودی و برانگیختی ولی دوست دارم بدانم چگونه است که ما اعمالمان از اعمال اصحاب امامی که ظاهر باشد در دولت حق بهتر است و حال آنکه همه یک دین داریم؟ فرمود: شما در گرویدن به دین خدای - عزّوجلّ - و به نماز و روزه و حج و به هر کار نیکی و دانشی و به عبادت خدای- عزّ ذکره - پنهانی از ترس دشمنتان از آنان پیشی گرفتهاید. با امام پنهان شده خود و مطیع او هستید و مانند او صبر میکنید و به انتظار دولت حق به سر میبرید در حالی که بر امامتان و بر جانتان از زمامداران ستمگر میترسید. حقّ امامتان و حقوق خودتان را در دست ستمگران میبینید که از دست شما گرفته و به کشت دنیا و کسب معاش وادارتان نمودهاند. با وجود صبر شما نسبت به دین و عبادتتان و اطاعت امامتان و ترس از دشمنتان. پس به این خاطر است که خداوند - عزّوجلّ - ثواب اعمالتان را چند برابر قرار داده است که گوارایتان باد.
عرض کردم: قربانت گردم، بنابراین (به نظر شما) آرزو نکنیم اینکه از اصحاب قائم باشیم و حق آشکار گردد، با اینحال که ما امروز در زمان امامت و با اطاعت شما ثواب اعمالمان بهتر از اصحاب حق و عدل میباشد؟
فرمود: سبحان اللَّه آیا دوست نمیدارید که خداوند تبارک و تعالی حق و عدل را در بلاد ظاهر کند و خداوند وحدت کلمه پدید آورد، خداوند بین دلهای مختلف و پراکنده اُلفت دهد
و خدای - عزّوجلّ - در زمینش معصیت نشود و حدودش در خلقش اجرا گردد و خداوند حق را به اهلش بازگرداند؟ پس حق آشکار شود تا هیچ قسمتی از حق از ترس احدی از خلق مخفی نماند، به خدا قسم ای عمّار هیچ کس از شما در این حال که شما دارید نمیرد مگر اینکه نزد خداوند از بسیاری از شهدای بدر و احد بهتر باشد پس شما را مژده باد.(1)
1) اصول کافی، ج 1، ص 333.
والمُستَشْهَدِینَ بَینَ یَدِیهِ
(مرا) از شهید شدگان در پیشگاه او (قرار ده)
درخواست و آرزوی مرگ و نیز خودکشی به هرگونه که باشد از نظر اسلام بسیار ناپسند و نامشروع است و آیات و احادیث بر آن دلالت دارد از جمله روایت شده که: رسول خداصلی الله علیه وآله به عیادت بیماری رفتند که حالش سخت بود و بر اثر آن تمنّای مرگ نمود، رسول خداصلی الله علیه وآله به او فرمود: تمنّای مرگ مکن؛ زیرا که اگر نیکوکار بودهای، نیکوکاریت را (در آینده) افزایش میدهی و چنانچه بدکردار بودهای تأخیر افتادن مرگ تو مایه آمرزش و جبران گذشتهات خواهد شد، پس تمنّای مرگ مکنید.(1)
و در خبر است که شخصی به امام صادقعلیه السلام عرضه داشت: از زندگی دنیا خسته و ملول شدهام، آیا میتوانم از خداوند درخواست مرگ کنم؟ امام صادقعلیه السلام فرمود: تمنّای زندگی داشته باش تا اطاعت کنی نه اینکه
1) بحارالانوار، ج 6، ص 128.
معصیت نمایی؛ زیرا که اگر زندگی کنی و طاعت خدای را به جای آوری بهتر از آن است که بمیری و بر اثر آن نه معصیت کنی و نه طاعتی انجام دهی.(1)
روایت شده که حضرت امام موسی کاظمعلیه السلام صدای مردی را شنیدند که آرزوی مرگ میکرد. به او فرمودند: آیا بین تو و خداوند نسبتی هست تا به خاطر آن از تو حمایت نماید؟!
مرد گفت: خیر! امامعلیه السلام فرمود: بنابراین تو آرزوی هلاکت ابدی را داری.(2)
امّا درخواست و آرزوی شهادت از نشانههای کمال ایمان و یقین و شیوه مؤمنان راستین است؛ زیرا که آرزوی شهادت حاکی از شوق لقاء اللَّه و میزان معرفت و حسن عمل است.(3)
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمودند: هر آن که از روی صدق طلب شهادت کند، آن منزلت به او عطاء میشود هر چند که به شهادت نرسد.(4)
در دعای امام سجّادعلیه السلام است: «وَنَصیرَ بِهِ فِی نَظْمِ الشُّهَداءِ بِسُیُوفِ اَعدَائِهِ؛(5)«(و سپاس خدای را... چنان سپاسی که...) و به سبب آن در رشته شهید شدگان به شمشیر دشمنانش درآییم».
و هم در خصوص چندین نفر از صحابه پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله - و پیش از همه امیرالمؤمنینعلیه السلام - در روایاتی وارد شده که شوق شهادت را اظهار
مینمودند و از خداوند تمنّا و از پیامبرصلی الله علیه وآله تقاضا میکردند که برای رستگاری ایشان به مقام والای شهادت دعا کند.
و در وصف یاران حضرت قائم «عجّل اللَّه فرجه» روایت آمده که از خداوند درخواست شهادت میکنند و آرزو دارند که در راه خدا کشته شوند.(1)
با این حال جای شگفتی است که یکی از نویسندگان غربی شهادت طلبی را شبیه انتحار پنداشته است و از سوی دیگر به اسلام نسبت داده که هر کار نیکی که در راه خدا انجام شود (واجبات اخلاقی) همانند شهادت است.(2)
در صورتی که در کلمات علما تصریح شده که ثواب شهادت به آنان عطا میشود نه اینکه عمل آنها هیچ فرقی با شهادت نداشته باشد.
البته این شبهه یا مشابه آن از قدیم نیز به ذهن برخی از افراد میرسیده و علما به این شبهه ها پاسخ دادهاند.
از جمله سیّد رضی فرموده است: مؤمنان نمیخواستند کافران آنها را بکشند بلکه آرزو میکردند که در راه خدا و در مسیر جهاد بمیرند تا به رضوان الهی نزدیکتر باشند و به ثواب کاملتر او رستگار شوند نه فعل کافرین را که ناپسند و گناه بوده است؛ زیرا که مؤمن را نشاید که آرزوی کفر نماید یا آن را درخواست کند یا به انجام آن از سوی دیگری راضی و خشنود باشد.(3)
خلاصه اینکه: مؤمنان نمیخواهند و راضی نیستند کار ناپسند و گناه نابخشودنی (کشتن مؤمن) به دست کافران اجرا شود، تا این توهّم پیش آید که مؤمن خود به کشته شدنش اقدام یا کمک کرده و کار او شبیه خودکشی باشد بلکه درخواست شهادت فقط مربوط به سعادت و رستگاری خود آنان است، به همین جهت از میدان جنگ از نبرد سخت با دشمن و استقامت در دفاع از حریم دین و جان و مال خود و سایر مؤمنین فروگذار نمیکنند و کوتاهی ندارند و اگر هدف آنان تنها کشته شدن به دست کفّار بود هیچ مقاومتی نمیکرد.
شهادت طلبی نمیبایست شخص را به سبکسری و بیباکی برانگیزد و به خودسری و شتابزدگی وادارد.
چنانکه امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمودند: بر زمین استوار بمانید و در تحمّل سختیها استقامت کنید و دستها و شمشیرهایتان را به خواستههای زبانی خود حرکت ندهید و به آنچه خداوند شتاب در آن را برشما لازم ننموده است شتاب مکنید که هر یک از شما در حالی که حق پروردگار و حق رسول و اهل بیت او را شناخته باشد بر بستر خود بمیرد شهید مرده است و پاداش او بر خداوند است و سزاوار پاداش کار نیکی است که در نیّت داشته و همان نیّت جایگزین شمشیر کشیدنش خواهد بود. هرچیزی مدّت و سررسیدی دارد.(1)
1) نهج البلاغه، خطبه 188، دایرة المعارف تشیع، ج 10، ص 104 - 105.
البته گفتنیها درباره شیوههای یاری امام زمان «عجّل اللَّه فرجه» بسیار است که به همین مقدار بسنده میکنم. امید آنکه این کمترین خدمت مورد قبول درگاه خداوند و پسند مولایم حضرت بقیه اللَّه «عجّل اللَّه فرجه» بوده باشد، و مایه تذکّر مؤمنان و ترغیب و انگیزش بیشتر متنظران گردد.
با تشکر و تقدیر از همه عزیزانی که در انجام این اثر به هرگونه مرا یاری نمودند.
اوّل رجب الاصب / 1427
سیّد مهدی حائری قزوینی واصلی
1 - قرآن کریم/چهار رنگ - گلاسه رحلی خط نیریزی / الهی قمشهای
2 - قرآن کریم/نیمجیبی (کیفی) خط عثمان طه / الهی قمشهای
3 - قرآن کریم/وزیری (بدون ترجمه) خط عثمان طه
4 - قرآن کریم/وزیری (ترجمه زیر، ترجمه مقابل) خط عثمان طه / الهی قمشهای
5 - قرآن کریم/(وزیری، جیبی، نیمجیبی) خط نیریزی / الهی قمشهای
6 - کلیات مفاتیح الجنان/عربی انتشارات مسجد مقدّس جمکران
7 - کلیات مفاتیح الجنان/(وزیری، جیبی، نیمجیبی) خط افشاری / الهی قمشهای
8 - منتخب مفاتیح الجنان/ (جیبی، نیمجیبی) خط افشاری / الهی قمشهای
9 - منتخب مفاتیح الجنان/ جیبی، نیمجیبی) خط خاتمی / الهی قمشهای
10 - نهج البلاغه/(وزیری، جیبی) سید رضیرحمه الله/محمد دشتی
11 - صحیفه سجادیه ویرایش حسین وزیری/الهی قمشهای
12 - ادعیه و زیارات امام زمانعلیه السلام واحد پژوهش مسجد مقدّس جمکران
13 - آئینه اسرار حسین کریمی قمی
14 - آثار گناه در زندگی و راه جبران علی اکبر صمدی
15 - آخرین پناه محمود ترحمی
16 - آخرین خورشید پیدا واحد تحقیقات
17 - آشنایی با چهارده معصوم (1و2)/شعر و رنگآمیزی سیّد حمید رضا موسوی
18 - آقا شیخ مرتضی زاهد محمد حسن سیف اللهی
19 - آیین انتظار (مختصر مکیال المکارم) واحد پژوهش
20 - ارتباط با خدا واحد تحقیقات
21 - از زلال ولایت واحد تحقیقات
22 - اسلامشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
23 - امامت، غیبت، ظهور واحد پژوهش
24 - امامت و غیبت از دیدگاه علم کلام علم الهدی / واحد تحقیقات
25 - امامت و ولایت در امالی شیخ صدوق سیّد محمّد حسین کمالی
26 - امام رضا، امام مهدی و حضرت معصومهعلیهم السلام(روسی) آلمات آبسالیکوف
27 - امام رضاعلیه السلام در رزمگاه ادیان سهراب علوی
28 - امامشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
29 - انتظار بهار و باران واحد تحقیقات
30 - انتظار و انسان معاصر عزیز اللَّه حیدری
31 - اهّمیت اذان و اقامه محمد محمدی اشتهاردی
32 - با اولین امام در آخرین پیام حسین ایرانی
33 - بامداد بشریت محمد جواد مروّجی طبسی
34 - بهتر از بهار/کودک شمسی (فاطمه) وفائی
35 - پرچمدار نینوا محمد محمدی اشتهاردی
36 - پرچم هدایت محمد رضا اکبری
37 - پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و تروریسیم و خشنونتطلبی علی اصغر رضوانی
38 - پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و جهاد و بردهداری علی اصغر رضوانی
39 - پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و حقوق اقلیتها و ارتداد علی اصغر رضوانی
40 - پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و حقوق زن علی اصغر رضوانی
41 - پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و صلحطلبی علی اصغر رضوانی
42 - تاریخ امیر المؤمنینعلیه السلام / دو جلد شیخ عباس صفایی حائری
43 - تاریخ پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله/دو جلد شیخ عباس صفایی حائری
44 - تاریخچه مسجد مقدس جمکران/(فارسی، عربی، اردو، انگلیسی) واحد تحقیقات
45 - تاریخ سید الشهداءعلیه السلام شیخ عباس صفایی حائری
46 - تجلیگاه صاحب الزمانعلیه السلام سید جعفر میرعظیمی
47 - تشرفیافتگان (چهار دفتر) میرزا حسین طبرسی نوری
48 - جلوههای پنهانی امام عصرعلیه السلام حسین علیپور
49 - چهارده گفتار ارتباط معنوی با حضرت مهدیعلیه السلام حسین گنجی
50 - چهل حدیث /امام مهدیعلیه السلام در کلام امام علیعلیه السلام سید صادق سیدنژاد
51 - چهل حدیث برگزیده از پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله احمد سعیدی
52 - حضرت مهدیعلیه السلام فروغ تابان ولایت محمد محمدی اشتهاردی
53 - حکمتهای جاوید محمد حسین فهیمنیا
54 - ختم سورههای یس و واقعه واحد پژوهش
55 - خزائن الاشعار (مجموعه اشعار) عباس حسینی جوهری
56 - خورشید غایب (مختصر نجم الثاقب) رضا استادی
57 - خوشههای طلایی (مجموعه اشعار) محمد علی مجاهدی (پروانه)
58 - دار السلام شیخ محمود عراقی میثمی
59 - داستانهایی از امام زمانعلیه السلام حسن ارشاد
60 - داغ شقایق (مجموعه اشعار) علی مهدوی
61 - در انتظار منجی (روسی) آلمات آبسالیکوف
62 - در جستجوی نور صافی، سبحانی، کورانی
63 - در کربلا چه گذشت؟ (ترجمه نفس المهموم) شیخ عباس قمی / کمرهای
64 - دفاع از حریم امامت و ولایت(مختصر شبهای پیشاور) کریم شنی
65 - دلشده در حسرت دیدار دوست زهرا قزلقاشی
66 - دین و آزادی محمّد حسین فهیمنیا
67 - رجعت یا حیات دوباره احمد علی طاهری ورسی
68 - رسول ترک محمد حسن سیف اللهی
69 - روزنههایی از عالم غیب سید محسن خرّازی
70 - زیارت ناحیه مقدّسه واحد تحقیقات
71 - سحاب رحمت عباس اسماعیلی یزدی
72 - سخنرانی مراجع در مسجد جمکران واحد پژوهش مسجد مقدّس جمکران
73 - سرود سرخ انار الهه بهشتی
74 - سقّا خود تشنه دیدار طهورا حیدری
75 - سلفیگری (وهابیت) و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
76 - سیاحت غرب آقا نجفی قوچانی
77 - سیمای امام مهدیعلیه السلام در شعر عربی دکتر عبد اللهی
78 - سیمای جهان در عصر امام زمانعلیه السلام(دوجلدی) محمّد امینی گلستانی
79 - سیمای مهدی موعودعلیه السلام در آئینه شعر فارسی محمد علی مجاهدی (پروانه)
80 - شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه) محمّد حسین نائیجی
81 - شمس وراء السحاب/ عربی السیّد جمال محمّد صالح
82 - صبح فرا میرسد مؤسسه فرهنگی تربیتی توحید
83 - ظهور حضرت مهدیعلیه السلام سید اسد اللَّه هاشمی شهیدی
84 - عاشورا تجلّی دوستی و دشمنی سید خلیل حسینی
85 - عریضهنویسی سید صادق سیدنژاد
86 - عطر سیب حامد حجّتی
87 - عقد الدرر فی أخبار المنتظرعلیه السلام/عربی المقدس الشافعی
88 - علیعلیه السلام مروارید ولایت واحد تحقیقات
89 - علیعلیه السلام و پایان تاریخ سید مجید فلسفیان
90 - غدیرخم (روسی، آذری لاتین) علی اصغر رضوانی
91 - غدیرشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
92 - فتنه وهابیت علی اصغر رضوانی
93 - فدک ذوالفقار فاطمهعلیها السلام سید محمد واحدی
94 - فرهنگ اخلاق عباس اسماعیلی یزدی
95 - فرهنگ تربیت عباس اسماعیلی یزدی
96 - فرهنگ درمان طبیعی بیماریها(پخش) حسن صدری
97 - فوز اکبر محمد باقر فقیه ایمانی
98 - فریادرس حسن محمودی
99 - قصههای تربیتی محمّد رضا اکبری
100 - کرامات المهدیعلیه السلام واحد تحقیقات
101 - کرامتهای حضرت مهدیعلیه السلام واحد تحقیقات
102 - کمال الدین وتمام النعمة (دو جلد) شیخ صدوقرحمه الله/منصور پهلوان
103 - کهکشان راه نیلی (مجموعه اشعار) حسن بیاتانی
104 - گردی از رهگذر دوست (مجموعه اشعار) علی اصغر یونسیان (ملتجی)
105 - گفتمان مهدویت آیت اللَّه صافی گلپایگانی
106 - گنجینه نور و برکت، ختم صلوات مرحوم حسینی اردکانی
107 - مام فضیلتها عباس اسماعیلی یزدی
108 - مشکاة الانوار علّامه مجلسیرحمه الله
109 - مفرد مذکر غائب علی مؤذنی
110 - مکیال المکارم (دو جلد) موسوی اصفهانی/ حائری قزوینی
111 - منازل الآخرة، زندگی پس از مرگ شیخ عباس قمیرحمه الله
112 - منجی موعود از منظر نهج البلاغه حسین ایرانی
113 - منشور نینوا مجید حیدریفر
114 - موعودشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
115 - مهدیعلیه السلام تجسّم امید و نجات عزیز اللَّه حیدری
116 - مهدی منتظرعلیه السلام در اندیشه اسلامی العمیدی / محبوب القلوب
117 - مهدی موعودعلیه السلام، ترجمه جلد 13 بحار - دو جلد علّامه مجلسیرحمه الله/ارومیهای
118 - مهربانتر از مادر / نوجوان حسن محمودی
119 - مهر بیکران محمد حسن شاهآبادی
120 - میثاق منتظران (شرح زیارت آل یس) سید مهدی حائری قزوینی
121 - ناپیدا ولی با ما / (فارسی ،ترکی استانبولی، انگلیسی، بنگالا) واحد تحقیقات
122 - نجم الثاقب میرزا حسین نوریرحمه الله
123 - نجم الثاقب(دوجلدی) میرزا حسین نوریرحمه الله
124 - ندای ولایت بنیاد غدیر
125 - نشانههای ظهور او محمد خادمی شیرازی
126 - نشانههای یار و چکامه انتظار مهدی علیزاده
127 - نگاهی به مسیحیت و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
128 - نماز شب واحد پژوهش مسجد مقدّس جمکران
129 - نهج الکرامه گفتهها و نوشتههای امام حسینعلیه السلام محمّد رضا اکبری
130 - و آن که دیرتر آمد الهه بهشتی
131 - واقعه عاشورا و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
132 - وظایف منتظران واحد تحقیقات
133 - ویژگیهای حضرت زینبعلیها السلام سید نور الدین جزائری
134 - هدیه احمدیه/(جیبی، نیمجیبی) میرزا احمد آشتیانیرحمه الله
135 - همراه با مهدی منتظر مهدی فتلاوی/بیژن کرمی
136 - یاد مهدیعلیه السلام محمد خادمی شیرازی
137 - یار غائب از نظر(مجموعه اشعار) محمد حجّتی
138 - ینابیع الحکمة/عربی - پنج جلد عباس اسماعیلی یزدی
جهت تهیه و خرید کتابهای فوق، میتوانید با نشانی:
قم - صندوق پستی 617 ، انتشارات مسجد مقدّس جمکران مکاتبه و یا با شماره تلفن های 7253700 ، 7253340 - 0251 تماس حاصل نمایید.
کتابهای درخواستی بدون هزینه پستی برای شما ارسال میگردد.
سایر نمایندگیهای فروش:
تهران: 66939083 ، 66928687 - 021
یزد: 6246489، 2-6280671 - 0351
فریدونکار: 14 - 5664212 - 0122