ghaemiyeh.com
سرشناسه : سعیدی، احمد، ۱۳۴۶ -
عنوان و نام پدیدآور : نشانههایی از مهدیعلیهالسلام: پاسخ امامان به سوالات شیعیان پیرامون امام زمان علیهالسلام / احمد سعیدی.
مشخصات نشر : قم: مسجد مقدس جمکران ۱۳۸۷.
مشخصات ظاهری : ۱۶۷ص.
شابک : ۱۵۰۰۰ ریال : 978-964-973-117-9
وضعیت فهرست نویسی : برون سپاری.
یادداشت : چاپ اول: ۱۳۸۶.
یادداشت : چاپ دوم.
یادداشت : عنوان دیگر: نشانههایی از مهدیعلیهالسلام.
یادداشت : کتابنامه بهصورت زیرنویس.
عنوان دیگر : نشانههایی از مهدیعلیهالسلام.
موضوع : محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم ۲۵۵ق -
موضوع : محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم، ۲۵۵ق. -- پرسشها و پاسخها
موضوع : محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم، ۲۵۵ق. -- جنبههای قرآنی
رده بندی کنگره : BP۵۱/۳۵/س۷ن۵ ۱۳۸۷
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۹۵۹
شماره کتابشناسی ملی : ۱۲۳۶
نشانههایی از مهدیعلیهالسلام: پاسخ امامان به سوالات شیعیان پیرامون امام زمان علیهالسلام
احمد سعیدی.
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
الحمد للَّه ربّ العالمین و صلّی اللَّه علی سیدنا محمّد و آله الطیبین الطاهرین و لعنة اللَّه علی اعدائهم اجمعین الی یوم الدین.
آخرین پیامبر الهی در اولین جلسه ابلاغ رسالت در حضور اقوام و عشیره خود که به دستور خداوند متعال برگزار گردید، در کنار اصلهای اساسی دین اسلام؛ یعنی توحید و نبوت، مسئله امامت و جانشینی خود را نیز مطرح فرمود. بنابراین سه اصل اساسی توحید و نبوت وامامت، از همان روز اوّل ابلاغ رسالت در کنار یکدیگر مطرح شد.
پیامبر خداصلی الله علیه وآله در آن جلسه فرمود هر کدام از شما که زودتر به خدا و من ایمان بیاورد او وصی و خلیفه و جانشین من خواهد بود. تنها کسی که در آن جمع حدود چهل نفری اعلام آمادگی کرد، امیر المؤمنین علیعلیه السلام بود. پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله سه بار سخن خود را تکرار کرد؛ ولی کسی جز امام علیعلیه السلام درخواست آن حضرت را اجابت نکرد؛ لذا فرمود: همه بدانید که این علی وصی و خلیفه من
بر شماست. اتفاقاً برخی از حاضران با تمسخر به ابوطالب گفتند از این به بعد باید از پسرت اطاعت کنی.
به هر حال مسئله خلافت پیامبرصلی الله علیه وآله از همان ابتدای بعثت و تبلیغ رسالت، در کنار توحید و نبوت و دوشادوش هم مطرح بود؛ اگر چه بعداً پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله، تعداد و اسامی و خصوصیات جانشینان و امامان را نیز بیان فرمودند که دوازده نفرند و به احادیث 12 خلیفه در بین روایات شیعه و سنّی معروف است.
بیان این مطالب مسلمانان را به پرس و جو واداشت؛ چنان که در روایات فراوانی میبینیم؛ چه از شیعه و چه از اهل سنّت، همواره از پیامبر و امامانعلیهم السلام در این مورد سؤال کردهاند که نام او چیست؟ فرزند کیست؟ چه موقع متولد میشود؟ آیا غایب خواهد شد؟ چه موقع ظهور خواهد کرد؟ و از این قبیل سؤالات که حضرات معصومینعلیهم السلام نیز با توجّه به شرایط آن زمان جواب میدادند.
پیرامون امام زمانعلیه السلام در موضوعات مختلف، سؤالات و شبهات فراوانی مطرح شده و جواب آن نیز داده شده و کتابهای متعدّدی نیز در این زمینه (خصوصاً توسط انتشارات مسجد مقدّس جمکران) چاپ شده است؛ لکن آنچه ما در این کتاب دنبال نمودهایم، فقط سؤالاتی است که اصحاب پیامبر و امامانعلیهم السلام از آن حضرات پرسیدهاند و ایشان نیز جواب دادهاند، توفیق شد تا برخی از این سؤال و جوابها را که به صورت حدیث و روایت در کتب روایی شیعه و سنّی ثبت شده را جمع آوری و جهت مشتاقان امام زمانعلیه السلام که کمتر به
کتب مرجع روایی دسترسی دارند در اختیار آنان قرار دهیم. امید است مورد قبول حضرت ولی عصرعلیه السلام و پسند منتظران آن حضرت قرار گیرد.
و اینک در ایام فاطمیه که در مسجد مقدس جمکران نشستهام، یاد حضرت امام خمینیرحمه الله و شهدای گرانقدر انقلاب و جنگ؛ خصوصاً همرزمان شهیدم: عبداللَّه ذوالفقاری، شیخ ابوالقاسم صفّاری، مهدی صفّار، منصور مرادی، بشیر باقری، محسن متولی، مصیب رفعتی و جواد خدامی را گرامی داشته، برای سرافرازی نظام اسلامی ایران و سلامتی مقام معظّم رهبری حضرت آیت اللَّه العظمی خامنهای «حفظ اللَّه» دعا میکنیم.
در پایان از مدیریت محترم انتشارات مسجد مقدّس جمکران، حجّت الاسلام والمسلمین حسین احمدی قمی «دام عزّه» که زمینه چاپ این اثر را فراهم نمودند و نیز از همکاری برادران واحد پژوهش؛ به خصوص برادر گرامی جناب آقای رضا دیلمی تشکر و قدردانی میشود.
تابستان 1386
شهر مقدّس قم
احمد سعیدی
آیات متعددی در قرآن کریم است که به وجود مقدّس امام زمانعلیه السلام و غیبت و قیام ایشان اشاره نموده که با تبیین پیامبر و امامانعلیهم السلام و سؤالات متعدد اصحاب و شیعیان از ایشان برای ما روشن میشود. در این قسمت چند مورد از آن آیات را که شیعیان سؤال کردهاند، با جواب امامانعلیهم السلام میآوریم.
یحیی بن ابوالقاسم میگوید: در مورد تفسیر آیات شریفه «الم * ذلِکَ الْکِتابُ لَا رَیبَ فِیهِ هُدًی لِّلْمُتَّقِینَ * الَّذِینَ یؤْمِنُونَ بِالْغَیبِ...»(1)از امام صادقعلیه السلام سؤال کردم، آن حضرت فرمود:
«الْمُتَّقُونَ شِیعَةُ عَلِیعلیه السلام وَ أَمَّا الْغَیبُ فَهُوَ الْحُجَّةُ الْغَائِبُ وَشَاهِدُ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَی وَیقُولُونَ لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَیهِ آیةٌ مِنْ رَبِّهِ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَیبُ للَّهِِ
1) 1. سوره بقره، آیه 1 و 2. «الم، آن کتاب با عظمتی است که شک در آن راه ندارد؛ و مایه هدایت پرهیزکاران است. {پرهیزکاران} کسانی هستند که به غیب [آنچه از حس پوشیده و پنهان است] ایمان میآورند».
فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِینَ»؛(1)
«مراد از متقون، شیعیان امیرالمؤمنینعلیه السلام هستند و منظور از غیب همان امام غایب است و شاهد این ادّعا سخن خداست که میفرماید: بگو: غیب (و معجزات) تنها برای خدا (و به فرمان او) است! شما در انتظار باشید، من هم با شما در انتظارم! (شما در انتظار معجزات بهانهجویانه باشید، و من هم در انتظار مجازات شما!»
سؤال بعدی در مورد آیه شریفه «فَإِذَا نُقِرَ فِی النّاقُورِ»(2)است که این سؤال طبق نقل مفضّل، از امام صادقعلیه السلام پرسیده شده است که منظور از این آیه چیست؟ و ناقور یعنی چه که در آن دمیده میشود؟ آن حضرت فرمودند:
«إِنَّ مِنَّا إِمَاماً مُسْتَتِراً فَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ إِظْهَارَ أَمْرِهِ نَکَتَ فِی قَلْبِهِ نُکْتَةً فَظَهَرَ فَقَامَ بِأَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ»؛(3)
«همانا از ماست امامی که مخفی خواهد بود، پس هرگاه خداوند برای ظهورش اراده بفرماید در دلش خواهد انداخت، پس ظهور خواهد کرد و به امر خداوند متعال قیام مینماید».
ابوبصیر که از اصحاب خاص امام باقر و امام صادقعلیهما السلام میباشد، میگوید: از امام صادقعلیه السلام پرسیدم: آیه شریفه «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَی وَدِینِ الْحَقِّ لِیظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ»(1)به چه معناست؟
فرمود: به خدا قسم که هنوز تأویل این آیه نیامده است.
گفتم: پس چه موقع خواهد بود؟ آن حضرت جواب دادند:
«حَتَّی یقُومَ الْقَائِمُ إِنْ شَاءَ اللَّهُ، فَإِذَا خَرَجَ الْقَائِمُ لَمْ یبْقَ کَافِرٌ وَلَا مُشْرِکٌ إِلَّا کَرِهَ خُرُوجَهُ، حَتَّی لَوْ کَانَ کَافِرٌ أَوْ مُشْرِکٌ فِی بَطْنِ صَخْرَةٍ لَقَالَتِ الصَّخْرَةُ: یا مُؤْمِنُ! فِی بَطْنِی کَافِرٌ أَوْ مُشْرِکٌ فَاقْتُلْهُ. قَالَ: فَینَحِّیهِ اللَّهُ، فَیقْتُلُهُ»؛(2)
«آنگاه که قائم قیام کند، ان شاء اللَّه، پس هرگاه قائم ظهور کند هیچ کافر و مشرکی نخواهد بود جز اینکه از ظهور آن حضرت ناراحت است؛ لذا اگر یک شخص کافر یا مشرکی حتی در زیر صخره سنگی هم باشد، آن صخره ندا میکند: ای مؤمن! در زیر من مشرک و کافر است، بیا و او را بکش.
پس خداوند او را بیرون میآورد و به قتل میرساند».
سؤالی دیگر از ابوبصیر که از امام صادقعلیه السلام پرسیده است و آن هم در مورد آیه شریفه «سَنُرِیهِمْ آیاتِنا فِی الْأَفاقِ وَفِی أَنفُسِهِمْ حَتَّی یتَبَینَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ...»(1)که امام صادقعلیه السلام جواب فرمودند:
«یرِیهِمْ فِی أَنْفُسِهِمُ الْمَسْخَ وَیرِیهِمْ فِی الآْفَاقِ انْتِقَاضَ الآْفَاقِ عَلَیهِمْ فَیرَوْنَ قُدْرَة اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ فِی أَنْفُسِهِمْ وَفِی الآْفَاقِ.
قُلْتُ لَهُ: حَتَّی یتَبَینَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ؟
قَالَ: خُرُوجُ الْقَائِمِ هُوَ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ یرَاهُ الْخَلْقُ لَا بُدَّ مِنْهُ»؛(2)
«خداوند مسخ شدن را در دل آنان مینمایاند و در آفاق نیز تغییر قانون طبیعت را خواهند دید. پس قدرت خدا را میبینند، هم در دل خودشان وهم در آفاق.
عرض کردم: معنای «حتی یتبین لهم انّه الحق» چیست؟
فرمود: ظهور و قیام قائم حقّ از جانب خداست و این برای مردم روشن خواهد شد و آن را خواهند دید».
همه جهان و جهانیان مخلوق خدایند، پس باید به دین خدا که دین اسلام است داخل شوند(1)امّا آنان که زیر بار حقّ نمیروند و به شرک و کفر خود ادامه میدهند، نباید بر روی زمین زندگی کنند، لذا قرآن میفرماید باید با همه آنان بجنگید؛ امّا این جنگ چه موقع خواهد بود و چه موقع باید همه مشرکان را کشت؟ این را از امام پرسیدهاند. جریان آن را امام صادقعلیه السلام نقل میفرماید که شخصی از پدرم امام باقرعلیه السلام در مورد آیه «وَقاتِلُوا الْمُشْرِکِینَ کَآفَّةً کَما یقاتِلُونَکُمْ کَآفَّةً...»(2)سؤال نمود، پدرم فرمود:
«لَمْ یجِئْ تَأْوِیلُ هَذِهِ الآیةِ وَلَوْ قَدْ قَامَ قَائِمُنَا سَیری مَنْ یدْرِکُهُ مَا یکُونُ مِنْ تَأْوِیلِ هَذِهِ الآیةِ وَلَیبْلُغَنَّ دَینُ مُحَمَّدٍصلی الله علیه وآله مَا بَلَغَ اللَّیلُ حَتَّی لَا یکُونَ شِرْکٌ عَلَی ظَهْرِ الْأَرْضِ کَمَا قَالَ اللَّهُ»؛(3)
«هنوز زمان تأویل و مصداق این آیه فرا نرسیده است؛ آنگاه که قائم ما قیام کند، هر کسی که او را درک کند، حتماً تأویل این آیه را خواهد دید و دین پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله به همه جا گسترش پیدا خواهد کرد و روی زمین کسی نخواهد ماند که مشرک به خدا باشد چنانکه خداوند فرمود».
محمّد بن مسلم از امام باقرعلیه السلام در مورد آیه شریفه «وَالَّیلِ إِذَا یغْشَی * وَالنَّهارِ إِذَا تَجَلَّی (1)پرسید، آن حضرت فرمود:
«اللَّیلُ فِی هَذَا الْمَوْضِعِ الثَّانِی غَشَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَعلیه السلام فِی دَوْلَتِهِ الَّتِی جَرَتْ لَهُ عَلَیهِ وَأُمِرَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَعلیه السلام أَنْ یصْبِرَ فِی دَوْلَتِهِمْ حَتَّی تَنْقَضِی.
قَالَ: وَالنَّهارِ إِذا تَجَلَّی؟
قَالَ: النَّهَارُ هُوَ الْقَائِمُ مِنَّا أَهْلَ الْبَیتِعلیه السلام إِذَا قَامَ غَلَبَ دَوْلَةَ الْبَاطِلِ وَالْقُرْآنُ ضَرَبَ فِیهِ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَخَاطَبَ نَبِیهُصلی الله علیه وآله بِهِ وَنَحْنُ [نَعْلَمُهُ] فَلَیسَ یعْلَمُهُ غَیرُنَا»؛(2)
«منظور از لیل در این مورد دوم امیرالمؤمنینعلیه السلام است که در دولت ظالمان بر او گذشت که نور او خاموش گشت و آن حضرت مأمور شد که صبر کند تا زمانش بگذرد.
سؤال کرد: والنّهار اذا تجلّی یعنی چه؟
فرمود: نهار همان قائم از ما اهل بیت است، آنگاه که قیام کند، بر دولت باطل غالب میشود.
خداوند در قرآن برای مردم ضرب المثل آورد و پیامبرش را و ما را به آن خطاب فرموده و غیر از ما کسی آن را نمیداند».
فضالة بن ایوب میگوید: از امام رضاعلیه السلام سؤال شد: منظور از این آیه شریفه چیست؟
«قُلْ أَرَءَیتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مآؤُکُمْ غَوْراً فَمَن یأْتِیکُم بِمآءٍ مَعِینٍ»؛(1)
«بگو: به من خبر دهید اگر آبهای (سرزمین) شما در زمین فرو رود، چه کسی میتواند آب جاری و گوارا در دسترس شما قرار دهد؟!»
حضرت فرمود:
«مَاؤُکُمْ أَبْوَابُکُمُ (اَی) الْأَئِمَّةُ وَالْأَئِمَّةُ أَبْوَابُ اللَّهِ فَمَنْ یأْتِیکُمْ بِمَاءٍ مَعِینٍ یعْنِی یأْتِیکُمْ بِعِلْمِ الْإِمَامِ»؛(2)
«منظور از آب شما، ابواب شمایند؛ یعنی امامان شما که ایشان همانا ابواب خدا هستند و غیر از آنان کسی نمیتواند علم ایشان را برای شما بیاورد».
همین مطلب را علی بن جعفر برادر امام موسی کاظمعلیه السلام نیز از آن حضرت پرسیده که آن جناب فرمودند:
«إِذَا فَقَدْتُمْ إِمَامَکُمْ فَلَمْ تَرَوْهُ فَمَا ذَا تَصْنَعُونَ»؛(3)
«آنگاه که امام خود را از دست دادید و او را ندیدید، پس چه خواهید کرد؟»
محمّد بن سلیمان میگوید: پدرم در مورد آیه شریفه «هَلْ أَتَاکَ حَدِیثُ الْغاشِیةِ»(1)از امام صادقعلیه السلام پرسید، آن حضرت جواب دادند:
«یغْشَاهُمُ الْقَائِمُ بِالسَّیفِ.
قَالَ: قُلْتُ: وُجُوهٌ یوْمَئِذٍ خاشِعَةٌ؟
قَالَ: یقُولُ: خَاضِعَةٌ لَا تُطِیقُ الِامْتِنَاعَ.
قَالَ: قُلْتُ: عامِلَةٌ؟
قَالَ: عَمِلَتْ بِغَیرِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ.
قُلْتُ: ناصِبَةٌ؟
قَالَ: نَصْبُ غَیرِ وُلَاةِ الْأَمْرِ.
قَالَ قُلْتُ: تَصْلی ناراً حامِیةً؟
قَالَ: تَصْلَی نَارَ الْحَرْبِ فِی الدُّنْیا عَلَی عَهْدِ الْقَائِمِ وَفِی الآْخِرَةِ نَارَ جَهَنَّمَ»؛(2)
«مراد قائم است که با شمشیر خواهد آمد و ظالمان را احاطه خواهد کرد.
گفتم: وجوه یومئذ خاشعة یعنی چه؟
فرمود: همه برای قائم خاضع میشوند؛ به گونهای که کسی قدرت نافرمانی ندارد.
عرض کردم: عاملة یعنی چه؟
فرمود: به غیر از آنچه که خداوند نازل کرده عمل میکنند.
گفتم: ناصبة یعنی چه؟
فرمود: کسانی منصوب شدند که لایق نبودند.
گفتم: تصلی ناراً حامیه چیست؟
فرمود: آتش دنیا، مراد سوزش شمشیر قائم است و در آخرت، آتش جهنم است».
این عبارت مضمون آیه قرآن است که فضیل بن یسار نقل می کند که از امام صادقعلیه السلام پرسیدم: منظور از آیه شریفه «یوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ»(1)چیست؟
آن جناب فرمودند:
«یا فُضَیلُ! اِعْرِفْ إِمَامَکَ فَإِنَّکَ إِذَا عَرَفْتَ إِمَامَکَ لَمْ یضُرَّکَ تَقَدَّمَ هَذَا الْأَمْرُ أَوْ تَأَخَّرَ وَمَنْ عَرَفَ إِمَامَهُ ثُمَّ مَاتَ قَبْلَ أَنْ یقُومَ صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ
1) 19. سوره اسراء، آیه 71. «{به یاد آورید} روزی را که هر گروهی را با پیشوایشان میخوانیم!»
کَانَ بِمَنْزِلَةِ مَنْ کَانَ قَاعِداً فِی عَسْکَرِهِ لَا بَلْ بِمَنْزِلَةِ مَنْ کَانَ قَاعِداً تَحْتَ لِوَائِهِ.
قَالَ: وَرَوَاهُ بَعْضُ أَصْحَابِنَا بِمَنْزِلَةِ مَنِ اسْتُشْهِدَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِصلی الله علیه وآله»؛(1)
«ای فضیل! تو امام خود را بشناس، چون اگر امام خویش را شناختی، برایت ضرری نخواهد بود که این امر زودتر شود یا تأخیر افتد و هر که امام خود را بشناسد آنگاه بمیرد قبل از آنکه صاحب الامر ظهور کند، به منزله کسی خواهد بود که در لشکر آن حضرت حاضر شده باشد؛ خیر، بلکه به منزله کسی است که زیر پرچم خاص آن حضرت باشد.»
میگوید: برخی روایت کردهاند: بلکه به مانند کسی است که به همراه رسول خداصلی الله علیه وآله شهید شده است.
محمّد بن زیاد ازدی میگوید: از آقایم امام کاظمعلیه السلام پرسیدم: منظور این آیه چیست «... وَأَسْبَغَ عَلَیکُمْ نِعَمَهُ ظهِرَةً وَباطِنَةً...»؟(2)
آن حضرت فرمود:
«النِّعْمَةُ الظَّاهِرَةُ الْإِمَامُ الظَّاهِرُ وَالْبَاطِنَةُ الْإِمَامُ الْغَائِبُ.
فَقُلْتُ لَهُ: وَیکُونُ فِی الْأَئِمَّةِ مَنْ یغِیبُ؟
«مراد از نعمت ظاهره، امام ظاهر است و نعمت باطنی، امام غایب است.
گفتم: مگر بین امامان کسی غایب هم خواهد شد؟
قَالَ: نَعَمْ یغِیبُ عَنْ أَبْصَارِ النَّاسِ شَخْصُهُ وَلَا یغِیبُ عَنْ قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ ذِکْرُهُ وَهُوَ الثَّانِی عَشَرَ مِنَّا یسَهِّلُ اللَّهُ لَهُ کُلَّ عَسِیرٍ وَیذَلِّلُ لَهُ کُلَّ صَعْبٍ وَیظْهِرُ لَهُ کُنُوزَ الْأَرْضِ وَیقَرِّبُ لَهُ کُلَّ بَعِیدٍ وَیبِیرُ بِهِ کُلَّ جَبَّارٍ عَنِیدٍ وَیهْلِکُ عَلَی یدِهِ کُلَّ شَیطَانٍ مَرِیدٍ ذَاکَ ابْنُ سَیدَةِ الْإِمَاءِ الَّذِی یخْفَی عَلَی النَّاسِ وِلَادَتُهُ وَ لَا یحِلُّ لَهُمْ تَسْمِیتُهُ حَتَّی یظْهِرَهُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ فَیمْلَأَ بِهِ الْأَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَظُلْماً»؛(1)
فرمود: آری، شخص او از دیدگان مردم غایب میشود؛ امّا یاد او از دلهای مؤمنان فراموش نمیگردد، او دوازدهمین امام از ماست، خداوند متعال هر مشکلی را برایش آسان خواهد کرد، هر سرسختی و (جبّاری) را در مقابل او رام گرداند، گنجهای زمین را برایش ظاهر سازد، هر دوری را برایش نزدیک کند و تمام جباران و معاندان را به وسیله او هلاک کند، و به وسیله او هر شیطان متمرّدی را نابود سازد. او فرزند بهترین کنیزان است که ولادتش از مردم مخفی بماند و نام بردنش نیز حلال نباشد. تا آنگاه که خداوند وی را ظاهر کند و زمین را توسط وی پر از عدل و داد نماید چنانکه از ظلم و ستم پر شده باشد».
1) 22. کفایه الاثر، ص 270 / بحارالانوار، ج 51، ص 150 / کمال الدین، ج 2، ص 368.
علی بن خطاب از مؤذن مسجد احمر نقل کرده که میگوید: از امام صادقعلیه السلام پیرامون قائمعلیه السلام پرسیدم که آیا در قرآن کریم، شاهد و مثل و مانندی برای ایشان وجود دارد؟ آن حضرت فرمود:
نَعَمْ، آیةُ صَاحِبِ الْحِمَارِ أَمَاتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ؛(1)
آری، صاحب الحمار (پیامبری به نام عُزَیر) است که خداوند متعال او را برای صد سال میراند و سپس وی را برانگیخت.(2)
امّ هانی ثقفیه میگوید: صبح یک روزی به محضر مولایم امام باقرعلیه السلام
1) 23. بحارالأنوار، ج 51، ص 225.
2) 24. بقره / 259؛ «أَوْ کالَّذِی مَرَّ عَلَی قَرْیةٍ وَهِی خاوِیةٌ عَلَی عُرُوشِها قالَ أَنَّی یحْی هاذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قالَ کَمْ لَبِثْتَ قالَ لَبِثْتُ یوْماً أَوْ بَعْضَ یوْمٍ قالَ بَل لَّبِثْتَ مِائَةَ عامٍ فانظُرْ إِلَی طَعامِکَ وَشَرَابِکَ لَمْ یتَسَنَّهْ وَانظُرْ إِلَی حِمارِکَ وَلِنَجْعَلَکَ آیةً لِّلنّاسِ وَانظُرْ إِلَی الْعِظامِ کَیفَ نُنشِزُها ثُمَّ نَکْسُوها لَحْماً فَلَمّا تَبَینَ لَهُ قالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلَی کُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ»؛ یا همانند کسی که از کنار یک آبادی {ویران شده} عبور کرد، در حالی که دیوارهای آن، به روی سقفها فرو ریخته بود، (و اجساد و استخوانهای اهل آن، در هر سو پراکنده بود؛ او با خود) گفت: «چگونه خدا اینها را پس از مرگ، زنده میکند؟!» (در این هنگام،) خدا او را یکصد سال میراند؛ سپس زنده کرد؛ و به او گفت: «چقدر درنگ کردی؟» گفت: «یک روز؛ یا بخشی از یک روز.» فرمود: «نه، بلکه یک صد سال درنگ کردی! نگاه کن به غذا و نوشیدنی خود (که همراه داشتی، با گذشت سالها) هیچگونه تغییر نیافته است! (خدایی که یک چنین مواد فاسد شدنی را در طول این مدت، حفظ کرده، بر همه چیز قادر است!) ولی به الاغ خود نگاه کن (که چگونه از هم متلاشی شده! این زنده شدن تو پس از مرگ، هم برای اطمینان خاطر توست، و هم) برای اینکه تو را نشانهای برای مردم (در مورد معاد) قرار دهیم. (اکنون) به استخوانها(ی مرکب سواری خود نگاه کن که چگونه آنها را برداشته، به هم پیوند میدهیم، و گوشت بر آن میپوشانیم!» هنگامی که (این حقایق) بر او آشکار شد، گفت: «میدانم خدا بر هر کاری توانا است».
رسیدم و عرض کردم: ای آقای من! آیهای از قرآن کریم است که دل مرا مشغول کرده و شب مرا بیدار نگه داشته است.
آن جناب فرمود: بپرس ای امّ هانی!
گفتم: در مورد این سخن خدا که: «فَلَآ أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ * الْجَوَارِ الْکُنَّسِ» بفرمایید.
امام باقرعلیه السلام فرمود:
«نِعْمَ الْمَسْأَلَةُ سَأَلْتِنِی یا أُمَّ هَانِئ! هَذَا مَوْلُودٌ فِی آخِرِ الزَّمَانِ، هُوَ الْمَهْدِی مِنْ هَذِهِ الْعِتْرَةِ، تَکُونُ لَهُ حَیرَةٌ وَغَیبَةٌ یضِلُّ فِیهَا أَقْوَامٌ وَیهْتَدِی فِیهَا أَقْوَامٌ، فَیا طُوبَی لَکِ إِنْ أَدْرَکْتِهِ وَیا طُوبَی مَنْ أَدْرَکَهُ!»؛(1)
«خوب مسألهای را پرسیدی ای امّ هانی! این مولودی است که در آخرالزمان خواهد آمد، او مهدی است و از عترت آل محمّدعلیهم السلام میباشد. برای او حیرت و غیبتی خواهد بود که برخی از اقوام گمراه میشوند و برخی نیز هدایت میگردند. پس خوشا به حال تو اگراو را درک کردی، و خوشا به حال هر کسی که او را درک کند».
«یا أُمَّ هَانِئٍ إِمَامٌ یخْنِسُ نَفْسَهُ حَتَّی ینْقَطِعَ عَنِ النَّاسِ عِلْمُهُ سَنَةَ سِتِّینَ وَمِائَتَینِ ثُمَّ یبْدُو کَالشِّهَابِ الْوَاقِدِ فِی اللَّیلَةِ الظَّلْمَاءِ فَإِنْ أَدْرَکْتِ ذَلِکِ الزَّمَانَ قَرَّتْ عَینَاکِ»؛(2)
«مراد امامی است که غایب میشود و علم او در سال 260 ه.ق. از مردم منقطع میگردد، امّا سپس همانند شهاب سوزان و درخشان در شب بسیار تاریک ظاهر خواهد شد. و تو اگر آن زمان را درک کردی چشمانت روشن باد».
ابن بکیر میگوید از امام کاظمعلیه السلام در مورد این آیه پرسیدم: «وَلَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَالْأَرْضِ طَوْعاً وَکَرْهاً»؟
آن حضرت فرمود:
أُنْزِلَتْ فِی الْقَائِمِعلیه السلام إِذَا خَرَجَ بِالْیهُودِ وَالنَّصَارَی وَالصَّابِئِینَ وَالزَّنَادِقَةِ وَأَهْلِ الرِّدَّةِ وَالْکُفَّارِ فِی شَرْقِ الْأَرْضِ وَغَرْبِهَا فَعَرَضَ عَلَیهِمُ الْإِسْلَامَ فَمَنْ أَسْلَمَ طَوْعاً أَمَرَهُ بِالصَّلاةِ وَالزَّکَاةِ وَمَا یؤْمَرُ بِهِ الْمُسْلِمُ وَیجِبُ لِلَّهِ عَلَیهِ وَمَنْ لَمْ یسْلِمْ ضَرَبَ عُنُقَهُ حَتَّی لَا یبْقَی فِی الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ أَحَدٌ إِلَّا وَحَّدَ اللَّهَ.
این آیه در مورد قائمعلیه السلام نازل شده است؛ آنگاه که ظهور نماید و بر یهود و نصارا و صابئین و زنادقه و اهل ردّه و کافران در شرق و غرب عالم قیام نماید، آنان را به اسلام دعوت میکند، هر کسی که داوطلبانه اسلام بیاورد او را به نماز و زکات و هر آنچه که بر مسلمان لازم و واجب است امر میکند، و هر کسی که مسلمان نشود گردنش را خواهد زد تا در سراسر جهان
کسی باقی نماند جز این که توحید خدا را بپذیرد.
عرض کردم: فدایتان شوم، خلایق بیش از این هستند.
ایشان فرمود:
إِنَّ اللَّهَ إِذَا أَرَادَ أَمْراً قَلَّلَ الْکَثِیرَ وَکَثَّرَ الْقَلِیلَ.(1)
خداوند متعال هرگاه اراده امری را بفرماید میتواند زیاد را کم نماید و کم را زیاد بفرماید.
1) 27. بحارالأنوار، ج 52، ص 335.
قضیه مهدی موعود که در آخرالزمان ظهور میکند، یک قانون الهی است که همه انبیای الهی آن را بشارت دادهاند و پیروان تمام مکاتب و مذاهب نیز منتظر او هستند؛ لکن این یک هدیه خدایی به پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله است. جریان این ماجرا را از زبان امام صادقعلیه السلام و از کتاب شریف (اصول کافی و بحارالانوار) میخوانیم:
معاویة بن عمار از امام صادقعلیه السلام نقل میکند که روزی پیامبر خداصلی الله علیه وآله با شادی و سرور از منزل بیرون آمدند، مردم عرض کردند: خدا شادی شما را افزون فرماید، جریان چیست؟
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمود:
«إِنَّهُ لَیسَ مِنْ یوْمٍ وَلَا لَیلَةٍ إِلَّا وَلِی فِیهِمَا تُحْفَةٌ مِنَ اللَّهِ أَلَا وَإِنَّ رَبِّی أَتْحَفَنِی فِی یوْمِی هَذَا بِتُحْفَةٍ لَمْ یتْحِفْنِی بِمِثْلِهَا فِیما مَضَی، إِنَّ جَبْرَئِیلَعلیه السلام أَتَانِی فَأَقْرَأَنِی مِنْ رَبِّی السَّلَامَ وَقَالَ: یا مُحَمَّدُ! إِنَّ اللَّهَ جَلَّ وَعَزَّ اخْتَارَ مِنْ بَنِی هَاشِمٍ سَبْعَةً لَمْ یخْلُقْ مِثْلَهُمْ فِیمَنْ مَضَی وَلَا یخْلُقُ مِثْلَهُمْ فِیمَنْ بَقِی، أَنْتَ یا رَسُولَ اللَّهِ سَیدُ النَّبِیینَ وَعَلِی بْنُ أَبِی طَالِبٍ وَصِیکَ سَیدُ الْوَصِیینَ وَالْحَسَنُ وَالْحُسَینُ سِبْطَاکَ سَیدَا الْأَسْبَاطِ وَحَمْزَةُ عَمُّکَ سَیدُ الشُّهَدَاءِ و
َجَعْفَرٌ ابْنُ عَمِّکَ الطَّیارُ فِی الْجَنَّةِ یطِیرُ مَعَ الْمَلَائِکَةِ حَیثُ یشَاءُ وَمِنْکُمُ الْقَائِمُ یصَلِّی عِیسَی ابْنُ مَرْیمَ خَلْفَهُ إِذَا أَهْبَطَهُ اللَّهُ إِلَی الْأَرْضِ مِنْ ذُرِّیةِ عَلِی وَفَاطِمَةَ وَمِنْ وُلْدِ الْحُسَینِعلیه السلام»؛(1)
«هیچ شب و روزی نیست، مگر اینکه از جانب خداوند متعال برای من تحفهای فرستاده میشود. امّا آگاه باشید که امروز پروردگارم تحفهای به من داده که تا قبل از این، چنین تحفهای نداده بود. همانا جبرئیل نزد من آمد و سلام پروردگارم را ابلاغ کرد و گفت: ای محمّد! پروردگار عظیم الشأن از میان بنیهاشم هفت نفر را برگزید که مانند آنان را نه قبل از این خلق کرده، و نه بعد از این خلق خواهد کرد، [آن هفت نفر عبارتند از] :
ای رسول خدا! تو سید و آقای پیامبران هستی. علی بن ابی طالب وصی تو و سید اوصیاست. حسن و حسین که دو سبط تو هستند سرور همه اسباط هستند. عمویت حمزه، سالار شهیدان است و پسر عموی تو جعفر طیار، در بهشت به همراه فرشتگان پرواز میکند.
و از شماست قائم، همان که عیسی بن مریمعلیهما السلام پشت سرش به نماز میایستد، که خدای تعالی او را به زمین فرود میآورد. آن قائم از نسل علی و فاطمه و از فرزندان حسینعلیهم السلام است».
مهدی موعود از نسل و فرزند چه کسی میباشد؟ این سؤال نیز از پیامبر
1) 28. کافی، ج 8، ص 49 / بحارالانوار، ج 51، ص 77.
اکرمصلی الله علیه وآله پرسیده شده است؛ ابن عباس تعریف میکند که پیامبر خداصلی الله علیه وآله فرمود: جانشینان من و حجتهای خدا بر خلق بعد از من 12 نفرند که اوّل آنان برادرم و آخر ایشان فرزندم میباشد.
سؤال شد: ای رسول خدا! برادرت کیست؟
فرمود: علی بن ابیطالبعلیه السلام.
گفته شد: پس فرزندت کیست؟
پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله فرمود:
«اَلْمَهْدِی یمْلَأُهَا قِسْطاً وَعَدْلاً کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَظُلْماً وَالَّذِی بَعَثَنِی بِالْحَقِّ نَبِیاً لَوْ لَمْ یبْقَ مِنَ الدُّنْیا إِلَّا یوْمٌ وَاحِدٌ لَأَطَالَ اللَّهُ ذَلِکَ الْیوْمَ حَتَّی یخْرُجَ فِیهِ وَلَدِی الْمَهْدِی فَینْزِلَ رُوحُ اللَّهِ عِیسَی ابْنُ مَرْیمَعلیه السلام فَیصَلِّی خَلْفَهُ وَتُشْرِقَ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها وَیبْلُغَ سُلْطَانُهُ الْمَشْرِقَ وَالْمَغْرِبَ»؛(1)
«فرزندم مهدی است که زمین را از قسط و عدل پر میکند؛ همان طور که از ظلم و ستم پر شده باشد. قسم به آنکه مرا به پیامبری برانگیخت! اگر از عمر دنیا فقط یک روز باقی مانده باشد، خداوند آن یک روز را آنقدر طولانی کند که فرزندم مهدی ظهور نماید. پس حضرت مسیح از آسمان نازل شود و پشت سر ایشان نمازگزارد و زمین به نور وجود او روشن شود و حکومتش از شرق تا غرب عالم را فرا گیرد».
1) 29. اعلام الوری، ص 391 / بحارالانوار، ج 51، ص 71 / کمال الدین، ج 1، ص 280.
موضوع قائم آل محمّد و مهدی موعودعلیه السلام موضوعی است که تمام فرقههای اسلامی از اهل تشیع و تسنن آن را قبول دارند و معتقدند که او هم از نسل پیامبرصلی الله علیه وآله میباشد؛ اگرچه معدودی از اهل سنت میگویند آن حضرت هنوز به دنیا نیامده و در موقع مقتضی متولد خواهد شد ، به هر حال راویان و محدثان اهل سنت روایات متعدد و کتابهای فراوانی در این زمینه نوشتهاند.
چنان که در حدیثی از اصحاب نقل شده است که میگویند: زمانی نزد رسول خداصلی الله علیه وآله بودیم که عدّهای از جوانان بنی هاشم آمدند، تا پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله آنان را دید، چشمانش پر از اشک شد و چهرهاش تغییر کرد، اصحاب گفتند: چه شده است ای رسول خدا؟ در چهره شما چیزی میبینیم که خوشآیند نیست؟
ایشان فرمودند:
«إِنَّا أَهْلُ بَیتٍ اخْتَارَ اللَّهُ لَنَا الآخِرَةَ عَلَی الدُّنْیا وَإِنَّ أَهْلَ بَیتِی سَیلْقَوْنَ بَعْدِی بَلَاءً وَتَشْرِیداً وَتَطْرِیداً حَتَّی یأْتِی قَوْمٌ مِنْ قِبَلِ الْمَشْرِقِ وَمَعَهُمْ رَایاتٌ سُودٌ فَیسْأَلُونَ الْحَقَّ فَلَا یعْطَوْنَهُ فَیقَاتِلُونَ وَینْصَرُونَ فَیعْطَوْنَ مَا سَأَلُوا فَلَا یقْبَلُونَ حَتَّی یدْفَعُوهُ إِلَی رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ بَیتِی فَیمْلَؤُهَا قِسْطاً کَمَا مَلَئُوهَا جَوْراً فَمَنْ أَدْرَکَ ذَلِکَ مِنْکُمْ فَلْیأْتِهِمْ وَلَوْ حَبْواً عَلَی الثَّلْجِ.
«ما اهل بیتی هستیم که خداوند برای ما آخرت را بر دنیا برگزیده است. لذا اهل بیت من به زودی به مشکلات و امتحانهایی مبتلا میشوند و از اهل و وطن خود تبعید و رانده میشوند. تا زمانی که از سمت شرق عدّهای با
پرچمهای سیاه میآیند، ایشان به دنبال حقّ و حقیقت هستند ولی به آنان نمیدهند. پس به ناچار جنگ میکنند و پیروز میشوند، در این هنگام آنچه تقاضا کرده بودند (از حقّ و خلافت) را به ایشان تقدیم میکنند ولی آنان نمیپذیرند تا این که آن را به مردی از اهل بیت من تقدیم مینمایند، پس او نیز زمین را از عدل و داد پر میکند؛ همان طور که دیگران از ظلم و جور پر کرده باشند. هر یک از شما که آن زمان را درک کرد باید به طرف آنان برود؛ هرچند این رفتن با دست بر روی برف و یخ باشد».
واقعیت این است که حقّ معمولاً مظلوم است و باطل نیز به سر و صدا مشغول است؛ امّا بالاخره حقّ بر همه باطلها و ظلمها پیروز میشود و دولت حقّ استقرار مییابد. نمونهای از این واقعیت را همگان در مورد امیر المؤمنینعلیه السلام مشاهده کردند.
یکی از اصحاب پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله نقل میکند که روز فتح خیبر پیامبر خداصلی الله علیه وآله پرچم را به امیر المؤمنینعلیه السلام سپرد و خدا نیز فتح و پیروزی را نصیب لشکر اسلام فرمود. این صحابی جریان نصب امیرالمؤمنینعلیه السلام را در روز غدیر و نیز برخی فضایل آن حضرت را ذکر کرده، سپس میگوید: پیامبر خداصلی الله علیه وآله شروع کرد به گریه کردن، در این میان کسی پرسید:
گریه شما برای چیست، ای رسول خدا؟
پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله فرمود:
«أَخْبَرَنِی جَبْرَئِیلُعلیه السلام أَنَّهُمْ یظْلِمُونَهُ وَیمْنَعُونَهُ حَقَّهُ وَیقَاتِلُونَهُ وَیقْتُلُونَ وُلْدَهُ وَیظْلِمُونَهُمْ بَعْدَهُ وَأَخْبَرَنِی جَبْرَئِیلُعلیه السلام عَنْ رَبِّهِ عَزَّ وَجَلَّ أَنَّ ذَلِکَ یزُولُ إِذَا قَامَ قَائِمُهُمْ وَعَلَتْ کَلِمَتُهُمْ وَأَجْمَعَتِ الْأُمَّةُ عَلَی مَحَبَّتِهِمْ وَکَانَ الشَّانِئُ لَهُمْ قَلِیلاً وَالْکَارِهُ لَهُمْ ذَلِیلاً وَکَثُرَ الْمَادِحُ لَهُمْ وَذَلِکَ حِینَ تُغَیرُ الْبِلَادُ وَتُضَعَّفُ الْعِبَادُ وَالْإِیاسُ مِنَ الْفَرَجِ وَعِنْدَ ذَلِکَ یظْهَرُ الْقَائِمُ فِیهِمْ.
قَالَ النَّبِیصلی الله علیه وآله: اسْمُهُ کَاسْمِی وَاسْمُ أَبِیهِ کَاسِمِ ابْنِی وَهُوَ مِنْ وُلْدِ ابْنَتِی یظْهِرُ اللَّهُ الْحَقَّ بِهِمْ وَیحمد [یخْمِدُ] الْبَاطِلَ بِأَسْیافِهِمْ وَیتْبَعُهُمُ النَّاسُ بَینَ رَاغِبٍ إِلَیهِمْ وَخَائِفٍ لَهُمْ.
«جبرئیل به من خبر داد که به علی ظلم میکنند و حقّ او را از او منع میکنند، با او میجنگند و فرزندانش را میکشند و به آنان ظلم میکنند، نیز جبرئیل خبر داد از خداوند متعال که این ادامه دارد ولی هنگامی که قائم ایشان قیام کند این ظلم و ستم پایان مییابد، آنگاه که پرچم و حکومت ایشان بر پا گردد و همه امّت بر محبت آنان مجتمع شوند. دیگر دشمنانشان کم میشوند، کسی هم که آنان را ناخوش داند ذلیل میشود و محبان و ثناگویان ایشان زیاد میگردند. این در هنگامی است که شهرها تغییر یابند، بندگان خدا ضعیف شوند و همه از فرج ناامید شوند. در این موقع است که قائم ظهور خواهد کرد. نام او نام من است و اسم پدرش اسم فرزند من است، او از نسل دختر من است. خداوند به وسیله ایشان حقّ را ظاهر کند، حکومت
ظلم و باطل را با قدرت آنان نابود سازد و مردم نیز گروهی با میل و رغبت و گروهی نیز از ترس تابع میشوند.
قَالَ: وَسَکَنَ الْبُکَاءُ عَنْ رَسُولِ اللَّهِصلی الله علیه وآله فَقَالَ: مَعَاشِرَ الْمُؤْمِنِینَ أَبْشِرُوا بِالْفَرَجِ فَإِنَّ وَعْدَ اللَّهِ لَا یخْلَفُ وَقَضَاؤُهُ لَا یرَدُّ وَهُوَ الْحَکِیمُ الْخَبِیرُ فَإِنَّ فَتْحَ اللَّهِ قَرِیبٌ، اللَّهُمَّ إِنَّهُمْ أَهْلِی فَأَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَطَهِّرْهُمْ تَطْهِیراً، اللَّهُمَّ اکْلَأْهُمْ وَاحْفَظْهُمْ وَارْعَهُمْ وَکُنْ لَهُمْ وَانْصُرْهُمْ وَأَعِنْهُمْ وَأَعِزَّهُمْ وَلَا تُذِلَّهُمْ وَاخْلُفْنِی فِیهِمْ إِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ»؛(1)
صدای گریه پیامبرصلی الله علیه وآله پایین آمد، سپس فرمود:
ای مؤمنان! مژده باد شما را به فرج، همانا وعده خداوند تخلف ندارد و قضا و قدر الهی نیز بر نمیگردد، چون او آگاه و حکیم است، پس فتح و پیروزی از جانب خداوند نزدیک است.
خدایا! اینان اهل بیت من هستند، پس هرگونه ناپاکی و آلودگی را از ایشان دور کن و آنان را پاک و پاکیزه فرما.
خدایا! آنان را در حفظ و حمایت و رعایت خود بگیر و یار و یاورشان باش، آنان را عزیز گردان و جانشین من کن، چرا که تو بر هر کاری قادر و توانایی».
1) 30. کشف الغمه، ج 1، ص 398 / بحارالانوار، ج 51، ص 67 / امالی طوسی، ص 351.
در روایات اهل سنّت وارد شده است که روزی پیامبر خداصلی الله علیه وآله مشغول خطبه بودند که ذکر دجّال به میان آمد، پس فرمودند:
فَتَنْفِی الْمَدِینَةُ الْخَبَثَ کَمَا ینْفِی الْکَیرُ خَبَثَ الْحَدِیدِ وَیدْعَی ذَلِکَ الْیوْمُ یوْمَ الْخَلَاصِ.
فَقَالَتْ أُمُّ شَرِیکٍ: فَأَینَ الْعَرَبُ یوْمَئِذٍ یا رَسُولَ اللَّهِ؟
قَالَ: هُمْ قَلِیلٌ یوْمَئِذٍ وَجُلُّهُمْ بِبَیتِ الْمَقْدِسِ إِمَامُهُمُ الْمَهْدِی رَجُلٌ صَالِحٌ.(1)
مدینه از خباثت و آلودگی پاک خواهد شد؛ همان طور که کوره آتش زواید آهن را پاک مینماید، در آن حال صدا میکنند که امروز روز خلاصی و راحتی است.
امّ شریک گفت: پس عرب کجا هستند، ای رسول خدا؟
حضرت فرمودند: آنان اندک خواهند بود و بیشترشان هم در بیت المقدس هستند. امام آنان مهدی است که مردی صالح میباشد.
این جریان را نیز برادران اهل سنت از قول امیرالمؤمنین علیعلیه السلام نقل کردهاند که آن جناب فرمود: از رسول خداصلی الله علیه وآله پرسیدم:
1) 31. کشف الغمه، ج 2، ص 470؛ بحار الانوار، ج 51، ص 81.
«یا رَسُولَ اللَّهِصلی الله علیه وآله أَ مِنَّا آلَ مُحَمَّدٍ الْمَهْدِی أَمْ مِنْ غَیرِنَا؟»؛
«ای رسول خدا! آیا «مهدی» از ما آل محمّد است یا از غیر ماست؟»
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمودند:
«لَا، بَلْ مِنَّا، یخْتِمُ اللَّهُ بِهِ الدِّینَ کَمَا فَتَحَ بِنَا وَبِنَا ینْقَذُونَ مِنَ الْفِتَنِ کَمَا أُنْقِذُوا مِنَ الشِّرْکِ وَبِنَا یؤَلِّفُ اللَّهُ بَینَ قُلُوبِهِمْ بَعْدَ عَدَاوَةِ الْفِتْنَةِ إِخْوَاناً کَمَا أَلَّفَ بَینَهُمْ بَعْدَ عَدَاوَةِ الشِّرْکِ إِخْوَاناً فِی دِینِهِمْ.
«خیر، بلکه از ماست، که خداوند دین را به وسیله او ختم میکند؛ همچنان که به وسیله ما آغاز شد. مردم به برکت ما از فتنهها نجات پیدا میکنند همان طور که از شرک رهایی یافتند، به وجود ما خداوند قلبهای مردم را به هم نزدیک و برادر میکند بعد از آنکه به جهت فتنهها دشمن یکدیگر شوند؛ چنانکه در صدر اسلام نیز بعد از دشمنی به خاطر شرک، آنان را برادر دینی یکدیگر کرد».
چگونگی و زمان تولد امام زمانعلیه السلام از نظر برخیها جزء مسائل و موضوعات مهم میباشد. طبق اعتقاد شیعه، آن حضرت در نیمه شعبان سال 255 ه.ق. متولد گردیده و در سال 260 نیز غیبت صغرای ایشان آغاز گشته است؛ اگر چه در همان پنج سال هم فقط برخی از خواص و شیعیان مخلص میتوانستند ایشان را زیارت کنند. امّا از آنجا که همیشه در مقابل هر حقی یک باطل و در کنار هر اصلی یک فرع و بدلی هم هست، قضیه مهدی موعود هم از این قانون مستثنا نیست؛ لذا غیر از این عقیده، برخی از فرقهها که بعضی از آنان هم منقرض شدهاند، نظرات دیگری داشتند؛ مثلاً میگفتند محمّد حنفیه امام زمانعلیه السلام است و یا اشخاص دیگر، لذا بحث ولادت آن حضرت چون مخفیانه بوده، همیشه مورد پرس و جوی اصحاب و شیعیان بوده است و سؤالات متعددی مطرح شده که در اینجا برای رسیدن به واقع و حقیقت مطلب، جریان تولد آن جناب را مرور میکنیم:
خلاد بن قصار میگوید: در زمان امام صادقعلیه السلام از آن حضرت پرسیدند: آیا
قائم متولد شده است یا نه؟ فرمود:
«لَا وَلَوْ أَدْرَکْتُهُ لَخَدَمْتُهُ أَیامَ حَیاتِی»؛(1)
«خیر، ولی اگر او را درک کنم، هر آینه تمام مدت عمرم خدمت او را خواهم کرد».
پس معلوم میشود تا زمان امام صادقعلیه السلام هنوز مهدی موعود به دنیا نیامدهاند؛ یعنی نه محمّد حنفیه امام بوده و نه فرزند امام صادقعلیه السلام که برخی میگفتند.
در مورد زمان و چگونگی ولادت حضرت مهدیعلیه السلام محمّد بن عبداللَّه مطهری نقل میکند: بعد از شهادت امام حسن عسکریعلیه السلام قصد کردم خدمت حکیمه دختر امام جوادعلیه السلام که عمّه امام زمانعلیه السلام است برسم و در مورد حجت خدا و آنچه که مردم به اختلاف افتادهاند از ایشان سؤال کنم، وقتی رفتم، گفت: بنشین. نشستم و آنگاه فرمود:
«یا مُحَمَّدُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَتَعَالَی لَا یخَلِّی الْأَرْضَ مِنْ حُجَّةٍ نَاطِقَةٍ أَوْ صَامِتَةٍ وَلَمْ یجْعَلْهَا فِی أَخَوَینِ بَعْدَ الْحَسَنِ وَالْحُسَینِ تَفْضِیلاً لِلْحَسَنِ وَالْحُسَینِعلیهما السلام وَتَمْییزاً لَهُمَا أَنْ یکُونَ فِی الْأَرْضِ عَدِیلُهُمَا إِلَّا أَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَتَعَالَی خَصَّ وُلْدَ الْحُسَینِ بِالْفَضْلِ عَلَی وُلْدِ الْحَسَنِ کَمَا خَصَّ وُلْدَ هَارُونَ
1) 32. غیبت نعمانی، ص 245 / بحارالانوار، ج 51، ص 148.
عَلَی وُلْدِ مُوسَی وَإِنْ کَان مُوسَی حُجَّةً عَلَی هَارُونَ وَالْفَضْلُ لِوُلْدِهِ إِلَی یوْمِ الْقِیامَةِ وَلَا بُدَّ لِلْأُمَّةِ مِنْ حَیرَةٍ یرْتَابُ فِیهَا الْمُبْطِلُونَ وَیخْلُصُ فِیهَا الُْمحِقُّونَ لِئَلَّا یکُونَ لِلنَّاسِ عَلَی اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَإِنَّ الْحَیرَةَ لَا بُدَّ وَاقِعَةٌ بَعْدَ مُضِی أَبِی مُحَمَّدٍ الْحَسَنِعلیه السلام.
«ای محمّد! خداوند متعال زمین را از حجّت خالی نمیگذارد؛ چه آن حجّت ناطق و ظاهر باشد و چه خاموش و غایب باشد و این جریان امامت را خداوند هیچگاه در دو برادر قرار نداده است مگر در مورد امام حسن و امام حسینعلیهما السلام آن هم به جهت برتری آن دو بزرگوار بر دیگران و این که آن دو مثل هم هستند ولی با دیگران فرق دارند؛ آری خداوند متعال فرزندان امام حسینعلیه السلام را بر فرزندان امام حسنعلیه السلام برتری داد؛ چنانکه فرزندان هارون را بر فرزندان موسی برتری داد، اگرچه خود موسیعلیه السلام بر هارون حجّت و امام و پیامبر بود، با این حال فضیلت و برتری مخصوص فرزندان هارون شد.
بدان که حتماً برای امّت حیرت و سرگردانی خواهد بود که در آن باطلگرایان به شک میافتند؛ امّا حقّجویان نجات مییابند، به این جهت که برای مردم در روز قیامت حجّت و دلیلی بر خداوند نباشد. این حیرت و سرگردانی نیز بعد از شهادت امام عسکریعلیه السلام واقع میشود.
فَقُلْتُ: یا مَوْلَاتِی هَلْ کَانَ لِلْحَسَنِعلیه السلام وَلَدٌ؟
فَتَبَسَّمَتْ، ثُمَّ قَالَتْ: إِذَا لَمْ یکُنْ لِلْحَسَنِعلیه السلام عَقِبٌ فَمَنِ الْحِجَّةُ مِنْ بَعْدِهِ وَقَدْ أَخْبَرْتُکَ أَنَّ الْإِمَامَةَ لَا تَکُونُ لِأَخَوَینِ بَعْدَ الْحَسَنِ وَالْحُسَینِعلیه السلام.
گفتم: ای خانم! آیا امام حسن عسکریعلیه السلام فرزندی داشت؟
حکیمه تبسّمی کرد و گفت: اگر ایشان فرزندی نداشته باشد، پس چه کسی بعد از او امام است؟ و من هم که گفتم بعد از امام حسن و امام حسینعلیهما السلام امامت در دو برادر برقرار نمیشود.
فَقُلْتُ: یا سَیدَتِی حَدِّثِینِی بِوِلَادَةِ مَوْلَای وَغَیبَتِهِعلیه السلام.
قال: قَالَتْ: نَعَمْ، کَانَتْ لِی جَارِیةٌ یقَالُ لَهَا «نَرْجِسُ» فَزَارَنِی ابْنُ أَخِیعلیه السلام وَأَقْبَلَ یحِدُّ النَّظَرَ إِلَیهَا. فَقُلْتُ لَهُ: یا سَیدِی! لَعَلَّکَ هَوِیتَهَا فَأُرْسِلُهَا إِلَیکَ؟
فَقَالَ: لَا یا عَمَّةُ لَکِنِّی أَتَعَجَّبُ مِنْهَا.
فَقُلْتُ: وَمَا أَعْجَبَکَ؟
فَقَالَعلیه السلام :سَیخْرُجُ مِنْهَا وَلَدٌ کَرِیمٌ عَلَی اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ الَّذِی یمْلَأُ اللَّهُ بِهِ الْأَرْضَ عَدْلاً وَقِسْطاً کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَظُلْماً
فَقُلْتُ: فَأُرْسِلُهَا إِلَیکَ یا سَیدِی.
فَقَالَ: اسْتَأْذِنِی فِی ذَلِکَ أَبِی.
گفتم: ای خانم! پس جریان ولادت مولایم امام زمانعلیه السلام و غیبت آن حضرت را تعریف بفرما.
حکیمه گفت: آری، من جاریه و کنیزی داشتم به نام نرجس، روزی برادر زادهام «امام عسکریعلیه السلام» به دیدن من آمد، حضرت وقتی آن کنیز را دید، خیلی دقیق شد. به ایشان عرض کردم: ای مولای من! گویا به ایشان محبت
داری، اگر بخواهی برایت بفرستم.
امام فرمود: خیر، ای عمه! ولی از او در تعجب هستم.
گفتم: چه چیزی تو را به تعجب انداخته است؟
امام فرمود: به زودی از وی فرزندی به دنیا میآید که نزد خداوند متعال، کریم است و زمین را به وسیله او از عدل و داد پر میکند؛ چنان که از ظلم و جور پر شده باشد.
گفتم: پس حتماً او را برایت میفرستم، ای آقای من!
امام فرمود: در این مورد از پدرم اجازه بگیر.
قَالَتْ: فَلَبِسْتُ ثِیابِی وَأَتَیتُ مَنْزِلَ أَبِی الْحَسَنِ فَسَلَّمْتُ وَجَلَسْتُ فَبَدَأَنِیعلیه السلام وَقَالَ: یا حَکِیمَةُ! ابْعَثِی بِنَرْجِسَ إِلَی ابْنِی أَبِی مُحَمَّدٍ. قَالَتْ: فَقُلْتُ: یا سَیدِی! عَلَی هَذَا قَصَدْتُکَ أَنْ أَسْتَأْذِنَکَ فِی ذَلِکَ.
فَقَالَ: یا مُبَارَکَةُ! إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَتَعَالَی أَحَبَّ أَنْ یشْرَکَکِ فِی الْأَجْرِ وَیجْعَلَ لَکِ فِی الْخَیرِ نَصِیباً
قَالَتْ حَکِیمَةُ: فَلَمْ أَلْبَثْ أَنْ رَجَعْتُ إِلَی مَنْزِلِی وَزَینْتُهَا وَوَهَبْتُهَا لِأَبِی مُحَمَّدٍ وَجَمَعْتُ بَینَهُ وَبَینَهَا فِی مَنْزِلِی فَأَقَامَ عِنْدِی أَیاماً ثُمَّ مَضَی إِلَی وَالِدِهِ وَوَجَّهْتُ بِهَا مَعَهُ.
حکیمه میگوید: لباس پوشیدم و به منزل امام هادیعلیه السلام آمدم، سلام کردم و نشستم. خود امام هادیعلیه السلام شروع به سخن کرد و فرمود: ای حکیمه! نرجس را برای فرزندم ابی محمّد بفرست.
گفتم: ای آقای من! من هم به همین جهت خدمت شما آمدم که اجازه بگیرم.
فرمود: ای مبارکه! خداوند متعال دوست داشت که تو را هم در ثواب این کار شریک کند و نصیبی از این کار خیر برایت قرار دهد.
حکیمه گوید: من هم معطّل نکردم و سریع برگشتم منزل و مراسم ازدواج آنان نیز در منزل خودم انجام گرفت. چند روزی در منزل ما بودند که امام عسکریعلیه السلام به منزل پدرش رفتند و نرجس خانم را هم به آنجا بردم.
قَالَتْ حَکِیمَةُ: فَمَضَی أَبُو الْحَسَنِعلیه السلام وَجَلَسَ أَبُو مُحَمَّدٍعلیه السلام مَکَانَ وَالِدِهِ وَکُنْتُ أَزُورُهُ کَمَا کُنْتُ أَزُورُ وَالِدَهُ فَجَاءَتْنِی نَرْجِسُ یوْماً تَخْلَعُ خُفِّی وَقَالَتْ: یا مَوْلَاتِی نَاوِلْنِی خُفَّکِ. فَقُلْتُ: بَلْ أَنْتِ سَیدَتِی وَمَوْلَاتِی وَاللَّهِ لَا دَفَعْتُ إِلَیکِ خُفِّی لِتَخْلَعِیهِ وَلَا خَدَمْتِینِی بَلْ أَخْدُمُکِ عَلَی بَصَرِی.
فَسَمِعَ أَبُو مُحَمَّدٍعلیه السلام ذَلِکَ، فَقَالَ: جَزَاکِ اللَّهُ خَیراً یا عَمَّةُ.
حکیمه گوید: امام هادیعلیه السلام به شهادت رسید و امام عسکریعلیه السلام جانشین ایشان شد، من هم به زیارت ایشان میرفتم؛ همچنان که به زیارت امام هادیعلیه السلام میرفتم. روزی به خدمت ایشان رفتم، نرجس خانم آمد که کفشهای مرا جفت کند و گفت: ای خانم من! بگذار کفشهایت را جفت کنم. گفتم: بلکه تو خانم و مولای من هستی! به خدا قسم که نمیگذارم دست به کفشهایم بزنی و آنان را جفت کنی. تو نباید خدمت من بکنی بلکه این وظیفه من است که در خدمت تو باشم.
امام عسکریعلیه السلام این سخنان را شنید و فرمود: خدا تو را جزای خیر دهد، ای عمّه!
فَجَلَسْتُ عِنْدَهُ إِلَی وَقْتِ غُرُوبِ الشَّمْسِ، فَصِحْتُ بِالْجَارِیةِ وَقُلْتُ: نَاوِلِینِی ثِیابِی لِأَنْصَرِفَ. فَقَالَعلیه السلام: یا عَمَّتَاهُ بِیتِی اللَّیلَةَ عِنْدَنَا فَإِنَّهُ سَیولَدُ اللَّیلَةَ الْمَوْلُودُ الْکَرِیمُ عَلَی اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ الَّذِی یحْیی اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا.
قُلْتُ: مِمَّنْ یا سَیدِی وَلَسْتُ أَرَی بِنَرْجِسَ شَیئاً مِنْ أَثَرِ الْحَمْلِ؟
فَقَالَ: مِنْ نَرْجِسَ، لَا مِنْ غَیرِهَا.
قَالَتْ: فَوَثَبْتُ إِلَی نَرْجِسَ، فَقَلَبْتُهَا ظَهْراً لِبَطْنٍ فَلَمْ أَرَ بِهَا أَثَراً مِنْ حَبَلٍ فَعُدْتُ إِلَیهِ فَأَخْبَرْتُهُ بِمَا فَعَلْتُ. فَتَبَسَّمَ ثُمَّ قَالَ لِی: إِذَا کَانَ وَقْتُ الْفَجْرِ یظْهَرُ لَکِ بِهَا الْحَبَلُ لِأَنَّ مَثَلَهَا مَثَلُ أُمِّ مُوسَی لَمْ یظْهَرْ بِهَا الْحَبَلُ وَلَمْ یعْلَمْ بِهَا أَحَدٌ إِلَی وَقْتِ وِلَادَتِهَا لِأَنَّ فِرْعَوْنَ کَانَ یشُقُّ بُطُونَ الْحَبَالَی فِی طَلَبِ مُوسَی وَهَذَا نَظِیرُ مُوسَیعلیه السلام.
تا هنگام غروب آفتاب خدمت امام بودم، سپس به کنیز گفتم: وسایل مرا بده تا بروم. امام عسکریعلیه السلام فرمود: ای عمّه! امشب را نزد ما بمان چون آن مولود کریم، امشب به دنیا خواهد آمد، کسی که خداوند متعال به وسیله او زمین مرده را زنده خواهد کرد.
گفتم: از چه کسی به دنیا میآید، من در نرجس که اثر حاملگی نمیبینم!
فرمود: فقط از نرجس است نه از کسی دیگر.
حکیمه گوید: نزد نرجس رفتم؛ ولی اثری از حاملگی ندیدم، خدمت امام آمدم و گزارش دادم؛ امّا امامعلیه السلام تبسّمی کرد و فرمود: هرگاه طلوع فجر شود اثر حاملگی ظاهر خواهد شد، چون جریان او هم مثل مادر موسی است که حاملگی او ظاهر نبود و کسی هم از آن خبر نداشت، تا موقع ولادت موسی، چون فرعون شکم زنان حامله را به جهت یافتن موسی میدرید، این هم مثل آن است.
قَالَتْ حَکِیمَةُ: فَلَمْ أَزَلْ أَرْقُبُهَا إِلَی وَقْتِ طُلُوعِ الْفَجْرِ وَهِی نَائِمَةٌ بَینَ یدَی لَا تَقْلِبُ جَنْباً إِلَی جَنْبٍ حَتَّی إِذَا کَانَ فِی آخِرِ اللَّیلِ وَقْتَ طُلُوعِ الْفَجْرِ وَثَبَتْ فَزِعَةً فَضَمَمْتُهَا إِلَی صَدْرِی وَسَمَّیتُ عَلَیهَا. فَصَاحَ أَبُو مُحَمَّدٍعلیه السلام وَقَالَ: اقْرَئِی عَلَیهَا إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیلَةِ الْقَدْرِ. فَأَقْبَلْتُ أَقْرَأُ عَلَیهَا وَقُلْتُ لَهَا: مَا حَالُکِ؟ قَالَتْ: ظَهَرَ الْأَمْرُ الَّذِی أَخْبَرَکِ بِهِ مَوْلَای. فَأَقْبَلْتُ أَقْرَأُ عَلَیهَا کَمَا أَمَرَنِی فَأَجَابَنِی الْجَنِینُ مِنْ بَطْنِهَا یقْرَأُ کَمَا أَقْرَأُ وَسَلَّمَ عَلَی. قَالَتْ حَکِیمَةُ: فَفَزِعْتُ لِمَا سَمِعْتُ، فَصَاحَ بِی أَبُو مُحَمَّدٍعلیه السلام: لَا تَعْجَبِی مِنْ أَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی ینْطِقُنَا بِالْحِکْمَةِ صِغَاراً وَیجْعَلُنَا حُجَّةً فِی أَرْضِهِ کِبَاراً.
فَلَمْ یسْتَتِمَّ الْکَلَامَ حَتَّی غِیبَتْ عَنِّی نَرْجِسُ فَلَمْ أَرَهَا کَأَنَّهُ ضُرِبَ بَینِی وَبَینَهَا حِجَابٌ فَعَدَوْتُ نَحْوَ أَبِی مُحَمَّدٍعلیه السلام وَأَنَا صَارِخَةٌ، فَقَالَ لِی: ارْجِعِی یا عَمَّةُ فَإِنَّکِ سَتَجِدِیهَا فِی مَکَانِهَا. قَالَتْ: فَرَجَعْتُ فَلَمْ أَلْبَثْ أَنْ کُشِفَ الْحِجَابُ بَینِی وَبَینَهَا وَإِذَا أَنَا بِهَا وَعَلَیهَا مِنْ أَثَرِ النُّورِ مَا غَشِی بَصَرِی
وَإِذَا أَنَا بِالصَّبِیعلیه السلام سَاجِداً عَلَی وَجْهِهِ، جَاثِیاً عَلَی رُکْبَتَیهِ، رَافِعاً سَبَّابَتَیهِ نَحْوَ السَّمَاءِ وَهُوَ یقُولُ: أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ وَأَنَّ جَدِّی رَسُولُ اللَّهِصلی الله علیه وآله وَأَنَّ أَبِی أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ، ثُمَّ عَدَّ إِمَاماً إِمَاماً إِلَی أَنْ بَلَغَ إِلَی نَفْسِهِ فَقَالَعلیه السلام: اللَّهُمَّ أَنْجِزْ لِی وَعْدِی وَأَتْمِمْ لِی أَمْرِی وَثَبِّتْ وَطْأَتِی وَامْلَأِ الْأَرْضَ بِی عَدْلاً وَقِسْطاً.
حکیمه گوید: آن شب تا طلوع فجر مراقب نرجس بودم، او هم مقابل من خوابیده بود. تا اینکه آخر شب، با نگرانی بیدار شد، او را به سینه خود چسبانیدم، امام عسکریعلیه السلام صدا زد: سوره قدر را بر او قرائت کن. من هم شروع کردم به خواندن قرآن، گفتم: حالت چطوره؟ گفت: آنچه که مولایم به تو خبر داده بود ظاهر شده است. مشغول قرائت بودم که دیدم فرزند داخل رحم نیز مشغول خواندن همان چیزی است که من میخوانم. حتی به من سلام هم کرد.
حکیمه گوید: از این حالت ترسیدم و نگران شدم که امام عسکریعلیه السلام فرمود: از کار خدا تعجب نکن، خداوند متعال ما را در کودکی به زبان میآورد و حجّت بر روی زمین قرار میدهد.
هنوز سخن امام تمام نشده بود که نرجس از نظرم ناپدید شد و دیگر او را نمیدیدم، گویا بین من و او پردهای زده باشند، با فریاد به طرف امام عسکریعلیه السلام دویدم، حضرت فرمود: ای عمّه! برگرد که او را در جای خود خواهی دید. برگشتم، گویا پرده برداشته شد، او را در حالهای از نور دیدم
که چشمانم را خیره کرد. ناگهان فرزندی را دیدم که بر زانوانش سجده کرده، انگشت خود را به سمت آسمان نشانه گرفته و میگوید: شهادت میدهم که خدایی جز اللَّه نیست، یکتاست و شریکی ندارد، و شهادت میدهم که جدّم رسول خداست و پدرم امیرمؤمنان است.
آنگاه یک یک امامان را شمرد تا به خودش رسید و گفت: خدایا وعدهای که به من دادی وفا کن و کار من را به پایان برسان و مرا ثابت قدم بدار و زمین را به وسیله من از عدل و داد پر کن.
فَصَاحَ أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُعلیه السلام فَقَالَ: یا عَمَّةُ! تَنَاوَلِیهِ فَهَاتِیهِ. فَتَنَاوَلْتُهُ وَأَتَیتُ بِهِ نَحْوَهُ، فَلَمَّا مَثَلْتُ بَینَ یدَی أَبِیهِ وَهُوَ عَلَی یدَی سَلَّمَ عَلَی أَبِیهِ، فَتَنَاوَلَهُ الْحَسَنُعلیه السلام وَالطَّیرُ تُرَفْرِفُ عَلَی رَأْسِهِ فَصَاحَ بِطَیرٍ مِنْهَا فَقَالَ لَهُ: احْمِلْهُ وَاحْفَظْهُ وَرُدَّهُ إِلَینَا فِی کُلِّ أَرْبَعِینَ یوْماً. فَتَنَاوَلَهُ الطَّائِرُ وَطَارَ بِهِ فِی جَوِّ السَّمَاءِ وَأَتْبَعَهُ سَائِرُ الطَّیرِ فَسَمِعْتُ أَبَا مُحَمَّدٍ یقُولُ: أَسْتَوْدِعُکَ الَّذِی اسْتَوْدَعَتْهُ أُمُّ مُوسَی. فَبَکَتْ نَرْجِسُ، فَقَالَ لَهَا: اسْکُتِی فَإِنَّ الرَّضَاعَ مُحَرَّمٌ عَلَیهِ إِلَّا مِنْ ثَدْیکِ وَسَیعَادُ إِلَیکِ کَمَا رُدَّ مُوسَی إِلَی أُمِّهِ وَذَلِکِ قَوْلُهُ عَزَّ وَجَلَّ فَرَدَدْناهُ إِلی أُمِّهِ کَی تَقَرَّ عَینُها وَلا تَحْزَنَ.
امام عسکریعلیه السلام فرمود: ای عمّه! فرزندم را بیاور. من هم فرزند را گرفتم و به سمت حضرت رفتم و مقابل ایشان ایستادم، هنوز مولود در دست من بود که به پدر بزرگوارش سلام کرد. امام عسکریعلیه السلام ایشان را گرفت. از طرفی هم دیدم پرندگانی بالای سر آن حضرت در پروازند، یکی از آنان
را صدا زد و فرمود: این طفل را بردار و از او حفاظت کن و تا چهل روز، هر روز او را نزد ما بیاور. پرنده او را گرفت و رفت و سایر پرندگان نیز به دنبال او رفتند. از امام عسکریعلیه السلام شنیدم که میگوید: به تو امانت دادم آن چیزی را که مادر موسی به تو امانت سپرده بود. نرجس خانم به گریه افتاد، امام فرمود: آرام باش که شیر خوردن بر او حرام است مگر از پستان تو. به زودی او را برمیگردانند؛ چنان که موسی را به مادرش برگرداندند. این سخن خداست که فرمود: ما او را به مادرش برگرداندیم تا چشم مادرش روشن شود و غمگین نباشد.
قَالَتْ حَکِیمَةُ: فَقُلْتُ: مَا هَذَا الطَّائِرُ؟ قَالَ: هَذَا رُوحُ الْقُدُسِ الْمُوَکَّلُ بِالْأَئِمَّةِعلیه السلام یوَفِّقُهُمْ وَیسَدِّدُهُمْ وَیرَبِّیهِمْ بِالْعِلْمِ.
قَالَتْ حَکِیمَةُ: فَلَمَّا أَنْ کَانَ بَعْدَ أَرْبَعِینَ یوْماً رُدَّ الْغُلَامُ وَوَجَّهَ إِلَی ابْنُ أَخِیعلیه السلام فَدَعَانِی فَدَخَلْتُ عَلَیهِ فَإِذَا أَنَا بِصَبِی مُتَحَرِّکٌ یمْشِی بَینَ یدَیهِ، فَقُلْتُ: سَیدِی! هَذَا ابْنُ سَنَتَینِ؟ فَتَبَسَّمَعلیه السلام ثُمَّ قَالَ: إِنَّ أَوْلَادَ الْأَنْبِیاءِ وَالْأَوْصِیاءِ إِذَا کَانُوا أَئِمَّةً ینْشَئُونَ بِخِلَافِ مَا ینْشَأُ غَیرُهُمْ وَإِنَّ الصَّبِی مِنَّا إِذَا أَتَی عَلَیهِ شَهْرٌ کَانَ کَمَنْ یأْتِی عَلَیهِ سَنَةٌ وَإِنَّ الصَّبِی مِنَّا لَیتَکَلَّمُ فِی بَطْنِ أُمِّهِ وَیقْرَأُ الْقُرْآنَ وَیعْبُدُ رَبَّهُ عَزَّ وَجَلَّ وَعِنْدَ الرَّضَاعِ تُطِیعُهُ الْمَلَائِکَةُ وَتَنْزِلُ عَلَیهِ کُلَّ صَبَاحٍ وَمَسَاءٍ.
حکیمه گوید: عرض کردم: این پرنده که بود؟ امام فرمود: این روح القدس بود که موکّل بر ائمه است تا آنان را تربیت نماید. و توفیق علم دهد.
حکیمه گوید: چهل روز که گذشت امام عسکریعلیه السلام مرا طلب کرد. پس به محضر ایشان رفتم، طفلی دیدم که مقابل ایشان راه میرود، گفتم: ای آقای من! این بچه دو ساله است؟ امام تبسّم کرده و فرمودند: فرزندان پیامبران و جانشینان ایشان که قرار است امام شوند، بر خلاف سایر اطفال رشد و نمو دارند، لذا طفل یک ماهه ما مثل طفل یک ساله دیگران است. فرزندان ما این گونه هستند که در شکم مادر سخن میگویند، قرآن تلاوت مینمایند و عبادت خدا میکنند. آنگاه هم که شیر میخورند فرشتگان هر صبح و شام برایشان نازل میشوند و در اطاعت آنان هستند.
قَالَتْ حَکِیمَةُ: فَلَمْ أَزَلْ أَرَی ذَلِکَ الصَّبِی کُلَّ أَرْبَعِینَ یوْماً إِلَی أَنْ رَأَیتُهُ رَجُلاً قَبْلَ مُضِی أَبِی مُحَمَّدٍعلیه السلام بِأَیامٍ قَلَائِلَ فَلَمْ أَعْرِفْهُ، فَقُلْتُ لِأَبِی مُحَمَّدٍعلیه السلام: مَنْ هَذَا الَّذِی تَأْمُرُنِی أَنْ أَجْلِسَ بَینَ یدَیهِ؟ فَقَالَ: ابْنُ نَرْجِسَ وَهُوَ خَلِیفَتِی مِنْ بَعْدِی وَعَنْ قَلِیلٍ تَفْقِدُونِّی فَاسْمَعِی لَهُ وَأَطِیعِی. قَالَتْ حَکِیمَةُ: فَمَضَی أَبُو مُحَمَّدٍعلیه السلام بِأَیامٍ قَلَائِلَ وَافْتَرَقَ النَّاسُ کَمَا تَرَی وَوَ اللَّهِ إِنِّی لَأَرَاهُ صَبَاحاً وَمَسَاءً وَإِنَّهُ لَینْبِئُنِی عَمَّا تَسْأَلُونِّی عَنْهُ فَأُخْبِرُکُمْ وَوَ اللَّهِ إِنِّی لَأُرِیدُ أَنْ أَسْأَلَهُ عَنِ الشَّیءِ فَیبْدَأُنِی بِهِ وَإِنَّهُ لَیرُدُّ عَلَی الْأَمْرَ فَیخْرُجُ إِلَی مِنْهُ جَوَابُهُ مِنْ سَاعَتِهِ مِنْ غَیرِ مَسْأَلَتِی وَقَدْ أَخْبَرَنِی الْبَارِحَةَ بِمَجِیئِکَ إِلَی وَأَمَرَنِی أَنْ أُخْبِرَکَ بِالْحَقِّ.
حکیمه گوید: من در هر چهل روز یک بار آن طفل گرامی را میدیدم، تا این که مدتی قبل از شهادت امام عسکریعلیه السلام، مانند مردی شده بود که
حتی من هم او را نشناختم، به امام عرض کردم: این آقا کیست که میفرمایید پیش او بنشینم؟ امام فرمود: این همان فرزند نرجس و جانشین من است. به زودی مرا از دست خواهید داد، پس حرف او را گوش کنید و اطاعتش نمایید.
حکیمه گوید: چند روز بعد امام عسکریعلیه السلام به شهادت رسید و همانطور که میبینی مردم پراکنده شدند؛ به خدا قسم که من هر روز امام زمانعلیه السلام را میبینم و ایشان به من خبر میدهد هرچه را که شما میپرسید و من جواب میدهم. به خدا قسم هرگاه میخواهم سؤال از ایشان بپرسم، خودشان جواب را زودتر به من میدهند؛ بدون این که من بپرسم، حتی آمدن تو را هم دیشب به من خبر دادند و امر فرمودند که حقّ مطلب را به تو بگویم.
قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ: فَوَ اللَّهِ لَقَدْ أَخْبَرَتْنِی حَکِیمَةُ بِأَشْیاءَ لَمْ یطَّلِعْ عَلَیهَا أَحَدٌ إِلَّا اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ، فَعَلِمْتُ أَنَّ ذَلِکَ صِدْقٌ وَعَدْلٌ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ قَدِ اطَّلَعَهُ عَلَی مَا لَمْ یطَّلِعْ عَلَیهِ أَحَداً مِنْ خَلْقِهِ»؛(1)
محمّد بن عبداللَّه میگوید: به خدا قسم که حکیمه از چیزهایی به من خبر داد که احدی جز خدا از آن خبر ندارد. لذا دانستم که اینها راست و حقّ است و خداوند متعال ایشان را به چیزهایی مطلع کرده که دیگران را بر آن مطلع نفرموده است».
1) 33. روضة الواعظین، ج 2، ص 258 / کمال الدین، ج 2، ص 426 / بحارالانوار، ج 51، ص 11.
یکی از اصحاب امام رضاعلیه السلام به نام ایوب بن نوح میگوید: به آن حضرت عرض کردم: ما دوست داریم که شما صاحب این امر باشید و اینکه خداوند همه امور را بدون جنگ به شما واگذارد، چون همه با شما بیعت کردند و سکهها نیز به نام شما زده شده است.
امام رضاعلیه السلام فرمود:
«مَا مِنَّا أَحَدٌ اخْتَلَفَ الْکُتُبُ إِلَیهِ وَأُشِیرَ إِلَیهِ بِالْأَصَابِعِ وَسُئِلَ عَنِ الْمَسَائِلِ وَ حُمِلَتْ إِلَیهِ الْأَمْوَالُ إِلَّا اغْتِیلَ أَوْ مَاتَ عَلَی فِرَاشِهِ حَتَّی یبْعَثَ اللَّهُ لِهَذَا الْأَمْرِ غُلَاماً مِنَّا خَفِی الْمَوْلِدِ وَالْمُنْشَأُ غَیرُ خَفِی فِی نَفْسِهِ»؛(1)
«کسی از ما اهل بیت نیست که محل رفت و آمد مردم باشد، نامهها به سوی ایشان بیاید، مردم او را با انگشت نشان دهند، مسائل را از وی بپرسند و اموال به سوی ایشان حمل شود، مگر اینکه یا کشته میشود یا در رختخواب خود از دنیا میرود. تا آنگاه که خداوند متعال برای این کار جوانی را برانگیزد که تولدش مخفیانه است و محل زندگیاش نیز نهانی است».
پیرامون چرایی مسئله غیبت امام زمانعلیه السلام لازم است به کتب معتبر و مشروحی که در این زمینه موجود است، مراجعه شود.
1) 34. بحارالانوار، ج 51، ص 37 / غیبت نعمانی.
در کتاب غیبت شیخ طوسی نقل شده که جابر جعفی از امام باقرعلیه السلام نقل میکند که روزی عمر بن خطاب به همراه امیر المؤمنین علیعلیه السلام بود که از ایشان پرسید: در مورد مهدی به من خبر بده که اسمش چیست؟
امام علیعلیه السلام فرمود:
«أَمَّا اسْمُهُ؛ فَإِنَّ حَبِیبِی عَهِدَ إِلَی أَنْ لَا أُحَدِّثَ بِاسْمِهِ حَتَّی یبْعَثَهُ اللَّهُ»؛
«امّا در مورد اسم آن حضرت، حبیب من رسول خداصلی الله علیه وآله با من عهد کرده که اسم او را بیان نکنم، تا آنگاه که خداوند او را برانگیزد».
عمر گفت: پس در مورد برخی از اوصاف او بفرما.
امیر المؤمنینعلیه السلام فرمود:
«هُوَ شَابٌّ مَرْبُوعٌ، حَسَنُ الْوَجْهِ، حَسَنُ الشَّعْرِ، یسِیلُ شَعْرُهُ عَلَی مِنْکَبَیهِ وَ نُورُ وَجْهِهِ یعْلُو سَوَادَ لِحْیتِهِ وَرَأْسِهِ، بِأَبِی ابْنُ خِیرَةِ الْإِمَاءِ»؛(1)
«او جوانی است خوش اندام، خوش رو و خوش مو، موهایش بر شانههایش ریخته و روشنایی چهرهاش بر سیاهی موی سر و رویش غلبه دارد. پدرم به فدای فرزند بهترین کنیزان!»
1) 35. غیبت طوسی، ص 470 / اعلام الوری، ص 465 / کشف الغمه، ج 2، ص 465 / بحارالانوار، ج 51، ص 36.
عدّهای از شیعیان از جمله علی بن بلال، احمد بن هلال، محمّد بن معاویة بن حکیم و حسن بن ایوب بن نوح در یک خبر طولانی که مشهور هم هست میگویند: با هم به محضر مولایمان امام حسن عسکریعلیه السلام رفتیم تا در مورد حجت بعد از ایشان سؤال کنیم. در آن مجلس حدود 40 نفر حاضر بودند که عثمان بن سعید بن عمرو العمری بلند شد و عرض کرد:
ای فرزند رسول خدا! میخواهم سؤالی بپرسم که شما از همه داناتر هستید.
امام فرمود: بنشین ای عثمان، آنگاه با ناراحتی بلند شد که برود و فرمود: کسی خارج نشود. هیچ کسی از ما حرکت نکردیم، پس از لحظاتی عثمان را صدا زد، عثمان جلوی پای حضرت ایستاد. آن جناب فرمود: بگویم برای چه آمدهاید؟ همه گفتند: بفرمایید، ای فرزند رسول خدا!
امام فرمود: آمدید از حجت بعد از من بپرسید. گفتند: آری.
ناگهان جوانی ظاهر شد که گویا پارهای از ماه است و شبیهترین فرد به امام عسکریعلیه السلام بود.
حضرت فرمود:
«هَذَا إِمَامُکُمْ مِنْ بَعْدِی وَخَلِیفَتِی عَلَیکُمْ أَطِیعُوهُ وَلَا تَتَفَرَّقُوا مِنْ بَعْدِی فَتَهْلِکُوا فِی أَدْیانِکُمْ؛ أَلَا وَإِنَّکُمْ لَا تَرَوْنَهُ مِنْ بَعْدِ یوْمِکُمْ هَذَا حَتَّی یتِمَّ لَهُ عُمُرٌ، فَاقْبَلُوا مِنْ عُثَْمانَ مَا یقُولُهُ وَانْتَهُوا إِلَی أَمْرِهِ وَاقْبَلُوا قَوْلَهُ فَهُوَ خَلِیفَةُ إ
ِمَامِکُمْ وَالْأَمْرُ إِلَیهِ»؛(1)
«این امام شما بعد از من و جانشین من بر شماست، از او اطاعت کنید و بعد از من متفرق نشوید که در دین خود هلاک خواهید شد، آگاه باشید! که شما بعد از این دیگر او را نخواهید دید تا زمانی که عمر او کامل گردد. پس حرف عثمان را گوش کنید و به او روی آورید و سخن او را قبول کنید، چون او نماینده امام شماست و کارها به دست اوست».
احمد بن اسحاق میگوید: به محضر امام حسن عسکریعلیه السلام رسیدم تا از آن حضرت در مورد جانشین بعد از ایشان بپرسم. وقتی شرفیاب شدم، قبل از اینکه حرفی بزنم، خود آن حضرت فرمود:
«یا أَحْمَدَ بْنَ إِسْحَاقَ! إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَتَعَالَی لَمْ یخْلِ الْأَرْضَ مُنْذُ خَلَقَ آدَمَ وَ لَا تَخْلُو إِلَی یوْمِ الْقِیامَةِ مِنْ حُجَّةِ اللَّهِ عَلَی خَلْقِهِ بِهِ یدْفَعُ الْبَلَاءَ عَنْ أَهْلِ الْأَرْضِ وَبِهِ ینَزِّلُ الْغَیثَ وَبِهِ یخْرِجُ بَرَکَاتِ الْأَرْضِ.
«ای احمد پسر اسحاق! خداوند متعال از روزی که حضرت آدمعلیه السلام را خلق فرمود تا کنون هیچ روزی زمین را خالی از حجت خود قرار نداده است و تا روز قیامت نیز چنین است که به وسیله این حجت الهی، بلاها را از اهل زمین دفع میکند و به برکت وجود او باران نازل میکند و به خاطر او برکات زمین را بیرون میآورد.
1) 36. غیبت طوسی، ص 357 / بحارالانوار، ج 51، ص 346.
قَالَ: فَقُلْتُ: یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ! فَمَنِ الْإِمَامُ وَالْخَلِیفَةُ بَعْدَکَ؟
فَنَهَضَعلیه السلام فَدَخَلَ الْبَیتَ ثُمَّ خَرَجَ وَعَلَی عَاتِقِهِ غُلَامٌ کَأَنَّ وَجْهَهُ الْقَمَرُ لَیلَةَ الْبَدْرِ مِنْ أَبْنَاءِ ثَلَاثِ سِنِینَ، فَقَالَ: یا أَحْمَدَ بْنَ إِسْحَاقَ لَوْ لَا کَرَامَتُکَ عَلَی اللَّهِ وَ عَلَی حُجَجِهِ مَا عَرَضْتُ عَلَیکَ ابْنِی هَذَا، إِنَّهُ سَمِی رَسُولِ اللَّهِصلی الله علیه وآله وَکَنِیهُ الَّذِی یمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَظُلْماً.
یا أَحْمَدَ بْنَ إِسْحَاقَ مَثَلُهُ فِی هَذِهِ الْأُمَّةِ مَثَلُ الْخَضِرِعلیه السلام وَمَثَلُهُ کَمَثَلِ ذِی الْقَرْنَینِ وَاللَّهِ لَیغِیبَنَّ غَیبَةً لَا ینْجُو فِیهَا مِنَ التَّهْلُکَةِ إِلَّا مَنْ یثْبِتُهُ اللَّهُ عَلَی الْقَوْلِ بِإِمَامَتِهِ وَوَفَّقَهُ لِلدُّعَاءِ بِتَعْجِیلِ فَرَجِهِ.
گفتم: ای پسر رسول خدا! پس امام و جانشین بعد از شما کیست؟
امامعلیه السلام بلند شد و داخل اطاق رفت و برگشت؛ در حالی که بر دوش او کودکی بود. گویا چهرهاش مانند ماه شب چهارده میدرخشید، آن کودک حدوداً سه ساله بود. بعد فرمود:
ای احمد! اگر بزرگواری و منزلت تو نزد خدا و ما نبود، این فرزند را به تو نشان نمیدادم، او همنام رسول خداصلی الله علیه وآله و هم کنیه اوست، کسی که زمین را از عدل و داد پر میکند؛ چنانکه از ظلم و ستم پر شده باشد.
ای احمد! مَثل او در این امّت، مَثل خضرعلیه السلام و مَثل ذی القرنین است، به خدا قسم که حتماً غیبتی خواهد داشت که در این مدت غیبت هیچ کسی از هلاکت نجات نمییابد؛ مگر کسانی که خداوند آنان را بر امامت وی پایدار بدارد و او را بر دعا برای تعجیل فرجش موفق گرداند.
قَالَ أَحْمَدُ بْنُ إِسْحَاقَ: فَقُلْتُ لَهُ: یا مَوْلَای! هَلْ مِنْ عَلَامَةٍ یطْمَئِنُّ إِلَیهَا قَلْبِی؟
فَنَطَقَ الْغُلَامُعلیه السلام بِلِسَانٍ عَرَبِی فَصِیحٍ فَقَالَ: أَنَا بَقِیةُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَالْمُنْتَقِمُ مِنْ أَعْدَائِهِ فَلَا تَطْلُبْ أَثَراً بَعْدَ عَینٍ یا أَحْمَدَ بْنَ إِسْحَاقَ»؛(1)
احمد بن اسحاق گوید: عرض کردم: ای آقا و مولای من! آیا علامت و نشانهای میفرمایید که قلب من مطمئن گردد؟
در همین حال آن کودک به زبان عربی فصیح فرمود: من باقیمانده و ذخیره خدا در زمین هستم و از دشمنانش انتقام خواهم گرفت. پس از این دنبال چیزی نباش، ای احمد بن اسحاق!»
در زندگی روزمره و متعارف مردم عادی، عادت و قانون طبیعت بر این است که شخصی تا به سنّ پانزده سالگی نرسیده، بالغ نشده و به کمال هم نرسیده است؛ یعنی باید دیگران او را کمک کنند و تکلیف هم ندارد. لکن آنجا که مصلحت الهی اقتضا کند، این عادت طبیعت در هم میریزد و طفل در گهواره به سخن میآید که من پیامبر هستم و کتاب آسمانی هم دارم.(2)
امامان ما نیز این گونهاند، یعنی همان علم و عصمت و توانی که قرار است
خداوند متعال در بزرگسالی به ایشان بدهد، میتواند قبل از بلوغ هم به آنان بدهد؛ چنان که در مورد امام جواد و امام زمانعلیهما السلام اتفاق افتاده است. با این حال شخصی مثل ابوبصیر میگوید: از امام (باقر یا صادقعلیهما السلام) پرسیدم:
«أَ یکُونُ أَنْ یفْضَی هَذَا الْأَمْرُ إِلَی مَنْ لَمْ یبْلُغْ؟
قَالَ: سَیکُونُ ذَلِکَ؟
قُلْتُ: فَمَا یصْنَعُ؟
قَالَ: یوَرِّثُهُ عِلْماً وَکُتُباً وَلَا یکِلُهُ إِلَی نَفْسِهِ»؛(1)
«آیا این امر به کسی که هنوز بالغ نشده نیز خواهد رسید؟
فرمود: به زودی چنین خواهد شد.
عرض کردم: پس در این حال چه میکند؟
فرمود: خداوند علم و کتاب را به او ارث میدهد و او را به خودش واگذار نمیکند».
چند تن از صحابه از جمله ابوجحیفه و حارث بن عبداللَّه همدانی و حارث بن شرب میگویند: روزی نزد امیرالمؤمنینعلیه السلام نشسته بودیم که امام حسنعلیه السلام وارد شد، امام علیعلیه السلام فرمود:
«مَرْحَباً بِابْنِ رَسُولِ اللَّهِ»؛ آفرین به فرزند رسول خدا!
1) 39. بحارالانوار، ج 51، ص 43 به نقل از غیبت نعمانی.
امّا آنگاه که امام حسینعلیه السلام وارد شد، فرمود:
«بِأَبِی أَنْتَ یا أَبَا ابْنِ خِیرَةِ الْإِمَاءِ»؛
«به فدای تو که پدر فرزند بهترین کنیزان و خانمها هستی».
سؤال شد: ای امیرالمؤمنین! چطور شد که به حسن چنان گفتی و به حسین چنین؟ فرزند بهترین کنیزان کیست؟
امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود:
«ذَاکَ الْفَقِیدُ الطَّرِیدُ الشَّرِیدُ محمد بْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِی بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی بْنِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی بْنِ الْحُسَینِ هَذَا وَوَضَعَ یدَهُ عَلَی رَأْسِ الْحُسَینِعلیه السلام»؛(1)
«همان ناپیدای تنهای رانده شده، محمّد پسر حسن پسر علی پسر محمّد پسر موسی پسر جعفر پسر محمّد پسر علی پسر این حسین.
و دست بر سر امام حسینعلیه السلام گذاشت».
1) 40. بحارالانوار، ج 51، ص 110.
محمّد بن عثمان عمری که از نواب خاص امام زمانعلیه السلام بوده، از پدرش نقل میکند که پدرم گفت: در خدمت امام حسن عسکریعلیه السلام بودم که از آن حضرت در مورد خبری سؤال شد که از امامانعلیهم السلام روایت شده که تا روز قیامت زمین از حجت خدا بر خلق خالی نمیماند و اینکه هر کسی بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است؟
امام حسن عسکریعلیه السلام فرمود: آری، این حقّ است؛ همان طور که روز حقّ است.
گفته شد: ای فرزند رسول خدا! پس حجت و امام پس از شما کیست؟
امام فرمود:
«ابْنِی مُحَمَّدٌ وَهُوَ الْإِمَامُ وَالْحُجَّةُ بَعْدِی، مَنْ مَاتَ وَلَمْ یعْرِفْهُ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیةً؛
أَمَا إِنَّ لَهُ غَیبَةً یحَارُ فِیهَا الْجَاهِلُونَ وَیهْلِکُ فِیهَا الْمُبْطِلُونَ وَیکْذِبُ فِیهَا الْوَقَّاتُونَ؛ ثُمَّ یخْرُجُ فَکَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَی الْأَعْلَامِ الْبِیضِ تَخْفِقُ فَوْقَ رَأْسِهِ
بِنَجَفِ الْکُوفَةِ»؛(1)
«پسرم محمّد، امام و حجت خدا پس از من است، هر که بمیرد و او را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است.
آگاه باشید که برای او غیبتی خواهد بود که جاهلان سرگردان میشوند، اهل باطل هلاک میگردند و آنان که تعیین وقت میکنند دروغ میگویند.
آنگاه ظهور خواهد کرد. گویا پرچمهای سفید را میبینم که در نجف کوفه و بالای سر آن جناب حرکت میکند».
امام رضاعلیه السلام نقل میفرماید که امیرالمؤمنینعلیه السلام به امام حسینعلیه السلام فرمود:
ای حسین! نهمین فرزند تو همان قائم به حقّ است که دین عدل را ظاهر میکند.
امام حسینعلیه السلام سؤال کرد: ای امیرالمؤمنین! آیا این خواهد شد؟
امام فرمود:
«إِی وَالَّذِی بَعَثَ مُحَمَّداً بِالنُّبُوَّةِ وَاصْطَفَاهُ عَلَی جَمِیعِ الْبَرِیةِ وَلَکِنْ بَعْدَ غَیبَةٍ وَحَیرَةٍ لَا تَثْبُتُ فِیهَا عَلَی دِینِهِ إِلَّا الُْمخْلِصُونَ الْمُبَاشِرُونَ لِرَوْحِ الْیقِینِ الَّذِینَ أَخَذَ اللَّهُ مِیثَاقَهُمْ بِوَلَایتِنَا وَکَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمانَ وَأَیدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ»؛(2)
«آری قسم به خدایی که محمّد را به نبوّت برانگیخت و او را از بین همه خلایق برگزید، ولی بعد از مدتی غیبت و حیرت، این قیام صورت میگیرد، البته در این مدت کسانی در دین خود ثابت خواهند ماند که مخلص باشند و دارای مرتبه یقین باشند، آنان که خداوند پیمان ولایت ما را از ایشان اخذ کرده و ایمان را در دلهای آنان نهاده و به روح الهی خود تأییدشان فرموده است».
اینکه میگوییم قضیه مهدویت مخصوص شیعه نبوده، بلکه همه فرقههای اسلامی از آن اطلاع دارند، شاهدش این سؤال عمر بن خطاب است؛ چون از صدر اسلام همه از پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله در این زمینه چیزهایی شنیده بودند. به همین جهت است که عمر نیز خدمت امیرالمؤمنین علیعلیه السلام آمده و از ایشان در این مورد پرسش میکند.
جابر بن عبداللَّه از امام باقرعلیه السلام نقل میکند که آن حضرت فرمود:
«سَأَلَ عُمَرُ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینعلیه السلام عَنِ الْمَهْدِی، قَالَ: یا ابْنَ أَبِی طَالِبٍ أَخْبِرْنِی عَنِ الْمَهْدِی، مَا اسْمُهُ؟
قَالَ: أَمَّا اسْمُهُ، فَلَا، إِنَّ حَبِیبِی وَخَلِیلِی عَهِدَ إِلَی أَنْ لَا أُحَدِّثَ بِاسْمِهِ حَتَّی یبْعَثَهُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ وَهُوَ مِمَّا اسْتَوْدَعَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ رَسُولَهُ فِی عِلْمِهِ»؛(1)
1) 43. بحارالانوار، ج 51، ص 33 / کمال الدین، ج 2، ص 648 / غیبت طوسی، ص 470.
«عمر بن خطاب از امیرالمؤمنینعلیه السلام در مورد مهدی پرسید و گفت: ای فرزند ابیطالب! برایم از مهدی خبر بده که نامش چیست؟
امام فرمود: امّا اسم آن حضرت را نمیتوانم بگویم، چون دوست و حبیب من (پیامبر خداصلی الله علیه وآله) با من عهد کرده که نام او را بیان نکنم تا زمانی که خداوند متعال او را برانگیزد، چون آن از چیزهایی است که خدا علمش را به رسولش به ودیعه گذاشته است».
شخصی به نام عیسی خشّاب میگوید که از امام حسینعلیه السلام پرسیدم:
آیا شما صاحب الامر هستید؟
آن جناب فرمود:
«لَا وَلَکِنْ صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ الطَّرِیدُ الشَّرِیدُ الْمَوْتُورُ بِأَبِیهِ الْمُکَنَّی بِعَمِّهِ یضَعُ سَیفَهُ عَلَی عَاتِقِهِ ثَمَانِیةَ أَشْهُرٍ»؛(1)
«خیر، امّا صاحب این امر کسی است که از وطن خود دور مانده و هنوز انتقام خون به ناحقّ ریخته شده پدر خود را نگرفته است، او که کنیه عمویش را دارد و شمشیرش را هشت ماه بر گردن حمایل میکند».
یکی از اصحاب امام صادقعلیه السلام به نام ابراهیم کرخی میگوید: روزی به محضر
1) 44. بحارالانوار، ج 51، ص 134 / کمال الدین، ج 1، ص 318.
آن جناب رسیدم و در خدمت ایشان نشسته بودم که امام کاظمعلیه السلام نیز وارد شد. در آن هنگام ایشان جوان بودند. من بلند شدم و ایشان را بوسیدم و نشستم.
امام صادقعلیه السلام فرمود:
«یا إِبْرَاهِیمُ أَمَا إِنَّهُ صَاحِبُکَ مِنْ بَعْدِی، أَمَا إِنَّهُ لَیهْلِکَنَّ فِیهِ قَوْمٌ وَیسْعَدُ آخَرُونَ فَلَعَنَ اللَّهُ قَاتِلَهُ وَضَاعَفَ عَلَی رُوحِهِ الْعَذَابَ، أَمَا لَیخْرِجَنَّ اللَّهُ مِنْ صُلْبِهِ خَیرَ أَهْلِ الْأَرْضِ فِی زَمَانِهِ سَمِی جَدِّهِ وَوَارِثَ عِلْمِهِ وَأَحْکَامِهِ وَفَضَائِلِهِ، مَعْدِنَ الْإِمَامَةِ وَرَأْسَ الْحِکْمَةِ، یقْتُلُهُ جَبَّارُ بَنِی فُلَانٍ بَعْدَ عَجَائِبَ طَرِیفَةٍ حَسَداً لَهُ وَلَکِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ، یخْرِجُ اللَّهُ مِنْ صُلْبِهِ تَمَامَ اثْنَا عَشَرَ مَهْدِیاً اخْتَصَّهُمُ اللَّهُ بِکَرَامَتِهِ وَأَحَلَّهُمْ دَارَ قُدْسِهِ، الْمُقِرُّ بِالثَّانِی عَشَرَ مِنْهُمْ کَالشَّاهِرِ سَیفَهُ بَینَ یدَی رَسُولِ اللَّهِصلی الله علیه وآله یذُبُّ عَنْهُ.
«ای ابراهیم! بدان و آگاه باش که این صاحب توست بعد از من.
بدان و آگاه باش که به جهت او برخی هلاک و برخی دیگر سعادتمند خواهند شد. پس خدا لعنت کند قاتل او را و عذاب وی را دو چندان نماید.
بدان و آگاه باش که خداوند از نسل او بهترین فرد روی زمین در زمان خودش را ظاهر خواهد کرد که همنام جدش میباشد و وارث علم و احکام و فضایل او خواهد بود. معدن امامت و رأس حکمت است، جباران و ظالمان از طایفه فلان او را خواهند کشت، بعد از آنکه امور عجیبه از او میبینند و این به جهت دشمنی و حسدی است که بر او دارند؛ لکن خداوند امر او را تمام خواهد کرد؛ هرچند مشرکان خوش نداشته باشند. خداوند از
نسل او تا دوازده امام را به دنیا خواهد آورد که همه مهدی هستند و به کرامت خود مخصوص گردانیده و در جایگاه دارالقدس قرار داده است. هر کسی به دوازدهمین ایشان اقرار کند و ایمان بیاورد مانند کسی است که با شمشیر خود از رسول خداصلی الله علیه وآله دفاع میکند.
قَالَ: فَدَخَلَ رَجُلٌ مِنْ مَوَالِی بَنِی أُمَیةَ فَانْقَطَعَ الْکَلَامُ، فَعُدْتُ إِلَی أَبِی عَبْدِ اللَّهِعلیه السلام إِحْدَی عَشْرَةَ مَرَّةً أُرِیدُ مِنْهُ أَنْ یسْتَتِمَّ الْکَلَامَ فَمَا قَدَرْتُ عَلَی ذَلِکَ، فَلَمَّا کَانَ قَابِلُ السَّنَةِ الثَّانِیةِ دَخَلْتُ عَلَیهِ وَهُوَ جَالِسٌ، فَقَالَ: یا إِبْرَاهِیمُ! الْمُفَرِّجُ لِلْکَرْبِ عَنْ شِیعَتِهِ بَعْدَ ضَنْکٍ شَدِیدٍ وَبَلَاءٍ طَوِیلٍ وَجَزَعٍ وَخَوْفٍ فَطُوبَی لِمَنْ أَدْرَکَ ذَلِکَ الزَّمَانَ حَسْبُکَ یا إِبْرَاهِیمُ!
فَمَا رَجَعْتُ بِشَیءٍ أَسَرَّ مِنْ هَذَا لِقَلْبِی وَلَا أَقَرَّ لِعَینِی»؛(1)
راوی گوید: در این هنگام یکی از دوستان بنی امیه داخل شد؛ لذا امام سخن خود را قطع فرمود. من حدود یازده مرتبه از ایشان خواستم که فرمایش خود را تمام نماید؛ امّا ایشان چنین نکردند.
تا اینکه سال آینده مجدداً خدمت آن حضرت شرفیاب شدم و در حالی که نشسته بودند، فرمودند: ای ابراهیم! آنکه گرفتاریها و مشکلات شیعیان را برطرف میکند پس از تنگی شدید و بلای طولانی و جزع و فزع، خواهد آمد.
پس خوشا به حال آنکه آن زمان را درک کند. دیگر تو را کافی است، ای ابراهیم!
1) 45. غیبت نعمانی، ص 90 / بحارالانوار، ج 51، ص 144 / کمال الدین، ج 2، ص 334.
راوی گوید: از محضر ایشان مرخص شدم، در حالی که تاکنون چنین امر خوشحال کنندهای بر قلب من داخل نشده بود و چیزی که چشم مرا این مقدار روشن کرده باشد».
یونس بن عبدالرحمن از اصحاب امام کاظمعلیه السلام است که از آن جناب پرسیده است: ای فرزند رسول خدا! آیا شما قائم به حقّ هستید؟
و آن حضرت در جواب فرمودند:
«أَنَا الْقَائِمُ بِالْحَقِّ وَلَکِنَّ الْقَائِمَ الَّذِی یطَهِّرُ الْأَرْضَ مِنْ أَعْدَاءِ اللَّهِ وَیمْلَؤُهَا عَدْلاً کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً هُوَ الْخَامِسُ مِنْ وُلْدِی لَهُ غَیبَةٌ یطُولُ أَمَدُهَا خَوْفاً عَلَی نَفْسِهِ یرْتَدُّ فِیهَا أَقْوَامٌ وَیثْبُتُ فِیهَا آخَرُونَ.
ثُمَّ قَالَعلیه السلام: طُوبَی لِشِیعَتِنَا الْمُتَمَسِّکِینَ بِحُبِّنَا فِی غَیبَةِ قَائِمِنَا الثَّابِتِینَ عَلَی مُوَالَاتِنَا وَالْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِنَا أُولَئِکَ مِنَّا وَنَحْنُ مِنْهُمْ قَدْ رَضُوا بِنَا أَئِمَّةً وَرَضِینَا بِهِمْ شِیعَةً وَطُوبَی لَهُمْ هُمْ وَاللَّهِ مَعَنَا فِی دَرَجَتِنَا یوْمَ الْقِیامَةِ»؛(1)
«من هم قائم به حقّ هستم؛ امّا آن قائمی که زمین را از لوث وجود دشمنان خدا پاک میکند و آن را از عدل پر مینماید چنانکه از جور و ستم پر شده باشد، پنجمین از نسل من است، او دارای غیبتی طولانی است که به
1) 46. منتخب الانوار، ص 80 / بحارالانوار، ج 51، ص 151 / کفایة الاثر، ص 269.
جهت خوف، غیبت میکند، در آن زمان برخی مرتد میشوند و بعضی نیز ثابت قدم میمانند.
سپس فرمود: خوشا به حال شیعیان ما، همانان که در زمان غیبت قائم ما به محبت ما متمسک میشوند، بر ولایت و دوستی ما پا برجایند و از دشمنان ما بیزارند. آنان از مایند و ما نیز از ایشانیم، آنان به امامت ما راضیاند و ما هم به شیعه بودن ایشان خشنودیم، خوشا به حال آنان! به خدا قسم روز قیامت هم درجه با مایند».
امامانعلیهم السلام نور واحد هستند و از هم جدایی ناپذیرند، اگر کسی یکی از ایشان را بپذیرد و دیگری را قبول نکند پذیرفتنی نیست، چنانکه اگر 11 نفر آنان را قبول کند؛ امّا یکی را رد کند گویا هیچ کدام را قبول نکرده؛ چنان که صفوان بن مهران از امام صادقعلیه السلام نقل کرده که فرمود:
هر که به تمام امامان اقرار کند؛ امّا مهدی را انکار نماید؛ مانند کسی است که همه پیامبران را تصدیق کند، ولی نبوّت محمّدصلی الله علیه وآله را انکار نماید.
سؤال شد: مهدی از کیست، ای فرزند رسول خدا؟ آیا فرزند شماست؟
فرمود: «الْخَامِسُ مِنْ وُلْدِ السَّابِعِ یغِیبُ عَنْکُمْ شَخْصُهُ وَلَا یحِلُّ لَکُمْ تَسْمِیتُهُ»؛(1)
1) 47. وسائل الشیعه، ج 16، ص 241 / بحارالانوار، ج 51، ص 143 / کمال الدین، ج 2، ص 333.
«او پنجمین از فرزند هفتمین خواهد بود، همان که شخص او از شما غایب میشود و نام بردنش نیز بر شما حلال نیست».
امام کاظمعلیه السلام امام هفتم است و پنجمین فرزند ایشان نیز امام مهدیعلیه السلام است.
مفضل بن عمر میگوید: به محضر مولایم امام جعفر صادقعلیه السلام شرفیاب شدم و عرض کردم: ای آقای من! دوست دارم در مورد جانشین بعد از خودتان بفرمایید.
امام صادقعلیه السلام فرمود:
«یا مُفَضَّلُ! اَلْإِمَامُ مِنْ بَعْدِی ابْنِی مُوسَی وَالْخَلَفُ الْمَأْمُول الْمُنْتَظَرُ محمد بْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِی بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی بْنِ مُوسَی»؛(1)
«ای مفضل! امام پس از من، فرزندم موسی است؛ ولی آن جانشینی که همه آرزویش را دارند و به انتظار او نشستهاند، محمّد بن حسن بن علی بن محمّد بن علی بن موسی میباشد».
و اینک حدیث و سؤالی از حضرت عبدالعظیم حسنی که به شاه عبدالعظیم و سید الکریم نیز معروف هستند.
1) 48. وسائل الشیعه، ج 16، ص 245 / کمال الدین، ج 2، ص 334 / بحارالانوار، ج 51، ص 143.
این مطلب در کتاب شریف کمال الدین از مرحوم شیخ صدوق نقل شده است که حضرت عبدالعظیم میگوید: خدمت مولایم امام جوادعلیه السلام رسیدم و قصد داشتم از «قائم» سؤال کنم که آیا او مهدی است یا غیر اوست، امّا بدون اینکه من حرفی بزنم، خود امام جوادعلیه السلام فرمود:
«یا أَبَا الْقَاسِمِ! إِنَّ الْقَائِمَ مِنَّا هُوَ الْمَهْدِی الَّذِی یجِبُ أَنْ ینْتَظَرَ فِی غَیبَتِهِ وَیطَاعَ فِی ظُهُورِهِ وَهُوَ الثَّالِثُ مِنْ وُلْدِی وَالَّذِی بَعَثَ مُحَمَّداً بِالنُّبُوَّةِ وَخَصَّنَا بِالْإِمَامَةِ إِنَّهُ لَوْ لَمْ یبْقَ مِنَ الدُّنْیا إِلَّا یوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذَلِکَ الْیوْمَ حَتَّی یخْرُجَ فَیمْلَأَ الْأَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَظُلْماً وَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَتَعَالَی یصْلِحُ أَمْرَهُ فِی لَیلَةٍ کَمَا أَصْلَحَ أَمْرَ کَلِیمِهِ مُوسَیعلیه السلام لِیقْتَبِسَ لِأَهْلِهِ نَاراً فَرَجَعَ وَهُوَ رَسُولُ نَبِی.
ثُمَّ قَالَعلیه السلام: أَفْضَلُ أَعْمَالِ شِیعَتِنَا انْتِظَارُ الْفَرَجِ»؛(1)
«ای ابوالقاسم! حتماً قائم ما همان مهدی است، همان که در زمان غیبتش واجب است که منتظر او باشند، و در زمان ظهور، مطیع وی گردند؛ او سومین فرزند من است. قسم به خدایی که محمّد را به پیامبری برگزید و ما را به امامت اختصاص داد! اگر از عمر دنیا فقط یک روز باقی مانده باشد، خدا آن یک روز را آن قدر طولانی فرماید تا او ظهور نماید و زمین را از عدل و داد پر کند؛ چنانکه از ظلم و ستم پر شده باشد و به درستی که
1) 49. بحارالانوار، ج 51، ص 156 / کمال الدین، ج 2، ص 377.
خداوند متعال امر فرج او را در یک شب اصلاح خواهد کرد؛ چنانکه امر پیامبر کلیم خود موسیعلیه السلام را در یک شب اصلاح فرمود، به گونهای که وی رفته بود تا برای اهل و خانوادهاش آتشی بیاورد، امّا برگشت در حالی که پیامبر و رسول خدا شده بود.
امام جوادعلیه السلام آنگاه فرمود: برترین اعمال شیعیان ما انتظار فرج است».
چنان که در کفایة الاثر نقل شده است، حضرت عبدالعظیم حسنی میگوید: به امام جوادعلیه السلام عرض کردم: من امید داشتم که شما همان قائم اهل بیت باشید، همان که زمین را از عدل و داد پر میکند چنانکه از ظلم و ستم پر شده باشد.
امام جوادعلیه السلام فرمودند:
«یا أَبَا الْقَاسِمِ مَا مِنَّا إِلَّا قَائِمٌ بِأَمْرِ اللَّهِ وَهَادٍ إِلَی دِینِ اللَّهِ وَلَسْتُ الْقَائِمَ الَّذِی یطَهِّرُ اللَّهُ بِهِ الْأَرْضَ مِنْ أَهْلِ الْکُفْرِ وَالْجُحُودِ وَیمْلَؤُهَا عَدْلاً وَقِسْطاً، هُوَ الَّذِی یخْفَی عَلَی النَّاسِ وِلَادَتُهُ وَیغِیبُ عَنْهُمْ شَخْصُهُ وَیحْرُمُ عَلَیهِمْ تَسْمِیتُهُ وَهُوَ سَمِی رَسُولِ اللَّهِ وَکَنِیهُ وَهُوَ الَّذِی یطْوَی لَهُ الْأَرْضُ وَیذِلُّ لَهُ کُلُّ صَعْبٍ، یجْتَمِعُ إِلَیهِ مِنْ أَصْحَابِهِ عَدَدُ أَهْلِ بَدْرٍ ثَلَاثُمِائَةٍ وَثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلاً مِنْ أَقَاصِی الْأَرْضِ وَذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ: أَینَ ما تَکُونُوا یأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمِیعاً إِنَّ اللَّهَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ، فَإِذَا اجْتَمَعَتْ لَهُ هَذِهِ الْعِدَّةُ مِنْ
أَهْلِ الْأَرْضِ أَظْهَرَ أَمْرَهُ، فَإِذَا أُکْمِلَ لَهُ الْعَقْدُ وَهُوَ عَشَرَةُ آلَافِ رَجُلٍ خَرَجَ بِإِذْنِ اللَّهِ فَلَا یزَالُ یقْتُلُ أَعْدَاءَ اللَّهِ حَتَّی یرْضَی اللَّهُ تَبَارَکَ وَتَعَالَی.
قَالَ عَبْدُ الْعَظِیمِ: قُلْتُ لَهُ: یا سَیدِی وَکَیفَ یعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ قَدْ رَضِی؟
قَالَ: یلْقِی فِی قَلْبِهِ الرَّحْمَةَ»؛(1)
«ای ابوالقاسم! هیچکدام از ما امامان نیست مگر اینکه قائم به امر خداست و هادی مردم به سوی دین خدا میباشد، امّا آن قائمی که خداوند به وسیله او زمین را از کفر و الحاد پاک میکند و آن را از عدل و داد پر مینماید، من نیستم. او کسی است که ولادتش از مردم مخفی است، شخص او ناپیدا و نام بردنش نیز حرام است. او همنام و هم کنیه رسول خداست، او کسی است که خداوند طی الارض را به وی عنایت میکند، و هر مشکلی برایش آسان میگردد.
اصحاب او که تعدادشان 313 نفر و به عدد مجاهدان بدر است از دورترین نقاط زمین دور او جمع میشوند، و چنین است سخن خداوند متعال: هر جا باشید، خداوند همه شما را (برای پاداش و کیفر در برابر اعمال نیک و بد، در روز رستاخیز) حاضر میکند؛ زیرا او بر هر کاری تواناست.
هرگاه این عدّه از یاران او از سراسر جهان برای وی فراهم شد و پیمان ده هزار مرد برای او کامل گردید، به اذن خداوند ظهور مینماید و آن قدر
1) 50. بحارالانوار، ج 51، ص 157 / کفایة الاثر، ص 281.
از دشمنان خدا را میکشد تا خداوند راضی شود.
حضرت عبدالعظیم میگوید گفتم: ای آقای من! چگونه میفهمد که خدا راضی شده است؟
فرمود: رحمت را به قلبش القا میکند».
علی بن مهزیار که جریان ملاقات وی با امام زمانعلیه السلام معروف است، میگوید: نامهای نوشتم و از امام هادیعلیه السلام در مورد فرج پرسیدم.
حضرت در جواب مرقوم فرمودند:
«إِذَا غَابَ صَاحِبُکُمْ عَنْ دَارِ الظَّالِمِینَ فَتَوَقَّعُوا الْفَرَجَ»؛(1)
«هرگاه صاحب شما از حکومت ظالمان غایب گردید، پس منتظر فرج باشید».
علی بن عبدالغفار میگوید آنگاه که امام محمّد تقیعلیه السلام به شهادت رسید، شیعیان برای فرزندش امام هادیعلیه السلام نامه نوشتند و در مورد جریان امامت از ایشان پرسیدند.
آن حضرت جواب فرمودند:
1) 51. بحارالانوار، ج 51، ص 159 / کمال الدین، ج 2، ص 380.
«اَلْأَمْرُ لِی مَا دُمْتُ حَیاً، فَإِذَا نَزَلَتْ بِی مَقَادِیرُ اللَّهِ تَبَارَکَ وَتَعَالَی أَتَاکُمُ الْخَلَفُ مِنِّی وَأَنّی لَکُمْ بِالْخَلَفِ مِنْ بَعْدِ الْخَلَفِ»؛(1)
«امر امامت با من است تا زمانی که زنده هستم، هرگاه تقدیر الهی برای من مقدر شد (و از دنیا رفتم) جانشین من برای شما خواهد آمد؛ امّا چگونه خواهد بود حال شما در زمان خلف بعد از آن جانشین!»
احمد بن اسحاق نیز از امام حسن عسکریعلیه السلام در مورد صاحب هذا الامر پرسیده است که آن حضرت با دست اشاره فرمودند؛ یعنی:
«إِنَّهُ حَی غَلِیظُ الرَّقَبَةِ»؛(2)
«او زنده است و تحت مراقبت شدید میباشد».
امام زمانعلیه السلام به هر کدام از پیامبران الهی شباهتی دارد و از هر کدام نیز معجزهای، برخی از این شباهتها را امام باقرعلیه السلام چنین فرمودهاند:
«فِی صَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ شَبَهٌ مِنْ أَرْبَعَةِ أَنْبِیاءَ شَبَهٌ مِنْ مُوسَی وَشَبَهٌ مِنْ عِیسَی وَشَبَهٌ مِنْ یوسُفَ وَشَبَهٌ مِنْ مُحَمَّدٍصلی الله علیه وآله»؛
«در مورد صاحب الزمانعلیه السلام شباهتهایی به چهار پیامبر هست، شباهتی به موسی، شباهتی به عیسی و شباهتی به یوسف و شباهتی به محمّدصلی الله علیه وآله».
ابوبصیر میگوید عرض کردم: چه شباهتی به موسی دارد؟
فرمود: «خَائِفٌ یتَرَقَّبُ؛
خائف و نگران (مردم) و منتظر است».
گفتم: شباهتش به عیسی چیست؟
فرمود: «قِیلَ فِیهِ مَا قِیلَ فِی عِیسَی.
«در مورد ایشان همان خواهند گفت که در مورد حضرت عیسی گفتند.
قُلْتُ: فَمَا شَبَهُ یوسُفَ؟ گفتم: شباهتشان به یوسف چیست؟
قَالَ: السِّجْنُ وَالْغَیبَةُ. فرمود: زندان و غیبت.
قُلْتُ: وَمَا شَبَهُ مُحَمَّدٍصلی الله علیه وآله؟ عرض کردم: چه شباهتی به پیامبرصلی الله علیه وآله دارند؟
قَالَ: إِذَا قَامَ سَارَ بِسِیرَةِ رَسُولِ اللَّهِصلی الله علیه وآله إِلَّا أَنَّهُ یبَینُ آثَارَ مُحَمَّدٍ وَیضَعُ السَّیفَ ثَمَانِیةَ أَشْهُرٍ هَرْجاً هَرْجاً حَتَّی یرْضَی اللَّهُ.
فرمود: آنگاه که قیام کند به سیره و روش ایشان رفتار خواهد کرد، با این فرق که همان احکام و آثار و سنت پیامبر را تبیین خواهد فرمود؛ شمشیرش را هشت ماه بر میدارد و دشمنان خدا را میکشد تا اینکه خدا راضی شود.
قُلْتُ: فَکَیفَ یعْلَمُ رِضَا اللَّهِ؟
گفتم: از کجا میفهمد که خدا راضی شده است؟
قَالَ: یلْقِی اللَّهُ فِی قَلْبِهِ الرَّحْمَةَ»؛(1)
فرمود: خداوند در قلبش رحمت القا میکند.»
محمّد بن مسلم از اصحاب خاصّ امام باقر و امام صادقعلیهما السلام میگوید: خدمت امام باقرعلیه السلام رفتم تا در مورد قائم آل محمّدعلیه السلام از آن حضرت سؤال کنم، امّا خود آن جناب بدون مقدمه فرمودند:
«یا مُحَمَّدَ بْنَ مُسْلِمٍ! إِنَّ فِی الْقَائِمِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍصلی الله علیه وآله شَبَهاً مِنْ خَمْسَة مِنَ الرُّسُلِ: یونُسَ بْنِ مَتَّی وَیوسُفَ بْنِ یعْقُوبَ وَمُوسَی وَعِیسَی وَمُحَمَّدٍ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیهِمْ.
«ای محمّد بن مسلم! همانا برای قائم آل محمّد شباهتهایی از پنج پیامبر
1) 54. بحار الانوار، ج 52، ص 347.
وجود دارد: حضرات یونس و یوسف و موسی و عیسی و محمّدعلیهم السلام.
فَأَمَّا شَبَهُهُ مِنْ یونُسَ: فَرُجُوعُهُ مِنْ غَیبَتِهِ وَهُوَ شَابٌّ بَعْدَ کِبَرِ السِّنِّ؛
امّا شباهت به یونسعلیه السلام: برگشت او بود از غیبتش در حالی که جوان بود بعد از گذشت سالها و پیری او.
وَ أَمَّا شَبَهُهُ مِنْ یوسُفَ بْنِ یعْقُوبَ: فَالْغَیبَةُ مِنْ خَاصَّتِهِ وَعَامَّتِهِ وَاخْتِفَاؤُهُ مِنْ إِخْوَتِهِ وَإِشْکَالُ أَمْرِهِ عَلَی أَبِیهِ یعْقُوبَعلیه السلام مَعَ قُرْبِ الْمَسَافَةِ بَینَهُ وَبَینَ أَبِیهِ وَأَهْلِهِ وَشِیعَتِهِ؛
شباهت به یوسفعلیه السلام: او نیز از همه غایب شده بود از بستگان و غیره. و مخفی شدن وی از برادرانش و سخت شدن این کار بر پدرش یعقوبعلیه السلام با اینکه فاصله بین او و پدر و اهل و پیروانش نزدیک بود.
وَ أَمَّا شَبَهُهُ مِنْ مُوسَی: فَدَوَامُ خَوْفِهِ وَطُولُ غَیبَتِهِ وَخَفَاءُ وِلَادَتِهِ وَتَعَبُ شِیعَتِهِ مِنْ بَعْدِهِ بِمَا لَقُوا مِنَ الْأَذَی وَالْهَوَانِ إِلَی أَنْ أَذِنَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ فِی ظُهُورِهِ وَ نَصَرَهُ وَأَیدَهُ عَلَی عَدُوِّهِ؛
شباهت حضرت قائم به موسیعلیه السلام: ادامه دوره نگرانی و اظطراب او و طول مدت غیبت و نیز پنهانی بودن ولادت وی و سختی پیروانش بعد از او به سبب آزار و اذیتی که به آنان رسید، تا زمانی که خداوند در ظهور و یاری او اجازه فرمود و ایشان را بر دشمنانش پیروز نمود.
وَ أَمَّا شَبَهُهُ مِنْ عِیسَی: فَاخْتِلَافُ مَنِ اخْتَلَفَ فِیهِ حَتَّی قَالَتْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ مَا وُلِدَ وَقَالَتْ طَائِفَةٌ مَاتَ وَقَالَتْ طَائِفَةٌ قُتِلَ وَصُلِبَ؛
شباهت به حضرت عیسیعلیه السلام: به جهت اختلاف مردم پیرامون وی است،
به گونهای که برخی گفتند اصلاً او متولد نشده، بعضی گفتند مرده، عدّهای گفتند کشته شده و او را به صلیب کشیدهاند .
وَ أَمَّا شَبَهُهُ مِنْ جَدِّهِ الْمُصْطَفَیصلی الله علیه وآله: فَخُرُوجُهُ بِالسَّیفِ وَقَتْلُهُ أَعْدَاءَ اللَّهِ وَأَعْدَاءَ رَسُولِهِصلی الله علیه وآله وَالْجَبَّارِینَ وَالطَّوَاغِیتَ وَأَنَّهُ ینْصَرُ بِالسَّیفِ وَالرُّعْبِ وَأَنَّهُ لَا تُرَدُّ لَهُ رَایةٌ șΘÙΙƙљΠمِنْ عَلَامَاتِ خُرُوجِهِ خُرُوجَ السُّفْیانِی مِنَ الشَّامِ وَخُرُوجَ الَْیمَانِی وَصَیحَةً مِنَ السَّمَاءِ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ وَمُنَادٍ ینَادِی بِاسْمِهِ وَاسْمِ أَبِیهِ»؛(1)
امّا شباهت امام زمانعلیه السلام به جدّ بزرگوارش پیامبر خداصلی الله علیه وآله این است که با قدرت شمشیر ظهور میکند، دشمنان خدا و رسولش را که ظالمان و طاغوتیان هستند به قتل میرساند. خداوند متعال با قدرت شمشیر و ترسی که بر دل دشمنانش میاندازد، امام را پیروز میکند و هرگز پرچم و لشکر او عقبنشینی ندارد.
برخی از علائم و نشانههای ظهور ایشان چنین است: خروج سفیانی از شام، خروج یمانی، ندایی از آسمان در ماه رمضان که منادی، اسم او و اسم پدرش صدا را میکند.»
ابوبصیر روایت کرده که امام باقرعلیه السلام فرمود:
«فِی الْقَائِمِ شَبَهٌ مِنْ یوسُفَ»؛
1) 55. بحارالانوار، ج 51، ص 218 / کمال الدین، ج 1، ص 327.
«در قائمعلیه السلام شباهتی به یوسف پیامبرعلیه السلام است».
عرض کردم: چه شباهتی؟
فرمود: «الْحِیرَةُ وَالْغَیبَةُ»؛(1)
«سرگردانی و غیبت».
1) 56. بحارالانوار، ج 51، ص 224 / غیبت طوسی.
«قائم» در لغت اسم فاعل و به معنای قیام کننده است؛ امّا اینکه در اصطلاح یعنی چه و چرا مختص به امام زمانعلیه السلام شده، از سؤالاتی است که شیعیان آن را از امامانعلیهم السلام پرسیدهاند.
از ابوحمزه ثمالی نقل شده که وی از امام باقرعلیه السلام سؤال کرد: ای فرزند رسول خدا! مگر همه شما امامان، قائم به حقّ نیستید؟
امام باقرعلیه السلام فرمود: آری.
عرض کردم: پس چرا فقط به امام دوازدهم قائم گفته میشود؟ فرمود:
«لَمَّا قُتِلَ جَدِّی الْحُسَینُ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ ضَجَّتِ الْمَلَائِکَةُ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ بِالْبُکَاءِ وَالنَّحِیبِ وَقَالُوا: إِلَهَنَا وَسَیدَنَا أَتَغْفَلُ عَمَّنْ قَتَلَ صَفْوَتَکَ وَابْنَ صَفْوَتِکَ وَخِیرَتَکَ مِنْ خَلْقِکَ؟ فَأَوْحَی اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ إِلَیهِمْ: قَرُّوا مَلَائِکَتِی فَوَ عِزَّتِی وَجَلَالِی لَأَنْتَقِمَنَّ مِنْهُمْ وَلَوْ بَعْدَ حِینٍ، ثُمَّ کَشَفَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ عَنِ الْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِ الْحُسَینِعلیه السلام لِلْمَلَائِکَةِ فَسَرَّتِ الْمَلَائِکَةُ بِذَلِکَ فَإِذَا أَحَدُهُمْ قَائِمٌ یصَلِّی، فَقَالَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ: بِذَلِکَ الْقَائِمِ أَنْتَقِمُ مِنْهُمْ»؛(1)
«آنگاه که جدّم حسینعلیه السلام به شهادت رسید، فرشتگان الهی با گریه و ناله به درگاه الهی ضجّه نموده، عرض کردند: ای خدا و مولای ما! آیا از کسانی
1) 57. علل الشرایع، ج 1، ص 160 / بحارالانوار، ج 51، ص 28 / بحارالانوار، ج 45، ص 221.
که برگزیده و فرزند برگزیده تو را به شهادت رساندند میگذری، او که بهترین خلق توست؟
خداوند به آنان وحی فرمود: فرشتگان من! آرام باشید، به عزت و جلالم سوگند که حتماً از آنان انتقام خواهم گرفت؛ هرچند مدتی بگذرد.
سپس خداوند امامان از فرزندان امام حسینعلیه السلام را برایشان نمایان ساخت و فرشتگان خوشحال شدند. امّا دیدند یک نفر از ایشان ایستاده و نماز میخواند، خداوند فرمود: به وسیله آن که ایستاده، از آنان انتقام خواهم گرفت».
مرحوم شیخ طوسی در سلسله سند خود نقل میکند که ابوسعید خراسانی میگوید: به امام صادقعلیه السلام عرض کردم: آیا مهدی و قائم یک نفر است؟
فرمود: آری. گفتم: چرا ایشان را مهدی نامیدهاند؟
امام صادقعلیه السلام فرمود:
«لِأَنَّهُ یهْدَی إِلَی کُلِّ أَمْرٍ خَفِی وَسُمِّی الْقَائِمَ لِأَنَّهُ یقُومُ بَعْدَ مَا یمُوتُ إِنَّهُ یقُومُ بِأَمْرِ عَظِیمٍ»؛(1)
«چون به هر امر و کار مخفی هدایت و رهنمون میشود. و به این جهت قائم نامیده شده، چون بعد از آنکه نامی از وی نیست قیام میکند، او به امر عظیمی قیام خواهد کرد».
1) 58. غیبت طوسی ص 473 / بحارالانوار، ج 51، ص 30.
مرحوم شیخ صدوق نقل میکند: یکی از اصحاب امامانعلیهم السلام به نام صقر بن دلف میگوید: از امام جوادعلیه السلام شنیدم که میفرمود: امام بعد از من پسرم علی است و سپس فرزندش حسن امام است. آنگاه سکوت کردند. عرض کردم: سپس چه کسی امام است؟ امام جوادعلیه السلام گریه شدیدی کردند و فرمودند:
«إِنَّ مِنْ بَعْدِ الْحَسَنِ ابْنَهُ الْقَائِمَ بِالْحَقِّ الْمُنْتَظَرَ. فَقُلْتُ لَهُ: یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ وَ لِمَ سُمِّی الْقَائِمَ؟ قَالَ: لِأَنَّهُ یقُومُ بَعْدَ مَوْتِ ذِکْرِهِ وَارْتِدَادِ أَکْثَرِ الْقَائِلِینَ بِإِمَامَتِهِ.
فَقُلْتُ لَهُ: وَلِمَ سُمِّی الْمُنْتَظَرَ؟ قَالَ: لِأَنَّ لَهُ غَیبَةً تَکْثُرُ أَیامُهَا وَیطُولُ أَمَدُهَا فَینْتَظِرُ خُرُوجَهُ الُْمخْلِصُونَ وَینْکِرُهُ الْمُرْتَابُونَ وَیسْتَهْزِئُ بِذِکْرِهِ الْجَاحِدُونَ وَ یکْثُرُ فِیهَا الْوَقَّاتُونَ وَیهْلِکُ فِیهَا الْمُسْتَعْجِلُونَ وَینْجُو فِیهَا الْمُسْلِمُونَ»؛(1)
«پس از حسن، پسرش که قائم به حقّ و منتظر است، امام خواهد بود.
عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! چرا قائم نامیده شده است؟
فرمود: چون بعد از آنکه ذکر و یادش از بین رفته، قیام میکند، پس از آنکه بسیاری از مردم از امامت او بر میگردند.
گفتم: چرا منتظَر نامیده شده است؟
فرمود: چون غیبتی خواهد داشت که روزهایش زیاد و مدتش طولانی خواهد شد، لذا افراد مخلص منتظر ظهور اویند؛ امّا تردید کنندگان آن را
1) 59. کمال الدین، ج 2، ص 378 / بحارالانوار، ج 51، ص 30 و 157.
انکار کرده و منکران نیز استهزاء میکنند. بسیاری از افراد برای آن وقتگذاری میکنند و کسانی هم که عجله کنند هلاک خواهند شد؛ امّا مسلمانان واقعی نجات خواهند یافت».
در کتاب شریف کافی نقل شده که حکم بن ابونعیم میگوید: در مدینه خدمت امام باقرعلیه السلام رسیدم و به آن حضرت عرض کردم: بین رکن و مقام نذر کردم که هرگاه به مدینه آمدم و شما را ملاقات کردم، از شهر خارج نشوم تا اینکه بدانم آیا شما قائم آل محمّد هستید یا نه؟
آن حضرت جوابی به من ندادند، تا اینکه 30 روز در مدینه ماندم. روزی در بین راه ایشان را زیارت کردم، فرمود: تو هنوز اینجا هستی؟
عرض کردم: من که گفتم چه نذری کردم، شما هم نه امری فرمودید نه نهی کردید و نه جوابی دادید.
فرمود: فردا صبح زود بیا منزل.
من نیز چنین کردم، امام باقرعلیه السلام فرمود: بپرس هر حاجتی که داری.
عرض کردم: من برای خدا نذر کردم به روزه و صدقه در بین رکن و مقام که هرگاه شما را ملاقات کردم از مدینه خارج نشوم تا اینکه بدانم شما قائم آل محمّد هستید یا نه؟ اگر شما همان باشید در خدمت شما باشم و اگر شما نیستید بروم و دنبال کار خود باشم.
امام باقرعلیه السلام فرمود:
«یا حَکَمُ کُلُّنَا قَائِمٌ بِأَمْرِ اللَّهِ؛ «ای حکم! همه ما قائم به امر خداوند هستیم.
قُلْتُ: فَأَنْتَ الْمَهْدِی؟»؛ «گفتم: پس شما مهدی هستید؟»
قالَ: کُلُّنَا یهْدَی إِلَی اللَّهِ؛ «فرمود: همه ما مردم را به سوی خدا هدایت میکنیم.
قُلْتُ: فَأَنْتَ صَاحِبُ السَّیفِ؟؛ گفتم: پس شما صاحب شمشیر هستید؟
قَالَ: کُلُّنَا صَاحِبُ السَّیفِ وَوَارِثُ السَّیفِ؛ فرمود: همه ما صاحب شمشیر و وارث آن هستیم.
قُلْتُ: فَأَنْتَ الَّذِی تَقْتُلُ أَعْدَاءَ اللَّهِ وَیعِزُّ بِکَ أَوْلِیاءُ اللَّهِ وَیظْهَرُ بِکَ دِینُ اللَّهِ؟ «عرض کردم: پس شما همان هستید که دشمنان خدا را میکشید، دوستان خدا به سبب شما عزیز میشوند و دین الهی ظاهر و حاکم میگردد؟»
فَقَالَ: یا حَکَمُ کَیفَ أَکُونُ أَنَا وَبَلَغْتُ خَمْساً وَأَرْبَعِینَ وَإِنَّ صَاحِبَ هَذَا أَقْرَبُ عَهْداً بِاللَّبَنِ مِنِّی وَأَخَفُّ عَلَی ظَهْرِ الدَّابَّةِ»؛(1)
«فرمود: ای حکم! چگونه او من باشم در حالی که سنّ من به 45 سال رسیده است؛ امّا صاحب این امر جوانتر از من است و سبکبالتر بر اسب سوار میشود».
1) 60. کافی، ج1، ص 536 / بحارالانوار، ج 51، ص 140.
این سؤالی است که شعیب بن ابوحمزه از امام صادقعلیه السلام پرسیده است که آیا شما صاحب این امر هستید؟ آن جناب فرمودند: خیر.
سؤال میکند: پس فرزند شماست؟ میفرماید: خیر.
عرض میکند: پس چه کسی است؟
امام صادقعلیه السلام میفرماید:
«اَلَّذِی یمْلَأُهَا عَدْلاً کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً لَعَلَی فَتْرَةٍ مِنَ الْأَئِمَّةِ یأْتِی کَمَا أَنَّ رَسُولَ اللَّهِصلی الله علیه وآله بُعِثَ عَلَی فَتْرَةٍ»؛(1)
«آن کسی که زمین را از عدل پر میکند؛ همان طور که از جور و ستم پر شده باشد، او هنگامی خواهد آمد که کسی از امامان معصومعلیهم السلام نیست، همان طور که پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله نیز پس از مدتها که پیامبری نبود، مبعوث شد».
مرحوم شیخ صدوق در کتاب شریف کمال الدین نقل میکند که معروف بن خرّبوذ گوید به امام باقرعلیه السلام عرض کردم: در مورد خودتان بفرمایید؟
آن جناب فرمود:
«نَحْنُ بِمَنْزِلَةِ النُّجُومِ إِذَا خَفِی نَجْمٌ بَدَا نَجْمٌ مَأْمَنٌ وَأَمَانٌ وَسِلْمٌ وَإِسْلَامٌ وَفَاتِحٌ وَمِفْتَاحٌ حَتَّی إِذَا اسْتَوَی بَنُو عَبْدِ الْمُطَّلِبِ فَلَمْ یدْرَ أَی مِنْ أَی أَظْهَرَ
1) 61. کافی، ج 1، ص 341 / بحارالانوار، ج 51، ص 39 / غیبت نعمانی، ص 186.
اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ صَاحِبَکُمْ فَاحْمَدُوا اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ وَهُوَ یخَیرُ الصَّعْبَ عَلَی الذَّلُولِ.
فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ! فَأَیهُمَا یخْتَارُ؟
قَالَ: یخْتَارُ الصَّعْبَ عَلَی الذَّلُولِ»؛(1)
«ما همانند ستارگان آسمانیم، هرگاه ستارهای از ما غایب شد ستارهای دیگر ظاهر خواهد شد که موجب امان و امنیت و سلامت و اسلام و فاتح و مفتاح خواهد بود. تا هنگامی که بنو عبدالمطلب حاکم هستند کسی نمیداند امام ایشان کیست، امّا آنگاه که خداوند صاحب شما را ظاهر گرداند حمد خدای عزّوجلّ را به جای آورید، خداوند او را بین دو امر آسان و مشکل مخیر میسازد.
عرض کردم: فدایتان شوم! آن حضرت کدام یک را انتخاب میفرماید؟
فرمود: امر مشکل را بر امر آسان ترجیح میدهد».
در کتاب غیبت نعمانی چنین آمده که عبداللَّه بن عطاء میگوید: خدمت امام باقرعلیه السلام عرض کردم: شیعیان شما در عراق فراوان هستند، در اهل بیت شما هم کسی مانند شما نیست، پس چرا قیام نمیکنید؟
امام باقرعلیه السلام فرمود:
1) 62. کمال الدین، ج 1، ص 329 / بحارالانوار، ج 51، ص 136.
«یا عَبْدَ اللَّهِ بْنَ عَطَاءٍ قَدْ أَخَذْتَ تَفْرُشُ أُذُنَیکَ لِلنَّوْکَی، لَا وَاللَّهِ مَا أَنَا بِصَاحِبِکُمْ.
قُلْتُ: فَمَنْ صَاحِبُنَا؟
فَقَالَ: اُنْظُرُوا مَنْ غُیبَ عَنِ النَّاسِ وِلَادَتُهُ، فَذَلِکَ صَاحِبُکُمْ، إِنَّهُ لَیسَ مِنَّا أَحَدٌ یشَارُ إِلَیهِ بِالْأَصَابِعِ وَیمْضَغُ بِالْأَلْسُنِ إِلَّا مَاتَ غَیظاً أَوْ حَتْفَ أَنْفِهِ»؛(1)
«ای عبداللَّه فرزند عطاء! گویا گوش خود را در اختیار افراد نادان و احمق قرار دادی، خیر، به خدا قسم که من صاحب شما نیستم.
گفتم: پس صاحب ما کیست؟
فرمود: نگاه کنید همان که تولدش از مردم مخفی میماند، او صاحب شماست چرا که هیچ کسی از ما اهل بیت نیست که به او اشاره شود یا نامش بر سر زبانها افتاده؛ مگر اینکه یا به جهت غیظ دیگران مرده یا آنان را کشتند».
این سؤالی است که مفضل بن عمر یکی از اصحاب امام صادقعلیه السلام از آن جناب پرسیده و در غیبت نعمانی نقل شده است، مفضل میگوید:
به امام صادقعلیه السلام عرض کردم: علامت و نشانه قائم چیست؟
آن حضرت فرمود:
«إِذَا اسْتَدَارَ الْفَلَکُ فَقِیلَ مَاتَ أَوْ هَلَکَ فِی أَیّ وَادٍ سَلَکَ.
1) 63. بحارالانوار، ج 51، ص 138 / غیبت نعمانی، ص 167.
قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ! ثُمَّ یکُونُ مَا ذَا؟
قَالَ: لَا یظْهَرُ إِلَّا بِالسَّیفِ»؛(1)
«آنگاه که اوضاع زمان متغیر شود، پس گفته میشود: معلوم نیست مرده، از بین رفته، یا در کدام وادی و بیابان رفته است؟
گفتم: فدایتان شوم! سپس چه میشود؟
فرمود: او ظهور نمیکند مگر با شمشیر».
1) 64. بحارالانوار، ج 51، ص 148 / غیبت نعمانی، ص 156.
خداوند مصلحت امّت اسلامی و جامعه جهانی را در این دیده است که مهدی موعود مدتی در پس پرده غیبت باشد؛ لذا ابن عباس میگوید: روزی پیامبر خداصلی الله علیه وآله میفرمود که علی بن ابیطالبعلیه السلام امام امّت من و خلیفه من بر آنان است، و قائم منتظر از فرزندان اوست؛ همان که زمین را از عدل و داد پر میکند؛ چنانکه از ظلم و ستم پر شده باشد.
به خدا قسم آنان که بر قول او ثابت بمانند، در زمان غیبتش، هر آینه از کبریت احمر نیز نایابترند.
جابر بن عبداللَّه انصاری در محضر پیامبر خداصلی الله علیه وآله ایستاد و عرض کرد:
ای رسول خدا! آیا فرزندت قائم غیبت هم دارد؟
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمود:
«إِی وَرَبِّی وَلُِیمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَیمْحَقَ الْکافِرِینَ، یا جَابِرُ! إِنَّ هَذَا لَأَمْرٌ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ وَسِرٌّ مِنْ سِرِّ اللَّهِ مَطْوِی عَنْ عِبَادِهِ فَإِیاکَ وَالشَّکَّ فِی أَمْرِ اللَّهِ فَهُوَ کُفْرٌ»؛(1)
«آری به خدا قسم یاد میکنم؛ و تا خداوند، افراد باایمان را خالص
1) 65. بحارالانوار، ج 51، ص 73 / کمال الدین، ج 1، ص 287 / کشف الغمة، ج 2، ص 521.
گرداند (و ورزیده شوند)؛ و کافران را به تدریج نابود سازد. ای جابر! این امری از امور خدا و سرّی از اسرار اوست که از بندگانش پوشانده است، پس بپرهیز از شک در امر الهی که آن کفر است».
مرحوم شیخ صدوق در کتاب کمال الدین میفرماید: سید بن محمّد حمیری در قسمتی از یک حدیث طولانی نقل میکند به امام صادقعلیه السلام عرض کردم:
ای فرزند رسول خدا! اخبار و روایات صحیحی از پدران بزرگوار شما در مورد غیبت رسیده است، بفرمایید در مورد چه کسی این غیبت رخ خواهد داد؟
امام صادقعلیه السلام فرمود:
«سَتَقَعُ بِالسَّادِسِ مِنْ وُلْدِی وَالثَّانِی عَشَرَ مِنَ الْأَئِمَّةِ الْهُدَاةِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِصلی الله علیه وآله أَوَّلُهُمْ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلِی بْنُ أَبِی طَالِبٍعلیه السلام وَآخِرُهُمُ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ بَقِیةُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ صَاحِبُ الزَّمَانِ وَخَلِیفَةُ الرَّحْمَنِ وَاللَّهِ لَوْ بَقِی فِی غَیبَتِهِ مَا بَقِی نُوحٌ فِی قَوْمِهِ لَمْ یخْرُجْ مِنَ الدُّنْیا حَتَّی یظْهَرَ فَیمْلَأَ الْأَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَظُلْماً»؛(1)
«برای ششمین امام از فرزندان من خواهد بود، او که امام دوازدهم هدایت بعد از رسول خداست که اوّل ایشان امیرالمؤمنین علیعلیه السلام است و آخرین آنان قائم به حقّ خواهد بود، او که بقیة اللَّه در زمین و صاحب
1) 66. بحارالانوار، ج 51، ص 145 / کمال الدین، ج 1، ص 33 و ج 2، ص 343.
زمان و جانشین خداوند است. به خدا قسم که اگر در غیبت خود باقی بماند به مقداری که نوح در قومش مانده بود، از دنیا نخواهد رفت تا اینکه ظهور نماید و زمین را از قسط و عدل پر کند؛ چنانکه از ظلم و ستم پر شده باشد».
اگر مصلحت الهی بر این قرار گرفته است که جهان به وسیله امام زمانعلیه السلام اصلاح گردد، باید ایشان تا آن هنگام سالم بمانند، پس باید از دسترس دشمنان در امان باشند؛ لذا امام صادقعلیه السلام نقل میکند که پیامبر خداصلی الله علیه وآله فرموده است:
«لَا بُدَّ لِلْغُلَامِ مِنْ غَیبَةٍ»؛
«ضروری است که آن «غلام» غایب شود».
سؤال شد: برای چه ای رسول خدا؟
حضرت فرمود:
«یخَافُ الْقَتْلَ»؛(1)
«چون از کشته شدن میترسد».
سدیر میگوید از امام صادقعلیه السلام پرسیدم: چرا امام زمانعلیه السلام غایب خواهد شد؟ فرمود:
«إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ أَبَی إِلَّا أَنْ یجْرِی فِیهِ سُنَنَ الْأَنْبِیاءِعلیهم السلام فِی غَیبَاتِهِمْ وَإِنَّهُ لَا بُدَّ لَهُ یا سَدِیرُ مِنِ اسْتِیفَاءِ مَدَدِ غَیبَاتِهِمْ،
1) 67. بحارالانوار، ج 52، ص 90 / علل الشرایع.
قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ: «لَتَرْکَبُنَّ طَبَقاً عَن طَبَقٍ»(1)أَی سَنَناً عَلَی سَنَنِ مَنْ کَانَ قَبْلَکُم»؛(2)
«خداوند متعال میخواهد سنّتهای پیامبران گذشته از جهت غیبت ایشان را در مورد امام زمانعلیه السلام نیز جاری کند. لذا حتمی است که به مدت غیبتهای آنان امام زمانعلیه السلام نیز به جهت مصالح الهی غایب شود.
ای سدیر! چنانکه خداوند فرموده: همه شما پیوسته از حالی به حال دیگر منتقل میشوید (تا به کمال برسید). تمام سنّتهای پیامبران گذشته برای شما هم خواهد بود».
عبداللَّه بن فضل هاشمی میگوید: از امام صادقعلیه السلام شنیدم که فرمود:
«إِنَّ لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ غَیبَةً لَا بُدَّ مِنْهَا یرْتَابُ فِیهَا کُلُّ مُبْطِلٍ»؛
«حتماً برای صاحب این امر، غیبتی خواهد بود که هیچ چارهای از آن نیست. در این مدت، اهل باطل به شک و تردید میافتند».
عرض کردم: فدایتان شوم، برای چه غایب میشود؟
فرمود: «لِأَمْرٍ لَمْ یؤْذَنْ لَنَا فِی کَشْفِهِ لَکُمْ»؛
«برای علتی است؛ امّا اجازه نداریم آن را برای شما بیان کنیم».
عرض کردم: پس وجه و حکمت غیبت چیست؟
امام صادقعلیه السلام فرمود:
«وَجْهُ الْحِکْمَةِ فِی غَیبَتِهِ وَجْهُ الْحِکْمَةِ فِی غَیبَاتِ مَنْ تَقَدَّمَهُ مِنْ حُجَجِ اللَّهِ تَعَالَی ذِکْرُهُ إِنَّ وَجْهَ الْحِکْمَةِ فِی ذَلِکَ لَا ینْکَشِفُ إِلَّا بَعْدَ ظُهُورِهِ کَمَا لَا ینْکَشِفُ وَجْهُ الْحِکْمَةِ لَمَّا أَتَاهُ الْخَضِرُعلیه السلام مِنْ خَرْقِ السَّفِینَةِ وَقَتْلِ الْغُلَامِ وَإِقَامَةِ الْجِدَارِ لِمُوسَیعلیه السلام إِلَّا وَقْتَ افْتِرَاقِهِمَا، یا ابْنَ الْفَضْلِ! إِنَّ هَذَا الْأَمْرَ أَمْرٌ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ وَسِرٌّ مِنَ اللَّهِ وَغَیبٌ مِنْ غَیبِ اللَّهِ وَمَتَی عَلِمْنَا أَنَّهُ عَزَّ وَجَلَّ حَکِیمٌ صَدَّقْنَا بِأَنَّ أَفْعَالَهُ کُلَّهَا حِکْمَةٌ وَإِنْ کَانَ وَجْهُهَا غَیرَ مُنْکَشِفٍ لَنَا»؛(1)
«وجه حکمت غیبت امام زمانعلیه السلام همان حکمت غایب شدن پیامبران و حجتهای گذشته است، علت و حکمت این غیبتها هم کشف نخواهد شد مگر بعد ظهور آن حضرت، چنانکه حکمت کارهای خضرعلیه السلام نیز در مورد سوراخ کردن کشتی و کشتن آن جوان و تعمیر نمودن دیوار، در ابتدا برای موسیعلیه السلام معلوم نبود، مگر آنگاه که قرار شد از یکدیگر جدا شوند. ای فرزند فضل! این امر، یکی از امور خدا و سرّی از اسرار او و یکی از امور مخفی خداوند است. وقتی ما اعتقاد داریم که خداوند حکیم است؛ حتماً تصدیق میکنیم که تمام کارهایش از روی حکمت است؛ هر چند سبب و وجه حکمت آن برای ما معلوم نباشد».
حسن بن فضال از پدرش نقل میکند که امام رضاعلیه السلام فرمود:
1) 70. علل الشرایع، ج 1، ص 245 / بحارالانوار، ج 52، ص 91 به نقل از کمال الدین.
«کَأَنِّی بِالشِّیعَةِ عِنْدَ فِقْدَانِهِمُ الثَّالِثَ مِنْ وُلْدِی یطْلُبُونَ الْمَرْعَی فَلَا یجِدُونَهُ»؛
«گویا شیعیان را میبینم، آنگاه که سومین فرزند من (امام عسکریعلیه السلام) را از دست بدهند، به دنبال محل استراحتی میگردند ولی نمییابند».
میگوید عرض کردم: برای چه ای فرزند رسول خدا؟
فرمود: «لِأَنَّ إِمَامَهُمْ یغِیبُ عَنْهُمْ»؛
«چون امام آنان غایب میشود».
گفتم: برای چه غایب میشود؟
امام رضاعلیه السلام فرمود:
«لِئَلَّا یکُونَ لِأَحَدٍ فِی عُنُقِهِ بَیعَةٌ إِذَا قَامَ بِالسَّیفِ»؛(1)
«برای اینکه آنگاه که ظهور مینماید بیعت هیچ احدی (هیچ حاکم طاغوت) به گردن او نباشد».
اگر مردم نیاز به امام دارند و او هم زنده است، پس چرا غایب شده است؟ مردم از این امام غایب چگونه استفاده کنند و امام غایب چه فایدهای برای مردم دارد؟
برای یافتن جواب این مطلب، جابر جعفی میگوید: جابر بن عبداللَّه انصاری از پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله سؤال کرد: آیا شیعیان در زمان غیبت امام قائمعلیه السلام از آن حضرت استفادهای میبرند؟
1) 71. کمال الدین، ج 2، ص 480 / بحارالانوار، ج 52، ص 96.
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمود:
«إِی وَالَّذِی بَعَثَنِی بِالنُّبُوَّةِ إِنَّهُمْ لَینْتَفِعُونَ بِهِ وَیسْتَضِیئُونَ بِنُورِ وَلَایتِهِ فِی غَیبَتِهِ کَانْتِفَاعِ النَّاسِ بِالشَّمْسِ وَإِنْ جَلَّلَهَا السَّحَابُ»؛(1)
«آری، قسم به خدایی که مرا به نبوّت برگزید! هر آینه آنان از وی منتفع خواهند شد و به هنگام غیبت، از نور ولایت او روشنایی خواهند گرفت؛ همانند استفاده مردم از خورشید آنگاه که ابرها خورشید را پوشانده باشند».
اگر خورشید نباشد جهان تاریک و ظلمانی خواهد شد؛ امّا با آمدن خورشید، همه جا روز و روشن میشود؛ هر چند ابرهای متراکم جلوی تابش مستقیم نور آن را بگیرند؛ ولی روز همچنان روز است و روشن.
یکی از اصحاب امام صادقعلیه السلام به نام اعمش گوید: آن حضرت فرمود:
«لَمْ تخلو [تَخْلُ] الْأَرْضُ مُنْذُ خَلَقَ اللَّهُ آدَمَ مِنْ حُجَّةٍ لِلَّهِ فِیهَا ظَاهِرٍ مَشْهُورٍ أَوْ غَائِبٍ مَسْتُورٍ وَلَا تَخْلُو إِلَی أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ مِنْ حُجَّةٍ لِلَّهِ فِیهَا وَلَوْ لَا ذَلِکَ لَمْ یعْبَدِ اللَّهُ.
قَالَ سُلَیمانُ: فَقُلْتُ لِلصَّادِقِعلیه السلام: فَکَیفَ ینْتَفِعُ النَّاسُ بِالْحُجَّةِ الْغَائِبِ الْمَسْتُورِ؟
1) 72. بحارالانوار، ج 52، ص 93 / کمال الدین، ج 1، ص 253.
قَالَ: کَمَا ینْتَفِعُونَ بِالشَّمْسِ إِذَا سَتَرَهَا السَّحَابُ»؛(1)
«زمین از روزی که آدم آفریده شده خالی از حجّت نبوده؛ چه امام ظاهر و شناخته شده و یا امام غایب و پنهان و تا روز قیامت نیز چنین خواهد بود. اگر غیر از این بود خدا عبادت نمیشد.
سلیمان عرض کرد: مردم چگونه از امام غایب استفاده میکنند؟
فرمود: همان طور که از خورشید استفاده میکنند؛ آنگاه که ابرها آن را پوشانده باشند».(2)
«وَ أَمَّا وَجْهُ الِانْتِفَاعِ بِی فِی غَیبَتِی فَکَالِانْتِفَاعِ بِالشَّمْسِ إِذَا غَیبَهَا عَنِ الْأَبْصَارِ السَّحَابُ»؛ «و امّا نحوه استفاده مردم از من آنگاه که غایب باشم، همانند استفاده از خورشید است آنگاه که ابرها آن را از چشم مردم پوشانده باشند». بحارالانوار، ج 52، ص 92 / احتجاج.
شیعیان و اصحاب امامان از همان ابتدا به دنبال مهدی موعود و قائم آل محمّدعلیهم السلام بودند؛ لذا در کتاب غیبت نعمانی با سلسله سند نقل شده که ابوخالد کابلی میگوید:
پس از شهادت امام سجادعلیه السلام خدمت امام باقرعلیه السلام شرفیاب شدم و عرض کردم:
«جُعِلْتُ فِدَاکَ! قَدْ عَرَفْتَ انْقِطَاعِی إِلَی أَبِیکَ وَأُنْسِی بِهِ وَوَحْشَتِی مِنَ النَّاسِ.
قَالَ: صَدَقْتَ یا بَا خَالِدٍ تُرِیدُ مَا ذَا؟
قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ! قَدْ وَصَفَ لِی أَبُوکَ صَاحِبَ هَذَا الْأَمْرِ بِصِفَةٍ لَوْ رَأَیتُهُ فِی بَعْضِ الطُّرُقِ لَأَخَذْتُ بِیدِهِ.
قَالَ: فَتُرِیدُ مَا ذَا یا بَا خَالِدٍ؟
قَالَ: أُرِیدُ أَنْ تُسَمِّیهُ لِی حَتَّی أَعْرِفَهُ بِاسْمِهِ.
فَقَالَ: سَأَلْتَنِی وَاللَّهِ یا بَا خَالِدٍ عَنْ سُؤَالٍ مُجْهِدٍ وَلَقَدْ سَأَلْتَنِی عَنْ أَمْرٍ مَا لَوْ کُنْتُ مُحَدِّثاً بِهِ أَحَداً لَحَدَّثْتُکَ وَلَقَدْ سَأَلْتَنِی عَنْ أَمْرٍ لَوْ أَنَّ بَنِی فَاطِمَةَ عَرَفُوهُ حَرَصُوا عَلَی أَنْ یقْطَعُوهُ بَضْعَةً بَضْعَةً»؛(1)
«فدایتان شوم! دوری مرا از مردم و انس و علاقهام به پدرت را میدانید.
امام فرمود: آری، درست میگویی ای اباخالد، چه میخواهی؟
گفتم: فدایتان شوم! صاحب این امر را برایم به گونهای توصیف بفرمایید که اگر ایشان را در راهی دیدم، دست به دامنش شوم.
فرمود: حالا چه میخواهی؟
عرض کردم: میخواهم اسم آن حضرت را بفرمایی تا او را با نام بشناسم.
امام فرمود: ای اباخالد! به خدا قسم که از مسأله مهمی سؤال کردی، از چیزی پرسیدی که اگر آن را به کسی گفته بودم، به تو هم میگفتم. ولی از امری پرسیدی که حتی اگر بنی فاطمه هم از آن مطلّع شوند و او را بشناسند، حریص گشته و او را قطعه قطعه خواهند کرد».
1) 75. بحارالانوار، ج 51، ص 31 / غیبت نعمانی، ص 288.
در کتاب غیبت نعمانی که از اولین کتابهایی است که پیرامون غیبت امام زمانعلیه السلام نوشته شده، آمده است که ابوهاشم جعفری میگوید: از امام هادیعلیه السلام شنیدم میفرمود: جانشین پس از من، پسرم حسن است، پس چگونه خواهید بود نسبت به جانشین پس از او؟
عرض کردم: فدایتان شوم! چطور است مگر؟
فرمود: «لِأَنَّکُمْ لَا تَرَوْنَ شَخْصَهُ وَلَا یحِلُّ لَکُمْ ذِکْرُهُ بِاسْمِهِ.
قُلْتُ: فَکَیفَ نَذْکُرُهُ؟
فَقَالَ: قُولُوا الْحُجَّة مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیهِ وَسَلَامُهُ»؛(1)
«چون شخص او را نخواهید دید و بیان نام او هم حلال نخواهد بود.
گفتم: پس چگونه آن حضرت را یاد کنیم؟
فرمود: بگویید حجت آل محمّدعلیهم السلام».
ریان بن صلت میگوید: از امام رضاعلیه السلام در مورد قائم پرسیدم، فرمود:
«لَا یری جِسْمُهُ وَلَا یسَمَّی بِاسْمِهِ»؛(2)
«جسم او دیده نمیشود و نامش نیز برده نمیشود».
در کتاب غیبت نعمانی آمده که داوود رقی به امام صادقعلیه السلام عرض میکند:
فدایتان شوم! این مسأله خیلی طولانی شده، به گونهای که قلبهای ما تنگ شده و از غم و غصه مردیم.
امام صادقعلیه السلام فرمود:
«إِنَّ هَذَا الْأَمْرَ آیسُ مَا یکُونُ وَأَشَدُّ غَمّاً، ینَادِی مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ بِاسْمِ الْقَائِمِ وَاسْمِ أَبِیهِ.
فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ مَا اسْمُهُ؟
قَالَ: اسْمُهُ اسْمُ نَبِی وَاسْمُ أَبِیهِ اسْمُ وَصِی»؛(1)
«غم و اندوه و ناامیدی این امر بیشتر از اینهاست، (هر گاه وقت آن برسد) منادی از آسمان به نام قائم و نام پدرش ندا خواهد داد.
عرض کردم: فدایتان شوم! نامش چیست؟
فرمود: نامش همان نام پیامبر است و نام پدرش نیز نام وصی پیامبر است».
ابن ابی یعفور میگوید: به امام صادقعلیه السلام عرض کردم: فدایتان شوم! چه تعداد از عرب به همراه قائم هستند؟
فرمود: «شَیءٌ یسِیرٌ»؛ «تعداد کمی هستند».
1) 78. بحارالانوار، ج 51، ص 38 به نقل از غیبت نعمانی.
گفتم: امّا خیلی از آنان در این مورد حرف میزنند؟
امام صادقعلیه السلام فرمود:
«لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَنْ یمَحَّصُوا وَیمَیزُوا وَیغَرْبَلُوا وَیخْرُجُ فِی الْغِرْبَالِ خَلْقٌ کَثِیرٌ»؛(1)
«چارهای جز امتحان مردم نیست، همه باید امتحان شوند، تا خوب و بد جدا گردند، همه باید غربال شوند و بسیاری از مردم ناخالص از آن خارج میشوند».
داوود بن کثیر یکی دیگر از اصحاب است که از امام کاظمعلیه السلام در مورد «صاحب هذا الامر» پرسیده است که آن جناب فرمودهاند:
«هُوَ الطَّرِیدُ الْوَحِیدُ الْغَرِیبُ الْغَائِبُ عَنْ أَهْلِهِ الْمَوْتُورُ بِأَبِیهِ»؛(2)
«او کسی است که از همه جا دور مانده و تنها و غریب است، حتی از اهل خود نیز غایب است و هنوز انتقام خون پدر به ناحقّ کشتهاش را نگرفته است».
در حدیثی طولانی اصبغ بن نباته از امیرمؤمنانعلیه السلام نقل میکند که به آن
حضرت گفتم: ای امیرمؤمنان! این حیرت و غیبت چقدر طول میکشد؟
امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود: شش روز یا شش ماه یا شش سال!
عرض کردم: آیا چنین خواهد شد؟
فرمود:
«نَعَمْ کَمَا أَنَّهُ مَخْلُوقٌ وَأَنَّی لَکَ بِالْعِلْمِ بِهَذَا الْأَمْرِ یا أَصْبَغُ أُولَئِکَ خِیارُ هَذِهِ الْأُمَّةِ مَعَ أَبْرَارِ هَذِهِ الْعِتْرَةِ.
قُلْتُ: وَمَا یکُونُ بَعْدَ ذَلِکَ؟
قَالَ: ثُمَّ یفْعَلُ اللَّهُ ما یشاءُ، فَإِنَّ لَهُ إِرَادَاتٌ وَغَایاتٌ وَنِهَایاتٌ»؛(1)
«آری، چنانکه او مخلوق است و تو کجا و درک این امر کجا، ای اصبغ!
آنان بهترینان این امّت هستند، به همراه نیکان این عترت و خانواده.
گفتم: سپس چه خواهد شد؟
فرمود: هرچه خدا بخواهد همان خواهد شد. چرا که برای خداوند ارادهها و بداها و غایتها و نهایتهاست».
بنابراین دلالت دارد که این مسأله نیز قابل بداء هست و بیان تردید ایشان بین شش روز و شش ماه و شش سال هم قرینه آن است.
شخصی از امام صادقعلیه السلام پرسید: آیا به حضرت مهدی با عنوان
1) 81. کمال الدین، ج 1، ص 288 / غیبت طوسی، ص 164 / بحارالانوار، ج 51، ص 135 / کافی، ج 1، ص 328.
امیرالمؤمنین سلام کنیم؟
امام فرمود:
«لَا، ذَلِکَ اسْمٌ سَمَّاهُ اللَّهُ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ لَا یسَمَّی بِهِ أَحَدٌ قَبْلَهُ وَلَا بَعْدَهُ إِلَّا کَافِرٌ»؛(1)
«خیر، این اسمی است که خداوند فقط برای امیر المؤمنینعلیه السلام انتخاب کرده که نه قبل از ایشان و نه بعد از ایشان کسی به این اسم نامگذاری نشده است مگر کافر باشد.»
گفت: پس چگونه به آن حضرت سلام کنیم؟
امام صادقعلیه السلام فرمود: بگو «السَّلَامُ عَلَیکَ یا بَقِیةَ اللَّهِ».
و سپس این آیه را قرائت فرمودند: «بَقِیتُ اللَّهِ خَیرٌ لَکُمْ إِن کُنتُمْ مُؤْمِنِینَ».(2)
زراره که از اصحاب امام باقر و امام صادقعلیهما السلام است میگوید: از امام صادقعلیه السلام شنیدم که میفرمود: برای امام قائم قبل از قیامش غیبتی خواهد بود.
سپس توضیحاتی فرمودند و اینکه در آن زمان شیعه امتحان خواهد شد و دیگران نیز به شک و تردید میافتند.
زراره گوید عرض کردم: فدایتان شوم! اگر من آن زمان را درک کردم چه عملی انجام دهم؟
امام صادقعلیه السلام فرمود:
«یا زُرَارَةُ إِنْ أَدْرَکْتَ ذَلِکَ الزَّمَانَ فَالْزَمْ هَذَا الدُّعَاءَ:
اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِیکَ، اللَّهُم عَرِّفْنِی رَسُولَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَکَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَکَ، اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی.
ثُمَّ قَالَ: یا زُرَارَةُ لَا بُدَّ مِنْ قَتْلِ غُلَامٍ بِالْمَدِینَةِ.
قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ! أَ لَیسَ یقْتُلُهُ جَیشُ السُّفْیانِی؟
قَالَ: لَا وَلَکِنْ یقْتُلُهُ جَیشُ بَنِی فُلَانٍ، یخْرُجُ حَتَّی یدْخُلَ الْمَدِینَةَ فَلَا یدْرِی النَّاسُ فِی أَی شَیءٍ دَخَلَ فَیأْخُذُ الْغُلَامَ فَیقْتُلُهُ فَإِذَا قَتَلَهُ بَغْیاً وَعُدْوَاناً وَظُلْماً لَمْ یمْهِلْهُمُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ فَعِنْدَ ذَلِکَ فَتَوَقَّعُوا الْفَرَجَ»؛(1)
«ای زراره! اگر آن زمان را درک کردی این دعا را همیشه بخوان:
خدایا! خودت را به من بشناسان؛ زیرا اگر خودت را به من معرفی نکنی، پیامبرت را نخواهم شناخت. خدایا! رسولت را به من معرفی کن، چرا که اگر رسولت را به من معرفی نکنی حجت تو را نخواهم شناخت. خدایا! امام و حجت خودت را به من معرفی کن، چون اگر حجت خود را به من معرفی نکنی از دین خود گمراه خواهم شد.
سپس فرمود: ای زراره! قبل از ظهور، حتماً جوانی در مدینه کشته خواهد شد.
1) 84. کافی، ج 1، ص 337 / بحارالانوار، ج 52، ص 146 به نقل از کمال الدین و غیبت شیخ طوسی و غیبت نعمانی.
عرض کردم: فدایتان شوم! آیا چنین نیست که لشکر سفیانی او را خواهند کشت؟
فرمود: خیر، بلکه فلانیها او را خواهند کشت؛ خروج میکنند و به گونهای وارد مدینه میشوند که کسی نمیفهمد از کجا داخل شدهاند. در این حال آن جوان را میگیرند و به قتل میرسانند. آنگاه که او را به ناحقّ و از روی ظلم و ستم کشتند، دیگر خدا به آنان مهلت نمیدهد. پس در این وقت منتظر فرج باشید».
سدیر صیرفی میگوید: من و چند تن از اصحاب؛ از جمله: مفضل بن عمر و ابوبصیر و ابان بن تغلب به محضر امام صادقعلیه السلام رسیدیم که آن حضرت را اینگونه مشاهده کردیم: بر روی زمین نشسته بود، لباسی به نام مسح خیبری داشت که یقه نداشت و آستینهایش کوتاه بود، شدیداً گریه میکرد، همانند گریه زن فرزند مرده که جگرش آتش گرفته باشد، آثار غم و اندوه از رخسارش هویدا بود و در حالی که چشمانش پر از اشک بود، میفرمود:
«سَیدِی! غَیبَتُکَ نَفَتْ رُقَادِی وَضَیقَتْ عَلَی مِهَادِی وَأَسَرَتْ مِنِّی رَاحَةَ فُؤَادِی.
سَیدِی! غَیبَتُکَ أَوْصَلَتْ مُصَابِی بِفَجَائِعِ الْأَبَدِ وَفَقْدُ الْوَاحِدِ بَعْدَ الْوَاحِدِ یفْنِی الْجَمْعَ وَالْعَدَدَ فَمَا أُحِسُّ بِدَمْعَةٍ تَرْقَی مِنْ عَینِی وَأَنِینٍ یفْتُرُ مِنْ صَدْرِی عَنْ دَوَارِجِ الرَّزَایا وَسَوَالِفِ الْبَلَایا إِلَّا مُثِّلَ لِعَینِی عَنْ عَوَائِرَ
أَعْظَمِهَا وَأَفْظَعِهَا وَ تَرَاقِی أَشَدِّهَا وَأَنْکَرِهَا وَنَوَائِبَ مَخْلُوطَةٍ بِغَضَبِکَ وَنَوَازِلَ مَعْجُونَةٍ بِسَخَطِکَ.
ای آقای من! غیبت تو خواب را از من گرفته، رختخواب را بر من تنگ نموده و راحت و استراحت دلم را اسیر کرده است.
ای مولای من! غیبت تو مصیب من را ابدی کرده و فقدان یکی پس از دیگری، اجتماع را زایل نموده است. دیگر اشک دیدگانم را که از چشمانم روان است و آه و نالهای که از سینهام خارج میشود را احساس نمیکنم جز آنچه را که در برابر چشمانم مجسّم است، به جهت مصایب و بلایای گذشته، چون آن گرفتارییها از همه جانگدازتر و سختتر است و نیز به علت ناملایماتی که با غضب تو آمیخته شده و مصیبتهایی که با خشم تو عجین گردیده است.
قَالَ سَدِیرٌ: فَاسْتَطَارَتْ عُقُولُنَا وَلَهاً وَتَصَدَّعَتْ قُلُوبُنَا جَزَعاً عَنْ ذَلِکَ الْخَطْبِ الْهَائِلِ وَالْحَادِثِ الْغَائِلِ وَظَنَنَّا أَنَّهُ سِمَةٌ لِمَکْرُوهَةٍ قَارِعَةٍ أَوْ حَلَّتْ بِهِ مِنَ الدَّهْرِ بَائِقَةٌ، فَقُلْنَا: لَا أَبْکَی اللَّهُ یا ابْنَ خَیرِ الْوَرَی عَینَیکَ مِنْ أَی حَادِثَةٍ تَسْتَنْزِفُ دَمْعَتَکَ وَتَسْتَمْطِرُ عَبْرَتَکَ وَأَیةُ حَالَةٍ حَتَمَتْ عَلَیکَ هَذَا الْمَأْتَمَ؟
قَالَ: فَزَفَرَ الصَّادِقُعلیه السلام زَفْرَةً انْتَفَخَ مِنْهَا جَوْفُهُ وَاشْتَدَّ مِنْهَا خَوْفُهُ وَقَال: وَیکُمْ إِنِّی نَظَرْتُ فِی کِتَابِ الْجَفْرِ صَبِیحَةَ هَذَا الْیوْمِ وَهُوَ الْکِتَابُ الْمُشْتَمِلُ عَلَی عِلْمِ الْمَنَایا وَالْبَلَایا وَالرَّزَایا وَعِلْمِ مَا کَانَ وَمَا یکُونُ إِلَی یوْمِ الْقِیامَةِ الَّذِی خَصَّ اللَّهُ تَقَدَّسَ اسْمُهُ بِهِ مُحَمَّداً وَالْأَئِمَّةَ مِنْ بَعْدِهِ عَلَیهِ وَعَلَیهِمُ
السَّلَامُ وَ تَأَمَّلْتُ فِیهِ مَوْلِدَ قَائِمِنَا وَغِیبَتَهُ وَإِبْطَاءَهُ وَطُولَ عُمُرِهِ وَبَلْوَی الْمُؤْمِنِینَ بِهِ مِنْ بَعْدِهِ فِی ذَلِکَ الزَّمَانِ وَتَوَلُّدَ الشُّکُوکِ فِی قُلُوبِهِمْ مِنْ طُولِ غَیبَتِهِ وَارْتِدَادَ أَکْثَرِهِمْ عَنْ دِینِهِمْ وَخَلْعَهُمْ رِبْقَةَ الْإِسْلَامِ مِنْ أَعْنَاقِهِمُ الَّتِی قَالَ اللَّهُ تَقَدَّسَ ذِکْرُهُ وَکُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ فِی عُنُقِهِ یعْنِی الْوَلَایةَ فَأَخَذَتْنِی الرِّقَّةُ وَاسْتَوْلَتْ عَلَی الْأَحْزَانُ.
سدیر میگوید: با دیدن این حالت از امام صادقعلیه السلام از شدت حیرت، عقل از سرمان پرید و به جهت جزع از آن رخداد هولناک، قلبهایمان چاک چاک شد. وفکر کردیم مصیبتی کوبنده و حادثه ناگواری بر آن حضرت وارد شده؛ لذا عرض کردیم: ای فرزند بهترین خلق خدا! خداوند شما را گریان نکند! از چه حادثهای است که چشمانتان گریان و اشکتان روان است؟ چه علتی موجب شده که این ماتم بر شما وارد شده است؟
امام صادقعلیه السلام نفس عمیقی کشید که درونش لرزید و اندوهش افزون شد و فرمود: صبح امروز در کتاب جفر نگاه کردم، کتابی که علم تمام حوادث آینده از بلاها و مصایب و هر چه هست و تا روز قیامت خواهد بود در آن وجود دارد، همان کتابی که خداوند آن را به پیامبر و اهل بیتش اختصاص داده است. در آن کتاب به میلاد قائم ما و غیبت او و طول عمر و تأخیر در فرج و بلاهای مؤمنان در آن زمان نگریستم که تردید و شکها به جهت غیبت در دل مؤمنان حادث میشود، بسیاری از دین بر میگردند، و لباس اسلام را از تن بیرون و گردن خود را از اطاعت آن خارج میکنند، همان که خداوند فرمود: «کل انسان الزمناه طائره فی عنقه» که منظور از آن
ولایت ماست. به این جهت رقّتی مرا گرفت و اندوه بر من چیره شد.
فَقُلْنَا: یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ! کَرِّمْنَا وَشَرِّفْنَا بِإِشْرَاکِکَ إِیانَا فِی بَعْضِ مَا أَنْتَ تَعْلَمُهُ مِنْ عِلْمٍ. قَالَ: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَتَعَالَی أَدَارَ فِی الْقَائِمِ مِنَّا ثَلَاثَةً أَدَارَهَا فِی ثَلَاثَةٍ مِنَ الرُّسُلِ؛ قَدَّرَ مَوْلِدَهُ تَقْدِیرَ مَوْلِدِ مُوسَیعلیه السلام وَقَدَّرَ غَیبَتَهُ تَقْدِیرَ غَیبَةِ عِیسَیعلیه السلام وَقَدَّرَ إِبْطَاءَهُ تَقْدِیرَ إِبْطَاءِ نُوحٍعلیه السلام وَجَعَلَ مِنْ بَعْدِ ذَلِکَ عُمُرَ الْعَبْدِ الصَّالِحِ أَعْنِی الْخَضِرَ دَلِیلاً عَلَی عُمُرِهِ.
گفتیم: افتخار بدهید و ما را هم در مقداری از آنچه میدانید شریک بفرمایید.
امام صادقعلیه السلام فرمود: خداوند در قائم ما سه خصلت از سه پیامبر الهی را جاری میسازد: ولادتش را همانند ولادت موسی، غیبت او را همانند غیبت عیسی و تأخیرش را همانند تأخیر نوح و طولانی بودن عمر عبد صالح؛ یعنی خضر را دلیل بر طول مدت عمر قائمعلیه السلام قرار داده است.
فَقُلْتُ: اکْشِفْ لَنَا یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ عَنْ وُجُوهِ هَذِهِ الْمَعَانِی؟
گفتم: برایمان بیشتر توضیح بفرمایید.
آن حضرت نیز به تفصیل جریان موسی و نوح و عیسی را بیان کرد، به اینکه فرعون چون جریان موسی را فهمیده بود، شروع کرد به بازرسی زنان حامله و کشتن پسران بنی اسرائیل... سپس امام فرمود:
کَذَلِکَ بَنُو أُمَیةَ وَبَنُو الْعَبَّاسِ لَمَّا وَقَفُوا عَلَی أَنَّ زَوَالَ مُلْکِهِمْ وَالْأُمَرَاءِ وَالْجَبَابِرَةِ مِنْهُمْ عَلَی یدِ الْقَائِمِ مِنَّا نَاصَبُونَا الْعَدَاوَةَ وَوَضَعُوا سُیوفَهُمْ فِی قَتْلِ آلِ بَیتِ رَسُولِ اللَّهِصلی الله علیه وآله وَإِبَادَةِ نَسْلِهِ طَمَعاً مِنْهُمْ فِی الْوُصُولِ إِلَی قَتْلِ
الْقَائِمِعلیه السلام وَ یأْبَی اللَّهُ أَنْ یکْشِفَ أَمْرَهُ لِوَاحِدٍ مِنَ الظَّلَمَةِ إِلَی أَنْ یتِمَّ نُورَهُ... وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ.
بنی امیه و بنی عباس نیز وقتی فهمیدند که سرنگونی سلطنت حاکمان و ظالمان ایشان به دست قائم ما خواهد بود، به دشمنی با ما اصرار کردند و برای کشتار اهل بیت رسول خداعلیهم السلام و قطع نسل آن جناب شمشیر کشیدند، به امید اینکه حضرت قائمعلیه السلام را نیز به قتل برسانند؛ امّا غافل از اینکه خداوند هرگز امر خود را برای کسی از ظالمان ظاهر نخواهد ساخت، تا آنگاه که نور الهی به تمام و کمال خود برسد؛ هر چند مشرکان خوش نداشته باشند.
امام صادقعلیه السلام در مورد غیبت عیسی و شبهه در قتل و صلیب ایشان نیز توضیح دادند و سپس فرمودند:
کَذَلِکَ غَیبَةُ الْقَائِمِعلیه السلام فَإِنَّ الْأُمَّةَ تُنْکِرُهَا لِطُولِهَا فَمِنْ قَائِلٍ بِغَیرِ هُدًی بِأَنَّهُ لَمْ یولَدْ وَقَائِلٍ یقُولُ إِنَّهُ وُلِدَ وَمَاتَ وَقَائِلٍ یکْفُرُ بِقَوْلِهِ إِنَّ حَادِی عَشَرَنَا کَانَ عَقِیماً وَقَائِلٍ یمْرُقُ بِقَوْلِهِ إِنَّهُ یتَعَدَّی إِلَی ثَالِثَ عَشَرَ فَصَاعِداً وَقَائِلٍ یعْصِی اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ بِقَوْلِهِ إِنَّ رُوحَ الْقَائِمِعلیه السلام ینْطِقُ فِی هَیکَلِ غَیرِهِ.
در مورد قائم ما نیز به جهت طولانی شدن آن، برخیها انکار خواهند کرد، آنان که هدایت نیافتهاند میگویند هنوز متولد نشده یا متولد شده و از دنیا رفته، بعضی هم سخن کفرآمیز میگویند که امام یازدهم عقیم بوده، برخی هم قائل به بیش از سیزده امام میشوند و عدهای هم در معصیت خدا میگویند روح قائم در شخص دیگری حلول کرده و سخن میگوید.
امام صادقعلیه السلام در مورد طولانی شدن عمر نوحعلیه السلام و تبلیغ وی و درخواست عذاب برای قومش و نیز تأخیر عذاب آنان توضیح داد: تا کافران محض و مؤمنان خالص از یکدیگر مشخص شوند، آنگاه در شباهت امام زمانعلیه السلام به آن جناب فرمود:
وَ کَذَلِکَ الْقَائِمُعلیه السلام تَمْتَدُّ أَیامُ غَیبَتِهِ لِیصَرِّحَ الْحَقُّ عَنْ مَحْضِهِ وَیصْفُوَ الْإِیمَانُ مِنَ الْکَدَرِ بِارْتِدَادِ کُلِّ مَنْ کَانَتْ طِینَتُهُ خَبِیثَةً مِنَ الشِّیعَةِ الَّذِینَ یخْشَی عَلَیهِمُ النِّفَاقُ إِذَا أَحَسُّوا بِالِاسْتِخْلَافِ وَالَّتمْکِینِ وَالْأَمْنِ الْمُنْتَشِرِ فِی عَهْدِ الْقَائِمِعلیه السلام.
قائم ما نیز چنین است؛ چرا که ایام غیبت آن حضرت طولانی میشود، تا زمانی که حقّ خالص و ایمان صاف از غیر آن مشخص شود و هر کسی از شیعیان که ناخالص است از آن بیرون رود، آنان که ممکن است اگر خلافت و حکومت و امنیت زمان قائمعلیه السلام را ببینند دچار نفاق گردند».
وَ أَمَّا الْعَبْدُ الصَّالِحُ الْخَضِرُعلیه السلام؛ فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَتَعَالَی مَا طَوَّلَ عُمُرَهُ لِنُبُوَّةٍ قَدَّرَهَا لَهُ وَلَا لِکِتَابٍ ینْزِلُهُ عَلَیهِ وَلَا لِشَرِیعَةٍ ینْسَخُ بِهَا شَرِیعَةَ مَنْ کَانَ قَبْلَهَا مِنَ الْأَنْبِیاءِ وَلَا لِإِمَامَةٍ یلْزِمُ عِبَادَهُ الِاقْتِدَاءَ بِهَا وَلَا لِطَاعَةٍ یفْرِضُهَا لَهُ بَلَی إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَتَعَالَی لَمَّا کَانَ فِی سَابِقِ عِلْمِهِ أَنْ یقَدِّرَ مِنْ عُمُرِ الْقَائِمِعلیه السلام فِی أَیامِ غَیبَتِهِ مَا یقَدِّرُ وَعَلِمَ مَا یکُونُ مِنْ إِنْکَارِ عِبَادِهِ بِمِقْدَارِ ذَلِکَ الْعُمُرِ فِی الطُّولِ طَوَّلَ عُمُرَ الْعَبْدِ الصَّالِحِ مِنْ غَیرِ سَبَبٍ أَوْجَبَ ذَلِکَ إِلَّا لِعِلَّةِ الِاسْتِدْلَالِ بِهِ عَلَی عُمُرِ الْقَائِمِعلیه السلام وَلِیقْطَعَ بِذَلِک»؛(1)
1) 85. غیبت طوسی، ص 167 / بحارالانوار، ج 51، ص 219 / کمال الدین، ج 2، ص 352.
امّا در مورد حضرت خضرعلیه السلام؛ خداوند متعال عمر او را نه به جهت نبوت و رسالت طولانی کرد و نه به سبب نزول کتاب آسمانی بود، نه به خاطر شریعتی که بخواهد به وسیله آن شریعت انبیا گذشته را نسخ کند، نه به علت امانتی که بخواهد بندگانش را ملزم به اقتدای او کند و نه به جهت اطاعتی که برای او واجب کرده باشد؛ بلکه چون خداوند متعال در علم ازلی و ابدی خود میدانست که قضا و تقدیر بر طولانی شدن عمر امام زمانعلیه السلام در ایام غیبت خواهد گذشت و نیز میدانست که به جهت طولانی شدن عمر قائمعلیه السلام برخی از بندگان به انکار خواهند افتاد، عمر حضرت خضرعلیه السلام را بدون علت طولانی کرد تا بر طولانی شدن عمر قائمعلیه السلام استدلال کند و به این وسیله عذر منکران را قطع نماید.
اجر مجاهدان جنگ بدر و احد بیشتر است یا منتظران ظهور امام زمانعلیه السلام؟
این سؤالی است که از پیامبر خداصلی الله علیه وآله پرسیده شده است؛ چنانکه در کتاب غیبت شیخ طوسی آمده، امام صادقعلیه السلام فرمودهاند:
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله به اصحاب خود فرمود:
«سَیأْتِی قَوْمٌ مِنْ بَعْدِکُمْ الرَّجُلُ الْوَاحِدُ مِنْهُمْ لَهُ أَجْرُ خَمْسِینَ مِنْکُمْ.
قَالُوا: یا رَسُولَ اللَّهِ! نَحْنُ کُنَّا مَعَکَ بِبَدْرٍ وَأُحُدٍ وَحُنَینٍ وَنَزَلَ فِینَا الْقُرْآنُ!
فَقَالَ: إِنَّکُمْ لَوْ تَحَمَّلُوا [تُحَمَّلُونَ لِمَا حُمِّلُوا لَمْ تَصْبِرُوا صَبْرَهُمْ»؛(1)
«به زودی مردمی خواهند آمد که ثواب کار هر یک از آنان برابر پنجاه نفر شماست.
اصحاب عرض کردند: ای رسول خدا! یعنی از ما که در جنگ بدر و اُحد و حُنین به همراه شما بودیم و قرآن هم در بین ما نازل شده است؟
پیامبر خداصلی الله علیه وآله فرمودند: اگر وظیفهای که به عهده آنان گذاشتهاند
1) 86. غیبت طوسی، ص 456 / منتخب الانوار، ص 25 / بحارالانوار، ج 52، ص 130.
به عهده شما گذاشته شود و اگر به بلاها و امتحانات آن دچار شوید توانایی و صبر آنان را نخواهید داشت».
در کتاب محاسن برقی نقل شده که از امام صادقعلیه السلام پرسیده شد:
اجر و ثواب کسی که در حالت انتظار این امر مرده باشد، چیست؟
آن حضرت فرمودند:
«هُوَ بِمَنْزِلَةِ مَنْ کَانَ مَعَ الْقَائِمِ فِی فُسْطَاطِهِ.
ثُمَّ سَکَتَ هُنَیئَةً، ثُمَّ قَالَ: هُوَ کَمَنْ کَانَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِصلی الله علیه وآله»؛(1)
«او به منزله کسی است که به همراه قائم و در خیمه آن حضرت باشد.
امام اندکی سکوت کرده، سپس فرمودند:
بلکه او همانند کسی است که به همراه رسول خداصلی الله علیه وآله بوده است».
حسن بن جهم میگوید: از امام کاظمعلیه السلام پرسیدم: در مورد فرج توضیحی بفرمایید؟
آن حضرت فرمودند: مگر نمیدانی که انتظار فرج نیز خودش فرج است؟
1) 87. محاسن، ج 1، ص 173 / بحارالانوار، ج 52، ص 125.
عرض کردم: من که چیزی نمیدانم، هر چه شما بفرمایید.
امامعلیه السلام فرمود: آری انتظار فرج نیز خودش نوعی از فرج است.(1)
عبدالحمید واسطی به امام باقرعلیه السلام عرض کرده است:
خدا به شما خیر دهد، به خدا قسم که ما کارها و بازارمان را به خاطر انتظار این امر تعطیل کردیم، به گونهای که نزدیک است گدا و دست به دامن دیگران شویم.
امام باقرعلیه السلام فرمود:
«یا عَبْدَ الْحَمِیدِ! أَ تَرَی مَنْ حَبَسَ نَفْسَهُ عَلَی اللَّهِ لَا یجْعَلُ اللَّهُ لَهُ مَخْرَجاً بَلَی وَاللَّهِ لَیجْعَلَنَّ اللَّهُ لَهُ مَخْرَجاً، رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً حَبَسَ نَفْسَهُ عَلَینَا، رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَحْیا أَمْرَنَا.
قَالَ قُلْتُ: فَإِنْ مِتُّ قَبْلَ أَنْ أُدْرِکَ الْقَائِمَ؟
فَقَالَ: الْقَائِلُ مِنْکُمْ إِنْ أَدْرَکْتُ الْقَائِمَ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ نَصَرْتُهُ کَالْمُقَارِعِ مَعَهُ بِسَیفِهِ وَالشَّهِیدُ مَعَهُ لَهُ شَهَادَتَانِ»؛(2)
«ای عبدالحمید! آیا فکر میکنی کسی که خودش را وقف خدا کرده خداوند برای او فرجی نمیرساند؟! آری؛ به خدا قسم که خدا برایش فرج و گشایش عنایت میفرماید. خدا رحمت کند کسی را که خودش را وقف ما کند، خدا رحمت کند کسی را که امر ما را احیا نماید.
پرسیدم: اگر قبل از درک و ظهور قائم بمیرم چی؟
امام فرمود: هر کسی از شما که بگوید: «اگر قائم آل محمّد را درک کنم
او را یاری خواهم کرد» این مانند کسی است که به همراه او جنگ کرده (حتی اگر قبل از ظهور بمیرد) و کسی هم که همراه آن حضرت به شهادت برسد، ثواب دو شهید دارد».
ابوبصیر از امام باقرعلیه السلام نقل کرده که آن حضرت فرمودند:
در یکی از روزها که عدّهای از اصحاب پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله خدمت ایشان بودهاند آن جناب دو بار فرمودهاند:
«اللَّهُمَّ لَقِّنِی إِخْوَانِی»؛ «خدایا برادرانم را به من برسان».
اصحاب پیامبر عرض میکنند: مگر ما برادران شما نیستیم ای رسول خدا؟
پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله میفرماید:
«لَا، إِنَّکُمْ أَصْحَابِی، وَإِخْوَانِی قَوْمٌ فِی آخِرِ الزَّمَانِ، آمَنُوا وَلَمْ یرَوْنِی، لَقَدْ عَرَّفَنِیهِمُ اللَّهُ بِأَسْمَائِهِمْ وَأَسْمَاءِ آبَائِهِمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یخْرِجَهُمْ مِنْ أَصْلَابِ آبَائِهِمْ وَأَرْحَامِ أُمَّهَاتِهِمْ، لَأَحَدُهُمْ أَشَدُّ بَقِیةً عَلَی دِینِهِ مِنْ خَرْطِ الْقَتَادِ فِی اللَّیلَةِ الظَّلْمَاءِ أَوْ کَالْقَابِضِ عَلَی جَمْرِ الْغَضَا، أُولَئِکَ مَصَابِیحُ الدُّجَی، ینْجِیهِمُ اللَّهُ مِنْ کُلِّ فِتْنَةٍ غَبْرَاءَ مُظْلِمَةٍ»؛(1)
«خیر، شما اصحاب و یاران من هستید، امّا برادران من کسانیاند که در آخر الزمان میآیند، مرا نمیبینند امّا به من ایمان میآورند. خداوند متعال آنان را با نام خودشان و نام پدرانشان به من معرفی فرموده است قبل از
1) 90. بصائر الدرجات، ص 84 / بحارالانوار، ج 52، ص 124.
آنکه از نسل پدرانشان و از رحم مادرانشان بیرون بیایند. هر کدام از آنان نسبت به دین خودش پایدارتر است از کشیدن تیغهای خشن و تیز، در شب تاریک، یا مانند کسی است که اخگر درخت غضا را در دستش نگه دارد؛ آنان همانند چراغی در شب تار هستند، خداوند ایشان را از فتنههای تیره و تار نجات خواهد داد».
سؤال بعدی از عمار ساباطی است که در مورد مقایسه زمان حضور و دولت امام و زمان تقیه یا غیبت معصوم، از امام صادقعلیه السلام پرسیده است.
وی میگوید به آن جناب عرض کردم: آیا عبادتی که همراه با امامی از شما که در دولت باطل، غایب و مستتر است، برتر است یا عبادت در زمان ظهور و حضور امامی از شما؟
امام صادقعلیه السلام فرمودهاند:
«یا عَمَّارُ الصَّدَقَةُ فِی السِّرِّ وَاللَّهِ أَفْضَلُ مِنَ الصَّدَقَةِ فِی الْعَلَانِیةِ وَکَذَلِکَ عِبَادَتُکُمْ فِی السِّرِّ مَعَ إِمَامِکُمُ الْمُسْتَتِرِ فِی دَوْلَةِ الْبَاطِلِ أَفْضَلُ لِخَوْفِکُمْ مِنْ عَدُوِّکُمْ فِی دَوْلَةِ الْبَاطِلِ وَحَالِ الْهُدْنَةِ مِمَّنْ یعْبُدُ اللَّهَ فِی ظُهُورِ الْحَقِّ مَعَ الْإِمَامِ الظَّاهِرِ فِی دَوْلَةِ الْحَقِّ وَلَیسَ الْعِبَادَةُ مَعَ الْخَوْفِ فِی دَوْلَةِ الْبَاطِلِ مِثْلَ الْعِبَادَةِ مَعَ الْأَمْنِ فِی دَوْلَةِ الْحَقِّ.
اعْلَمُوا أَنَّ مَنْ صَلَّی مِنْکُمْ صَلَاةً فَرِیضَةً وُحْدَاناً مُسْتَتِراً بِهَا مِنْ عَدُوِّهِ
فِی وَقْتِهَا فَأَتَمَّهَا کَتَبَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ لَهُ بِهَا خَمْساً وَعِشْرِینَ صَلَاةً فَرِیضَةً وَحْدَانِیةً، وَمَنْ صَلَّی مِنْکُمْ صَلَاةً نَافِلَةً فِی وَقْتِهَا فَأَتَمَّهَا کَتَبَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ لَهُ بِهَا عَشْرَ صَلَوَاتٍ نَوَافِلَ، وَمَنْ عَمِلَ مِنْکُمْ حَسَنَةً کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِهَا عِشْرِینَ حَسَنَةً وَیضَاعِفُ اللَّهُ تَعَالَی حَسَنَاتِ الْمُؤْمِنِ مِنْکُمْ إِذَا أَحْسَنَ أَعْمَالَهُ وَدَانَ اللَّهَ بِالتَّقِیةِ عَلَی دِینِهِ وَعَلَی إِمَامِهِ وَعَلَی نَفْسِهِ وَأَمْسَکَ مِنْ لِسَانِهِ أَضْعَافاً مُضَاعَفَةً کَثِیرَةً إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ کَرِیمٌ.
«ای عمار! به خدا قسم صدقه نهانی بهتر از صدقه آشکار است، عبادت شما در نهان نیز چنین است، به همراه امامتان که در دولت باطل، غایب است، به جهت خوف و ترسی که از دشمنان خود و از دولت باطل دارید، این عبادت بهتر است از عبادتی که در حال ظهور حقّ و حضور امام ظاهر و ایجاد دولت حقّ باشد. پس عبادتی که در حال خوف از دولت باطل انجام گیرد مثل عبادت در حالت امنیت در دولت حقّ نخواهد بود.
بدانید! هر یک از شما که یک نماز واجب، آن هم به صورت فردی و به جهت ترس از دشمن در نهان بخواند و آن را در وقت بخواند و تمام کند، خداوند متعال به اندازه 25 نماز واجب برایش بنویسد، و اگر کسی یک نماز نافله در وقت بخواند و تمام کند، خداوند متعال 10 نماز نافله برایش مینویسد و هر کسی یک حسنه و کار نیک انجام دهد خداوند 20 حسنه به او میدهد.
اگر مؤمن کارهایش را به نیکی انجام دهد و در دین خدا تقیه را رعایت
نماید و مراقب امام و نفس خود نیز باشد و زبانش را کنترل کند، خداوند متعال حسنات وی را چند برابر، بلکه بیشتر خواهد کرد؛ زیرا خداوند بسیار کریم و بخشنده است.
قَالَ: فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ! قَدْ رَغَّبْتَنِی فِی الْعَمَلِ وَحَثَثْتَنِی عَلَیهِ وَلَکِنِّی أُحِبُّ أَنْ أَعْلَمَ کَیفَ صِرْنَا نَحْنُ الْیوْمَ أَفْضَلَ أَعْمَالًا مِنْ أَصْحَابِ الْإِمَامِ مِنْکُمُ الظَّاهِرِ فِی دَوْلَةِ الْحَقِّ وَنَحْنُ وَهُمْ عَلَی دِینٍ وَاحِدٍ وَهُوَ دِینُ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ.
فَقَالَ: إِنَّکُمْ سَبَقْتُمُوهُمْ إِلَی الدُّخُولِ فِی دِینِ اللَّهِ وَإِلَی الصَّلَاةِ وَالصَّوْمِ وَالْحَجِّ وَ إِلَی کُلَّ فِقْهٍ وَخَیرٍ وَإِلَی عِبَادَةِ اللَّهِ سِرّاً مِنْ عَدُوِّکُمْ مَعَ الْإِمَامِ الْمُسْتَتِرِ مُطِیعُونَ لَهُ صَابِرُونَ مَعَهُ مُنْتَظِرُونَ لِدَوْلَةِ الْحَقِّ خَائِفُونَ عَلَی إِمَامِکُمْ وَعَلَی أَنْفُسِکُمْ مِنَ الْمُلُوکِ تَنْظُرُونَ إِلَی حَقِّ إِمَامِکُمْ وَحَقِّکُمْ فِی أَیدِی الظَّلَمَةِ قَدْ مَنَعُوکُمْ ذَلِکَ وَاضْطَرُّوکُمْ إِلَی جَذْبِ الدُّنْیا وَطَلَبِ الْمَعَاشِ مَعَ الصَّبْرِ عَلَی دِینِکُمْ وَعِبَادَتِکُمْ وَطَاعَةِ رَبِّکُمْ وَالْخَوْفِ مِنْ عَدُوِّکُمْ فَبِذَلِکَ ضَاعَفَ اللَّهُ أَعْمَالَکُمْ فَهَنِیئاً لَکُمْ هَنِیئا.
عرض کردم: فدایتان شوم! مرا به عمل و عبادت ترغیب و به آن تشویق نمودید، لکن دوست دارم بدانم چطور عبادت ما افضل است از عبادت اصحاب امامی که در دولت حقّ است، در حالی که همه بر دین واحد هستیم و آن هم دین خداوند متعال است؟
فرمود: شما نسبت به آنان زودتر به دین اسلام وارد شدید، شما نماز و روزه و حجّ را زودتر به جا آورید، شما زودتر به هر نوع علم و فقه
وخیری وارد شدید، شما زودتر به عبادت خداوند مشغول شدید، آن هم عبادت پنهانی به جهت ترس از دشمنان، همراه با امام خود که در حال تقیه است. شما مطیع امام خود هستید، به همراه او صبر میکنید و در انتظار برپایی دولت حقّ هستید، برجان امام خود و بر جان خودتان از حاکمان جور نگران هستید، شما حقّ خود و حقّ امام خود را در دست ظالمان میبینید که چگونه شما را از آن منع کردند و شما را برای طلب معاش دنیایی به اضطرار و زحمت انداختند. البته شما هم بر دین و عبادت خود و اطاعت پروردگارتان و ترس از دشمنانتان صابر هستید. به همین سبب خداوند نیز پاداش اعمال شما را مضاعف میگرداند، پس گوارای شما باد!
قَالَ: فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ! فَمَا نَتَمَنَّی إِذًا أَنْ نَکُونَ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِمِعلیه السلام فِی ظُهُورِ الْحَقِّ وَنَحْنُ الْیوْمَ فِی إِمَامَتِکَ وَطَاعَتِکَ أَفْضَلُ أَعْمَالًا مِنْ أَعْمَالِ أَصْحَابِ دَوْلَةِ الْحَقِّ.
فَقَالَ: سُبْحَانَ اللَّهِ! أَ مَا تُحِبُّونَ أَنْ یظْهِرَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ الْحَقَّ وَالْعَدْلَ فِی الْبِلَادِ وَیحْسِنَ حَالَ عَامَّةِ النَّاسِ وَیجْمَعَ اللَّهُ الْکَلِمَةَ وَیؤَلِّفَ بَینَ الْقُلُوبِ الُْمخْتَلِفَةِ وَلَا یعْصَی اللَّهُ فِی أَرْضِهِ وَیقَامَ حُدُودُ اللَّهِ فِی خَلْقِهِ وَیرَدَّ الْحَقُّ إِلَی أَهْلِهِ فَیظْهِرُوهُ حَتَّی لَا یسْتَخْفِی بِشَیءٍ مِنَ الْحَقِّ مَخَافَةَ أَحَدٍ مِنَ الْخَلْقِ؟
أَمَا وَاللَّهِ یا عَمَّارُ! لَا یمُوتُ مِنْکُمْ مَیتٌ عَلَی الْحَالِ الَّتِی أَنْتُمْ عَلَیهَا إِلَّا کَانَ أَفْضَلَ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ مِنْ کَثِیرٍ مِمَّنْ شَهِدَ بَدْراً وَأُحُداً فَأَبْشِرُوا»؛(1)
1) 91. کمال الدین، ج 2، ص 645 / بحارالانوار، ج 52، ص 127.
میگوید گفتم: فدایتان شوم! پس بنا بر فرمایش شما، نباید آرزو کنیم که از اصحاب قائمعلیه السلام و در زمان ظهور حاکمیت حقّ باشیم؛ چون اکنون در امامت و اطاعت شما هستیم و اعمال ما برتر از اعمال اصحاب دولت حقّ است؟
امام فرمود: سبحان اللَّه! عجب! آیا دوست ندارید که خداوند متعال، حقّ و عدل را در تمام شهرها ظاهر گرداند و حال تمام مردم نیکو گردد و وحدت کلمه را ایجاد نماید و بین قلبهای متفرق، الفت و محبت برقرار کند، و کسی در روی زمین گناه نکند و حدود الهی اقامه شود و حقّ به صاحب آن برگردد و آنان نیز آن را اظهار نموده؛ به گونهای که هیچ چیزی از حقّ به جهت ترس از کسی مخفی نماند؟
آگاه باش، ای عمار! به خدا قسم! هیچ یک از شما در این حالی که دارد نمیمیرد مگر این که نزد خداوند متعال بهتر است از بسیاری از کسانی که در جنگ بدر و اُحد حاضر بودند، پس مژده باد بر شما!»
حال که بنا بر مصالحی قرار است امام زمانعلیه السلام در پس پرده غیبت باشند، مسلمانان وظیفه دارند که در انتظار ظهور و فرج آن حضرت باشند؛ یعنی هر لحظه منتظر باشند تا او بیاید و جهان را اصلاح نماید؛ البته این انتظار نیز از بزرگترین عبادات شمرده شده است. ابوبصیر میگوید: روزی امام صادقعلیه السلام به یاران خود فرمود:
«أَ لَا أُخْبِرُکُمْ بِمَا لَا یقْبَلُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ مِنَ الْعِبَادِ عَمَلًا إِلَّا بِهِ»؛
«آیا به شما خبر دهم چیزی را که خداوند متعال هیچ عمل بندگان را جز به خاطر آن قبول نمیکند؟»
گفتم: بفرمایید.
فرمود: «شَهَادَةُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ وَالْإِقْرَارُ بِمَا أَمَرَ اللَّهُ وَالْوَلَایةُ لَنَا وَالْبَرَاءَةُ مِنْ أَعْدَائِنَا یعْنِی أئمة [الْأَئِمَّةَ] خَاصَّةً وَالتَّسْلِیمُ لَهُمْ وَالْوَرَعُ وَالِاجْتِهَادُ وَالطُّمَأْنِینَةُ وَالِانْتِظَارُ لِلْقَائِمِ.
ثُمَّ قَالَ: إِنَّ لَنَا دَوْلَةً یجِیءُ اللَّهُ بِهَا إِذَا شَاءَ.
ثُمَّ قَالَ: مَنْ سُرَّ أَنْ یکُونَ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِمِ فَلْینْتَظِرْ وَلْیعْمَلْ بِالْوَرَعِ وَمَحَاسِنِ الْأَخْلَاقِ وَهُوَ مُنْتَظِرٌ فَإِنْ مَاتَ وَقَامَ الْقَائِمُ بَعْدَهُ کَانَ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ أَدْرَکَهُ فَجِدُّوا وَانْتَظِرُوا هَنِیئاً لَکُمْ أَیتُهَا الْعِصَابَةُ الْمَرْحُومَةُ»؛(1)
«شهادت به یگانگی خداوند و اینکه محمّدصلی الله علیه وآله بنده و رسول خداست و اقرار به آنچه که خداوند امر فرموده، و به ولایت ما و بیزاری از دشمنان ما خاندان، و تسلیم آنان بودن، و ورع و دوری از گناه و تلاش در راه خدا و اطمینان قلب و انتظار فرج امام زمانعلیه السلام.
سپس فرمود: برای ما دولتی است که هرگاه خداوند بخواهد آن را خواهد آورد.
آنگاه فرمود: هر کسی دوست دارد از اصحاب قائم باشد باید به انتظار قائم باشد و باید به ورع و محاسن اخلاق بپردازد؛ در حالی که منتظر است.
1) 92. بحارالانوار، ج 52، ص 140 / غیبت نعمانی، ص 200.
پس اگر قبل از ظهور بمیرد و آنگاه قائم ما قیام نماید، برایش به اندازه اجر کسی خواهد بود که آن حضرت را درک کرده باشد. پس تلاش و کوشش کنید و در انتظار باشید، گوارایتان باد، ای گروه و امت مرحومه!»
عبدالاعلی فرزند حصین ثقلبی از قول پدرش نقل میکند که امام باقرعلیه السلام را در حجّ زیارت کردم، و به آن جناب عرض کردم:
سنّ من زیاد شده و پیر شدهام، نمیدانم آیا بار دیگر افتخار ملاقات شما نصیب من میشود یا نه، مطلبی به من بفرمایید و اینکه فرج چه موقع خواهد شد؟
امام باقرعلیه السلام فرمود:
«إِنَّ الشَّرِیدَ الطَّرِیدَ الْفَرِیدَ الْوَحِیدَ الْفَرْدَ مِنْ أَهْلِهِ الْمَوْتُورَ بِوَالِدِهِ الْمُکَنَّی بِعَمِّهِ هُوَ صَاحِبُ الرَّایاتِ وَاسْمُهُ اسْمُ نَبِی.
فَقُلْتُ: أَعِدْ عَلَی. فَدَعَا بِکِتَابٍ أَدِیمٍ أَوْ صَحِیفَةٍ فَکَتَبَ فِیهَا»؛(1)
«آن تنهای رانده شده از اهل و وطن خود که انتقام پدرش نیز گرفته نشده و او که کنیه عمویش را دارد، او صاحب پرچمهاست و همان که نامش به اسم پیامبر است.
گفتم: بار دیگر بفرمایید.
پس فرمود تا دفتر و قلمی آوردم و در آن نوشت».
1) 93. غیبت نعمانی، ص 178 / بحارالانوار، ج 51، ص 37.
ابوجارود میگوید: به امام باقرعلیه السلام عرض کردم: فدایتان شوم! در مورد صاحب الامر به من خبری بفرمایید.
امام فرمود:
«یمْسِی مِنْ أَخْوَفِ النَّاسِ وَیصْبِحُ مِنْ آمَنِ النَّاسِ یوحَی إِلَیهِ هَذَا الْأَمْرُ لَیلَهُ وَنَهَارَهُ.
قَالَ: قُلْتُ: یوحَی إِلَیهِ یا بَا جَعْفَرٍ؟
قَالَ: یا بَا جَارُودٍ إِنَّهُ لَیسَ وَحْی نُبُوَّةٍ وَلَکِنَّهُ یوحَی إِلَیهِ کَوَحْیهِ إِلَی مَرْیمَ بِنْتِ عِمْرَانَ وَإِلَی أُمِّ مُوسَی وَإِلَی النَّحْلِ یا بَا الْجَارُودِ إِنَّ قَائِمَ آلِ مُحَمَّدٍ لَأَکْرَمُ عِنْدَ اللَّهِ مِنْ مَرْیمَ بِنْتِ عِمْرَانَ وَأُمِّ مُوسَی وَالنَّحْلِ»؛(1)
«شب میکند در حالی که از همه بیشتر (از احوال مردم) میترسد؛ ولی صبح میکند در حالی که از همه ایمنتر است، این مطلب در شب و روز به او وحی میشود.
گفتم: آیا به ایشان هم وحی میشود؟
فرمود: این وحی نبوّت نیست؛ بلکه از آن نوع وحیای است که به مریم دختر عمران (مادر عیسی) و مادر موسی میشد؛ حتی به زنبور عسل هم وحی میشود. ای ابا جارود! یقیناً قائم آل محمّدعلیهم السلام نزد خداوند متعال گرامیتر است از دختر عمران و مادر موسی و زنبور عسل!».
1) 94. بحارالانوار، ج 52، ص 389.
در مورد اینکه ظهور چه موقع خواهد بود و چه نشانههایی دارد نیز از مواردی است که از همان ابتدا مورد توجّه و سؤال اصحاب واقع شده است.
این سؤال را ابوبصیر از امام صادقعلیه السلام پرسیده است، وی میگوید: به آن حضرت عرض کردم: فدایتان شوم! ظهور قائم چه موقع خواهد بود؟
آن جناب فرمودهاند:
«یا بَا مُحَمَّدٍ! إِنَّا أَهْلَ الْبَیتِ لَا نُوَقِّتُ وَقَدْ قَالَ مُحَمَّدٌ کَذَبَ الْوَقَّاتُونَ.
یا بَا مُحَمَّدٍ! إِنَّ قُدَّامَ هَذَا الْأَمْرِ خَمْسَ عَلَامَاتٍ: أَوَّلُهُنَّ النِّدَاءُ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ وَخُرُوجُ السُّفْیانِی وَخُرُوجُ الْخُرَاسَانِی وَقَتْلُ النَّفْسِ الزَّکِیةِ وَخَسْفٌ بِالْبَیدَاءِ.
ثُمَّ قَالَ: یا بَا مُحَمَّدٍ! إِنَّهُ لَا بُدَّ أَنْ یکُونَ قُدَّامَ ذَلِکَ الطَّاعُونَانِ: الطَّاعُونُ الْأَبْیضُ وَالطَّاعُونُ الْأَحْمَرُ.
قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ أَی شَیءٍ الطَّاعُونُ الْأَبْیضُ وَأَی شَیءٍ الطَّاعُونُ الْأَحْمَرُ؟
قَالَ: الطَّاعُونُ الْأَبْیضُ الْمَوْتُ الْجَاذِفُ وَالطَّاعُونُ الْأَحْمَرُ السَّیفُ وَلَا یخْرُجُ الْقَائِمُ حَتَّی ینَادَی بِاسْمِهِ مِنْ جَوْفِ السَّمَاءِ فِی لَیلَةِ ثَلَاثٍ وَعِشْرِینَ
فِی شَهْرِ رَمَضَانَ لَیلَةَ جُمُعَةٍ.
قُلْتُ: بِمَ ینَادَی؟
قَالَ: بِاسْمِهِ وَاسْمِ أَبِیهِ؛ أَلَا إِنَّ فُلَانَ بْنَ فُلَانٍ قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ فَاسْمَعُوا لَهُ وَأَطِیعُوهُ فَلَا یبْقَی شَیءٌ خَلَقَ اللَّهُ فِیهِ الرُّوحَ إِلَّا سَمِعَ الصَّیحَةَ فَتُوقِظُ النَّائِمَ وَیخْرُجُ إِلَی صَحْنِ دَارِهِ وَتَخْرُجُ الْعَذْرَاءُ مِنْ خِدْرِهَا وَیخْرُجُ الْقَائِمُ مِمَّا یسْمَعُ وَ هِی صَیحَةُ جَبْرَئِیلَعلیه السلام»؛(1)
«ای ابامحمّد! ما خاندان پیامبرصلی الله علیه وآله وقت تعیین نمیکنیم، و آن حضرت نیز فرموده است: وقت گذاران دروغ گو هستند.
ای ابامحمّد! قبل از ظهور قائم پنج علامت و نشانه خواهد بود، اولین آنان ندا در ماه رمضان است، بعد خروج سفیانی، سپس خروج خراسانی دیگری قتل نفس زکیه، و آنگاه فرو رفتن در سرزمین بیداء.
امام صادقعلیه السلام سپس فرمود: ای ابامحمّد! قبل از ظهور دو طاعون حتمی است: یکی طاعون سفید و دیگری طاعون قرمز.
گفتم: فدایتان شوم! طاعون سفید چیست و طاعون قرمز کدام است؟
فرمود: طاعون سفید، مرگهای سریع و ناگهانی است و طاعون قرمز، مرگ با شمشیر است. قائم ظهور نمیکند مگر اینکه به اسم آن حضرت از آسمان ندا داده شود، در شب 23 ماه رمضان، و در شب جمعه.
عرض کردم: به چه چیزی ندا میدهند؟
فرمود: به اسم خودش و به اسم پدرش؛ اینگونه: آگاه باشید ای اهل دنیا!
1) 95. بحارالانوار، ج 52، ص 119 / غیبت نعمانی، ص 289.
همانا فلانی پسر فلانی، قائم آل محمّد است، حرف او را گوش کنید و اطاعت نمایید. پس هیچ جانداری نیست که خداوند آن را خلق کرده باشد؛ مگر اینکه آن صدا و ندا را خواهد شنید.
پس آنان که خواب باشند بیدار میشوند و به حیاط خانه میآیند، حتی دختران دوشیزه نیز از پشت پرده بیرون میآیند. به سبب همین صداست که قائم نیز ظهور خواهد کرد. و این صدای جبرئیل است».
محمّد بن مسلم میگوید: از امام صادقعلیه السلام شنیدم که میفرمود:
«إِنَّ لِقِیامِ الْقَائِمِ عَلَامَاتٍ تَکُونُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ لِلْمُؤْمِنِینَ»؛
«برای قیام قائمعلیه السلام علامات و نشانههایی است که خداوند آنها را برای مؤمنان قرار داده است.»
عرض کردم: فدایتان شوم! آن علامتها و نشانهها چیست؟
فرمود:
«قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ یعْنِی الْمُؤْمِنِینَ قَبْلَ خُرُوجِ الْقَائِمِعلیه السلام بِشَیءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَالْأَنْفُسِ وَالَّثمَراتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ قَالَ نَبْلُوهُمْ بِشَیءٍ مِنَ الْخَوْفِ مِنْ مُلُوکِ بَنِی فُلَانٍ فِی آخِرِ سُلْطَانِهِمْ وَالْجُوعِ بِغَلَاءِ أَسْعَارِهِمْ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ قَالَ کَسَادُ التِّجَارَاتِ وَقِلَّةُ الْفَضْلِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَنْفُسِ قَالَ مَوْتٌ ذَرِیعٌ وَ نَقْصٍ مِنَ الثَّمَراتِ قِلَّةِ رَیعِ مَا یزْرَعُ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ عِنْدَ ذَلِکَ بِتَعْجِیلِ الْفَرَجِ.
ثُمَّ قَالَ لِی: یا مُحَمَّدُ! هَذَا تَأْوِیلُهُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یقُولُ:(1)وَما یعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ»؛(2)
«اینکه خداوند میفرماید: لنبلونکم یعنی شما را امتحان میکنیم منظور مؤمنان هستند که قبل از قیام امام زمانعلیه السلام به ترس و گرسنگی و کمبود اموال و اولاد و میوهها امتحان میگردند، و فرمود: یعنی شما را به ترس از فلان پادشاهان در آخر حکومتشان و با گرسنگی به جهت گرانی و کمبود اموال به سبب کسادی تجارت و سودکم، امتحان میکنیم، و به نقص در جانها که به علت مرگهای ناگهانی پیش میآید و با کمبود میوهها که به سبب کمی زراعت و عدم برکت رخ میدهد، امتحان میکنیم.
در این هنگام آنان را که بر این مصایب صبر میکنند به تعجیل در فرج مژده بده.
سپس به من فرمود: ای محمّد! این تأویل این آیه است که خداوند میفرماید: و تأویل آن را نمیدانند؛ مگر خداوند و آنان که راسخ در علم هستند.»
ثمالی میگوید: به امام صادقعلیه السلام عرض کردم که امام باقرعلیه السلام میفرمود: خروج سفیانی از امور حتمی است. امام صادقعلیه السلام فرمود:
«نَعَمْ وَاخْتِلَافُ وُلْدِ الْعَبَّاسِ مِنَ الْمَحْتُومِ وَقَتْلُ النَّفْسِ الزَّکِیةِ مِنَ الْمَحْتُومِ وَ خُرُوجُ الْقَائِمِعلیه السلام مِنَ الْمَحْتُومِ»؛
«آری، هم آن از امور حتمی است و هم اختلاف بنی عباس و هم قتل نفس زکیه و نیز ظهور قائمعلیه السلام از امور حتمی است.»
عرض کردم: پس ندا چگونه خواهد بود؟
فرمود: «ینَادِی مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ أَوَّلَ النَّهَارِ أَلَا إِنَّ الْحَقَّ فِی عَلِی وَشِیعَتِهِ، ثُمَّ ینَادِی إِبْلِیسُ لَعَنَهُ اللَّهُ فِی آخِرِ النَّهَارِ أَلَا إِنَّ الْحَقَّ فِی السُّفْیانِی وَشِیعَتِهِ؛ فَیرْتَابُ عِنْدَ ذَلِکَ الْمُبْطِلُونَ»؛(1)
«منادی در اوّل روز از آسمان ندا میدهد: آگاه باشید که حقّ با «علی» و شیعیان اوست. شیطان نیز در آخر روز ندا میدهد: بدانید که حقّ با سفیانی و یاران اوست. در این هنگام باطل گرایان به شکّ و تردید میافتند.»
در مورد نشانههایی که قبل از ظهور حضرت مهدیعلیه السلام واقع میشود، بدر بن خلیل ازدی میگوید: دو نمونه آن را امام صادقعلیه السلام چنین بیان میفرماید:
«آیتَانِ تَکُونَانِ قَبْلَ الْقَائِمِ لَمْ یکُونَا [تَکُونَا] مُنْذُ هَبَطَ آدَمُعلیه السلام إِلَی الْأَرْضِ: تَنْکَسِفُ الشَّمْسُ فِی النِّصْفِ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَالْقَمَرُ فِی آخِرِهِ.
فَقَالَ الرَّجُلُ: یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ! تَنْکَسِفُ الشَّمْسُ فِی آخِرِ الشَّهْرِ وَالْقَمَرُ فِی النِّصْفِ؟
1) 98. غیبت طوسی، ص 454 / بحارالانوار، ج 52، ص 206 / کمال الدین، ج 2، ص 652.
فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍعلیه السلام: إِنِّی لَأَعْلَمُ بِمَا تَقُولُ وَلَکِنَّهُمَا آیتَانِ لَمْ یکُونَا [تَکُونَا] مُنْذُ هَبَطَ آدَمُعلیه السلام»؛(1)
«دو آیت و نشانه مهم قبل از ظهور قائم خواهد بود که از ابتدای فرود آدم به زمین چنین نشانههایی رخ نداده است: یکی اینکه در نیمه ماه رمضان کسوف رخ میدهد و دیگر اینکه در آخر آن ماه نیز خسوف میشود.
سؤال کردند: ای فرزند رسول خدا! معمولاً کسوف خورشید در آخر ماه است و خسوف ماه در وسط ماه است.
امامعلیه السلام فرمود: میدانم چه میگویی، ولی اینها دو آیت و نشانهای است که از ابتدای فرود آدم از آسمان به زمین، تاکنون اتفاق نیفتاده است».
نشانههای قبل از ظهور از مواردی است که ذهن همه را مشغول کرده است لذا حسن بن جهم میگوید: مردی خدمت امام ابوالحسنعلیه السلام رسید و در مورد فرج سؤال کرد. امام فرمود: کم میخواهی یا زیاد؟
عرض کرد: به اجمال بفرمایید.
امام فرمود: «إِذَا تَحَرَّکَتْ رَایاتُ قَیسٍ بِمِصْرَ وَرَایاتُ کِنْدَةَ بِخُرَاسَانَ؛ أَوْ ذَکَرَ غَیرَ کِنْدَةَ»؛(2)
«آنگاه که پرچمهای قیس در مصر به حرکت درآیند و پرچمهای کنده
نیز در خراسان افراشته شود». راوی گوید: شاید هم غیر کنده گفت.
جابر بن عبداللَّه انصاری میگوید: در حجة الوداع که آخرین حج پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله بود، من هم حاضر بودم، وقتی رسول خداصلی الله علیه وآله اعمال حج را به پایان برد، جهت وداع نزد کعبه آمد و حلقه درب کعبه را گرفت و با صدای بلند فرمود:
«أَیهَا النَّاسُ!»؛ ای مردم!
همه اهل مسجد و بازار با صدای آن حضرت در مسجد اجتماع کردند.
آنگاه فرمود:
«اسْمَعُوا إِنِّی قَائِلٌ مَا هُوَ بَعْدِی کَائِنٌ فَلْیبَلِّغْ شَاهِدُکُمْ غَائِبَکُمْ»؛
«گوش کنید که امروز خواهم گفت در آینده چه اتفاق خواهد افتاد، پس حاضرین به غائبین برسانند.»
بعد پیامبرصلی الله علیه وآله گریه کرد به گونهای که همه مردم از گریه آن حضرت به گریه افتادند، وقتی از گریه ساکت شد، فرمود:
«اعْلَمُوا رَحِمَکُمُ اللَّهُ أَنَّ مَثَلَکُمْ فِی هَذَا الْیوْمِ کَمَثَلِ وَرَقٍ لَا شَوْکَ فِیهِ إِلَی أَرْبَعِینَ وَمِائَةِ سَنَةٍ ثُمَّ یأْتِی مِنْ بَعْدِ ذَلِکَ شَوْکٌ وَوَرَقٌ إِلَی مِائَتَی سَنَةٍ ثُمَّ یأْتِی مِنْ بَعْدِ ذَلِکَ شَوْکٌ لَا وَرَقَ فِیهِ حَتَّی لَا یرَی فِیهِ إِلَّا سُلْطَانٌ جَائِرٌ أَوْ غَنِی بَخِیلٌ أَوْ عَالِمٌ مُرَاغِبٌ فِی الْمَالِ أَوْ فَقِیرٌ کَذَّابٌ أَوْ شَیخٌ فَاجِرٌ أَوْ صَبِی وَقِحٌ أَوِ امْرَأَةٌ رَعْنَاءُ»؛(1)
1) 101. جامع الاخبار، ص 140 / بحارالانوار، ج 52، ص 262.
«ای مردم! خدا شما را رحمت کند، بدانید! مثل شما در این روز و زمان تا 140 سال بعد از این، مثل برگی باشد که خار ندارد (مشکل آن چنانی ندارید)، پس از آن تا 200 سال هم برگ است و هم خار میباشد (گاه خوشی و راحتی است و گاه سختی و مشقت)، سپس خار است و بدون برگ (همهاش زحمت و مشفت است و زمان استراحت نیست)؛ به گونهای که دیده نمیشود در آن، مگر حاکم ظالم یا ثروتمند بخیل یا عالمی که تشنه ثروت است و یا گدای دروغگوست یا پیرمرد گناهکار، یا بچه بیادب و زن بی خرد»
از علی بن یقطین نقل شده که به امام کاظمعلیه السلام عرض کرد:
چطور است که هرچه از پیش بینیها و فتنهها در مورد شما گفته شده روی نداده؛ امّا هر آنچه در مورد دشمنان شما گفته شده صحیح در آمده است؟
امام کاظمعلیه السلام فرمود:
«إِنَّ الَّذِی خَرَجَ فِی أَعْدَائِنَا کَانَ مِنَ الْحَقِّ فَکَانَ کَمَا قِیلَ وَأَنْتُمْ عُلِّلْتُمْ بِالْأَمَانِی فَخَرَجَ إِلَیکُمْ کَمَا خَرَجَ»؛(1)
«آنچه را هم که در مورد دشمنان ما گفته شده نیز از جانب حقّ بوده است لذا همان طور که گفته شده به وقوع پیوسته است. در مورد شما نیز به جهت انتظار و آرزو و امید گفته شده و این نیز همانگونه که گفته شده به وقوع پیوسته است و شما هم در حال انتظار و آرزو میباشید».
1) 102. بحارالانوار، ج 52، ص 111 / علل الشرایع، ج 2، ص 581.
عبداللَّه بن شریک در یک حدیث طولانی نقل کرده که روزی امام حسینعلیه السلام به گروهی از بنی امیه عبور میکرد که در مسجد رسول اللَّهصلی الله علیه وآله گرد هم جمع شده بودند، حضرت در آن جمع فرمود:
«أَمَا وَاللَّهِ لَا یذْهَبُ الدُّنْیا حَتَّی یبْعَثَ اللَّهُ مِنِّی رَجُلاً یقْتُلُ مِنْکُمْ أَلْفاً وَمَعَ الْأَلْفِ أَلْفاً وَمَعَ الْأَلْفِ أَلْفاً»؛
«آگاه باشید! به خدا قسم که هر آینه دنیا تمام نخواهد شد تا اینکه خداوند از نسل من مردی را برانگیزد که از شما هزار نفر را بکشد و پس از آن نیز هزار هزار نفر دیگر».
عرض کردم: فدایتان شوم! اینان فرزندان فلان و فلان هستند و تعدادشان به این همه نمیرسد.
امام حسینعلیه السلام فرمود:
«وَیحَکَ إِنَّ فِی ذَلِکَ الزَّمَانِ یکُونُ لِلرَّجُلِ مِنْ صُلْبِهِ کَذَا وَکَذَا رَجُلاً وَإِنَّ مَوْلَی الْقَوْمِ مِنْ أَنْفُسِهِمْ»؛(1)
«خدا خیرت دهد! در آن زمان از هر مردی مردان بسیاری بیرون خواهند آمد و بزرگ آنان هم از خودشان خواهد بود».
در مورد ظلم و فسادی که در آخرالزمان و قبل از ظهور حضرت مهدیعلیه السلام
1) 103. بحارالانوار، ج 51، ص 134 / غیبت طوسی، ص 190.
روی میدهد احادیث فراوانی آمده است.
در حدیثی امام صادق و امام باقرعلیهما السلام از پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله نقل میکنند که آن حضرت فرمودند:
کَیفَ بِکُمْ إِذَا فَسَدَ نِسَاؤُکُمْ وَفَسَقَ شُبَّانُکُمْ وَلَمْ تَأْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَلَمْ تَنْهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ.
فَقِیلَ لَهُ: وَیکُونُ ذَلِکَ یا رَسُولَ اللَّهِ؟
قَالَصلی الله علیه وآله: نَعَمْ وَشَرٌّ مِنْ ذَلِکَ، کَیفَ بِکُمْ إِذَا أَمَرْتُمْ بِالْمُنْکَرِ وَنَهَیتُمْ عَنِ الْمَعْرُوفِ. قِیلَ: یا رَسُولَ اللَّهِ وَیکُونُ ذَلِکَ؟
قَالَصلی الله علیه وآله: نَعَمْ وَشَرٌّ مِنْ ذَلِکَ کَیفَ بِکُمْ إِذَا رَأَیتُمُ الْمَعْرُوفَ مُنْکَراً وَالْمُنْکَرَ مَعْرُوفاً؛(1)
چگونه خواهید بود آنگاه که زنان شما فاسد و جوانانتان فاسق گردند، شما هم امر به معروف و نهی از منکر نکنید.
به آن حضرت گفته شد: یعنی این چنین خواهد شد، ای رسول خدا؟
فرمود: آری و بدتر از این، چگونه خواهید بود آنگاه که امر به بدی کنید و از خوبی نهی کنید؟
گفته شد: ای رسول خدا یعنی چنین خواهد شد؟
پیامبر فرمود: آری و بدتر از این، آنگاه که معروف را بد بدانید و منکر را خوب بپندارید.
1) 104. بحارالانوار، ج 52، ص 181 / قرب الاسناد.
این بار محمّد بن صامت است که از امام صادقعلیه السلام در مورد علامتها و نشانههای قبل از ظهور حضرت مهدیعلیه السلام سؤال میکند و آن جناب میفرمایند:
«هَلَاکُ الْعَبَّاسِی وَخُرُوجُ السُّفْیانِی وَقَتْلُ النَّفْسِ الزَّکِیةِ وَالْخَسْفُ بِالْبَیدَاءِ وَ الصَّوْتُ مِنَ السَّمَاءِ.
فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ أَخَافُ أَنْ یطُولَ هَذَا الْأَمْرُ؟
فَقَالَ: لَا، إِنَّمَا هُوَ کَنِظَامِ الْخَرَزِ یتْبَعُ بَعْضُهُ بَعْضاً»؛(1)
«هلاکت عباسی، خروج سفیانی، کشته شدن نفس زکیه، فرو رفتن زمین در بیدا و صدایی از آسمان.
عرض کردم: فدایتان شوم! میترسم این امر خیلی طولانی شود.
فرمود: خیر، برنامه آن همانند دانهها و مهرههای تسبیح پی در پی خواهد آمد».
یعقوب بن سراج میگوید: خدمت امام صادقعلیه السلام رسیدم و پرسیدم: فرج شیعیان شما چه موقع خواهد رسید؟
امام فرمود:
«إِذَا اخْتَلَفَ وُلْدُ الْعَبَّاسِ وَ وَهَی سُلْطَانُهُمْ وَطَمِعَ فِیهِمْ مَنْ لَمْ یکُنْ
1) 105. بحارالانوار، ج 52، ص 235 / غیبت نعمانی، ص 262.
یطْمَعُ وَخَلَعَتِ الْعَرَبُ أَعِنَّتَهَا [جمع العنان وَرَفَعَ کُلُّ ذِی صِیصِیةٍ صِیصِیتَهُ وَظَهَرَ السُّفْیانِی وَالَْیمَانِی وَتَحَرَّکَ الْحَسَنِی خَرَجَ صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ مِنَ الْمَدِینَةِ إِلَی مَکَّةَ بِتُرَاثِ رَسُولِ اللَّهِصلی الله علیه وآله.
قُلْتُ: وَمَا تُرَاثُ رَسُولِ اللَّهِصلی الله علیه وآله؟
فَقَالَ: سَیفُهُ وَدِرْعُهُ وَعِمَامَتُهُ وَبُرْدُهُ وَقَضِیبُهُ وَفَرَسُهُ وَلَأْمَتُهُ وَسَرْجُهُ»؛(1)
«آنگاه که فرزندان عباس با یکدیگر اختلاف کنند و حکومت آنان از هم بپاشد و کسانی در آن طمع میکنند که تا آن موقع چنین جرأتی نداشتند، پس از آن هر کسی برای خودش پرچمی بلند میکند، سفیانی از یک طرف و یمانی از طرفی دیگر خروج میکنند، حسنی به حرکت درآید، آنگاه صاحب الامر از مدینه به طرف مکّه میآید و به همراهش تراث رسول خداصلی الله علیه وآله میباشد.
عرض کردم: تراث رسول اللَّه چیست؟
فرمود: شمشیر، زره، عمامه، عبا، چوبدستی، اسب، زین اسب».
در حدیثی امام صادقعلیه السلام زمان خروج سفیانی را ماه رجب اعلام میکنند چنانکه خلّاد صائغ از آن حضرت روایت کرده که فرمودند:
«السُّفْیانِی لَا بُدَّ مِنْهُ وَلَا یخْرُجُ إِلَّا فِی رَجَبٍ.
چارهای از خروج سفیانی نیست، و خروج او هم نخواهد بود مگر در ماه رجب. شخصی عرض کرد:
1) 106. کافی، ج 8، ص 224 / بحارالانوار، ج 52، ص 242 / غیبت نعمانی، ص 270.
یا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ إِذَا خَرَجَ فَمَا حَالُنَا؟ قَالَ: إِذَا کَانَ ذَلِکَ فَإِلَینَا.»(1)
وقتی سفیانی خروج میکند، ما چه کنیم و حال ما چگونه است؟
امامعلیه السلام فرمود: وقتی چنان شد، شما به طرف ما بیایید. (یعنی در آن زمان، امام ظهور خواهد کرد).
راوی این حدیث امام صادقعلیه السلام است از قول امیرالمؤمنینعلیه السلام که فرمودند:
«لَیأْتِینَّ عَلَی النَّاسِ زَمَانٌ یظَرَّفُ فِیهِ الْفَاجِرُ وَیقَرَّبُ فِیهِ الْمَاجِنُ وَیضَعَّفُ فِیهِ الْمُنْصِفُ.
قَالَ: فَقِیلَ لَهُ: مَتَی ذَاکَ یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ؟
فَقَالَ: إِذَا اتُّخِذَتِ الْأَمَانَةُ مَغْنَماً وَالزَّکَاةُ مَغْرَماً وَالْعِبَادَةُ اسْتِطَالَةً وَالصِّلَةُ مَنّاً.
قَالَ: فَقِیلَ لَهُ: مَتَی ذَلِکَ یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ؟
فَقَالَ: إِذَا تَسَلَّطْنَ النِّسَاءُ وَسُلِّطْنَ الْإِمَاءُ وَأُمِّرَ الصِّبْیانُ»؛(2)
«زمانی بر مردم خواهد آمد که فاجران را باهوش و زرنگ میشمرند و بیعاران مقرب میشوند و افراد با انصاف ضعیف میگردند.
گفته شد: این چه زمانی است، ای امیرمؤمنان؟
فرمود: آنگاه که امانت را غنیمت و پرداخت زکات را خسارت میپندارند و عبادت را عملی بیهوده و صله رحم را منّت میدانند.
گفته شد: این چه موقعی است، ای امیرمؤمنان؟
فرمود: آنگاه که زنان و کنیزان مسلّط گردند و کودکان فرمانروا شوند».
خبر ظهور و قیام حضرت مهدیعلیه السلام مسألهای است که از همان ابتدای صدر اسلام با اعلام پیامبرصلی الله علیه وآله بین اصحاب، معروف و مشهور بود؛ لذا حضرت سلمان فارسیرضی الله عنه میگوید: خدمت امیرالمؤمنینعلیه السلام آمدم و عرض کردم:
قائم از فرزندان شما چه موقع خواهد آمد؟
آن حضرت نفس عمیقی کشیدند و فرمودند:
«لَا یظْهَرُ الْقَائِمُ حَتَّی یکُونَ أُمُورُ الصِّبْیانِ وَیضِیعَ حُقُوقُ الرَّحْمَنِ وَیتَغَنَّی بِالْقُرْآنِ فَإِذَا قُتِلَتْ مُلُوکُ بَنِی الْعَبَّاسِ أُولِی الْعَمَی وَالِالْتِبَاسِ أَصْحَابِ الرَّمْی عَنِ الْأَقْوَاسِ بِوُجُوهٍ کَالتِّرَاسِ وَخَرِبَتِ الْبَصْرَةُ هُنَاکَ یقُومُ الْقَائِمُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَینِعلیه السلام»؛(1)
«قائم ظهور نخواهد کرد تا اینکه کودکان فرمانروا شوند، حقوق الهی ضایع گردد و با قرآن آواز بخوانند. پس هنگامی که حاکمان بنی عباس کشته شوند، آنان که کور و کر و صاحبان گمراهیاند و هنگامی که بصره خراب شود، آنگاه قائمی که از فرزندان حسینعلیه السلام است، قیام خواهد کرد».
حذلم بن بشیر میگوید: به امام سجادعلیه السلام عرض کردم:
1) 109. دلائل الامامه، ص 253 / بحارالانوار، ج 52، ص 275.
آقا! جریان خروج و ظهور حضرت مهدیعلیه السلام را برایم توصیف بفرما و این که نشانهها و علامتهای آن چیست؟
حضرت فرمود:
یکُونُ قَبْلَ خُرُوجِهِ خُرُوجُ رَجُلٍ یقَالُ لَهُ عَوْفٌ السُّلَمِی بِأَرْضِ الْجَزِیرَةِ وَ یکُونُ مَأْوَاهُ تَکْرِیتَ وَقَتْلُهُ بِمَسْجِدِ دِمَشْقَ ثُمَّ یکُونُ خُرُوجُ شُعَیبِ بْنِ صَالِحٍ مِنْ سَمَرْقَنْدَ ثُمَّ یخْرُجُ السُّفْیانِی الْمَلْعُونُ مِنَ الْوَادِی الْیابِس وَهُوَ مِنْ وُلْدِ عُتْبَةَ بْنِ أَبِی سُفْیانَ فَإِذَا ظَهَرَ السُّفْیانِی اخْتَفَی الْمَهْدِی ثُمَّ یخْرُجُ بَعْدَ ذَلِکَ؛(1)
«قبل از ظهور آن حضرت، مردی که به عوف سلمی معروف است در سرزمین جزیره خروج میکند، وی که منزلش در تکریت است در مسجد دمشق کشته میشود، پس از آن خروج شعیب بن صالح از سمرقند خواهد بود، سپس سفیانی ملعون که از اولاد عتبة بن ابو سفیان است از وادی یابس خروج میکند؛ آنگاه که امر سفیانی ظاهر گردد، مهدیعلیه السلام پنهان میشود و پس از آن قیام خواهد نمود.»
برخی از علایم و نشانههای عمومی که قبل و هنگامه ظهور امام زمانعلیهما السلام واقع خواهد شد و در روایات و کتب مختلف آمده که البته برخی حتمی و بعضی مشروط است به این شرح میباشد:
1) 110. غیبت شیخ طوسی، حدیث 437؛ بحار الانوار، ج 52، ص 213.
خروج سفیانی، صیحه آسمانی، ندای جبرئیل از آسمان، ندای شیطان از زمین، قتل حسنی، اختلاف بنی عباس در امور دنیایی، کسوف در وسط ماه رمضان، خسوف در آخر ماه رمضان، خسف در بیداء، خسف در مغرب، خسف در مشرق، رکود خورشید، قتل نفس زکیه در پشت کوفه به همراه هفتاد نفر از صالحان، سر بریدن یکی از هاشمیان بین رکن و مقام، خرابی قسمتی از مسجد کوفه، پرچمهای سیاه از سمت خراسان، خروج یمانی، ظهور مغربی در مصر و تصرف شام، ورود ترکها به جزیره، ورود روم به رمله، مرگ و میر عمومی: یکی مرگ سرخ و یکی مرگ سفید، از بین رفتن دو سوم مردم، طلوع ستارهای همانند ماه در مشرق، سرخیای که در آسمان پدید میآید و منتشر میشود، آتشی طولانی که از مشرق ظاهر میگردد و حدود سه تا هفت روز در جوّ میماند، تملک بلاد توسط اعراب و خروج از سلطنت عجم، کشتن پادشاه مصر توسط مردم، خرابی شام، ورود پرچمهای قیس و عرب به مصر، ورود پرچمهای کنده به خراسان، خروج 60 مدّعی نبوت، خروج 12 مدّعی امامت، طوفان سیاه، زلزله شدید، ترس اهل عراق و بغداد، ظهور ملخهای فراوان، اختلاف عجمها، شورش بندگان، مسخ عدّهای از اهل بدعت، ... .(1)
1) 111. کمال الدین، ج 2، ص 553؛ غیبت شیخ طوسی؛ بحار الانوار، ج 52، ص 219؛ ارشاد شیخ مفید.
عبدالرحمن بن کثیر میگوید: در محضر امام صادقعلیه السلام بودم که مهزم اسدی وارد شد و عرض کرد: فدایتان شوم! بفرمایید این امری که در انتظار آن میباشید چه موقع خواهد بود؟ چون خیلی طولانی شده است.
امام صادقعلیه السلام فرمود:
«یا مِهْزَمُ کَذَبَ الْوَقَّاتُونَ وَهَلَکَ الْمُسْتَعْجِلُونَ وَنَجَا الْمُسْلِمُونَ وَإِلَینَا یصِیرُونَ»؛(1)
«ای مهزم! آنان که تعیین وقت میکنند دروغ میگویند، آنان که عجله میکنند نیز هلاک خواهند شد، امّا آنان که مسلمان واقعی باشند و تسلیم باشند نجات مییابند و به سوی ما خواهند آمد».
محمّد بن مسلم و ابوبصیر که از بهترین اصحاب و یاران امام صادقعلیه السلام میباشند نقل میکنند که امام صادقعلیه السلام فرمود:
«لَا یکُونُ هَذَا الْأَمْرُ حَتَّی یذْهَبَ ثُلُثَا النَّاسِ»؛
«این امر محقق نمیشود مگر زمانی که دو سوم مردم از بین بروند».
1) 112. بحارالانوار، ج 52، ص 104 / غیبت طوسی.
عرض کردیم: وقتی دو سوم مردم بروند، پس چه کسی باقی میماند؟
امام فرمود:
«أَ مَا تَرْضَوْنَ أَنْ تَکُونُوا فِی الثُّلُثِ الْبَاقِی؟»؛(1)
«آیا شما دوست ندارید که جزو آن یک سوم باقی مانده باشید؟»
جابر جعفی میگوید از امام باقرعلیه السلام سؤال کردم: چه موقع فرج شما محقق میشود؟ آن جناب فرمود:
«هَیهَاتَ هَیهَاتَ لَا یکُونُ فَرَجُنَا حَتَّی تُغَرْبَلُوا، ثُمَّ تُغَرْبَلُوا، ثُمَّ تُغَرْبَلُوا؛ یقُولُهَا ثَلَاثاً حَتَّی یذْهَبَ الْکَدِرُ وَیبْقَی الصَّفْوُ»؛(2)
«هیهات! به این زودی نخواهد بود، فرج ما نخواهد شد مگر اینکه غربال شوید و امتحان گردید، باز هم غربال و غربال شوید تا ناخالصها جدا شوند، و خالصها باقی بمانند».
باید آنان که به زبان ادعای اسلام و ایمان میکنند، امتحان گردند و کسانی که مرد عمل میباشند شناخته شوند، آنگاه ظهور حاصل خواهد شد.
از مفضل بن عمر نقل شده که میگوید: از آقایم امام صادقعلیه السلام پرسیدم: آیا
برای زمان ظهور امام مهدی منتظر وقت مشخصی هست که مردم بدانند؟
امام صادقعلیه السلام فرمودند:
حَاشَ لِلَّهِ أَنْ یوَقِّتَ ظُهُورَهُ بِوَقْتٍ یعْلَمُهُ شِیعَتُنَا.
هرگز چنین نیست که خداوند متعال زمان ظهور آن حضرت را در وقتی قرار دهد که شیعان ما هم بدانند.
عرض کردم: چرا این گونه است؟
آن حضرت فرمود:
لِأَنَّهُ هُوَ السَّاعَةُ الَّتِی قَالَ اللَّهُ تَعَالَی: یسْئَلُونَکَ عَنِ السّاعَةِأَیانَ مُرْساها قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ رَبِّی لا یجَلِّیها لِوَقْتِها إِلاَّ هُوَ ثَقُلَتْ فِی السَّماواتِ وَالْأَرْضِ. وَهُوَ السَّاعَةُ الَّتِی قَالَ اللَّهُ تَعَالَی: یسْئَلُونَکَ عَنِ السَّاعَةِ أَیانَ مُرْساها وَقَالَ: عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَلَمْ یقُلْ إِنَّهَا عِنْدَ أَحَدٍ وَقَالَ: فَهَلْ ینْظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ أَنْ تَأْتِیهُمْ بَغْتَةً فَقَدْ جاءَ أَشْراطُها الآیةَ وَقَالَ: اقْتَرَبَتِ السّاعَةُ وَانْشَقَّ الْقَمَرُ وَقَالَ: ما یدْرِیکَ لَعَلَّ السَّاعَةَ تَکُونُ قَرِیباً، یسْتَعْجِلُ بِهَا الَّذِینَ لا یؤْمِنُونَ بِها وَالَّذِینَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْها وَیعْلَمُونَ أَنَّهَا الْحَقُّ أَلا إِنَّ الَّذِینَ یمارُونَ فِی السَّاعَةِ لَفِی ضَلالٍ بَعِیدٍ.
چون زمان ظهور همانند «الساعه» است که خداوند متعال در آن فرموده: درباره ساعت از تو سؤال میکنند، کی فرا میرسد؟! بگو: «علمش فقط نزد پروردگار من است؛ و هیچکس جز او (نمیتواند) وقت آن را آشکار سازد؛ (اما قیام قیامت، حتی) در آسمانها و زمین، سنگین (و بسیار پر اهمیت) است.»
و نیز همان ساعتی است که خداوند متعال فرموده است: و از تو درباره ساعت میپرسند که در چه زمانی واقع میشود؟!
خداوند متعال فرموده: علم آن نزد خودش میباشد و نفرمود که نزد کسی دیگر میباشد و همچنین فرموده است: قیامت نزدیک شد و ماه از هم شکافت! و باز فرموده: و چه میدانی شاید ساعت نزدیک باشد!
کسانی که به ساعت ایمان ندارند درباره آن شتاب میکنند؛ ولی آنها که ایمان آوردهاند پیوسته از آن هراسانند، و میدانند آن حق است؛ آگاه باشید کسانی که در ساعت تردید میکنند، در گمراهی عمیقی هستند.
عرض کردم: مراد از یمارون چیست؟
آن حضرت فرمودند: یقُولُونَ مَتَی وُلِدَ؟ وَمَنْ رَأَی؟ وَأَینَ یکُونُ؟ وَمَتَی یظْهَرُ؟ وَکُلُّ ذَلِکَ اسْتِعْجَالاً لِأَمْرِ اللَّهِ وَشَکّاً فِی قَضَائِهِ وَدُخُولاً فِی قُدْرَتِهِ أُولَئِکَ الَّذِینَ خَسِرُوا الدُّنْیا وَإِنَّ لِلْکَافِرِینَ لَشَرَّ مَآبٍ.(1)
میگویند چه وقتی متولد شده؟ چه کسی او را دیده؟ الان کجا هست؟ چه موقع ظهور میکند؟... همه این سؤالها برای این است که در کار خدا عجله میکنند و در قضا و تقدیر الهی شکّ دارند و میخواهند در کار خدا دخالت کنند؛ آنان همانان هستند که در دنیا زیانکاری کردند و بدترین عاقبت کار برای کافران است.»
1) 115. بحارالأنوار، ج 53، ص 1.
اینکه یاران خاص امام زمانعلیه السلام چند نفرند، مفضل بن عمرو میگوید امام صادقعلیه السلام فرمود:
«إِذَا أُذِنَ الْإِمَامُ دَعَا اللَّهَ بِاسْمِهِ الْعِبْرَانِی فَأُتِیحَتْ لَهُ صَحَابَتُهُ الثَّلَاثُمِائَةِ وَثَلَاثَةَ عَشَرَ قَزَعٌ کَقَزَعِ الْخَرِیفِ وَهُمْ أَصْحَابُ الْأَلْوِیةِ مِنْهُمْ مَنْ یفْقَدُ عَنْ فِرَاشِهِ لَیلًا فَیصْبِحُ بِمَکَّةَ وَمِنْهُمْ مَنْ یرَی یسِیرُ فِی السَّحَابِ نَهَاراً یعْرَفُ بِاسْمِهِ وَاسْمِ أَبِیهِ وَحِلْیتِهِ وَنَسَبِهِ.
قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ! أَیهُمْ أَعْظَمُ إِیمَاناً؟
قَالَ: الَّذِی یسِیرُ فِی السَّحَابِ نَهَاراً وَهُمُ الْمَفْقُودُونَ وَفِیهِمْ نَزَلَتْ هَذِهِ الآیةُ: أَینَ ما تَکُونُوا یأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمِیعاً»؛(1)
«آنگاه که به امام اجازه ظهور داده شود، خداوند متعال به نام عبرانی او از آسمان ندا دهد، سپس تمام 313 نفر اصحاب ایشان همانند ابرهای پاییزی به گرد وی جمع میشوند. آنان اصحاب بیرقها هستند که برخی از ایشان در حالی که شب را در بستر خود خوابیدند مفقود میشوند؛ امّا صبح در مکه هستند، بعضی از آنان در روز بر ابرها سوار میشوند، هر کدام از آنان به نام
1) 116. غیبت نعمانی، ص 312 / بحارالانوار، ج 52، ص 368.
خود و اسم پدرش و با کیفیت و صفت نسبش شناخته میشود.
گفتم: فدایتان شوم! ایمان کدام یک از آنان بیشتر است؟
فرمود: آنان که در روز بر ابرها سوار میشوند که ایشان همان مفقودان هستند. و این آیه شریفه در مورد آنان نازل شده است که فرمود: ... هر جا باشید، خداوند همه شما را (برای پاداش و کیفر در برابر اعمال نیک و بد، در روز رستاخیز،) حاضر میکند.
پیرامون اینکه امام زمانعلیه السلام بعد از ظهور در کجا اقامت خواهند داشت و آیا اینکه در آن زمان خانواده و زن و فرزند هم دارند یا نه، احادیث مختلفی آمده است.
در حدیثی از ابوبصیر آمده است که امام صادقعلیه السلام میفرماید:
ای ابامحمّد! گویا میبینم قائم را که با اهل و عیال خود در مسجد سهله نزول فرموده است.
ابوبصیر میگوید: آنجا منزل ایشان است؟
امام فرمود:
«نَعَمْ هُوَ مَنْزِلُ إِدْرِیسَعلیه السلام وَمَا بَعَثَ الęљΙǙϠنَبِیاً إِلَّا وَقَدْ صَلَّی فِیهِ وَالْمُقِیمُ فِیهِ کَالْمُقِیمِ فِی فُسْطَاطِ رَسُولِ اللَّهِصلی الله علیه وآله وَمَا مِنْ مُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِلَّا وَقَلْبُهُ یحِنُّ إِلَیهِ وَمَا مِنْ یوْمٍ وَلَا لَیلَةٍ إِلَّا وَالْمَلَائِکَةُ یأْوُونَ إِلَی هَذَا الْمَسْجِدِ یعْبُدُونَ اللَّهَ فِیهِ.
یا بَا مُحَمَّدٍ! أَمَا إِنِّی لَوْ کُنْتُ بِالْقُرْبِ مِنْکُمْ مَا صَلَّیتُ صَلَاةً إِلَّا فِیهِ ثُمَّ إِذَا قَامَ قَائِمُنَا انْتَقَمَ اللَّهُ لِرَسُولِهِ وَلَنَا أَجْمَعِینَ»؛(1)
«آری آن منزل ادریس پیامبر است، هیچ پیامبری مبعوث نشده مگر اینکه در آنجا نماز خوانده است، هرکه در آن اقامه کند مثل این است که در خیمه پیامبر خدا اقامه کرده باشد. هیچ مرد و زن مؤمنی نیست مگر اینکه قلب او عاشق آنجاست و هیچ روز و شبی نیست مگر اینکه فرشتگان الهی به آن مسجد میآیند و خدا را در آن عبادت میکنند.
ای ابو محمّد! بدان و آگاه باش که اگر من نزدیک آن مسجد بودم، تمام نمازهایم را در آن میخواندم. پس آنگاه که قائم ما قیام نماید، خداوند برای پیامبرش و همه ما انتقام خواهد گرفت».
امّا اینکه وقتی امام زمانعلیه السلام ظهور و قیام فرمودند چه کارها و اقداماتی انجام خواهند داد، خود از موارد مهم این موضوع میباشد، آن حضرت به مصلح جهان و منجی عالم بشریت معروف است، پس هر کار خلاف و فاسدی که باشد را اصلاح خواهند فرمود، لذا ابوبصیر میگوید: امام باقرعلیه السلام در حدیثی طولانی فرمودند:
«إِذَا قَامَ الْقَائِمُ سَارَ إِلَی الْکُوفَةِ فَهَدَمَ بِهَا أَرْبَعَةَ مَسَاجِدَ وَلَمْ یبْقَ مَسْجِدٌ عَلَی الْأَرْضِ لَهُ شُرَفٌ إِلَّا هَدَمَهَا وَجَعَلَهَا جَمَّاءَ وَوَسَّعَ الطَّرِیقَ الْأَعْظَمَ وَکَسَرَ کُلَّ جَنَاحٍ خَارِجٍ عَنِ الطَّرِیقِ وَأَبْطَلَ الْکُنُفَ وَالْمَیازِیبَ إِلَی
1) 117. قصص راوندی، ص 80 / بحارالانوار، ج 52، ص 317.
الطُّرُقَاتِ وَلَا یتْرُکُ بِدْعَةً إِلَّا أَزَالَهَا وَلَا سُنَّةً إِلَّا أَقَامَهَا وَیفْتَتِحُ قُسْطَنْطِینِیةَ وَ الصِّینَ وَ جِبَالَ الدَّیلَمِ فَیمْکُثُ عَلَی ذَلِکَ سَبْعَ سِنِینَ مِقْدَارُ کُلِّ سَنَةٍ عَشْرُ سِنِینَ مِنْ سِنِیکُمْ هَذِهِ ثُمَّ یفْعَلُ اللَّهُ مَا یشَاءُ.
«آنگاه که قائم ظهور و قیام فرماید به کوفه میآید و در آنجا چهار مسجد است که خراب خواهد کرد. و هیچ مسجد کنگرهداری روی زمین نیست مگر این که کنگرههای آن را خراب میکند و آن را بدون کنگره باقی میگذارد. بزرگ راهها را وسیع میکند، پنجرههای مشرف بر خیابان را میبندد، فاضلاب و ناودانها که بر راهها میریزند را جمع میکند، بدعتی نمیماند؛ مگر اینکه آن را از بین میبرد، تمام سنّتهای اسلامی را زنده و برپا میکند. قسطنطنیه و چین و کوههای دیلم را فتح مینماید، پس هفت سال در این حکومت و خلافت خواهد بود که هر سال آن برابر ده سال از سالهای شماست، سپس هرچه را که خدا بخواهد همان میکند.
قَالَ: قُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ! فَکَیفَ تَطُولُ السِّنُونَ؟
قَالَ: یأْمُرُ اللَّهُ تَعَالَی الْفَلَکَ بِاللُّبُوثِ وَقِلَّةِ الْحَرَکَةِ فَتَطُولُ الْأَیامُ لِذَلِکَ وَالسِّنُونَ.
گفتم: قربانت شوم! چطور سالها این قدر طولانی میشود؟
فرمود: خداوند ستارگان را به درنگ فرمان میدهد و به آرامی حرکت خواهند کرد، پس روزها طولانی میشود، سالها نیز طول میکشد.
قَالَ: قُلْتُ لَهُ: إِنَّهُمْ یقُولُونَ إِنَّ الْفَلَکَ إِذَا تَغَیرَ فَسَدَ؟
قَالَ: ذَلِکَ قَوْلُ الزَّنَادِقَةِ، فَأَمَّا الْمُسْلِمُونَ فَلَا سَبِیلَ لَهُمْ إِلَی ذَلِکَ وَقَدْ
شَقَّ اللَّهُ الْقَمَرَ لِنَبِیهِصلی الله علیه وآله وَرَدَّ الشَّمْسَ مِنْ قَبْلِهِ لِیوشَعَ بْنِ نُونٍ وَأَخْبَرَ بِطُولِ یوْمِ الْقِیامَةِ وَأَنَّهُ کَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ»؛(1)
گفتم: برخی میگویند: اگر فلک و ستارگان اندکی تغییر کنند از بین میروند؟
فرمود: این حرف زندیقان و کافران است؛ امّا مسلمانان چنین سخنی ندارند، این در حالی است که خداوند، ماه را برای پیامبرش دو نیم کرد، و قبل از آن هم خورشید را برای یوشع بن نون به عقب برگرداند، علاوه بر این خداوند از طولانی بودن روز قیامت خبر داد که یک روز آن همانند هزار سال از سالهای شما است.»
عبداللَّه بن عطا میگوید: از امام باقرعلیه السلام پرسیدم:
هنگامی که قائم قیام فرماید، به کدام سیره در بین مردم عمل میکند؟
امام فرمود:
«یهْدِمُ مَا قَبْلَهُ کَمَا صَنَعَ رَسُولُ اللَّهِصلی الله علیه وآله وَیسْتَأْنِفُ الْإِسْلَامَ جَدِیداً»؛(2)
«هرچه از باطل که قبل از آن باشد منهدم میکند؛ چنانکه رسول خداصلی الله علیه وآله چنین کرد و اسلام را از نو برپا میکند».
سؤالی دیگر از عبداللَّه بن عطاء. این بار نیز به امام باقرعلیه السلام عرض میکند: در مورد قائمعلیه السلام برایم صحبت کنید.
امام باقرعلیه السلام میفرماید:
«وَ اللَّهِ مَا هُوَ أَنَا وَ لَا الَّذِی تَمُدُّونَ إِلَیهِ أَعْنَاقَکُمْ وَ لَا یعْرَفُ وِلَادَتُهُ.
قُلْتُ: بِمَا یسِیرُ؟
قَالَ: بِمَا سَارَ بِهِ رَسُولُ اللَّهِصلی الله علیه وآله، هَدَرَ مَا قَبْلَهُ وَاسْتَقْبَلَ»؛(1)
«به خدا قسم که من او نیستم، و نیز آنی نیستم که شما منتظرید و گردنهای خود را به سوی او خواهید کشید و تولدش نیز مخفی خواهد ماند.
عرض کردم: به چه روشی عمل خواهد فرمود؟
فرمود: به همان روشی که پیامبر خداصلی الله علیه وآله عمل نمود، یعنی آنچه که از باطل در گذشته بوده از بین خواهد برد و از نو آغاز خواهد کرد».
از امام باقرعلیه السلام پرسیدهاند: وقتی امام زمانعلیه السلام قیام کنند به چه روشی عمل میفرمایند؟
امام فرموده است:
«بِسِیرَةِ مَا سَارَ بِهِ رَسُولُ اللَّهِصلی الله علیه وآله حَتَّی یظْهِرَ الْإِسْلَامَ.
قُلْتُ: وَمَا کَانَتْ سِیرَةُ رَسُولِ اللَّهِصلی الله علیه وآله؟
1) 120. غیبت نعمانی، ص 169 / بحارالانوار، ج 51، ص 138.
قَالَ: أَبْطَلَ مَا کَانَتْ فِی الْجَاهِلِیةِ وَاسْتَقْبَلَ النَّاسَ بِالْعَدْلِ وَکَذَلِکَ الْقَائِمُعلیه السلام إِذَا قَامَ یبْطِلُ مَا کَانَ فِی الْهُدْنَةِ مِمَّا کَانَ فِی أَیدِی النَّاسِ وَیسْتَقْبِلُ بِهِمُ الْعَدْلَ»؛(1)
«به همان روشی که رسول خداصلی الله علیه وآله رفتار کرد عمل خواهد کرد، تا اینکه اسلام واقعی ظاهر خواهد شد.
عرض کردم: سیره رسول خداصلی الله علیه وآله چه بود؟
فرمود: هر چه در دوره جاهلیت بود را باطل کرد و مردم را به طرف عدالت آورد. قائم نیز چنین خواهد کرد، هنگامی که قیام کند، هرچه که در زمان ضعف اسلام بوده، از آنچه که مردم عمل میکردند را باطل خواهد کرد و مردم را به طرف عدالت خواهد آورد».
حسن بن طریف میگوید: به امام حسن عسکریعلیه السلام نامهای نوشتم و از آن حضرت در مورد مهدیعلیه السلام سؤال کردم که وقتی ایشان قیام بفرمایند به چه قانونی بین مردم قضاوت خواهند کرد؟ امام در جواب فرمودند:
سَأَلْتَ عَنِ الْإِمَامِ فَإِذَا قَامَ یقْضِی بَینَ النَّاسِ بِعِلْمِهِ کَقَضَاءِ دَاوُدَعلیه السلام لَا یسْأَلُ الْبَینَةَ.(2)
در مورد امام پرسیدی که چگونه قضاوت خواهد کرد، هنگامی که ایشان قیام کند به علم خودش بین مردم قضاوت خواهد فرمود؛ مانند قضاوت داوودعلیه السلام که نیازی به شاهد و دلیل دیگری ندارد.
برخی فکر میکنند وقتی امام زمانعلیه السلام ظهور نماید، از همان ابتدا آسایش و راحتی و رفاه آماده است و هیچ دردسری ندارد؛ در حالی که برای مؤمنان و منتظران واقعی، تازه اوّل کار است، تازه اوّل رنج و زحمت و تبلیغ و جهاد و مبارزه است.
لذا مفضل میگوید: هنگام طواف در خدمت امام صادقعلیه السلام بودم که فرمود: چیه، ای مفضّل؟ چرا ناراحت و مهموم هستی؟
مفضل میگوید: فدایتان شوم! بنی عباس را میبینم که با این شکوه و عظمت و پادشاهی هستند، اگر حکومت دست شما بود، ما هم در آسایش بودیم.
امام صادقعلیه السلام فرمود:
«یا مُفَضَّلُ! أَمَا لَوْ کَانَ ذَلِکَ لَمْ یکُنْ إِلَّا سِیاسَةُ اللَّیلِ وَسِیاحَةُ النَّهَارِ وَأَکْلُ الْجَشِبِ وَلُبْسُ الْخَشِنِ شِبْهَ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ وَإِلَّا فَالنَّارُ، فَزُوِی ذَلِکَ عَنَّا فَصِرْنَا نَأْکُلُ وَنَشْرَبُ وَهَلْ رَأَیتَ ظُلَامَةً جَعَلَهَا اللَّهُ نِعْمَةً مِثْلَ هَذَا»؛(1)
«ای مفضل! آگاه باش اگر چنان شود شب و روز باید کار کرد، در شب باید نگهبان و مراقب مردم بود، در روز باید به کار و تلاش پرداخت، غذای
1) 123. بحارالانوار، ج 52، ص 359 / غیبت نعمانی، ص 286.
سخت مانند نان خشک و نان جو باید خورد، لباس خشن باید پوشید؛ شبیه امیرالمؤمنینعلیه السلام که اگر غیر از این عمل کنیم عاقبت ما آتش خواهد بود. امّا اکنون این امور از ما برداشته شده؛ غذای خوب میخوریم، آب گوارا مینوشیم، آیا چنین ظلم و مظلومیتی دیدهای که خداوند این گونه برای ما نعمت قرار داده باشد!».
عمرو بن شمرو میگوید: در منزل امام صادقعلیه السلام خدمت آن حضرت بودم؛ در حالی که منزل آن جناب مملوّ از جمعیت بود و مردم نیز برای سؤال به ایشان مراجععه کرده بودند، آنان از هر چیزی میپرسیدند و امام نیز پاسخ میداند، من که در گوشهای از خانه بودم، گریهام گرفت، امام فرمود: چه چیز تو را به گریه انداخته، ای عمرو؟
عرض کردم: فدایتان شوم! چگونه گریه نکنم در حالی که در بین این امّت شخصی به بزرگواری شما نیست؛ ولی دربهای فرج به روی شما بسته شده و پرده انکار بر شما کشیده شده است.
امام صادقعلیه السلام فرمود:
«لَا تَبْکِ یا عَمْرُو! نَأْکُلُ أَکْثَرَ الطَّیبِ وَنَلْبَسُ اللَّینَ وَلَوْ کَانَ الَّذِی تَقُولُ لَمْ یکُنْ إِلَّا أَکْلُ الْجَشِبِ وَلُبْسُ الْخَشِنِ مِثْلَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیّ بْنِ أَبِی طَالِبٍعلیه السلام وَ إِلَّا فَمُعَالَجَةُ الْأَغْلَالِ فِی النَّارِ»؛(1)
1) 124. بحارالانوار، ج 52، ص 360 / غیبت نعمانی، ص 287.
«گریه نکن ای عمرو! الآن غذاهای بسیار خوب میخوریم، لباسهای گرم و نرم میپوشیم؛ امّا اگر آنچه تو میگویی اتفاق بیفتد، غذایی نخواهد بود مگر غذای خشک و سخت، و لباسی نباید پوشید جز لباس خشن، همانند امیرالمؤمنینعلیه السلام و الّا آن را با آتش معالجه خواهند کرد».
والحمد للَّه ربّ العالمین
و صلّی اللَّه علی محمّد و آله الطیبین الطاهرین