ghaemiyeh.com
سرشناسه : آقابابایی، مهدی، 1362 مرداد-
عنوان قراردادی : دعای نور. فارسی - عربی
Prayer of Nur. Persian - Arabic
عنوان و نام پديدآور : آثار و برکات دعای نور یا حرز حضرت زهرا علیهاالسلام/تهیه و تنظیم مهدی آقابابائی.
مشخصات نشر : اصفهان: نورالحیات، 1404.
مشخصات ظاهری : 20 ص.؛ 17×12 سم.
شابک : 978-622-8514-46-8
وضعیت فهرست نویسی : فیپا
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
موضوع : دعای نور
Prayer of Nur
موضوع : فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، 8؟ قبل از هجرت - 11ق. -- دعا
موضوع : Fatimah Zahra, The Saint -- Prayer
رده بندی کنگره : BP270
رده بندی دیویی : 297/774
شماره کتابشناسی ملی : 10387540
ویراستار دیجیتالی:محمد منصوری
سرشناسه : آقابابایی، مهدی، 1362 مرداد-
عنوان قراردادی : دعای نور. فارسی - عربی
Prayer of Nur. Persian - Arabic
عنوان و نام پديدآور : آثار و برکات دعای نور یا حرز حضرت زهرا علیهاالسلام/تهیه و تنظیم مهدی آقابابائی.
مشخصات نشر : اصفهان: نورالحیات، 1404.
مشخصات ظاهری : 20 ص.؛ 17×12 سم.
شابک : 978-622-8514-46-8
وضعیت فهرست نویسی : فیپا
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
موضوع : دعای نور
Prayer of Nur
موضوع : فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، 8؟ قبل از هجرت - 11ق. -- دعا
موضوع : Fatimah Zahra, The Saint -- Prayer
رده بندی کنگره : BP270
رده بندی دیویی : 297/774
شماره کتابشناسی ملی : 10387540
اطلاعات رکورد کتابشناسی : فیپا
آثار و برکات دعای نور یا حرز حضرت زهرا (علیها السلام)
تهیه و تنظیم : مهدی آقابابایی
ناشر: نورالحیات
چاپ : اول/ شعبان المعظم 1447ه.ق/ بهمن ماه 1404ش.
شمارگان :1000 نسخه / 20 صفحه / جیبی
شابک: 8-46-8514-622-978
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ اَلْرَحیمْ
دعای نور ، دعایی است که حضرت زهرا (علیها السلام)آن را از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)فراگرفتند و به سلمان فارسی(رحمه الله) آموزش دادند .(1)
برای محفوظ ماندن از وسوسۀ شیطان و کسب رضایت خدا ، به خواندن این دعا سفارش شده است .(2)
« کَفعَمی » ، دعای نور را جزء تعقیبات نماز صبح ذکر کرده است .(3)
« سید بن طاووس » و دیگران از دعا نور با عنوان حرز یاد کردهاند .(4)
همچنین گفته شده : این دعا برای در امان ماندن و برطرف شدن بیماری تب مفید است .(5)
از سلمان(رحمه الله) نقل شده که این دعا را به بیش از هزار نفر از مردم مکّه و مدینه یاد دادم و همه آنها از بیماری تب نجات پیدا کردند .(1)
طبق روایات منقول ، حضرت زهرا (علیها السلام)این دعا را در هر شب و روز میخواند و در نتیجهٔ مداومت وی بر خواندن این دعا ، خداوند درخت خرمایی در دارُالسلام ( بهشت ) برایش رویاند و مقداری از میوههای آن را به واسطه چند زن بهشتی برای وی هدیه فرستاد .(2)
بر اساس گزارشی حضرت زهرا (علیها السلام)در دیداری که چند روز پس از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)با سلمان(رحمه الله) داشت ، چند عدد
از آن خرماها که سفیدتر از برف و خوشبوتر از مِشک بود به او داد تا روزهٔ خود را با آن افطار کند .(1)
دعای نور با سه سند متفاوت ، در کتابهای « مَهجُ الدَعَوات » ، « دلائلُ الامامه » و « الثاقب فی المَناقب » ذکر شده است .(2)
این دعا در برخی از نسخهها با عبارت « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم » شروع شده است .(3)
کَفعَمی در دو کتاب « بلدُالاَمین » و « مِصباح » ، بر گفتن بسم اللّه در ابتدای دعا تأکید کرده است .(4)
1) . ابنحمزه طوسی ، الثاقب فی المناقب ، 1419ق ، ص299.
2) . انصاری زنجانی ، الموسوعةالکبری ، 1428ق ، ج9، ص257.
3) . طبرسی، مکارمالاخلاق، 1412ق، ص418؛ ابنطاووس، مهجالدعوات ، 1411ق ، ص5؛ ابنحمزه طوسی، الثاقب فی المناقب، 1419ق ، ص299.
4) . کفعمی ، البلدالامین ، 1418ق ، ص51 ؛ کفعمی ، المصباح ، 1405ق، ص84.
سلمان فارسی(رحمه الله) گوید :
روزی پس از شهادت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)(1)از منزل بیرون آمدم ، امیر مؤمنان علی (علیه السلام)را دیدم ،(2)
حضرتش فرمود :
يَا سَلْمَانُ! جَفَوْتَنَا بَعْدَ وَفاة رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم).
ای سلمان ! پس از وفات رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)بر ما ستم روا داشتی .
عرض کردم : حبیب من ، ای امیرمؤمنان! بر مثل شما مخفی نیست ( بر مثل شما ستم روا نیست ) جز آن که
غم و اندوه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)بر من مستولی و همان باعث کوتاهی من در زیارت و دیدار شما گشت .
آنگاه امیرمؤمنان علی (علیه السلام)فرمود :
يَا سَلْمَانُ! ائْتِ اِلی مَنْزِلَ فَاطِمَةَ (علیها السلام)فَإِنَّهَا إِلَيْكَ مُشْتَاقَةٌ ، و تُرِيدُ أَنْ تُتْحِفَكَ بِتُحْفَةٍ قَدْ أُتْحِفَتْ بِهَا مِنَ الْجَنَّةِ .
ای سلمان ! اینک به منزل فاطمه (علیها السلام)رهسپار شو که او مشتاق دیدار توست و می خواهد هدیه ای را که از جانب خدا از بهشت برای او آورده شده به تو دهد.
سلمان(رحمه الله) گوید : ( من از این امر در شگفت شده و ) عرض کردم : ای امیر مؤمنان ! هدیه ای از بهشت ، پس از وفات رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)به فاطمه (علیها السلام) رسیده ؟
فرمود : آری ، ای سلمان !
سلمان(رحمه الله)گوید: من با سرعت تمام به خانه فاطمه (علیها السلام) رهسپار شدم ، درب خانه را کوبیدم . فضّه ، خدمتگزار حضرتش پشت در آمد، و به من اجازه ورود داد ، محضر مبارک حضرت فاطمه (علیها السلام)شرفیاب شدم ، آن حضرت نشسته و عبایی بر سر کشیده و خود را پوشیده بود ، چون مرا دید، فرمود :
ای سلمان ! بنشین و ( در آنچه می گویم ) بیندیش ، بدان که من دیشب همین جا نشسته بودم و در مورد وفات رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)به فکر فرو رفته بودم ، غم و اندوه سینه ام را فراگرفته بود ، من خودم با دستانم درب خانه را بستم ، ناگاه بدون این که کسی آن را بگشاید ، درب خانه من گشوده شد ، ناگهان چهار بانو(1)را دیدم که بر من وارد شدند ، آنان به قدری زیبا بودند که هیچ بیننده ای همچون
1) . در کتبی که در پاورقی قبل ذکر گردید نام سه بانو ذکر گردیده و نام «عماره» که عمار یاسر باشد برده نشده است .
زیبایی آنها و شادابی چهره آنها را ندیده بود ، وقتی وارد اتاق شدند برخاستم ، من اظهار ناآشنائی کردم و گفتم : آیا شما از اهل مدینه هستید یا از اهل مکّه ؟
گفتند : ما نه از اهل مدینه هستیم ، نه اهل مکّه، حتّی از اهل زمین هم نیستیم ، بلکه ما از حورالعین هستیم ، ای دخت رسول خدا! خداوندجهانیان، ما را به جانب تو فرستاده تا تو را در رحلت جانسوز پدرت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) تسلّی دهیم .
بانوی بانوان ، فاطمه زهرا (علیها السلام)می فرماید :
من رو به یکی از آنها کرده و گفتم : نامت چیست ؟
گفت : « ذرّه ».
گفتم : حبیب من! چرا تو را « ذرّه » نامیده اند؟
گفت : از آن جهت که من برای ابوذر غفاری، صحابی پدر بزرگوارت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آفریده شده ام .
رو به دیگری کرده و گفتم : نام تو چیست ؟
گفت : نام من « سلمی » است .
گفتم : چرا « سلمی » نامیده شده ای ؟
گفت : چون من برای سلمان ، یار و صاحب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)آفریده شده ام.
رو به سوّمی کرده و گفتم : نام تو چیست ؟
گفت : «مقدوده » .
گفتم : حبیب من ! تو چرا « مقدوده » نامیده شده ای؟
گفت : من نیز برای مقداد بن اسود کندی ، صحابه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)آفریده شده ام .
رو به چهارمی کرده گفتم : نام تو چیست ؟
گفت : « عمّاره ».
گفتم : چرا « عمّاره » نامیده شده ای ؟
گفت : من نیز برای عمّار بن یاسر ، یار وفادار رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)آفریده شده ام .
آنگاه هدیه ای را به من دادند که مقداری از آن را برای تو کنار گذاشته ونگه داشتم .
( سلمان(رحمه الله) گوید :) آنگاه حضرت زهرا (علیها السلام)بشقاب سفیدی آورد که در آن خرما بود ، خرمایی که از « خشک نانج »(1)
خشكنانج معرّب خشك نان است ، و آن نوعى است از نان كه خمير آن از آرد بسيار سفيد و قدرى روغن است ، و مثل آرد شكر داخل مىكنند و قدرى كافور و بادام مقشّر نيز داخل مىنمايند ، و مدوّر ساخته در روغن شيرج برشته مىنمايند ، و بعد از برشته شدن نيز به شكر مىاندازند . و بعضى خشك نانج را تفسير به شكر بوره نمودهاند . و اللَّه يعلم. (مهج الدعوات / ترجمه طبسى ، ص 18.)
بزرگ تر، از برف سفیدتر و ازمشک خوشبوتر بود ،از آنها ده تا(2)به من عنایت نمود که من از حمل آنها حیران بودم . سپس رو به من کرد و فرمود :شب موقع افطار با این رطب ها افطار کن و فردا هسته آنها را نزد من بیاور .
سلمان(رحمه الله) گوید : من از محضر آن بانوی بزرگوار رخصت طلبیده و خارج شدم و به سوی منزلم به راه افتادم ، در بین راه به هر کس و به هر جمعی ازاصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)برمی خوردم می گفتند: ای سلمان! این چه بوی مشک خوشبویی است که با توست ؟
سلمان(رحمه الله) گوید : من کتمان کردم که همراهم چیزی است! تا این که به منزل رسیدم. هنگام افطار ، با آن رطب ها افطار نمودم، و هیچ هسته ای در آنها ندیدم.
فردا خدمت حضرت فاطمه (علیها السلام)شرفیاب شدم ، درب را کوبیدم ، اجازه ورود به من عنایت فرمود، وارد اتاق شدم، عرض کردم : ای دخت رسول خدا ! فرمودید که هسته آن رطب ها را بیاورم، ولی آنها هیچ هسته ای نداشتند .
آن حضرت تبسّم فرمود که پس از وفات پدر بزرگوارش نخندیده بود ، آنگاه فرمود :
ای سلمان ! این رطب ها از نخلی است که خداوند متعال در بهشت برای من نشانده است ، و اینها را با دعایی کاشته که پدر بزرگوارم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آن را به من تعلیم داد، که من هر بامداد و شامگاه آن دعا را می خوانم.
عرض کردم : بانوی من ! آن دعا را به من هم یاد بدهید .
فرمود :
إِنْ سَرَّكَ أَنْ تلقی اللَّه تعالی وهو عنک راض غیر غضبان ، ولاتضرّک وسوسه الشیطان مادمت حیّاً فَوَاظِبْ عَلَيْهِ ؛
اگر دوست داری خداوند را با خشنودی او - نه با خشمش – ملاقات کنی ووسوسه هیچ شیطانی به تو ضرر نرساند پس بر این دعا مواظبت کن .
در روایت دیگری آمده است :
إِنْ سَرَّكَ أَنْ لَا يَمَسَّكَ أَذَى الْحُمَّى مَا عِشْتَ فِي دَارِ الدُّنْيَا فَوَاظِبْ عَلَيْهِ ؛
اگر دوست داری که تا در دنیا زندگی می کنی هرگز تو را تب فرا نگیرد ، پس بر این دعا مداومت نما .
سلمان(رحمه الله) گوید : عرض کردم : این دعا را به من یاد بدهید .
حضرت فرمودند :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ، بِسْمِ اللَّهِ النُّورِ ، بِسْمِ اللَّهِ نُورِ النُّورِ ، بِسْمِ اللَّهِ نُورٌ عَلَى نُورٍ ، بِسْمِ اللَّهِ الَّذِي هُوَ مُدَبِّرُ الْأُمُورِ ، بِسْمِ اللَّهِ الَّذِي خَلَقَ النُّورَ مِنَ النُّورِ ، اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَ النُّورَ مِنَ النُّورِ ، وَ أَنْزَلَ النُّورَ عَلَى الطُّورِ فِي كِتابٍ مَسْطُورٍ ، فِي رَقٍّ مَنْشُورٍ بِقَدَرٍ مَقْدُورٍ عَلَى نَبِيٍّ مَحْبُورٍ ، اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هُوَ بِالْعِزِّ مَذْكُورٌ ، وَ بِالْفَخْرِ مَشْهُورٌ ، وَ عَلَى السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ مَشْكُورٌ ، وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ.
به نام خداوند بخشندۀ مهربان ، به نام خداوندی که روشنی بخش(1)است ، به نام خداوندی که روشنی بخش روشنایی است، به نام خداوندی که نور(2)بر نور است، به نام خداوندی که تدبیر کنندۀ امور است ، به نام خداوندی که نور را از نور آفرید ، ستایش خدای را نور را(3)از نور آفرید و نور را(4)بر کوه طور نازل
1) . مراد از ناميدن خداى تعالى به نور آن است كه از براى خداست صفاتى چند كه مثل نور مىتابد و مىدرخشد يعنى در كمال ظهور است و در جنب روشنى او همه نورها مضمحلّ و باطل است ، مثل علم و قدرت و جلالت و ساير صفات خدا . و اللَّه يعلم.
2) . مراد از نُورٌ عَلى نُورٍ آن است كه آن قدر روشن و ظاهر است كه گويا نورى است كه بر روى نور ديگر وارد شده . و اللَّه يعلم
3) . ظاهر آن است كه مراد از خلق نور از نور ايجاد نمودن روشنىهاى آفتاب و ماه و ستارهها و آتش است كه از نور قدرت خود خلق نموده ، يا آن كه مراد نور پيغمبر و ائمّه باشد كه از نور حقّ تعالى مخلوقند چنانچه احاديث به اين مضمون وارد است ، يا آن كه مراد خلق نور ماه است كه از نور آفتاب مستنبط گرديده . و اللَّه يعلم
4) . مراد از نور نازل بر طور ، تورات است كه مشتمل است بر احكام الهى و اخبار بعثت پيغمبر ما و اولاد او كه ائمّهاند و ساير خبرها از اوّلين و آخرين . و اللَّه يعلم.
کرد ، در نامه ای نوشته شده و در صفحه ای گشوده شده ، به مقدار معین ، بر پیامبر دانشمند .
ستایش خداى را كه به عزّت و شکست ناپذیری یاد شده و به فخر مشهور است و بر راحتی و سختى شكرگزاری شده است و درود خدا بر سرور ما محمّد و خاندان پاکش باد .
سلمان(رحمه الله) گوید :
من این دعا را از حضرت زهرا (علیها السلام)فرا گرفتم ، آنگاه آن را به بیش از هزار نفر از اهل مدینه و مکّه که تب گرفته بودند یاد دادم و همه آنها چون می خواندند به اذن خدا بهبود می یافتند. (1)
جریان برطرف شدن تب مرا به یاد قضیۀ وبا در شهر سامرای عراق انداخت که داستان به این شرح می باشد .
مرحوم آیتالله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری مؤسس حوزۀ علمیّۀ قم نقل نموده اند : مدتی در شهر سامراء نزد مرحوم آیتالله العظمی میرزای شیرازی ( متوفی 1312 قمری ) درس میخواندیم ، روزی در وسط درس استاد بزرگ ما آیتالله سید محمد فشارکی (متوفی 1315 قمری ) وارد شد ، در حالی که بسیار مضطرب و نگران بود ، علت نگرانیش این بود که بیماری مسری وبا در سامرا شیوع یافته بود و بسیاری از مردم را کشته بود .
آقا سید محمد فشارکی فرمودند : آیا شما مرا مجتهد می دانید ؟ گفتیم : آری ، فرمود : آیا مرا عادل میدانید ؟ گفتیم : آری ( منظور او این بود که پس از تایید ، حکمی صادر کند ) آنگاه گفتند : من به تمام شیعیان سامرا از زن و مرد حکم میکنم که هر یک از آنها یک بار زیارت عاشورا را به نیابت از مادر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، حضرت نرجس خاتون (علیها السلام) بخوانند ، و آن مادر بزرگوار را در نزد فرزند بزرگوارش شفیع قرار دهند که امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پیش خدای بزرگ از ما شفاعت نماید تا خداوند شیعیان سامراء را از بیماری وبا حفظ گرداند .
مرحوم آیتالله حائری می گوید : وقتی که این حکم از مرحوم آیتالله سید محمد فشارکی صادر شد ، چون خطر مرگ در میان بود ، همه شیعیان اطاعت نمودند و در نتیجه ، یک نفر شیعه در سامرا تلف نگردید ، و خداوند متعال شیعیان را از این بلای عمومی نجات بخشید .
1) . الثاقب فی المناقب، ص 297 ، ح3 ( با اندکی تفاوت در الفاظ ) . ترجمه القطره ، ج2 ، ص 421-424.
مرحوم آیت الله العظمی آقای سید محمد باقر موحّد ابطحی (قدّس سرّه)در کتاب « الصحیفۀ الفاطمیه الجامعه »(1)می نویسند :
این روایت و حرز بعد از آن با کمی اختلاف در کتاب « دلائل الامامه » آمده که طبق آن ، حضرت صدیقۀ طاهره (علیها السلام)در انتها فرمودند :
اگر دوست داری که خدا را ملاقات کنی و از تو خشمکین نباشد ، بر این دعا مواظبت کن .
«بِسْمِ اللَّهِ النُّورِ ، بِسْمِ اللَّهِ الَّذِي يَقُولُ لِلشَّيْءِ كُنْ فَيَكُونُ ، بِسْمِ اللَّهِ الَّذِي يَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَ مَا تُخْفِي الصُّدُورِ ، بِسْمِ اللَّهِ الَّذِي خَلَقَ النُّورَ مِنَ النُّورِ ، بِسْمِ اللَّهِ الَّذِي هُوَ بِالْمَعْرُوفِ مَذْكُورٌ ، بِسْمِ اللَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ النُّورَ عَلَى الطُّورِ ، بِقَدَرِ مَقْدُورٍ ، فِي كِتَابٍ مَسْطُورٍ، عَلَى نَبِيٍّ مَحْبُورٍ ».(2)
به نام خداوند بخشندۀ مهربان، به نام خداوندی که نور است، به نام خداوندی که برای چیزی می گوید : موجود شو ، پس موجود می شود ، به نام خداوندی که خیانت گری چشم ها و آنچه را سینه ها پنهان می دارند می داند، به نام خدایی که نور را از نور آفرید، به نام خدایی که به احسان و معروف، یاد شده، به نام خدایی که نور را بر کوه طور نازل کرد، به اندازه ای معین، در نامه نوشته شده ، بر پیامبری دانشمند .