ghaemiyeh.com
سرشناسه : دوغان، محمدزکی، ۱۳۴۲ -
عنوان و نام پدیدآور : آثار تربیتی نماز« راههای ایجاد گرایش به نماز در جوانان»/ محمد زکیدوغان( حسینی).
مشخصات نشر : تهران: ستاد اقامه نماز، ۱۳۸۸.
مشخصات ظاهری : ۱۷۲ ص.
شابک : ۲۰۰۰۰ ریال : 978-964-537-033-4
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
یادداشت : کتابنامه: ص. [۱۶۵]- ۱۷۲؛ همچنین به صورت زیرنویس.
موضوع : نماز -- تاثیر
موضوع : جوانان مسلمان
شناسه افزوده : ستاد اقامه نماز
رده بندی کنگره : BP۱۸۶/د۸۴آ۲ ۱۳۸۸
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۳۵۳
شماره کتابشناسی ملی : ۱۹۴۷۲۵۰
به پیشگاه بقیةاللَّهالاعظم امام زمان حضرت مهدی موعود(عج) و به جوانان و نوجوانان که آینده اسلام و چشم امید مسلمین هستند.
و به پدران و مادران، آنان که به فکر تربیت صحیح و داشتن فرزندانی خوب، موفق و نمازگزارند.
و به تربیتکنندگانی که عهدهدار این مسئولیت سنگین هستند.
و به مادر و پدرم و نیز به همسر فداکارم که در این امر مرا یاری نمودند.
با سپاس و قدردانی از زحمات فراوان و بیشائبه حجةالاسلام والمسلمین قاسم خانجانی و مسئولین ستاد اقامه نماز، دوستان و همه کسانی که در این پژوهش با من همکاری داشتهاند و زحمات زیادی متحمّل شدهاند.
مقدمه 17
فصل اول: شناخت شخصیت جوان 21
مبحث اول: شخصیت 21
گفتار اول: مفهوم شناسی 21
الف. تعریف لغوی شخصیت 21
ب. تعریف اصطلاحی شخصیت 22
ج. شخصیت از دیدگاه متون اسلامی 23
گفتار دوم: ویژگیهای شخصیت 23
الف. شخصیت هر فرد بیانگر اختصاصات و اشتراکات اوست 24
ب. شخصیت شامل جنبههای تغییرپذیر میشود 24
ج. شخصیت هر فرد از دیگری متمایز است 24
گفتار سوم: عوامل مؤثر بر شخصیت 26
الف. اسلام و وراثت 26
ب. اثر عوامل محیطی بر شخصیت 27
ج. مدرسه 29
د. محیط اجتماعی 30
مبحث دوم: جوان 30
گفتار اول: مفهومشناسی 30
جوان در منابع دینی 31
گفتار دوم: ویژگیهای دوره جوانی 33
1. بلوغ 34
2. اهمیت دوران بلوغ 35
3. ویژگیهای بلوغ 35
3-1. بلوغ یک دوره فراگیر است 36
3-2. بلوغ یک دوره کوتاه است 36
3-3. مراحل بلوغ 37
3-4. بلوغ، دوره تغییر و رشد سریع 37
3-5. بلوغ یک مرحله منفیگرایی است 37
3-6. بلوغ در سنین متغیری واقع میشود 38
4. دوره تغییر 38
5. دوره انتقالی 39
6. سن مسئلهآفرین 39
7. بهترین دوره برای تربیت و هدایت انسان 40
8. دوره هویت جویی 40
9. دوره علاقه مندی به مذهب 41
10. اثرپذیری 42
گفتار سوم: عوامل مؤثر بر شخصیت جوان 43
الف. خانواده (پدر و مادر) 43
1. پدر 43
2. مادر 44
ب. مربیان و معلمان 45
ج. نقش دوستان 46
د. محیط اجتماعی 47
ه . برنامههای تربیتی 48
فصل دوم: تأثیر نماز بر شخصیت جوانان 51
مبحث اول: طهارت 51
گفتار اول: مفهومشناسی 51
الف. مفهوم لغوی 51
ب. اصطلاحی 52
گفتار دوم: فلسفه وضو 52
الف. طهارت و پاکیزگی جسمی و روحی 52
ب. فراوانی رزق و روزی 54
ج. بازدارندگی از جرایم 55
د. رفع آلودگیها 55
ه . سلامتی و تندرستی بدن 56
و. شادابی و نشاط جسمی و روحی 57
ح. پیشگیری از امراض 58
ت. سلامتی روانی 59
ی. آثار معنوی و اخروی وضو 60
مبحث دوم: آثار نماز 61
گفتار اول: تأثیر نماز در بعد شخصیت روحی و معنوی جوان 61
الف. آثار وضعی 61
ب. آرامش روانی 62
گفتار دوم: ایجاد تنفر از بدیها در جوان 65
الف. ایجاد نفرت از گناهان 65
ب. بازدارنده از گناهان 66
گفتار سوم: رهایی از دام شیطان 68
الف. حسادت شیطان به نماز جوان 69
ب. ایجاد موانع در عبادت 69
ج. خشمناکی شیطان از عبادت 71
د. نماز جماعت، رهایی از دام شیطان 71
ه . نماز و طرد شیطان 72
و. نماز عامل شکست شیطان 72
مبحث سوم: نماز شاخص اعمال 73
گفتار اول: تأثیر نماز در کیفیت بخشی به اعمال 73
الف. نماز معیار ارزشیابی و محاسبه اعمال 73
ب. نماز تقویتکننده اخلاص و تقوی 74
ج. تقوا، فراهمسازی قبولی اعمال است 75
د. پاداش نمازگزار 76
گفتار دوم: نماز و گناهان 77
الف. ریزش گناهان 77
ب. نماز و کفاره گناهان 79
گفتار سوم: نماز و سعادتمندی 81
الف. سعادتمندی 81
ب. نماز و تکامل معنوی 82
ج. دستیابی به مقامات معنوی 83
د. تأمین نیازهای روحی جوانان 83
ه . نماز و خودسازی 84
و. نماز و نورانیّت خانه 85
ز. نماز و رهایی از سختی 86
ح. برطرف شدن غم و اندوه 86
ط. نماز و دریافت فیض الهی 87
گفتار چهارم: نماز و زندگی دنیوی 88
الف. رفع مشکلات مادی 88
ب. فراوانی رزق و روزی 89
ج. برآوردن نیازها 90
گفتار پنجم: نماز صبر و استقامت 91
الف. صبر در لغت 91
ب. صبر در روایت 91
ج. استعانت از نماز و صبر در مشکلات 92
د. صبر در جوانی 93
ه . نماز و صبر 94
فصل سوم: عوامل مؤثر بر گرایش جوانان به نماز... 97
مبحث اول: نقش خانواده در گرایش جوانان به نماز 97
گفتار اول: مسئولیت والدین 97
گفتار دوم: نقش والدین در زمینهسازی برای تربیت 102
الف. تربیت دینی 102
ب. آشنایی با شرایط، زمینهها و عوامل مؤثر در تربیت 104
1. صفات همسر مطلوب 105
2. صفات ناشایست 106
3. خصوصیات زن شایسته برای ازدواج 107
4. صفات زنان ناشایست 108
برخی از آیینها و برنامههای ارزشمند دین اسلام 109
1. نماز برای ازدواج 109
2. نماز و دعا هنگام شب عروسی 110
3. اراده فرزندداری 111
1-3 . زمان، ساعت و شب مخصوص 111
2-3 . مکان 111
1. رعایت نکردن برخی مسایل 113
2. رعایت برخی از آداب 113
4. مراقبت در دوره بارداری 114
5. آداب تولد و پس از آن 115
1-5. گفتن اذان در گوش راست و اقامه در گوش چپ او 115
2-5. نامگذاری 115
3-5. عقیقهکردن و سرتراشیدن و صدقهدادن به میزان موهای فرزند... 115
4-5. آداب شیردادن و تربیتکردن فرزند 116
دوران کودکی، نوجوانی و جوانی 116
هفت سال دوم دوره فرمان بری و اطاعت 119
هفت سال سوم، دوره وزارت 121
گفتار سوم: نقش الگویی والدین 122
الف. الگودهی 122
ب. نقش الگویی والدین 123
ارایه الگوهای مناسب 124
گفتار چهارم: نقش آموزشی والدین 125
آموزش نماز در سیره معصومین 126
گفتار پنجم: نقش نظارتی والدین 127
1. کنترل محیط 128
2. رفتوآمدها 129
3. معاشرت 129
4. تکالیف دینی 130
آسانگیری در عبادت جوانان 131
نکتهها و پیشنهادات 132
مبحث دوم: نقش جامعه در گرایش جوانان به نماز 133
گفتار اول 133
الف. مسئولیت جامعه 133
ب. مدارا با جوانان 136
ج. احساس برادری با جوانان 137
گفتار دوم: نقش معاشرت 138
الف. نقش معاشرت و دوستان 138
نقش دوست در سرنوشت انسان 138
ب. معاشرت با صالحان 139
گفتار سوم: ایفای نقش سرپرستان و حاکمان 141
الف. وظایف حکومت جهت اقامه نماز 141
ب. حاکمان سیاسی جامعه 143
مبحث سوم: نقش عوامل و نهادهای آموزشی و فرهنگی 144
گفتار اول: نقش علما و فرهیختگان 144
الف. نقش عالمان در هدایت نوجوانان و جوانان 145
ب. اهمیت و نقش عالمان دینی 147
ج. دامنه مسئولیت روحانیت 147
د. اقتدا به صالحان 148
گفتار دوم: نقش مدارس 149
الف. برگزاری نماز جماعت در مدارس 149
ب. نقش معلم 150
ج. نقش مربیان تربیتی در مدارس 151
گفتار سوم: رسانههای گروهی 152
عوامل مؤثر در گرایش جوانان به نماز در رسانه ملی 153
گفتار چهارم: مسجد 155
الف. بررسی لغوی واژه مسجد 155
ب. جایگاه مسجد در میان مسلمانان 155
ج. نقش امام جماعت در مساجد 157
د. مسئولیت خطیر امام جماعت 158
ه . رسالت ویژه امام جماعت 159
و. مسجد، کانون تربیت و آموزش نوجوانان و جوانان 161
ز. جذابیت فضای فیزیکی مساجد 162
ح. پاکیزگی و مساجد 162
فهرست منابع 165
نماز، بزرگترین عبادت و مهمترین سفارش تمام انبیاء است. لقمان حکیم به پسرش توصیه میکند: «پسرم! نماز برپادار»(1). و حضرت عیسی(ع) در گهواره میگوید: «خدایم مرا به نماز... توصیه کرده است»(2).
خداوند در قرآن کریم در مورد اقامه نماز، به پیامبر اکرم(ص) میفرماید: «به ستایش پروردگارت تسبیح کن و از نمازگزاران باش»(3)و بسیاری روایات و احادیث و موارد دیگر که در فرهنگهای مختلف دینی به نماز توصیه کردهاند.»
گسترش فرهنگ نماز و فراهمکردن زمینه آن، از اهداف و دغدغههای مهم همه انبیاء بهویژه پیامبر گرامی اسلام(ص) و پیشوایان معصوم(ع) و فقها تا امروز بوده است.
با توجه به تأثیر نماز در شخصیت انسان و بالأخص در شخصیت سازی نوجوانان و جوانان، این مسأله اهمیت بیشتری نیز پیدا میکند. رسول خدا(ص) در مورد جوانان و نوجوانان چنین سفارش میفرماید:
«شما را به نیکی به نوجوانان و جوانان سفارش میکنم زیرا آنها دلی نرمتر (پذیراتر) دارند. خداوند مرا به پیامبری بر انگیخت تا مردم را به رحمت الهی بشارت دهم و از عذابش بترسانم. جوانان سخنانم را پذیرفتند و با من پیمان بستند ولی پیران از قبول دعوتم سرباز زدند و به مخالفتم پرداختند»(1)
فواید فردی و اجتماعی این فریضه بزرگ ایجاب مینماید تا همه دستاندرکاران تعلیم و تربیت به این امر توجه جدی داشته باشند و تلاش کنند تا در امر تربیت جوانان و نوجوانان، هرچه بیشتر به نماز و ارزشهایی که در آن نهفته است توجه شود.
اگر ما جامعهای نمونه، پر نشاط، با (معنوی) و عاری از گناه میخواهیم، باید فرهنگ نماز را گسترش داده و نهادینه نماییم.
امروز به برکت نظام جمهوری اسلامی ایران، زمینه ترویج و گسترش فرهنگ نمازخوانی فراهم شده است و پرداختن به مباحثی در این خصوص، بهویژه در ارتباط با نوجوانان و جوانان نیاز است؛ این مهم به سبب تأکیداتی است که بزرگان در مورد جوانان و نماز فرمودهاند. امام صادق(ع) میفرماید: «بر تو باد به جوانان، زیرا آنها تمایل بیشتری به کارهای نیک دارند.»(2)
البته باید پذیرای این واقعیت باشیم که گرچه در راه ترویج نماز تلاشهای زیادی انجام گرفته و برنامههای زیادی نیز اجرا شده، اما فاصله گرفتن نسل نوپای جامعه از نماز نیز امری واقعی است که متأسفانه امروز شاهد آن هستیم.
بنابراین لازم است همه کسانی که در امر تربیت مسئولیت دارند، در راه ترویج فرهنگ نماز گام بردارند.
در این تحقیق، با استفاده از منابع کتابخانهای در صدد تعریف شخصیت و تأثیرپذیری نوجوانان و جوانان و خصوصیات و ویژگیهای آنان و همچنین عوامل مؤثر در گرایش و جذب آنان به نماز هستیم و تلاش میکنیم تأثیرات هر کدام را در جای خود مورد بحث قرار دهیم.
همچنین به راهکارها و روشهای صحیح و اصولی که برگرفته از آیات قرآن و روایات معصومین(ع) و سیره پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) و بزرگان و علمای بزرگ است خواهیم پرداخت و نمونههای عینی و عملی موجود در سیره این بزرگان را بهعنوان شاهد و نمونه مطرح خواهیم نمود.
البته در اینراه از نظر صاحبنظران مسایل تربیتی و روان شناسی نیز استفاده خواهیم نمود.
در لغتنامه دهخدا، «شخصیت» اینگونه تعریف شده است:
«شخصیّت، مأخوذ از شرافت و رفعت و بزرگواری و مرتبه و درجه است.»(1)
در فرهنگ عمید: «شخصیت» ذات هر شخص، خلق و خوی مخصوص هرکس و مجموعه خصائص یک فرد است که او را از دیگران متمایز میسازد.»(2)
دانشمندان تعاریف گوناگونی از شخصیت ارایه کردهاند که بهعنوان نمونه به دو تعریف اشاره میکنیم:
«شخصیت، تکامل یافتن صفات مشخص در خلق شخص همگام با تکامل ساختار بدن، رفتار، توجّهات، توانمندی او، امکانات و کلیّه جهات و مواردی است که بهعنوان جنبه تکامل و کمال شناخته شده است.»(1)
اصطلاح «شخصیت» عبارت است از تمامی سیستم تمایلات نسبتاً پایدار روانی و جسمی هر فرد؛ تمایلاتی که نحوه تطابق وی را نسبت به محیط روانی، اجتماعی و مادّی معین میسازد.»(2)
روانشناسان دو راه را برای بررسی شخصیت در نظر گرفتهاند:
1. از راه بررسی خصوصیات ظاهری افراد.
2. از راه تمایلات پنهانی که میتوان آنها را بر حسب غرایز، نیازها، ساختمان بدنی، مکانیسم و نظایر آنها توصیف نمود.(3)
بعضی از روانشناسان، شخصیت را از جنبههای بیوشیمیایی و فیزیولوژیکی کنش انسان مطالعه میکنند و از روشهای مناسب برای پژوهش در این زمینهها سود میجویند.(4)
گروهی دیگر از روانشناسان در مطالعه شخصیتِ افراد، به رفتار مشهود آنها توجه میکنند.(5)و بعضی دیگر، شخصیت را با توجه به
1) 1. یادگاری، عبدالمهدی و عاقل فاخر؛ فرهنگ روانشناسی، ص 147.
2) 2. پورافکاری، نصرتاللَّه؛ فرهنگ جامع روانشناسی روانپزشکی انگلیسی - فارسی، ج 2، ص 1106.
3) 3. جمالفر، سیاوش؛ روانشناسی شخصیت، ص 12.
4) 4. جوادی، محمدجعفر و کدیور، پروین؛ روانشناسی شخصیت، ص 6.
5) 5. جوادی، محمدجعفر و کدیور، پروین؛ روانشناسی شخصیت، ص 6.
ویژگیهایی چون فرایندهای ناهشیاری تعریف میکنند که بهطور مستقیم قابل مشاهده نیست و باید از رفتار استنباط شود.(1)
با این تعاریف مشخص میشود که تعریف معین و واحدی از شخصیت که مورد توافق همگان باشد نداریم.
اما میتوان وجه مشترک تمام تعاریف را اینگونه بیان کرد:
«شخصیت عبارت است از مجموعه ویژگیهای جسمی، روانی و رفتاری که هر فرد را از افراد دیگر متمایز مینماید.»
در اسلام، بخشی مستقل راجع به شخصیت و تعریف کامل آن نداریم امّا در آیات و روایات، صفات شخصیت انسانی از اهمیت ویژهای برخوردار میباشد. در آیین مقدس اسلام به مسئله شخصیت، توجه بسیاری شده و شخصیت افراد نیز مورد توجه قرار گرفته است. از نظر صفات طبیعی و اکتسابی و نیز از نظر موضوع سازگاری با محیط و حسن معاشرت با مردم، پیشوایان اسلام به شیوههای مختلف فرمایشاتی داشتهاند.(2)
در این گفتار به دنبال یک سری ویژگیهای مشترک شخصیت هستیم که بدون استثناء در وجود هر شخص موجود است.
از اینرو میتوان ویژگیهای شخصیت را در موارد زیر بیان کرد:
شخصیت هم بیانگر اصول و قواعد مربوط به کنش یک فرد است و هم نشانگر اصول و قواعدی است که در کنش همه افراد مشترک است. شخصیت از یک بعد، منحصر به فرد است و انسان را از سایرین متمایز میسازد و از بعد دیگر در خصوصیاتی بادیگران مشترک است که همه انسانها در آن مشترک میباشند.(1)
.
شخصیت هم شامل جنبههای پایدارتر و تغییرناپذیر کنش انسان است که گاهی ساختار نامیده میشود و هم شامل جنبههای ناپایدارتر و تغییرپذیر که گاهی فرایند نامیده میشود.(2)
با توجه به تعریفهایی که درباره شخصیت بیان شد میتوان گفت اگرچه افراد از نظر خصوصیات جسمی و از حیث صفات معنوی و اخلاقی باهم شباهت دارند اما در مجموع از یکدیگر متفاوت هستند و رفتار، عواطف، تمایلات و حرکات هر یک از آنها دارای رنگی مخصوص است.
.
تعریف ما از شخصیت (و ویژگیها) ممکن است عقیده بینظیر بودن انسان را شامل شود.
بنابراین میتوانیم بگوییم که «شخصیت مجموعهای از ویژگیهای پایدار و بینظیر است که ممکن است در پاسخ به موقیعتهای مختلف
تغییر کند.»(1)
بههرحال در ویژگیهای شخصیت، نمیتوان اثر وراثت و محیط را از نظر دور داشت، چون این دو ویژگی اصلی هستند و هیچ صاحبنظری نقش اصلی آنرا رد ننموده است. بنابراین مهر تأیید بر این ویژگیهای اصلی شخصیت نهادینه شده است، اما در مابقی ویژگیها، حالت ناپایداری وجود دارد و به موفقیتهای مختلف آنها بستگی دارد.
به هرحال هنگامی که بخواهیم شخصیت یک فرد را توصیف نماییم، قاعدتاً خصایص او را نام میبریم. خصایص، جنبههای کلی رفتار هستند که مردم برای توصیف شخصیت افراد به کار میبرند. بهعنوان مثال ویژگیهای با هوش، آرام، مسلّط، مشارکتکننده، دوستداشتنی و... همگی ویژگیهایی هستند که با آنها آشنایی داریم و میتوانیم الگوهای رفتاری هر کدام از این ویژگیها را توصیف نماییم؛ درصورتیکه اگر تمام این ویژگیهای فرد را بشناسیم، میتوانیم رفتار او را پیش بینی کنیم و لازمه این بیش بینی دو چیز است:
1. ویژگیها درست تشخیص داده شود.
2. محیط و موقعیتی که ویژگیهای فرد در آن شکل گرفته، شناخته شود.
بنابراین اگر تاریخچه زندگی فرد را دانستیم، امکان بیشتری برای مطالعه رفتار او در دست خواهیم داشت.
1) 1. محمدی، یحیی؛ نظریههای شخصیتی، ص 13.
عوامل گوناگونی بر شخصیت انسان مؤثرند. ازجمله میتوان: وراثت، محیط، مدرسه، دوستان و اجتماع را نام برد که نقش آنها در شکلگیری شخصیت انسان یکسان نیست. البته تأثیر گذاری این عوامل، به حدی نیست که اراده انسان را سلب کند بلکه این انسان است که میتواند مسیر سرنوشت خود و جایگاه شخصیتی فردی و اجتماعی خود را به دست خود و با اراده خود رقم زند. در اینجا، به اختصار به هریک از عوامل ذکر شده اشاره میکنیم:
«وراثت بهمعنای عام، انتقال خصایص جسمی و روانی والدین به فرزند است.»(1)که به دو نوع شخصی و نوعی تقسیم شده است:
1. وراثت شخصی: عبارت است از انتقال صفات شخصیتی والدین به اولاد، اعم از آنکه توسط ژن باشد یا نباشد.
2. وراثت نوعی: عبارت است از مشترک بودن انسان در غرایز و اصل خلق و خوی وجود انسان؛ همانطور که نوعاً حاصل گندم، گندم است.(2)
خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید:
«إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِیهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِیعاً بَصِیراً؛ ما انسان را از نطفه مختلطی آفریدیم و او را میآزماییم؛ (بدینجهت) او را شنوا و بینا قرار دادیم.(3)»
آفرینش انسان از (نطفه مخلوط) ممکن است یا اشاره به اختلاط نطفه مرد و زن باشد، همان گونه که در روایات اهل بیت(ع) اجمالاً به آن اشاره شده است یا اشاره به استعدادهای مختلفی باشد که در درون نطفه قرار دارد و بهوسیله عامل وراثت از طریق ژنها منتقل میشود یا اشاره به اختلاط مواد مختلف ترکیبی نطفه است؛ چرا که از دهها ماده مختلف تشکیل یافته است و یا منظور، اختلاط همه این مواد با یکدیگر باشد که معنای اخیر از همه جامعتر و مناسبتر است.(1)
پس قبلاز آنکه علوم تأثیر وراثت بر شخصیت انسان را کشف کنند، اسلام از همان آغاز، این تأثیر را برای مردم تبیین نموده است. به هرحال بشر از دیر زمان متوجه این نکته بوده است که موجود زنده، بسیاری از صفات و خصایص خود را به نسل بعد منتقل میکند. در واقع نسل بعد، وارث صفات نسل قبل است(2).
محیط در مقابل وراثت، عاملی خارجی اما مؤثّر بر شکلگیری شخصیت است. طبق تحقیقات دانشمندان، محیط کلید تمام عواملی است که خارج از هویت فرد بر او تأثیر میگذارند و موجب تحوّل فردی او میشوند؛ خواه عوامل بیولوژیکی و خواه عوامل اجتماعی(3).
پژوهشگران با مطالعاتی که درباره وراثت و محیط و تأثیر آن بر انسان انجام دادهاند، عقیده دارند که هر انسانی مخلوق فطرت و محیط خویش است. گروهی از این پژوهشگران، تأثیر و نقش محیط را مهمتر و مؤثّرتر
از وراثت دانستهاند. ازجمله عوامل محیطی که در رشد شخصیت انسان تأثیر میگذارند عبارتند از:
الف. محیط پیش از تولد
اوّلین محیط مؤثّر بر رشد شخصیت جنین، پس از آنکه نطفه بسته شد، رحم مادر است. در این زمان اگرچه کودک با غذا تغذیه نمیشود، امّا بهداشت تن و روان مادر در رشد شخصیّت جنین تأثیر فراوان دارد.
درصورتیکه مادر به این موارد مؤثر، بیتوجّه باشد آثار سوء بر رشد شخصیت کودک میگذارد و صدمات غیر قابل جبران برای او به بار میآورد. ناراحتیهای بدنی و روانی و مصرف یک سری داروهای مضر در انتقال نوعی صفات عمومی و مشترک آدمیان به فرد مؤثرند. در هر حال در متون اسلامی به نقش وراثت بسیار توجه شده که در فصل سوم به تفصیل به آن اشاره خواهیم نمود.
ب. محیط پس از تولد
زمانیکه نوزاد به دنیا میآید، عوامل محیطی بسیاری در رشد شخصیت او تأثیر میگذارند.
ازجمله این عوامل، مادر و پدر و تغذیه هستند که در شخصیت کودک مؤثّرند.
خانواده بهعنوان بنیادیترین و اساسیترین نهاد اجتماعی و اوّلین کانونی که انسان در آن پای مینهد و زندگی خود را در آن آغاز میکند، نقش بسیار مهم و اساسی در تربیت بشر دارد، همانطور که نقشی اساسی در تشکیل جوامع و ایجاد تمدنها دارد. به همین جهت شعار بسیاری از جامعه شناسان، «خانواده سالم جامعه سالم است.»
انسان بعد از تولدّ تا هنگام ورود به مدرسه، بیشتر از همه چیز تحت تأثیر پدر و مادر خود است. مادر اولین و مهمترین کسی است که در زندگی کودک تأثیر میگذارد و کودک با او آشنایی و ارتباط حاصل میکند. وقتی مادر کودک را شیر میدهد با او رابطه محبتآمیزی برقرار میکند و در حقیقت عطوفت و مهربانی را در او پرورش میدهد؛ چرا که میان آنها علاقه و محبت برقرار میگردد.
کودکی که مادرش با او رابطه محبتآمیزی برقرار کرده است، دارای شخصیتی سازگار، پویا و فعّال میشود و کودکی که مادر با او رفتار محبتآمیزی نداشته است، ممکن است درون گرا و ناسازگار باشد و شخصیتی ناهنجار پیدا کند. زمانیکه کودک به حد کافی رشد کرد و با اعضای خانواده آشنا شد، اهمیت و جایگاه پدر را بیشتر در مییابد. پسرانی که در خانوادههای بدون پدر پرورش یافتهاند، رشد شخصیتی کمتری دارند و از ویژگیهای مردانه ضعیفتری برخوردار هستند.
معمولاً پدر، الگوی پسر است و پسر میکوشد که از راه همانندسازی پدر، از او تقلید کند ولی الگوی دختران، مادران هستند. دختران با توجه به عوامل فطری و محیطی، مادران خود را الگو قرار میدهند و خود را با آنها همانند میسازند.
ازجمله عواملی که در ساختن شخصیت فرد دخالت دارد و خود متشکل از عوامل جزئیتری است، محیط مدرسه است.
مدرسه باعث ایجاد علاقه به کسب علم ودانش در کودک میشود. ممکن است محیط مدرسه در کودک مؤثر باشد و او را تا پایان عمر شیفته
دانشاندوزی نماید و از سوی دیگربر اساس رفتار و برخورد نا بجا، سبب شود کودک از ادامه دادن به تحصیل بیزار شده تحصیل را ترک نماید.
یکی دیگر از عوامل مؤثر در رشد و تغییر شخصیت انسان، ارزشهایی است که در فرهنگ جامعه حاکم است. ارزشهای که در میان هر ملت و جامعه وجود دارد و مردم به آن احترام میگذارند و از آن پیروی میکنند و نمودار فرهنگ یک ملت بهشمار میرود.
عوامل دیگری نیز وجود دارند که در تغییر، رشد و تکوین و ساخت شخصیت انسان مؤثر هستند. مانند گروه همبازیها، همسایگان و دوستان. هرکدام از این عوامل، بر رشد و تغییر شخصیت اثر میگذارند.
قبلاز ورود به بحث، لازم است با تعریف لغوی جوان آشنا شویم و پس از آن به چند نمونه از روایات اشاره کرده، سپس توضیحات لازم را ارائه نماییم.
الف. در کتابهای لغت فارسی و عربی تعریفهایی از «جوان» ارائه شده است که برخی از این تعریفها، عبارتاند از:
«هر چیزی که از عمر او چندان نگذشته باشد، خواه انسان باشد، خواه حیوان و خواه نبات، به او جوان میگویند.»(1)
1) 1. معین، محمد؛ فرهنگ فارسی، ج 1، حرف ج، ص 1249.
ب. مقطع سنّ جوانی: «برنا، ضدپیری: جوانی: برنایی، بهار عمر از سن 18 تا 35 سالگی در انسان را(1)» جوانی میگویند.»
صاحبنظران در کتب عربی نیز تعاریفی برای جوان ارائه نمودهاند. طریحی منظور از جوانی را «دوران قبلاز پیری میداند.(2)» روان شناسان نیز درباره اینکه دوره جوانی چه سنینی را شامل میشود اختلاف دارند.
آغاز دوران جوانی را نمیتوان سن خاصی دانست، چون بر حسب افراد و جوامع متفاوت است. شروع جوانی را که همراه با بلوغ جنسی است، میتوان با قاطعیت
بیشتری تعیین نمود، لکن پایان آنرا بر حسب شرایط فرهنگی و محیطی نمیتوان در جوامع یکسان دانست.(3)
با مراجعه به متون دینی میتوان دریافت که گاه برای جوان، سن خاصی بیان شده و گاه به ویژگی دوران جوانی اشاره شده است و گاه به هردو مورد. امام علی(ع) میفرماید: «طول و قامت فرزند تا 23 سالگی متوقف میشود و رشد عقل او در 35 سالگی پایان مییابد؛ هرچه پس از این است در اثر تجربه و آموزش است.(4)»
به هرحال هم از دیدگاه صاحبنظران علوم روانشناسی و هم در متون دینی، آغاز دوران جوانی با بلوغ جنسی همراه است و اتمام آن با آغاز کهولت سن شروع میشود. ما دوران جوانی را گسترهای وسیع در نظر میگیریم که شامل دوره نوجوانی نیز میشود یعنی سالهای آغازین
بلوغ جنسی که بلوغ جنسی را که بهطور کامل حاصل نشده باشد هم مد نظر قرار میدهیم.
دوره نوجوانی و جوانی با تحرّک و انرژی زایی همراه است و به همین علت اگر فرد در این دوره سعی و کوشش نماید و بهرهگیری لازم را انجام دهد، تجربه و نتایج آن در دورههای بعدی عمر میتواند برای او بهعنوان یک سرمایه با ارزش محسوب شود.
رسول گرامی اسلام میفرماید: «لاتَزوُلُ قَدَما عَبْدٍ یَوْمَ الْقِیامَةِ حَتَّی یُسْئَلُ عَنْ اَرْبَع عَنْ عُمْرِهِ فیمَا اَفْنَاهُ، عَنْ شَبابِهِ فیما اَبْلاهُ وَ عَنْ مالِهِ مِنْ اَیْنَ اِکْتَسَبَهُ وَ فیما اَنْفَقَهُ، وَ عَنْ حُبِّنا اَهْلَ الْبَیْتِ(ع)»(1)
رسول خدا(ص) میفرماید:
«در روز قیامت عبد قدمی بر نمیدارد مگر اینکه از چهار چیز از او سؤال میشود از اینکه:
1 - عمرش را درچه راهی فنا کرده است؟
2 - جوانیش را در چه چیزی گذرانده است؟
3 - از مالش که از چه راهی بهدستآورده و در چه راهی خرج کرده است؟
4 - از محبت اهل بیت(ع)؟
امام علی(ع) نیز میفرماید:
«دوچیز است که کسی ارزش آنرا نمیشناسد مگر وقتی که آنرا از دست بدهد؛ جوانی و سلامتی.(2)»
«فعالیت ذهن و قدرت فراگیری انسان در دوره جوانی، بیش از سایر
اوقات است و میتوان بیشترین اندوختهها را در این مقطع گردآوری نمود و برتری خلاقیتها را به نمایش گذاشت.(1)»
«دوره نوجوانی و جوانی، دورهای است که بیشترین تحولات را در خود دارد.
در این دوره، انسان هم از لحاظ جسمی و هم از جهت روانی متحول و دگرگون میشود. گاهی نیز این تحولات و تغییرات، خیلی سریع و غافلگیر کننده است. چگونه سپری کردن این دوره و برخورد فرد و اطرافیان با این تحولات و تغییرات در سعادت یا شقاوت انسان نقش به سزایی دارد.(2)» صفاتی مثل عصیان گری، تصمیمات عجولانه و رفتارهای نادرست، پرخاشگری و... معمولاً در این دوره به وجود میآید.
پس شکی نیست که فرد در سراسر زندگی خویش همواره دستخوش دگرگونیهایی میشود. اما آشفتگی و نابسامانی خانوادگی در دوره جوانی، اثرات جبران ناپذیری بر شخصیت او میگذارد.
برخی از دورههای زندگی بهدلیل تأثیرات فیزیکی و بدنی با اهمیّت و برخی دیگر از لحاظ تأثیرات روانی قابل اعتنا هستند، لیکن نوجوانی و جوانی از هردو جهت حائز اهمیتاند.
بخش مهم شکلگیری شخصیت انسان در این دوره صورت میگیرد؛ دورهای که دیگر امکان برگشت ندارد و ضروری است به بهترین وجه از آن استفاده شود.
بلوغ در یک برهه حساس از عمر رخ میدهد و برای همه یکسان نیست و چون از حساسیت خاصّی برخوردار است، صاحبنظران - چه روانشناسان و چه دانشمندان علوم تربیتی - به آن پرداخته و هرکدام تعریفهایی برای آن ذکر کردهاند که ما به چند مورد از آنها اشاره مینماییم.
«بلوغ به حدّ رشد رسیدن، و جوان شدن کودک است»(1).
«با به کار بردن کلمه بلوغ، معمولاً نوجوانان در ذهن ما مجسّم میشوند؛ در این هنگام پیدایش غریزه جنسی در نوجوانان شروع شده است. در این دوره تغییرات زیادی در شخصیت به وجود میآید.»(2)
«بلوغ، دوران شکوفایی است. بسیاری از جنبهها و خصایصی که تا به حال از نظرها مخفی بود، در این دوره آشکار میشود. نوجوان به خود میآید و درباره خود بصیرت و بینش پیدا میکند.»(3)
«دوره بلوغ از دیدگاه روانشناسان، مربیان اخلاق و سایر دانشمندان دوره حساسی محسوب میشود. «ژان ژاک روسو در کتاب «امیل»، بلوغ را تولد ثانوی نامیده است.(4)»
با اینکه بلوغ، فرد را از دوران کودکی جدا کرده است اما این تولد دوباره گاه فرد را بدون تحمل، بیحوصله، تند مزاج و بی هدف میکند و حالت سرگردانی برای او به همراه میآورد. همه این علائم، مخصوص
این دوره است.
اگر راهنماییهای لازم، از طرف والدین و از طرف مربیان صورت نگیرد، نوجوان نمیتواند بهترین بهره را ببرد و از دوران بلوغ به راحتی عبور نماید. دوره بلوغ ویژگیهایی دارد که در ذیل به برخی از آن اشاره میکنیم:
به سبب آنکه این دوره، رشد و تکامل را برای انسان به همراه دارد، مربیان اخلاق، روانشناسان و سایر دانشمندان آنرا دوره حساسی نامیدهاند و دین اسلام نیز برای این دوره اهمیت زیادی قائل میباشد؛ زیرا شخصیت اساسی فردی و اجتماعی جوان در این دوره پایهریزی میشود. در روایتی آمده است: «خداوند فرشتگانی دارد که هر شب فرود میآیند و به جوانان ندا میدهند برای رسیدن به سعادت و کمال خود کوشش کنید.»(1)
به هنگام بلوغ، تغییراتی را در رفتار و اعمال نوجوانان مشاهده میکنیم که بسیاری از آنها طبیعی بوده و باید نسبت به این رفتار و اعمال برخورد مناسبی نشان داده در هدایت نمودن آنها کوشش وسیعی از خود به نمایش بگذاریم. با توجه به مطالب فوق در مییابیم که بلوغ در یک دوره معین از زندگی اتفاق میافتد و با این سؤال که این دوره دارای چه ویژگیهایی است؟ به شرح مختصر آن میپردازیم.
1) 1. محدث نوری، مستدرکالوسائل، ج 2، ص 353.
«بلوغ یک دوره فراگیراست که در برگیرنده بخشی از دو دوره عمر ما میباشد. برای اینکه سالهای محدود کودکی، آغاز سالهای نوجوانی را در بر میگیرد، تا زمانیکه انسانها به بلوغ جنسی برسند کودکان بهعنوان «کودکان بالغ» نامیده میشوند. پس از آنکه به بلوغ جنسی رسیدند از آنها بهعنوان نوجوان یا جوان نورس مینامند.»(1)
«دوران بلوغ از نظر زمانی محدود است اما زمان رخداد آن برای جوامع و افراد یک نواخت نیست. همانطور که با در نظر گرفتن تغییرات متعدد و جوامعی که در دوران ارگانیزم به میزان تغییرات ظاهری و شماری اتفاق میافتد، بلوغ را نسبتاً یک دوره کوتاه جلوهگر میسازد. این مدت از دو تا چهار سال طول میکشد.»(2)
پس این دوره از لحاظ مدّت و زمان برای همه یکسان نیست.
«این مدت به دو بخش قابل تقسیم است برای بعضی که از رشد سریع برخوردارند دو سال طول میکشد و در بعضی دیگر این مدت بین دو تا چهار سال به طول میانجامد که این دوره انتقالی، خود را با بزرگسالی تکمیل میکند. در این دوره دختران نسبت به پسران از رشد سریعتری برخوردارند و معیار مشخص برای هر جنسیت وجود دارد.»(3)
این دوره را به سه مرحله تقسیم کردهاند:
1. مرحله پیش از بلوغ
2. مرحله بلوغ
3. مرحله پس از بلوغ
(زمان و ویژگیهای هر دوره در جایگاه خود بررسی خواهد شد.)(1)
در هنگام بلوغ، تغییر و رشد سریعی که در طول دوران بلوغ اتفاق میافتد به جهش رشد نوجوانی مرتبط میشود که از آن با عنوان «جهش رشد بلوغ» یاد میشود. زیرا این دوره با اندک زمانی اتفاق میافتد و با سایر تغییرات و این جهش رشد، به مدت کوتاه یکی دو ساله ادامه پیدا میکند. نوجوانان در این دوره در خود احساس تزلزل و ناامنی میکنند و پندار بیکفایتی در خود دارند که این تزلزل در رفتار و اعمال آنها مشاهده میشود.
این دوره، طولانی مدت نیست و در این مرحله، فرد حالت ضدیت را در مقابل زندگی به خود میگیرد. چنین بهنظر میرسد که فرد موقعیتها و یا چیزهای خوبی پیش از این به دست آورده و در این دوره از دست داده است و این از بدیهیات به حساب میآید. چون نگرش منفی، بخش عمده شخصیت فرد را در اولین مرحله بلوغ در برگرفته و از آن بدتر وقتی که فرد به رشد جنسی میرسد نگرش منفی در او به حدّ اکثر رسیده و بیشتر میشود.
1) 1. شرفی، محمدرضا؛ دنیای نوجوانی، ص 38.
بلوغ برای همه جوامع یکنواخت نیست اما بیشتر بین سنین 15-16-19 میتواند واقع شود. گرچه معدل سنی رشد جسمی دختران در فرهنگ معاصر آمریکایی حدوداً 13 سالگی و میانگین سنین پسران یک سال دیرتر واقع میشود.(1)
مرحله انتقال فرد به بلوغ و تکمیل آن نیازمند زمان است و در آن تغییرات و اختلافاتی وجود دارد. این حدود از دو تا چهار سال برای دختران بهطور میانگین و کمتر از این برای پسران میباشد.
در دوران بلوغ اتفاقاتی رخ میدهد که بعضی از آنها برای جوان همراه سازندگی است اما بعضی دیگر همراه اخلال و مشکل آفرینی است که اگر جوان در برخورد با آنها تدبیری به کار گیرد، کمتر دچار منفیگرایی و تزلزل میشود.
در دوران بلوغ همه چیز نوجوان تغییر میکند: جسم، قد، بدن، فکر، ذهن، روح و روان علائق و تعلقات، اخلاق و رفتار، ارزشها و آرمانها و... تقریباً پنج نوع تغییرات وجود دارد که طی این دوره واقع میشود:
1. حیات عاطفی توسعه مییابد.
2. سرعت تغییر که با رشد جنسی همراه است، نوجوان را از خود و از استعدادها و علایق خود نامطئمن میسازد و او قویاً احساس بی ثباتی میکند.
3. تغییرات در بدن، علائق و نقشهایی که در گروههای اجتماعی
1) 1. شرفی، محمدرضا؛ دنیای نوجوانی، ص 39.
انجام آن از فرد انتظار میرود، برای او مسایل جدیدی را به وجود میآورد.
5. حالت دمدمی دارد.(1)
«دوره جوانی، نه با واقعیات بزرگسالی سازگاری دارد و نه با دنیای کودکی؛ در این دوره یک سری حالت خاص در فرد وجود دارد. از یک طرف، فرد دوست دارد اطرافیان او را یک جوان کامل و بزرگ بدانند و از طرف دیگر عادتهای دوران کودکی را هنوز با خود دارد و ناپخته است و این، قضاوت بزرگسالان را در مورد او مشکل میسازد.»(2)
در این دوره، جوانان مسایلی را به وجود میآورند اما نه عاقبت آن مسایل را میدانند و نه دوراندیش هستند. آنها در همه موارد سطحی نگرند؛ از طرفی میخواهند آزاد باشند و از طرف دیگر کاری را که میخواهند انجام دهند، بهخوبی از عهده آن بر نمیآیند و گاهی همه چیز را به هم میریزند و مشکل آفرین میشوند.
«آنافروید» میگوید: «بسیاری از شکستهایی که اغلب با نتایج غم انگیزی در این رابطه همراه است، آن چنان که تصور میشود بهدلیل
بیاستعدادی فرد نیست.»(1)
پس کارهای درست و یا نادرست مربوط به استعداد نیست بلکه مربوط به نوع شکلگیری شخصیتی فرد و نوع تربیتی است که او آموخته است؛ همچنین این موضوع به نوع آرمان گرایی و ارزشهایی که در او شکل گرفته است بستگی دارد.
##### 7. بهترین دوره برای تربیت و هدایت انسان
«با توجه به تعریفهایی که در روانشناسی انجام گرفته، ثابت شده است که بهترین زمان برای ایجاد شخصیت واقعی انسان، دوره نوجوانی است.»(2)
پس اگر مراحل تربیتی در سنین کودکی از طرف والدین و یا مربیان تربیتی با منش درست پی ریزی شده باشد، کودک در دوره نوجوانی با مشکل کمتری مواجه میشود.
البته نباید از نظر دور داشت که این دوره بحرانی بی حاصل نیست؛ بلکه دورهای است که همه این سختیها و نا همواریها برای ساختمان شخصیت نهایی و برای پیشرفت سریع و قطعی نوجوان لازم است.(3)
سؤالات متعدّدی به ذهن جوانان خطور میکند؛ «اریکسون» در این زمینه مینویسد:
«هویتی که نوجوان در صدد است تا بهطوری روشن با آن مواجه شود
این است که او کیست؟ نقشی که باید در جامعه ایفا نماید چیست؟ آیا او یک کودک است یا بزرگسال؟ آیا او میتواند روزی بهعنوان یک همسر یا پدر باشد؟ با وجود نژاد و مذهب و زمینههای ملی که او را در نظر مردم کم ارزش جلوه میدهد، آیا او احساس اعتماد به نفس دارد؟»(1)
«نوجوانان تلاش میکنند نقشهای متعدّدی را آزمایش کنند تا به نقش اصلی خود پیببرند و اینجاست که نیاز به راهنما دارند آنها نباید احساس کنند که کسی دارد فکرش را به آنها دیکته و تحمیل مینماید. در دوران نوجوانی، مسأله هویتیابی به صورت یک گره کور برای فرد در میآید. نوجوان در این دوره پرتلاطم ما روزبهروز دچار تغییرات عمده درونی و بیرونی گردیده با مجموعهای از تغییرات روانی، فیزیولوژیکی، جنینی، شناختی و نیز تقاضای مختلف شغلی و اجتماعی روبهرو میشود(2).»
بههمیندلیل بهنظر دیگران در مورد خودش، اهمیت داده و آنرا با تصوّری که از خود دارد مقایسه میکند.
##### 9. دوره علاقه مندی به مذهب
نوجوان در دوران نوجوانی، تمایل بیشتری به مذهب پیدا میکند بهویژه اگر در خانوادهای متدیّن پرورش یافته باشد، این احساس در او شدیدتر است.
در این دوره، برای او سؤالات گوناگونی به وجود میآید و اگر خانواده بتواند خوب از عهده سؤالات او بر آید، علاقه او به مذهب دو چندان
میشود و حتی مطالب برای او تازگی پیدا میکند و جذّاب میشود. چنین نوجوانی میتواند در این زمینه بسیار موفقتر باشد و در زندگی از سایر همسالان خود آرامش بیشتری داشته باشد.
در این زمینه، تحقیقاتی که کولن و آرلوند انجام دادهاند نشان میدهد که نوجوانان در سنین 12 تا 15 سالگی دارای اعتقادات مذهبی بیشتری هستند و این اعتقادات از سن 18 سال به بعد کاهش مییابد.
بهگفته مورس دبس، در این دوره حتی در افرادی که مذهبی نبودهاند، چنین بیداری مذهبی دیده میشود و حتی این بیداری را میتوان بخشی از رشد نوجوانان دانست.(1)
##### 10. اثرپذیری
اثرپذیری یکی از خصایص دیگر این دوره است. امام علی(ع) در سفارش به امام حسن(ع) میفرماید: «دل نوجوان مانند زمینی خالی و مستعد است که هر بذری در آن افشانده شود میپذیرد. از اینرو در آغاز جوانی بیش از آنکه قلبت سخت شود، به تربیت تو اقدام کردم»(2).
بنابراین نوجوان آمادگی هر گونه آموزش را دارد البته این آمادگی مادامالعمر نیست و این از اثر پذیری این دوره است که امام برای فرزندش به آن اهتمام میورزد و غفلت از آن با خسارت جبرانناپذیری همراه است.
اگر بخواهیم در ردهبندی ویژگیهای نوجوانی، اثرپذیری را انتخاب کنیم، جایگاه اول را به خود اختصاص خواهد داد.
پیش از این از عوامل مؤثر بر شخصیت سخن گفتیم. آن عوامل بر شخصیت جوان نیز تأثیر گذارند ولی به سبب اهمیت برخی عوامل، بحث را با توضیحات بیشتری ادامه میدهیم.
خانواده، اصلیترین عامل مؤثّر بر شخصیت جوانان میباشد، چون اولین کانونی که انسان پای در آن مینهد و زندگی خود را از آنجا شروع میکند و وقت زیادی را آنجا میگذارند، خانواده است.
خانواده از دو حیث در تربیت فرزندان نقش بسیار مهمی دارد: یکی بهعنوان عامل محیطی و دوم بهعنوان عامل ارثی.
در خانواده هم مادر و هم پدر نقش به سزایی در شخصیت و تربیت فرزندان دارند. با این وجود، اگر پدر وقت کافی برای همنشینی در کنار فرزندان یا حضور کافی در خانواده نداشته باشد، نقش مؤثّر پدر بر فرزند حاصل نمیشود.
لذا به خاطر آنکه نقش پدر بسیار مهم است، فرزندان بالأخص پسران، از وی بهعنوان الگو در شکلگیری شخصیتها و روحیات خود، اثرپذیر هستند.
اگر پدر نقش فعّال و قویِ در مدیریّت خانواده نداشته باشد و از اداره خانواده کنار باشد، پسر، فاقد روحیّه مردانه خواهد شد و این امر، در رفتار اجتماعی بعدی او اثرات بسیار سوء باقی خواهد گذاشت. چنین
افرادی، قاعدتاً از استقلال، قدرت و مدیریت کافی برخوردار نیستند.
اگر پدر در مسایل مذهبی و انجام تکالیف الهی انسانی خود، سست اراده باشد، قطعاً عمل او آثار سوء فراوانی خواهد داشت و اگر آگاهی کامل از مسایل مذهبی داشته باشد و خودش به آنها عامل باشد، قطعاً اثرات بهسزایی بر شخصیت فرزندان خواهد گذاشت.
اولین توقّفگاه تربیتی فرزند در محیط خانواده، دامن مادر است و بهطور طبیعی همه انسانها بر اساس قانون خلقت و طبیعت، در شکم مادر با زندگی اولیهای که متعلّق به آن دوره است، انس گرفته و بعد از تولد، در دامن پر مهر مادر رشد مینمایند.
بهدلیل علاقه فرزند به مادر، همه اعمال و حرکات و سکنات مادر به فرزند منتقل میشود. پس مادر، در رشد شخصیت و اثرگذاری بر فرزند نقش بهسزایی دارد.
امام خمینی(ره) در یکی از بیانات خویش خطاب به مادران چنین فرمودهاند:
«مسئولیت بچه را در دامن خودتان دارید... مادر خوب، بچه خوب تربیت میکند و خدای ناخواسته، اگر مادر منحرف باشد بچه از همان دامن منحرف بیرون میآید. چون بچه هرچه در این دوره از مادر میبیند، اگر مادر مهذّب بود بچه خوب رشد میکند از همان اول و چون کردار بچه از روی تقلید است و تقلید مادر از همه تقلیدها مؤثرتر است(1)، بچه آن گونه میشود.
1) 1. موسوی خمین، روحاللَّه، صحیفه نورج 6، ص 157.
نوجوان و جوان بخش مهمی از عمر خویش را در مدارس، دبیرستانها و دانشگاهها سپری میکند و با معلمان و مربیان در ارتباط است.
در روایتی که از سفارشات مولا علی(ع) به «کمیل» است، مولا چنین بیان مینمایند: «ای کمیل! همانا خداوند رسول اللَّه را تربیت کرد و پیامبر نیز به تربیت من پرداخت و من هم مؤمنان را تربیت میکنم و آداب (زندگی) را برای مردم گرامی به ارث میگذارم.(1)»
بر این مبنا، مربّی از اهمّیت و ویژگی خاصّی برخوردار میباشد.
در درجه اوّل کارهای یک مربّی باید برای دیگران سرمشق باشد. تنها، گفتن کافی نیست و مربی باید خود واقعاً تربیت یافته باشد. امیر مؤمنان علی(ع) میفرماید: «اگر خواستی دیگران را اصلاح کنی ابتدا خودت را اصلاح کن»(2).
اگر یک مربی بتواند ویژگیهای زیر را کسب کند میتوان گفت مربی موفقی است:
1 - مهربانی و محبّت
2 - مزاح و خوشرویی
3 - شجاعت
4 - اشتیاق به کارهای جمعی و گروهی
5 - علم و دانش
جوانان، بیشتر دنبال همنشینی با دوستان هستند و تا حدّی از خانواده فاصله میگیرند و روی به دوست میآورند.
پدران و مادران نمیتوانند جای دوستان را بگیرند بلکه فقط میتوانند برای فرزند در این دوره سنی، مشاور خوبی باشند. آنها حتی اگر خیلی هم با فرزند خویش دوست باشند بازهم نمیتوانند برای او جای همبازی و هم سخن را پرکنند.
از نظر اسلام، دوستی و معاشرت نفی نشده است. در اصول کافی در مورد دوستی و معاشرت، به دو گروه انسان اشاره شده است: «اول، کسانی که نباید با آنها دوستی و معاشرت کرد. دوم، کسانی که واجب است دوست و همنشین انسان باشند.(1)»
«نقش دوست و همنشین در سرنوشت انسان به حدی است که رسول اکرم(ص) میفرمایند: «المرء علی دین خلیله و قرینه»(2).
مولا علی(ع) نیز در مورد دوستان میفرماید: «لاتسئل عنالمرء و سئل عن قرینه»(3)برای شناخت شخصیت افراد احتیاج به بررسی و مطالعه آنان نیست؛ با بررسی دوستان آنها میتوان به خلقیات آنها پیبرد زیرا هرکس بر اساس روحیات خود، دوست خود را گزینش میکند.
در قرآن کریم نیز راجع به دوستان فاسد آمده است: «یَا وَیْلَتَی لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلاَناً خَلِیلاً»(4). «وای بر من! کاش با فلانی دوستی نکرده بودم.»
با توجه به اینکه جوانان در انتخاب دوست و رفیق براساس نیاز فطری عمل میکنند، دو ویژگی عمده در آنان دیده میشود:
1 - دوستان غالباً شناخت کافی و کامل از هم ندارند و به راحتی یا از محیط درس و یا از محیط زندگی و یا کار طرح دوستی ریخته میشود.
2 - دوستان به آسانی از همدیگر اثر میپذیرند.
امام علی(ع) میفرماید: «هرکس بدون سنجش با کسی دوستی کند، به ناچار با فاسدان همنشین میشود»(1).
حدیثی جامع و کامل از امام صادق(ع) راجع به اینکه چه کسی را برای خویش دوست قرار دهیم وجود دارد. ایشان میفرماید: «دوستی، دارای مشخصاتی است که هرکس آن مشخّصات را بهطور کامل نداشته باشد، او را دوست کامل محسوب نکن و هرکس هیچ یک از این مشخصات را ندارد، هیچ گونه دوستی با او نداشته باش:
1 - در نهان و آشکار با تو یک گونه باشد
2 - خوبی تو را خوبی خودش و بدی تو را بدی خوش بداند
3 - مال و منال، در دوستیاش با تو اثر نگذارد
4 - از توان خود برای تو مضایقه نکند
5 - در سختیها، تو را تنها نگذارد(2).
یکی از عوامل مؤثّر در شخصیت جوانان، محیط اجتماعی است. تأثیرگذاری محیط به حدی است که نه فقط در مسایل ظاهری، بلکه حتی
در مسایلی مانند اعتقادات و جریانات مذهبی هم اثرگذار است. جوانان، صفات اجتماعی خود را از کسانی کسب مینمایند که بیشترین ارتباط را با آنها دارند. این فراگیری از کودکی آغاز میشود و در دوران نوجوانی و جوانی به بالاترین حدّ خود میرسد.
پس در اصل اثرگذاری محیط اجتماعی، شکّی نیست و نوع برنامهریزی از طرف مسئولان برای جامعه در این زمینه اهمیت دارد. امام علی(ع) در این زمینه میفرماید:
«اَلنَّاسُ بِأُمرائِهِمْ اَشْبَهُ بِآبائِهِمْ»(1).
مردم در روشهای اخلاقی و صفات اجتماعی، به حکومتهای خود بیشتر شباهت دارند تا به پدران خویش.
پس از این که جایگاه والدین و مربی و دوستان را با مختصر توضیحاتی شناختیم اکنون به عمدهترین عامل یعنی عامل تربیتی که نقش بسیار اساسی در تربیت دارد میپردازیم. داشتن یک برنامه دقیق در امور تربیتی، از واجبات هر فرد است. بهترین برنامه، آن است که مطابق روحیات، فطریات، استعداد و توانایی تربیت شونده و همگام با مقتضیات زمان باشد.
در تدوین برنامه تربیت جوان باید رعایت نکاتِ زیر را در کنار مبنای کلی تربیتی لازم منظور داشت.
1. توجه به روحیه نوگرایی و نشاط جوانی در محیطهای آموزشی و تربیتی و تبلیغی به همراه روحیات جوان پسند و حقطلبی.
1) 1. مجلسی، محمدباقر؛ بحارالانوار، ج 75، ص 46.
2. توجّه داشتن به روح اثرپذیری جوانان در برنامههای فرهنگی و جلوگیری از آلودگیهای غلط و توجه به این که هدایت جوانان به صفات والای انسانی، یک وظیفه شرعی و انسانی است.
3 - رعایت و خواست فطری جوانان و رساندن رسالت برنامه جوانان از طریق رسانههای گروهی.
4 - ارایه دادن بهترین کتب تربیتی روز با قیمتهای مناسب.
5 - بهرهبرداری از اردوهای تفریحی و زیارتی، در جهت امور تربیتی و کوشش در سالمسازی محیطهای ورزشی و تفریحی و غنیسازی برنامههای ورزشی و تفریحی که موجب رشد جوانان میشود.
6 - استفاده از نظرسنجیهای جوانان در شناخت نیازهای نو و بهروز آنها، در جهت برنامهریزی امور جوانان و با تأثیر از دستورهای کارشناسی برنامهریزان.
7 - توجّه کامل به دستورات دین مبین اسلام و گفتار انبیاء و بزرگان در تربیت جوانان و ارایه آنها با شیوههای جدید.
طهارت شرط ورود به نماز است و آثار روحی و معنوی زیادی دارد اما پیش از هرگونه توضیحی دراینباره باید معنای طهارت را بیان نماییم.
طهارت از ماده «طَهُرَ» گرفته شده، بهمعنی پاکیزگی و بهمعنی «تنزه عنالذّم» هم آمده که منظور، پاکی است(1).
1) 1. ابیالحسین احمدبنفارسیبن زکریا، معجم مقایساللغة، ج 3، ص 482.
معنای اصطلاحی طهارت نیز بهمعنای لغوی آن شباهت دارد. در معنی طهارت گفته شده است: «الطُهر الْخُلُو مِن النَجَاسَةِ»(1). خالی بودن از نجاست از طریق کسب طهارت، گاهی با وضو میسر است، گاهی با غسل و در مواقعی هم با تیمم. البته عرفا طهارت را به دو قسم ظاهری و باطنی تقسیم کردهاند.
1. طهارت ظاهری: موجب رفع آلودگیها از نجاسات ظاهری است.
هردو نوع طهارت را برای نمازگزار لازم دانستهاند. چنانکه گفتهاند: «بر سالک الیاللّه لازم است که در اوّل امر، رفع موانع و قذارات کند تا اتّصاف به طهارت و حصول طهور که از عالم نور است، برای او میسر شود و تا تطهیر جمیع قذارات ظاهریّه و باطنیّه و عینیّه و سریّه نشود سالک را حظّی محضر حضور نخواهد بود»(3).
##### الف. طهارت و پاکیزگی جسمی و روحی
بدون وضو امکان ورود به نماز میسر نیست. حدیث معروفی در مورد آداب وضو از امام رضا(ع) وارد شده که میفرماید: «همانا امر شده است به وضو، تا آنکه بنده پاک باشد هنگامی که میایستد مقابل خدای جبار ووقت مناجات نمودن حق را و برای آنکه مطیع باشد در آنچه او را
فرموده و پاکیزه باشد از کثافت و نجاست»(1).
وضو، دل و روح را آماده ایستادن در برابر پروردگار میسازد. مرحوم فیض کاشانی میگوید: «یکباره برخاستن از مادیت و کوچ به معنویت مشکل است ولی وضو گرفتن انسان را کم کم آماده میسازد»(2).
نورانیت و صفای باطنی که در سایه وضو به وجود میآید، دارای اهمیت خاصی است. در این مورد روایات فراوانی وارد شده و تأکید هم شده است که انسان همواره با وضو باشد. در روایات وضو به نور تشبیه شده است و این نور است که انسان را از ظلمات نجات میدهد(3).
علاوهبر این، وضو به منزله اجازه ورود به محضر پروردگار است. امام رضا(ع) برای یکی از شاگردانش، فلسفه وضو را چنین تفسیر نموده است: «طرز وضو گرفتن و غسل و مسح این است که انسان با اعضای پاک متوجه خداوند سبحان گردد. آیا میشود انسان با چشم گناه کند و با همان چشم و صورت متوجه خداوند شود؟»(4).
از نظر بهداشتی هم، شستن صورت و دستها آنهم پنج بار یا لااقل سه بار در شبانه روز، اثر قابل توجهی در نظافت بدن دارد و سبب میشود اعضاء نیز پاکیزه بمانند.(5)علاوهبر این، تماس آب با پوست، باعث نشاط است. حتی در مواقعی که انسان تعادل خود را از دست میدهد و عصبی میشود، وضو باعث آرامش انسان میشود. در روایتی آمده است که
«هنگامی که غضبناک و خشمگین شدی وضو بگیر.»(1)بنابراین وضو هم طهارت ظاهری را برای انسان به ارمغان میآورد و هم طهارت باطنی را. البته آثار وضو تنها به زندگی دنیا محدود نمیشود بلکه آثار زیادی نیز برای فرد در جهان آخرت دارد.
وقتی روز قیامت فرامی رسد، برخی با چهرههای سفید و برخی با چهرههای سیاه ظاهر میشوند و خداوند وضو گیرنده را سرافراز و رو سفید میگرداند و کسی که دستها و پاها را میشوید، خداوند متعال زنجیرها و پایبندهای جهنم را بر او حرام میکند. رسول خدا(ص) میفرماید: «اِنّی لأَعرِفُ اُمَتی یَوْمَ الْقِیمَةَ بِآثارِ الوُضُوء، من در روز قیامت امتم را به آثار و علامت وضومیشناسم»(2).
لذا برای جوانان شایسته است خود را مهیا سازند، با این عبادت ارزنده و برای شناسایی شخصیت خویش با این آمادگی وارد قیامت شوند چون نتیجه اعمال عبادی ما در آن سرا است. توصیه به دائمالوضو بودن نیز به همین سبب است تا اثر آن کامل و همیشگی باشد.
وضو، علاوهبر پاکیزگی جسمی و روحی، باعث فراوانی رزق و روزی نیز میشود.
از امام صادق(ع) روایت شده است که: «الوُضُوءُ قَبْلَالطَّعامِ وَ بَعْدَهُ یُذْهبان الْفَقْرَ».
«وضو پیش از غذا و بعد از آن تنگدستی را از بین میبرد.»(3).
امروز که مسایل اقتصادی ازجمله دغدغههای جوانان است، هرچند در متون دینی توصیههای زیادی به کار و فعالیت شده است و جوانان را به داشتن شغل ترغیب کردهاند
اما اموری نیز وجود دارد که سبب توجه خداوند سبحان میشود و این دغدغه را همراه با داشتن شغل و کار کاهش میدهد که ازجمله آنها، وضو است.
دوران جوانی، دوران لغزش و غفلت و دورانی است که امکان ارتکاب جرم و گناه بیشتر است.
امیرالمؤمنین علی(ع) میفرمایند: «یَأتی عَلَیالنَّاسِ زَمانٌ یَرْتِفعُ فیه الْفاحِشَةُ... فَمَنْ بَلَغَ مِنْکُمْ ذلِکَالزَّمانِ فَلا یَبیتَنَّ الّا عَلی طَهورٍ».
زمانی بر مردم بگذرد که کارهای ناشایسته و زنا بسیار گردد. هر یک از شما که آن زمان را درک کند، نباید شب را به خواب راحت به صبح آورد و بدون وضو بهخواب رود.(1)
از این روایت میتوان دریافت که وضو موجب بازدارندگی از گناهان و جرایم میشود، چون فردی که به دنبال وضو و نماز رفت و خدا را یاد کرد، خداوند او را از گناهان محفوظ میدارد.
وضو، موجب رفع آلودگیهای ظاهری میشود. نمازگزار که میداند باید در موقع اقامه نماز پاک باشد، در اندیشه مقدمات آن نیز هست و برای نماز، خود را مهیا میسازد.
او که میداند عالم محضر خداوند سبحان است و میداند در موقع
1) 1. احسانبخش، صادق الاحادیث، ج 2، ص 233.
نماز باید خداوندی را عبادت نماید که زیباست و زیبایی را دوست دارد، خود را از آلودگیهای جسمی پاک مینماید و تمام دستوراتی را که اسلام سفارش نموده، در موقع وضو ساختن انجام میدهد و هیچ آلودگی را در بدن خود باقی نمیگذارد.
توصیههای زیادی برای اعمال مستحب در زمان وضو شده است که در ایجاد طهارت و نظافت جسم بسیار حائز اهمیت است؛ مثلاً مسواکزدن بهعنوان شستن دندان و دهان بهعنوان یک عبادت مهم محسوب میشود. رسول خدا(ص) میفرماید:
«السِّواکُ فیه عَشْرُ خصالٍ: مُطَهِرةُ لِلْفَمِ، مَرْضَاةٌ للرَّبِ، یُضَاعِفُالحَسَناتِ سَبعینَ ضِعْفاً و هو منالسنّة، و یُذْهِبُالحْفرَ و یُبَیِّضُ الأسْنانَ و یُشَدِّدُاللَّثةَ و یعطعالبلغم و یُذْهِبُ بِغِشاوَةِالبَصَرِ و یَشهیالطَّعامَ.»
«در مسواکزدن ده خصلت است: 1- دهان را پاکیزه میسازد و موجب خوشنودی پروردگاراست ودندانهارا سفید میکند و آنچه را که بر دندانها جمع شده که باعث خرابی دندان میشود از بین می برد،بلغم را کم میکند و اشتهای طعام میآورد، حسنات را زیاد میکند و موجب میشود سنت بر پا گردد، لثه را محکم میسازد و موجب تقویت بینایی چشم شده و اشتها را زیاد میکند»(1)
رسول خدا(ص) همچنین میفرماید: «السواکُ شَطْرُالوُضوءِ»(2)«مسواکزدن نیمی از وضو است» و در سیره عملی آن حضرت است که.
«لَمْ یُرَ رَسولُاللَّه(ص) قَطُّ اِلاّ تَوَضَّاءَ وَ یَبْتَدِیءَ بِالسِّواکِ.»(1)
هرگز دیده نشد رسول خدا(ص) مگر آنکه وضو میگرفت و آنرا با مسواکزدن شروع میکرد.
فرستادن صلوات، گفتن ذکرهای خاص، خواندن برخی آیات و سورهها و نیز اعمال دیگر هنگام وضو گرفتن مؤثر هستند و سفارش شدهاند.
وضو علاوهبر آنکه یک عبادت محسوب میشود هم اثر بهداشتی دارد و هم اثر روحی. به عبارتی، وضو هم شامل طهارت جسم میشودو هم طهارت روح.وضو به نور شبیه شده و موجب آماده شدن و صفای باطن میگردد.
انسان با وضو، از حالت خمودی و کسالت بیرون میآید و با شستن دست و صورت، گردوغبار و میکروبهایی را که مرتب به سروصورت او مینشیند، برطرف میکند. وضو همچنین موجب پاکی، آمادگی معنوی، روحی، جسمی و کسب نشاط در فرد عبادتکننده میشود. در روایتی از امام رضا(ع) در مورد وضو چنین آمده است: «اِنَّمَااُمِرَ بالوضوء... مَعَ ما فِیهِ من ذهابالکَسَل وَ طَرْدِالنُّعاسِ؛ وضو باعث از بین رفتن کسالت و خواب آلودگی میشود»(2)بنابراین وضو دل و روح را آماده ایستادن در برابر پروردگار میسازد.
یک پزشک متخصص در مورد فواید وضو میگوید: قبض و بسطی که
عروق جلدی در قالب جریان آب در وضو بر آنها مییابند، موجب ازدیاد حرکت قلب و نشاط جسمی میشود.(1)
در روایات هم اشاره شده که هنگام عبادت، انسان باید حالت کسالت و خواب آلودگی را از خود دور نماید. در این زمینه امیرالمؤمنین علی(ع) میفرماید: «اَلوُضُوءُ بَعدَالطَّهورِ عَشْرُ حَسَناتٍ فَتَطَّهروا ایّاکُم وَ الْکَسَلِ فَاِنَّ مَنْ کَسِلَ لم یُؤَدِّ حَقَاللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»(2)
وضو ساختن بعد از پاکیزگی موجب ثواب و اعمال نیک میگردد، بنابراین باید با وضو باشید و از کسالت دوری بجویید زیراکسی که خواب آلود و مدام کسل باشد، نمیتواند عبادت را خوب ادا نماید.
امام خمینی(ره) در این زمینه میفرماید: «تا اینجا نکتهاصل وضو را بیان فرمود و اهل معرفت و اصحاب سلوک را متنبه نمود به اینکه در محضر حق جل و علا ایستادن و مناجات با قاضیالحاجات نمودن را آدابی است که باید منظور شود، حتی با قذرات صوریه و کثافات ظاهریّه و کسالت چشم ظاهر نیز نباید در آن محضر رفت چه جای آنکه دل معدن کثافات باشد و قلب مبتلا به قاذورات معنویّه که اهل همه قذارات است باشد.(3)
این که در اسلام، تأکید و سفارش بر نظافت میشود و دستور است به استحمام، چیدن ناخنهای دست و پا و زدن موهای زاید سرو بدن و
شستن دستها پیش از غذا و پس از آن و شانه زدن مو،مضمضه و استنشاق، به این دلیل است که همه اینها موجب سلامتی جسمی و پیشگیری از امراض بدنی است.
اسلام به رعایت اصول حفظ صحت و سلامت جسم وعوامل پیشگیری اهمیّت بسیاری داده است. همچنین در اسلام در باب نظافت، مانند سایر مسایل، به جسم و جان توجه توأم شده و مردم را به پاکیزگی تن و روان به موازات یکدیگر دعوت نمودهاست. قرآن کریم میفرماید: «وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرینَ»؛ تطهر بهمعنی پذیرفتن و شروع به طهارت است و نیز خدا انواع تطهر را دوست میدارد، چه آنکه با گرفتن وضو و انجام غسل باشد.(1)
آیه فوق به این موضوع اشاره دارد و میگوید: «کسانی که در پاکی روان و پاکیزگی جسم خود کوشش میکنند و وظایف خویش را انجام میدهند، آنها دوستان خدایند.»
پس نمازگزاری که میداند باید به خصوص هنگام نماز پاک باشد و در فکر نظافت و فکر حمام کردن و بهداشت باشد،در پیشگیری از امراض پیش قدم شده و خود با رعایت نمودن پاکیزگی، جزئی از ایمان را بهجا آورده است.(2)
اسلام علاوهبر جسم، به روح و روان انسان نیز توجه کرده است و سلامت روحی و روانی را بسیار با اهمیت میداند و امراض روحی را
خطرناک تر از امراض جسمی میداند.
امیرالمؤمنین میفرماید: «بالاترین خطر برای جامعه فقر است... و بالاتر از آن مرض و بیماری جسمی و بالاتر از آن بیماری روح است.»(1)
امام خمینی(ره) در این زمینه میفرماید: «خداوند از طهارت صوریّه و نظافت ظاهریّه نیز اهمال ننموده است... از فوائد وضو معلوم شود که برای وضو باطنی است که به آن تزکیه باطن شود و نیز رابطه ما بین ظاهر و باطن و شهادت غیبت معلوم شود و نیز استفاده شود که طهور ظاهری و وضوی صوری از عبادات است واطاعت رب است و ازاینجهت، طهور ظاهر باطن گردد و از طهارت صوری تزکیه فؤاد حاصل میشود.»(2)
وضو دارای حکمت گستردهای است و تأثیر آن نیز در عملکرد انسان بی نتیجه نیست. بعضی آثار آن، در این دنیا حاصل میشود و بعضی دیگر مربوط میشود به سرای ابدی. هریک از اعضای وضو که آب به آنها میرسد، وسیلهای میشود که گناهان را از میان میبرد و شخص را مهیای به پیشواز خدا رفتن میکند.(3)
در این زمینه پیامبر خدا(ص) میفرماید: «یَتَباعَدُ عَنْهُالشَّیْطانُ، فَاِذا تَمَضْمَضَ نَوَّرَاللَّهُ قَلْبَهُ وَ لِسانَهُ بِالْحِکْمَةِ وَ اِذا اسْتَنْشَقَ امَنَهاللَّهُ مِنَالنَّارِ وَ رَزَقَهُ رائِحَةَ الْجَنَّةَ، وَ اِذا غَسِلَ وَجْهَهُ بَیَّضَاللَّهُ وَجْهَهَ، یَوْمَ تَبْیَضُّ وُجُوهٌ وَ تَسْوَدُّ وُجُوهٌ فَاِذا غَسِلَ ساعِدَیْهِ حَرَّمَاللَّه عَلَیْهِ اَغْلالَالنَّارِ وَ اِذا مَسَحَ رَأْسَهُ مَسَحَاللَّهُ عَنْهُ سَیِّآتُهُ
وَ اِذا مَسَحَ قَدَمَیْهِ اَجازَهُ عَلَیالصِّراطِ یَوْمَ تَزِلُّ فیهِ الْاَقْدامُ.»(1)
وقتی آب را مضمضه میکند، شیطان از او دور میشود. خدا دل و زبانش را به حکمت نورانی میکند و وقتی در بینی آب میریزد، خدا او را از آتش دوزخ امان میدهد و بوی بهشت نصیبش میکند. آنگاه که رستاخیز فرا میرسد و برخی از چهرهها سفید و برخی دیگر سیاه میشود، وضو گیرنده را خداوند سر افراز و رو سفید میکند. او که دستها را میشوید، خدا زنجیرها و پابندهای جهنم را بر او حرام میکند؛ وقتی سر را مسح میکند پلیدیهای ناشی از گناه را از بین میبرد؛ زمانیکه پاها را مسح مینماید،
خداوند پاهایش را برپل صراط نمیلرزاند. پس این همه آثار بهوسیله وضو فراهم میشود.
احکام الهی و دستورات دینی، در قالب اوامر و نواهی بهوسیله قرآن کریم و سیره پیامبر(ص) و ائمه معصومین(ع) برای انسانها بیان شده و به شکل قوانین و مقررات حاکم شدهاند.
در این شکی نیست که هدف تمامی قانون گذاران از وضع قانون، برقراری آرامش، آسایش، امنیت و نظم و نظام در زندگی انسانهاست و سعادتمندی و خوشبختی برای عموم در آنها لحاظ شده است. گاهی در
1) 1. حرّ عاملی، محمدبن الحسن، وسائلالشیعه، ج 1، ص 278.
قانونهایی که انسان آنرا وضع مینماید، سلیقههای شخصی و جناحی به وضوح دیده میشود. به همین جهت با گذشت زمان این قوانین مفهوم خود را از دست میدهند. اما قانون گذار الهی، بالاتر از همه انسانها و آگاه به تمامی مصالح و مفاسد آنهاست و کوچکترین تنگ نظری و ظلم و اعمال سلیقههای شخصی و حکومتی نیز در حوزه قانون گذار اسلامی وجود ندارد.
قوانین آسمانی و الهی همه جانبه است. هم سعادت دنیا و هم آخرت و هم جسم و هم روح انسان در قانونگذاری دیده شده است. تاکنون از آثار جسمی نماز یا آثار نماز بر جسم انسان سخن گفتیم. اکنون به بیان آثار نماز بر روح و روان انسان میپردازیم.
آرامش خاطر و آسودگی روان از گم شدههای مردم در روزگار ماست که همه نیازمند و طالب آن هستند. توجه دادن به این امر که فقط یاد خدا و نماز میتواند روح سرگردان انسان را آرام کند و از دغدغههای مختلف برهاند و سعادتمندی دائمی برای انسان حاصل نماید، تأثیر زیادی در فراهم سازی آسایش و آرامش روان جوانان دارد.
قرآن نیز به این معنی اشاره دارد: «اَلا بِذِکْرِاللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلوبُ(1)»؛ آگاه باشید تنها با یاد خدا دلها آرامش مییابد.» نماز یک عبادت است که موجب ارتباط بین خالق و مخلوق میشود و برای نمازگزار آرامش روانی و آسایش روحی را نیز به همراه دارد و او را از ابتلا به امراض و کسالتهای روحی و روانی دور نگه میدارد. نماز، انسان را از هرچه که به موجب آن به روح و روان فرد لطمه
1) 1. سوره رعد، آیه 28، ترجمه آیتاللّه مکارم شیرازی.
وارد میشود، نهی میکند.
امروزه در دنیای علم پزشکی و روان پزشکی نیز اعتقاد است که دعا و نماز و داشتن یک ایمان محکم به دین، نگرانی، تشویش و ترس را که علت بیشتر بیماریهاست، برطرف میسازد. «در آمریکابیشترین بیماریها، روانی است و در کشورهای اروپایی نیز اضطراب، بزرگترین بیماری است.»(1)
در کشورهای غربی وجود این همه امکانات و تکنولوژی، باعث آرامش روحی آنان نشده و علت بیشتر امراض آنان، عدم برقراری ارتباط با خداوند است.
حال سؤال این است که چگونه نماز باعث آرامش روانی جوانان میشود؟
افرادی که زندگی را پوچ و بی معنی و بی هدف برای خود تصور میکنند و آنرا رنگ باخته و از دست رفته میبینند، به نا امیدی و افسردگی، اضطراب و انزواطلبی مبتلا میشوند. آنان به علت اینکه برای خود و کار خود ارزش قائل نیستند و قدرت ماورایی را که ناظر بر اعمالشان باشد قبول ندارند، اعتماد به نفس و امنیت روانی خود را از دست میدهند. اما جوان نمازگزار در روز، مرتباً میگوید: این جهان آفریننده و پرورش دهندهای دارد که بر آن نظارت دارد و داور ارزشگذار کار بندگان خود است. کوچکترین کار آنان را زیر نظر دارد و به آن نمره میدهد و برای آن، ثواب و عقاب معیّن میکند. او مالک روز محاسبه (یومالدین) است. پس نمازگزار به یقین میداند که هر ذرهای قابل حساب است: «فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ* وَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّاً یَرَهُ؛ پس هرکس هم وزن ذرهای کارخیر انجام دهد آنرا میبیند و هرکس هم وزن
1) 1. راشدی، حسن؛ نمازشناسی، ج 2، ص 72.
ذرهای کار بد کرده آنرا میبیند.»(1)و همین است که به او آرامش خاطر و
امنیت روانی میدهد؛ لذا گرفتاریهای دنیا، رنج ترک گناه و عمل به تکلیف را راحتتر و آسانتر میپذیرد.
توجه و خشوع از شرایط مهم نماز است و وسیلهای است برای پرورش و تمرین حضور و تمرکز حواس که در زندگی بسیار حائز اهمیت بوده، بیشترین موفقیتهای انسان در نتیجه همین تمرکز و توجه کامل و و حضور ذهن است. نماز نشان میدهد که رابطهای بین انسان و پروردگارش وجود دارد. خشوع و خضوع انسان در نماز، به او نیرویی معنوی میبخشد که صفای روحی و آرامش جسمی و امنیت روانی را در او به وجود میآورد.
رسول خدا به بلال میفرماید: «قُمْ یا بَلالْ فَأَرِحْنا بِالصَّلاة(2)» «بلال برخیز و ما را با نماز، آسایش بخش»؛ نقش نماز در آرامش انسان مورد آزمایش و بررسی نیز واقع شده است و امروزه یکی از روشهای مورد استفاده برخی روان پزشکان جدید است. رسول خدا میفرماید: «عَلَیْکُمْ بِصَلاةِ اللَّیْلِ فَاِنَّهُ مُطردةُالداءِ فِیالجَسَدِ(3)نماز شب را بخوانید که آن دافع بیماری از بدن است.
پس نماز، نهتنها یک عبادت است، بلکه یک برنامه تدوینشده برای نظم و سلامت جسمی و روحی و آرامکننده ناراحتیهای تن میباشد.
در دوره پناه جویی، بشر به کسی پناه میبرد که نمیداند کجاست، اما میداند همه جا هست و او را از ناامیدی میرهاند. او همان خدایی است
که در همه ادوار به او پناه میبرد و از او آرامش میگیرد و در سایه عبادت او، به آرامش میرسد.
پس نماز، نمازگزار را از اضطراب و دغدغههای فکری دور نگاه میدارد، به او آرامش روح و روان میبخشد و در آرامش روانی او اثر فراوان دارد.
یکی از بارزترین ویژگیها و خصوصیات نماز، ایجاد تنفر و بازدارندگی از فرورفتن در منجلاب فساد و منکرات است.
این امر، البته از اقتضائات نماز است، نه این که این علت تامه آن باشد؛ لذا بدیهی است کسی که در روز، پنج بار بهسوی پروردگارش با خشوع و خضوع و خاکساری، نماز بهجای میآورد بهویژه اگر در محیطی سالم باشد انسانی با نزدیکترین رابطه به درگاه خداست. اگر انسان خدا را فراموش ننمود و او را ناظر اعمال خویش دانست، حلاوت عبادت موجب ایجاد تنفر از گناه در او میشود و او را از هر زشتی و پلیدی باز میدارد. از سفارشات امام علی( ع) به «کمیل» است که میفرماید: «ای کمیل! مهم نیست(اینکه) نماز بخوانی و روزه بگیری و صدقه بدهی! مهم این است که نماز با قلبی پاک انجام پذیرد و مورد قبول خداوند باشد و با خشوع و خاکساری ادا شود.»(1)
وقتی نماز خواندن صرفاً یک عادت نباشد و همراه با فروتنی انجام
1) 1. مجلسی، محمدباقر؛ بحارالانوار، ج 8، ص 266.
پذیرد و با دقت تمام و کمال بهجا آورده شود، موجب توجه به ذات اقدس احدیت میگردد.
چنین نمازی فرد را از کارهای زشت و قبیح که با فطرت انسان سازگاری ندارد، باز میدارد و دژ محکمی در مقابل شیطان است. امام علی(ع) میفرماید: «نماز قلعه و دژ محکمی است که نمازگزار را از حملات شیطان دور نگاه میدارد.»(1)
پس نماز وقتی با عشق خوانده شود و استمرار پیدا کند، موجب دوری از گناهان میشود و حلاوت ارتباط با خدا برقرار کردن، تنفر از گناه را در وجود فرد تقویت میکند.
با این وصف اگر از همان ابتدا که فرزندان هنوز تأثیرپذیر هستند، از طرف خانواده بهدرستی به نماز سوق داده شوند نفس آنان از گناه احساس لذت نمینماید و احساس تنفر از گناهان در وجود آنها ایجاد میشود.
خداوند میفرماید: «وَأَقِمِ الصَّلاَةَ إِنَّ الصَّلاَةَ تَنْهَی عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنکَرِ»(2)نماز را بر پا دار، که نماز انسان را از زشتیها و گناه باز میدارد.
اولویت برنامههای دینی، بر پاداشتن نماز است و به این علت، ما سعی داریم نوجوانان و جوانان را از این امر مهم آگاه سازیم و نماز را در برنامههای آنان قرار دهیم، چرا که هر نوجوان و یا جوانی که قلبش به نور ایمان روشن شود، برای او شیرینترین و زیباترین حالها میسر میشود و
نماز برای آنان آنقدر لذت بخش و آرامبخش است که نیازهای روحی و روانی آنها را برآورده میسازد و از مراجعه آنان به سایر چیزها جلوگیری میکند. این امر، یعنی بر پایی نماز برای جوان و نوجوان تأثیرات بیشتری در سازندگی روحی و شخصیتی آنها دارد؛ به همین علت، جوانان، دیگر به دنبال گناه نمیروند، چون قلب آنان از گناه سیاه نشده است. وقتی جوان به آثار شخصیتی نماز پی برد، جایگاه آنرا میشناسد و بهطور قطع به دنبال گناه نمیرود و مدام خداوند را واقف بر اعمال خویش میداند و از گناه دوری میجوید.
اکنون این سؤال پیش میآید که اگر نماز دوری از گناه را در فرد ایجاد میکند، چرا این حالت برای برخی افراد پیش نمیآید؟
ذکر یک روایت از تاریخ در این زمینه بیتأثیر نیست. «روزی به رسول خدا(ص) گزارش دادند فردی که به شما در نماز اقتدا مینماید، مرتکب فواحش میشود. رسول خدا(ص) در جواب آنها فرمود: بالاخره روزی نماز او را نجات خواهد داد و پس از مدتی آن جوان توبه کرد.»(1)
در تفسیر آیه ذکر شده در بالا، مرحوم علامه طباطبائی در تفسیر المیزان میفرمایند: «سیاق آیه شاهد بر این است که مراد از این، باز داری طبیعت نماز از فحشا و منکر است. البته بازدارندگی آن، به نحو اقتضاء است، نه علّیت تامه. که هر کس نماز خواند دیگر نتواند گناه کند.»(2)
از روزی که لعنت الهی به شیطان تعلق گرفت، شیطان به نام مقدس خدا قسم یاد کرد که افراد غیر خالص و صالح را گمراه نماید. امام علی(ع) در نهجالبلاغه میفرماید: «پس شیطان بزرگترین مانع برای دینداری و زیان بارترین و آتش افروزترین فرد دنیای شما است.»
شک نیست که شیطان، گمراه کنندهترین موجود است و در پی گمراهی دینداران. امام علی(ع) میفرماید: «مردم! آتش خشم خود را بر ضد شیطان بکار گیرید و ارتباط خود را با او قطع کنید.»(1)
اگرچه باید از همه شرور و آفات به خدای تعالی پناه برد اما آنچه در استعاذه آمده است، پناهندگی از شرالاشرار و دشمن آشکار یعنی شیطان است که در سوره ناس هم بهخوبی به آن پرداخته شده است.(2)در سوره مؤمنین نیز خداوند به رسول گرامی میفرماید: «وَقُل رَبِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّیَاطِینِ* وَأَعُوذُ بِکَ رَبِّ أَن یَحْضُرُونِ؛ (و بگو پروردگارا به تو پناه میبرم.»(3)
وقتی میدانیم که عبادات، نزد شیطان مبغوضترین عمل است، با نماز میتوانیم وسوسههای زیادی را که در انسان به وجود میآورد، از خود دور نماییم و از شرّ او ایمن باشیم. در ادامه به مواردی در ارتباط با موضوع اشاره مینمایم.
امام علی(ع) میفرماید: «هنگامی که نمازگزار به نماز میایستد، شیطان به خاطر رحمتی که نمازگزار را فرا میگیرد، به چشم حسادت به او مینگرد.»(1)
به این نکته باید توجه نمود که شیطان به اقامه نماز حساسیت دارد، چون توفیق او را در کشاندن جوانان به فحشا و منکر از بین میبرد. نماز بازدارنده از فحشا و منکر است و شیطان تلاش میکند بین بندگان خدا و نماز فاصله بیندازد و آنها را از عبادت دور کند. با توجه به حساسیت نماز و پناهندگی دائمی به حضرت حق، اثر ویژه آن در دوری از شیطان مشخص میشود.
گفته شد که شیطان مدام در پی آن است که انسان اصلاً یادی از خدا نکند و به هر وسیله ممکن انسان را به گمراهی بکشاند واز نماز باز دارد. قرآن هم به تبیین این مورد پرداخته، میفرماید: «إِنَّمَا یُرِیدُ الشَّیْطَانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ فِی الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ وَیَصُدَّکُمْ عَن ذِکْرِ اللّهِ وَعَنِ الصَّلاَةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ؛(2)شیطان میخواهد در میان شما بهوسیله شراب و قمار عداوت، ایجاد کند و شما را از ذکر خدا و از نماز باز دارد. آیا با این همه زیان و فساد و با این نهی اکید، خودداری خواهید کرد.
در تفسیر المیزان، در ذیل این آیه آمده است: «بغض» و «بغضاء» ضد محبت است. رجسٌ مِنْ عَمَلِالشَّیْطانِ، معنای آن این است که این امور از
عمل شیطاناند و رجس هم از عمل شیطان است برای این است که شیطان هیچ غرضی از این اعمال خود یعنی خمر و میسر ندارد، مگرایجاد عداوت و بغضاء بین شما و اینکه به این وسیله شما را به تجاوز از حدود خدا و دشمنی با یکدیگر وادار کند، و در نتیجه بهوسیله همین شراب و قمار و انصاب و ازلام، شما را از ذکر خدا و نماز باز دارد.(1)
پس شیطان با این عوامل در صدد فراهم سازی عداوت بین شما و دوری جستن از ذکر خدا و رواجدادن بیبندوباری و ارتکاب فواحش و مخالفت با احکام الهی است.
و گاهی برخی دچار این توهم میشوند که اگر از انسان گناهی سر زد و یا کار زشتی انجام داد، دیگر نمازخواندن فایدهای ندارد. گاهی نیز فرد به خود چنین تلقین مینماید من مشغول گناه هستم دیگر چرا نماز بخوانم و نماز چه تأثیری میتواند در من داشته باشد؟ این افکار در دوران جوانی بیشتر است و شیطان در چنین مواقعی وسوسه بیشتری دارد. در روایتی از مولا علی(ع) آمده است: «اَلصَّلاةُ صابُونُ الْخَطایا»(2)نماز صابون شست و شوی گناهان است.
پس نباید از رحمت الهی، نا امید شد چون ناامیدی از گناهان کبیره است و وقتی انسان نا امید شود وسوسه شیطان بیشتر میشود و باب توبه رو به فروبستگی میگذارد.
امام علی(ع) در نهجالبلاغه میفرماید: «پس شیطان، بزرگترین مانع برای دینداری است.»(3)وسوسههای
شیطانی انسان را رها نمیسازند و مدام درپی آتشافروزی هستند؛ چه وسوسههای فردی و چه جمعی.
وقتی شیطان نمازگزاری را در حین سجده میبیند، به سختی بر میآشوبد و تحمل نمیکند؛ چون خود از درگاه الهی رانده شده است. در حدیثی از امام علی(ع) آمده است: «وقتی که بندهای سجدهکرد، ابلیس(شروع) به داد و فریاد زدن میکند و ای بر من! او اطاعت کرد، ولی من معصیت کردم، او سجده کرد و من از این عمل سر باز زدم.»(1)
در حدیثی از رسول خدا(ص) آمده است: «اِنّالشَّیْطانَ ذِئْبُ الانسانِ کَذِئبِ الْغَنَمِ یَاخُذَ الشاةَ القاصِیَة و الناحِیَةَ فَایَّاکُمْ وَالشِّعابِ وَ عَلَیْکُم بِالْجَماعَةِ وَالْعامَّةِ وَالْمَسْجِدِ»(2).
«شیطان گرگ انسان است، همانند گرگ گوسفندان که همیشه میشهای دورافتاده و کنارهگیر را میگیرد. از اختلافاندازی بپرهیزید بر شما باد حضور در جماعت و مجالس عمومی و مسجد» از این روایت فهمیده میشود فایده نماز جماعت از نماز فرادا بیشتر است. جوانان نیز باید به نکاتی که در حدیث فوق آمده توجه کنند تا این امکان برای آنها میسر شود که از دامهای شیطان در امان باشند.
نماز، زمانیکه برای انسان دادرسی نیست، کمک انسان است. البته نماز دارای تأثیر زیادی میباشد. همچنین نماز، شیطان را از انسان دور و طرد میکند؛ بالأخص در هنگام مرگ. در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است: «و ملَکُالموْتِ یَدْفَعُالشَّیْطانَ عَنْ الْمُحافِظِ عَلَی الصَّلوةِ وَ یُلَقِّنُهُ شَهَادَةَ أنْلاَ اِلهَ اِلاّاللّهُ وَ اَنّ مُحَمَّداً رَسُولُاللّهِ) فی
تِلْکَالحالَةِ الْعَظیمَةِ؛« هنگام مرگ ملکالموت شیطان را از کسی که محافظت به(اوقات) نماز کند دفع میکند و کلمه شهادتین را به او القاء و تلقین میکند.»(1)
نمازگزار بهوسیله نماز شیطان زدایی و شیطان ستیزی میکند. هیچ چیزی مانند نماز بینی شیطان را به خاک نمیمالد. پس نماز بهترین و نیرومندترین سلاح برای سرکوبی شیطان و دور کردن او از یافتن راه نفوذ و تسلطش بر انسان است. اگر ما بر شیطان پیروز نشویم، خوار میشویم و به ذلّت میافتیم.
امام زمان علیهالسلام (عج) در حدیثی میفرماید: «مَااَرْغَمَ اَنْفُالشَیْطانِ بشیئیٍ مِثْلُالصَّلاةِ فَصَلِّها وَ اَرْغِمْ اَنْفَالشَّیْطانِ(2)«هیچ چیز مثل نماز بینی شیطان را به خاک نمیمالد و او را خوار نمیکند. پس نماز بخوان و بینی شیطان را به خاک بمال.»
نماز بازدارنده از بدیها، معراج مؤمن، مایه نزدیکی پرهیزکاران به خدا، پاککننده گناهان، شستشو دهنده جسم و جان، خاموش کننده آتش دوزخ، پایه دین، نردبان رسیدن به اوج کمال و انسانیت، مهمترین نهاد دین، بهترین کارها و معیار سنجش اعمال است. امام صادق(ع) فرمودهاند: «اِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ ما سِواها وَ اِنْ رُدَّتْ رُدَّ ماسِواها «اگر نماز قبول شود بقیه اعمال هم قبول میشود و اگر نماز قبول نشود بقیه اعمال هم پذیرفته نمیشود.»(1)
پس اگر نماز قبول شود، کارهای دیگر نیز پذیرفته میشود و اگر نماز رد شود، کارهای دیگر نیز مردود است. بهوسیله نماز، دعاها مستجاب و نیازها بر آورده میشود. نماز غایت و نهایت کسی است که خدا را یاد کند و خدا نیز او را یاد میکند در روزی که جز خدا کسی یا چیزی نمیتواند به حال انسان مفید و ثمربخش باشد.
نماز همچنین در ارزیابی اعمال اثر فراوانی دارد. انسان خداجو، دائماً در صدد ارزیابی اعمال خویش است و در پی بررسی اینکه آیا فلان عمل که انجام دادهام مورد قبول خداوند بوده یا نبوده است؟ اولین عملی هم که فرد مسلمان با آن سرو کار دارد، نماز است که روزی چندین مرتبه آنرا بهجای آورد. از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود: «اَوَلُ مَا یُحَاسَبُ
1) 1. مجلسی، محمدباقر؛ بحارالانوار، ج 10، ص 394.
بِهِ العَبْدُ عَن الْصَلاَة فاِذا قُبِلَتْ قُبلَ مِنْهُ سَائِرُ عَمَلِهِ و اذا رُدّت علیه رُدَّ عَلَیْهِ سائِرُ عَمَلِه، فَاِذا صَلَّیْتَ فَأقْبِلْ بِقَلْبِکَ اِلَیاللّهِ عَزَّوَجلَّ فَاِنَّهُ لَیْسَ مِنْ عَبدٍ مُؤمِنٍ یُقْبِلُ بِقَلْبِهِ عَلَیاللَّه عَزَّوَجلّ فی صَلاتِهِ وَ دَعائِهِ اِلّا اَقْبَلَاللَّه عَلَیْهِ بِقُلُوبِ الْمُؤْمِنینَ اِلَیْهِ وَ أید مع مودتهم اِیّاهُ بِالْجَنّة»(1)اول چیزی که انسان با آن مورد محاسبه قرار میگیرد نماز است. اگر نماز قبول شد سایر اعمال هم از نمازگزار قبول میشود و اگر رد شد، سایر اعمال نیز مردود است. پس هرگاه نماز میخوانی، با قلب خود متوجه خدای سبحان باش تا دعا و نماز تو قبول شود و خدا با قلوب مؤمنان به تو رو کند.
نماز کوثری است که انسان را تطهیر میکند. اگر ما از نماز این طهارت را در خود احساس نکردیم، باید بپذیریم که نماز مان، نماز واقعی نبوده است.(2)
پس فرد نماز خوان میتواند اعمال خود را با ملاک و میزان نماز، مورد ارزیابی قرار دهد و هر کجا که نیاز به تغییر و اصلاح دارد، نسبت به آن اقدام کند.
باید توجه داشت فرد نمازگزار به آن مقدار که توجه او به خداست از او نماز به آن مقدار پذیرفتنی است. امام باقر(ع) میفرماید: «عَلَیْکَ بِالاِقْبالِ بِصَلاتِک فَاِنّما یُحْسَبُ لَک مِنْها ما اَقْبَلْت عَلَیْهَ»؛« در نماز توجه به خدا داشته باش، زیرا از نماز آن مقدار قبول میشود که تو، به آن توجه داری.»(3)
لذا فرد نمازگزار برای تقویت اخلاص در تمام حرکات و سکنات و
حضور قلب و خشوع در نماز باید دقت ویژه کند تا بتواند نمازی کامل به تمام معنی داشته باشد.
در خصوص حضور قلب در نماز هم، از کلام اولیاء دین چنین استفاده میشود: «حضور قلب یعنی فارغ ساختن دل از همه، برای عملی که به آن مشغول است تا اینکه بداند چه میکند و چه میگوید و تمرکز فکر و اقبال به نماز داشته باشد و اینرا خشوع دل نیز میگویند»(1)
بطور قطع کار نیک بر مبنای خدا پرستی پذیرفتنی است و بندگی خدا با شرط تقوی و ترک گناه قبول میشود. قرآن کریم نیز به این مطلب اشاره دارد و میفرماید: «اِنَّمَا یَتَقَبَّلَاللَّهُ مِنالمُتَّقیِن»؛« خداوند تنها (اعمال) از اهل تقوا قبول میکند.»(2)
همانطور که اگر فرد دزدی کند و مال دیگران را حتی انفاق کند و در راه خیر هم بدهد، از او پذیرفتنی نیست، آنکه حق مردم را بخورد و به نماز بایستد هم، نمازش مردود است. همچنین کسی که نماز را ترک نکند ولی جهاد ننماید یا در حق دیگران ظلم و ستم کند. به همین قیاس، کسی که به دیگری تهمت بزند، غیبت کند، یا چشم ناپاک به نوامیس مسلمین داشته باشد و حتی نماز شب هم بخواند، آن نماز و جهاد و این زیارت و نافله را خداوند از او نمیپذیرد.»(3)
دلیل این نپذیرفتن هم این است که این اعمال، همراه با تقوا نبوده است و انسانی که در پی تقواست، باید توجه داشته باشد که تقوا یک
سری مقدمات دارد که اگر در برنامه نباشند، تقوای او پذیرفتنی نیست. امام صادق میفرماید: «وَالْعَمَلُالخَالِصُالذّی لا تُریدُ اَن یَحْمَدَکَ عَلَیْهِ اَحَدٌ اِلاّ اللَّهُ»(1)«عمل خالص، عملی است که در انجامش، جز از خدا از احدی انتظار و سپاس نداشته باشد.»
آن حضرت همچنین میفرماید: «گاهی پنجاه سال بر انسان میگذرد ولی خداوند یک نماز او را نپذیرفته است.»(2)
جوانان باید به موجبات قبولی اعمال توجه داشته باشند این موجبات از طهارت گرفته تا سلام کردن و... برنامه دارد و هر کدام در جای خودش لازم است.
اگر از طرف فرد معروفی وعدهای به انسان داده شود، انسان تقریباً مطمئن است که به آن عمل میشود. اگر این فرد خدای عزّوجل باشد که به کسی وعدهای بدهد، اطمینان بیشتر میشود. در مورد نماز، خدا با نمازگزاران عهد بسته که پاداش خوبی به آنان میدهد. رسول خدا میفرماید: «قالاللّه عَزَّوَجَلَّ اِنَّ الْعَبْدَ عَلَیَّ عَهْداً اِنْ اَقامَ الصَّلاةَ لِوَقْتِها أَنْ لا اُعَذِّبَهُ وَ اَنْ اَدْخُلَهُ الْجَنَّة بِغَیْرِ حِسابٍ؛ «خداوند عزوجل فرمود «برای بندهام تعهد کردهام اگر نماز را در وقتش به پا دارد(بخواند) کیفرش ندهم و او را بی محاسبه وارد بهشت گردانم؛»امام صادق(ع) نیز میفرماید: «مَنْ قَبِلَ اللَّهُ مِنْهُ صَلاةً واحِدَةً لَمْ یُعَذِّبْهُ؛»(3)
خداوند از هر کس یک نماز را بپذیرد، عذابش نمیکند» چون نماز از
جایگاه خاصی برخوردار است و عملی با فضیلتتر از نماز نیست. روایت دیگری نیز از امام صادق(ع) نقل شده است که میفرمایند: «بهترین عمل در روز قیامت نزد خداوند، نماز است.»(1)
در این دنیا انسان مدام با نیرنگهای عدیده سرو کار دارد و با انواع تخلفهایی که منجر به گناه شده و او را به معصیت وا میدارد، روبهروست. در چنین حالاتی، او در وجود خود نیازمند به بخشودگی و محو این گناهان ودر صددیافتن راهی برای ریزش و بخشش آنان است. اینراه میتواند همان نماز باشد که دلیل بخشودگی است امام علی(ع) در وصیتش درمورد نماز میفرماید: «اِنَّهَالَتَحُتُالذُّنُوبَ حَتَالوَرَقِ وتُطْلِقُها اِطْلاقَالرّبَقِ، وَشَبَّهَهَا رَسولُاللّه(ص) بِالْحَمةِ تَکونُ عَلی بابِالرَّجُلِ فَهُوَ یَغْتَسِلُ مِنْها فِی الْیَوْمِ وَ اللَّیلَةِ خَمْسَ مَرّاتٍ فَما عَسی یَبْقَی عَلیْه مِنْ الدَّرَنِ؛»(2). «نماز، گناهان را فرو میریزد، همچون ریزش برگ از درختان و آنها را از گردن بندگان باز میکند،
همچون بازکردن رسن از گردن چهار پایان. رسول خدا(ص) نماز را به چشمه آب گرمی تشبیه فرمود که جلو در خانه مردم باشد و اگر شبانه روز پنج مرتبه خود را در آن بشویند بر بدن آنها چرک و کثافتی باقی نخواهد ماند.»(3)
بنابراین نماز بدیها را از بین میبرد، گناهان را از صفحه قلب انسان محو میکند و سبب میشود خداوند بزرگ مجازاتها را عفو فرماید. خداوند عزّوجل میفرماید: «وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَیِ النَّهَارِ وَزُلَفاً مِنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ ذلِکَ ذِکْرَی لِلذَّاکِرِینَ؛(1)«در دو طرف روز و اوایل شب نماز را بر پا دار، چرا که حسنات، سیئات(و آثار آنها را) از بین میبرد. این تذکری است برای کسانی که اهل تذکرند.» این خاصیت نماز، برای جوان که در معرض لغزشها و آفات است، جای امیدواری فراوان دارد.
در روایاتی از امیرالمؤمنین علی(ع) آمده است که از اصحاب سؤال فرمودند: «آیا میدانید امیدبخشترین آیه قرآن کدام است؟» هر کدام از اصحاب، آیهای را عنوان کردند. حضرت فرمودند: «امیدبخشترین آیه در کتاب خدا، «وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَیِ النَّهَارِ وَزُلَفاً مِنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ»(2)است.»
نماز، جوان را از گناهان شستشو میدهد و او را از ارتکاب گناه بازمی دارد و به همین علت، نماز یک اهرم قوی و یک محافظ خوب برای جوان است و تذکاری است به او تا از خلاف دوری کند. خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید: «إِنَّ الصَّلاَةَ تَنْهَی عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنکَرِ؛»(3)«نماز را برپا دار، که نماز انسان را از زشتیها و گناه باز میدارد.»
زمانیکه انسان به سبب گناهانی که برای او اندوه و غم به همراه آورده است، خود را از همه جا رانده میبیند و نمیداند چه کند تا از اینحال
رهایی یابد، نماز به او یاری میرساند. امام علی(ع) می فرماید: «ما اَهَمَّنی ذَنْبٌ اُمْهِلْتُ بَعْدَهُ حَتَّی اُصَلِّیَ رَکْعَتَیْنِ وَ
اَسْأَلَاللَّهَ الْعافِیَةَ؛(1)«اندوهگینم نکرد گناهی که در پی آن مهلت یافتم دو رکعت نماز بگزارم و از خدا اصلاح آنرا بخواهم.»
ابن میثم در شرح این جمله چنین مینویسد: «علت اینکه انسان نباید پس از خواندن دو رکعت نماز نسبت به گناهان اندوهگین باشد، این است که نماز پوشاننده گناهان است.»(2)
این رهنمود مولا در نهجالبلاغه، برای ما یک الگوست تا وقتی گناهی از ما سر زد با توسل و نماز، موجبات غفران و پاکی آنرا فراهم آوریم.
گناهان انسان سبب میشود که در روز قیامت، آتشی که به دست خود او روشن شدهاست، برای او عذاب شود. اما میتوان این آتش را در همین دنیا خاموش نمود و با اقامه نماز، اثر آنرا محو کرد. در حدیثی از رسول خدا(ص) روایت شدهاست: «شنیدم منادی حق در اوقات نماز ندا میکند و میگوید: «ای فرزندان آدم! آتشی را که به دست خود افروختهاید خاموش کنید. پس میبینم که برمیخیزند و وضو میگیرند و بعد از آن، گناهان و معاصیشان ساقط میشود و آن هنگام که نماز میخوانند، هرچه زشتیها که در میان دو نماز مرتکب شدهاند، بخشیده میشود؛
اما آنها مجدداً در بین دو نماز آتش میافروزند. همینکه هنگام نماز ظهر فرا میرسد، منادی حق ندا میدهد: ای انسانها بر خیزید و آتشی را
که برای سوزاندن خویش بر افروختهاید خاموش کنید. آنها مجدداً برمیخیزند و وضو میگیرند و نماز بهجا میآورند و آنگاه هرچه که در میان دونماز مرتکب شده بودند بخشوده میشود و هرگاه نماز عصر فرا میرسد نیز چنین است. با فرارسیدن نماز مغرب و اقامه آن نیز معصیتهای قبلاز نماز مغرب آمرزیده می شود و هرگاه وقت نماز عشا میشود با اقامه نماز، گناهان گذشته فرد آمرزیده میشود.
سپس آنها میخوابند درحالیکه آمرزیده شدهاند و چیزی از گناهان بر آنان نیست؛ اما دریغ که بعداز آن، گروهی در راه خیر سیر میکنند و گروهی در راه شر.»(1)
از حدیث فوق میتوان چنین نتیجه گرفت که اگر انسان بخواهد گناه او پاک شود و به قیامت کشیده نشود، با اقامه نماز این مسیر است که هم موجب بخشیدن گناهان میشود و هم موجب فراهم سازی خاموشی آتشی که انسان به دست خود افروخته است. پس نماز نهر روان و چشمه کوثری است که هم آتشها را خاموش میکند و هم نمیگذاردانسان بعدها گرفتار آتش شود.
علاوهبر این، در شرح نهجالبلاغه آمده است: «حتی اگر انسان توفیق خواندن دو رکعت نماز پیدا کند و به آن عمل نماید، موجب کفاره گناهان و از بین بردن اثر آن میگردد؛ چون حسنات، اثر سیئات را محو مینمایند.»(2)
در بسیاری از آیات قرآن، به ثمرات و فواید نماز پرداخته شده است. این امر خود عامل مهمی در تشویق به نماز است. امام علی(ع) میفرماید «با دِرْ بِالطَّاعَةِ تَسْعَد»(1)«به طاعت شتاب (کن) تا سعادتمند شوی.»
اگر انسان در موقع انجام کار، به نتایج، ثمرات و فواید آن آگاهی داشته باشد، با اشتیاق، علاقه و اطمینان بیشتری به انجام آن مبادرت میکند.
عبادت، به زندگی رنگ خدایی دادن است و از روزمرّهگی خارجشدن. نجات از بیهودگی و مفیدشدن است و عبادت واقعی یعنی کل زندگی را رنگ خدادادن و در حقیقت مجموعه دگرگونیهایی که در فکر و عقیده فرد بهمنظور ایجاد نوعی خاص از عمل و رفتار و ضوابط مذهبی ایجاد میشود.(2)
برای جوانان و نوجوانان آگاهی از فواید و ثمرات نماز بسیار مهم است. اینکار نیز باید با زبان قرآن و توجه به آیات شریفه الهی صوت بگیرد تا تأثیر بیشتری داشته باشد.
در صورت توجیه جوانان و ارایه سفارشات لازم در این مورد، آنها میتوانند با شخصیتی کاملاً پرورش یافته و دیندار، قدم به بالاترین جایگاه سعادت نهند و با نماز، سعادتمندی خود را تضمین نمایند.
بهترین وسیله برای پرورش فضایل اخلاقی و تکامل سیر معنوی جوانان، نماز است. نماز، جوان را از جهان محدود و عالم طبیعت، بیرون میبرد و او را به اعلا علیّین آسمانها میرساند. در این فضاست که او بافرشتگان، هم صدا و هم راز میشود. خود را بدون نیاز به واسطهای در برابر خدا میبیند و با او به گفت وگو بر میخیزد. تکرار این عمل درشبانه روز، آنهم با تکیه بر صفات باری تعالی و کمک گرفتن از سورههای مختلف قرآن بعد از حمد که بهترین دعوت کننده در مورد پرورش دادن فضایل اخلاقی است، روح جوان را به تعالی میرساند.
در روایتی از امیرالمؤمنین(ع) آمده است: «الصلوة قُرْبانُ کُلِّ تَقیٍّ»(1)نماز وسیله تقرب هر پرهیزکاری به خداست. نماز جوان را با تربیت بار میآورد و پرورش اخلاقی او را کامل میکند و او را به مقامی میرساند که مستجابالدعوة شود. نماز ریسمان خدا ست و شکی نیست که هر که به پیمان خدا وفا کند، خداوند به عهدی که با او بسته وفا میکند. در قرآن آمده است: «أَوْفُوا بِعَهْدی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ»(2)«وفا کنید به عهد من تا من به عهد شما وفا کنم» نمازگزار جوانی که همه غرایز و تمایلات در وجود او هست، وقتی به نماز میایستد، دل به خدا میبندد و از همه این تمایلات، دل میکند و با روحی پاک بهسوی خدا پرواز میکند. چنین نمازی است که انسان را - به خصوص در سن جوانی به تکامل معنوی میرساند.
یکی از آثار مهم دیگر نمازگزار، دستیابی به مقامات معنوی و کسب فضایل است. این اثر یکی از مهمترین برکات نماز برای جوان است.
دستیابی به مقامات معنوی، خود امری بسیار مهم و اساسی است. یک جوان همانطور که برای تأمین و رفع نیازمندیهای مادی خود تلاش و کوشش میکند، باید برای رفع نیازهای روحی و معنوی خود هم سعی و تلاش نماید. او در اینراه باید تلاش و جدیّت خاصی از خود نشان دهد، زیرا خسارات ناشی از خلأهای معنوی به مراتب بیشتر از خسارت ناشی از کمبودهای مادی است و رسیدن به مقامات و درجات، آثار مهمی در زندگی فرد دارد.
تلاشهایی که انسان برای آسایش خویش و تحصیل و تأمین مسکن و... انجام میدهد بدون توجه به مسایل معنوی، انسان را به سعادت و آرامش دلخواه نمیرساند و همیشه او را در نگرانی نگه میدارد.
جوامع لائیک با وجود همه امکانات مادی و پیشرفته و اوج آسایش مادی، از آسایش فکری و روحی برخوردار نیستند. آنها مدام از بی قراری رنج میبرند و بالأخص جوانان در این جوامع، بی قرارتر هستند. آنچه دانشمندان و جامعهشناسان این جوامع، دائماً خطرناکترین پرتگاه جامعه را تذکر میدهند، فساد اخلاقی ناشی از بیدینی و بیایمانی است. این موضوع آن جوامع را به بنبست کشیده و بهستوه آورده است. وقتی در یک جامعه، جوانان در پرتگاه فساد و بیایمانی قرار گرفتند، نمیتوان به آن جامعه با چشم امید نگریست.
خانوادههایی که روح ایمان و مذهب و اعتقاد به معنویت در آنها جای ندارد با وجود اینکه از جهت مادی بینیاز هستند اما مسایل تربیتی فرزندان و مشکلات اخلاقی و خانوادگی جدی دارند که در موارد بسیاری برای آنها مشکلساز است. درمقابل، خانوادههای با ایمانی که بیبضاعتاند، همواره کانونی گرم و محبّتآمیز دارند؛ زیرا از جذب نیروی ایمان و معنویت، خوشبختی و سعادت حاصل میشود و آنها را از رذایل اخلاقی دور میسازد.
دوران نوجوانی و جوانی، بهترین دوره خودسازی و آماده شدن برای ایفای نقش مفید و مؤثر در جامعه است. قبلاً اشاره شد که جوان میخواهد با ساختن خود در جامعه و خانواده، نقش خود را به دیگران نشان دهد.
قرآن کریم بهترین راه و الگو برای خودسازی را نمازگزاری معرفی نموده، با بیان تأثیرات نماز در سازندگی شخصیت جوانان و بازداشتن آنان از بدیها و ایجاد شوق و علاقه نسبت به نماز میفرماید:
«إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعاً* إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً* وَإِذَا مَسَّهُ الْخَیْرُ مَنُوعاً* إِلَّا الْمُصَلِّینَ»(1)به یقین انسان، حریص و کم طاقت آفریده شده است، هنگامی که بدی به او رسد بی تابی میکند و هنگامی که خوبی به او رسد، مانع دیگران میشود (بخل میورزد) مگر نمازگزاران»، پس نماز بهعنوان یک عامل تأثیر گذار بر شخصیت جوانان، میتواند در خودسازی کمک مؤثری به آنها بنماید.
1) 1. سوره معارج، آیات 19 تا 23، ترجمه آیتاللّه مکارم شیرازی.
نماز روح ایمان و اطاعت از پروردگار را در وجود فرد زنده میسازد و اگر فرد اهل نماز شد، بهترین راه خودسازی برای او فراهم شده است.(1)
نماز نوری است از الطاف الهی که خانهی دل و خانهی دنیا را روشن و منوّر میکند. منزلی که در آن نماز خوانده نشود تاریک و ظلمانی است. چرا که نماز، آثار فراوانی در این باب دارد. رسول خدا میفرماید: «نَوِّروا مَنزِلَکُمْ بِالصَّلاةِ...؛ با خواندن نماز به خانههایتان نورانیت ببخشید.»(2)
نماز، منزل را نورانی میکند و به آن خیر و برکت میبخشد. بالأخص در منزلی که نوجوان و جوان در آن زندگی میکنند، نماز موجب دوست داشتن خداوند میگردد. روایت است که: «اِنَاللَّهَ یُحِبُالشَّابَّ الَّذی یُفْنی شَبابَهُ فی طاعَةِاللَّه»(3)«خداوند جوانی را که عمر خود را در عبادت خدا سپری میکند، دوست دارد.» زندگی جوان در
محیطی که در آن نور نماز و یاد خدا جاری است، او را پرهیز کار و خدا ترس بار میآورد و چراغ عقل و بصیرت او را روشن میسازد.
مولا علی(ع) میفرماید: «هر کس خداوند سبحان را یاد کند، خداوند دل او را زنده کرده، عقل و خردش را روشن میکند.»(4)
در مواقعی که انسان احساس تنهایی میکند، در صدد یافتن پناهگاهی بر میآید که او را حفظ کند. او در اینحال، جز خداوند پناهگاه برای خودش نمییابد و خداوند متعال نیز او را بهوسیله نماز، به صبر و استقامت دعوت مینماید. خداوند میفرماید: «وَ اسْتَعِینُوْا بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَکَبِیرَةٌ إِلَّا عَلَی الْخَاشِعِینَ؛ از صبر و نماز یاری جویید و با استقامت و مهار هوسهای درونی و توجه به پروردگار، نیرو بگیرید و اینکار جز برای خاشعان فروتن گران است.(1)
در آیه دیگر نیز صبر و نماز با هم ذکر شدهاند: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَعِینُوا بِالصَبْرِ وَالصَّلاَةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ(2)«ای افرادی که ایمان آوردهاید! از صبر و استقامت و نماز کمک بگیرید زیرا خداوند با صابران است.» در تفسیر المیزان، علامه طباطبایی از اهمیت نماز و صبر، تصویر تازهای ارایه دادهاند: «جمع نمودن این دو با هم، بهترین وسیله برای کمک و یاری در برابر سختیها و ناراحتیهاست؛ زیرا صبر، انسان را از بیتابی و بیداد و سستی باز میدارد و نماز، انسان را متوجه خدای متعال میکند. پس فراموش میکند سختیهایی را که به او رسیده است.»(3)
در زندگی هر انسانی پیچ و خمها و مشکلات فراوانی وجود دارد که هر آن ممکن است او را به سختی بیندازد. تنها چیزی که میتواند به انسان نیرو بدهد و قدرت او را در مقابله این مشکلات زیاد کند صبر و نماز
است.
برای هر فرد امکان غم و اندوه وجود دارد. ممکن است از دست دادن عزیزی یا مقامی باشد و یا اضطراب و نگرانی حاصل از مشاهده صحنههای تأثرانگیز. در این مسایل، صبر انسان به خصوص جوان کم است و دچار غم و اندوه و اضطراب میشود. در اینحال، نماز میتواند فرد را از مشکل رهایی بخشد و غم و اندوه او را برطرف سازد. در این مواقع و مواقف، خداوند بهترین پناهگاه برای رهایی است. قرآن میفرماید: «لِکَیْلاَ تَأْسَوْا عَلَی مَا فَاتَکُمْ»(1)«تا بر آنچه از دست رفته، افسوس نخوری.»
انسان بهوسیله نماز، به درجهای از معرفت دست مییابد که به خاطر از دست دادن دنیا اندوهگین نمیشود. آن که خدا را مالک خود میداند و به تقدیر او رضایت میدهد در واقع خود را از این مشکلات رهانیده است.
همه عبادات و در رأس آنها نماز، وسیلهای برای دریافت الطاف الهی هستند. حضرت موسی(ع) برای دریافت کتاب آسمانی تورات، چهل شبانه روز در کوه طور به عبادت پرداخت. رسول اکرم(ص) برای دریافت وحی، مدتهای طولانی را در غار حرا به عبادت مشغول بود.(2)
«تمامی اولیای خداوند و عرفا نیز توفیقات خود را مدیون عبادت، بالأخص راز و نیازهای شبانهاند.»(3)در روایتی از حضرت رسول
خدا(ص) منقول است که میفرماید: «هر کس چهل شبانه روز تمام اعمال و عبادت را خالصانه انجام دهد، خداوند چشمههای حکمت را از قلبش بر زبانش جاری میکند.»(1)
وقتی اولیاء و انبیاء از دریافت امداد الهی بهوسیله نماز بهره بردهاند، لازم است جوانان نیز در این زمینه تلاش لازم را بنمایند.
از آنجا که هویّت و ابعاد وجودی انسان در ساختار جامعه، میتواند به شناسایی و رفع نیازهای فرد در جامعه و نیز ارتباط با جوامع بیانجامد، پرداختن به مشکلات و نیازهای مادّی و معنوی جوانان در جامعه و مطالعه و بررسی آثار نماز و عبادات دیگر، بدینمنظور مهم و ضروری بهنظر میرسد.
بدون شک اثر ونقش کلیدی نماز در رفع مشکلات عاطفی، معنوی، مادی و روحی جوانان و در راستای ایجاد یک هویت اصیل برای آنها قابل چشم پوشی نیست. انسان مسلمان با روی آوردن به عبادات بهویژه اجرای فریضه نماز، آنهم بصورت عمیق و کامل و خالص، میتواند به رفع نیازهای فکری، مادی و معنوی خویش پرداخته، خود را از وابستگیها و تعلقات فکری و مسایل دنیوی رها سازد. این رهایی از مشکلات مادی و معنوی نیز میتواند زمینه ساز شکلگیری هویت یک جوان مسلمان باشد و موجب فراهم سازی محیط امن و آرام برای او
1) 1. مجلسی، محمدباقر؛ بحارالانوار، ج 53، ص 1326.
گردد.
ادای نماز به فرد، وجهه اجتماعی و تکریم شخصیت میبخشد و به دنبال آن، شرافت ظاهری او در جامعه حاصل میشود. وقتی نمازگزار در سوره حمد به ستایش خداوند متعال و تحمید او میپردازد و او را مورد ستایش قرار میدهد، خداوند هم او را به این شکل مورد ستایش قرار داده و بی پاداش رها نمیسازد. در نصایح حضرت عیسی(ع) وارد شده است که: «... وهیچ یاور و ناصری بر مشکلات و سختیهای دنیا، بهتر و بالاتر از نماز دائمی نیست...»(1)البته باید این نکته را نیز در نظر داشته باشیم که این امر بهمعنی دست شستن از کارهای دیگر نیست، بلکه هرچیز اثر خاص خود را دارد.
انسان مدام دوست دارد در کارهای خود پیشرفت کند و یکی از دغدغههای او، آسایش زندگی و ازدیاد رزق و روزی خانواده است. برکت در مال هم فراهم نمیشود مگر در سایه نماز. در روایتی از امام صادق(ع) آمده است»: «الصّلاةُ...بَرَکَةٌ فیالرِّزْقِ(2)«نماز باعث برکت در رزق و روزی است.»
اگر انسان بداند از راه نماز چه آسانی میتواند به فراوانی رزق دست پیدا کند، هیچ گاه نماز را رها نمیکند.
در روایت دیگری امام صادق(ع) میفرماید: «کَذِّبَ مَنْ زَعَمَ اَنَّهَ یُصَلّی... وَ هُوَ یَجُوعُ، انَالصَّلاةَ اِلَیْهِ... تَضْمِنُ رِزْقَالنَّهارِ»(3)«اگر کسی بگوید من نماز
شب میخوانم و روز را در گرسنگی به سر میبرم، دروغ گفته است؛ زیرا نماز شب... ضامن روزی روز است.»
البته روایات زیادی در این مورد هست که از ذکر آن در اینجا چشم پوشی میکنیم.
یکی از آثار نماز که حاجت مؤمنین را بر آورده میکند و از قدیم الایّام در سیره انبیاء و اولیاء به چشم میخورد، خواستن حاجت از راه نماز است. در روایات هم داریم که هرگاه حاجتی دارید و یا مشکلی برای شما پیش میآید، برخیزید دو رکعت نماز بخوانید و خواستههای خود را از طریق نماز بیان کنید تا خداوند به این وسیله، شما را کمک نماید. در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است: «اِذا اَرَدْتَ حاجَةً فَصَلِّ رَکْعَتَیْنِ وَ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ سَلْ تُعطه»(1)«هنگام حاجت دو رکعت نماز بخوان و درود بر پیغمبر(ص) و آل او بفرست و حاجت را بخواه که به تو داده میشود.» در بعضی موارد و حاجتها، جز پناه بردن به خداوند متعال چارهای وجود ندارد.
در چنین مواقعی است که انسان با اعتماد کامل دست به درگاه الهی دراز مینماید و با او به راز و نیاز میپردازد. جوانانی هم که با نماز انس دارند و دل را با نورانیت نماز روشن کردهاند، قطعا برای حاجت خود، با نماز به خدا پناه میبرند و برای نیازهای خود، از او کمک میطلبند و میدانند که بر آوردن نیاز آنها بهوسیله نماز امکانپذیر است.
1) 1. فروع کافی، ج 3، ص 479.
«خودداری و نگهداری نفس به اقتضای عقل و شرع را در لغت صبر گفتهاند!»(1)
«مقاییس الّلغة» نیز سه معنی برای صبر ذکر نموده است: «حبس»، «علوه» و «جزئی از سنگ محسوب کردن.»(2)
معنی اصطلاحی صبر هم چندان دور از معنای لغوی آن نیست. مصباحالشریعة، صبر را «شکیبایی» معنی کرده است.(3)و در توضیحات «معراجالسعادة» نیز صبر بهمعنی شکیبایی آمده است؛ یعنی ضدّ جزع و بی تابی. شکیبایی عبارت است از ثبات و آرامش نفس در سختیها و بلاها و مصائب و پایداری و مقاومت در برابر آنها؛ بهطوری که از گشادگی خاطر و شادی و آرامشی که پیش از آن حوادث داشت، بیرون برود و زبان خود را از شکایت و اعضای خود را از حرکات ناهنجار نگاهدارد.(4)
ازجمله مواردی که در اسلام مورد تأکید فراوان واقع شده است «صبر» و پایداری است که در خصوص آن آیات و روایات بسیاری وارد شده و به مناسبتهای مختلف، انسانها به صبر سفارش و توصیه
شدهاند. درباره اهمیت «صبر» همین بس که امام علی(ص) میفرماید: «عَلَیْکُمْ بالصْبرِ؛ فانَالصّبْر مِنْ الإیمانِ کالرّأسِ مِنَ الْجَسَدِ وَ لاخَیْرَ فی جَسَدٍ لارَأْسَ مَعَهُ وَ لافی ایمانٍ لاصَبْرَ مَعَهُ؛»(1)«به صبر و شکیبایی رو کنید که صبر نسبت به ایمان مانند سر نسبت به تن است. نه در تن بیسر، ارزشی هست و نه در ایمان بدون صبر.»
روزی رسول خدا(ص) از جبرئیل سئوال نمودند: «ای جبرائیل! معنی صبر چیست؟» جبرائیل گفت: «این که در سختی صبر میکنی، همانطور که در روزگار آسایش. در هنگام توان گری صبر میکنی، همچنان که در فقر و اینکه در بیماری و گرفتاری صبر میکنی هم چنان که در زمان سلامت و عافیت. انسان صبور از بلایی که به او میرسد، نزد مخلوق زبان به شکوه نمیگشاید.»(2)
پس از بررسی معنای لغوی و اصطلاحی صبر و توضیحاتی که داده شد، در صدد بیان آثار صبر هستیم و این که اصلاً صبر چه کاربردی دارد و در زندگانی انسان و برای جوانان چه راهبردهایی میتواند داشته باشد و یک جوان چه قدمهایی میتواند در اینراه بردارد تا به حد مطلوب برسد؟
یک نکته بسیار حائز اهمیت که میتوان به آن استناد نمود و آنرا از آیه ذیل استفاده کرد، استعانت از نماز و صبر در هدفهای عالی و پیشرفت و کسب موقعیتهایی در زندگی و خدمت به جامعه اسلامی است.
اگر جوانان میخواهند راه موفقیت را در پیش بگیرند، باید اهل نماز و صبر گردند. قرآن میفرماید: «یَا اَیُّها الَّذینَ آمنُوا استَعینُوا بِالصَّبْرِ وَالصّلوةِ اِنَاللَّه مَعَالصَّابِرینَ»(1)«ای افرادی که ایمان آوردهاید! از صبر و نماز کمک بگیرید، خداوند با صابران است.»
در سیره معصومان وارد شده است که ایشان هرگاه با مشکل و ناراحتی برخورد میکردند به نماز میایستادند و از نماز برای رفع مشکل کمک میگرفتند و بلافاصله هم نتیجه میگرفتند.
در دوران جوانی که ایام ساختن شخصیت و یافتن جایگاه مطلوب فردی و اجتماعی است، انسان بیشتر از هر زمان دیگر به پایداری و استقامت در برابر نارساییها و مشکلات نیاز دارد.
از ملزومات این دوره، تداوم و پشتکار در تحمل سختیها و ادامه راه تا رسیدن به موفقیتهای آینده و ثمر دهی تلاش و فعالیتهای دوران جوانی است.
باید به جوان آموخت که هرگز با بروز مشکلات، دچار یأس و ناامیدی نشود بلکه با ارادهای قوی و آگاهی، مشکلات پیش رو را تحمل نماید و آنرا مربّی سخت گیر و پرفایدهای بداند که او را آماده مقابله با مشکلات و سختیها مینماید.
بسیاری از علمای اخلاق، برای «صبر» سه شاخه ذکر کردهاند: صبر بر طاعت، صبر بر محبت، صبر بر مصیبت.(2)
همچنین بزرگان اخلاق نظیر حضرت آیتاللَّه مشکینی، برای صبر چنین توضیح نمودهاند:
«صبر ملکه و نیروی استحکام نفس است که مایه عدم انفعال در برابر ناملایمات و تسلیم نشدن در برابر هوای نفس است. بر اثر همین نیروی صبر است که انسان در برابر مصیبتها، آرامش خود را حفظ میکند و در برابر وظایف دینی به اطاعت واداشته میشود. برایناساس پارهای از صفات ارزشی زیرمجموعه صبر واقع میشود؛ صفاتی مانند شجاعت، رازداری، تقوا، و سخاوت.»(1)
پس، از معنی صبر چنین برداشت میشود که آنچه مطلوب عقل و شرع است، صبر فعال و تحرک آفرین است. زیرا در آن، دو عنصر عقل و شرع همزمان وجود دارد.
جوانی، دوران بی قراری و بیصبری و تحولات فکری و عقیدتی است. وجود این دوره در تکامل شخصیت جوانان لازم است. استقامت و صبر برای جوانان در این دوره مهم است و نیز رفتن و پذیرفتن راههایی که میتواند برای آنها این صبر و استقامت را به ارمغان بیاورد.
تحمل و استقامت در برابر مشکلات و ایستادگی در برابر آنها در دوران جوانی، تأمین کننده آسایش آینده و تعیین کننده سعادت پاینده برای جوان است.
جوانانی که توان مقابله با مشکلات را ندارند و صبر و استقامت از خودنشان نمیدهند نمیتوانند آینده موفقیت آمیزی داشته باشند.
1) 1. مشکینی، علی؛ دروس فیالاخلاق، ص 97.
اصولاً رشد و بالندگی بر پایه صبر و استقامت استوار است و هیچ استقامتی منجر به شکست نمیشود. اینرا تأکید میکنیم که هر استقامت و ایستادگی در برابر سختیها وجهی از خوشبختی را به دنبال دارد. قرآن کریم نیز مؤید این مطلب است: «فَإِنَّ مَعَالعُسْرِ یُسْراً إِنَّ مَعَالعُسْرِ یُسْراً»(1)«به یقین با هر سختی آسانی است (آری) مسلماً با هر سختی آسانی است.»
بهدلیل اهمیت فراوان صبر در زندگی است که خداوند رسول خود را به صبر فرا میخواند و بهدلیل اهمیت بیشتر صبر و استقامت در جوانی است که ائمه دینی پیوسته فرزندان خود را به صبر و پایداری دعوت مینمودهاند. بهطور کلی یکی از خصلتهای مهم پیشوایان دینی که میبایست اسوه زندگانی ما باشد، خصلت صبر و استقامت آنهاست.
امام رضا(ع) دراینباره میفرماید: «لا یَکُونُالمؤمِنُ مؤمناً حَتیَ یکُونَ فیهِ ثلاثُ خصَّالٍ... و سنةُ ولیّه... و امَا لسُنَةُ من ولیّهِ فالصبرُ فیالبأساء و الضَرّاءِ»؛ «هیچ مؤمنی مؤمن واقعی نمیشود مگر اینکه سه خصوصیت اخلاقی از سه کس بیاموزد تا ایمانش کامل گردد... از امامان صبر و استقامت در سختیها.(2)
جوان میخواهد همچون بسیاری از بزرگترها به کمال برسد و رشد کند و بالنده گردد و به شغل و علم و زندگی خوب برسد. تصور او این است که رسیدن به این هدف میسر است،اما وقتی این هدف محقق نمیشود، آرزوها فرو میریزد و جوان، سر خورده و ناامید میگردد.
قرآن در این موقعیت، دو راه مناسب پیش پای او میگذارد: یکی صبر و شکیبایی و دیگری نماز. نماز انسان را در رسیدن به هدفها یاری
میکند. قرآن کریم میفرماید: «ای افرادی که ایمان آوردهاید! از صبر و استقامت و نماز کمک بگیرید؛ زیرا خداوند با صابران است.»(1)
برایناساس، نوجوانان و جوانان در مسیر رسیدن به کمال در زندگی خویش بر مبنای افق ذهنی خود که برای خویش ساختهاند، گاهی خود را تنهای تنها مییابند و در این حالت است که با نماز و اُنس با پروردگار، روح خود را دارای پشتیبان و همراه، میبینند.
امام علی(ع) در مورد راهیابی به سعادت چنین سفارش میفرماید: «بادِرْ بِالطّاعَةِ تَسَْعدْ(2)به طاعت بشتاب تا سعادتمند شوی.»
پس با این تفاصیل صبر بر سختیها و مصائب به خصوص در دوران جوانی، برای رسیدن به کمال بسیار مهم است و ضرورت جدی دارد.
مسئولیت والدین در آموزش و وادار کردن فرزندان به نماز، نقش بسیار جدی در گرایش جوانان به نماز دارد. این آموزش و تأکید را باید از همان اوایل کودکی آغاز نمود تا به مرور زمان، عادت به نماز و عبادات دیگر در آنان پیدا شود. گرچه نماز، به هنگام بلوغ بر انسان واجب میشود ولی باید قبلاز آن آموزشهای لازم را در این زمینه دیده باشد و تمرینات اولیه را انجام داده باشد تا وقتی به سن تکلیف رسید، دیگر نماز برای او سخت و دشوار نباشد.
یکی از اصحاب امام صادق(ع) به نام «معاویه بن وهب» از امام پرسید:
«در چه سنی فرزند را وادار به نماز کنیم» فرمودند: «در سن 6 الی 7 سالگی»(1).
از این فرمایش امام فهمیده میشود که مسئولیت خطیر والدین در آموزش نماز فرزندان و همچنین در مورد زمان آموزش نماز، از همان دوران کودکی آغاز شود.
در احادیث و آیات قرآن نیز مسایلی در ارتباط با نماز در خانواده و دعوت اعضای خانواده به نماز و استمرار این امر دیده میشود که همگی بیانگر مسئولیت والدین در فراهم سازی زمینههای جذب و گرایش جوانان به نماز است.
در سوره مریم نماز اینچنین مورد سفارش قرار گرفته است:
«وَ کانَ یَأْمُرُ اَهْلَهُ بِالصَّلوةِ... وَ کانَ عَنْدَ رَبِّهِ مَرْضّیاً» «و خاندان خود را به نماز.... فرمان میداد و همواره نزد پروردگارش پسندیده رفتار بود.»(2)
در سوره مریم، خداوند به شرح حال انبیای گذشته و فضایل و صفات ارزندهای که داشتهاند پرداخته است نظر این آیه که به یکی از خصوصیات بارز حضرت اسماعیل اشاره دارد و فرمان و سفارش خاندان خود به نماز است و مراد از اهل خانوادهاش، فرزندان و خویشانش میباشند.(3).
ازجمله «کان یأمر» نیز استنباط میشود که حضرت اسماعیل در فرمان دادن خانوادهاش به نماز استمرار داشته است.
این روش یک روش اساسی در تشویق و ترغیب فرزندان (شامل
کودکان، نوجوانان و جوانان) به نماز است که خداوند در قرآن بهعنوان یک رفتار پسندیده برای حضرت اسماعیل(ع) نقل میفرماید و میتواند برای همه پدران و مادران الگو و سرمشق باشد.
با توجه به مباحثی که در گذشته به آنها اشاره کردیم و مباحث آینده و نیز خصوصیات نوجوانان و جوانان به لحاظ شرایط سنی و غیره در مییابیم که جوانان از برخی امور مهم دچار غفلت میشوند و اگر یادآوری مستمر و پیوسته برای آنها نباشد و با روش و اسلوب صحیح موضوع، پی گرفته نشود، مسلماً نتیجه مطلوب گرفته نخواهد شد.
ازجمله «وکان عند ربّه مرضیاً»؛ استفاده میشود که این توجه دادن به نماز، با روش پسندیده و مناسب روحیه آنان انجام میشده است؛ نه آنطور که برخی والدین با روشهای غلط و تذکرات ناپسند و با عصبانیت و توهین و تحقیر انجام میدهند. در نتیجهگیری از این آیه به این نکات میرسیم:
2. روش صحیح و الگوی آنان در این مورد باید قرآن باشد.
3. سفارشات و تأکیدات باید همراه با احترام و محبت و دلسوزی خوشایند برای نوجوانان و جوانان باشد. در این زمینه توجه به مسایل زیر مهم است:
الف. از مسایل بسیار مهم امروز، ایجاد احساس خوشایند و دلپذیری در برنامههای دینی است. دانشمندان علم تربیت و روانشناسان بر این باورند که برای تقویت گرایش نوجوانان و جوانان به مسایل دینی و مذهبی ازجمله نماز، یکی از بهترین راهها، ایجاد همین احساس است که امر مورد توصیه، امری خوشایند است.
«کودکان و نوجوانان در یادگیری و کسب عادت مطلوب، بیش از آن که متأثر از زبان منطق و استدلال باشند وجودشان مملو از عواطف و احساسات بوده و مستعد پذیرش از طریق زبان مهر و محبتند؛ با ایجاد این احساس، یادگیری رفتارهای مطلوب و پیدایش انگیزههای همانندسازی و اتصاف به صفات و الگوهای دلخواه فراهم میگردد».(1)
پس ایجاد انگیزه در جوانان و نوجوانان، باید از همان دوران کودکی آغاز شود؛ آنهم با کلمات محبتآمیز. بارزترین سبک آنهم در قرآن کریم و از زبان لقمان حکیم به فرزندش آمده است که میفرماید:
«یَا بُنَیَّ! أَقِمِالصَلَوةَ»؛ «پسرم! نماز را برپا دار.(2)»
در این آیه، لقمان حکیم صریحاً فرزندش را سفارش به نماز نموده است و نکته حائز اهمیت در این آیه به کار بردن (یا بنی) است که حکایت از محبت و مهربانی و دلسوزی دارد که این بهترین روش و مؤثرترین راه برای تأثیر نصیحت و پند و جذب نوجوانان و جوانان به رفتارهای پسندیده است.
«به کار بردن «یابنی» به صورت اسم تصغیر در اینجا، برای دلسوزی و محبت است نه برای تحقیر و کوچک شمردن»(3).
پس نتیجه میگیریم که با توجه به لحن آیه، سفارش و نصیحت به فرزندان اگر همراه با محبت و مهربانی و دلسوزی باشد، پذیرش بهتر و همراه اطاعت خواهد بود؛ اما اگر با سرزنش یا تحکیم و زور همراه باشد،
نوجوانان و جوانان را به جبههگیری و مقاومت واخواهد داشت و نتیجه مطلوب حاصل نخواهد شد.
ب. استمرار بر نماز: مسئله مهم در مورد نماز، تنها جذب و گرایش نیست بلکه ادامه و استمرار بر آن نیز یکی از رکنهای اصلی است. در قرآن، خداوند به پیامبر(ص) امر میفرماید: «وَأمُرْ اَهْلَکَ بِالصَّلوةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَیْها(1)»؛ «ای پیامبر! خانواده خود را به نماز فرمان ده و بر انجام آن شکیبا باش.»
در تفسیر این آیه و زمان نزول آن بین مفسرین بزرگ قرآن اختلاف نظر است. برخی از آنان من جمله صاحب مجمعالبیان روایت ذیل را در تفسیر آن آوردهاند:
ابوسعید خضری روایت کرده: «وقتی این آیه نازل شد، رسول خدا (ص) به مدت نه ماه هنگام هر نماز میآمد به خانه علی(ع) و فاطمه (س) و میفرمود: «الصلوة (نماز)؛ خدا شما را رحمت کند» و آیه شریفه تطهیر را میخواند».(2)
این روایت دلالت بر این مطلب دارد که پیامبر(ص) خانواده خود را به نماز دعوت نموده و در اینکار دقت و توجه جدی داشته تا استمرار این امر، مورد تاکید قرار گیرد؛ چرا که نماز بدون استمرار، عبادتی است که اثر چندانی بر آن مترتب نیست.
#### گفتار دوم: نقش والدین در زمینهسازی برای تربیت
در این گفتار، در صددیم روشهای تربیتی مناسب فرزندان را در پرتو سیره تربیتی معصومین(ع) در تربیت فرزند بیان نماییم؛ چرا که سیره آن بزرگواران، بهترین و برترین روش تربیت است.
در همه تحولاتی که در جوامع به وجود میآید، تعلیم و تربیت از عوامل اصلی و مهم انتقال سرمایه فکری و ارزشهای والای انسانی و خصلتهای نیک از نسلی به نسل دیگر است.
میراث تمدن و فرهنگ، در طول تاریخ توسط تعلیم و تربیت از پدران و مادران و مربیان جامعه به فرزندان منتقل شده و این سلسله همچنان در حرکت و تطور است. در این نکته نیز تردیدی نیست که تعلیم و تربیت، عامل اصلی سازندگی انسانها و اجتماع انسانی است.
از تعریف دین در مباحث گذشته فهمیدیم که وجود دین، بازدارنده انسانها از بدیها و انحرافات اخلاقی و نفسانی در زمینههای فردی و اجتماعی است.
اگر اصل وجود انسانی به تربیت دینی آموخته شود، میتواند شکوفا شود و استعدادهای بالقوه آدمی را در جهت رستگاری به ظهور برساند.
تربیت دینی، غرایز و نیازهای آدمی را در جهت هدایت الهی منطبق با فطرت، ارضا میکند.
حضرت امام خمینی(ره) در این زمینه میفرمایند:«باید توجه داشته باشید که این بچهها که پیش شما (والدین و مربیان) تربیت میشوند، تربیت دینی شوند؛ تربیت اخلاقی بشوند. اگر یک بچه متدین را شما
تحویل جامعه بدهید، یک وقت میبینید که همین یک بچه متدین متعهد، یک جامعهای را اصلاح میکند».(1)
پس تربیت دینی، استوار کردن دین و تعالیم الهی در نفس انسان و اجتماع است و اگر دین در نفس انسان پایگاه استواری بیابد، او را به حد اعتدال میرساند و حرکت او را بهسوی کمال تسهیل میکند.
برایناساس، در تربیت دینی مساعد نمودن زمینه برای رشد فکری، عاطفی و انفعالی انسان، او را برای دنیا و آخرت آماده میکند و بههمیندلیل گفته میشود که تربیت دینی با تمدن همگامی دارد.
تربیت دینی، به عقل جایگاه خاص میبخشد و فرهنگ را غنی میسازد. اگر نگاهی به تاریخ سیر تمدنها و فرهنگها بیاندازیم در مییابیم که همه آنها از سرچشمه دین
سیراب شدهاند و توانستهاند مسیر رشد و کمال خود را طی کنند. هرگاه نیز که تمدنها و فرهنگها خود را از وحی دور نگه داشتهاند، انسانها را به سراشیبی سقوط، فلاکت، نابودی و هلاکت کشانیدهاند.
در این گفتار به نکاتی پیرامون آشنایی با شرایط، زمینهها و عوامل مؤثر در تربیت از دیدگاه متون دینی میپردازیم و در واقع، با بیان نکاتی که از متن دستورات و آئین اسلام برداشت شده، زمینههای مناسب تربیت دینی را داشتن پیشینهای سالم سرشت و فطرت پاک و مستعد و آماده میدانیم و اهداف تربیتی را بیان مینماییم.
باید بر این نکته تاکید کنیم که اسلام در واقع با سفارشهای خود، خواسته است همه زمینههای لازم برای رسیدن به سعادت و کمال را در انسان مسلمان فراهم آورد.
1) 1. موسوی خمینی، روحاللَّه؛ صحیفه نور، ج7، ص 76.
روانشناسان و عالمان تعلیم و تربیت، دو عامل را در رشد و تربیت مؤثر میدانند:
1- وراثت 2- محیط.
وراثت: مجموعه خصوصیات ژنتیکی است که از آغاز تولد همراه انسان و در نهاد و سرشت انسان هست و از طریق پدر و مادر به او منتقل شده است. در فصل اول بهطور کامل در این زمینه توضیح داده ایم.
محیط: محیط رشد انسان دوجاست: «محیط در دوره جنینی» و «محیط بعد از تولد» که شامل خانواده و جامعه است. در مورد محیط نیز تعریف لازم در فصل اول داده شده است.
از دیدگاه اسلام و بر اساس برداشت از آیات و روایات و دستورات و احکام اسلام، همه موارد فوق مورد تأیید و توجه و دقت کافی قرار گرفته است. مسائلی را که در تربیت و هدایت انسان نقش دارند میتوان به صورت خلاصه در موارد ذیل بیان نمود:
1- اخلاق، روحیات و عملکرد و رفتارهای والدین در دورههای قبلاز ازدواج (کودکی، نوجوانی و جوانی) تأثیر بسیاری در فرزندان آنها دارد. همانطور که ظاهر و قیافه آنها چنین اثری دارد.
«از دیدگاه روانشناسی، این ویژگیها را «ویژگی پرژنی» مینامند که فقط شامل بخشی از وضعیت ظاهر فرد میشود.»(1).
نکاتی که در مورد خصوصیات و صفات همسر خوب و شایسته در روایات و اخبار مطرح گردیده نیز مؤید این مطلب است که به اهم آنها در ادامه اشاره خواهیم کرد.
1) 1. روانشناسی رشد با نگرش منابع اسلامی، ج 1، ص 350.
###### 1. صفات همسر مطلوب
بر اساس جمع بندی مجموع روایات، هنگام ازدواج هر دختری، والدین او وظیفه دارند ببینند با چگونه مردی و دارای چه خصوصیاتی قرار است پیوند ازدواج برقرار نماید. پیامبر خدا(ص) فرمود:«ازدواج بندگی است؛ پس باید هر کدام از شما دقت داشته باشید که کریمی خود را کجا قرار میدهد».(173)
مهمترین صفات و خصوصیاتی که باید توسط والدین برای همسر آینده فرزندشان بررسی شود به شرح زیر است.
1- ایمان و تقوا
2- اخلاق نیک
3- توانایی اداره خانواده و رعایت حق همسر
4- اصالت خانوادگی
در میان تمام شرایط ازدواج «هم کفو بودن» و «ایمان» مهمترین شرایط هستند؛ البته در این مورد امام باقر(ع) فرمودند: «مؤمنان کفو و همشأن یکدیگرند و برایناساس از دواج مؤمن با مؤمن که از سر ایمان باشد، رعایت هردو شرط را نموده است.»(174)
در بیان دیگری، امام صادق(ع) در مورد کفو چنین فرمود:«کفو در ازدواج، خصوصیت مردی است که پاکدامن و قادر بر نفقه باشد»
رسول خدا(ص) نیز در این مورد فرمودند:«بهترین مردان شما آن کس است که پرهیزکار، پاکدل، دست و دل باز، پدر و مادر دار و خوش رفتار با
پدر و مادر باشد و عیالش را محتاج دیگری نکند».(1)
پس اگر کسی با این اوصاف، قصد ازدواج با دختری را داشت باید والدین دختر بپذیرند؛ چون در تربیت فرزندان، همه این اوصاف از جهت وراثت قابل انتقال است.
1. ستمگری 2.فسق 3. شراب خوری 4. بیدینی 5. بداخلاقی.
آیا با کسی که این اوصاف در او هست وصلت صحیح است؟ پیامبر خدا(ص) فرمود:«هرگاه کسی دختر خود را به همسری ستمگر «ولو در حق همسر و فرزندان خوب باشد - یا فاسقی یا بیدینی یا شارب خمری درآورد، به دین خود خیانت کرده و مورد خشم خدا قرار گرفته است و قطع رحم نموده است».(2)
رسول خدا در مورد بدترین مردان چنین میفرماید:
«بدترین مردان شما کسی است که به بی گناهان تهمت میزند، بخیل و بدزبان است، سر سفره تنها مینشیند، خیرش به کسی نمیرسد، همسر، و غلامش را میزند، خانواده خود را محتاج به دیگران میکند و پدر و مادر را میآزارد»(3).
از فردی با این صفات ناشایست باید دوری جست و از تزویج دختر به وی خود داری کرد.
درباره صفات زن خوب نیز روایات زیادی داریم. دراینباره مرحوم ملامحسن فیض کاشانی در کتاب محجةالبیضاء صفات زیادی را برای زنان از مجموعه روایات و اخبار جمع آوری نموده است که خلاصهای از آنرا در اینجا مطرح میکنیم:
1- دینداری، 2- اخلاق خوب 3- جمال و زیبایی 4- اصالت خانوادگی 5- مهربان و ودود 6- ولود (نازا نبودن).
دراینباره رسول خدا(ص) فرمود:«بهترین زنان، زنانیاند که پاکدامن و عفیف، خوشاخلاق و مطیع همسر باشد».(1)
باز در محجةالبیضاء در مورد اصالت خانوادگی زن نکته بسیار ظریفی آمده است: «یکی از صفات زن این است که اصالت خانوادگی داشته باشد، یعنی از خانواده خوب و نیکی باشند؛ زیرا چنین خانوادهای دخترانش را خوب و با ادب تربیت مینماید»(2)
پس چنین زنی میتواند فرزندان خوب و پاک را پرورش دهد و تربیت نماید.
در روایتی از امام صادق(ع) آن حضرت در مورد اینکه با چه کسی باید ازدواج کرد و آنها را شریک خود قرار داد، به یکی از اصحاب خود به نام ابراهیم کرخی چنین فرمود:
«ببین نزد چه کسی خود را قرار میدهی و چه کسی را در مالت شریک میگردانی و بردینت آگاه مینمایی و از سرت مطلع میسازی! و اگر ناچاری که ازدواج کنی، دختری را برگزین که به نیکی و خوش اخلاقی
شهرت داشته باشد.»(1)
چنین زنانی موجب خوشبختی مردان میشوند و هم همسر خوب و شایسته و هم مادر خوب و مربی لایقی برای فرزندان هستند. سعادت همسر و فرزندان در دنیا و آخرت بدون شک به داشتن مادر و همسر شایسته بستگی دارد.
1- بیدینی یا ضعف عقیدتی
2- بدخلق، نامهربانی وفساد و ناپاکی
4- زشت بودن و عقیم و نازا بودن
6- غیر مطیع و نافرمان بودن
باید از ازدواج با چنین زنانی دوری جست؛ چرا که پیامبر اکرم(ص) فرمود: «آیا خبر دهم شما را از بدترین زنانتان؟
«آنها کسانی هستند که در خانواده خود، خوارند ولی نزد شوهر خود عزیز؛ عقیم و نازا و کینه ورزند و از هیچ کار زشتی فرو گذار نیستند. در غیاب شوهر، زیبائیهایشان را آشکار میکنند و در حضور شوهر، خود را حفظ میکنند. به حرف شوهر گوش نمیدهند و از او فرمانداری و اطاعت ندارند و در خلوت از همبستر شدن شوهر ممانعت میکنند. آنها هیچوقت عذری را از شوهر نمیپذیرند و هیچ گناهی را از او نمیبخشند.»(2)
آنچه میتوان از این نکات نتیجه گرفت این است که تأکید پیامبر
خدا(ص) و ائمه(ع) بر احراز این شرایط قبلاز انتخاب همسر است و مسلم است که وجود این صفات و خصوصیات اخلاقی در فرد، نقش بسیار اساسی در تحکیم و ضعیف یا قوی بودن بنیاد خانواده و داشتن فرزندانی سالم و دارای زمینههای تربیت خوب یا بد دارد.
اگر از هر طالب ازدواجی بپرسیم که هدفش از ازدواج چیست؟ جواب میگوید: «خوشبختی و داشتن فرزند صالح و نیکوکار» و گرچه خوشبختی یک امر نسبی است و هر کس ممکن است خوشبختی خود را در مورد خاصی ببیند اما در فرهنگ جامعه ما (مسلمانان) که متأثر از فرهنگ غنی اسلام است، خوشبختی در جلب رضای خدا و داشتن رفتاری متعادل و مطلوب بر اساس موازین دینی و شرعی و برخورداری از امکانات مناسب برای چنین زندگانی است.
پس ملاحظه میشود که این برنامهها و دستورات اسلام در مراحل مختلف ازدواج، متضمن سعادت و خوشبختی و داشتن فرزندانی صالح و نیکوکار و تربیت صحیح دینی و اخلاقی آنان است.
برای تکمیل بحث، اکنون به برخی از آیینها و برنامههای ارزشمند دین اسلام در هنگام ازدواج به صورت خلاصه اشاره میکنیم.
در آیین اسلام و از سنتهای موکد این است که هرکس قصد ازدواج کرد، برای خواستگاری دو رکعت نماز بخواند. از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمودند:
«هرگاه کسی اراده خواستگاری نماید، دو رکعت نماز بگذارد و حمد الهی را بگوید و این دعا را بخواند: بار خدایا من تصمیم به ازدواج دارم پس مقدّر کن برای من از میان زنان، آن کسی را که پاک دامنتر
و حافظ خود و مال من و باعث رزق بیشتر و برکت زیادتر است.
و مقدّر کن برای من فرزندی پاک که خلف صالحی برای من در زندگی و پس از مرگم باشد».(1)
از این موضوع بهخوبی فهمیده میشود که در اسلام هدف از ازدواج، جز زندگی سعادتمندانه و همراه با صفا و صمیمیّت و داشتن فرزندانی با تربیت پاک و صالح نیست.
###### 2. نماز و دعا هنگام شب عروسی
از جهت تربیتی حائز اهمیت است که در شب عروسی، داماد در فکر نماز خواندن باشد و از خدا بخواهد فرزندان صالح به او عطا نماید. روایتی از امام باقر(ع) که چنین فرمود:
«چون عروس را نزد تو بیاورند بگو که پیش از آن وضو بسازد و تو نیز وضو بساز و دو رکعت نماز بخوان. پس از حمد الهی صلوات بر محمد و آل محمد بفرست بعد از آن دعا کن و امر کن زنهایی که همراه عروس آمدهاند آمین بگویند و این دعا را بخوانید:
بار خدایا روزی فرما به من انس گرفتن به او را و دوستیاش و رضایت خاطرش را و مرا به او راضی گردان».
برای شب عروسی دعای زیر نیز با همان توضیحات قبلی از امام باقر(ع) نقل گردیده است: (اَللَّهُمَّ بِاِمانَتِکَ اَخَذْتُها وَ بِکَلِماتِکَ اسْتَحْلَلْتُها فَاِنْ قَضَیْت لی مِنْها وَلَداً فَاجْعَلْها مُبارَکاً، تَقَّیاً، مِنْ شِیعَةِ آلِ مُحَمَّدٍ وَ لا تَجْعَلْ لِلشَّیْطانِ فیهِ شَرِیکاً وَ لانَصیباً؛ بار خدایا این امانتی است که دریافت کردم و به واسطه تو بر من حلال گردید. اگر فرزندی از او قرار دادهای، آن فرزند
1) 1. مجلسی، محمدباقر؛ حلیةالمتقین، ص 124.
را مبارک و پرهیزکار از شیعیان آل محمد(ص) قرار بده و قرار مده برای شیطان در او بخشی و شراکتی.(1)
والدین وقتی قصد و اراده فرزنددار شدن را پیدا کردند، باید آداب خاصی را بهجا آورند که در اسلام به آن سفارش شده است. این نکات که اهمیت تربیتی فراوانی دارد، نقش بهسزایی در سرنوشت فرد دارد. ما در اینجا به صورت خلاصه به برخی از این موارد اشاره مینماییم.
در مورد زمان مناسب آمیزش، سفارش شده که ماه در عقرب نباشد، ماه در محاق نباشد، شب اول و آخر ماه و شب چهارشنبه نباشد؛ در هنگام طلوع و غروب نباشد و هنگام خسوف و کسوف هم نباشد.
نیز توصیه شده که اگر شب سه شنبه و یا روز جمعه باشد، خوب است و فرزند از فلان روحیه خوب و فلان صفات شایسته برخوردار میگردد.
1- هم بستر شدن نباید در مکان شلوغ و در مقابل شعاع خورشید باشد؛ چنانکه نباید در حضور کودکان و حتی طفل خردسال نیز باشد.
2. مادر در حال استحاضه و... نباشد و هیچکدام از پدر و مادر، در حال مستی از مسکرات و... و در پریشانی و اضطراب نباشند.
1) 1. حرّ عاملی، حسن؛ وسائلالشیعه، ج 14، ص 76 الی 82؛ قمی، شیخ عباس؛ مفاتیحالجنان، ص 1142.
3. لوازم بهداشتی و نکات بهداشتی مثل استفاده نکردن والدین از دستمال مشترک نیز سفارش مؤکد شده و استفاده از غذای پاک و طاهر و حلال قبلاز آن نیز توصیه شده است.
4. توصیه شده که آمیزش با طهارت و وضو باشد و بسماللَّه بگویند و از شر شیطان به خدا پناه ببرند.(1)
از مولا امیرالمومنین(ع) نقل است که میفرماید: «اللَّهُمَّ جَنِّبْنیالشَّیْطانَ وَ جَنِّبْالشَّیْطانَ ما رَزَقْنی؛(2)بار خدایا! شیطان را از من دور گردان و دور گردان
شیطان را از فرزندی که به من عطا میکنی تا اگر فرزندی به وجود آید، شیطان هرگز به او ضرر نرساند.»
از امام باقر(ع) نیز دعای خاص ذکر شده که میفرماید: «اَللُّهُمَّ ارْزُقْنی وَلَداً وَ اجْعَلْهُ تَقَّیاً لَیْسَ فی خَلْقِهِ زِیادَةً و لا نُقصاناً وَ اجْعَلْهُ عاقِبَتَه اِلی خَیْرٍ؛(3).
«بار خدایا! روزی فرما بر من فرزندی و او را پرهیزگار قرار ده که در خلقت او هیچ زیادی و نقصانی نباشد و عاقبتش را خیر قرار ده».
بسیاری از آدابی که بیان شد، سفارشهای پیامبر اکرم(ص) در شب ازدواج حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) است که در منابع معتبر ازجمله حلیةالمتقین نقل گردیده است. رعایت کلیه این آداب و توجه خاص به مسایل مذکور، تأثیر و نقش سرنوشت ساز و بهسزایی در فضائل و خصوصیات فرزندان دارد. اسلام نیز بر این مبنا و برای اینکه فرزندان سالم و مستعدی داشته باشیم که ایمان و تقوا در ذات آنها و سرشت آنان
نهادینه گشته باشد، ما را به این امور و آیین و آداب سفارش نموده است.
همچنین در اسلام آمده است که رعایت نکردن برخی آداب یا رعایت آنها چه اندازه در خصوصیات فرزند اثر دارد.
عدم رعایت برخی از موارد قبلاز تولد فرزند باعث میشود فرزند، مجنون، ناقصالخلقه، کم هوش (عقب افتاده ذهنی)، کوردل، بخیل و مانند آن شود.(1)گرچه این موارد در میان غیرمسلمین بیشتر مشاهده میشود.
رعایت برخی سنن و آداب سبب میشود که فرزند، دارای صفات پسندیده و خوب شود. مواردی مثل: «خوشبو کردن دهان، دل رحم بودن، جوانمرد بودن، دوری از غیبت و بهتان».(2)
دوری از هر نوع گناه و معصیت، تناول غذای حلال و کمک به مستمندان، داشتن مراسم سالم و به دور از گناه در شب عروسی و نظیر آن مورد تأکید جدی رسول خدا(ص) و ائمه اطهار(ع) و از سنتها و روشهای آنان محسوب میشود.
رسول خدا(ص) تمام این موارد را در شب عروسی فاطمه زهرا(س) رعایت نموده که بیان آن در این موضوع نمیگنجد.
دوران حمل و بارداری، دوران حیات جنینی و حساسترین و مهمترین دوران برای تربیت فرزند به حساب میآید.
از دیدگاه دین مبین اسلام، این دوره از اهمیت ویژهای برخوردار است و روایات، آداب و سنن زیادی برای آن نقل شده است.
همه رفتارهای والدین در این دوره، خصوصاً مادر در سلامت جنین مؤثر است و نقش اساسی دارد؛ حتی غذاهایی که مادر میخورد، به نوعی در فرزند تأثیر دارد. به این موضوع بالأخص در کتب تربیتی و روانشناسی پرداخته شده و ما نیز برای توجه بیشتر به اهمیت این دوره، یک روایت از رسول خدا(ص) نقل مینماییم. پیامبر میفرماید: «السَّعیدُ سَعیدٌ فی بَطْنِ اُمَّهِ وَالشَّقیُ شَقیٌّ فی بَطْنِ اُمِّهِ؛(1)«سعادتمند، سعادتمند است
از شکم مادر و بدبخت، بدبخت است از شکم مادر.»
در «روضةالمتقین» آداب و سفارشهای لازم برای دوره بارداری نقل شده است. بر اساس اخبار و روایات معصومین (علیهمالسلام)، در این دوره، مادر باید موارد ذیل را مورد توجه قرار دهد: «زندگی در محیطی آرام باشد، سلامت جسمی او تضمین شود، کار زیاد نکند، از حرام بپرهیزد، از هوس بازی روگردان باشد، غذایش پاک و سالم باشد، به هر مجلسی رفتوآمد نکند، از هر غذایی نخورد، حتی در فکر کردن نیز
روحیات و روان خود را از خطرها و آلودگیها دور نگه دارد و... دقت در این مسایل در تربیت فرزند سرنوشت ساز است(2).
هنگامی که فرزند به دنیا میآید آدابی وجود دارد که باید رعایت شود؛ چون جزء مواردی است که در تربیت فرد اثر مهمی دارد. برخی از این آداب چنین است:
نقل است که «وقتی خبر ولادت امام حسین(ع) به پیامبر گرامی(ص) رسید، به خانه حضرت علی(ع) و فاطمه(س)رفت. آنها کودک را در یک پارچه سفید رنگی پیچیده بودند و توسط اسماء به جدّش رسول اللَّه دادند. پیامبر(ص) به گوش راست او اذان و به گوش چپ او اقامه گفت».(1)
نام نیکو بر فرزند نهادن از وظایف مهم والدین است؛ چرا که در زندگی و شخصیت او اثر جدی دارد.
از امام باقر(ع) نقل است که «راستترین نامها، نامی است که دلالت بر بندگی خدا کند، مثل عبداللَّه و بهترین نامها نام پیغمبران است»(2).
نقل است که در روز هفتم ولادت امام حسین(ع)، فاطمه (س) گوسفندی را برای فرزندش بهعنوان عقیقه کشت و سر آن حضرت را تراشید و هم وزن موی سر او نقره صدقه داد.(3)
الف. شیر دادن همواره باید با طهارت و رعایت نکات بهداشتی باشد و سلامتی غذا و طهارت آن و نوع غذا مورد دقت و توجه باشد.
ب. ارتباط درست برقرار کردن با کودک از طرف والدین و رعایت نکات اخلاقی، رفتارهای مناسب و نیز به کار بردن کلمات زیبا نیز اثری مهم در تربیت و تکوین شخصیت کودک دارد.
ج. دقت کردن در رشد، سلامتی جسمی و روانی کودک و مراقبتهای ویژه در بهداشت کودک نیز مسئله مهم دیگر است.(1)
در دوره کودکی، یادگیری و آموزش طفل از طریق نگاه کردن و گوش دادن، نکته مهمی است. زیرا آنچه را میبیند و میشنود، در ذهن و اندیشه خود ثبت میکند. لذا در این دوره، پدر و مادر و دیگر اعضای خانواده باید دقت زیادی در رفتارها و گفتارهای خود داشته باشند و با کودک درست و صحیح ارتباط برقرار نمایند.
همه مواردی که مطرح شد، در تربیت درست و دینی کودک نقش مهم و حیاتی دارد و سعادت و شقاوت انسان به آنها بسته است. مهمترین نتیجه چنین تربیتی، شکلگیری فطرت پاک و سالم فرزندان است که مسایل تربیتی در آن دخیل است.
مهمترین نکات تربیتی و مسئولیت والدین و روشهای تربیتی درست مربوط به این دوره است. گرچه آداب و مواردی که تا اینجا بیان شد، نقش بهسزایی در ایجاد زمینههای فطری برای تربیت دارد اما احادیث و
1) 1. مجلسی، محمدباقر؛ حلیةالمتقین، ص 146.
روایات، برنامههای تربیتی را بر اساس سنین مختلف طبقه بندی و اولویت گذاری نموده، برای هر دوره سنی، برنامه و توصیههای خاص ارائه نموده است که باید در تکمیل موارد فوق به آنها نیز توجه کرد.
در این زمینه، پیامبر اکرم(ص) بهترین برنامه را ارایه نمودهاند: «اَلْوَلَدُ سَیِّدٌ سَبْعَ سِنینَ وَ عَبْدٌ سَبْعَ سِنینَ وَ وَزیرٌ سَبْعَ سِنینَ»؛(1)«فرزند 7 سال آقا و سرور است و 7 سال فرمانبرو و مطیع و 7 سال وزیر و مشاور.»
در روایتی از حضرت مولا امیرالمؤمنین علی(ع) منقول است که فرمودند: «یرفی «یُرَبَّی» الصَّبیُّ سَبْعاً و یُؤَدَّبُ سَبْعاً و یُسْتَخْدَمُ سَبْعاً؛(2)فرزند 7 سال بازی میکند و 7 سال تربیت میشود و 7 سال به خدمت گرفته میشود».
باز در روایت دیگر از آن حضرت منقول است که: «طفل، هفت سال نگاهداری و تربیت لازم دارد، هفت سال به آموختن آداب و هفت سال دیگر دوران خدمت اوست.»(3)
از این روایات، روش اهل بیت(ع) در تربیت کودک مشخص میشود.
در تربیت دینی فرزندان باید از ظرافتهای خاص و آموزشهای آسان و تدریجی استفاده کرد و او را مشتاق برنامههای دینی نمود.
در واقع اولین مرحله تربیت دینی که موجب ایجاد شوق و علاقه نسبت به برنامههای دینی و ازجمله نماز است، در این دوره باید سپری و محقق شود.
در بحث سیره ائمه و پیامبر(ص) موارد زیادی مطرح شده است؛ در
مورد این که پیامبر(ص) چگونه با بچههای خردسال و کودکان برخورد مینمود. مثلاً ایشان در حال نماز بود و امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) هنگام سجده از شانههای حضرت رسول بالا میرفتند(1)ولی پیامبر(ص) صبر میکرد تا آنان خودشان پائین آیند یا به آرامی آنها را میگرفت و بر زمین میگذاشت. اما وقتی پیامبر(ص) دوباره به سجده میرفت، همین کار تکرار میشد؛ با اینحال هیچگاه پیامبر با آنان رفتار خشونتآمیزی نداشت.
اینگونه برخوردها و رفتارها میتواند در دوره کودکی به ایجاد علاقه و اشتیاق نسبت به نماز در ذهن و دل کودک بینجامد. همانگونه که خشونت و عصبانیت همه میتواند به ایجاد نفرت و بیزاری از رفتارهای دینی در کودک منجر شود.
برخی بر این تصورند که منظور از «سروری» که در کلام رسول خدا(ص) آمده این است که کودک را باید کاملاً رها کرد تا هرچه خواست از خوب و بد انجام دهد.
اما سروری و آقایی به این معنی نیست بلکه مراد برخورد مطلوب و بزرگوارانه و بزرگمنشانه با آنهاست. باید به آنها احترام گذاشت و آنهارا مورد اکرام قرار داد و سعی کرد در قالب بازی و شادی، آموزشهای لازم به آنها داده شود. همچنین باید با آنها بهدرستی سخن گفت و خوب و صحیح آنها را راهنمایی کرد.
1) 1. در مراحل قبل اشاره لازم انجام گرفته.
بر اساس دستورالعمل پیامبر(ص) و حضرت علی(ع)، هفت سال دوم، دوره فرمانبری و اطاعت و بهترین فرصت برای تأدیب و ایجاد رفتارهای نیکو در فرزند و عادت دادن او به انجام برنامههای دینی مخصوصاً نماز میباشد.
امیرالمؤمنین علی(ع) راجع به این دوره فرمودهاند: «این دوره بخشی از اول نوجوانی است».(1)پدر و مادر و عوامل دیگر مسئولیت دارند. تا در این دوره تعلیم و تربیت او را به ثمر برسانند. مانند معلم و مدرسه که موظفند در مسئولیتی که به عهده آنان نهاده شده است همراه والدین بکوشند و در آموزش دینی فرزندان و آموزش احکام دین و برنامههای دینی به آنها، تلاش نمایند.
در تربیت، این مرحله مرحله دشواری است، اما با تلاش و سعی و جدیت والدین و مربیان به ثمر رسیدن آن، میسر و امکانپذیر است.
در این دوره البته باید روشی بکار برده شود که در کودک احساس اجبار و اکراهی در ارتباط با این امور به وجود نیاید بلکه با به کارگیری روشهای صحیح، طوری عمل شود که فرزندان با میل و رغبت و اشتیاق به امور دینی بپردازند.
امام صادق(ع) در این مورد به پیروان و شیعیان خود سفارش نموده است:
«اِنّا نَأْمُرُ صِبْیانَنا بِالصَّلوةِ اِذا کانُوا بَنی خَمْس سِنینَ، فَمُرُو صِبْیانَکُمْ بِالصَّلوةِ اِذا کانوا بَنی سَبْع سِنینَ»؛(2)«ما فرزندانمان را وقتی پنج ساله هستند فرمان به
نماز میدهیم، شما فرزندانتان را وقتی هفت ساله شدند فرمان به نماز دهید».
یکی از یاران امام صادق(ع) به نام معاویة بن وهب از امام صادق(ع) درباره اینکه در چه زمانی فرزندان خود را وادار به نماز نمائیم پرسید. امام در جواب چنین فرمود: «بین 6 تا 7 سالگی.»(1)
اگر در این سنین بتوان کودکان را به نماز عادت داد و سایر فرایض دینی را به آنان آموخت، به مرور نماز جزیی از شخصیت رفتاری آنها در دوره نوجوانی و جوانی میشود.
در واقع نوجوان و جوانی که از دوره کودکی به خواندن نماز عادت کرده و زیر نظر والدین خوب و مربیان و معلمان خوب با برنامههای دینی آشنا شده و آموزشهای لازم را دیده و به انجام وظایف دینی و نماز عادت پیدا کرده است، به مرور زمان در دوره نوجوانی و جوانی، در وجود او یک شاکله و شخصیت دینی به صورت ملکه ذهنی پیدا میشود و به فردی دیندار و متدین تبدیل میشود. او دیگر حاضر نمیشود عملی را که بر خلاف دین باشد و در واقع شخصیت اورا زیر سؤال ببرد انجام دهد.
چنین فردی همواره تلاش و کوشش لازم را در دینداری و مواظبت و مراقبت از رفتارهای خود دارد و در جمع دینداران و مراسمهای مذهبی شرکت مینماید. این همان چیزی است که از یک جوان مسلمان انتظار میرود.
1) 1. کافی، ج 2، ص 12.
هفت سال سوم که در واقع نوجوان وارد مرحله بلوغ و جوانی میگردد از ویژگیهای خاص خود برخوردار است؛ ازجمله احساس استقلال و خودپنداری، احساس بزرگی، جدا شدن ظاهری از والدین و نوخواهی و کشف هویت و در نتیجه این ویژگیها و حالتها گاه نافرمانی و درگیری با فرهنگ اجتماعی و خانوادگی.
بنابراین والدین، مربیان و معلمان مسئولیت خطیر و حساسی را در این دوره بر عهده دارند(1). باید تلاش و سعی شود بر اساس دستورالعمل پیامبر(ص) و حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) با دادن مسئولیت و اعتماد به توانایی و پذیرش آنان بهعنوان
افرادی بالغ و کامل و نظرخواهی و بها دادن و پذیرفتن نظرات خوب آنان و شخصیت دادن و احترام گذاشتن و مهر و محبت و دوستی و رفاقت با آنان، آنان در مسیر صحیح خدمت به والدین، خانواده و جامعه قرار گیرند و از ایجاد انحراف و درگیری با فرهنگ دینی و نماز و برنامههای دینی توسط آنان خود داری شود.
در همین رابطه در سیره و روش پیامبر(ص) و ائمه(ع) نکات قابل توجهی یافت میشود که میتواند سرمشق مهمی برای نوجوانان و جوانان باشد. یکی از این موارد چنین است:
«اولین نماینده و سفیر پیامبر(ص) در میان مردم مدینه، «مصعب» یکی از فرزندان اشراف آن زمان بود که در ناز و نعمت، بزرگ شده بود. اما او جوان نورسی بود که پس از ایمان آوردن به پیامبر(ص) به مدینه هجرت نمود و به خواندن قرآن و برنامههای تبلیغی دین اسلام پرداخت و افراد زیادی را مسلمان نمود و در میان آنان به اقامه نماز و آموزش قرآن
1) 1. در فصل اول در دوره نوجوانی توضیح لازم داده شد نیاز به تکرار نمیباشد.
پرداخت و زمنیه هجرت پیامبر(ص) به مدینه را فراهم نمود».(1)
نوجوانان و جوانان بسیاری در طول تاریخ اسلام، حماسه آفرین بودند و نقشهای بسیار با اهمیت و شگفتی داشتند.
ازجمله نمونههای این افراد در انقلاب اسلامی نیز میتوان افرادی مانند شهید محمد جهان آرا، شهید فهمیده و... را نام برد.
بنابراین اگر والدین برنامههای تربیتی را قبلاز ازدواج تا دوران نوجوانی وجوانی، آنطور که به صورت خلاصه بیان شد، موردتوجه جدی وعمل قرار دهند، میتوان انتظار داشتکه فرزندان شایسته،لایق،متدین وخدمتگذاربه دین وجامعه وخانواده تربیت شوند.
#### گفتار سوم: نقش الگویی والدین ##### الف. الگودهی
یکی از روشهای تربیتی در مهیاسازی کودکان و نوجوانان برای انجام تکالیف دینی الگودهی است. «الگو در لغت بهمعنی نمونه، سرمشق و مقتداست»(2)و ارایه نمونه و مدل تربیتی از شیوههایی است که در تربیت مورد توجه جدی است.
الگوگیری کودک از همان دوران کودکی شروع میشود و اگر والدین توجه و یا اطلاعات کافی در زمینههای تربیتی نداشته باشند، بعدها با مشکل روبرو میشوند. مخصوصاً اگر این الگودهی فرزندان فارغ از زمینه مذهبی باشد، مشکل چند برابر میشود. یکی از روانشناسان بر آن است
که «یک جوان بدون زمینه مذهبی و دینی، شبیه به کشتی بدون سکان است».(1)
پس نقش الگویی، خیلی مهم است و میتواند در سرنوشت انسان بسیار مؤثر باشد. کودک در دوره کودکی اراده خاصی از خود ندارد. او یا از رفتار دیگران تقلید میکند و یا از الگویی که به اسوهها و بزرگان دین مربوط است، پیروی میکند.
در مسیر الگودهی، والدین و مربیان از جایگاه خاصی برخور دارند و از ارکان اساسی الگودهی به حساب میآیند. رفتار عملی والدین در الگودهی به فرزندان قطعاً جایگاه ویژه و اول را دارد و بعد از آن مربیان (معلمان) و بعد دوستان و سپس جامعه در این مسیر نقش دارند. امروزه رسانههای خبری هم تأثیر گستردهای در الگودهی به نوجوانان و جوانان دارند.
##### ب. نقش الگویی والدین
یکی از عوامل که میتواند در ارایه الگوی تربیتی جوانان و نوجوانان مؤثر باشد، محیط خانواده است؛ اگرچه خود این محیط برای آنان خیلی جذاب نباشد.
این عدم جذابیت یا به خاطر تکراری بودن است و یا به خاطر روحیات خاص خانواده که با جامعه متفاوت است. بنابراین برای اینکه رفتار خانواده جنبه الگویی داشته باشد باید تمهیداتی اندیشیده شود.
بهترین شیوه و تمهید در آموزش، شیوه رفتاری است. والدین و مربیان باید با رفتار و گفتار خود الگوی فرزندان باشند. برای نوجوان، حیات،
1) 1. دوربین، اودلوم؛ سیری در بلوغ، ص 149، ترجمه کاظم سامی.
رودخانهای است که او شاید بترسد در آن پای بگذارد و غرور و خود خواهی به او اجازه پرسش از بهترین مسیر برای رسیدن به مقصد را ندهد.
اما رفتار والدین به صورت نا خواسته راه را به او نشان میدهد و او را به مسیر درست هدایت میکند.
حق نیز این است که والدین و مربیان کمک و هدایت خویش را به نوجوانان عرضه نمایند.(1)
از سوی دیگر با توجه به اینکه فرزند، والدین خود را بهترین و موفقترین انسانها میداند و برای آنها نقش کامل قایل است باید به او از طریق غیر مستقیم رفتار و سیره صحیح تربیتی را آموخت. او زمین مناسبی است تا در این دوره کشت تربیتی لازم در آن صورت گیرد و در آینده از آن برداشت شود.
از همان بدو تولد، کودک استعداد و آمادگی بالقوه و فطری خاصی برای آموختن دارد و پدر و مادر اولین سرمشق او هستند. کودکان با مشاهده رفتار والدین خود آنرا الگوی رفتاری خود قرار میدهند و از آن پیروی میکنند و بدون تردید در این مدل اگر والدین دارای رفتار خوبی باشند، شخصیت کودک نیز تحت تأثیر رفتار خوب آنها قرار میگیرد.
اسلام بر این که در ارایه الگوی مناسب باید دقت کرد تأکید فراوانی نموده است.
1) 1. قائمی، علی؛ دنیای نوجوانی دختران، ص 428.
امام کاظم(ع) فرمودهاند: «یُحْفَظُ الاَطْفالُ بِصَلاحِ ابائِهِمْ»؛(1)«رفتار کودکان (فرزندان) در اثر خوبیهای رفتار والدین آنها، حفظ و نگهداری میشود.»
پیش از آنکه پدر و مادر به امر و نهی کودک بپردازند، عملشان مقابل کودک و فرزندان و در منظر تیزبین او جلوه میکند و این زمان زمانی است که والدین فکر
میکنند فرزندشان چیزی را متوجه نمیشود، اما کودک در حال الگو برداری است. اسلام در این مورد تأکید زیادی داشته، پدر و مادر را به مواظبت بیشتر در اوقات خلوت با یکدیگر توجه داده است.(2)
در بعد تربیت دینی نیز اگر مادر و پدر مذهبی بودند و مقید به تکالیف دینی، مسلماً در تربیت دینی و پرورش احساس مذهبی تأثیر گذار خواهند بود. در غیر این صورت نباید توقع خاصی داشت.
بی شک فردی که سرپرستی یک خانواده را به عهده میگیرد در قبال هر نوع آموزش آنان نیز مسئول است. وظایف سرپرست در قبال خانواده و فرزندان، توجه به مسایل معنوی، تربیت دینی و اخلاقی آنان است نه اینکه تنها به فکر فراهم آوردن اسباب مادی زندگی باشد.
از آنجاکه ائمه معصوم(ع) فرصت آموزش نماز را به همه مسلمانان نداشتند از ابزارهای دیگری نیز برای آموزش نماز و سایر عبادات استفاده میکردند. یکی از این ابزارها آموزش نماز به خانوادهها بود. مالک بن حویرث میگوید:
«ما که چند جوان همسال بودیم نزد پیامبر رفتیم و بیست شب نزد پیامبر(ص) ماندیم. پیامبر(ص) مهربان و نرم خو بود و هنگامی که دانست ما میل به خانوادهمان داریم از خانواده مان پرسید و ما جواب دادیم. آنگاه فرمود: بهسوی خانواده خود برگردید و در خانوادههایتان نماز را بر پا دارید و به آنان بیاموزید و آنان را به نماز امر کنید».(1)
پایداری و سفارش اهل بیت(ع) به انجام نماز سبب میشود که خانواده بیشتر به نماز توجه کند و فرزندان نیز به آن گرایش پیدا کنند همچنین باید در دعوت فرزندان و اعضاء خانواده به خصوص کودکان و نوجوانان و جوانان به نماز، شکیبا و صبور بود(2)و با محبت و مهربانی با آنان مواجه شد و تلاش کرد به شبهات و ایرادات آنها بهدرستی پاسخ داده شود و در برنامه فریضه نماز آموزش صحیح و رفع اشکالات باشد.
تعجیل و اصرارها در دعوت به نماز ممکن است منجر به سرکشی و نافرمانی و در نهایت بیعلاقگی و دلزدگی به انجام این عبادت گردد که باید به آن توجه نمود.
در سیره معصومین(ع) آموزش نماز و سایر عبادات به نوجوانان و جوانان دارای نکاتی میباشد. ما در این قسمت به چند نکته تربیتی اشاره مینماییم:
1. سن شروع آموزش نماز به کودکان در سیره معصومین(ع) مورد توجه جدی بوده است. بر اساس سیره معصومین(ع) سن شروع آموزش
نماز به کودکان، هفت سالگی است و در این زمینه روایت متعدد آماده است:
امام صادق(ع) به یکی از یاران خود فرمود: «ما بچههایمان را از پنج سالگی به نماز امر میکنیم؛ شما فرزندانتان را از هفت سالگی امر به نماز کنید.»(1).
در سن هفت سالگی کودک آمادگی هر نوع آموزش را دارد و اصلاً دل نوجوانان مانند زمین خالی است و در این دوران، استعداد یادگیری او بسیار قوی است.
امام علی(ع) نیز در وصیت به فرزند بزرگوارش میفرماید: «دل نوجوان مانند زمین خالی و مستعد است که هر بذری در آن افشانده شود میپذیرد. از اینرو در آغاز جوانی و قبلاز آنکه قلبت سخت شود به تربیت تو اقدام کردم»(2).
این نکته را نباید فراموش کرد که آمادگی نوجوانان و جوانان برای پذیرش هر گونه آموزش آمادگی موقتی است و از دست خواهد رفت. ضرورت استفاده از این آمادگی و استعداد تربیتی امری مهم است.
یکی از نکات بسیار مهم مسئولیت تربیتی والدین، موضوع نقش آنان در نظارت و مراقبت بر رفتار فرزندان است.
در تربیت فرزندان، مسئولیت بسیار سنگینی به عهده والدین است و بالأخص در مورد پدر، این نقش بیشتر مورد تاکید است. در روایات و
احادیث نیز این نکته بیان شده است رسول خدا(ص) در تبیین این موضوع میفرماید: «الرَجُلُ راعٍ فی اَهلِهِ وَ هُوَ مَسئولٌ عَن رَعِیَتِهِ»؛(1)«مرد، سرپرست خانواده خود است و نسبت به زیردستان مسئول خواهد بود.»
والدین در قبال اعمال فرزندان خود مسئولیت دارند. پس باید نسبت به اعمال آنان نظارت و مراقبت نیز داشته باشند. از جهت تربیتی، اخلاقی، عبادی و حتی معاشرت با دوستان، این مسئولیت مهم است. تربیت فرزندان مانند پرورش نهالی است که باید از آن مراقبت کرد تا ثمر دهد و این مراقبت، آب دادن نیست بلکه گاهی هرس کردن و زدن شاخ و برگهای اضافی نیز هست.
تربیت مانند هر علم دیگری نیاز به مدیریت و برنامه ریزی صحیح دارد و در مدیریت، نظارت و کنترل نیز لازم است.(2)
اما وجه نظارتی والدین چند لایه و شاخه دارد:
##### 1. کنترل محیط
در دوران کودکی، امکان کنترل و منع برای والدین بیشتر است اما در دوران نوجوانی و جوانی این امکان میسر نیست؛ چون فرزند بزرگ شده است. لذا والدین وظیفه دارند بر محیطهایی که فرزندان آنان با آنها ارتباط دارند نظارت داشته باشند و اگر فرزندان نیاز به اطلاعاتی دارند، آنرا به آنان بدهند و اگر دچار غفلت هستند، آنها را آگاه کنند تا دچار لغزشهای اجتماعی نشوند.
فرزندان در آمد و شدها نیازمند مراقبت و کنترل هستند. نیاز به این که بدانیم کجا میروند؟ از کجا میآیند؟ و اگر احیاناً غیبتی از مدرسه انجام گرفت دلیل آن؟ یا اینکه چرا از مدرسه دیر به خانه میآیند را بدانیم. نظارت بر این رفتوآمدها باعث میشود کودک به بی حسابی در آمد و شدها عادت و به هرجایی رفتوآمد نکند.
دوستان و معاشران کودک باید مورد شناسایی قرار گیرند. معاشرت گاه میتواند برای او عزت آفرین باشد و گاه با نکبت و ذلت همراه گردد. باید بررسی شود که با چه کسانی دوست و معاشر است. همدم و محرم او چه کسانی و از چه خانوادههایی هستند. در مدرسه با چه کسانی همبازی و مأنوس است. حتی اگر نیاز باشد، باید با خانوادههای آنان رابطه معاشرت و رفاقت برقرار شود.
دلیل این نظارتها هم آن است که ممکن است شما در خانواده خود مراقبتهای ویژهای در تربیت اخلاق فرزندان به کار ببرید ولی دیگران این مراقبتها را اعمال نکنند و در نتیجه آموزشهای آنان به فرزند شما سرایت کند.
حتی گاهی به خاطر دوست بد، لازم است والدین خانه و مدرسه فرزند خود را تغییر دهند و دوستان مناسب و صالح را در سر راه فرزندان خویش قرار دهند.
##### 4. تکالیف دینی
انجام تکالیف دینی را باید از همان دوران کودکی آغاز نمود؛ اگرچه در این دوره، انجام تکلیف، بیشتر بهعنوان تفریح برای بچههاست و نه امر واجب. اما باید والدین بر اعمال و تکالیف دینی فرزندان نظارت داشته باشند، چه بسا گاهی به آن امر نیز بنمایند. در مورد تعلیم نماز، در شرح غررالحکم چنین آمده است:
«عَلِّمُوا صِبْیانَکُمالصَّلاةَ وَ خُذُوهُمْ بِها اِذا بَلَغُوالحُلمَ؛(1)به کودکان نماز بیاموزید و آنها را به هنگام بلوغ بر ترک نماز مواخذه کنید.»
پس مراقبت و نظارت والدین بر اعمال فرزندان به نفع آنان است. از لحاظ تربیتی نیز در دوران کودکی، بیشتر نیاز به مراقبت است و در این دوره سنی مراقبت تأثیر بیشتری دارد. اهل بیت(ع) نیز در سیره تربیتی خود به نظارت بر رفتوآمد و رفتار فرزندان توجه داشتند. قرآن نیز به مؤمنان میفرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَاراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ»؛(2)«ای کسانی که ایمان آوردهاید! خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسانها و سنگهاست نگه دارید.»
در سیره معصومین(ع) نیز به این مسئله اشارههای زیادی شده است. ابوهریره میگوید: «هنگامی که نخلها به بار مینشست و میوههای آن میرسید، مردم برای پیامبر(ص) خرما میآوردند، بهاندازهای که گاهی کومهای (زیاد) از خرما جمع میشد در این هنگام امام حسن و امام حسین(ع) با خرما بازی میکردند و گاه دانهای از خرما را به دهان میگذاشتند. پیامبر(ص) وقتی این صحنه را مشاهده میکرد، دانه خرما را
از دهان آنها بیرون میآورد و میفرمود: آیا نمیدانید که آل محمد صدقه نمیخورند»(1).
پس مسئولیت سنگین تربیت بر عهده والدین است و آنان میتوانند بهترین فرد برای اینکار باشند.
مسئولیت تربیتی والدین، بعد دیگری نیز دارد. در بعضی موارد ناچارند مستقیماً به تربیت دینی فرزندان خود اقدام کنند. بهعنوان مثال الزام فرزندان به نماز و روزه، مواظبت و نظارت بر انجام فرایض دینی، نظارت بر رفتوآمدهای آنان با دوستان، نظارت بر رفتوآمدهای آنان در بیرون خانه، رعایت آداب اسلامی در معاشرتها و رفتوآمدها و مانند آن از اموری هستند که والدین، بهترین افراد - اگر نگوییم تنها افراد مناسب - برای انجام آن هستند.(2)
یکی از نکات مهم دیگر، آسانگیری و سهولت در برنامه تربیت عبادی جوانان است و اگر این موضوع نباشد برنامه تربیتی موفق نخواهد بود. سیره ائمه(ع) هم ابتدا بر آسانگیری بود. آنان به فرزندانشان دستور میدادند نماز مغرب و عشا و نیز ظهر عصر را با هم بخوانند؛ با این که بزرگسالان این نمازها را در چهار وقت جداگانه میخواندند.
فضل بن یسار از علی بنالحسین(ع) روایت نموده که آن حضرت به کودکان دستور میداد نماز مغرب و عشاء را با هم بخوانند و میفرمود: «این بهتر از آن است که بخوابند و نماز عشا آنان قضا شود.(3)»
امام صادق(ع) میفرماید: «اجْتَهَدْتُ فِی الْعِبادَةِ وَ اَنَاشابٌّ فَقالَ لی أَبی: یابُنَیَّ دُونَ ما اَراکَ تَصْنَعُ، فَاِنَاللَّه اِذا أَحَبَّ عَبْداً رَضِیَ مِنْهُ بِالْیَسیرِ(1)در سنین جوانی در عبادت سخت کوش بودم. پدرم به من فرمود: فرزندم کمتر از این که از تو میبینم عبادت کن، زیرا وقتی خداوند بندهای را دوست بدارد به کم هم از او راضی میشود.»
پس ائمه معصومین(ع) از افراط و تفریط فرزندان خود در عبادت جلوگیری میکردند و روش معتدل را به آنان ارائه کردند. آنها با آسان نشان دادن دین و سهلگیری در عبادت موجبات گرایش هرچه بیشتر آنان به عبادت را فراهم میآوردند.
1. دستور به سفارش نوجوانان و جوانان به برپا داشتن نماز از طرف والدین و مربیان.
2. سفارش به نماز همراه با مهر و محبت و با سخنان زیبا و دلسوازنه و احترام و حفظ شخصیت نوجوان و جوان.
3. سفارش و توجه دادن به نماز به صورت مستمر، با صبر و حوصله و در یک جوّ صمیمی و گرم دوستانه.
4) اظهار انتظار و توقعات والدین از فرزندان درباره اهل نماز بودن در قالب دعا و آرزو.
5. دعای والدین برای داشتن فرزندان اهل نماز.
6. عمل نمودن والدین به نماز و مراقبت و مواظبت در امر نماز و خواندن نماز با روح و معنویت، بیشتر از نصیحت کردن و سفارش.
1) 1. کلینی، اصول کافی، ج 2، ص 78 و بحارالانوار، ج 47، ص 55.
8. بیان و تفسیر داستانهای قرآن درباره پیامبران و امتهای قبل با موضوع نماز و تأثیر آن بر شقاوت یا سعادت آنان.
9. فراهم نمودن زمینههای مساعد در محیط خانواده برای تمام اعضای خانواده جهت برپایی نماز.
10. گفتن داستانهای معتبر و تأثیر گذار راجع به نماز برای فرزندان.
11. آگاهی دادن به فرزندان در مورد عواقب ترک نماز و دوری از خدا.
12. تشویق فرزندان به خاطر خواندن نماز.
جامعه نیز در امر راهنمایی و هدایت نسل جوان و زمینه سازی برای سوقدادن آنان بهسمت مذهب و تکالیف دینی و تعلیم آنها وظیفه دارد. اصل نظارت اجتماعی ایجاب میکند که محیط سالم و زمینهساز برای رشد مذهب در میان جوانان، فراهم شود.
اسلام مسئله امر به معروف و نهی از منکر را وظیفه عموم قرار داده است. در جوامع اسلامی مردم باید مرشد، هادی و راهنما و ولیّ یکدیگر باشند و با همکاری هم و امکان کنترل اجتماعی. فضای سالم برای جوانان و نوجوانان را فراهم آورند.
در جامعه اسلامی مردم وظیفه دارند جلوی نابسامانیها را بگیرند، راه نفوذ و گسترش عوامل فساد را سد کنند، محیطی سالم را برای جوانان فراهم آورند تا جوانان و نوجوانان با فضیلت، در جامعه پرورش یابند. سلامت اعتقادی و اخلاقی مردم و حاکمیت فرهنگ معنوی بر فضای عمومی جامعه میتواند در مذهبی کردن و نمازی نمودن (جوانان و نوجوانان) مؤثر باشد.(1)
وقتی یک نوجوان و جوان صدای مؤذن را میشنود و جامعه نیز در مقابل حساسیت از خود نشان میدهد. او اشتیاق جامعه را در برابر این رستگاری میبیند و آمادگی خانواده خود را قبلاز اذان، برای برپایی نماز مشاهده میکند مسلماً این موارد تأثیر فراوانی بر ذهن و ضمیر او خواهد گذاشت اگر این بستر اجتماعی آماده باشد، قطعاً گرایش جوانان و نوجوانان به نماز نیز بیشتر خواهد بود.
یکی از عوامل بسیار مهم در ایجاد محیط سالم در بین جوانان، فراهم نمودن همدلی و وفاق و وجود نیکی در بین گروههای مختلف سنّی جامعه است. مهر و نیکی در جامعه نقش اساسی در ایجاد و برقراری حس همکاری روحی و روانی دارد. بر همین مبنا اسلام دستور داده است: «حتی به افراد فاسق و گناه کار، خوبی و محبت نمایید».(2)
احسان و نیکی در ایجاد روابط محکم، مؤثر است و به گفته عامیانه «الانسان عبیدالاحسان»؛ انسان در برابر نیکی و احسان بنده، اسیر است.
بر همین اساس، امام علی(ع) میفرمایند: «احسان کن تا دیگران را به
اطاعت خویش در آوری».(1)
در بین گروههای جامعه، جوانان و نوجوانان بیشتر از سایر گروهها در عرصه اجتماعی نیاز به نیکی و نگاه پر مهر و محبت و لطف بزرگترها دارند. عدم توجه به این نیاز از طرف بزرگترها، عرصه شکفتن و بالندگی را بر جوانان تنگ میکند.
جوانان در مقام یک گروه نوپا در محیط اجتماع، حق توجه و پذیرش از طرف بزرگترها را دارند تا ریشه گل وجود شان پایدار و وجودشان سرزنده و بالنده شود؛ همانطور که بزرگترها در جایگاه خود بهعنوان باغبان جامعه، هدایت آنها را دارند تا آینده جوانان و جامعه به این وسیله تضمین شود. جوانان فرزندان جامعهاند و برای آینده اجتماع، امانت دارانی مطمئن به حساب میآیند.
بنابراین باید رفتاری شایسته با آنان داشته باشیم! چون جوانان دارای روحی حساس و دلی پاک هستند. رسول خدا(ص) فرموده است: «اُوصیکُم بِالشُّبّان خَیراً فَاِنَّهُمْ أَرَقَّ اَفْئِدَةً اِنَاللَّهَ بَعَثَنی بَشیراً وَ نَذیراً فَحالَفَنی الشُّبّان وَ خالَفَنیالشُّیُوخُ ثُمَّ قَرَأَ فَطالَ عَلَیْهِمْ الاَمَدْ فَقَسَتْ قُلُوبُهُم»؛(2)«شما را به نیکی به نوجوانان و جوانان سفارش میکنم، زیرا آنها دلی نرمتر (پذیراتر) دارند. خداوند مرا به پیامبری برانگیخت تا مردم را به رحمت الهی بشارت دهم و از عذابش بترسانم. جوانان سخنانم را پذیرفتند ولی پیران سرباز زدند».(3)
یکی از رفتارهای بسیار خوب و دارای آثار فراوان اخلاقی و تربیتی، مدارا کردن با مردم است. ازجمله رفتارهای بر گزیده پیامبر نیز مدارا با مردم بود.(1)
در اسلام مدارا با مردم بهطور عام سفارش شده و بهطور خاص، مدارا با جوانان دستور داده شده است.
مدارا با جوانان، طبق سفارش ائمه و پیشوایان دینی، در گرایش آنان به امور دینی و معنوی اثر بسیار زیادی دارد.(2)
امام صادق(ع) یکی از روشهای نیکی به فرزند را مدارا با او معرفی مینماید. وقتی از امام پرسیده میشود: «راه یاری به فرزند چیست؟» امام در پاسخ میفرماید: «یَقْبَلُ مَیْسُورَهُ وَ یَتَجاوَزُ عَنْ مَعْسُورِهِ وَ لا یَرْهَقُهُ، وَ لا یَخْرُقُ بِهِ»:(3)«آنچه در توان فرزند بوده است قبول کن و از آنچه بر او مشکل بوده است در گذر و او را به گناه وامدار و با او مدارا کن».
جمله ولایخرق به این معنی است که نباید با جوان با سختی و بدتدبیری و بیخردی برخورد کرد و باید با او مدارا و سازگاری نمود.
پس مدارا با جوانان، نقش بهسزایی در تربیت معنوی آنها دارد و در هدایت و ترغیب آنان به انجام تکالیف دینی و بالأخص گرایش آنان به نماز اثر زیادی دارد.
جوانها موهبتهای الهیاند، امانتداران آینده و امانتهای فعلیاند. ازاینجهت بر همگان لازم است با جوانان مدارا نمایند و آنان را از خود نرنجانند. باید نسبت به آنان همچون فرزندان و برادران خود دلسوزی کرد تا روح صفا در زندگی و در جامعه حکم فرما شود. باید به آنها نوید آسایش و بالندگی در آینده را داد و در اینراه احساس برادری با جوانان و نوجوانان و کل افراد جامعه نقش اساسی دارد.(1)
در قرآن کریم آمده است «مؤمنان برادر یکدیگرند»(2). امام صادق(ع) نیز درباره برادری با جوانان و نوجوانان و میان سالان میفرماید:
«اُوصیکَ أَنْ تَتَّخِذُوا صَغیرالمُسْلِمینَ وَلَداً، وَ اَوْسَطَهُم اَخَاً... و صِلْ اَخاکَ...»؛ «سفارش میکنم خردسالان مسلمانان را فرزند، جوانان را برادر... خویش بدان بدانید. پس به فرزند خود رحم کن و با برادرت پیوند و همدلی داشته باش.»(3)
این دستور دینی امام صادق(ع)، آثار فراوانی نیز در جامعه دارد که مهمترین آن، ایجاد فضای دوستی همراه با صمیمیّت، همدلی، وفاق، احساس برادری و تفاهم اجتماعی نسبت به یکدیگر است.
در چنین فضایی راحتتر میتوان جوانان را بهسمتی هدایت نمود که موجب شکوفایی آنان گردد. قبلاً نیز به این که جوانان مسئولیت آینده جامعه را بر عهده دارند اشاره نمودیم. در صدر اسلام نیز بسیاری از پیروزیها مدیون برادری و ایثار جوانان تحت لوای رسول خدا(ص) بود.
جوانان فطرتاً پاک و مسئولیتپذیر و هدایت پذیرتر از پیران هستند. پس جامعه و عوامل اجتماعی در تربیت دینی و گرایش آنان به امور عبادی از طریق همدلی و اتحاد، نقش به سزایی دارد.
##### الف. نقش معاشرت و دوستان
مسئله معاشران، یکی از عوامل بسیار مهم و تأثیر گذار در تربیت است. در دنیای امروز نمیشود درب منزل را بست. اما باید دقت لازم را داشت که خانواده و فرزندان با چه کسانی ارتباط دارند؟
فرزندان علاوهبر والدین،(1)در رفتوآمدهای دوستان والدین خود هم الگوپذیر میشوند و این رفت آمدها در الگو برداری آنها بیتأثیر نیست. چه بسا فرزندانی که نوع گرایش و تربیت آنان با نوع تربیت فرزندان خانواده ما در تضاد باشد. به این علت، باید در معاشرتها جدیت و دقت بیشتری صورت گیرد. اگر دوستان خانوادگی مذهبی باشند، قطعاً اثر خوبی بر فرزندان خواهد گذاشت و اگر بالعکس باشد، از اثر بد آنان در امان نخواهیم بود.
یکی از مسایل مهم در دوران جوانی برای یک جوان، مسئله دوستی و همنشینی است و اینکه معاشرت او با چه کسانی است؟ همه جوانان در پی آن هستند که دوستی ایدهآل برای خویش انتخاب نمایند که با او همراه باشند.
1) 1. در فصل اول توضیح لازم داده شد.
خداوند در قرآن کریم و بزرگان و رهبران دینی ما - بهعنوان کامل ترین کارشناسان تربیتی - دیدگاههای ارزندهای پیرامون این مسئله دارند. در تفسیر نمونه، ذیل آیه 28 سوره فرقان، یک نکته بسیار مهم و سرنوشت ساز نقل شده که ما نیز آنرا در دوستی جوانان بسیار مفید میدانیم. بدون شک، عامل سازنده شخصیت انسان بعد از اراده و تصمیم او، امور مختلفی است که از اهم آنها، همنشین، دوست و معاشر است؛ چرا که انسان خواه ناخواه تأثیرپذیر است و بخش مهمی از افکار و صفات اخلاقی خود را از طریق دوستانش میگیرد. این حقیقت هم از نظر علمی و هم از طریق تجربه و مشاهدات حسی به ثبت رسیده است.
به راستی گاه نقش دوست در خوشبختی و بدبختی یک انسان از هر عاملی مهمتر است؛ گاه او را تا سرحد فنا و نیستی پیش میبرد و گاه او را به اوج افتخار میرساند.(1).
برایناساس، اگر دوستان دوران جوانی گرایش به امور عبادی مانند نماز داشته باشند، فرد نیز گرایش به نماز پیدا میکند، چون دوست از دوست تأثیر میپذیرد.
یکی از مسایل قابلطرح و مفید دیگر برای جوانان، مسئله دوستی و معاشرت با صالحان است. ما قبلاً توضیح دادیم که تأثیر همنشینی با نیکان در تربیت اخلاقی بسیار زیاد است.
دوستان نیک همیشه برای دوستان خود مفید هستند و در جامعه از جایگاه خاص و در درگاه الهی نیز از تقرب و مکان ویژهای برخودارند.
1) 1. تفسیر نمونه، ج 15، ص 73.
امام علی(ع) در نامه به فرزندش امام حسن(ع) میفرماید: «از بهترین بهرههای مرد، داشتن همنشین خوب است؛ پس با نیکان بنشین تا از آنان بهشمار آیی.»(1)
همنشینی صالح، با کردار و رفتار خود بر فرد اثر بگذارد و در تفسیر نمونه نیز به جایگاه «صالحان و افراد شایسته و برجستهای که با انجام کارهای مثبت و سازنده و مفید و پیروی از اوامر انبیاء به مقامات برجسته نایل شدهاند» اشاره شده است.(2)
در همین مأخذ آمده است:
«موضوع معاشرت خوب و همنشینهای باارزش، به قدری اهمیت دارد که حتی در عالم آخرت برای تکمیل نعمتهای بهشتی، این نعمت بزرگ به مطیعان ارزانی میگردد و علاوهبر همه افتخارات، همنشینانی همچون پیامبران و صدیقان و شهیدان و صالحان خواهند داشت.»(3)
با این وصف در مورد دوستان صالح و جایگاه آنان جای ابهامی باقی نمیماند.
لذا این عامل بسیار ارزشمندی است که در گرایش افراد به اوامر الهی و پیامبران و اهلبیت(ع) و در مسیر آنان قرار گرفتن، اثر مهم و ارزندهای دارد.
#### گفتار سوم: ایفای نقش سرپرستان و حاکمان
یکی از وظایف و مسئولیتهای سرپرستان و حاکمان اسلامی در قبال اقامه نماز در جامعه، تاکید بر این امر است. امام علی(ع) خود وجوداً و شخصاً ترغیب و تأکید بر اقامه نماز در فرمانهای حکومتی را فراموش نمیکردند و این، بیانگر مسئولیت و وظیفه و نیز ضرورت و توجه نظام حکومت دینی و حاکمان آن، به مسئله نماز است.
حکومت اسلامی موظف است زمینه و محیط سالم را در جامعه فراهم نماید تا جوانان متربی به تربیت دینی آنان پرورش یابند. همچنین است نقش امامان جماعت در نظام اسلامی که انتخاب آنان با حکومت است.
امام علی(ع) در فرمان الهی و سیاسی خود به محمد بن ابی بکر در مورد نماز میفرماید: «.... آنگاه بنگر که نمازت چگونه است؛ زیرا تو پیشنمازی و هیچ پیشنمازی نباشد که برای مردمی نماز بخواند و در نماز آنان عیب و تقصیری باشد مگر آن که گناه همه آنها بر گردن او خواهد بود؛ ولی ثواب آنان چیزی کم نشود و پیشنماز، نماز را بدون نقص به پایان نبرد مگر آنکه مانند مأمومین ثواب نصیبش گردد.»(1)
در این گفتار، امام(ع) نظام دینی و حاکمان آنرا مسئول اقامه نماز در جامعه معرفی مینماید و به تبع آن نیز وظیفهای را برعهده آنان قرار میدهد که عبارت است از: ترغیب جامعه به اقامه نماز. ایشان در پایان فرمان الهی و سیاسی شان به مالک اشتر نیز فرمودهاند: «ازجمله
1) 1. ابومحمد حرّانی؛ تحفالعقول، ترجمه صادق حسن زاده، ص 2990.
سفارشهای پیامبر به من، سفارش به گزاردن نماز... بود.»(1)
این سفارش پیامبر به امیرالمؤمنین، اشاره به جایگاه مسئولان حکومت دینی در قبال تشویق و ترغیب به اقامه نماز در جامعه دارد و این که نظام اسلامی و حاکمان آن موظفند علماً و عملاً راهها و فرآیندهای مربوط به اقامه نماز را در جامعه، در هر عصری بیابند و در جهت توفیق روزافزون و ترغیب به اقامه نماز قدم بردارند.
برایناساس، مسئولیت سنگینی در این زمینه بر عهده حاکم اسلامی است تا در برخورد با مردم، علاوهبر این که مسئول امرار معاش و زندگی و اقتصاد آنان است متصدی یک رشته اوامر مهم دیگر نیز هست که ازجمله آنان، توجه به تربیت و اصول دینی و عبادی آنان است.(2)
امام علی(ع) در یکی از خطبههای دیگر میفرماید:«اما حق شما بر من آن است که از خیرخواهی شما دریغ نورزم و بیتالمال را در میان شما عادلانه تقسیم کنم و شما را آموزش دهم تا از جهل و نادانی نجات یابید و تربیت تان کنم تا آداب فرا گیرید»(3).
پس اگر حاکم شرع به این سفارشات پیشوایان و بزرگان دین عمل نمود، جایگاه او در جامعه مشخص میشود. و نقش به سزائی نیز در جامعه بهجا میگذارد. در چنین جامعهای ما شاهد جوانان تربیت یافته و تعلیم دیده دینی خواهیم بود.
ازجمله عوامل بسیار مؤثر و سرنوشت ساز دیگر، نقش حاکمان جامعه و رهبران سیاسی است. این نقش، حتی در بعضی مواقع آن قدر تأثیرگذار است که از تربیت خانواده در جذب و هدایت جوانان و نوجوانان مؤثرتر است.
امیرالمؤمنین علی(ع) میفرماید: «النَّاسُ بِأَمَرائِهِمْ اَشْبَه مِنْهُمْ بِآبائِهِمْ»؛(1)«مردم در روشهای اخلاقی و صفات اجتماعی، به حکومتهای خود بیشتر شباهت دارند تا پدران خویش.»
پس نقش حاکمان در جامعه بسیار گسترده است و اگر آنان خوب و درست امور جامعه را در دست گرفتند و نقش هدایتگری در برنامه آنان بود، میتوانند جامعهای سالم با جوانان نمازگزار و با مسئولیت تحویل دهند. کسانی که «نقش مهمی در جامعه اعمال و پیاده میکنند و کارشان امر ونهی و دستور دادن است هدایت جنبههای مذهبی و عقیدتی اجتماعی را نیز به عهده دارند و در هر مقامی که باشند نقش شان مهم و سرنوشت ساز است. اگر آنها صالح باشند، جامعه صالح خواهد شد. (چون) افراد عادی اجتماع نمیتوانند در مورد نقش و رفتار آنها و رابطه آن با عقیده، تفکیک قائل شوند».(2)نگاه به سیره رفتاری حاکمان جامعه، باعث الگوگیری جوانان از آنان میشود. با تأمل در رفتار و پیروی از حاکمان است که جامعه بهسمت صلاح یا فساد سوق پیدا میکند.(3)
در سیره عملی رسول خدا(ص) و ائمه معصومین(ع) و فرهیختگان دین، توجه ویژهای به نوجوانان و جوانان شده است و برخورد صحیح با آنان بهطور خاص سفارش شده است. در سیره این بزرگواران، فراهمسازی و ایجاد زمینه علاقهمندی به دین و گرایش به نماز و معنویات، از وظایف عالمان و فرهیختگان بوده و مورد سفارش و توجه بوده است.
رسول خدا(ص) در روایتی میفرماید:
«اُوصیکُمْ بالشُّبَان خَیْراً فَاِنَّهُمْ أَرُّق اَفیئَدَةً اِنَاللَّهَ بَعْثَنی بَشیراً وَ نَذیراً فَحَالَفَنی الشُّبَّان وَ خَالَفَنیالشُّیُوخُ ثُمَّ قَرَأَ فَطَالَ عَلَیْهِمُ الاَمَدُ فَقَسْت قُلُوبُهُمْ»؛ «شما را به نیکی به نوجوانان و جوانان سفارش میکنم، زیرا آنها دلی نرمتر (پذیراتر) دارند. خداوند مرا به پیامبری برانگیخت تا مردم را به رحمت الهی بشارت دهم و از عذابش بترسانم. جوانان سخنانم را پذیرفتند ولی پیران سرباز زدند.»(1)
از بررسی این حدیث، نکات چندی قابلدریافت است:
- رقّت قلب جوانان و نرمی قلوب آنان در پذیرش قول حق
- خیرخواهی نسبت به جوانان در رفتار با آنان
- گرایش جوانان به کارهای نیک
- تمایل زیاد جوانان به پذیرش آموزههای دینی
1) 1. شباب قریش، ص 1، به نقل از مجموعه روایات جوان.
- ضرورت اهتمام به تربیت دینی جوانان
- مسئولیت همه در مقابل جوانان(1)
پس این روش برخورد با نوجوانان و جوانان آنهم از رسول خدا (ص) بهعنوان سیره عملی - میتواند راهگشای بزرگان و عالمان باشد و وظیفه آنها را به آنها گوشزد نماید. بسیاری از انسانهای ناآگاه تصور میکنند نوجوانان و جوانان، نادان و جاهلند و چیزی از خوبیها و بدیها نمیدانند و تصور آنان بر این است که آنها کم تجربه و ناپختهاند و به قول معروف هنوز دهانشان بوی شیر میدهد. بین افراد برای جوانان ارزش قائل نمیشوند و به آنها بها نمیدهند که این عمل آنان، عکس کردار رسول خدا(ص) و اهل بیت(ع) است و نتیجه معکوس نیز خواهد شد.
##### الف. نقش عالمان در هدایت نوجوانان و جوانان
وقتی فرزندان در دوران کودکی بهدرستی تربیت و هدایتشده باشند، در نوجوانی و جوانی نیز میتوانند با راهنمایی عالمان و فرهیختگان بهسوی کامیابی هدایت شوند. امام صادق(ع) میفرماید: «در روز قیامت وقتی عابد و عالم به درگاه خداوند شرف یاب میشوند، آن هنگام عابد را بهسمت بهشت راهنمایی مینمایند، اما به عالم گفته میشود شما بایست؛ به حسب نقشی که در هدایت آنان داشتهای آنها را شفاعت نما.»(2)
پس عالمان از جایگاه خاصی در هدایت جامعه برخوردارند. اگر عالمان صالح باشند جامعه سالم به بار میآید و اگر صالح نباشند، جامعه فاسد میشود. عالمان در جامعه از اعتبار بسیار بالایی برخوردارند.
پیروزی انقلاب اسلامی در ایران نیز مدیون نقش بسیار مدبرانه عالمان دینی به رهبری حضرت امام خمینی(ره) بود. با رهنمودهای ایشان و هدایت جوانان بود که انقلاب پیروز شد و مردم با از خودگذشتگی، جان خود را فدای اسلام عزیز مینمودند.
در صدر اسلام نیز چنین بود و رسول خدا وقتی مردم را به اسلام دعوت نمود، بیشتر جوانان بودند که به خواست و دعوت او لبیک گفتند و او را یاری رساندند.
وقتی عالمان بهعنوان جانشین رسول خدا و ائمه(ع) در جامعه شناخته میشوند، باید به سیره آنان نیز عمل نمایند. رسول اکرم(ص): میفرماید: «اِذا ظَهَرَتْالبِدْعَ فی اُمَّتی فَلْیُظْهِرْالعالِمُ عِلْمَهُ فَمَنْ لَمْ یَفْعَلْ فَعَلَیْهِ لَعْنَةُاللَّه»؛ «یعنی وقتی بدعتها بر امت من پیدا شد، باید عالم علم خود را ظاهر کند و حق را بگوید و کسی که چنین نکرد بر او لعنت خدا باد.(1)»
پس جایگاه و مسئولیت عالم دینی و تکلیف او در جامعه، بسیار بالاست برایناساس باید یک سری مشخصات را نیز داشته باشد؛ مثل
1. حسن خلق
2. عفت نفس و علو همت
3. تأدب به موازین اخلاقی و قیام به وظایف دینی
4. شهامت در اظهار حق.
عالمانی که به این صفات آراسته باشند، عالمان واقعی و هدایت گر جامعهاند.
1) 1. زینالعابدین، منیةالمرید فی آدابالمفید والمستفید، ص 65.
نقش روحانیت به دلایل عدیده از نقش دیگر گروهها از اولیاء و مربیان بیشتر است و تأثیر و نفوذشان در جوانان و نوجوانان بیشتر از نفوذ والدین میباشد. عموماً فرزندان، والدین را قدیمی میدانند و خود را به خاطر تحصیلات جدید، از والدین فهمیدهتر میدانند و در نتیجه یک نوع گریز و دوری از والدین در آنان به چشم میخورد.
از جهت دیگر، والدین امروز گرفتار نابسامانیهای زیادی هستند و فرصت و توان کافی و لازم برای رسیدگی به فرزندان خود را ندارند و مسئولیت تربیت را به عهده مدارس قرار میدهند.
در کنار مدارس، گزینه دیگری به نام عالمان دینی هستند که عموماً افرادی آگاه و موقعشناساند و به پاکی و تقوا شناخته شده و به امور جامعه آگاهاند آنها بی خبر از رخداهای روزگار نیستند و آلودگی و فساد اخلاقی نیز در آنها نیست؛ بی آلایشی در وجود آنان بیشتر است و از موضوعاتی سخن به میان میآورند که با فطرت پاک نوجوان و جوانان سازگاری بیشتری دارد. پس میتوانند هادی و راهنمای خوبی برای جوانان باشند.
در توضیحاتی که ارائه شد، در مورد نقش بهسزایی که روحانیت در جامعه دارند، سخن رفت دینی هستند، لذا وظائف و مسئولیت سنگینی برعهده دارند.
عالمان دین وظیفه دارند راهنمای جوانان در سازگاری آنها با محیط، خوشبین کردن آنها به زندگی حال و آینده و جهت دادن آنها بهسوی
والدین باشند. آنها باید محرم راز جوانان باشند و مشکلاتشان را شناسایی نموده و به حل آن اقدام نمایند.
این مسئولیت، هنگامی سنگینیتر میشود که در عصر ما مسایل زیاد و فساد دامنه داری از راه تبلیغات غلبه یافته است.
بنابراین عالمان و مبلغان دین وظیفه دارند در دنیایی ناسازگار، با اطمینان به خدا و با برنامهای خاص در راه تربیت جوان و ابلاغ کلمه حق به این نسل بکوشند.
مراد از این بحث، پیروی کردن از عالمان و اقتدا نمودن به آنان و حتی الگوگیری از آنان در تعلیم و تربیت اسلامی است. نقش الگو در تربیت در تمام مکاتب تربیتی پذیرفته
شده است و گذشته از آن در امر خودسازی، عرصهای وسیع را در سطح تعلیم و تربیت از آن خود کرده است.
امام خمینی(ره) به اهمیت و نقش اسوه توجه خاص داشتند. ایشان در بیانات خود مکرر سیره پیامبر الهی و امامان برگزیده شیعه را بهترین و شایستهترین الگوهای زندگی فردی و اجتماعی معرفی میکردند و بر لزوم پیروی از آنان پافشاری داشتند.
ازجمله، ایشان میفرمایند: «سیره انبیاء عظام و ائمه اطهار که سر آمد عارفان بالله و رستگاران از هر قید و بند... کوششها کردهاند به ما درسها میدهند و اگر چشم بینا و گوش شنوا داشته باشیم، راهگشایمان خواهد بود».(1)
ایشان در میان الگوهای شخصیتی، گذشته از پیامبران عظیم الشأن و
1) 1. موسوی خمینی، روحاللّه، صحیفه نور، ج16، ص 192.
ائمه معصومین (علیهمالسلام)، در کلمات و نوشتههای خویش از بسیاری بزرگان نیز بهعنوان الگو و اسوه نیک یاد میکردند و همیشه همه را دعوت میکردند تا با چشمی بینا و گوشی شنوا، قول، فعل و کردار عملی بزرگان و اولیا را الگوی خود قرار دهند. از مجموعه بیانات امام و نظریات او درباره اسوه و الگو میتوان چنین نتیجه گرفت که جوانان در اسوهسازی و در برخورد با کسی که اسوهای در نزد اوست، باید با بصیرت و انتخاب گری عمل نمایند و از غلبه احساس بپرهیزند.
مدرسه، مهمترین کانون تربیتی بعداز خانواده است. مدرسه به منزله پلی است که نوجوان را با جامعه مربوط میکند و میتواند از نوجوان، فردی مؤثر، فعال و مفید به حال جامعه تربیت کند.
ما مرهون مدرسه و نظام تعلیم و تربیت موفقی هستیم که توانسته است در امر پرورش نیروی انسانی، به موقع و صحیح اقدام نماید.(1)
نقش تربیتی مدرسه را میتوان به عواملی متعدد در درون مدرسه مرتبط دانست که القای ارزشهای معنوی و رساندن پیام و بیان امور عبادی ازجمله نماز، میتواند از زمره آنها باشد.(2)
##### الف. برگزاری نماز جماعت در مدارس
با توجه به برگزاری این فریضه الهی به جماعت در مدارس، بهجاست والدین به فرزندان خود سفارش و توصیه نمایند که در این برنامه مدرسه
حتماً شرکت نمایند و شرکت در نماز جماعت مدارس، هم به لحاظ ادای تکلیف الهی و هم به جهت فواید بزرگ برگزاری آن و نتایج تربیتی در دانشآموزان دارای اهمیت فراوانی است.
وقتی زمینهای برای نوجوانان و جوانان فراهم میشود تا در یک فضای معنوی در کنار هم سن و سالان و همکلاسیهای خود، مشغول خواندن نماز شوند، با آنان احساس دوستی بیشتری نیز خواهند کرد.
در این مراسم، زمینه پیدا کردن دوستان خوب هم فراهم است و دوستیها نیز تحکیم میگردد.
برخی برنامههای دیگر در مدارس مثل مسابقات و برنامههای گروهی دیگر نیز در موقع نماز برگزار میشود که طرح آن در هنگام برگزاری نماز جماعت، باعث آشنائی دانشآموزان با آنها میشود.
معلم در مدرسه از مهمترین عوامل تربیتی به حساب میآید و بهعنوان یک الگوی موثر و راهنمای مورد قبول در تربیت، نقش به سزایی برعهده دارد.
چون معلم در مقاطع و دورانهای مختلف تحصیلی و با دورههای سنی دانشآموزان و شرایط عدیده تغییر میکند، زمینه تأثیر در تربیت نوجوانان و جوانان نیز فراهم میشود و این بهدلیل نزدیکی شخصیت معلم و دانشآموز، اهمیت ویژهای دارد.
مسلم است که اخلاق مناسب، محبت معلم، مدبر بودن و منش او، اهل علم و عمل بودن او، منطقی بودن رفتارهای او، میزان دانش و معلومات او و تسلط او بر مطالب علمی، درک شرایط و روحیات
دانشآموز و عفو بخشش و... مهمترین صفات و ویژگیهایی هستند که در این تربیت مفید واقع میشود و معلم با داشتن این صفات، اثر بیشتری در تربیت دانشآموز خواهد داشت.
همچنین رفتار معلم در رعایت مناسک دینی و عمل او به اعمال و فرایض، با توجه به نقش الگویی او اهمیت زیادی در گرایش دانشآموزان به امور عبادی مثل نماز دارد.
مربیان تربیتی مدارس که بعد از انقلاب در مدارس جمهوری اسلامی جایگاهی مهم را به خود اختصاص دادند، نقش بسیار مهمی در تربیت برعهده دارند. بیشتر خانوادهها در گرفتاریهای روزمره به قدری مشغولاند که اساساً در فکر مسایل روحی و اخلاقی و مذهبی فرزندان خویش نیستند. والدین نیز اصلاً از جریانات تربیتی اطلاع ندارند و بیشتر مسئولیتها برعهده مربیان واگذار شده است.
برایناساس، این امر مهم متوجه مربیان و دستاندرکاران تعلیم و تربیت مدارس است و نیز ستادهای تربیتی که عمدتاً به مسایل اخلاقی و تربیتی دانشآموزان توجه دارند.(1)
پس مشخص میشود که مربیان در تربیت نوجوانان و جوانان نقش به سزایی بر عهده دارند و نباید فرصت را از دست بدهند؛ چون گاهی نقش مربی در تربیت دانشآموزان آن قدر است که کسی دیگر نمیتواند جایگزین او باشد.
در فرصتهایی نیز که برای مربیان و ستادهای تربیتی فراهم میشود،
1) 1. فرهادیان، رضا؛ اجلاس سراسری نماز، سال 1377، ص 235.
باید به طرح مسایل ضروری این دوره پرداخت و دانشآموزان نوجوان را با اهم وظایف وظایفشان آشنا نمود.(1)
رسالت و مسئولیت خطیر مربیان در مدارس عبارت است از برنامه ریزی دقیق و فراهم نمودن زمینه مناسب در آشنا نمودن دانش آموزان با مسایل دینی، نماز، قرآن و برنامههای فرهنگی و جذاب هنری، از قبیل سرود، نمایش، مسابقات هنری، برپایی نماز جماعت، اردوهای درون شهری و برون شهری و بهره مندی از امکانات تربیتی.
این مجموعه فعالیت در مدارس بستگی به ارتباطی دارد که مربیان با دانشآموزان برقرار میکنند.
عمل آنها نیز بهعنوان جزیی از جریان تربیت و الگوی تربیتی، در نوجوانان و جوانان تأثیر زیادی دارد و باید با فعالیت و انجام فرایض و سایر امور عبادی، زمینه مناسب را برای تأثیر گذاری بر دانشآموزان فراهم آورند.
امروزه یکی از مسایل بسیار مهم در جوامع، جریان رسانهای است که اثر جهانی نیز دارد. رسانه به چند گروه تقسیم میشود که عبارتاند از: تلویزیون و رادیو، ماهواره، کتاب، مجلات و روزنامه، سینما، اینترنت. هر کدام از این رسانهها، به نحوی در جامعه تأثیر دارند، اما از میان آنها، تلویزیون یک قدرت بی رقیب است.
علاوهبر نقش تعیین کننده تلویزیون بهعنوان دانشگاه سراسری و ارایه دهنده الگوهای متنوع فرهنگی و ایجاد کننده نگرشهای تازه و انگیزهها
1) 1. فرهادیان، رضا؛ اجلاس سراسری نماز، سال 1377، ص 235.
و تمایلات جدید که مسلماً تأثیر به سزایی در تکوین شخصیت کودکان، نوجوانان و جوانان دارد ... و مابقی رسانهها هر کدام اثر خاصی بر روند تکوین شخصیت کودکان، نوجوانان و جوانان بجا میگذارند.(1)
پس نقش رسانههای تصویری در تربیت بیشتر است و بههمیندلیل ما به وظایف صدا و سیما در این زمینه اشاره میکنیم.
##### عوامل مؤثر در گرایش جوانان به نماز در رسانه ملی
بعد از خانواده، مدرسه و جامعه بهعنوان عوامل تأثیر گذار در تربیت ذکر شدهاند. اما نباید تصور شود که رسانه ملّی نقش کمتری از آنها در امر تربیت دارند. حتی شاید بتوان گفت نقش آن بیشتر و پررنگتر است!
پس عوامل مؤثر در گرایش جوان به نماز در رسانه ملی عبارت است از:
1. صدا و سیما بهعنوان بازوی قدرتمند و بهعنوان رسانهای پر طرفدار میتواند نقش بسیار سازندهای در گرایش و آشنایی نوجوانان و جوانان با فضایل نماز داشته باشد. مسلماً ساختن برنامههایی که مفاهیم نماز و تأثیرات آن بر زندگی انسان را نشان میدهد، در این زمینه بسیار مفید و مثمر ثمر خواهد بود.
2. تهیه و پخش برنامه تلویزیونی از زندگانی پیامبران، ائمه اطهار و علمای بزرگ اسلام برای بینندگان جوان، به ایجاد زمینههای پذیرش مسایل مذهبی و مفاهیم دینی برای نوجوانان و جوانان منجر میشود و صدا و سیما باید به آن توجه داشته باشد.
3. اهمیت دادن به مسایل مذهبی مثل قرائت قرآن در سریالها و
1) 1. افروز، غلامعلی؛ روانشناسی تربیتی کاربردی، ص 151.
فیلمهای تلویزیونی مسئله مهم دیگر است.
4. پخش اذان با صدای گیرا و جذاب در صدا و سیما، ساختن سرودهای زیبا برای نماز و اذان و پخش آنها لحظاتی قبلاز اذان، در جذب نوجوانان و جوانان به دین مؤثر است.
5. برگزاری مسابقهها و فراهمنمودن سرگرمی با موضوعات مذهبی مثل نماز با جوایز ارزنده و پخش آنها هر هفته از صدا و سیما میتواند فعالیت دیگری در این زمینه باشد.
6. قطع برنامههای صدا و سیما موقع پخش اذان، فعالیت دیگری است که ممکن است در یاد آوری وقت نماز و گرایش به آن مهم باشد. حداقل باید سعی شود برنامههای جذاب در این موقع پخش نشود.
برخی صاحبنظران معتقدند امروزه، پس از گسترش این ابزار، تلویزیون به صورت عضو بیبدیل جامعه و حتی خانوادهها در آمده است. بهطور طبیعی، چون این وسیله همانند دیگر ابزارها و تکنیکها از فرهنگ ماده گرا و نظام انسان مدار غرب بر آمده است، روح باطن و ماهیت آنرا از نظام فرهنگیاش نمیتوان جدا دانست، حتی اگر پیام ارسالی آن، پیام ارزشی باشد.
اندیشمندان، جامعه شناسان و کارشناسان علوم ارتباطات درباره کارکرد این وسیله دیدگاههای متفاوتی دارند. لذا تعریف واحد برای آن وجود ندارد.(1)
اما با وجود همه این تفاوتها در تعریف، نمیتوان نقش مهم و مؤثر رسانهها را در شکلدادن ابعاد تربیتی جامعه، بهخصوص مسایل و امور مذهبی نادیده گرفت؛ زیرا اثر آن بسیار زیاد و فراگیر است.
1) 1. طهماسبی، مهدی؛ چگونگی انتقال مفاهیم دینی به جوانان، ص 68.
مسجد در لغت به پیشانی شخص که اثر سجده بر آن بماند گفته میشود. مسجد یعنی سجدهگاه و این نامی است برای محل عبادت، خواه در آن محل سجده شود یا نشود.(1)
در تفسیر المیزان در توضیح کلمه مسجد آمده است: «مسجد، اسم مکانی است که سجده در آن انجام میشود و اگر اعضای سجده (پیشانی و دوکف دست و دو سرزانو و نوک شست پاها) را مسجد مینامند، برای این است که اینها نیز به نوعی با سجده ارتباط دارند»(2)
صاحب جواهر نیز مینویسد:
«مسجد جایی است که برای اقامه نماز برای همه مسلمانان وقف شده است. پس اگر برای برخی از مسلمانان اختصاص داشته باشد، مسجد نخواهد بود».(3)
##### ب. جایگاه مسجد در میان مسلمانان
مسجد، مهمترین پایگاه عبادی مسلمانان است و علاوهبر اینکه محلی برای عبادت است از جایگاه بسیار مهم و مقدسی نیر برخوردار است. پس از گذشت چهارده قرن از عمر اسلام، باز مسجد همچنان یک سنگر بسیار حساس و مهم به شمار میآید.
«مسجد عهده دار نقشهای مهمی در عرصههای عبادی، تربیتی، فرهنگی، سیاسی و نظامی است».(1)
بعد از انقلاب اسلامی، مسجد برای جوانان به یک کانون فرهنگی تبدیل شد و حتی در زمان جنگ عراق علیه ایران و دفاع مقدس، جوانان از راه جذب شدن به پایگاههای بسیج که زیر نظر مسجد مشغول به فعالیت فرهنگی و تربیتی و پشتیبانی جنگ بود به جبهه اعزام میشدند.
علاوهبر این، امروز مسجد یک جبهه فرهنگی است و توجه مسلمانان را بیشتر از قبل به خود جلب کرده و در دل دشمنان اسلام خوف انداخته است.
امروز، مساجد از حالت رکودی که در آن چند نفر سالمند نماز برپا میکردند درآمده و به کانونهای فعالیت تبدیل شده است.
در حال حاضر، مساجد یک دوره فعال را طی مینمایند و نیاز به برنامه ریزی دقیق دارند. وقتی ما میخواهیم جوانان، اهل مسجد و نماز خوان باشند، نیاز است از دوران کودکی در این زمینه برای آنها سرمایه گذاری شود و در دوران نوجوانی و جوانی، نتیجه آن گرفته شود.
گرچه خانوادهها از جایگاه مهم و بسیار مؤثری در تربیت و ترغیب جوانان به نماز برخوردارند اما عوامل دیگری نیز هستند که در جایگاه خود بیتأثیر نیستند.
یکی از عوامل مؤثر در گرایش جوانان به نماز، مسجد است. علاوهبر محیط جغرافیایی و فیزیکی مسجد و فضای آن، نظافت و تمیزی مسجد، عوامل انسانی و کارگزاران مسجد مانند امام جماعت و... نیز در گرایش جوانان به نماز نقش دارند.
1) 1. نوبهار، رحیم؛ مسجد نمونه، ص 10.
امام جماعت در زمینههای مختلف عبادی، فرهنگی، سیاسی بهعنوان یک راهنما و هدایت گر نسل نوجوان و جوان و نیز بهعنوان یکی از عوامل مهم اقبال به مسجد، نقش حساسی دارد.
او میتواند یک نقش اساسی و کارآمد داشته باشد؛ چون بدون وجود او، مأمومین به فیض نماز جماعت نایل نمیشوند. بنابراین او میتواند با ارشادات و راهنماییهای خود نقش مؤثری داشته باشد.
از نظر دینی و فرهنگی نیز تنها عالم دین شناس و متعهد خواهد توانست مسجد را به کانون گرم مباحث علمی و دینی تبدیل کند. مسجد در بعد اجتماعی و سیاسی نیازمند امام جماعت دانشمندی است تا در سایه آگاهی از مبانی دینی و برخورداری از هوش و اندیشه سیاسی، روشنگر افکار دیگران باشد و خطرها و آفتهایی که بالقوه یا بالفعل مسلمانان را تهدید میکند بازگو نماید.
روحانیت بهعنوان پرچمدار اسلام و مبلّغ و ترویج کننده احکام آن، همواره نقش به سزایی در گرایش و جذب همه اقشار جامعه و مخصوصاً نوجوانان و جوانان به نماز و دین داشته و این نقش در ابعاد دیگر نیز بسیار مؤثر بوده است. تأثیر روحانیت هم از بعد علمی و هم از بعد عملی بهعنوان یک الگوی شایسته مطرح است. از جهت تأثیر با وعظ و نصیحت و گفتوگو و بیان احکام نیز این نقش برای روحانی مسجد مهم بهشمار میآید.
یکی از روشهای بسیار مطلوب که در جلب توجه نوجوانان و ایجاد نگرش مثبت نسبت به مساجد بسیار مؤثر است دعوت دانشآموزان مدارس مختلف به همراه معلمان آنها در مناسبتهای خاص جهت
صرف نهار و اقامه نماز توسط امام جماعت مسجد میباشد.(1)
امام صادق(ع) وقتی مبلغان دین و شاگردان خویش را به تبلیغ میفرستاد میفرمود: «نوجوانان را دریابید! که آنان به هر خیر و صلاحی پیشتازند».(2)
دلیل این توجه و سفارش هم، تمایل جوانان به کارهای نیک است که ضرورت توجه بیشتر در برنامههای فرهنگی و تربیتی نوجوانان و جوانان را دو چندان میکند. پس اگر امامان مساجد و روحانیون هنگام تبلیغ به نوجوانان و جوانان توجه خاص بنمایند، میتوانند در آنها گرایش به نماز ایجاد کنند.(3)
امام جماعت از جایگاه ویژهای برخودار است و در منابع دینی از او در بعضی موارد بهعنوان هدایتگر جامعه نام برده شده است. میفرمایند: «اَلصَّلَوةُ جَماعَةُ وَلوْ عَلَی رَأْس زَجٍ؛ نماز جماعت برگزار میشود هر چند بر نوک نیزه باشد.(4)» پس از ابتدا در میان مسلمانان، مسئله جماعت و امام آن مطرح بوده است.
پیشنمازی و امامت جماعت در فریضه نماز، نقش رهبریت و هدایت را برای فرد به همراه دارد؛ البته به صورت بالقوه میشود که گاهی این رهبریت عنوان حق به خود گیرد و گاهی عنوان باطل. در آیه قرآن آمده
است: «یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ اُناسٍ بِاِمامِهِم؛ روزی که هر مردمی را با امام و پیشوایشان میخوانیم.»(1)
در تفسیر آیه فوق چنین برداشت میشود که در روز قیامت، هر امتی با پیامبرانشان خوانده میشوند و نامه اعمالشان به آنها داده میشود.
در روایتی از امام علی(ع) نیز نقل شده است «امامان دو گونهاند: امام و رهبر هدایت و ارشاد و امام و پیشوای ضلالت و گمراهی»(2).
رسالت امام جماعت بسیار مهم است؛ چون هدایت بخش مهمی از جامعه برعهده اوست. او در واقع جانشین پیامبر شده و مردم به او اقتدا مینمایند؛ پس اگر درست و بهجا عمل نماید، جامعه از عذاب الهی در امان خواهد بود و مشمول الطاف الهی قرار خواهد گرفت و اگر از عهده مسئولیت بر نیامد، آن جامعه بهسمت تباهی و گمراهی خواهد رفت(3).
روشن است که مسولیت گمراهی یا سعادت جامعه نیز بر عهده امام جماعت و سایر امامان جماعت خواهد بود که نقش رهبری جامعه را بر عهده داشتهاند.
یکی از عوامل اصلی برای هدایت جامعه، امامت در نماز است؛ چون انسان در همه ابعاد زندگی، تحت هدایت و رهبری است.
هر انسانی اگر تحت مدیریت و رهبری انسان کامل و پیشوای عادل قرار نگیرد، بهطور قطع تحت رهبری پیشوای جور و ستم قرار خواهد گرفت و اگر به دنبال پیامبران و پیشوایان بر حق نباشد، حتماً پیرو شیطان
خواهد بود. چنانکه قبلاً اشاره شد، پیشنمازی و امامت در نماز، نوعی رهبری و پیشوایی است و هر پیشنماز و امام جماعتی در حد خود باید واجد کمالات، خصال و روحیات و عملکردهای پسندیده باشد. راز این مطلب نیز آن است که اسلام، خواهان پیاده شدن مجموعه ارزشهای انسانی در ابعاد مختلف زندگانی انسان است.
پس امام جماعت باید خود یک انسان اسوه و نمونه و برای مأمومین و پیروانش سرمشق علمی و عملی باشد؛ هر چند محیط رهبری او مانند مسجد، کوچک باشد.
رسول خدا(ص) در حیات خود همواره در همه نمازها، امام و پیشنماز بوده و کارهای چشم گیر و جالب توجهی نیز انجام میداد.
ایشان خود بنیانگذار مسجد و نماز بود و در مدیریت مسجد و تشکیل نماز جماعت نیز نقشی اساسی داشت. در مجموع، یک امام جماعت باید دارای ویژگیهای ذیل باشد:
1. مدیریت مسجد: امام جماعت باید کنترل نمازهای جماعت، رعایت نظم و ترتیب ظاهری و انضباط معنوی را بر عهده داشته باشد. او زمانی موفق است که تمام برنامههای مسجد را کنترل کند.
2. خودسازی: ویژگی بارز یک امام جماعت، خودسازی و پرداختن به تعلیم و تربیت خویش است، چون او هدایتگر است. کسی که خود را گم کرده نمیتواند راهبر دیگران
باشد. امام علی(ع) میفرماید: «کسی که خود را رهبر مردم قرار داد، بیش از آن که به تعلیم دیگران بپردازد باید خود را بسازد و بیش از آنکه به گفتار تربیت کند، با کردار تعلیم دهد».(1)
3. علم و آگاهی: پیشنماز باید دارای آگاهی، درایت و دانش لازم روز
1) 1. دشتی، محمد؛ ترجمه نهجالبلاغه، ص638.
باشد؛ چون از موارد خودسازی یک امام جماعت، عالم بودن اوست که بدون آن، خود گمراه است و نمیتواند هدایتگر باشد. امام علی(ع) در مورد عالم میفرماید:
«درباره چیزی که علم و شناخت ندارید صحبت نکنید».(1)
همراه بردن کودکان به مسجد، موجب علاقهمند شدن آنان به نماز و سایر فعالیتهای عبادی میشود. مسجد، کانون تربیت است و حضور در آن خود مقدمهای برای تأثیر پذیری از آن است.
سنّت پیامبر(ص) و ائمه و پیشوایان معصوم(ع) نیز چنین بوده است.
برایناساس باید از حضور بچهها در مسجد استقبال کنیم و با برخورد مناسب، آنها را به دوام این آمدن مشتاق سازیم.
جابر از امام باقر(ع) در مورد کودکان، هنگامی که برای نماز واجب در صف نماز جماعت شرکت میکنند، سوال کرد. امام(ع) فرمود: «آنان را از صفوف نماز جماعت خارج نکنید بلکه آنها را در میان بزرگسالان پراکنده سازید».(2)گفتوگو و برخورد محبتآمیز با کودکان و نوجوانان در مسجد از سوی ائمه(ع) و پیامبر(ص) نشانگر آن است که ایشان توجه خاص به حضور کودکان و نوجوانان در مسجد داشتهاند.
امروز نیز درصورتیکه ادارهکننده مسجد و روحانی و امام جماعت، برنامههای مناسب و سازندهای داشته باشند، میتوانند نقش مفیدی در جذب و هدایت کودکان و نوجوانان داشته باشند.
برخی عوامل جذب در مسجد چنین است:
1. وضعیت ظاهری مسجد یکی از عوامل بسیار تأثیرگذار در جذب نوجوانان و جوانان به مسجد است. هرچه مسجد از نظر ظاهری تمیز، مرتب، ساده و با صفا باشد و در آن رعایت معماری سنتی و نقش و نگارهای زیبا و مذهبی بیشتر باشد، جذب به آن نیز بیشتر خواهد بود.
2. موقعیت جغرافیایی مسجد عامل مهم دیگر در جذب نوجوانان و جوانان به مسجد است. اگر مسجد نزدیک محل سکونت باشد، فرد راحت به آن دسترسی پیدا میکند و اگر دور دست باشد یا در محل مناسبی واقع نشده باشد، در جذب جوانان محل اختلال ایجاد خواهد شد.
برای بنیان گذاران مسجد، باید همیشه این نکته مورد توجه باشد که در ساختن مسجد، محل مناسبی را در اختیار گیرند تا رفتوآمد به آن برای همگان میسر و سهل باشد.
3. فعالیتهای جنبی مسجد نیز میتواند در گرایش نوجوانان و جوانان به آن مؤثر باشد. فعالیتهایی مثل داشتن کتابخانه، کانون فرهنگی، پایگاه مقاومت و حتی هیأت امناء و...
##### ح. پاکیزگی و مساجد
مسجد بهعنوان یک سنگر دفاع از حریم دین مقدس اسلام، خود باید نمونهای از به کارگیری عملی آموزشهای اسلامی باشد. پاکیزگی فضای این سنگر و سنگربانان آن یک ضرورت است. در طول تاریخ اسلام، مسجد تجلیگاه هنر معماری و شاهکارهای ماندنی هنرمندان اسلامی
بوده و نظافت این فضای هنری بر رونق آن میافزوده است.
سنگر خداپرستان (نمازگزاران) باید پاکیزه باشد تا نمازگزاران به پاکیزگی جسم و روح نیز متوجه شوند. مسجد باید برای نوجوانان و جوانان جذابیتآفرین باشد و آنان را بهسوی هدایت بکشاند؛ چون ذات نوجوان و جوان، پاکیزگی را دوست دارد.
اسلام نیز راجع به پاکیزگی و نظافت مساجد سفارش زیادی نموده است. رسول خدا(ص) میفرماید: هر کس مسجدی را خاکروبی کند، خداوند پاداش آزاد کردن بندهای را برایش می نویسد و اگر از این مسجد بهاندازه خاشاکی که در چشم میرود غبار برگیرد، خداوند دو برابر آن، رحمت خویش را به او عطا میفرماید.
هنگام رفتن به مسجد باید تمیز بود و زینتهای خود را همراه داشت. در قرآن کریم سفارش شده است: «یَا بَنِی آدَمَ خُذُوا زِینَتَکُمْ عِندَ کُلِّ مَسْجِدٍ»؛ ای فرزندان آدم! زینت خود را هنگام رفتن به مسجد با خود بردارید».(1)
مرحوم علامه طباطبایی در ذیل آیه شریفه میفرماید: «مراد از همراه داشتن زینت در تمام مساجد، این است که انسان به هنگام حضور در مسجد، زینتهای نیکو و پسندیده را به همراه داشته باشد و البته اینکار برای نماز... جنبه یاد خدا دارد... پس فرمان خداوند به «زینت کردن» در هنگام ورود به مساجد، در حقیقت بهمعنای مطلوب بودن زینت برای نماز و دیگر عبادات مشابه است و شامل زینت کردن در اعیاد و جماعات و نمازهای یومیه و سایر عبادات نیز میشود».(2)
در این مورد برخی صاحبنظران مثل آقای قرائتی تاکید دارند که در مورد لباس، بهتر است انسان لباس تمیز و سفید و معطر را برای نماز انتخاب کند، چرا که به دیدار خدا میرود. شرط ادب در چنین دیداری استفاده از بهترین لباسهاست.(1)
از سوی دیگر از نظر متون اسلامی ظاهر انسان دلالت بر باطن میکند و بین ظاهر و باطن، رابطهای محکم برقرار است.
کسی که از جهت ظاهری، خوب خود را آماده کرده است، قطعاً در باطن نیز آمادگی خواهد داشت.
از سوی دیگر تمیز بودن و همراه داشتن زینت در هنگام رفتن به مسجد، کودکان و نوجوانان را نیز مورد تأثیر قرار میدهد و در آنها رغبت آمدن به مسجد را زیاد میکند.
1) 1. قرائتی، محسن؛ آشنایی با نماز برای نوجوانان، ص 31.
قرآن کریم.
نهجالبلاغه.
آمدی تمیمی، محسن؛ عبدالواحد؛ معجمالفاظ، غررالحکم و دررالکلم، ترجمه مصطفی درایتی، چاپ قم، مرکز الابحاث والدراسات اسلامیه، 1372 ه .ش.
ابن ابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، چاپ اول، بیروت، دار الجیل، 1407 ق، با تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم.
ابنالحسین بن فارسی زکریا، مقاییسالّلغه، چاپ بیروت، دوم، دار الاسلامیه، 1410 ق.
ابنمنظور،لسانالعرب، چاپ بیروت، دار الاحیاءالتراثالعربی، 1408 ه .ق.
ابی جعغر احمد بن محمد بن خالدالبرقی، محاسن با تصحیح و تعلیق، جلالالدّین حسینی،چاپ دوم، قم، دارالکتبالاسلامیه.
ابی عبداللَّه، محمدبن اسماعیل، صحیح بخاری، چاپ بیروت، دارالقلم، 1407 ه .ق.
احسانبخش، شیخ صادق، آثارالصادقین، چاپ اولی، رشن نشر صادقین، 1377 ه .ش.
احمد فتح اللَّه، معجم الالفاظ فقه جعفری، بینا، 1415 ه .ق.
اریکسون، دیچردس، ارسن - د - هیگلگارد، زمینه روانشناسی، چاپ دوازدهم، تهران، انتشارات رشد، 1377 ه .ش، مترجمان: ابراهیمی، محمد تقی، بینسرشک، بهروز، سیف، علی اکبر، طریقی، شکراللَّه، علمایی زند، شاهین، محیط احمد، مهدی محییالدین.
اکبری، محمدرضا، تفسیر نماز، چاپ اول، پیام آزادی، تهران، 1381 ه .ش.
امینی،ابراهیم،آیین تربیت،چاپششم،تهران،انتشاراتاسلامی،1365 ه .ش.
انصاریان، حسین، نظام خانواده در اسلام، چاپ نوزدهم، قم، ام ابیها،
1380 ه .ش.
15. ایزدی، سیروس، روانشناسی شخصیت از دیدگاه مکاتب، چاپ دهخدا، تهران، 1356 ه .ش.
16. بابایی، احمد علی، برگزیده تفسیر نمونه، چاپ تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1374 ه .ش.
17. بالایان، مسروب، روانشناسی بلوغ.
18. بانکی پورفرد، امیر حسین، تعلیم و تربیت از دیدگاه مقام معظم رهبری، چاپ تهران، نشر تربیت اسلامی، 1380 ه .ش.
19. بحرانی، کمالالدین میثم بن علی بن میثم، شرح نهجالبلاغه، مترجم: محمد رضا عطایی، چاپ اول، بنیاد پژوهشهای اسلامی، آستان قدس رضوی، 1374 ه .ش.
20. بیابانگرد، اسماعیل، روانشناسی نوجوان، چاپ اول، تهران، نشر فرهنگ اسلامی، 1376 ه .ش.
21. پاینده،ابوالقاسم، نهجالفصاحه، چاپ سیزدهم،تهران،جاویدان،1360ه .ش.
22. پور افکاری، نصرت اللَّه، فرهنگ جامع روانشناسی و روانپزشکی انگلیسی به فارسی، چاپ دوم، تهران، نوبهار، 1376 ه .ش.
23. جمال فر، سیاوش، روانشناسی شخصیت، نشر روان، تهران، 1378 ه .ش.
24. جوادی آملی، عبداللَّه، اسرارالعبادات، چاپ سوم، قم، اسراء، 1370 ه .ش.
25. جوادی آملی، عبد اللَّه، حکمت عبادات، چاپ دوم، قم، اسراء، 1378 ه .ش.
26. جوادی، محمد جعفر، کدیور، پروین، روانشناسی شخصیت، چاپ تهران، 1372 ه .ش
27. جهانگرد، یداللَّه، نحوه رفتار والدین با فرزندان، چاپ دوم، تهران، انجمن اولیاء مربیان، 1372 ه .ش.
29. حرّانی، ابو محمد، تحفالعقول، حسن زاده، صادق، چاپ اول، قم، آل علی، 1382 ه .ش.
30. حرّ عاملی، محمد بن حسن، وسائلالشیعه، چاپ احیاءالتراثالعربی، بیروت، 1412 ه .ق.
31. حقجو، محمد حسین، آیین ارشاد و هدایت نسل جوان، چاپ اول، قم، نشر نهضت، 1375 ه .ش.
32. خادمی، عیناللَّه، بررسی عوامل مؤثّر درونی کردن ارزشهای اسلامی در دانشآموزان از دیدگاه مربیان تربیتی ناحیه 2 آموزش و پرورش، قم، در سال 1379، چاپ اول، اداره کل آموزش و پرورش، قم، شورای تحقیقات، 1379ه . ش.
33. خادمی کوشا، محمدعلی، جوان در پرتوی اهلبیت(ع)، چاپ اول، قم، بوستان کتاب.
34. داوودی، محمد، سیره تربیتی پیامبر(ص) و اهل بیت(ع)، چ 2، تربیت دینی، چاپ اول، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، 1382، زیر نظر علی رضا اعرافی.
35. دشتی، محمد، ترجمه نهجالبلاغه، چاپ اول، قم، شاکر، 1379 ه .ش .
36. دلخوشنواز، هاشم، روانشناسی شخصیت کودک و نوجوانان، چاپ تهران، مروی، 1369 ه .ش.
37. دوروم، دورلین، سیری در بلوغ، چاپ تهران، طوسی 1354، مترجمان کاظم سامی و محمود ریاضی.
38. دهخدا، علی اکبر، لغتنامه، چاپ دانشگاه تهران، 1337 ه .ش.
39. راشدی، حسن، نمازشناسی، ستاد اقامه نماز، چاپ دوم، 1380ه .ش.
40. راغب اصفهانی، ابوالقاسم، مفردات قرآن، با تحقیق صفوان عدنان داوودی، چاپ دارالقلم، دمشق، 1996 م.
42. زینالعابدین بن علی، منیّةالمرید فیآدابالمفید والمستفید، ترجمه محمد باقر حجتی، چاپ تهران، 1367 ه .ش.
43. سعادت، محمد علی، شیوههای برخورد با نوجوانان، چاپ یازدهم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1381 ه .ش.
44. شاهلوییپور، فضلاللَّه و قائمی، پروین، روانشناسی بلوغ و تربیتی جنسی کودکان و نوجوانان، چاپ تهران، انتشارات حسام، 1370ه .ش.
45. شایانمهر، علیرضا، دایرةالمعارف تطبیقی علوم اجتماعی، چاپ اول، تهران، سازمان انتشارات کیهان، 1377.
46. شرفی، محمدرضا، دنیای نوجوانی، چاپ سوم، تهران، انتشارات تربیت، 1374 ه .ش.
47. شریعتمداری، جعفر، شرح لغات و تفسیر قرآن براساس تفسیر نمونه، چاپ مشهد بنیاد پژوهشهای اسلامی، آستان قدس رضوی، 1372ه .ش.
48. شهید اول، لمعه دمشقیه، چاپ بیروت، مشکاتالاعلامیالاسلامی، 1406 ه .ق.
49. طباطبایی، محمد حسین، تفسیر المیزان، چاپ یازدهم، قم، انتشارات اسلامی، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی، 1378 ه .ش.
50. طبرسی، ابو علیالفضل بنالحسن، مجمعالبیان، چاپ تهران، وزارت فرهنگ ارشاد اسلامی، ترجمه علی کرمی، 1380 ه .ش.
51. طبرسی، میرزا حسین نوری، مستدرکالوسائل و مستنبطالمسائل، با تحقیق مؤسسة آلالبیت(ع)،چاپاول،مؤسسة آلالبیت لاحیاءالتراث، 1408 ه .ق.
52. طریحی، فخرالدین، مجمعالبحرین، چاپ نجف، آداب، 1340 ه .ق.
54. عفیف، عبدالفتاح طیاره، روحالصلاة فیالاسلام، چاپ بیروت، 1392 ه .ق.
55. عمید، حسن، فرهنگ عمید، چاپ یازدهم، تهران، امیرکبیر، 1376ه .ش.
56. غلامعلی، افروز، روانشناسی تربیت کار بردی، انجمن اولیاء و مربیان، چاپ 1372 ه .ش.
57. غلامعلی، افروز، روشهای پرورش احساس مذهبی نماز در کودکان و
نوجوانان، چاپ ششم، تهران انجمن اولیاء و مربیان، 1377 ه .ش.
58. فرهادیان، رضا، اجلاس سراسری نماز، 1377 ه .ش.
59. فرهادیان، رضا، والدین و مربیان، چاپ اول، قم، دفتر تبلیغات اسلامی،1377 ه .ش.
60. فرید، مرتضی، الحدیث، روایات تربیتی از مکتب اهل بیت(ع)، چاپ نشر فرهنگ اسلامی، 1363ه .ش
61. فلسفی، محمد تقی، کودک از نظر وراثت و تربیت، چاپ تهران، هیأت نشر معارف اسلامی، 1341 هش.
62. فلسفی، محمد تقی، گفتار فلسفی جوان از نظر عقل و احساسات، چاپ دوازدهم، تهران، هیأت نشر معارف اسلامی، بیتا.
63. فولادوند، محمد مهدی، ترجمه قرآن، چاپ تهران، دارالقرآنالکریم، 1374 ه .ش.
64. فیض کاشانی، ملامحسن، محجةالبیضاء، با تصحیح علی غفاری، چاپ بیروت، مؤسسة الاعلای للمطبوعات، 1403 ه .ق.
65. قائمی، شناخت و هدایت و تربیت نوجوانان و جوانان، چاپ انتشارات امیر، 1372 هش.
67. قائمی، علی، دنیای نوجوان دختران، چاپ انتشارات امیری، 1370 ه .ش.
68. قائمی، علی، زمینه تربیت، چاپ هفتم، انتشاراات امیری، 1370 ه .ش.
69. قائمی، علی، هدایت نوجوان بهسوی نماز، چاپ تهران، ستاد اقامه نماز، 1376 ه .ش.
70. قرائتی، محسن، آشنایی با نماز برای نوجوانان، چاپ تهران، وزارت فرهنگ انتشارات اسلامی، بیتا.
71. قرائتی، محسن تفسیر نور، چاپ قم، مؤسسه در راه حق، 1374ه .ش.
72. قرائتی، محسن، راز نماز برای جوانان، تدوین جواد محدثی، چاپ اول، تهران، وزارت فرهنگ ارشاد اسلامی، 1368ه .ش.
73. قرائتی، محسن، همراه با نماز، با همکاری سید جواد بهشتی، چاپ پنجم، ستاد اقامه نماز، 1375 ه .ش.
74. قرهبیکلو، محمد و کریمیان، رضا، روانشناسی و مسایل نوجوانان و جوانان، چاپ اول، امیر، تهران، 1380 ه .ش.
75. قمی، ابی جعفر محمدبن علی بنالحسین بابویه، شیخ صدوق، معانی الاخبار، با تصحیح علی اکبر غفاری، چاپ قم، انتشارات اسلامی، وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه، 1361 ه .ش.
76. قمی، امالی صدوق، چاپ سوم، تهران، کتاب روش اسلامیه، 1355ه .ش.
77. قمی، خصال صدوق، با تحقیق علی اکبر غفاری، چاپ بیروت، مؤسسة الاعلمی، 1410 ه .ق.
78. قمی، شیخ عباس، کلیات مفاتیحالجنان، مترجم الهی قمشهای، چاپ اول، قم، سیمای ولایت، 1382ه .ش.
79. قمی، عللالشرایع، چاپ بیروت، دار احیاءالتراثالعربی، 1966 م.
81. کریما، زهرا، روشهای جذب کودکان به نماز، مرکز آموزش خواهران، پایان نامه سطح 2، معارف اسلامی و تبلیغ، استاد راهنما دکتر علینقی فقیهی، استاد مشاور: دکتر حاجی ده آبادی، 80-1379 ه .ش.
82. کلینی، ابی جعفر محمد بن یعقوب ابن اسحاق، فروع کافی، چاپ تهران، دارالکتبالاسلامیه، 1350 ه .ش.
83. کلینی، اصول کافی، با ترجمه و شرح، چاپ سوم، اسوه، 1375 ه .ش.
84. گرامی، آیتاللَّه محمد علی، اخلاق و عرفان در وضو و نماز، چاپ اول، قم، احسنالحدیث، 1376ه .ش.
85. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، چاپ سوم، بیروت، دارالاحیاءالتراث العربی، 1403 ه .ق.
86. مجلسی، محمد باقر، حلیةالمتقین، چاپ مکرر، فؤاد، تهران، 1369ه .ش.
87. مجله پیام زن، 1373ه .ش.
88. مجموعه روایت جوان، چاپ نشده، پژوهشکده حوزه و دانشگاه.
89. محمدی ری شهری، محمد، الصلاة فیالکتاب والسنة، چاپ اول، دارالحدیث مترجم، عبدالهادی مسعودی 1377 - قم.
90. محمدی ری شهری، محمد، میزانالحکمه، چاپ اول، دارالحدیث با ترجمه حمید رضا شیخی - قم.
91. مشکینی، علی، دروس فیالاخلاق، چاپ قم، نشر الهادی 1374ه .ش.
92. مصطفوی، حسن، ترجمه و شرح مصباحالشریعه و مفتاحالحقیقه، چاپ تهران، قلم، 1363ه .ش.
93. معزّیالملایری، شیخ اسماعیل، جامع احادیثالشیعه فی احکامالشریعه، چاپ قم، مهر 1371ه .ش.
95. مکارم شیرازی، آیتاللَّه ناصر، و جمعی از همکاران، تفسیر نمونه، چاپ نوزدهم، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1380ه .ش.
96. مکارم شیرازی، قرآن کریم.
97. موسویالخمینی، آیتاللَّه روحاللَّه، صحیفه نور، چاپ اول، تهران، مؤسسه تنظیم آثار امام خمینی(ره)، 1378ه .ش.
98. موسویالخمینی، روح اللَّه، آداب نماز، چاپ چهارم، تهران، مؤسسه تنظیم آثار امام خمینی(ره)، 1373ه .ش.
99. موسی زاده، ابراهیم، نماز و آثار آن در دوران جوانی، چاپ اول، نشر فرهنگ اسلامی، 1380ه .ش.
100. مؤلفان دوان شولتز، و سیدنی شولتز، نظریههای شخصیتی، مترجم، سید یحیی محمدی، چاپ دوم، تهران نشر هما، 1378 ه .ش.
101. مؤلفان مصباح - علی، زارعان، محمدجواد، بی ریا، ناصر، آقا تهرانی، مرتضی... روانشناسی رشد با نگرش به منابع اسلامی، چاپ اول، قم، مهر 1374ه .ش.
102. نجاتی، حسین، روانشناسی کودک، چاپ تهران، بیکران، 1377 ه . ش.
103. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام فی شرح شرایعالاسلام، چاپ نشر اسلامی، 1412 ه .ق.
104. نراقی، ملا احمد، معراجالسعادة، چاپ اول، مؤسسة انتشارات هجرت 1371 قم.
105. نراقی، مهدی، جامعالسعادة، مترجم، جلالالدین مجتبوی، چاپ چهارم، انتشارات حکمت، 1366، تهران.
106. نوبهار، رحیم، مسجد نمونه، چاپ ستاد اقامه نماز، 1375ه .ش.
107. ورام بن فراس، مجموعه ورام، چاپ قم، انتشارات مکتبةالفقیه.
109. هاشمی، سیدمجتبی، تربیت شخصیت انسانی، چاپ اول، قم، مرکز دفتر تبلیغات اسلامی 1374ه .ش.
110. هندی، علاءالدّین بن علیالمتقی بن حسامالدین، کنزالعمّال فیالسنن والاقوال، با تصحیح و تعلیق شیخ بکر حبّانی، چاپ مؤسسه رسالت 1409ه .ق.
111. یادگاری، عبدالمهدی، و عاقل فاخر، فرهنگ روانشناسی روانپزشکی، انگلیسی و فارسی، چاپ دوم، تهران 1376ه .ش.